2019 April 25 - پنج شنبه 05 ارديبهشت 1398
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)
کد مطلب: ٩٧١٠ تاریخ انتشار: ٢٦ ارديبهشت ١٣٩٥ - ٠٩:٠٠ تعداد بازدید: 1241
سخنراني ها » حبل المتین
استدلال امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر امامت و خلافت خویش در شورای شش نفره (2)

حبل المتین 95/02/26

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

تاریخ : 95/02/26

خلاصه آنچه در این برنامه خواهید دید...

ادامه بیان فضائل مورد استناد امیرالمؤمنین بر اولویت خویش در شورای شش نفره:

«پدر امام حسن و امام حسین»:

«أنشدکم بالله أمنکم أحد له سبطان مثل الحسن والحسین سبطی هذه الأُمّة ابنی رسول الله غیری؟» شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا همانند حسن و حسین که سبط این امت هستند و فرزندان نبی مکرم و نور چشم نبی مکرم اسلام هستند غیر از من کسی دارد؟

«غسل دهنده پیغمبر»:

«أنشدکم بالله أمنکم أحد غسّل رسول الله غیری؟»  شما را به خداوند سوگند غیر از من کسی بود بدن مطهر نبی مکرم اسلام را غسل بدهند؟

«دستور خداوند به مودّت او»:

«أنشدکم بالله أمنکم أحد أمر الله بِمَودّته غیری؟» شما را به خداوند سوگند آیا کسی غیر از من در میان شما هست که خداوند عالم به مودت او در قرآن دستور داده باشد؟

مناقب علی بن أبی طالب (ع) و ما نزل من القرآن فی علی – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ص 130و 131، ح 161 و 162

مصادیق «ذوی القربی»؛ در آیه «مودّت» چه کسانی هستند!؟

این کتاب «فضائل» اثر آقای «احمد بن حنبل» است که در جلد اول این کتاب از «سعید بن جبیر» و ایشان از «ابن عباس» روایت می‌کند زمانی که آیه شریفه: «قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی» صادر شد گفتند:

« يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَنْ قَرَابَتُنَا هَؤُلَاءِ الَّذِينَ وَجَبَتْ عَلَيْنَا مَوَدَّتُهُمْ؟» این کسانی که قرآن می‌گویند چه کسانی هستند که مودت آنان واجب شده است.

« قَالَ: عَلِيٌّ، وَفَاطِمَةُ، وَابْنَاهَا عَلَيْهِمُ السَّلَامُ» فرمود: علی و فاطمه و فرزندان فاطمه علیهم السلام

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 669، ح 1141.

«صاحب معجزه رد الشمس»:

«أنشدکم بالله أمنکم أحد ردّت علیه الشمس بعد غروبها غیری؟» شما را به خداوند سوگند آیا غیر از من کسی در میان شما هست که آفتاب بعد از اینکه غروب کرد به خاطر او برگشت و نمازش را اعاده کرد؟

مجری:

استاد این پنج نفر چه کسانی بودند؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

این پنج نفر شامل «عثمان»، «طلحه»، «زبیر»، «سعد بن ابی وقاص» و «عبدالرحمن بن عوف» بود که همگی از کبار صحابه یا به قول بزرگواران اهل سنت جزو «عشره مبشره» هستند اما به این‌ها می‌فرماید: کدام یک از شما دارای فضیلت‌های من هستید؟

«صاحب دستور سدالأبواب»:

یکی از مواردی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به آن اشاره کرده است قضیه «سدّ الأبواب» است و می‌فرماید:

«أمنکم أحد سکن المسجد یمرّ فیه جنباً غیری؟» آیا از میان شما کسی هست بعد از اینکه همه درهای صحابه بسته شد فقط در او به مسجد باز می‌شد و او در حالت جنابت وارد مسجد می‌شد و در خروجی هم نداشت همانند نبی مکرم اسلام؟

« فَتَكَلَّمَ فِي ذَلِكَ نَاسٌ » عده‌ای از مردم اعتراض کردند که چرا پیغمبر اکرم درهای ما را به مسجد بست اما در علی باز ماند.

« فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ، فَحَمِدَ اللَّهَ، وَأَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: » پیغمبر اکرم بلند شدند و خطبه خواندند و سپس فرمودند:

« أَمَّا بَعْدُ: فَإِنِّي أُمِرْتُ بِسَدِّ هَذِهِ الْأَبْوَابِ غَيْرَ بَابِ عَلِيٍّ، فَقَالَ فِيهِ قَائِلُكُمْ » زمانی که من دستور دادم تمام درها به غیر از در علی بسته شود تعدادی از افراد اعتراض کردند.

« وَاللَّهِ مَا سَدَدْتُ شَيْئًا وَلَا فَتَحْتُهُ، وَلَكِنْ أُمِرْتُ بِشَيْءٍ فَاتَّبَعْتُهُ » به خداوند سوگند نه من در کسی را از پیش خودم دستور دادم که بسته شود نه در کسی را باز گذاشتم بلکه خداوند به من دستور داد و دستور خدا را اطاعت کردم.

انسان لذت می‌برند و جگرش خنک می‌شود.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 135، ح 4631

«صاحب حدیث طیر»:

«أمنکم أحد قال له رسول الله حین قرّب إلیه الطیر فأعجبه» غیر از من کسی هست زمانی که مرغ بریانی را نزد رسول الله آوردند و پیغمبر اکرم مشاهده کرد غذای خوش طعمی است و برای او جالب بود گفت

«اللّهمّ ائتنی بأحبّ خلقک إلیک یأکل معی من هذا الطیر» خدایا محبوب‌ترین خلایقت را برسان تا این مرغ را با من بخورد

«صاحب آیه نجوی»:

اما به یکی از مطالب جالبی که آن حضرت فرمودند برخورد کنیم و عیدی امشب ما به شماست.

«إن فی کتاب الله لآیة ما عمل بها أحد قبلی ولا یعمل بها أحد بعدی آیة النجوی » یک آیه در کتاب خداوند است که قبل از من و بعد از من احدی به آن عمل نکرده است. آن هم آیه نجوی است

«نصب به ولایت در غدیرخم»:

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) باز خطاب به پنج نفر شوری می‌پرسد:

«أنشدکم بالله أمنکم مَن نصبه رسول الله یوم غدیر خمّ للولایة غیری؟» شما را به خدا سوگند، آیا غیر از من کسی بود که پیغمبر اکرم در غدیرخم او را برای ولایت نصب کند؟

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

آقا هادی از مشهد گفتند: امیدوارم عنایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شامل حال همه ما بشود.

آقای سجادی‌فر از پاکدشت گفتند: یک سلام علیکم محضر استاد اعظم حاج آقای قزوینی؛ به خدا قسم جگرم حال آمد. صلوات خداوند بر علی و آل علی به شمار الکترون‌های همه عالم آفرینش اعم از دنیا و آخرت هر لحظه به توان لحظه پیش از اکنون تا قیام قیامت و به همین شمار لعنت بر دشمنان اسلام تا قیامت! از راه دور دست شما را می‌بوسم

آقای کاظمی سلام رساندند و گفتند: به کوری چشم همه وهابی‌های خبیث و خائن از ته دل می‌گویم یا علی مدد!

آقای علی کمالی از زاهدان گفتند: من سنی هستم و تازه شیعه شدم؛ از برنامه شما واقعاً لذت می‌برم. «شبکه جهانی ولایت» باعث شده است که من شیعه علی (علیه السلام) باشم؛ از استاد بزرگ آقای قزوینی تشکر می‌کنم. برایم دعا کنید که در تصمیمم پاینده و ثابت قدم باشم.

 

تفصیل مطالب این برنامه:

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

شکر ایزد که من علی دارم

بر سرم سایه ولی دارم

چون رضای علی رضای خداست

روز و شب ذکر یاعلی دارم

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سلام و درود خدمت شما دوستان خوب بیننده، خانم‌ها و آقایان محترم و برادران ایمانی خودم هرکجا که هستید و نگاه مهربانتان را به «شبکه جهانی ولایت» هدیه دادید و برنامه زنده «حبل المتین» را تماشا می‌کنید بهترین‌ها را برایتان آرزومندم.

اگر در ایران اسلامی شمال و جنوب و شرق و غرب و مرکز هرکجا که هستید یا هرجای این کره خاکی در هر کشور و هر قاره‌ای بزرگواری می‌فرمایید و این شبکه را برای دیدن انتخاب کردید به شما سلام و درود می‌گویم و بهترین‌ها را برای شما آرزومندم.

خیلی خوشحال هستیم که خداوند به ما توفیق داد و در این ایام سراسر نور و معنویت ایام شعبان المعظم ماهی که ماه پیامبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) هست و اعیاد شادی در این ماه داریم خدمت شما رسیدیم.

در آستانه ولادت باسعادت جوان رعنای سیدالشهدا (علیه السلام) حضرت علی اکبر و همچنین ولادت باسعادت قطب دایره امکان، لنگر زمین و آسمان، آقا و مولایمان امام زمان (علیه السلام) قرار داریم که این اعیاد را به تمامی شما عزیزان به ویژه جوانان مؤمن و عزیز و خداجوی و باصفایی که عشق و ارادت و محبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در دلشان هست، تبریک و تهنیت عرض می کنیم.

ما یک بسم الله و یک یاعلی بگوییم و از آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) مدد بگیریم و همین امشب برنامه زنده «حبل المتین» را آغاز کنیم. شما هم یک یاعلی بگویید و همراهی خودتان را از راه‌هایی که آقای کیا زحمت کشیدند و برای ما زیرنویس کردند، اعلام کنید.

«30001203» که برای شما کاملاً آشناست سامانه پیام کوتاه ماست و راه‌های ارتباطی دیگری که برای شما زیرنویس شده است شماره‌ای است که می‌توانید از طریق واتس‌آپ، وایبر و تلگرام پیام‌های نوشتاری، صوتی، تصویری و هر آنچه دل پاک و باصفا و نورانی‌تان می‌خواهد از مولایتان بگویید و برای ما بفرستید و ما تلاش می‌کنیم ان‌شاءالله در برنامه از آنان استفاده کنیم.

عرض سلام و ارادت خالصانه محضر استاد بزرگوارمان حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته؛ بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز، گرامی و دوست داشتنی خالصانه‌ترین سلامم را تقدیم می‌کنم. ایام اعیاد شعبانیه را خدمت همه گرامیان تبریک عرض می‌کنم.

خدا را قسم می‌دهم به آبروی حضرت بقیة الله الأعظم فرج موفور السرورش را نزدیک نموده و همه ما و شما گرامیان را از یاران خاص آن نازنین وجود قرار بدهد، رفع گرفتاری از همه گرفتاران به ویژه ما و شما گرامیان برطرف کند و حوائج همگی ما و شما را برآورده نماید و دعاهای ما را به اجابت برساند ان‌شاءالله.

مجری:

دوستان خوب بیننده اگر در ذهن شریفتان باشد ما هفته‌هاست که در خصوص استدلال وجود نازنین آقا امیر مؤمنان علی (علیه السلام) به ولایت و خلافت و امامت خودشان در عصرها و دوران‌های مختلف اشاره می‌کنیم و حضرت استاد تمام اسناد و مدارک را بیان فرمودند.

در دوران پیغمبر گرامی اسلام ویژگی‌ها و خصوصیاتی که خود نبی گرامی اسلام داشتند و روایاتی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بعد از آن در دوران خلفا از جمله خلیفه اول، خلیفه دوم و خلیفه سوم فرمودند را استاد مفصل بیان کردند.

در ادامه به اینجا رسیدیم که وجود نازنین آقا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در شورای 6 نفره خطبه سنگین و غرایی را بیان کردند و در آنجا به بحث ولایت، امامت و رهبری خودشان و نکاتی که نبی گرامی اسلام و بحث غدیر و مطالب دیگری که داشتند اشاره فرمودند.

از استاد درخواست می‌کنم خلاصه‌ای از مطالب هفته گذشته بیان بفرمایید که ذهن دوستان آماده بشود در ادامه به سراغ مباحث این هفته برویم.

خلاصه ای از بحث جلسه قبل:

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد الله و الصلوة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیر.

در جلسات گذشته اشاره شد که در بعضی از شبکه‌های وهابی - صهیونیستی مرتب شعار می‌دهند که اگر چنانچه امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) به عنوان خلیفه منصوب نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) بود چرا خودشان یک بار هم به امامت خودشان استدلال نکردند و سخن از خلافت خودشان نفرمودند.

در ادامه ادعا می‌کنند که اگر حدیث غدیر دلالت بر امامت و خلافت آن بزرگوار می‌کرد چرا خودشان بر این حدیث استدلال نکردند.

مشخص است که این آقایان یا جاهل هستند یا خود را به جهل زدند؛ ما موارد متعددی را از زبان خود حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) آوردیم که حضرت در زمان رسول اکرم اشاره می‌فرمایند: من ولی، جانشین و خلیفه بعد از نبی مکرم اسلام هستم.

حضرت علی در آغازین لحظات رحلت رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) که مشغول غسل و تکفین بدن مطهرنبی مکرم اسلام بودند زمانی که خبر ثقیفه را شنیدند در همانجا بحث غدیر را مطرح فرمودند و همانجا اشاره فرمودند: مرا در غدیر برای امامت نصب کردند؛ این مطلب را با سند صحیح بیان کردیم.

در هفتمین روز درگذشت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم)، امیرالمؤمنین (علیه السلام) مطالبی را به صورت مفصل درباره با امامت و خلافت خودشان مطرح فرمودند.

همچنین در زمان خلافت عثمان در مسجد النبی در جمع 200 نفره مهاجرین و انصار مفصل مباحث استدلال و احتجاج به غدیر را بیان فرمودند که ما آن‌ها را هم از منابع شیعه و هم از منابع اهل سنت مطرح کردیم.

یکی از مواردی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) بسیار مفصل و قاطع و شجاعانه با فصاحت و بلاغت پرده از روی اسرار حقیقت برداشته است و آیات و روایاتی که در حق خودشان نازل شده است و دلیل بر حقانیت و خلافت و امامت آن بزرگوار است من جمله حدیث غدیر را مطرح فرموده است در قضیه شورای 6 نفرهای است که خلیفه دوم معین کرده است.

ما ابتدا از جناب آقای «تفتازانی» نقل کردیم که ایشان به عنوان یک امر مسلم و قطعی بیان می‌کنند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در قضیه شورای 6 نفره بحث خلافت خودشان را مطرح کردند که در کتاب «شرح مقاصد» جلد دوم این مطلب موجود است. ایشان می‌گوید:

«وهذا حدیث متفق علی صحته أورده علی رضی الله عنه یوم الشوری»

همه علماء بر صحت این حدیث اتفاق نظر دارند. حدیثی که علی آن را روز شورای مطرح کرد.

شرح المقاصد فی علم الکلام، اسم المؤلف: سعد الدین مسعود بن عمر بن عبد الله التفتازانی، دار النشر: دار المعارف النعمانیة - باکستان - 1401 هـ - 1981 م، الطبعة: الأولی، ج 2، ص 290.

از ادله‌ای که ایشان در این روایت مطرح کردند بحث حدیث غدیر بوده است.

از کتاب «مناقب» اثر آقای «ابن مردویه» که از علمای بزرگ اهل سنت است که آقای «ذهبی» در «تذکرة الحفاظ» جلد سوم از او تعبیر می‌کند:

«الحافظ الثبت العلامة»

و می‌گوید:

«وکان قیما بمعرفة هذا الشان بصیرا بالرجال»

نسبت به علم حدیث انسان قوی و مقاومی بوده است و نسبت به علم رجال بصیرت داشته است.

تذکرة الحفاظ، اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدین محمد الذهبی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولی، ج 3، ص 1050، ح 965.

همچنین در کتاب «سیر أعلام النبلاء» تعابیر مفصلی در رابطه با ایشان آورده است و می‌گوید:

«بن مردویه هو أکبر من أن ندل علیه وعلی فضله وعلمه»

ابن مردویه بزرگ‌تر از آن است که من ذهبی بخواهم مردم را بر فضیلت و مناقب او دلالت کنم.

سیر أعلام النبلاء، اسم المؤلف: محمد بن أحمد بن عثمان بن قایماز الذهبی أبو عبد الله، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1413، الطبعة: التاسعة، تحقیق: شعیب الأرناؤوط, محمد نعیم العرقسوسی، ج 17، ص 309.

«ذهبی» راجع به «ابن مردویه» بیان می‌کند: شهرت جهانی او فراتر از این است که من بخواهم درباره او سخن بگویم یا او را توصیف کنم.

همین آقای «ابن مردویه» در کتاب «مناقب» صفحه 130 حدیث 161 و 162 در رابطه با قضیه شورا مطرح می‌کند که از «عامر بن واثله» صحابی نبی مکرم اسلام نقل می‌کند که من دم در شورا نشسته بودم و امیرالمؤمنین در درون خانه بود. ایشان فرمودند:

«استخلف أبو بکر وأنا فی نفسی أحق بها منه، فسمعت وأطعت، وأنتم تریدون أن ستخلفوا عثمان إذن لا أسمع ولا أطیع. جعلنی عمر فی خمسة أنا سادسهم، ولا یعرف لهم علی فضل فنحن سواء»

من در زمان ابوبکر که مردم او را انتخاب کردند من شایسته‌تر بودم اما برای حفظ وحدت حرف نزدم و گوش به فرمان دادم. در زمان خلیفه دوم هم من شایسته‌تر بودم اما برای حفظ وحدت حرفی نزدم اما الان آمدند من را در میان 6 نفر قرار داده‌اند، اما این 6 نفر هیچکدام بر من افضلیت ندارند و من را مساوی این‌ها قرار دادند.

«أما والله لأحاجنّهم بخصال لا تستطیع عُربهم ولا عجمهم، المعاهد منهم والمشرک أن ینکر منها خصلة واحدة»

به خدا سوگند من امروز سخنانی در فضیلت خودم خواهم گفت نه عربی و نه عجمی، نه هم پیمانی و نه مشرکی توان انکار یکی از ویژگی‌ها را نخواهد.

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خیلی زیبا و قاطعانه بیان می‌کنند اگر که عربی، عجمی، مشرکی و هم پیمانی تلاش کنند یکی از این فضایلی که من نقل می‌کنم و شایستگی‌هایی که من نقل می‌کنم را رد کنند این امکان‌پذیر نیست.

ما این مطلب را از کتاب «مناقب» اثر «ابن مردویه» آوردیم، اما کتاب «مناقب» جناب «خوارزمی» این مطبب را داشتند، کتاب جناب «ابن عساکر» این مطلب را داشتند، کتاب جناب «ابن مغازلی» این مطلب را داشتند و من دیگر این مطالب را خیلی مطرح نمی‌کنم چون تصاویرش را از کتب اهل سنت نشان دادم.

اولین جمله‌ای که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به عنوان فضیلت خودشان مطرح می‌کنند این است:

«أنشدکم بالله أیها النفر جمیعاً أمنکم من أمنه رسول الله غیری؟»

ای پنج نفر شما را به خدا سوگند آیا پیغمبر اکرم کسی را غیر از من به هنگام هجرت از مکه به مدینه او را امین اموالش قرار داد و تمام امانت‌ها را به دست او سپرد تا به صاحبانشان برگرداند؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

«أنشدکم بالله أیها النفر جمیعاً أمنکم أحد وحّد الله عزّ وجلّ قبلی؟»

ای مردم شما را به خدا سوگند آیا یکی از شماها قبل از من خدا را به وحدانیت می‌خواند؟

روایاتی از منابع اهل سنت با سند معتبر آوردیم که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمودند: من هفت سال قبل از اینکه دیگران خداپرست و موحد باشند، موحد بودم و نماز می‌خواندم.

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

مردم گفتند: به خدا نه کسی غیر از شما نبود که اولین موحد باشد.

«أنشدکم بالله أیها النفر جمیعاً أمنکم أحد هو المصلّی القبلتین قبلی؟»

ای مردم شما را به خدا سوگند آیا کسی قبل از شما به دو قبله نماز خوانده است؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

«أنشدکم بالله أیها النفر جمیعاً أمنکم أحد له عمّ مثل عمّی حمزة بن عبد المطلب أسد الله وأسد رسول الله غیری؟»

شما را به خداوند سوگند کسی غیر از من عمویی همانند حمزه سیدالشهداء دارد؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

«أنشدکم بالله هل فیکم من له ابن عمّ مثل ابن عمّی رسول الله؟»

شما را به خداوند سوگند آیا کسی غیر از من از شما پسرعمویی همانند رسول الله دارد؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

«أنشدکم بالله أمنکم أحد له زوجة مثل زوجتی فاطمة بنت رسول الله سیدة نساء هذه الأُمّة غیری؟»

شما را به خداوند سوگند آیا کسی از شما به غیر از من همسری همانند حضرت زهرا دختر رسول خدا و سرور زنان این امت دارد؟

«قالوا: لا»

گفتند: نه

روایات معتبری از کتب اهل سنت آوردیم که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) فرمودند: علی اگر خدای عالم تو را خلق نکرده بود هرگز برای حضرت زهرا کفو و همانندی نبود.

ادامه بیان فضائل مورد استناد امیرالمؤمنین بر اولویت خویش در شورای شش نفره:

6)    «پدر امام حسن و امام حسین»:

«أنشدکم بالله أمنکم أحد له سبطان مثل الحسن والحسین سبطی هذه الأُمّة ابنی رسول الله غیری؟»

شما را به خدا سوگند می‌دهم آیا همانند حسن و حسین که سبط این امت هستند و فرزندان نبی مکرم و نور چشم نبی مکرم اسلام هستند غیر از من کسی دارد؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

7)    «غسل دهنده پیغمبر»:

«أنشدکم بالله أمنکم أحد غسّل رسول الله غیری؟»

شما را به خداوند سوگند غیر از من کسی بود بدن مطهر نبی مکرم اسلام را غسل بدهند؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

8)    «دستور خداوند به مودّت او»:

«أنشدکم بالله أمنکم أحد أمر الله بِمَودّته غیری؟»

شما را به خداوند سوگند آیا کسی غیر از من در میان شما هست که خداوند عالم به مودت او در قرآن دستور داده باشد؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

مناقب علی بن أبی طالب (ع) و ما نزل من القرآن فی علی – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ص 130و 131، ح 161 و 162.

ظاهراً هفته گذشته فرصت نشد این قسمت را بخوانیم؛ من می‌خواهم تک تک عباراتی که امیرالمؤمنین (علیه السلام) در اینجا فرموده است از منابع معتبر اهل سنت عرض کنم که تنها در کتاب «مناقب» آقای «ابن مردویه» نیست بلکه این سخنان امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مصادر متعدد اهل سنت نقل شده است.

این روایات به قدری متعدد است که اگر چنانچه ضعیف هم باشد «یقوی بعض‌ها بعضاً» و مطلب تمام است. حتی اگر وهابیت تابع «ابن تیمیه» هم باشند؛ «ابن تیمیه» در کتاب «مجموعه فتاوی» جلد 18 صفحه 26 می‌گوید: اگر سندها متعدد بود علم و یقین‌آور است گرچه راویانش همه فساق و فجار باشند.

مصادیق «ذوی القربی»؛ در آیه «مودّت» چه کسانی هستند!؟

این کتاب «فضائل» اثر آقای «احمد بن حنبل» است که در جلد اول این کتاب از «سعید بن جبیر» و ایشان از «ابن عباس» روایت می‌کند زمانی که آیه شریفه:

«قُلْ لا أَسْئَلُکمْ عَلَیهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی»

بگو من از شما در برابر رسالتم مزدی طلب نمی‌کنم به جز مودت نسبت به اقرباء

سوره شوری (42): آیه 23.

صادر شد گفتند:

« يَا رَسُولَ اللَّهِ، مَنْ قَرَابَتُنَا هَؤُلَاءِ الَّذِينَ وَجَبَتْ عَلَيْنَا مَوَدَّتُهُمْ؟»

این کسانی که قرآن می‌گویند چه کسانی هستند که مودت آنان واجب شده است.

« قَالَ: عَلِيٌّ، وَفَاطِمَةُ، وَابْنَاهَا عَلَيْهِمُ السَّلَامُ»

فرمود: علی و فاطمه و فرزندان فاطمه علیهم السلام

فضائل الصحابة، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983، الطبعة: الأولی، تحقیق: د. وصی الله محمد عباس، ج 2، ص 669، ح 1141.

دقت کنید در سایت «اسلام وب» که آقایان وهابیت مرتب این سایت را به رخ دیگران می‌کشند و یک سایت رسمی وهابیت شاخ‌دار و مرکز فتواست سؤال کردند:

«من المقصود بالقربی فی عدة آیات کریمة»

مراد از قربی که در آیات متعدد آمده است کیست؟

«ما اسئلکم علیه من اجر الا المودة فی القربی لله خمسه و للرسول و لذی القربی افیدونا»

مرکز فتوای آقایان وهابیت می‌گوید اهل تفسیر گفتند: قربی که در این دو آیه آمده است خویشاوندان نبی مکرم اسلام است.

آقای «سیوطی» در کتاب «در المنثور» گفته است: «ابن المندر»، «ابن ابی حاتم»، «طبرانی» و «ابن مردویه» به سند ضعیف از ابن عباس نقل کردند که وقتی این آیه نازل شد:

«قل لا أسألکم علیه أجرا إلا المودة فی القربی»

بگو من از شما در برابر رسالتم مزدی طلب نمی‌کنم به جز مودت نسبت به اقرباء

«قالوا: یا رسول الله من قرابتک هؤلاء الذین وجبت مودتهم»

گفتند: این خویشاوندانی که مودت آنان واجب شده است چه کسانی هستند؟

قال: علی وفاطمة وولداها»

فرمود: علی و فاطمه و فرزندان ایشان

الدر المنثور، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی، دار النشر: دار الفکر - بیروت – 1993، ج 7، ص 348.

این جواب «دار الافتوی» است:

«و الحاصل أن المقصود بالقربی قرابة رسول الله»

مراد از قربی در اینجا خویشاوندان نبی مکرم و اهلبیت او هستند.

«علی اختلاف فی تقییدهم»

و سپس در انتها می‌گوید:

«و الله أعلم!»

همچنین در کتاب «معجم کبیر» آقای «طبرانی» نشر «مکتبه ابن تیمیه» جلد سوم صفحه 47 به همین شکل وارد شده است؛ زمانی که آیه:

«لَمَّا نَزَلَتْ قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی»

زمانی که آیه: بگو من از شما در برابر رسالتم مزدی طلب نمی‌کنم به جز مودت نسبت به اقرباء نازل شد.

«قالوا یا رَسُولَ اللَّهِ وَمَنْ قَرَابَتُک هَؤُلاءِ الَّذِینَ وَجَبَتْ عَلَینَا مَوَدَّتُهُمْ»

گفتند: این خویشاوندانی که مودت آنان واجب شده است چه کسانی هستند؟

«قال عَلِی وَفَاطِمَةُ وَابْنَاهُمَا»

فرمود: علی و فاطمه و فرزندان آنان

المعجم الکبیر، اسم المؤلف: سلیمان بن أحمد بن أیوب أبو القاسم الطبرانی، دار النشر: مکتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانیة، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ج 3، ص 47، ح 2641.

همچنین در کتاب «تفسیر غرائب القرآن» این مطلب وارد شده است، در کتاب «البحر المحیط» جلد 7 صفحه 494 می‌گوید:

«قیل یا رسول الله: من قرابتک الذین أمرنا بمودّتهم؟» «فقال: علی وفاطمة وابناهما»

از پیغمبر پرسیدند که نزدیکان تو که خداوند ما را به مودت آنها دستور داده چه کسانی هستند؟ فرمود: علی و فاطمه و دو پسران آنها.

تفسیر البحر المحیط، اسم المؤلف: محمد بن یوسف الشهیر بأبی حیان الأندلسی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - لبنان/ بیروت - 1422 هـ -2001 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: الشیخ عادل أحمد عبد الموجود - الشیخ علی محمد معوض، شارک فی التحقیق 1) د.زکریا عبد المجید النوقی 2) د.أحمد النجولی الجمل، ج 7، ص 494.

همچنین در کتاب «مجمع الزوائد» آقای «هیثمی» ج 7 ص 103 هم به همین شکل آورده است که «طبرانی» نقل کرده است از «حسین بن أشقر» و او از «قیس بن ربیع»:

«وقد وثقوا کلهم وضعفهم جماعة وبقیة رجاله ثقات»

همه علماء، اینها را توثیق کرده اند و البته عده ای هم تضعیف نموده اند. سایر رجال سند مورد اعتماد هستند.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 7، ص 103.

این آقایان گفتند اگر یک راوی هم توثیق داشته باشد و هم تضعیف داشته باشد روایتش حسن است و روایت حسن هم «کالصحیح فی الاحتجاج» است.

همچنین ما موارد متعددی داریم که ائمه (علیهم السلام) هم به این آیه استدلال کردند. در کتاب «مجمع الزوائد» آقای «هیثمی» جلد 9 صفحه 146 خطبه‌ای که امام حسن (علیه السلام) بعد از شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام) خوانده است می نویسد:

« عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ قَالَ: خَطَبَنَا الْحَسَنُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَى عَلَيْهِ، وَذَكَرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيًّا - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ - خَاتَمَ الْأَوْصِيَاءِ، وَوَصِيَّ الْأَنْبِيَاءِ، وَأَمِينَ الصِّدِّيقِينَ وَالشُّهَدَاءِ»

ابوطفیل می گوید حسن بن علی برای ما خطبه ای خواند و بعد از حمد و ثنای الهی، یادی از علی کرد و او را پایان دهنده اوصیا و وصی و جانشین پیمبران و امین صدیقین و شهداء نام برد

تا آنجایی که حضرت فرمود:

« وَأَنَا مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ الَّذِينَ افْتَرَضَ اللَّهُ - عَزَّ وَجَلَّ - مَوَدَّتَهُمْ وَوِلَايَتَهُمْ؛ فَقَالَ فِيمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ : {قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى}»

و من از اهل بیتی هستم که خداوند مودت و ولایت ایشان را واجب ساخت و در آیه ای که بر محمد نازل کرد فرمود ای پیامبر به مردم بگو: من بر رسالتم اجری نمی خواهم جز مودت به نزدیکانم.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 9، ص 146.

لذا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ادامه خطاب به عثمان، عبدالرحمن بن عوف، سعد بن ابی وقاص و دیگران در شورای شش نفره، می‌فرمایند:

آیا در حق کسی غیر از من آیه «قُلْ لا أَسْأَلُکمْ علیه أَجْرًا إِلا الْمَوَدَّةَ فی الْقُرْبَی» نازل شده است؟

همه گفتند: به خدا نه.

9)    «صاحب معجزه رد الشمس»:

«أنشدکم بالله أمنکم أحد ردّت علیه الشمس بعد غروبها غیری؟»

شما را به خداوند سوگند آیا غیر از من کسی در میان شما هست که آفتاب بعد از اینکه غروب کرد به خاطر او برگشت و نمازش را اعاده کرد؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

مناقب علی بن أبی طالب (ع) و ما نزل من القرآن فی علی – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ص 131، ح 162.

این هم یکی از بزرگ‌ترین فضایل آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) است که هیچ‌کدام از آنان چنین فضایلی را ندارند.

در کتاب «فخر رازی» جلد اول صفحه 126 در رابطه با اینکه آفتاب برای حضرت سلیمان برگشته است نقل می‌کند و در ادامه بیان می‌کند:

«وفعل ذلک أیضاً للرسول»

آفتاب برای نبی مکرم اسلام برگشت. چه زمانی؟

«حین نام ورأسه فی حجر علی»

پیغمبر روی زانوی مبارک امیرالمؤمنین خوابیده بود و حضرت علی دلش نیامد سر مبارک نبی مکرم را از زانوی خودش زمین بگذارد.

در بعضی از کتب نقل شده است مشغول گرفتن وحی بودند و از طرف دیگر نماز حضرت داشت قضا می‌شد و امیرالمؤمنین تشخیص داد که احترام پیغمبر اکرم از نماز بالاتر است و این نشانه ادب امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است:

«وقد غربت الشمس»

تا زمانی که آفتاب غروب کرد و نماز امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) قضا شد.

«فردها حتی صلی»

به دعای پیغمبر اکرم آفتاب برگشت و علی نمازش را خواند.

«وردها مرة أخری لعلی فصلی العصر فی وقته»

دوبار برای امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آفتاب برگشته است و ایشان نماز خوانده است.

التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، اسم المؤلف: فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1421 هـ - 2000 م، الطبعة: الأولی، ج 32، ص 118.

آقای «طحاوی» که از علمای بزرگ اهل سنت است و کتاب‌های ایشان کتب درسی حوزه‌های علمیه است، در کتاب «شرح مشکل الآثار» در جلد سوم جالب است و انسان لذت می‌برد که از «اسماء بنت عمیس» نقل می‌کند:

«کان رسول اللهِ یوحَی إلَیهِ وَرَأْسُهُ فی حِجْرِ عَلِی فلم یصَلِّ الْعَصْرَ حتی غَرَبَتْ الشَّمْسُ»

سر مطهر رسول الله بر روی زانوی امیرالمؤمنین بود و مشغول گرفتن وحی بود و نماز عصر علی قضا شد.

«فقال رسول اللهِ صَلَّیت یا عَلِی»

سپس رسول الله فرمودند: ای علی نماز عصرت را خواندی؟

«قال لاَ»

فرمودند: نه

«فقال رسول اللهِ اللَّهُمَّ إنَّهُ کان فی طَاعَتِک وَطَاعَةِ رَسُولِک»

سپس رسول الله فرمودند خدایا علی در اطاعت تو و اطاعت پیغمبرت بوده است (یعنی به احترام تو و به احترام پیغمبرت سر پیغمبرت را از زانو کنار نزده است.)

«فَارْدُدْ علیه الشَّمْسَ»

آفتاب را برگردان!

«قالت أَسْمَاءُ فَرَأَیتهَا غَرَبَتْ ثُمَّ رَأَیتهَا طَلَعَتْ بَعْدَمَا غَرَبَتْ»

اسماء می‌گوید: من دیدم آفتاب غروب کرده بود و دیدم آفتاب بعد از غروب برگشت.

شرح مشکل الآثار، اسم المؤلف: أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامة الطحاوی، دار النشر: مؤسسة الرسالة - لبنان/ بیروت - 1408 هـ - 1987 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، ج 3، ص 92.

خیلی جالب است که محققش می‌گوید: «إسناده ضعیفٌ» سپس می‌گوید: «فضیل بن مرزوق» مختلفٌ فیه است. آقای «ثوری» و «ابن عیینه» و «ابن معین» او را توثیق کرده‌اند، «ابن ابی حاتم» گفته است: او صالح الحدیث و صدوق است، آقای «عبیدالله بن موسی» گفته است: «ثقة» و «ابن سعد» گفته است: کوچک‌ترین تشیعی هم دارد.

خیلی عجیب است؛ ما در گذشته هم آوردیم که اگر «ابن معین» کسی را توثیق کرد اگر ده نفر کسی را تضعیف کنند اما ابن معین توثیق کند، توثیق ابن معین بر تضعیف دیگران ارجحیت دارد.

همچنین جناب آقای «هیثمی» در کتاب «مجمع الزوائد» جلد هشتم همین روایت را از «جابر بن عبدالله انصاری» آورده است که می‌گوید:

« أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ أَمَرَ الشَّمْسَ فَتَأَخَّرَتْ سَاعَةً مِنْ نَهَارٍ»

رسول الله به آفتاب دستور داد که برگردد و یک ساعت تأخیر کرد.

سپس می‌گوید:

«رواه الطبرانی فی الأوسط وإسناده حسن»

طبرانی در کتاب أوسط آن را آورده است و سند آن هم معتبر است.

سپس ایشان می‌گوید:

« وَعَنْ أَسْمَاءَ بِنْتِ عَمِيسٍ «أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ  صَلَّى الظُّهْرَ بِالصَّهْبَاءِ ثُمَّ أَرْسَلَ عَلِيًّا فِي حَاجَةٍ، فَرَجَعَ وَقَدْ صَلَّى النَّبِيُّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - الْعَصْرَ، فَوَضَعَ النَّبِيُّ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - رَأْسَهُ فِي حِجْرِ عَلِيٍّ فَنَامَ، فَلَمْ يُحَرِّكْهُ حَتَّى غَابَتِ الشَّمْسُ»

اسماء بنت عمیس نقل کرده است که پیغمبر اکرم نماز ظهر را خواند و سپس علی را برای کاری فرستاد. وقتی برگشت پیغمبر نماز عصرش را خوانده بود. لذا سر مطهرشان را در دامن علی گذاشتند و خوابیدند و امیرالمؤمنین او را تکان نداد تا آفتاب غروب کرد.

« فَقَالَ النَّبِيُّ: " اللَّهُمَّ إِنَّ عَبْدَكَ عَلِيًّا احْتَبَسَ بِنَفْسِهِ عَلَى نَبِيِّهِ »

پیغمبر فرمود خدایا بنده تو به خاطر پیامبرش نمازش قضا شد.

« فَرُدَّ عَلَيْهِ الشَّمْسَ »

آفتاب را برای او برگرداند!

« قَالَتْ أَسْمَاءُ: فَطَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ حَتَّى وَقَفَتْ عَلَى الْجِبَالِ وَعَلَى الْأَرْضِ »

اسماء می‌گوید دیدیم آفتاب بر کوه‌ها کاملاً روشنایی انداخت و همچنین زمین روشن شد بعد از آنکه تاریک شده بود.

« وَقَامَ عَلِيٌّ فَتَوَضَّأَ وَصَلَّى الْعَصْرَ »

علی بلند شد وضو گرفت و نماز عصرش را خواند.

« ثُمَّ غَابَتْ فِي ذَلِكَ بِالصَّهْبَاءِ »

آفتاب بعد از او غروب کرد.

در آخر روایت هم می‌گوید:

«رواه کله الطبرانی بأسانید ورجال أحدها رجال الصحیح عن إبراهیم بن حسن وهو ثقة وثقه ابن حبان»

این روایت را طبرانی با أسانید متعدد آورده است که یکی از أسانید آن «رجال الصحیح» از «ابراهیم بن الحسن» هست و او هم ثقه است و «ابن حبان» او را توثیق کرده است.

مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، اسم المؤلف: علی بن أبی بکر الهیثمی، دار النشر: دار الریان للتراث/دار الکتاب العربی - القاهرة, بیروت – 1407، ج 8، ص 296.

بنابراین این روایت مشکل سندی ندارد؛ آن آقا که می‌گوید: «إسناده ضعیف» مشخص است که نشانگر مرض قلب آنان است!!

لذا امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرماید: ای جمعیت پنج نفر آیا غیر از من برای هیچکدام از شما آفتاب برگشته است که نمازش را اعاده کند؟!

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا نه

مجری:

استاد ما خیلی لذت بردیم؛ من می‌خواهم شما یک استراحتی کنید و یک گلویی تازه کنید چون عزیزان بیننده خیلی از روایتی که بیان کردید لذت بردند. آنجا امیرالمؤمنین (علیه السلام) می‌فرمایند: اگر کسی این فضائل، خصوصیات و ویژگی‌ها را دارد بگوید که همه اعلام می‌کنند که یا امیرالمؤمنین غیر از شما هیچکسی دارای چنین خصوصیاتی نیست.

الآن هم در این عصر و زمان ما به تمام عالم بیان می‌کنیم اگر کسی همانند امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) سراغ دارد بیاید و معرفی کند تا ما او را به عنوان امام و مولای خودمان بعد از پیغمبر اکرم قبول کنیم و قطعاً تمام عالم این را شهادت خواهند داد که هیچکسی پیدا نخواهد شد جز آقا و مولای نازنین ما امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)!

چقدر لذت بردیم و دلمان آرام شد و حال خوشی به ما دست داد و جگرمان با شنیدن مدح و منقبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) خنک شد و چقدر این میان برنامه زیبا بعد از فرمایشات استاد و استنادات مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به دل ماها می‌نشیند.

بچه شیعه‌هایی که عشق و ارادت و محبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دارند و همه مسلمانانی که محبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را در دل دارند با شنیدن این میان برنامه زیبا و با دیدن صحنه‌های زیبای حرم باصفای امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) و ایوان نجف چه لذتی می‌برند.

دوستان خوب من، بینندگان عزیز و علی‌دوست‌ها و کسانی که رهرو راه ولایت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) هستید گوارای وجودتان باشد! به قول میان برنامه‌ای که پخش شد بهشت بدون وجود نازنین امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) صفا و لذت ندارد که ان‌شاءالله نصیب همگی شما بشود.

برنامه زنده «حبل المتین» را از «شبکه جهانی ولایت» تماشا می‌کنید و ما در خدمت استاد بزرگوار حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم.

استاد آنطور که شما با آب و تاب بیان می‌کنید من از دل و جان لذت می‌برد و مطمئنم حال خوشی به دوستان خوب بیننده هم دست می‌دهد. اصلاً مگر می‌شود کسی مدح و منقبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را بشنود و دلش آرام نشود و وجودش جلا پیدا نکند. باز هم برایمان بگویید!

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

از مواردی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در میان این پنج نفری که آنجا نشسته بودند و هرکدام برای خودشان ادعایی داشتند.

مجری:

استاد این پنج نفر چه کسانی بودند؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

این پنج نفر شامل «عثمان»، «طلحه»، «زبیر»، «سعد بن ابی وقاص» و «عبدالرحمن بن عوف» بود که همگی از کبار صحابه یا به قول بزرگواران اهل سنت جزو «عشره مبشره» هستند اما به این‌ها می‌فرماید: کدام یک از شما دارای فضیلت‌های من هستید؟

آیا از میان شما کسی هست که آفتاب برای او برگشته باشد؟ آیا غیر از من از میان شما کسی هست که همسری همانند حضرت زهرا (سلام الله علیها) داشته باشد که پیغمبر فرمود: پاره وجود من هست؟ آیا شما فرزندی همانند حسن و حسین (علیهم السلام) که من دارم دارید؟ آیا شما پسرعمویی همانند پیغمبر اکرم که من دارم دارید؟

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) روی نقاطی دست می‌گذارد که تمامی این افراد می‌گویند: به خداوند سوگند نه! و شهادت می‌دهند که ما همچین فضیلتی نداریم.

10)    «صاحب دستور سدالأبواب»:

یکی از مواردی که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) به آن اشاره کرده است قضیه «سدّ الأبواب» است و می‌فرماید:

«أمنکم أحد سکن المسجد یمرّ فیه جنباً غیری؟»

آیا از میان شما کسی هست بعد از اینکه همه درهای صحابه بسته شد فقط در او به مسجد باز می‌شد و او در حالت جنابت وارد مسجد می‌شد و در خروجی هم نداشت همانند نبی مکرم اسلام؟

مناقب علی بن أبی طالب (ع) و ما نزل من القرآن فی علی – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ص 131، ح 162.

جناب آقای «نسائی» در کتاب «سنن النسائی الکبری» که محقق او می‌گوید: «إسناده حسن» به نقل از «إبن عباس» می‌گوید:

« أَمَرَ رَسُولُ اللهِ بِأَبْوَابِ الْمَسْجِدِ فَسُدَّتْ إِلَّا بَابَ عَلِيٍّ »

پیغمبر اکرم دستور داد تمام درهای صحابه که به مسجد باز می‌شد بسته شد غیر از در علی بن ابی طالب (علیه السلام)

السنن الکبری، اسم المؤلف: أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن النسائی، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 - 1991، الطبعة: الأولی، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری, سید کسروی حسن، ج 5، ص 119، ح 8427.

آقای «حاکم نیشابوری» در کتاب «مستدرک» جلد 3 صفحه 125 از «زید بن أرقم» نقل می‌کند که منزل تعدادی از صحابه در ورودی به مسجد داشت که پیغمبر اکرم فرمود:

« سُدُّوا هَذِهِ الْأَبْوَابَ إِلَّا بَابَ عَلِيٍّ »

همه درها بسته بشود و تنها در علی باز بماند.

مجری:

این دستور هم دستور خداوند بود؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

بله در همینجا هست که؛

« فَتَكَلَّمَ فِي ذَلِكَ نَاسٌ »

عده‌ای از مردم اعتراض کردند که چرا پیغمبر اکرم درهای ما را به مسجد بست اما در علی باز ماند.

« فَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ، فَحَمِدَ اللَّهَ، وَأَثْنَى عَلَيْهِ، ثُمَّ قَالَ: »

پیغمبر اکرم بلند شدند و خطبه خواندند و سپس فرمودند:

« أَمَّا بَعْدُ: فَإِنِّي أُمِرْتُ بِسَدِّ هَذِهِ الْأَبْوَابِ غَيْرَ بَابِ عَلِيٍّ، فَقَالَ فِيهِ قَائِلُكُمْ »

زمانی که من دستور دادم تمام درها به غیر از در علی بسته شود تعدادی از افراد اعتراض کردند.

« وَاللَّهِ مَا سَدَدْتُ شَيْئًا وَلَا فَتَحْتُهُ، وَلَكِنْ أُمِرْتُ بِشَيْءٍ فَاتَّبَعْتُهُ »

به خداوند سوگند نه من در کسی را از پیش خودم دستور دادم که بسته شود نه در کسی را باز گذاشتم بلکه خداوند به من دستور داد و دستور خدا را اطاعت کردم.

انسان لذت می‌برند و جگرش خنک می‌شود؛ به قول «حاکم نیشابوری» که می‌گوید:

« هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ »

این روایت صحیح السند است ولی بخاری و مسلم آن را ذکر نکرده اند.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 135، ح 4631

و همچنین آقای «ذهبی» هم در پاورقی می‌گوید روایت صحیح است؛ به عبارتی هم «ذهبی» و هم «حاکم نیشابوری» می‌گویند: روایت صحیح است.

آقای «ألبانی» در کتاب «صحیح سنن ترمذی» همین روایت را در جلد هشتم می‌آورد:

«أن رسول الله صلی الله علیه وسلم أمر بسد الأبواب إلا باب علی»

صحیح وضعیف سنن الترمذی، المؤلف: محمد ناصر الدین الألبانی (المتوفی: 1420 هـ)، مصدر الکتاب: برنامج منظومة التحقیقات الحدیثیة - المجانی - من إنتاج مرکز نور الإسلام لأبحاث القرآن والسنة بالإسکندریة، [الکتاب مرقم آلیا]، ج 8، ص 232، ح 3732.

همچنین آقای «ابن حجر عسقلانی» در کتاب «فتح الباری» چاپ عربستان سعودی جلد هفتم روایتی را نقل می‌کند که پیغمبر اکرم فرمود: همه درها را ببندید الا روزنه‌ای بگذارید تا آقای ابوبکر مسجد رفت و آمد کند و آن همانند یک در نیست بلکه شبیه یک سوراخ یا روزنه است. سپس می‌گوید:

«جاء فی سد الأبواب آلتی حول المسجد أحادیث یخالف ظاهرها حدیث الباب»

روایت سد الابواب علی مخالف با این روایت است.

و سپس ایشان می‌گوید: این روایت از «سعد بن ابی وقاص» آمده است که پیغمبر اکرم به ما دستور داد تمام درهای مسجد را ببندید غیر از در علی بن أبی طالب:

«أخرجه أحمد والنسائی وإسناده قوی»

احمد و نسائی آورده‌اند و این سند قوی است.

«وفی روایة للطبرانی فی الأوسط رجال‌ها ثقات»

در روایت طبرانی در اوسط آمده است که این آقایان ثقات هستند.

آقایان وهابیت پنبه را از گوشتان بیرون کنید و اگر هم بیرون نکنید شب اول قبر بیرون می‌کنند! سپس در ادامه می گوید:

«زید بن أرقم قال کان لنفر من الصحابة أبواب شارعة فی المسجد فقال رسول الله سدوا هذه الأبواب الا باب علی ناس فی ذلک»

زید بن ارقم می‌گوید: درهای منزل تعدادی از صحابه به مسجد باز می‌شد و پیغمبر اکرم دستور داد این درها را بستند و تعدادی از صحابه اعتراض کردند.

«فقال رسول الله انی والله ما سددت شیئا ولا فتحته ولکن أمرت بشیء فاتبعته»

و پیغمبر اکرم فرمود: به خداوند سوگند من از پیش خودم کاری نکردم و دستور خداوند بود.

سپس می‌گوید:

«أخرجه أحمد والنسائی والحاکم ورجاله ثقات»

 این مطلب را هم احمد و نسائی و حاکم نیشابوری آورده است و این آقایان ثقات هستند.

«وعن بن عباس قال أمر رسول الله بأبواب المسجد فسدت الا باب علی وفی روایة وامر بسد الأبواب غیر باب علی فکان یدخل المسجد وهو جنب لیس له طریق غیره»

از ابن عباس نقل شده است رسول خدا امر فرمود تمام درهای مسجد را ببندند الا در علی و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در حال جنابت وارد مسجد می‌شد که برای همه حرام بود اما برای نبی مکرم اسلام و امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) اشکالی نداشت.

سپس می‌گوید:

«اخرجهما أحمد والنسائی ورجالهما ثقات»

این روایت را احمد و نسائی آورده است و رجال هردو هم صحیح است.

فتح الباری شرح صحیح البخاری، اسم المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، دار النشر: دار المعرفة - بیروت، تحقیق: محب الدین الخطیب، ج 7، ص 14 و 15

ایشان چهار روایت آورد و هر چهار روایت را هم تصحیح کرد که نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) دستور داد همه درها بسته شود غیر از در علی و امیرالمؤمنین وارد مسجد می‌شد در حالی که در حال جنابت بودند.

«لیس له طریق غیره» اشاره به این مطلب دارد که در حال جنابت انسان می‌تواند از یک در مسجد وارد بشود و از در دیگر برود و این برای عموم آزاد است اما اینکه بیاید در مسجد توقف کند این مهم است که تنها یک در وجود داشت که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) از یک در وارد مسجد می‌شدند و از همان در هم از مسجد خارج می‌شدند.

11)    «صاحب حدیث طیر»:

در ادامه امیرالمؤمنین می‌فرماید:

«أمنکم أحد قال له رسول الله حین قرّب إلیه الطیر فأعجبه»

غیر از من کسی هست زمانی که مرغ بریانی را نزد رسول الله آوردند و پیغمبر اکرم مشاهده کرد غذای خوش طعمی است و برای او جالب بود گفت

«اللّهمّ ائتنی بأحبّ خلقک إلیک یأکل معی من هذا الطیر»

خدایا محبوب‌ترین خلایقت را برسان تا این مرغ را با من بخورد

«فجئت وأنا لا أعلم ما کان من قوله، فدخلت فقال: " والی یا رب، والی یا ربّ " غیری؟»

من آمدم در حالی که از فرمایش و دعای پیغمبر خبری نداشتم. آیا غیر از من کسی رفت کنار پیغمبر اکرم بنشیند تا آن مرغ را بخورد؟

«قالوا: لا»

گفتند: نه

مناقب علی بن أبی طالب (ع) و ما نزل من القرآن فی علی – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ص 131، ح 162

این مطلب را ما قبلاً گفته بودیم اما من برای اطمینان خاطر که نگویند این مطلب تنها ادعا بوده به کتاب «مستدرک علی الصحیحین» جلد سوم مراجعه کنید که «حاکم نیشابوری» در اینجا نقل می‌کند:

« فَقُدِّمَ لِرَسُولِ اللَّهِ فَرْخٌ مَشْوِيٌّ »

یک روز برای نبی مکرم اسلام یک جوجه بریانی آوردند.

« فَقَالَ: اللَّهُمُ ائْتِنِي بِأَحَبِّ خَلْقِكَ إِلَيْكَ يَأْكُلُ مَعِي مِنْ هَذَا الطَّيْرِ »

حضرت فرمود: خدایا محبوب‌ترین خلایقت را برسان تا با من این مرغ را میل کند.

علی بن أبی طالب آمد و خواست وارد شود که به ایشان خبردادند یا علی! پیغمبر مشغول کاری است و آن حضرت رفت و دومرتبه برگشت و به ایشان گفتند: پیغمبر مشغول کاری است و مرتبه سوم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) صدایش را بلند کرد. پیغمبر فرمود: کیست؟ گفتند: علی است! فرمودند: بگویید بیاید. آن حضرت وارد شد و فرمود:

« إِنَّ هَذِهِ آخِرَ ثَلَاثِ كَرَّاتٍ يَرُدَّنِي أَنَسٌ يَزْعُمُ إِنَّكَ عَلَى حَاجَةٍ »

این سومین مرتبه است که من آمدم و أنس مانع شد به من می‌گوید که پیغمبر مشغول کاری است.

« مَا حَمَلَكَ عَلَى مَا صَنَعْتَ »

أنس چرا سه مرتبه علی را برگرداندی؟

فَقُلْتُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، سَمِعْتُ دُعَاءَكَ، فَأَحْبَبْتُ أَنْ يَكُونَ رَجُلًا مِنْ قَوْمِي

گفت: یا رسول الله دعای خیلی مهمی کردی و گفتی خدایا محبوب‌ترین خلایقت را برسان تا با من این مرغ را بخورد، خیلی دوست داشتم که یکی از اقوامم بیاید نه اینکه علی بیاید.

« فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ: إِنَّ الرَّجُلَ قَدْ يُحِبُّ قَوْمَهُ »

رسول خدا فرمود: هرکسی دوست دارد که قرعه فال به نام فامیلش بیفتد.

سپس ایشان می‌گوید:

«هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین»

این روایت هم شرایط صحیح بخاری را دارد و هم شرایط صحیح مسلم را دارد.

«ولم یخرجاه وقد رواه عن أنس جماعة من أصحابه زیادة علی ثلاثین نفساً»

و از أنس جماعتی از صحابه که بیش از سی نفر بودند این روایت را نقل کردند.

بنابراین این روایت متواتر است و هرکسی هم روایت متواتر را انکار کند کافر است

«ثم صحت الروایة عن علی وأبی سعید الخدری وسفینة»

روایت صحیح در این زمینه هم از علی (علیه السلام) داریم هم از ابوسعید خدری داریم و هم از سفینه غلام پیغمبر داریم.

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 3، ص 141.

سپس قضایای دیگری هم در اینجا نقل می‌کند که دیگر مورد نظر ما نیست. «أم أیمن» مرغ بریان را نزد پیغمبر اکرم آورد و ایشان مفصلاً دومرتبه نقل می‌کند که آقای «أنس» آمد و تا آخر این مطلب را نقل می‌کند.

امیرالمؤمنین خطاب به پنج نفر می‌فرماید: آقایانی که اینجا نشستید شما را به خدا سوگند می‌دهم کسی غیر از من آمد با نبی مکرم اسلام مرغ بریان را بخورد؟ این مطلب ثابت کننده این است که محبوب‌ترین خلایق نزد خداوند امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) است زیرا پیغمبر اکرم فرمود:

«اللهم ائتنی بأحب خلقک إلیک یأکل معی من هذا الطیر»

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در ادامه فرمودند: من که محبوب‌ترین خلایق نزد خداوند هستم شما که هیچ کدام از این درجات را ندارید می‌خواهید با من برابر بشوید؟! قضایای دیگری در اینجا وجود دارد که از آن می‌گذریم.

12)    «صاحب آیه نجوی»:

اما به یکی از مطالب جالبی که آن حضرت فرمودند برخورد کنیم و عیدی امشب ما به شماست.

در زمان پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) افراد بسیاری وجود داشتند که به پیغمبر اکرم می‌گفتند: ما کار خصوصی داریم و همینطور وقت پیغمبر را می‌گرفتند و هرکسی از راه می‌رسید می‌خواست زیرگوشی با پیغمبر اکرم صحبت کند تا اینکه خداوند متعال در قرآن کریم در این باره فرمود:

(یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا ناجَیتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَینَ یدَی نَجْواکمْ صَدَقَة)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید وقتی با رسول نجوی می‌کنید قبلاً صدقه بدهید

سوره مجادله (58): آیه 12

بعد از این ماجرا دیگر هیچکسی حاضر نشد زیرگوشی با پیغمبر اکرم صحبت کند و تنها کسی که با ایشان صحبت می‌کرد وجود نازنین امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بود.

در کتاب «فتح القدیر» اثر آقای «شوکانی» که می‌گوید:

« وَأَخْرَجَ ابْنُ أَبِي شَيْبَةَ وَعَبْدُ بْنُ حُمَيْدٍ، وَالتِّرْمِذِيُّ وَحَسَّنَهُ، وَأَبُو يَعْلَى وَابْنُ جَرِيرٍ وَابْنُ الْمُنْذِرِ وَالنَّحَّاسُ وَابْنُ مَرْدَوَيْهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ قَالَ: »

این روایت را ابن ابی شیبه از عبد بن حمید و او از ترمذی و او از حسنه روایت را تصحیح کرده است و او از ابو یعلی و او از ابن جریر و او از ابن منذر و او از نحاس و او از ابن مردویه و او از علی بن أبی طالب (علیه السلام) نقل کرده است که گفت:

« لَمَّا نزلت يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً »

زمانی که آیه (ای کسانی که ایمان آورده‌اید وقتی با رسول نجوی می‌کنید قبلاً صدقه بدهید) نازل شد.

«قَالَ لِيَ النَّبِيُّ: «مَا تَرَى دِينَارًا؟ قُلْتُ: لَا يُطِيقُونَهُ. قَالَ: فَنِصْفَ دِينَارٍ؟ قُلْتُ لَا يُطِيقُونَهُ، قَالَ: فَكَمْ؟ قُلْتُ: شَعِيرَةٌ »

امیرالمؤمنین می فرماید پیغمبر اکرم به من فرمود: چقدر باید صدقه بدهند؟ یک دینار؟ گفتم: این مبلغ زیاد است و صحابه توان پرداخت آن را ندارند، فرمودند: نصف دینار؟ گفتند: این مبلغ هم زیاد است و صحابه توان پرداخت آن را ندارند، گفتم: به اندازه یک مشت گندم یا یک مشت آرد صدقه بدهند و بیایند.

با توجه به این هم هیچکدام از صحابه حاضر نشدند به اندازه ده سیر گندم یا آرد صدقه بدهند و بیایند با پیغمبر اکرم زیرگوشی حرف بزنند.

زیرگوشی صحبت کردن با پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) به قدری ارزش دارد که انسان زندگی‌اش را بفروشد و خودش و همسر و فرزندانش را عبد کند و از حریت بیرون ببرد و برود به اندازه یک ثانیه با پیغمبر اکرم زیرگوشی حرف بزند.

من از طرف تمام عاشقان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) عرض می‌کنم که ما حاضریم خداوند عالم به ما توفیق بدهد به اندازه یک ثانیه با آقا امام زمان درگوشی حرف بزنیم و در ازای آن حاضریم تمام زندگی خود را در راه خدا انفاق کنیم!

«عبدالرزاق» و دیگران آوردند که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:

« مَا عَمِلَ بِهَا أَحَدٌ غَيْرِي حَتَّى نُسِخَتْ »

غیر از من احدی به این آیه عمل نکرد تا اینکه صحابه دیدند که نمی‌شود زیرا از آنطرف نمی‌توانند مالیات بدهند و از این طرف هم دوست دارند تا اینکه خداوند عالم ترحم کرد و این آیه را نسخ کرد.

ایشان می‌گوید:

«وأبن أبی حاتم والحاکم وصححه»

ابن ابی حاتم و حاکم نیشابوری آورده است و روایت صحیح است.

لذا در شوری شش نفره؛ امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود:

«إن فی کتاب الله لآیة ما عمل بها أحد قبلی ولا یعمل بها أحد بعدی»

یک آیه در کتاب خداوند است که قبل از من و بعد از من احدی به آن عمل نکرده است.

«آیة النجوی»

آن هم آیه نجوی است

«کان عندی دینار فبعته بعشرة دراهم فکنت کلما ناجیت رسول الله قدمت بین یدی نجوای درهما ثم نسخت فلم یعمل بها أحد فنزلت أأشفقتم أن تقدموا بین یدی نجواکم صدقات»

امیرالمؤمنین می‌فرماید: من یک دینار داشتم و آن را با ده درهم عوض کردم و هرزمانی که می‌خواستم با پیغمبر اکرم درگوشی صحبت کنم یک درهم در راه خداوند صدقه می‌دادم و با نبی مکرم اسلام حرف می‌زنم تا اینکه آیه آمد: آیا خیلی برایتان گران آمد که صدقه بدهید و با پیغمبر اکرم درگوشی صحبت کنید؟!

فتح القدیر الجامع بین فنی الروایة والدرایة من علم التفسیر، اسم المؤلف: محمد بن علی بن محمد الشوکانی، دار النشر: دار الفکر – بیروت، ج 5، ص 191.

تمام صدقه‌ای که لازم بود بپردازند تا با پیغمبر اکرم درگوشی صحبت کنند یک مشت آرد یا یک مشت گندم بود که امیرالمؤمنین می‌فرماید: تمام ثروت من یک دینار بود که آن را به ده درهم تبدیل کردم و ده بار صدقه دادم و با پیغمبر اکرم صحبت کردم.

آقای «ابن کثیر دمشقی» هم در کتاب خود همین روایت را آورده است و می‌گوید:

علی (علیه السلام) می‌فرماید: من یک دینار داشتم که آن را به ده درهم تبدیل کردم و هروقت با پیغمبر اکرم درگوشی حرف زدم یک درهم صدقه دادم تا اینکه این آیه نسخ شد.

روایت بعدی اشاره به این مطلب دارد که چقدر صدقه بدهند؟ یک دینار؟ نصف دینار؟ گفتند: زیاد است و در نهایت قرار شد به اندازه یک مشت گندم و یک مشت جو صدقه بدهند که صحابه این مقدار را هم نپذیرفتند و صدقه ندادند.

در کتاب «مستدرک» اثر «حاکم نیشابوری» روایتی وجود دارد که اشاره به این مطلب دارد:

امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: در قرآن آیه‌ای وجود دارد که غیر از من احدی به آن عمل نکرده است و آن آیه نجوی است تا جایی که می‌فرماید: من یک دینار داشتم و آن را به ده درهم تبدیل کردم و ده بار با پیغمبر اکرم درگوشی حرف زدم.

«حاکم نیشابوری» در ادامه می‌گوید:

«هَذَا حَدِیثٌ صَحِیحٌ عَلَی شَرْطِ الشَّیخَینِ وَلَمْ یخَرِّجَاهُ»

روایت شرایط «صحیح بخاری» و «صحیح مسلم» را دارد

و آقای «ذهبی» هم گفته است:

«علی شرط البخاری ومسلم»

المستدرک علی الصحیحین، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1411 هـ - 1990 م، الطبعة: الأولی، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ج 2، ص 524، ح 3794.

امیرالمؤمنین از «طلحه»، «زبیر»، «عبدالرحمن بن عوف»، «سعد بن أبی وقاص» و «عثمان» می‌پرسد کدام یک از شما به آیه نجوا عمل کردید؟! که همه در جواب می‌گویند: هیچ کدام از ما به این آیه عمل نکردیم! انسان واقعاً از شنیدن این مطالب لذت می‌برد.

13)     «نصب به ولایت در غدیرخم»:

امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) باز خطاب به پنج نفر شوری می‌پرسد:

«أنشدکم بالله أمنکم مَن نصبه رسول الله یوم غدیر خمّ للولایة غیری؟»

شما را به خدا سوگند، آیا غیر از من کسی بود که پیغمبر اکرم در غدیرخم او را برای ولایت نصب کند؟

«قالوا: اللّهمّ لا»

گفتند: به خدا سوگند نه!

مناقب علی بن أبی طالب (ع) و ما نزل من القرآن فی علی – احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی، ص 132، ح 162.

تمام این‌ها مقدمه بود برای این تعبیر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در روز شورا که به غدیر خم استدلال می‌کند. آقایانی که در گوششان پنبه گذاشتند و نمی‌خواهند بشنوند تقصیر ما چیست؟!

اگر تابحال هم نمی‌دانستند و مشغول کارهای دیگری بودند و فرصت مطالعه نداشتند و تحقیقاتشان به اینجا نرسیده بودند اما الان که شنیدند ببینیم عکس العمل آقایان در این زمینه چیست!

من در خدمت شما هستم.

بخشی از پیامک‌های بینندگان برنامه:

مجری:

استاد خیلی ممنونم، خیلی بزرگواری کردید و واقعاً امشب چه شب قشنگی بود و به نظر من این برنامه امشب عیدی ماه شعبان بود. من چند پیام بخوانم که خیلی از عزیزان ما حال خوش دلشان را برای ما پیام فرستادند و من فقط به پیام‌هایشان اشاره کنم.

آقا هادی از مشهد گفتند: امیدوارم عنایت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) شامل حال همه ما بشود.

آقای سجادی‌فر از پاکدشت گفتند: یک سلام علیکم محضر استاد اعظم حاج آقای قزوینی؛ به خدا قسم جگرم حال آمد. صلوات خداوند بر علی و آل علی به شمار الکترون‌های همه عالم آفرینش اعم از دنیا و آخرت هر لحظه به توان لحظه پیش از اکنون تا قیام قیامت و به همین شمار لعنت بر دشمنان اسلام تا قیامت! از راه دور دست شما را می‌بوسم.

خانم حسینی از کرمان گفتند:

چون نامه جرم ما به هم پیچیدند                بردند و به دیوان عمل سنجیدند

بیش از همگان گناه ما بود ولی                 ما را به محبت علی بخشیدند

عزیزی گفتند: سلام بر مدافعان حریم مطهران الهی و به شما سلام عرض می‌کنم.

آقای کاظمی سلام رساندند و گفتند: به کوری چشم همه وهابی‌های خبیث و خائن از ته دل می‌گویم یا علی مدد!

آقای علی دلشادی از تبریز گفتند: ضمن سلام خدمت حضرتعالی پیشاپیش ولادت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به شما تبریک می‌گویم و ان‌شاءالله به زودی خبر ظهور حضرت برسد.

آقای علی کمالی از زاهدان گفتند: من سنی هستم و تازه شیعه شدم؛ از برنامه شما واقعاً لذت می‌برم. «شبکه جهانی ولایت» باعث شده است که من شیعه علی (علیه السلام) باشم؛ از استاد بزرگ آقای قزوینی تشکر می‌کنم. برایم دعا کنید که در تصمیمم پاینده و ثابت قدم باشم.

علی آقا از خوزستان گفتند: با مدرک مستند و مستدل مثل همیشه مهر سکوت بر زبان وهابیان و دشمنان اهلبیت می‌گذارید که باعث خوشحالی و سرافرازی شیعیان می‌شود؛ از شما تشکر می‌کنم.

آقای کوهستانی از ملار گفتند: سلام و خداقوت. حاج آقا خیلی‌ها در زندگی‌شان شانس می‌آورند. بهترین و بزرگ‌ترین شانس من در طول زندگی‌ام این بوده است که شیعه به دنیا آمدم و امشب با دیدن این برنامه و این امام به این شانس خودم می‌بالم و خدا را شاکرم. باتشکر

آقای کوهستانی من فکر می‌کنم این را نباید شانس بنامید؛ بلکه لطف خداوند عزیز و بخشنده و مهربان و بزرگواری پدرها و مادرها و بزرگان و علمای ما که ما را در این مسیر و در این راه قرار دادند.

خدایا از این همه لطف و مرحمتی که به ما دادی ممنون هستیم؛ اگر هیچ چیزی در این دنیا به ما نمی‌دادی و فقیرترین عالم از آدم تا قیامت بودیم اما یک چیز داشتیم و آن هم ولایت مولا امیرالمؤمنین همان محبت مولا امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) برای ما کافی بود و به واسطه همین نعمت از شما ممنونیم.

بسیاری از عزیزان دیگر امشب لطف کردند و برای ما پیام فرستادند اما دیگر وقت برنامه به پایان رسیده است و فرصت خواندن بقیه پیام‌ها را نداریم؛ حضرت استاد دعا بفرمایید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسم می‌دهیم به آبروی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرج فرزند ایشان حجة بن الحسن (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را نزدیک بفرما، ما را از یاران ویژه آن بزرگوار قرار بده، چشمان گنهکار ما را با دیدن جمال نورانی‌اش منور بگردان، اعمال و کردار ما را مورد رضایت آن بزرگوار قرار بده.

خدایا به آبروی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) رفع گرفتاری از جمیع گرفتاران بنما، خدایا دشمنان دین، دشمنان اسلام، دشمنان قرآن، دشمنان اهلبیت، دشمنان بشریت بالاخص وهابیت تکفیری را ذلیل و خار بگردان، خدایا به حق امیرالمؤمنین بر تمام بیماران از جمله بیماران مورد نظر شفای عاجل کرم فرما.

خدایا به آبروی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) تمام کسانی که در گوشه‌های زندان بیگناه گرفتارند مقدمات خلاصی آنان را فراهم بگردان، خدایا به حق امیرالمؤمنین حوائج ما و حوائج دست اندرکاران «شبکه جهانی ولایت»، حوائج بینندگان عزیز بالأخص ولایت یاوران عزیز برآورده نما، به آبروی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

بازهم تشکر و هزاران سپاس از لطف و عنایت و مرحمت و نگاه‌های مهربان شما به لحظات پایانی برنامه زنده «حبل المتین» رسیدیم. زیر سایه مرتضی علی (علیه السلام) شاد و پر از نور و معنویت باشید.

خدانگهدار





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English