نسخه موبایل
www.valiasr-aj .com
حضرت مهدی ارواحنا فداه در منابع اهل سنت
کد خبر: ١١٩٧١ تاریخ انتشار: ٢٢ ارديبهشت ١٣٩٧ - ١٣:٤٧ تعداد بازدید: 372
سخنراني ها » عمومي
حضرت مهدی ارواحنا فداه در منابع اهل سنت

سخنرانی عمومی 97/02/11

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 97/02/11

موضوع: «حضرت مهدی ارواحنا فداه در منابع اهل سنت »

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی محمد رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله إلی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لولا أن هدانا الله

تقدیم به پیشگاه مقدس و باعظمت حضرت بقیة الله الأعظم (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) صلواتی عنایت فرمایید.

قبل از آغاز سخن اعیاد شعبانیه به ویژه خجسته میلاد منجی عالم بشریت موعود أمم حضرت بقیة الله الأعظم را به پیشگاه مقدس خود آن بزرگوار و تمام پویندگان راه امامت و ولایت و همه دوستداران اهلبیت عصمت و طهارت تبریک و تهنیت عرض می‌کنم.

خدا را به آبروی حضرت صدیقه طاهره مادر بزرگوارش سوگند می‌دهم عیدی ما را فرج موفور السرور آن بزرگوار قرار بدهد، با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد.

ایام، ایام مهدویت است. قلب‌ها متوجه ساحت مقدس قلب عالم امکان و عصاره عالم وجود است. عزیزی که:

«بِیمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاء»

زاد المعاد- مفتاح الجنان، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: اعلمی، علاءالدین، ص 423، باب دعاء العدیلة الکبیر

به برکت اوست که خداوند عالم رحمت و فیضش را بر عالم هستی نازل می‌کند و قوام عالم هستی به آن نازنین وجود است.

در رابطه با مهدویت سخن برای گفتن زیاد است، اما در این لحظات ملکوتی نزدیک به شب میلاد آن بزرگوار چند نکته‌ای را در محضر مبارک حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) و شما عزیزان و گرامیان تقدیم می‌کنیم.

موضوع مهدویت از موضوعات مهم و اساسی اسلام است که می‌توان ادعا کرد در میان موضوعات اسلامی کمتر موضوعی است که همانند مهدویت دارای اهمیت شایان باشد.

در قرآن کریم طبق آنچه مفسران شیعه و سنی و محدثان فریقین آورده‌اند، سیصد و بیست و چهار آیه طبق روایت از نبی گرامی اسلام، ائمه هدی (سلام الله علیهم اجمعین)، صحابه و مفسران شیعه و سنی در رابطه با حضرت مهدی تفسیر و تأویل شده است.

این سیصد و بیست و چهار آیه حجم انبوهی از آیاتی است که نسبت به وجود مقدس حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) در کتب شیعه و سنی اعم از کتب تفسیری، حدیثی، تاریخی و کلامی آمده است.

در کتب روایی فریقین می‌بینیم آمار روایاتی که در رابطه با حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) آمده است، در مقایسه با دیگر عناوین و موضوعات اسلامی از یک گستردگی و وسعت بیشتری برخوردار است.

در کتاب «معجم أحادیث المهدی» که در پنج جلد به چاپ رسیده است، مجموعاً 1941 روایت از نبی گرامی اسلام و ائمه هدی (سلام الله علیهم اجمعین) پیرامون حضرت مهدی، ولادت، غیبت، علائم ظهور، کیفیت ظهور و شاخصه‌های حکومتی آن حضرت نقل شده است.

در کتاب «منتخب الأثر» تألیف مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی بیش از شش هزار حدیث ( با احتساب احادیث تکراری و ارجاعات) از شیعه و اهل سنت در رابطه با حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) روایت نقل شده است.

کسانی که اهل تحقیق و فضل هستند، به خوبی می‌دانند ما در هیچ یک از موضوعات اسلامی این همه روایت یعنی تا نزدیک چهار هزار روایت نداریم؛ نه در مسائل اخلاقی، نه در مسائل فقهی، نه در مسائل سیاسی و غیره!!

این مطالب نشانگر اهمیت شریعت نبوی و محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) به موضوع مهدویت است. موضوعی که از زمان حضرت آدم تا خاتم تمام انبیاء الهی و پیامبران بشارت آمدن او را به پیروانشان داده‌اند.

انبیاء گرامی و اوصیاء و اولیاء ظلم‌ها و ستم‌ها را سپری کرده‌اند، به این امید که روزی مصلح جهانی و منتقم خواهد آمد و انتقام آنان را از ستمگران خواهد گرفت.

گرفتاران عالم همواره با این امید گرفتاری‌ها را پشت سر گذاشته‌اند که روزی حکومت جهانی حضرت مهدی خواهد آمد.

چه بسا آنان به اذن خداوند عالم در زمان حکومت حضرت رجعت می‌کنند و زمان حکومت حضرت را درک می‌کنند و انتقام آنان به دست آن بزرگوار از ظالمان، ستمگران و مستبدان گرفته خواهد شد. روی این جهت می‌بینیم در شریعت اسلامی موضوع مهدویت از یک اهمیت خاص و ویژه‌ای برخوردار است .

تعدادی از علمای اهل سنت پیرامون حضرت مهدی، قیام و غیبت آن بزرگوار ده‌ها سال قبل از ولادت حضرت مهدی کتاب تألیف کرده‌اند.

«ابن سعد» صاحب «طبقات الکبری» متوفای 230 هجری کتابی نوشته است که اگر این کتاب خود را در بیست سال آخر عمر خود تألیف کرده باشد، نشانگر این است که این کتاب بیش از 50 سال قبل از ولادت حضرت مهدی تألیف شده است.

آقای «أحمد بن حنبل» متوفای 241 هجری شاید 30 سال قبل از ولادت حضرت مهدی احادیث مهدویت را به صورت گسترده در کتاب «مسند أحمد بن حنبل» نقل کرده‌ است.

این مطالب نشانگر این است که موضوع مهدویت موضوعی نیست که بعد از عصر امام حسن عسکری (علیه السلام) یا دوران غیبت و پس از آن که امروز وهابیت مطرح می‌کنند، وارد فرهنگ اسلامی شده باشد.

جالب اینجاست که حتی بزرگان اهل سنت روایتی را از نبی گرامی اسلام نقل می‌کنند که حضرت فرموده‌اند:

«من أنکر خروج المهدی فقد کفر»

هرکسی خروج حضرت مهدی را انکار کند کافر است.

لسان المیزان، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت - 1406 - 1986، الطبعة: الثالثة، تحقیق: دائرة المعرف النظامیة - الهند -، ج 5، ص 130، ح 437

آقای «ابن خلدون» که یکی از بزرگ شکاکین فرهنگ مهدویت است، در کتاب «مقدمه» خود مشهور به «مقدمه ابن خلدون» صفحه 347 این روایت را نقل می‌کند.

همچنین «ابن حجر مکی» متوفای 974 هجری در کتاب «الفتاوی الحدیثیه» جلد اول صفحه 26 همین روایت را نقل می‌کند که پیغمبر اکرم فرمود: هرکسی منکر مهدویت باشد، کافر است.

از «بن باز» مفتی اعظم عربستان سعودی -یکی از دشمنان اهلبیت و یکی از نواصب در عصر حاضر- سؤال شده است:

بعضی از افراد منکر نزول حضرت مسیح هستند که پشت سر حضرت ولی عصر نماز خواهد خواند یا منکر دجال و منکر حضرت مهدی هستند، چه حکمی دارند؟!

ایشان به صراحت می‌نویسد: "چنین فردی که منکر نزول حضرت مسیح و منکر وجود حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) باشد، کافر است."

کتابی در فضای مجازی تحت عنوان «فتاوی علی الدرب» است که کلیه فتاوای «بن باز» مفتی اعظم سابق عربستان سعودی متوفای 1420 را در آن جمع کرده‌اند. در صفحه 355 و 356 به این سؤال این چنین پاسخ می‌دهد.

البته نباید نادیده بگیریم که قضیه اصل مهدویت چیزی است و مهدویتی که شیعه به آن نگاه می‌کند چیز دیگری است. ما معتقد به آن نازنین وجود حضرت بقیة الله الأعظم حضرت مهدی هستیم که نبی گرامی اسلام و ائمه اطهار بشارت آمدن او را داده‌اند.

آن بزرگوار در روز جمعه سال 255 هجری به دنیا آمده، در سال 329 هجری غیبت آن بزرگوار شروع شده و تاکنون هم در پس پرده غیبت است. آن بزرگوار مجرای فیض الهی به بشر هستند همانند حضرت خضر (علی نبینا و آله و علیه السلام).

گفتنی است اهل سنت معتقدند که نبی گرامی اسلام بشارت آمدن حضرت مهدی را داده است، اما تاکنون متولد نشده است. آن بزرگوار در آخر الزمان متولد خواهد شد، قیام خواهد کرد و جهان را پر از عدل و داد می‌کند پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد.

با تمام اختلاف نگاهی که میان شیعه و اهل سنت وجود دارد، انبوهی از بزرگان و استوانه‌های علمی اهل سنت همانند «ذهبی»، «ابن خلکان»، «ابن حجر عسقلانی»، «ابن حجر مکی» و دیگران در تألیفاتشان ولادت حضرت مهدی را در سال 255 هجری تأیید می‌کنند.

بعضی افراد همانند «ابن خلکان» صاحب کتاب «وفیات الأعیان» در کتب و تألیفات خود آورده‌اند که آن حضرت روز جمعه در نیمه شعبان به دنیا آمده است.

نکته جالب این است که حدود 20 و اندی سال قبل یعنی سال 1420 هجری کتابی در مدینه منوره تحت عنوان «الأصول فی ذریة بضعة الرسول» نوشته شد.

در صفحه 98 قضیه حضرت مهدی را مفصل مطرح می‌کند، ولادت آن بزرگوار را در نیمه شعبان سال 255 هجری می‌آورد و بالتفصیل درباره حیات آن حضرت تا عصر حاضر سخن می‌گوید.

عزیزانی که به مدینه منوره مشرف شده‌اند، مخصوصاً کسانی که قبل از حدود 12 سال قبل رفته‌اند می‌دانند در مسجد النبی وسط مسجد فضای بازی است و در حاشیه بالا اسامی صحابه نوشته شده است، سپس اسامی ائمه اطهار (علیهم السلام) نوشته شده است.

در قسمت اسامی ائمه اطهار چنین نوشته شده است: علی بن أبی طالب، الحسین المجتبی، الحسین الشهید، الإمام السجاد. در این قسمت بعد از الحسن العسکری نوشته شده است: المهدی الحی!

دست‌های ناپاک وهابیت حدود 9 سال قبل کلمه «الحی» را از نوشته‌های گچ کاری شده پاک کردند که در حقیقت ننگی بر دامن وهابیت و آل سعود است.

«محمد بن سلمان» در سخنرانی چند روز قبل خود می‌گفت: "ما با ایران دشمنی داریم، زیرا مردم ایران بر این عقیده هستند که روزی حضرت مهدی خواهد آمد، قیام خواهد کرد و تمامی حکومت‌های ما را از بین خواهد برد. ما از این جهت با مردم ایران دشمنی داریم!"

یکی از علل دشمنی آل سعود با ایران همین قضیه است. البته سابقاً هم مفتی اعظم عربستان سعودی «آل شیخ» چنین حرفی را زده بود، اما حدود 12 روز قبل «محمد بن سلمان» نیز چنین مسئله‌ای را مطرح کرد.

علی رغم اینکه قضیه مهدویت یک قضیه اعتقادی شیعی نیست، بلکه قضیه اعتقادی تمام مسلمانان است؛ اما از آنجایی که این افراد می‌خواهند بهانه‌هایی برای مقابله با مردم ایران و شیعه در دست داشته باشند هر روز بهانه‌ای می‌تراشند. سران عربستان سعودی اخیراً مسئله اعتقاد به مهدویت را زمینه‌ساز عداوت و دشمنی با ایران قرار داده‌اند. جالب اینجاست که یکی از علمای اهل سنت کتابی تحت عنوان «الیواقیت و الجواهر» نوشته است. نویسنده در جلد دوم این کتاب صفحه 127 داستانی نقل می‌کند مبنی بر اینکه یکی از علمای اهل سنت عراق به نام «حسن عراقی» می‌گوید:

"من نسبت به حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء) علاقه پیدا کرده بودم. پای صحبت عالمی در مسجد بزرگ دمشق بودم که از فضائل و مناقب حضرت مهدی سخن گفت و بی‌اختیار عشق آن حضرت در وجودم شعله‌ور شد. هر روز در سجده نماز خود از خداوند عالم زیارت حضرت مهدی و ملاقات با آن بزرگوار را مسئلت می‌کردم تا یکی از روزها وقتی نمازم تمام شد مشاهده کردم فردی دست به شانه من گذاشت و گفت: آقای حسن دعایت به اجابت رسید!

من متوجه شدم که حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) است. او را به منزلم بردم و آن بزرگوار یک هفته در منزل من بود و من از فیوضات آن حضرت بی حد و حصر استفاده کردم."

قضیه مهدویت چیزی نیست که ادعا کنیم چند تن از بزرگان شیعه همانند «سید بن طاووس»، «مقدس اردبیلی» و دیگران تشرف‌های خاصی خدمت حضرت داشته‌اند.

اگر تألیفاتی که اخیراً در رابطه با تشرفات نوشته شده را مطالعه کنید، می‌بینید بخشی از تشرفات محضر حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) را اهل سنت تشکیل می‌دهند. بنابراین موضوع مهدویت موضوعی فرامذهبی است و اختصاص به فرهنگ شیعه ندارد.

این نکته، نکته اولی بود که من به عنوان مقدمه خدمت شما گرامیان و محضر پرفیض حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) که بر سر ما منت گذاشت و توفیق سخن گفتن در محضرش را به ما عطا کرد، تقدیم کردم.

نکته دومی که دوست دارم مقداری بیشتر و مفصل‌تر در این زمینه صحبت کنم، این است که آیا اساسی‌ترین وظیفه ما در عصر غیبت و در زمان غیاب حضرت ولی عصر چیست؟!

آیا تنها به همین مقدار اکتفا کنیم که وقتی گرفتار می‌شویم به آن حضرت متوسل شویم، در مجالس خود جلساتی به نام حضرت صاحب الزمان برگزار کنیم یا هر سال نیمه شعبان به نام آن بزرگوار جشن برپا کنیم و شیرینی پخش کنیم یا کام خود را شیرین کنیم؟!

آیا وظیفه ما همین است؟! آیا وظیفه ما تنها این است که بدانیم کسی به نام حضرت مهدی (ارواحنا له الفداء) قرار است روزی بیاید و جهان را پر از عدل و داد کند؟! آیا باید به همین مقدار اکتفا کنیم؟! شاید وظیفه ما در عصر غیبت بسیار فراتر از این مسائل باشد.

من به دوستان عزیز و گرامیان توصیه‌ای برادرانه می‌کنم. مرحوم علامه موسوی اصفهانی به دستور حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) کتابی به نام «مکیال المکارم» نوشته است.

ایشان که یکی از علمای بزرگ و باتقوای شیعه است، داستان نوشتن این کتاب را در ابتدای آن آورده است. کسانی که می‌توانند این کتاب را از کتاب فروشی‌ها یا فایل پی دی اف آن را از سایت‌های مختلف تهیه کنند. بنده انتظار ندارم این کتاب را هر روز مطالعه کنید، اما می‌توانید شب‌ها و روزهای جمعه خانواده خود را جمع کنید و چندین صفحه از این کتاب را برای آن‌ها بخوانید. خدا می‌داند اگر انسان این کتاب را هزار مرتبه هم بخواند، برای هزار و یکمین مرتبه بازهم در وجود انسان نورانیت ایجاد می‌کند.

بنا به نقل مؤلف، حضرت ولی عصر (ارواحنا له الفداء) که دستور نوشتن این کتاب را صادر فرموده‌اند، همین خود مزید بر علت برای ایجاد نورانیت در قلب انسان است.

بنده چند نکته در رابطه با اهمیت وظایف ما در عصر غیبت مخصوصاً امروزه که شبهات دشمنان مهدویت همانند وهابیت از زمین و زمان سیل‌آسا می‌بارد برای شما بیان می‌کنم.

وهابیت شبهات گوناگونی را در حوزه مهدویت مطرح می‌کنند. امروزه که فرهنگ مهدویت عقده‌ای در دل وهابیت، استخوانی در گلوی آن‌ها و خاری در چشمشان است؛ ما باید به موضوع مهدویت و فرهنگ مهدویت اهمیت بیشتری بدهیم.

اولین قدم و وظیفه ما در حوزه مهدویت عبارت از شناخت مهدویت است. البته شناخت مهدویت متفرع بر شناخت امامت است. مهدویتی که ما به آن معتقد هستیم، در امتداد امامت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) است.

ما به مهدویتی معتقد هستیم که نبی گرامی اسلام در روایات متعدد شیعه و سنی نام اوصیاء، امامان و خلفای بعد از خود را مطرح کرده است و نام این بزرگواران را از حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) تا حضرت ولی عصر با اسم کامل بیان کرده است.

ما چنین مهدویتی را معتقد هستیم، نه مهدویتی که تنها در کتاب‌ها بشارت آمدن او را داده‌اند و جهان را پر از عدل و داد می‌کند پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد!!

افراد زیادی چنین عقیده‌ای دارند. در آئین مسیحیت، یهودیت، اوستا و دیگر کتب دینی حتی در بعضی اقوام و مللی که اصلاً از ادیان ابراهیمی فاصله دارند مسئله منجی آخرالزمان مطرح شده است.

مهم نیست که بنده بگویم: "حضرت مهدی خواهد آمد و جهان را پر از عدل و داد می‌کند!" وظیفه ما طبق حدیث شریف:

«مَنْ مَاتَ وَ لَمْ یعْرِفْ إِمَامَ زَمَانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة»

هرکسی بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است.

بحار الأنوار، نویسنده: مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، محقق / مصحح: جمعی از محققان، ج 51، ص 160، ح 7

فراتر از این است. «مرحوم شیخ مفید (رضوان الله تعالی علیه)» در کتاب «الإفصاح فی الإمامة» صفحه 28 و «مرحوم کلینی» در کتاب «کافی» جلد 2 صفحه 412 روایات متعددی را با توجه به این روایت بیان کرده‌اند.

قطعاً معرفتی که عدم آن با کفر و نفاق مساوی است، معرفتی عمیق است و سطحی و ظاهری نیست. از امام حسین (علیه السلام) سؤال می‌کنند:

«فَمَا مَعْرِفَةُ اللَّه»

راه شناختن خدا چیست؟

«قَالَ مَعْرِفَةُ أَهْلِ کلِّ زَمَانٍ إِمَامَهُمُ الَّذِی یجِبُ عَلَیهِمْ طَاعَتُه»

حضرت فرمودند: خداشناسی یعنی شناختن امام زمانی که معرفت و شناخت آن واجب و حق آن مسلم است.

علل الشرائع، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ج 1، ص 9، ح 1

روایات دیگری وارد شده است. حضرت می‌فرماید: اگر کسی نسبت به دیگر واجبات الهی کوتاهی کرده باشد قابل عفو و بخشش است، ولیکن اگر کسی نسبت به شناخت امام کوتاهی کند قابل گذشت نیست.

«وَ لَا یعْذَرُ النَّاسُ حَتَّی یعْرِفُوا إِمَامَهُم»

هیچ عذری از مردم در رابطه با ترک شناخت امام پذیرفته نیست.

کمال الدین و تمام النعمة، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: غفاری، علی اکبر، ج 2، ص 412، ح 10

این روایت، روایت مفصلی است که بنده تنها به بخشی از آن اشاره کردم. در رابطه با بحث شناخت امام و شناخت مهدویت باید مطالبی را خدمت شما بیان کنم.

عزیزانم، برادرانم، خواهرانم، عزیزانی که در صحن‌ها سخن بنده را می‌شنوید! امروز سارقان ایمانی و دزدان عقیدتی زیاد شده‌اند، مخصوصاً فضای مجازی که به تعبیر مقام معظم رهبری به قتلگاه جوانان تبدیل شده است. امروزه از بین هر ده گروه و کانال که در فضای مجازی است، نزدیک به دو سوم این کانال‌ها و وسایت‌ها و وبلاگ‌ها در اختیار وهابیت و سلفی‌ها است. آن‌ها شبانه روز تلاش می‌کنند شبهه مطرح کنند تا عقاید جوانان ما را متزلزل کنند. دشمنان هر روز شبکه‌های ماهواره‌ای تأسیس می‌کنند تا ایمان جوانان ما را مشوش کنند.

سال اول که «نتانیاهو» به نخست وزیری می‌رسد، در کنگره آمریکا سخنرانی می‌کند. او از آمریکا نه کمک مالی می‌خواهد، نه کمک نظامی می‌خواهد بلکه کمک فرهنگی می‌خواهد.

او تنها از آمریکا درخواست می‌کند مساعدت کنید تا فضای مجازی و شبکه‌های ماهواره‌ای به زبان فارسی راه اندازی کنیم تا اعتقادات جوانان شیعه و ایرانی را متزلزل کنیم و آن‌ها را به طرف فساد و فحشا سوق دهیم.

بنده از ساحت مقدس حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) عذرخواهی می‌کنم. خدا می‌داند بنده از گفتن این جمله خجالت می‌کشم، اما آن‌ها خیلی زود به نتایج دلخواهشان دست پیدا کردند. یک سال پس از اینکه دشمنان «شبکه فارسی وان» را راه‌اندازی کردند رئیس این شبکه اعلام کرد: "ما در ایران و افغانستان و پاکستان بیش از 50 میلیون مخاطب جمع کردیم!!"

این افراد شبانه روز شبهه‌افکنی می‌کنند تا جوانان ما را نسبت به مبانی اعتقادی بدبین کنند و در دلشان شک و شبهه ایجاد کنند، اعتقاداتشان را متزلزل کنند.

این امر ملازم این است که ما بیاییم مبانی اعتقادی خودمان، فرزندان و عزیزانمان را به اعتقادات استدلالی تبدیل کنیم، نه اعتقادات تقلیدی.

اینکه من بگویم پدرم معتقد بود امیرالمؤمنین امام اول است، مادرم معتقد بود امام زمان وجود دارد و من هم عقیده دارم چه فرقی با مسیحی، یهودی، لائیک و کمونیست دارم که می‌گوید به دلیل اینکه پدرم کمونیست یا مسیحی بود من هم کمونیست یا مسیحی هستم؟!

بنده بارها به دوستان می‌گویم که ما در رابطه با مباحث اعتقادی خود مخصوصاً در حوزه ولایت چنان باشیم که اگر در کوچه و بازار و هواپیما و ماشین و تاکسی کسی از ما سؤال کرد:

"به چه دلیل معتقد به امامت دوازده امام هستید؟!"، "به چه دلیل معتقد هستید امیرالمؤمنین خلیفه بلافصل نبی گرامی اسلام است؟!" ،  بتوانیم ده یا بیست دقیقه با استفاده از آیات قرآن کریم و احادیث نبوی مستند و مستدل برای حقانیت ائمه اطهار (علیهم السلام) استدلال کنیم.

به تعبیر «ابن عباس» ما سیصد آیه در قرآن کریم در رابطه با حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) داریم که این تعداد کم نیست. اگر ما از این تعداد دو یا سه آیه هم انتخاب کنیم برای ما کفایت می‌کند.

بنده بارها در همین جا اشاره کردم که آیه 67 از سوره مبارکه مائده به تعبیر «شیخ مفید» قوی‌ترین دلیل شیعه بر امامت بلافصل امیرالمؤمنین است که می‌فرماید:

(یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه)

ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملاً (به مردم) برسان و اگر چنین نکنی، رسالت او را انجام نداده‌ای.

سوره مائده (5): آیه 67

این آیه جزء آخرین آیاتی است که بر نبی گرامی اسلام نازل شده است. این آیه اواخر عمر رسول اکرم نازل شده است. به پیغمبر اکرم چه دستوری داده شده که قرآن این چنین تهدید می‌کند در صورتی که حضرت ابلاغ نکنند رسالت ناتمام است؟! آیا این دستور در مورد نماز است؟! نماز که از مکه شروع شده است و سال دوم هجری بر عموم مسلمانان واجب شده است. اعمال واجب دیگری همانند روزه، زکات، جهاد و حج به همین صورت قبل از این بر مسلمانان واجب شده است.

تمام این اعمال سپری شده است. بنابراین مشخص است یک امر جدی و مهمی است که خداوند عالم می‌فرماید: در صورتی که انجام ندهی رسالت ناتمام است!!

بنده در اینجا نمی‌خواهم بگویم «کلینی» در کتاب «کافی» ده‌ها روایت در تفسیر این آیه دارد. «شیخ صدوق» در کتاب «کمال الدین و تمام النعمة» صدها آیه در رابطه با این موضوع دارد، بلکه ما به سراغ کتاب‌های مهم و اساسی اهل سنت می‌رویم.

به عقیده بنده این معجزه اهلبیت است. بنی امیه و بنی عباس تمام تلاش خود را به کار بردند تا روایات مربوط به فضائل اهلبیت را محو کنند، روایات را از کتاب‌ها پاک کنند، کسانی که روایت در فضائل اهلبیت نقل می‌کردند را به زندان می‌انداختند یا لابلای دیوار قرار می‌دادند.

«ابن سقاء» بالای منبر می‌رود تا در فضیلت امیرالمؤمنین حدیث نقل کند، اما حاکم شهر دستور می‌دهد او را پایین بیاورید و منبر را آب بکشید. منبری که فضیلت علی بن أبی طالب بر آن گفته شود، نجس است!

علی رغم تمام این تلاش‌ها مشاهده می‌کنیم فضائل اهلبیت در کتاب‌های معتبر اهل سنت به قدر کافی و گسترده است. ما مشاهده می‌کنیم در رابطه با تفسیر همین آیه یا حدیث ثقلین و خلیفتین در کتب اهل سنت بیش از کتب شیعه روایت داریم.

آقای «آلوسی سلفی» متوفای 1270 هجری و متعصب نسبت به شیعه ذیل همین آیه می‌گوید:

«وأخرج ابن مردویه عن ابن مسعود قال: کنا نقرأ علی عهد رسول الله (صلی الله علیه و سلم) یاأیها الرسول بلغ ماأنزل الیک من ربک إن علیا ولی المؤمنین وإن لم تفعل فما بلغت رسالته»

«ابن مردویه» از «عبدالله بن مسعود» نقل می‌کند ما در زمان رسول الله این آیه را چنین می‌خواندیم: پیغمبر ! به مردم بگو علی بن أبی طالب ولی امر مؤمنین است و اگر ابلاغ نکنی رسالت ناتمام است.

روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، اسم المؤلف: العلامة أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت، ج 6، ص 193، باب المائدة: (67) یا أیها الرسول... ..

قبل از ایشان آقای «سیوطی» در کتاب «در المنثور» جلد 2 صفحه 298 این روایت را نقل می‌کند. همچنین بعد از ایشان آقای «شوکانی» در کتاب «فتح القدیر» جلد 2 صفحه 60 همین روایت را نقل می‌کند.

ما در بحث‌های خود با بزرگان وهابی زمانی که این مطالب را از کتب خودشان نقل می‌کنیم همینطور حیران می‌مانند که چنین روایاتی در کتب آن‌ها بوده و آن‌ها از این روایات اطلاع نداشتند.

مرحوم آیت الله العظمی بروجردی دائماً اصرار می‌کردند که تلاش کنید عمدتاً حدیث ثقلین را میان اهل سنت منتشر کنید، زیرا حدیث ثقلین یک حدیث آرام و تأثیر گذار است و گزندگی هم ندارد. پیغمبر اکرم فرمودند:

«إِنِّی تَارِک فِیکمُ الثَّقَلَینِ کتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی»

من در میان شما دو چیز گرانبها به امانت می‌گذارم؛ کتاب خدا و عترت من.

تا اینجا زیاد مهم نیست، آنچه مهم است و برای امروز ما مفید است این واژه است که حضرت می‌فرماید:

«وَ لَنْ یفْتَرِقَا حَتَّی یرِدَا عَلَی الْحَوْض»

این دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا کنار حوض کوثر نزد من آیند.

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، محقق / مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 62، ح 259

ما از این آقایان سؤال می‌پرسیم: در حال حاضر کتاب هست، اما اهلبیت چه کسی است؟! همین حدیث ثقلین که مورد عنایت مراجع و بزرگان ماست، بزرگ دلیل بر وجود مقدس حضرت مهدی در عصر حاضر است. همچنین حدیث مشهور:

«انی تارک فیکم خلیفتین »

من در میان شما دو خلیفه می‌گذارم.

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاى241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج5، ص 182، ناشر: دار صادر - بیروت.

این دو خلیفه تا قیام قیامت هرگز از هم جدا نمی‌شوند. این دو خلیفه یکی کتاب خدا در میان ماست و دیگری اهلبیت است. این کجاست؟!

آیا همین روایات بزرگ دلیل بر وجود مقدس حضرت ولی عصر نیست؟! همچنین آقایان حدیثی نقل می‌کنند تحت عنوان «خلفائی اثنا عشر» که در کتاب «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» هجده مرتبه آمده است. پیغمبر اکرم در این روایت فرمود: "جانشینان من دوازده نفر هستند، نه بیشتر و نه کمتر!!" آیا این روایت غیر از عقیده شیعه با یکی از مذاهب اسلامی تطبیق می‌کند؟! حنفی‌ها، مالکی‌ها، شافعی‌ها، اباضی‌ها، زیدی‌ها، اسماعیلی‌ها بر همین عقیده هستند؟!!

آقای «مسلم» در حدیث 1822 با آب و تاب نقل می‌کند. در این زمینه سخن بسیار است، اما به دلیل اینکه نزدیک اذان و ندای ملکوتی هستیم همین جا عرایضم را خاتمه می‌دهم.

اگر فرصتی باشد در همین ایام و توفیقی داشته باشم در رابطه با ادله قطعی که بتوانیم اعتقادات تقلیدی خود را به اعتقادات استدلالی و برهانی مبدل کنیم که شبهه هیچ یک از شبهه‌افکنان در اعتقادات ما تأثیرگذار نباشد، سخن خواهم گفت.

خدایا به آبروی حضرت صدیقه طاهره تو را سوگند می‌دهیم هرچه سریع‌تر لباس فرج بر اندام ملکوتی مولایمان حضرت ولی عصر بپوشان. خدایا ما را از یاران خاص، سربازان فداکار و شهدای رکابش قرار بده. خدایا انقلاب ما را به انقلاب جهانی‌اش متصل بفرما.

خدایا خدمتگزاران به ساحت مقدس حضرت صاحب الزمان در هر لباس و منصبی هستند، بالأخص مقام معظم رهبری موفق و مؤید بدار.

خدایا رفع گرفتاری از همه گرفتاران بفرما. خدایا حوائج همگان و حوائج جمع ما را به آبروی حضرت حجة بن الحسن در چنین شب با عظمتی برآورده نما.

هدیه به ارواح پاک انبیاء، اولیاء، شهداء، صدیقین، صالحین، بالأخص امام راحل صلوات غرائی ختم بفرمایید.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

 





Share
* نام:
* ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: