2019 March 20 - چهار شنبه 29 اسفند 1397
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟
کد مطلب: ٩٧١٧ تاریخ انتشار: ١٦ خرداد ١٣٩٥ - ١٢:٤١ تعداد بازدید: 1190
سخنراني ها » حبل المتین
در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟

حبل المتین 95/03/16

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

تاریخ : 95/03/16

خلاصه آنچه در این برنامه خواهید دید...

آمادگی برای ورود به ماه مبارک رمضان:

امیدوارم خداوند به همه ما توفیق آمادگی حضور در ماه ضیافت الله و مهمانی خداوند عالم بدهد. نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) در آخرین در آخرین جمعه ماه شعبان فرمودند: مردم شما در آستانه ماهی قرار گرفته‌اید که «هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیافَةِ اللَّه» ماهی که در آن شما را به مهمانی خدا دعوت کرده‌اند

در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟

ما در رابطه با ایام نیمه شعبان بحثی داشتیم و اینکه ولادت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) در کتب شیعه را مفصلاً مطرح کردیم که در آنجا بیش از 40 روایت آن هم با سند صحیح داریم که بر ولادت حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) دلالت می‌کند.

دیشب این‌ شبکه‌های وهابی حدود 7 دقیقه از بحث ما را در این شبکه پخش کردند؛ من در اینجا از جناب آقای «سید عقیل باعقل» تشکر می‌کنم و آقای «ملازاده» اسم با مسمایی گذاشتند.

اگر به من می‌گفتند: ما می‌خواهیم 7 دقیقه از صحبت‌های شما را پخش کنیم برای هر دقیقه‌اش ده میلیون تومان می‌دادم و از دوستان کمک می‌گرفتم هفتاد میلیون تومان می‌دادم تا این هفت دقیقه ما را پخش کنند!!

این‌ها آمدند در تماس تلفن‌ها شروع کردند و گفتند: چرا فرزندان امام حسن از امامت عزل شدند؟! من اولین بار بود که این مطلب را می‌شنیدم زیرا عزل کردن به معنای این است که اول کسی را برای امامت نصب کنند بعد آن را بردارند! اگر فرزندان امام حسن امام می‌شدند می‌گفتند: چرا فرزندان امام حسین امام نشدند؟! از آدم دیوانه بعید نیست.

ما بارها در اینجا ثابت کردیم که بحث امامت طبق منطق قرآن جعل الهی است؛ همانطوری که نسبت به حضرت ابراهیم (علیه السلام) می‌فرماید: (إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماما)

زمانی که حضرت موسی می‌خواهد برادرش را به عنوان وزیر معین کند از خداوند عالم می‌خواهد که او را به عنوان وزیر خودش معین کند.

روایاتی متعددی از ثقات «ابن حبان» و «ابن حجر عسقلانی» و غیره آوردیم که نبی مکرم اسلام در بدو رسالت خودشان زمانی که در اطراف مکه مطرح می‌کردند بعضی افراد می‌گفتند: یا رسول الله ما حاضریم به تو ایمان بیاوریم ولی به شرط اینکه امامت و خلافت بعد از تو مال ما باشد. نبی مکرم در جواب آنان فرمود:  « الأمر إلی الله یضعه حیث یشاء»

استناد به روایتی ضعیف، برای مخدوش کردن چهره «هشام بن سالم»!!

الان مثلاً همین روایتی که این آقا آورد ملاحظه کنید در کتاب «کافی» جلد اول صفحه 100 که می‌گوید: ما خدمت امام هشتم رسیدیم و گفتیم همچین بحثی وجود دارد و صحبت آقای «هشام بن سالم» و «مؤمن الطاق» و «میثمی» را نقل کردیم که می‌گویند: « إِنَّه‏ أَجْوَفُ إِلَى السُّرَّةِ، وَالْبَقِيَّةُ صَمَدٌ. فَخَرَّ سَاجِداً لِلَّه‏ » خدا تا ناف ميان خالى بود و باقى تنش تو پر. امام رضا وقتی این کلام را شنید به سجده افتاد و تعظیم خداوند نمود.

شما که روایت آوردید عرض کردم از آدم بی عقل که انتظار نیست و ما هم نباید انتظار داشته باشید اما کاش یک شخصی که کمی عقل دارد و از همان دیگر دزدان دریایی که آن آقا لقب داد بیاورید یک بررسی سندی کنند یا آن آقایی که در کوچه‌های مدینه مفت می‌خورد و می‌خوابد را بگویید بیاید یک بررسی سندی کند و این‌قدر بلد است.

این روایت صد در صد ضعیف است!!

یک نکته رجالی مهم!!

بر فرض که روایت صددرصد صحیح باشد بحث اعتقادی چه ربطی به نقل روایت دارد؟! شما خودتان می‌گویید اگر کافر روایت کند ما قبول می‌کنیم؛ شما از خوارجی مثل «حریز بن عبدالله سجستانی» که هر روز 70 مرتبه و هرشب 70 مرتبه به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) لعن می‌فرستاده است، روایت نقل می کنید!!

شما از منافق روایت نقل می‌کنید و او را توثیق می‌کنید و زمانی که اعتراض می‌کنیم می‌گویید: مسئله اعتباری هیچ ارتباطی به روایت ندارد.

ما در وثاقت راوی صداقت در گفتار را نیاز داریم! همان حرفی که آقای «ألبانی» می‌زند و می‌گوید: مذهب راوی ارتباطی به وثاقت راوی ندارد؛

بحثی پیرامون ولادت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

در رابطه با بحث ولادت حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) در منابع شیعه ما روایات متعدد مطرح کردیم (10 الی 12) روایت مبنی بر اینکه در کتب شیعه کاملاً با سندهای صحیح و معتبر بدون امکان قابل انکار و روایات متعددی مبنی بر اینکه اصلاً و ابداً این قضیه قابل انکار نیست.

در کتاب «کفایة الأثر» از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند: «أن الإمام بعد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم علی بن أبی طالب ثم الحسن ثم الحسین ثم علی بن الحسین ثم محمد بن علی ثم أنا ثم من بعدی موسی ابنی ثم من بعده ولده علی وبعد علی محمد ابنه وبعد محمد علی ابنه وبعد علی الحسن ابنه والحجة من ولد الحسن»

در کتاب «عیون أخبار الرضا (علیه السلام)» روایتی وارد شده است که امام رضا (علیه السلام) می‌فرماید:

«یا دِعْبِلُ الْإِمَامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ ابْنِی وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِی وَ بَعْدَ عَلِی ابْنُهُ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ فِی غَیبَتِه» ای دعبل امام بعد از من پسرم محمد است و امام بعد از محمد، پسرش علی است و بعد ایشان، پسرش حسن است و بعد از حسن، پسرش حجت قائم منتظر در غیبت است.

تماس بینندگان برنامه:

بیننده (آقای مهرشاد از کرمان – شیعه): این آقای «هاشمی» کلاً زبانی شده است و عقلش را از دست داده است. در برنامه زنده تلفن را قطع می‌کند!

توصیه مهم استاد: آقای مهرشاد عزیز دوستانی که آنجا وارد می‌شوند من به آنان یک توصیه می‌کنم که یا در آن برنامه‌ها وارد نشوید و اگر وارد می‌شوید قبلاً مطالعه کنید و قبلاً سایت «ولی عصر» را ببینید چون سایت «ولی عصر» استخوان گلو و خار چشم این‌هاست. شما هرچه بخواهید به حول قوه الهی در سایت «ولی عصر» موجود است

بیننده (آقای طالبی از کرمانشاه – اهل سنت): می‌خواستم به این شبکه‌های وهابی مطلبی را بگویم البته چندبار زنگ زدم به آنان گفتم: اهل سنت هستم و توسل را قبول دارم اما مسخره‌ام می‌کنند. آن‌ها می‌گویند: تو اهل سنت نیستی و هیچ اهل سنتی توسل را قبول ندارد و مسخره‌ام می‌کنند و نه تنها من بلکه همه را مسخره می‌کنند. وقتی به آنان زنگ می‌زنیم می‌گویند: شما شیعه هستید در حالی که من اهل سنت هستم. هربار به آقای «هاشمی» زنگ می‌زنم شماره من را قطع می‌کند.

توصیه مهم استاد: اگر ما بخواهیم با این‌ها وارد بحث بشویم باید تلاش کنیم اولاً قبلاً بحثمان را آماده کنیم و در کاغذ هم یادداشت کنیم. زمانی که پشت خط می‌روید اولاً این آقا فرصت نمی‌دهند که شماها حرف بزنید و بلافاصله تندتند وسط حرف شما می‌پرند که این یکی از عادت شیاطین است و در آن شکی نیست.

اولاً مطالب را در آنجا یادداشت کنید به اضافه اصلاً چندتا سؤال طرح کنید و بگویید من چندتا سؤال دارم و سؤال‌هایتان را بپرسید. اگر آن‌ها تلفن را قطع کردند هم اشکال ندارد شما حرفتان زدید. اجازه ندهید آن‌ها از شما سؤال کنند چون شما که کارشناس نیستید آن‌ها از شما سؤال کنند بلکه شما باید از آن‌ها سؤال کنید. بگویید من سه تا سؤال دارد اگر اجازه می‌دهید من حرفم تمام بشود بگویم و اگر اجازه نمی‌دهید من مطرح نکنم و بگویید: بینندگان عزیز ایشان اجازه نمی‌دهد که من سؤالاتم را مطرح کنم.

نکته ای در توثیق «هشام بن حکم»:

«کراجکی» از علمای بزرگ شیعه است در رابطه با «هشام بن حکم» می‌گوید: «و أما موالاتنا هشاما رحمه الله فهی لما شاع عنه و استفاض من ترکه للقول بالجسم الذي كان ينصره ورجوعه عنه واقراره بخطئه فيه وتوبته منه» ما که هشام را دوست داریم به جهت این است که شایعه شد و در میان مردم مطرح شد که اگر قبلاً قائل به جسمانیت هم بود آن قول را که از آن طرفداری می کرد، رها کرده است. و اقرار کرده است که اشتباه کرده و از آن توبه نموده است.

«عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ لِهِشَامٍ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَا یشْبِهُ شَیئاً وَ لَا یشْبِهُهُ شَی‌ء وَ کلُّ مَا وَقَعَ فِی الْوَهْمِ فَهُوَ بِخِلَافِهِ» زمانی که خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید این عبارت امام صادق را حفظ کرده بود و می‌گفت: خداوند عالم نه شبیه چیزی است و نه چیزی شبیه اوست و هرآنچه ما از خداوند عالم در ذهنمان تصور کنیم این مخلوق ماست و خداوند عالم خلاف این است.

کنز الفوائد؛ کراجکی، محمد بن علی، (متوفی: 449 ق)، ناشر: دارالذخائر، قم، ج 2، ص 41

 

تفصیل مطالب این برنامه

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خدایی که جان می‌دهد

زبان را به گفتن توان می‌دهد

الهی ایاک نعبد و ایاک نستعین

سلام و صلوات عرشیان و فرشیان بر خاتم پیامبران حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهلبیت پاک و نورانی‌اش و سلام و درود خدمت شما عزیزان بیننده و همراهان خوب و دوست داشتنی «شبکه جهانی ولایت».

امیدوارم هرکجا که نگاه مهربانتان را به برنامه زنده «حبل المتین» هدیه دادید خوب و خوش و سرحال و خرم باشید و ان‌شاءالله که عاقبت بخیر باشید.

روزهای پایانی ماه شعبان المعظم از راه رسیده است و کم‌کم بوی دل‌انگیز ماه مبارک رمضان به مشام می‌رسد. باید این دعا را دائم تکرار کنیم و شاید فردا آخرین روز از ماه شعبان المعظم باشد که به خداوند متعال عرض می‌کنیم:

«اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضی مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِی مِنْهُ»

خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده ای در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان.

امشب هم به خانه‌هایتان آمدیم تا برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم حضورتان کنیم. راه‌های ارتباطی را که حتماً در ذهن شریفتان دارید و آقای کیا هم بزرگواری می‌کنند برای ما زیرنویس می‌کنند که همین‌جا از ایشان ممنونیم.

راه ارتباطی پیامکی ما «30001203» که برای شما آشناست و شماره‌هایی که زیرنویس شده است راه‌های ارتباطی فضای مجازی است که از طریق واتس‌آپ و تلگرام و وایبر عزیزانی که در خارج از کشور هستند می‌توانند یک یا علی بگویند و ارتباطشان را با ما برقرار کنند.

 عزیزان می‌توانند برای ما پیام بدهند و از عشق و ارادت و محبتشان به ساحت نورانی و ملکوتی آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و هرآنچه دل تنگ و مهربانشان می‌خواهد برای ما بگویند و ما با افتخار پذیرای حرف‌های شما هستیم. ما منتظر هستیم ان‌شاءالله پیام‌هایتان به دست ما برسد.

امشب هم توفیق داریم در برنامه زنده «حبل المتین» در محضر استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی باشیم. جناب استاد سلام علیکم و رحمة الله:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز، گرامی و دوست داشتنی که در هرکجای این گیتی پهناور بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و باصفای خانواده خودشان قرار دادند خالصانه‌ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت تقدیم می‌کنم.

خدا را قسم می‌دهم به آبروی محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) فرج مولای ما ولی عصر (أرواحنا فداه) را نزدیک نموده و همه ما را از یاران ویژه آن نازنین وجود قرار بدهد، حوائج همه ما و شما را برآورده کند، گرفتاری‌ها و دغدغه‌های فکری ما را برطرف سازد و به همه ما توفیق آمادگی حضور در ماه ضیافت الله و مهمانی خداوند عالم بدهد.

نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) در آخرین در آخرین جمعه ماه شعبان فرمودند: مردم شما در آستانه ماهی قرار گرفته‌اید که

«هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیافَةِ اللَّه»

ماهی که در آن شما را به مهمانی خدا دعوت کرده‌اند

الأمالی (للصدوق)، ص 93، ح 4.

قطعاً اگر کسی مهمانی دعوت می‌کند به آنچه در توان دارد برای پذیرایی آماده می‌کند؛ دقت کنیم خداوند عالم که قادر علی الاطلاق است، رزاق علی الاطلاق است، رحمان و رحیم و بزرگوار علی الاطلاق است ما را دعوت کرده است.

گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست...!؟

ان‌شاءالله خودمان را با استغفار از گناهان گذشته و جبران آنچه که از ما فوت شده است و با توسل بر محمد و آل محمد (صلوات الله علیهم اجمعین) در سایه‌سار اهلبیت برای ورود به ماه ضیافت الله آماده کنیم و به مهمانی خداوند عالم برویم. امشب هم به نقلی اول ماه رمضان که بعید است یا آخر ماه شعبان است.

عزیزانی که توفیق خواندن مناجات شعبانیه پیدا نکردند حتماً توصیه می‌کنم در مفاتیح هم موجود است که همه ائمه (علیهم السلام) از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) تا امام حسن عسکری و حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) و ما همچنین دعاهایی که همه ائمه آن دعا را قرائت کرده باشند کم داریم مخصوصاً این فراز آن اوج درخواست از خداوند عالم است:

«إِلَهِی هَبْ لِی کمَالَ الِانْقِطَاعِ إِلَیک»

خدایا به من بالاترین مرحله کمال انقطاع به خودت را عنایت فرما

تا آنجایی که می‌گوید:

«وَ تَصِیرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِک»

تا آنجایی که ما به جایی برسیم که روح ما آویزان از روح قدس تو باشد.

بحار الأنوار (ط- بیروت)، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، ج 91، ص 99

به مرحله‌ای برسیم که خودمان را عین حضور تو و عین ربط تو بدانیم همانند ارتباط نور خورشید به خورشید یا به تعبیر اساتید بزرگوار ما صور ذهنی‌های که ما از پدر و مادر و دوستمان در ذهنمان تصور می‌کنیم این مخلوق ذهن ماست.

در حقیقت مثال و نمونه‌ای از ارتباط هستی به خداوند عالم است که اگر یک لحظه آن صور ذهنی پدر و مادر و دوستمان از ذهنمان برود دیگر صوری وجود ندارد.

اگر آنی کند نازی فروریزند قالب‌ها

ان‌شاءالله اگر توفیق نداشتیم مناجات شعبانیه را قرائت کنیم امشب و فردا را غنیمت بدانیم؛ من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد خیلی متشکرم؛ ما بنا داشتیم که درواقع همان بحثی که قول داده بودیم را ادامه بدهیم و یکی دو جلسه دیگر از آن باقی مانده بود منتها یکی از شبکه‌های وهابی نسبت به آن برنامه‌ای که حضرتعالی در ایام ولادت باسعادت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) داشتید یک عکس العملی نشان داده است.

این شبکه مثل همیشه حرف‌های بی‌اساس و پوشالی در خصوص اثبات ولادت حضرت مهدی (ارواحنا و أرواح العالمین له الفداه) مطرح کرده است.

اگر صلاح می‌دانید یک طرح موضوعی بفرمایید که اصلاً موضوعی که پرداختید چه موضوعی بوده است و این شبهه‌ای که این‌ها مطرح کرده‌اند برچه اساسی بوده است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله.

خدا را بر تمام نعمت‌هایش به ویژه نعمت ولایت سپاس می‌گوییم و خدا را شاکر هستیم که توفیق معرفت خودش و محبت و ولایت اهلبیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) را به ما کرم نمودند.

در ایام نیمه شعبان، در شبکه های وهابی چه گذشت؟

ما در رابطه با ایام نیمه شعبان بحثی داشتیم و اینکه ولادت حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) در کتب شیعه را مفصلاً مطرح کردیم که در آنجا بیش از 40 روایت آن هم با سند صحیح داریم که بر ولادت حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) دلالت می‌کند.

ما حوصله و وقت تماشا کردن این شبکه‌های وهابی را نداریم و معمولاً دوستان پیاده می‌کنند و من تنها مطالعه می‌کنم اما دیدم که تصویر و برنامه ما را دارند آنجا پخش می‌کنند و معمولاً 10 الی 12 تا از این شبکه‌ها همواره جلوی چشم ما هست.

دیشب این‌ها حدود 7 دقیقه از بحث ما را در این شبکه پخش کردند؛ من در اینجا از جناب آقای «سید عقیل باعقل» تشکر می‌کنم و آقای «ملازاده» اسم با مسمایی گذاشتند.

اگر به من می‌گفتند: ما می‌خواهیم 7 دقیقه از صحبت‌های شما را پخش کنیم برای هر دقیقه‌اش ده میلیون تومان می‌دادم و از دوستان کمک می‌گرفتم هفتاد میلیون تومان می‌دادم تا این هفت دقیقه ما را پخش کنند. پخش کردن صحبت‌های ما بیش از این قیمت‌ها ارزش داشت چون صحبت‌های خیلی نابی بود.

اینکه صحبت را پخش کردند من تصور کردم می‌خواهند یک نقد علمی داشته باشند اما زمانی که خداوند عالم بنده‌ای را به خودش واگذار کند از یک جایی سردر می‌آورد که واقعاً أسفل السافلین است.

ما در آن صحبت گفتیم: آقایانی که بحث «ابوغانم خادم» را مطرح می‌کنند و مسخره کردیم و گفتیم: اصلاً کسی به این روایت استناد نمی‌کند و این‌ها همه سناریویی بود که این آقایان خودشان ساخته بودند.

بعد از آن دیدیم که این آقایان یک وقت مفصلی گذاشتند در مورد اینکه آقای «ابوغانم خادم» چه هست و چه نیست و ضعیف است و اصلاً ارتباطی ندارد و همان حرفی را که ما زده بودیم این‌ها تکرار کردند و این‌ها چیزی نبود.

ما فکر کردیم شاید این اشتباه بوده است اما زمانی که آقایان بحث‌های بعدی را پیش کشیدند دیدیم آن بنده خدا آقای «کالکرابی» به قدری بی‌حال بود که نمی‌دانم آیا حقوق ماهیانه‌اش نرسیده بود یا چه مسائلی بود؛ یا از این استدلال ما به بن بست رسیده بود و حالش گرفته شده بود که اصلاً حال حرف زدن هم نداشت.

ما دیدیم اصلاً و ابداً هیچ ارتباطی با قضیه ما ندارد؛ چهارتا شعار دادند که امام زمان چنین است و چنان است اما یک دانه از روایت‌هایی که ما آورده بودیم را این‌ها نقل نکردند در صورتی که من خیلی دوست داشتم که یک نقد علمی داشته باشند!

نکته ظریفی که در اینجا من ناگزیرم به آن اشاره کنم این است که این‌ها آمدند در تماس تلفن‌ها شروع کردند و گفتند: چرا فرزندان امام حسن از امامت عزل شدند؟!

حالا من اولین بار بود که این مطلب را می‌شنیدم زیرا عزل کردن به معنای این است که اول کسی را برای امامت نصب کنند بعد آن را بردارند!

گفتند: چرا فرزندان امام حسین امام شدند و فرزندان امام حسن امام نشدند؟ خوب اگر فرزندان امام حسن امام می‌شدند می‌گفتند: چرا فرزندان امام حسین امام نشدند؟! از آدم دیوانه بعید نیست.

ما بارها در اینجا ثابت کردیم که بحث امامت طبق منطق قرآن جعل الهی است؛ همانطوری که نسبت به حضرت ابراهیم (علیه السلام) می‌فرماید:

(إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماما)

من تو را برای مردم امام خواهم کرد.

سوره بقره (2): آیه 124.

(وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یهْدُونَ بِأَمْرِنا)

و آنان را پیشوایان نمودیم تا به فرمان ما رهبری کنند.

سوره انبیاء (21): آیه 73.

تمام این‌ها جعل الهی است و در آن هیچ شک و شبهه‌ای نیست؛ زمانی که حضرت موسی می‌خواهد برادرش را به عنوان وزیر معین کند از خداوند عالم می‌خواهد که او را به عنوان وزیر خودش معین کند.

روایاتی متعددی از ثقات «ابن حبان» و «ابن حجر عسقلانی» و غیره آوردیم که نبی مکرم اسلام در بدو رسالت خودشان زمانی که در اطراف مکه مطرح می‌کردند بعضی افراد می‌گفتند: یا رسول الله ما حاضریم به تو ایمان بیاوریم ولی به شرط اینکه امامت و خلافت بعد از تو مال ما باشد. نبی مکرم در جواب آنان فرمود:

« الأمر إلی الله یضعه حیث یشاء»

بحث خلافت و جانشینی من بعد از من به دست خداوند عالم است و درهرکجا که بخواهد قرار می‌دهد.

الثقات، اسم المؤلف: محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی، دار النشر: دار الفکر - 1395 - 1975، الطبعة: الأولی، تحقیق: السید شرف الدین أحمد، ج 1، ص 90.

ما این مطالب را مفصل بیان کردیم و 10 الی 12 روایت از منابع اهل سنت و بزرگان اهل سنت نقل کردیم که قضیه امامت به دست خداوند است و خداوند عالم اگر می‌خواست بعد از رسول اکرم سلمان و ابوذر و مقداد را به عنوان امام معرفی می‌کردند و ما باید اطاعت می‌کردیم.

خداوند متعال علی بن أبی طالب (علیه السلام) را معرفی کرده است و ادله محکم هم آورده است. این آقایان شعار می‌دهند که یک روایت صحیح برای ما بیاورید که علی (علیه السلام) به خلافت خودش استناد کرده است و دلیل آورده است و ما ده‌ها بلکه صدها روایت آوردیم.

واقعاً اگر شما راست می‌گویید بفرمایید این‌ها را نقد کنید؛ نکته ظریفی از اتلاف و بدبختی این‌ها که من معتقدم بعضی از این تلفن‌ها سناریو و ساختگی بود. اگر واقعاً این‌ها بچه شیعه هستند من گلایه دارم.

بچه شیعه‌هایی که واقعاً توانایی بحث ندارند امام حسن عسکری (علیه السلام) فرمودند: ورود در بحث‌های خلافی و اختلافی بر این‌ها حرام است! کسی که توانایی که بحث و مناظره با این افراد ندارد ورود به این بحث‌ها خلاف شرع و حرام است!

نحوه چینش مشخص بود که این آقا روایتی را خواند نفر اول آمد حرفی نزد، نفر دوم آمد حرفی نزد، نفر سوم آمد و به «هشام» رسید و گفت: این «هشام» کدام «هشام» است؟! مشخص بود که از قبل هماهنگ شده بود! مقداری ماند و گفت این «هشام بن سالم» است! بعد شروع کرد و گفت: «هشام بن سالم» را می‌شناسی؟!

ایشان می‌گوید: بزرگان از جمله «نجاشی»، «کشی» و «شیخ» او را توثیق کردند اما او گفت: می‌دانید چه عقیده‌ای دارد؟! شروع کرد یک روایتی را از کتاب «کافی» آورد که آقای «هشام» قائل به تجسیم بوده است و هرکسی قائل به تجسیم باشد کافر است!

اولین کسی که قائل به تجسیم است «ابن تیمیه» است و شما به نجاست «ابن تیمیه» حکم کردید، دومین نفر «محمد بن عبدالوهاب» است که قائل به تجسیم است. اکثر علمای وهابی قائل به تجسیم هستند و در حقیقت شما دیشب همگی را «نجس ینجس تنجسیا» کردید.

به علاوه شما دیشب کفر خودتان را هم اثبات کردید؛ شما گفتید: خداوند عالم می‌تواند یک سنگی را بیافریند که خود نتواند آن را بلند کند! خدای جسم نمی‌تواند بلند کند نمی‌خواهد که خداوند عالم بیاید از زیر آن سنگ این را بلند کند.

(إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیئاً أَنْ یقُولَ لَهُ کنْ فَیکون)

فرمان او تنها این است که هر گاه چیزی را اراده کند به او می‌گوید:" موجود باش" آن نیز بلافاصله موجود می‌شود!

سوره یس (36): آیه 82.

شما می‌گویید: خداوند می‌تواند به دست پیغمبرش یک اسلحه بدهد که خدا را بکشد! خدا که جسم نباشد قابل کشتن نیست و شما خودتان و دار و دسته‌تان را تکفیر کردید. اگر آن شخص شیعه بود حداقل باید سؤال می‌کرد.

من از تمام کسانی که به این شبکه‌های شیطانی وهابی تماس می‌گیرند تقاضا دارم ما روایت از کتب اهل سنت می‌آوریم و بررسی سندی می‌کنیم، آن‌ها روایت از کتب شیعه می‌آورند و می‌گویند: سند آن را بررسی کنید! آیا این روایت از دیدگاه شیعه سندش صحیح است یا صحیح نیست؟!

اولاً این آقا در آن حد نیست؛ اگر شما روایت متواتر هم بیاورید این آقا می‌گوید: متواتر ضعیف است و به دلیل این است که عقل ندارد و نمی‌توانیم کاری انجام بدهیم. آقای «ملازاده» اسم قشنگی روی این‌ها گذاشته است و این‌ها را خوب شناخته بود.

گفت: ایشان قائل به تجسیم است، می‌گوید: ثقه است، او می‌گوید: عقیده ایشان را قبول دارید؟! اگر به این صورت بنا باشد کسی عقیده‌ای داشته باشد و کسی به قول او استناد کند و ملتزم این باشد باید عقیده او را هم قبول کند.

اولاً اینکه خود حضرتعالی آنجا بحث علمی می‌کنید؛ دوستانی که تماس گرفتند گفتند: طبق شهادت کسی که دانشمند جهان معاصر است، او گفت: شما دیوانه هستید و عقل ندارید! کسی که عقل ندارد اصلاً نباید در این بحث‌ها وارد بشود.

شما همچین حقی ندارید که با شهادت دانشمند جهان معاصر که گفت: بی عقل هستید اصلاً در این بحث‌ها وارد بشوید و اصلاً ورود شما به این بحث‌ها درست نیست. من از عزیزان تقاضا دارم که از ایشان سؤال کنند آیا شهادت این آقا به این شکل است!

ثانیاً همین روایت کافی را که در بحث جواب غفاری ما مفصلاً بحث کردیم و خیلی هم مفصل تمام روایاتی که بر قضیه قائل به تجسیم «هشام به سالم» دلالت می‌کند تماماً بحث کردیم. روایت‌ها همگی ضعیف است و از میان 6 الی 7 روایت یکی از آن‌ها را پیدا کرد. ما 6 الی 7 روایت را بررسی کردیم و تمام آن هم ضعیف است!

استناد به روایتی ضعیف، برای مخدوش کردن چهره «هشام بن سالم»!!

الان مثلاً همین روایتی که این آقا آورد ملاحظه کنید در کتاب «کافی» جلد اول صفحه 100 که می‌گوید: ما خدمت امام هشتم رسیدیم و گفتیم همچین بحثی وجود دارد و صحبت آقای «هشام بن سالم» و «مؤمن الطاق» و «میثمی» را نقل کردیم که می‌گویند:

« إِنَّه‏ أَجْوَفُ إِلَى السُّرَّةِ، وَالْبَقِيَّةُ صَمَدٌ. فَخَرَّ سَاجِداً لِلَّه‏ »

خدا تا ناف ميان خالى بود و باقى تنش تو پر. امام رضا وقتی این کلام را شنید به سجده افتاد و تعظیم خداوند نمود.

الکافی (ط- الإسلامیة)، کلینی، محمد بن یعقوب، ج 1، ص 101، ح 3.

شما که روایت آوردید عرض کردم از آدم بی عقل که انتظار نیست و ما هم نباید انتظار داشته باشید اما کاش یک شخصی که کمی عقل دارد و از همان دیگر دزدان دریایی که آن آقا لقب داد بیاورید یک بررسی سندی کنند یا آن آقایی که در کوچه‌های مدینه مفت می‌خورد و می‌خوابد را بگویید بیاید یک بررسی سندی کند و این‌قدر بلد است.

کتاب «رجال نجاشی» را ملاحظه کنید که اولین راوی «محمد بن جعفر» است که می‌گوید:

«إلا أنه روی عن الضعفاء. وکان یقول بالجبر والتشبیه»

آقای محمد بن جعفر بن محمد از ضعفا نقل می‌کرد و قائل به جبر و تشبیه است.

رجال النجاشی؛ ص 373، ح 1020

مرحوم «علامه حلی» می‌گوید:

«محمد بن أبی عبد الله، کان ثقة صحیح الحدیث، الا انه روی عن الضعفاء، وکان یقول بالجبر والتشبیه، فانا فی حدیثه من المتوقفین»

آقای محمد بن جعفر بن محمد مورد وثوق بود ولی ایرادش این بود که از ضعفا نقل می‌کرد و قائل به جبر و تشبیه بود، من در روایت این توقف دارم و به روایت ایشان عمل نمی‌کنم.

رجال العلامة الحلی؛ ص 265، ح 145.

اضافه بر این چند مورد از راویان دیگری هم دارد که این راویان «محمد بن عبدالله» به همین شکل و آقای «حسین بن حسن» هم مجهول است. این آقا ضعیف است و قائل به تجسیم است، «علامه حلی» می‌گوید: من در روایات او توقف دارم و «حسین بن حسن» کاملاً مجهول است؛ بنابراین این روایت از دیدگاه شیعه فاقد ارزش است!

در رابطه با کتاب «توحید» اثر «شیخ صدوق» هم به همین شکل است البته او در حدی نیست که به کتاب «توحید» اثر «شیخ صدوق» مراجعه کند. باز در اینجا سه الی چهار راوی وجود دارد که این‌ها همه مجهول هستند.

در کتاب «رجال» اثر «نجاشی» در مورد «بکر بن صالح رازی» می‌گوید:

«مولی بنی ضبة، روی عن أبی الحسن موسی علیه السلام، ضعیف»

رجال النجاشی؛ ص 109، ح 276

در کتاب «خلاصة الاقوال» نسبت به «بکر بن صالح رازی» می‌گوید:

«مولی بنی ضبة روی عن أبی الحسن الکاظم علیه السلام ضعیف جدا کثیر التفرد بالغرائب»

رجال العلامة الحلی؛ ص 208

همین مقدار کفایت می‌کند که این شخص انسان ضعیفی است و راوی دیگر در این روایت وجود دارد که مجهول است؛ بنابراین این روایتی که شما می‌خواهید در رابطه با قضیه «هشام بن سالم» بیاورید که ایشان قائل به جسم بوده است هیچ سندیتی برای شیعه ندارد و کاملاً مردود است!

یک نکته رجالی مهم!!

بر فرض که روایت صددرصد صحیح باشد بحث اعتقادی چه ربطی به نقل روایت دارد؟! شما خودتان می‌گویید اگر کافر روایت کند ما قبول می‌کنیم؛ شما از خوارجی مثل «حریز بن عبدالله سجستانی» که هر روز 70 مرتبه و هرشب 70 مرتبه به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) لعن می‌فرستاده است، روایت نقل می کنید!!

ما هم می‌گوییم: خداوند به حق امیرالمؤمنین به اندازه تمام ذرات عالم و به اندازه آنکه علم او احاطه دارد لعنتش را بر ایشان نازل کند. این کسی که لعن می‌کرده است و خود «صحیح مسلم» آورده است که پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود:

«ولا یبْغِضَنِی إلا مُنَافِقٌ»

 صحیح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، دار النشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی، ج 1، ص 86، ح 78.

شما از منافق روایت نقل می‌کنید و او را توثیق می‌کنید و زمانی که اعتراض می‌کنیم می‌گویید: مسئله اعتباری هیچ ارتباطی به روایت ندارد. ما شیعه هستیم و عقیده ما این است که بحث اعتقادی ارتباطی به وثاقت راوی ندارد!

ما در وثاقت راوی صداقت در گفتار را نیاز داریم! همان حرفی که آقای «ألبانی» می‌زند و می‌گوید: مذهب راوی ارتباطی به وثاقت راوی ندارد؛ هر عقیده‌ای دارد مهم این است که این آقا راست می‌گوید یا راست نمی‌گوید. اگر راست می‌گوید ما قبول داریم.

شما در اخبارتان از خبرنگاران مسیحی و یهودی و اسرائیلی نقل می‌کنید؛ اگر شما واقعاً از این خبرنگار یهودی روایت و مطلب نقل می‌کنید عقیده یهودی را قبول دارید؟! پاسخ بدهید! یا اگر خبرنگاران غربی از شما سؤال کنند که این‌ها انسان‌هایی با عقیده درست هستند؛ آن‌ها اصلاً کافر باشند و منکر خداست شما دارید از او اخبار نقل می‌کنید.

روایت هم به همین شکل است؛ اگر ما اعتماد به گفتار طرف داشته باشیم همین اندازه برای ما کافی است و اینکه عقیده او چیست ارتباطی به ما ندارد! اگر عقیده او در گفتارش تأثیر بگذارد آن بحث دیگری است اما مادامی که عقیده طرف در نقل روایت تأثیر ندارد ما روایتش را می‌پذیریم و اهل سنت هم می‌پذیرند و عقلای دنیا هم می‌پذیرند.

ما تنها به شما بی‌عقل‌ها کار نداریم؛ الان شما از همین افرادی که آنجا آوردید و در شبکه خودتان برنامه پخش می‌کنید این آقای دانشمند جهان معاصر به همه آنان گفت: آنان دزدان دریایی هستند! آیا زمانی که از این دزدان دریایی روایت نقل می‌کنید دزدی دزدان دریایی را شما قبول دارید یا قبول ندارید؟!

زمانی که به شما می‌گویند: بی‌عقل و دیوانه هستید چطور شما می‌آیید مطلب نقل می‌کنید. من از بینندگان آنان عذرخواهی می‌کنم و تنها به آن افرادی که هوادار این‌ها هستند می‌گویم: وقتی حرف این آقای بی‌عقل را گوش می‌دهید آیا شما بی‌عقل هستید که حرف او را گوش می‌دهید یا کسی که به حرف او گوش می‌دهد کاری به عقیده او ندارد؟!

اگر یک دیوانه هم یک مطلبی بگوید ما اگر ببینیم که این مطلب درست است می‌پذیریم و اگر درست نباشد قطعاً نمی‌پذیریم و این مطلب کاملاً واضح و روشن است. در کتاب «الشافی فی الإمامة» اثر «سید مرتضی (رضوان الله تعالی علیه)» است که در رابطه با قضیه «هشام» می‌گوید:

«فأما الحکایة عنه أنه ذهب فی الله تعالی أنه جسم له حقیقة الأجسام الحاضرة. وحدیث الأشبار المدعی علیه فلیس نعرفه إلا من حکایة الجاحظ عن النظام وما [هو] فی‌ها إلا متهم علیه، غیر موثوق بقوله فی مثله»

تا جایی که می‌گوید:

«فأما ما رمی به هشام بن الحکم رحمه الله بالتجسیم فالظاهر من الحکایة عنه القول بجسم لا کالأجسام. ولا خلاف فی أن هذا القول لیس تشبیه ولا ناقض لأصل»

الشافی فی الإمامة، ج 7، ص 13 و 14.

ایشان قول به جسمیت را نقل کرده است و گفته است: بعضی افراد قائل به این هستند و اگر کسی بگوید خداوند عالم جسم است همانند جسم بشری نیست و این است که تمام مدافعین «ابن تیمیه» هم همین حرف را می‌زنند.

اگر بنا باشد این قول قائل «بجسم لا کالأجسام» خوب شما می‌گویید: «الله تبارک و تعالی له ید» همانطوری که آقای «بن باز» و «آل شیخ» دارد و می‌گوید:

«له ید لا کالأیدی، کما انه موجود لا کالموجودین، وشیء لا کالأشیاء»

خداوند دست دارد، جسم دارد، گوش دارد ولی ما نمی‌دانیم حقیقت گوش و حقیقت چشم آنان چیست.

بحر الفوائد المشهور بمعانی الأخبار، اسم المؤلف: أبو بکر محمد بن أبی إسحاق إبراهیم بن یعقوب الکلاباذی البخاری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت / لبنان - 1420 هـ - 1999 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: محمد حسن محمد حسن إسماعیل - أحمد فرید المزیدی، ج 1، ص 110.

این قضیه کاملاً واضح و روشن است که این آقا اولاً می‌گوید: یک روایت صحیح به نظر من تعلیق به محال است زیرا از دیدگاه این آقایان حتی یک روایت صحیح از دیدگاه اهل سنت هم نمی‌تواند این آقا پیدا کند.

بالاترین روایت، روایت متواتر است که ما از متواتر بالاتر نداریم که خود «ابن تیمیه» می‌گوید:

«وأما من أنکر ما ثبت بالتواتر والإجماع فهو کافر»

روایتی که به تواتر ثابت شده باشد و کسی آن را انکار کند کافر است.

کتب ورسائل وفتاوی شیخ الإسلام ابن تیمیة، اسم المؤلف: أحمد عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، دار النشر: مکتبة ابن تیمیة، الطبعة: الثانیة، تحقیق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمی النجدی، ج 1، ص 109.

شما که می‌گویید: روایت متواتر هم می‌تواند ضعیف باشد!!! البته این را ما بر همان فرمایش جناب «ملازاده» نسبت به شما حمل می‌کنیم زیرا ما در طول تاریخ کسی را ندیدیم و حتی یهودی‌ها و مسیحی‌ها هم قائل باشند که خبر متواتر می‌تواند ضعیف باشد!!

من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد از شما بسیار متشکرم؛ ما برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم حضورتان می‌کنیم و شما ملاحظه می‌فرمایید چه عزیزانی که در ایران اسلامی هستند و چه عزیزانی که در جای جای این کره خاکی این شبکه و این برنامه را برای دیدن انتخاب کردید از توجه و عنایت شما خیلی ممنون و سپاسگذاریم.

دوستان ما راه‌های ارتباطی را مرتب زیرنویس می‌کنند تا بتوانید با ما ارتباط برقرار کنید. استاد می‌خواهم از این فرصت استفاده کنم به قول معروف:

عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

بالاخره این بحثی که این‌ها مطرح کردند موجب شد تا من از شما درخواست کنم اگر می‌شود به بحث ولادت وجود نازنین حضرت مهدی (ارواحنا له الفداه) را از دیدگاه شیعه بپردازید.

این همان بحثی است که بخشی از آن مطرح شد و اگر نکات جدیدی هم در این زمینه است بفرمایید شاید بعضی از دوستان بیننده ما آن برنامه را ندیده باشند و اصلاً این سبب خیری بشود تا ما این بحث را مطرح کنیم.

بحثی پیرامون ولادت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با بحث ولادت حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) در منابع شیعه ما روایات متعدد مطرح کردیم مبنی بر اینکه در کتب شیعه کاملاً با سندهای صحیح و معتبر بدون امکان قابل انکار و روایات متعددی مبنی بر اینکه اصلاً و ابداً این قضیه قابل انکار نیست.

ما حدود 10 الی 12 روایت در اینجا مطرح کردیم مبنی بر اینکه حضرت مهدی (ارواحنا فداه) به دنیا آمده است و در او هیچ شک و شبهه‌ای هم نیست.

مجری:

میان برنامه‌ای مشاهده کنیم تا مشکل فنی سیستم برطرف شود زیرا دغدغه استاد این است مطالبی که بیان می‌کنند به صورت مستند باشد تا شما هم ملاحظه کنید.

الهی شکر از این نعمت ولایت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)؛ اشکالی ندارد روز قیامت اگر گفتند: این شیعه امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هم نبود ما قبول می‌کنیم اما بگویند این نوکر بود، بگویند جاروکش بود، بگویند خادم بود، بگویند غلام بود یا هرچیز دیگری اسم ما را بگذارند اما فقط اسم ما در کنار امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) باشد.

برای ما شیعه‌ها عزت و افتخار است که غلام باشیم، خاک زیرپا و خاک زیر نعلین باشیم؛ ان‌شاءالله این عشق و ارادت و محبت همیشه در دل‌های ما باشد و شک نکنید این عشق و ارادت و محبت روزی من و شما را نجات می‌دهد و دست ما را خواهد گرفت.

از خدای عزیزمان ممنون هستیم که در میان چند میلیارد انسانی که در این عالم هستند تعدادی ولایت و محبت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دارند و ما جزو این افراد هستیم؛ این یعنی لطف و مرحمت و عنایت خداوند!

می‌خواهیم در محضر استاد بحثمان را ادامه بدهیم، استاد در خدمت شما هستیم!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

در رابطه با روایات متعددی که در این زمینه داریم که ولادت حضرت مهدی (ارواحنا لتراب مقدمه الفداه) در منابع شیعه تنها یکی دو مورد را که در جلسه گذشته هم آورده بودیم خدمت دوستان عرض می‌کنم.

در کتاب «کفایة الأثر» از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که فرمودند:

«أن الإمام بعد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم علی بن أبی طالب ثم الحسن ثم الحسین ثم علی بن الحسین ثم محمد بن علی ثم أنا ثم من بعدی موسی ابنی ثم من بعده ولده علی وبعد علی محمد ابنه وبعد محمد علی ابنه وبعد علی الحسن ابنه والحجة من ولد الحسن»

کفایة الأثر فی النصّ علی الأئمة الإثنی عشر؛ خزاز رازی، علی بن محمد، ص 263

در این روایت بیان می‌کند که بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) علی بن أبی طالب (علیه السلام) و بعد از او امام حسن (علیه السلام) و بعد از او امام حسین (علیه السلام) و همینطور به ترتیب تا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را بیان می‌کند.

مگر شما فضول هستید که می‌پرسید: چرا فرزندان امام حسن امام نشده است؟! امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) با سند صحیح و امام صادق (علیه السلام) با سند صحیح و حتی خود رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) با سند صحیح می‌فرمایند: بعد از امام حسین «ثم علی بن الحسین» امام سجاد به امامت می‌رسند.

در این روایت بیان می‌فرمایند:

«والحجة من ولد الحسن»

حجت بن الحسن از اولاد امام حسن عسکری (علیه السلام) است.

کاملاً واضح و روشن است و از نظر سندی هم اولین راوی این روایت «حسین بن علی بن موسی» معروف به «ابن بابویه» است. مرحوم آقای خوئی در کتاب «معجم رجال الحدیث» جلد 7 می‌گوید:

«قال النجاشی: «الحسین بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه القمی أبو عبد الله، ثقة»

نجاشی می‌گوید: حسین بن علی بن بابویه پدر شیخ صدوق است و ثقه است

همچنین «شیخ طوسی» می‌گوید:

«الحسین بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه: کثیر الروایة، یروی عن جماعة، و عن أبیه، و عن أخیه محمد بن علی، ثقة»

ابن بابویه، صاحب روایات فراوان، ناقل روایت از عده ای زیاد و از پدرش و از برادرش محمد بن علی. او مورد اعتماد است.

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم؛ ج 7، ص 47 و 48، شماره 3531.

ما به دنبال این می‌گردیم وقتی تنها یک نفر هم بگوید برای ما کافی است؛ دو نفر می‌گوید: «ثقة» و زمانی که می‌گوید: امام صادق برای من نقل کرده است قطعاً راست می‌گوید. زمانی که او می‌گوید: من از امام صادق شنیدم حتماً شنیده است.

شما ببینید در عرف ما بعضی از افراد هستند که چه‌بسا شراب هم بخورند و چه‌بسا بعضی از گناهان دیگر را انجام می‌دهند اما اگر آن‌ها را قطعه قطعه کنند هم دروغ نمی‌گویند. همان‌طور که در روایتی که در خود «صحاح» هم وجود دارد:

که از نبی مکرم اسلام سؤال می‌کنند: آیا یک مؤمن زنا می‌کند؟ می‌فرماید: بله، می‌گویند: دزدی می‌کند؟ می‌فرماید: بله، می‌گویند: دروغ می‌گوید؟ می‌فرماید: اصلاً و ابداً مؤمن دروغ نمی‌گوید؛ ما بسیاری از افراد به این شکل داریم.

راوی دوم «هارون بن موسی بن أحمد» است که مرحوم آقای خوئی دارد که:

«کان وجها فی أصحابنا ثقة، معتمدا لا یطعن علیه»

در میان اصحاب ما، دارای آبروست. او مورد وثوق و اعتماد است و طعنی بر او نیست.

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم، ج 20، ص 258، شماره 13273

ایشان را، هم «نجاشی» توثیق کرده است و هم «شیخ طوسی» توثیق کرده است. دیگر از این بهتر می‌خواهیم؟! شخص بعدی «محمد بن حسن بن ولید» است که نجاشی در مورد او می‌گوید:

«محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید، أبوجعفر: شیخ القمیین وفقیههم، ومتقدمهم ووجههم، ویقال: إنه نزیل قم، وما کان أصله منها، ثقة ثقة»

محمد بن حسن بن ولید، استاد قمی ها و فقیه ایشان بود. پیشرو و چهره بارز ایشان بود. او قطعاً مورد اعتماد است.

و «شیخ طوسی» هم می‌گوید:

«محمد بن الحسن بن أحمد بن الولید القمی: جلیل القدر، بصیر بالفقه، ثقة»

محمد بن حسن بن ولید، بزرگوار و آگاه به فقه و مورد اعتماد است.

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم موسوی، ج 16، ص 220، شماره 10490

بنابراین تا اینجا به این شکل هست و تا وقتی که به «محمد بن حسن بن فروخ» که «نجاشی» در مورد او می‌گوید:

«کان وجها فی أصحابنا القمیین، ثقة، عظیم القدر، راجحا، قلیل السقط فی الروایة»

او در میان قمی ها دارای جایگاه و مورد اعتماد و بزرگوار بود. و در نقل روایت قلیل السقط بود.

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم موسوی، ج 16، ص 263، شماره 10532

راوی بعدی «یعقوب بن یزید» است که «شیخ طوسی» در مورد او می‌گوید:

«وقال الشیخ (804): " یعقوب بن یزید الکاتب الانباری، کثیر الروایة، ثقة»

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم موسوی، ج 21، ص 157، شماره  13778

و در شرح حال «یعقوب بن یزید» می‌گوید: هم «یعقوب بن یزید» و هم «یزید» پدرش هردو ثقه هستند.

راوی بعدی «محمد بن ابی عمیر» است که «نجاشی» در مورد او می‌گوید:

«جلیل القدر، عظیم المنزلة فینا»

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم موسوی، ج 15، ص 291، شماره 10043

«نجاشی» در رابطه با «هشام بن سالم» می‌گوید:

«ثقة ثقة»

معجم رجال الحدیث؛ خویی، سید ابو القاسم موسوی، ج 20، ص 324، شماره 13361

 اگر شما به دنبال وثاقت می‌گردید این موارد از این جمله است؛ آقای «خوئی (رضوان الله تعالی علیه)» ده‌ها روایات می‌آورند و تمام این موارد از این جمله است. شما اگر می‌خواهید ببینید فقها و رجالین ما درباره او چه چیزهایی می‌گویند این موارد است.

اگر شما می‌خواهید اجتهاد کنید اجتهاد شما به درد خودتان می‌خورد همان‌طور که اجتهاد دیوانه‌ها به درد خودشان می‌خورد؛ ما ایراد نمی‌گیریم.

در اینجا اگر روایت متواتر هم باشد بلد هستید و بر دیوانه حرجی نیست و «المجنون لا حرج له». همانند اینکه بر بچه کوچک حرج نیست بر دیوانه هم حرجی نیست.

اگر ما روایت متواتر هم نقل کنیم جواب شما این است که این ضعیف است. شما اگر توانستید بروید یک شخص عاقل پیدا کنید و بیاورید که این روایات را از دیدگاه شیعه بحث کند زیرا این روایات از دیدگاه شیعه است.

اگر شما خودتان بخواهید آن بحث جدایی است؛ هر زمانی که شما خواستید با مبنای خودتان بررسی کنید ما جوابمان همین است. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود: بر دیوانه حرجی نیست و جواب شما هم همین است.

این روایت را هم بیان کنیم؛ در کتاب «عیون أخبار الرضا (علیه السلام)» روایتی وارد شده است که سند روایت به این صورت است:

«حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِیادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِی رَضِی اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِی بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِی قَالَ سَمِعْتُ دِعْبِلَ بْنَ عَلِی الْخُزَاعِی»

تا جایی که امام رضا (علیه السلام) می‌فرماید:

«یا دِعْبِلُ الْإِمَامُ بَعْدِی مُحَمَّدٌ ابْنِی وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ ابْنُهُ عَلِی وَ بَعْدَ عَلِی ابْنُهُ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْحُجَّةُ الْقَائِمُ الْمُنْتَظَرُ فِی غَیبَتِه»

ای دعبل امام بعد از من پسرم محمد است و امام بعد از محمد، پسرش علی است و بعد ایشان، پسرش حسن است و بعد از حسن، پسرش حجت قائم منتظر در غیبت است.

عیون أخبار الرضا علیه السلام؛ ابن بابویه، محمد بن علی، ج 2، ص 266.

آنوقت این افراد می‌گویند: برای امام هادی و نه برای امام عسکری و نه برای امام زمان (علیهم السلام) هیچ سندی وجود ندارد. آن‌ها می‌گویند: قرار بود بعد از امام هادی «جعفر کذاب» امام بشود. واقعاً هزار رحمت بر «عقیل بی عقل»! قدر او را ندانستیم و گرفتار بدتر از او شدیم.

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) گرفتار «ابوجهل» و «ابولهب» بود و ما هم گرفتار این آقایان هستیم! آنان به دنبال این هستند که ببینند کدام یک از این راویان در زباله‌دانی افتاده است. ما اولین بار حتی من از همان نادان‌های تاریخ هم نشنیده بودم که کسی بگوید: قرار بود جعفر کذاب پسر امام هادی بعد از امام عسکری امام بشود!

در رابطه با فرزند امام صادق به نام «اسماعیل» یک حرف‌هایی بود گرچه اینکه این حرف‌ها دروغ است و جعلی است اما نسبت به «جعفر کذاب» ما اولین بار بود که این مطالب را از این آقا شنیدیم و اینکه بعداً می‌خواهند چه ادعایی کنند ما نمی‌دانیم.

همان روایتی که ایشان می‌گوید: میراث را تقسیم کردند، در همان اول روایت اگر کسی عاقل باشد می‌گوید: فلان آقایی که از نواصب است که در این صورت تکلیف معلوم است و کاملاً روشن است.

شما چطور 30 تا روایتی که آقای «کلینی» نقل کرده است را ملاک قرار ندادید؛ از آن‌طرف می‌گویید: آقای «سید کمال حیدر» این‌طور گفته است! آقای «سید کمال حیدر» یکی از بد سلیقه‌ترین کاری که کرده است این است که می‌آید در یک جلسه شبهه را مطرح می‌کند و در جلسه بعدی یا جلسه بعد از او می‌خواهد به شبهات جواب بدهند.

این شیاطین از فرصت استفاده می‌کنند و آن قسمت را می‌گیرند اما جواب‌هایی که ایشان داده است را مطرح نمی‌کنند. دوستان ما زحمت کشیدند همان‌طور که «آیت الله کورانی» هم در برنامه عربی گفتند از ایشان چند کلیپی دوستان در رابطه با بحث امامت حضرت مهدی (ارواحنا فداه)، عصمت ائمه (علیهم السلام) ضبط کردند.

ایشان می‌گوید: برفرض من از این کانال ثابت نکردم اما از کانال‌های دیگر ثابت می‌کنم که امام مهدی وجود دارد، حی است، واسطه میان خالق و مخلوق است حالا ان‌شاءالله زمانی که دوستان کلیپ‌ها را آماده کردند صحبت‌های ایشان را پخش می‌کنیم تا پوزه این افراد به خاک مالیده بشود.

به قول آقایی که آن روز می‌گفت: ما در جایی گفتیم آمریکا شیطان بزرگ است و شخصی کلمه «شیطان» را حذف کرده بود و می‌گفت: فلانی گفته است آمریکا بزرگ است! این‌ها دیگر به همین شکل دارند با این قضایا برخورد می‌کنند.

امام رضا (علیه السلام) در این روایت در کتاب «عیون أخبار الرضا» به روشنی امامان بعد از خودشان تا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را معرفی می‌فرمایند. در اینجا دیگر «هشام بن سالم» هم وجود ندارد!

راویان این روایت «احمد بن زیاد همدانی» است که شخصی ثقه است، «علی بن ابراهیم» است که ثقه است، «ابراهیم بن هاشم» است که ثقه است، «عبدالسلام بن صالح هروی» است که ثقه است. من می‌دانم اگر این‌ها بخواهند این‌ها را نقل کنند می‌گویند: «ابراهیم بن هاشم» معتقد به تحریف قرآن بوده است!

برفرض معتقد به تحریف قرآن بوده باشد خلیفه دوم هم معتقد به تحریف قرآن بود! عایشه أم المؤمنین می‌گوید: یک سری آیات قرآن نازل شده بود و زیر رختخواب من بود و ما مشغول دفن و کفن پیغمبر بودیم و بز آمد و آن را خورد که این مطلب با روایت صحیح وجود دارد.

اگر این مطلب را ملاک قرار بدهید باید خیلی از روایاتی که از بزرگانتان دارید و نزدیک 2000 و خرده‌ای روایت از ام المؤمنین عایشه دارید همگی را دور بریزید و تمام روایاتی که از «ابوسعید خدری» دارید را دور بریزید! این‌ها روایات در این زمینه فراوان دارند که ما آن‌ها را مفصل مطرح کردیم.

آقایان اول سوره احزاب را مشاهده کنند که ببینید از خلیفه دوم روایت وجود دارد، از «ابوسعید خدری» روایت وجود دارد و همچنین از هفت یا هشت نفر از صحابه بزرگ که می‌گویند: سوره احزاب در زمان پیغمبر اکرم به اندازه سوره بقره بود و 280 و خرده‌ای آیه داشت و الان 72 آیه دارد.

این 200 آیه کجا رفته است؟! این روایت‌ها چیست؟! اگر روایت نقل کردند دلیل بر این باشد که ما وثاقت راوی را زیر سؤال ببریم شما باید عده زیادی از صحابه را زیر سؤال ببرید اما ما می‌گوییم فرض می‌گیریم که قائل به تحریف است.

«سید مرتضی» مورد وثوق است یا مورد وثوق نیست؟! عقیده این آقا به هیچ وجه در قبول روایت او دخیل نیست. ان‌شاءالله زمانی که بحث رجالی مطرح کنیم آنجا می‌آورم که بعضی از آقایان فقهای اهل سنت می‌گویند: اگر یک کافر هم روایت نقل کند مورد وثوق باشد کفر او به روایتش و به اعتبارش و به وثاقتش ضرر نمی‌رساند.

من در خدمت شما هستم.

مجری:

استاد خیلی از لطف شما متشکرم؛ ما از این لحظه از طریق تلفن در خدمت دوستان خوب بیننده هستیم. همکاران زحمت کشیدند راه‌های ارتباطی را زیرنویس کردند و راه‌های پیامکی و پیامی هم برای شما روشن است تا سؤالات خودتان را مطرح کنید. اگر سؤالات شما حول محور برنامه ما و موضوعی که به آن می‌پردازیم باشد خیلی بهتر است.

برنامه «حبل المتین» همچنان از «شبکه جهانی ولایت» به صورت زنده و مستقیم تقدیمتان می‌شود.

خیلی از توجه و عنایت شما ممنونم؛ ان‌شاءالله در ذل توجهات حضرت حق و زیر سایه مرتضی علی (علیه السلام) زندگیتان پر از نور و معنویت باشد و این عشق امیرالمؤمنین همیشه در وجودتان آتشین باشد.

تماس بینندگان برنامه:

ما از این لحظه در خدمت شما هستیم و می‌توانید تماس بگیرید فقط بزرگواری بفرمایید چون زمان کمی داریم مختصر و مفید مطالب خودتان را بفرمایید تا بتوانیم تلفن‌های بیشتری را هم پخش کنیم.

جناب آقای مهرشاد از کرمان اولین بیننده ما و از شیعیان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هستند، آقای مهرشاد سلام به شما:

بیننده (آقای مهرشاد از کرمان – شیعه):

بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می‌کنم خدمت حضرت استاد عزیز و خدمت شما مجری گرامی؛ من یک پیشنهاد داشتم و می‌خواستم بگویم راجع به اقوال صحبت کردن آب در هاون کوبیدن است.

این آقای «هاشمی» کلاً زبانی شده است و عقلش را از دست داده است. در برنامه زنده تلفن را قطع می‌کند و می‌گوید: من زن طلاق هستم اگر تلفن را قطع کردم. از این شخص چه توقعی دارید؟! در برنامه زنده می‌گوید اگر این روایت بود و فلان؛ حقیقتاً تو «عقیل بی عقل» هستی!!

من دیشب یا پریشب زنگ زدم و گفتم: یادتان هست فلانی فلان روز زنگ زد و گفت اگر کسی حدیث بیاورد در مورد «محمد بن عبدالوهاب» که با قرآن مخالف باشد من از برنامه زنده بلند می‌شوم و می‌روم.

مجری:

مطلب بعدی‌تان را بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آقای مهرشاد عزیز دوستانی که آنجا وارد می‌شوند من به آنان یک توصیه می‌کنم که یا در آن برنامه‌ها وارد نشوید و اگر وارد می‌شوید قبلاً مطالعه کنید و قبلاً سایت «ولی عصر» را ببینید چون سایت «ولی عصر» استخوان گلو و خار چشم این‌هاست.

شما هرچه بخواهید به حول قوه الهی در سایت «ولی عصر» موجود است. آنجا کلاً یا کامپیوتر جلویتان باشد و سایت «ولی عصر» را داشته باشید و همانجا سرچ کنید می‌آید. بر فرض شما می‌گویید: در رابطه با «محمد بن عبدالوهاب» ما همان هفته در همان صفحه اول کتابش 6 یا 7 مورد ضد قرآن اثبات کردیم.

از یک صفحه حدود 7 مورد ضد خداوند ما اثبات کردیم؛ اینکه نسبت به حضرت آدم جسارت می‌کند، نسبت به حضرت حوا جسارت می‌کند و اصلاً کفریات دارد. نباید اسم آن را کتاب توحید بگذاریم بلکه آن را کفریات بنامیم.

تقاضایم این است و گلایه می‌کنم یا به بحثی ورود پیدا نکنید و بحثی را باز نکنید و زمانی که باز می‌کنید جلو چشمتان مطلبی داشته باشید و بگویید ولو اگر تلفن را قطع کردند شما رسالت خودتان را انجام دادید.

اگر شما بگویید در «شبکه جهانی ولایت» اینطوری بوده است او هم می‌گوید: چه موردی بوده است و یک مورد نقل کنید! در کتاب «توحید» ایشان عزیزمان جناب آقای «یزدانی» موارد متعددی از کتاب توحید ایشان را آوردند. حداقل شما یک مورد یا دو مورد یا سه مورد از این مطالب را در دستتان داشته باشید و وقتی که تلفن می‌زنید به آنان سریع جواب بدهید.

همین مطلبی که من امشب گفتم که شما این حرف‌هایی که می‌زنید طبق شهادت آن آقا شما دیوانه هستید و جایتان در دیوانه خانه است نه اینکه آنجا برنامه پخش کنید و حرف‌هایی که می‌زنید سندیتی ندارد و حرجی بر شما نیست.

مجری:

آقای مهرشاد اگر نکته دیگری دارید بفرمایید.

بیننده:

همین مطلب را می‌خواستم بگویم.

مجری:

از شما تشکر می‌کنیم، خدانگهدار. بهتر است خیلی به این مباحث نپردازیم و همان بحث علمی خودمان را داشته باشیم. آقای طالبی از کرمانشاه از عزیزان اهل سنت ما و بیننده بعدی ما هستند. آقای طالبی سلام به شما:

بیننده (آقای طالبی از کرمانشاه – اهل سنت):

سلام عرض می‌کنم خدمت آقای اسماعیلی و حضرت آیت الله قزوینی؛ امیدوارم خوب و سلامت باشید. می‌خواستم به این شبکه‌های وهابی مطلبی را بگویم البته چندبار زنگ زدم به آنان گفتم: اهل سنت هستم و توسل را قبول دارم اما مسخره‌ام می‌کنند.

آن‌ها می‌گویند: تو اهل سنت نیستی و هیچ اهل سنتی توسل را قبول ندارد و مسخره‌ام می‌کنند و نه تنها من بلکه همه را مسخره می‌کنند. وقتی به آنان زنگ می‌زنیم می‌گویند: شما شیعه هستید در حالی که من اهل سنت هستم. هربار به آقای «هاشمی» زنگ می‌زنم شماره من را قطع می‌کند.

مجری:

آقای طالبی آن‌ها درواقع وهابی بودن خودشان را ثابت می‌کنند والا کاملاً روشن و مشخص است که اهل سنت ما به بحث توسل اعتقاد دارند. خیلی از شما متشکریم؛ اگر نکته دیگری هست بفرمایید.

بیننده:

یک سؤال داشتم؛ ماه رمضان چند شنبه است؟! سه شنبه است یا دوشنبه است؟!

مجری:

اعلام می‌کنیم زیرا گفتند: بعید است که امشب رؤیت هلال بشود و احتمالاً روز سه شنبه اول ماه مبارک رمضان است و منتظر باشد ان‌شاءالله از طریق رسانه‌ها اعلام می‌شود. خدانگهدارتان باشد.

حمیدآقا از کرمان از بیننده‌های بعدی ما هستند، حمیدآقا سلام به شما:

بیننده (حمیدآقا از کرمان – شیعه):

سلام علیکم محضر استاد اسماعیلی بزرگوار، شب شما بخیر.

مجری:

خیلی متشکرم، در خدمت شما هستیم.

بیننده:

خدمت حضرت استاد آیت الله دکتر حسینی قزوینی هم عرض سلام و شب به خیر دارم. استاد بزرگوار بنده اگر مزاحم شدم قصدم دفاع از خود نبوده است بلکه در مورد تلفنی که دیشب با آقای «هاشمی» داشتم مطالبی گفتند که در مورد آن‌ها می‌خواهم صحبت کنم.

اولاً فکر می‌کنم شما شبکه ولایت را با شبکه آن‌ها قاطی کردید؛ واقعاً شبکه آن‌ها طوری نیست که ما بتوانیم هرآنچه را که باید بگوییم آنجا بگوییم. من تماسی که داشتم را با موبایل خودم هم ضبط کردم و اگر لازم باشد خدمت شما می‌فرستم که ببینید چقدر حرف‌ها را بنده آنجا زدم که ایشان اصلاً پخش نکردند.

آن یک دقیقه را هم که پخش کردند به این جهت بود که وقتی آن مطلب را در مورد شما گفتند سؤالم این بود که ایشان روایت «هشام بن عنبر» را آورده است و به آن اعتقاد داشته است. بنده قبل از اینکه بخواهم بگویم شما این روایت را تصویرش را برای من بیاورید و ثابت کنید این روایت صحیح است.

اولین نکته‌ای که به ذهن من بود و جالب بود ایشان زمانی که دارد این حرف را می‌زند خود او دارد از «ابن تیمیه» دفاع می‌کند و می گوید هرکسی این مطلب را قبول نداشته باشد ما آن را قبول نداریم.

اولین چیزی که به ذهن بنده رسید این بود که این مطلب را از آنان بپرسم که آقای «هاشمی» نظر شما برای من شیعه هیچ ارزشی ندارد و شما طبق مبانی شیعه ثابت کنید و حدیث ضعیف است و مقداری در مورد این بحث کردیم که فرق میان حدیث صحیح و ضعیف را می‌دانید یانه!

زمانی که به اینجا رسید دوبار از ایشان پرسیدم و گفتم: آقای «هاشمی» شما بیایید همین جمله را بگو که هرکس این روایت «هشام بن عنبر» را آورده باشد کافر است. این مطلب را گفتم تا دفعه دوم تقریباً یک اشاره‌ای داشت.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

نه این مطلب او خیلی خوب بود؛ اینکه ایشان گفت: کافر است و نجس است کاملاً این نکته زیبایی بود که ایشان اعتراف کرد که ان‌شاءالله قطعاً دوستان ما به صورت کلیپ می‌سازند و بعد تجسیم «ابن تیمیه» و دیگران را هم کاملاً در کنار آن می‌آورند.

صحبت حضرتعالی هیچ فایده‌ای نداشت غیر از همین که اعتراف گرفتید از این آقا با همین بی‌عقلی‌اش و گفت: کافر است! البته «اقرار العقلا علی أنفسهم جایز» و از آن طرف ما مقداری مشکل پیدا می‌کنیم.

آقا حمید عزیز ببینید اگر ما بخواهیم با این‌ها وارد بحث بشویم باید تلاش کنیم اولاً قبلاً بحثمان را آماده کنیم و در کاغذ هم یادداشت کنیم. زمانی که پشت خط می‌روید اولاً این آقا فرصت نمی‌دهند که شماها حرف بزنید و بلافاصله تندتند وسط حرف شما می‌پرند که این یکی از عادت شیاطین است و در آن شکی نیست.

خود آن افراد می‌گویند: ما سنی هستیم! در صورتی که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید:

«وَ لَا یقْطَعُ عَلَی أَحَدٍ کلَامَه»

نبی مکرم اسلام حرف کسی را قطع نمی‌کرد.

عیون أخبار الرضا علیه السلام، نویسنده: ابن بابویه، محمد بن علی، ج 1، ص 319.

این مطلب نشان می‌دهد که این‌ها اصلاً سنی نیستند. اولاً مطالب را در آنجا یادداشت کنید به اضافه اصلاً چندتا سؤال طرح کنید و بگویید من چندتا سؤال دارم و سؤال‌هایتان را بپرسید. اگر آن‌ها تلفن را قطع کردند هم اشکال ندارد شما حرفتان زدید.

اجازه ندهید آن‌ها از شما سؤال کنند چون شما که کارشناس نیستید آن‌ها از شما سؤال کنند بلکه شما باید از آن‌ها سؤال کنید. بگویید من سه تا سؤال دارد اگر اجازه می‌دهید من حرفم تمام بشود بگویم و اگر اجازه نمی‌دهید من مطرح نکنم و بگویید: بینندگان عزیز ایشان اجازه نمی‌دهد که من سؤالاتم را مطرح کنم.

تلاش کنید سؤالات مستند و مستدل داشته باشید؛ بحث‌هایی که ما در اینجا داریم را از سایت «ولی عصر» بگیرید و دسته بندی کنید. خداوند آیت الله العظمی سبحانی را حفظ کند؛ ایشان سر درس می‌گفتند: بنازم آن استاد یا شاگردی که سرانگشتی حرف بزند و بگوید: من پنج تا مطلب می‌خواهم بگویم و به ترتیب از اول آن‌ها را بازگو کند و قاطی حرف نزند.

اگر بحث‌ها به این شکل باشد به نظر من خیلی برای آنان مفیدتر است. من از عزیزانی که یک مقدار توانایی علمی دارند حالا لازم نیست طلبه باشند بلکه ما افراد زیادی داریم که دبیر و دانشجو هستند.

شما اگر بحث‌هایی که آن‌ها دارند با دوستان «شبکه جهانی ولایت» تماس بگیرید اکثر دوستان ما آماده پاسخگویی هستند؛ شما همانجا جواب بحث آن‌ها را مطرح کنید.

من یک شب خیلی خوشم آمد که این آقای «کالکرابی» مفصل یک روایتی را از «کافی» نقل می‌کرد و یک ساعت هم گلویش را خسته کرد و گفت: این‌ها ائمه را از خدا بالاتر برده‌اند. یک عزیزی از اهواز زنگ زد و گفت: این روایت ضعیف است! او گفت: کجایش ضعیف است؟! بیننده گفت: «مرآت العقول» در جلد و صفحه فلان می‌گوید روایت ضعیف است و شما روایتی که برای شیعه اعتباری ندارد را می‌خوانید.

این شخص تمام زحمات «کالکرابی» را به هوا داد و هیچ جوابی نتوانست بدهد. هفته بعدی هم باز نتوانست جواب بدهد؛ جواب این افراد را به این شکل باید بدهیم. امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: نواصب را باید ذلیل و رسوای علمی کرد که ثابت کنیم این‌ها از روی نصب و عداوت دارند این حرف‌ها را می‌زنند.

اگر راست می‌گویند و واقعاً بحث علمی دارند ما الان 6 سال است که در «شبکه جهانی ولایت» اعلام می‌کنیم که آماده مناظره هستیم. آیت الله العظمی مکارم دو روز پیش طی نامه‌ای در ارتباط با بحثی که با «المیادین» داشتند گفتند: ما آماده مناظره با بزرگان وهابی هستیم؛ «آل شیخ» اگر راست می‌گویند بیایند با هم مناظره کنیم.

مجری:

بسیار خوب؛ حمیدجان از شما ممنونم و با شما خداحافظی می‌کنیم و از تماس شما متشکرم. آقای تهرانی از تهران بیننده بعدی برنامه ما هستند، آقای تهرانی سلام به شما:

بیننده (آقای تهرانی از تهران – شیعه):

سلام و خسته نباشید به شما و همچنین سلام خدمت استاد بزرگوار دکتر قزوینی؛ من دانشجوی تاریخ در دانشگاه تهران هستم. یک سؤال تاریخی داشتم که البته به موضوع برنامه شما مربوط نیست اما اگر اجازه بدهید بپرسم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

متخصص تاریخ جناب آقای «پیشوایی» هستند که شنبه‌ها برنامه دارند؛ حالا سؤال را بفرمایید ما یادداشت می‌کنیم و به ایشان محول می‌کنیم.

بیننده:

استاد من می‌خواستم راجع به «معاویه ثانی» چون خیلی شبهه بود می‌خواستم ببینم شخصیت ایشان چطوری بوده است و قائل به خلافت اهلبیت بوده است و اهلبیت را دوست داشته است یانه؟! به طور کلی چطور شخصیتی داشته است؟! اگر یک توضیحی بدهید ممنون می‌شوم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

«معاویه ثانی» پسر یزید بوده است و آنچه ما روایات داریم مبنی بر این است که ایشان نسبت به اهلبیت (علیهم السلام) علاقمند بوده است و اولین روزی که بالای منبر رفت نسبت به پدر و جدش اهانت کرد و گفت: جد من این کارها را انجام داد و در قبر گرفتار عذاب است و پدر من به این صورت بوده است.

حق او این بود که اگر واقعاً راست می‌گفت علنی اعلام می‌کرد که امام به حق و خلیفه به حق امام سجاد است! بحث این است که او از پدرش و جدش ناراحت است و آن‌ها را اهل کفر و فسق و غاصب حقوق می‌داند و این یک بحثی است که در تاریخ موجود است.

آیا حاضر بود این قضیه را به دیگران محول کند و حق را به حق‌دار برساند این کار را ایشان نکردند و این برای ما جای سؤال است. ایشان این مطالب را گفت اما باز هم به خلافت خودش ادامه داد تا بعد از چند روزی «بنی مروان» دیدند که او به صلاح آنان نیست و او را مسموم کردند و کشتند.

بیننده:

استاد معذرت می‌خواهم مرحوم «شوشتری» در کتاب «مجالس المؤمنین» جلد 2 صفحه 252 گفتند: «معاویه ثانی» گفته است بروید با امام زین العابدین بیعت کنید!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اگر باشد ما ندیدیم؛ اگر سند صحیحی داشته باشد

بیننده:

این مطلب در کتاب «مجالس المؤمنین» بوده است.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

«مجالس المؤمنین» اثر مرحوم «شوشتری» مورد وثوق است اما سند برای ما مهم است. کتاب مهم است؛ آقای شوشتری که دیگر از «علامه حلی» و «کلینی» بالاتر نیست. آقای «کلینی» در «کافی» آورده است ما بررسی می‌کنیم و هرکدام صحیح باشد می‌پذیریم و هرکدام ضعیف باشد رد می‌کنیم.

اگر لازم بشود که ما بررسی سندی کنیم و سند آن صحت داشته باشد و به این شکل گفته باشد ما قطعاً در جلسه دیگر این را مطرح می‌کنیم اما عمل او خلاف این مطلب را نشان می‌دهد و تا هفت روز هم ایشان بر سر خلافت بوده است. بعضی از افراد می‌گویند: پنج روز طول کشیده است و بعضی از افراد می‌گویند: سه روز طول کشیده است.

دوران خلافت او حداکثر هفت روز طول کشیده است و بعضی از افراد می‌گویند: یک ماه هم خلافت کرده است. آدرس این روایت را دومرتبه بفرمایید.

بیننده:

«مجالس المؤمنین» جلد 2 صفحه 252.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

این روایت را خودم یا دوستان بررسی می‌کنیم و برای شما می‌آوریم.

بیننده:

استاد لطف می‌کنید سپاسگذارم.

مجری:

ظاهراً فرصتی باقی نمانده است گرچه من می‌خواستم بگویم یک تلفن دیگر را هم وصل کنید که دیگر فرصت برنامه به پایان رسیده است.

تشکر می‌کنیم از دوستان خوب بیننده که بزرگواری کرد و عذرخواهی می‌کنیم چون مقداری بحث ما طول کشید و فرصت نشد تا تلفن‌های بیشتری را داشته باشیم.

معمولاً در برنامه استاد تلفن‌ها خیلی زیاد است و بسیاری از عزیزان تقاضا دارند روی خط بیایند و مطالبشان را بیان کنند و ما همیشه شرمنده آن‌ها هستیم. ان‌شاءالله بتوانیم در آینده یک برنامه ریزی بشود تا بتوانیم بیشتر تلفن داشته باشیم. استاد دعا بفرمایید تا حسن ختام برنامه ما باشد.

نکته ای در توثیق «هشام بن حکم»:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

حالا که سؤال مطرح نشد این مطلب را خدمت عزیزان عرض کنم در رابطه با قضیه «هشام بن حکم» به کتاب «کنزالفوائد» اثر مرحوم «کراجکی» از علمای بزرگ شیعه است و در بیروت چاپ شده است. ایشان در رابطه با «هشام بن حکم» می‌گوید:

«و أما موالاتنا هشاما رحمه الله فهی لما شاع عنه و استفاض من ترکه للقول بالجسم الذي كان ينصره ورجوعه عنه واقراره بخطئه فيه وتوبته منه»

ما که هشام را دوست داریم به جهت این است که شایعه شد و در میان مردم مطرح شد که اگر قبلاً قائل به جسمانیت هم بود آن قول را که از آن طرفداری می کرد، رها کرده است. و اقرار کرده است که اشتباه کرده و از آن توبه نموده است.

«عَنِ الصَّادِقِ ع أَنَّهُ قَالَ لِهِشَامٍ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَا یشْبِهُ شَیئاً وَ لَا یشْبِهُهُ شَی‌ء وَ کلُّ مَا وَقَعَ فِی الْوَهْمِ فَهُوَ بِخِلَافِهِ»

زمانی که خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید این عبارت امام صادق را حفظ کرده بود و می‌گفت: خداوند عالم نه شبیه چیزی است و نه چیزی شبیه اوست و هرآنچه ما از خداوند عالم در ذهنمان تصور کنیم این مخلوق ماست و خداوند عالم خلاف این است.

کنز الفوائد؛ کراجکی، محمد بن علی، (متوفی: 449 ق)، ناشر: دارالذخائر، قم، ج 2، ص 41

همچنین در کتاب «الملل و النحل» اثر «شهرستانی» در جلد اول صفحه 217 در رابطه با «هشام بن حکم» دارد:

«وهذا هشام بن الحکم صاحب عور فی الأصول، لا یجوز أن یغفل»

این هشام بن حکم است. کسی که در اصول دقت بالایی دارد. نباید مورد غفلت واقع شود.

الملل والنحل، المؤلف: أبو الفتح محمد بن عبد الکریم بن أبی بکر أحمد الشهرستانی (المتوفی: 548 هـ)، الناشر: مؤسسة الحلبی، ج 1، ص 185

و در مورد «هشام بن سالم» هم آقایان اگر مطلبی بود مطرح می‌کنیم. ایشان می‌گوید: اگر همچین چیزی هم بود از باب قاعده الزام بود که این‌ها مطرح می‌کردند.

مجری:

استاد خیلی متشکرم دعا بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی محمد و آل محمد فرج مولای ما بقیة الله الأعظم نزدیک بگردان و ما را از یاران ویژه آن بزرگوار قرار بده، رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنما.

خدایا عزیزان ما در سوریه و عراق و یمن و جای جای دیگری که گرفتارند به حق محمد و آل محمد رفع گرفتاری از همه آنان بفرما، خدایا ریشه وهابیت تکفیری و این سلفیت جانی را از صفحه گیتی برافکن.

خدایا به حق محمد و آل محمد عزیزان و مجاهدین ما که در سوریه و عراق و یمن علیه کفر و شرک و نفاق و افراد پست و پلید تکفیری می‌جنگند به حق محمد و آل محمد نصرت نهایی بر آنان عنایت بفرما.

خدایا به حق محمد و آل محمد بر همه بیماران شفای عاجل کرم نما، خدایا به حق محمد و آل محمد حوائج ما و حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت» و حوائج بینندگان عزیز مخصوصاً عزیزان ولایت یاور برآورده نما، دعاهای ما را به حق محمد و آل محمد برآورده نما.

در پایان از همه عزیزان تقاضا می‌کنم برای پیروزی عزیزان ما در سوریه و عراق و یمن دعا کنند و برای سلامتی آنان صدقه بدهند و برای نابودی دشمنان بشریت و اسلام هم از خداوند عالم لعن و نابودی طلب کنند ان‌شاءالله.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

خیلی از توجه و عنایت شما ممنونم، در پناه حضرت حق و زیر سایه مولی مرتضی علی باشید. خدانگهدار

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English