2020 July 12 - يکشنبه 22 تير 1399
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!
کد مطلب: ٩٠٩٤ تاریخ انتشار: ١٩ آبان ١٣٩٠ - ١٢:٠٩ تعداد بازدید: 3092
سخنراني ها » وهابیت
«ابن تیمیه» و فتوا به قتل شیعه! داستان قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر!

فتوای قتل شیعه توسط ابن تیمیه و استناد به قتل عام اصحاب رده توسط ابوبکر
حبل المتین 19 / 08 /90

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 19 / 08 /90 

خلاصه مطالب این برنامه

«ابن تیمیه» و فتوای صریح به قتل شیعه!!

در برخی از شبکه های متعلق به وهابیون همواره شعار می دهند که ما کسی را تکفیر نمی کنیم! فتوا به قتل کسی صادر نمی کنیم! ما از این قضایا مبرا هستیم!!

شما کتاب های ابن تیمیه را مراجعه کنید مملو از فتوا به قتل شیعه هست ما در یکی از جلساتمان گفتیم بر این که ابن تیمیه در کتب و رسایلش که در نرم افزار الجامع الکبیر است ج28، ص482، با صراحت می نویسد کشتن شیعه به مراتب سزاوارتر از کشتن خوارج است:

«وأحق بالقتال من الخوارج» شیعیان بیشتر از خوارج به کشته شدن سزاوارتر هستند.

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية، اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي؛ ج28، ص 482

خب بعد می گوید که تنها فرقه ای که امروز ضد اهل سنت است فقط  رافضی ها و شیعه ها هستند!! خب این البته ما این را قبول داریم ما ضد وهابیت هستیم ولی ضد اهل سنت نیستیم.

دکتر «احمد الطیب»، دکتر «علی جمعه» رسما اعلام کردند که سلفیت جدید همان خوارج هستند هیچ تفاوتی ندارند!

توضیحی پیرامون «اصحاب ردّه» و کشته شدنشان توسط ابوبکر!

اینجا ابوهریره نقل می کند پیامبر اکرم که از دنیا  رفت و ابوبکر سر کار آمد تعدادی از عرب کافر شدند نمی گوید مرتد شدند، می گوید کافر شدند و جناب ابوبکر دستور قتل اینها را صادر کرد عمر برگشت و گفت:

«كَيْفَ تُقَاتِلُ الناس أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ الناس حتى يَقُولُوا لَا إِلَهَ إلا الله فَقَدْ عَصَمَ مِنِّي مَالَهُ وَنَفْسَهُ إلا بِحَقِّهِ وَحِسَابُهُ على اللَّهِ» چگونه داری دستور قتل مردم را صادر می کنی با این که پیغمبر فرموده است: پیغمبر گفت من مأمورم با مردم جنگ کنم تا آن وقتی که لا اله الا الله بگوید و هر کس لا اله الا الله گفت: هر کس لا اله الا الله گفت مال و جانش کاملاً در امان است الا یک مواردی که کشته شدن به حق باشد که آنجا حسابش با خداست.

ابوبکر جواب داد:

«والله لَأُقَاتِلَنَّ من فَرَّقَ بين الصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ فإن الزَّكَاةَ حَقُّ الْمَالِ لو مَنَعُونِي عَنَاقًا كَانُوا يُؤَدُّونَهَا إلى رسول اللَّهِ لَقَاتَلْتُهُمْ » به خدا سوگند دستور قتل می دهم و می کشم. هر کس بین نماز و زکات فرق بگذارد. زکات حق المال است. به خدا قسم اگر کسی عقالی از زکات را که به پیغمبر پرداخت می کرده به من پرداخت نکند، با آنها خواهم جنگید. الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج2، ص 507، ح 1335

آیا قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر، مستند بر قرآن و سند بود!؟

در آیه 94 سوره نساء خداوند عالم می فرماید:

(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد هنگامى كه در راه خدا گام بر مى‏داريد (و به سفرى براى جهاد مى‏رويد) تحقيق كنيد و به كسى كه اظهار صلح و اسلام مى‏كند نگوئيد مسلمان نيستى بخاطر اينكه سرمايه ناپايدار دنيا (و غنائمى) بدست آوريد.

از نظر سنت، شما ببیند در خود «صحیح بخاری» آورده اند که پیغمبر اکرم فرمود:

«أمرت أقاتل الناس حتى يقولوا: لا إله إلا الله فإذا قَالُوهَا وَصَلَّوْا صَلَاتَنَا وَاسْتَقْبَلُوا قِبْلَتَنَا وَذَبَحُوا ذَبِيحَتَنَا فَقَدْ حَرُمَتْ عَلَيْنَا دِمَاؤُهُمْ وَأَمْوَالُهُمْ»

من مامورم با مردم بجنگم تا آن لحظه ای که بگویند لا إله إلا الله وقتی لا إله إلا الله گفتند مثل ما نماز خواندند مثل ما به طرف قبله ایستادند ذبیحشان هم مثل ذبیحه ما بود این ها هم خونشان و هم مالشان محترم هست. صحیح بخاری؛ ج اول، ص102، ح 399 کتاب الصلاه باب «فضل استقبال القبله»

آیا تعبیر «الکافی کاف لشیعتنا» صحیح است!؟

بنده دارم اعلام می کنم بنده به عنوان یک کسی که حدود چهل وخرده ای سال در حوزه، بیست سال تدریس حدود بیست و دو سال است که گواهی اجتهاد دارم و در رجال هم اگر در حوزه دو تا متخصص باشد یکی بنده هستم عرض می کنمالکافی کاف لشیعتنا دروغ است! ساختگی است! جعلی است در قوطی هیچ عطاری همچین چیزهایی نیست!!

مرحوم صاحب مستدرک (رضوان الله تعالی علیه) در همان خاتمه ی مستدرک می گوید:

«ان هذا كاف لشيعتنا» لا اصل له و لا أثر في‏ مؤلفات‏ أصحابنا، و لم تأت به رواية قط لا صحيحة و لا ضعيفة» این کلام اصل و ریشه ندارد. و هیچ اثری در کتابهای بزرگان ما نیست. در این مورد هیچ روایتی ما نداریم. نه صحیح و نه ضعیف.

قضیه «على رَأْسِ كل مِائَةِ سَنَةٍ من يُجَدِّدُ» چیست!؟

این سوال جدیدی بود تا به حالا نکرده بودند از ما، یعنی در این چهار پنج سال نبوده است. بله این را آقایان اهل سنت آورده ان. «سنن ابی داوود»، ج4، ص 109، حدیث4291

«إِنَّ اللَّهَ تعالی يَبْعَثُ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ على رَأْسِ كل مِائَةِ سَنَةٍ من يُجَدِّدُ لها دِينَهَا» همانا خداوند در هر صد سال، برای امت اسلامی فردی را می فرستد تا دین را تجدید کند.

می گوید خدای عالم در رأس هر صد سال یک عالم دینی را مبعوث می کند دین را خلاصه تجدید کند دین را خلاصه از نو بنیان گذاری کند آقایان آورده اند آقای «نووی» در «مجموع»؛ ج1، ص509.

و این آنچه که بنده اطلاع دارم آقایان فقهای شیعه این را به هیچ وجهی قبول ندارند. این قضیه، قضیه ای است که آقایان جزو به نظر من از ساخته پرداخته های جناب آقای ابوهریره است.

 

 

تفصیل مطالب این برنامه

 

مجری:

نه مرا زبان بیان کنم صفت و کمال تو یا علی

نبرد به وصف تو راه کسی مگر از مقام تو یا علی

اللهم صلی علی محمد و آل محمد

سلام عرض می کنم خدمت بینندگان عزیز. هر کجای عالم که هستید امیدواریم در صحت و عافیت باشید بیننده برنامه ما هستید و در میان این همه شبکه ها شبکه ای را انتخاب می کنید که دم از دین و دم از ولایت دم از مسایل مذهبی می زند این هم نشان از اِرق مذهبی بودن شما و توجه شما به به مسایل دینی هست.

برنامه ای که تقدیم شما عزیزان می شود به نام «حبل المتین» هست که در این دهه ی ولا یت که منتسب هست به امیرالمومنین (علیه السلام) و ما در آستانه ی عید بزرگ غدیر خم هستیم که سند حقانیت شیعه است و همچنین در آستانه ی میلاد با سعادت امام هادی (علیه السلام) هستیم که تبریک عرض می کنیم.

ان شا الله که خداوند به ما و شما توفیق بدهد که پیرو حقیقی این بزرگواران باشیم برنامه ای که تقدیم شما عزیزان می شود، در این برنامه قصد ما این است که تاریخ اسلام را دوباره بازنگری کنیم و در این واکاوی تاریخی که تقدیم شما عزیزان می شود قصد داریم لایه های پنهان تاریخ را که بعضاً با تزویر و دروغ و خرافات هم آمیخته شده است را خدمت شما بیان کنیم و وقایع و جنایت های که در صدر اسلام اتفاق افتاده که بسیاری از این ها که منشأ آثار اعتقادی هستند و مسلمان ها براساس این ها اعتقاداتشان درست می شود باید بررسی کنیم.

اگر شما بیننده برنامه ی ما بوده باشید دیده اید که وقتی مطالب گفته می شود و عمده ی مطالب هم دارد گفته می شود منشأ اعتقادات می تواند قرار بگیرد ما باید خیلی حریص باشیم که جستجو کنیم این مطالب را عمده ی مطالب که گفته می شود در این برنامه از کتب اهل سنت است و این هم حقانیت شیعه را می رساند که اگر ما حق هستیم چرا این مطالب هم در کتب اهل سنت هست و امیدواریم ان شالله که خود شما عزیزان قضاوت کنید ما نمی خواهیم برای شما قضاوت کنید خداوند به شما عقل و شعور داده است و مطالبی که گفته می شود خودتان ببینید بروید جستجو کنید امیدواریم که حق برای شما مشخص باشد که «و لله الحجة البالغه.»

حجت بالغه در این عالم، مخصوصاً عصر ارتباطات و رسانه ها این همه مطالب برای شما ان شالله مشخص خواهد شد. امیدواریم این مطالبی که شما عزیزان از این برنامه استفاده می برید و می شنوید و می بینید بروید و تحقیق کنید و ان شالله اعتقادات خودتان را تصحیح بفرماید.

درخواست می کنیم تا پایان برنامه همراه ما باشید در این دهه ی ولایت که در محضر استاد عزیز و سرورم حضرت آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیزم.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

بنده هم ضمن تقدیم خالصانه ترین سلامم خدمت همه بینندگان عزیز و گرامی در هر بینندگان عزیز و گرامی که در هر کجای این کره ی خاکی ما را مهمان کانون گرم خانواده خویش قرار داده اند فرا رسیدن ایام ولایت امیرالمومنین و ایام غدیر را به همه عزیزان تبریک عرض می کنم و خدا را به آبروی صاحب غدیر سوگند می دهم عیدی ما را فرج مولایمان بقیه الله الاعظم قرار دهد ان شالله.

مجری:

ان شالله. خیلی ممنون هستیم حاج آقا، حاج آقا اجازه بفرماید بحث را شروع کنیم بینندگان عزیز هم همان طور که خاطر شریف شما عزیزان هست ما برنامه ها یمان سلسله مباحثی هست که پیگیری می کنیم این مباحث را، که الان چند جلسه گذشته درباره ی وهابیت و فتواهای بود که آقایان وهابی و لیدرهای وهابی مثل «ابن تیمیه»، و «محمد بن عبدالوهاب» می دادند از حضرت استاد پرسیدیم و سوالات ما را پاسخ دادند سوالی که حالا باید در ادامه این مباحث داشته باشم خدمت استاد این است که آیا «ابن تیمیه» رسماً فتوا به قتل شیعه داده یا نه؟ این را لطف کنید برای بینندگان عزیزمان بیان بکنید.

«ابن تیمیه» و فتوای صریح به قتل شیعه!!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم، بسم الله الرحمن الرحيم وبه نستعين وهو خير ناصر ومعين. الحمد لله والصلاة علي رسول الله وعلي آله آل الله لاسيما علي مولانا بقية الله واللعن الدائم علي اعدائهم اعداء الله. الي يوم لقاء الله. أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِباد حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل

همانطوری که در جلسات گذشته هم اشاره کردیم در برخی از شبکه های متعلق به وهابیون همواره شعار می دهند که ما کسی را تکفیر نمی کنیم! فتوا به قتل کسی صادر نمی کنیم! ما از این قضایا مبرا هستیم!!

عرض کردیم به قول معروف یک ضرب المثلی هست که می گویند «دم خروس یا قسم حضرت عباس»!! اولاً در هر کجا امروز انفجاری، انتحاری صورت می گیرد به نام اسلام، رد پای وهابیت آنجاست و به نام اسلام و به نام قرآن این مسایل را مرتکب می شوند.

و امروز یکی از بزرگترین مانع گسترش اسلام در عصر حاضر همین خشونت وهابی هاست اسلام را یک دین خشن، یک دین تند، یک دین آدم کش معرفی می کنند و این خشونت این ها هم برخواسته ی از آن مبانی اعتقادی و فکری آن هاست.

این مبانی اعتقادی و فکری را هم از بزرگ نظریه پردازشان گرفته اند مثل «ابن تیمیه حرانی»، «محمد بن عبدالوهاب»، مفتی های تند روی عربستان سعودی مثل «بن باز» مثل «بن جبرین» مثل «براک» و امثال اینها.

شما کتاب های ابن تیمیه را مراجعه کنید مملو از فتوا به قتل شیعه هست ما در یکی از جلساتمان گفتیم بر این که ابن تیمیه در کتب و رسایلش که در نرم افزار الجامع الکبیر است ج28، ص482، با صراحت می نویسد کشتن شیعه به مراتب سزاوارتر از کشتن خوارج است:

«وأحق بالقتال من الخوارج»

شیعیان بیشتر از خوارج به کشته شدن سزاوارتر هستند.

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية، اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي؛ ج28، ص 482

خب بعد می گوید که تنها فرقه ای که امروز ضد اهل سنت است فقط  رافضی ها و شیعه ها هستند!! خب این البته ما این را قبول داریم ما ضد وهابیت هستیم ولی ضد اهل سنت نیستیم.

این فتوای فقهای ما در گذشته و حاضر و این برخوردی که شبکه ی جهانی ولایت به عنوان اولین شبکه برخاسته از حوزه ی علمیه قم و تحت اشراف یک مرجع بزرگوار و با حضور کارشناشان توانمند و نخبگان حوزه بارها اعلام کردیم ما بر این که ما هر گونه اهانت به اهل سنت را گناهی بزرگ می دانیم. اهانت به مقدسات اهل سنت را خلاف دستور قرآن، خلاف دستور ائمه و خلاف دستور مراجع عظام تقلیدمان می دانیم.

از افرادی که دارند با تندی با اهانت به مقدسات اهل سنت چهار دست و پا همین طور می رویم از آنها بارها برائت جسته ایم و خودمان را از آنها مبرا می دانیم. و مراجع ما آنها را دیوانه معرفی می کنند و در این سه چهار سال اخیر هم آقایان دیدند که موضعگیری مراجع ما درباره ی اهل سنت چی هستند. حالا آقایان وهابی ها راست می روند خودشان را می چسباند به اهل سنت چپ می روند می چسباند به اهل سنت! ما مطلقا وهابیت را اهل سنت نمی دانیم بلکه ضد اهل سنت می دانیم.

دکتر «احمد الطیب»، دکتر «علی جمعه» رسما اعلام کردند که سلفیت جدید همان خوارج هستند هیچ تفاوتی ندارند! خب این ها کاملا مشخص است. اینها خودشان را می خواهند بچسباند به اهل سنت. این طوری نیست.

ما فقط گلایمان از بعضی اهل سنت که داخل کشور هستند به ویژه در شرق ایران که تاکنون هیچ گونه برائتی از این کشت و کشتار و یا وهابیت نداشتند و از مبانی تکفیری و وهابیت برائت نجسته اند و چه بسا همکاری هم داشته اند. توی این شبکه های وهابی ما می بینیم برنامه های اینها، فیلم های اینها را  دارند پخش می کنند. قطعا بدون هماهنگی نیست و اگر واقعاً راست می گویند همان طور که ما بارها در بعضی از شبکه های شیعی ای که مورد تأیید ما نبود برنامه ی ما را پخش کردند ما رسماً اعتراض کردیم و گفتیم اگر پخش کنند رسماً پیگیری قضایی می کنیم؛ اگر واقعا راست می گویند مبرا هستند بیایند میدان، رسماً برائتشان را اعلام کنند!

و مخصوصاً که در یکی دو هفته اخیر در این شبکه ی وهابی «کلمه» دیگر اینها بی حیایی و وقاحت را دیگر از حد گذراندند هم وارد بحث های سیاسی شدند و هم نسبت به مقدسات شیعه بدترین اهانت ها و جسارت ها کردند. خب ما بخشی از اینها را در هفته ی گذشته برای بینندگان عزیزمان پخش کردیم. البته این ها هم تفضلات الهی است از الطاف خفیّه خداست که آنها آن ماهیت پلید خودشان را نشان بدهند.

اینها دیگر وقاحت را به کجا بردند!؟ البته ما راضی نیستیم اینها خودشان را به گناه و معصیت آلوده کنند ولی «در کوزه همان تراود که در اوست»!! اینها آن ماهیتشان را الحمدالله در یکی دو هفته ی اخیر کاملا نشان دادند. نمی دانم درنده، چرنده، یکی سری از این افرادی که زیبنده ی آن لات های خیابان است اراذل و اوباش پایین شهر است نه یک عالم و در یک روحانی و نه یک شبکه دینی و مذهبی، آن وقت از او تعبیر می کنند عالم جلیل قدر جهان اسلام اگر واقعا این هست باید گفت «على الإسلام السلام إذا قد بليت الأمة براع مثل يزيد.»

این سخن آقا امام حسین (سلام الله علیه) است. اگر دوستان عزیز، تصویر مانیتور من را بدهند به آنتن ممنون می شوم که عزیزان ما حداقل یک تکه از عبارت آقای ابن تیمیه را ببینند کاملاً که ایشان وقتی که می آید نسبت به شیعه می رسد ایشان صراحتاً می گویند اگر چنانچه کسی بخواهد نسبت به شیعه موضعگیری کند و بگوید آقا اینها همان افرادی هستند که در برابر امیرالمومنین قیام کرده بودند مثل خوارج، می گوید نه اینها بدتر از آنها هستند و حتی کسی بیاید بگوید شاید شیعه که در برابر اسلام ایستاده مثل اهل جمل و صفین هستند تأویل کرده اند اجتهاد کردند می گوید این هم اشتباه است حرف غلطی هست بعد می گوید:

«وإنما هم خارجون عن نفس شريعة رسول الله و سنته شرا من خروج الخوارج الحرورية»

شیعه از اسلام خارج شده و از شریعت و سنت پیامبر بیرون رفته بدتر از خروج خوارج نهروان.

بعد جالب اینجاست بینندگان عزیز دقت کنند ایشان می گویند:

«ولكن لهم تأويل من جنس تأويل مانعى الزكاة»

شیعیان تأویلی دارند مثل تأویل مانعین زکات

كتب ورسائل وفتاوى شيخ الإسلام ابن تيمية، اسم المؤلف: أحمد عبد الحليم بن تيمية الحراني أبو العباس، دار النشر: مكتبة ابن تيمية، الطبعة: الثانية، تحقيق: عبد الرحمن بن محمد بن قاسم العاصمي النجدي؛ ج28، ص 486

یعنی الان اگر اجتهاد و تأویلی شیعه دارد، اجتهاد اینها مانند اجتهاد افراد رده است مانع زکات بودند مثل خوارج و یهود و نصاری بلکه تأویلات و اجتهادات شیعه بدترین تأویلات اهل الاهواء هستند.

خب بیینید یعنی همان طور که می گوید به قولی در صدر اسلام ابوبکر دستور قتل اصحاب رده را داد، امروز با این فتوا دارد فتوای قتل شیعه را صادر می کند! این دیگر فتوای قتل صریح است. دیگر از این صریح تر گمان نکنم باشد. این آقایان می گویند اگر کسی یک جا بیاورد که ما نسبت به دیگران فتوای قتل صادر کردیم دویست و هفتاد میلیارد دلار جایزه می دهیم!!!

 به قولی مثل کسی که می گفت ما می خواهیم مادرمان را بفروشیم ننه مان را بفروشیم گفت ننه را که نمی شود فروخت گفت ما قیمتی می گوییم که هیچ کس نتواند بیاید بخرد!! این آقا هم یک جایزه ی را معین می کنند که قطعا همه می دانند که همچنین امکانی ندارند مگر این که به قول معروف چاه های نفت از داخل استودیو این ها خلاصه فواره بزند!! من در خدمت جناب آقای محسنی بزرگوار هستم.

مجری:

بله حاج آقا اشاره ای به «اصحاب ردّه» کردید قبلاً هم که بحث شد حضرتعالی قول دادید که برای بینندگان عزیزمان مفصل بیان بفرماید حالا می خواستیم سوال کنیم که اصحاب رده کی بودند؟ آیا اینها واقعا با ابوبکر جنگیدند و یا مرتد شدند و از دین خارج شدند که اینجور مورد هجوم قرار گرفتند و کشته شدند و آن جنایت هایی که حالا بعداً از جنابعالی سوال خواهم کرد اینها را توضیح بدهید که اصحاب رده چه کسانی بودند.

توضیحی پیرامون «اصحاب ردّه» و کشته شدنشان توسط ابوبکر!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله در رابطه با اصحاب رده سخن خیلی زیاد هست. حالا من خیلی زیاد وارد اصل قضایا بشوم ولی در یکی از همین شبکه ها، بحث اصحاب رده را مطرح کردند به عنوان یک فضیلتی برای جناب ابوبکر!!

حتی آماده اند حدیث حوض را تطبیق دادند به اصحاب رده که پیغمبر اکرم دارد می گوید بر این که تعدادی از اصحاب من وارد آتش جهنم می شوند، همان اصحاب رده هستند که به شمشیر آقای ابوبکر کشته شد!!!

عزیزان اگر ببینند این دیگر «صحیح بخاری» هست دوستان دارند در سراسر جهان می بینند چشم بندی هم نمی خواهیم بکنیم. دروغ هم نمی خواهیم بگوییم.

حالا به قول جدیداً یکی از کارشناسان اعلام کرده به بینندگانش که هر کس از فلانی هر دروغی برای ما ارسال کند ده هزار تومان جایزه می دهیم! پس معلوم شده این آقا همان طور که گفتم پشت ویران های سقیفه آدم مفلسی است المفلس فی امان الله؛ شما بگویید بده در راه خدا!! در راه خدا به ما کمک کنید!! بیاید دروغ های فلانی را در راه خدا جمع کنید

و این را هم بداند جناب آقای حیدری! حالا ما در بحث ها شاید بعضاً تندی ها و غیره و این مسایل هست ولی این را ما برای شما خیلی ارزش قایل شدیم حاضر به مناظره شدیم  وگرنه خیلی از دوستان شما بارها اعلام کردند مثلا عددی حسابی نمی کنیم که اصلا برای خودمان هم کسر شأن می دانیم و هم آنها را آدم حساب نمی کنیم که بخواهیم مناظره کنیم!

حالا حضرتعالی دیگران منعتان کرده اند چه هست حالا ما کاری به آن نداریم ولی خب ما این را می دانیم که هم خود جنابعالی و هم دیگر دوستانتان می دانید لحظات اول مناظرات لحظات خلاصه رسوایی شما هست. چون حرفی برای زدن ندارید غیر از تندی، غیر از اهانت، غیر از ناسزا حالا ما نمونه هایی از برنامه های شما را برداشتیم و این جا پخش کردیم این چشم بندی هم نیستیم اگر ما بیایم نقل قول کنیم می گوید بله دروغ گفتند!

خب این آقای هاشمی تا این اندازه ایشان به قولی وقاحت را بالا می برد و می گوید که این آقایان می آیند کتاب صحیح بخاری را به مردم نشان می دهند ولی داخل کتاب یک چیزهای است که در ایران چاپ کرده اند داخل کتاب گذاشته اند این را دارند می خوانند!!!

خب آدم خوش انصاف یکی از اینها را بیار به آنتن بده! این کلیپ ما را پخش کن بگو آقا فلانی و یا دوستان دیگرشان آمدند از صحیح بخاری نقل کردند این صفحه و این روایت در صحیح بخاری نیست!

همانطور که ما داریم هر روز کلیپ پخش می کنیم و کوس رسوایی شما را شرق و غرب عالم را فرا گرفته است، خب شما بیاید یک مورد بگوید آقا این روایت که از صحیح بخاری نقل کرده اند در صحیح بخاری نیست! خب یک مورد برای ما بیاورید که ما اینجا یک کلیپی پخش کردیم یک استنادی به کتاب های شما خب حالا چاپ ها فرق می کند ما منکر این نیستیم چاپی، صفحاتی  و غیره این فرق می کند.

بله فرض همان روز ما سر بحث خارجمان در رابطه با قضیه  حدیث غدیر من گفتم ج 5 «البدایه و النهایه» صفحه 240 یکی از رفقای خودمان گفت فلانی صفحه 229 است گفتم چاپی که ما داریم گفتم این در چاپی که در مکتبه اهل بیت 229 است حالا یک ده صفحه جلو و عقب کردن این دروغ نیست.

ولی شما بیاید یک مورد ما دست شما را می بوسیم اگر شما می گوید ما دو تا ده هزار تومان می گذاریم روش سی هزار تومان می دهیم گفتیم اگر کسی بیاید یک اشتباه از ما بگیرد ما پنجاه هزار تومان به او جایزه می دهیم. الان یک سال و نیم است که داریم می گویم اگر کسی بیاید بگوید شما فعلا آدرسی که اعلام کردید این آدرس نیست.

آقای هاشمی چند روز قبل می گفت تند تند می گوید جلد فلان، صفحه فلان، ما می رویم می بینیم هست اول حدیث را آورده آخر حدیث را ذکر نکرده است! خب آدم خوش انصاف، آدم با وجدان! شما بفرماید همان کلیپ ما را پخش کنید اول حدیث این بوده است ایشان نیاورده، ذیل حدیث این بوده است ایشان نیاورده است! اگر ما دیده ایم واقعا درست می فرماید ما اصلاح می کنیم اینقدر شجاعت و شهامت داریم برادر عزیزم!

حالا عزیزانمان مانیتور را محبت کنند این در رابطه با اصحاب رده هست این دیگر روایت «صحیح بخاری» است ج2، ص507 حدیث1335 البته از نرم افزار «الجامع الکبیر» ساخت برادران اهل سنت است.

و این هم به طوری آک هست که حتی یک که حتی یک حرف نمی شود در داخل این تصرف کرد. حالا این آقایمان از مکتبه شامله نمایش می دهند ولی مکتبه شامله باز است open هست هر تغییری می توان در آن داشت. این هم اگر بنا باشد اعتراض کنیم ما باید اعتراض کنیم.

علی ای حال، شما ببینید این کل حدیث اصحاب رده است می گوید این ها مرتد شدند من  یک مقدار با دقت کلمه به کلمه می خوانم و همینجا من تحلیل می کنم. تا ببینید که واقعا این اصحاب رده که این آقایان از آن چماقی ساخته اند و یک حربه ای ساخته اند وسیله ی توجیهی ساخته اند، ببینید واقعا درست است، یا درست نیست.

ما خواهش داریم این بینندگانشان یا کارشناسانشان اگر هیچ کدام از برنام های ما را نمی خواهند جواب بدهند و یا تحلیل کنند تحلیل کنند همین تحلیلی که ما نسبت به همین حدیث داریم بزرگواری کنند آقایی کنند منت بگذارند یک توجیهی بکند یک جوابی بدهند.

اینجا ابوهریره نقل می کند پیامبر اکرم که از دنیا  رفت و ابوبکر سر کار آمد تعدادی از عرب کافر شدند نمی گوید مرتد شدند، می گوید کافر شدند و جناب ابوبکر دستور قتل اینها را صادر کرد عمر برگشت و گفت:

«كَيْفَ تُقَاتِلُ الناس»

چگونه داری دستور قتل مردم را صادر می کنی با این که پیغمبر فرموده است:

«أُمِرْتُ أَنْ أُقَاتِلَ الناس حتى يَقُولُوا لَا إِلَهَ إلا الله»

پیغمبر گفت من مأمورم با مردم جنگ کنم تا آن وقتی که لا اله الا الله بگوید و هر کس لا اله الا الله گفت:

«فَقَدْ عَصَمَ مِنِّي مَالَهُ وَنَفْسَهُ إلا بِحَقِّهِ وَحِسَابُهُ على اللَّهِ»

هر کس لا اله الا الله گفت مال و جانش کاملاً در امان است الا یک مواردی که کشته شدن به حق باشد که آنجا حسابش با خداست.

خب شما ببینید جناب عمر می گوید آقا این دستور قتل تو خلاف سنت پیغمبر است خلاف سیره پیغمبر است!!!

«فقال»

آقای ابوبکر گفت:

«والله لَأُقَاتِلَنَّ»

به خدا سوگند دستور قتل می دهم و می کشم.

«من فَرَّقَ بين الصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ»

هر کس بین نماز و زکات فرق بگذارد.

یعنی کسی نماز بخواند زکات ندهد اینها را می کشم. پس معلوم است اینها کافر نیستند نماز می خوانند. اهل عبادتند. اهل نمازند بعد می گوید:

«فإن الزَّكَاةَ حَقُّ الْمَالِ»

زکات حق المال است.

«لو مَنَعُونِي عَنَاقًا كَانُوا يُؤَدُّونَهَا إلى رسول اللَّهِ لَقَاتَلْتُهُمْ»

به خدا قسم اگر کسی عقالی از زکات را که به پیغمبر پرداخت می کرده به من پرداخت نکند، با آنها خواهم جنگید.

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج2، ص 507، ح 1335

این «والله لو معنونی» چنانچه زکات به من ندهند پس معلوم است منکر زکات نیستند به ابوبکر نمی خواهند زکات بدهند

«من فَرَّقَ بين الصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ» یعنی نماز می خوانند کافر نیستند. «مَنَعُونِي» نشان می دهد به ابوبکر نمی خواهند زکات بدهند منکر زکات هم نیستند.

«كَانُوا يُؤَدُّونَهَا إلى رسول اللَّهِ» قبلا به پیغمبر زکات می دادند پس منکر رسالت هم نیستند زمان پیغمبر می دادند و پیغمبر را هم قبول دارند. می گوید اگر کسی این سه تا ویژگی را داشته باشد نماز بخواند و زکات ندهد و آن زکاتی را که به پیامبر می داده است را به من ندهد، با آنها می جنگم.

جناب عمر می گوید:

«فَوَاللَّهِ ما هو إلا أَنْ قد شَرَحَ الله صَدْرَ أبي بَكْرٍ رضي الله عنه فَعَرَفْتُ أَنَّهُ الْحَقُّ»

به خدا قسم که دیدم خداوند سینه ابوبکر را گشاده ساخته است و من دانستم که حق است.

عمر می گوید که دیدم نه ایشان سینه شان ماشالله ماشالله خیلی باز است خداوند عالم سینه ایشان را خیلی گسترده کرده است و سعه ی صدری به آقای ابوبکر داده است از این که دستور قتل صادر کند!!!

حالا ما نمی دانیم «قد شَرَحَ الله صَدْرَ أبي بَكْرٍ» معناش چی هست!؟ بنده نفهمیدم خیلی با صراحت عرض می کنم با این توضیحی که خود ابوبکر می گوید این ها نماز می خوانند زکات نمی دهند زکات به من نمی دهند زمان پیغمبر به پیغمبر زکات می دادند سه تا دلیل و قرینه بزرگ مثل کوه احد بر این که مسلمان هستند!

خب شما ببینید با اینها چکار باید کرد؟ آیا واقعا همان گونه که آقایان می گویند اینها مرتد شدند، آقایان می گویند اینها کافر شدند، الحق و الانصاف این ها کافر شدند؟ آیا همین عبارتی که در صحیح بخاری آمده دلالت دارد بر کفر این آقایان؟

والله ما که نفهمیدیم! حالا اگر چنانچه دوستان در این زمینه اطلاعات بیشتری داشتند بزرگواری کنند برای ما ارسال کنند ما از محضرشان استفاده کنیم. ما که به قولی بخیل نیستیم که یک مسئله ای برای ما ثابت بشود و آن مسئله را خدایی نکرده بخواهیم به نمایش نگذاریم.

باز اگر اتاق فرمان مانیتور من را زحمت بکشند بدهند به آنتن این دیگر عبارت آقای «ابن کثیر دمشقی» هست این دیگر بحارالأنوار و امثال اینها نیست خب بفرمایید آقای ابن کثیر دمشقی سلفی (متوفی 774) می گوید:

«وجعلت وفود العرب تقدم المدينة يقرون بالصلاة ويمتنعون من أداء الزكاة ومنهم من امتنع من دفعها إلى الصديق وذكر أن منهم من احتج بقوله تعالى (خذ من أموالهم صدقة تطهرهم وتزكيهم بها وصل عليهم إن صلاتك سكن لهم) قالوا فلسنا ندفع زكاتنا الا إلى من صلاته سكن لنا و أنشد بعضهم أطعنا رسول الله إذ كان بيننا»

گروه های عرب وارد مدینه می شدند در حالی که به نماز اعتراف داشتند ولی از پرداخت زکات امتناع می کردند. برخی ها از دادن زکات به ابوبکر خودداری می کردند. می گفتند طبق گفته خداوند، ما زکات را به کسی می دهیم که دعایش مایه آرامش ما باشد. بعضی از اینها قسم می خوردند که اگر پیغمبر بود، ما او را اطاعت می کردیم.

البداية والنهاية، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء، دار النشر: مكتبة المعارف – بيروت؛ ج6، ص 311

آقا تعدادی از مردم و مسلمان ها آمدند مدینه «يقرون بالصلاة» نماز را  قبول دارند ولی از پرداخت زکات ممانعت می کنند. ومنهم من امتنع من دفعها إلى الصديق بعضی ها می گویند ما زکات می دهیم ولی به ابوبکر زکات نمی دهیم ببینید پس معلوم می شود بر این که اضافه اینها با صحابه بودند و خود ابن کثیر می گوید نه اجتهاد کردند:

وذكر أن منهم من احتج بقوله تعالى خذ من أموالهم صدقة تطهرهم وتزكيهم بها وصل عليهم إن صلاتك سكن لهم به این فرمایش خدا استدلال می کردند. که خداوند می فرماید: پیغمبر از اینها زکات بگیر و برای اینها درود بفرست درود فرستادن تو آرامبخش این هاست.

بعد، اینها می گویند ما زکات به پیغمبر می دادیم پیغمبر برای ما درود می فرستاد درود پیغمبر آرامبخش بوده ولی ما زکات نمی دهیم به ابوبکری که درود او برای ما آرامبخش نیست!!

یعنی می گویند ما ابوبکر را قبول نداریم درود و صلاه این آقا را قبول نداریم. این دیگر کاملا واضح و روشن هست که قضایای اصحاب رده ای که حضرات آورده اند اینها در حقیقت یک وسیله ای بود برای این که یک پوششی بگذارند یک برچسب ناچسبی بزنند برای کشتن تعدادی از مسلمان هایی که بنای مخالفت با آقای ابوبکر داشتند و حاضر نبودند مالیات بدهند به او، حاضر نبودند زکات بدهند!

ما از آقایان سوال می کنیم از مفتی اعظم عربستان سعودی سوال می کنیم از این کارشناس ها سوال می کنیم اگر چنانچه یک نفر امروز حاضر نشود زکاتش را به حاکم اسلامی بدهد مثلاً در عربستان سعودی می گوید آقا من به آقای ملک عبدالله زکات نمی دهم، در اردن بگوید به آقای ملک حسین زکات نمی دهند، آیا حکم قتل او را حاضرند به استناد همین روایت و همین سیره آقای ابوبکر صادر کنند یا نه!؟

اگر باشد آقایان می گویند سنت پیغمبر و سنت صحابه دیگر. امروز اگر کسی بخواهد به حاکم اسلامی زکات ندهد آیا این را می توانند حکم قتلش را صادر کنند به استناد همین روایاتی که درباره ی اصحاب رده آمده است؟ اینها نمی توانند اگر قبول دارند باید شهامت داشته باشند فتوا صادر کنند!!

مجری:

حاج آقا همین سوالی که می خواهم بپرسم پیرامون بحث حضرتعالی است توضیحی درباره ی کشت و کشتاری که آقایان داشتند به خاطر مخالفتشان با ابوبکر می خواستم ببینم این کشت و کشتار از منظر قرآن و سنت چطور ارزیابی می کنید این ها مصداق قرآنی دارد!؟

آیا قتل عام «اصحاب ردّه» توسط ابوبکر، مستند بر قرآن و سند بود!؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

این که این قضیه جنگ با صحاب رده و کشتن مسلمان ها که آیا از نظر قرآن و سنت چگونه هست من به آیه 94 سوره نساء اشاره می کند خداوند عالم می فرماید:

(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد هنگامى كه در راه خدا گام بر مى‏داريد (و به سفرى براى جهاد مى‏رويد) تحقيق كنيد و به كسى كه اظهار صلح و اسلام مى‏كند نگوئيد مسلمان نيستى بخاطر اينكه سرمايه ناپايدار دنيا (و غنائمى) بدست آوريد.

می فرماید وقتی مومنین برای جهاد می روید خیلی واضح و روشن کنید و تبیین کنید و تحقیق کنید. کسی که در حتی جنگ با کفار می جنگید با مشرکین می جنگید همین که این ها می گفتند ما مسلمان هستیم نگوید تو مومن نیستی.

بگوید آقا تو مومن نیستی برداری بکشی و اموال او را هم به عنوان غنیمت تصرف کنید این آیه خیلی واضح و روشن است.

جناب «سیوطی» هم در «المنثور» از بزار، دارقطنی و طبرانی و دیگران نقل می کند اصلاً شأن نزول این بود که آقای مقداد، مقداد بن اسود در یکی از جنگ ها داشت با مشرکین می جنگیدند تا این که یک فردی آمد و دارای اموال زیادی بود گفت:  

«أشهد أن لا إله إلا الله فأهوى إليه المقداد فقتله»

شهادت می دهم که خدایی جز خدای یکتا نیست. مقداد به او طمع کرد و او را کشت.

بعد از این که لا اله الا الله را گفت مقداد گردن او را زد. ظاهر قضیه هم این هست که طرف مال و اموال زیادی داشته، مقداد به خاطر تصرف در اموال او بود یکی از اصحاب برگشت و گفت:  

«أقتلت رجلا شهد أن لا إله إلا الله»

کسی که شهادت به وحدانیت خدا دارد تو کشتی، می روم به پیغمبر خبر می دهم آمدند خدمت رسول الله، پیغمبر فرمود مقداد را احضار کنید وقتی آمد پیغمبر فرمود:

«يا مقداد أقتلت رجلا يقول لا إله إلا الله»

یک مردی که لا اله الا الله را گفت کشتی.

«فكيف لك بلا إله إلا الله غداً»

جواب لا إله إلا الله را فردای قیامت چطور می خواهی بدهی

فأنزل الله: يا أيها الذين آمنوا إذا ضربتم في سبيل الله

آقایان مراجعه کنند در«المنثور» سیوطی ج2، ص200؛ تفسیر ابن کثیر دمشقی ج1، ص552، زاد المسیر این جوزی، ج2، ص174، مجمع الزواید هیثمی ج7، ص 9،

این از نظر قرآن.

پس این آقایان که می گفتند ما مسلمانیم نماز می خوانیم زکات هم می دهیم ولی زکات به ابوبکر نمی دهیم، این مخالف این آیه است.

اما از نظر سنت، شما ببیند در خود «صحیح بخاری» شاید من تو ذهنم هفده، هجده روایت، آورده اند که پیغمبر اکرم فرمود:

«أمرت أقاتل الناس حتى يقولوا: لا إله إلا الله»

من مامورم با مردم بجنگم تا آن لحظه ای که بگویند لا إله إلا الله

فإذا قَالُوهَا

وقتی لا إله إلا الله گفتند

وَصَلَّوْا صَلَاتَنَا

مثل ما نماز خواندند

وَاسْتَقْبَلُوا قِبْلَتَنَا

مثل ما به طرف قبله ایستادند

وَذَبَحُوا ذَبِيحَتَنَا

ذبیحشان هم مثل ذبیحه ما بود

ببینید پیغمبر سه تا شرط آورده است: یک نماز بخواند نمازشان را به طرف قبله ی ما بخوانند نه به قبله ی دیگران و ذبیحه شان هم مثل ذبیحه دیگران باشد.

«فَقَدْ حَرُمَتْ عَلَيْنَا دِمَاؤُهُمْ وَأَمْوَالُهُمْ»

این ها هم خونشان و هم مالشان محترم هست.

إلا بِحَقِّهَا

مگر اینکه گشته شدن حق او باشد.

که توضیح دادم من مگر یک کسی در جامعه مرتکب قتلی بشود. حکم قصاص دارد. او حدی برایش جاری است.

«صحیح بخاری» را آقایان ببینند جلد اول، ص102، حدیث شماره ی 399 کتاب الصلاه باب «فضل استقبال القبله» خب این کاملا در جای جای صحیح بخاری آمده است.

و در «صحیح مسلم» هم آمده است باز در جلد اول، صفحه 103 حدیث 393 در آنجا هم باز از نبی مکرم نقل می کند که فرموده است که هر کس لا اله الا الله بگوید و به طرف قبله بایستند و نماز بخواند.

و اکل ذبیحتنا

ذبیحه ما را یعنی حیوانی که ما ذبح می کنیم این را نجس نداند و بخورد

فهو مسلم

این مسلمان است

له ما للمسلم و عليه ما على المسلم

هر چیز که به نفع مسلمان هاست به نفع این آقا هم هست به ضر مسلمان هاست به ضرر این آقا هم هست.

خب آقا بفرما حدیث 393 باز همان کتاب الصلاه باب «استقبال القبله» این در حقیقت خیلی خلاصه و مختصر.

مجری:

با این توصیفی که حضرتعالی کردید این کشت و کشتاری که توسط خلیفه اول صورت گرفته، خلاف قرآن و سنت بوده است.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله کاملا.

مجری:

چون در هر صورت نماز جماعت هم حاج آقا «مالک بن نویره» با «خالد» خوانده است.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

حالا من در رابطه با «خالد» اگر چنانچه نمی دانم آقایان نمی خواهند تلفن وصل کنند.

مجری:

بله تلفن داریم حاج آقا.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

خب تلفن داریم اگر در آخر، فرصتی شد اصلا من در رابطه با «خالد بن ولید» با «مالک بن نویره» است مفصل من صحبت می کنم که این بازیچه ای بود که درآوردند خود عمر برگشت و گفت که ابوبکر این آقا خالد رفته زنا کرده زنای مخصنه کرده است یک آدم بی گناهی را کشته او را حد بزن گفت نمی زنم گفت او را خلاصه از فرماندهی عزل کن! گفت من عزل نمی کنم!!!!

خود عمر برگشت:

«والله لأرجمنك»

به خدا سوگند روزی به تو دسترسی پیدا کنم سنگسار می کنم.

تاريخ الطبري، اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت ج2، ص 274

مجری:

ولی آن روز هم رسید و کاری با او نکرد

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله کاری نکرد!! فقط تنها کاری که کرد عزلش کرد تنها و اولین کسی که خلیفه ی دوم عزل کرد از فرماندهی «خالد بن ولید» بود.

مجری:

حاج آقا خیلی ممنونیم. اگر اجازه بفرمایید یک میان برنامه ببینیم برگردیم و ان شالله صدای گرم شما عزیزان را بشنویم.

تماس بینندگان برنامه!

خیلی ممنون هستیم که تا این لحظه همراه ما هستید. در این قسمت صدای گرم شما عزیزان را خواهیم شنید. جناب آقای صادقی فکر کنم اولین نفر باشد سلام شب شما بخیر جناب آقای صادقی از سوریه اگر اشتباه نکنم.

بیننده (آقای صادقی از سوریه):

سلام علیکم خسته نباشید. خدمت شما خدمت حاج آقای قزوینی. یک سوال داشتم می خواستم بپرسم که نظر حاج آقای قزوینی راجع به این آقای شیخ «یاسر الحبیب» چی هست و راجع به کتابی که نوشته اند راجع به عایشه اگر مورد تأییدشان نیست اگر مورد تأیید است بگویند مورد تأیید است یا نیست این کتاب برای خواندن این کتاب، اگر مورد تأیید نیست چرا پس کسی این کتاب ردّی چیزی نمی نویسد؟

چون این جا یک مقداری بحث شد با رفقا و اینها را جع با کتاب همین «الفاحشة الوجه الآخر لعائشة» می خواستم جوابشان را بگیرم.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

 من همین جا عرض کنم برادر بزرگوار نسبت به این آقا، مراجع ما موضع گرفتند. او را دیوانه خواندند. این را آدم فاسق خواندند. و این کتابش کتاب مردود است. چاپ همچین کتابی حرام است! نشر همچین کتابی حرام است! حتی جواب نوشتن برای این کتاب هم ارزش ندارد!! یعنی یک سری مطالب نادرستی این آقایان آورده اند که اصلا ارزش جواب دادن ندارد.

مجری:

با این صراحت بیان شد ان شالله دوستان عزیز پاسخ را شنیده باشند.

بیننده ( فرهاد از کردستان – اهل سنت):

سلام علیکم.

مجری:

سلام علیکم سلام شب شما بخیر. درود بر شما.

بیننده:

خوبید آقای محسنی. من فرهاد هستم از کردستان. اهل سنت هستم.

مجری:

درود بر شما

بیننده:

خیلی ممنون و سلامت باشید امیدوارم تن و بدن شما و آیت الله قزوینی نیازمند ناز طبیبان نباد

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

همچنین شما

بیننده:

خیلی ممنون. سلامت باشید. ببینید آقای محسنی عزیز! به نظر بنده این آقای بزرگواری که مجری آن شبکه هستند به اسم آقای هاشمی، به نظر بنده وجدان خیلی پاکی دارند! یعنی به این معنی که اصلاً از وجدانشان استفاده نمی کنند!!

ایشانی که در عقل و منظر، بنده آن هفته هم زنگ زدم خیلی دل پری از ایشان داشتم خواستم اظهار نظر هم بکنم گویا به قید و بند زمان و محدودیت زمان برخورد کردم. ببینید این مجری بزرگواری که آنجا نشسته خوب خودشان خیال می کنند تمام حقیقت پیش ایشان هست و خیال می کنند قربان خلاصه ی موجودات و نقطه ی کائنات ایشان است!

خب در منظر هزاران انسانی که دروغ می گویند آن هم عامداً عالماً راغباً یعنی توهین به شعور بییندگانشان کردند و حرف های که در مناظره زدند بعدا هم آمدند در شبکه خودشان آن حرف ها را آنجا اصلا نگفتند و این که بهانه هم کردند خب تند تند حرف می زنم که به آن بار معنای حرفی که می خواهم برسم به قول کنفوسیوس که می گوید حرفهایشان را بشنوید اما از اعمالشان قضاوت کنید ما در منطقه کردستان این حضرات را داریم.

من خیلی خوشحالم خیلی خوشحالم به خاطر این که یک ممیزی می گذارید شما بین اهل سنت و این حضرات، این حضراتی که بنده گفته ام بعضی هم استدلال می کنند خیلی به نظر بنده به مزاح شبیه هست مثل این که می گویند ما یک بنده خدایی داشتیم می گفت بنده روزی بیست و پنج ساعت کار می کنم گفتند چطورگفت بنده صبح یک ساعت زودتر بلند می شوند! بعضی از حرف هاشان بعضی استدلال هایشان خنده دار است.

مجری

خیلی ممنونیم از شما دست شما درد نکند دو دقیقه تان بیشتر شد ممنونم از شما دوست اهل سنت.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

اگر می شود مطلب خواستی دارد می گفتند .

مجری:

حاج آقا می فرمایند اجازه بدهید یک دقیقه بیشتر دوست عزیزمان صحبت کنند.

بیننده:

حاج آقا محبت دارند خیلی ممنون ببینید اقای محسنی، یک تیر راست هزاران سپر دروغ جلویش را نمی گیرد چون راست است چون تیر راست است هزاران سپر دروغ جلوشان را نمی گیرد. بنده در مورد مناظره می خواستم توضیحاتی بدهم.

شه پره گر وصف آفتاب نخواهد / رونق بازار آفتاب نکاهد

ببینید اینها در مورد مناظره حاج آقا آیت الله قزوینی بنده با آن آقای معدوم الحال مناظره داشتند ارادت بنده هم از همان موقع به آیت الله قزوینی واقعا شروع شد و روز به روز هم با توجه به شبکه ولایت اینجایی که هستند و برنامه هایشان را بنده دنبال می کنند ارادتم روز به روز زیادتر شد.

این ها می دانند پنجه در شیر و مشت بر شمشیر زدن هست. این ها قامت و شجاعت و درایت و کفایت اگر داشتند ببینید نمی ترسیدند خب ترس برای چه از بضاعت علمی دارند توان مجادله و مباحثه دارند آنی درنگ نمی کردند این را من اهل سنت از کردستان می گویم شماره ام را می دهم باور هم بکنید اعتقادی هم دارم حرفی هم که بزنم پایش می ایستم که از آقای قزوینی اینجا دارم حمایت می کنم چون ببینید یقین بدانید اگر اینها می توانستند به قول بزرگوارها، حکما می گویند:

سایه پرورده را چه طاقت آن  / که رود به مناظره و یا به قتال

سست بازو به جهل می فکند / پنجه با مرد آهنین چنگال

آقای قزوینی آهنین چنگال اند! اگر به آن ها گفتم باز هم می گویم بنده ی اهل سنت از کردستان می گویم اگر در آن سطح و اگر آن شجاعت و درایت و کفایت و بضاعت علمی را داشتند مطمئن باشید درنگ نمی کردند خب اگر راست می گویند بسم الله.

مجری:

خیلی ممنونیم. درود بر شما درود بر این شعور شما برادر اهل سنت ما که این قدر حر صحبت کردید و خیلی مطالب را منطقی صحبت کردید. ممنونیم. خوب تلفن بعدی ،جناب آقای حسین از گنابه از برادران اهل سنت. امشب مثل این که روزی اهل سنت بیشتر از شیعیان هست حاج آقا.

بیننده (آقای حسین از گناوه - اهل سنت):

الو سلام علیکم خسته نباشید

مجری:

سلام درود بر شما جناب آقای حسین

بیننده:

سؤالی داشتم درباره ی سکینه دختر امام علی و یکی دیگر از دختران امام علی و ازدواجشان با فرزندان عمر! با فرزندان عثمان ببخشید. بعد ازدواج عمر کلثوم با عمر و بعد در مورد جنگیدن امام حسن در لشکر عمر، در یکی از فتحیاتشان در آن زمان در کشورهای آفریقای.

بعد یکی آن آیه از قرآن می گوید معنیش این بود تمام کسانی که در کعبه مسلمان شدند و با آن کسانی که بعدا مسلمان می شوند تفاوت هست و همه ی آنها به بهشت می روند شیعه نظرش در مورد منافقین چیست؟ عمر که منافق نبوده چون قرآن در مورد منافقین می گوید منافق کسانی هستند که مسلمان نشدند از ظاهر مسلما شدند

فقط اصلا مسلمان نشدند و کافر بودند و بعد این که عمر اگر مسلمان نبود چطور امام علی به ایشان زن دارد؟ دخترشان را به او داد؟ پس مسلمان بوده است طبق آن آیه اصلا ایشان بهشتی هستند چون گفت همه ی آنها به بهشت می روند یعنی کسانی که در مکه مسلمان شدند به بهشت می روند. خدا حافظ شما .

مجری

خیلی ممنونیم و متشکر.

بیننده (آقای احمدی از اصفهان – شیعه):

سلام آقای محسنی خسته نباشید. امیدوارم جنابعالی و جناب آقای قزوینی سلاله پاک پیغمبر و خدمت همه دوستان عرض کنم که:

فرمود رسول کردار عزلی  / با همه ی اصحاب با آوای جلیل

که به کتفم که به معراج رسید /  دستی دیدم اثرش را ز کف پای علی

خدمتتان عرض کنم سوال های بی جواب های که مانده است منزلت علی، داماد علی، وصی پیامبر، مقام علی علیه السلام نزد فرشتگان، دریای حکمت علی، عدالت علی، ستون بهشت علی و نادیده گرفتن این همه فضایل در بین جوامع اسلامی واقعا بی انصافی است. ما هر چه بگوییم آنهایی که خودشان حضور داشتند در طی هزار و چهار صد سال، اولی و دومی و سومی و دیگرانی که بودند همه چیز را انکار کردند بعد از هزار و چهار صد سال غدیر را قبول ندارند در خانه ی زهرا را آتش زدند قبول ندارند احادیث خودشان را هم نادیده می گیرند و سوال های بی جوابی که هیچ موقع جوابش را نداند.

مجری:

خیلی ممنونیم، حاج آقای احمدی به خاطر همین است که این قدر بی حال هستید و بی حال صحبت می کنید؟ ما دوست داریم وقتی شما صحبت می کنید به ما انرژی بدهید همچین شما صحبت کردید انرژی منفی تان به ما منتقل شد.

بیننده:

اگر قرآن را بخواهید پر از دلالت و استدلال است ما که سوالی نداریم آنها باید جواب ما را بدهند.

مجری:

خیلی ممنونیم ، وقت شما تمام شد متشکریم حاج آقای احمدی

بیننده:

حاج آقا خواستم راجع به این عدالت دروغین صحابه توضیحاتی بیشتری بدهند.

مجری:

ان شالله چشم ممنونیم درود بر شما.

بیننده (آقای آقایاری از تهران – شیعه):

الو سلام علیکم شب شما بخیر

مجری:

سلام شب شما هم بخیر

بیننده:

قربان شما، عید غدیر را تبریک می گویم خدمت شما. من البته اندازه ی یک کامیون سوال دارم از حاج آقا. اما خیلی خلاصه عرض می کنم

مجری:

همان به اندازه ی یک وانت بار سوال بدهید کافی هست!

بیننده:

قربان شما

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

یکه درشکه هم کافیه!!

بیننده:

خواهش می کنم. یک بزرگواری بفرمایید سوره غافر آیه 17 تا 19 در مورد شفاعت هست در مورد بنی اسراییل هست می خواستم عرض کنم خدمتتان که قبل از اسلام هم من فکر می کنم شفاعت بوده است یکی این.

و در مورد آقای ملازاده شما یک کلیپی را پخش کردید خواهشی که داریم ایشان این کتاب سنت را بگذارد زیر بغلش و این آقای هاشمی را با خودش ببرد به فلسطین که مردم فلسطین دهها سال هست که منتظر همیچین منجی هستند که اگر علمای دین ما اگر رهبر بزرگ ما اگر فتوا نمی داد و ما اگر ماه رمضان روز جهانی قدس را نمی داشتیم خیلی به مشکل بر می خوردند یعنی به توبره می کشیدند خاک بیت المقدس را من مخلص شما هستم.

مجری:

بله متشکریم ، الو سلام جناب آقای غلامی از مشهد

بیننده (آقای غلامی از مشهد):

سلام خسته نباشید چند سوال داشتم سریع می پرسم اول این که «مباهله» یعنی چه؟ در قضیه آیه مباهله که نازل شده، شأن نزولش چطوری بوده است؟

سوال دوم می خواستم بدانم کتاب «کافی» که می گویند به تأیید امام زمان رسیده این درست است یا نه؟

سوال بعدی ام این که می گویند از امام باقر در کتاب تورات یاد شده، می خواستم بدانم قضیه چی هست؟

بعد شرح حال آقای «عبدالله بن ابی داوود» خواستم بدانم در کتب رجالی آقایان اهل سنت این چطوری هست مسئله اش؟

مجری:

خیلی ممنونیم آقای غلامی، جناب آقای تقی زاده از فرانسه

بیننده (آقای تقی زاده از فرانسه):

سلام حاج آقا. اول از همه ما دست استاد بزرگوار جناب آقای قزوینی را از همین راه دور می بوسیم.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

لطف داریم. بزرگوارید شما

بیننده:

هر چند این طرف زندگی می کنیم ولی شاگرد ایشان هستیم مقالاتی که در سایت ولی عصر است می خوانم همه ی آنها را تقریبا حفظ کردم.

این اولین مطلب. دومین مطلب می خواستم راجع به حدیثی که حضرت رسول فرمود که: «انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» این حدیث سندش صحیح است یا نیست!؟ اگر سندش صحیح هست پس کسانی که با امیرالمومنین علیه السلام جنگیدند با امام حسن با امام حسین، اینها دیگر اجتهادی نداشتند، با پیغمبر جنگیدند!

مطلب دوم این که مدام بعضی از کارهای وهابی می گویند امام حسین را شیعیان کشتند آیا شمر بن ذی الجوشن، صنعان بن انس اینها آیا شیعه بودند این مطلب را اگر امکان دارد بگویید آخرش دیگر ما اینجا همین جور به قول معروف کشور غریب هستیم مدام توهین می کنند به امیرالمومنین، فقط اینجا می رویم تا دق کنیم که این قدر ناراحت هستیم.

مجری:

خیلی ممنون آقای تقی زاده، درود بر شما و متشکریم جناب آقا رضا از کرج از برادران اهل تسنن

بیننده (آقا رضا از کرج - اهل سنت):  

سلام عرض می کنیم خدمت دکتر قزوینی! مطلبی هست دکتر جان من می خواهم عرض کنم خدمت شما. جواب درستی حقیقتا می خواهم از این مطلب از این سوال.

ببینید هزار و چهار صد سال پیش بین امت اسلامی اختلافاتی به وجود آمده است که متاسفانه هیچ یک از طرفین کوتاه نیامدند و مشکل اصلی به نظر من جریان غدیر خم هست!!! که متأسفانه حالا من چه جوری عرض کنم شیعیان معتقد هستند امامت علی (علیه السلام) در آن ثابت شده است و اهل سنت خلاف این نظریه معتقد هستند.

اما بنده به عنوان یک مسلمان می خواهم حقیقت را واقعا بدانم می خواهم این موضوع را از قرآن برایم ثابت کنید همان طور که خداوند متعال در آیه 12 سوره تغابن می فرماید:

وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى‏ رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبينُ

از خداوند و پیامبرش اطاعت کنید و اگر روی برگردانید به راستی که بر پیامبر ما جز تبلیغ رسالت با بیان روشن تکلیفی نیست؛ بنده از این آیه ماهیت دیگر در می یابم اگر دستوری از طرف خداوند بر پیامبرش نازل شده باشد و آن هم امر امامت و رهبری جامعه اسلام بعد از پیامبرش باشد باید به صورت آشکار و صریح در قرآن بیان شده باشد که دیگر جای هیچ گونه حرف و حدیثی نباشد.

مگر نه این است که در قرآن حداقل اسم بیست و پنج شش پیامبران الهی آشکارا آمده است مثلا محمد رسول الله، و بقیه ی پیامبرانی که هیچ مسلمانی درباره ی پیامبر بودنشان شکی ندارند و اگر امر امامت و رهبری که شیعیان می گویند امری آسمانی بوده است و از طرف خداوند بر پیامبر ابلاغ شده است آیا نباید به صورت آشکار بیان شده باشد که دیگر هیچ مسلمانی جرأت مخالفت با آن را نداشته باشد!؟

مجری:

خیلی ممنونیم جناب آقا رضا به هر صورت این تهیه کننده ما به دوستان اهل سنت ما یک دقیقه بیشتر وقت می دهند نگاه کنید شیعیان می آیند دو دقیقه است و شما معمولا سه دقیقه. بله خانم هاشمی از امارات از خواهران اهل سنت.

بیننده (خانم هاشمی از امارات - اهل سنت):

سلام علیکم

مجری:

سلام شب شما بخیر

بیننده:

شما اول برنامه که این آقای قزوینی فرمودند ابوبکر زکات می گرفت حالا شما اگر خمس نگیرید چکار می کنید!؟ زکات که حلال هست اگر کسی بگیرد. ولی خمس کجای دین آمده است؟ در شبکه «کلمه» اگر به به کسی توهین می شود فورا تلفن قطع می کنند الان به آقای هاشمی توهین کردند شما داشتید می خندیدید واقعا خیلی زشت است برای دو تا حجت الاسلام مثل آقای قزوینی و شما که دارید می خندید خیلی زشت هست!

مجری:

خانم هاشمی، آقای هاشمی جزو مقدسات شما است؟

بیننده:

ولی آنجا می گویند برادران اهل تسنن عقلای شیعه می گویند خیلی زشت است ولی شما تلفن قطع نکردید آن کسی که تلفن زد و توهین کرد لیاقت این را ندارد که اسم آقای هاشمی را ببرید!!

بیننده (خانم صفایی – شیعه):

سلام عرض می کنم خدمت حضرت آیة الله قزوینی

مجری:

سلام و درود بر شما

بیننده:

بنده سوالی داشتم اگر اجازه بدهید مطرح کنم. برادران اهل سنت می گویند رسول گرامی (صلی الله علیه و اله و سلم) این امت را بدون تعیین خلیفه و جانشین رها نمود و از دنیا رفت آیا رسول گرامی تعیین خلیفه را به عهده ی امت نهاد که به هر نحوی صلاح دیدند و هر کسی را پسندیدند به عنوان خلیفه انتخاب نمایند؟ و خود حضرت هیچ سخنی درباره ی شرایط انتخابات و شرایط رهبری و شرایط شرکت کنندگان در انتخابات بیان نفرمودند؟

این کار قطعا مقبول نیست زیرا رسول گرامی (صلی الله علیه و اله و سلم) در موقعیتی از دنیا رفت که جامعه اسلامی در بدترین وضعیت قرار داشت چون از طرفی دولت قدرتمند رم و ایران حکومت اسلامی را تهدید می کردند که اصرار حضرت مبنی بر تجهیز جیش اسامه بهترین گواهی این مطلب است و از طرفی دیگر منافقان، مشرکان یهودیان هر روز مشکلی برای جامعه اسلامی ایجاد می نمودند.

بدیهی است در این موقعیتی اگر حاکم جامعه یک فرد عادی بود جامعه را بدون جانشین رها نمی کرد پس چگونه عقل بپذیرد که رسول اکرم (صلی الله علیه و اله و سلم) این جامعه را بدون تعیین خلیفه و جانشین گذاشته و رفته باشد. ممنونم از وقتی که به دادید و سوالم را  مطرح کردم.

مجری:

خیلی ممنونیم خانم صفایی درود بر شما.

بیننده (آقای مسعود – شیعه):

سلام عرض می کنم. بنده مسعود هستم خدمت حضرتعالی و استاد گرامی جناب آقای دکتر قزوینی سلام دارم و همه ی بینندگان عزیز.

مجری:

 مدتی هست که صدای شما را نشنیده بودیم.

بیننده:

بنده سعادت نداشتم قربان. منتهی گاهی سوال می کنم می فرمایید صدا نرسید و متاسفانه سوالات ما بی جواب می ماند من دو دقیقه مصدع هستم.

بنده اول تشکر می کنم از شما و جناب استاد قزوینی که واقعا حرف دل ما را می زنید و چه خوب شد بعد از سرکار خانم صفایی دو مرتبه نوبت من شد چون عرض کنم که دیروز صحبتی که ایشان می فرمودند با آقای هاشمی من یک نکته ای به آقای هاشمی عرض بکنم پیشاپیش.

مجری:

فقط مواظب باشید توهین نکنی این خانم هاشمی ناراحت می شوند!!

بیننده:

نه آقای محسنی عزیز شأن ما نیست. ایشان و دوستانشان با این همه ی ادعای دوستی اهل بیت و ارادت به اهل بیت دیروز که صحبت شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام) بود فقط خدا می داند شادمانی که در ایشان در چشم هایشان و در چهره شان بود این را خوب است که دوستان قضاوت کنند. آیا این نشان دهنده ی حزن و اندوه ایشان و علاقه ی ایشان به حضرت به اباعبدالله بود یا چیز دیگری؟ من فقط امیدوارم آن نیتی که ایشان دارد ذخیره ی قبر و قیامتشان باشد تا تا قیامت و درمحضر امام حسین. این یک نکته.

نکته دوم جناب دکتر قزوینی! متاسفم که از ستم های که اینها به ما می کنند یکی هم همین است که به طرهاتشان بپردازیم و از مباحث اساسی خودمان باز بمانیم. بنده سوال عرض می کنم خدمت حضرتعالی یکی اصطلاح «مجدد رأس مائه» هست این آیا مبنای دارد مستند هست یا نه؟

این یکی، یکی هم راجع به اهمیت اصل عدل. در اصول اعتقادی شیعه البته اصل مهمی است اما چرا روی اصل عدل شیعه این قدر پافشاری و انگشت گذاشته است این را اگر، البته می دانم که وقت بسیار مفصلی می طلبد این مباحث. اما اگر احیانا مختصر ممکن باشد سپاسگزار می شوم.

مجری:

درود بر شما آقا مسعود خیلی متشکر

بیننده:

قربان شما شبتان بخیر

مجری:

خوب ما دیگر تلفن نمی توانیم بگیرم ما دیگر، به عنوان آخرین تلفن جناب آقای صادقی از برادران اهل تسنن بندر عباس بله فکر کنم امشب روزی برادران اهل تسنن بود.

بیننده (آقای صادقی از بندر عباس – اهل سنت):

خسته نباشید

مجری:

سلام درود بر شما آقای صادقی

بیننده:

سلام بر اقای قزوینی هم سلام می رسانم

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام و رحمت الله

بیننده:

یک سوال داشتم از آقای قزوینی. ایشان در اوایل صحبتشان فرمودند زمانی که پیامبر زنده بودند ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ در قید حیات بودند و زکات به پیامبر می دادند پیامبر برای این ها درود می فرستاد و دلشان آرام می شد الان و در حال حاضر که پیامبر در میان خودمان نیست چگونه پیامبر صلوات می فرستند و کسی دلش آرام می شود که زکات می دهد؟

بعد هم می خواستم اگر ابوبکر صدیق اگر زکات می گرفتند آیا در کیسه ی خودشان می گذاشتند یا در اموال بیت المال می گذاشتند؟ اگر برای خودشان بوده است پس چرا کاخی مثل کاخ فرعون و مداین و این ها برای خودشان درست نکردند؟ اگر آقای قزوینی راست می گویند اینها برای خودشان بود پس چرا یک باغی و ملکی و اموالی برای خودشان جا نگذاشتند همه را خرج بیت المال کردند؟ لطفا به ما جواب بدهید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

پدر بزرگوار ما اصلا بحثمان روی این نبود که زکات را آقای ابوبکر... اجازه بدهید اجازه بدهید شما صحبتتان را کرده اید

بیننده:

نه

مجری:

حاج آقا بعد از بحث مفصل بیان کنید تا بیننده متوجه شوند

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

من به شما توصیه می کنم تکرار برنامه را ببیند توصیه می کنم دوباره تکرار برنامه را ببینید بعد در جلسه ی بعدی سوالات را مطرح بفرمایید.

مجری:

ممنونیم یک میان برنامه کوتاه ببینیم و برگردیم و پاسخ شما عزیزان را پخش کنیم.

خیلی ممنون هستیم از شما بیننده عزیز که تا این لحظه همراهی کرده اید گویا عزیزان از اتاق فرمان به من اشاره می کنند که یک تلفن از تانزانیا هست اجازه بدهید که ما صدای این عزیز بزرگوار بشنویم بعد ان شالله پاسخ ها را از حاج آقا بگیرم الو سلام علیکم

بیننده (آقا مصطفی از تانزانیا - شیعه):

سلام علیکم. بله مصطفی هستم اهل تانزانیا. اگر اهل تانزانیا دارید آنجا، با زبان تانزانیا حاضرم باهاش صحبت کنم.

مجری:

به به ما که تانزانیایی بلد نیستیم

بیننده:

حال شما خوب است ان شالله

مجری:

ممنونم، شما فارسی از کجا یاد گرفتید آقای مصطفی؟

بیننده:

حقیقت من خیلی دلم می خواست با زبان ساحلی که نزدیک به صد میلیون نفر آفریقای شرقی از ساحل شمالی تا موزانبیک صحبت می کنند. من آمدم ایران و فارسی یاد گرفتم.

همچنین درود نه، سلام، من الو الو و درود نه علاقه ام بیشتر به سلام هستم. چون هر وقت کسی زنگ بزند فقط سلام می کنیم. من می خواستم عرض کنم خدمتتان اولا تبریک بگویم تمام مسلمان های حقیقی، پیرو پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، سنت پیغمبر و شیعیان اهل بیت پیغمبر (صلی الله علیه و اله و سلم) این عید غدیر است می خواستم تبریک بگویم.

بعدش هم یک چیز می خواستم یک چیزی بگویم من تمام این برنامه را گوش می دهم الان برنامه سید کمال حیدر را گوش دادم بعدش از موضوع امشب چه بود نمی دانم ولی اگر موضوع همان صحابه هست سوال من این است ما که صحابه صحابه می اندازیم . الان با شما این طور مودب صحبت می کنم برنامه های دیگر مثل خودشان حرف می زنم.

«حسبنا کتاب الله» کتاب خدا می گوید: «أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» زمانی که پیغمبر زنده است اولوالامر پیغمبر است و بعد از آن اهل بیت او.  

مجری:

جناب آقا مصطفی اگر بحثتان صحابه است شب های چهارشنبه بحث صحابه است.

بیننده:

برنامه سید کمال را می دیدم نمی دانستم موضوع چی هست

مجری:

چون ما بحثمان وهابیت بود و آن فتواهای عجیب و غریبی که در قتل شیعه داده شده بود و بحث اصحاب رده بود اگر با بحث ما در ارتباط است ما در خدمت شما هستیم.

بیننده:

من چیزی بگویم خدایی که شریک ندارد در جزیره زنگبار بودیم قبل از تانزاینا به وجود بیاید یک عالم شیعه بود به رحمت خدا رفته بود آنجا خاکش می کردند، شیعه و سنی، تا اینکه وهابی ها پول دار شدند شروع کردند به فتنه انداختند آنجا خود ما برادر اهل تسنن یعنی ما به انها می گفتیم پیرو سقیفه آنها از وقتی نمازی می خواندند مسخره می کردند.

مجری:

خیلی ممنون هستیم اقا مصطفی.

بیننده:

تا کی می خواهیم که احترام و عزت بکنیم؟ تمام این برنامه ها به ائمه اهانت می کنند به حضرت فاطمه اهانت می کنند.

مجری:

خیلی متشکریم آقا مصطفی، درود بر شما متشکر خیلی ممنون.

خب حاج آقا دوستان عزیزمان که تماس گرفتند آقای صادقی بود که جوابشان را دادید. خانم هاشمی بود که قطع شد که البته دوباره تماس گرفتند که ما توهینی به مقدسات ایشان کرده بودیم خندیده بودیم به آقای هاشمی مجری که از مقدسات ایشان بود ایشان فکر کنم فامیلشان باشند که ناراحت شده بودند.

از کردستان برادر عزیزمان خیلی حر و آزاده بودند و اینقدر قشنگ صحبت کردند آقای حسین از برادران اهل سنت بودند گفتند سکینه یکی از دختران که با عثمان ازدواج کرده است و ام کلثوم دختر امیرالمومنین با عمر آیا ازدواج کرده است یا نه؟ این ها را لطف کنید و توضیح بدهید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله برادر عزیزمان در رابطه با این که اینها با همدیگر ازدواج کرده اند و غیره یک چیز طبیعی بوده است در صدر اسلام و به آن شکل چیز نبوده است چرا فلانی با فلانی ازدواج کرد ولی آخرش گفت اگر عمر منافق بود چرا دختر به او دادند؟ اولاً ما نگفتیم عمر منافق بوده است این را شما به کسی بگوید که نسبت به نفاق عمر حرفی می زند ما نسبت به ظلم هایی که ایشان داشته اند نسبت به حضرت زهرا، غصب خلافت و غیره حرف هایی که ما می زنیم.

نظر امیرالمؤمنین درباره «عمر بن خطاب»!

و خود حضرت امیر (سلام الله علیه) هم نظرش این بود ما که نمی گوییم شما نظر حضرت علی را ببینید نسبت به عمر چه بوده است «صحیح مسلم» را باز کنید ج 5، ص152 حدیث 4468، ایشان می گوید نظرشان این بود:

«كَاذِبًا آثِمًا غَادِرًا خَائِنًا»

دروغگو، گناهکار، ستمگر و خیانتگر

این نظر حضرت امیر بوده است. حالا می گوید چرا فرض گیریم که ایشان به قول بر فرض محال منافق بوده است. پیغمبر به او دختر داده است حداقل شما که خودتان را اهل قرآن می دانید در سوره ی هود آیه 78 خود حضرت لوط مگر به کفار نمی گوید به کفاری که اهل شنیع ترین اعمال زشت بود می گفت:

(يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتي‏ هُنَّ أَطْهَرُ لَكُم)

گفت اى قوم من! اينها دختران منند، براى شما پاكيزه‏ترند (با آنها ازدواج كنيد و از اعمال شنيع صرف نظر نمائيد)

بیاید من دخترهایم را به شما بدهم اینجا چه می فرمایید شما؟

یا خود رسول اکرم، چرا دور بروید، سه تا دخترش را زینب، ام کلثوم، رقیه را به «عتبه» پسر «ابولهب»؛ «قتیبه» پسر ابولهب؛ «ابو عاصم بن ربیع» داده است! سه تادختر به سه تا کافر داده است این را حضرتعالی برادر بزرگوارم البته از این ادبشان خیلی خوشم آمد خیلی مودب حرف زدند این که طلبکارانه دارند حرف می زنند ما دوست نداریم عزیزان اهل سنتمان این طور طلبکارانه حرف بزنند بگویند این حکمش چیست؟

نظر آنهایی که بله بروید آن شبکه های که منافق می دادند آنجا این را مطرح کنید ما نه تنها منافق نمی دانیم توهینش را هم جایز نمی دانیم بعد این برادر آقای آقایاری که چیزی نداشتند آقای آقا غلام بود سوال کردند آیا مباهله یعنی چه شأن نزولش چه هست؟ مباهله یعنی به همدیگر لعن کردند نفرین کردن.

پیغمبر اکرم با نصارای نجران نسبت به رسالتشان بحث کردند. بله مباهله یعنی این پیغمبر اکرم داشت با آن هابا نصاری نجران صحبت می کرد و این ها از سخنان پیغمبر اکرم قانع نشدند و بنا شد مباهله شود. پیغمبر به آنها گفت شما نزدیکترین عزیزانتان را بیاورید من هم نزدیکترین عزیزانم را می آورم و آیه قرآن هم آمد آیه 61 سوره عمران:

(فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِين‏)

هر گاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو:" بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله كنيم، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

پیغمبر بعد از این که واقعا آنها علم برایشان آمد که حق هستی باز دارند بیخود با تو مجادله می کنند:

(فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ) ما پسرانمان شما هم پسرانتان، ما زنانمان، شما زنانتان، ما عزیزترین عزیزی که مثل جان خودمان هست می آوریم.

(ثُمَّ نَبْتَهِلْ) با هم مباهله می کنیم.

خب این آقایان اهل سنت «صحیح مسلم» حدیث 6114، ج 7، ص120 آنجا دارد پیغمبر اکرم علی، زهرا، حسن و حسین را برد ابن تیمیه هم می گوید پیغمبر با این که این همه صحابه بود علی را برد این همه حتی از دخترشان در قید حیات بود در روز مباهله ولی حضرت زهرا را برد و از میان این همه بچه ها، حسن و حسین را برد. خب این ها نشانگر این هست که این ها در نزد نبی گرامی از یک جایگاه ویژه ای برخوردارند.

آیا تعبیر «الکافی کاف لشیعتنا» صحیح است!؟

اما ایشان سوال کردند آیا «الکافی کاف لشیعتنا» درست است یا نه؟ بنده دارم اعلام می کنم بنده به عنوان یک کسی که حدود چهل وخرده ای سال در حوزه ، بیست سال تدریس حدود بیست و دو سال است که گواهی اجتهاد دارم و در رجال هم اگر در حوزه دو تا متخصص باشد یکی بنده هستم عرض می کنم الکافی کاف لشیعتنا دروغ است! ساختگی است! جعلی است در قوطی هیچ عطاری همچین چیزهایی نیست!!

مرحوم صاحب مستدرک (رضوان الله تعالی علیه) در همان خاتمه ی مستدرک می گوید:

«ان هذا كاف لشيعتنا» لا اصل له و لا أثر في‏ مؤلفات‏ أصحابنا، و لم تأت به رواية قط لا صحيحة و لا ضعيفة»

این کلام اصل و ریشه ندارد. و هیچ اثری در کتابهای بزرگان ما نیست. در این مورد هیچ روایتی ما نداریم. نه صحیح و نه ضعیف.

می فرماید ما نه روایت صحیح داریم و نه روایت ضعیف داریم که امام زمان گفته باشد کافی کاف لشیعتنا آقایان مراجعه کنند خاتمه ی مستدرک میرزای نوری ج 3، ص470، و ج1 ، مقدمه تحقیق ص39.

مرحوم علامه مجلسی می گوید:

«اما جزم بعض المجازفین»

بعضی از افرادی که حرف گزاف می گویند

یعنی تعبیر علامه مجلسی است بعضی افرادی که گزاف می گویند یعنی مواظب دهانشان نیستند هر چه به دهانشان می آید می گویند این ها گفتند:

«جميع الكافي معروضا على‏ مهدی سلام الله علیه»

تمام کافی را به آقا ولی عصر ارواحنا فداه عرضه شده و حال آن که این دروغ است و هیچ جای نیامده است. «مراه العقول» را آقایان ببینند ج1، ص22.

علامه عسگری رضوان الله تعالی علیه ایشان هم می فرماید

«أما ما قيل أن المهدى (ع) قال: إن الكافي كاف لشيعتنا، فإنه قول مجهول راويه ولم يسم أحد اسمه.»

این کلام راویش مجهول است و کسی اسمش را نیاورده. یکی از علما این گونه گفته است. ولی کسی اسمی از او نبرده است.

معالم المدرستین ج3، ص283

البته این که بعضی علما می گویند ایشان می گوید اسمش مشخص نیست، «مولا جلیل خلیل قزوینی» هست کتابی دارد به نام «النقد» ایشان در انجا همچین ادعای کرده است قرن هفتم و هشتم هجری.

خب این را استاد عزیز و سرور ما حضرت آیت الله شبیری زنجانی حفظه الله تعالی که من افتخار دارم چهارده سال خارج درس این بزرگوار بودم؛ ایشان گفت بابا اولا مرحوم کلینی در ری کتاب کافی را نوشته است درست است که در عصر غیبت بوده است ولی تمام نواب در بغداد بوده اند ایشان در دوران نوشتن کافی یک سفر به بغداد نداشته است.

و ثانیا اگر چنانچه کافی آقا امام زمان نه اگر چنانچه یکی از نواب امام زمان هم تأیید کرده بودند در یک حدیثی مرحوم کلینی می آورد و این مایه ی مباهات و افتخار کافی و افتخار کلینی بود.

مگر می شود مثلا یکی از نواب حالا امام زمان سلام الله علیه هیچ یکی از نواب بیاید بگوید آقای کلینی کتاب شما مورد تأیید من هست این را مرحوم کلینی با آب و تاب می آورد در این هشت جلد کافی نه اشاره ای نه کنایه ای نه صراحتی این که کتاب حتی نواب حضرت ولی عصر هم عرضه نشده است.

حالا یک آقای بد سلیقه ای نمی گویم احمق آمده است در مقدمه کافی این را گرفته است یک افراد احمق تر از این هم این را ملاک قرار داده اند. ببین الکافی کاف لشیعتنا کتاب کافی را امام زمان حضرت مهدی تأیید کرده است!! آقا جان بروید دنبال کارهای خودتان که هر روز دارید دروغ می بافید اهانت می کنید به قولی فحاشی می کنید مقدسات شیعه را دارید به استهزاء می گیرد.

دنبال آن کارهاتان بروید در این قضایا شما اهلیت هم ندارید در این زمینه اظهار نظر کنید وقتی می آیند از شما درباره ی صحیح مسلم نقل می کنند می گویند آقا سند بده وقتی می گویند زید بن ارقم نقل کرده است که زنان پیغمبر اهل بیت نیستند آقا زید بن ارقم اشتباه کرده است گفته است شما بروید دنبال کارهای خودتان، این که بیاید در کتاب کافی در مقدمه اش یک آقایی که چاپ خانه می خواسته چاپ کند پول در بیاورد برداشته اول کتاب نوشته است بله عن بعض علما اگر فرضا آورده باشد روایت مرسلی است که اصلا قابل احتجاج نیست.

این را ما صراحتا داریم می گوییم آنهایی که دارند به این احتجاج می کنند این ها را ما آدم های احمق می دانیم. چون یک روایت که شیعه قبول ندارد. علامه مجلسی می گوید گزافه است. مرحوم نوری می گوید حتی در یک روایت صحیح هم این نیامده است این را دارند آقایان دارند استناد می کنند!

مجری:

آقای غلام حاج آقا باز سوال کردند امام باقر در تورات یاد شده است آیا درست است

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

نه همچین چیزی را بنده ندیده ام اگر هم بوده بنده ندیده ام.

مجری:

در مورد «عبدالله بن ابی داوود» هم سؤال کردند.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

مراد از ابی داوود متوجه نشدم چی هست عبدالله بن ابی داوود صاحب سنن آنهاست عبدالله بن ابی داوود صاحب رجال است.  صاحب رجال ابی داوود از علمای بزرگ است و قابل احترام هست

معاصر علامه حلی بوده این دو بزرگوار هر دو در یک عصر یک رجالی می نوشته اند رجالش هم از رجال معتبر شیعه است در دو بخش آورده است راویانی که مورد ثقله هستند در بخش اول مورد ضعیف هستند در بخش دوم آورده اند .

مجری:

بله، جناب آقای تقی زاده از فرانسه سوال کردند «انی سلم لمن سالمکم» سندش صحیح است اگر صحیح باشد پس این آقایان که اجتهاد کردند در مقابل این نص، این ها همه مشکل دارند.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

این را دیگر جناب آقای یزدانی همین پریشب این را مفصل آورده اند بر این که پیغمبر اکرم فرمود حرب لمن حاربکم یا حرب لمن حاربتم این با سندهای صحیح و معتبر در منابع اهل سنت آمده است حالا بخواهم وارد بشوم الان فرصتش نیست آقایان می گوید به قولی دیگر کات کنید.

و همچنین من از خانم صفایی هم که یک نکاتی را بیان کردند نکته ی ظریفی بود البته لِمَنْ كانَ له قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهيد که اگر پیغبمبر واقعا نکته ظریفی بود اگر انتخاب خلیفه را به عهده ی مردم گذاشته باید در یک روایتی گفته باشد. شرایط کسی که می خواهد کاندید بشود شرایط خود انتخابات شرایط انتخاب شونده. خب هیچ قضیه ای را آقایان ندارند.

قضیه «على رَأْسِ كل مِائَةِ سَنَةٍ من يُجَدِّدُ» چیست!؟

یک نکته ی ظریفی که ان شالله امیدواریم که خواهرم برود در شبکه این آقایان سوال کند از ما که نباید سوال کند ما که موضع مان نسبت به این مشخص است اما این که گفته اند در رابطه با این حدیث که در رأس هر صد سال یک نفر مجدد هست این را خیلی اصرار داشتند آقایان.

این سوال جدیدی بود تا به حالا نکرده بودند از ما، یعنی در این چهار پنج سال نبوده است. بله این را آقایان اهل سنت آورده ان. «سنن ابی داوود»، ج4، ص 109، حدیث4291

«إِنَّ اللَّهَ تعالی يَبْعَثُ لِهَذِهِ الْأُمَّةِ على رَأْسِ كل مِائَةِ سَنَةٍ من يُجَدِّدُ لها دِينَهَا»

همانا خداوند در هر صد سال، برای امت اسلامی فردی را می فرستد تا دین را تجدید کند.

می گوید خدای عالم در رأس هر صد سال یک عالم دینی را مبعوث می کند دین را خلاصه تجدید کند دین را خلاصه از نو بنیان گذاری کند آقایان آورده اند آقای «نووی» در «مجموع»؛ ج1، ص509؛ مرحوم نوری در خاتمه مستدرک ج3، ص273 اشاره کرده است.

و این آنچه که بنده اطلاع دارم آقایان فقهای شیعه این را به هیچ وجهی قبول ندارند. این قضیه، قضیه ای است که آقایان جزو به نظر من از ساخته پرداخته های جناب آقای ابوهریره است که «محیی الدین نووی» در ج1، ص509 ایشان می آورد به قولی مطالبی هم دارد.

مجری:

حاج آقا، آقا رضا از کرج که برادر اهل سنت بود گفت هزار سال است این اختلافات است و طرفین هم کوتاه نمی آیند اصل این اختلافات از غدیر است من واقعا تعجب می کنم از ایشان. اگر اینجور باشد باید بگوییم ابوبکر و عمر نعوذ بالله از پیغمبر بهتر بودند چرا چون ابوبکر فهمید و دانست بعد از خودشان باید خلیفه انتخاب کنند و عمر را انتخاب کردند و عمر هم بعد از خودشان پنج نفر را انتخاب کردند که خلیفه تعیین کنند آیا ممکن است از پیغمبر ما که عقل کل هستند و سیره ی همه ی انبیاء الهی این هست که باید جانشین داشته باشند این کسی را برای خودشان انتخاب نکنند!؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

جواب را شبکه کلمه دادند اگر کسی بخواهند برای مردم خلیفه معین کند برای سفیه، برای احمق می آورند حاکم و وصی معین می کنند پیغمبر می دانست مردم سفیه نیستند و احمق نیستند لذا برای این ها وصی معین نمی کرد جوابش را خود آقایان دادند

مجری:

بله خیلی ممنون حاج آقا ، آقای صادقی هم باید دوباره بازپخش برنامه را ببیند جواب سوالشان را می گیرند خیلی ممنونیم حاج آقا وقت تمام شد  اجازه بدهید قبل از این حضرتعالی دعا بفرمایید من طبق معمول لیست لااقل صداشان پخش نشد فقط اسم هایشان را بخوانم.

آقایان حسین از ارومیه، احمد از عراق اهل سنت، محمد از کرمانشاه اهل سنت، میر معینی، احمدی ، مولوی، رجبی، که این ها از ارومیه، تهران و شیراز، کمیل از اصفهان، دهقان تهران، انصاری رشت، صدوقی تبریز ، عذر خواهی می کنم چون وقت نیست آقا نمی گویم، حلیلی از اصفهان ، پرتویی از تهران، فلاح مشهد، صفری از میاندوآب، علوی از افغانستان، الهی از سیرجان، خادمی از مشهد ، حسن از نهاوند، شاکری از خرم آباد برای اولین بار است ، رحمان از پاکستان، عبدالمالک از زاهدان، محمود از اصفهان، علی از زاهدان، صابر از شیراز ، و ضیایی از کاشان ، و تلفن های دیگری که دوستان ما دیگر ننوشته اند ممنونیم حاج آقا دعا بفرماید که وقت خیلی گذشت

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ما از همه بینندگان عزیز از عزیزانی که تماس می گیرند ما تشکر می کنیم و ما خیلی دوست داریم و مخصوصا عزیزان اهل سنت ما شب چهار شنبه که برنامه «قضاوت با شما» است تشریف بیاورند ما آنجا تلاش می کنیم  پنج دقیقه ده دقیقه اگر قبلا هماهنگی کنند تا بیست دقیقه هم وقت می دهیم این عزیزانمان صحبت بکنند.

ولی نه مثل این به قولی خانم هاشمی طلبکارانه نمی دانم هم خودش قاضی باشد هم حاکم باشد و هم مدعی باشد هم از طرف مدعی علیه حرف بزند و هم حکم صادر کند و هم اجرا کند.

البته ما حرفشان را قطع نمی کنیم بیایند اینجا آن دو دقیقه را اینجا حرف بزنند همین خواهرمان هم به او احترام می گذاریم شب های چهارشنبه تشریف بیاورند ما پنج دقیقه ده دقیقه وقت می دهیم این خواهر عزیزمان بیاید حرف های می زند فحش هم خواست به ما بدهد، بدهد ما هیچ حرفی هم نداریم.

این را بارها گفتیم اگر این ها بیایند هزار بار به ما فحش بدهند یقین بدانند یک فحش از ما نخواهند شنید. هزار بار ما را تهدید بکنند عکس العملی از ما نخواهند دید. این را یقین داشته باشند. نه این که بخواهیم فرض یا بترسیم یا ملاحظه کنیم نه مکتب ما اهل بیت ما، به ما این طوری دستور داده اند .

علی ای حال خدایا تو را قسمت می دهیم به آبروی محمد و آل محمد صلواتک علیهم اجمعین فرج مولای ما بقیه الله اعظم نزدیک نموده و ما را از یاران آن بزرگوار قرار بده. رفع گرفتاری از گرفتاران بفرما. حوایج حاجتمندان روا نما. خدایا قرض مقروضین ادا نما. استاد بزرگوار ما حضرت آیت الله شاه آبادی خدایا به آبروی حضرت زهرا شفای عاجل کرم نما. خدایا دعاهای ما را به اجابت برسان.

و سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

مجری:

ممنونیم حاج آقا از این فرصتی که به ما و بینندگان عزیز دادید از همه همکاران عزیزم که لطف کردند این برنامه را تدارک دیدند بسیار سپاسگزارم. از شما بیینده عزیز هم که تا این لحظه همراهی کردید بسیار بسیار سپاسگزاریم ان شالله تا دیداری دیگر خداوند یار و نگهدار شما عزیزان باشد.

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده