2021 September 21 - سه شنبه 30 شهرويور 1400
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب
کد مطلب: ٤٩٥٥ تاریخ انتشار: ١٦ شهریور ١٣٩٦ - ٠٠:١٠ تعداد بازدید: 22315
پرسش و پاسخ » امام علي (ع)
اعتراف غزالي به بيعت عمر بن خطاب با اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم و نقض پيمان توسط او به خاطر مال و رياست دنيا + تصاوير كتاب

غزالي، دانشمند پرآوازه اهل تسنن در قرن ششم در باره تبريك و تهنيت خليفه دوم و پيماني كه در آن روز بست و فقط چند روز بعد آن را فراموش كرد، مي نويسد:

واجمع الجماهير علي متن الحديث من خطبته في يوم عيد غدير خم باتفاق الجميع وهو يقول: «من كنت مولاه فعلي مولاه» فقال عمر بخ بخ يا أبا الحسن لقد أصبحت مولاي ومولي كل مولي فهذا تسليم ورضي وتحكيم ثم بعد هذا غلب الهوي تحب الرياسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوي في قعقعة الرايات واشتباك ازدحام الخيول وفتح الأمصار وسقاهم كأس الهوي فعادوا إلي الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا.

از خطبه هاي رسول گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) خطبه غدير خم است كه همه مسلمانان بر متن آن اتفاق دارند. رسول خدا فرمود: هر كس من مولا و سرپرست او هستم، علي مولا و سرپرست او است. عمر پس از اين فرمايش رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) به علي (عليه السلام) اين گونه تبريك گفت:
«تبريك، تبريك، اي ابوالحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاي ديگري هستي.»
اين سخن عمر حكايت از تسليم او در برابر فرمان پيامبر و امامت و رهبري علي (عليه السلام) و نشانه رضايتش از انتخاب علي (عليه السلام) به رهبري امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز ها، عمر تحت تأثير هواي نفس و علاقه به رياست و رهبري خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مكان اصلي تغيير داد و با لشكر كشي ها، برافراشتن پرچم ها و گشودن سرزمين هاي ديگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلي هموار كرد و از مصاديق اين سخن شد: (فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قليلا). پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهايي ناچيز به دست آوردند، و چه بد معامله اي كردند.

الغزالي، أبو حامد محمد بن محمد، مجموعة رسائل الإما الغزالي. ص483.

شرح حال أبو حامد غزالي :
علامه شمس الدين ذهبي در ترجمه او مي نويسد :

الغزالي الشيخ الإمام البحر حجة الإسلام أعجوبة الزمان زين الدين أبو حامد محمد بن محمد بن محمد بن أحمد الطوسي الشافعي الغزالي صاحب التصانيف والذكاء المفرط ... ثم بعد سنوات سار إلي وطنه لازما لسننه حافظا لوقته مكبا علي العلم.

غزالي استاد پيشوا و درياي علم ، نشانه اسلام ، اعجوبه زمان ، صاحب كتاب ها وانساني با هوش فراوان و زيرك... بود .
پس از سال ها به زادگاهش بازگشت و به استفاده از وقت ، فرصت وعلم ودانش روزگار را سپري كرد ... .
سير أعلام النبلاء ، ج 19 ، ص 322 ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي ، ناشر : مؤسسة الرسالة - بيروت ، الطبعة : التاسعة ، 1413هـ .
و در جلد 14 ، ص 202 از همين كتاب با استفاده از حديث نبوي او را يكي از احياگران دين مي داند و مي نويسد :
وقال الحاكم سمعت حسان بن محمد يقول كنا في مجلس ابن سريج سنة ثلاث وثلاث مئة فقام إليه شيخ من أهل العلم فقال أبشر أيها القاضي فإن الله يبعث علي رأس كل مئة سنة من يجدد يعني للأمة أمر دينها وإن الله تعالي بعث علي رأس المئة عمر بن عبدالعزيز وبعث علي رأس المئتين محمد بن إدريس الشافعي ...
قلت وقد كان علي رأس الأربع مئة الشيخ أبو حامد الاسفراييني وعلي رأس الخمس مئة أبو حامد الغزالي وعلي رأس الست مئة الحافظ عبد الغني ...
حاكم مي گويد : از حسان بن محمد شنيدم كه مي گفت : در سال 303هـ در مجلس ابن سريج بودم ، پير مردي دانشمند بر خواست و گفت : بشارت اي قاضي ! خداوند در هر صد سال كسي را مي فرستد كه احياگر دين است ، عمربن عبد العزيز اولين است و در صد سال دوّم محمد بن ادريس شافعي است...
من مي گويم در صد سال چهارم ابو حامد اسفراييني است و در صد سال پنجم غزالي و در صد سال ششم حافظ عبد الغني است ، و...

**************
شرح و توضيح با خود خوانندگان شيعه و سني.

موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)


Share
1 | مجنون و عاشق سينه چاك اهل بيت | | ١٦:٢٧ - ٢٠ مهر ١٣٩٢ |
قطعا يک عده ميان و ميگن عمر در اينجا به حضرت علي گفته تو دوست ما هستي و اين نشان از رابطه ي خوب ميانه آنهاست و عمر ميخواسته به عنوان يک صحابي کاري انجام بده تا ديگرانم اورو الگو قرار دهند..اما توجه کنيد که خليفه دوم ميگه(تبريك، تبريك، اى ابوالحسن، تو اكنون مولا و رهبر من و هر مولاى ديگرى هستي.») ميگه تو اکنون مولاي من هستي..اگه بگيم مولا يعني دوست فاتحه ي صحابه بايد خوانده بشه که تا اين زمان حضرت علي را دوست خود نميدانستند و از الان ميخوان دوستش بدارن نشون ميده اوضاع ميان صحابه ناجور بوده.و همچنين لغت نامه راغب واژه ي ولي را زماني دوست ترجمه ميکند که در مقابل دشمني باشد و اگر بخواهيد آنجا که ابوبکر ميگه من ولي رسول خدايم واژه ي ولي را دوست ترجمه کنيد يعني دوستي درمقابل دشمني و اين به ضرر خليفه ي خودتان ميشود..البته آدرس لغت نامه راغب رو ندارم اگه ميشه به زير نظرم اضافه کنيد و اگه اشتباهي دارم اصلاح کنيد...
2 | علي | | ١٦:٣٦ - ٢٠ مهر ١٣٩٢ |
درشرح غزالي آمده که اگرقراربود بعدازپيامبرکسي پيامبرباشد او غزالي است که اين توثيق عجيب وغريب در کتب سيوطي هست:
سيوطي در باره شخصيت غزالي مي‌گويد:
وعلى رأس الخامسة الإمام أبو حامد الغزالي، وذلك لتميزه بكثرة المصنفات البديعات، وغوصه في بحور العلم... حتى قال بعض العلماء الأكابر الجامعين بين العلم الظاهر والباطن: لو كان بعد النبي صلى الله عليه وآله وسلم نبي لكان الغزالي، وأنه يحصل ثبوت معجزاته ببعض مصنفاته.
در رأس گروه پنجم إمام أبو حامد غزالي قرار دارد، واين به علّت تصنيفات نو و جديد او و غوص عميق او در درياهاي علم است... تا جايي كه بعضي از علماي بزرگ جامع بين علم ظاهر و باطن در باره او گفته‌اند:
اگر بعد از پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم پيامبري مي‌بود هر‌آينه آن شخص غزالي مي‌بود، و معجزات او نيز با بعضي از مصنفاتش آشكار مي‌شد.
التنبئه بمن يبعثه الله على رأس كل مائة، سيوطي، ص 12
کمي تعصب را کناربگذاريد برادران اهل سنت
3 | bisetareh | | ١٧:٠٥ - ٢٠ مهر ١٣٩٢ |
سلام اين هم يک دليل ديگه از اهل سنت بر برتري وحق حضرت علي ع کو گوش شنوا
اهل سنت تمام بهانه هايشان بني اسرائيلي است
تشکر از تمامي زحمت کشان اين سايت انشالله شيعه علي دنيا راترک کنيد
ياعلي
4 | حسين | | ١٧:٢٠ - ٢٠ مهر ١٣٩٢ |
حال سوال اين است ، با وجود اين همه نشانه هاي بارز از جانشيني حضرت و اعلام آن توسط رسول اكرم ص ، چرا اهل سنت و مولويهاي آنها از پذيرش حق طفره مي روند ؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

اگر در مقاله فوق دقت کنيد وقتي که امام و خليفه اهل سنت تحت تاثير هواي نفس و حب رياست قرار مي گيرد و از ولايت حضرت علي عليه السلام روي گردان مي شود، دراين صورت چه انتظاري مي توان از پيروان آنها داشت؟! از کجا معلوم که آنها نيز گرفتار هواي نفس و حب رياست نشده باشند؟!

شايد بعضي از علماي اهل سنت در اثر همين تمايلات نفساني است که نمي توانند حق را اظهار كنند. يا بپذيرند. چون با اظهار به حق و پيروي از آن، سيادتي را كه در پيش قوم خود دارد و يا در آمدي را كه از اين راه نصيبشان مي شود، از دست خواهد داد.

تعصب، يكي ديگر از موانع وصول به آراي صحيح و مطابق با واقع و حقيقت است، تعصّب عبارتست از اوج پيروي از تمايلات در زمينة هواداري از فرد يا افراد و ياچيزي، بدون رعايت حق است لذا بخاطر همين تعصب است که برخي از علماي اهل سنت ولايت حضرت علي عليه السلام را که مانند آفتاب روشن است، کتمان مي کنند. به گفته امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ امام و اسوه و الگوي مردم متعصب، شيطان است. امام در اين باره مي فرمايد: او پيشواي متعصّبان و پيشرو مستكبران است؛آن كه اساس تعصّب را نهاد.( نهج البلاغه، خطبة قاصعه ، ص380)

نکته آخر اينکه بسياري از اين علماي اهل سنت و وهابيت واقعيت را به خوبي مي دانند ولي به همان دلايلي( حب دنيا، تعصب ، نفاق و..) که اصحاب پس از رسول خدا صلي الله عليه و آله، فرمايشات آن حضرت را نديده گرفته و آن را کتمان کردند، با اينکه وجود مقدس پيامبر اکرم بارها و بارها به امامت و خلافت اميرالمومنين علي عليه السلام تاکيد کرده بود و اصحاب مکررا با چشمها وگوشهاي خود از پيامبر ديده و شنيده بودند، ولي به فرمايشات آن حضرت پشت کردند،اينان نيز همان عمل را انجام مي دهند.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
5 | وحيد صمدي | | ١٧:٤٤ - ٢٠ مهر ١٣٩٢ |
سلام و خدا قوت
اجرتون با اقا امام زمان(عج) من يک ساله که با اين سايت وزين اشنا شدم خدا رو شکر ميکنم. در بسياري از موارد شبهاتي که در ذهنم بوده جواب گرفتم همزمان شبکه ولايت تي وي رو هم تماشا ميکنم. و بعد از ديدن اسنادش رو در اين سايت بسيار مبارک جست و جو ميکنم و در بسياري از موارد در بحث با جماعت کمک حالم بوديد
ارزوي سربلندي هميشگي عزيزان زحمت کش اين سايت ناشر حقيقت رو دارم
التماس دعا
من الله توفيق
6 | محمد | | ٢٣:٠٩ - ٢٠ مهر ١٣٩٢ |
در کتاب (مرقاه المفاتيح)تاليف علامه هروي قاري متوفي سال 1014 آمده است که قضيه بيعت عمر با امير المومنين علي عليه السلام در کمترين حالت حسن است و نبايد به کسي که در صحت قضيه خدشه وارد کند توجه کرد.(مرقاه المفاتيح.علامه قاري متوفي 1014.چاپ دار الکتب العلميه.جلد 11 صفحه 258.
متن عربي(وَأَقَلُّ مَرْتَبَتِهِ أَنْ يَكُونَ حَسَنًا فَلَا الْتِفَاتَ لِمَنْ قَدَحَ فِي ثُبُوتِ هَذَا الْحَدِيثِ)
شخصيت علامه هروي قاري
شخصيت هاي رجال نويس اهل سنت او را مشارک در تمام فنون.يکتاي زمان خود و غيره توصيف کرده اند. راي مثال محمد امين بن فضل الله دمشقي در کتاب (خلاصه الاثر في اعيان قرن الحادي عشر)علامه قاري را يکي از سينه هاي علم مي داند (خلاصه الاثر في اعيان قرن الحادي عشر ج 3 ص 185)
7 | هادي ماهاني | | ٢٣:٤٢ - ٢٠ مهر ١٣٩٢ |
با سلام؛
حقير دانشجوي دکتري تاريخ در دانشگاه شهيد بهشتي هستم.استادي روحاني داشتيم که مي گفت اصلا در غدير خم بيعتي با اميرالمومنين صورت نگرفت! و صرفا اعلام وصايت ايشان بود و شعر حسّان بن ثابت را هم ثابت نمي دانست.جواب دندان شکنتان را برايش مي برم.به اميد هدايتش!
با تشکر
8 | mokhtar | | ٠٣:٣٧ - ٢١ مهر ١٣٩٢ |
سلام عليکم بسيارعالي بود فکر ميکنم اين مقاله توسط استاد يزداني نوشته شده. در هر حال دست شما درد نکنه
اما يک سوال داشتم همين مطلب رو ذهبي در سير اعلام النبلاء اورده . ميخوام ببينم ايا سخن غزالي رو رد ميکنه يا نه اگر ممکنه جواب رو کامل بفرماييد ممنون ميشم - ياعلي

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ ذهبي بعد از نقل تبريك عمر در روز غدير، به سخن غزالي به اين صورت اشاره مي كند: «قال أبو حامد وهذا تسليم ورضى ثم بعد هذا غلب عليه الهوى حبا للرياسة وعقد البنود وأمر الخلافة ونهبها فحملهم على الخلاف فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمنا قليلا فبئس ما يشترون وسرد كثيرا من هذا الكلام الفسل الذي تزعمه الإمامية وما أدري ما عذره في هذا والظاهر أنه رجع عنه وتبع الحق فإن الرجل من بحور العلم والله أعلم؛ ابو حامد غزالي گفته است «هذا... يشترون» بسياري از اين سخنان سست را كه گمان و اعتقاد اماميه هم مي باشد را زده و ما نمي دانيم عذر او براي اين كار چيست انشاءالله برگشته و به راه حق درآمده است او از بزرگان علمي است خدا بيشتر مي داند(كه چرا چنين سخناني زده است)» (سير أعلام النبلاء، محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي، ج 19، ص 328)

چنان كه مشاهده مي كنيد وي مي گويد ابو حامد اين سخن را زده است لذا در اينكه وي چنين سخني گفته شكي نيست، ذهبي هم قبول مي كند و در ادامه، شخصيت علمي او را هم تاييد مي كند ولي در صدد توجيه آن بر مي آيد كه براي توجيه آن هم چيزي بجز «انشاءالله» و «خدا عالم است» پيدا نمي كند.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
9 | ياعلي | | ٠٦:٢٧ - ٢١ مهر ١٣٩٢ |
واقعه غديرحادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.
آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.
بهترين جمله اي که به نظرم مي رسد اين است که : بزرگترين اشتباه بشر در طول تاريخ ، غفلت از غدير بود.اگر غفلت از غدير نبود نه محرمي داشتيم و نه فاطميه اي و نه...
10 | رضا | | ٠٧:٤٤ - ٢١ مهر ١٣٩٢ |
قابل توجه دوستان بيننده که عمربن عبدالعزيز با عمربن خطاب (خليفه دوم) فرق دارن. سوء برداشت نشه !!!!!!!!
11 | محبوب | | ٠٧:٥١ - ٢١ مهر ١٣٩٢ |
باسلام خدمت دوستان عزيز وعرض تسليت شهادت امام محمد باقر(ع)
اكثر اهل سنت كه حلال زاده هستند همين طورند كه غزالي هست
يعني مي دونند كه يه جاي كار مي لنگه !!
يه جايي حق وناحق شده !!
ولي هر چي فكر كردم نمي دونم چرا بازم بر عقيده شون پا فشاري مي كنند !!
خدايا به همه ما اين قدرت وبده كه وقتي به يه حقي رسيديم اونو انكار نكنيم
امين يا رب العالمين
12 | رضا | | ٠٧:٥٣ - ٢١ مهر ١٣٩٢ |
عمربن عبدالعزيز با عمر بن خطاب فرق دارن. عمربن عبدالعزيز از خلفاي بني اميه بود که رفتارش نسبت به ديگر خلفاي اموي بهتر بود و به عدالت بيشتري با مردم و اهل بيت برخورد مي کردو وجه اشتراکش با عمر (خليفه دوم) اينه که هر دو کرسي خلافت رو که متعلق به خاندان اهل بيت هست رو غصب کردند. به نقل از امام محمد باقر و امام سجاد عليهما السلام هر چند عمر بن عبدالعزيز در زمين خوب بود اما به واسطه ي غصب خلافت مورد لعن آسمانيان است (طب الدين راوندي، الخرائج و الجرائح، ديلمي، اعلام الدين في صفات المؤمنين، (بيروت، تحقيق و نشر موسسه آل البيت، چاپ دوم، 1414 ق))
13 | مجيد عرب سلغار | | ١٠:٢٠ - ٢١ مهر ١٣٩٢ |
سلام عليكم لعنت به هر كه پايه گذار سقيفه شد لعنت به هر كه به ناحق خليفه شدتكفير دشمنان علي ركن دين ماست هر كس محب فاطمه بود قوم وخويش ماست
14 | سرباز كوي عترت | | ١٣:١٠ - ٢١ مهر ١٣٩٢ |
ببخشيد گفته شده سرالعالمين براي غزالي نيستش و آخر عمرش هم يه کتابي نوشته که باعث شده از اهل سنت ترد شه اون کتاب فکر کنم درباره ي احاديث نبوي بوده

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

بزرگان علماي اهل سنت از جمله ذهبي در سه كتاب سير اعلام النبلاء ، تاريخ الاسلام و ميزان الاعتدال خويش اعتراف كرده‌اند كه اين كتاب براي غزالي است :

قال الغزالي في سر العالمين شاهدت قصة الحسن بن الصباح لما تزهد تحت حصن الألموت فكان أهل الحصن يتمنون صعوده ويتمنع ويقول أما ترون المنكر كيف فشا وفسد الناس فصبا إليه خلق وذهب أمير الحصن يتصيد فوثب على الحصن فتملكه وبعث إلى الأمير من قتله وكثرت قلاعهم واشتغل عنهم أولاد ملكشاه باختلافهم

سير أعلام النبلاء ج 19 ص 403 ، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قايماز الذهبي أبو عبد الله الوفاة: 748 ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1413 ، الطبعة : التاسعة ، تحقيق : شعيب الأرناؤوط , محمد نعيم العرقسوسي

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
15 | محمد گلناري | | ١٤:٤٩ - ٢١ مهر ١٣٩٢ |
سلام عليکم.
سوال اينست که يک نفر سني پيدا بشه و بگه اگر منظور حضرت رسول از « من کنت مولاه فهذا علي مولاه » دوستي و محبت و اين چيزها بوده و قرار بوده که بعد از داستان جيش يمن آشتي کنون راه بندازن، چرا خطاب سخن پيامبر به حضرت علي عليه السلام قرار گرفته؟
چرا پيامبر ملت رو معطل کرده تا به يک نفر بگويد که با مردم دوست باش؟
آن منکرين احمقي که ميگن لفظ مولا اشاره به دوستي دارد نه سرپرست مصداق اعدائنا من الحمقا هستند. دقت نميکنند که اگر منظور از لفظ مولا تغيير بکند طرف خطاب هم تغيير ميکند.
پيامبر فرموده من با هر کي دوست هستم پس علي هم دوست اوست. خداييش اين اعلان عمومي نياز داره؟ اگر داره، يک عقل سالم از اين مطلب چي ميفهمه؟ اينکه علي با ملت مشکل داشته که پيامبر چنين امري کردند يا ملت با علي مشکل داشتند؟
اگر قضيه دوستي و محب باشه چرا ملت رفتن و تبريک گفتن؟ شما با يک نفر دوستي و رفاقتي رو آغار ميکني ميري به طرف دست ميدي ميگي مبارکه که با هم دوست شديم؟ ميري اعلان عمومي ميکني؟ امر به ابلاغ قضيه ميکني؟........... وهابي و يا هر منکر ديگري، بالآخره چيکار ميکني؟
ميري به خودک نارنجک ميبندي و ملت رو منفجر ميکني؟
16 | mohamad7 | | ١٦:٥٥ - ٢١ مهر ١٣٩٢ |
خيلي عاليه که تازگي ها عکس کتاب رو هم ميگذاريد کاش ميشد به مقالات قبلي تون هم عکس کتاب رو اضافه کنيد
17 | محب اهل بيت | | ٢١:١٣ - ٢١ مهر ١٣٩٢ |
با عرض سلام
لطفا لينک عکس با کيفيت را قرار دهيد.
با تشکر
يا علي

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ عكسها با كيفيت بالا قرار داده شده، براي مشاهده بهتر بر روي آنها كليك كرده تا بزرگتر و خوانا خوانده شود كه در اين صورت قابليت زوم هم خوهد داشت.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
18 | دوستدار اهل بيت | | ٠٧:٤٦ - ٢٢ مهر ١٣٩٢ |
جناب غزالي واقعا" حجت را با اين روايت بر همه مسلمان که داري شک وشبهه مي باشد تمام کرده ، حالا هر کس مي خواهد تعصب و کينه وعداوات و ناداني وگمراهي را ادامه راه خودش قراربده « بسم الله » ، خودش و وجدانش مي ماند وعذاب وجهنم ودوزخ و نارضايتي خدا وپيامبر (ص) . حال بروند الکي به خودشان بمب وصل کنند ومردم بي دفاع را بکشند که با اين کار ميروند بهشت بازهم « بسم الله » ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!! خلايق هر چه لايق .
19 | عاشق زهرا سلام الله عليها | | ١٣:٠١ - ٢٢ مهر ١٣٩٢ |
با سلام
قابل توجه عزيزان اهل سنت:من يك دختر دبستاني دارم.ميگه اگه "ولي" به معناي دوست ميشه،هرقت مدير مدرسه گفت به وليتون بگين بياد مدرسه من دوستمو ميبرم!!!!
20 | صديق | | ١٤:٥٧ - ٢٢ مهر ١٣٩٢ |
کليپ همين مطلب http://www.aparat.com/v/LbYtp
عزيزان مي توانند اين مطالب را به صورت کليپ هاي کوتاه مدت، در کانال ما مشاهده و دانلود نمايند
کانال ما در آپارات: http://www.aparat.com/ahmadem
21 | اميراميري | | ١٠:٥٩ - ٢٥ مهر ١٣٩٢ |
حيف نباشد که آقاي مراد زهي راميارند تو شبکه ولايت تا مدح ابوسفيان ملعون بکند اين بي انصافها نون مملکت امام زمان ع ميخورند دراين مملکت آزادانه همه نوع فعاليتي ميکنند از امکانات اين مملکت استفاده ميکنند مثل شيعيان اهلبيت بلکه بيشتر از مواهب وخدمات اين مملکت امام زمان استفاده ميکنند بعدش هم ميان تو شبکه اي که متعلق به امام زمان ع وپيروان اهلبيت است مدح دشمن شماره يک پيامبر عظيم الشان اسلام ميکند وطرفداري از علماي درباري وخبيث وتکفيري سعودي ميکند وحاضر نيست فحاشي هاي شبکه وهابي کلمه را به نواميس ملت ايران که ناموس وهمسر و دختر ومادر وعمه وخاله خود پليدش هم جزئي از همين ملت ايران است را محکوم کند به چه دليل اينها را مي آوريم در شبکه ولايت واونها را نوازش ميکنيم ما بايد اين خبيثهاي وطن فروش را باحديدتنبيه نمائيم "الهم العن اباسفيان . اللهم العن آل مراد زهي
22 | رضا | | ٠٨:١١ - ٢٧ مهر ١٣٩٢ |
در زمان خلافت عمر زني حامله را پيش خليفه آوردند و گفتند که اين زن زنا کار است. خليفه از زن در اينمورد سوال کرد و زن به گناه خود اعتراف کرد. عمر بيدرنگ دستو سنگسار اين زن را صادر کرد. امام علي عليه السلام در اين مجلس حاضر بود. حضرت با شنيدن فرمان عمر فرمود : حکم تو در باره اين زن قابل اجراست ولي تو بر کودکي که در رحم اين زن است تسلطي نداري. بچه اين زن بيگناه است و تو با رجم زن او را خواهي کشت ! در اين موقع عمر دستور به آزاد کردن زن داد.
الكتاب: السنن الكبرى، أحمد بن الحسين بن علي بن موسى الخُسْرَوْجِردي الخراساني، أبو بكر البيهقي ، المتوفى: 458هـ، المحقق: محمد عبد القادر عطاالناشر: دار الكتب العلمية، بيروت - لبنات ج8 ص410.
23 | asd313 | | ١٥:٠٨ - ٢٧ مهر ١٣٩٢ |
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام خدمت دوستان عزيز و اساتيد محترم
من دو سه تا چيز ميخوام مطرح کنم و منتظر جوابتونم ؛ ممنون
1. اول از همه ، من اين روايت رو به يکي از برادران اهل سنت نشون دادم و اون واقعا حرفي براي گفتن نداشت و سکوت معنا داري کرد و ديگه نتونست حرفي بزنه ، اما بعد يه سکوت و يه مکث طولاني بهم گفت : پس اگه اينطوره چرا خود غزالي شيعه نشده؟
يعني تنها چيزي که تونست بگه همين بود نه اونو رد کرد و نه تضعيف و نه چيزي
فقط گفت : چرا غزالي شيعه نشد؟ اگه نشده باشه پس حتما دليل و توجيهي هم داشتن (يه همچين چيزي گفتن)
من به ايشون جوابي دادم مثلا گفتم که اولا ما نميدونيم که شيعه شدن يا نه ثانيا همين که حق رو کتمان نکرده و براش توجيهي نيورده يعني اينکه قبول کرده چنين چيزي هست ثالثا حرف ذهبي راجب همين غزالي و همين تعليق غزالي راجب اين حديث رو براش خوندم و اوردم
ولي بهم گفت ميخوات دلش قرص تر بشه ، جوابي نداريد بهش بدم؟ ممنون ميشم
2. شما اين کتب تصويري رو از کجا مياريد؟ ميشه همه اين کتب چه شيعه چه سني رو دي وي دي کنيد و برام پست کنيد؟ ممنون ميشم خيلي نياز دارم بهش ، لطفا نگيد بهم که از فلان سايت (آدرس سايت کتب اهل سنت به صورت پي دي اف و تصويري رو بلدم ولي شيعه رو نه) دانلود کنيد که اينترنتم واقعا سرعت آنچناني نداره من با دايل آپ و ايرانسلي ميام که به زور صفحات سايت ها رو لود ميکنه البته اون سايتي که من بهش اشاره کردم خيلي از کتب اهل سنت رو مثل کتب حاکم حسکاني يا قندوزي الحنفي و خلاصه هر کتابي که سايت الشامله اونا رو نزاشته رو نداره و . . .
لطفا اگه امکانش هست همه کتب تصويري چه شيعه و چه سني رو برام دي وي دي کنيد و کامل پست کنيد بي زحمت ، هزينشم هر چقد بشه تقبل ميکنم ان شا الله
منتظر جوابتون هستم ، من در به در کتاباي تصويري هستم . . .
اميدوارم بتونم به خواسته ام برسم
التماس دعا
راستي عيد غدير هم مبارک
يا حق يا علي مدد

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ بارها حضرت امير عليه السلام در نهج البلاغه و غير آن تاكيد مي فرمايد كه حق با من بود فقط بخاطر حفظ اسلام صبر كردم مانند:


1. بايع الناس لأبي بكر وأنا والله أولى بالأمر منه وأحق منه فسمعت وأطعت مخافة أن يرجع الناس كفارا يضرب بعضهم رقاب بعض بالسيف ثم بايع الناس عمر وأنا والله أولى بالأمر منه وأحق منه فسمعت وأطعت مخافة أن يرجع الناس كفارا يضرب بعضهم رقاب بعض بالسيف ؛ مردم با ابوبكر و عمر بيعت كردند و حال آنكه به خدا قسم من براي اين كار اولي بودم و حق من بود من گوش كردم و اطاعت كردم چون ترسيدم مردم به حالت قبل از اسلام برگردند و گردن همديگر را با شمشير بزنند. (تاريخ مدينة دمشق، هبه الله شافعي، ج 42، ص 434 ؛ جامع الأحاديث، سيوطي، ج 12، ص 54)

2. فو اللّه ما زلت مدفوعا عن حقّي، مستأثرا عليّ، منذ قبض اللّه نبيّه صلّى اللّه عليه و سلّم حتّى يوم النّاس هذا ؛ به خدا سوگند از هنگام مرگ پيغمبر (ص) تا هم اكنون از حق خويشتن محروم مانده‏ام، و ديگران را به ناحق بر من مقدم داشته‏اند(خطبه 6 نهج البلاغه)

3. أما و اللّه لقد تقمّصهافلان و إنّه ليعلم أنّ محلّي منها محلّ القطب من الرّحا. ينحدر عنّي السّيل، و لا يرقى إليّ الطّير، فسدلت دونها ثوبا، و طويت عنها كشحا. و طفقت أرتئي بين أن أصول بيد جذّاء، أو أصبر على طخية عمياء، يهرم فيها الكبير، و يشيب فيها الصّغير، و يكدح فيها مؤمن حتّى يلقى ربّه فرأيت أنّ الصّبر على هاتا أحجى، فصبرت و في العين قذى، و في الخلق شجا، أرى تراثي نهبا، حتّى مضى الأوّل لسبيله‏ ؛ به خدا سوگند، او (ابو بكر) رداى خلافت را بر تن كرد، در حالى كه خوب مى- دانست، من در گردش حكومت اسلامى هم چون محور سنگهاى آسيايم (كه بدون آن آسيا نمى‏چرخد). (او مى‏دانست) سيلها و چشمه‏هاى (علم و فضيلت) از دامن كوهسار وجودم جارى است و مرغان (دور پرواز انديشه‏ها) به افكار بلند من راه نتوانند يافت پس من رداى خلافت را رها ساختم، و دامن خود را از آن در پيچيدم (و كنار گرفتم) در حالى كه در اين انديشه فرو رفته بودم كه: با دست تنها (با بى ياورى) به پا خيزم (و حق خود و مردم را بگيرم) و يا در اين محيط پر خفقان و ظلمتى كه پديد آورده‏اند صبر كنم محيطى كه: پيران را فرسوده، جوانان را پير، و مردان با ايمان را تا واپسين دم زندگى به رنج وا مى‏دارد. (عاقبت) ديدم بردبارى و صبر به عقل و خرد نزديكتر است، لذا شكيبائى ورزيدم، ولى به كسى مى‏ماندم كه: خاشاك چشمش را پر كرده، و استخوان راه گلويش را گرفته، با چشم خود مى‏ديدم، ميراثم را به غارت مى‏برند. تا اين كه اولى به راه خود رفت‏. (خطبه 3نهج البلاغه)

4. فإن أقل يقولوا: حرص على الملك، و إن أسكت يقولوا: جزع من الموت هيهات بعد اللّتيّا و الّتي و اللّه لابن أبي طالب آنس بالموت من الطّفل بثدي أمّه، بل اندمجت على مكنون علم لو بحت به لاضطربتم اضطراب الأرشية في الطّويّ البعيدة ؛ اگر سخن گويم (و حقم را مطالبه كنم) گويند: بر رياست و حكومت حريص است، و اگر دم فرو بندم (و ساكت نشينم) خواهند گفت از مرگ مى‏ترسد (اما) هيهات پس از آن همه جنگها و حوادث (اين گفته بس ناروا است). بخدا سوگند علاقه فرزند ابو طالب، به مرگ از علاقه طفل شيرخوار به پستان مادر بيشتر است . اما من از علوم و حوادثى آگاهم كه اگر گويم همانند طنابها در چاههاى عميق به لرزه در آئيد . (خطبه 5 نهج البلاغه)

درخواست دوم شما براي ما مقدور نيست اگر سرعت اينترنت پايين است از كافي نت و ... استفاده كنيد در اينترنت هم مي توانيد به سايت «آرشيو» رفته و از آنجا فايل پي دي اف كتابها را دانلود كنيد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)

24 | محمد | | ١٩:٣٧ - ٢٧ مهر ١٣٩٢ |
خودتون ميگين غزالي قرن ششمه حالا غزالي از چه کسي شنيده ؟ سندش کجاست شما رفتين يه مطلبي آوردين که سند نداره ي هر حال اصلا قابل پذيرش نيست چون سند نداره

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ غزالي روايت نقل نمي كند كه قرار باشد سند آن را ذكر كند! بلكه دارد عقيده خود را در اين مورد بيان مي كند. مستندش هرچه مي خواهد باشد ما كاري نداريم همين كه يك عالم بزرگ سني به اين نتيجه رسيده بسيار مهم و در خور تامل است شايد مستندات او بدست ما نرسيده باشد ولي هر چه بوده توانسته وي را قانع كند.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
25 | مهدي | | ٠٢:٢٥ - ٢٩ مهر ١٣٩٢ |
سلام عليکم
در مورد انتساب اين کتاب به غزالي بحث وجود دارد و حتي برخي از علماي شيعه انتساب اين کتاب رو نپذيرفتند!؟ ظاهرا جناب علامه جعفر مرتضي نيز اين انتساب را قبول نداشته اند!!/
حال علاوه بر گفتار ذهبي آيا دلايل بيشتري وجود دارد که ثابت کند اين کتاب را او نوشته است؟ همانطور که مي دانيد غزالي با توجه به جايگاهش و کثرت تاليفاتش همواره در معرض نسبت دادن کتب و رسايل مختلف بوده است و او در حمايت از بني اميه موضع گيري هاي حمايتي خاصي و متعصبانه اي را داشته چگونه مي تواند نظرش تغيير کرده باشد.
سوال بعد اينست که اگر واقعاً اين کتاب نوشته اوست، علماي اهل سنت حتما واکنش هاي شديدي را نسبت به او وآثارش نشان مي دادند، آيا بجز کلام ذهبي عالم ديگري از اهل سنت واکنش نشان داده است؟.
خواهشا اگر ممکن است نظر آيت الله قزويني را در اين مورد بيان کنيد که ايشان اين کتاب را جزو آثار غزالي مي دانند و علت تغيير رويکرد غزالي چه بوده است؟؟/
وفقکم الله لکل الخير

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ برخي از كساني كه سر العالمين را از غزالي دانسته اند از اين قرارند:

1. ابن حجر عسقلاني (لسان الميزان ج 2 ص 945)

2. ذهبي(سير اعلام النبلا و ميزان الاعتدال و تاريخ الاسلام)

3. سبط بن جوزي (تذكرة الخواص، ص 98)

4. إسماعيل باشا بن محمد أمين الوفاة: 1339ه(إيضاح المكنون في الذيل على كشف الظنون ج 4 ص 11)

و...

با وجود تاييد ابن حجر و ذهبي حجت بر اهل سنت تمام است.

استاد قزويني هم اين كتاب را از تاليفات غزالي مي دانند.

بارها اهل سنت اين كتاب او را چاپ كرده و در نرم افزارها قرار داده اند و چنانكه در متن هم مشهود است محقق مجموعه آثار غزالي(ابراهيم امين محمد)، اين كتاب را در ضمن كتابهاي او آورده است.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
26 | احمد كردستاني | | ١٤:٠٧ - ٢٩ مهر ١٣٩٢ |
لعنت خدا بر شما روافض که به دنبال تفرقه هستيد.
27 | مجتبي خدادوست | | ١٥:١٩ - ٢٩ مهر ١٣٩٢ |
جناب احمد کردستاني
برملا کردن حقيقت يعني تفرقه؟ بهتر نيست به حال خودت گريه کني که با وجود اثبات حق باز دنبال راههاي ساخت عمر و عمريها هستي؟
28 | رضا | | ١٨:٠١ - ٢٩ مهر ١٣٩٢ |
با تشکر.ايکاش به صورت فايل pdf ميگذاشتيد.
29 | صديق | | ١٠:٤٢ - ٣٠ مهر ١٣٩٢ |
احمد کردستاني
لعنت خدا بر کساني که حاضرند دست از خدا و قرآن و دين و عقل و همه چيز بردارند اما دست از لات و عزي بر نمي دارند.
خيلي هم زورت زياده،و مردانگي داريد،بگو آدرس دقيقم رو در خوزستان ميزارم،بيا ببينم حرف حسابت چيه.
30 | ميثم تمار | | ١٨:٣٣ - ٣٠ مهر ١٣٩٢ |
جناب احمد کردستاني
در مورد لعن کساني که باعث تفرقه در امت شدند به شددددددت باهات موافقم .
لعنت خدا و انبياء و مسلمين و ملائک بر کساني که باعث تفرقه در امت ختم المرسلين شدند .
31 | حسين | | ٠٨:٣٢ - ٠١ آبان ١٣٩٢ |
اقاي كردستاني ، روافض كساني را مي گويند كه بدعت گذار در دين بودند ، تصورات جسماني از خداوند متعال دارند و براي او محدوديت زمان و مكان قائلند ، در جنگ احد فرار كردند و به نوك كوه پناه بردند تا به خدا نزديك شوند و ...
32 | bisetareh | | ١٣:٠٨ - ٠١ آبان ١٣٩٢ |
ميثم تمار خوب اومدي
لعنت خدا بر تفرقه اندازان در اسلام راستين ومنحرف ولايت حضرت امير المومنين علي بن ابيطالب
لعنت برکوردلاني که حقيقت صدر اسلام را مخفي کنند
لعنت بر پيروان ديني که بخواد با زور وتحريف ودروغ پيش بره حقايق را مخفي کند وحقايق را وارانه جلوه بده
لعنت بر کساني که به شيعه بدون تحقيق تهمت ميزنند ودروغ ميبندند
لعنت بر غاصبين حق ولايت
لعنت بر دشمنان حضرت علي ع
لعن ؟؟؟
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ (وَ آلِ مُحَمَّدٍ) كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ وَ بَارِكْ عَلَى مُحَمَّدٍ (وَ آلِ مُحَمَّدٍ) كَمَا بَارَكْتَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد.
ياعلي
33 | سيد علي | | ٢١:٥٦ - ٠١ آبان ١٣٩٢ |
سلامتي و ظهور امام زمان(عج) به حق 5تن 5 صلوات بفرستيد

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
34 | آخرين منجي | | ١٥:٤٣ - ٠٢ آبان ١٣٩٢ |
اين چهار جلد کتابي که طبري تماما در مورد روايات غدير جمع آوري کرده و ذهبي ميگه وقتي من يک جلدش رو خوندم از تعداد و طرق روايات وحشت کردم و شگفت زده شدم در حال حاضر موجوده ؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

به کوشش رسول جعفريان مورخ و پژوهشگر تاريخ اسلام، متن عربي کتاب «فضايل علي ابن ابي طالب(ع) و کتاب الولاية و يا کتاب الرد علي الحرقوصية، ذکر طرق خبر يوم الغدير» طبري تصحيح و از سوي «انتشارات دليل» منتشر شده است. اين کتاب کم حجم، بخش هاي به جاي مانده از کتاب اصلي است که تا کنون به دست آمده است.

البته اين کتاب، در اختيار چندين نفر از مؤلفان، مورخان و محدثان بزرگ اسلامي تا قرن نهم از جمله قاضي نعمان اسماعيلي(م 363) که بيشترين نقل را از اين کتاب دارد، نجاشي (372450) که نام کتاب را ياد کرده و طريق خود را به آن يادآور شده است، شيخ طوسي (م 460)، حموي (م 626)که گزارشي از چگونگي تأليف اين اثر به دست داده است،ابن بطريق (م 600) که به تعداد طرق نقل حديث غدير در اين کتاب تصريح کرده است.، ابن شهر آشوب (م 588) که او نيز نام اين کتاب را در شرح حال او آورده و در جاي ديگر خبر شمار طرق نقل شده براي حديث غدير در اين کتاب را ارائه کرده و در المناقب، در چندين مورد از آن نقل کرده است.، ابن طاووس (م 664) نيز که هم از آن ياد و هم نقل کرده است. شمس الدين ذهبي (748) که آن را ديده و چندين حديث از آن نقل کرده است، ابن کثير (م 774) که کتاب را ديده و چندين روايت نقل کرده است وابن حجر (م 852) که او نيز کتاب را ديده است

جهت اطلاع بيشتر در اين خصوص به مقاله« طبري و طرق حديث غدير» نوشته رسول جعفريان، در پايگاه مجلات تخصصي نور رجوع کنيد

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
35 | علي رضا كرمانشاهي | | ١٧:٠٠ - ٠٢ آبان ١٣٩٢ |
الحمدلله الذي جعلنا من المتمسکين بولاية اميرالمومنين علي بن ابي طالب(عليه السلام).
36 | روح اله حيدري | | ٢٢:٤٧ - ٠٣ آبان ١٣٩٢ |
با عرض سلام و خدا قوت به تمامي عوامل شبکه ولايت و سايت ولي عصر (عج)
بنده در وقت هاي آزاد برنامه هاي شبکه ولايت رو دنبال ميکنم. شما افتخار ما هستيد... از اينکه صداي شيعه و مظلوميت شيعه رو به گوش جهانيان ميرسونيد از صميم قلبم تشکر ميکنم. از مولامون امام علي (ع) ميخواييم ياور و همراه شما باشند. ان شاالله
سلام ما رو به نور چشم شيعه حضرت آيت الله قزويني برسونيد. دست بوس ايشان و تک تک عواملي که توي اين راه قدم بر ميدارند هستيم.
خدا نگهدارتون، علي (ع) به همراهتون...... يا علي مدد
37 | مهدي شكيبايي | | ٢٢:٥٢ - ٠٣ آبان ١٣٩٢ |
اقاي احمد کردستاني و همه اهل سنتي که مطالب بالا را خوانده اند .خوب گوش کنيد .ببينيد . فرداي قيامت را به ياد آوريد .شما امروز اين احاديث را مستند ديده ايد .سوره مرسلات را بخوانيد .ببينيد :وَلا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ. انجا اجازه عذرخواهي نمي دهند .
ايا وقت آن نشده که يکبار هم که شده با خود بينديشيد .اگر شيعيان راست گفته باشند چه کار کنم ؟
آنجا اجازه عذرخواهي هم نمي دهند ها .والله دلمان مي سوزد که عذاب شويد به خاطر حمايت از غاصبان خلافت . انها در سخت ترين عذاب قرار دارند .چرا خودتان را به خاطر انها بدبخت کنيد؟ بينديشيد .والله در آنجا راه فراري نيست ها . خوب گوش کنيد . همين سايت و مطالب مستند آن براي شما حجت است .شايد بعضي به خاطرتان مي رسد که خب .يک جوابي مي دهيم .
اما ادامه اش را فکر کنيد .چه جوابي مي دهيد ؟جز آن است که در انجا غاصبان خلافت را لعن مي کنيد ؟اما اين لعن آنجاي شما به حالتان سودي ندارد .
بينديشيد . والله در قيامت راه فراري نيست . والله راه فراري نداريد . نباشد طوري شود که از قاتل زهراي اطهر (س) حمايت کرده باشيد .
نگوييد علماي ما گمراهمان کردهد .آنجا اين بهانه ها کارساز نيست ها . مگر به شما عقل داده نشد؟
اگر همان جا بگويند شما مدارک مستند همين سايت را ديديد چه جوابي داريد ؟
آنجا راه فراري نيست . آنجا ديگر يک فرصت ديگر نمي دهند ها .
گوش کنيد نکند در انجا ارزو کنيد اي کاش ذره اي خاک بوديد .
و البته همان ارزو هم اجابت نمي شود
فردا دير است .اگر همين الان اجلتان رسيد چه ؟
نگذاريد شيطان بگويد به حال فرصت فکر کنيد .همين حالا تصميم بگيريد .خود را نجات دهيد از عذابي که بسياري از مردم به خاطر ابوبکر و عمر دچارش شدند .خود را نجات دهيد از عذاب .
38 | حسين | | ١٣:٥٢ - ٠٤ آبان ١٣٩٢ |
باسلام ، در مزيد فرمايش آقاي شكيبائي بايد بگويم ، اينها آن دنيا آرزو مي كنند كه مثل سلفشان اي كاش گوسفند بودند .
39 | دوستدار اهل بيت | | ١٣:٥٩ - ٠٥ آبان ١٣٩٢ |
جناب احمد کردستاني :::
آيه 74 سوره بقره را مطالعه کن جوابي دندان شکن قرآن براي شما دارد .آيه را ننوشتم تا خودت به قرآن مراجعه ومعني وتفسير کني ؟؟؟!!!!
40 | مويّد | | ٢٢:٢٦ - ١١ آبان ١٣٩٢ |
با سلام
خدا خيرتون بده
اجرتون با الله

  بعدی [1] [2]  
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها