2017 September 21 - پنج شنبه 30 شهرويور 1396
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت
کد مطلب: ٧٢٣٤ تاریخ انتشار: ٢٧ مهر ١٣٩٣ - ١٣:٢٣ تعداد بازدید: 5023
سخنراني ها » شبکه ولايت
بررسی آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت و وهابیت

حبل المتین 93/07/27

 
 
 
بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 27 / 07 / 93

مجری :

درود و سلام خدمت شما بینندگان عزیز و محترم ، در هر جای این کره خاکی که هستید . شما شاهد برنامه زنده حبل المتین می باشید . روزی را که پشت سر گذاشتیم ، روز بسیار با عظمتی است . روز نزول آیه مباهله که شأن و منزلت اهل بیت (علیهم السلام ) ، مخصوصا وجود مقدس آقا و مولایمان ، نور چشم ما ، امیرالمؤمنین مولای عرشیان و فرشیان ، حیدر کرار ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) كه در این آیه به عنوان نفس پیامبر (صلی الله علیه و آله) را نشان مي دهد .

در این ماه روز های مقدس دیگری از جمله خاتم بخشی حضرت مولا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و نزول سوره هل اتی ...که در شأن و منزلت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است .

از خداوند متعال در خواست می کنیم که در تمام ساعات و لحظات عمرمان ما را لحظه ای و کمتر از لحظه ای ، ما را از محبت علی و اولاد علی بن ابیطالب (علیهم السلام) جدا نگرداند و همیشه این محبت و عشقی که در دل های ما و شما عزیزان است را بیشتر کند .

امشب هم در محضر حضرت آیت الله حسینی قزوینی هستیم .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی‌ :

بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز و دوست داشتنی در هر جای این گیتی ، بیننده برنامه هستند و چشمان پر محبتشان را بر این برنامه مبذول داشته اند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خود قرار داده اند ، خالصانه ترین سلامم را ، همراه با تبریک ایام عید امامت و ولایت و روز مباهله و اثبات انفس و جان بودن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) برای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و اثبات این که تنها کسی که می تواند بعد از من مسئولیت این رسالت را تحت عنوان ولایت ، ادامه بدهد ؛ یعنی روز مباهله را به همه عزیزان تبریک عرض می کنم .

 موفقیت همه گرامیان را از خداوند عالم خواهانم . خدا را به آبروی خمسه طیبه و این انوار پاکی که برای اثبات حقانیت اسلام با نصارای نجران به مباهله رفتند ، سوگند می دهم همه ما را حاجت روا نموده ، تمام دغدغه های فکری و ذهنی ما و شما را بر طرف کند . دعای همه ما را به اجابت مقرون نماید . باشد که ما را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید ؛ چون نیاز شدید و مبرم به دعای شما عزیزان داریم و توفیقاتمان را مرهون دعای شما می دانیم .

مجری :

حضرت استاد ! امروز را که پشت سر گذاشتیم ، روز بسیار بزرگی بود که باز هم نام مولا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) گره خورده به امروز که روز مباهله بود . از شما تقاضا داریم که مقداری برای ما از روز مباهله صحبت کنید .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

در رابطه با روز مباهله سخن بسیار زیاد است . بنده فقط به صورت مختصر قضیه مباهله را عرض می کنم و ان شاء الله بعد از آن به سؤالات شما پاسخ می دهم .

در حقیقت مباهله یعنی دعوت به نفرین و لعن کردن بین رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) و نصارای نجران . نجران ، یکی از شهرهای حجاز است که در مرز یمن قرار گرفته و سال دهم هجری بود که نبی مکرم ﴿صلی الله علیه و آله ﴾ آن منطقه را اول توسط خالد بعد توسط حضرت امیر ﴿علیه السلام) دعوت به اسلام کردند . تعدادی از این ها مسلمان شدند و نبی گرامی ﴿صلی الله علیه و آله ﴾ به روحانیون بزرگ نصارای نجران نامه نوشت و آن ها را به اسلام دعوت کرد .

۶۰ نفر از زبده ترین و عالم ترین مردم منطقه نجران که سه نفر از پیشوایانشان هم بودند مثل ابو حارث عبد المسیح ، خدمت رسول اکرم ﴿صلی الله علیه و آله ﴾ آمدند که ابو حارث ، اسقف اعظم و نماینده کلیسای روم در حجاز ، رئیس این هیأت بود . آن‌ها با لباس های ابریشمی و صلیب های طلا بر گردن آمدند ، نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) زمانی که این ها را با آن وضع دیدند ، ناراحت شدند .

آن ها متوجه این ناراحتی حضرت شدند . به آن ها گفتند که حل این مشکل به دست امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) حل می شود . خدمت حضرت امیر (علیه السلام) رسیدند و گفتند : ما نمی دانیم که چه بی ادبی در مقابل رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) انجام دادیم که از ما ناراحت شدند .

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرمودند : این لباس های ابریشمی و این زینت آلات طلا که بر گردن خود انداخته اید ، باعث ناراحتی ایشان شده است . آن ها با لباس های ساده محضر نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) رسیدند ؛ حتی در بعضی جاها دارد که طبق عادت خود شروع به عبادت کردند . نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) ایشان را به اسلام و ایمان به خدای یگانه ، دعوت کردند .

آن ها گفتند : اگر مراد از ایمان و اسلام ، همانی است که ما به خدای عالم ایمان بیاوریم ، ما به ایمان داریم . بحث ها طولانی شد ، در ادامه به قضیه پرستش حضرت مسیح (علیه السلام) پیش آمد .

 خلاصه در مباحثه ای که میان نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) و این هیئت اعزامی از منطقه نجران بود ، مسیحیان نجران در برابر منطق وحی راه مجادله را در پیش گرفتند و پیش نهاد مباهله دادند ؛ یعنی بحث مناظره و بحث علمی صورت گرفت و نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) ادله آوردند ، آن ها هم ادله آوردند . آن ها در برابر ادله قاطع و کوبنده حضرت ، عاجز ماندند و دیدند که از نظر علمی راه دیگری ندارند ، پیشنهاد مباهله دادند .

مجری :

حضرت استاد ! مباهله به چه معناست ؟

مباهله چیست ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

مباهله یعنی همدیگر را لعنت کردن . این معجزه اسلام است که الان هم اگر کسی در بحث های دینی با فردی مباهله و نفرین کند ؛ البته مباهله شرائطی دارد که شامل روزه گرفتن ، دست در دست هم دادن و دعایی که وارد شده ، آن را می خوانند . اگر این کار را انجام دهد ، خدای عالم طرف مقابل را نابود می کند ، این از معجزات اسلام است .

در طول تاریخ هم تعدادی از صحابه و علما اعلام مباهله کرده اند که اگر فرصتی پیش آمد که فکر نکنم به آن برسیم ، من مباهله ای که در طول تاریخ بزرگان ، علما ، تابعین و اتباع تابعین اتفاق افتاده را بیان خواهم کرد. و خود امام صادق (علیه السلام) به شیعیان می گویند : اگر در مناظره با اهل باطل ، آن ها لجاجت کردند ، دعوت به مباهله کنید . این بحث برای خود یک جلسه مجزا لازم دارد که مباهله ، معجزه جاودانه اسلام است و ما باید از دیدگاه شیعه و سنی این مسأله را بررسی کنیم .

در این جا بود که پیک الهی نازل شد و آیه 61 سوره آل عمران را نازل کرد :

فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ. آل عمران / 61

ای پیامبر ! آن هایی که با تو محاجه و جدال می کنند و با تو به لجاجت بر خاسته اند ، بعد از این که یقین کردند ( بعضی ها هستند ، با این که یقین دارند انکار می کنند )

بعضی از افراد هستند که وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَعُلُوًّا ، با این که یقین دارند ، باز انکار می کنند . ما معتقدیم خیلی از این وهابی ها و جوجه وهابی ها ، کاملا حق برای آن ها واضح و روشن است ؛ ولی با این حال لجاجت می کنند . ما با این پرفسور غامدی چندین جلسه منزل خودشان و چندین جای دیگر ، مباحثه و مناظره داشتیم ؛ حتی پسر های ایشان منطق ما را ، منطق درست و حسابی می دانستند .

بعد از بحثی که با آن ها داشتیم و به سمت بعثه می رفتیم ، همراه ما دکتر زمانی ، تعدادی از علمای اهل سنت غرب و شرق کشور و از استان گلستان در ماشین بودند . آقا زاده پرفسور غامدی ، سال آخر مقطع ارشد در دانشگاه ام القری ، مشغول تحصیل بودند ، گفتند : امشب بسیاری از حقایق برای من آشکار شد . من از کودکی معتقد بودم که شیعیان اهل سنت کافر و نجس می دانند . ادله ای که شما بیان کردید ، من یقین کردم که این عقیده باطل است .

ولی همین آقای غامدی ، در شبکه های وهابی همان حرف خود را زدند . نامه ای که تقریبا یکسال قبل از وفاتش ، به شیخ الازهر نوشتند : شیعیان جزء مسلمان ها نیستند و از این ها برائت بجویید و اعلام کنید که شیعیان از اسلام خارج هستند .

آقای دکتر احمد طیب هم یک جواب کوبنده داد که نه ، منطق شما یک منطق باطل است و ما شیعیان را جزء مسلمان ها و جزء فرق اسلامی می دانیم .

بعضی ها با این که علم هم برایشان حاصل می شود ؛ اما لجاجت می کند . در آیه 61 سوره آل عمران ، بعد از این آن ها لجاجت می کنند ، لجاجتی که بعد از یقین به حقیقت ، می کنند . در ادامه آیه خداوند عالم می فرماید :

فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ

به آن ها بگویید ، شما عزیزترین افرادتان را بیاورید . ما هم عزیزترین افرادمان را می آوریم ، بعد یکدیگر را لعن و نفرین می کنیم . هر کس باطل باشد ، از بین می رود .

پس معلوم می شود که در ادیان گذشته هم بوده ؛ چون آن ها پذیرفتند . زمانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همراه با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین (علیه السلام) آمدند . نصارای نجران نگاه کردند ، دیدند نه ، اگر این پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر ادعای خود ثابت قدم نبود ، عزیزترین عزیزان خود را نمی آورد .

برای آن ها یقین حاصل شد که واقعا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ادعای حقی دارند . رئیسشان گفت : من چهره هایی را می بینم که اگر مباهله شود و دست بر دعا بلند کنند ، نه تنها ما نابود می شویم ؛ بلکه نصارا تا قیام قیامت از روی زمین نابود می شوند و هیچ اثری از آن ها نمی ماند .

لذا با این حال اسلام نیاوردند . پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند : اگر اسلام نمی آورید ، آماده جنگ شوید . گفتند : یا رسول الله ! ما طاقت جنگ هم نداریم .

چون ضرب شصت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در یمن دیده بودند ، فتح مکه را هم دیده بودند . به همین خاطر گفتند : ما طاقت جنگ با شما را نداریم . ما جزیه می دهیم که مقدار آن را هم مشخص کردند و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) جزیه را پذیرفتند .

این هم خلاصه ای از داستان مباهله بود که بیان کردیم .

مجری :

حضرت استاد ! در آیه مبارکه مباهله که شما آن را قرائت کردید ، سه عبارت نورانی بیان شده است. نساءنا ، ابناءنا و انفسنا ، کلمه نفس در روایات شیعه است که انفسنا ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است که به عنوان نفس و جان نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) شمرده شده است .

آیا در منابع و کتب اهل سنت به این مورد اشاره شده که مقصود از انفسنا ، وجود مبارک و نازنین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب حیدر کرار (علیه السلام) هستند ؟

مباهله در کتب اهل سنت

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بنده از برادران عزیز اهل سنت تقاضا دارم که دقت کنند ، قطعا بحث هایی که این شبکه های وهابی ـ تروریستی ـ صهیونیستی در رابطه با مباهله داشتند ، اگر فرصت شود در آخر برنامه ، پخش می کنیم . جناب استاد ابو القاسمی هم در برنامه خود پخش و جواب بسیار کوبنده ای دادند .

این ها دشمنی و عداوت با امیرالمؤمنین (علیه السلام) را شعار قرار داده اند ، می گویند : این که فضیلت نیست . حتی در بعضی از جاها نام امیرالمؤمنین (علیه السلام) را هم حذف کرده اند كه اگر فرصت شد آن ها را نشان خواهیم داد .

این قضیه اولا در صحیح مسلم آمده :

روی مسلم عن عامر بن سَعْدِ بن أبي وَقَّاصٍ عن أبيه قال أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بن أبي سُفْيَانَ سَعْدًا فقال ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فقال أَمَّا ما ذَكَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ له رسول اللَّهِ (صلی الله عليه وآله﴾ فَلَنْ اسبه لان تَكُونَ لي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ الي من حُمْرِ النَّعَمِ سمعت رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله عليه وآله﴾ يقول له خَلَّفَهُ في بَعْضِ مَغَازِيهِ فقال له عَلِيٌّ يا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِي مع النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ فقال له رسول اللَّهِ (صلی الله عليه وآله﴾ أَمَا تَرْضَى ان تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى الا انه لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي وَسَمِعْتُهُ يقول يوم خَيْبَرَ لَأُعْطِيَنَّ الرَّايَةَ رَجُلًا يُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيُحِبُّهُ الله وَرَسُولُهُ قال فَتَطَاوَلْنَا لها فقال ادْعُوا لي عَلِيًّا فَأُتِيَ بِهِ ارمد فَبَصَقَ في عَيْنِهِ وَدَفَعَ الرَّايَةَ إليه فَفَتَحَ الله عليه وَلَمَّا نَزَلَتْ هذه الْآيَةُ ﴿فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ ﴾ دَعَا رسول اللَّهِ (صلی الله عليه وآله﴾ عَلِيًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَيْنًا فقال اللهم هَؤُلَاءِ أَهْلِي

 سعد بن وقاص می گوید : معاویه به سعد دستور داد که علی بن ابیطالب (علیه السلام) را دشنام بگو . سعد ناسزا نگفت . معاویه گفت : چرا علی بن ابیطالب (علیه السلام) را ناسزا نمی گویی ؟

من در این جا به آن دسته از افراطی های اهل سنت و وهابی هایی که می گویند : چون شیعه سبّ صحابه می کنند ، کافر و مشرک هستند و قتلشان واجب است .

ما هر گونه اهانت به مقدسات اهل سنت را گناه نابخشودنی می دانیم و در آن هیچ شک و شبهه ای نداریم . مراجع ، بزرگان و علمای ما حتی رهبری ، رسما در قضیه توهین به عایشه ، مردانه وارد میدان شدند که البته سرکرده های وهابی ، ساکت شدند ؛ اما بزرگان اهل سنت و حتی شیخ احمد الطیب از رهبری به خاطر این موضعگیری تشکر کردند .

این آقایان که این همه مدافع صحابه هستند ، چرا در مقابل سبّ امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که نص صریح صحیح مسلم غير قابل انكار است ، معاويه دستور سبّ امیر المؤمنین (علیه السلام) به سعد بن وقاص می دهد . ابن تیمیه در کتاب منهاج السنه ، جلد 5 ، به صراحت می گوید :

 وعن سعد بن أبي وقاص قال أمر معاوية بن أبي سفيان سعدا بالسب فأبى فقال ما منعك أن تسب علي بن أبي طالب

معاویه به سعد بن ابی وقاص گفت : به علی بن ابیطالب (علیه السلام) ناسزا بگو .

ابن تيميه ، منهاج السنه ، ج 5 ، ص 40

این معاویه ای که این همه رضی الله عنه می گویید . شما می گویید : اجتهاد کرده و در اجتهادش خطا کرده است .

از کجا فهمیدید که خطا کرده ؟ چطور شما بعد از 1400 سال شما فهمیدید ، خطا کرده ؛ اما خود معاویه نفهمیده که خطا کرده است ؟ ما گفتیم : معاویه از کدام آیه قرآن اجتهاد کرد که باید به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) باید ناسزا بگوید ؟ از کدام روایت استنباط کرد که باید به امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ناسزا بگوید ؟ اين اجتهادی که کرده ، چه مبنایی دارد ؟

اجتهاد یعنی سعی و تلاش از کتاب وسنت ، برای استنباط احکام شرعی .

حال به ما بگویید ، معاویه که دستور سبّ امیرالمؤمنین (علیه السلام) را می دهد و به تعبیری بیش از هفتاد هزار منبر به امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ناسزا گفتند ، از کدام روایت و آیه قرآن اين مطلب را اجتهاد کرده ؟

به عكس اگر ایشان به سنت مراجعه می کرد ، در کتاب المستدرک بیان شده :

قال دخلت على أم سلمة رضي الله عنها فقالت لي أيسب رسول الله (صلی الله عليه وآله﴾ فيكم فقلت معاذ الله أو سبحان الله أو كلمة نحوها فقالت سمعت رسول الله (صلی الله عليه وآله﴾ يقول من سب عليا فقد سبني هذا حديث صحيح الإسناد ولم يخرجاه وقد رواه بكير بن عثمان البجلي عن أبي إسحاق بزيادة ألفاظ

از ام سلمه نقل شده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند : کسی که علی بن ابیطالب (علیه السلام) را سب کند ، مرا سب کرده است .

حاکم نیشابوری ، المستدرک ، ج 3 ، ص 130

یعنی معاویه به سعد می گوید : به پیامبر (صلی الله علیه و آله) سب بگو .

این آقایان باید موضع خود را در مورد سب برای ما روشن کنند . اگر بناست شما از سنت پیروی کنید ، معاویه و بنی امیه این شجره ملعونه از کدام روایت اجتهاد کردند که به علی بن ابیطالب (علیه السلام) باید سب کنند ؟

مسلم در این روایت می گوید :

معاويه به سعد دستور داد که به علی بن ابیطالب (علیه السلام) ناسزا بگو . سعد ناسزا نگفت . معاویه گفت : چرا به علی بن ابیطالب (علیه السلام) ناسزا نمی گوید . سعد گفت : من سه روایت از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) شنیدم که هرگز به علی بن ابیطالب (علیه السلام) ناسزا نخواهم گفت .

یکی از آن ها حدیث منزلت است . دوم ، حدیث رایت است . سوم ، حدیث مباهله است . زمانی که آیه 61 سوره آل عمران نازل شد كه اي رسول خدا ! بگو بیایید . ما فرزندانمان را دعوت می کنیم

دعوت کردن غیر از آوردن است . در این آیه نمی گوید : لم تعالوا نأتی ابناءنا وابنائکم ، ما این ها را دعوت می کنیم . دعوت یعنی یک تکلیف شرعی .

وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى

ما فرزندان و زنان و جانمان را دعوت می کنیم .( حضرت دعوت کرد یعنی دستور داد این حکم شرعی است نه این که از دست این ها بگیرد و ببرد . ) از علی بن ابیطالب (علیه السلام) و فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) را دعوت کرد و فرمود : خدایا اين ها اهل بيت من هستند .

صحیح مسلم ، ص 1129 ، ح 32

نکته دیگر از ابن کثیر سلفی ، شاگرد ابن تیمیه است . ایشان هم نتوانسته این موضوع را انکار کند:

عن جابر قال قدم على النبي (صلی الله عليه وآله( العاقب والطيب فدعاهما إلى الملاعنة فواعداه على أن يلاعناه الغداة قال فغدا رسول الله (صلی الله عليه وآله( فأخذ بيد علي وفاطمة والحسن الحسين ثم أرسل إليهما فأبيا أن يجيبا وأقرا له بالخراج قال فقال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم والذي بعثني بالحق لو قال لا لأمطر عليهم الوادي نارا قال جابر وفيهم نزلت (تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم ( قال جابر (أنفسنا وأنفسكم) رسول الله (صلی الله عليه وآله) وعلي بن أبي طالب (وأبناءنا) الحسن والحسين (ونساءنا) فاطمة وهكذا رواه الحاكم في مستدركه 2 / 593 594 عن علي بن عيسى عن أحمد بن محمد الأزهري عن علي بن حجر عن علي بن مسهر عن داود بن أبي هند به بمعناه ثم قال صحيح على شرط مسلم ولم يخرجاه .

 جابر نقل می کند که دو نفر از نجران به نام های عاقب و طیب ، آمدند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را به ملاعنه دعوت کرد . پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : فردا صبح آماده می شویم . فردا صبح رسول خدا (صلی الله علیه و آله) همراه علی بن ابیطالب (علیه السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) آمدند . دنبال آن دو نفر هم فرستاد تا بیایند . آن ها نیامدند . پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود : به خدای عالم قسم اگر این دو نفر می آمدند ، خداوند آتش بر سر نصارا نازل می کرد ....

جابر گفت : پیامبر به آن ها فرموده بود که ما جان خود را می آوریم و شما جان خود را بیاورید .

ابن کثیر می گوید : مراد از انفسنا ، نا ، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و انفس ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . ابناءنا ، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) و نساءنا ، حضرت زهرا (سلام الله عليها) است .

در این جا هم روایت را نقل می کند و هم تصحیح حاکم نیشابوری را اشاره می کند .

ابن کثیر ، تفسیر ابن کثیر ، ج 2 ، ذیل آیه مباهله ، چاپ دار الطیبه عربستان سعودی

به قول آقای ابن تیمیه در جای دیگری می گوید : با این که زنان پیامبر (صلی الله علیه و آله) بودند ؛ ولی نبی مکرم دید هیچ کدام از آن زنان صلاحیت رفتن به مباهله را ندارد . حتی در جایی دارم که می گوید : یکی از فرزندان نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) بود ؛ ولی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) دست حضرت زهرا(سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) را گرفت و با خود برد . صحابه ، ابو بکر و عمر بودند ؛ اما هیچ کدام را با خود نبرد .

عجیب است یکی از این وهابی های پلید و نجس ، گفته بود : پیامبر (صلی الله علیه و آله) از علی بن ابیطالب (علیه السلام) دوست نداشت و بدش می آمد ، او را با خود به مباهله برده که نابود شود .

واقعا انسان نمي داند به این ها چه بگوید . اگر احمق بگوییم ، به احمق ها توهین می شود . حمار بگویم که خداوند در قرآن به عده ای از یهودی ها ، کمثل الحمار ، به حمار گفته بود توهین می شود . کلب بگوییم خداوند به بلعم باعورا گفته بود ، فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ ، به او توهین می شود . جز این که بگوییم ، بَلْ هُمْ أَضَلُّ.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خودش هم که آن جا بود . اگر بنا بود ، این طرف نابود شود که خود نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) هم نابود می شد . حضرت زهرا (سلام الله علیها ) که دختر شان است و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) که فرزندان حضرت هستند نیز نابود می‌شد .

اين آقایان عداوتشان را طوری ابراز می کنند که انسان می ماند چه بگوید ؟!!!

جالب است که حاکم نیشابوری هم در مستدرک و مهم تر در معرفه علوم الحدیث این روایت را می آورد و می گوید :

وقد تواترت الأخبار في التفاسير عن عبد الله بن عباس وغيره أن رسول الله (صلی الله عليه وآله﴾ أخذ يوم المباهلة بيد علي وحسن وحسين وجعلوا فاطمة وراءهم ثم قال هؤلاء أبناءنا وأنفسنا ونساؤنا فهلموا أنفسكم وأبناءكم ونساءكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله على الكاذبين

 به تواتر ثابت شده که نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) در روز مباهله دست علی بن ابیطالب (علیه السلام ) و امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) را گرفت و حضرت زهرا (سلام الله علیها ) پشت سر آن ها می آمدند . به نصارای نجران گفتند : این ها فرزندان و جان من و زنان ما هستند . شما هم بیاورید تا با هم مباهله کنیم ، خداوند دروغگویان را لعنت می کند .

حاکم نیشابوری ، معرفه علوم الحدیث ، ج 1 ، ص 50

روایت متواتر است . ابن تیمیه هم گفته :

من انکر ما ثبت بالاجماع والتواتر فهو کافر.

هر کس حدیث متواتر را انکار کند ، کافر است .

ابن تیمیه ، منهاج السنه ، ج 1 ، ص 109

بیهقی هم همین تعبیر را بیان کرده است :

. قال : وحدثنا رجل حضر مجلس القاسم بن المجمّع وهو والي الأهواز قال : حضر مجلسه رجل من بني هاشم فقال : أصلح الله الأمير ألا أحدثك بفضيلة لأمير المؤمنين علي بن أبي طالب ، رضي الله عنه ؟ قال : نعم إن شئت . قال : حدثني أبي قال : حضرت مجلس محمد بن عائشة بالبصرة إذ قام إليه رجل من وسط الحلقة فقال : يا أبا عبد الرحمن من أفضل أصحاب رسول الله ، (صلی الله عليه وآله﴾ ؟ فقال : أبو بكر وعمر وعثمان وطلحة والزبير وسعد وسعيد وعبد الرحمن بن عوف وأبو عبيدة بن الجراح . فقال له : فأين علي بن أبي طالب ، رضي الله عنه ؟ قال : يا هذا تستفتي عن أصحابه أم عن نفسه ؟ قال : بل عن أصحابه . قال : إن الله تبارك وتعالى يقول : ' قل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم ' ، فكيف يكون أصحابه مثل نفسه ؟

مجلس قاسم بن مجمع ، والی اهواز بود که مردی از بنی هاشم آمد و در فضیلت علی بن ابیطالب (علیه السلام) صحبت کنم . والی اجازه داد . مرد گفت : روایتی در رابطه با این که کدام یک از صحابه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) افضل بود ، بخوانم . والی با توجه به نگاه سنی که داشت ، گفت : ابوبکر و عمر و عثمان و طلحه و زبیر ، سعد ، سیعد ، عبد الرحمن بن عوف ، ابو عبید بن جراح این ها از با فضیلت ترین اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بودند . گفت : پس علی بن ابیطالب (علیه السلام) چه شد ؟ گفت : شما از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پرسیدید یا از جان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ؟ گفت : از اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله) پرسیدم . آیه مباهله را خواند و گفت : این ها اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هستند . اصحاب کجا و جان پیامبر (صلی الله علیه و آله) کجا ؟

بیهقی ، محاسن و مساوی ، ص 41

 آقای ابوسعید خادمی ، متوفای 1156 هـ  می گوید :

أَوْ لِارْتِضَاءِ النَّبِيِّ أَفْعَالَهُ أَوْ لِأُخُوَّتِهِ وَصُحْبَتِهِ وَفَضَائِلِهِ رَضِيَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهُ عَلَى مَا فُهِمَ مِنْ الْمَوَاقِفِ بِوُجُوهٍ : أَوَّلُهَا : آيَةُ الْمُبَاهَلَةِ ) نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ( لِأَنَّ الْمُرَادَ بِالْأَنْفُسِ عَلِيٌّ لِأَنَّ الْأَخْبَارَ الصَّحِيحَةَ أَنَّهُ صَلَّى اللَّهُ تَعَالَى عَلَيْهِ وَسَلَّمَ دَعَا عَلِيًّا إلَى هَذَا الْمَقَامِ .

مرا از انفس ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) است ؛ برای این که اخبار صحیحه این را نشان می دهد .

خادمی ، ابوسعید ، بریقه محمودیه ، ج 2 ، ص 7

نکته مهمی در این جا این است که در صحیح مسلم ، آیه مباهله را بیان می کند و می گوید : علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، امام حسن و امام حسین (علیهم السلام) و حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. ابن کثیر هم همین چهار بزرگوار را می گوید . بیهقی ، حاکم نیشابوری و دیگران همین مطلب را بیان می کند . اما نظر وهابیت در این خصوص چیست ؟

مباهله از دیدگاه وهابیت

در کتاب جلاء الافهام ، تألیف ابن قیم جوزیه که می گوید :

لما انزل الله سبحانه : آية المباهلة : فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا تدع ابناءنا وابناءكم ونساءنا ونساءكم وانفسنا وانفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الكاذبين . آل عمران / 61

دعا النبی (صلی الله عليه وآله﴾ فاطمة وحسنا وحسينا وخرج للمباهلة .

ابن قيم ، جلاء الافهام ، چاپ دار عالم الفوائد ، ج۱، ص264.

مردم شما خودتان قضاوت کنید . آقای ابن قیم در این خصوص چه جوابی دارید ؟ شما فکر می کنید ، نام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را حذف کنید ، نام علی بن ابیطالب (علیه السلام) دیگر در مباهله ذکر نمی شود ؟ شما از استاد جهنمی و به قول حصنی دمشقی ،امامه الشیطان ، همین را آموخته اید ؟

 اما در چاپ دیگر از این کتاب باز همین مطلب را گفته اند :

لما انزل الله سبحانه : آية المباهلة : فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا تدع ابناءنا وابناءكم ونساءنا ونساءكم وانفسنا وانفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الكاذبين . آل عمران / 61

دعا النبی (صلی الله عليه وآله﴾ فاطمة وحسنا وحسينا وخرج للمباهلة .

ابن قیم ، جلاء الافهام ، چاپ ابن جوزیه.

باز هم در چاپ دیگر ، آقایان نگویند که اشتباه چاپی است :

لما انزل الله سبحانه : آية المباهلة : فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا تدع ابناءنا وابناءكم ونساءنا ونساءكم وانفسنا وانفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الكاذبين . آل عمران / 61

دعا النبی (صلی الله عليه وآله) فاطمة وحسنا وحسينا وخرج للمباهلة .

ابن قیم ، جلاء الافهام ، چاپ ابن خلدون.

دیگر نمی توانند بگویند اشتباه چاپی بوده . در هر سه چاپ نام امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را نیاورده اند . آقای ابن قیم شما آن روز این کار را کردی ؛ اما امروز هر شیعه و هر سنی که این کار تو را می بیند ، بر تو شدیدترین لعنت خود را می فرستد و يقين بدان و ما هم می دانیم که در قبر نه تنها این ، صدها از این قبیل عداوت تو را از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را پرسیدند و همان مجازاتی که برای منافقین ، إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ ، به تعبیر خود صحیح مسلم ، لايحبني الا مؤمن ولا يبغضنی الا منافق . صحیح مسلم ، ح134

آقای ابن قیم شما اگر آن روز حذف کردی ، امروز ۶۰ میلیون مسلمان در کره زمین ، این خیانت ؛ بلکه جنایت را شنیدند . آیا با این وضع دیگر اعتمادی به تو پیدا می کنند ؟ تو را در زمره مسلمان ها قرار می دهند ؟ یا نه ، این کار ، تو را رسوا کرد ؟ آن زمان فکر می کردند تمام دنیا همین عده ای هستند که در مجالس درسشان حاضر می شوند .

البته بنده اگر بخواهم عبارات ابن تیمیه را در این خصوص بخوانم ، به قدری عبارات او مشمئز کننده و نفرت انگیز هست که نمی خواهم امروز که عصر مباهله است ، قلب بیننده های عزیز را با حرف های مزخرف ایشان ناراحت و مکدر کنم .

مجری :

حضرت استاد ! نکته دیگری که در این جا مطرح است این است که شبکه های وهابی ـ تروریستی که واقعا حرفی برای گفتن در این زمینه ندارند ، سراغ مسائل بی اساسی می روند . اخیرا یکی از چیز های که مطرح می کنند این است که می گویند : اگر حضرت علی (علیه السلام) نفس پیامبر (صلی الله علیه و آله) است ؛ پس چطور با حضرت زهرا (سلام الله علیها ) ازدواج کردند ؟

این کلیپ را ببینید تا حضرت استاد پاسخ را بدهند .

کلیپ 1 : انکار جایگاه و فضیلت آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در آیه مباهله توسط نواصب وهابی

کارشناس وهابی :

واقعیت را در نظر بگیریم ، اگر گفته شود علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، نفس پیامبر (صلی الله علیه و آله) است ، نعوذ بالله اهانت بزرگی است که گفته اید شوهر حضرت زهرا (سلام الله علیها ) ، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) ، پدرشان است .

خداوند علی (علیه السلام) را نفس پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفته ، این تفسیر نادرستی است .

اگر علی (علیه السلام) واقعا نفس پیامبر (صلی الله علیه و آله) باشد ، فاطمه دختر ایشان و دختر نفس رسول الله (صلی الله علیه و آله) است ؛ پس یعنی علی (علیه السلام) با دختر خودش ازدواج کرده .

این نه از نظر فیزیکی و ظاهری و عملی می شود این را تطبیق داد و نه از نظر فضائل و خصوصیات و ویژگی ها می شود تطبیق داد که بگوییم در واقع علی (علیه السلام) ، نفس پیامبر (صلی الله علیه و آله) است . این واقعا یک استدلال ناشیانه است .

إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ. حجرات /10

به حقیقت مؤمنان همه برادر یکدیگرند ؛ پس همیشه بین برادران ایمانی خود صلح دهید .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

این مطلب را امروز استاد ابوالقاسمی توضیح دادند ؛ اما بنده باز هم برای بینندگان عزیز توضیح خواهم داد . این ها کسانی هستند که گوشت و خونشان از عداوت و دشمنی با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) درست شده . واقعا حرف این ها چیست ؟ ما از صحیح مسلم ، از حاکم نیشابوری ، از ابن کثیر دمشقی ، بیهقی و صد ها نفر در این زمینه گفته اند که مراد از انفسنا ، علی بن ابیطالب (علیه السلام) است . به قول شخصی که وقتی این ها را دید گفت : این ها چقدر خر هستند . بنده گفتم : لطفا به خر توهین نکنید .

این که قرآن مثال می زند که كَمَثَلِ الْحِمَارِ، حد و حدودی دارند كه اين ها ، آن حد و حدود را ندارند . أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ، همان هایی هستند که قرآن آورده است .

به قول شما که این طور است که می گویید ، به ما جواب دهید . آیا عایشه ، دختر ابوبکر ، همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) هست یا نیست ؟ این مطلب را صحیح مسلم بیان می کند :

حدثنا محمد بن بَشَّارٍ الْعَبْدِيُّ حدثنا محمد بن جَعْفَرٍ حدثنا شُعْبَةُ عن إسماعيل بن رَجَاءٍ قال سمعت عَبْدَ اللَّهِ بن أبي الْهُذَيْلِ يحدث عن أبي الْأَحْوَصِ قال سمعت عَبْدَ اللَّهِ بن مَسْعُودٍ يحدث عن النبي (صلی الله عليه وآله﴾ أَنَّهُ قال لو كنت مُتَّخِذًا خَلِيلًا لَاتَّخَذْتُ أَبَا بَكْرٍ خَلِيلًا وَلَكِنَّهُ أَخِي وَصَاحِبِي وقد اتَّخَذَ الله عز وجل صَاحِبَكُمْ خَلِيلًا.

در این روایت پیامبر ﴿صلی الله علیه و آله﴾ فرمودند : ابوبکر برادر من است .

صحیح مسلم ، ج 4 ، ص 1855       

سؤال اول : پس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با دختر برادرش ازدواج کرده است ؟

پاسخ دهید ؟ یا این که مثل همیشه جوابی ندارید . چرا شما در یک شبکه ماهواره ای این چرندیات و کفریات را بیان می کنید ؟ آبروی خودتان می رود ، خودتان مفتضح می شوید . این از سؤال اول ما که باید پاسخ دهید .

اما سؤال دوم : در فضائل الخلفای ابونعیم اصفهانی بیان شده :

- حدثنا عبد الله بن محمد بن جعفر ، ثنا محمد بن يحيى بن منده ، ثنا أبو مروان العثماني ، عن عبد الرحمن بن أبي الزناد ، عن هشام بن عروة ، عن أبيه ، عن عائشة ، قالت : قال رسول الله (صلی الله عليه وآله﴾ : « ادع لي أخي » قلنا : أبو بكر قلنا : عمر قال : « ادع لي أخي » قلنا : عثمان : قال : « نعم » فخلا به النبي (صلی الله عليه وآله﴾ فقال له : « إن الله مقمصك قميصا فإن أراد المنافقون خلعه فلا تخلعه حتى تلقاني »

 پیامبر (صلی الله علیه و آله) به عثمان می گوید : عثمان برادر من است .

ابونعیم اصفهانی ، فضائل الخلفاء ، ج 1 ، ص 64

سؤال دوم : به قول شما ذوالنورین با دختر برادرش یعنی دختر پیامبر (صلی الله علیه و آله) ازدواج کرده است ؟

زینب و ام کلثوم با عمویشان ازدواج کرده اند ؟

نکته بعدی ، همان آیه ای که دوستان خواندند ، إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ. حجرات /10

سؤال سوم : کارشناسان وهابی آیا شما با پدر خانمتان مشمول این آیه هستید یا نه ؟

چون آیه به صورت کلی بیان شده . اگر نیستید ، پس مؤمن نیستید . چون قرآن فرموده : إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ . اگر شامل می شوید ، شما با برادر زاده تان ازدواج کرده اید ؟

واقعا نعمت عقل ، یک نعمت بزرگ است . ابو علی سینا جمله ای دارد : به کسی که عقل دادی ، چه ندادی ؟ به کسی که عقل ندادی ، چه دادی ؟

پس این آقایان به این سه سؤال بنده پاسخ دهند .

نکته بعد ، حدیث اخوتی که شما بیان کردید ، کاری هم نداریم که این کار درست هست یا خیر ؟

این حدیث در کتاب فتح الباری ، تألیف ابن حجر عسقلانی ، با تحقیق عبد الرحمن بن ناصر البراک ( از نواصب وهابی عصر ما ) مطرح شده است :

أخرجها الحاكم من طريق جميع بن عمير عن بن عمر آخى رسول الله (صلی الله عليه وآله﴾ بين أبي بكر وعمر وبين طلحة والزبير وبين عبد الرحمن بن عوف وعثمان وذكر جماعة قال فقال علي يا رسول الله إنك آخيت بين أصحابك فمن أخي قال أنا أخوك

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بين و عمر اخوت برقرار كرد . عمر ، با ام کلثوم دختر ابوبکر ازدواج کرده است .

 سؤال چهارم : آیا خلیفه دوم با برادر زاده خود ازدواج کرده ؟

ابن حجر عسقلانی ، فتح الباری ، ج 7 ، ص 271

بنده این مطلب را نشان دهم تا برای بینندگان کاملا روشن شود .

آقای نووی از علمای بزرگ اهل سنت می گوید :

أختا عائشة اللتان أرادهما أبو بكر الصديق رضي الله عنه بقوله لعائشة إنما هما أخواك وأختاك قالت هذان أخواي فمن أختاي فقال ذو بطن بنت خارجة فإني أظنها جارية ذكر هذه القصة في باب الهبة من المهذب وقد تقدم بيانهما في أسماء الرجال في النوع الرابع في الأخوة وهاتان الأختان هما أسماء بنت أبي بكر وأم كلثوم وهي التي كانت حملا وقد تقدم هناك إيضاح القصة وأم كلثوم هذه تزوجها عمر بن الخطاب رضي الله عنه

دختران ابوبکر چند نفر بودند ، از جمله اسماء و ام کلثوم که بعد از ابوبکر به دنیا آمد و با عمر ازدواج کرد .

نووی ، تهذیب الاسماء ، ج 2 ، ص 630

چطور عمر با دختر ابوبکر که برادر ش بود ، ازدواج کرد .

آقایان یک سؤال مطرح کردند ، ما هم چهار سؤال مطرح کردیم . بنده همیشه به دوستان می گویم : زمانی که می خواهید پاسخ دهید ، پاسخ حلی ، خیلی خوب است ؛ اما پاسخ نقضی ، مقدم است ؛ چون جواب نقضی ، تار و پود طرف مقابل را به هم می ریزد و او را خلع سلاح می کند .

 هر کسی می داند که در این قضایا ، فلانی برادر من است ، برادر معنویی است نه برادر جسمانی و خونی . یا اگر می گوید : فلانی جان من ، قلب من است .

بنده نمی دانم که روابط این آقایان وهابی با همسرانشان مثل روابط ابن تیمیه ای یا محمد بن عبد الوهابی است که از زن به عنوان یک حیوان استفاده می کنند یا خیر .

ان شاء الله بنده در آینده بحث نگاه وهابیت به زن را بیان خواهم کرد تا معلوم شود که زن های ما از دیدگاه وهابیت چقدر بی ارزشند . بنده فقط یک نکته را به خواهران عزیز اهل سنت عرض کنم که خواهران من ! وهابیت برای زن ارزش انسانی قائل نیست . نمونه اش عربستان سعودی است . یک زن که با ماشین از بحرین به عربستان رفت و به جرم این که رانندگی کرده ، حدود دو سال است که در زندان است . تنها کشوری است که زن حق رأی دادن ندارد . اصلا به زن به عنوان یک انسان نگاه نمی کنند .

روابطی که در تمام دنیا بین زن و شوهر است . زن به شوهر می گوید : تو جان منی ، عزیز منی .

بنابراین اگر گفت : تو عزیز من یا جان من هستی ، یعنی این ها رابطه پدر و دختری شد . البته از دیدگاه وهابیت بعید نیست . چون از دیدگاه این ها هر چه بگویند ، همان است .

چند روز قبل یکی از علمای مصر ، در قم بود . ایشان قبلا از تکفیری های وهابی بود که الان مسلمان شده . کتابی در باره وهابیت نوشته که به نظر بنده شاید یکی از بهترین کتاب هایی است که بنده دیدم و لذت بردم ، همین کتاب است . این کتاب در خصوص وهابیت و تکفیر اهل سنت ، وهابیت و تکفیر صحابه، وهابیت و تکفیر ائمه اربعه اهل سنت ، وهابیت و تکفیر شیعه و حدود 40 صفحه هم نگاه وهابیت به زن را بیان کرده است . خدا می داند که چیز هایی را از این ها از صفحات فیسبوک ، تویتر ، از سخنرانی ها جمع آوری کرده که بنده از بیان آن خجالت می کشم .

لذا تصمیم دارم یک شب این بحث را به صورت مفصل بیان کنم تا خانم هایی که به خاطر ریال های عربستان سعودی ، هوای سلفی گری در ذهنشان است ، بدانند که یک وهابی به یک زن و یک دختر چگونه نگاه می کنند . زمانی که همسر تو خواهر عزیز ، شوهرت با پول های عربستان وهابی شد ، به تو مثل یک حیوان نگاه می کند که در خدمت انسان است .

آدرس هایی هم که این عالم مصری در کتاب خود بیان کرده همه را دیدم و همه هم دقیق و درست بود.

مجری :

حضرت استاد ! جالب است که این ها ادعا می کنند که نماینده اهل سنت هستند . در صورتی که عزیزان اهل سنت ما بارها و بارها با شبکه ما و شبکه های وهابی تماس گرفته اند که شما نماینده اهل سنت نیستید . زمانی که این ها این تفکرات را دارند ، واقعا نمی دانیم که این ها را چه حساب کنیم .

حضرت استاد هم بسیار زیبا پاسخ دادند و این مطالب می تواند کمکی باشد برای مخاطبان تا بتوانند پاسخ این ها را بدهند . چون این ها که جرأت این را ندارند که با کارشناسان و حتی غنچه های ولایت ما بحث کنند .

تماس بینندگان

بیننده : آقای امیری از کرمان ـ شیعه

حضرت استاد ! شما از کتب اهل سنت ثابت می کنید که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) ، اسد الله الغالب است ؛ ولی بنده از اشعار بعضی از شعرا مثل سعدی برای شما ولایت حضرت را ثابت می کنم . یک شعر از دوست عزیزم احمد قنبری که می گوید :

علی یک مرد دنیایی معما               معما در زمین و در ثریا

جناب سعدی که بعضی از این دوستان ، ایشان را به جماعت تسنن نسبت می دهند که این گونه نیست . جمله مولا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) که می فرماید : ثم یمت یرنی ، زمانی که میمیرید ، مرا می بینید . در اين خصوص می گوید :

 ای که گفتی یمت یرنی               جان فدای کلام دلجویت

 کاش روزی هزار مرتبه من             مردمی تا بدیدمی رویت

 زمانی که سعدی این جمله زیبا را در قالب شعر می گوید ، نمی دانم این انسان ها ، خار در چشم و استخوان در گلوی مولا را چگونه می خواهند پاسخ دهند . بعضی ها فکر می کنند خار در چشم و استخوان در گلو ، فقط برای زمان قدیم است . ولی مولا از ازل تا ابد ، همیشه خار در چشم و استخوان در گلو از خوارج قدیم و خوارج زمان ، هستند . جانم فدای مولا ، که همیشه مظلوم بودند و همیشه مظلوم خواهند ماند .

 یکی در غمزه تصویر جا داشت                 درون سینه تفسیر جا داشت

 یکی شب ها به عمق چاه می ریخت                 ولی بر قله تکبیر جا داشت

بنده نمی خواهم ثابت کنم مولا امیرالمؤمنین (علیه السلام) ولایت حقه و مطلقه دارند ، فقط همان دانشمند مسیحی که می گوید : فقط علی را می توان دوست داشت . در آخر هم یک بیت شعر از شاعری گمنام :

 نماز بی ولای او عبادتی ست بی وضو      به منکر علی بگو نماز خود قضا کند

بیننده : آقای موسوی از یزد ـ شیعه

روز مباهله را به همه شیعیان تبریک می گویم . بنده بعد از ظهر برنامه استاد ابوالقاسمی را می دیدم که بیننده ای از برادران اهل سنت به نام ابوبکر ، تماس گرفت . گفت : ما مخلص علی (علیه السلام) هستیم و خیلی حضرت را دوست داریم .

من سخنان شهید حسن شحاته را هم شنیدم كه می گفت : من در دنیا فقط یک غم دارم که بمیرم و مولا امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از من بپرسند : حسن شحاته ! تو چگونه حب من و حب دشمن من را در یک قلب جا دادی .

من می دانم که شما نباید این را پاسخ دهید ، بنده این سؤال را از امثال آقای ابوبکر می پرسم .

بیننده : محمد از مراغه ـ شیعه

بنده فقط می خواستم یک سؤال در مورد آیات اول سوره فتح داشتم که در مورد گناهان قبل و بعد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است . مگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) عصمت ندارند ؟ در این خصوص توضیحاتی را بیان کنید .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

 آقای صالحی شامی از علمای بزرگ اهل سنت هستند که در کتاب سبل الهدی و الرشاد ، جلد 7 ، صفحه 62 ، در رابطه با استغفاری که ایشان می فرمایند ، توضیح داده است . آیا استغفار اقتضا می کند که گناهی انجام داده باشد؟ . جواب های متعددی می دهند که یکی از این جواب ها این است که : حسنات الابرار ، سیئات المقربین ، حسنات ابرار ، سیئات مقربین است . ما اگر کارهایمان قربة الی الله باشد ، مباح است و عبادت است . ولی نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) یک لحظه از ذات اقدس ربوبی نظر گیرد و به اطراف نگاه کند، برای خود گناه می داند . گناه هر کسی به اندازه خودش است .

یکی از پاسخ ها هم این بوده تا به مردم یاد دهد و استغفار را در میان امت گسترش دهد .

نکته سوم این که نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) گناه امت را ، گناه خود می داند .

بیننده : آقای فاضلی از تهران ـ شیعه

 بنده از شاگردان استاد محمود حکیمی هستم . فقط نکته ای را عرض کنم . شما مسائل خاص را را با شور و هیجان و با منطق بیان می کنید . عزیزانی که صدای بنده را می شنوند ، بدانند که الان که این مسأله داعش زیاد مطرح است ، یکی از شبکه های وهابی خیلی واضح پرچم داعش را گوشه تصویر خود قرار می دهند ، این مسأله برای من خیلی عجیب بود . در صورتی که شبکه شما ، اصلا یک شبکه سیاسی نیست .

برادران اهل سنت و خیلی از آزادی خواهان وضعیت داعش را به خوبی می دانند و جنایات آن ها را می بینند ؛ اما این ها با کمال وقاحت و بی شرمی ، پرچم داعش را کنار تصویر شبکه های خود قرار می دهند . این ها مشخصا با این کار خود می گویند که راه و روششان چگونه است .

بیننده : آقای بهرامی از کردستان ـ اهل سنت

حضرت استاد سخن خوبی فرمودند ، ما اهل سنت به خوبی می دانیم که در عربستان برای زن ها ارزشی قائل نیستند ؛ حتی به آن ها اجازه رانندگی هم نمی دهند . در صورتی که در جمهوری اسلامی به زن بها داده شده . الان زن در جامعه ایران اسلامی جایگاه خوبی دارد .

وهابیت هم فقط هدفی که دارند این است که بین شیعه و سنی ایجاد تفرقه کنند و زیر سؤال بردن ائمه (علیهم السلام) و حضرت علی (علیه السلام) و مخشوش کردن ذهن مردم است . این شبکه های وهابی چرا در مقابل این همه جنایتی که این گروه داعش در عراق انجام می دهند ، هیچ عکس العملی از خود نشان نمی دهند .

بیننده : خانم عایشه از قشم ـ اهل سنت

بنده سؤالی داشتم ، یکی از بیننده های شما که الان تماس گرفتند ، به جای بسم الله الرحمن الرحیم ، چند بار گفتند بسم الله علی . آیا در باره این بسم الله همه وجود دارد یا خیر ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

خواهر عزیزم ! ایشان فرمودند : بسم الله العلی ، علی ، صفت خداوند است . این که ما می گوییم بسم الله الرحمن ، بسم الله الغفار ، این ها اشکال دارند ؟ و هو العلی العظیم ، این که آیه قرآن است .

شما منظورتان از این علی چه بوده ؟ برداشتی که شما داشتید ، چه بود ؟

بیننده :

ما می خواهیم از شما بپرسیم ، ما چیزی نمی دانیم . برداشت بدی نداشتیم و فقط می خواستیم روایت مربوط به این بسم الله را برای ما بیان کنید .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

خواهر من ! در آیه 255 سوره بقره ، آیه الکرسی ، وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ آمده یا خیر ؟ اگر شما بخواهید بگویید ، خدای عالم علی است ، این کفر است ؟

بیننده :

بله کفر است .

آیت الله دکتر حسینی قزوینیی :

یعنی شما اگر بسم الله العلی ، بسم الله العظیم ، بسم الله الغفار بگویید ، کفر است .

بیننده :

العلی از اسمای خداوند است ؛ ولی علی که اسم خداوند نیست .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

ایشان هم العلی با الف و الام گفت . علی که نگفت . خواهر عزیزم در کتاب عمده القاری فی شرح صحیح البخاری ، تألیف آقای قرطبی می گوید :

واستحب الغزالي في الأحياء أن يقرأ بعد بسم الله قل هو الله أحد ويكبر ويهلل ويقول بسم الله العلي العظيم

امام غزالی ( که می گویند اگر قرار بود بعد از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) پیامبری بیاید ، او می شد ) می گوید : مستحب است بعد از بسم الله الرحمن الرحیم ، بگویی بسم الله العلی العظیم .

قرطبی ، عمده القاری ، ج 2 ، ص 269

در کتاب

ويستحب أن يبدأ باسم الله تعالى ويقرأ قل هو الله أحد أولا ويكبر ويهلل ويقول بسم الله العلي العظيم

اللهم اجعلها ذرية طيبة إن كنت قدرت أن تخرج ذلك من صلبي

انسان هر کاری که می کند ، بسم الله بگوید ، سوره توحید را بخواند و تکبیرو تحلیل بگوید و بگوید بسم الله العلی العظیم .

امام غزالی ، احیاء علوم الدین ، ج 2 ، ص 49

پس مراد از علی در این جا ، همان بسم الله العلی العظیم است . هیچ اشکالی هم ندارد و علمای شما هم می گویند : گفتن آن مستحب است .

بیننده : هادی از بندر عباس ـ اهل سنت

بنده از حضرت استاد سؤالی داشتم . شما فرمودید که مقام معظم رهبری و تمام علمای تشیع در مقابل توهین به ام المؤمنین عایشه ، موضعگیری کردند و این کار را ، کار بدی دانستند .

در صورتی که شما به حسن شحاته می گویید : ایشان شهید شدند . ایشان بی حد و اندازه به عایشه توهین کردند . شما این تناقض گویی را چگونه پاسخ می دهید ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

آقای شیخ حسن شحاته ، توهین کرده بود . در مصر هم ایشان را محاکمه کردند و زندانی شد . مدت زندانیش را هم تحمل کرد .

این قضیه حل شد؟

بیننده :

نه ، حل نشد . کسی که به عایشه توهین کرده باشد که با محاکمه حل نمی شود .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

پس باید چه کاری انجام دهد ؟ باید قطعه قطعه کرد ؟

بیننده :

قطعه قطعه نه ؛ اما باید در تلویزیون از اهل سنت معذرت خواهی کند . به هر حال باید احساسات جریحه دار شده اهل سنت را تلافی کند .

ما کلیپ ها و سخنرانی های ایشان را که به ام المؤمنین عایشه توهین کردند ، را دیده و شنیده ایم .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

ایشان توهین و جسارت کردند ، آقایان و مراجع ما هم محکوم کرده اند . هر کسی که توهین کند ، محکوم است ، شیخ حسن شحاته باشد یا شیخ حسن اللهیاری .

حال کسی که توهین کرد ، باید بریزند بر سرش و با چوب وچماق او را بکشند و جنازه اش را با طناب به خیابان ها بکشند . این کار را باید بکنند .

کسانی که به خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) توهین کردند ، پیامبر (صلی الله علیه و آله) با آن ها این گونه برخورد کرد ؟ آقای ابن ابی سرح که کاتب وحی هم بود . مرتد شد و به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم جسارت کرد . پیامبر (صلی الله علیه و آله) در فتح مکه با ایشان چه کار کرد ؟ بعد از آن آقای عثمان ، ایشان را به عنوان حاکم مصر منصوب کرد یا نه ؟

کسی که به پیامبر (صلی الله علیه و آله ) توهین و جسارت کرد . پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود : اگر ابن ابی سرح از پرده مکه هم آویزان بود ، مهدور الدم است . مقابل چشم ایشان هم نیامد .

اما بعد از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حاکم مصر هم کردند . این را پاسخ دهید .

مقام عایشه بالاتر است یا پیامبر (صلی الله علیه و آله) ؟

بیننده :

شما که از مردم مصر توقع ندارید همان برخوردی را که پیامبر (صلی الله علیه و آله) کردند ، را انجام دهند . اما ما توقع داریم علمای تشیع برای این آقا مراسم نگیرند و از ایشان تجلیل نکنند .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

یعنی کسی که جرمی را انجام داده ، محاکمه هم شده و تمام شده را باز هم مجازات کنند ؟ شما تا به حال این کار وهابی ها را که با حسن شحاته کردند را تا به حال محکوم کرده اید ؟

بیننده :

ما در کجا باید محکوم کنیم ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

از همین شبکه ها که تماس می گیرید . آیا شما این عمل وهابی ها که بر سرش ریختند و او را کشتند و جنازه اش را روی خیابان کشاندند ، از دیدگاه شما کار درستی است یا خیر ؟

بیننده :

از دیدگاه ما شک نکنید که این کار ها محکوم است ؛ اما تجلیلی که شما برای ایشان گرفتید هم محکوم است .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اصلا و ابدا محکوم نیست . ایشان کاری کردند ، بعد مجازات شده . اگر شما اهل سنت هستید ، باید سیره رسول خدا (صلی الله علیه و آله) باید برای شما ملاک باشد . کسانی که به عایشه نسبت فحشا دادند ، چه کسانی بودند ؟ می توانید پاسخ دهید .

بیننده :

یک عده از صحابه بودند . نام های آن ها را نمی دانم .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) با آن ها چه کرد ؟ بنده نام آن ها را برای شما می گویم .

در صحیح بخاری آمده که :

 عن هِشَامٍ عن عُرْوَةَ عن عَائِشَةَ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله عليه وآله﴾ خَطَبَ الناس فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عليه وقال ما تُشِيرُونَ عَلَيَّ في قَوْمٍ يَسُبُّونَ أَهْلِي ما عَلِمْتُ عليهم من سُوءٍ قَطُّ

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خطبه خواندند و فرمودند : نظر شما در مورد کسانی که به همسر من نسبت زنا دادند ، چیست ؟

صحيح بخاري ، ج 8 ، ص 163

بخاري مي گوید : کسانی که نسبت زنا داده اند ، حسان بن ثابت ، صحابی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است . آیا می توانید از حسان بن ثابت برائت بجویید ؟ مسطح بن اثاثه ، پسر خاله ابوبکر است.

صحیح بخاری ، ج 5 ، ص 56

حمنه ، خواهر خانم پیامبر (صلی الله علیه و آله) است . آیا شما حاضرید از این سه صحابه به خاطر این که به همسر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نسبت فحشا داده اند ، برائت بجویید . اگر همین مسطح در جنگی شهید شده باشد ، از او تجلیل می کنید یا نمی کنید ؟

شما بعد از شنیدن اسم این صحابه ، رضی الله عنه می گویید یا نمی گویید ؟ معتقدید که این ها اهل بهشت هستند ؟

بیننده :

بله

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

 چطور شما به کسی که تهمت فحشا به همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) داده ، رضی الله عنه می گویید ، اهل بهشت هم می دانید ؛ ولی اگر ما به کسی که همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) توهین کرده ، محکوم هم کردیم ، زندانی هم شده ، به خاطر شهادتش هم از او تجلیل کردیم . آیا کار ما باید محکوم شود ؛ ولی شما که این ها رضی الله عنه بگویید و اهل بهشت هم بدانند ، این کار شما یک بام و دو هوا نیست ؟

بیننده :

بنده به گذشته کاری ندارم . امروزه برای این که در یک اداره استخدام شوی ، باید عدم سوء پیشینه ببریم . این طور که شما می گویید ، عدم سوء پیشینیه چه معنایی دارد .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

عزیزم ! این قضیه در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم بوده ؛ البته این که شما می گویید این ها را رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رها کرد ، این گونه نبود . امام قرطبی می گوید :

المشهور من الاخبار والمعروف عند العلماء ان الذي حد حسان بن ثابت ومسطح بن أثاثة وحمنة بنت جحش وفي كتاب الطحاوي ثمانين ثمانين قال علماؤنا وإنما لم يحد عبد الله بن أبي لأن الله تعالى قد أعد له في الآخرة عذابا عظيما فلو حد في الدنيا لكان ذلك نقصا من عذابه في الآخرة وتخفيفا عنه

 پیامبر ﴿صلی الله علیه و آله﴾ به حسان بن ثابت و مسطح بن اثاثه و حمنه خواهر خانم خود را حد زد . حد قذف که هشتاد ضربه شلاق است را به آن ها زد ؛ ولی عبد الله بن ابی را حد نزد . چون اگر به عبد الله بن ابی حد بزنیم ، شاید از عذاب قیامتش کم شود . پیامبر ﴿صلی الله علیه و آله﴾ هم به این امر راضی نشدند .

قرطبی ، تفسیر قرطبی ، ج ۱۲ ، ص ۲۰۱

با حد زدن به این سه نفر ، مسأله به این صورت است که فردای قیامت به خاطر حدی که خورده ، خدای عالم آن ها را حد نمی زند . یعنی با زدن حد ، پاک می شود . آقای شحاته هم با زندان رفتن خود پاک شد . برادر عزیز این مسأله روشن شد یا خیر ؟

بیننده :

بله ، بنده قبول کردم .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده از خدای عالم توفیقات بیشتر هم برای خودم و برای شما و هدایت به آن صراط مستقیم هم برای شما و هم برای خودم ، خواهانم .

بیننده : آقای بشیری از عراق ـ شیعه

بنده فقط جنایات داعشی ها را در منطقه ای که هستم و این تکفیری های پلید حمله کردند ، بگویم . این ها خانواده مرا اسیر گرفتند و دو دخترم را کشتند . برای من دعا کنید .

 آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده از این عزیزمان تشکر می کنیم . الحق جنایاتی که این وهابی های تکفیری انجام می دهند ، یاد آور همان جنایات اجدادشان بنی امیه در تاریخ است .

 

خدایا تو را قسم می دهم به اسمای حسنایت ، به ذات اقدست و به آبروی اولیائت فرج مولای ما حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) را نزدیک بگردان .

قلب مقدسش را با ظهورش مسرور و خشنود بگردان .

خدایا به آبروی محمد و آل محمد رفع گرفتاری از همه گرفتاران بفرما .

حاجت حاجتمندان روا بفرما .

دعا های ما را به اجابت برسان .

مجری :

به حق امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) قسم می دهیم که خانواده این برادر ارجمندمان را که از شیعیان بودند و گفتند : خانواده اشان اسیر داعش است ، به همین زودی شرائط آزادی آن ها فراهم شود . الهی آمین .

از توجه و دقت شما به این برنامه تشکر می کنیم .

اللهم عجل لولیک الفرج .

 

 

 


 

 




Share
1 | علیرضا | , ایران | ٠٨:٣٧ - ٠٧ بهمن ١٣٩٤ |
با عرض سلام
در ایه مباهله در عبارت(أبناءنا و أبناءکم) را چرا مترجمی أبناءنا را فرزندان خود ترجمه می کند و مترجم دیگری أبناءنا را پسران خود ترجمه می کند؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
معني ابناء در خصوص فرزندان نيز اطلاق مي شود  همچنانکه در روايات نيز چنين چيزي به چشم مي خورد مثلا در روايتي آمده است
و طردنا من ديارنا و أبنائنا و بغي علينا و دفعنا عن حقنا و افترى أهل الباطل علينا فالله الله فينا لا تخذلونا و انصرونا ينصركم الله تعالى
 و از شهرها و كنار فرزندانمان تبعيد شديم و بر ما ستم شد و از حق خودمان ممنوع شديم و اهل باطل بر ما دروغ بستند پس خدا را بياد آريد در باره ما، ما را خوار نكنيد و ما را يارى كنيد تا خدا شما را يارى كند.
الغيبة( للنعماني) ص281
در اينجا ابناء آمده است اما مراد همه فرزندان است نه فقط پسران
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها