2019 April 25 - پنج شنبه 05 ارديبهشت 1398
چرا مسلمان شدم
کد مطلب: ٩٠٩٦ تاریخ انتشار: ١٣ ارديبهشت ١٣٩٥ - ١٠:١٨ تعداد بازدید: 2172
کتابخانه » عمومي
چرا مسلمان شدم

نويسنده: مهناز رئوفي

نام کتاب: چرا مسلمان شدم

نويسنده: مهناز رئوفي

ناشر: نور علم - همدان

چاپ اول: 1378 هـ.ش

  

 

چرا مسلمان شدم این کتاب سرگذشت خانم مهناز رئوفی بانویی بهایی که شیعه شده .در وصف گرایشش به دین شریف اسلام چنين میگوید:

قریب 25 سال از عمر خود را داخل تشکیلاتی محدود و مسدود در عین حال مستبد و با نفوذ گذراندم. تشکیلاتی که از عناصر و عمال خویش در قالب دینداری و خدمت بهره کشی کرده  و به آنان مجال اندیشه و مطالعه و نمی دادند. کودکان را پیش از دبستان چنان آموزش می دادند که از همان ابتدا بذر نفرت و کدررت نسبت به اسلام در قلب آنان جوانه میزد و سبب می گشت تا آنها دنیا را همان پیله محدود بهائیت ببينند.

من از آنان جوانانی بودم که راه هرگونه پیشرفت علمی و معنوی به رویم بسته بود و آموخته بودم خود را فدای اهداف تشکیلاتی نمایم.

برای رهایی از آن همه خفقان به هنرپناه بردم. خود را غرق شعر و موسیقی نمودم گرچه مرا به حقیقت نمی رساند اما از غرق شدن بیشتر در تعلیمات کاذب تشکیلات دور می کرد. از طرف تشکیلات سرپرستی گروه سرود و تشکیل هیئت موسیقی و تعلیم ساز را عهده دار شدم.

خلاء معنوی شاید سبب شد در صدد تحریر رمانی برآمدم. قصه ساده زیستی روستائیان مسلمان. همان هایی که محبت و اخلاصشان در سایه ایمانی عمیق بود. موضوع رمان من، داستان زندگي روستائيان مسلمان بود؛ باید تا اندازه ای با اسلام آشنا می شدم. تصمیم به مطالعه کتب اسلامی گرفتم. از آن همه کوچک جلوه دادن اسلام متعجب می شدم چرا که بهائیت معتقد به حقانیت اسلام بود ولی آن را نسخ شده می پنداشت. برای به ثمر رساندن کتابم به مطالعه کتابهاي گرانبهاي شهید استاد مرتضی مطهری و همچنین آیت الله دستغیب و نیز کتاب های پر بار آقای سبحانی پرداختم.

متوجه شدم بهائیت نه تنها حرف  تازه ای ندارد بلکه تیشه بر ریشه اسلام وارد می کند. متوجه شدم زیباترین جملات فارسی و عربی را که با نام خود به خورد ما داده بودند از بیانات شیرین ائمه اطهار عليهم السلام است.

پس ا ز ادعای صاحب زمانی «باب» و «بها» جنگ جهانی دوم رخ داد و با سلاح های اتمی میلیونها نفر قربانی شدند و هيچ عدل و قسطی در جهان حاکم نشد. در هر کتابی که مطالعه می کردم به احادیثی در ارتباط با ظهور مبارک ولی عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بر می خوردم که هیچ مناسبتی با قیام «باب» و «بها» نداشت. ديدن خوابی مرا بیشتر به فکر فرو برد و به قرآن مجید نزدیک نمود. متوجه شدم در کتاب خدا نيز درباره قیامت و روز رستاخیز مباحثی وجود دارد که هیچ جای تفسیر و تاویل ندارد . شکی نیست که آن روز بزرگ هنوز رخ نداده پس با کدام سند و منطق می توان گفت که منظور از آن روز بزرگ یک روز عادی است که یک فرد عادی ادعای مهدویت و سپس نبوت کرده که دوران نبوتش هم فقط 9 سال طول کشیده؟

از اینکه خداوند برمن نظر لطف و عنایتی بی اندازه داشته و مرا از ورطه هولناک فنا و نیستی نجات داده در پوست خود نمی گنجیدم، مسلمان شدم. طرد شدن از سمت پدر و مادر برایم سخت بود اما سختی در راه خدا ارزش داشت با توکل بر خدا نامه ای برای همسرم نوشتم امکان آن وجود داشت که با آن همه عشق و علاقه جدایی تلخ بین ما رخ دهد. برای بیداری اش از هر آنچه در توان داشتم استعانت جستم. خدا را شکر او چنان مسلمان شد که گویی سالها پیش از من مسلمان شده. هم پیمان شدیم که در راه هدایت با تمام توان گام برداریم شاید که پروردگار یاری کند و عده ای از منجلاب گمراهی نجات یابند.

 دانلود کتاب بافرمت PDF

 


Get the Flash Player to see this player.

لینک دانلود ویدئو






Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English