2019 April 25 - پنج شنبه 05 ارديبهشت 1398
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟
کد مطلب: ١٠٠٦٣ تاریخ انتشار: ٠٧ شهریور ١٣٩٥ - ١٧:١٨ تعداد بازدید: 1672
سخنراني ها » حبل المتین
آیا مسئله «خمس» در اسلام، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟

حبل المتین 95/06/07

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 95/06/07

خلاصه آنچه در این برنامه خواهید دید...

عناد و لجاجت و بی عقلی وهابی ها از شنیدن کلام حق!! آن‌ها ادعا می‌کنند که ما حتی یک مورد هم نداریم که امیرالمؤمنین بر امامت و خلافت خودشان استدلال کرده باشد. ما در جواب این ادعا مطالب زیادی از کتب شیعه با سند صحیح و از کتب اهل سنت و حتی از کتاب «صحیح بخاری» نقل کردیم که امیرالمؤمنین خود را خلیفه به حق نبی مکرم اسلام و امام منصوب می‌دانند و دیگران را غاصب حق خودشان می‌دانند.

اما متأسفانه انگار بازهم حرف‌های ما برای آقایان وهابی گویا سوره یاسین خواندن بود. مشاهده کردم چند شب پیش دومرتبه خدمتگزار صهیونیسم و داعش دومرتبه می‌گوید: علی بن أبی طالب یک مرتبه هم نگفت که خلیفه به حق پیغمبر اکرم است.

جواب ما به کارشناسان شبکه‌های شیطانی صهیونیستی این است که اگر واقعاً راست می‌گویید، بیایید مطالب را نقد کنید و جواب بدهید. اگر اشکالاتی وجود دارد، اشکالات را به صورت علمی برطرف کنید. ما به اشکالات شما جواب می‌دهیم، یا اگر حرفتان قانع کننده بود در همین شبکه رسماً اعلام می‌کنیم که حرف این آقایان در این زمینه قانع کننده بود و ما هم قبول می‌کنیم و در آن هیچ شک و شبهه‌ای نداریم.

متأسفانه این افراد روش‌هایی را پیش گرفتند که نمی‌دانم خداوند عالم عقل و درایت و فکر این افراد را هم سلب کرده است یانه. به عنوان نمونه من واقعاً برای عقل و فکر آقای «خدمتی» تأسف خوردم؛ اصلاً یک بچه هم به این صورت حرف نمی‌زند. من معتقدم حتی اگر کسانی که در دارالمجانین هستند، صحبت کنند بهتر از ایشان حرف می‌زنند.

او می‌گوید: چند نفری که جمهوری اسلامی آنان را اعدام کرده است، تمام این افراد را مثله کرده و دست و گوش و دماغ این افراد را بریده است؛ اگر خلاف این هست بیایند ثابت کنند. خیلی عجیب است؛ اگر کسی از الفای اسلام خبر داشته باشد، می‌داند که: «البینة للمدّعی و الیمین علی من أنکر» کسی که ادعا می‌کند باید بینه بیاورد، نه کسی که آن را انکار می‌کند.

الان بر فرض مثال کسی بیاید و ادعا کند که شما صدها مرتبه دزدی کردید؛ اگر راست می‌گویید خلاف آن را ثابت کنید!! یا بر فرض آقای «خدمتی» شما مرتکب زنا شدید و اگر دروغ هست استدلال کنید که چنین نیست.

این چه وضعی است؟! چرا این‌طوری صحبت می‌کنید؟! بیایید روی کارهایی که می‌کنید، مقداری فکر کنید زیرا والله پشیمان خواهید شد. قسم به تمام مقدسات دینی و مذهبی روزی از کارهای خود پشیمان خواهید شد، اما آن روز دیگر پشیمانی هیچ سودی به حال شما نخواهد شد.

استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس بر ولایت و امامت خویش! حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌فرمایند: «أنشدکم بالله أمنکم مَن نصبه رسول الله (صلی الله علیه وآله) یوم غدیر خمّ للولایة غیری؟»... «أفیکم أحد کان یأخذ الخمس غیری وغیر زوجتی فاطمة؟» شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا غیر از من و زهرا کسی خمس دریافت کرده است؟! «قالوا: اللّهمّ لا» گفتند: به خدا نه. مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)؛ أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، تحقیق: عبد الرزاق محمد حسین حرز الدین، ص 132، ح 162

همچنین جناب آقای «سیوطی» و جناب آقای «ابن عساکر» در «تاریخ دمشق» همین مطلب را دارند. از کتاب «صحیح مسلم» هم نقل کردیم که از «ابن عباس» نقل شده است: «وَکتَبْتَ تَسْأَلُنِی عن الْخُمْسِ لِمَنْ هو» می‌گویند: نوشتید این خمس به چه کسی تعلق دارد! «وَإِنَّا کنا نَقُولُ» ما بنی هاشم همواره این مطلب را می‌گوییم. «هو لنا فَأَبَی عَلَینَا قَوْمُنَا ذَاک» خمس مال ماست اما قریش جلوگیری کردند و حق ما را ندادند. صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1444، ح 1812

مراد از «ذوی القربی» چه کسانی هستند؟ «فضائل الصحابه» که اثر «احمد بن حنبل» متوفای 241 می نویسد:«لَمَّا نَزَلَتْ قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی» زمانی که آیه: (قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی) نازل شد،«قالوا یا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنْ قَرَابَتُک هَؤُلاءِ الَّذِینَ وَجَبَتْ عَلَینَا مَوَدَّتُهُمْ» گفتند: یا رسول الله در قرابتی که در اینجا آورده است، مراد از قربی چه کسانی هستند که مودت این افراد واجب است؟! «قال عَلِی وَفَاطِمَةُ وَابْنَاهُا» رسول گرامی اسلام فرمودند: مراد از قرابت علی و فاطمه و فرزندان این دو بزرگواران هستند. فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 669، ح 1141

در کتاب «معجم کبیر» اثر «طبرانی» جلد سوم؛ «تفسیر بحر المحیط» اثر «ابو حیان أندلسی» در جلد هفتم صفحه 494؛ آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد هفتم صفحه 103 همین روایت بیان شده است.

ذکر روایاتی مبنی بر استناد ائمه طاهرین (علیهم السلام) به آیه مودت! امیرالمؤمنین می‌فرماید:«وأنا من أهل البیت الذین افترض الله عز وجل مودتهم وولایتهم» من از اهل بیتی هستم که خداوند عالم مودت و ولایت آنان را واجب کرده است،«فقال فیما أنزل علی محمد (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی)» سپس امام حسن (علیه السلام) آیه: (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی) را قرائت فرمودند. مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت - 1407، ج 9، ص 146، باب خطبة الحسن بن علی رضی الله عنهما

همچنین آقای «ابن حجر هیثمی» نقل می‌کند.«أی عن ولایة علی وأهل البیت لأن الله أمر نبیه أن یعرف الخلق أنه لا یسألهم علی تبلیغ الرسالة أجرا إلا المودة فی القربی» الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج 2، ص 437

همچنین امام سجاد به نقل کتاب «تفسیر طبری» زمانی که اسرای اهلبیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را وارد شام می‌کنند، بعضی افراد شروع به شماتت می‌کنند. امام سجاد (علیه السلام) به آن فرد می‌فرمایند: آیا قرآن خوانده‌ای؟! می‌گوید: بله. حضرت می‌فرماید: آیا (حم) را خوانده‌ای؟! او می‌گوید: بله. حضرت می‌فرمایند: آیا آیه (قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی) را خواندی؟! او می‌گوید: آیا شما همین قربی پیغمبر اکرم هستید که در این آیه آمده است؟! حضرت فرمودند: بله ما هستیم! این روایت داستان مفصلی دارد که او گریه کرد و شروع به عذرخواهی کرد.

آیا «خمس»، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟ عزیزان شیعه مخصوصاً کسانی که در فضای مجازی یا سایبری با وهابیت یا عزیزان اهل سنت بحث‌های علمی دارند، تقاضا دارم به این بخش از عرایض من خوب دقت کنند.

الف) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های لغوی:

«والغُنْمُ: الفَوْزُ بالشیء فی غیر مشقة» والغُنْمُ: رسیدن به چیزی بدون مشقت است. «والغَنیمةُ: الفیء» کتاب العین، المؤلف: أبو عبد الرحمن الخلیل بن أحمد بن عمرو بن تمیم الفراهیدی البصری (المتوفی: 170 هـ)، المحقق: د مهدی المخزومی، د إبراهیم السامرائی، الناشر: دار ومکتبة الهلال، ج 4، ص 426، باب الغین والنون والمیم

کتاب «غریب الحدیث» داریم که: «وأصلُ الغنیمة والغُنْم فی اللغة الرِّبْح والفَضْل» اصل غنیمت و غنم در لغت به معنای سود است. غریب الحدیث، المؤلف: عبد الله بن مسلم بن قتیبة الدینوری أبو محمد، الناشر: مطبعة العانی – بغداد، الطبعة الأولی، 1397، تحقیق: د. عبد الله الجبوری، ، ج 1، ص 229

«فیروزآبادی» در کتاب «قاموس المحیط» می‌گوید: «الْغَنِیمَةُ فی الأصل هی الفائدة المکتسبة» غنیمت در اصل فایده‌ای که انسان کسب می‌کند. «و لکن اصطلح جماعة علی أن ما أخذ من الکفار» ولی جماعتی آمدند و گفتند اصطلاح در اخذ غنایم از کفار شده است. مجمع البحرین، نویسنده: طریحی، فخر الدین بن محمد، محقق / مصحح: حسینی اشکوری، احمد، ج 6، ص 129، باب (غمم)

ب) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های تفسیری: 

در کتاب «المحرر الوجیز» اثر آقای «ابوحیان أندلسی» وارد شده است: «والغنیمة فی اللغة ما یناله الرجل أو الجماعة بسعی من ذلک» غنیمت مالی است که با تلاش به دست مرد یا گروهی می‌آید. المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، اسم المؤلف: أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطیة الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان - 1413 هـ- 1993 م، الطبعة: الاولی، تحقیق: عبد السلام عبد الشافی محمد، ج 2، ص 528، باب الأنفال: (41) واعلموا أنما غنمتم... ..

«فخر رازی» در کتاب «تفسیر کبیر»: «المسألة الأولی: الغنم: الفوز بالشیء» «دخلت فی أیدی المسلمین من أموال المشرکین» التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421 هـ - 2000 م، الطبعة: الأولی، ج 15، ص 132، باب الأنفال: (41) واعلموا أنما غنمتم... ..

«تفسیر قرطبی می‌نویسد: «الغنیمة فی اللغة ما یناله الرجل أو الجماعة بسعی ومن ذلک» الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج 8، ص 1، الأنفال: ) 41 (واعلموا أنما غنمتم... ..

همچنین در «تفسیر بحر المحیط» آمده است: «والغنیمة عرفاً ما یناله المسلمون من العدوّ بسعی وأصله الفوز بالشیء» اصل غنیمت رسیدن به چیزی است. تفسیر البحر المحیط، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الشهیر بأبی حیان الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422 هـ -2001 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، ج 4، ص 492

«روح المعانی»: «وغنم فی الأصل من الغنم بمعنی الربح» غنیمت در ریشه و لغت به معنای سود است. روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 10، ص 2، باب الأنفال: (41) واعلموا أنما غنمتم... ..

«تفسیر المنار»: «فَالْمُتَبَادِرُ مِنَ الِاسْتِعْمَالِ» متبادر از استعمال غنیمت عبارت از این است که: «أَنَّ الْغَنِیمَةَ وَالْغُنْمَ: مَا ینَالُهُ الْإِنْسَانُ، وَیظْفَرُ بِهِ مِنْ غَیرِ مُقَابِلٍ مَادِّی یبْذُلُهُ فِی سَبِیلِهِ (کالْمَالِ فِی التِّجَارَةِ مَثَلًا)» غنیمت عبارت از این است که انسان چیزی به دست می‌آورد بدون آنکه چیزی در برابر آن داده باشد، همانند مال التجاره. تفسیر القرآن الحکیم (تفسیر المنار)، المؤلف: محمد رشید بن علی رضا (المتوفی: 1354 هـ)، الناشر: الهیئة المصریة العامة للکتاب، سنة النشر: 1990 م، ج 10، ص 4، باب 41

آقای «طنطاوی»: «غنمتم من الغنم بمعنی الفوز و الربح» غنیمت به معنای رسیدن به چیزی و سود است. التفسير الوسيط للقرآن الكريم، المؤلف: محمد سيد طنطاوي، الناشر: دار نهضة مصر للطباعة والنشر والتوزيع، الفجالة – القاهرة، الطبعة: الأولى؛ ج6، ص 99

«تفسیر طبری»: «فإن عند الله مغانم کثیرة من رزقه وفواضل نعمه» در نزد خداوند غنیمت‌های زیادی از قبیل روزی‌های او و نعمت‌های فراوان است. جامع البیان عن تأویل آی القرآن، اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1405، ج 5، ص 221، باب النساء: (94)

ج) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های حدیثی: 

در کتاب «صحیح بخاری» حدیث داریم که: «فی الْعَنْبَرِ وَاللُّؤْلُؤِ الْخُمُسُ» در عنبر و لؤلؤ خمس وجود دارد. آیا عنبر و لؤلؤ جزو غنایم جنگی است؟! آیا با ماهیان یا آب دریا می‌جنگند و این غنایم را به دست می‌آورند؟! «فَإِنَّمَا جَعَلَ النبی فی الرِّکازِ الْخُمُسَ» خداوند در اشیایی که زیر زمین باشد خمس قرار داده است. الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 2، ص 544، باب 64 بَاب ما یسْتَخْرَجُ من الْبَحْرِ

همچنین جناب آقای «عینی» می‌نویسد: «مَسْأَلَة الرِّکاز، وَفِیه وجوب الْخمس وَهُوَ إِجْمَاع الْعلمَاء» علما اتفاق نظر دارند بر اینکه در اشیای زیرزمین خمس وجود دارد عمدة القاری شرح صحیح البخاری، المؤلف: أبو محمد محمود بن أحمد بدر الدین العینی (المتوفی: 855 هـ)، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 9، ص 103، باب فی الرکاز

زمانی که رسول گرامی اسلام «عمرو بن حزم» را به یمن می‌فرستد تا سنت پیغمبر اکرم را به آنان آموزش دهد. حضرت به ایشان فرمودند: زمانی که به آنجا می‌روید، مردم را به کارهای خیر توصیه کنید. تا جایی که می‌فرمایند: «وأمره ان یأخذ من المغانم خمس الله» البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 5، ص 77، قدوم جریر بن عبد الله البجلی واسلامه

در کتاب «صحیح بخاری» حدیث 3680 وارد شده است که «عبادة بن صامت» که از نقبایی است که با پیغمبر اکرم بیعت کرده است. او می‌گوید ما با پیغمبر اکرم عهد بستیم: «إنی من النُّقَبَاءِ الَّذِینَ بَایعُوا رَسُولَ اللَّهِ وقال بَایعْنَاهُ علی أَنْ لَا نُشْرِک بِاللَّهِ شیئا ولا نَسْرِقَ ولا نَزْنِی ولا نَقْتُلَ النَّفْسَ آلتی حَرَّمَ الله إلا بالحق» من از جمله رؤسای قومی بودم که با پیغمبر بیعت کردیم که شرک به خدا نورزیم و دزدی نکنیم و زنا نکنیم و نفس محترم انسان بیگناه که خداوند محترم شمرده نکشیمسپس می‌گوید: «ولا نَنْتَهِبَ» غارت و چپاول نکنیم. الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1414، ح 3680

د) بررسی واژه «غنیمت» در کلام فقهاء:

«ابن قدامه» که مورد تأیید وهابیت هم می‌باشد، می گوید: «الْفَصْلُ الثَّالِثُ، فِی نِصَابِ الْمَعَادِنِ... وَأَوْجَبَ أَبُو حَنِیفَةَ الْخُمْسَ فِی قَلِیلِهِ وَکثِیرِهِ» ابوحنیفه واجب کرده است هرکسی مال کم یا زیادی از معدن به دست آورد باید خمس آن را پرداخت کند. المغنی، المؤلف: أبو محمد موفق الدین عبد الله بن أحمد بن محمد، الشهیر بابن قدامة المقدسی (المتوفی: 620 هـ)، ج 5، ص 405، ح 1909

«المدونة الکبری» می‌نویسد: «کان مالک یقول فی دفن الجاهلیة مما یصاب فیه من الجوهر والحدید والرصاص والنحاس واللؤلؤ والیاقوت وجمیع الجواهر أری فیه الخمس» المدونة الکبری، اسم المؤلف: مالک بن أنس، دار النشر: دار صادر – بیروت، ج 2، ص 292، باب فی الجوهر واللؤلؤ والنحاس یوجد فی دفن الجاهلیة

«مبسوط» اثر «سرخسی» که از فقهای بزرگ احناف است، روایتی به همین شکل بیان شده است. «وَهَذَا لِأَنَّ الْمَعْنَی الَّذِی لِأَجْلِهِ وَجَبَ الْخُمْسُ فِی الْکنْزِ مَوْجُودٌ فِی الْمَعْدِنِ فَإِنَّ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ تَحْدُثُ فِی الْمَعْدِنِ مِنْ عُرُوقٍ کانَتْ مَوْجُودَةً حِینَ کانَتْ هَذِهِ الْأَرْضُ فِی یدِ أَهْلِ الْحَرْبِ» المبسوط، المؤلف: محمد بن أحمد بن أبی سهل شمس الأئمة السرخسی (المتوفی: 483 هـ)، ج 3، ص 354، باب معادن و غیرها

مذمت شدید کشتار مسلمین در لسان پیغمبر اکرم!

ابن ابی حاتم می نویسد: «ان اناسا من اصحاب رسول الله ذهبوا يتطرقون» تعدادی از اصحاب پیغمبر اکرم برای تبلیغ یا جهاد رفتند. آن‌ها مردانی از دشمن را یافتند و به آنان حمله کردند و آنها را کشتند. در این میان به مردی رسیدند و آن مرد گفت: «انی مسلم انی مسلم» من مسلمانم، من مسلمانم. «فاوجزه بالسنان فقتله» اموال آن شخص را گرفتند و او را با شمشیر کشتند. زمانی که این خبر به رسول گرامی اسلام رسید، ایشان به آن مرد قاتل گفتند: «اقتلته بعد ما قال انی مسلم؟» بعد از اینکه گفت من مسلمانم او را کشتی؟ «قال: یا رسول الله: قال‌ها متعوذا» گفت: یا رسول الله او به جهت اینکه از شمشیر ترسید گفت من مسلمانم. «قال: شققت قلبه؟» حضرت فرمودند: قلب او را شکافتی تا ببینی از صمیم قلب می‌گوید یا لقلقه زبان است؟ «قال: لم یا رسول الله؟» گفت: یا رسول الله من برای چه قلب او را بشکافم؟ «قال: لتعلم اصادقا هو أو کاذبا» حضرت فرمودند: قلب او را می‌شکافتی تا ببینی واقعاً راست می‌گوید که مسلمان است یا دروغ می‌گوید! «قال: وکنت عالما ذلک یا رسول الله» مرد گفت: من یقین داشتم که این شخص از یقین نمی‌گوید من مسلمانم، بلکه به ظاهر می‌گوید مسلمان است. راوی می گوید: «فما لبث القاتل ان مات فحفر له اصحابه فاصبح وقد وضعته الأرض» این شخصی که مسلمانی را بیگناه کشته بود از دنیا رفت و او را در مکانی دفن کردند و زمین جنازه او را بیرون پرت کرد، «ثم عادوا فحفروا له فاصبح وقد وضعته الأرض إلی جنب قبره» او را دومرتبه در جای دیگری دفن کردند و دومرتبه زمین جنازه او را به بیرون پرت کرد.«لا تقبله الأرض» او را چندین مرتبه دفن کردند اما زمین جنازه او را قبول نمی‌کرد. «فلما راینا الأرض لا تقبله اخذنا برجلیه فالقیناه فی بعض تلک الشعاب» نقل شده است زمانی که افراد دیدند زمین جنازه او را قبول نمی‌کند جنازه او را از دره‌ای پرت کردند. «فانزل الله تعالی: یا ایها الذین امنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا اهل الاسلام إلی آخر الایة» سپس خداوند متعال این آیه را نازل کردند: (یا ایها الذین امنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا اهل الاسلام إلی آخر الایة) تفسیر القرآن (لابن ابی حاتم)، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن إدریس الرازی، دار النشر: المکتبة العصریة - صیدا، تحقیق: أسعد محمد الطیب، ج 3، ص 1039، ح 5824

در کتاب «صحیح مسلم» در حدیث 158 وارد شده است که رسول گرامی اسلام به این صحابی فرمودند: بعد از اینکه «لا اله الا الله» گفت او را کشتی؟ شخص گفت: یا رسول الله! به خاطر ترس از شمشیر گفت. رسول گرامی اسلام فرمودند:«أَفَلَا شَقَقْتَ عن قَلْبِهِ حتی تَعْلَمَ أَقَالَهَا أَمْ لَا» چرا قلبش را نشکافتی تا ببینی واقعاً راست می‌گوید یا دروغ می‌گوید؟ «فما زَالَ یکرِّرُهَا عَلَی» دیدم رسول گرامی اسلام دائماً این حرف را تکرار می‌کند. «حتی تَمَنَّیتُ أَنِّی أَسْلَمْتُ یوْمَئِذٍ قال فقال سَعْدٌ وأنا والله لَا أَقْتُلُ مُسْلِمًا حتی یقْتُلَهُ» این شخص گفت: من آرزو می‌کردم ای کاش کافر بودم و امروز مسلمان می‌شدم و در این جهاد شرکت نمی‌کردم و بیگناهی را نمی‌کشتم و نبی گرامی اسلام را اینطور مورد اذیت قرار نمی‌دادم. صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 1، ص 96، ح 158

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

آقا عظیم از گلستان بندر گز در ابتدای برنامه به ما پیام دادند و گفتند: همیشه شاگرد دانشگاه ولایت هستند.

حاج حسن از گنبد کاووس گفتند: خدایا زبانم، قلبم و چشمم را با نام مبارک مولایم علی و ذکرش در روح و روانم مستدام بدار؛ الهی آمین.

عزیزی با شماره 2968-0911 از استان گیلان پیام دادند و آمار ما را گرفتند و گفتند: شنیدیم که به استان گیلان آمدید. یکی از بستگان ایشان هم ما را دیده‌اند و جالب است که در ادامه نوشتند: حیف دیر خبردار شدم وگرنه یک بوس سفارشی محضر استاد گرامی می‌فرستادم.

آقای یوسفی از سلمانشهر مازندران گفته است: " سلام ویژه محضر حضرت استاد قزوینی. بنده چهره نورانی شما را می‌بینم و برای سلامتی و طول عمر جنابعالی صلوات می‌فرستم و از شما سید بزرگوار التماس دعا آقا دارم. یا علی مدد"

تفصیل مطالب این برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

شکر ایزد که من علی دارم

بر سرم سایه ولی دارم

چون رضای علی رضای خداست

روز و شب ذکر یا علی دارم

«یا علی مدد»

با نام و یاد خدای عزیز و بخشنده و مهربان کلام را آغاز می‌کنیم که نامش بهترین نام‌ها و یادش آرامش جان‌هاست و دل‌هاست.

سلام و درود به روی ماه شما دوستان خوب بیننده و همراهان عزیز «شبکه جهانی ولایت»؛ خانم‌ها و آقایان محترم هرکجای ایران اسلامی و هرکجای این کره خاکی هستید و با برنامه زنده «حبل المتین» هستید.

بنده علی اسماعیلی با افتخار در خدمت شما هستم و امشب آمده‌ام تا در خدمتتان باشم. هفته گذشته توفیق نداشتم تا در خدمت شما باشم، البته خدا را شکر می‌کنم که باز هم توفیق و عمری داشتیم تا در مقابل دیدگان مهربان شما دوستان خوب بیننده قرار بگیریم.

همین ابتدای برنامه آقای کیا کارگردان خوب و خوش سلیقه ما زحمت کشیدند برای شما زیرنویس کردند. «30001203» سامانه پیام کوتاه ما هست که برای شما کاملاً آشنا هست و عزیزانی که در ایران اسلامی هستند، می‌توانند به ما پیام بدهند.

همچنین شماره‌ای که به عنوان شماره اول ثبت شده است و «0098» در ابتدای آن وارد شده است، شماره‌ای است که در فضای مجازی از طریق برنامه‌های واتس آپ، تلگرام و وایبر با ما در ارتباط باشید. این شماره را در گوشی تلفن همراه خودتان داشته باشید.

می‌توانید از عشق و ارادت و محبتتان به ساحت نورانی و ملکوتی آقا و مولایمان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بگویید و همچنین در خصوص برنامه ما اگر سؤالی داشتید بفرمایید؛ ما سعی می‌کنیم سؤالات شما را در طول برنامه پاسخگو باشیم.

ضمناً بخشی از برنامه به تماس‌ها و تلفن‌های شما اختصاص خواهد داشت که هم می‌توانیم صدایتان را بشنویم و همچنین پیام‌های شما را دریافت خواهیم کرد و سؤالاتی که ان‌شاءالله برای ما ارسال خواهید کرد را پاسخگو خواهیم بود.

در یک یکشنبه‌شب دیگر از ماه ذی‌قعده توفیق داریم در محضر استادمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم. جناب استاد سلام علیکم و رحمة الله:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز، گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند، تکرار برنامه را می‌بینند و سی دی برنامه را دریافت می‌کنند خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم.

موفقیت روزافزون همه گرامیان را از خدای منان خواهانم. خدا را به آبروی محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) قسم می‌دهم فرج مولای ما بقیة الله الأعظم را نزدیک نموده و چشمان گنهکار ما را به دیدن جمال نورانی‌اش منور سازد.

از خداوند متعال می‌خواهم همه ما و شما عزیزان را حاجت روا نموده، دغدغه‌های فکری و آرزوهای قلبی ما که دغدغه‌خیز است را برطرف سازد، حوائج همه ما را برآورده کند و دعاهای ما را به اجابت برساند، ان‌شاءالله.

مجری:

خیلی متشکرم. دوستان خوب بیننده همان‌طور که مطلع هستید مدت‌هاست برخی از شبکه‌های معاند و وهابی صهیونیستی به این موضوع اشاره دارند که وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به امامت و ولایت خودشان اشاره نفرموده‌اند.

ما مدت‌هاست که این بحث را آغاز کردیم و به شکل‌های مختلف و در جلسه‌های مختلف بیان کردیم و از محضر استاد مطالبی را شنیدیم و بهره‌مند شدیم.

در جلسات گذشته رسیدیم به اینجا که در شورای 6 نفره وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به امامت و ولایت خودشان استدلال کردند و کسانی که در آن جلسه بودند را قسم دادند.

در این خصوص مطالب خیلی خوبی را از زبان استاد شنیدیم. استاد حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به امامت و افضلیت خودشان در جلسه شورا اشاره فرمودند و استحقاق حضرت و وجود نازنین اهلبیت (علیهم السلام) به خمس اشاره فرمودند.

فرمودید که خمس در ردیف حق الله، حق الرسول است. من دوست دارم اگر صلاح بدانید خلاصه‌ای از مباحث گذشته بفرمایید تا ذهنیت دوستان بیننده آماده بشود و ان‌شاءالله سراغ سؤالات جدید برویم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

همان‌طوری که جناب آقای اسماعیلی اشاره فرمودند وهابیت امروز مرتب در شبکه‌های شیطانی صهیونیستی ادعا می‌کنند که اگر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) امام منصوب و خلیفه منصوب بود، باید در جایی به امامت خودشان اشاره می‌کردند.

عناد و لجاجت و بی عقلی وهابی ها از شنیدن کلام حق!!

آن‌ها ادعا می‌کنند که ما حتی یک مورد هم نداریم که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بر امامت و خلافت خودشان استدلال کرده باشد.

ما در جواب این ادعا مطالب زیادی از کتب شیعه با سند صحیح و از کتب اهل سنت و حتی از کتاب «صحیح بخاری» نقل کردیم که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خود را خلیفه به حق نبی مکرم اسلام و امام منصوب می‌دانند و دیگران را غاصب حق خودشان می‌دانند.

ما روی این زمینه مفصل بحث کردیم، اما متأسفانه انگار بازهم حرف‌های ما برای آقایان وهابی گویا سوره یاسین خواندن بود.

مشاهده کردم چند شب پیش دومرتبه خدمتگزار صهیونیسم و داعش دومرتبه می‌گوید: علی بن أبی طالب یک مرتبه هم نگفت که خلیفه به حق پیغمبر اکرم است.

جواب ما به کارشناسان شبکه‌های شیطانی صهیونیستی این است که اگر واقعاً راست می‌گویید، بیایید مطالب را نقد کنید و جواب بدهید. اگر اشکالاتی وجود دارد، اشکالات را به صورت علمی برطرف کنید.

ما به اشکالات شما جواب می‌دهیم، یا اگر حرفتان قانع کننده بود در همین شبکه رسماً اعلام می‌کنیم که حرف این آقایان در این زمینه قانع کننده بود و ما هم قبول می‌کنیم و در آن هیچ شک و شبهه‌ای نداریم.

متأسفانه این افراد روش‌هایی را پیش گرفتند که نمی‌دانم خداوند عالم عقل و درایت و فکر این افراد را هم سلب کرده است یانه.

به عنوان نمونه من واقعاً برای عقل و فکر آقای «خدمتی» تأسف خوردم؛ اصلاً یک بچه هم به این صورت حرف نمی‌زند. من معتقدم حتی اگر کسانی که در دارالمجانین هستند، صحبت کنند بهتر از ایشان حرف می‌زنند.

او می‌گوید: چند نفری که جمهوری اسلامی آنان را اعدام کرده است، تمام این افراد را مثله کرده و دست و گوش و دماغ این افراد را بریده است؛ اگر خلاف این هست بیایند ثابت کنند. خیلی عجیب است؛ اگر کسی از الفای اسلام خبر داشته باشد، می‌داند که:

«البینة للمدّعی و الیمین علی من أنکر»

کسی که ادعا می‌کند باید بینه بیاورد، نه کسی که آن را انکار می‌کند.

الان بر فرض مثال کسی بیاید و ادعا کند که شما صدها مرتبه دزدی کردید؛ اگر راست می‌گویید خلاف آن را ثابت کنید!! یا بر فرض آقای «خدمتی» شما مرتکب زنا شدید و اگر دروغ هست استدلال کنید که چنین نیست.

این چه وضعی است؟! چرا این‌طوری صحبت می‌کنید؟! اگر کسی ادعا کند که جناب آقای «خدمتی» شاید جنابعالی طبق فتوای «امام ابوحنیفه» با مادرتان ازدواج فرمودید که می‌گوید:

«وقال أبو حنیفة لاَ حَدَّ علیه فی ذلک کلِّهِ وَلاَ حَدَّ علی من تَزَوَّجَ أُمَّهُ آلتی وَلَدَتْهُ وَابْنَتَهُ وَأُخْتَه وَجَدَّتَهُ وَعَمَّتَهُ وَخَالَتَهُ وَبِنْتَ أَخِیهِ وَبِنْتَ أُخْتِهِ عَالِمًا بِقَرَابَتِهِنَّ منه عَالِمًا بِتَحْرِیمِهِنَّ علیه وَوَطِئَهُنَّ کلَّهُنَّ فَالْوَلَدُ لا حق بِهِ وَالْمَهْرُ وَاجِبٌ»

ابوحنیفه گفته است که اگر کسی با مادر خود که او را به دنیا آورده ازدواج کند حدی بر او نیست. و همچنین اگر با محارم خود مثل خواهر و خاله و مادر بزرگ و عمه و دختر برادر و دختر خواهر، که یقین دارد ازدواج با ایشان حرام است ازدواج کند، حدی بر او نیست. در این میان اگر فرزندی هم متولد بشود به پدرش لاحق است. و مهریه نیر بر او واجب است که بپردازد.

المحلی، اسم المؤلف: علی بن أحمد بن سعید بن حزم الظاهری أبو محمد، دار النشر: دار الآفاق الجدیدة - بیروت، تحقیق: لجنة إحیاء التراث العربی، ج 11، ص 253، ح 2215

آیا صحیح است که طبق این روایت ما بگوییم شما با والده مکرمه ازدواج کردید و مهریه ایشان را هم غصب کردید، اگر خلاف این است ثابت کنید؟! یک چیزی بگویید که مرغ پخته به حرف شما نخندد!!

اصلاً من احساس می‌کنم این افراد فکر و عقل و هوششان را از دست دادند. این افراد یک حرف‌هایی می‌زنند که من نمی‌دانم برای خودشان احترام قائل نیستند یا برای بینندگانشان احترام قائل نیستند؛ گاهی اوقات انسان معطل می‌ماند که چکار کند.

(إِنَّ اللَّهَ یضِلُّ مَنْ یشاءُ)

خدا هر که را بخواهد گمراه می‌کند.

سوره رعد (13): آیه 27

خداوند این افراد را به واسطه پول‌های حرامی که می‌خورند و راه باطلی که می‌روند، گمراه کرده است؛ اما ما این افراد را دوستانه نصیحت می‌کنیم که دست از بیراهه رفتن بردارید، دست از تحریکات نادرست بردارید، دست از افتراها بردارید.

به خدا سوگند روزی از کارهای خود پشیمان خواهید شد، اما آن روز دیگر پشیمانی فایده‌ای به حال شما نخواهد داشت. زمانی که چشمتان به ملک الموت بیفتد التماس می‌کنید:

(رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکت)

مرا به دنیا بازگردان تا شاید به تدارک گذشته عملی صالح به جای آرم.

سوره مؤمنون (23): آیه 99 و 100

آن زمان از خداوند می‌خواهید و می‌گویید: من را به دنیا برگردان تا دیگر به دنبال استاد شیطان «ابن تیمیه» نروم و افترا نبندم و مردم را تحریک به آدم‌کشی نمی‌کنم؛ اما دیگر فایده‌ای به حال شما نخواهد داشت.

بیایید روی کارهایی که می‌کنید، مقداری فکر کنید زیرا والله پشیمان خواهید شد. قسم به تمام مقدسات دینی و مذهبی روزی از کارهای خود پشیمان خواهید شد، اما آن روز دیگر پشیمانی هیچ سودی به حال شما نخواهد شد.

ما استدلال‌های زیادی از کتب شما آوردیم مبنی بر اینکه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌فرمایند: من امام و خلیفه پیغمبر اکرم هستم!

ما مطالبی از کتب اهل سنت آوردیم مبنی بر اینکه پیغمبر به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: «أَنْتَ خَلِیفَتِی فِی کلِّ مُؤْمِنٍ مِنْ بَعْدِی» و: «أنت امام کل مؤمن ومؤمنة» و: «هذا اخی ووصی وخلیفتی فیکم»

به چه عبارتی بیان کنند؟! اصلاً بر فرض تمام روایات ضعیف باشد و تمام راویان آن فساق باشد. طبق فتوای خداوند شما «ابن تیمیه» که می‌گوید:

«فَإِنَّ تَعَدُّدَ الطُّرُقِ وَکثْرَتَهَا یقَوِّی بعض‌ها بَعْضاً حَتَّی قَدْ یحْصُلُ الْعِلْمُ بِهَا وَلَوْ کانَ النَّاقِلُونَ فُجَّاراً فُسَّاقاً»

مجموع الفتاوی، المؤلف: تقی الدین أبو العباس أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی (المتوفی: 728 هـ)، المحقق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم، الناشر: مجمع الملک فهد لطباعة المصحف الشریف، المدینة النبویة، المملکة العربیة السعودیة، عام النشر: 1416 هـ/1995 م، ج 18، ص 26

بر فرض تمام راویان این روایات فساق و فجار هم باشند، آیا کثرت روایات صحت آن را اثبات نمی‌کند؟! من عذر می‌خواهم از اینکه مقداری طول کشید. گاهی مواقع انسان متأثر می‌شود؛ زمانی که خداوند متعال به فرعون با آن همه نافرمانی می‌فرماید:

(فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیناً لَعَلَّهُ یتَذَکرُ أَوْ یخْشی)

و با او به نرمی سخن بگویید، شاید اندرز گیرد یا بترسد.

سوره طه (20): آیه 44

ما هم نسبت به این افراد همین امید را داریم؛ امیدواریم خداوند متعال عبارتی که در زمان توبه فرعون به کار برد در مورد ایشان به کار نبرد. خداوند عالم فرمودند:

(آلْآنَ وَ قَدْ عَصَیت قَبْلُ وَ کنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِین)

(خطاب رسید) حالا ایمان آوردی؟! در حالی که قبلاً نافرمانی کردی و از مفسدان بودی؟

سوره یونس (10): آیه 91

ما در مورد این افراد آرزو داریم که همانند فرعون گرفتار نشوند راه مستقیم را بیابد و گرفتار آتش جهنم نشود.

استدلال امیرالمؤمنین به مسئله خمس بر ولایت و امامت خویش!

در رابطه با آیه خمس در جلسه گذشته هم عرض کردیم که خداوند عالم در سوره انفال آیه 41 می‌فرماید:

(وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَی‌ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ إِنْ کنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یوْمَ الْفُرْقانِ یوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلی کلِّ شَی‌ءٍ قَدِیر)

و بدانید آنچه را که سود می‌برید برای خدا است پنج یک آن و برای رسول و خویشاوند او و یتیمان و مسکینان و در راه ماندگان، اگر به خدا و آنچه را که در روز فرقان روزی که دو گروه یکدیگر را ملاقات کردند بر بنده‌مان نازل کردیم ایمان آورده‌اید، و خداوند بر هر چیز توانا است.

سوره انفال (8): آیه 41

عرض خواهیم کرد مراد از «غنیمت»، غنایم جنگی است یا تمام فایده و ربح را غنیمت به حساب می‌آورند. در این آیه به صراحت بیان شده است که خمس غنیمت متعلق به خداوند متعال و رسول گرامی اسلام و ذی القربی است.

خداوند عالم به جهت اینکه ارزش و جایگاه خمس را بالا ببرد، برخلاف زکات که از آن به چرک مال تعبیر می‌کنند؛ می‌فرماید: اولاً خمس «حق الله» دارد، دوماً «حق الرسول» دارد، سوما حق «ذوی القربی» را دارد، سپس یتیمان و مساکین را نام می‌برند و می‌فرمایند:

(إِنْ کنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ)

خداوند متعال در این آیه به صراحت بیان می‌فرمایند که اگر ایمان آورده‌اید، باید خمس مالتان را پرداخت کنید. ما در جلسات گذشته بیان کردیم که یکی از مواردی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در شورای 6 نفره به آن استدلال فرمودند، استحقاق خودشان بر خمس است.

این در کتاب «مناقب علی بن أبی طالب» اثر «ابن مردویه» حدیث 162 صفحه 132 وارد شده است. حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌فرمایند:

«أنشدکم بالله أمنکم مَن نصبه رسول الله (صلی الله علیه وآله) یوم غدیر خمّ للولایة غیری؟ »

تا جایی که می‌فرمایند:

«أفیکم أحد کان یأخذ الخمس غیری وغیر زوجتی فاطمة؟»

شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا غیر از من و زهرا کسی خمس دریافت کرده است؟!

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه.

مناقب علی بن أبی طالب (ع) وما نزل من القرآن فی علی (ع)؛ أحمد بن موسی ابن مردویه الأصفهانی، تحقیق: عبد الرزاق محمد حسین حرز الدین، ص 132، ح 162

ما سند روایت را بررسی کردیم؛ همچنین جناب آقای «سیوطی» در کتاب «جامع الأحادیث» مفصل همین بحث را در صفحه 55 مطرح می‌کنند و می‌نویسد:

«أَفِیکمْ أَحَدٌ کانَ یأْخُذُ الْخُمُسَ غَیرِی وَغَیرُ فَاطِمَةَ؟ قَالُوا: اللَّهُمَّ لاَ»

جامع الاحادیث (الجامع الصغیر وزوائده والجامع الکبیر)، اسم المؤلف: الحافظ جلال الدین عبد الرحمن السیوطی، ج 12، ص 55، ح 30

همچنین جناب آقای «ابن عساکر» در «تاریخ دمشق» جلد 42 به طور مفصل این قضیه را مطرح می‌کند و می‌نویسد:

«أفیکم أحد کان یأخذ الخمس غیری وغیر فاطمة؟ قالوا: اللهم لا»

الکتاب: تاریخ دمشق، المؤلف: ابن عساکر، عدد الأجزاء: 70، [ترقیم الکتاب موافق للمطبوع والکتاب مذیل بحواشی المحقق علی شیری]، ج 42، ص 435، ح 4933

ما در جلسه گذشته این موارد را مطرح کردیم. همچنین این روایت را از کتاب «صحیح مسلم» هم نقل کردیم که از «ابن عباس» نقل شده است:

«وَکتَبْتَ تَسْأَلُنِی عن الْخُمْسِ لِمَنْ هو»

می‌گویند: نوشتید این خمس به چه کسی تعلق دارد!

«وَإِنَّا کنا نَقُولُ»

ما بنی هاشم همواره این مطلب را می‌گوییم.

«هو لنا فَأَبَی عَلَینَا قَوْمُنَا ذَاک»

خمس مال ماست اما قریش جلوگیری کردند و حق ما را ندادند.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 3، ص 1444، ح 1812

در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» همین تعبیر آمده است. در این کتاب وارد شده است:

«وأنا کنا نَرَی قَرَابَةَ رسول اللَّهِ هُمْ فأبی ذلک عَلَینَا قَوْمُنَا»

خمس به رسول الله و نزدیکان ایشان تعلق دارد اما قوم ما ابا کردند.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 1، ص 248، ح 2235

ما این روایات را از کتب مختلف بیان کردیم. همچنین روایتی از کتاب «صحیح بخاری» نقل کردیم که صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) افرادی را نزد خلیفه اول می‌فرستند و می‌فرمایند:

«مما أَفَاءَ الله علی رَسُولِهِ تَطْلُبُ صَدَقَةَ النبی آلتی بِالْمَدِینَةِ وَفَدَک وما بَقِی من خُمُسِ خَیبَرَ»

صدقات پیغمبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) در مدینه را مطالبه کردند، فدک را مطالبه کردند و همچنین بقیه خمس جنگ خیبر را مطالبه فرمودند.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1360، ح 3508

صدیقه طاهره که پاره تن نبی مکرم و سرور زنان اهل بهشت هستند، می‌فرمایند: خمس حق مسلم ما اهلبیت است. همچنین روایتی از کتاب «تاریخ الاسلام» اثر «ذهبی» بیان کردیم که در جلد سوم صفحه 24 حضرت صدیقه طاهره خودشان برای دریافت خمس آمدند.

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) آیه 41 سوره انفال را خواندند و فرمودند: این اموال حق مسلم من است. متأسفانه خلیفه اول قبول نکرد، حضرت نزد خلیفه دوم آمدند و مشاهده کردند که خلیفه دوم هم همانند کلمات خلیفه اول را تکرار می‌کنند.

صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) تعجب کردند و بر این باور شدند که این دو نفر با هم تبانی کردند و یک حرف درست کرده‌اند. همان حرفی را که ابوبکر به حضرت زهرا (سلام الله علیها) زد، عمر همان را تکرار کردند.

این مطلب را ذهبی در کتاب خود آورده است؛ ببینید از اول تا آخر هیچ تعلیق‌های ندارد. معمولاً زمانی که آقای ذهبی به روایتی می‌رسد اگر اشکال سندی و دلالی داشته باشد بیان می‌کند و اگر اشکال هم نداشته باشد، می‌گوید: "یشهد القلب أنه الباطل".

ولی در اینجا دیگر هیچ مطلبی بیان نکرده است. نه قلبش بر بطلان این روایت شهادت داده و نه اشکال سندی و دلالی بیان کرده است. بینندگان عزیز در این زمینه باید خودشان داوری و قضاوت کنند.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

خواهش می‌کنم. استاد قبل از اینکه سراغ سؤال بعدی بروم، می‌خواهم نکته‌ای بفرمایید به جهت اینکه برخی از عزیزان شیعه هم گاهی این مطلب را مطرح می‌کنند و می‌گویند: با این روایتی که شما فرمودید بحث خمس مربوط به زمان پیغمبر اکرم بوده است.

بعضی افراد نسبت به خمس مقداری کوتاهی می‌کنند. از این دست روایات در منابع ما هم فراوان دیده می‌شود.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در کتب شیعه که الی ماشاءالله است، یعنی شاید بیش صد روایت از نبی مکرم اسلام، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، امام باقر (علیه السلام)، امام صادق (علیه السلام) تا امام عسکری (علیه السلام) داریم.

ان‌شاءالله زمانی که من روایات شیعه را آوردم زیرا آقایان وهابی می‌گویند: خمس را آقایان مراجع درست کردند. ائمه طاهرین و نبی مکرم اسلام بحث خمس را مطرح کردند، اما این آقایان می‌گویند: "امیرالمؤمنین خمس دریافت کردند یانه؟!"

ما روایاتی از کتب شیعه و سنی خواهیم آورد که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می‌فرمایند: خمس مال خودتان را به من بدهید.

ان‌شاءالله زمانی که بحث اهل سنت را تمام کردیم، روایاتی از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خواهیم آورد که حضرت به شخصی می‌فرمایند: خمس مال خودت را به من بده!

از امام باقر (علیه السلام) چندین روایت داریم، از امام صادق (علیه السلام) چندین روایت داریم، احکام خمس ارباح مکاسب، خمس معدن، خمس طلا و مواردی از این قبیل وارد شده است.

امام جواد (علیه السلام) می‌فرمایند: اگر به من دسترسی ندارید، خمس مال خودتان را به وکیل من پرداخت کنید.

شیطانی دجالی که در لس آنجلس فعالیت می‌کند، می‌گوید: دلیل چیست؟! یکی از این دجال‌ها در لندن شیطنت می‌کند، یکی در لس آنجلس است و دیگری هم در کشورهای عربی سایتی را درست کردند و شبانه روز به علما و مراجع عظام فحاشی می‌کنند.

این مثلث شوم به نام شیعه دارند آبروی شیعه را می‌برند، به مراجع شیعه هتاکی می‌کنند و مقدسات شیعه را به حراج گذاشتند. زمانی که انسان به صحبت‌های این افراد نگاه می‌کند، می‌بیند الفبای معرفت معارف دینی را ندارند.

این افراد جز هتاکی و فحاشی و نسبت‌های زشت به یکدیگر چیز دیگری برای گفتن ندارد. عجیب است؛ این هتاک افغانی به هرکسی می‌رسد نسبت فحشا می‌کند!!

نمی‌دانم این شخص به آینه نگاه می‌کند چه چیزی در آن می‌بیند که دیگران را با همان کیل خودش مقایسه می‌کند و قیاس به نفس می‌کند.

مجری:

استاد خیلی متشکرم، من این مطلب را گفتم تا اشاره‌ای داشته باشم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

حال که ما وارد شدیم سعی می‌کنم این مطلب را به طور مفصل بیان کنم. با توجه سؤال حضرتعالی زمانی که وارد شدیم تمام روایات شیعه را با سند صحیح به صورت مستفیض و متواتر خواهیم آورد.

حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) می‌فرماید: "خمس مرا بدهید!"، ایشان عیناً کلمه خمس را به کار برده‌اند. ما ثابت خواهیم کرد که ادعای آقایان مبنی بر اینکه: "خمس تنها در غنایم جنگی است"، صحیح نیست!!

ان‌شاءالله اگر فرصتی داشته باشیم کاری می‌کنیم که این آقایان در شبکه‌های شیاطین بروند و سؤال کنند که این موارد خمسی که فقها و بزرگان اهل سنت فتوا داده‌اند، تنها در غنایم جنگی بوده است یا در غیر غنایم جنگی هم بوده است.

مجری:

ان‌شاءالله همین‌جا در ذهنم می‌ماند که اگر فرصت شد حتماً بپرسم. استاد در آیه 41 سوره انفال که شما فرمودید کلمه «ذوی القربی» آمده است.

همچنین در آیه مودت که همان سوره مبارکه شوره آیه 23 است، کلمه «ذی القربی» آمده است. مراد از کلمه «ذی القربی» چه کسانی هستند؟!

مراد از «ذوی القربی» چه کسانی هستند؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با «ذوی القربی» که در این آیه شریفه (فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی) وارد شده است یا همچنین در آیه مودت هم وارد شده است:

(قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی)

بگو من از شما در برابر رسالتم مزدی طلب نمی‌کنم به جز مودت نسبت به اقرباء.

سوره شوری (43): آیه 23

مراد از (قُرْبی) چه کسانی هستند؟! ما قبلاً هم اشاره داشتیم. عزیزان به کتاب «فضائل الصحابه» که اثر «احمد بن حنبل» متوفای 241 است مراجعه کنند. در جلد دوم این کتاب از «سعید بن جبیر» و ایشان از «ابن عباس» روایتی نقل شده است که می‌گوید:

«لَمَّا نَزَلَتْ قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی»

زمانی که آیه: (قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی) نازل شد،

«قالوا یا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنْ قَرَابَتُک هَؤُلاءِ الَّذِینَ وَجَبَتْ عَلَینَا مَوَدَّتُهُمْ»

گفتند: یا رسول الله در قرابتی که در اینجا آورده است، مراد از قربی چه کسانی هستند که مودت این افراد واجب است؟!

شبکه‌های شیطانی که به صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اهانت می‌کنند و حیا هم ندارند، در حقیقت یا این آیه را قبول دارند یا قبول ندارند!

اگر آیه را قبول ندارند، قطعاً مرتد و کافر و نجس هستند؛ اما اگر این آیه شریفه را قبول دارند، در برابر خداوند متعال عصیان می‌کنند.

«قال عَلِی وَفَاطِمَةُ وَابْنَاهُا»

رسول گرامی اسلام فرمودند: مراد از قرابت علی و فاطمه و فرزندان این دو بزرگواران هستند.

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 669، ح 1141

در کتاب «معجم کبیر» اثر «طبرانی» جلد سوم باز هم این روایت بیان شده است:

«لَمَّا نَزَلَتْ قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی قالوا یا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنْ قَرَابَتُک هَؤُلاءِ الَّذِینَ وَجَبَتْ عَلَینَا مَوَدَّتُهُمْ قال عَلِی وَفَاطِمَةُ وَابْنَاهُمَا»

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 3، ص 47، ح 2641

در این روایت نیز به صراحت بیان شده است که مراد از (الْقُرْبَی) علی و فاطمه و فرزندان این دو بزرگوار هستند.

در کتاب «تفسیر بحر المحیط» اثر «ابو حیان أندلسی» در جلد هفتم صفحه 494 بازهم حضرت می‌فرماید: مراد از قرابت یا (ذِی الْقُرْبی) علی و فاطمه و فرزندان آن دو بزرگوار هستند؛ این روایت از قول «ابن عباس» نقل شده است.

همچنین آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد هفتم صفحه 103 همین روایت را مطرح می‌کند که مراد از (الْقُرْبَی) علی و فاطمه و فرزندان آن بزرگواران هستند، سپس می‌گوید:

«وقد وثقوا کلهم وضعفهم جماعة وبقیة رجاله ثقات»

راویان این روایت همه توثیق شدند، گرچه جماعتی هم آنان را تضعیف کرده است و بقیه رجال هم ثقه هستند.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 7، ص 103، باب سورة حمعسق

برمبنای آقایان اهل سنت اگر یک راوی هم توثیق داشته باشد و هم تضعیف داشته باشد، روایت حسن است؛ روایت حسن هم «کالصحیح فی الاحتجاج» است.

در کتاب تفسیر «غرائب القرآن» هم به همین شکل آمده است که سؤال می‌کنند:

«یا رسول الله من هؤلاء الذین وجبت علینا مودتهم لقرابتک؟ فقال: علی وفاطمة وابناهما»

تفسیر غرائب القرآن ورغائب الفرقان، اسم المؤلف: نظام الدین الحسن بن محمد بن حسین القمی النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - 1416 هـ - 1996 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ زکریا عمیران، ج 6، ص 74، باب الشوری: (1 - 23) حم

این روایات به طور مفصل در کتب اهل سنت وارد شده است که مراد از (ذِی الْقُرْبی) چه در آیه 41 سوره مبارکه انفال و چه در آیه 23 سوره مبارکه شوری، حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و دو فرزند مبارکشان است.

مجری:

خیلی عالی، ممنون از لطف شما. ما داریم پیام‌های شما دوستان خوب بیننده را در برنامه زنده «حبل المتین» از «شبکه جهانی ولایت» دریافت می‌کنیم. ان‌شاءالله در یک فرصتی حتماً به برخی از پیام‌های شما اشاره دارم.

دوستان دائماً زحمت می‌کشند و راه‌های ارتباطی از طریق پیام کوتاه و فضای مجازی را برای شما زیرنویس می‌کنند. خودتان را آماده کنید، ان‌شاءالله ما سعی می‌کنیم حدود 15 دقیقه دیگر ارتباط تلفنی با شما عزیزان برقرار کنیم و صدایتان را بشنویم.

استاد آیا وجود نازنین اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) به آیه مودت استناد کردند یا خیر؟!

ذکر روایاتی مبنی بر استناد ائمه طاهرین (علیهم السلام) به آیه مودت!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در این زمینه روایات زیادی از نبی گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم)، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و ائمه طاهرین (علیهم السلام) داریم که در کتب شیعه فراوان یافت می‌شود.

به جهت اینکه فرصت زیاد نداریم و باید به سؤالات بعدی هم برسیم، تنها به یکی دو مورد از کتب اهل سنت اکتفا می‌کنم.

در کتاب «مجمع الزوائد» اثر «هیثمی» جلد نهم صفحه 146 روایتی وارد شده است که از «ابوطفیل عامر بن واثله» است. او می‌گوید: امام مجتبی (علیه السلام) بعد از شهادت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خطبه‌ای خواندند و فرمودند:

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خاتم اوصیاء بودند و وصی انبیاء بود و امین صدیقین و شهدا بودند، تا جایی که می‌فرماید:

«وأنا من أهل البیت الذین افترض الله عز وجل مودتهم وولایتهم»

من از اهل بیتی هستم که خداوند عالم مودت و ولایت آنان را واجب کرده است،

«فقال فیما أنزل علی محمد (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی)»

سپس امام حسن (علیه السلام) آیه: (قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی) را قرائت فرمودند.

سپس «هیثمی» می‌گوید:

«وإسناد أحمد وبعض طرق البزار والطبرانی فی الکبیر حسان»

سند احمد و بعض طرق بزار و طبرانی در کبیر حسن و مورد اعتماد است.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت - 1407، ج 9، ص 146، باب خطبة الحسن بن علی رضی الله عنهما

همچنین آقای «ابن حجر هیثمی» متوفای 994 هجری در کتاب «الصواعق المحرقة» صفحه 437 آیه (قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی) را می‌آورد، سپس از امام حسن مجتبی (علیه السلام) همین تعبیر را نقل می‌کند.

«أی عن ولایة علی وأهل البیت لأن الله أمر نبیه أن یعرف الخلق أنه لا یسألهم علی تبلیغ الرسالة أجرا إلا المودة فی القربی»

الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة، اسم المؤلف: أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417 هـ - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبد الرحمن بن عبد الله الترکی - کامل محمد الخراط، ج 2، ص 437

همچنین امام سجاد در کتاب «تفسیر طبری» که به تعبیر آقای «ابن تیمیه» تفسیر «طبری» و تفسیر «ابن ابی حاتم» از تفاسیری است که:

« یعتمد علیها فی التفسیر»

در احادیث می‌شود به این کتب تفسیری اعتماد کرد.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 179

در این کتاب که به تحقیق «دکتر ترکی» گردآوری شده است، در جلد نهم داستانی نقل می‌کند که زمانی که اسرای اهلبیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) را وارد شام می‌کنند، بعضی افراد شروع به شماتت می‌کنند.

امام سجاد (علیه السلام) به آن فرد می‌فرمایند: آیا قرآن خوانده‌ای؟! می‌گوید: بله. حضرت می‌فرماید: آیا (حم) را خوانده‌ای؟! او می‌گوید: بله. حضرت می‌فرمایند: آیا آیه (قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی) را خواندی؟!

او می‌گوید: آیا شما همین قربی پیغمبر اکرم هستید که در این آیه آمده است؟! حضرت فرمودند: بله ما هستیم! این روایت داستان مفصلی دارد که او گریه کرد و شروع به عذرخواهی کرد.

این روایت در کتاب «تفسیر» اثر «ابن کثیر دمشقی» جلد دوازدهم وارد شده است. نه محققین حاشیه زده‌اند و نه «ابن کثیر» حاشیه زده است! در این کتاب وارد شده است که مردی از اهل شام شروع به شماتت اهلبیت (علیهم السلام) کرد و گفت:

الحمدلله خداوند شما را کشت و فتنه خوابید. امام سجاد (علیه السلام) فرمودند: آیا قرآن خواندی؟! آیا آیه (قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی) را خوانده‌ای؟! مرد شامی گفت: مگر مراد از (الْقُرْبَی) شما هستید؟! حضرت فرمودند: بله؛ مراد از قربی ما هستیم.

من این مورد را به عنوان نمونه آوردم، اما از این موارد فراوان داریم. اگر زمانی فرصت باشد در مورد این موضوع که ائمه طاهرین (علیهم السلام) بیان کردند که مراد از (ذَوِي الْقُرْبى‏) ما هستیم، مطالبی بیان خواهیم کرد.

من گمان نمی‌کنم کسی از اهل سنت نسبت به اینکه اهلبیت (علیهم السلام) جزو (ذَوِي الْقُرْبى‏) هستند، شبهه‌ای داشته باشد. شاید بعضی از افراد دیگران را وارد کنند، اما اهلبیت (علیهم السلام) قطعاً در اینجا هستند.

مجری:

استاد در فرمایشات قبلی اشاره‌ای فرمودید و من یادداشت کردم اینجا بپرسم و آن هم این است که وهابیون و برخی از اهل سنت می‌گویند: "سوره مبارکه انفال آیه 41 تنها شامل غنایم جنگی می‌شود" و ادعای ما شیعیان را اشتباه خطاب می‌کنند؛ توضیحاتی بفرمایید.

آیا «خمس»، فقط مخصوص غنائم جنگی است!؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

ظاهراً در این ده دقیقه‌ای که فرصت داریم این مطلب را بیان خواهم کرد. عزیزان شیعه مخصوصاً کسانی که در فضای مجازی یا سایبری با وهابیت یا عزیزان اهل سنت بحث‌های علمی دارند، تقاضا دارم به این بخش از عرایض من خوب دقت کنند.

قرآن کریم می‌فرماید:

(وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُم)

و بدانید آنچه را که سود می‌برید،

سوره انفال (8): آیه 41

الف) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های لغوی:

مراد از (غَنِمْتُم) چیست؟! ما برویم ببینیم در کتاب لغت، تفاسیر و قرآن کریم (غَنِمْتُم) به چه معناست!

در کتاب «العین» اثر آقای «فراهیدی» متوفای 175 وارد شده است که ایشان قدیمی‌ترین لغت شناس عرب و از اهل سنت است. ایشان در جلد چهارم می‌نویسد:

«والغُنْمُ: الفَوْزُ بالشیء فی غیر مشقة»

والغُنْمُ: رسیدن به چیزی بدون مشقت است.

در اینجا وارد نشده است که غنیمت تنها غنایم جنگی است. غنایم جنگی هم یکی از این موارد است. ذیل این روایت هم عبارت:

«والغَنیمةُ: الفیء»

وارد شده است.

کتاب العین، المؤلف: أبو عبد الرحمن الخلیل بن أحمد بن عمرو بن تمیم الفراهیدی البصری (المتوفی: 170 هـ)، المحقق: د مهدی المخزومی، د إبراهیم السامرائی، الناشر: دار ومکتبة الهلال، ج 4، ص 426، باب الغین والنون والمیم

همچنین در کتاب «غریب الحدیث» اثر آقای «ابن قتیبه دینوری» وارد شده است:

«وأصلُ الغنیمة والغُنْم فی اللغة الرِّبْح والفَضْل»

اصل غنیمت و غنم در لغت به معنای سود است.

غریب الحدیث، المؤلف: عبد الله بن مسلم بن قتیبة الدینوری أبو محمد، الناشر: مطبعة العانی – بغداد، الطبعة الأولی، 1397، تحقیق: د. عبد الله الجبوری، ، ج 1، ص 229

از این بهتر بیان کنند؟! در اینجا غنیمت به معنای سود بیان شده است؛ فرقی هم نمی‌کند که سود در جنگ به دست بیاید، در زراعت به دست بیاید، در آبیاری به دست بیاید، در کسب به دست بیاید، در ارث به دست بیاید یا در هبه به دست بیاید.

آقایانی که می‌گویند: "غنیمت به معنای غنایم جنگی است" این مطلب را از کجا آورده‌اند که آن را به غنایم جنگی منحصر می‌کنند؟!

همچنین «فیروزآبادی» در کتاب «قاموس المحیط» جلد 4 صفحه 158 این مطلب را بیان کرده است، «لسان العرب» جلد 12 صفحه 445 همین مطلب را بیان کرده است و آقای «طریحی» از لغت‌شناسان مشهور شیعه است که در کتاب «مجمع البحرین» جلد 6 می‌گوید:

«الْغَنِیمَةُ فی الأصل هی الفائدة المکتسبة»

غنیمت در اصل فایده‌ای که انسان کسب می‌کند.

فایده کسب و کار در اصطلاح امروز همان تجارت و کاسبی است.

«و لکن اصطلح جماعة علی أن ما أخذ من الکفار»

ولی جماعتی آمدند و گفتند اصطلاح در اخذ غنایم از کفار شده است.

مجمع البحرین، نویسنده: طریحی، فخر الدین بن محمد، محقق / مصحح: حسینی اشکوری، احمد، ج 6، ص 129، باب (غمم)

ب) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های تفسیری:

این معنا در کتاب‌های تفسیری هم بیان شده است. در کتاب «المحرر الوجیز» اثر آقای «ابوحیان أندلسی» است که در جلد دوم صفحه 528 ذیل همین آیه وارد شده است:

«والغنیمة فی اللغة ما یناله الرجل أو الجماعة بسعی من ذلک»

غنیمت مالی است که با تلاش به دست مرد یا گروهی می‌آید.

المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، اسم المؤلف: أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطیة الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان - 1413 هـ- 1993 م، الطبعة: الاولی، تحقیق: عبد السلام عبد الشافی محمد، ج 2، ص 528، باب الأنفال: (41) واعلموا أنما غنمتم... ..

در اینجا بیان نشده است که غنیمت تنها اختصاص به غنایم جنگی دارد!! شخصی که زراعت می‌کند تلاش می‌کند، شخصی که سقایت می‌کند تلاش می‌کند، شخصی که کاسبی می‌کند هم تلاش می‌کند.

همچنین «فخر رازی» در کتاب «تفسیر کبیر» جلد 15 صفحه 132 باب بیان کرده است:

«المسألة الأولی: الغنم: الفوز بالشیء»

او در ادامه می‌گوید در شریعت به این صورت بیان شده است:

«دخلت فی أیدی المسلمین من أموال المشرکین»

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421 هـ - 2000 م، الطبعة: الأولی، ج 15، ص 132، باب الأنفال: (41) واعلموا أنما غنمتم... ..

همچنین در کتاب «تفسیر قرطبی» جلد دهم تعبیری که دیگران نسبت به غنیمت داشتند، در اینجا هم بیان شده است. او می‌نویسد:

«الغنیمة فی اللغة ما یناله الرجل أو الجماعة بسعی ومن ذلک»

الجامع لأحکام القرآن، اسم المؤلف: أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی، دار النشر: دار الشعب – القاهرة، ج 8، ص 1، الأنفال: ) 41 (واعلموا أنما غنمتم... ..

همچنین در «تفسیر بحر المحیط» هم جلد چهارم همین تعبیر آمده است:

«والغنیمة عرفاً ما یناله المسلمون من العدوّ بسعی»

سپس می‌گوید:

«وأصله الفوز بالشیء»

اصل غنیمت رسیدن به چیزی است.

تفسیر البحر المحیط، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الشهیر بأبی حیان الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422 هـ -2001 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، ج 4، ص 492

بنابراین در کتب لغوی بیان شده است که ریشه غنیمت عبارت از سودی است که انسان با تلاش به دست می‌آورد. همچنین آقای «آلوسی» همان تعبیری که «عینی» و دیگران داشتند در کتاب «روح المعانی» جلد 10 بیان می‌کند و می‌گوید:

«وغنم فی الأصل من الغنم بمعنی الربح»

غنیمت در ریشه و لغت به معنای سود است.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 10، ص 2، باب الأنفال: (41) واعلموا أنما غنمتم... ..

همچنین در کتاب «تفسیر المنار» جلد دهم صفحه 4 وارد شده است:

«فَالْمُتَبَادِرُ مِنَ الِاسْتِعْمَالِ»

متبادر از استعمال غنیمت عبارت از این است که:

«أَنَّ الْغَنِیمَةَ وَالْغُنْمَ: مَا ینَالُهُ الْإِنْسَانُ، وَیظْفَرُ بِهِ مِنْ غَیرِ مُقَابِلٍ مَادِّی یبْذُلُهُ فِی سَبِیلِهِ (کالْمَالِ فِی التِّجَارَةِ مَثَلًا)»

غنیمت عبارت از این است که انسان چیزی به دست می‌آورد بدون آنکه چیزی در برابر آن داده باشد، همانند مال التجاره.

تفسیر القرآن الحکیم (تفسیر المنار)، المؤلف: محمد رشید بن علی رضا (المتوفی: 1354 هـ)، الناشر: الهیئة المصریة العامة للکتاب، سنة النشر: 1990 م، ج 10، ص 4، باب 41

همچنین جناب آقای «طنطاوی» که در حقیقت شیخ «الأزهر» بوده است، در تفسیر سوره انفال می‌گوید:

«غنمتم من الغنم بمعنی الفوز و الربح»

غنیمت به معنای رسیدن به چیزی و سود است.

التفسير الوسيط للقرآن الكريم، المؤلف: محمد سيد طنطاوي، الناشر: دار نهضة مصر للطباعة والنشر والتوزيع، الفجالة – القاهرة، الطبعة: الأولى؛ ج6، ص 99

خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است:

(یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَتَبَینُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَیکمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَیاةِ الدُّنْیا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ کثِیرَةٌ)

ای کسانی که ایمان آوردید چون در راه خدا سفر می‌کنید و به افراد ناشناس بر می‌خورید درباره آنان تحقیق کنید- و به کسی که سلام به شما می‌کند نگوئید مؤمن نیستی- تا به منظور گرفتن اموالش او را به قتل برسانید و بدانید که نزد خدا غنیمت‌های بسیار هست،

سوره نساء (4): آیه 94

اگر در اینجا مراد از غنیمت، غنایم جنگی بود معنای این روایت این بود که بروید با خدا بجنگید؟! معنای کلمه غنیمت را از منظر لغت و قرآن کریم بیان کردیم، به شریعت هم خواهیم رسید.

همچنین در کتاب «صحیح بخاری» حدیث 4315 وارد شده است که «ابن عباس» می‌گوید:

«کان رَجُلٌ فی غُنَیمَةٍ له فَلَحِقَهُ الْمُسْلِمُونَ فقال السَّلَامُ عَلَیکمْ فَقَتَلُوهُ وَأَخَذُوا غُنَیمَتَهُ»

در یکی از جنگ‌ها به دشمنی رسیدند که اموالی داشت، او را کشتند و اموال او را گرفتند و خداوند عالم این آیه را فرستاد که شما به خاطر اینکه اموال او را بگیرید او را کشتید.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 4، ص 1677، ح 4315

مذمت شدید کشتار مسلمین در لسان پیغمبر اکرم!

در «تفسیر ابن ابی حاتم» در اینجا ذیل همین آیه مطالبی را به صورت مفصل مطرح می‌کند. عزیزان به این روایت خوب دقت کنند. افرادی که شیاطینی که در سوریه و عراق و یمن مسلمانان را می‌کشند و اموال مسلمانان از جمله نفت را تصرف می‌کنند به این روایت دقت کنند.

«ان اناسا من اصحاب رسول الله ذهبوا يتطرقون»

تعدادی از اصحاب پیغمبر اکرم برای تبلیغ یا جهاد رفتند.

آن‌ها مردانی از دشمن را یافتند و به آنان حمله کردند و آنها را کشتند. در این میان به مردی رسیدند و آن مرد گفت:

«انی مسلم انی مسلم»

من مسلمانم، من مسلمانم.

همان‌طور که کلیپ‌هایی که امروزه از کشتار مردم توسط داعش پخش شده است مشاهده می‌کنیم که زمانی که داعشی‌ها می‌خواهند شخصی را بکشند، او می‌گوید: والله من مسلمانم، والله من سنی هستم؛ اما با تمام این حال او را به رگبار می‌بندند.

«فاوجزه بالسنان فقتله»

اموال آن شخص را گرفتند و او را با شمشیر کشتند.

زمانی که این خبر به رسول گرامی اسلام رسید، ایشان به آن مرد قاتل گفتند:

«اقتلته بعد ما قال انی مسلم؟»

بعد از اینکه گفت من مسلمانم او را کشتی؟

«قال: یا رسول الله: قال‌ها متعوذا»

گفت: یا رسول الله او به جهت اینکه از شمشیر ترسید گفت من مسلمانم.

«قال: شققت قلبه؟»

حضرت فرمودند: قلب او را شکافتی تا ببینی از صمیم قلب می‌گوید یا لقلقه زبان است؟

«قال: لم یا رسول الله؟»

گفت: یا رسول الله من برای چه قلب او را بشکافم؟

«قال: لتعلم اصادقا هو أو کاذبا»

حضرت فرمودند: قلب او را می‌شکافتی تا ببینی واقعاً راست می‌گوید که مسلمان است یا دروغ می‌گوید!

«قال: وکنت عالما ذلک یا رسول الله»

مرد گفت: من یقین داشتم که این شخص از یقین نمی‌گوید من مسلمانم، بلکه به ظاهر می‌گوید مسلمان است.

راوی می گوید:

«فما لبث القاتل ان مات فحفر له اصحابه فاصبح وقد وضعته الأرض»

این شخصی که مسلمانی را بیگناه کشته بود از دنیا رفت و او را در مکانی دفن کردند و زمین جنازه او را بیرون پرت کرد،

«ثم عادوا فحفروا له فاصبح وقد وضعته الأرض إلی جنب قبره»

او را دومرتبه در جای دیگری دفن کردند و دومرتبه زمین جنازه او را به بیرون پرت کرد.

««لا تقبله الأرض»

او را چندین مرتبه دفن کردند اما زمین جنازه او را قبول نمی‌کرد.

«فلما راینا الأرض لا تقبله اخذنا برجلیه فالقیناه فی بعض تلک الشعاب»

نقل شده است زمانی که افراد دیدند زمین جنازه او را قبول نمی‌کند جنازه او را از دره‌ای پرت کردند.

«فانزل الله تعالی: یا ایها الذین امنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا اهل الاسلام إلی آخر الایة»

سپس خداوند متعال این آیه را نازل کردند: (یا ایها الذین امنوا اذا ضربتم فی سبیل الله فتبینوا اهل الاسلام إلی آخر الایة)

جالب این است که «حسن بصری» می‌گوید:

«اما والله ما ذاک الا بکون الأرض تجن من هو شر منه»

زمین خجالت می‌کشد از اینکه قاتل یک شخص بیگناه را در درون خود نگهدارد.

تفسیر القرآن (لابن ابی حاتم)، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن إدریس الرازی، دار النشر: المکتبة العصریة - صیدا، تحقیق: أسعد محمد الطیب، ج 3، ص 1039، ح 5824

«تفسیر ابن ابی حاتم» هم طبق فتوای «ابن تیمیه» از تفاسیری است که:

«یعتمد علیها فی التفسیر»

در احادیث می‌شود به این کتب تفسیری اعتماد کرد.

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 7، ص 179، فصل قال الرافضی البرهان الحادی و العشرون سورة هل اتی

این موارد کاملاً مشخص است. «تفسیر ابن کثیر» هم همین تعبیر را دارد، در کتاب «صحیح مسلم» همین تعبیر آمده است. در حدیث 158 وارد شده است که رسول گرامی اسلام به این صحابی فرمودند:

بعد از اینکه «لا اله الا الله» گفت او را کشتی؟ شخص گفت: یا رسول الله! به خاطر ترس از شمشیر گفت. رسول گرامی اسلام فرمودند:

«أَفَلَا شَقَقْتَ عن قَلْبِهِ حتی تَعْلَمَ أَقَالَهَا أَمْ لَا»

چرا قلبش را نشکافتی تا ببینی واقعاً راست می‌گوید یا دروغ می‌گوید؟

«فما زَالَ یکرِّرُهَا عَلَی»

دیدم رسول گرامی اسلام دائماً این حرف را تکرار می‌کند.

«حتی تَمَنَّیتُ أَنِّی أَسْلَمْتُ یوْمَئِذٍ قال فقال سَعْدٌ وأنا والله لَا أَقْتُلُ مُسْلِمًا حتی یقْتُلَهُ»

این شخص گفت: من آرزو می‌کردم ای کاش کافر بودم و امروز مسلمان می‌شدم و در این جهاد شرکت نمی‌کردم و بیگناهی را نمی‌کشتم و نبی گرامی اسلام را اینطور مورد اذیت قرار نمی‌دادم.

صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 1، ص 96، ح 158

این موارد نمونه‌هایی است که در ذیل این آیه آمده است. البته در این موارد حرف بسیار زیاد است؛ من تنها به جهت اینکه «عندالله مغانم کثیرة» روشن شود، به کتاب «تفسیر طبری» جلد 5 صفحه 221 مراجعه می‌کنم.

«فإن عند الله مغانم کثیرة من رزقه وفواضل نعمه»

در نزد خداوند غنیمت‌های زیادی از قبیل روزی‌های او و نعمت‌های فراوان است.

جامع البیان عن تأویل آی القرآن، اسم المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن خالد الطبری أبو جعفر، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1405، ج 5، ص 221، باب النساء: (94)

در اینجا منظور از غنایم، روزی‌های فراوان خداوند از قبیل کسب و کار و حقوقی است که استفاده می‌کنیم؛ غنایم جنگی نیست. همچنین آقای «ابن جوزی» در «زاد المسیر» به همین شکل بیان کرده است.

جالب است که آقای «ابن کثیر دمشقی» در کتاب «تفسیر» جلد اول ذیل عبارت «فعند الله مغانم کثیرة» آورده است:

«فما عند الله من الرزق الحلال خیر لکم من مال هذا»

روزی‌های حلالی که خداوند عالم به شما می‌دهد بهتر از کشتن افراد و تصرف اموال آنان است.

تفسیر القرآن العظیم، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی أبو الفداء، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1401، ج 1، ص 540، النساء : ( 94 )

بنابراین کلمه «غنیمت» در قرآن کریم به معنای روزی و فایده بیان شده است. کاملاً واضح و روشن است، در کتاب «تفسیر سمرقندی» هم همین تعبیر آمده است. در جلد اول صفحه 355 وارد شده است:

«غنائم کثیرة فی الدنیا فاطلبوا من حیث أذن لکم وأبیح لکم»

تفسیر السمرقندی المسمی بحر العلوم، اسم المؤلف: نصر بن محمد بن أحمد أبو اللیث السمرقندی، دار النشر: دار الفکر - بیروت، تحقیق: د.محمود مطرجی، ج 1، ص 355، باب النساء: (94)

بنابراین در جایی که خداوند متعال دستور داده است کسب و کار و زراعت کنید و روزی حلال به دست بیاورید، کلمه غنیمت هم در قرآن کریم مشخص شد.

مجری:

بنابراین معنای کلمه غنیمت را در فرهنگ لغت و قرآن کریم فرمودید، روایت را هم اگر بفرمایید ممنونم تا بحث ناقص نماند.

ج) بررسی واژه «غنیمت» در کتاب‌های حدیثی:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

من خیلی سریع معنای کلمه غنیمت در روایت را بیان می‌کنم تا این بحث را تمام کنیم. آقایان وهابی ادعا می‌کنند منظور از خمس در آیه شریفه (وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُم) خمس تنها در غنایم جنگی است.

ما از این آقایان سؤال می‌کنیم در کتاب «صحیح بخاری» حدیث داریم که:

«فی الْعَنْبَرِ وَاللُّؤْلُؤِ الْخُمُسُ»

در عنبر و لؤلؤ خمس وجود دارد.

آیا عنبر و لؤلؤ جزو غنایم جنگی است؟! آیا با ماهیان یا آب دریا می‌جنگند و این غنایم را به دست می‌آورند؟!

«فَإِنَّمَا جَعَلَ النبی فی الرِّکازِ الْخُمُسَ»

خداوند در اشیایی که زیر زمین باشد خمس قرار داده است.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 2، ص 544، باب 64 بَاب ما یسْتَخْرَجُ من الْبَحْرِ

در این روایت مراد از اشیای زیرزمین فرقی نمی‌کند که معدن طلا باشد، معدن نقره باشد یا معدن‌های دیگر باشد؛ خداوند عالم در معدن خمس قرار داده است. زمانی که می‌خواهید اشیایی را از زمین استخراج کنید، با زمین می‌جنگید و از راه جهاد آنان را به دست می‌آورید؟!

آقایانی که می‌گویند: "تنها خمس در غنایم جنگی است" بفرمایند جواب بدهند که مراد از عنبر، لؤلؤ و رکاز که در این روایت بیان شده است، چیست؟! این روایت در کتاب «صحیح بخاری» است و از «ابن عباس» صحابی پیغمبر اکرم نقل شده است.

همچنین جناب آقای «عینی» متوفای 855 در کتاب «شرح صحیح بخاری» جلد 9 صفحه 103 می‌نویسد:

«مَسْأَلَة الرِّکاز، وَفِیه وجوب الْخمس وَهُوَ إِجْمَاع الْعلمَاء»

علما اتفاق نظر دارند بر اینکه در اشیای زیرزمین خمس وجود دارد

عمدة القاری شرح صحیح البخاری، المؤلف: أبو محمد محمود بن أحمد بدر الدین العینی (المتوفی: 855 هـ)، الناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 9، ص 103، باب فی الرکاز

حال ما نمی‌دانیم که در زیرزمین با چه کسانی می‌جنگند و این اشیا را به دست می‌آورند؟! جواب این سؤال را به ما بدهند. همچنین در کتاب «صحیح بخاری» حدیث 87 وارد شده است قبیله «عبدقیس» نزد رسول گرامی اسلام می‌آیند و عرض می‌کنند:

"یا رسول الله ما از جای دور آمدیم و میان ما و شما تعدادی از کفار مضر وجود دارند و ما نمی‌توانیم از خانه و محل زندگی بیرون بیاییم، مگر در ماه حرام."

حتی کفار هم در زمان جاهلیت و صدر اسلام به احترام ماه‌های حرام جنگ نمی‌کردند؛ اما وهابیت و آل سعود بی‌حیا در ماه حرام هم دست از آدم کشی برنمی‌دارد، زنان و کودکان بیگناه را می‌کشد و بیمارستان و مدارس را بمباران می‌کند.

این افراد از کفار زمان جاهلیت پست‌تر هستند. پست‌تر از این افراد هم کارشناسان شبکه‌های وهابی هستند که از این افراد حمایت می‌کنند.

در این روایت بیان شده است که قبیله «عبدقیس» خدمت رسول گرامی اسلام آمده و عرضه داشتند که ما نمی‌توانیم از محل زندگی خود بیرون بیاییم؛ شما به ما دستور بدهید که چکار کنیم تا وارد بهشت شویم.

حضرت در جواب به آنان فرمودند: به خداوند و رسالت من ایمان بیاورید، نماز بخوانید، زکات بدهید و ماه رمضان روزه بگیرید و خمس مغنم را بپردازید.

آیا مراد از خمس مغنم، غنایم جنگی است؟! این افراد که بیان می‌کنند ما اصلاً از ترس قبیله مضر نمی‌توانیم از خانه‌هایمان بیرون بیاییم. اصلاً میان این افراد و قبیله مضر جنگی در کار نبوده است و این افراد در ترس و وحشت بودند. این روایت را برای ما معنا کنید!!

مراد از مغنم، غنایم جنگی است؟ این افراد از ترس قبیله مضر تنها در ماه‌های حرام که جنگی در کار نیست می‌توانند از منزل‌هایشان بیرون بیایند. همچنین در کتاب «البدایة و النهایة» نامه‌ای که رسول گرامی اسلام به «عمرو بن حزم» نوشته‌اند، بیان شده است.

زمانی که رسول گرامی اسلام «عمرو بن حزم» را به یمن می‌فرستد تا سنت پیغمبر اکرم را به آنان آموزش دهد. حضرت به ایشان فرمودند: زمانی که به آنجا می‌روید، مردم را به کارهای خیر توصیه کنید. تا جایی که می‌فرمایند:

«وأمره ان یأخذ من المغانم خمس الله»

البدایة والنهایة، اسم المؤلف: إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی أبو الفداء، دار النشر: مکتبة المعارف – بیروت، ج 5، ص 77، قدوم جریر بن عبد الله البجلی واسلامه

این آقا برای جنگ رفته است؟! مغانم به معنای غنیمت جنگی است؟! آیا در یک مورد بیان شده است "یأخذ من المغانم الحرب" یا "یأخذ من المغانم الجهاد"؟! آیا مورد یافت می‌شود که نبی گرامی اسلام اشاره‌ای به جهاد کرده باشد؟! ما به هیچ وجه چنین روایتی نداریم.

همچنین در کتاب «صحیح مسلم» وارد شده است که آقای «محمیة بن جزء» شخصی از قبیله بنی اسد و نماینده رسول گرامی اسلام برای جمع‌آوری خمس بوده است.

شما ببینید در تمام جنگ‌هایی که در زمان پیغمبر اکرم اتفاق افتاده است و غنایمی جمع شده است، نبی گرامی اسلام مسئول جمع‌آوری غنایم بوده‌اند.

شما یک مورد برای ما بیاورید که ابوبکر و عمر غنایم جنگی را تقسیم کنند، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) غنایم جنگی را تقسیم کنند. در تمام جنگ‌ها کسی که غنایم جنگی را تقسیم می‌کردند و خمس را جدا می‌کنند، شخص پیغمبر اکرم بوده است.

شاید این افراد بگویند: از اموالی که غارت و چپاول کردند، باید خمس بپردازند!! اگر اینطور بگویند دیگر عذر بدتر از گناه است. در کتاب «صحیح بخاری» حدیث 3680 وارد شده است که «عبادة بن صامت» که از نقبایی است که با پیغمبر اکرم بیعت کرده است.

او می‌گوید ما با پیغمبر اکرم عهد بستیم:

«إنی من النُّقَبَاءِ الَّذِینَ بَایعُوا رَسُولَ اللَّهِ وقال بَایعْنَاهُ علی أَنْ لَا نُشْرِک بِاللَّهِ شیئا ولا نَسْرِقَ ولا نَزْنِی ولا نَقْتُلَ النَّفْسَ آلتی حَرَّمَ الله إلا بالحق»

من از جمله رؤسای قومی بودم که با پیغمبر بیعت کردیم که شرک به خدا نورزیم و دزدی نکنیم و زنا نکنیم و نفس محترم انسان بیگناه که خداوند محترم شمرده نکشیم

سپس می‌گوید:

«ولا نَنْتَهِبَ»

غارت و چپاول نکنیم.

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1414، ح 3680

یکی از شرایط بیعت با پیغمبر اکرم این است که این افراد دست از قتل و غارت بردارند. اصلاً غارت نکردن از شرایط مسلمان بودن است.

همچنین در کتاب «مسند ابن ابی شیبه» جلد دوم وارد شده است که پیغمبر اکرم فرمودند:

«من انتَهب نهبة فلیس مِنّا»

از ما نیست کسی که اموال مردم را چپاول کند.

مسند ابن أبی شیبة، اسم المؤلف: أبی بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة، دار النشر: دار الوطن - الریاض - 1997 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عادل بن یوسف العزازی و أحمد بن فرید المزیدی، ج 2، ص 375، ح 890

رسول گرامی اسلام به صراحت می‌فرمایند: هرکسی قتل و غارت انجام دهد و اموال مردم را چپاول کند، اصلاً مسلمان نیست.

د) بررسی واژه «غنیمت» در کلام فقهاء:

این مطالب در حقیقت خلاصه بحث بود. تمامی فقها در این زمینه فتوا داده‌اند که من تنها به یک مورد اکتفا می‌کنم. در کتاب «المغنی» اثر «ابن قدامه» که مورد تأیید وهابیت هم می‌باشد، جلد پنجم وارد شده است:

«الْفَصْلُ الثَّالِثُ، فِی نِصَابِ الْمَعَادِنِ»

سپس می‌گوید:

«وَأَوْجَبَ أَبُو حَنِیفَةَ الْخُمْسَ فِی قَلِیلِهِ وَکثِیرِهِ»

ابوحنیفه واجب کرده است هرکسی مال کم یا زیادی از معدن به دست آورد باید خمس آن را پرداخت کند.

المغنی، المؤلف: أبو محمد موفق الدین عبد الله بن أحمد بن محمد، الشهیر بابن قدامة المقدسی (المتوفی: 620 هـ)، ج 5، ص 405، ح 1909

همچنین در کتاب «المدونة الکبری» اثر آقای «مالک» روایتی به همین شکل وارد شده است. او می‌نویسد:

«کان مالک یقول فی دفن الجاهلیة مما یصاب فیه من الجوهر والحدید والرصاص والنحاس واللؤلؤ والیاقوت وجمیع الجواهر أری فیه الخمس»

المدونة الکبری، اسم المؤلف: مالک بن أنس، دار النشر: دار صادر – بیروت، ج 2، ص 292، باب فی الجوهر واللؤلؤ والنحاس یوجد فی دفن الجاهلیة

در این روایت به صراحت بیان شده است که در تمام آنچه از زیرزمین به دست می‌آید از قبیل آهن، سفال، لؤلؤ، یاقوت یا جواهر خمس وجود دارد و باید خمس آن مال را پرداخت کنند. و این مطالب کاملاً واضح و روشن است.

در کتاب «مبسوط» اثر «سرخسی» که از فقهای بزرگ احناف است، روایتی به همین شکل بیان شده است.

«وَهَذَا لِأَنَّ الْمَعْنَی الَّذِی لِأَجْلِهِ وَجَبَ الْخُمْسُ فِی الْکنْزِ مَوْجُودٌ فِی الْمَعْدِنِ فَإِنَّ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ تَحْدُثُ فِی الْمَعْدِنِ مِنْ عُرُوقٍ کانَتْ مَوْجُودَةً حِینَ کانَتْ هَذِهِ الْأَرْضُ فِی یدِ أَهْلِ الْحَرْبِ»

المبسوط، المؤلف: محمد بن أحمد بن أبی سهل شمس الأئمة السرخسی (المتوفی: 483 هـ)، ج 3، ص 354، باب معادن و غیرها

در این روایت به صراحت بیان شده است که به همان علت که خمس در گنج واجب شده است به همان علت در معدن هم واجب شده است.

من در این موضوع روایات زیادی دارم مبنی بر اینکه فقهای اهل سنت فتوا داده‌اند که در معدن و گنج و لؤلؤ و عنبر و مواردی از این قبیل خمس وجود دارد. و تنها در غنایم خمس وجود ندارد و در تمام این موارد خمس وجود دارد.

مجری:

خیلی عالی، ممنونم از شما جناب استاد و ان‌شاءالله عزیزان خوب بیننده ما به ویژه شیعیان برنامه بعدی ما را ملاحظه کنند، زیرا استاد قول داده‌اند به صورت ویژه روایات خمس را در زمان نبی گرامی اسلام و اهلبیت عصمت و طهارت را بیان کنند.

به دلیل اینکه گاهی موارد از سوی عزیزان شیعه ما هم در بحث خمس کوتاهی وجود دارد، ان‌شاءالله با بیان این مطالب این کوتاهی‌ها جبران شود. فکر نکنیم که با پرداخت خمس از اموال ما چیزی کسر خواهد شد، بلکه خداوند متعال برکت آن را خواهد داد.

در روایات زیادی وارد شده است که توصیه و سفارش بزرگان ما است که زمانی که خمس پرداخت می‌کنید، بر اموالتان اضافه می‌شود. از این نترسیم که اگر به دفتر مرجع تقلید مراجعه کنیم و حساب و کتاب کنیم دست ما را ببندند و به زور از ما بگیرند.

ما حساب و کتاب می‌کنیم و اگر وضعیت مالی مناسبی نداشته باشیم، حتی برخی از اموالی که وجود دارد مصالحه و بخشیده می‌شود. در این موارد کارهایی از این قبیل انجام می‌شود تا به عزیزان به ویژه کسانی که حساب خمسی ندارند، فشار مالی وارد نشود. اگر عزیزان حساب و کتاب و سال خمسی داشته باشند، کار بر این افراد آسان خواهد شد.

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

نگاهی به پیام‌های شما داشته باشم و پس از آن یک میان برنامه زیبا مشاهده کنیم و بعد از آن صدای گرم شما دوستان خوب بیننده را بشنویم.

آقا عظیم از گلستان بندر گز در ابتدای برنامه به ما پیام دادند و گفتند: همیشه شاگرد دانشگاه ولایت هستند. خداوند به شما جزای خیر عنایت کند.

آقای شریفی عزیز از ماسال محضر استاد گرامی سلام رساندند و برنامه را همراهی کردند.

حاج حسن از گنبد کاووس گفتند: خدایا زبانم، قلبم و چشمم را با نام مبارک مولایم علی و ذکرش در روح و روانم مستدام بدار؛ الهی آمین.

عزیزی با شماره 2968-0911 از استان گیلان پیام دادند و آمار ما را گرفتند و گفتند: شنیدیم که به استان گیلان آمدید. یکی از بستگان ایشان هم ما را دیده‌اند و جالب است که در ادامه نوشتند: حیف دیر خبردار شدم وگرنه یک بوس سفارشی محضر استاد گرامی می‌فرستادم.

درهرصورت این‌ها ارادتی است که بینندگان عزیز نسبت به حضرتعالی دارند. عزیزان دیگر هم تشکر کردند. آقای یوسفی از سلمانشهر مازندران گفته است:

"سلام خدمت حاج علی اسماعیلی و سلام ویژه محضر حضرت استاد قزوینی. بنده چهره نورانی شما را می‌بینم و برای سلامتی و طول عمر جنابعالی صلوات می‌فرستم و از شما سید بزرگوار التماس دعا آقا دارم. یا علی مدد"

آقای نیازمندی از ولایت‌یاوران و از دیار شیراز هستند. ایشان از دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت» تشکر کردند.

آقای هادی از مشهد مقدس پیام دادند و عشق و ارادت و محبتشان را به ساحت نورانی و ملکوتی آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نشان دادند.

خوشا به حال همه ما و شما که دل‌هایمان پر از محبت آقا و مولایمان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است. یک میان برنامه کوتاه ولی زیبا مشاهده کنیم تا دل و جانمان با شنیدن مدح و منقبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خنک شود، سپس برمی‌گردیم.

میان برنامه هرچند کوتاه، اما زیبا و شنیدنی بود. ما این میان برنامه را زیاد در برنامه پخش کردیم، زمانی که آن را می‌شنوم خیلی لذت می‌برم و دل و جانم به نور مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مصفا می‌شود.

تماس بینندگان برنامه:

به دلیل اینکه می‌خواهیم به تلفن‌ها برسیم، دوستان زحمت کشیدند و بخش کوتاهی برای شما پخش کردند. برویم و تماس‌های تلفنی عزیزان بیننده را پاسخ بدهیم؛ تقاضا دارم بزرگواری بفرمایید مختصر و مفید صحبت بفرمایید تا امشب تلفن‌های بیشتری پخش کنیم.

جناب آقای نوربخش از دیار سیرجان و از شیعیان مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هستند. آقای نوربخش خدمت شما عرض می‌کنم:

بیننده (آقای نوربخش از سیرجان – شیعه):

سلام عرض می‌کنم خدمت شما مجری محترم جناب آقای اسماعیلی و همچنین خدمت استاد عزیز آیت الله قزوینی. من دوتا سؤال دارم که اگر اجازه بدهید خدمت شما عرض می‌کنم.

سؤال اولم این است که نزدیک‌ترین روات سنی در «صحیح بخاری» یا «صحیح مسلم» یا «صحاح سته» یا روات شیعه که در کتبی همانند «اصول کافی» یا سایر کتب شیعیان در دوران حیات پیغمبر اکرم و حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) چه کسانی هستند؟

مجری:

سؤال می‌کنند نزدیک‌ترین رواتی که به دوران حیات رسول گرامی اسلام یا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) که در کتبی مانند «صحیح مسلم» و «صحیح بخاری» یا در منابع شیعیان وارد شده باشند، چه کسانی هستند؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

تمام صحابه‌ای که روایاتی از پیغمبر اکرم نقل کردند طبق آماری که آقای «ابن حزم أندلسی» آورده است، حدود هزار نفر بودند. این تعداد از پیغمبر اکرم یک روایت یا دو روایت یا صد روایت یا همانند «ابوهریره» که کارخانه حدیث سازی داشتند و حدود 5800 روایت نقل کرده است.

تقریباً از صحابه الی ماشاءالله روایت داریم.

مجری:

آقای نوربخش سؤال دومتان را بفرمایید.

بیننده:

سؤال دومم این است که سرانجام «ابراهیم بن مالک اشتر» و حکومتی که به شکست مختار ختم شد چه بود.

مجری:

خیلی از شما متشکرم و با شما خداحافظی می‌کنم. سؤالات شما جنبه تاریخی دارد و ما هم برنامه «پرسمان تاریخی» را در روزهای شنبه داریم. ان‌شاءالله در آنجا می‌توانید تماس بگیرید و استاد جباری یا استاد پیشوایی به سؤالات شما پاسخ می‌دهند.

ما روی مباحث برنامه ریزی کردیم؛ مباحث احکام سرجای خودش است، مباحث اخلاقی، مباحث اعتقادی، مباحث تاریخی هرکدام سرجای خودش است. بیشترین موضوعات ما پاسخگویی به شبهات است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

شاید ایشان سؤال می‌کنند که در میان صحابه نزدیک‌ترین فرد به پیغمبر اکرم چه کسی بوده است! اگر سؤال ایشان این است باید در جواب بگوییم که نزدیک‌تر از امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به پیغمبر اکرم نداریم.

طبق شهادت کتب شیعه و اهل سنت نزدیک‌ترین فرد به نبی مکرم اسلام امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بوده است. اگر سؤالتان این باشد به سؤال شما پاسخ دادیم.

مجری:

منظورشان بخش اول بود که شما فرمودید. آقای رشیدی از سنندج بیننده عزیز بعدی ما هستند. آقای رشیدی به شما عرض می‌کنم، شب شما بخیر:

بیننده (آقای رشیدی از سنندج – شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله خدمت حضرتعالی و استاد محترم نور چشم ما و همه بینندگان عزیز.

مجری:

ممنون و متشکرم. اگر بزرگواری بفرمایید کمی بلندتر صحبت کنید و آقای خطاط عزیز هم صدای شما را تقویت کنند ممنونیم.

بیننده:

من سه ایراد راجع به مبحث خمس از منظر اهل سنت دارم و به صورت کلی از لحاظ فقهی که اگر استاد محترم جواب بفرمایید خیلی از ایشان ممنونم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در خدمتیم جناب آقای رشیدی عزیز.

بیننده:

ایراد اول این بود زمانی که یک قاعده کلی بیان می‌شود دیگر نیازی نیست تک تک چند مورد را به صورت خاص ذکر کنیم. به عنوان مثال زمانی که من عرض می‌کنم تمام اساتید بزرگوار «شبکه ولایت» را می‌شناسم دیگر لازم نیست ذکر کنم که آیت الله قزوینی را می‌شناسم.

وقتی که مثلاً حکم کلی بر خمس آمده است، دیگر لازم نیست زمانی که غنایم دریایی یا معادن را به صورت خاص و ویژه ذکر کند. این دو مطلب با هم تناقض دارد؛ شنونده می‌گوید: شما اول گفتید، حالا دیگر این چیست.

ایراد دوم این بود که از لحاظ شرع بر معانی عرفیه محمول است. به عنوان مثال در عرف آن زمان شاید مردم برداشت می‌کردند که غنیمت جنگی است در صورتی که ممکن است غنیمت صد معنی داشته باشد.

ایراد سوم این است که فرض کنید ما می‌خواهیم پیامبر اکرم را به فردی خارجی معرفی کنیم. اولین چیزی که فرد خارجی از ما می‌خواهد این است که آیا پیغمبر اکرم دعوت به خود کرده است یا نه! زمانی که دعوت به خود کرده است معاذ الله پیغمبر اکرم را ناصادق می‌بیند.

زمانی که به عنوان فردی خارجی می‌گوییم که پیغمبر اکرم دستور داده است که علاوه بر زکات تمام اموالتان را بیاورید و کفار را بکشید و زراعت و باغبانی کنید و یک پنجم آن را برای من بیاورید؛ اولین قضیه‌ای که مورد شک واقع می‌شود این است که می‌گویند:

"دین شما دعوت به خود است، نه دعوت به سوی خدا!"

این سه ایراد و شبهه برای من پیش آمده بود؛ اگر استاد محترم که خداوند حفظشان کنند جواب بفرمایند بسیار از ایشان ممنونم.

مجری:

آقای رشیدی شما شیعه هستید؟!

بیننده:

من بحمدالله شیعه شدم.

مجری:

خداوند به شما جزای خیر بدهد. ان‌شاءالله استاد توضیح خواهند داد، شما پای گیرنده باشید تا ما یک تلفن دیگر را هم دریافت کنیم و ببینیم چقدر از وقت ما باقی می‌ماند. با شما خداحافظی می‌کنیم.

جناب آقای خرازیان از پایتخت ایران اسلامی تهران پشت خط هستند. آقای خرازیان سلام علیکم:

بیننده (آقای خرازیان از تهران – شیعه):

سلام علیکم، شب بخیر.

مجری:

متشکرم، سلامت باشید.

بیننده:

ممنونم از شما و از برنامه خوبتان تشکر می‌کنم. من فقط خواستم در اینجا به دوستان عزیز شیعه سفارش دوستانه و برادرانه کنم.

با توجه به اینکه شبکه‌هایی غیر از شبکه‌های شما شروع به بحث می‌کنند. متأسفانه به دلیل نداشتن اطلاعات کافی زمانی که به برنامه گوش می‌دهیم حس بدی به ما دست می‌دهد.

این افراد نمی‌توانند جواب بدهند و خدای نکرده این افراد هم شروع به تحقیر شیعیان می‌کنند. اگر ممکن است به دوستان اعلام کنید کسانی وارد بحث با کارشناسان شبکه‌های وهابی شوند که واقعاً با تجزیه و تحلیل مطالب را به خوبی آشنا هستند.

صرف خواندن تنها یک کتاب برای ورود به بحث کافی نیست. واقعاً خیلی دردناک است و من خواستم به عنوان یک برادر تنها همین مطلب را به دوستان شیعه توصیه کنم. ممنونم

مجری:

آقای خرازیان خواهش می‌کنم، از شما و تذکر بسیار خوبتان ممنونم. یادم هست که حضرت استاد این مطلب را در برنامه‌های مختلف و به شکل‌های مختلف و با زبان‌های مختلف بیان کردند.

حتی به یاد دارم در یکی از برنامه‌ها گفتند: عزیزان شیعه که اطلاعات کافی و وافی ندارند و نمی‌توانند جواب کارشناسان وهابی را بدهند و با این افراد بحث کنند، به این شبکه‌ها زنگ نزنند.

کارشناسان وهابی از صفت زرنگی یا هر حقه دیگری استفاده می‌کنند و تلفن را قطع می‌کنند و گاهی اوقات شبهه ایجاد می‌کنند و طرف شیعه نمی‌تواند جواب او را بدهد و درواقع جایگاه شیعه به خطر می‌افتد.

توصیه شما توصیه ما هم هست. ما بارها و بارها گفتیم: عزیزان با اطلاعات کامل که توانایی مناظره هم دارند وارد مناظره شوند. در نهایت اگر خواستند بروند سؤالی مطرح کنند و اگر توان ندارند و نمی‌توانند جواب سؤال را بدهند تماس را قطع کنند.

کارشناسان وهابی اصلاً به دنبال همین هستند که کلمه‌ای بگویند و سپس بحث را به چالش بکشند. اگر کسی توانایی نداشته باشد، درواقع جایگاه خوبی نداشته باشد. همان‌طوری که شما گفتید وقتی در شبکه‌ای شاهد عدم پاسخگویی شیعیان هستیم، ناراحت می‌شویم.

آقای خرازیان خدانگهدارتان باشد. استاد آقای رشیدی از سنندج گفتند: زمانی که حکمی کلی گفته می‌شود و اینکه موردی خاص را دومرتبه بیان می‌کنیم تناقض ندارد. چه لزومی دارد گفته شود؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اولاً اینکه ایشان الحمدلله آدم فاضل و باسوادی هستند. ما در قرآن کریم هم مواردی از این قبیل داریم. شارع مقدس حکمی کلی را بیان می‌کند، سپس عطف جزء بر کل می‌کند که در لسان عرب جایز است.

قاعده ادبیات عرب به این صورت است که کلیات مطرح می‌شود، سپس دو یا سه مورد از مصادیق و جزء مطرح می‌کنند. علاوه بر آن بحث کلی هم نیست.

در قرآن کریم کلمه غنیمت تنها در آیه 41 سوره انفال وارد نشده است؛ شما مشاهده کنید در آیات مختلف کلمه غنایم آمده است و می‌خواهیم ببینیم مراد از آن چیست! اولین معنا این است که «عند الله مغانم کثیرة» است؛ در نزد خداوند غنیمت‌های زیادی است.

در آیه 41 سوره انفال وارد شده است: (وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَی‌ءٍ) اما در اینجا «عند الله مغانم کثیرة» بیان شده است. همچنین در آیه 69 سوره انفال وارد شده است:

(فَکلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلالاً طَیبا)

پس بخورید (و تصرف کنید) در آنچه غنیمت برده‌اید حلال و طیب،

سوره انفال (8): آیه 69

ما این‌ها را چکار کنیم؟! مراد از غنیمت در این آیات چیست؟! آیا مراد غنایم جنگی است؟! آقایان می‌گویند: منظور از غنایم در اصطلاح شرع غنایم جنگی است. من چند روایت می‌خوانم و تقاضا دارم عزیزان به این روایات جواب بدهند.

در کتاب «مسند احمد بن حنبل» جلد 2 صفحه 524 وارد شده است که پیغمبر اکرم در رابطه با روزه ماه رمضان می‌فرماید:

«فَهُوَ غُنْمٌ لِلْمُؤْمِنِ»

روزه ماه مبارک رمضان برای مؤمن غنیمت محسوب می‌شود.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 2، ص 524، ح 10793

در اینجا کلمه غنم به روزه ماه مبارک رمضان استعمال شده است. در رابطه با زکات در کتاب «سنن ابن ماجه» جلد اول صفحه 573 روایتی وارد شده است:

«قال رسول اللَّهِ إذا أَعْطَیتُمْ الزَّکاةَ فلا تَنْسَوْا ثواب‌ها أَنْ تَقُولُوا»

پیغمبر اکرم فرمودند: زمانی که زکات پرداخت می‌کنید، از ثواب آن غافل نشوید و بگویید:

«اللهم اجْعَلْهَا مَغْنَمًا»

خدایا این زکات را برای من غنیمت قرار بده.

سنن ابن ماجه، اسم المؤلف: محمد بن یزید أبو عبدالله القزوینی، دار النشر: دار الفکر - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 1، ص 573، ح 1797

در اینجا از زکاتی که به فقیر پرداخت می‌شود، به غنیمت تعبیر شده است. در «مسند احمد بن حنبل» جلد 2 صفحه 177 روایتی به صراحت بیان شده است:

«یا رَسُولَ اللَّهِ ما غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ»

یا رسول الله غنایم مجالس ذکر چیست؟

«قال غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ الْجَنَّةُ الْجَنَّةُ»

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر، ج 2، ص 177، ح 6651

ما اگر بخواهیم کلمه غنیمت را در کتب روایی شیعه و در کتب روایی اهل سنت بیاوریم، الی ماشاءالله اصطلاح داشته است. من نمی‌دانم آقایانی که می‌گویند: "در اصطلاح شرع کلمه غنیمت تنها مختص غنایم جنگی است" می‌خواهند با این روایت چکار کنند؟!

بنابراین جناب آقای رشیدی بزرگوار شما الآن فاضل هستید و «العاقل یکفیه الاشارة» این ذکر خاص بعد از عام نیست؛ در آیه 41 سوره انفال به یک معنا آمده است، در آیه 69 یک معنا آمده است، در آیات دیگر به معنای دیگر آمده است و در روایات معنای دیگری وارد شده است.

همان‌طور که در روایت آمده است، غنیمت در لغت به معنای سود یا ربح است؛ حال این ربح یا ربح مادی است یا ربح معنوی است.

مجری:

استاد سؤال دومشان این است که گفتند: غنیمت در عرف آن موقع همان غنیمت جنگی استعمال شده است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

این روایاتی که ما آوردیم نشانگر این است که مراد غنایم جنگی نبوده است. از نبی گرامی اسلام سؤال می‌کنند:

«یا رَسُولَ اللَّهِ ما غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ قال غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ الْجَنَّةُ الْجَنَّةُ»

یا در روایت دیگر حضرت می‌فرماید:

«قال رسول اللَّهِ إذا أَعْطَیتُمْ الزَّکاةَ فلا تَنْسَوْا ثواب‌ها أَنْ تَقُولُوا اللهم اجْعَلْهَا مَغْنَمًا»

مجری:

استاد شاید مراد از اینکه به گوسفند هم غنم خطاب می‌کنند، همین معنا باشد. شاید مراد همان سود و بهره‌ای که دارد، باشد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

شما به همین روایاتی که خواندم دقت کنید، می‌بینید «فَهُوَ غُنْمٌ لِلْمُؤْمِنِ» منظور غنایم جنگی نیست. این روایات در عصر نبی گرامی اسلام از زبان صحابه نقل شده است.

عرف همین افراد هستند؛ عرف ما ملاک نیست بلکه عرف همان زمان ملاک است. اگر در عرف آن زمان تنها غنیمت همان غنیمت جنگی بود، زمانی که راوی می‌گوید:

«یا رَسُولَ اللَّهِ ما غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ قال غَنِیمَةُ مَجَالِسِ الذِّکرِ الْجَنَّةُ الْجَنَّةُ»

آیا در این روایت مراد این است که ما ذکر می‌گوییم و دشمن را با ذکر گفتن می‌کشیم و اموال او را به دست می‌آوریم؟! غنیمت روزه چیست؟! آیا زمانی که روزه می‌گیریم با روزه گرفتن کفار را می‌کشیم؟!

مجری:

استاد سؤال سومشان این است که بحث دعوت به خود برای پیغمبر اکرم باطل است و اینکه آن‌ها دعوت می‌کنند تا خمس را به ما بدهید؛ این دعوت به خود نمی‌شود؟!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با انبیاء الهی (علیهم السلام) زمانی که برای ما ثابت شد که این نبی و این امام است، این افراد در حقیقت رسولانی از جانب خداوند متعال هست و احترام به رسول، احترام به مرسل است. در حقیقت این افراد رابطه خداوند متعال با ما هستند!!

زمانی که ما نسبت به نبی گرامی اسلام احترام می‌کنیم و نبی گرامی اسلام می‌فرماید: فلان چیز حق مسلم من است، باید پرداخت کنیم. این روایات عمدتاً با کلمه «قل» آمده است و به معنای این است که پیغمبر اکرم دستور بده و این امری الهی است.

زمانی که امری الهی است، مسئله حل شده است و نیازی به طرح مباحث نداریم.

مجری:

خیلی عالی، استاد از شما ممنونم خیلی بزرگواری فرمودید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سؤال دیگری نبود؟

مجری:

نه دیگر سؤالی نبود. آقای خرازیان توصیه کردند کسانی که توانایی ندارند در بحث شرکت نکنند و با این شبکه‌ها تماس نگیرند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در این رابطه تنها همان تعبیر امام عسکری (سلام الله علیها) اکتفا می‌کنیم. ایشان فرمودند: کسانی که قدرت جواب دادن ندارند، حرام است در مناظره و گفتگو شرکت کنند.

جواب‌های نادرست دادن از سوی کسی که جنبه علمی ندارد و اینکه نتواند جواب است، موجب لغزش اذهان شیعیان و همچنین موجب تقویت اذهان نواصب خواهد شد.

عزیزان به کتاب «بحارالانوار» اثر «مجلسی» جلد 9 صفحه 255 مراجعه کنند که این روایت را آورده است. همچنین در کتاب «تفسیر امام حسن عسکری (علیه السلام)» یک جلدی صفحه 527 وارد شده است.

ما هم در «موسوعه امام حسن عسکری» این روایت را به طور مفصل بیان کردیم، اما آدرس «موسوعه امام حسن عسکری» الان در ذهنم نیست.

مجری:

استاد ممنونم، دعا بفرمایید تا حسن ختام برنامه ما باشد.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزدیک بگردان، خدایا ما را از یاران خاص و سربازان فداکار آن حضرت قرار بده، قلب مقدس ایشان را از ما راضی بگردان.

خدایا به آبروی محمد و آل محمد رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بنما، خدایا وهابیت تکفیری و داعش و امثال آنان را که موجب فتنه در سراسر دنیا شده‌اند به آبروی محمد و آل محمد هرچه سریع‌تر از صفحه گیتی ریشه‌کن بگردان.

خدایا به آبروی محمد و آل محمد مجاهدینی که در یمن، عراق، سوریه و مناطقی دیگر جهاد می‌کنند نصرت نهایی کرم فرما.

خدایا به حق محمد و آل محمد تمامی مریضان به ویژه مریضان مورد نظر شفای عاجل کرم فرما.

خدایا حوائج ما، حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً ولایت یاوران عزیز به حق محمد و آل محمد برآورده نما، دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

از نگاه مهربان و توجهتان به برنامه زنده «حبل المتین» که به پایان رسید خیلی ممنونم. در پناه حضرت حق باشید، خدانگهدار

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English