مقالات |  سخنراني ها |  شبکه سلام |  آثار منتشره |  محصولات نرم افزاري |  نظرات |  طرح پرسش |  پاسخ ها English
تاريخ: 23 فروردين 1387 تعداد بازديد: 3300 
خالد بن وليد از ديدگاه عمر بن خطاب
 

خالد بن وليد از ديدگاه عمر بن الخطاب

 



خالد بن وليد يكي از اصحاب پيامبر است كه در سال شش يا هفت هجري بعد از صلح حديبيه مسلمان شد وي قبل از مسلمان شد فرماندهي از فرماندهان لشگر كفر در بدر احزاب و خندق بود و كسي بود كه در جنگ احد با حمله به مسلمانان از شكاف كوه بزرگترين ضربه در احد را به اسلام وارد آورد و بعد از اين اقدام خالد بود كه حمزه سيدالشهداء عموي پيامبر به شهادت رسيد  ،  اما عده اي سعي در توجيه اعمال او و دفاع از او را دارند و با دادن القابي مانند سيف الاسلام سعي در تغيير نظر مسلمانان نسبت به خالد دارند . امام آنچه مهم است نظر خود صحابه خصوصا شخص عمر درباره خالد بن وليد است كه اگر اهل سنت اصرار بر دفاع از خالد داشته باشند در واقع نظرات خليفه دوم را رد كرده اند و به مخالفت با وي پرداخته اند  اينك براي روشن شدن افكار مسلمانان برخي از برخوردها و واكنشهاي عمر بن الخطاب نسبت به خالد را ذكر مي كنيم تا مشخص شود نظر  وي  نسبت به سيف الاسلام  خالد بن وليد چه بوده است.

 



عزل خالد نخستين اقدام حكومت عمر

 



زماني كه عمر به خلافت رسيد اولين كاري كه انجام داد عزل خالد بن وليد از امارت شام بود.

 



ولما ولي سيدنا عمر رضي الله تعالى عنه الخلافة أول شيء بدأ به عزل خالدا.

 



سيره حلبيه ج 3 ص 213- البداية و النهاية ابن كثير ج 7 ص 23 - به اين مضمون  تاريخ الاسلام ذهبي ج 3 ص 123- الوافي بالوفيان صفدي ج 16 ص 329-

 



زماني كه آقاي ما عمر به خلافت رسيد اولين كاري كه انجام داد عزل خالد بود.

 



دستورعمر به برداشتن عمامه از سر خالد و برگرداندن نصف مال او به بيت المال

 



زماني كه عمر خالد را عزل كرد و ابوعبيده جراح را به جاي او گمارد دستور داد اگر از كارش توبه نكرد عمامه را از سر او بردار :

 



وكتب عمر إلى أبي عبيدة إن أكذب خالد نفسه فهو أمير على ما كان عليه ، وإن لم يكذب نفسه فهو معزول ، فانزع عمامته عن رأسه وقاسمه ماله نصفين . فلما قال أبو عبيدة ذلك لخالد قال له خالد أمهلني حتى أستشير أختي ، فذهب إلى أخته فاطمة - وكانت تحت الحارث بن هشام - فاستشارها في ذلك ، فقالت له : إن عمر لا يحبك أبدا ، وإنه سيعزلك وإن كذبت نفسك . فقال لها : صدقت والله . فقاسمه أبو عبيدة حتى أخذ [ إحدى ] نعليه وترك له الأخرى.

 



البداية و النهاية ابن كثير ج 7 ص 23- سيره حلبيه ج 3 ص 213

 



عمر نامه اي به ابوعبيده نوشت كه اگر خالد اشتباهش را پذيرفت پس او بر امارت خود باقي است و اگر نپذيرفت پس او عزل مي شود پس عمامه او را از سرش بردار و مال او را دو نصف كن . پس زماني كه ابوعبيده اين مطلب را به خالد گفت خالد گفت مهلت بده تا با خواهرم مشورت كنم &ndash خواهرش زن حارث بن هشام بود- پس با او مشورت كرد پس خواهرش به او گفت عمر تو را اصلا دوست ندارد و حتما تو را عزل خواهد كرد حتي اگر اشتباهت را بپذيري خالد به او گفت به خدا قسم راست گفتي . (واشتباهش را نپذيرفت) پس ابوعبيده مال او را تقسيم كرد حيت يك لنگه كفشش را برداشت و ديگري را گذاشت.

 



عمر و خيانت خالد به بيت المال

 



وبلغه أن خالدا أعطى الأشعث بن قيس عشرة آلاف وقد قصده ابتغاء إحسانه فأرسل لأبي عبيدة أن يصعد المنبر ويوقف خالدا بين يديه وينزع عمامته وقلنسوته ويقيده بعمامته لأن العشرة آلاف إن كان دفعها من ماله فهو سرف وإن كان من مال المسلمين فهي خيانة.

 



السيرة الحلبيه ج 3 ص 213.

 



به او خبر رسيد كه خالد به اشعث بن قيس ده هزار دينار هديه داده است و اين كار را از روي دوستي به او داده است پس به ابوعبيده نامه نوشت كه بر منبر مي روي و خالد را مقابلت قرار مي دهي و عمامه و كلاه خود او را بر مي داري و او را با عمامه اش مي بندي چرا كه اگر اين ده هزار دينار را از مال خودش داده كه اسراف است و اگر از مال مسلمانان است كه خيانت است .

 



شكستن   پاي عمر و كينه او

 



علماي اهل سنت نقل كرده اند كه عمر و خالد كه پسرخاله نيز بودند با هم كشتي گرفتند و خالد ساق پاي عمر را شكست و همين مسئله موجب عداوت و كينه عمر شد:

 



أخبرنا أبو الحسن بن قبيس أنا أبو الحسن بن أبي الحديد أنا جدي أبو بكر أنا أبو محمد بن زبر نا محمد بن سليمان بن داود المنقري البصري نا أبو عثمان المازني نا الأصمعي عن سلمة بن بلال عن مجالد بن سعيد عن الشعبي قال اصطرع عمر بن الخطاب وخالد بن الوليد وهما غلامان وكان خالدا ابن خال عمر فكسر خالد ساق عمر فعولجت وجبرت وكان ذلك سبب العداوة بينهما.

 



تاريخ مدينه دمشق ج 16 ص 267- البتداية و النهاية ابن كثير ج 7 ص 131- سيره حلبيه ج 3 ص 231.

 



مجالد بن سعيد از شعبي نقل مي كند كه گفت : عمر و خالد بن وليد در كودكي با يكديگر كشتي مي گرفتند و خالد پسر خاله عمر بود پس خالد ساق پاي عمر را شكست پس معالجه كردند و خوب شد و اين مسئله موجب دشمني بين آن دو شد.

 



لقب دادن عدو الله به خالد سيف الله

 



وقدم خالد على أبي بكر فقال له عمر يا عدو الله قتلت امرأ مسلما ثم نزوت على امرأته لأرجمنك

 



اسد الغابة ج 4 ص 296- تاريخ الاسلام ذهبي ج 3 ص 36.

 



خالد (پس از بازگشت از تقل مالك بن نويره) نزد ابوبكر آمد پس عمر به او گفت اي دشمن خدا مردي از مسلمانان را كشتي و با همسرش همبستر شدي تو را سنگسار خواهم كرد.

 



همچنين طبري در تاريخش مي نويسد :

 



وأقبل خالد بن الوليد قافلا حتى دخل المسجد وعليه قباء له عليه صدأ الحديد معتجرا بعمامة له قد غرز في عمامته أسهما فلما أن دخل المسجد قام إليه عمر فانتزع الأسهم من رأسه فحطمها ثم قال أرئاء قتلت امرءا مسلما ثم نزوت على امرأته والله لأرجمنك بأحجارك.

 



تاريخ طبري ج 2 ص 504 &ndash الكامل في التاريخ ابن اثير ج 2 ص 359- امتاع الاسماع ج 14 ص 240

 



خالد بن وليد بدون توجه به مسجد آمد و روي دوش او قبايي بود كه جاي شمشير در آن بود و عمامه اي پوشيده بود كه در آن تيرهايي قرار داده بود پس زماني كه داخل مسجد شد عمر بلند شد و تيرها را از عمامه او در آورد و شكست سپس به او گفت آيا ريا مي كني مرد مسلماني را كشتي و با همسرش همبستر شدي به خدا قسم تو را با سنگي كه خود درست كردي سنگسار خواهم كرد.

 



تعبير عمر از شمشير سيف الله به شمشير ظلم

 



وقال عمر لأبي بكر إن في سيف خالد رهقا فإن لم يكن هذا حقا حق عليه أن تقيده.

 



تاريخ طبري ج 2 ص 503 &ndash الاصابة ابن حجر ج 5 ص 561- تاريخ الاسلام ج 3 ص 37

 



عمر به ابوبكر گفت به درستي كه در شمشير خالد ظلم وجود دارد ؛ پس اگر اين (عزل او ) حق نيست اين حق است كه او را محدود گرداني .

 



ابن عساكر اين چنين نقل مي كند:

 



قال عمر ان في سيف الله خالد رهقا.

 



تاريخ مدينه دمشق ج 16 ص 285.

 



عمر گفت : در خالد سيف الله ظلم وجود دارد.

 



 نقل طبري شمشير خالد را ظالم مي دانست اما نقل ابن عساكر خود خالد را ظالم مي داند .

 



اعتراض عمر به پوشيدن حرير

 



أخبرنا أبو الحسن بن قبيس أنا أبو الحسن بن أبي الحديد أنا جدي أبو بكر أنا أبو محمد بن زبر نا العباس بن محمد نا الأصمعي عن ابن عون عن محمد أن خالد بن الوليد دخل على عمر وعلى خالد قميص حرير فقال له عمر ما هذا يا خالد قال وما بأسه يا أمير المؤمنين أليس قد لبسه ابن عوف قال وأنت مثل ابن عوف ولك مثل ما لابن عوف  ثم امر من حضره فمزقوه  .

 



فتح الباري ابن حجر ج 6 ص 74- تاريخ مدينه دمشق ج 16 ص 269- سير اعلام النبلاء ذهبي ج 1 ص 380- تحفة الاحوذي مباركفوري ج 5 ص 316.

 



خالد بن وليد نزد عمر آمد در حاليكه پيراهن حرير پوشيده بود عمر به او گفت : خلد اين چه لباسي است كه پوشيدي ؟ خالد گفت : چه اشكالي دارد اي امير المومنين آيا ابن عوف لباس حرير نمي پوشد عمر گفت : آيا تو مثل ابن عوف هستي و فضايل تو مثل ابن عوف است سپس به كساني كه حاضر بودند دستور داد كه لباس او را پاره كنند.

 



عمر و رياي خالد

 



أخبرنا أبو بكر محمد بن عبد الباقي أنا الحسن بن علي أنا محمد بن العباس أنا أحمد بن معروف نا الحسين بن الفهم نا محمد بن سعد أنا مسلم بن إبراهيم نا جويرية بن أسماء عن نافع قال لما قدم خالد بن الوليد من الشام قدم وفي عمامته أسهم ملطخة بالدم قد جعلها في عمامته فاستقبله عمر لما دخل المسجد فنزعها من عمامته فقال أتدخل مسجد النبي ( صلى الله عليه وسلم ) ومعك أسهم فيها دم وقد جاهدت وقاتلت وقد جاهد المسلمون قبلك وقاتلوا .

 



تاريخ مدينه دمشق ج 16 ص 269- سير اعلام النبلاء ج 1 ص 380.

 



زماني كه خالد از شام برگشت در عمامه خود تيرهايي گذاشته بود كه خون آلود بود پس زماني كه عمر در مسجد بود نزد او آمد پس آنها را از عمامه او برداشت پس گفت آيا وارد مسجد پيغمبر مي شوي در حاليكه همراهت تيرهاي خون آلود است و تو جهادت كردي و جنگيدي در حاليكه مسلمانان قبل از تو نيز جهاد كردند و جنگيدند.

 



همراهي عمر با عبدالرحمن در مخالفت با خالد

 



بعدما صنع ببني جذيمة ما صنع عاب عبد الرحمن بن عوف على خالد ما صنع قال يا خالد أخذت بأمر الجاهلية قتلتهم  بعمك الفاكه قاتلك الله قال وأعانه عمر بن الخطاب على خالد.

 



تاريخ مدينه دمشق ابن عساكر ج 16 ص 234- سير اعلام النبلاء ج 1 ص 370.

 



بعد از آن كارهايي كه (خالد) در بني جذيمه آن كارها را كرد عبدالرحمن بن عوف بر او اشكال گرفت و گفت اي خالد تو به شيوه جاهليت برخورد كردي و آن را به انتقام عمويت كشتي خدا تو را بكشد و عمربن الخطاب او را در دعواي با خالد ياري كرد.

 



همچنين ابن عساكر مي نويسد:

 



قال عمر لخالد ويحك يا خالد أخذت بني جذيمة بالذي كان من أمر الجاهلية أو ليس الإسلام قد محا ما كان في الجاهلية.

 



تاريخ مدينه دمشق ابن عساكر ج 16 ص 234

 



عمر به خالد گفت : واي بر تو با بني جذيمه به شيوه جاهليت برخورد كردي آيا اسلام رسوم جاهلي را نابود نكرد.

 



عمر و درخواست عزل خالد از ابوبكر

 



أن أبا بكر بعث خالد بن الوليد إلى بني سليم حين ارتدوا عن الإسلام فقتل وحرق بالنار فكلم عمر أبا بكر فقال بعثت رجلا يعذب بعذاب الله انزعه.

 



تاريخ مدينه دمشق ج 16 ص 240.

 



ابوبكر خالد را به سمت قبيله بني سليم زماني كه از اسلام مرتد شده بودند اعزام كرد پس خالد آنها را كشت و با آتش سوزاند پس عمر به ابوبكر گفت : كسي را فرستادي كه به عذاب الهي عقاب مي كند او را عزل كن .

 



يعني تنها كاري كه خالد انجام مي دهد اين است كه افراد را مي كشد و مي سوزاند.

 




 



گروه پاسخ به شبهات

 



مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

 




گروه پاسخ به شبهات
    فهرست نظرات  
1   نام و نام خانوادگي:  صادق راستگو     -   تاريخ:  27 فروردين 87
باسلام و تحيت .
بنظر حقير اگر اين مطالب را طفل خردسالي بشنود پي به عدم حقانيت فرقه ضاله وهابيت كه خود را كاتو ليك تر از پاپ ؟ ! ! ميدانندخواهد برد فلذا در تعجبم چگونه اساتيد جليل القدر و مفتيان بي سواد و بي دين عربستان سعودي ( بقول امام ره : حجاز )كه مدعي علم و دانش و دين در سراسر عالم هستند با علم و آگاهي به اينگونه مطالب و همچنين اقارير مكتوب و مستند مورخين مورد تائيد و تكريم خودشان در ارتباط با حديث ثقلين و حقانيت مولا و مقتدايم اميرالمومنين علي بن ابيطالب ع و يازده فرزندش باز هم بر عقايد جنايتكارانه خودشان پاي ميفشارند ! !
آيا اين مطلب ساختگيبودن اين فرقه ضاله را توسط استعمار پير براي مطامع دنيوي اثبات نميكند ؟
2   نام و نام خانوادگي:  لطيف سراواني     -   تاريخ:  20 مرداد 87
مطالب بسيار جالب بود و به نوعي رسوا كننده .من اهل تسنن را مظلوم ميدانم زيرا كه انها هيچ گناهي ندارند يك عده ادم سود جو براي منافع خود مسايلي را مطرح كرده و مسايلي را پنهان كردند و نام خود را مولوي و مولانا و... گذاشتند فقط درخواستي كه از انها دارم اين است كه برادران تا وقت داريد مطالعه كنيد به يقين برسيد و توبه كنيد زيرا شما ندانسته جز منفورين هستيد
3   نام و نام خانوادگي:  اميد كمانگر     -   تاريخ:  02 شهريور 87
اين همه مطلب كه نوشتين همش چرت و دروغه .
حضرت عمر در زمان خلافتش در چند جنگ حضرت خالد ابن وليد را فرمانده سپاه مسلمانان كرد
4   نام و نام خانوادگي:  تپانچه     -   تاريخ:  26 مهر 87
باسلام
جناب آقاي اميد کمانگر
چقدر خوب بود لااقل مدرک سخنتان را ارايه مي نموديد تا ما نيز بهره مند!!! شويم.
ارادتمند تمام حق جويان/تپانچه
5   نام و نام خانوادگي:  را را را     -   تاريخ:  24 آبان 87
سلام و خسته نباشيد فراوان
آقا كربلا تو عشقه
6   نام و نام خانوادگي:  محمد رحمتي     -   تاريخ:  14 آذر 87
سلام
اگه با ديد باز بنگريد بيشترين فتوحات در زمان حضرت خالد بوده
كسي كه خود پيامبر بهش لقب سيف الله داده
جواب نظر:
با سلام

جهت آشنايي بهتر با جناب خالد بن وليد بهتر است (ومخصوصا لقب سيف الله اي ايشان!!!) مقاله ذيل را با دقت مطالعه نماييد:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=95

معاونت اطلاع رساني
7   نام و نام خانوادگي:  اميد خزاعي     -   تاريخ:  18 آذر 87
شما نمي دونم چي دين و مذهبي داري ولي مي گويم مثل ؟؟؟؟؟ دروغ مي گي اگر خيلي مردي بيا بحث كنيم
8   نام و نام خانوادگي:  سيد حسين     -   تاريخ:  09 دي 87
جناب محمد رحمتي

بهتر است برويد معلومات خود را زياد كنيد خالد بن وليد در جنگ هاي بدر و احد و خندق در جبهه كفار بوده بر عليه مسلمانان شمشير زده و حتي آن طور كه در منابع خودتان آمده در جنگ احد نيرنگ و حربه او بوده كه باعث شده كفار از پشت بر مسلمين هجوم آورده وآنان را شكست دهند . كارنامه پس از اسلام آوردن خالد هم كه كاملا واضح است قتل عام بني جذيمه و تبري جستن پيامبر (ص) از كار او . قتل مالك بن نويره يكي از مسلمانان - و زناي به عنف به همسر او و جنايات ديگر او . حال چگونه مدعي هستيد كه پيامبر (ص) لقب سيف الله را به خالد داده؟ خدا داند ( شايد هم به اعتقاد شما ) پيامبر(نعوذ بالله ) خونريزي و جنايت را دوست داشته .
9   نام و نام خانوادگي:  ابراهيم     -   تاريخ:  29 دي 87
بسم الله الرحمن الرحيم براي مسلمانان گمراه ابدي ما چندين سال است که با اهل سنت زندگي ميکنم .وبا هم بزرگ شده ايم روابط حسنه با هم داريم زن داده ايم وزن گرفته ايم ودر مراسمات همديگر شرکت و برادرانه در کنار يکديگر زندگي ميکنيم داد وستد وتجارت ميکنيم .ولي از زماني که پاي شماوهابي ها باز شده است . زمزمه هايي هرچند کوچک اما آزار دهنده از اين برادران ميشنويم که ما هنوز آنها را دوست داريم .اما مسئله ايجاست که از روزي پاي شماوهابي ها که با کمک کشور هاي خارجي کافر وحکامان عربستان سعودي که خودشان ادامه دهنده سلسله هاي نا مشروح خلفاي اموي وعباسي وغيره ..پا گرفته ايد شروع کرده ايد به تفره افکني بين برادران ديني /کشت وکشتار/فتواهاي دروغين همان خلفاي نامشروح که تا حال در عربستان سعودي ادامه دارد توسط افرادي همچون شما چهره الهي آن مردبزرگ علي (ع) نزد مردم عرب تخريب کرديد تا آنجا تبليغات ميکرديد که ميگفتيد علي حتي نماز هم نمي خواند بره اي را به بچه هاي کوچک ميداديد وپس از مدتي بچه به آن عادت ميکرد ميدوزديديد وميگفتيد علي آنرا برداشته است واز کودکي مردم را بر عليه علي (ع) ترغيب ميکرديد واز او يک انسان معمولي ساختيد.شما ادامه دهنده همان راه هستيد بسي اين گناه بزرگي است . اگر شما واهل سنت تاريخ واقعي غدير خم را بخوانيد ودرک کنيد واگر واقعا"بدانيد که يک تاريخ اللهي وبدستور خداوند صورت گرفته است وواقعه غدير خم چگونه رخ داد وخليفه دوم شما چگونه فرياد ميکشيد يا علي تو مولاي مني ومولاي تمام مسلمانان واين چندين بار در غدير خم تکرار کرد .پس حتما" اين را ميداني که حضرت محمد (ص)عمامه خود را که صحابه نام داشت بر سر علي (ع)گذاشت يعني در بين مردم عرب تاج گذاري امامت کرد .پس چگونه خليفه دوم شما پس از وفات حضرت محمد (ص)تمام آن واقعه را انکار کردو مردم ثروتمند پرست وجماعت پرست آن زمان ترغيب کردند که راي به شورا دهند آيا نداي اللهي محمد (ص) برشورا ارجعيت ندارد حتما"اينرا ميداني که در غدير خم حضرت محمد (ص)به مردم گفت حرف من نسبت به خودتان ارجعيت دارد مردم تکرار کردند که بلي حرف شما نسبت به ما ارجعيت دارد پس چگونه خليفه دوم شما که در آنجا حضور داشت وتبريکات خودرا به علي (ع)تکرارميکرد ناديده گرفت . پس صداقت او با فوت پيامبر (ص)فوت کرد آيا زماني که پيامبر همه را در خانه دعوت کرد ودين اسلام را پيشنهاد کرد وگفت هرکس اولين نفرهمينجامسلمان شودحضرت علي (ع)که کودکي 11ساله بود سه بار دستان خود را بالا گرفت ورسول خدا سه بار تکرار کرد وبجز علي کسي بلند نشدشايد شما وخلفا ي شما فراموش کرديد که حضرت علي (ع) از 11سالگي جانشين پيامبر بوده است اگر فراموش نکرده ايدحرف هاي پيامبر چون يهوديان نسبت به حضرت موسي روا ميداشتند وحرف هاي آن حضرت را خيلي معمولي ميپنداشتند شما هم همينگونه رفتار ميکنيد وتمام دستورات وحرف هاي اللهي پيامبر را ساده ميگيريدپس چه فرقي با يهودي داريد واين را خوب بدانيد همين يهوديان عصر حاضر بر شما حکومت خواهند کرد چون علي را نداريد وشما از نسل همان مردم هستيدکه در زمان پيامبر بوده اند وفرق شما با يهود در نافرماني از پيامبر چيست . شما که مثلا مسلمان هستيد چرا از روي يکدنگي حرف ميزنيد چرا اخلاق حسنه نداريد چرا به ديگران توهين ميکنيد " امام خميني (ره)که يک شيعه است مگر همين آقا نبود که روز قدس وهفته وحدت را بنا نهاد ومقدمه از بين رفتن اسراييل ومبارزه با آن را بوجود آوردومگر همين آقا نبود که هرچه گفت همان شد مگر همين آقا نبود که به شما کوچکترين توهين نکرد او به دوشمنان خود هم بي احترامي نميکرد وهميشه آنان راآقا ياآقايان خطاب ميکردتا زماني که فوت کردند. توهين نشانه ضعف انسان است شما همآنقدر که با شيعيان دشمن هستيد همانقدر با اسراييل وآمريکا دوست هستيد از آن روحاني برجسته تان که بارهبر اسراييل چند مدت پيش دست يکديگر را با محکمي فشردند مشخص است حتما"رفتار پيامبر اسلام را فراموش کرده ايد که در برابرهمچين آدمهايي روي خود رابرميگرداند شما خيلي از قافله عقبيد . حتما" اين هم را نمدانيد که تحصيلات شما همانند تحصيلات موسي اشعري است دوشمني توبا شيعيان شباهت زيادي به دوشمني معاويه /يزيد/ابن زياد/وخلفاي عباسي که همه مشروب خوار ودخل باز بودند دارد شما اينرا کاملا" خوب ميدانيدمردم عربستان زمان حضرت محمد (ص)چندين خصلت بد داشتند سه خصلتهاي بدکه باعث زيان اسلام شد برايتان ميگويم يک نامرد بودند دوم وحشي بودند سوم جماعت پرست وثروتمند پرست بودند وبا کوچکترين حرف جماعت وثروتمندان تحريک ميشدند ودست به هر کار ناشايست ميزدند گزينه اول که مشخص است وگزينه ودوم رويداد ها وجنگ ها به خصوص در مورد امام حسين وخاندان او شکي نيست اماگزينه سوم يعني جماعت پرستي وثروتمندپرستي مال پرست که پيامبر ميفرمود مال پرستي آفت دين من است باعث شد که حضرت علي (ع) واصحاب پيامبرکنار زده شوند همين مردم جماعت پرست وثروتمند پرست با دانستن نداي اللهي پيامبرراي به شورا دادند زيرا حرف ثروتمندان وجماعت برنداي اللهي پيامبرارجعيت پيدا کردوسلسله اسلام رادوگانه کردند وحضرت علي (ع) سکوت کرد .براي اينکه در بين مسلمان شکاف ايجاد نشود واين براي آن حضرت خيلي زيان بزرگي بود که تا حال افرادي همچون شما بر عليه اين مرد اللهي سخن نامربوط بگوييد وتوطئه هاي زيادي بر عليه آن حضرت شود ولي آن بزرگوار آن را بجان خريد تا اسلام زنده بماند پس شما پيرو همان مردم هستيد اگر واقعيتش را بخواهيد .چون 1400سال خلفاي غيراسلامي بر سرزمين هاي اسلامي حکومت کردند وچون دشمن سرسخت علي واهل بيت بودند تبليغات منفي زيادي برعليه آنان شد ودر اين سالها حوزه هاي زيادي بوجود آمد طلابان زيادي با نگرش ضد تشيع تربيت يافتند وآنقدر درمورد آن حضرت دروغ پردازيها کردند وآنقدر توطئه ودسيسه کردند که خود بيک فلسفه بزرگ در آمدچون اين خلفا تا کنون در عربستان سعودي وجود دارد وآنان بسيار ثروتمند هستند بنابراين اين مخالفت ادامه دارد واز شما سو استفاده ميشود واين نشانه آن است که هنوز خون ثروتمند پرستي وجماعت پرستي در آنان خشک نشده است شايد حتما" اين هم را نميداني که سه خلفاي شما تمام اصحاب واقعي ومسلمان واقعي همچون ابوذر/ سلمان/ وغيره که از مسلمانان واقعي بودند کنار گذاشتند وفرزندان ابوسفيان وهنده جگر خوار را در راس حکومت هاي خود قرار دادند يعني همان قسم ابوسفيان که برسر قبر پيامبر اسلام خورد توسط سه خلفا ي شما به واقعيت رساندند وضربه هاي فرزندان همين شخص قسم خورده تاکنون برپيکر اسلام اصابت ميکند وشهادت امامان واهل بيت آنان بدست همين افرادي صورت گرفت که توسط خلفاي شما به قدرت رسيدند وآنان بزرگترين اشتباهات در دين اسلام کردند ميدانيد چرا براي اينکه آنان افراد عادي بودند وشما تا کنون اشتباهات آنان را دنبال ميکنيد. حتما"تمام آن سخنان اللهي پيامبر اسلام در مورد علي (ع) که در طول زندگانيش ميزد بگوشتان نرسيده است مگر نمي دانيد علي کيست علي (ع) يک شخص معمولي نيست هنگامي که مادر پاک ومکرمه اورا دررحم داشت به امر خداوندخانه کعبه شکافته شد ومادر آن بزرگوار وي رادر کعبه وبا پرستاري فرشته گان بدنيا آوردبراي يک شخص معمولي هرگز اين اتفاق تاريخي نمي افتدفقط اين نوع معجزات مختص اولياي اللهي است ودر سن 11سالگي اولين مسلمان تاريخ اسلام است ودر همان زمان جانشين بر حق پيامبرشدشمشير ذولفقار وبلند کردن درب خيبراوقدرتمندترين مرد تاريخ است واين قدرت انساني نبود واسلام با قدرت خدادادي علي به پيروزي رسيدوخداوند اين قدرت را درون او نهاد تا اسلام به پيروزي برسد وهرکس اين را بداند ونبيند وبگويند ونشنود حکم کافر را دارد چرا چون کافر وبت پرستان زمان پيامبران ميشنيدند اما کر بودند ميديدند اما ميگفتند جادوگري وساحري است وتمام معجزات را بر جادوگري وساحري وصل ميکردند ودر باب علي وفرزندانش در حال حاضر همين حکم از سوي شما ميشود ومعجزات دوازده امام را خرافه ميدانيدحتما" اصحاف کهف خرافه بود حتما"از نظر شما عيسي مسيح به دار آويخته شد در صورتي که او بعد به دار کشيدن هم شکل چندين بار به ميان امت خودآمد حکم امام دوازدهم ما هم همينطور است بلي آيا ميدانيد کافران کور وکرند وشما که قرآن خونده ايد بهتر اين را ميدانيد حال که شما کافر نيستيد پس چرا کور وکريد بنگريد به خودتان شايد کافريد وکردارشما که اين را ميگويد (کافر)حتما" نديديد که علي در معراج به شهادت رسيدند دست از تعصب برداريدحتما" شما معجزات ذوالجناح را نديديد سراسرزندگي علي و12امام شيعيان اللهي بود وپر ازمعجزات . غدير خم يک واقعه تاريخي وبدستور الله بوده است وپيامبر دستورات اللهي را هرگز شورا نمگرفتند 3روز طول کشيد واز 8000نفر براي علي بيعت گرفته شد پيامبر عمامه جانشيني را بر سر علي نهاد ودر ميان مردم برد ودقيقا" اورا بعنوان جانشين انتخاب کرد وخليفه دوم شما آنجا بود ورسما" بارها به او تبريک ميگفت لذا اکنون 1400سال است که با فتوا هاي دروغين توسط علما خلفا راشدين واموي و...اين جانشيني خنثي ميشود ومردم عرب تا کنون فريب ميخورند واين جاهليت از پدران خود تا کنون به يدک ميکشند هانگونه که بت پرستان در زمان پيامبران ديگر ميکردندوآنان ميگفتند پدرانمان بت پرست بودند ما هم راه آنان ميرويم وشما هم همين را ميگوييد پدرانمان خليفه پرست بودند ما هم خليفه پرستيم يا نخوانده ايد يا تاريخ اسلام به درستي نمدانيد پس باز هم مطالعه کنيد من به شما آدرس ميدهم کتابخانه ملي و بزرگ عربستان سعودي کتاب هاي ممنوعه نويسندگان وروحانيون بزرگ اهل تسنن برويد ومطالعه کنيد ما اگر اشتباه ميکنيم شايد 20%باشد اما اشتباه شما 100%است چون شما پيرو جماعت وثروتمندان شده ايد وبه شورا راي داده ايد پيامبر اسلام در همه زمينه شورا ميگرفتند اما در ارتباط با دستورات اللهي هرگز اين کار را نميکردند وبراي برگزيدن امام علي به شورا مراجعه نکرد چون دستور اللهي به شورا نياز ندارد همانطور که قران فرموده انسان نادان است اما در مورد مصلحت هاي مملکتي واجرايي کارها ودر امورات جنگ وغيره به شورا مينشستند نه در مورد امر اللهي پس اگر اينگونه ميبود اياتي که نازل ميشد به شورا مينشستند ودر مورد ان تصميم ميگرفتند شورا آنهم در مورد جانشيني پيامبر. پس اسلام را سپردن بدست انسان ها آنهم انسانهايي که تشنه مال و ثروت ومقام بودند کمي بي انديش .. گذشتگان خود را به حماقت زدند تو هنوز وقت داري تاخود را از اين تفکرات خلفاي ضد شيعه خارج کني کليه حرف شما اين است که خود شيعيان به حضرت علي خيانت کردند وسست عنصر هستند وحتي داستان جنگ هولاکو در بغداد توسط يک شيعه ميدانيد وخيلي حرف هاي ديگر که حضرت علي وامام حسن وامام حسين از دست طرفداران خود در عذاب وناراحتي بودند ولي شما غافل از اين هستيد که تمام اين بدبختي ها از زير سر عرب ها هستند نه شيعه همان عربهايي که بخاطر پول ومال وثروت ومقام دست به هرکاري زدند وميزنند وهمان عرب هايي که شما آنها را در جانشيني پيامبر شورا ميخواستيدهمان عرب هايي شکم پرست وثروتمند پرست مال دوست نه شيعيان وهمان اشخاصي که توسط سه خلفاي شما به قدرت رسيدند باعث کشت وکشتار امامان وفاجعه کربلا شدند وهمان عربهايي که اکنون با بوش وسران اسراييل پيک مشروب بالا ميزنند وبر سر فلستيني ها معامله ميکنند اين را بدانيد که اسراييل دست از سر هيچ عرب ومسلمان بر نمي دارد واين را هم بدانيد يهود از همان ازل دوشمن مسلمان بوده وخواهد بود واين را هم بدانيد يهود اين بار در لباس امريکايي ها ظاهر شده اند وآنان هرگز با مسلمانان عقيده خوبي ندارندنگذاريد دوباره خيانت از سوي عرب ها بر مسلمانان تکرار ميشود شما که ميگوييد شيعيان از آنها درآخر اين سطر بگويم همه ما مسلمان هستيم وبرادر يکديگر رودر رو يکديگر نايستيم برادرانه با هم زندگي کنيم به همديگر توهين واهانت نکنيم متحد شويم ودر برابردشمنان اسلام ايستادگي کنيم وبراي آزادي قدس يک دست شوييم کار ما مسلمانان فقط ارشاداست وبس نه مخالفت با يکديگر وخوشحال کردن دوشمنان اسلام کار ما مسلمانان فقط وفقط ارشاد وبس نه جنگ وخونريزي ونه رودر رو يکديگر به ايستيم ما در قبر خودمان ميخوابيم و تنها خودمان جواب وسئوال پس ميدهيم ما در آخرت دست به دامان علي وفرزندانش ميشويم وشما هم دست به دامان سه خلفاي خود شويد ولي بيش از اين گناه نکنيد
10   نام و نام خانوادگي:  سعيد     -   تاريخ:  04 بهمن 87
همين خالد در جنگ زنجير ميان اعراب و ايران چون با دلاوري ايرانيان مواجه شد پس از پيروزي تمام اسيران ايراني را كشت.
11   نام و نام خانوادگي:  مجيد حقي     -   تاريخ:  23 بهمن 87
آيا صحيح است که پيامبر فرمود کسي را که اسير گرفتيد وآزاد کرديد ديگر نگذاريد در حکومت به مسئوليتي برسد ولي جناب عمر معاويه وبرادرش را والي شام کرد همچنين فرمود که هرگاه او را بالاي منبر ديديد بکشيدش ولي... اگر حقيقت دارد در مورد آن بيشتر توضيح بدهيد
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
اهل سنت نيز چنين رواياتي را نقل كرده اند :
اگر معاويه را بر منبر من ديديد او را بكشيد :
قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: " إذا رأيتم معاوية يخطب على منبرى فاقتلوه
وقعة صفين  ج 1   ص 216 ، اسم المؤلف:  نصر بن مزاحم بن سيار المنقري (المتوفى : 212هـ) الوفاة: 212
أنساب الأشراف  ج 2   ص 121 اسم المؤلف:  أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : 279هـ) الوفاة: 279
تاريخ الطبري  ج 5   ص 622 ، اسم المؤلف:  لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري الوفاة: 310 ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت
المختصر في أخبار البشر  ج 1   ص 187، اسم المؤلف:  أبو الفداء عماد الدين إسماعيل بن علي (المتوفى : 732هـ) الوفاة: 732
و...
خلافت براي آزاد شدگان در ماجراي فتح مكه (طلقاء)‌ جايز نيست :
واعلم أنك من الطلقاء الذين لا تحل لهم الخلافة (اين مضمون يا مضامين شبيه آن در آدرس هاي ذيل آمده است)
وقعة صفين  ج 1   ص 29 ، اسم المؤلف:  نصر بن مزاحم بن سيار المنقري (المتوفى : 212هـ) الوفاة: 212
الإمامة والسياسة  ج 1   ص 80، اسم المؤلف:  أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة الدينوري الوفاة: 276هـ.  ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م.  ، تحقيق : خليل المنصور
العقد الفريد  ج 4   ص 310 ، اسم المؤلف:  احمد بن محمدبن عبد ربه الأندلسي الوفاة: 328هـ ، دار النشر : دار إحياء التراث العربي - بيروت /لبنان - 1420هـ - 1999م ، الطبعة : الثالثة
مروج الذهب  ج 1   ص 323، اسم المؤلف:  أبو الحسن على بن الحسين بن على المسعودي (المتوفى : 346هـ) الوفاة: 346 ، دار النشر :
الاستيعاب  ج 2   ص 851 ، اسم المؤلف:  يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر الوفاة: 463 ، دار النشر : دار الجيل - بيروت - 1412 ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : علي محمد البجاوي
سمط النجوم العوالي  ج 2   ص 574 ، اسم المؤلف:  عبد الملك بن حسين بن عبد الملك الشافعي العاصمي المكي الوفاة: 1111هـ ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ- 1998م ، تحقيق : عادل أحمد عبد الموجود- علي محمد معوض
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
12   نام و نام خانوادگي:  يك شيعه     -   تاريخ:  29 بهمن 87
با سلام و خسته نباشيد من يك شيعه هستم كه چندي است درباره كساني كه گمراه شده اند و كساني كه هدايت شده اند تحقيق مي كنم. چرا علمائ تشيع درباره كساني كه گمراه شده اند و به قول اهل سنت اينها مجتهد شيعه بوده اند و سني شده اند معرفي نامه نمي نويسند و يا جعلي بودن يا دروغي بودن اي افراد ما را آگاه كنند؟ اگر اينچنين كتابي نوشته شده است لطفا" معرفي فرماييد. با توجه به حديث ثقلين قرآن و اهل بيت از هم جدايي ناپذيرند پس چگونه اهل سنت توانستند از قرآن بدون اهل بيت استفاده كنند؟ يا توانستند اين دو را از هم جدا كنند؟
جواب نظر:
با سلام
چرا اتفاقا مقالات و کتب و تحقيقاتي در اين زمينه انجام شده که بسياري از آنها را با جستجو مي توانيد پيدا کنيد
به طور نمونه :
کتاب لله ثم للتاريخ جلد دوم (سيد حسين موسوي)
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=124
---------
در مورد رضا زنگنه و برقعي و ... مقاله مفصلي در دست تهيه است كه تقريبا تكميل شده و ان شاء الله به زودي بر روي سايت قرار خواهد گرفت ؛ اما براي پاسخ اجمالي مي توانيد به آدرس ذيل مراجعه كنيد :
http://www.h-varjani.blogfa.com/
----------
زندگينامه حجت الاسلام مرتضي رادمهر !!! : رادمهر كه يكي از بزرگترين دروغ هاي تاريخ است و مي توانيد براي آشنايي با وي به قسمت نظرات سايت در آدرس ذيل مراجعه نماييد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=software&id=35
----------
شيعه و تصحيح - جدال بين شيعه و تشيع : مولف اين كتاب نيز بعد از نشر اين كتاب و كتب بسيار ديگر بر ضد شيعه ، متمايل به شيعه گرديد و به همين سبب به ناگاه مورد تكفير وهابيت قرار گرفت !!!
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=63
و...
در رابطه با بحث حديث ثقلين نيز مي توانيد به سخنراني ها استاد حسيني قزويني در شبکه سلام که در اين رابطه مي باشد مراجعه نماييد:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=33
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=35
و....
موفق و مؤيد باشيد
معاونت اطلاع رساني

13   نام و نام خانوادگي:  عمر     -   تاريخ:  31 تير 88
اولأ که وهابZ ندارZم،همه سنZ اند که شما رافضZها براZ اZنکه ننگ رافضZ بودن خود را ازبZن ببرZد به مسلمان عربستان که مسلمنان واقعZ هستند کلمه وهابZ را بکار مZبرZد بدون اZنکه بدونZد حرف اونها چZه،شما Zه مشت قبر پرست مشرکZد اصلا بگو معنZ کلمه Zا علZ مدد چZه حتمأ اZنه که شما مZگZد ZاعلZ....بعد علZ بره به خدا بگه که فلانZ اZنو گفته کمکش کن اخه خدا عقلZ که بهت داده مZخواZ کجا استفاده کنZ،مگه خدا باهات قهره که حضرت علZ رو واسطه مZکنZ، حالا توZ مشرک احمق اونقدر جرأت پZدا کردZ که به سردار سپاه اسلام توهZن مZکنZ، پZامبر لقب سZف الله رو به خالد داده ZنعZ پZامبر اشتباه کرده وتوZ احمق بعد1400سال به اZن نتاZج مزخرف رسZدZ ، قضZه عزل خالد ZکZ از کارهاZ حکZمانه عمر بوده،اگه دلZل خواستZ دارم مZدونZ مشکل ما اZرانZا چZه ما با اسلام مشکل دارZم نه خالد Zا عمر(البته اگه به داماد علZ توهZن کنZ که...) ما نمZتونZم قبول کنZم که Zه مشت عرب امپراتورZ اZران رو نابود کردن ، شاZد خودت همچZن دZدگاه نداشته باشZ،اما پدران تو با سوء استفاده از احساسات مردم نسبت به اهل بZت و دشمن نشون دادن خلفا و اهل بZت موجبات اZن دZدگاه توZ احمق رو به وجود آوردند اگه خاصZ کل کنZ من هستم
جواب نظر:
با سلام
دوست گرامي
1- بهتر است براي اينكه بدانيد خود وهابيون هم اقرار به لقب وهابي براي خود كرده‌اند ، نگاهي به نوارهاي «اقتران العلم بالسيف» الباني ، يكي از بزرگترين علماي وهابي بياندازيد كه علنا از نام وهابي دفاع مي‌كند !
2- در مورد بحث توسل و شفاعت مي‌توانيد به آدرس ذيل مراجعه كرده تا ببينيد كه بزرگان اهل سنت خود به رسول خدا (بعد از رحلت ايشان)‌متوسل شده اند :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=87
3- آنچه در مورد خالد بن وليد مطرح شده است ، تنها از مدارك اهل سنت است ؛ مي‌توانيد به آدرس هاي ذيل مراجعه اي داشته باشيد :
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=100
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=95
4- در مورد مشكل داشتن شما با اسلام ، نظر شخصي خودتان است ، اما ما اسلام را بهترين روش براي پيشرفت انسان‌ها مي‌دانيم .
5- در مورد فتوحات ، ما با اينكه عرب يا عجم فتوحات را صورت داده است ، مشكلي نداريم ؛ با روش غير انساني در اين فتوحات مشكل داريم .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
14   نام و نام خانوادگي:  مجيد م علي     -   تاريخ:  02 مرداد 88
با سلام
اين بابا كه اسم اون دومي را براي خودش انتخاب كرده اگر همه حرفاش مثل اين حرفاش بدون تحقيق باشه بايد از نوچه هاي اون حرامزاده عبد الشيطان ملحد زاده لندني باشه . چرا چونكه اون نفهم هم همينجو استدلال ميكنه .
اونهاي كه دوست دارند ببيند كه ايا فرقه ملحدي كه ساخته و پرداخته يهود منحرف و اون پير استعماره بنام وهابيت وجود داره يانه به اين قسمت 15 مناظره دكتر عصام العماد المستبصر جليل القدر كه سابقاً وهابي بوده و نه سني با يك ادم فحاش سبك مغز قليل العلم وهابي بنام عثمان الخميس گوش بدهيد .
http://www.valiasr-aj.net/fa/page.php?bank=sokhan&id=101
در يك قسمت از اين مناظره يك نفر ( بظاهر ) عالم به اسم عـــــ الدمشقيه كه هم فكر عثمان الخميسه از كلمه وهابي اظهار ناراحتي ميكنه وليكن عثمان الخميس ميكه كه نتنها وهابي بلكه به اين فرقه ملحده نيز افتخار ميكنه .
اي كسي كه اسم دومي را روي خودت گذاشتي فرقه ئي وجود داره كه وهابيه و دشمن مسلمانان چه شيعه و چه سنيه .
رابطه شما با اهل سنت دقيقاً مثل رابطه ما با فرقه منفور و ضاله بهائيت است .
و رابطه شما وهابيون با بهائيت دقيقاً يكي است فقط اربابتون هنوز بهتون اجازه نداده كه براي قائدتون حكم ربوبيت قائل بشويد .
ميگي نه برو ببين تمامي حم و غم علمايتون ( يعني بهائي ها و وهابي ها ) حفظ اون حكومت غاصب و اربابشونه .
اگر غير از اينه دليل بيار .
مثلي كه ميگه با حلوا حلوا دهن شيرين نميشه . اگر بشه يعني شما هم مسلمانيد مثل اهل سنت و نه ملحد مثل بهائي ها.
در نهايت از خداوند ميخواهم كه به حق علي ( ع ) اگر فرصت توبه پيدا نكردي تو را با ابن تيمه و اون نوكر و خادم جرامين نجسين ( استعمار پير و رژيم نامشروع ) محشور كنه
امين رب العالمين

يا علي
15   نام و نام خانوادگي:  ZORRO     -   تاريخ:  02 مرداد 88
جناب تپانچه
مدرك خواستي رندگي نامه مرا بخوان

ZZZZZZZZZZZ
/Z
// Z
////Z
/////Z
//////Z
////////Z
//////////Z
////////////Z
ZZZZZZZZZZZ

ZORRO
16   نام و نام خانوادگي:  ارش     -   تاريخ:  22 مهر 88
سلام بر سونيهاي موحد و سلام بر شيعيان موحد
17   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  22 مهر 88
جناب ارش اگر اجازه دهيد دو سوال از خدمت شما بپرسم. اول آنکه اگر تمام کافرين مکه فقط وفقط يک صنم واحد را در کعبه قرار مي‌دادند آيا موحد ناميده مي‌شدند؟ مگر فقط ««««يک»»»» بت در کار نيست؟ پس چرا به آنها موحد نمي‌گوييد؟ دوم آنکه اگر روزي کافرين به پرستش کل عالم دست بزنند‌،‌ و يا چيزي منحصر به فرد آيا بازهم شما آنها را موحد مي‌ناميد؟؟ مگر فقط «««يکي»»» را نمي‌پرستند؟؟ پاسخ به سوال اول اين است که حتي اگر يک بت در کعبه قرار مي‌گرفت به سادگي مي‌شد که بتي ديگر تراشيد و در کنار آن قرار داد. در جواب سوال دوم نيز گرچه نمي‌تواند عالمي ديگر به کل خلق کرد ولي مي‌توان عالمي ديگر «متصور» شد. پس معبود نه فقط در جهان واقعيت يافته بلکه در جهان امکان نيز نبايد همانندي داشته باشد. حال بنده از شما سوال مي‌کنم اگر کسي به شما بگويد خداي من يکي است ولي ساق پا و يا دست چپ و راست دارد. و اين را جزو ذات او بداند. چنانچه ساق پا را غير ذات نتوان دانست. آيا در آن صورت مي‌توانيد او را موحد ناميد؟ مثلما نه. چرا که اگر براي خدا امکان ساق پا بدانيد امکان دم و يا ساق باي سياه و يا سفيد نيز مي‌توانيد دهيد. همين چند امکان دادن نقض توحيد است. http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=48 دقت مي‌کنيد که تفکر چه چيز جالبي است؟ عليا ولي الله عليا حجة الله عليا وصي رسول الله
18   نام و نام خانوادگي:  بهرام     -   تاريخ:  21 آذر 88
افسانه خوانان عزيز بر شما درود. چند عرب دست آويخته به شمشير اسلام با هم درگير بوده اند ???? حق با شماست به اصل و نسب خود بينديشيد که از قريش بي معرفت هستيد يا از شاهزاده گان عرب! جدا برايتان متاسفم.برويد نوشته هاي ثابت بن ارقم را بخوانيد و نکته هاي ظريف آنرا هم ببينيد. خالد بن وليد مرض پوستي داشته با صابون( که ترکيبي از سود سوز آور و الکل و اسانس و پيه است) در حمام خود را شسته و گزارش به ابو بکر رسيده و او هم که مانند تمام اعراب آن زمان غير از برگ سدر شوينده اي نمي شناخته، به جرم استفاده از آن ماده(صابون) که در ساخت آن شراب خرما به کار رفته خالد را عزل کرد. جريان عزل خالد همين بوده و لاغير.
19   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  21 آذر 88
حناب بهرام
مي‌داني که چرا تشيع بر فلسفه و علوم عقلي آنقدر تاکيد مي‌کند؟

چون هر داستان و خيال و دروغي را به نام حديث و دين در مغز مردم نرود:

«««صابون( که ترکيبي از سود سوز آور و الکل و اسانس و پيه است)»»»»

بنده نمي‌دانم اين اراجيف را چه کسي به خورد امثال شما مي‌دهد!!
از ابتداي اختراع صابون تا آن زمان کدام احمقي در در ساخت آن شراب خرما به کار برده است؟؟؟؟

لازم نيست از استاد شيمي دانشگاه سوال کنيد. به يکي از دهات رجوع کن که مردم در حال تهييه صابون طبيعي و محلي هستند.
سوال کن که آيا هرگز براي توليد صابون کسي الکل اضافه مي‌کند يا نه!!!!!
**************
حال شيمي دبيرستان را هم بلد نيستي مهم نيست.
حداقل اين را بدان که خالد را عمر عزل کرد و دليلش را هم اين اعلان کرد که ترسيدم که مردم به جاي خدا به او توکل کنند!!!!!
**************
در ضمن آن عربي که نمي‌دانست صابون چيست خيلي بيجا کرد ادعاي خلافت عقل کل را کرد.

يا علي
20   نام و نام خانوادگي:  مسعود     -   تاريخ:  22 آذر 88
خالد کسي است که در جنگ احد، پس از حمله او از تنگه احد و بهم ريختن سپاه "اسلام"، حضرت حمزه به شهادت رسيد و هند آنچه را که مي دانيد کرد.
حتما پيامبر بايد به او لقب سيف الاسلام بدهد!
{بريد تاريخ را بخوانيد ببينيد چه جنايتي که او نکرده. اين مطلب هتک حرمت يکي از زنان روساي قبايل توسط او، دادِ جتاب عمر را هم در آورده..
منبع: تاريخ طبري}
21   نام و نام خانوادگي:  ابي     -   تاريخ:  23 آذر 88
اولا ازشيعه ميپرسم كه ادعاكرده ازعقلانيت پيروي ميكنند:دركجاي قران اثبات شده ايمه ما معصومند- درثاني خود خدا گفته من ازسر تقصيرات كساني كه ايمان اورده گذشتم وسييات را به حسنات پاداش ميدهم.تمامي دشمني ما ايرانيها باخالد اين است كه مثل اب خوردن هم ايران وهم روميهارا شكست داد.شايد جريان جنگ تن به تن خالد با پهلوانان ايراني راخوانده باشيد. هرمزان پلوان ايراني درخواست جنگ تن به تن كرد سپس وقتي متوجه شد حريفش كيست ازمقابلش گريخت ولي خالد ول كنش نشد تا كشتش
22   نام و نام خانوادگي:  momen abdullah     -   تاريخ:  24 آذر 88
جناب ابي رهرو راه عمر
در مورد معصوميت امامان هدي (عليه السلام) آيه تطهير بس است.
جدا از آن آيات ولايت و مباهله و ... همه خود گوياي معصوميت آن عالي جنابان هستند.

از لحاظ عقلاني هم واضح است که جانشين خدا در زمين که رهبري کل مومنين چه از انس چه از جن را بر عهده دارد جز معصوم نمي‌تواند باشد.

حال به اين آيات نوراني توجه کن:
«و لو تقول علينا بعض الأقاويل * لأخذنا منه باليمين * ثم لقطعنا منه الوتين»
« و اگر او (پيامبر(ص) سخن دروغ بر ما مي بست، ما او را با قدرت مي گرفتيم، سپس رگ قلبش(يعني شاهرگش) را قطع مي کرديم، و احدي از شما نمي توانست مانع شود و از او حمايت کند.»
اين آيات خطاب به کيست؟ همان شخصي که خداوند در مورد او مي‌گويد:
«وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظيمٍ»

خداوندي که اينچنين مراقب دين و شريعت خود بوده است که به پيامبر امين (صلي الله عليه و آله) اينچنين هشدار مي‌دهد که يک واو را جابجا نکند،‌ آيا ممکن است سرنوشت شريعت و دين را در دستان غير معصوم بگذارد؟؟؟
آخر مگر ممکن است که معمار در پايه هاي يک بنا نهايت دقت را کند ولي در طبقات فوقاني به عمد سهو و خطا کند؟؟
فرض کنيم که شما يک دانشگاه مدرن و عظيم تاسيس کرده ايد. آيا عقلا سعي نخواهيد کرد که با سوادترين و عالم ترين افراد را براي رياست آن انتخاب کنيد؟
آيا با عقل سازگار است کتاب خداوند، قرآن مجيد، از خطا و اشتباه براي ابد معصوم باشد
ولي کسي نباشد که در عمل به آن آيات معصوم باشد؟
مگر قرآن جز براي عمل شدن به آن نازل شده است؟
********************
جناب ابي تعليم ديده مکتب عمر
بله. راست گفتي. دشمني با خالد و ارباب او به خاطر هرمزان شهيد است.
ولي نه به خاطر داستان سراپا دروغي که نقل کرده ايد.
هرمزان سردار ايراني و حاکم اهواز (خوزستان) بود. ايشان پس از دستگيري به مدينه فرستاده شد.
سپس اسلام آورد.
ولي پسر مولي شما عمر پس از هلاکت عمر در يک حالت عصبيت و وحشي گري و با ناجوانمردي تمام هرمزان غير مسلح را شهيد کرد.
رفتاري که فقط نمونه اش در دوران جاهليت يافت مي‌شد.
ديري نپاييد که اسد الله غالب حضرت اميرالمومنين علي (عليه السلام) او را در صفين قصاص کردند.

عليا ولي الله
عليا حجة الله
عليا وصي رسول الله
23   نام و نام خانوادگي:  سعيد حسيني (شاه اسماعيل صفوي)     -   تاريخ:  24 آذر 88
باسلام

جناب ابي

آيا ميداني حجاج بن يوسف با عبدالله بن عمر (پسر سرور شما عمر) چه کرد؟

اگر نميداني بدان

عبدالله بن عمر در انديشه بود و مدام با خود ميگفت که خودم از پيامبر شنيدم که مي فرمودند:

هر کس بميرد در حالي که امام زمان خود را درک نکرده باشد به مرگ جاهليت از دنيا رفته است

لذا با خود انديشيد که امام زمان او در آن زمان کيست و بعد از اندکي تفکرو به اين نتيجه رسيد که حجاج بن يوسف امام زمان اوست.

در نتيجه به سوي او روان شد و وقتي رسيد شب شده بود به ملازمان گفت به امام زمان من حجاج بن يوسف خبر دهيد که عبدالله بن عمر آمده است و ميخواهد با امام زمان خودش که شما باشيد بيعت کند

حجاج گفت اکنون شب است و من در حال استراحتم بگوئيد برود و فردا بيايد

عبدالله بن عمر گفت من از راه دوري براي بيعت آمده ام و حجاج او را پذيرفت

وقتي عبدالله به نزد حجاج رسيد او دراز کشيده بود و عبدالله اجازه خواست تا با او بيعت کند و گفت اي حجاج دستت را به من بده تا با تو که امام زمان من هستي بيعت کنم.

حجاج گفت:
اکنون در حالت درازکش هستم و حال ايستادن و نشستن ندارم در نتيجه پاي خود را به سمت عبدالله بن عمر دراز کرد و گفت هيچ اشکالي ندارد با پاي من بيعت کن و عبدالله بن عمر پاي او را گرفت و بيعت کرد.

جناب ابي

ايا شما هم اينگونه بيعت کرديد با خلفايتان؟؟؟

اشهد ان الااله الا الله
اشهد ان محمدا رسول الله
اشهد ان امير المومنين عليا ولي الله




      ارسال نظر  

صفحه کليد   *:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر
       

RSS | مناظرات | فتنه وهابيت | آرشيو اخبار | آرشيو يادداشت | پايگاه هاي برتر | گالري تصاوير | خارج فقه مقارن | درباره ما | ارتباط با ما