2018 May 28 - دوشنبه 07 خرداد 1397
روضه امام رضا عليه السلام
کد مطلب: ٥٨٦٥ تاریخ انتشار: ٠٨ آذر ١٣٩٥ تعداد بازدید: 7690
يادداشت » عمومي
روضه امام رضا عليه السلام

در ميان مردمان عادي، اما پرهيزگار كساني را مي بينيم كه براثر خوابي كه ديده اند يا الهامي غيرملموس، از زمان سرآمدن روزگار زندگي خود آگاه شده، روز، ماه و سال مرگ خود را به طور دقيق معين كرده اند. حال اگر مردمان عادي بتوانند به چنين مرحله اي برسند، به يقين امام رضا عليه السلام، پيامبر (ص) و امام معصوم (ع) خواهد دانست كه كي، كجا و چگونه چشم از جهان فروخواهند بست؟ چرا كه در اوج والايي و بلندي روح بود. در سكنات و حركات خود لحظه اي از خدا غافل نشد، هماره با او ارتباط داشت و تمام اعمال خود را براي خدا خالص گرداند. او افزون بر الهام الهي از رواياتي كه به واسطه پدرانش از جدش رسول الله (ص) شنيده بود، زمان و مكان شهادت و محل دفن خود را مي دانست و درمناسبتهايي بدان اشاره مي كرد.

حضرتش گروهي از مردم را از مدفن خود آگاه كرده با اشاره به اين كه در كنار هارون دفن خواهد شد، انگشت اشاره و مياني خود را به هم چسپاند و فرمود: من و هارون مانند اين دو هستيم.

و زماني كه هارون در مسجد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در مدينه خطبه مي خواند، امام رضا عليه السلام حاضر بود. او فرمود: خواهيد ديد كه من و او (هارون) در يك خانه دفن خواهيم شد.

روزي هارون از دري از درهاي مسجد الحرام و امام رضا (ع) از دري ديگر خارج شد و فرمود: خانه ها چه دور و ديدار ها بس نزديك است. (زود است كه) طوس من و او را يكجا جمع آورد.

«ابن حجر» گفت: او (امام رضاعليه السلام) خبر مي داد كه پيش از مأمون از دنيا خواهد رفت و كنار هارون به خاك سپرده خواهد شد. سرانجام چنان شد كه او مي گفت.

زماني كه مأمون امام رضا عليه السلام را به خراسان مي خواند، حضرتش خاندان خود را گرد آورد. او در اين باره فرمود: «زماني كه مي خواستند مرا از مدينه به سمت خراسان ببرند، خاندان خويش را جمع كرده؛ به آنها دستور دادم، بر من مويه و گريه كنند تا ناله و زاري آنان را بشنوم. سپس دوازده هزار دينار ميان آنان تقسيم كرده، گفتم: من ديگر نزد خانواده ام بازنخواهم گشت.

چون «دعبل خزاعي» پس از ولايت عهدي امام رضا عليه السلام «قصيده تائيه» خود را براي حضرت خواند به اين بيت رسيد:
«و قبري در بغداد از آن پاكيزه انساني است؛ كه خداوند او را در مراتب عالي رحمت خويش قرار دهد»
امام عليه السلام فرمود: آيا در اينجا يك بيت بيافزايم كه قصيده ات كمال يابد؟
دعبل گفت: آري اي فرزند رسول خدا (ص)
امام عليه السلام فرمود:
«و قبري در طوس كه سخت مصيبت فزا است، و در درون، آتش اندوه افروخته [غم بي شمار زايد]
دعبل گفت: اي فرزند رسول خدا! قبري كه در طوس قرار دارد، از آن كيست؟
امام عليه السلام فرمود: آن قبر من است. ديري نخواهد پائيد كه طوس محل رفت و آمد شيعيان و زائران من خواهد شد.
پيشتر گفتيم كه حضرتش خبر داده بود كه ولايتعهدي را به پايان نخواهد رساند و سر انجام همانگونه كه امام عليه السلام خبر مي داد، پيش از مأمون ]و آنگونه كه روشن خواهد شد، به دست مأمون[ مسموم شد و از دنيا رفت.
راوياني كه به علت وفات امام رضا عليه السلام پرداخته و در اين زمينه نقل روايت كرده اند، راه اختلاف در پيش گرفته اند. برخي از اين روايات، مرگ امام عليه السلام را طبيعي خوانده و برخي ديگر وفات حضرتش را به وسيله زهر مي دانند كه نظريه دوم نظر غالب راويان و مؤرخان است. در اينجا به اختصار، رواياتي را نقل مي كنيم كه به شهادت امام عليه السلام با زهر تصريح دارند:
1- «صلاح الدين صفدي» مي گويد: «فرجام كار او (امام رضا عليه السلام) با مأمون اين بود كه مأمون با انار زهر آلوده او را مسموم كرد... تا بدين ترتيب از بني عباس دلجويي كرده باشد.
2- «يعقوبي» در اين باره گفته است: «گفته مي شود: «علي بن هشام» اناري زهر آلوده به او خوراند.
3- «ابن حبّان» در كتاب خود آورده است: «علي بن موسي الرضا عليه السلام در طوس و در اثر نوشيدني اي كه مأمون به او خوراند در دم جان سپرد.
4- از ديگر راوياني كه از كيفيت وفات امام رضا عليه السلام سخن گفته اند، «شهاب الدين نميري» است. او پس از نقل مطالبي در اين زمينه، مي گويد: «و گفته شده است: مأمون به وسيله انگور زهر آلوده او را مسموم كرد، اما عده اي اين را بعيد دانسته، رد كرده اند.
5- از «قلقشندي» نيز در اين زمينه نقل روايت شده است. او مي گويد: «گفته مي شود او با خوردن اناري زهر آلوده، مسموم شد.
6- مردم طوس، مأمون را عامل مسموم كردن و كشتن امام رضا عليه السلام مي دانستند و خود مأمون معترف بود كه مردم در باره او چنين مطلبي بيان مي كنند. از همين رو لحظاتي پيش از شهادت امام عليه السلام، نزد او رفت و گفت: «سرورم! نمي دانم كدام مصيبت بر من سنگين تر ]و ناگوارتر[ است؟ از دست دادن تو و تنهايي پس از تو؟ يا تهمت مردم كه مرا قاتل تو خواهند خواند؟....
7- يك روز از شهادت امام رضا عليه السلام سپري شده بود كه مردم گرد آمده مي گفتند: «اين (مأمون) او را كشته است.
دلايلي در دست است كه مأمون امام رضا عليه السلام را به وسيله زهر به شهادت رساند، از آنجمله برنامه ريزي مأمون براي رهايي از امام رضا (ع) بود. مأمون به بني عباس گفت: ...]مي دانم كه[ نبايد در كار او سستي ورزيد، اما مي بايست اندك اندك و به تدريج از منزلت و مقام او بكاهيم تا در نظر رعيت ]![ چنان جلوه كند كه شايستگي منصب امامت را ندارد. آنگاه است كه براي رهايي از او و از بلايي كه از سوي او متوجه ما است، به چاره جويي خواهيم پرداخت.
...شهادت امام رضا عليه السلام پس از تصميم مأمون به عزيمت به بغداد وانتقال مركز خلافت به آن سامان رخ داد. اين خود بهترين گواه بر دخالت مستقيم در كشتن امام رضا عليه السلام بود، چرا كه در صورت بودن امام رضا عليه السلام در منصب ولايت عهدي، عباسيان همچنان در جبهه مخالفت با مأمون قرار مي گرفتند. او در نامه اي كه به منظور دلجويي از عباسيان بغداد، خطاب به آنان نوشت: «از آن رو بر من خشم گرفته ايد كه علي ابن موسي الرضا عليه السلام را به ولايتعهدي خويش برگزيدم. اينك او مرده است، پس به فرمان من تن دهيد&.
با چنين پيش زمينه اي اقدام مأمون به كشتن امام رضا (ع) كاملا طبيعي مي نمايد. او همان بود كه براي به دست آوردن قدرت مطلق و بدون معارض، برادر خويش و هزاران نفر از مسلمانان را كشته بود. تا به سفارش پدرش- كه مي گفت كه «الملك عقيم» و خويشاوندي نمي شناسد - عمل نمايد.

انگيزه هاي مأمون از قتل امام رضا (ع)
مأمون مي خواست با ولايتعهدي امام رضا عليه السلام به اهداف خويش دست يابد ولي نه فقط به اين اهداف نرسيد بلكه با خطر سرنگوني از عباسيان نيز روبرو شد. ... او مي خواست امام رضا عليه السلام را شيفته دنيا و فريبايي هاي آن معرفي كند و از قدر و منزلت او بكاهد... اما منزلت او روز به روز والاتر مي شد و محبوبيتش بيشتر... بنا بر اين او را با علماء و متكلمان اديان روبرو ساخت تا بلكه در مواجهه با آنها شرمنده شود و از منزلتش كاسته شود... امام عليه السلام همگان را وادار به تسليم كرد و شأن امام افزون شد... مأمون براي كوچك كردن امام اقدامات متعددي به عمل آورد اما در نظرگاه مردم امام (ع) به امر خلافت سزاوارتر از مأمون بود... وقتي او از ديدگاه مردم آگاهي يافت حسادتش دو چندان شد... از سويي امام عليه السلام در برابر هيچ يك از مواضع خود سكوت پيشه نكرد و پاسخ هايي به او مي داد كه خوشايند او نبود و از اين رو كينه اش افزونتر مي شد...او خود را از حرمت شكني امام رضا (ع) ناتوان ديدو به همين دليل او را به وسيله زهر به شهادت رساند.
امام (ع) قبل از پذيرش اجباري ولايتعهدي همواره از پذيرش اين امر خودداري مي كرد زيرا مي دانست كه اين امر به خشمگين شدن بني عباس و توطئه آنان براي قتل وي خواهد انجاميد. «ابراهيم صولي» مي گويد كه به خدا قسم كه امر ولايتعهدي باعث شد كه امام به دست مأمون به شهادت رسيد.
وزيران و اميران مأمون از ولايتعهدي امام (ع) ناراضي بودند و عليه او به سخن چيني مي پرداختند تا در نهايت تلاش شوم آنها كارگر افتاد و مأمون امام عليه السلام را مسموم كرد و به شهادت رساند.
پس از آن كه مآمون انار يا به روايتي انگور زهر آلوده را به حضرت رضا عليه السلام خوراند، آثار مرگ در چهره امام (ع) عيان شد. بعد از رفتن مأمون آخرين سخني كه امام رضا(ع) بر زبان آورد اين آيه قرآن بود: « قُل لَّوْ كُنتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَي مَضَاجِعِهِمْ» بگو: اگر شما در خانه هاي خود هم بوديد، كساني كه كشته شدن بر آنان نوشته شده، قطعا با پاي خود به قتلگاه مي رفتند. ونيز خواندند: «وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَّقْدُورًا» و فرمان خدا همواره به اندازه مقرر ]و متناسب با توانايي[ است.
بنا بر روايات صحيح، امام جواد عليه السلام بر بالين امام رضا (ع) حاضر شد. امام (ع) فرزندش را به سينه خود چسپاند و آنگاه براي مدتي با هم به گفتگو پرداختند و امام رضا عليه السلام ودائع امامت و امانت پيامبران سلف را به فرزندش سپرد و آنگاه جان به جان آفرين تسليم نمود. امام جواد عليه السلام او را غسل داد و كفن داد و آنگاه در قبري كه در سمت قبله قبر هارون ساخته شده بود به خاك سپرده شد.
دعبل بن علي خزاعي در رثاي امام رضا (ع) چنين سرود:
أري امية معذورون ان قتلوا
و لا اري لبني العباس من عذر
اربع بطوس علي قبر الزكي به
ان كنت تربع من دين علي و خطر
قبران في طوس خيرالناس كلهم
و قبر شرهم هذا من العبر
ماينفع الرجس من قرب الزكي وما
علي الزكي بقرب الرجس من ضرر

«بني اميه را (كه خاندان رسالت را) كشند، معذور مي دانم (چرا كه ميان ايشان و خاندان رسالت، كينه اي برآمده از خونهاي ريخته شده حاكم شده) اما براي (جنايت) بني عباس توجيه و بهانه اي از آنان پذيرفته نيست.
اگر براي برآمدن نيازي بخواهي اينجا بنشيني؛ (و طلب نياز كني به جا است كه) در طوس و بر قبر آن پاكيزه درنگ كني.
دو قبر در طوس قرار دارد كه يكي آرامگاه بهترين خلق خدا است و ديگري قبر بدترين آفريدگان؛ و اين از عبرتهاي روزگار است.
(هرچند پاكيزه انساني در كنار موجودي ناپاك و پليد به خاك سپرده شده است، اما) آن ناپاك از نزديكب ودنش با آن پاكيزه سودي نمي برد؛ و آن پاكيزه پاك سرشت، از نزيكي با ناپاك زياني نمي بيند.
بنا بر قول راويان امام رضا عليه السلام در آخرين روز صفرالمظفر سال 203 هجري قمري به شهادت رسيد.

منبع اصلي: كتاب پيشوايان هدايت (ترجمه اعلام الهداية) ص234 تا 240.






Share
1 | محمد كاظم چويا | , اندونزی | ١٢:٠٠ - ١٤ فروردين ١٣٨٨ |
علا قه اي بسيار به روضه اي امام رضا رادارم
2 | محمدرضا فغاني | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٦ بهمن ١٣٨٨ |
خسته نباشيد
3 | محمد رضا حشمت خواه | , ایران | ١٢:٠٠ - ١٢ فروردين ١٣٨٩ |
السلام عليک يا امام ابا الحسن علي بن موسي الرضا
4 | احمد رشاد | | ١٣:٣٩ - ٠٩ آبان ١٣٨٩ |
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا
5 | غلامرضا حدادزاده | , ایران | ٠٩:١٠ - ١٢ بهمن ١٣٨٩ |
ما همه امامان را دوست داريم و به همه آنها علاقه منديم.
راستش را بخواهيد اينجانب نيز از امام رضا شفا گرفته ام.
891112
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English