2018 May 27 - يکشنبه 06 خرداد 1397
فتوحات بني اميه
کد مطلب: ٥٦٢٨ تاریخ انتشار: ٢٦ ارديبهشت ١٣٨٧ تعداد بازدید: 6218
سخنراني ها » شبکه سلام
فتوحات بني اميه

شبكه سلام 87/02/26

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 26 / 02/ 87

آقاي هدايتي

موضوعي كه مطرح شده و اين روزها در بوغ و كرنا كرده اند و روي آن مانور مي دهند، مسئله فتوحات و كشورگشائي هاي بني أميه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و در زمان خلفاء است. يكي از نويسندگان گفته است كه اسلام به وسيله فتوحاتي كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) رخ داده، به ويژه دوران بني أميه گسترش پيدا كرده است. يعني ادعاء دارند كه اگر اين فتوحات و كشورگشائي هايي كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) رخ داد، نمي بود، هرگز اسلام اينگونه گسترش پيدا نمي كرد. ما ادعاي مقابل اين را داريم و مي خواهيم شرح و توضيح آن را از شما بشنويم.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با قضيه فتوحات، بارها همين شبكه سلام و بعضي از عزيزان أهل سنت زنگ زده اند و به كرات اين سؤال را داشته اند كه اگر شما فتوحات بني أميه را ناديده مي گيريد، اكنون ما ايراني ها مسلمان هستيم، به بركت همين فتوحات بوده يا در خيلي از كشورها كه فتوحات وارد مرزها شد، اسلام هم دوشادوش آن وارد شد. حتي يكي از نويسندگاني كه بيش از حد به سمت بني أميه غش مي كند، اخيرا در يكي از مجلات داخل كشور گفته:

اين فتوحاتي كه بني أميه انجام داده اند و كارهايي كه كرده اند، همه جلوه هاي تمدن اسلامي است و مفاخر براي تمام مسلمانان. فتوحات بني أميه مساوي است با اسلام. اگر اينها اسلام نيست، پس اسلام چيست؟

آقايان اسلام را مساوي دانسته اند با فتوحات بني أميه. البته من در اين زمينه، در چند مقاله مفصل پاسخ دادم. هم در سايتمان هست و هم در هفته نامه افق حوزه در دو شماره گذشته چاپ شد. عزيزان مي توانند ببينند. وقتي اين مقالات چاپ شد، شايد بيش از 50 نفر از اساتيد حوزه و دانشگاه تماس گرفتند و اظهار تشكر كردند كه حقائق پنهان تاريخي را بيان كرديد.

نكته اي كه قابل توجه است، اگر چنانچه ابن تيميه از اين فتوحات مباهات مي كند و برابر اسلام مي داند يا آقاي احسان الهي ظهير، فتوحات بني أميه را عامل اصلي گسترش اسلام مي داند، ما از آنها گلايه اي نداريم و جز اين چيز ديگري نمي توانند بگويند. ولي وقتي يك روحاني و جوان شيعه اي كه خودباخته است و بيش از آن حدي كه تصور مي شود و به آن طرف غش مي كنند، اين چنين عبارت ها واقعا درد آور است و قلب مقدس ولي عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) را قطعا به درد مي آورد. آقايان اگر بخواهند نسبت به مباهات ابن تيميه از فتوحات بني أميه اطلاعي داشته باشند، كتاب منهاج السنة ابن تيميه، جلد 2، صفحات 36 و 46 و 49 را ببينند كه در فتح شام، عراق، خراسان و آفريقا، آنچنان اين قضيه را بال و پر داده و مي گويد اين فتوحات تنها عامل گسترش اسلام بوده است. حتي آقاي ابن تيميه با كمال وقاحت آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) را مورد مؤاخذه قرار داده و انتقاد مي كند و مي گويد:

در زمان علي فتوحاتي صورت نگرفت، پس اسلام گسترش نيافت. با آمدن علي روي كار، اين فتوحات متوقف شد، بلكه جنگ هاي داخلي نيز پيش آمد.

منهاج السنه لإبن تيمية، ج7، ص199

اي كاش آقاي ابن تيميه توضيح مي داد كه اين فتنه هايي كه در دوران 5 ساله آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) اتفاق افتاد، عامل اصلي اين فتنه ها چه كساني بوده اند؟ چه كساني شعله فتنه جنگ جمل را با 30 هزار كشته از دو طرف شعله ور كردند؟ فتنه جنگ صفين 18 ماه و با 110 هزار كشته را چه كسي روشن كرد؟ فتنه خوارج كه 4 هزار كشته داد را چه كساني شعله ور كردند؟ اي كاش كساني كه از ابن تيميه حمايت مي كنند، اين فتنه هاي دوران 5 ساله خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام) را تحليل مي كردند و منشأ اين فتنه ها را مي يافتند.

اخيرا هم يكي از آقايان وهابي ها به نام محمد علي در كتاب تحفه جعفريه، جلد 4، صفحه 369 مي گويد:

كان لمعاويه في زمن عمر و عثمان فتوحات كثيرة ... .

معاويه در زمان عمر و عثمان فتوحات زيادي داشت ولي در زمان علي فتوحات نداشتيم.

بنده إن شاء الله عرض خواهم كرد كه اين فتوحات يكي از عوامل اساسي است براي ايجاد شبهه به آئين مقدس اسلام. بعضي از معاندين و مستشرقيني كه دل خوشي از اسلام ندارند و اسلام را دين شمشير و دين زور و خشونت مي دانند، در مقالات و كتاب ها و سخنراني هاي خودشان، عمده عامل اين تهاجم به حوزه اسلام را، همين فتوحات بي حد و حساب و بدون قانون مي دانند كه مخالف با قرآن و سيره و سنت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

ما افتخار مي كنيم كه در زمان اميرالمؤمنين (عليه السلام) فتوحات رخ نداده است. چون در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فتوحات رخ نداده و تمام جنگ هاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دفاعي بوده و به حريم مسلمانان و اسلام هجوم مي آوردند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و مسلمانان دفاع مي كردند، و آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) كه نفس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بوده است، همانند ايشان دست به فتوحات نزد.

ديگران نفس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نبودند كه عملكردشان مانند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) باشد.

جناب استاد حسيني قزويني! اين فتوحات و كشورگشائي هايي كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) رخ داده، آيا با اهداف عاليه اسلام و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هماهنگي داشته يا منافات داشته است؟

استاد حسيني قزويني

بهتر اين است كه ما نگاهي به سيره انبياء و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) داشته باشيم و ببينيم كه در سيره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و انبياء كه در قرآن از روش و سيره آنان تمجيد شده، استفاده مي كنيم كه سيره پيامبران الهي براي رهانيدن انسان ها از ظلمت و ضلالت و گمراهي بوده و هدف پيامبران، احياء مظاهر الهي و انساني بوده است.

در سوره احزاب، در مورد نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين چنين مي خوانيم:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِيرًا

سوره أحزاب/آيه45

وَ دَاعِيًا إِلَي اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرَاجًا مُنِيرًا

سوره أحزاب/آيه46

اي پيامبر! ما تو را گواه و بشارت دهنده و انزار دهنده فرستاديم و تو را دعوت كننده به سوي خدا به فرمان او قرار داديم و چراغي فروزان و روشني بخش.

ما مي بينيم كه در اينجا صراحتا اهداف نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را معرفي مي كند. نمي گويد تو را به عنوان فاتح بلاد و كشورها فرستاديم، بلكه مي گويد دعوت كننده فرستاديم.

نكته ديگر اين كه، روش پيامبران و دعوتشان بر اساس اخلاق خوش و منطق بوده است نه شمشير و زور:

ادْعُ إِلَي سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ

سوره نحل/آيه125

يعني مردم را با حكمت و اخلاق و موعظه نيكو به سوي خداوند دعوت كن

در آيه ديگري مي گويد:

لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ

سوره بقره/آيه256

يا در آيه ديگر مي گويد:

فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ

سوره شوري/آيه48

اي پيامبر! اگر مردم از تو روي مي گردانند، ما تو را حافظ آنها قرار نداديم بلكه تنها رسالت تو فقط ابلاغ است.

نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در طول اين 23 نبوت خود، تمام جنگ هاي ايشان، همه دفاعي بوده نه ابتدائي و تهاجمي. حتي قرآن صراحتا مي گويد:

وَ قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَ لَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ

سوره بقره/آيه190

با آنهايي بجنگيد كه با شما مي جنگند.

نگفته كه براي فتح فلان كشور لشكركشي كنيد. لذا مي بينيم كه ما در اين 83 جنگ و سريه اي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) انجام داد، محققان أهل سنت بر اين باورند كه تمام كشته هاي جنگ ها و سريه هاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، به هزار نفر نمي رسد. يعني مقايسه كنيد تمام اين جنگ ها را، با حمله خالد بن وليد به قبيله مالك بن نويره كه مسلمان بودند و پشت سر او نماز مي خواندند، چهره اسلام را يك چهره خشن و متكي به شمشير نشان دادند و هدفشان رسيدن به آمال شيطاني بود كه تجاوز كردند به همسر مالك بن نويره.

يكي از محققان أهل سنت به نام دكتر محمد عماره، كه عضو مجمع بررسي هاي مصر است، يك كتابي دارد به نام الغرب و الاسلام. در آنجا صراحتا تمام افرادي را كه در جنگ با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كشته شدند، آمار دقيقي داده با ذكر منابع. مي گويد در عصر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مجموع كشته ها، 181 نفر از مسلمانان بود و 202 نفر از مشركان. بعد ايشان مي گويد در جنگ بني قريضه كه آنها خيانت كردند و آقاي سعد بن معاذ را به عنوان داود انتخاب كردند و ايشان هم طبق آئين يهود قضاوت كرد، حدود 700 نفر از يهوديان بدون جنگ كشته شدند. اگر چنانچه ما همان را هم اضافه كنيم، مجموع كشته هاي دوران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، 1083 نفر مي شود.

لذا مي بينيم كه دعوت پيامبران براي كشورگشائي نبوده است و به زور شمشير و سر نيزه، هيچ روستائي و شهري و كشوري را براي اين كه مسلمان كنند، در تاريخ انبياء نيست. حتي يك روايت ضعيف هم نداريم كه از فضائل نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را كشورگشائي معرفي كرده باشد. لذا با توجه به توضيحي كه بنده دادم، نتيجه مي گيريم كه اهداف بعثت انبياء براي گسترش فرهنگ توحيدي و گسترش عدالت و برادري بين مردم بوده و براي اين كه مردم را از ظلمت و شرك و جهالت و جنگ و خونريزي نجات بدهند و مدينه فاضله در كشورهاي اسلامي ايجاد كنند.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

ما نتيجه مي گيريم كه تمام كشورگشائي هايي كه بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) صورت گرفته، نه تنها در جهت منافع اسلام نبوده و نه تنها باعث سربلندي و افتخار اسلام نبوده، بلكه يك سلسله عمليات هاي غير شرعي و اسلامي بوده كه مخالفت صريح با آيات قرآن و منش و روش سنت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) داشته است.

شايد مثلا چند صباحي ديرتر وارد اسلام مي شد، ولي بدون جنگ و خونريزي. همچنانچه قرآن مي فرمايد اگر يك نفر خونش به ناحق ريخته شود، مانند اين است كه تمام انسان ها كشته شده اند. اسلام ارزش فراواني به خون انسان ها مي دهد. دليل قاطع و روشن اين كه، با اين كه ايران در زمان خليفه دوم فتح شده، مي بينيم كه ايرانيان عزيز، دوست داران و پيروان أهل بيت (عليهم السلام) هستند كه اين نكته بررسي خواهد شد كه علل گسترش فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) در ايران، وجود فرزندان امامزادگان و ائمه (عليهم السلام) بود كه با منش و روش و اخلاق نيكوي خودشان، مردم عملا اسلام واقعي را در چهره آنان مي ديدند و با آغوش باز مي پذيرفتند.

سؤال من اين است كه:

اهداف اينها مغايرت مستقيم دارد با آيات قرآن و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و هدف كلي انبياء. پس هدف اينها از كشورگشائي بعد از حيات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، چه بوده است؟

استاد حسيني قزويني

در مورد اهداف بني أميه از اين كشورگشائي ها يا ديگر فتوحات، اگر بخواهيم اين را خوب تحليل بكنيم. شايد احتياج به جلسات متعددي باشد، ولي به صورت كوتاه اشاره مي كنم به اهداف اين آقايان در اين فتوحات.

بررسي ها نشان مي دهد كه هدف دودمان بني أميه اين بوده كه با كشورگشائي ها به اموال و غنائم و كنيزان زيبا و حكومت در قصرهاي آنچناني برسند. كافي است كتاب فتوح مصر و اخبارها را كه يكي از علماي بزرگ مصر نوشته، نگاه كنيد. در اينجا مفصل آورده كه هدف اين جنگ ها، جمع آوري اموال بوده و بعد شواهد و ادله متعدد از تاريخ مي آورد.

مثلا در قضيه فتح آفريقا كه عبد الله بن سعد به آنجا رفته بود، كاري نداشت كه مسلمان بشوند يا نه. با آنها قرار داد مي بست كه بايد ساليانه فلان مقدار پول را بدهند به ما و غنائم را تاريك را بدست مي آوردند و بعد از بدست آوردن غنائم، حتي اسمي از اين كه اسلام بايد منتشر شود يا شما بايد به اسلام ملتزم شويد، به چشم نمي خورد. در قضيه جنگ نوبه، آورده اند كه آقاي حارث بن يزيد جنگ مفصلي انجام مي دهد و عاقبت هم انبوهي از اموال مردم را به دست مي آورد و كاري هم ندارد كه مردم مسلمان مي شوند يا نه، اسلام گسترش پيدا مي كند يا نه.

در فتح ارمنستان، تقاضاي فاتحان اين بود كه شما بايد ساليانه 360 كنيز زيبا در اختيار ما قرار دهيد و 17 نفر از آنان بايد زن شيرده باشند.

فتوح مصر و اخبارها، ص318 و 319

همين محقق مصري در صفحه 340 مي گويد:

حسان بن نعمان در سال 78 هجري، يعني در اوج قدرت بني أميه، وقتي وارد آفريقا شد و آنجا را فتح كرد، تنها تلاش آنها اين بود كه زنان و دختران زيباي منطقهرا به عنوان غنائم جنگي به دست آورند و حتي خود حسان بن نعمان، 200 كنيز زيبا و ماهرو به به عنوان غنائم جنگي به دست آورد و حتي بعضي از فرماندهان بودند كه بر اثر ازدواج با اين مسيحي ها و كنيز ها، نه تنها اسلام را گسترش ندادند، بلكه خودشان مسيحي شدند. إن شاء الله نمونه هايي از اينها را خواهيم گفت اين فرماندهان نه تنها مسلمان نشدند، بلكه بخاطر اين كنيزان، اسلام را نيز از دست دادند. اين مشخص است كه هدف اينها از فتوحات و كشورگشائي، گسترش اسلام نبوده است. لذا در بعضي از موارد، برخي از منافقان به عنوان فرمانده سپاه اسلام انتخاب مي شدند يا وليد بن عقبه شراب خوار يا خالد بن وليد متجاوز به عنف و قضاياي ديگر كه در تاريخ اسلام ثبت شده كه اين جنايات توسط فرماندهان سپاه اسلام انجام شده است.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

در مورد نظر علماي أهل سنت درباره دودمان بني أميه كه اين همه سرافكندگي و جنايت آفريدند در عرصه تاريخ، توضيحي بفرمائيد.

استاد حسيني قزويني

در رابطه با دودمان بني أميه، اگر بينندگان عزيز به ياد داشته باشند، در ماه رمضان سال گذشته، حدود 5 جلسه در مورد بني أميه صحبت كرديم و با دليل محكم ثابت كرديم كه بني أميه نه تنها مروج اسلام نبودند، بلكه اينها اصلا مسلمان نبودند.

آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه، خطبه 16، نسبت به بني أميه كه در سال فتح مكه مسلمان شدند، صراحت دارد:

فوالذي فلق الحبة و برأ النسمة ما أسلموا و لكن استسلموا و أسروا الكفر، فلما وجدوا أعوانا عليه أظهروه.

قسم به خدايي كه دانه را شكافت و پديده ها را آفريد، اين آقايان در فتح مكه، اسلام را نياوردند بلكه در ظاهر اسلام را پذيرفتند و كفر خود را پنهان كردند تا براي خود ياوراني پيدا كنند و آن كفر خود را اظهار كنند.

و بعد از رحلت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، زمينه فراهم شد تا اينها كفر باطني خودشان را ظاهر كنند و همان چهره هايي كه در جنگ بدر و احد و احزاب در ركاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بودند، در جنگ صفين با پرچم اسلام با اسلام مبارزه مي كردند.

روايات متعددي هم در سال گذشته از أهل سنت آورديم كه بني أميه جزء شجره ملعونه در قرآن هستند. آقاي سيوطي در درالمنثور، در ذيل آيه 28 سوره ابراهيم، مفصل در اين زمينه بحث كرده:

أَلَمْ تَرَ إِلَي الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْرًا وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ

سوره إبراهيم/آيه28

يا

وَ مَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآَنِ

سوره إسراء/آيه60

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در خواب ديد كه بني أميه همانند ميمون ها از منبر او بالا و پائين مي روند تا اين كه اين آيه نازل شد. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم با نزول آيه آرام گرفت، ولي اين دغدغه تا آخر عمر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) همراه او بود و مي دانست كه بعد از او بني أميه در رأس قدرت قرار مي گيرند و همان كفر واقعي و باطني خود را ظاهر خواهند كرد.

اما در رابطه با علماي أهل سنت نسبت به بني أميه، نگاه كنيد به نظر محمد ابو زهره، استاد دانشكده حقوق دانشگاه الازهر مصر كه از نويسندگان بنام أهل سنت است،. در كتاب خود به نام الامام زيد، صفحه 102، چاپ دارالفكر عربي مصر، مي نويسد:

و لقد زاد القلوب بغضا لحكام الامويين... واستوي في ذلك السفيانيون و المروانيون

قلب تمام مسلمانان، لبريز بود از بغض و كينه دودمان بني أميه... چه دودمان ابو سفيان و چه مروان.

ايشان در كتاب الامام الصادق، صفحه 48 صراحت دارد:

إن بني امية بعد أن استولي علي الحكم كانوا حريصين علي اخفاء كل معالم دالة علي امام علي كرم الله وجهه.

وقتي بني أميه به قدرت رسيدند، تمام تلاش خود را بكار بردند تا آثار فضائل اميرالمؤمنين (عليه السلام) را مخفي كنند يا از بين ببرند.

آقاي دكتر فرحان مالكي، از دانشمندان و نويسندگان بنام عربستان است. كتاب هاي زيادي در نقد وهابيت نوشته كه با ارزش هستند. در كتاب مع سليمان العلوان معاوية، صفحه 135 مي گويد:

فبنو أمية إذن يستحقون الذم، لأنهم لم يأنسوا ألسنتهم في البحث فقط.

بني أميه سزاوار سرزنش و مذمت هستند، چون آنان فقط به سب و لعن علي اكتفا نكردند بلكه ستم را به حدي رساندند كه در كشتار خاندان أهل بيت از حسن و حسين گرفته تا ديگر ائمه شركت داشتند.

آقاي آلوسي كه هواي وهابيت دارد، در تفسير روح المعاني، جلد 14، صفحه 220 در ذيل آيه:

إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ وَ إِيتَاءِ ذِي الْقُرْبَي وَ يَنْهَي عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ

سوره نحل/آيه90

كانو بنو أمية غضب الله تعالي عليهم يجعلونه في أواخر خطبهم من سب علي كرم الله تعالي وجهه و لعن كل من بغضه و سبه و كان ذلك من أعظم مآثره رضي الله تعالي عنه.

بني أميه كه غضب خدا بر آنان باد، در پايان خطبه هاي نماز جمعه، ناسزا و لعن و سب آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) را مي كردند.

اخيرا من كتابي ديدم كه يكي از عزيزان از كويت برايم آورده بود، ديدم خيلي زيبا در اين كتاب كار شده است در رابطه با جناياتي كه بني أميه و معاويه انجام داده اند نسبت به سب اميرالمؤمنين (عليه السلام) و صحابه.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

اين فتوحات و كشورگشائي هاي بني أميه، همزمان بوده با حيات بعضي از ائمه (عليهم السلام). آيا آنان با اين فتوحات و كشورگشائي ها موافق بودند؟ اگر موافق نبودند، مخالفت آنها چگونه ابراز مي شده و موضعگيري ائمه (عليهم السلام) درباره اين فتوحات و كشورگشائي ها چه بوده است؟

استاد حسيني قزويني

كسي كه كوچكترين اطلاعي از كتاب هاي تاريخي داشته باشد، مثل تاريخ بن اثير و تاريخ طبري و تاريخ ابن خلدون و سيره ابن هشام و...، به يقين قطه پيدا مي كند كه ائمه (عليهم السلام) كوچكترين نظر موافقي با فتوحات نداشتند. حتي خود اينها كه مي گويند اميرالمؤمنين (عليه السلام) موافق اين فتوحات بوده، آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) يكي كلمه هم در مدح و ثناي اين فتوحات ندارد. بلكه آنچه در منابع شيعي با سندهاي صحيح آمده، ائمه (عليهم السلام) شركت در اين فتوحات را حرام مي دانستند.

مرحوم كليني (ره) در كافي، جلد 5، صفحه 23 و شيخ طوسي (ره) در تهذيب الأحكام، جلد 6، صفحه 134 از امام صادق (عليه السلام) نقل مي كنند:

إن القتال مع غير الإمام المفروض طاعته حرام مثل الميتة و الدم و لحم الخنزير.

اين كساني كه با غير امام واجب الاطاعة به فتوحات مي روند و كشته مي شوند، اين فتوحات حرام است مانند خوردن ميته و خون و گوشت خوك.

روايتي را خود آقا اميرالمؤمنين (عليه السلام) دارد كه مي فرمايد:

لا يخرج المسلم في الجهاد مع من لا يؤمن علي الحكم و لا ينفذ في الفئ أمر الله عز وجل، فان مات في ذلك كان معينا لعدونا في حبس حقوقنا و الاشاطة بدمائنا و ميتته ميتة جاهلية.

كسانيكه در ركاب فاتحان و فرماندهان به جنگ مي روند، با اين كه اين فرماندهان و فاتحان به حكم خدا ايمان ندارند و دستور خدا را در غنائم جنگي اجرا نمي كند، اينها اگر در جهاد كشته شوند، همانند مردن در زمان جاهليت مرده اند و حاضرين در اين فتوحات كه بدون اذن امام بوده، به دشمنان ما در اين زمينه كمك كرده اند و حقوق مسلم ما را حبس كرده اند.

علل الشرايع، ص464 ـ خصال شيخ صدوق، ص625 ـ وسائل الشيعه، ج15، ص49، حديث19961

از آقا امام جواد (عليه السلام) وقتي مي پرسند كه آيا ين فتوحات و كشورگشائي ها جزء جهاد هست يا نه؟ حضرت صراحتا مي فرمايد كه اينها جهاد نيست و امروز، جهاد، رفتن به حج و عمره و احياء سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در جامعه است.

كافي، ج1، ص251 ـ وسائل الشيعه، ج15، ص47

لذا ما مي بينيم كه نه ائمه (عليهم السلام) در اين فتوحات بودند و نه از صحابه و نه اين كه كسي را تشويق كرده اند در اين فتوحات شركت كنند.

برخي از آقايان أهل سنت مدعي هستند كه امام حسن (عليه السلام) در برخي از فتوحات بوده، دروغ محض است و روايات در اين مورد، ساخته و پرداخته دودمان بني أميه است. امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) در هيچ يك از فتوحات حضور نداشتند و در مدينه منوره، در ركاب پدر بزرگوارشان بودند.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

چند نمونه از رفتار ضد انساني و ضداخلاقي و جناياتي كه در اين كشورگشائي ها و فتوحات از طرف فرماندهان و فاتحان به نام اسلام رخ داده را بيان كنيد.

استاد حسيني قزويني

 

در رابطه با نمونه هايي از رفتارهاي ضد انساني فرماندهان در اين فتوحات و يا عدم پايبندي فاتحان به اصول اخلاق اسلامي و انساني، چند نمونه اي را عرض مي كنم كه إن شاء الله چه شيعه و چه سني، چه موافقين و چه مخالفين با اين فتوحات، بزرگواري كنند و به اين بخش از عرائض من عنايت ويژه داشته باشند.

 

در فتوحاتي كه در زمان خليفه اول و دوم و سوم انجام شد، چه كارهايي كردند. خالد بن وليد چه جناياتي را به نام اسلام و فتوحات انجام داد؛ يا وليد بن عقبه شرابخوار به عنوان فرمانده انتخاب شد، عبدالله بن سعد كه مرتد بود و فرمانده شد؛ يا معاويه بن حديب كه منافق بود و فرمانده شد؛ عبد العزيز بن موسي كه بعد از فتح آندلس حاضر شد با ازدواج با يك زن نصراني، مسيحي شود و اسلام خودش را از بين ببرد و سر بريده او را پس از مرتد شدن، در آندلس جدا كردند و براي عبدالملك فرستادند؛ و... كه در تاريخ ثبت است.

 

فتوح مصر و اخبارها، ص544

 

مصالحه عبدالله بن سعد در غرب آفريقا به شرط تحويل كنيزان و زنان شيرده و صدها موارد مشابه، در اين فتوحات انجام شد. در فتوحات اعمالي انجام دادند و كارهايي از فرماندهان و فاتحان سر زد كه واقعا يك لكه ننگي در تاريخ فتوحات ثبت شده است. به عنوان نمونه، آقايان مي توانند به همين كتاب فتوح مصر و اخبارها كه مي نويسد:

 

موسي بن نصير كه از فرماندهان فاتح آندلس بود، وقتي رسيد به آنجا، به داخل يكي از شهرهاي بندري مراكش رفتند، براي ايجاد رعب و وحشت در ميان مسيحي ها:

 

فأخذوهم ثم عمدوا إلي رجل من الكرامين فذبحوه ثم عضوه و طبخوه و من بقي من أصحابه ينظرون و قد كانوا طبخوا لحما في قدور أخر فلما أدركت طرحوا ما كان طبخوه من لحم ذلك الرجل و لا يعلم بطرحهم له و أكلوا اللحم الذي كانوا طبخوه و من بقي من الكرامين ينظرون إليهم فلم يشكوا أنهم أكلوا لحم صاحبهم ثم أرسلوا من بقي منهم فأخبروا أهل الأندلس أنهم يأكلون لحم الناس و أخبروهم بما صنع بالكرام.

 

يكي از اين مسيحيان (كراميين) را گرفته و سر بريدند و بدنش را قطعه قطعه كردند و داخل ديگ انداختند و پختند. جنازه را در جاي ديگري انداختند. مردمي كه نظاره گر بودند، فكر كردند آن گوشتي كه اين فاتحان طبخ كرده و مي خورند، گوشت بدن همان جنازه است. مردم وحشت كردند و بقيه مردم را باخبر كردند كه مسلمانان آدم خوار هستند و اين چنين كاري را با كراميين كردند.

 

فتوح مصر و اخبارها، ص346 ـ 345

 

در جنگ طالقان كه در سال 91 هجري اتاق افتاد، الحق انسان خجالت مي كشد حقائق را بيان كند. قتيبه، يكي از فرماندهان وقتي رسيد به نيشابور، از آنجا به طالقان (در خراسان غير از طالقان در قزوين) رفت و :

 

أوقع قتيبة بأهل الطالقان بخراسان، فقتل من أهلها مقتلة عظيمة و صلب منهم سماطين أربعة فراسخ في نظام واحد.

 

با مردم درگير شدند و انبوهي از مردم را به قتل رساندند و يك صف 4 فرسخي از مردم تشكيل دادند و همه را اعدام كردند.

 

تاريخ طبري، ج5، ص230 ـ كامل ابن اثير، ج4، ص545

 

در سال 98 هجري در جنگ با مردم گرگان و بهشهر، وقتي درگير شدند، ايراني ها از آنها امان خواستند به شرطي كه كشته نشوند. امان داده شدند، ولي وقتي فاتحان وارد شهر شدند، همه را كشتند غير از يك نفر.

 

تاريخ طبري، ج5، ص294

 

افرادي را كه در استرآباد بودند، 14 هزار نفر بودند و 13999 نفر را كشتند و زنان شان را به اسيري و اموال را به غنيمت بردند.

 

جالب اين كه يزيد بن محلب، از فرماندهان فتح گرگان بوده، مي گويد:

 

ثم إن يزيد لما صالح أهل طبرستان قصد لجرجان فأعطي الله عهدا لئن ظفر بهم أن لا يقلع عنهم و لا يرفع عنهم السيف حتي يطحن بدمائهم و يختبز من ذلك الطحين و يأكل منه.

 

سوگند ياد كرده بود كه از مردم منطقه، به قدري بايد بكشد و خون بريزد كه از خون انسان ها آسياب بچرخد و گندم آرد شود و از آن آرد نان بپزد و بخورد و اگر اينطور نشود به عهدش عمل نكرده است.

 

تاريخ طبري، ج5، ص300

 

او كه هدفش گسترش اسلام بوده، مي خواهد اين همه آدم بكشد.

 

مسلمه، برادر هشام بن عبدالملك است. اينها وقتي ارمنستان را فتح كردند، وارد يكي از شهرهاي آنجا شدند. اهالي آن شهر امان خواستند و گفتند اگر به ما امان بدهيد، ما حاضريم اسلام بياوريم يا جزيه بدهيم. فرمانده به آنها امان داد و وقتي تسليم شدند:

 

و سأل مسلمة أهل حيزان الصلح فأبوا عليه، فقاتلهم وجد في قتالهم، فطلبوا الصلح و الأمان، فحلف لهم ألا يقتل منهم رجلا و لا كلبا، فنزلوا، فقتل الجميع إلا رجلا واحدا و كلبا و رأي أن هذا سائغا له، و أن الحرب خدعة.

 

تمام مردم شهر را جز يك نفر و يك سگ را به عنوان نمونه زنده نگه داشتند.

 

آيا اين است رأفت اسلامي؟!!! آيا اين بود گسترش آن اسلامي كه سراسر رأفت است و افتخار نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين بود كه:

وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ

 

سوره قلم/آيه4

وَ مَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ

 

سوره أنبياء/آيه107

 

آيا به همين دلائل نيست كه بعضي از مستشرقين، دين اسلام را دين متكي به شمشير و زور معرفي مي كنند.

 

جالب اين است كه در يكي از اين جنگ ها به نام شهر انبار، كه يكي از شهرهاي اطراف بغداد است، افراد آن شهر مقاومت كردند. فرمانده اسلام دستور داد كه با تير چشم مردم را هدف قرار بدهند. در اين جنگ، هزار نفر را نابينا كردند و به خاطر همين:

 

و سميت هذه الغزوه ذات العيون.

 

اين غزوه را صاحب چشم ناميدند.

آقاي ابن كثير دمشقي سلفي، همين قضيه را با آب و تاب در كتاب البداية و النهاية، جلد 6، صفحه 384 نقل مي كند.

 

در قضيه فلسطين، اينها چقدر دست و پاي انسان ها را بردند و در شهر گرداندند و همه را از فلسطين به شام روانه كردند و با دست و پاي بسته، در جلوي مسجد دمشق به نمايش گذاشتند تا مردم تماشا كنند.

 

تاريخ طبري، ج5، ص330

 

و ده ها قضاياي ديگر مانند اين.

 

از آقاياني كه از اين فتوحات دفاع مي كنند، سوال مي كنيم كه در كجاي شريعت اسلامي آمده كه ما مي توانيم چشم هاي دشمن را هدف قرار بدهيم و همه انسان ها را نابينا كنيم؟ در كجا آمده كه مي توان دست و پاي انسان را كه در برابر ما مقاومت مي كند، ببريم و در شهرها بچرخانيم و به نمايش بگذاريم؟ آيا در جنگ هاي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) همچنين اتفاقاتي افتاد؟ آيا در جنگ هاي زمان جاهليت، اين چنين چيزي را داشتيم كه اين فرماندهان و فاتحان در فتوحات اين كارها را كردند؟

 

اگر ما نمونه هايي از عملكرد ضد اسلامي و ضد انساني فاتحان و فرماندهان را بگوئيم، شايد ده ها جلسه مي شود و به همين چند نمونه اكتفاء مي كنيم.

* * * * * * *

 

سوالات بينندگان

سوال

 

آقاي جعفر بن ابيطالب و زيد بن حارثه در كدام يك از جنگ ها كشته شدند؟ آيا در يكي از فتوحات بود؟

جواب

 

در جنگ موته كه اين دو نفر كشته شدند، بخاطر اين بود كه خبرهايي رسيد به كشور و پادشاه روم و چند صدهزار سرباز را مهيا كرده بود براي حمله به داخل شهرهاي اسلامي و خصوصا مدينه كه با خاك يكسان كنند. به خاطر اين كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جلوي اين توطئه را بگيرد، در اين جنگ، اين دو نفر و ديگران را فرستاد براي دفاع از كيان و سرزمين اسلامي و درون سرزمين اسلامي به شهادت رسيدند. حتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در آخرين ساعات عمر خويش، وصيت كرد به اسامه بن زيد كه لشكري را فراهم كن، قبل از اين كه دشمن بيايد در داخل كشور و شهرهاي ما، اين حركت را دفع كن كه متاسفانه اين دستور انجام نشد.

* * * * * * *

سوال

 

نامه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به قيصر روم و ايران و ...، آيا مويد همين مسئله كشورگشائي نبود؟

جواب

 

ما يك مورد را هم نداريم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) براي كشورگشائي لشكركشي كرده باشد.

* * * * * * *

سوال

 

اگر لشكركشي ها غلط بود، چرا سلمان حكومت مدائن را پذيرفت؟ آيا او و ديگر صحابه هم در كشورگشائي ها حضور داشتند؟

جواب

 

يكي از مراجع عظام تقليد مي فرمايد اينها مجبور بودند. وقتي به اينها دستور مي دادند كه در فلان جنگ و جبهه بايد شركت كنيد، راه گريزي براي فرار نداشتند و اگر قبول نمي كردند، حاكمان اينها را از بين مي بردند. لذا، حضور برخي ياران اميرالمؤمنين (عليه السلام) در برخي فتوحات، به تقيه و اجبار بوده است. در برخي موارد هم كه شهري را فتح مي كردند، چه درست و چه نادرست، اگر ياران اميرالمؤمنين (عليه السلام) حضور مي يافتند، از خيلي مفاسد فرماندهان و فاتحان جلوگيري مي كردند. حتي حضور در برخي غزوات هم، براي جلوگيري از ناهنجاري هاي ضد انساني و ضد قرآني اينها بوده است.

* * * * * * *

سوال

 

آيا يهوديان بني قريظه كه افراد خود را بنابر آئين خود كشتند، چرا پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين مطلب را قبول كرد و گفت اين تصميم در آسمان ها تأئيد شده است؟

جواب

 

آنچه كه در تاريخ ثبت است و مورد تائيد شيعه و سني، اين است كه يهوديان بني قريظه با مسلمانان و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) پيمان بستند كه با دشمنان اسلام همكاري نكنند و به مسلمانان خيانت نكنند و در صورت خيانت، طبق هر دستوري كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دادند، بايد عمل شود. بعدها كه محرز شد بني قريظه در جنگ احزاب شركت داشتند و خيانت كردند و پيمان شكستند. با اين حال كه قلعه يهوديان چند روز در دست ارتش اسلام بود، آقاي سعد بن معاذ كه با يهوديان سابقه رفاقت ديرينه داشت و آنها هم او را قبول داشتند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم گفت من هم او را قبول دارم. سعد بن معاذ آمد و حكم كرد آنهايي كه خيانت كردند، طبق معاهده با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و قانون خود يهود كه هر كه عهد خود را بشكند، مهدور الدم است؛ سعد بن معاذ هم با ملاحظه جوانب كار كه شايد بعدها هم اينها در عهد خود خيانت كنند و با مشركان همكاري كنند، اين رأي داد.

* * * * * * *

سوال

 

چند درصد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) موفق بودند؟

جواب

 

در تمام اين جنگ هاي زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه ما عرض كرديم، مجموعا سيصد و اندي كشته داده و بعد از فتح مكه، قرآن مي گويد:

وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا

 

سوره نصر/آيه2

 

مردم دسته دسته (با ديدن رأفت اسلامي) وارد دين اسلام شدند.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) با مشركان قريش كه 8 سال جنگ تمام عيار با او داشتند و پيشاني و دندان مباركش را شكستند؛ همزه سيد الشهداء را شهيد كردند و هر جنايتي را مرتكب شدند؛ ولي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) وقتي بر آنان مسلط شد و فكر مي كردند كه روز انتقام است، گفت بگويد امروز روز رحمت است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به جاي اين كه ابوسفيان را كه سر دسته اشرار بود نابود كند و از بين ببرد، خانه ايشان را محل امن قرار داد و گفت هر كه داخل خانه ابوسفيان شود، از كشته شدن در امان است و گفت: انتم الطلقاء: شما آزاد شدگان هستيد. اين رأفت اسلامي بود كه باعث بخشيده شدن آنان گرديد و آنان هم وارد دين اسلام شدند.

 

اگر آمار تمام مسلماناني كه بسيج شده بودند در فتح مكه، از ده هزار نفر بالاتر نبود؛ ولي در مدت 3 سال پس از فتح مكه، اين آمار به 20 برابر رسيد. مي گويند روزي كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از دنيا رفت، نزديك 160 هزار صحابه داشت در روز غدير خم، حدود 110 هزار نفر حضور داشتند. ورود افراد به آئين اسلام، مديون رأفت و رحمت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بوده است. متاسفانه بعد از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، اين رأفت اسلامي، به خشونت به نام اسلام تبديل شد و موجب ارتداد بعضي افراد حتي بعضي از كشورها بعد از مسلمان شدن شد. در فتح گرگان و همدان و آفريقا و... اين اتفاق افتاد و مسلمانان براي دومين مرتبه براي فتح آنجا رفتند. اين قضايا در تاريخ ثبت است.

* * * * * * *

سوال

 

نظر شما در مورد مسخ شدن انسان چيست كه در قرآن آمده است؟ آيا مسخ شدن برداشته شده يا هنوز هم هست؟

جواب

آنچه بزرگان دين گفته اند، مسخ در اديان گذشته بوده، ولي در آئين اسلام مسخ برداشته شده است، بخاطر رأفت دين اسلام و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه رحمة للعالمين است.

* * * * * * *

سوال

 

آياتي كه در مورد همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمده در مورد احترام آنان، ولي روايات آنان را سرزنش كرده كه در جنگ دخالت نموده اند را توضيحي بدهيد.

جواب

 

آيه اين است:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ

سوره احزاب/آيه6

 

در مورد جنگ جمل، عايشه هميشه مي ناليد كه اي كاش به دنيا نيامده بودم. قبل از رفتن او، زنان ديگر او را نهي كردند از حضور عايشه در جنگ جمل. ام سلمه به عايشه گفت:

قرآن مي گويد:

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ

 

زنان پيامبر بايد در خانه بماند.

 

سوره أحزاب/آيه33

 

از زن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جهاز خواسته نشده، ولي عايشه به اين حرف ها گوش نكرد. إن شاء الله در فرصت مناسب، در مورد جنگ جمل و فتنه هايي كه اين آتش را ايجاد كرد، مفصل صحبت خواهيم كرد.

* * * * * * *

سوال

 

عمر در يكي از جنگ ها با حضرت علي (عليه السلام) مشورت كرد، و او هم نصيحت كرد كه ظلم نكند، ولي نهي نكرد او را از جنگ. آيا اين مويد فتوحات نيست؟

جواب

 

اين اختصاص ندارد كه فقط عمر از او مشورت بخواهد، هر كس از اميرالمؤمنين (عليه السلام) مشورت مي خواست، ولو يك يهودي مي گفت كه مثلا امشب مي خواهند بيايند مرا بكشند، من چه كنم؟ آقا مي فرمودند كه در مقام مشورت راه نجات و هلاكت اين است. اضافه بر اين، مشورت هايي كه در غزوات انجام مي شد، جناب عمر مي آيد در مسجد و از صحابه مشورت خواهي مي كند به ويژه در جنگ نهاوند كه ارتش ايران نزديك 200 هزار نيرو براي نابودي و به خاك و خون كشيدن مسلمانان جمع كرده بود. صحابه هر كدام يك نظري دادند و اميرالمؤمنين (عليه السلام) ساكت نشسته بود. عمر گفت كه نظر تو چيست؟ اميرالمؤمنين (عليه السلام) با اين وضعيت كه جامعه اسلامي در خطر است و در صورت ورود به جامعه اسلامي همه را مي كشند، گفت كه راه دفاع از كشور اسلامي، اين است و...، عمر هم ديد واقعا پيشنهاد اميرالمؤمنين (عليه السلام) درست است و آن را اجرا كرد. اگر اميرالمؤمنين (عليه السلام) مشورت نمي داد، اسلام به خطر مي افتاد.

* * * * * * *

سوال

 

شما گفتيد كه ايرانيان با روئي گشاده اسلام را پذيرفتند نه با زرو شمشير؛ اين اشتباه است. لطفا در اين مورد توضيح بدهيد.

جواب

از عزيزان تقاضا مي كنم كه كتاب خدمات متقابل ايران و اسلام شهيد مطهري (ره) را مطالعه كنند كه خيلي از شهرها وقتي شنيدند دين اسلام، دين رأفت و رحمت است، بدون اين كه جنگي صورت بگيرد، اينها مسلمان شدند و هيچ لشكركشي هم به آنجا نشد. در بعضي از شهرها كه تا اواخر قرن اول هجري كافر بودند، توسط بعضي از شيعيان مسلمان شدند.

* * * * * * *

سوال

 

تعداد سادات در ايران را مي شود با يك محاسبه رياضي حل كرد كه به دو نفر از أئمه (عليهم السلام) برمي گردند نه تمام ائمه (عليهم السلام).

جواب

 

خداوند اگر به چيزي بخواهد بركت بدهد، اين چنين مي شود. ظاهرا روايت از امام صادق (عليه السلام) است كه مي گويد وقتي سگ ها مي خواهند بچه بياورند، هر سگي 7 يا 8 سگ مي آورد، ولي نسل سگ در دنيا خيلي كم است. گوسفند سالي يك بچه مي آورد، ولي تمام دنيا مملو از گوسفند است.

 

اين كه ايشان مي گويد با يك محاسبه مي توان بدست آورد كه فرزندان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مثلا در قرن اول، دو نفر بودند و الان انبوه شده اند، اين اراده الهي است بر ذريه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) كه بركت قرار داده است و به فقط به دو نفر بر نمي گردد. يكي از معاني:

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ

سوره كوثر/آيه1

خود مورخان أهل سنت گفته اند كه كثرت ذريه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از حضرت فاطمه (سلام الله عليها) است.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
81 | علي رضا آنتي سني | , ایران | ٠٦:٤٤ - ٠٣ آبان ١٣٩١ |
کسي که نمي توانست مسايل ديني مردم را جواب دهد و علي -عليه السلام- قران را علامت گذاري کردو عمر??گفت اگر علي نبود من هلاک شده بودم.اگر شما سني ها کمي در کتاب هاي روايي خودتان بگرديد روايتي در باره ي ؟؟؟؟عمر و شراب خواري او نوشته اند و به شارب خمر بودن اربابشان مفتخرند.مگر نيست در روايات سني و شيعه که امامان ما معصوم وعلامه بوده اند و در راه خدا کشته شده اند ولي عمر مسح بر روي چکمه را جايز ودست به سينه بودن در نماز را واجب کرده مگرنه اين که امامان اربعه ي شما سنت پيامبر را زير پا گذاشته و بدعت هايي مسخره به دين افزوده اند که پيشواي نماز گزاران مي تواند در ظهر ها که هوا الوده است پشت مرد در سايه بايستد و سني ها به او اقتدا کنند. ايا کسي که دختر پيامبر را کشت و سنت پيامبر را زير پا گذاشت مي تواند به دريا و اتش فرمان دهد و ان هارا خاموش کند.ل؟؟؟؟ عمر بن خطاب و ابا بکر و عثمان و معاويه بن ابا سفيان و يزيد بن معاويه .
82 | سجاد | , ایران | ١٢:٠٣ - ٢١ آبان ١٣٩١ |
شما توي اين سايتتون به شدت به تخريب شخصيت عمر پرداختيد و حتي حاضر نشديد كمي از اين صحابي بزرگ پيامبر راست بنويسيد.مگر عمر نبود كه اي را در خيلي از كشور هاي كافر تز جمله ايران گسترش داد و اسلام را بر هرچه دين غير خدايي بود پيروز گرداند.مگر همين عمر نبود كه حتي جان پدر ومادرش را فداي پيامبر كرد و پيامبر به او و چند تن ديگر از صحابيون وعده بهشت نداد.شما متاسفانه در اين وبلاگ فقط قصد تخريب عمر را داشتيد چون او كسي بود كه عرب را بر هر چه غير عرب بود پيروز گردانيد.مگر همين شما نيستيد كه خود را مسلمان ميدانيد ولي هر ساله جشن عمر كشوي راه مي اندازيد و سپس خود را شيعه آل علي ميناميد.براي شما و كسانيكه مزخرف هاي شما رو ميخونند از ته دل متاسفم.
83 | وحيد | , ایران | ٢٠:٥٢ - ٠٤ آذر ١٣٩١ |
جناب سجاد وقتي علماي خودتون در باره شراب خواري و فسق عمر و ابوبکر مطلب نوشتند، شما چطور از اينا دفاع ميکني؟ ابن حجر درکتاب فتح الباري خود مي نويسد که: ابو طلحه زيد بن سهل در منزل خود مجلس عيش و نوشي راه انداخت و ده تن را به آن مجلس دعوت کرد که همگي شراب نوشيدند و ابوبکر بن ابي قحافه اشعاري در مرثيه کفار مشرکين و کشته شدگان کفار در جنگ بدر سرود! آن ده نفر عبارتند از :ابوبکربن ابي قحافه٬عمربن الخطاب٬ابو عبيده جراح٬ابي بن کعب٬سهل بن بيضاء٬ ابو ايوب انصاري٬ ابو طلحه(صاحب خانه و دعوت کننده)٬ابو دجانه سماک بن فرشه٬ ابوبکربن شغوب و انس ابن مالک انس بن مالک که در آن زمان ۱۸ ساله بود و ساقي مجلس! که بيهقي در صفحه ۲۹ جلد ۸ سنن خود از انس بن مالک نقل مي کند که:من در آن روز از همه کوچکتر بودم و ساقي مجلس!!! ابن حجر درفتح الباري جلد دهم صفحه۳۰
84 | وحيد | , ایران | ٢٠:٥٨ - ٠٤ آذر ١٣٩١ |
و همينطور موارد ديگه يه مطالعه بکن جناب سجاد. اگه ما ميگفتيم، ميگفتيد که دارن شبهه پراکني ميکنن علماي بزرگ خودتون ميگن. عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْقَاسِمِ : أَنَّ أَسْلَمَ مَوْلَى عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ أَخْبَرَهُ، أَنَّهُ زَارَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَيَّاشٍ الْمَخْزُومِيَّ, فَرَأَى عِنْدَهُ نَبِيذاً وَهُوَ بِطَرِيقِ مَكَّةَ، فَقَالَ لَهُ : أَسْلَمُ إِنَّ هَذَا الشَّرَابَ يُحِبُّهُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ، فَحَمَلَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَيَّاشٍ قَدَحاً عَظِيماً، فَجَاءَ بِهِ إِلَى عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ فَوَضَعَهُ فِي يَدَيْهِ، فَقَرَّبَهُ عُمَرُ إِلَى فِيهِ، ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ عُمَرُ : إِنَّ هَذَا لَشَرَابٌ طَيِّبٌ، فَشَرِبَ مِنْهُ ... . كتاب الموطأ ، الإمام مالك ، ج 2 ص 894 و الاستذكار ، ابن عبد البر ، ج 8 ص 247 . از عبد الرحمن بن قاسم ( نقل شده است که) اسلم غلام عمر به او خبر داد که او عبد الله بن عياش مخزومي را ديد ؛ در حالي که او در راه مکه بود ، در نزد وي نبيذ ديد !!! پس اسلم به او گفت : اين نوشيدني است که عمر آن را دوست مي دارد . عبد الله بن عياش ظرف بزرگي پر کرده و آن را به نزد عمر آورد و در جلوي او گذاشت ؛ پس عمر آن را به دهان خود نزديک کرد ؛ سپس سرش را بلند کرد و گفت : اين شرابي نيکو است ؛ پس از آن نوشيد . دقت کنيد که عمر مي گويد إِنَّ هَذَا لَشَرَابٌ طَيِّبٌ يعني عجب شراب نيکويي هست!!! ابن ابي شيبه استاد بخاري در کتاب خويش چنين روايت مي کند که : حدثنا أبو بكر قال حدثنا ابن مسهر عن الشيباني عن حسان بن مخارق قال : بلغني أن عمر بن الخطاب سائر رجلا في سفر وكان صائما ، فلما أفطر أهوى إلى قربة لعمر معلقة فيها نبيذ قد خضخضها البعير ، فشرب منها فسكر ، فضربه عمر الحد ، فقال له : إنما شربت من قربتك ، فقال له عمر : إنما جلدناك لسكرك المصنف لابن أبي شيبة ج 6 ص 502 عمر در راه سفر با مردي روزه دار همراه بود ؛ وقتي که افطار نمود مشک عمر را که در آن شراب بوده و عمر آن را به شترش آويزان نموده بود و شتر نيز آن را تکان داده بود ، برداشت و از آن نوشيد و مست شد ؛ عمر او را حد زد !!! آن شخص به عمر گفت : من از مشک تو نوشيدم!!! عمر در پاسخ گفت : ما تو را به خاطر مستي حد زديم (نه به خاطر نوشيدن شراب) و يا اين حديث: ابن عبد ربه نيز مي گويد : وقال الشعبي: شرب أعرابي من إداوة عمر، فانتشى، فحده عمر. وإنما حده للسكر لا للشراب. العقد الفريد باب احتجاج المحللين للنبيذ شعبي گفته است که بيابانگردي از مشک عمر نوشيد و مست شد !!! عمر نيز او را حد زد !!! و تنها او را به خاطر مست شدن حد زد و نه به خاطر شراب خوردن !!! شايد خود عمر از آن مي خورده و مست نمي شده است!!! و در آخربد نيست که اين مطلب را هم بدانيد: همانطور که در اشعار فارسي و عربي مشهور است وقتي شخصي دائم الخمر باشد ، ديگر براي وي نوشيدن تفاله شراب و دُردي (عکر) آسان شده و به اصطلاح به وي دردي کش گفته مي شود ؛ در روايات اهل سنت آمده است که عمر نيز از دردي کشان بوده است : حدثنا بن مبشر نا أحمد بن سنان نا عبد الرحمن بن مهدي نا عبد الله بن عمر عن زيد بن أسلم عن أبيه قال كنت أنبذ النبيذ لعمر بالغداة ويشربه عشية وأنبذ له عشية ويشربه غدوة ولا يجعل فيه عكرا سنن الدارقطني ج4/ص259 ش 70 زيد بن اسلم از پدرش (غلام عمر) روايت مي کند که گفت : من براي عمر صبحگاه شرابي آماده مي کردم و او شب آن را مي نوشيد و شب هنگام براي او شراب آماده مي کردم و او صبح آن را مي نوشيد و حتي در آن دُردي را هم باقي نمي گذاشت!!!
85 | ابراهيم | , ایران | ١٢:٣٩ - ١٧ آذر ١٣٩١ |
سلام . از برادران اهل سنت دوستانه تقاضا دارم کتابهاي علماي خودشان را با دقت خوانده وبعد تصميم بگيرند . ما دوسدارم همه به حقيقت برسند تا در اخرت خداوند بزرگ از انها خشنود و راضي شود با تشکر فراوان
86 | هيوا | , ایران | ١٠:٠٦ - ٠٦ بهمن ١٣٩١ |
فقط ميگم خدالعنت کندقاتلين دخت پيامبراسلام را
87 | حسين مجدمي | , ایران | ١١:٥٠ - ٠٤ فروردين ١٣٩٢ |
سلام..فرارسيدن ايام فاطميه روخدمت دوستان تسليت عرض مينمايم...يافاطمه الزهرا.............اهاي سني ها و وهابي..........شماکه از اين سه نفرطرفداري ميکنيد..انشالله خدا شماروبا عمرمحشورکنه..و ماشيعه انشالله با علي و اولاد علي محشور بشيم
88 | عليرضا | , ایران | ١٤:٣٩ - ٢٢ فروردين ١٣٩٢ |
يقين بدانيد همانطور که ريشه هر خوبي از ازل تا ابد علي بن ابيطالب (عليه السلام )است
ريشه هر بدي هم از ازل تا ابد عمربن خطاب (لعنت الله عليه ) حرامزاده است.
89 | مسلم | , ایران | ١٧:٤٦ - ١١ شهریور ١٣٩٢ |
فکر کنم غلو در نزد اهل تشيع 100برابر اهل سنت است پس ديگه خواهشا جمع کنيد
90 | محمود | , ایران | ٢٤:٠٣ - ٢٥ شهریور ١٣٩٢ |
هر كسي مطالب فوق رو خونده با هر دين و مذهبي كه داره بره يه سري به منابعش بزنه و بعدش وجدانا و منصفانه براي خودش و حرفاي خودش به عنوان يه آدم نظر بده
آقا مسلم كه سني هستي و نوشتي غلو در نزد اهل تشيع 100 برابره نمونه و مثال بياور كار سختي نيست كه چيزي داري فقط كافيه مطلب و سندش رو ذكر كني
91 | mahdi | , ایران | ٢٤:٣٤ - ٣١ شهریور ١٣٩٢ |
بچه ها فقط برا فرج منتقم آل ابا دعا کنيد ... خداياتو را قسمت ميدهم به حق فرق شکافته ي اميرالمومنين به حق محاسن قرق به خون اميرالمونين فرج آقاي مارا پدر مهربان مارا مولاي ما را برسان... خود حضرت نيفرمايند... براي فرج من مانند يک مريض يا يک زنداني دعا کنيد...
92 | عباس | , انگلستان | ١٧:٥٠ - ٢٦ مهر ١٣٩٢ |
بهتره قبل از اينكه دستمون از دنيا كوتاه بشه و راه برگشت براي جبران نداشته باشيم تحقيق كنيم تا حقيقت روشن بشه.اسلام با پذيرش كوركورانه مخالفه.پس به برادران اهل سنت پيشنهاد ميكنم كتاب الغدير رو بخونن كه تمام روايات اهل سنت رو با سند نوشته و ولايت رو با كتابهاي خودشون ثابت كرده
93 | محمد | , ایران | ٠٤:٣٥ - ٢٨ آبان ١٣٩٢ |
عمر بن خطاب و دفن در کنار پيامبر
عمر بن خطاب و دفن در کنار پيامبر
الف: اجازه گرفتن از ام المومنين عايشه براي دفن
در روايات اهل سنت هست که عمر بن خطاب در زماني که ضربه خورده بود فرزندش را فرستاد که از ام المومنين عايشه براي دفن شدن در کنار پيامبر و ابوبکر اجازه بگيرد.
كنز العمال - المتقي الهندي - ج 12 - ص 689
عن ابن عمر أن عمر قال : اذهب يا غلام إلى أم المؤمنين فقل لها : إن عمر يسألك أن تأذني لي أن أدفن مع أخوي ثم ارجع إلي فأخبرني ، قال فأرسلت أن نعم قد أذنت لك
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
الطبقات الكبرى - محمد بن سعد - ج 3 - ص 363
أن عمر قال اذهب يا غلام إلى أم المؤمنين فقل لها إن عمر يسألك أن تأذني لي أن أدفن مع أخوي ثم ارجع إلي فأخبرني قال فأرسلت أن نعم قد أذنت لك
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
تاريخ مدينة دمشق - ابن عساكر - ج 44 - ص 446
أن عمر قال اذهب يا غلام إلى أم المؤمنين فقل لها إن عمر يسألك أن تأذني لي أن أدفن مع أخوي ثم ارجع إلي فأخبرني قال فأرسلت أن نعم قد أذنت
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
كنز العمال|المتقي الهندي|12|975|مصادر حديث سنى - عام|ضبط وتفسير : الشيخ بكري حياني / تصحيح وفهرسة : الشيخ صفوة السقا||1409 - 1989 م||مؤسسة الرسالة - بيروت - لبنان||
الطبقات الكبرى|محمد بن سعد|3|230|مهمترين مصادر رجال سنى||||دار صادر - بيروت|دار صادر - بيروت||
تاريخ مدينة دمشق|ابن عساكر|44|571|مهمترين مصادر رجال سنى|علي شيري||1415|دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان|دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان||
حال يک نکته پيش مي آيد.
ام المومنين عايشه چه کاره بودند که اجازه دفن در کنار رسول الله را صادر کرده اند؟
لاجرم دوستان اهل سنت بايد چنين بگويند:
((اين مكان نه براي آن دو نفر و نه براي رسول خدا بلكه با توجّه به حقي كه حفصه و عائشه در اين زمين داشتند در اين زمين دفن گرديده اند .))
با اجازه دوستان اهل سنت اين فرضيه را مي خواهم بررسي کنم.
اين فرضيه از دو حالت خارج نخواهد بود.
الف: مهر
ب: ارث
هر يک از اين فرضيه ها را با هم بررسي مي کنيم.
اگر بگوييد به عنوان مهريه هست. بايد خدمت شما عرض کنم که در قران کريم خداوند متعال چنين فرموده است:
(( يا ايها النبي انا احللنا لک ازواجک الاتي اتيت اجورهن)) *احزاب50*
(( اي پيامبر ما آن همسرانت را که مهرشان را داده ايي برايت حلال کرديم))
پس اين دليلي است که پيامبر اکرم در زمان ازدواج مهريه را پرداخت کرده است. جالب اينجاست که جناب عايشه در ذيل همين آيه چنين فرموده اند:
كتاب الأم - الإمام الشافعي - ج 5 - ص 150
عن عائشة انها قالت ما مات رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى أحل له النساء
(( عايشه نقل مي کند که فوت نکرد رسول خدا مگر اينکه حلال بودند براي او زنانش))
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 6 - ص 41
عن عائشة قالت ما مات رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى أحل له النساء
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
سنن الترمذي - الترمذي - ج 5 - ص 35
قالت عائشة " ما مات رسول الله صلى الله عليه وسلم حتى أحل له النساء " هذا حديث حسن صحيح .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
كتاب الأم|الإمام الشافعي|5|204|فقه شافعى||الثانية|1403 - 1983 م||دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع||الطبعة الأولى - 1400 - 1980 م
مسند احمد|الإمام احمد بن حنبل|6|241|مصادر حديث سنى - فقه|||||دار صادر - بيروت - لبنان||
سنن الترمذي|الترمذي|5|279|مصادر حديث سنى - فقه|تحقيق وتصحيح : عبد الرحمن محمد عثمان|الثانية|1403 - 1983 م||دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان||سنن الترمذي وهو جامع الصحيح
خب اين هم دليل ديگري که ثابت مي نمايد. جناب حفصه و عايشه مهريه خويش را گرفته اند.
ب: ارث
وقتي رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از دنيا رفت صاحب نه همسر بود و در حالي كه هر يك از آن نه نفر نسبت به آن مكان يك هشتم بيشتر سهم الارث نداشته در نتيجه براي هر كدام يك وجب در يك وجب مسافت جا بيشتر نمي ماند . آن وقت چگونه آن دو نفر اين مقدار مكان اضافه را اشغال و غصب نموده اند ؟
و آن گاه از سوي ديگر چه شده است كه فاطمه بنت محمد دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از پدرش ارث نمي برد ؟ ( و ابوبكر به اين بهانه كه پيامبران از خود ارث به جا نمي گذارند جناب فاطمه بنت محمد را از فدك محروم مي كند ) امّا عائشه و حفصه كه همسران آن حضرت بودند ارث مي برند؟
انتهاي کلام:
جناب ابوبکر و عمر در کنار قبر پيامبر اکرم دفن شده اند.
مگر خداوند متعال نفرموده است:
(( در خانه رسول وارد نشويد مگر هنگامي که به شما اجازه داده شود))
از چه کسي اجازه گرفتند؟
جناب عايشه؟ جناب حفصه؟
طبق دلايل ما.
اولا: ايشان مهريه خويش را قبلا گرفته اند. و اين فرضيه باطل هست؟

ثانيا: فرضيه دوم ارث به دو بخش تقسيم مي شود.
الف: اگر کلام جناب ابوبکر را قبول کنيم ( پيامبر فرمود: ما پيامبران ارث نمي گذاريم) پس ارثي در کار نبوده است. و غصب شده است.
ب: اگر روايت ابوبکر را قبول نکنيم. جناب عايشه و عثمان حق استفاده از 3وجب اتاق را داشته اند. و براي استفاده از باقي زمين بايد از زنان ديگر رسول خدا و همچنين فرزند ان حضرت اجازه بگيرند.
حال شما بگوييد اجازه گرفتند؟
آيا اين غصب اتاق رسول خدا نمي باشد؟
دوستان اهل سنت منتظر جواب هستم
94 | عيسي بهشتي | , ایران | ١٩:٤٢ - ١٩ دي ١٣٩٢ |
بسم الله الرحمن الرحيم
از برادران شيعه وسني خواهشمنداست کتاب (...آنگاه هدايت شدم) اثر دکتر محمد تيجاني تونسي را يکبار مطالعه فرمايند
انشاالله بدون عناد وتعصب مورد بررسي قرار دهيد جواب خيلي از سئوال ها را دارد
ولوکان من عند غير الله لوجدوافيه اختلافا کثيرا
نساء ايه 82
واگر از سوي غير خدا بود پس در او اختلاف هاي زيادي مي ديدند.
چرا اختلاف هاي زيادي در مذاهب چهارگانه وجود دارد .
برادر 56 ساله
95 | خميس العويران | , ایران | ١٤:٥٧ - ٢٥ اسفند ١٣٩٢ |
دلايل تان جالب نبود. با كلمات بازي كرده ايد. شما چكار داريد كه آنها هم غلو مي كنند؟ شما از خودتان دفاع كنيد.

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ يکي از شيوهاي پاسخگويي به شبهات، جواب نقضي است و در اين مطلب بناي حاج آقاي قزويني بر جواب نقضي بوده گرچه در لابلا به نقد دلايل طرف مقابل هم پرداخته اند.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
96 | عباس | , ایران | ١٦:٤٨ - ٢٥ اسفند ١٣٩٢ |
کساني که با اهل بيت دشمني ميکنند و ولايت آنها را قبول ندارند مشکل يا از نطفه است يا از لقمه
97 | عبدالله | , ایران | ١٢:٢٦ - ١٢ ارديبهشت ١٣٩٣ |
بجاي اينکه هي بگوييم تاريک است تاريک است شمعي روشن کنيم
همه ميدانيم که با نوشتن اين نظرات چيزي حل نميشه اگه تا هزار سال هم ادامه پيدا کنه نه هيچ سني شيعه ميشه و نه هيچ شيعه اي سني ميشه و اگر يک نفر اينجوري پيدا بشه که دينش رو بخاطر اين نظرات تغيير بده بايد تو عقلش شک کرد.
اگه قراره بحث قيامت درست باشه و عذاب ها يا نعمت هاي زياد وجود داشته باشه پس انسان صد در صد اين حق رو داره که از خدا بخواد حق رو بهش نشون بده. بنابراين اگه کسي واقعا مي خواد به حقيقت برسه و از هوي و هوس خودش پيروي نکنه مي تونه از خدا بخواد که حق رو بهش نشون بده اما قبلش بايد تصميم بگيره که به هيچ عنوان تعصب نداشته باشه و بصورت عقلاني تصميم گيري کنه
98 | علي موسوي | , آمریکا | ١٣:٣٥ - ٠٩ مرداد ١٣٩٣ |
باسلام
وتشكر از زحماتتان
مطلب گفته شده از قول ابن قيم در صفحه 458 و 459 کتابش نوشته شده
در صورت امكان در مقالات لينك نقل قول ها را هم قرار دهيد
http://shamela.ws/browse.php/book-8370#page-952
http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?bk_no=119&ID=&idfrom=445&idto=452&bookid=119&startno=3

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ با تشکر از لينکي که گذاشتيد بايد عرض شود که اين آدرس بر اساس نرم افزار جامع الکبير اهل سنت گفته شده و مشخصات کتاب از اين قرار است:

مدارج السالكين بين منازل إياك نعبد وإياك نستعين ، اسم المؤلف: محمد بن أبي بكر أيوب الزرعي أبو عبد الله الوفاة: 751 ، دار النشر : دار الكتاب العربي - بيروت - 1393 - 1973 ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : محمد حامد الفقي

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
99 | yasna | , ایران | ٢٢:٥٧ - ٠٩ آبان ١٣٩٤ |
سلام
از پیروان آیین سنی می خواهم برای چند لحظه تعصب را کنار گذاشته واصلا مسائل مذهبی و شیعه و سنی را فراموش کنند و بروند جنایاتی که در این فتوحات انجام شده و آیه ( لا اکراه فی الدین ) در آن زیر سوال رفته است را مطالعه کنند
این فتوحات دشمنی آشکار با آیین اسلام را می رساند و مطابق آیه ( ... انه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا ... ) این قتل و غارت ها (حکم به قتل الناس اجمین) است.
 [1] [2] [3]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | رسانه | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | سایت قدیم | العربیة | اردو | English