2018 December 19 - چهار شنبه 28 آذر 1397
رسالت اصلی پیروان اهلبیت(علیهم السلام) در جشن‌های عید الزهراء
کد مطلب: ١٢٢٣٩ تاریخ انتشار: ٠٧ آذر ١٣٩٧ - ١٢:٤٤ تعداد بازدید: 127
خارج کلام مقارن » عمومی
رسالت اصلی پیروان اهلبیت(علیهم السلام) در جشن‌های عید الزهراء

جلسه بیست و سوم 97/08/22

 

  

  بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه بیست و سوم 97/08/22

موضوع: رسالت اصلی پیروان اهلبیت(علیهم السلام) در جشن‌های عید الزهراء

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله

پرسش:

به گفته «کافی» قرآنی که بر پیغمبر اکرم نازل شده بود، هفده هزار آیه داشت. آیا این اعتقاد به تحریف قرآن نیست؟

پاسخ:

اولاً این عبارت تصحیف است. تعبیری که هفده هزار آیه بوده است، در نسخه‌های دیگر به این شکل نیست. علاوه بر این در اینجا ما چند جواب به این سؤال دادیم.

«و فی سائر النسخ و المطبوع: «سبعة عشر ألف». و قال المحقّق الشعرانی: «أقول: أمّا کلمة سبعة عشر ألف آیة فی هذا الخبر، فکلمة «عشر» زیدت قطعاً من بعض النسّاخ أو الرواة. و سبعة آلاف تقریب، کما هو معروف فی إحصاءالامور»

کافی، نویسنده: کلینی، محمد بن یعقوب، محقق / مصحح: دارالحدیث، ج 4، ص 675، پ 1

بعد از آن «فیض کاشانی»، «موسی جار الله» و «ابوزهره» همگی که از «کافی» نقل کردند تماماً «سبعة آلاف» آوردند، نه «سبعة عشر»!

خود آقایان از «عمر بن خطاب» نقل کرده اند که قرآن کریم یک میلیون و بیست و هفت هزار حرف داشته است؛

 

«وَأَخْرَجَ الطَّبَرَانِيُّ عَنْ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ مَرْفُوعًا: الْقُرْآنُ أَلْفُ ألف حرف وسبعة وعشرون أَلِفِ حَرْفٍ»

عمر می گوید قران یک میلیون و بیست و هفت هزار حرف(1,027,000) است!

الإتقان في علوم القرآن؛ المؤلف: عبد الرحمن بن أبي بكر، جلال الدين السيوطي (المتوفى: 911هـ)، المحقق: محمد أبو الفضل إبراهيم، الناشر: الهيئة المصرية العامة للكتاب، الطبعة: 1394هـ/ 1974 م؛ ج1، باب النَّوْعُ التَّاسِعُ عَشَرَ: فِي عَدَدِ سُوَرِهِ وَآيَاتِهِ وَكَلِمَاتِهِ وَحُرُوفِهِ، ص 242

حال آنکه طبق آنچه در قرآن کریم هست و «قرطبی» هم دارد، قرآن سیصد و چهل هزار و هفتصد و چهل حرف بیشتر ندارد. یعنی یک سوم آن چیزی است که از قول عمر نقل کردند. این روایت در کتاب «إتقان» روایت موثقی است و از دیدگاه آقایان روایتی معتبر است.

در هر صورت...

با توجه به ایام عید الزهراء، بنده چند نکته‌ای را خدمت دوستان عرض می‌کنم. ما سه شب در مدرسه فیضیه بعد از نماز مغرب و عشاء برنامه داشتیم که دو شب آن را در رابطه با شاخصه‌های وحدت و اجتناب از تفرقه میان امت اسلامی بحث کردیم.

دوستان عزیز ما باید مقداری در اعمال و رفتارمان دقت کنیم، زیرا جلساتی گرفته می‌شود و در این جلسات به مقدسات اهل سنت توهین می‌شود. در این جلسات فحاشی‌های رکیک می‌شود، به طوری که وقتی صدای بعضی از این جلسات را شنیدم دیدم که این حرفهایی که در این مجالس زده می شود، از ادبیات اسلامی به دور است. در این جلسات تعابیر و اشعاری می‌خوانند که به نظر بنده تک تک این اشعار تعزیر دارد و به هیچ وجه به صلاح ما نیست.

بنده در سال 1382 در مدینه بودم؛ آنجا فایل صوتی یکی از مجالس عید الزهرای قم را به عربستان آورده بودند و با ترجمه عربی با تیراژ میلیونی تکثیر کرده بودند و در سطح کشور عربستان توزیع کرده بودند و می‌گفتند: "ای مردم! این جشن عید الزهرا در قم مرکز مرجعیت شیعه است." آن‌ها داشتند همه مردم را علیه ایرانیان و تشیع تحریک می‌کردند.

بنده قطع دارم که حضور در این جلسات قطعاً خلاف شرع و حرام بیّن است. آیت الله بهجت فرمایشی دارند که اگر دوستان به اینترنت مراجعه کنند، شاید فرمایش ایشان در بیش از دویست یا سیصد سایت موجود باشد.

دوستان در گوگل کلمات "بهجت + عید الزهراء" را سرچ کنند؛ خواهند دید که ایشان می‌گوید: اگر کسی در قم و تهران و کاشان و شهرهای دیگر به عنوان عید الزهرا جشن بگیرد و در آن طرف دنیا نسبت به یک شیعه هتک حرمت کنند یا خون از بینی یک شیعه بریزد، شما در آن جرم سهیم و شریک هستید.

عزیزان دقت کنند که خدای ناکرده ما کاری نکنیم تا فردای قیامت با یک پرونده سنگین مواجه شویم، در حالیکه؛

(وَ هُمْ یحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یحْسِنُونَ صُنْعا)

با اینحال گمان می‌کنند کار نیک انجام می‌دهند!

سوره کهف (18): آیه 104

ما تصور بکنیم که کار خوبی انجام می‌دهیم. بحث «تبری» از ضروریات دین است. نه فقط از ضروریات مذهب. به تعبیر آیت الله شبیری زنجانی اگر تبری نباشد، تولی معنا پیدا نمی‌کند.

اگر شما هزار مرتبه «الله» بگویید، مادامی که «لا إله» نیاید «الله» گفتن موجب نجات شما نیست. کفار قریش هم «الله» می‌گفتند؛

(وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَیقُولُنَّ اللَّه)

هر گاه از آن‌ها بپرسی چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده، و خورشید و ماه را مسخر کرده است؟ می‌گویند: اللَّه.

سوره عنکبوت (29): آیه 61

در بحث «تولی» هم اگر ما نسبت به افراد تبری نکنیم، تولی معنا پیدا نمی‌کند. البته تبری تنها مربوط به شیعه نیست؛ اگر شما در کتاب «سیر أعلام النبلاء» شرح حال «رواجنی» یکی از روات «صحیح بخاری» را بخوانید، می‌بینید که وارد شده است:

«من لم یبرأ فی صلاته کل یوم من أعداء آل محمد حشر معهم»

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 11، ص 536، باب 5 الرواجنی خ ت ق

این روایت در کتاب «میزان الإعتدال» و کتب دیگر هم وارد شده است که اگر ما بعد از نماز از اعداء آل محمد تبری نکنیم و آن‌ها را لعن نکنیم، معلوم نیست این نماز قبول باشد یا نباشد.

نسبت به امام صادق (علیه السلام) وارد شده است:

«سَمِعْنَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ یلْعَنُ فِی دُبُرِ کلِّ مَکتُوبَةٍ أَرْبَعَةً مِنَ الرِّجَالِ وَ أَرْبَعاً مِنَ النِّسَاءِ- التَّیمِی وَ الْعَدَوِی وَ فُعْلَانَ وَ مُعَاوِیةَ وَ یسَمِّیهِمْ وَ فُلَانَةَ وَ فُلَانَةَ وَ هِنْدَ وَ أُمَّ الْحَکمِ أُخْتَ مُعَاوِیةَ»

تهذیب الأحکام، نویسنده: طوسی، محمد بن الحسن، محقق / مصحح: خرسان، حسن الموسوی، ج 2، ص 321، ح 169

این روایت را «کلینی» هم نقل کرده است در کتاب «کافی» جلد 3 صفحه 342. البته این روایت کتاب «کافی» مقداری از نظر سند مشکل دارد. ولی روایت تهذیب، صد در صد صحیح است.

«مرحوم مقدس اردبیلی» در کتاب «مجمع الفائدة و البرهان» این روایت را نقل می‌کند و می‌گوید: یکی از تعقیبات نماز لعن اعداء اهلبیت است. دقت داشته باشید لعن در تعقیب نماز سفارش شده است، نه در مسجد یا بالای منبر یا مکان‌های عمومی یا جلوی خانواده!

ما باید مقداری دقت کنیم تا خدای ناکرده با دست خودمان کاری نکنیم که هم شیعه را در سطح جهان زیر سؤال ببریم و هم فردای قیامت برای خودمان دردسر درست کنیم.

اگر واقعاً دوست دارید نسبت به دشمنان اهلبیت و دشمنان حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) اقدامی انجام دهید، بیایید ظلم‌هایی که به اهلبیت شده است را از منابع اهل سنت با سندهای صحیح بررسی کنید و در فضای مجازی منتشر کنید یا برای اطرافیانتان نقل کنید.

همین روایتی که در کتاب «صحیح بخاری» وارد شده است:

«فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ فَهَجَرَتْ أَبَا بَکرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتی تُوُفِّیتْ»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 3، ص 1126، ح 2926

ما بیاییم این روایات را منتشر کنیم. همچنین در روایت دیگری در این کتاب وارد شده است:

«فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ علی أبی بَکرٍ فی ذلک فَهَجَرَتْهُ فلم تُکلِّمْهُ حتی تُوُفِّیتْ»

الجامع الصحیح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعیل أبو عبدالله البخاری الجعفی، دار النشر: دار ابن کثیر, الیمامة - بیروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقیق: د. مصطفی دیب البغا، ج 4، ص 1549، ح 3998

همچنین ماجرای هجوم به خانه حضرت فاطمه زهرا را برای مردم بیان کنیم که کتاب «أنساب الأشراف» اثر «بلاذری» جلد اول صفحه 568 این قضیه را با سند صددرصد صحیح نقل می‌کند. همچنین «تاریخ طبری» در جلد دوم صفحه 442 این قضیه را نقل می‌کند. «ابن تیمیه» هم در کتاب «منهاج السنة النبویة» جلد هشتم صفحه 291 می‌گوید:

 

 

 

«إنه کبس البیت»

منهاج السنة النبویة، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مؤسسة قرطبة - 1406، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ج 8، ص 291، فصل قال الرافضی الثامن قوله فی مرض موته لیتنی کنت ترکت بیت فاطمة لم أکبسه

مراد از «کبس» این است که به زور وارد خانه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) شدند تا ببینند حضرت از بیت المال چیزی را دزدیده است!! تا آن‌ها بیرون بیاورند و میان مسلمانان توزیع کنند، یا خیر!

بیان این روایات بسیار خوب و عالی است. طبق فرمایش حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) در خطبه 206 «نهج البلاغه» که می‌فرمایند:

«إِنِّی أَکرَهُ لَکمْ أَنْ تَکونُوا سَبَّابِین»

من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید.

«وَ لَکنَّکمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکرْتُمْ حَالَهُمْ کانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْر»

اما اگر کردارشان را تعریف و حالات آنان را بازگو می‌کردید به سخن راست نزدیک‌تر و عذر پذیرتر بود.

نهج البلاغة، نویسنده: شریف الرضی، محمد بن حسین، محقق / مصحح: صالح، صبحی، ص 323، خ 206 و من کلام له ع و قد سمع قوما من أصحابه یسبون أهل الشام أیام حربهم

این فرمایش حضرت باید برای ما الگو باشد. ما باید تلاش کنیم به جای فحش دادن، ناسزا گفتن و به کار بردن بعضی از الفاظ نامناسب بیاییم عملکرد خلفا را نسبت به اهلبیت و حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیه) بیان کنیم.

یقین داشته باشید که اگر با این کار شما ایمان چند تن از بچه شیعه‌ها نسبت به اهلبیت (علیهم السلام) تقویت شود و بغضش نسبت به دشمنان حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) بیشتر شود، قطعاً ثواب برده‌اید.

همچنین اگر با این کار سبب شوید حقیقت رابطه امیرالمؤمنین با دیگران – که می گویند رابطه حضرت امیر با خلفاء چنین بوده، چنان بوده - برای بچه شیعه‌ها روشن شود و چه بسا موجب هدایت یک انسان شود. پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین فرمودند:

«لَأَنْ یهْدِی اللَّهُ بِک رَجُلًا وَاحِداً خَیرٌ لَک مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیهِ الشَّمْس»

اگر خداوند کسی را به دست تو هدایت کند برایت بهتر است از آنچه آفتاب بر آن طلوع و غروب می‌کند.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 32، ص 448، ح 394

بنابراین دوستان در این ایام دقت کنند تا هم خود را به این کار ملتزم کنند و هم دیگران را ملتزم کنند. ما باید تلاش کنیم معارف اهلبیت را بیان کنیم و مظلمه‌ای که نسبت به اهلبیت شده است را با زبان نرم و زبان خوش و بدون هیچ حاشیه‌ای برای مردم بازگو کنیم.

ما باید مظالم اهلبیت را برای اهل سنت بیان کنیم و به آن‌ها بگوییم که این مطالب در کتب شما آمده است. چه جوابی برای این مطالب دارید؟!! بنده از عزیزان تقاضا می‌کنم که مقداری روی این قضیه دقت کنند.

بعضی افراد به بهانه وحدت چوب حراج بر تُراث شیعه می‌زنند که قطعاً این کارها هم مرضی خدا و مرضی اهلبیت (علیهم السلام) نیست. شکی نیست که وحدت یکی از مسائل ضروری دینی و قرآنی است؛

(وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا)

و همگی به ریسمان خدا (قرآن و اسلام و هر گونه وسیله ارتباط دیگر) چنگ زنید و پراکنده نشوید.

سوره آل عمران (3): آیه 103

ما امروز باید تلاش کنیم تا بتوانیم در جامعه، تمام ملت اسلامی با همه گرایش‌های مختلف را در برابر دشمن واحد بسیج کنیم. امروز دشمنان به دنبال این هستند که مسلمانان را به دست مسلمانان از بین ببرند!

زمانی که آمریکا عراق و افغانستان را تصرف کرد و جنازه سربازان آمریکایی که در آنجا کشته می‌شدند را به آمریکا برگرداندند، غوغا به پا می‌شد و مردم علیه دولت آمریکا تظاهرات می‌کردند.

دولت آمریکا برای جلوگیری از این وقایع طرح ریختند که بیایند به جای آنکه سربازان آمریکایی را به کشتن بدهند، بیایند مسلمانان را به جان هم بیندازند. بنابراین پروژه مسلمان کشی به دست مسلمانان را راه اندازی کردند.

در حال حاضر دشمنان در عراق و سوریه و یمن مسلمانان را به دست مسلمانان می‌کشند. اگر واقعاً آمریکا می‌خواست حکومت حوثی‌ها را در یمن از بین ببرند، می‌توانست در عرض یک روز این کار را انجام دهد.

مگر همین آمریکایی ها نبودند که در عرض بیست و چهار ساعت دولت صدام را با آن اقتدار نابود کردند. اگر این افراد بخواهند دولت دست خالی یمن را از بین ببرند، در عرض چهار، پنج ساعت از بین می‌برند.

این افراد به دنبال این هستند که این جنگ ادامه پیدا کند تا اولاً مسلمانان به دست مسلمانان کشته شوند و ثانیاً بازاری برای اسلحه‌هایشان باشد!

رئیس جمهور فرانسه رسماً اعلام می‌کند: "ما نمی‌توانیم جلوی فروش اسلحه به عربستان بگیریم، زیرا باعث می‌شود چند صد هزار نفر در فرانسه بیکار شوند."

ببینید رئیس جمهور فرانسه می گوید برای اینکه مردم در فرانسه بیکار نشوند، ما باید به عربستان اسلحه بدهیم تا مسلمانان را در آنجا تکه تکه کنند.

در حال حاضر هم، در قضیه الحدیده، بچه‌های یمن بسیار در فشار هستند. واقعاً سقوط این بندر تمامی قضایا را به هم می‌زند. بنده هرشب برای این عزیزان دعا می‌کنم و امشب هم قبل از اذان از صمیم دل، مردم یمن را دعا کردم.

به نظر بنده عزیزان هم توسلی داشته باشند و با دعای توسل، جوشن صغیر یا قاموس قدرت و دیگر ادعیه، برای پیروزی عزیزانمان در یمن دعا کنند تا آن‌ها پیروز شوند. گرچه اخیراً جنگ به داخل شهر کشیده شده است. دولت عربستان بیمارستان‌ها را خراب کرده، مساجد را از بین برده و وحشیانه جلو می‌رود.

بنابراین امروز آمریکا نه کاری به سنّی دارد و نه کاری به شیعه دارد. «نتانیاهو» در سال گذشته ماه رمضان سخنرانی کرد و گفت: "در سوریه و عراق از داعش کشته شود به نفع ماست و از سنی‌ها و شیعیان هم کشته شوند به نفع ماست."

دشمنان علناً دارند اهداف خود را می‌گویند، حال افراد احمقی همانند دولت‌های فاسد حاشیه خلیج فارس و عربستان سعودی هم در منطقه هستند که یا نمی‌فهمند یا خود را به نفهمی زدند.

در حال حاضر چهار سال است که آن‌ها به این کار ادامه می‌دهند. قرار بود این وضعیت یک هفته ای تمام شود، اما الآن چهار سال است. مشاهده کنید در طول این چهار سال این افراد چقدر پول سلاح به آمریکا و اروپا دادند.

الان دنیا به دنبال این است که پروژه مسلمان کُشی را به دست مسلمان راه اندازی کند و این را هم ادامه بدهد. بنابراین باید تلاش کنیم که مسلمانان در صف واحد و در برابر دشمن واحد بایستند.

همچنین از ذکر بعضی مطالبی که در این ایام در فضای مجازی یا بعضی از رسانه‌ها مطرح می‌شود خودداری کنیم. قطعاً این افراد اگر عقل داشته باشند، می دانند بیان این مطالب به صلاح شیعه نیست.

در اینطور قضایا شیعه بیش از سنی ضرر می‌کند و خسارتی که با این تندی‌ها بر شیعه وارد می‌شود، چندین برابر خسارتی است که بر اهل سنت وارد می‌شود.

بعضی افراد تصور می‌کنند که اگر در یک فضای ماهواره‌ای رفتند و چندین مرتبه «عایشة فی النار» بگویند کار درست می‌شود؟ آیا اگر ابوبکر را کافر بگویند کار درست می‌شود؟ شب اول که در فیضیه سخنرانی داشتم، یکی از بزرگواران آیه:

(إِنْ تَتُوبا إِلَی اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکما)

اگر از کار خود توبه کنید (به نفع شما است) زیرا دل‌هایتان از حق منحرف گشته.

سوره تحریم (66): آیه 4

آورده است و پرسید: "حاج آقا این آیه دلیل بر این نیست که عایشه کافر است؟" بنده در جواب گفتم: عزیز من! شما کفر عایشه را ثابت کردید. ثم ماذا؟ با این کار کجا را فتح می‌کنید؟ جز اینکه کینه عده‌ای از افراد را به شیعه بیشتر کنید چیز دیگری هم هست؟

شما به جای این حرف‌ها عملکرد این افراد را برملا کنید و واقعیت جنگ جمل که سی هزار نفر کشته برجای گذاشت را برای مردم بازگو کنید. برای مردم بگویید که چرا این افراد این کار را انجام دادند.

« الزهري قال ثم ظهرا يعني طلحة والزبیر إلی مکة بعد قتل عثمان رضی الله عنه بأربعة أشهر»

زهری می گوید طلحه و زبیر چهار ماه بعد از قتل عثمان به مکه رفتند.

«وابن عامر بها یجر الدنیا وقدم یعلی بن أمیة معه بمال کثیر وزیادة علی أربعمائة بعیر»

ابن عامر در آنجا تجارتی داشت و یعلی بن امیه هم اموال زیادی به همراه چهارصد شتر در اختیار آنان قرار داد.

«فاجتمعوا فی بیت عائشة رضی الله عنها فأرادوا الرای فقالوا نسیر إلی علی فنقاتله»

آن‌ها در خانه‌ای که عایشه در آنجا بود جمع شدند و گفتند: ما می‌رویم تا با علی بن أبی طالب بجنگیم.

تاریخ الطبری، اسم المؤلف: لأبی جعفر محمد بن جریر الطبری، دار النشر: دار الکتب العلمیة – بیروت، ج 3، ص 9، باب خروج علی إلی الربذة یرید البصرة

شما بیائید این مطالب را برای مردم بیان کنید. این مطالب را به جای این حرف‌ها برای مردم بیان کنید. شبهاتی که وهابیت مطرح می‌کنند را پاسخ بدهید. اگر گفتن اینکه "فلانی کافر است" یا "فلانی مشرک است" مشکلی را حل می‌کند به ما هم یاد بدهید تا ما هم با شما هم صدا باشیم.

و اگر این کار، مشکلی بر مشکلات اضافه می‌کند، چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی. بنابراین بنده خواستم این نکته را خدمت عزیزان بیان کنم.

امشب هم در مسجد امام سجاد برنامه داریم. فرداشب هم در مسجد امام هادی برنامه داریم. سه شب گذشته هم در مدرسه فیضیه بودیم، ان شاءالله بتوان از این فرصت‌ها استفاده کرد و زمینه هم فراهم هست که حداقل اگر چند تن از طلاب حرف ما را گوش بدهند خودش نعمت بزرگی است.

بنده همان شب اول بحثی داشتم در رابطه با اینکه مراد از «وحدت» چیست. آیا به این معناست که ما از اصول خود دست برداریم و به نام وحدت از معتقدات خود عقب نشینی کنیم؟ که گفتیم این امر معقول نیست.

بنده عبارت «شهید مطهری» را در این جلسات نشان دادم. ایشان در کتاب «امامت و رهبری» به صراحت می‌نویسند:

"ما شیعه هستیم و افتخار پیروی اهلبیت (علیهم السلام) را داریم. کوچک‌ترین چیزی حتی یک مستحب یا مکروه کوچک را قابل مصالحه نمی‌دانیم. نه توقع کسی را در این زمینه می‌پذیریم و نه از دیگران انتظار داریم که به نام مصلحت و به خاطر اتحاد اسلامی از یک اصل از اصول خود دست بردارند."

قضیه این است، ولی بعضی از بزرگواران در گوشه کنار، چوب حراج بر تراث شیعه می‌زنند و ادعا می‌کنند که ما باید برای وحدت، چنین و چنان کنیم. اخیراً تا حدودی بساط این افراد جمع شده است، اما در گوشه و کنار بازهم شاهد آن هستیم.

این افراد تصور می‌کنند که اگر از چند تن از اهل سنت و از امام اعظم آن‌ها تجلیل کردند، کار خوبی کردند. همین الآن که بنده در اتاق اساتید بودم، یکی از بزرگواران کلیپی را از یکی از آقایانی که از قم به زاهدان رفته بود به بنده نشان داد. که گفته بود: "امام اعظم «ابوحنیفه» باید برای ما نماد و الگو باشد."

ما هم در جواب ایشان گفتیم: ان شاءالله خداوند شما را با «ابوحنیفه» محشور کند و ما را هم با امام صادق(سلام الله علیه) محشور کند.

درست نیست که ما فرزند حوزه علمیه و شاگرد امام صادق باشیم، اما چنین حرف‌هایی بزنیم و چوب حراج بر تراث اهلبیت بزنیم تا چند تن از اهل سنت خوشحال بشوند و برای حرف‌های ما کف بزنند!!

آیا امام خمینی این کار را کردند؟ آیا وصیتنامه امام با این تندی و این شدت برای ما کافی نیست؟ شما ببینید اهل سنت مقام معظم رهبری را به عنوان وحدت شکن معرفی کردند. مشاهده کنید در یکی از سایت‌های اهل سنت نوشته شده است:

" در سخنرانی مقام معظم رهبری در چهاردهم خرداد، سوابق طولانی و درخشان «طلحه» و «زبیر» در سدر اسلام و سپس تغییر موضع آنان و برخورد قاطع امیرالمؤمنین با «طلحه» و «زبیر» به عنوان نمونه تاریخی از ضرورت توجه به حال کنونی افراد در هرگونه قضاوت و ارزیابی بیان شد."

مقام معظم رهبری در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی در سال 1389 گفتند: "«طلحه» و «زبیر» با وجود سوابقی که داشتند تغییر موضع دادند. امیرالمؤمنین هم با آن‌ها برخورد قاطعی کرد." همین!

«عبدالحمید» رسماً اعلام کرد که این کار ایشان توهین به اهل سنت است. او فرمایشات ایشان را به عنوان توهین به اهل سنت بیان کرد و گفت: "«طلحه» و «زبیر» یکی از بزرگان صحابه و از سابقین اولین بودند. در سوره مبارکه:

(وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ وَ الْأَنْصار)

پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار و آن‌ها که به نیکی از آن‌ها پیروی کردند.

سوره توبه (9): آیه 100

این دو نفر مورد تمجید قرار گرفتند. «طلحه» و «زبیر» جزو عشره مبشره هستند که در احادیث گهربار آن حضرت بشارت صریح بهشت به آنان داده شده است. و جامعه اهل سنت به همه یاران رسول الله خصوصاً خلفای راشدین و بزرگان صحابه احترام خاصی قائل‌اند و آنان را جزو مقدسات خود می‌دانند."

بعد می گوید: "اهل سنت هیچگاه تصور نمی‌کردند که مقام معظم رهبری که همواره نسبت به اهانت به بزرگان و مقدسات یکدیگر به کرات هشدار داده‌اند، این تشبیه را در مراسم سالگرد ارتحال امام راحل به کار ببرند. این حرف ایشان مایه نگرانی اهل سنت در سطح کشور شده است."

مشاهده کنید که معتقد هستند ما واقعیت تاریخی را نباید بگوییم. این افراد نسبت به مقام معظم رهبری اینطور جسورانه و با این وقاحت حرف می‌زنند. اما «طلحه» و «زبیر» که در برابر خلیفه چهارم قیام کردند و به قصد کشتن علی بن أبی طالب رفته بودند و سی هزار انسان را به کشتن دادند، کارشان اشکالی ندارد. این دو نفر مجتهد بودند و اجتهاد کردند و ثوابی هم برده‌اند!!

در نامه‌ای که بنده برای «پروفسور غامدی» می‌نوشتم، آیت الله شبیری زنجانی دستور دادند مطلبی اضافه کنم و آن اینکه کسانی که با امیرالمؤمنین می‌جنگیدند، آیا حضرت را هم جزو عشره مبشره می‌دانستند؟

آیا امیرالمؤمنین هم جزو عشره مبشره بودند یا خیر؟ این افراد آمده بودند امیرالمؤمنین را بکشند تا زودتر به بهشت برود یا اینکه می‌خواستند امیرالمؤمنین را به عنوان اینکه دشمن و اهل جهنم است می‌خواستند بکشند؟

حاج آقای شبیری گفتند از آنها بپرسید که برای شما توضیح بدهند «طلحه» و «زبیر» که برای جنگ با امیرالمؤمنین آمده بودند، با چه قصدی بود؟ آیا آن‌ها می‌خواستند امیرالمؤمنین را بکشند و به بهشت بفرستند یا می‌خواستند حضرت را به جهنم بفرستند؟

اگر واقعاً امیرالمؤمنین اهل بهشت است، جنگیدن با بهشتی خود خلاف است. و اگر نستجیر بالله این افراد امیرالمؤمنین را اهل جهنم می‌دانستند و می‌خواستند حضرت را بکشند و به جهنم بفرستند، شما تکلیفتان را روشن کنند. به قول معروف شترسواری دولا دولا نمی‌شود!! خیلی رُک بگویید که علی بن أبی طالب از دیدگاه این آقایان از دین بیرون رفته است.

اگر به منابع تاریخی مراجعه کنید، می‌بینید که وقتی صحابه از «طلحه» و «زبیر» و «عایشه» می‌پرسند که مگر شما با امیرالمؤمنین بیعت نکردید؟ ‌گفتند: بیعت کردیم، اما علی بن أبی طالب، «غیّر و بدّل»؛ علی بن ابی طالب از دین بیرون رفته است.

«احنف بن قیس» نزد عایشه، طلحه و زبیر رفت و از آن‌ها درخواست کمک کرد. بعد از آنکه آن‌ها قصد جنگ با امیرالمؤمنین را کردند، او نزد آن‌ها رفت و گفت: شما را به خدا سوگند من از شما مشورت گرفتم که با چه کسی بیعت کنم؛

«فقلت یا زبیر یا حواری رسول الله یا طلحة نشدتکما بالله أقلت لکما من تأمرانی به فقلتما علیا»

سپس گفتم: ای زبیر حواری رسول الله ای طلحه شما را به خدا سوگند من از شما مشورت گرفتم یا نه که شما به من امر کردید با علی بیعت کنم؟

«فقالا نعم ولکنه بدل»

آن‌ها گفتند: بله، ولی او تغییر کرده است.

المصنف فی الأحادیث والآثار، اسم المؤلف: أبو بکر عبد الله بن محمد بن أبی شیبة الکوفی، دار النشر: مکتبة الرشد - الریاض - 1409، الطبعة: الأولی، تحقیق: کمال یوسف الحوت، ج 6، ص 197، ح 30629

این قیام بر ضد خلیفه، اشکالی ندارد، اما اینکه مقام معظم رهبری می‌فرمایند: "«طلحه» و «زبیر» با وجود سوابق درخشانی که دارند، تغییر موضع دادند و امیرالمؤمنین هم با آن‌ها با قاطعیت برخورد کرد" به این حرف اعتراض می‌کنند. مقام معظم رهبری توهین نکردند، بلکه حقیقت تاریخی را بیان کردند. ولی اهل سنت می گویند که به مقدسات اهل سنت توهین شده است و ما توقع نداریم.

دوستان عزیز ما هر کاری بخواهیم کنیم، اهل سنت به یک جای کار ایراد می‌گیرند. تنها رضایت این افراد در این است؛

(وَ لَنْ تَرْضی عَنْک الْیهُودُ وَ لا النَّصاری حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم)

هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد تا (بطور کامل تسلیم خواسته‌های آن‌ها شوی و) از آئین (تحریف یافته) آنان پیروی کنی.

سوره بقره (2): آیه 120

اگر روزی ما از شیعه‌گری و اعتقاد به اهلبیت دست برداریم، اهل سنت از ما راضی می‌شوند.

بنده همان شب اول در فیضیه که این مطلب را گفتم، بعضی افراد در فضای مجازی داد و بیداد و توهین و فحاشی کردند که چرا آقای قزوینی به رهبران تقریب اهانت کرده است!

من گفتم: خداوند از سر تقصیرات همه ما بگذرد؛ آقای «واعظ زاده خراسانی» در مجله «نهج البلاغه» شماره 4 و 5 مصاحبه‌ای در خصوص راهکار وحدت داشت. بنده از عزیزان تقاضا دارم این مجله را مطالعه کنند.

ایشان در این مجله می گوید: "اگر ما بخواهیم وحدت برقرار شود، باید دو کار انجام بدهیم؛

کار اول این است که دست از منصوص الخلافه بودن امیرالمؤمنین برداریم، زیرا با تکیه بر منصوص الخلافه بودن امیرالمؤمنین اهل سنت از ما ناراحت می‌شوند و می‌گویند: شما صحابه را زیر سؤال بردید. پیغمبر اکرم فرموده است که علی بن أبی طالب خلیفه است، اما صحابه زیر سؤال نرفتند.

کار دوم این است که به دنبال مشروعیت خلافت شیخین باشیم. من از طلبه‌ها و دانشجویان تقاضا می‌کنم که به دنبال دلیل بگردند."

آیت الله سبحانی به بنده زنگ زدند و گفتند که برای آقای «واعظ زاده خراسانی» جوابی بنویسید. بنده گفتم: من جوابی نمی‌نویسم. ایشان دلیل این کار را پرسید و من گفتم: ایشان در «مجله هفت آسمان» مطالب سخیفی گفت و شخص شما جواب دادید و آیت الله سند جواب داد، آیا ایشان دست برداشت؟

آقای «دین پرور» از تخصصی «نهج البلاغه» به من زنگ زد و گفت: آقای قزوینی! تنها کسی که می‌تواند جواب خوبی بنویسد شما هستید. من به ایشان گفتم که من نمی‌نویسم.

آیت الله خزعلی هم که یکی از اعضای هیئت تحریریه مجله «نهج البلاغه» بود، به منزل ما آمد و گفت: شما به این مجله جوابی بنویسید.

ایشان بعد از نهار استراحتی کردند و وقتی که بلند شدند، می‌خندیدند. وقتی علت خنده ایشان را پرسیدم، گفت: الآن که خوابیده بودم، خواب دیدم در جایی هستیم که من و شما در کنار امام رضا (علیه السلام) قرار داریم.

شما تیری را هدف گرفتید، می‌خواهید جایی را هدف قرار بدهید و دو دل هستید. امام رضا به شما فرمودند: آقای قزوینی تیر را بزن و نترس. حضرت به من هم فرمودند: آقای خزعلی به آقای قزوینی بگو بزند. شما هم زدید و به هدف خورد.

تعبیر ایشان از این خواب این بود که آقای «واعظ زاده» خراسانی و امام رضا هم خراسانی هستند. حضرت می‌خواهند که شما جواب بنویسید.

ما با خواب ایشان شیر شدیم و در عرض یک هفته یک جواب 60 صفحه‌ای نوشتیم. در حال حاضر اگر بنده بخواهم چنین جوابی بنویسم شاید یک ماه و نیم طول بکشد. بنده همین دو شب پیش که این جوابیه را می‌خواندم تعجب کردم که آیا این مطالب را من نوشتم!؟

در آن زمان کامپیوتر و امثال این هم وجود نداشت، بنده عنایت امام رضا را در آن مقاله دیدم. بنده این مقاله را خدمت آیت الله سبحانی دادم و ایشان از اول تا آخر را دیدند و دست خط ایشان را دارم.

بنده همچنین این مقاله را خدمت آقای «میلانی» و آیت الله شبیری زنجانی دادم و در نهایت آقای «بوشهری» هم این مقاله را خواندند. ایشان دستور دادند مطالبی را حذف کنم و با اینکه بنده صددرصد مخالف حذف این مطالب بودم، اما به احترام ایشان آن عبارات را حذف کردم و در نهایت این مقاله را برای چاپ فرستادیم.

بعد از این مقاله آقایان وحدتی‌ها فحشی نبود که به بنده ندادند و توهینی نبود که به من نکردند. هنوز هم که هنوز است در فضای مجازی از آن جواب می‌سوزند.

مجله «نهج البلاغه» شماره چهار و پنج سخنرانی ایشان است و مقاله شماره 6 جوابیه بنده است. این مقاله در کتابخانه مجازی مرکز نور هست. کسانی که در آنجا عضو هستند، می‌توانند با پرداخت مبلغی به حساب مرکز نور، این مقاله‌ را دانلود کنند.

همچنین جوابیه بنده در سایت «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» تحت عنوان «سخنی با واعظ زاده خراسانی» موجود است.

البته ایشان پس از آن مقاله، این بار در مجله «حوزه» صحبت هایی کردند. حاج آقای بوشهری به من زنگ زد و گفت: آقای قزوینی! از شما انتظار هست و شما می‌توانید جواب بدهید.

آقای واعظ زاده خراسانی در آن مجله، از بنی امیه تجلیل کرده بود. ما بازهم می‌خواهیم که خداوند از سر تقصیرات همه ما بگذرد. هرکسی لغزشی دارد و شاید ما لغزش‌های دیگری داریم.

بنده تقریباً سه جوابیه نوشتم که در مجله «افق حوزه» به چاپ رسید. جوابیه چهارم و پنجم را چاپ نکردند و ما در سایت «مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر» گذاشتیم.

بنده پنج جوابیه نوشتم مبنی بر اینکه بنی امیه ارزش دفاع کردن ندارد که ما بخواهیم از بنی امیه تجلیل کنیم. ان شاءالله خداوند به حق حضرت فاطمه زهرا همه ما را از لغزش‌ها حفظ کند.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 

 



مطالب مرتبط:
«اجتهاد» و «تقلید» از دیدگاه فریقین (2)«اجتهاد» و «تقلید» از دیدگاه فریقین (1)مقایسه ادلّه شیعه و ادلّه اهل سنت بر حقانیت مذهب خویش (4)مقایسه ادلّه شیعه و ادلّه اهل سنت بر حقانیت مذهب خویش (3)


Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English