2021 February 28 - يکشنبه 10 اسفند 1399
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)
کد مطلب: ٦٣٠٣ تاریخ انتشار: ٢٢ دي ١٣٩٧ - ٢٣:٠٠ تعداد بازدید: 57319
مقالات » حضرت زهرا (س)
پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)

پاسخ به ده شبهه پيرامون شهادت حضرت از منابع اهل سنت

باسمه تعالي


باتوجه به مراسم باشكوه عزاداري حضرت فاطمه زهرا (س) در سال جاري، عده اي از تفرقه افكنان وهابي ، شب نامه اي را در برخي از استان هاي مرزي كشور توزيع كردند كه در آن، شبهاتي را پيرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها مطرح شده بود و در پايان نوشته شده بود: (تقليد كوركورانه را بگذاريد و به تبليغات تاجران بازار مذاهب و تعصب توجه نكنيد خودتان به ميدان تحقيق در آييد وحق را ازباطل تشخيص دهيد). با توجه به تماس هاي متعدد، تصميم گرفته شد براي روشن اذهان مسلمانان پاسخ مختصري در اختيار عموم قرار گيرد.

1. چرا حضرت علي (ع) در آن صحنه هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟

اولا: امام علي (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسي مفسر مشهور اهل سنت در اين باره مي نويسد :
عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارك فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد . فاطمه ، صدا زد : « يا ابتاه » علي (ع) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت و بر زمين زد و بر بيني و گردنش كوبيد.
تفسير آلوسي :3/124 .
نقل اين قضيه توسط آلوسي به هر نيتي كه باشد ، نشانگر اين است كه واكنش علي (ع) در منابع معتبر شيعه در قرن اول و دوم شيعه وجود داشته است .
ثانياً: برفرض اين كه واكنشي نشان نداده است ، به همان دليلي بوده كه پيامبر اسلام (ص) در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتي قتل سميه مادر عمار ياسر واكنش نشان نداد.
ثالثاً: وقتي ياران رسول خدا به خانه عثمان ريختند و متعرض همسر او شده و حتي دست او را با شمشير قطع كردند ، عثمان هيچ واكنشي از خود نشان نداد .


2 . چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء عليها السلام ، انتقام او را نگرفت يا به فكر انتقام نبود ؟

اولاً: به همان دليلي كه پيامبر اسلام (ص) از كساني كه قصد ترور آن حضرت را داشتند انتقام نگرفت. با اين كه طبق نقل صحيح مسلم (ج 8 ص 123) «اثني عشر منهم حرب لله ولرسوله في الحياة الدنيا ويوم يقوم الاشهاد» دوازده نفر آنان محارب خدا و پيامبر در دنيا وآخرت بودند، پيامبر گرامي (ص) در پاسخ حذيفه و عمار كه تقاضاي قتل تروريستها را كردند، فرمود: به صلاح نيست كه شايع كنند كه پيامبر اصحاب خود را به جرم تروريست بودن مي كشد. «أكره أن يتحدّث الناس أنّ محمداً يقتل أصحابه» .
تفسير ابن كثير ج 2 ص 323.
ثانياً : پيامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشي قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علي (ع) نيز از سنت پيامبر اسلام (ص) پيروي كرد .

3 . چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص ميانه خوبي داشت ؟

حضرت علي (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (س) ميانه خوبي نداشت ؛ بلكه در صحيح بخاري آمده كه حضرت علي دوست نداشت چهره عمر را ببيند
كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .
و همچنين ابوبكر را استبدادگر مي دانست : وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالأَمْرِ
صحيح بخاري: 5/82 ، ح4240 .

4 . چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد مي كرد ؟

اولاً : آن چه كه به حضرت علي (ع) نسبت مي دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعريف كرده درست نيست و نامي از عمر در خطبه نيست ، بلكه صبحي صالح ، از علماي اهل سنت مي گويد مراد يكي از اصحاب حضرت علي (ع) است .
نهج البلاغة ، صبحي صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .
ثانيا ً: علي (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه اي از خشونت، سختگيري، اشتباه و پوزش طلبي مي داند
و ميگويد:
سوگند به خدا مردم در حكومت دومي، در ناراحتي و رنج مهمّي گرفتار آمده بودند، و دچار دو رويي ها و اعتراض ها شدند،و من در اين مدت طولاني محنت زا، و عذاب آور، چاره اي جز شكيبايي نداشتم.
ثالثاً : بنا به نقل صحيح مسلم نظر امام علي (ع) در باره ابوبكر و عمر اين بود كه آنان دروغگو ، گناه كار ، حيله گر و خيانت كار بودند .
صحيح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468.

5 . چرا حضرت علي حتي در ايام خلافت و حكومت خود هيچ گاه از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد ؟

اولاً: در خطبه 203 نهج البلاغه آمده كه علي (ع) به هنگام دفن حضرت زهرا (س) فرمود:
أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ
از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده داري است، تا آن روز كه نزد خدا بروم .

ثانياً: علي (ع) در دوران حكومتش نزد سليم بن قيس از شهادت حضرت زهرا ياد كرد و فرمود:

فاطمه (س) از دنيا رفت در حالي كه اثر تازيانه در بازويش مانند بازوبند باقي مانده بود.
كتاب سليم بن قيس ، ص674 .

ثالثاً: ابن عباس مي گويد:علي (ع) در جنگ صفين از كتابي كه به املاي پيامبرو به خط خودش بود برايم خواند كه چگونه حضرت زهرا عليها السّلام شهيد مي شود
كتاب سليم بن قيس الهلالي ، ص915 .

6. چرا حضرت علي (ع) سه تن از فرزندان خويش را به نام هاي ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟

اولاً : اين نام ها آن زمان مرسوم بود، ابن حجر عسقلاني در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را مي آورد كه اسم آن ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .

ثانياً : نام برخي از اصحاب ائمه (ع) ، يزيد بن حاتم ، يزيد بن عبد الملك ، يزيد بن عمر بن طلحه و ... . آيا آن ها به خاطر علاقه به يزيد بن معاويه ، بود؟ .

ثالثاً : ابوبكر كه كنيه يكي از فرزندان علي (ع) هست ، نام او محمد بوده.
التنبيه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 .
و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.
مقاتل الطالبيين ، ص 55 و تقريب المعارف ، ص 294.
و عمر بن الخطاب به دليل خشونت ذاتي كه داشته ، نام فرزند علي (ع) را همنام خود قرار داد
وكان عمر بن الخطاب سمّي عمر بن عليّ بإسمه .
أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذيب التهذيب ج 7 ص 427.
هم چنين نام تعدادي از مسلمانان را نيز تغيير داد.
اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.

رابعاً : اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هيچ كدام از فرزندان خود را علي وحسن و حسين (ع) نامگذاري نكردند.

7. راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهيدش بدنيا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟

اولاَ: وقتي علي (ع) از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به عباس عموي پيامبر گفت اگر علي به من دختر ندهد دو نفر را وادار مي كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علي دزدي كرده و دستش را قطع مي كنم.
كافي ، ج 5 ، ص 346 .

ثانياً: هيثمي از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج ، علي (ع) خطاب به عباس فرمود:
درة عمر أحرجته الي ماتري
خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد.
مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.

ثالثاً: علماي اهل سنت نوشته اند:
عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس مي كند و او را در بغل گرفت و بوسيد. وام كلثوم از اين كار زشت، عصباني شد و به وي گفت: اگر تو خليفه نبودي، دماغت را مي شكستم، چشمت را كور مي كردم
الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180.

اگر اين قضيه صحت داشته باشد، بايد طرفداران خليفه پاسخ دهند كه آيا درست است كه حاكم اسلامي كه بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اين چنين كند؟
سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد:
وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلي هذا ؟
به خدا سوگند اين كاري كه از عمر نقل مي كنند، قبيح است دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...
تذكرة خواص الأمة : 321.

8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسين (ع) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي نكردند؟ در هيچ يك از منابع شيعه و سني در اين باره مطلبي وجود ندارد .
اولاً: امام حسن (ع) در مناظره اي كه با معاوية و دار ودسته وي داشت ، خطاب به مغيرة بن شعبة فرمود:
تو همان هستي كه فاطمه دخت گرامي رسول خدا (ص) را كتك زدي ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندي كه در رحم داشت سقط كرد.
احتجاج طبرسي ، ج1، ص 278.

ثانياً: امام حسين (ع) نقل مي كند كه امام علي (ع) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود :
بر اين مصيبت بزرگ همچون مادري كه فرزند از دست داده مي ناليدم . يا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفيانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو ديري نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است .
الكافي ج 1 ص 458 و الأمالي ، المفيد - ص 282 .

ثالثاً: آيا در عصري كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگيري از گريه بر ميت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم مي شود و زن ها را كتك زده و حجاب از سر آن ها بر مي دارد ، مي توان مجلس عزاداري برپا كرد؟
المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 .

9 . چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر ص سكوت كرده و هيچ اقدامي نكردند؟

اولاً: آيا عمل مردم مدينه ملاك حقانيت است يا عمل امير المؤمنين (ع) ؟پيامبر اكرم (ص) فقط در حق علي فرموده :
علي مع الحق والحق مع علي
علي با حق و حق با علي است .
تاريخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237.

ثانياً: مگر مردم مدينه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملي از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان يهود دفن كنند تا معاويه در زمان حكومتش قبرستان يهود را به قبرستان بقيع متصل ساحت.
تاريخ طبري ج 3 ص 468 و438.

10. چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بي خبر و فراموش بوديد و الآن بيادتان آمد؟ تقويم هاي پيش 1372 .

اولاً : جويني از علماي اهل سنت و استاد مورد تأييد ذهبي از رسول اكرم (ص) قضيه غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوي آن حضرت وسقط محسن او و شهيد نمودن آن بزرگوار را نقل مي كند.
فرائد السمطين ، ج2 ، ص34 و35 .

ثانياً : حضرت علي (ع) به هنگام دفن فاطمه (س) فرمود:
وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَي هَضْمِهَا .
به زودي دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكاري بر او اجتماع كردند، از فاطمه عليها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگاري سپري نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.
نهج البلاغه خطبه 202.

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسين (ع) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.

رابعاً: كليني از امام كاظم (ع) نقل مي كند كه فرمود:
إِنَّ فَاطِمَةَ (عليها السلام ) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ ...
فاطمه صديقه و شهيده بود.
كافي ج1، ص 458 .

خامساً: در طول تاريخ همه ساله ايام فاطميه، شيعيان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداري اقامه مي كردند و بعد از انقلاب هم اين مراسم در بيوت مراجع عظام و رهبري اقامه مي شود.

سادساً: امام خميني (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادي الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوي بزرگ اسلام را بر همه مسلمين و بر شما برادران عزيز ارتشي، سپاهي و بسيج و بر حضرت بقية اللَّه- ارواحنافداء- تسليت عرض مي كنم.
صحيفه امام/ 16/87.

سابعاً: شهرستاني ، از علماي اهل سنت مي نويسد :
عمر در روز بيعت به شكم فاطمه ( عليها السلام) ضربه زد كه منجر به سقط شدن نوزاد وي از شكمش شد . عمر ، فرياد مي زد اين خانه را با هر كه در آن است به آتش بكشيد ؛ و در خانه به جز علي و فاطمه و حسن و حسين كسي نبود » .
الملل والنحل ، شهرستاني ، ص83 .


سابعاً: ابن تيميه حراني ، قضيه هجوم به خانه فاطمه را قبول مي كند ولي با توجه به عنادي كه دارد به فكر توجيه آن بر مي آيد.
منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .








Share
81 | مهندس فربد كيانمهر | , ایران | ١١:١٨ - ١٧ فروردين ١٣٩١ |
با سلام
دوست عزيز سني مذهب بيا اين حرف رو از من بشنو خواستي عمل كن نخواستي نكن اسلام به ما از پدرانمان ارث رسيده به عنوان دين كه ما از اون پيروي كنيم و مذهب كه شيعه و سني و... اما بيا اول تحقيق كن ببين پدرانت ارث خوبي برات گذاشتن يا نه همان طور كه پيشينيان به بيراهه رفتند و خداوند لازم ديد 124000 پيامبر براي هدايت اونها بفرسته ممكن پدران من و شما هم مذهب و دين رو اشتباه رفته باشن پس بيا تحقيق كن و بعد از حق ابوبكر و عمر و عثمان دفاع كن بهت بگم پيامبر ميگويد انا مدينه العلم و علي بابها يعني من شهر علمم و علي درب اون يعني من اسلامم و علي دروازه ورود به اسلام نه عمر نه عثمان نه ابوبكر انوقت تو ميايي نام علي رو از صدق الله العلي العظيم حذف ميكني ميگي صدق الله العظيم يا نام او رو از اذان حذف ميكني در جواب كارت بگم اذان جزيي از اشهدانا علي ولي الله هست نه اشهد انا علي ولي الله جز اذان برو چشمات رو بشور تا بتوني طور ديگر ببيني و اولين كاري كه ميكني فكر كن بايد از اول شروع كني تحقيق كن مگه نميگي ما شيعه ها دروغ ميگيم خوب تو راستي رو پيدا كن اين گوي و اين ميدان .
سرو جانم فداي جمال بي مثال علي كه جمجمه ابن كركره ابن مرمره از جنيان هزاران سال طول كشيد تا اجازه يافت ركاب اسب مولا را بوسه بزند
تو هم برو مرقد امام شيعه رو منفجر كن اين به اون در .
علي و يازده فرزندش همه بر حق جمال حجت خدا را صلوات .
الهم صلي علي محمد وآل محمد و عجل فرجهم
82 | سرگشته | , ایران | ٠٧:٥٦ - ١٨ فروردين ١٣٩١ |
سلام
جانم فداي اميرالمومنين علي عليه السلام
حتي اسم اين سه خليفه را نبايد در كنار سرورمون قرار داد.
ياعلي
83 | برگزيده | , ایران | ٠٧:٤٨ - ٢٠ فروردين ١٣٩١ |
سلام.خدايا شكرت منو شيعه كردي.محبت اهل بيت ...يا محمد يا علي يا فاطمه يا حسن يا حسين.خدا اجرتون بده.
84 | الحق مع علي وعلي مع الحق (پيامبر اكرم) | , ایران | ٠١:٤٩ - ٢٤ فروردين ١٣٩١ |
اولا ثابت نشده که ام کلثوم باآن غاصب ازدواج کرده مگر روايات ضعيف وبعض روايات ساختگي اهل سنت ثانيا برفرض قبول همان ماجرايي را به يادمياورد که قران ميفرمايد:
آن لواط کار ها آمدند پيش حضرت لوط که مهمانانت را بايد به ما بدهي و حضرت نوح در پاسخ فرمود : دختران من براي شما باشد و از اين کار قبيح دست برداريد ، چه اشکال دارد امير المومنين به خاطر اصل حفظ نظام اسلامي ( وحدت ميان مسلمين) دختر خود را به عمر بدهد و کار غير شرعي هم نشده باشد و اين تشبيه بجايي است

( مراجعه به آيات 77 و 78 سوره هود )
85 | مهدي | , ایران | ٠٦:٤٠ - ٢٤ فروردين ١٣٩١ |
با سلام و خسته نباشيد خدمت دكتر قزويني و شاگردان گراميشان . دو سوال داشتم كه ميخواستم لطف بفرماييدوجواب بدهيد 1)با توجه به عصمت حضرت علي (ع) و حضرت فاطمه الزهرا (س) چرا حضرت فاطمه با اعمال آن دو نفر مخالفت صريح و آشكار داشته و حتي منجر به شهادت ايشان شده ولي حضرت علي (ع) هيچ مخالفت آشكار در آن مقطع نكرده لا اقل نهي از منكر و امر به حفظ حرمت دختر گرامي پيامبرننموده (و بالاخره عمل كدام يك با عصمت بيشتر سازگار بوده سكوت يا اعلام برائت ؟ لطفا اگر مطلبي در كتب شيعه هم هست بفرماييد). 2) آيا در ماجراي هجوم به خانه حضرت علي(ع) در آنجا بودند و اگر بودند چرا اصلا ايشان ممانعت از هجوم به خانه ننموده و آيا فقط يك مشت زدن از طرف حضرت به روي آن فرد براي دفاع از ناموس پيامبر و خانه عصمت كافي است؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
درباره دفاع حضرت علي عليه السلام از همسرش فاطمه عليها السلام به اين آدر س مراجعه كنيد
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6015
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
86 | جلال | , ایران | ١٩:١٦ - ٣٠ فروردين ١٣٩١ |
ممنون از تحقيق تون خيلي استفاده كردم.
87 | فا طمه | , افغانستان | ٠٢:٢٠ - ٠١ ارديبهشت ١٣٩١ |
من معلومات را خواندم
88 | ابراهيم | , ایران | ٢١:٠١ - ٠٢ ارديبهشت ١٣٩١ |
خدا خيرتون بده اجرتان با امام زمان عليه السلام لعن الله عدوک يا علي.
89 | MOHAMAD | , ایران | ١٦:٢٩ - ٠٤ ارديبهشت ١٣٩١ |
شما چقدر نادان?د تق?ه در د?ن حرام است شهادت را ?ک ?هود? نقل کرد شما هم ادامه م? ده?د بدبخت بزرگان شما هم خاک پا? صحابه نم? شوند بعد شما که عدد? ن?ست?ن ا?ن حرفا رو م? زن?د اسلام که در ان زنا(ص?غه باشد به درد خود شما م?خورد عل? بالاتر از ا?نهاست که امام کذابان و د?نفروشان باشد.
90 | محمد ميرزائي | , ایران | ٠٣:٥٦ - ٠٧ ارديبهشت ١٣٩١ |
سلام 2 تا خواهش از دوستان پاسخ به شبهات دارم يکي اينکه اگه روايتي از کتب اهل سنت مي آورند کامل باشه حتي اگه بقيه اش ربطي به موضوع نداره و قيچي نکنيد . و دومي اينکه اگه نويسنده کتاب درباره روايت نظري داده يا رد کرده حتما ذکر کنند . مثلا شما نوشتيد : سابعاً: شهرستاني ، از علماي اهل سنت مي‌نويسد : عمر در روز بيعت به شکم فاطمه ( عليها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وي از شکمش شد . عمر ، فرياد مي زد اين خانه را با هر که در آن است به آتش بکشيد ؛ و در خانه به جز علي و فاطمه و حسن و حسين کسي نبود » . الملل والنحل ، شهرستاني ، ص83 . شهرستاني بعد از نقل روايت در موردش بحث کرده و قبولش نداره شما در کتابهاي ديگر هم اين کارها رو مي کنيد مثلا ذهبي يه روايت نقل مي کنه بلافاصله هم نقدش مي کنه شما فقط روايتش مي بينيد .

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در مورد روايت شهرستاني در اين آدرس توضيحاتي داده شده است www.valiasr-aj.com/fa/page.php ثانيا ما اگر مي گوييم نقل كرده، مثل مثال دوم شما، اشتباه نگفته ايم براي ما ذكر يك حديث مهم است قضاوت يك نويسنده قابل نقد است بسيار اتفاق مي افتد كه فردي بخاطر تعصب جاهلانه يك روايت را رد مي كند و اگر ماگفته ايم فلاني او را قبول دارد و آنجا نوشته من قبول ندارم اشكال شما وارد است و «نقل كرده» با «قبول دارد» بسيار فرق دارد.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
91 | عباس | , ایران | ٠١:٣٨ - ٠٩ ارديبهشت ١٣٩١ |
با سلام به همه دوستان مسلمان شيعه و سني در اينكه ما بايد از اعقادات خودمان دفاع كنيم شكي نيست و.بايد به صورت كاملا منطقي اين كار را انجام دهيم.ولي به همه داستان توصيه ميكنم به فرمايشات مقام معظم رهبري گوش جانءدهند و از هر گونه اهانت به مقدسات يكديگر اجتناب كنند و صرفا با اسناد و مدارك متقن و بدون توهين جواب يكديگر را بدهند تا دشمن خداي نكرده از اب گل الود به نفع خود و به ضرر.اسلام ماهي نگيرد.والسلام علي مع الحق والحق مع علي
92 | عبد الرحمن الله پناه | , ایران | ٠٧:١٠ - ١٣ ارديبهشت ١٣٩١ |
حفصه دختر عبدالرحمن که پسر ابوبکر است زن چه کسي بود؟ جواب امام حسين نويسنده کتاب فرائد السمطين اهل سنت نيست وشما اگر مقدمه کتاب را بخوانيد اين مطلب را کاملاً درک مي کنيد. ارتباط بين آل علي وآل ابوبکر آنقدر واضح است که انکار آن به انکار خورشيد در وسط روز شبيه است .شما هم بهتر است شغل خود را تغيير داده ودکان ديگري باز کنيد .

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
حفصه همسر امام حسين عليه السلام نبوده اگر سندي و دليلي داريد ارائه نمائيد.
در مورد جويني نويسنده فرائد السمطين؛ذهبي، ابن حجر، حموي و صفدي او را تاييد كرده اند و ما اين مطلب را در اين ادرس بررسي كرده ايم: www.valiasr-aj.com/fa/page.php
ضمنا شما اگر دكان ما را با اجناس اصلش نمي پسنديد مي توانيد اجناس چيني و بدلي را از دكان اربابان عربستاني و پاكستاني و ...وهابي دريافت كنيد. مي توانيد مقايسه كنيد، فعلا اين جنس را مفت ببريد تا بعداً!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
93 | يحيي عشق ترختور | , ایران | ٢٢:٣١ - ٢٥ ارديبهشت ١٣٩١ |
به نام خدا درود و سلام خدا بر پيروان راستين رسول خدا و اهل بيتش. برادران اهل سنت، از توهين به افراد خودداري کنيد. ممنون
94 | سيدمحمد علي سجادي (افغانستان) | , افغانستان | ٢٢:٠٢ - ١٥ خرداد ١٣٩١ |
باسلام : خوشبختانه سايتهاي مثل سايت ولي عصر(عچ) کاررابراي مردم آسان کرده است . ما گروه ازبچه هاي شيعه درافغانستان که ازطريق شبهکه هاي اجتماعي بااهل سنت بحث گفتگوداريم ،زيادازاين سايت استفاده مي کنيم. جادارد تشکر وقدرداني کنم. الهم صل عل محمد وآل محمد وعجل فرجهم.
95 | سادات حسيني | , ایران | ٠٧:١٤ - ٣٠ خرداد ١٣٩١ |
خيلي جالبه که امام هاي اهل تسنن مانند امام شافعي و ابوحنيفه به اتصال هر دوازده امام با علوم الاهي و عجز بشريت و حتي خودشون در برابر ائمه اعتراف ميکنند و باز هم مسلمانان رو از پيروي ائمه منحرف ميکنند. آخه برادر و خواهر سني و خداي نکرده وهابي اگر تو پيروي علي رو بکني چيزي بهش اضافه ميشه؟ يا اگر پيرويش رو نکني چيزي ازش کم ميشه؟ علي(ع) چه دنيا بدون عالميان مقسم نار و جنت هست و خواهد بود. پس ما محتاج راهنمايي و دستگيري علي(ع) هستيم و او بي نياز از پيروي من و تو.
96 | بابك افغان | , ترکیه | ١٢:٠١ - ٠١ تير ١٣٩١ |
بسيار جلب خودتا سوال مکنند و خود جواب در دونيا هيچ اهل تسنن را پيدا کرده نمتواني که به حضرت حيدر کرار توهين نمايد. حديث شريف ميفرمايد سوال خدا (ج) به علي(ک) فرمودن که از خاطر تو دو گرو از مردم به دوزخ ميروند حضرت علي به گريه شد وپرسيد چطور يارسول خدا. فرمودن يک گرو از دشمني زياد با تو و گرو ديگر از دوستي زياد ..دوستان من چرا به خاطر که مقام تورا ازمن بالاتر ميداند. لطفا نشر نمايد
97 | مجيد م علي | , ایران | ١٩:٢١ - ٠١ تير ١٣٩١ |
با سلام جناب بابك افغان بنده مي خواهم هم شما را تكريم كنم . شما يك ادم با منطق و مثبت . ايمان شما در درجه بالا و شجاعتتات قابل تحسين وليكن يك كافر سراغ دارم كه از شما منطقش بيشتر است بيشتر از شما مثبت فكر ميكند در مورد ايمانش از شما برتر است و شجاعتش ده ها مرتبه بيشتر از شماست . ببينم توهين از اين بالاتر سراغ داريد؟؟؟ خصوصاً اگر بفهميد كه اين كافر يك ادم بي منطق و منفي و از نظر ايمانش ( در كفرش ) در بي تفاوتي كامل است و از بزدلي نگو كه وقتي كه مشكلي پيش ميايد مثل بز كوهي چنان فرار ميكند كه نمونه اش را داريم و خيلي كم . كمي در مورد حرفتان فكر كنيد . لايقاس به ال محمد ( ص ) ابداً . لبيك يا علي
98 | غضنفري | , هلند | ١٩:٢٦ - ٠١ تير ١٣٩١ |
جناب بابک افغان: خير اشتباه ميفرمائيد بلکه ما سئوال ميکنيم که مولا علي(ع) چه کساني را نميخواست ببيند و بخاري شما در صحيح خودش جواب ميدهد که ابوبکر وعمر را نميخواست ببيند صحيح بخاري: 5/82 ، ح4240 . ما ميپرسيم مولا چه کسي را غادر خائن و... ميدانست مسلم نيشابوري شما پاسخ ميدهد که ابوبکر و عمر را خائن و غادر آثم وظالم ميدانست صحيح مسلم : ج 5 ص 52 ح 4468. اين مطالب در همين مقاله آمده است ولي تعصب چنان چشمان حقيقت بين شما را کور کرده که واقعيات را نميبينيد و اما يک دروغ هم گفتي چون هيچ کسي در بين امت اسلامي بيشتر از رسول الله(ص) امير المومنين علي(ع) را دوست ندارد (در مورد آيه تطهير خيلي راجع به اين موضوع فکر کن)و اين ادعاي دروغ تو اهانت بزرگي به ايشان است لطفاً در کلامت دقت کن زيرادر اينجا يا به عمديا سهواً تدليس کرده اي. بله ما شيعيان بهتر از شما ميدانيم که کساني در مورد ائمه هدي عليهم السلام غلو کرده و آنها را العياذبالله به مقام الوهيت بالا ببرند کافر ميشوند نه اينکه آنها را زياد دوست داشته باشند و يا مثل بعضي آنها را از مقام والايي که دارند پائينتر بياورند هم دوزخي هستند.
99 | يدوست | , ایران | ٢١:٥١ - ٠٤ تير ١٣٩١ |
در جواب قسمت آخر صحبت برادر اهل سنت:
برادر اهل سنت صيغه زن به نظر شما اشكال داره ؟؟؟ ولي لوات مرد كه شما جايز ميدونيد در مسافرت اگه به مردي شهوت غلبه كند مي تونه با مردي نزديكي كنه صحيحه؟؟؟ زهي گمراهي و جهل و ناداني و غفلت و .... آشكار !!!
بعد ما ميگيم جز زنا زاده و نطفه اي كه به حرام از هر راهي كه شما مي دونيد ؛ كسي نميتونه با اهل بيت عصمت و طهارت دشمني كنه،حال قضاوت با شما؟!؟!؟!
100 | بابك افغان | , ترکیه | ٠١:٣١ - ٠٦ تير ١٣٩١ |

اولاً: آنچه که علما در تفسير آيه آخر سوره فتح آورده‌اند که مي‌فرمايد: « مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَينَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآَزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا » (الفتح: 29).
امام مالک از اين آيه استنباط مي‌کند که هر کس صحابه را مورد بغض قرار دهد کافر است، چون صحابه آنان را خشمگين مي‌کنند و کسي که صحابه او را خشمگين کرده باشد، کافر است شافعي و ديگران با اين نظر موافق هستند. (الصواعق المحرقه: ص 317. و تفسير ابن کثير 4/204. نگا: السنه: الخلال ص 478، رقم (760) تحقيق د. عطيه الزهراني.)
ثانياً: آنچه از حديث انس که شيخين روايت کرده‌اند که پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمود: نشانه ايمان دوستي با انصار است و نشانه نفاق بغض انصار است.
و در روايتي ديگر مي‌فرمايد: بجز مؤمن آنان را دوست نمي‌دارد و بجز منافق با آنان کينه‌توز نيست.
101 | بابك افغان | , ترکیه | ١٢:٤٥ - ٠٦ تير ١٣٩١ |
وقت اسلام برادري است پس نظريات من نيز نشر شود. از اين معلوم ميشود که شما در اشتبا ايد. اگر مرا سايت شما اجازه بدهد شمارا به ايتهاي قران و حاديث شريف راجع منمايم
102 | امير حسين ازبيرجند | , ایران | ١٨:٠٠ - ٠٧ تير ١٣٩١ |
جناب بابک افغان
درکتب خود شما آمده است درقيامت عده اي ازصحابه رابسوي دوزخ مي برند ورسول گرامي اسلام مي فرمايند اصحابم رابه کجا مي برند؟ ندا مي آيد يا محمد آنها بعد از تو مرتد شده اند. لطفاً سند حديثي را که درمورد امام علي ع جعل کردي را براي ما مشخص کن.
103 | دوستدار اهل بيت | , ایران | ١٢:٣٠ - ١٣ تير ١٣٩١ |
جناب بابک افغان (98)
از کجا معلوم آن انصاروصحابه که اهل سنت قبول دارند آن انصاروصحابه اي باشد که پيامبر فرموده : ( حديثي که خودتان نوشته ايد ) « نشانه ايمان دوستي با انصار است و نشانه نفاق بغض انصار است.و در روايتي ديگر مي‌فرمايد: بجز مؤمن آنان را دوست نمي‌دارد و بجز منافق با آنان کينه‌توز نيست.»
آن انصار وصحابه که شيعه قبول دارد داراي اين نشانه ها هستند که صد درصد وجود دارد و هستند . چون تاروز آخر عمر نه بدعتي از خود بر جا گذاشتند ونه اعمالي از خود انجام داده اند که مورد شک وترديد مسلمانان آن دوره باشند وتا آخر عمر نيز با عزت وبزرگي وشانيت يک صحابه از دنيا هجرت کرده اند . ونه فرزندانشان ونه همسرانشان نيز کاري ورفتاري واعمالي انجام ندادند که موجب ناخوشنودي خدا وپيامبر (ص)و حضرت زهرا (س) شوند و يا امام زمانشان..... .پس تحقيق کن و ببينيد چه کساني بدعت در دين گذاشتن وخانواده و فرزندان آنان باعث چه کارهايي شدند که هنوز بعد از 1400 سال بر گردن آنها سنگيني ميکند؟؟؟؟که پيامبر با دين اين صحابه وانصار در روي پل صراط که به سمت دوزخ ميبرند از ديدن اين افراد تعجب وشگفتي بکند که اينان را به کجا مي بريد بهشت که از اين طرف است به دوزخ چرا مي بريدشان !!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
104 | بخت النصر | , ایران | ٢٠:٣٣ - ١٤ تير ١٣٩١ |
جناب بابک افغان
چرا ابوبکر صحابه را مورد غضب قرار داد و از آنها جزيه گرفت و زنانشان را به کنيزي برد و مردانشان را اسير کرد؟
مگر مسلمان نبود؟
105 | احسان حسيني | , آمریکا | ٠١:٢٧ - ٠٦ مرداد ١٣٩١ |
اشتغال به نزاع ها و مشاجرات فرقه اي چند آفت اساسي دارد : 1- روحيه ي حقيقت جويي را از انسان سلب ميکند . زيرا در اي مجادلات انسان هويتي براي خود کسب مي کند که در بعضي مواقع اين هويت با پذيرفتن حقيقت در تضاد مي افتد و انسان نمي تواند به آساني از هويت خود دست بردارد . بنا بر اين حقيقت قرباني مي شود . 2- حقايق اساسي تر و مهمتر و ضروري تر در حاشيه ي بحث هاي فرعي قرار مي گيرد . من اشتغل بالمهم اضاع الاهم . آيا اگر خداوند در اين زمان براي هدايت بشر ، پيامبري مي فرستاد ، همين بحث ها را مطرح مي کرد ؟ آيا اشخاص و مذاهب مهمتر از حقيقت هستند ؟ آيا شخص پرستي و مذهب پرستي شکل هاي جديدي از بت پرستي نيستند ؟
106 | كنيززهرا | , ایران | ١١:٥٥ - ٠٧ مرداد ١٣٩١ |
يافاطمه زهرا....توغريب بودي وهمچنان غريب خواهي ماند...باميدظهوراقا
107 | هاشميان | , ایران | ١٠:٠١ - ١٦ مرداد ١٣٩١ |
سلام به همه عزيزاني که براي نشر حقايق اسلام تلاش مي کنند خصوصا شما عزيزان گردانندگان اين سايت وزين در جواب اون ستاره بي ستاره شماره26: بد بخت ما از زماني که امام مظلومان علي بن ابيطالب در محراب فرقش شکافت وجگر فرزندش تکه تکه در تشت فروريخت و آن ابوالعجاعب تاريخ ومظهر عزت وشهادت وشهامت فرزند مولايمان حسين بن علي علهما صلوت الله غرق در خون در زمين تفتيده کربلا مثله ومقطوع راس شد واين هنگام که سيد ومولايمان درپس غبار جهل ولجاجت وتعصب کور شمايان غيب گرديده آرزويي جز مرگ نداشته ونداريم.آري ما ميخواهيم که هر چه زودتر به سرايي برويم که درآن مولايمان ومقتدايمان را ببينيم واگر در دنيا حبي ومحبتي وجمالي را جوياييم حب ومحبت وجمال مولاي منقممان است.او که انتقام فرزند رسول خدا ونوادگان او را از شما ها خواهد گرفت. اما اين را بدان آنقدر احمق نيستيم وخرافه پرست مانند هم مسلکانت که خود را مي کشند تا دگران را بکشند. بلکه ما زنده ايم تا شايد ستاره اي هر چند کم فروغ در زندگي کور دلاني چون شما روشن کنيم! اين است فرق ميان مردن وزندگي ما وشما. ان شاءالله اين دعا در حق ما مستجاب شود: الهم احينا حيات محمد وآل محمد وامتنا علي ما مات محمد وآل محمد.
108 | محب علي نه دشمن او! | , ایران | ١٢:٤٠ - ٢٣ مرداد ١٣٩١ |
جناب بابک افغان شمالطفاکتاب شبهاي پيشاوررا مطالعه بفرماييدجواب سوال بند 99تان را باادرس ازکتابهاي خودتان به شما ميدهدوضمنا يادتان نرودکه اگر نشانه ايمان دوستي باانصار است ابوذر هم از بهترين انصاربود پس عثمان بااوچه کرد؟
109 | اميد | , آمریکا | ٢٢:٤٤ - ٠٦ شهریور ١٣٩١ |
سلام جواب سوالات رو خيلي ابتدايي داده بودين البته شايد جوابي ندارين!!!

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در اينجا جوابها به اختصار آمده زيرا در ديگر بخشها به تفصيل بحث شده است.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
110 | bob robert | , آمریکا | ١٨:٣٩ - ١٦ شهریور ١٣٩١ |
با سلام ضمن تشکر بيکران از زحمات شما بزرگواران چه خوب بود مانند فيس بوک ميشد بر روي نظر افراد لايک کرد اجر کم عند الله شيعه پيروز است
111 | شيخ ابجد رضي الله عنه | , روسیه | ١٧:٤٣ - ٣٠ شهریور ١٣٩١ |
سلام سوالي در ذهن بنده هست و آن اين که شما مي گوييد عصمت....اوالا عصمت را از قرآن ثابت کنيد لابد مي گوييد انما يريدالله... خاب اين که قبلش در مورد زنان پيامبر است شما مي گوييد ضمير آيه ((کم)) هست و ضمير مذکري است خاب يک سوال الآن اهل البيت چه کساني هستند؟آيا مي توان 4 مرد و يک زن را با ضمير ((کم)) خطاب قرار داد؟پس حضرت زهرا که زن هستند چطور در اين آيه صدق مي کنند؟من شيعه هستم و با دوستان اهل سنت خود بسيار بحث دارم از شما خواهش مي کنم جواب را فقط و فقط از قرآن بدهيد و به احاديث رجوع ندهيد...بنده مخلص آيت الله قزويني و استاد ابوالقاسمي و استاد کياني هستم اگر کمي تند شدم عذرم را پذيرا باشيد چاکر شبکه ولايت

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
خداوند در بخشي از آية 33 سورة احزاب مي‌فرمايد: «خداوند فقط مي‌خواهد پليدي و گناه را از شما اهلبيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.»( اين آيه هر چند در رديف و ميان آياتي ذكر شده كه در ارتباط با زنان پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است لكن قطعاً ارتباطي به آن‌ها ندارد و مربوط به گروه ديگري است. شاهدش اين است كه ضماير استعمال شده در مورد زنان همه به صورت مؤنث (بُيوتكن ـ اطعن...) آمده است ولي ضماير در ذيل آيه، همه به صورت مذكر (عنكم، يطهّركم) به كار رفته است
در خود آيه قرينه اي است كه همسران پيامبر (ص) داخل آيه تطهير نيستند و به اصطلاح اين قرائن را مي توان بر دو بخش تقسيم كرد: الف) قرينه داخليه. ب) قرينه خارجيه.
قرينه داخليه:
مساله ضمير جمع مذكر مخاطب است كه در آيه دو بار ذكر شده است، توضيح اينكه درست است، كه اين آيه در لابلاي آيات مربوط به همسران پيامبر (ص) است ولي آيه تطهير لحن جداگانه اي دارد و هدف ديگري را دنبال مي كند زيرا كه آيات قبل و بعد همه با ضميرهاي جمع مؤنث است ولي آيه مورد بحث با ضمائر جمع مذكر آمده است و اين بهترين شاهد و قرينه است كه آيه تطهير ناظر به همسران پيامبر (ص) نمي باشد و كساني كه اين قسمت از آيه را ناظر به آنها دانسته اند سخني بر خلاف ظاهر آيه و قرينه موجود در آن يعني تفاوت ضميرها گفته اند. خصوصاً با توجه به اينكه لحن آياتي كه متوجه زنان پيامبر (ص) است با لحني كه در اين آيه شريفه است در مقابل هم قرار دارند.در آيات سورة احزاب كه به زنان پيامبراكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ خطاب شده هستند، ضمير‌ها همه مؤنث است مثل: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَمِيلامعلوم است كه مخاطب زن‌هاي پيامبرند و بعد از چند آيه يك مرتبه ضمير مذكر مي‌شود كه : ...إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرا در اين جا كلمه اهل بيت آورده است، ولي قبلا «نساء النبي» دارد، در آيات قبل همه تكليف و خوف و رجا بود و در آيه تطهير بالاتر از مدح است و مي‌خواهد مسألة تنزيه آنها از گناه و معصيت را بگويد
قرينه خارجيه:
مراد از آن، آن بخش از رواياتي است كه مي خوانيم بعد از نزول آيه تطهير پيامبر (ص) چندين ماه هنگامي كه براي نماز صبح از كنار خانه فاطمه (س) مي گذشت صدا مي زد «الصلاة يا أهل البيت» و در بعضي روايات دارد «السلام عليك يا اهل البيت» مفسر معروف حاكم حسكاني در كتاب خو دنقل مي كند:
پيامبر (ص) نه ماه هنگامي را كه براي نماز صبح از كنار خانه علي و فاطمه مي گذشت صدا مي زد. هنگام نماز است اي اهل بيت، خداوند تنها مي خواهد پليدي را از شما اهل بيت دور سازد و شما را پاك كند.شواهد التنزيل، رقم حديث 668
در احاديث اهل تسنن است كه وقتي اين آيه نازل شد، ام سلمه كه يكي از زنان پيامبراكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است، مي‌آيد خدمت حضرت و مي‌گويد كه: يا رسول‌الله! آيا من هم جزء اهل‌بيت شمرده‌ مي‌شوم يا نه؟ مي فرمايد: تو به خير هستي ولي جزء اينها نيستي، مدارك اين مطلب هم يكي و دو تا نيستند و در روايات اهل سنت زياد است.
و مطلب ديگر كه زنان شامل آيه تطهير نمي شوند، اين است كه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ معرفي اهل‌بيت را همراه با تمهيدات و برنامه‌اي خاص انجام مي‌داد و آن اين‌كه معمولاً هنگام معرفي، آنها را جمع مي‌نمود و سپس پارچه‌اي يا عبائي و پتوئي را به دور آنها مي‌پيچاند و بعد مي‌گفت: «اللهم هؤلاء اهل‌بيتي». (خدايا اينان اهل‌بيت منند)، اين نحوه معرفي خود گوياي اين است كه مراد از اهل‌ بيت فقط اين چهار نفرند و شامل ديگران نمي‌شود وگرنه پيچاندن پتو و غيره به دور آنها كار بيهوده و لغوي خواهد بود.
2. اگر زنهاي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ هم جزو اهل‌بيت بودند، در اين صورت مي‌بايست پيامبر (ص) در معرفي اين چهار نفر كه در فرض مذكور بخشي از اهل‌بيت بودند، جمله «هؤلاء من اهل بيتي» (اينان از اهل بيت منند) را بكار مي‌بردند. نه جمله «هؤلاء اهل بيتي» را. زيرا در فرض مذكور اين چهار نفر، ثلث اهل‌بيت يا كمتر از ثلث خواهند بود و قاعدتاً پيامبر اكرم مثل نوح كه درباره فرزندش گفت: «إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي» مي‌بايست از كلمة «مِن» كه نشان‌دهنده جزئيت و تبعيض است، استفاده مي‌كرد، امّا چنين نكرد.
چنانكه از روايات ظاهر است، پيامبر (ص) در موارد گوناگون مراد از «اهل‌بيت» را بيان مي‌كند، امّا در اين معرّفي‌ها منظور پيامبر(ص) اين نبوده كه افرادي را كه بحسب معناي لغوي تحت كلمه «اهل‌بيت» مندرج بودند، معرّفي كند، زيرا افرادي كه بحسب معناي لغوي جزء خاندان پيامبر بودند براي همه معلوم بودند و خفائي براي كسي و مخصوصاً براي امثال ام سلمة و عايشه كه روايات مذكور از ناحيه آنها روايت شده، وجود نداشت، بلكه مراد پيامبر از اين معرّفي‌ها اين بود كه افرادي را كه در دستگاه رسالت پيامبر از خاصان و مقربان او بودند را معرّفي كند، مخصوصاً كه در بسياري از روايات منقوله كلمه «خاصتي» بدنبال «اهل‌بيتي» ضميمه شده و پيامبر بعد از اين‌كه اين چهار نفر را جمع مي‌كند مي‌گويد «هؤلاء اهل بيتي و خاصتي» و كلمه خاصّة به افراد كاملاً مقرب به يك نفر، كه در مقامات اجتماعي او صاحب سرّ اويند اطلاق مي‌شود مثلاً به افراد بسيار نزديك به پادشاه كه در اداره حكومت او صاحب سرّند، خاصة الملك گفته مي‌شود، بنابراين در اين معرّفي‌ها پيامبر مي‌خواهد افراد مقرب در دستگاه رسالت خود را به مردم معرفي كند، نه افرادي را كه در مسكن و بيت مادي او زندگي مي‌كردند كه براي همه معلوم بود.
با توجّه به روايات و مطالب فوق، زنان پيامبر نمي‌توانند جزء اهل‌بيت پيامبر و خاصان دستگاه رسالت باشند، زيرا طبق تصريح قرآن همه زن‌هاي پيامبر حتّي جزء محسنات هم نبودند، چه رسد به اين‌كه جزء خاصان رسالت او باشند، قرآن درباره زن‌هاي پيامبر (ص) مي‌گويد «اعد للمحسنات منكنّ اجراً عظيماً» (خداوند براي خوبان از شما اجر بزرگي آماده كرده) اگر همه زنهاي پيامبرخوب بودند، خداوند تعبير «محسنات» را براي همه آنها بكار مي‌برد. نه براي برخي از آنها كه از كلمه من تبعيضيه در «منكنّ» فهميده مي‌شود، بنابراين طبق اين آيه زنهاي پيامبر(ص) همه خوب نبودند و همانطور كه فرزند نوح بخاطر خوب نبودن از اهل نوح نبود، چنانكه قرآن مي‌گويد إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ زنهاي غير خوب پيامبر اسلام هم جزء اهل بيت رسول‌الله و خاصان او نبودند روي اين حساب اهل‌بيت در آيه مورد بحث شامل زن‌هاي پيامبر (ص) نيست، چون كسي بين زنان خوب و بد تفكيك نكرده، يا همه را داخل اهل‌بيت مي‌دانند و يا همه را خارج مي‌كنند.
و اگر زنان پيامبر (ص) جزء اهل بيت بودند چرا خودشان اين ادعا را نكردند و ثبت هم نشده كه زنان حضرت شان نزول آيه را درباره خود بدانند و وجود اين آيه تطهير در ميان آياتي كه درباره زنان است، دليل بر اين نيست كه اين آيه باهم نازل شده است بلكه آيه تطهير مستقل نازل شده و خود پيامبر (ص) آيه تطهير را در كنار آن آيات قرار داده است
اما درباره اينكه چطور با بودن حضرت زهراء عليها السلام ضمير «كم» آمده است؟، بايد بگوييم كه ضمير «كم» شامل صديقه شهيده سلام الله عليها نيز مي شود ؛ زيرا اگر مخاطب جمعي بودند كه هم در بين آنها مذكر و هم افراد مؤنث بودند، از باب تغليب از ضمير مذكر استفاده مي شود . در اين جا نيز چهار مرد و يك زن هستند ؛ پس بايد از ضمير مذكر استفاده مي شد و آيات فراواني در قران لفظ مذكر امده است در حالي كه شامل زنان نيز مي شود مانند ياايها المومنون ، الذين امنوا
همچنين علماي اهل سنت، اين آيه را كه « رحمة الله وبركاته عليكم اهل البيت» سوره هود در آيه 73 ، ضمير «كم» آمده است مي‌گويند مقصود همسر ابراهيم و خود ابراهيم و ذريه ايشان است يعني ضمير «كم» شامل ابراهيم و زنان وي نيز مي شود أحكام القرآن (الجصاص)، ج‏4، ص: 378
براي اطلاع بيشتر به اين آدرسها رجوع كنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

112 | منوچهر كياني فر | | ١٦:٠١ - ١٤ مهر ١٣٩١ |
به نام خدا با سلام - خدمت آقايان محترم ( سيد بزرگوار آقاي قزويني - آقايان ابوالقاسمي و يزداني ) اينجانب منوچهر کياني فر از اهواز هستم و حدودا" 2 سال است که بيننده شما هستم و سوال حقير از شما اين ست که چه کسي به ابو بکر لقب صديق را داده است مي گويند حضرت رسول ( ص ) آيا درست است !!!!! انشا ا.... که اينطوري نيست . و اگر جوابش مثل عمر بن خطاب است منبع آن را نيز مشخص کنيد باتشکر کياني فر

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در باره اين موضوع به اين آدرس مراجعه كنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
113 | محمودموجي | , ایران | ٢٤:١٩ - ٢٩ مهر ١٣٩١ |
درپاسخ به برادري که آيه تطهيرراشامل زنان پيمبر(ص)هم ميدانندبايدگفت با اين استدلال دراين سوره و معناي آيات قبل ازآن به تناقض برميخوريم زيرا خداونددرچندآيه قبل به همسران پيمبرص ميفرمايداگر گناه کنيدچنان است واگرکارخيرکنيدچنان ميشودآيا ميشودبه کسي که صفتي راذاتاشامل نيست اعمال دارايان آن صفت رانسبت داد؟؟اگرهمسران پيمبرذاتاازگناه مبرا هستندالعياذبالله خداونداينجاحرف بيهوده اي را ايرادفرموده است ؟مگرميشودبه کسي که اصلاگناه نميکندگفت اگرگناه بکني باتواينگونه برخوردميشود؟اين که ميشودتناقض درگفتار!قدري درگفتارخودحساس باشيم ضمناحضرتعالي اشاره کرده ايدفقط ازقرآن به من جواب دهيدبااين منطق تکليف سنت چه ميشود؟قران مفسرداردو آن هم طبق آيات قرآن پيمبرص است اگربه سنت کارنداشته باشيم که خيلي از اصول وفروع ديني ما ميرودبه هوا!نماز را درهروعده چندرکعت بخوانيم؟چگونه بخوانيم؟وهزاران سوال ديگرلطفاگول اراجيف فرقه ضاله استعمارساخته وهابيت نخوريد.موفق ومويدباشيدانشاالله.
114 | علZ حسZنZ | , ایران | ١٦:١٨ - ٢٤ آبان ١٣٩١ |
با اZن استعدلال وپاسخZ که نوشتZن دZگه صد درصد به فهم شعور انسانها حتZ غZر مسلمانان توهZن کردZن جواب کارات باهمون علZ وفاطمه وعمر
115 | آبتين امامي | , ایران | ١٤:٢٥ - ٢١ آذر ١٣٩١ |
با سلام 1- يک روايت صحيح به شرط چهارگانه اهل تشيع(امامي بودن کليه راويان-اتصال سند به معصوم-نبودن راوي ضعيف و مجهول-نبود آثار شاذ و عله در روايت) از رسول خدا دال بر شهادت حضرت فاطمه و آتش زدن خانه او،سقط جنين محسن،سيلي زدن به فاطمه و ... از کتب شيعه با بررسي سندي راويان از کتب جرح و تعديل شيعه و قول به تصحيح عالمان شيعه(مثل آلباني و شاکر در اهل سنت) معرفي کنيد؟ 2- کتاب سليم بن قيس هلالي مملو از روايات تحريف قرآن و اتهام کفر به عائشه و صحابه و ... است .اين کتاب تا چه حد در نزد اصولي هاي شيعه جايگاه دارد؟ 3- چرا جناب استاد تمامي اقوال عالمان اهل سند را قيچي،قطع و بريد و تحريف مي کند و با تلبيس و تدليس مي خواهد اقوال نادرست را که عالمان ما نقل و رد کرده را به ما نسبت دهد.مانند و زاد في الفريه .... الملل و النحل شهرستاني و ...؟ 4- چرا قول علماي شيعه و سني را استاد چپ و وارونه معرفي مي کند و چرا جوابيه دندان شکن ما در سايت خود پخش نمي کند. ما تمامي جواب ها را اعلام و ني نويسيم ولي در سايت مي نويسد بعد از صلاح ديد و با نظر ... در سايت قرار مي گيرد و هرگز هم قرار نمي گيرد؟ 5- چرا استاد علاقه مند است رجال شيعه را از اهل سنت و مورد وثوق آنها قرار دهد مانند حسکاني شيعه-سليمان بلخي مشهور به قندوزي حنفي-جويني صاحب فرائد السمطين-ابوالفرج اصفهاني- مسعودي-ابن ابي الحديد و....؟

پاسخ:
باسلام
كاربر گرامي
در مورد سؤال اول به اين آدرس مراجعه كنيد: www.valiasr-aj.com/fa/page.php
در مورد سليم بن قيس هلالي و كتابش هم در اين آدرس در جواب به يكي از نظرات توضيح داده ايم مراجعه كنيد:
نظرات شما هم گذاشته مي شود نياز به بيان ما و شما ندارد مي توانيد ببينيد. نظري كه به ما نرسيده است هم مساله اي را متوجه ما نمي كند.
در مورد سؤال سوم: اگر فردي روايتي كه عليه اعتقادات اوست را نقل كند طبيعي است كه آنرا رد مي كند ولي مساله اين است كه ما هم عقل و فهم داريم نقل او را گرفته و رد او را به خودش برمي گردانيم اگر نمي دانيد از بزرگتران خود بپرسيد تا صحت چنين عملي را براي شما توضيح دهند.
علماي نامبرده هم سني هستند آنچه معلوم است شما چنين قصدي داريد نه ما، براي شناختن مذهب آنها در كتبشان شواهدي وجود دارد لازم نيست بين ما دست به دست شوند!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
116 | حسين | , آلمان | ١٥:٠٢ - ١٣ دي ١٣٩١ |
با عرض سلام کليني در کتاب الکافي مي گويد:"ان الائمه يعلمون متي يموتون،و انهم لا يموتون الا باختيار منهم"."ائمه مي داند که چه زماني مي ميرند ، و آنها جز با اختيار خودشان نمي ميرند".اصول الکافي الکليني258/1 و کتاب الفصول المهمه الحر العاملي ص155 و مجلسي در کتابش (بحارالانوار)حديثي را ذکر مي کند که مي گويد:"لم يکن امام الا مات مقتولا او مسموما ". "هيچ امامي نبوده مگر آن که اورا کشته اند يا مسمومش کرده اند"بحار الانوار364/43 اگر آن گونه که کليني و حر عاملي گفته اند امام غيب مي داند، پس امام آب و غذايي را که به او داده مي شود مي داند و اگر مسموم مي داند که مسموم است،و از خوردن آن پرهيز مي کند،اگر پرهيز نکند و آن را بخورد و بميرد خودکشي کرده است. چون او مي داند که غذا سم دارد! بنابراين پس او خودکشي کرده است، و پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم مي فرمايد هرکس خودکشي کند به دوزخ مي رود ! پس آيا شيعه چنين چيزي را براي ائمه مي پسندد؟! .

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در اين آدرس بحث شده است مراجعه كنيد:www.valiasr-aj.com/fa/page.php
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
117 | مسعود | , آلمان | ١٧:٠٥ - ١٣ دي ١٣٩١ |
برادران شيعه معتقندکه اغلب صحابه به جز تعداد بسيار اندکي منافق و کافر شدند . اگر چنين است پس چرا اين کافران آن تعداد اندکي را که با پيامبر بودند را نابود نکردند ؟ اگر بگوييد اصحاب بعد از وفات پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم همه مرتد شدند و فقط هفت نفر بر اسلام باقي ماندند مي پرسيم پس چرا آنها اين تعداد اندک را از بين نبردند و وضعيت را به دوران پدران و نياکانشان برنگرداندند؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
آنچه در مورد صحابه مطرح مي شود انحراف بسياري از آنهاست نسبت به حق حضرت علي عليه السلام بخاطر بيعت با خليفه اول، نه اينكه اكثر آنها كافر و منافق بوده اند! و در اين مورد در كتب خود شما چندين روايت وجود دارد. براي نمونه به اين روايت كه در صحيح بخاري آمده است توجه كنيد:
بينا أنا قائم، فإذا زمرة حتى إذا عرفتهم، خرج رجل من بيني و بينهم فقال: هلم؟ فقلت: أين؟ قال: إلى النار والله! قلت: و ما شأنهم؟ قال: إنهم إرتدوا بعدك على أدبارهم القهقري، ثم إذا زمرة حتى إذا عرفتهم، خرج رجل من بيني و بينهم فقال: هلم؟ قلت: أين؟ قال: إلى النار والله! قلت: ما شأنهم؟ قال: إنهم إرتدوا بعدك على أدبارهم القهقري، فلا أراه يخلص منهم إلا مثل همل النعم.
رسول الله (صلي الله عليه و سلم) مي‌فرمايد: فرداي قيامت، تعدادي از صحابه مرا مي‌آورند و اينها را نمي‌گذارند كه در كنار حوض بيايند و آنها را از من دور مي‌كنند‌، من مي‌گويم: اينها را كجا مي‌بريد؟ ندا مي‌رسد: قسم به خدا! اينها را به طرف آتش جهنم مي‌بريم. مي‌گويم: مگر چه كار كرده‌اند؟ ندا مي‌رسد: اينها بعد از تو مرتد شدند و به دوران قبل از اسلام‌شان [جاهليت] بازگشتند. پس تمام ياران مرا به سوي جهنم مي‌برند، به جز به اندازه حَمَل نِعَم ـ حيوانات اندكي كه از گله جدا شده و سرگردان در بيابان مي‌شوند ـ نجات پيدا مي‌كنند.
(صحيح بخاري، جلد 7، صفحه 208، حديث 6587، كتاب الرقاق، باب في الحوض )
اما اينكه چرا گروه اندك را از بين نبردند اولاً با وجود حضور رسول الله صلي الله و عليه و آله تعداد منحرفان بسيار كمتر بود و بسياري بعد از رسول الله بدلايل مختلف مانند پيوند قبيله اي و... در گزوه آنان قرار گرفته بودند. ثانياً وقتي به اين طريق بتوانند به رياست خود برسند چرا بايد چنين كار سختي بكنند بخصوص كه به هنگام جنگ مسلحانه هيچ شجاعتي نداشته و احتمال نابودي خودشان بود! ثالثاً رياست آنها در گرو وجود اسلام بود نه در برگشت به جاهليت و الا در آن صورت ابوسفيان ميداندار قويتري بود.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
118 | مسعود | , آلمان | ١٧:٥٠ - ١٣ دي ١٣٩١ |
شما مي گوييد که اصحاب بجز تعداد اندکي از آن ها که هفت نفر بودند مرتد شده اند . سوال اينجاست بقيه اهل بيت مثل فرزندان علي و يا فرزندان جعفر کجا هستند آيا آنها هم مرتد شدند؟

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي
در اين مورد در كتب شما هم روايات فراوان است شما هم بايد جواب دهيد و ما در اين آدرس جوابي داده ايم مراجعه كنيد:
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
119 | غضنفري | , ایران | ١٩:١٢ - ١٥ دي ١٣٩١ |
سلام بر محبين اهلبيت عليهم السلام جناب مسعود:اين تنها ما نيستيم که اعتقاد داريم بيشتر صحابه مرتد شدند بلکه خود پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم هم اين اعتقاد را دارند مراجعه کنيد به حديث حوض در صحيحين خودتان
120 | غضنفري | , ایران | ١٩:٥٢ - ١٥ دي ١٣٩١ |
سلام بر محبين اهلبيت عليهم السلام جناب بابک افغان99: اولا براي بحث با شيعه منطق اين است که از منابع شيعه دليل براي اثبات ادعاي خودت ذکر کني تفسير علماي سني به درد خودتان ميخورد چون اونا بر خلاف عقيده خودشان تفسير نميکنن استدلال را از شيعيان ياد بگير که هميشه حقانيت شيعه را از کتب شما ثابت کرده اند ولي يک سئوال عقلي در مورد آيه اي که ذکر کردي« مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَينَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآَزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا » (الفتح: 29). در ايه فرموده:" اشداءعلي الکفار" يعني کسانيکه در برابر کفار شديد بوده و همچون صاعقه بر سر کفار فرود بيايند و با آنها سازش نکنند حال شما بدون تعصب جواب بده:آيا کسيکه خودش اقرار کرده که مثل بز کوهي از برابر مشرکين در جنگ احد فرار کرده و از کوه بالا رفته اشداء علي الکفار است ؟!!!!! اينهم روايت به همراه ادرس:(خَطَبَ عُمَرُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، فَقَرَأَ آلَ عِمْرَانَ، فَلَمَّا انْتَهَى إِلى قَوْلِهِ: «إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ»، قَالَ: لَمَّا كَانَ يَوْمُ أُحُدٍ هَزَمْنَاهُمْ فَفَرَرْتُ حَتَّى صَعِدْتُ الْجَبَلَ، فَلَقَدْ رَأَيْتُنِي أَنْزُو كَأَنَّنِي أَرْوَى، وَالنَّاسُ يَقُولُونَ: قُتِلَ مُحَمَّدٌ، فَقُلْتُ: لاَ أَجِدُ أَحَدَاً يَقُولُ قُتِلَ مُحَمَّدٌ إِلاَّ قَتَلْتُهُ، حَتَّى اجْتَمَعْنَا عَلى الْجَبَلِ، فَنَزَلَتْ: ) إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ. عمر در روز جمعه هنگام خطبه خواندن، سوره آل عمران را مى‌خواند تا رسيد به اين آيه: «آنان كه روز برخورد دو لشكر به شما پشت كرده و گريختند » سپس گفت: روز اُحُد پس از آن كه شكست خورديم، من فرار كردم و از كوه بالا مى‌رفتم به طورى كه احساس كردم كه همانند بزكوهى پرش و خيزش دارم و به شدت تشنه شده بودم، شنيدم مردى مى‌گفت: محمد كشته شد، ‌‌گفتم: هر كس بگويد محمد كشته شد، او را مى‌كشم، به كوه پناه آورده و همه بالاى كوه جمع شديم، در اين هنگام بود كه اين آيه نازل شد. (الطبري، محمد بن جرير، جامع البيان عن تأويل آي القرآن، ج 4، ص 144، ناشر: دار الفكر، بيروت – 1405هـ) (الأندلسي، أبو محمد عبد الحق بن غالب بن عطية، المحرر الوجيز في تفسير الكتاب العزيز، ج 1، ص 529، تحقيق: عبد السلام عبد الشافي محمد، ناشر: دار الكتب العلمية - لبنان، الطبعة: الاولى، 1413هـ- 1993م) (السيوطي، الحافظ جلال الدين، جامع الاحاديث (الجامع الصغير وزوائده والجامع الكبير)، ج 14، ص 529) و.... حال انصاف بده که ايا عمر بن خطاب اشداء علي الکفار است؟!!!!! و سئوال ديگر آيا کسيکه در زمان اخر عمر شريف رسول الله صلي الله عليه واله وسلم به ايشان توهين ميکند و نسبت هذيان گويي ميزند "رحماءبينهم" است؟!!!! مراجعه کن به حديث قرطاس در صحيحين خودتان که مشهور است و همه ميدانند البته مستندات زيادي مبني بر "اشداءعلي المسلمين"بودن عمر وجود دارد که ذکر آنها خارج از حوصله دوستان است و فقط به صورت تيتر وار به بعض آنها اشاره ميکنم 1-زني از ترس عمر بچه سقط کرد 2-عمر عزاداران را در حضور پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم با شلاق معروفش کتک ميزد 3-عمر عزاداران ابومکر را کتک زد 4-مهمتر از همه حمله به خانه وحي و شهادت ام ابيها صديقه کبري فاطمه الزهرا سلام الله عليها بود که موجب اسفل السافلين شدن عمر شد وووووو در ضمن ابابکر وعثمان هم در اين زمينه ها دست کمي از عمر نداشته اند که اگه قانع نشديد عرض ميکنم که خيلي کيفور بشين
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها