2019 March 19 - سه شنبه 28 اسفند 1397
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»
کد مطلب: ٨٩٢١ تاریخ انتشار: ١٦ فروردين ١٣٩٤ - ١٤:٢٧ تعداد بازدید: 1332
سخنراني ها » حبل المتین
پاسخ به شبهه «ابن کثیر» در خصوص «مسئله فدک»

حبل المتین 94/01/16

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 16/ 01 /94

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم

عمری است که ما مراممان حیدری است / لبریز از آن پیاله کوثری است

با عشق حسین محب زهرا گشتیم / از بس که حسین بن علی مادری است

سلام و درود و ارادت، خدمت شما بینندگان عزیز و ارجمند شبکه جهانی «ولایت»، برنامه زنده «حبل المتین». حال و احوالتان چطور است؟ امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید و این ایام بر همه تان مبارک باشد. ایام عید نورزی که یک مدتی توفیق نداشتیم خدمت شما باشیم، الان خدمتتان رسیدیم و برنامه زنده «حبل المتین» را تقدیم حضور شما می کنیم.

امیدوارم در هر کجا که هستید چه در ایران اسلامی و چه فراتر از این مرزها، در هر کشور و هر قاره ای که هستید، بهترینها را برایتان آرزو می کنیم. با نام مولایمان امیر مومنان علی علیه السلام، امام عرشیان و فرشیان و حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) برنامه را آغاز کردیم. انشاء الله که این بزرگواران به ما انرژی بدهند، و توان بدهند تا بتوانیم در این مسیر، در این راه، خدمت بکنیم. به زبان ما توان بدهند که گویا بشود، بتوانیم حرف بزنیم. و کلاممان نافذ باشد انشاء الله.

شما عزیزان بیننده اگر می خواهید با ما همراه باشید و ارتباط برقرار کنید، اولین راهش این پیام کوتاه برنامه ما هست که دوستانم زیر نویس کردند «30001203» که در ذهن شریفتان هست و همچنین پیامک بین المللی شبکه جهانی ولایت که انشاء الله در بخشی از برنامه هم طبق معمول، تقریبا ما تلاش می کنیم نیمی از برنامه را اختصاص بدهیم به شما عزیزان بیننده که تماس بگیرید و صدای گرم شما را بشنویم.

امشب هم در برنامه زنده «حبل المتین» توفیق داریم در محضر استاد بزرگوار، حضرت آیت الله «دکتر حسینی قزوینی» هستیم. حضرت استاد سلام علیکم! خیلی خوش آمدید!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته! بنده هم خدمت همه بیننده گان عزیز و گرامی و دوست داشتنی که در هر کجای این کره خاکی بیننده این برنامه هستند و ما را مهمان کانون گرم و با صفای خانواده خودشان قرار داده اند، خالصانه ترین سلامم را همراه با آرزوی موفقیت تقدیم می کنم.

خدا را به آبروی صدیقه طاهره سوگند می دهم فرج مولایمان بقیة الله الاعظم را نزدیک نموده همه ما و شما را حاجت روا نموده دغدغه های فکری و مشکلات زندگی ما را برطرف کند و دعاهای ما ر ابه اجابت برساند. انشاء الله

مجری:

خیلی متشکرم و تشکر می کنم از حضور شما جناب استاد! ما می خواهیم انشاء الله برویم سراغ بحثمان و گفتگویمان. اگر دوستان خوب بیننده در ذهن شریفشان باشد، ما در برنامه گذشته، بحث «فدک» را که یکی از مباحث بسیار مهم است را طرح کردیم و مطالبی را از زبان جناب استاد شنیدیم.

از شبهات و مباحثی که زیاد در موردش سعی می کنند حالا بعضی ها صحبت کنند، مسئله فدک است. لذا خوب هست بچه شیعه ها و عزیزان بیننده ای که حالا فرقی نمی کند مسلمان اهل سنت و یا شیعیان عزیز، اطلاعتشان نسبت به این موضوع بیشتر بشود. ما تصمیم گرفتیم قدری بیشتر این موضوع را باز بکنیم.

استاد! شما در برنامه گذشته فرمودید به اینکه فدک ملک پیغمبر گرامی اسلام بود. و این را از منابع اهل سنت ثابت کردید و اینکه پیغمبر در زمان حیاتشان به حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها)هدیه کردند و بخشیدند. و پیامبر گرامی اسلام از این دست بخشش ها هم در طول زندگی شان داشتند. محبت کنید یک خلاصه ای از آنچه که ما در برنامه های گذشته خدمت دوستان بیننده عرض کردیم بفرمایید تا انشاء الله سوال جدید را عرض کنم.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر الناصر و معین الحمد الله و الصلواة علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیة الله و لعن دائم علی اعدائهم اعداء الله الی یوم لقاء الله افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم النصیراللهم وفقنا لما  تحب و ترضی و ما تکلنا الی انفسنا طرفة عین ابدا

خلاصه ای از مباحث جلسه گذشته!

همانطوری که عزیزم حاج علی آقای بزرگوار اشاره کردند، ما چند بحثی را در جلسات گذشته مطرح کردیم. بحث اول و اساسی و ریشه و پایه اینکه، «فدک»، ملک اختصاصی نبی مکرم بود و به هیچ وجه بیت المال نبود. متعلق به عموم مسلمین نبود. این را ما از منابع عزیزان اهل سنت مفصل مطرح کردیم که نقل کرده بودند:

«فکانت خیبر فیئا للمسلمین و کانت فدک خالصة لرسول الله»

خیبر، غنیمتی بود برای همه مسلمانان ولی فدک مخصوص پیغمبر بود.

تاريخ الطبري، اسم المؤلف: لأبي جعفر محمد بن جرير الطبري، دار النشر: دار الكتب العلمية – بيروت، ج 2، ص 138

و همچنین «ذهبی» در «تاریخ اسلام»، «بغوی» در تفسیرشان، «ماوردی شافعی» در «الحاوی الکبیر»، «بدایع الصنایع کاشانی» و موارد متعدد دیگری از منابع اهل سنت. ما این را آوردیم اینکه چرا رسول اکرم فدک را به حضرت زهرا داد و به دیگران نداد. گفتیم پیغمبر اکرم تابع وحی است. خداوند می فرماید:

(وَ اتَّبِعْ ما يُوحى‏ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّك)

از آنچه از پروردگارت بر تو وحی می شود، پیروی کن.

‏سوره أحزاب(33) :آیه 2

و از طرف دیگر، فرمود که تسلیم در برابر پیامبر، نشانه ایمان است:

(وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ)

هيچ مرد و زن با ايمانى حق ندارد هنگامى كه خدا و پيامبرش امرى را لازم بدانند اختيارى از خود (در برابر فرمان خدا) داشته باشد، و هر كس نافرمانى خدا و رسولش را كند به گمراهى آشكارى گرفتار شده است.

سوره أحزاب(33) :آیه 36

اعتراض به پیامبر، ویژگی منافقان هست. که این را هم ما مفصل مطرح کردیم و نمونه اش هم بخشیدن اموال بنی نظیر توسط رسول اکرم به مهاجرین بود که این را هم ما مفصل مطرح کردیم و بعد آمدیم گفتیم که ملک اختصاصی نبی مکرم بود. رسول اکرم این را به حضرت صدیقه طاهره اهدا فرمودند.

حرف «ابن تیمیه» ناصبی را در این قضیه ما آوردیم و گفتیم اهدای فدک به حضرت زهرا را، «ابو یعلی موصلی» در کتاب مسندشان، مفصل مطرح کرده اند. جناب «بلاذری» در «فتوح البلدان» این را مفصل مطرح کرده اند. که ایشان آنجا خیلی صریح می گوید براینکه حضرت زهرا (سلام الله علیها) به ابی بکر فرمود:

«ان رسول الله جعل لی فدک فأعطني إياه»

همانا پیغمبر، فدک را مخصوص من قرار داده، آن را به من پس بده.

فتوح البلدان، اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1403، تحقيق: رضوان محمد رضوان؛ ج1، ص44

و همچنین «درالمنثور» آقای سیوطی هم به همین شکل دارد که پیغمبر اکرم بعد از نزول آیه 26 سوره اسراء «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ»؛ حضرت زهرا را خواست و فدک را به او بخشید:

«لما نزلت هذه الآية (وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ) دعا رسول الله فاطمة فأعطاها فدك»

 وقتی آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ» نازل شد، پیامبر فاطمه را خواست و فدک را به او بخشید.

الدر المنثور، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين السيوطي، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1993؛ ج5، ص 273

و همچنین «فتح القدیر» جناب «شوکانی» این را مفصل مطرح کرده و «ابن کثیر دمشقی» سلفی این را مطرح کرده است.

این در حقیقت یک خلاصه ای از مباحث گذشته بود به صورت ساندویجی یا کپسولی به قول بعضی از اساتید. که نسبت به بحث جلسات گذشته ما در خدمت بیننده گان عزیز و گرامی بودیم. حالا اگر نکته خاصی هست من توضیح بیشتری بدهم.

مجری:

متشکرم. حالا ما می خواهیم بحثی را مطرح کنیم در خصوص «ابن کثیر دمشقی» که در اینجا یک شبهه ای را وارد کرده است. ابتدا اگر صلاح بدانید، آن حدیث را یک توضیحی بدهید که کدام حدیث هست و آن شبهه ای که وارد شده چیست؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

بله، ببینید «ابن کثیر دمشقی» یا «ذهبی» وقتی می آیند نسبت به خلفاء، مباحثی را مطرح می کنند، می گویند که گفته شده آقا این روایت ضعیف است! ولی از باب «یؤید بعضها بعضا» ضعفش جبران می شود و این  قضیه تمام است!! یا از «شریک» روایتی را نقل می کند در فضیلت ابوبکر، حرفی نمی زند. ولی در حدیث «انا مدینة العلم» شروع می کند «شریک» را مورد تضعیف قرار دادن!! یا بعضی از جاها نمی تواند اشکال وارد کند، می گوید:

«يشهد القلب أنه باطل»

قلب من ذهبی شهادت میدهد که این روایت باطل است!

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود؛ ج1، ص 213

حالا از چه وقت قلب آقای «ذهبی» و «ابن کثیر» و غیره ملاک صحت و عدم صحت شده، ما نمی دانیم. این را دیگر باید عاقلان قضاوت کنند!!

اشکال «ابن کثیر دمشقی»، به ماجرای بخشش فدک به حضرت زهرا

آقای «ابن کثیر دمشقی» همین روایتی را که ما نقل کردیم که «ابویعلی موصلی» و دیگران آورده اند که وقتی آیه «ذی القربی» نازل شد، پیغمبر اکرم فدک را به حضرت زهرا بخشید؛ ایشان می آید و می گوید:

وهذا الحديث مشكل لو صح إسناده لأن الآية مكية وفدك إنما فتحت مع خيبر سنة سبع من الهجرة فكيف يلتئم هذا مع هذا فهو إذا حديث منكر والأشبه أنه من وضع الرافضة»

 این حدیث مشکل است گرچه سندش هم صحیح باشد. زیرا این آیه در مکه نازل شده و فدک همراه با خیبر در سال هفتم هجری فتح شد. چگونه نزول آیه در مکه و بخشش فدک در مدینه با هم سازگار است. پس بنابراین حدیث حدیث منکر است. قول شبیه تر این هست که این را شیعه ها ساختند.

تفسير القرآن العظيم، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 140؛ ج3، ص 37

خیلی جالب است بینندگان عزیز که «ابن کثیر» می گوید:

«و الاشبه انه من وضع الرافضة»!!!

حالا من نمی دانم شیعه ها اینقدر قدرت دارند که بیایند در کتابهای اهل سنت، از مسند ابویعلی موصلی گرفته و غیره و قبل از ابن کثیر، و بعد از ابن کثیر، همه اینها این روایت را نقل کرده اند. واقعا شیعه همچنین قدرتی داشته باشد که بتواند در کتابهای اهل سنت نفوذ کند و اینها را وضع کند و کسی این قضیه را هم متوجه نشود تا بیاید قرن هشتم هجری آقای ابن کثیر دمشقی این را کشف بفرمایند!!!

واقعا باید به قدرت رافضه احسنت گفت. یعنی اینقدر قدرت دارند که به کتابهای آقایان این شکلی نفوذ می کنند. نمی دانم این آقایان چه چیزی مصرف کرده اند، حالا ما باید آن آقای «سجودی» که متخصص این قضایای تشخیص مصرف قرص یا عدم قرص هست، بخواهیم بیاید تشخیص بدهد که آقای ابن کثیر که این حرف را زده، چه مصرف فرموده بودند که اصلا همچنین حرفی زده بودند!؟ ما جسارت نمی کنیم ایشان متخصص این کار است!!

شش جواب اساسی به اشکال «ابن کثیر»:

این بحثی است که این آقا به این شکلی مطرح می کند. اما در رابطه با جواب ایشان دوستان دقت کنند ما اینجا شش تا جواب به این داده ایم که البته به بعضی از جوابها، ما قبلا یک اشاره ای داشتیم:

جواب اول؛ (اثبات صحت سند):

اولاً ما باید صحت سند این روایت را اثبات بکینم. صحت سند روایت، وقتی محرز بشود، کار تمام است. در اینجا هم روایت سندا صحیح است. ولی این آقا می گوید حدیث منکر است! حالا نمی دانم منکر بودن از دیدگاه آقای ابن کثیر چه هست؟ آیا به مجرد اینکه فلان حدیث منکر است، روایت را از درجه اعتبار ساقط می کند؟ یا ساقط نمی کند؟

من فقط یک عبارتی را از آقای ذهبی که دیگر گل سر سبد رجالیون اهل سنت است، را بیان بکنم که ایشان در رابطه با آقای «احمد بن عتاب المروزی» می گوید که او فضائل و مناکیر نقل می کند! بعد برای حل این معما می گوید:

«ما كل مَن رَوى المَناكير يُضَعّف»

منِ ذهبی می گویم این طور نیست که هر کس روایت منکر نقل کرد تضعیف می شود.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود؛ ج1، ص 259

بله چه بسا افرادی هستند ثقه هستند وحدیث منکر هم نقل می کنند!

مقصود از «حدیث منکر» چیست؟

«حدیث منکر» معنایش حدیثی است که دیگران این حدیث را انکار کردند. حالا دیگر این انکار کردن دیگران به چه نحوی هست، این را دیگر ما نمی دانیم. و جالب این هست که شما بروید مشایخ آقای ذهبی را ببینید، شاید دهها استاد آقای ذهبی هست که درباره اش گفته اند که «منکر الحدیث» است!! ولی این روایاتش در «صحیح بخاری» آمده!!

اگر بنا باشد احادیث منکر یا روای منکر الاحادیث را ما برداریم و از درجه اعتبار ساقط کنیم باید خیلی از مباحث را کُلاً از درجه اعتبار ساقط کنیم. حالا دیگر ایشان یک همچنین حرفی زده و ما هم دیگر خیلی زیاد روی این مانور نمی دهیم.

 اثبات صحت سند روایت مربوط به بخشش فدک:

ما اولاً اینجا اثبات می کنیم که این روایت سنداً صحیح است:

 روای اول: «عباد بن یعقوب» است که «بخاری» در صحیحش از او روایت نقل کرده و اگر بنا باشد «عباد بن یعقوب» را رد کنند، باید روایات «صحیح بخاری» زیر سوال برود!! آقای ابوحاتم نیز گفته که او شیخ مورد ثقه ای است.

راوي دوم: «ابویحیی التیمی» هست که آقای عجلی گفته که زکریا ثقه هست. و همچنین عبدالرحمن بن خراش گفته که وی مورد وثوق  و انسان جلیل القدر و با تقوایی است. (تذکرة الحفاظ/ ذهبی/ ج1، ص 396)

راوي سوم: «فضیل بن مرزق» است که «مسلم نیشابوری» از او روایت نقل کرده و همچنین عجلی و دیگران او را توثیق کردند.

راوي چهارم: «ابوسعید خدری» است که از اصحاب است که احتیاج به توثیق ندارد.

راوی پنجم: می ماند قضیه «عطیه عوفی» که این را ما بارها گفتیم که این آقایان مخصوصاً در این شبکه های شیطانی صهیونیستی و داعشی می آیند معمولا روی «عطیه عوفی» مانور می دهند. مثلاً در حدیث «انا مدینةالعلم» و در جاهای دیگر، وقتی می آید می رسد به «عطیه عوفی» به تصور اینکه دیگر قله های «آرارات» را فتح کرده اند، می گویند آقا این که ضعیف است!!

این «عطیه عوفی» همان شخصیتی است که همراه «جابر بن عبدالله انصاری» بود. «ابن حجر عسقلانی» در مورد او می گوید:

 «و کان ثقة انشاء الله و له احادیث صالحة»

تهذيب التهذيب، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى؛ ج7، ص 201

 آقای «مزی» در «تهذیب الکمال» از «یحیی بن معین» می گوید آدم سالمی است. «هیثمی» در «مجمع الزوائد» روایتی دارد از «عطیه» از «ابن سعید» که توثیق می کند. ملا علی قاری نیز می گوید که وی از بزرگان تابعین بوده است.

آقای «ترمذی» بعد از نقل روایتی که «عطیه عوفی» در آنجا هست می گوید: «هذا حدیث حسن صحیح» و همچنین در روایت دیگر می گوید «هذا حدیث حسن»

و آقای «البانی» که به قول این آقایان «بخاری دوران» هست و یا به تعبیر «بن باز»، «امام الحدیث» هست. آقای «محمد فؤاد عبد الباقي» محقق «سنن ابن ماجه» در پاورقی، در ذیل حدیثی که عطیه در سندش است می نویسد:

 «فی الزوائد فی اسناده عطیةالعوفی ضعیف»

 شیخ البانی می گوید نه آقا «ثقة صحیح»!

آقای البانی در هفت، هشت مورد، روایتی را که «عطیه عوفی» در سند او قرار گرفته، حکم به صحت روایت کرده است. و ما احساس می کنیم علت این که این آقایان، «عطیه عوفی» یا «جابر بن یزیدجعفی» و غیره را تضعیف می کنند به خاطر عشق و علاقه ای بود که به امیر المومنین داشتند. جرم اینها دفاع از علی است. جرم اینها تن به سب علی ندادن است!!

گناه سب نکردن علی، چهار برابر گناه زنا!!!

یک قضیه ای را «ابن حجر» نقل می کند که عزیزان دقت کنند. ببینید «ابن حجر» می گوید که پسر «اشعث» به «حجاج بن یوسف» می گوید که این عطیه عوفی را وادار کن علی را سب بکند عزیزان دقت کنید:

« فكتب الحجاج إلى محمد بن القاسم أن يعرضه على سب علي فإن لم يفعل فاضربه أربعمائة سوط واحلق لحيته فاستدعاه فأبى أن يسب فأمضى حكم الحجاج فيه»

حجاج به محمد بن قاسم نوشت که وادار کند که عطیه به علی ناسزا بگوید. اگر علی را سب نکرد، چهارصد ضربه شلاق به او بزن! و ریش او را بتراش. محمد بن قاسم عطیه عوفی را خواست گفت باید به علی ناسزا بگویی گفت من هرگز به علی ناسزا نمی گویم، 400 ضربه شلاق زد و ریش او را هم تراشید.

تهذيب التهذيب، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل العسقلاني الشافعي، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1404 - 1984، الطبعة: الأولى؛ ج7، ص 201

بابا اگر کسی زنا کند صد ضربه شلاق می زنند. این قرآن است که می فرماید:

(الزَّانِيَةُ وَ الزَّاني‏ فَاجْلِدُوا كُلَّ واحِدٍ مِنْهُما مِائَةَ جَلْدَةٍ)

زن و مرد زناكار را هر يك، صد تازيانه بزنيد، و هرگز در دين خدا رافت (و محبت كاذب) شما را نگيرد اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد، و بايد گروهى از مؤمنان مجازات آنها را مشاهده كنند.

سوره نور(24): آیه 2

ولی اگر کسی علی را سب نکند، چهار برابر زنا گناه دارد!!! ببینید دوستان عزیز این اوج مظلومیت شیعیان امیرالمؤمنین است. اضافه بر این که 400 ضربه باید شلاق بزنید، ریشش را هم از بیخ باید بتراشید!!

خوب ببینید این آقایان یک چیزی دارند اگر کسی حد بخورد دیگر از عدالت ساقط است. بله این آقا آمده یک حدی شیطانی خورده! حد الهی که نیست؛ حد شیطانی که بنیانگذارش آقای «معاویة بن ابی سفیان» بوده که طبق حدیث صحیح مسلم، به سعد بن ابی وقاص می گوید که به علی دشنام بده:

«...أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بْنُ أَبِى سُفْيَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ»

معاویه به سعد دستور داد و گفت که چه چیزی مانع شده که تو علی را سب نمی کنی!؟

صحيح مسلم، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي؛ ج4، ص 1871، ح 2404

گویا این بابا گناه کبیره ای را مرتکب شده! یا یک واجب مهمی را ترک کرده! که خود ابن تیمیه و دیگران دارد دستور داد به علی ناسزا بگو ولی سعد ناسزا نگفت!

جسارتی وقیح نسبت به امام حسین، از یک وهابی ناصبی!

خُب ببینید اگر چنانچه بعضی از این شبکه های وهابی شیطانی به تبع بعضی از نواصب می آیند عطیه عوفی را تضعیف می کنند، خب حق دارند! این آقایان تمام وجودشان بغض اهل بیت است. تمام فطرتشان با بغض اهلبیت سرشته شده است. که این آقای جهودی (سجودی) هم، همین چند روز قبل یک تعبیر وقیح به کار برد که من از قبر شش گوشه امام حسین نفرت دارم!!!

خُب بله اگر نفرت نداشته باشی باید شک کنیم. نطفه ناپاک باید نفرت داشته باشد. یک آدمی که نطفه پاک داشته باشد، یک کسی که واقعا فطرت سلیم داشته باشد، همچین حرفی نمی زند. بابا آخر امام حسین دیگر مربوط به شیعه و سنی که نیست.

همه مسیحی ها هم امام حسین را دوست دارند. یهودی ها هم دوستش دارند. آقا قمر بنی هاشم برای شیعه و سنی نیست. جناب آقای دکتر نیکنام می گفت که من در یکی از ایالات آمریکا سخنرانی می کردم، تعدادی از مسیحی ها در مجلس بودند من گفتم آقا شما شب تاسوعا و اینجا چکار می کنید؟

برگشت گفت آقای دکتر! ببینید خدای ما با هم دیگر فرق دارد چون خدای ما غیر از خدای شماست. پیغمبر ما فرق دارد. کتاب ما فرق دارد. ولی حضرت عباس، و یا امام حسین ما با شما یکی است!

خب ببینید این غیرت یک مسیحی است. اینها از یک مسیحی هم پست تر هستند که می آید نسبت به امام حسین اینطور جسورانه جسارت می کنند. خب ببینید این بابا وقتی بیاید به عطیه عوفی برسد، اگر اشکال نکند ما باید شک کنیم. پس بنابراین این روایتی که ما نقل کردیم این روایت از نظر سند هیچ مشکلی ندارد. اینکه وقتی سند از نظر رجال صحیح باشد دیگر معنی ندارد بر اینکه ما بیاییم بگوییم آقا حدیث منکر است. خب منکر باید یک دلیلی داشته باشد. این یک جواب.

جواب دوم؛ (عدم منافات نزول آیه ای در مکه و اجرای آن در مدینه):

آن شب هم من اشاره کردم. آقای ابن کثیر! اصلا گیرم این آیه در مکه نازل شده! پیغمبر این حکم را در مدینه اجرا کرده است، چه اشکالی دارد؟ آسمان آمده زمین!؟در قرآن غلط افتاده!؟ یا نه شما معتقدید اگر یک آیه در مکه نازل شد، اگر آنجا مثلاً پیغمبر یا مسلمانان نتوانستند اجرا کنند، دیگر این حکم از درجه اعتبار ساقط است؟ خب اگر این هست، آن روز مفصل برای عزیزان عرض کردیم بر اینکه این کتاب «الاتقان» سیوطی است که کتاب درسی دانشگاهی هم هست که در آنجا می گوید:

«قال الزركشي في البرهان قد يكون النزول سابقا على الحكم كقوله {قد أفلح من تزكى و ذكر اسم ربه فصلى} فقد روى البيهقي وغيره عن ابن عمر أنها نزلت في زكاة الفطر...لأن السورة مكية و لم يكن بمكة عيد و لا زكاة و لا صوم»

زرکشی در برهان گفته است که گاهی اوقات نزول آیه، سابق بر حکم آیه می آید. مثل آیه قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى که بیهقی و دیگران گفته اند که این در رابطه با زکات فطره است. این آیه یک زمانی نازل شده که نه ماه رمضانی نه روزه ای و نه زکاتی، هیچ کدام واجب نبود

الاتقان في علوم القرآن، المؤلف: أبو الفضل جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر السيوطي، المحقق: مركز الدراسات القرآنية، دار النشر: مجمع الملك فهد، البلد: السعودية الطبعة: الأولى؛ ج1، ص 238

ایشان می گوید این سوره اعلی مکی است نه عید فطری بوده نه ماه رمضانی بوده نه روزه ای بوده نه زکات فطره ای بوده است. خب بابا این در مکه نازل شده ولی حکمش در مدینه اجرا شده است. من نمی دانم این آقایان این مباحث را آیا واقعا می دانند این طور انکار می کنند، یا نه اصلا اینها نمی دانند؟

و قرینه هم در اینجا موجود است. شما ببینید فرض این آیه در مکه نازل شده که «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّه» خب پیغمبر اکرم در مکه دستش خالی است و چیزی ندارد. از آن طرف قضیه شعب ابی طالب و غیره با آن مشکلاتی که بوده خب پیغمبر اکرم چیزی از نظر امکانات مالی نداشته تا این دستور الهی را اجرا کند. لذا آمده در مدینه اولین موردی که نبی مکرم دارای ملک شده و ملک شخصی هم شده، و حق مسلمین هم نبود، بعد از فتح «خیبر» قضیه فدک بوده طبق آیه شریفه «وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِه» این ملک پپغمبر است. خب پیغمبر صاحب ملک شد. می خواهد به این آیه عمل کند. مثل آیه زکات فطره در مکه نازل شده ولی حکمش در مدینه اجرا شد چه اشکالی دارد!؟

یا همین قضیه اصل زکات. ما آیات متعددی داریم درباره زکات که در مکه نازل شده است:

«قد ذكر الله الزكاة في السور المكيات كثيرا تصريحا وتعريضا بأن الله سينجز وعده لرسوله ويقيم دينه،... ولم تؤخذ الزكاة إلا بالمدينة بلا خلاف»

خداوند زکات را در بسیاری از سوره های مکی ذکر کرده است. چه به صورت تصریح و چه بصورت کنایه... در حالی که بدون هیچگونه خلافی، پیامبر زکات را در مدینه از مردم گرفت.

المدخل لدراسة القرآن الكريم، المؤلف: محمد بن محمد بن سويلم أبو شُهبة (المتوفى: 1403هـ)، الناشر: مكتبه السنة – القاهرة، الطبعة: الثانية، 1423 هـ - 2003 م؛ ص 255

و همچنین حضرت عالی اشاره فرمودید در رابطه با نماز جمعه شما ببینید که سیوطی نقل کرده است که:

ومن أمثلته أيضا آية الجمعة فإنها مدنية والجمعة فرضت بمكة وقول ابن الغرس إن إقامة الجمعة لم تكن بمكة قط

از مثالهای دیگر، آیه نماز جمعه است. نماز جمعه در مکه واجب شد. ولی هرگز در مکه نماز جمعه اقامه نشد.

الإتقان في علوم القرآن ، اسم المؤلف: جلال الدين عبد الرحمن السيوطي، دار النشر: دار الفكر - لبنان - 1416هـ- 1996م، الطبعة: الأولى، تحقيق: سعيد المندوب؛ ج1، 108

می گوید هرگز در مکه نماز جمعه اجرا نشد. با اینکه قرآن می گوید:

(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّه)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه براى نماز روز جمعه اذان گفته مى‏شود به سوى ذكر خدا بشتابيد، و خريد و فروش را رها كنيد كه اين براى شما بهتر است اگر مى‏دانستيد.

سوره جمعه(62): آیه9

خب اگر بنا بر حرف آقای ابن کثیر باشد، اصلا مردم نباید دیگر نماز جمعه بخوانند! چون نماز جمعه آیه اش در مکه نازل شده است. این هم جواب دوم.

جواب سوم؛ (تکرار نزول برخی سور قرآن):

اصلا چه بسا یک مواردی ما داریم که یک آیه به سبب های مختلف، مکرر نازل شده است. چند موردی داریم که یک آیه نازل شده ولی شأن نزول متعدد داشته است. عزیزان دقت کنند این هم باز «الاتقان» آقای سیوطی است ببینید که می گوید:

«صرح جماعة من المتقدمين والمتأخرين بأن من القرآن ما تكرر نزوله قال ابن الحصار قد يتكرر نزول الآية تذكيرا وموعظة»

برخی از علمای متقدم  و متأخر تصریح کرده اند که بعضی از آیات قرآن چند بار نازل شده است. ابن حصار گفته است که نزول آیه، گاهی به خاطر موعظه و یادآوری، تکرار می شود.

یک آیه چندین بار نازل شده مثلا آیات درباره حضرت موسی ، فرعون ، در رابطه با حضرت عیسی ، در رابطه با حضرت آدم ، در رابطه با شیطان. ببینید چندین مورد در قرآن نازل شده خب این دلیل بر این است که خدای عالم یک آیه را چند باز نازل می کند به خاطر یک سری از قضایا. یا نه می گوید:

«قد ینزل الشیء مرتین تعظیما لشأنه»

گاهی برخی آیات به خاطر شأن و عظمت آیه، دوبار نازل می شود.

بخاطر اینکه یک مسئله خیلی اهمیت دارد این دو مرتبه سه مرتبه نازل می شود. بعد جالب این است که ایشان می گوید:

«فإن سورة الإسراء و هود مكيتان و سبب نزولهما يدل على أنهما نزلتا بالمدينة»

سوره اسراء و هود هر دو مکی هستند ولی سبب نزول این دو نشان می دهد که این دو سوره در مدینه نازل شده است.

الإتقان في علوم القرآن ، اسم المؤلف: جلال الدين عبد الرحمن السيوطي، دار النشر: دار الفكر - لبنان - 1416هـ- 1996م، الطبعة: الأولى، تحقيق: سعيد المندوب؛ ج1، ص 104

آقا! سوره اسراء که الان همین آیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّه» هم در آنجا هست و سوره هود مکیة هر دو در مکه نازل شده ولی سبب نزولش دلالت می کند که در مدینه نازل شده است. ظاهر سور، سوری مکی است ولی سبب نزولش من جمله اش همین قضیه «وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّه»

این آقایان ظاهراً فقط می خواهند آن عداوتشان را با اهل بیت نشان بدهند. اگر این است، آن یک بحث دیگری است.

جواب چهارم؛ (جابجایی آیات در سور مکی و مدنی به دستور پیامبر):

اصلا گیرم این سوره در مکه نازل شده است، جالب است که بدانید ما خیلی از آیات مدنی داریم که به دستور پیغمبر این آیه در سور مکی قرار گرفته. آیاتی داریم در مکه نازل شده به دستور پیغمبر درسوره های مدنی آمده!

من چند موردی را اشاره می کنم عزیران دقت کنند این هم باز از کتاب «الاتقان» آقای سیوطی است. ببینید که می گوید:

مثلا سوره کهف استثنی من اولها الی جزرا اینهایی که مثلا مکی بوده و می گوید چند تا از آیات اولش اینها نشان می دهد مدنی بوده رفته آنجا. یا سوره مریم با اینکه مکی بوده بعضی از آیات مدنی در آنجا قرار گرفته. و همچنین سوره طه و به همین شکل اسراء.

عزیزان دقت کنند استثنی منها یسئلونک اسراء مکی است ولی بعضی از آیاتی که در مدینه نازل شده در سوره مکی قرار گرفته

 يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ که پیغمبر اکرم در یکی از باغات مدینه مشغول زراعت بود آنجا کار می کردند یهود آمدند سوال کردند وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ خدای عالم فرمود قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي و حال آنکه این قسمت که قطعی است که در میدنه نازل شده در داخل سوره  اسراء است که مکی است!

الإتقان في علوم القرآن ، اسم المؤلف: جلال الدين عبد الرحمن السيوطي، دار النشر: دار الفكر - لبنان - 1416هـ- 1996م، الطبعة: الأولى، تحقيق: سعيد المندوب؛ ج1، 50

آیاتی که در مدینه نازل شده ولی رسول اکرم دستور داده این را در سور مکی قرار دادند و همچنین در «تفسیر طبری» عزیزان دقت کنند این تفسیر طبری است ببینید ایشان می آید می گوید:

«ثنا سعيد، عن قَتادة، قوله: (وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذَا أُوذِيَ فِي اللَّهِ ... ) إلى قوله: (وَلَيَعْلَمَنَّ الْمُنَافِقِينَ)، وهذه الآيات العشر مدنية إلى ههنا وسائرها مكي»

 سعید از قتاده نقل کرده است که از آیه «و من الناس» تا آیه «ولیعلمن المنافقین» این ده تا آیه در مدینه نازل شده و الباقی همه مکی هست.

جامع البيان عن تأويل آي القرآن، اسم المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن خالد الطبري أبو جعفر، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1405؛ ج20، ص 133

تفسیر آقای قرطبی نیز باز در رابطه با سوره رعد می گوید مکی هست از آن طرف عکرمه و جابر گفتند مدنی هست بعد ایشان می آید می گوید اینها در مدینه بود الا اینکه دو تا آیه در مکه بوده اینها را در سور مدنی قرار دادند. اینها یک بحث طبیعی کار است یک مورد دو مورد سه مورد نیست

جواب پنجم؛ (جابجایی آیات و سور، به دستور پیغمبر یا حفظ صحابه؟):

آقا شما که می آیید می گویید این آیه در مکه نازل شده، این سوره در مدینه نازل شده، آیا برای این مسئله، روایتی دارید یا استحسان صحابه و تابعین است؟ خُب ما می خواهیم قضیه را از بیخ بزنیم.

ببینید عزیزان دقت کنید بحثهای امشب من یک مقداری بحثهای فنی است همه جا به درد می خورد این کتاب «الاتقان» آقای سیوطی است ایشان می آید می گوید:

«قال القاضي أبو بكر في الانتصار إنما يرجع في معرفة المكي والمدني إلى حفظ الصحابة والتابعين ولم يرد عن النبي في ذلك قول لأنه لم يؤمر به ولم يجعل الله علم ذلك من فرائض الأمة»

قاضی ابوبکر گفته است که در شناخت آیات و سور مکی و مدنی، به حفظ صحابه و تابعین مراجعه می شود. ما در این باره روایتی و دستوری از پیغمبر نداریم. و خداوند هم دانستن این امور را بر امت پیامبر واجب نساخته است.

الإتقان في علوم القرآن، اسم المؤلف: جلال الدين عبد الرحمن السيوطي، دار النشر: دار الفكر - لبنان - 1416هـ- 1996م، الطبعة: الأولى، تحقيق: سعيد المندوب؛ ج1، ص35

می گوید اینکه این آیه مکی است این آیه مدنی است این سوره مکی است این سوره مدنی است ما یک روایت از پیغمبر نداریم. دستور هم ندادند به ما پیغمبر که بابا اینها را چکار کنید حفظ کنید این آیه در مکه نازل شده یا در مدینه نازل شده. پس این آقایان که می آیند می گویند این مکی هست این مدنی هست چنین و چنان ما یک روایتی از پیغمبر نداریم

جناب آقای «ابن کثیر»! شما که می فرمایید این سوره مکی است اگر روایتی دارید ارائه بفرمایید! اگر حدیثی دارید بفرمائید. ایشان که می گوید ما به هیچ وجه یک روایت از پیغمبر نداریم که فلان سوره مکی است. فلان سوره مدنی است. فلان آیه مکی است فلان آیه مدنی است. اصلا از بیخ ایشان زده همه چیز را خراب کرده. آن وقت شما می آیید اینگونه بیان می کنید!؟

جواب ششم؛ (اختلاف در مکی و مدنی بودن برخی آیات و سور):

اصلا تعدادی ما سوره داریم که اختلافی است. این می گوید مدنی آن یکی می گوید مکی است. ببینید عزیزان دقت بفرمایید در رابطه سوره حج می گوید:

«و من طريق مجاهد عن ابن الزبير أنها مدنية قال ابن الغرس في أحكام القرآن وقيل إنها مكية إلا (هذان خصمان) الآيات وقيل إلا عشر آيات وقيل مدنية إلا أربع آيات (و ما أرسلنا من قبلك من رسول) إلى عقيم قاله قتادة وغيره و قيل كلها مدنية قاله الضحاك و غيره وقيل هي مختلطة فيها مدني و مكي وهو قول الجمهور انتهى.»

ابن زبیر گفته است که سوره حج مدنی است. ابن غرس گفته است که مکی است. مگر آیه «هذان خصمان» و گفته شده که همه مدنی است مگر ده آیه آن. و گفته شده که مدنی است مگر چهار آیه آن. و ضحاک  و دیگران گفته اند که تمام سوره حج مدنی است. و گفته شده این سوره هم آیات مدنی دارد و هم مکی.

الإتقان في علوم القرآن، اسم المؤلف: جلال الدين عبد الرحمن السيوطي، دار النشر: دار الفكر - لبنان - 1416هـ- 1996م، الطبعة: الأولى، تحقيق: سعيد المندوب؛ ج1، ص 43

بعد ایشان روایتی را می آورد و همچنین در رابطه با سوره رعد می گوید بعضی ها می گویند این سوره دو مرتبه نازل شده یک مرتبه در مکه نازل شده یک مرتبه هم در مدینه نازل شده و به همین شکل در رابطه با سوره فاتحه می گوید.

و بعضی ها می گویند اول آیه ای است که این نازل شده بعد می گوید بعضی ها می گویند نه آقا این ربطی به مکه نداشته این در مدینه نازل شده پس این آقایان خودش اختلاف دارند که آقا این سوره مکی است این سوره مدنی است!!

 با توجه به این مطالب، اولاً روایت ندارند و ثانیا اختلاف دارند که آقا این سوره در مکه نازل شده یا در مدینه نازل شده. این آیات مکی است یا مدنی با توجه به این آقایان می آیند در خیلی از آیاتی که در رابطه با اهل بیت نازل شده مثل سوره «هل اتی» یا غیره یا مثل این آیه نه آقا این آیه مکی است ارتباطی نداشته آن زمان حضرت زهرا حضرت امیر فرزندی نداشتند تا سوره هل اتی نازل شود! ببینید این مسخره بازی هایی که اینها دارند فقط به خاطر این است که فضائل اهل بیت را از درجه اعتبار ساقط کنند!

ولی بی خبر از این که:

چراغی را که ایزد برفروزد / هر آن کس پف کند ریشش بسوزد

هم ریشه اش بسوزد و هم رسوا بشود خب اینها همه نشان می دهد که بر اینکه این قضایا کاملا واضح و روشن است.

 لذا با توجه به این شش جوابی که ما از اشکال آقای «ابن کثیر دمشقی» دادیم خلاصه اش این که آقا! یک آیه در مکه نازل شده ولی حکمش در مدینه اجرا شده است. مثل سوره جمعه، نماز جمعه در مکه نازل شده ولی در مکه هم یک دفعه هم نماز جمعه خوانده نشد این آیه هم به همین شکل.

و قرینه هم موید این هست یک دفعه این است که یک آیه سبب نزول متعددی دارد به مناسبت های مختلف یک آیه دو بار ، سه بار شاید نازل شده باشد و اینکه بعضی از آیات مدنی در سور مکی و به عکس و از آن طرف هم آقایان ادعا می کنند که اصلا الاغ ما از کرگی دم نداشت! یعنی ما یک روایتی از پیغمبر در رابطه با این سور مکی و مدنی آیات مکی و مدنی هم نداریم.

جواب آخر ما اینکه طبق نظر این آقایان خیلی از آیات اختلاف است. سور اختلافی است یکی می گوید مکی است. یکی می گوید مدنی است. با توجه به این اشکالاتی که این آقایان از این کانال می کنند تا روایات فضئل اهل بیت را زیر سوال ببرند این اشکالات اشکالات کاملا بی اساس است.

مجری:

بسیار خوب. خیلی متشکرم جناب استاد! ما وقتمان خیلی زیاد نیست. اما نکته ای که خیلی مهم است، و چون بحث فدک را می خواهیم ان شاء الله به یک جای مناسبی برسانیم، این است که حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) رفتند طلب کردند فدکی را که غصب شده بود. فدک و ملک و اینها یک بحثی است که اینها بهانه هست برای آن اصل مطالبه حضرت زهرای مرضیه. اما نکته مهم اینجاست وقتی حضرت رفتند و درخواست کردند در واقع طلب کردند آن چیزی را که غصب شده بود. سؤال این است که آیا حضرت، این را به عنوان ملک شخصی طلب کردند یا به عنوان چیز دیگر طلب کردند؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ببینید انشاء الله من در جلسه آینده مفصل این را بحث می کنیم. ولی آنچه مطرح است این است که اولاً: صدیقه طاهره ابتدا آمدند و به عنوان ملک شخصی مطالبه کردند! ثانیاً: ابوبکر از او بینه خواست. شاهد خواست. و صدیقه طاهره رفته شاهد آورده، شاهدش هم رد شده!!

روایتی از ابوبکر؛ بر خلاف آیات قرآن کریم!!

در مرتبه سوم؛ حضرت زهرا آمده گفته خُب ملک شخصی نه! فدک ملک پدرم بوده است. وارث پدرم هم، من هستم. چرا مثلا بچه های تو آقای ابوبکر از تو ارث می برند ولی بچه های پیغمبر ارث نبرند؟ یا نه، بچه های پیغمبر ما هستیم ولی وارث پیغمبر تو شدی!؟ در اینجا این آقایان آمدند گفتند بله! پیغمبر گفته: «نحن معاشر الانبیاء لا نورث»!!!

 حضرت زهرا (سلام الله علیها) گفت که اگر اینگونه هست، این خلاف قرآن است! قرآن در رابطه با حضرت زکریا و سلیمان از ارث صحبت می کند. این کاملاً مشخص است که زکریا برای فرزندانش مطالبه می کند:

(يَرِثُني‏ وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوب)

كه وارث من و آل يعقوب باشد

سوره مریم(19): آیه6

و یا حضرت سلیمان می گوید:

(وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُد)

سليمان وارث داود شد.

سوره نمل(27): آیه 16

این حرف تو که از پیغمبر داری نقل می کنی خلاف و ضد قرآن است! این در حقیقت خلاصه جواب ما هست. انشاء الله مدارکش را ما به حول و قوه الهی با عبارتهای دقیق با سند معتبر و با تصویر کتابها، در جلسه بعدی در خدمت بینندگان عزیز هستیم.

مجری:

خیلی متشکرم از شما استاد! ما قبل از اینکه برویم سراغ سولات دیگر، یک سری از عزیزان هم لطف کردند و برای ما پیامک دادند، که از همه آنها ممنون هستیم. به عنوان نمونه یک عزیزی که آقا سعید از سمنان هم هستند در خصوص خود فدک پرسیدند که الآن در کجا قرار دارد و آیا وجود خارجی فدک الان مشخص است؟ مرزش کجاست؟ مقدارش چه قدر است؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

این مسئله را من جلسه گذشته هم آوردم که «معجم البلدان» آقای «یاقوت حموی» مفصل این مطلب را آورده و نقل کرده که:

«فدک بالتحریک قریة بالحجاز بینها و بین المدینة یومان و قیل ثلاثة افاءها الله علی رسوله فی سنة سبع فهی التی قالت فاطمه رضی الله عنها ان رسول الله نحلنیها و لها قصة...»

فَدَک با فتحه فاء و دال (فدْکْ نیست) آن یک روستایی است در حجاز که از مدینه تا آنجا، دو روز راه است. (یعنی 16فرسخ البته فرسخهای شرعی). بعضی ها گفته اند سه روز راه است. خدای عالم او را بخشیده به پیغمبر در سال هفتم. این فدک همان سرزمینی است که حضرت زهرا به ابوبکر گفت پیغمبر او را به من بخشیده است. یک داستانی هم دارد.

بعد جالب این است که می گوید:

«ثم ادی اجتهاد عمر بعده لما ولی الخلافة وفتحت الفتوح واتسعت على المسلمين أن يردّها إلى ورثة رسول الله، صلّى الله عليه وسلّم»

وقتی عمر بن خطاب به خلافت رسید، و فتوحات شکل گرفت و مسلمین وسعت مالی پیدا کردند، اجتهادش این بود که فدک را به ورثه پیغمبر برگرداند.

معجم البلدان؛ حموي، ياقوت بن عبدالله (م626)، دار صادر بيروت، چاپ دوّم، 1995م؛ ج4، ص238

اینکه می گوید «عمر بن خطاب» بعداً اجتهادش به اینجا رسید که فدک را به ورثه پیغمبر برگرداند، خیلی جالب است زیرا اگر واقعاً پیغمبر فرموده

«نحن معاشر الانبیاء لا نورث و ما ترکناه صدقة»

ما پیامبران ارث نمی گذاریم آنچه که ما از خودمان می گذاریم صدقه است.»

چطور اگر این روایت از پیغمبر است، اجتهاد جناب آقای خلیفه دوم به اینجا رسیده که دوباره این را به ورثه پیغمبر برگرداند!؟ حالا ما اینها را انشاء الله بحثش را در جلسات آینده مفصل در خدمت بینندگان عزیز و گرامی خواهیم بود.

 من تقاضا دارم از عزیزان اهل سنت و این بزرگواران که می آیند روی خط، همانگونه که ما به صورت دقیق، جلد و صفحه را می گوییم و صفحه کتاب و جلد کتاب را هم نشان می دهیم، بزرگواری کنند آن عزیزانی که می آیند روی خط، همین طوری فله ای صحبت نکنند. صحبت که می خواهند بکنند، ما هم می خواهیم استفاده کنیم. بینندگان عزیز هم استفاده کنند و ما هیچ الزامی هم نداریم بر اینکه همه، فقط حرف ما بپذیرند، نه! قرآن می فرماید:

(وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُم‏ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُر)

بگو اين حق است از سوى پروردگارتان، هر كس مى‏خواهد ايمان بياورد (و اين حقيقت را پذيرا شود) و هر كس مى‏خواهد كافر گردد.

سوره کهف(18): آیه 29

دیگر اصل ایمان به این شکلی است. تا چه رسد به مباحث این چنینی. این عقیده ماست. نظر ماست. برداشت ماست .و ما خودمان را هم معصوم نمی دانیم. عزیزان بیایند با دلیل ثابت کنند این برداشت ما اشتباه است. پیشانی شان را هم می بوسیم و حرف درست و حسابی را هم از عزیزان می پذیریم.

مجری:

بخشی از پیامک های بینندگان!

خیلی متشکرم. خیلی از عزیزان لطف کردند برای ما پیامک دادند. استاد! جالب هست آنجایی که شما نقلی را از یکی از کارشناس های شبکه وهابی در خصوص آن توهین و جسارت به قبر شش گوشه امام حسین مطرح کردید، خیلی از عزیزان پیامک دادند و قربان صدقه قبر شش گوشه ابی عبدالله رفتند!

قربان قبر شش گوشه ات، جانم فدایت یا حسین! (آقا داوود از ارومیه)

عزیزان دیگری که من الان دارم نگاه می کنم، بعضی هایشان اسمهایشان را هم نگفتند اما یک طوری عکس العمل نشان دادند از اینکه ما حتی بچه شیعه ها که هیچ، مسلمانها که هیچ، حتی مسیحی ها هم نمی توانند این توهین را تحمل بکنند.

اگر کسی به قبر شش گوشه قبر ابی عبدالله که هم مسیحی ها و هم ادیان و مذاهب دیگر، نسبت به آقا ابی عبدالله الحسین و آقا ابالفضل العباس احترام ویژه ای قائل هستند. اما این آقا می آید در آن شبکه وهابی نسبت به قبر شش گوشه امام حسین (علیه السلام) چنین توهین وجسارتی می کند. باید قربان صدقه کسی دیگری حتماً برود نمی دانم چه بگویم! باید برود حتما قربان صدقه قبر یزید ملعون برود دیگر!!

عزیزی گفتند که تشکر تشکر! ممنون از برنامه خوب و آموزنده و پربارتان. دلمان برایتان تنگ شده بود. دو هفته بود برنامه هایتان را ندیده بودیم، خیلی خیلی دلمان تنگ شده بود.

البته ما هفته اول برنامه داشتیم. ویژه برنامه هم داشتیم. برای شهادت حضرت صدیقه طاهره با عنوان «ضریح گمشده» برنامه زنده بود که در محضر استاد هم بودیم. کل هفته را تقریباً هر شب هم برنامه داشتیم. ولی خب هفته دوم به هر صورت برنامه به صورت تولیدی و تکرار و اینها پخش شده بود که هم دوستانمان یک سری تغییراتی داشتند، هم یک تنفسی برای عوامل.

علی آقا سی ساله از تهران هم گفتند که یک سال و نیم است که برنامه هایتان را می بینم. به به علی آقا! چه اسم قشنگی هم دارند. افتخار کنید به این نام زیبا و قشنگی که پدر مادرتان برای شما گذاشتند. نام علی نام امیر المومنین چه لذتی چه کیفی دارد.

بیننده دیگری نوشته اند:

به حال سجده بیفتم به احترام علی / خوشا دمی که بمیرم به زیر گام علی

 به گنبد و به ضریح و به حرمت نجفش / علی امام من است من هم غلام علی

خیلی متشکرم آقای جهان تیغ از زاهدان این پیامک را برای ما فرستادند و نام مولا امیر مومنان علی (علیه السلام) را باعث شدند که ما بر زبانمان جاری بکنیم. وقتی این اسم هم روی ما گذاشته می شود و هم این اسم را صدا می زنیم و بر زبانمان جاری می کنیم چقدر برای ما آرام بخش است. چقدر لذت بخش است.

آقای «محمد زبیر محمدی» 15 ساله از «قرچک» از شما هم ممنون و سپاسگذار هستم.

برویم اتاق فرمان. فکرمی کنم دوستانم از مدح و منقبت مولا امیر المومنین می خواهند دل و جان شما را سیراب کنند. یک میان برنامه زیبایی را ببینیم و بشنویم و لذت ببریم و دلمان و جگرمان خنک بشود، بعد برگردیم تلفنها و صدای گرم شما را داشته باشیم.

مدد یا مولا یا حیدر! در همه مراحل زندگی مان از مولایمان آقایمان امیر مومنان علی (علیه السلام) مولای عرشیان و فرشیان، مدد می گیریم. چقدر خوب است که صبحها که از خانه بیرون می آییم، می خواهیم سر کار برویم، به اداره برویم، نمی دانم می خواهیم مشغول کار و تلاش روزانه بشویم، یک لقمه حلال برای زن و بچه هایمان بیاوریم، با نام و یاد خدای عزیز و بخشنده و مهربان آغاز بکنیم. «بسم الله الرحمن الرحیم» بگوییم و بعد با ذکر نورانی و با فضیلت صلوات بر محمد آل محمد آغاز بکنیم و بعد مدد بگیریم کمک بگیریم از آقایمان مولایمان امیر مومنان علی (علیه السلام).

آن روز دیگر چه روزی می شود نام خدا و نام پیامبر و بعد هم نام امیر مومنان علی (علیه السلام). حتما آن روز برای ما خیر و برکت خواهد داشت. همه روزهایمان چقدر خوب هست که به این شکل مدد بگیریم.

از خداوند متعال و پیامبر و مولا امیر مومنان با ذکر و توسل، کار و تلاشمان را آغاز بکنیم. مخصوصا به هر صورت سال هم سال جدید هست و پر انرژی. خیلی ها به مسافرت رفتند و گشت و گذاری هم شاید داشتند. یک استراحتی هم کردند. الان دیگر پر انرژی قرار هست که سال جدید را آغاز بکنند در کنار هم انشاء الله. بتوانید زندگی خوب و خرمی را داشته باشید.

تماس تلفنی بینندگان!

از این لحظه به بعد ما با افتخار در خدمت شما عزیزان هستیم. چه دوستان خوب شیعه مان و چه عزیزان گل اهل سنتمان. وقتی که روی خط ارتباطی ما می آیند که مختصر و مفید مطالبشان را بیان بکنند که ما برسیم تلفنهای بیشتری را انشاء الله پخش بکنیم و صدای گرم دوستان خوبمان را بشنویم.

اما اولین بیننده ما از عزیزان اهل سنت هستند جناب آقای «عبدالحمید» از «ایرانشهر» جناب آقای عبدالحمید سلام به شما!

آقای «عبدالحمید» از «ایرانشهر»(اهل سنت):

سلام خدمت شما. سلام علیکم و رحمة الله خدمت شما حاج آقا قزوینی و حاج آقا حسینی سلام به روی ماهتان سلام عرض داریم.

مجری:

ممنونم آقای عبدالحمید من اسماعیلی هستم. البته حسینی هم هستم و عاشق ابی عبدالله!

بیننده:

شرمنده حواسم نبود. عرض به خدمت حاج آقا این را می گوییم که هر چه حاج آقا برای ما  می گوید، برای اهل سنت از کتابهای اهل سنت می آورند، بعد ما بعضی از وقتها می رویم روی آن شبکه اسمشان را هم نمی خواهم بیاورم. چون حاج آقا می گویند اسمش را نگویید ما اسمشان را نمی گوییم. بعضی وقت ها آن شبکه ها می بینیم همین حرفهای حاج آقا را می آورند وسط، بعد این حدیثهایی که حاج آقا می گوید آنها یک طوری می آورند می گویند قیچی است! بریده است! هیچ کدام از این احادیثی که حاج آقا می آورند، هیچ کدام را تا حالا نشده که واضح حاج آقا گفتند، اینها برای ما نیاورند! هر چه حاج آقا می آورند آنها برعکسش را می آورند.

بعد سوال دومم این است که حالا این فدک همیشه شما این بحث فدک را پیش می کشید این تکه زمینی است اگر همچنین چیزی در اوائل اسلام بود، حضرت فاطمه زهرا هیچ موقع حضرت علی را نمی خواست سر جایش بنشیند. حتما برای دفاع از حقش بلند می شد. البته این را که شما می گویید حضرت علی به خاطر اسلام و منافع اسلام، مصلحت اندیشید و رفت نشست، و سکوت اختیار کرد، این به مغز هیچ کدام ما نمی رود!! والله این را ما نمی توانیم قبول کنیم. چون حق کسی پایمال بشود، آن برود بابت حقش ساکت بنشیند؛ این را ما هیچ موقع قبول نمی کنیم! یعنی عقل هم این را قبول نمی کند!!

مجری:

یعنی حقشان بود اما از حقشان دفاع نکردند و این مطلب برای شما قابل قبول نیست!؟

بیننده:

بله منظورم این هست که اگر حقشان بود چرا سکوت کرد؟ نباید سکوت می کرد. چرا حضرت علی سکوت کرد؟ این را ما به هیچ عنوان قبول نمی کنیم که حضرت علی سکوت کند حتی اگر اسلام هم درخطر باشد!!

مجری:

آقا عبدالحمید! ما اگر نمونه برای شما بیاوریم که در زمان پیامبر هم این اتفاقات افتاد و پیامبر سکوت کردند چه؟ قبول می کنید؟

بیننده:

آقای اسماعیلی! حضرت پیامبر، «رحمة للعالمین» بوده است. حضرت علی رحمة للعالمین نبوده! هیچ کجای قرآن نیامده که حضرت علی رحمة للعالمین باشد!! یعنی حضرت پیغمبر را خداوند فرستاد الگو باشد. نگفت حضرت علی الگو باشد خودش می گوید: «لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة»

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

آقای عبدالحمید عزیز! در آیه «مباهله» در عبارت «و انفسنا و انفسکم»، مراد از «انفسنا» کیست؟

بیننده:

مراد از «انفسنا و انفسکم» اهل بیت پیامبر هستند. من این ر اقبول دارم. ولی نگفته حضرت علی اسوه هست! نگفته «رحمة للعالمین» است! نگفته که حضرت علی حقش را ببخشد! ولی برای پیغمبر وحی می آمد!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

آقای عبدالحمید عزیز! شما کجا دارید بر اینکه مراد از «انفسنا» عبارت از اهل بیت باشد؟

بیننده:

«انفسنا انفسکم» منظورم این بود که پیغمبر گفت آنها اهل بیت من، جزء من هستند. این منظور از این آیه این بود که هر کس از من است اهل بیت من است.

مجری:

خب! کجا آمده این مطلب؟ در کدام کتاب آمده؟

بیننده:

ما کتابشان را نمی دانیم ما فقط تفسیر قرآنش را می گوییم. ما کاری به کتابش نداریم!!

امیرالمؤمنین، همچون ییغمبراکرم؛ برای مسلمین «اسوه حسنه» است!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ببین عزیزم. این «ابن کثیر دمشقی سلفی» است متوفی (774 هجری) با روایت صحیح علی شرط مسلم! که می گوید:

«(أنفسنا وأنفسكم) رسول الله و علي بن أبي طالب (وأبناءنا) الحسن والحسين (ونساءنا) فاطمة وهكذا رواه الحاكم في مستدركه»

مراد از انفسنا و انفسکم پیغمبر و علی بن ابی طالب است. و مراد از ابناءنا حسن و حسین است و مراد از  نساءنا فاطمه زهراست. حاکم نیشابوری هم، همین مطلب را در مستدرک خود نقل کرده است.

تفسير القرآن العظيم، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير الدمشقي أبو الفداء، دار النشر: دار الفكر - بيروت – 1401؛ ج1، ص 372

بیننده:

مطالبی که شما می گویید، آن شبکه ها می آورند این مطالب را تکمیل می کنند. همه را برای ما می گویند!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

عزیز دل من! عزیز من! امیرالمؤمنین شد نفس پیغمبر! وقتی نفس پیغمبر شد، همان طوری که پیغمبر اکرم «رحمة للعالمین» است، الگو برای دیگران است، امیرالمؤمنین هم، به همین شکل است.

برادر بزرگوارم! ما روایات متعددی در این زمینه از کتابهای خود شما آوردیم. که پیغمبر به امیرالمؤمنین فرمود تو مایه هدایت بعد از من هستی! تو خلیفه بعد از من هستی! تو ولی بعد از من هستی! تو امام بعد از من هستی! آخر این روایتها که یکی دو تا سه تا نبوده که عزیز دل من!

بیننده:

حاج آقا این گفته شما درست است. که پیغمبر فرمود ولیّ من هستید، جانشین من هستید. ولی این دلیل نمی شود که حضرت علی برای حقی که شما می گویید حقش بوده، بنشیند سکوت اختیار کند! هیچ منطقی این را قبول ندارد و نمی کند. طبق عقل هم قبول نمی شود!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

یعنی «علی بن ابی طالب» قدرت داشت و نیرو داشت ولی اقدام نکرد؟ یا نیرو و قدرت نداشت لذا اقدام نکرد؟

بیننده:

در «خیبر» با دو دست خودش در قلعه را از بیخ کند! و قلعه خیبر توسط حضرت علی فتح شد. همه بودند ولی حضرت علی این کار را کرد!

لذا قدرت داشت. منظور از قدرت، خلافت نه. منظور آن خلافت را نمی گویم. منظورم این بود که در توان حضرت علی بود که از حق خودش دفاع کند.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

آیا «علی» شجاع بود یا پیغمبر شجاع تر بود؟

بیننده:

در زمان رسول الله (صلی الله علیه و سلم) مسلماً شجاع تر از رسول الله خود پیامبر بوده!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

خدا اموات شما را بیامرزد. الان شما ببینید قطعاً اگر علی بن ابی طالب درب خیبر را کند، پیغمبر قدرت دارد دهها درب خیبر را بکند! چون قطعا شجاع تر از امیرالمؤمنین است. ولی با اینکه این همه شجاعت هم دارد، چون در مکه نیرو ندارد، در برابر ایذاع کفار قریش، نه تنها از خودش دفاع نمی کند، بلکه از مکه فرار هم می کند!

بیننده:

این از وحی خداوندی بوده است. خداوند به او الهام کرده!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

یعنی چکار کرده؟ خداوند به او الهام کرده که یا رسول الله! تو از قدرتت استفاده نکن! زیر بار ظلم برو!! یعنی خدا همچنین وحیی کرده بر پیغمبر!؟

بیننده:

نه، خداوند متعال وحی کرد که یا رسول الله (صلی الله و آله وسلم) از مکه برو بیرون. به طرف مدینه هجرت کن. خداوند به او الهام کرده!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

نه؛ عزیز دل من! شما یک آیه برای ما بیاورید که خدای عالم، دستور می دهد یا رسول الله از مکه خارج شو، برو غار ثور! یک آیه هم بیاور از غار ثور برو مدینه!

بر اینکه خداوند فرمود «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى» سر جایش خودش هست! ما با آن کاری نداریم. ولی شما ببینید در خود مکه، آن همه ظلم، آن همه جنایت، آن همه جلو چشم پیغمبر «عمار» را کتک می زنند، «یاسر» را می کشند. مادر «عمار» را به وضع فجیع می کشند، ولی پیغمبر اکرم عبور می کند و می گوید:

«صبرا آل یاسر موعدکم الجنة»

ای آل یاسر صبر کنید. وعده شما بهشت است.

أنساب الأشراف، اسم المؤلف: أحمد بن يحيى بن جابر البلاذري (المتوفى : 279هـ)؛ ج1، ص 70

المعجم الكبير، اسم المؤلف: سليمان بن أحمد بن أيوب أبو القاسم الطبراني، دار النشر: مكتبة الزهراء - الموصل - 1404 - 1983، الطبعة: الثانية، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي؛ ج24، ص 303، ح 769

المستدرك على الصحيحين، اسم المؤلف: محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م، الطبعة: الأولى، تحقيق: مصطفى عبد القادر عطا؛ ج3، ص 432، ح 5646

جلوی چشم پیغمبر، فاطمه زهرا را در مکه کتک می زنند، ولی پیغمبر اکرم هیچ عکس العمل نشان نمی دهد! می خواهید من صفحات کتاب را هم بیاورم؟ در مکه فاطمه زهرا توسط ابو جهل و دیگران مورد ضرب و شتم قرار می گیرد ولی پیغمبر دفاع نمی کند!!

مجری:

این را چه می گویید آقا عبدالحمید؟

بیننده:

حاج آقا اسماعيلي! من مي گويم آن موقعی که حاج آقا اینها را مثال می زنند، یاسر و عمار و... اینها درست! اینها همه قبول! آن موقع اسلام نوپا بود. هنوز به جایی نرسیده بود. ولی این موقع مکه فتح شده بود همه چیز در دست اسلام بود!

مجری:

آقای عبدالحمید شما می گویید شجاعت! می گویید امیرالمؤمنین برای ما قابل قبول نیست! آدم شجاع در قلعه خیبر را از جا کند بیایند حقش را بگیرند سکوت کند! خب پیغمبر دخترش را حضرت فاطمه را می زنند سکوت می کند چرا؟

بیننده:

مسئله فدکی نبوده که دفاع نکرده! اگر بود دفاع می کرد. ولی نبوده همچنین چیزی!!

مجری:

ای بابا! ما داریم می گوییم چرا در مکه جلو چشم پیامبر حضرت فاطمه را زدند، پیامبر سکوت کرد؟

بیننده:

آن موقع اسلام نوپا بود. نوپا یعنی چه؟ یعنی اصلا حکومتی نداشت. ولی این موقع اسلام دست اسلام بود. که شما می گویید ابوبکر فدک را گرفت!

مجری:

آیا حکومت دست علی بود آقای عبدالحمید؟

بیننده:

نخیر دست علی نبود! ولی علی می تواند به عنوان یک مسلمان، پیش یک مسلمان دیگر برود، و از حق خودش دفاع بکند. حکومت هم مسلمان بود!

مجری:

خب! آقای عبدالحمید با شما خداحافظی می کنیم. ما پاسخ سوال شما را دادیم ولی شما نمی خواهید بپذیرید! به هرصورت آنچه که شما گفتید، ببینید اگر بحث قدرت است شما می گویید از یک طرف آن طوری می گویید، از یک طرف یک چیز دیگر می گویید. به هر صورت نیاز هست که یک مقدار تعصب را کنار بگذارید، و بپذیرید!

آیا بحث فدک، فقط بحث یک زمین بوده؟ نه، همه آنها بهانه بود. اصل چیز دیگری بوده! بحث چیز دیگری بوده! منتهی حالا همین سکوتی هم که شما می گویید، نمونه های تاریخی داشته. در دوران حضرت پیامبر گرامی اسلام، قدری تفکر بکنید آقای عبدالحمید عزیز! ما که هر چه اینجا می گوییم بر اساس کتابها و منابع شما عزیزان اهل سنت می گوییم.

علت اصلی عدم قیام امیرالمؤمنین بر ضد حکومت ابوبکر!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

آقای عبدالحمید عزیز! فقط شما تشریف ببرید کتاب «الستیعاب» آقای «ابن عبدالبر» را ملاحظه بفرمایید برادر عزیزم. ببینید این دیگر از کتابهای معتبر شما عزیزان اهل سنت هست. ببینید در آنجا حضرت علی (علیه السلام) قسم یاد می کند می گوید:

«و أیم اللَّهِ لَوْلا مَخَافَةُ الْفُرْقَةِ وَ أَنْ يَعُودَ الْكُفْرُ وَ يَبُوءَ الدِّينُ لِغَيْرِنَا فَصَبَرْنَا عَلَى بَعْضِ الأَلَمِ، ثُمَّ لَمْ نَرَ بِحَمْدِ اللَّهِ إِلا خَيْرًا»

به خدا قسم اگر ترس از دو دستگی و تفرقه بین مسلمین نبود و ترس از بازگشت کفر و نابودی دین نبود، حتماً قیام می کردم و حکومت را تغییر می دادم. پس بر برخی تلخی ها و دردها صبر کردم و الحمدالله از این صبر کردنم خیر دیدم.

حضرت قسم می خورد به خدا اگر از این نمی ترسیدم که اختلاف می افتد میان مسلمانها قطعا من حکومت را چکار می کردم عوض می کردم.

شما ببینید که حضرت می فرماید:

«إن الله عز وجل لما قبض رسوله قلنا نحن أهله و أولياؤه لا ينازعنا سلطانه أحد فأبى علينا قومنا فولوا غيرنا

وقتی خداوند پیغمبر خودش را قبض روح کرد، ما گفتیم ما اهل بیت پیغمبر هستیم و از طرف پیغمبر ولایت برای ماست. این سلطان و حکومت ولایتی که پیغمبر به ما داده با ما کسی منازعه نمی کند. قوم ما که قریش هست ابی کردند و غیر ما را ولایت دادند.

الاستيعاب في معرفة الأصحاب، اسم المؤلف: يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1412 ، الطبعة: الأولى، تحقيق: علي محمد البجاوي؛ ج2، ص497

حضرت می فرماید اگر ترس برادر کشی و مسلمان کشی و اینکه مسلمانها همدیگر را بکشند؛ از آن طرف ترس منافقین، کفار، و اینکه مشرکین بیایند کفر را جایگزین اسلام کنند نبود؛ حتماً این حکومت ابوبکر را تغییر می دادم!

اگر این سه تا ترس نبود؛ یک: تفرقه؛ دو: برگشت کفر؛ سه: نابودی اسلام؛ اگر این سه ترس نداشتم، لغیَّرنا در برابر اینها می ایستادم. کنار می زدم و خودم جای آنها می نشستم. ببین این دیگر تعبیری است که درکتابهای خود شما آمده است!

شجاعت تنها آن نیست که انسان بیاید در برابر یک قضایایی هر چه کار دوست داشت و توان داشت، انجام بدهد! همین که قدرت دارد و برای حفظ اسلام و برای جلوگیری از نابودی دین تحمل می کند، این بالاترین شجاعت این است. برادر بزرگوارم! اینها را یک مقداری دقت بفرمایید شما!

وقتی که می آیند حکومت را تصرف می کنند، آن سخنرانی صدیقه طاهره را برادر بزرگوارم یک مقداری دقت کن! عزیز دل من! ببین اصلا چیست صدیقه طاهره در آن خطبه غراء و آتشین ایشان چکار می کند. صدیقه طاهره به خاطر بحث فدک نمی آید آنجا. به خاطر چند وجب زمین سر وصدا راه بیاندازد. می خواهد به آنها اثبات کند بابا! این حکومتی که آمده حق من دختر پیغمبر را غصب کرده؛ ملک شخصی من بوده، بر فرض ارث پدرم بوده، این همه استدلال کردم در برابرم مقاومت کرده، آیا این آقایان صلاحیت حکومت اسلامی دارند!؟ حق من دختر پیغمبر را تصرف کنند، حق دیگران را رعایت می کنند؟ زهرای مریضه می خواهد این را اثبات کند برادر بزرگوارم!

آقای «انصاری» از «قزوین»(شیعه):

سلام آقای قزوینی خسته نباشید!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله

بیننده:

آقای اسماعیلی شما هم خسته نباشید

مجری:

 ممنونم متشکرم.

بیننده:

آقای اسماعیلی یک موضوعی را می خواستم به شما بگویم. واقعیت این است که ما ده سال پیش که آمده بودیم قزوین، از اهل سنت بودیم. ولی وقتی معجزات اهل بیت را دیدم وقتی داداشم تصادف کرده بود را دیدم که در حال مرگ بود. وقتی به هوش آمدند دیدم از او پرسیدم چطوری شد؟ گفت دیدم یک آقای نورانی آمده طرف ما، من را شفا داد. بعد هم از او پرسیدم گفت: آقایم امام حسین بود.

همان آنهایی که به قبر آقا دارند توهین می کنند و قبول نمی کنند، ما آنها را قبول نداریم. من ده سال پیش اهل سنت بودم. فقط به برادران اهل سنتم فقط این را می توانم بگویم که شیعه واقعیت است. بیایید مطالعه کنید. مطالعه نکنید نمی دانید من راهی را رفتم که قبول نداشتم. اول شیعه را می گفتند شیعه اینطوری است آنطوری است. من من خودم آن را قبول نداشتم ولی الان در این ده سالی که من دیدم در این شبکه های وهابی که می گویند قبر امام حسین واقعا بیایید بروید یک بار امتحان کنید. اگر حق است اگر حق هستید بروید آنجا جواب دیدید آنجا قبول کنید من دیدم من به چشم خودم دیدم. من از اهل کردستان بودم، سنندج بودم ولی چون دیگر آمدیم قزوین همان طرفهای کردستان آمدند شیعه شدند واقعیت را می خواهم بگوبم نه این که بخواهم بگویم بیایید شیعه من دیدم حقیقت را اگر ندیده بودم نمی آمدم بیایم بگویم.

مجری:

بسیار خوب آقای انصاری ممنونم. انشاءالله گوارای وجود شما باشد. وموفق و پیروز و سربلند باشید از شما ممنون هستم که تماس گرفتید.

اما بیننده بعدی ما از دیار افغانستان هستند و از عزیزان اهل سنت. آقای محمد آقا سلام به شما!

آقای محمد آقا از افغانستان (اهل سنت):

السلام علیکم برادر دینی حال شما خوب است؟

مجری:

ممنون متشکرم در خدمت شما هستم

بیننده:

سلام و عرض و ادب هم عرض می کنم خدمت آقای قزوینی عزیز!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

سلام علیکم و رحمة الله محمد آقای بزرگوار!

بیننده:

سلامت باشید برادر! من سوالم از آقای قزوینی عزیز این بود از شما می خواستم بپرسم آیا بعد از 1400 سال آن اختلافاتی که بین صحابه بوده، زمان گذشته بوده، تکلیف ما چیست در این زمان ما باید چه کار بکنیم آقای قزوینی؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ببینید برادر بزرگوارم! قرآن به صراحت می گوید:

(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقين)

ای کسانی که ایمان آوردید، تقوای الهی را رعایت کنید و همواره با صادقین باشید.

سوره توبه(9): آیه 119‏

و یا پیغمبر اکرم فرموده است:

«إنى تَارِكٌ فِيكُمْ خَلِيفَتَيْنِ كِتَابُ اللَّهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ ما بين السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أو ما بين السَّمَاءِ إلى الأَرْضِ وعترتي أَهْلُ بيتي وَإِنَّهُمَا لَنْ يَتَفَرَّقَا حتى يَرِدَا عَلَىَّ الْحَوْضَ»

من در میان شما دو خلیفه به یادگار می گذارم، کتاب خدا که ریسمان کشیده شده ای است از آسمان تا زمین، و دیگری عترت من که اهل بیت من هستند، و این دو هرگز از یکدیگر جدا نخواهند شد تا در حوض کوثر بر من وارد شوند.

مسند احمد بن حنبل، ج5، ص 181، باب حدیث زید بن ثابت، ح 21618، الکشف و البیان ثعلبی، ج8 ، ص 40؛ مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج9، ص 162؛ الجواهر الحسان في تفسير القرآن ثعالبي، ج 8، ص40؛ الدر المنثور في التفسير بالمأثور، ج2، ص 285؛ كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج1، ص 100، باب الثانی فی الإعتصام بالکتاب و السنه، ح 872 ؛ روح المعانی، ج22، ص 16(بر اساس نرم افزار الجامع الکبیر)

و یا فرمود:

«أَنَا تَارِكٌ فِيكُمْ ثَقَلَيْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فِيهِ الْهُدَى وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ ». فَحَثَّ عَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ « وَأَهْلُ بَيْتِى أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى أُذَكِّرُكُمُ اللَّهَ فِى أَهْلِ بَيْتِى»

من بين شما دو چيز گرانبها از خود بر جاي مي گذارم، نخستين آنها كتاب خداست كه در آن هدايت و نور است. كتاب خدا را محكم در دست بگيريد و آن را رها نكنيد ـ پس درباره قرآن سفارش بسيار نمود و بدان تشويق و ترغيب فرمود ـ سپس فرمود: اهل بيت من، درباره اهل بيت من همواره خداي را به ياد داشته باشيد (اين جمله را سه بار فرمود)

صحیح مسلم، ج4، ص 1873، کتاب فضائل الصحابه، باب فضائل علی بن ابیطالب، ح 2408

ببینید ما می خواهیم الان با صادقین باشیم. ما می خواهیم برویم کنار اهل بیت. چکار کنیم؟ ما آیا همین طوری چون پدر و مادرم می گوید شیعه هستم من هم بگویم شیعه هستم!؟ پدر مادرم می گویند سنی هستم من هم می گویم سنی هستم!؟ آیا این فردای قیامت پاسخ قانع کننده خدای عالم و ملائکه خواهد شد یا نه!؟

بله، این که ما بیاییم شروع کنیم به صحابه توهین کردن؛ و به اهل بیت اهانت کردن؛ این درست نیست. این کار کاملا زشت است. محکوم است. و این از اکبر کبائر است!!

ببینید عزیز من! قضیه این است دقت کنید! ولی بازگو کردن تاریخ، آنچه که در صدر اسلام اتفاق افتاده برای اینکه من در زندگی ام آنها را الگو قرار بدهم من چکار کنم؟ آیا امیر المومنین را من الگو قرا بدهم؟ یا فرض بفرمایید خالد بن ولید را الگو قرار بدهم؟ سلمان و ابوذر را الگو قرار بدهم؟ یا ولید و مغیره را الگو قرار بدهم؟ کدام یک از اینها جزء صادقین هستند که قرآن می گوید (کونوا مع الصادقین)

 این بحث ما، نه اختلاف است و نه توهین. بحث علمی است برادر بزرگوارم! ما بحث های علمی را می کنیم با عزیز اهل سنت؛ بعد از بحث علمی هم صورت همدیگر را هم می بوسیم و می نشنیم غذا می خوریم، شیرینی می خوریم، چای می خوریم و...

بیننده:

ببین آقای قرزوینی عزیز! ما خاک پای اهل بیت را ما به چشم خودمان می کشیم! اهل بیت را، هر کدامشان را ما هیچ اختلافی نداریم. نه؛ اصلا همچنین چیزی در وجود ما نیست که ما اهل بیت را خدای نکرده دوست نداشته باشیم. بلکه دوست داریم بی اندازه هم دوست داریم. ولی خب الان این اختلافاتی که 1400 سال گذشته الان برای ما چه فایده ای دارد؟ ما اینها را بحث می کنیم که فدک را گرفتند یا نگرفتند! به فاطمه زهرا داد یا نداد! چه فرقی می کند؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ببینید برادر بزرگوارم پیغمبر اکرم فرمود:

«فَاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي»

 فاطمه پاره تن من است هر کس حضرت زهرا را به غضب بیاورد من را به غضب آورده

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج3، 1361، ح3510

از آن طرف می گوید

«فقال أبو بَكْرٍ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ قال لَا نُورَثُ ما تَرَكْنَا صَدَقَةٌ فَغَضِبَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رسول اللَّهِ فَهَجَرَتْ أَبَا بَكْرٍ فلم تَزَلْ مُهَاجِرَتَهُ حتى تُوُفِّيَتْ»

ابوبکر گفت پیغمبر گفته که ما انبیاء از خودمان ارث برجا نمی گذاریم. هر چه بماند صدقه است. این حرف فاطمه را غضبناک کرد و از ابوبکر قهر کرد تا از دنیا رفت.

الجامع الصحيح المختصر، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي، دار النشر: دار ابن كثير اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا؛ ج3، ص 1126، ح 2926

خب من می خواهم ببینیم پیغمبر اکرم که فرمود: فاطمه پاره وجود من است، هر کس فاطمه به او غصبناک باشد من غصبناک هستم یا

«قال رسول الله لفاطمة إن الله يغضب لغضبك و يرضى لرضاك»

پیغمبر به فاطمه فرمود که خداوند با غضب تو غضبناک می شود. و با رضایت تو هم راضی می شود.

المستدرك على الصحيحين ، اسم المؤلف:  محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النيسابوري ، دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : مصطفى عبد القادر عطا؛ ج3، ص 167، ح 4730

ببینید عزیز دل من! الان من می خواهم ببینیم حضرت زهرا (سلام الله علیها) بعد از پیغمبر غضبناک بود یا نبود؟ اگر غضبناک بود، قرآن می گوید:

(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِم)

ای کسانی که ایمان آوردید، هرگز قومی که خدا بر آنها غضب کرده را به عنوان ولی خودتان قرار ندهید.

سوره ممتحنه(60): آیه 13 ‏

ببینید آقای محمد آقای عزیز! بحث خیلی ظریف تر از اینهاست. عرض کردم اینها بحث علمی است. ما نه توهین را جایز می دانیم نه اهانت را. نه تحقیر را. هیچ کدام را جایز نمی دانیم. ولی بحثهای علمی را ما می کنیم. و بعد از بحث علمی هم با هم رفیق هستیم که عرض کردم می نشینیم چایی می خوریم. میوه مان را می خوریم. سلام و علیک هم به همدیگر می دهیم. همانطوری که الان شما دارید می بینید عزیزان اهل سنت هم می آیند روی خط حالا قبول می کنند یا نمی کنند. ولی بعد از این که بحثمان تمام می شود ما برای همه شان دعا می کنیم.

مجری:

درست است وضمن اینکه حالا آقای محمد آقا می گویند چه سودی دارد؛ به هر صورت اینها یک بحثهای اعتقادی است. اینها چیزهایی است که از ما سوال می کنند فردای قیامت. در قبر می پرسند. این به هر صورت نمی شود بگوییم که خوب حالا 1400 سال پیش بوده و تمام شده من نمی دانم همان چیزی که پدر و مادرم گفتند نمی دانم اجدادم به من گفتم همان را پذیرفتم و...

البته حالا یک نکته ای هم هست که ما داریم یک گروهی که مستضعف هستند مثلا حقایق به آنها نمی رسد، خب حساب وکتاب آنها فرق می کند، مثلا آقای محمد آقای عزیز که دارد شبکه جهانی ولایت را می بیند، آقای عبدالحیمد عزیز که دارد شبکه جهانی ولایت را می بیند و همه آنچه گفته می شود از منابع اهل سنت است اینها دیگر بحث استضعاف نیست دیگر حقایق دارد گفته می شود.

این اشکال؛ اشکال به قرآن است!! 

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

آقای محمد آقای عزیز! این اشکال شما، اساساً به قرآن وارد است!! اگر اهل بیت برای 1400 سال قبل هستند؛ قضیه حضرت ابراهیم نزدیک سه هزار سال قبل است. چرا قرآن اینها را مفصل آورده و مرح کرده است؟ حضرت ابراهیم این کار را کرد و  آن کار را کرد. قضیه حضرت نوح مهم تر از همه. حضرت آدم چندین جای قرآن داستان و قضایای حضرت آدم آمده. خب اگر بنا باشد شما اشکالی که به ما می کنید، این اشکال به خود قرآن است. و لذا قرآن به صراحت دارد که:

(فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُون)

این داستانها را برای من بیان کن شاید بیاندیشند.

سوره اعراف(7)؛ آیه 176

می فرماید که این قضایای گذشته را مطرح کنید شاید اینها فکرشان به کار بیفند یک سری حقایقی هست برادر بزرگوارم این بحث ما بارها هم گفتیم خود قرآن هم در سوره زمر آیه 17 و 18 به همه ما دستور داده:

(فَبَشِّرْ)

پیغمبر بشارت بده

به چه کسی؟ نماز خوان ها؟ روزه گیرها؟ نه؛

(عبادالَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَه)

آن دسته از بندگانی که سخنان مختلف را می شنوند بهترینش را انتخاب می کنند.

سوره زمر(39)؛ آیه 17 و 18

خب شما بیایید چهار شب، پنج شب، بحث های ما را ببینید. بحث های آن آقایان را هم بروید ببینید. آن آقایان می گویند نگاه کردن به شبکه «ولایت» حرام است! خلاف شرع است! ولی ما می گوییم نه آقا! بروید ببینید. ما تشویق هم می کنیم بروند ببینند. حرفهای ما را هم ببینند. بعد مقایسه کنند، ببینند در این مقایسه کدام احسن است!؟ آن را انتخاب کنند. هر تشخیصی آقایان دادند حالا به طرف شیعه باشد یا به طرف وهابی باشد به طرف سنی باشد

لذا قرآن می گویدآن کسانی که می برند جهنم می گویند:

(لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا في‏ أَصْحابِ السَّعير)

و مى‏گويند: اگر ما گوش شنوا داشتيم، يا تعقل مى‏كرديم، جزء دوزخيان نبوديم.

سوره ملک(67)؛ آیه 10

آقای محمد آقای عزیز! بحث جهنم و بهشت است! بحث گرفتاری در غضب الهی و رفتن در رحمت الهی هست. ما که صد بار نمی خواهیم بیاییم در دنیا. حالا یک بار بیاییم تجربه کنیم مرتبه دوم و سوم تا صد بار تجربه های گذشته را بکار بگیریم. یک دفعه آمدیم برادر بزرگوارم وقتی حضرت ملک الموت آمد، دیگر تمام پرونده ها بسته شد. الان بنده و جناب عالی فرصت برای تحقیق داریم.

خب الان حضرت عالی می خواهید نماز بخوانید. الان از شما سوال می کنند پیغمبر اکرم سیزده سال در مکه جلوی همه نماز خوانده و یازده سال در مدینه نماز خوانده، بابا پیغمبر اکرم، دست بسته نماز خوانده یا دست باز نماز خوانده؟

اصلا ما کاری به شیعه نداریم. آقایان مالکی ها می گویند دست باز نماز می خوانیم. آقایان حنفی ها می گویند دست بسته. بابا پیغمبر دیگر روایت که نیست که بگوییم اینها را جابجا کردند. 23 سال پیغمبر جلوی همه مردم نماز خوانده. چطوری نماز خوانده؟

عزیز دل من! خب اگر ما اینها را نگوییم چه کنیم؟ یا پیغمبر وضو می گرفت حالا مکه اش را کار نداریم. در مدینه وقتی وضو می گرفت صحابه می آمدند قطرات آب وضوی پیغمبر را توتیای چشمشان قرار می دادند. پیغمبر که وضو می گرفت دستش را اینطوری می شست؟ ( از سر انگشتان تا آرنج ) یا نه این شکلی می شست ( از آرنج تا سر انگشتان )؟ پیغمبر اکرم پای مبارکشان مسح می کشیدند یا پیغمبر اکرم می شستند؟ اصلا ما کاری با هیچ نداریم همین ابتدائیات برادر بزرگوارم خب باید بیایند آن آقایان روشن بکنند.

 به قول آقای «ابن حزم» که می گوید کتاب می گوید پا را باید مسح کنید. سنت می گوید باید مسح کنید. ولی چکار کنیم ائمه ما گفتند باید بشویید ما هم داریم می شوییم!!

یا به قول «ابن عباس» که می گوید:

«ما أَجِدُ في كِتَابِ اللَّهِ الا مَسْحَتَيْنِ وَغَسْلَتَيْنِ»

در قرآن  فقط دو شستن و دو مسح کردن وجود دارد.

مسند الإمام أحمد بن حنبل، اسم المؤلف: أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشيباني، دار النشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛ ج6، ص 358، ح 27060

قرآن می گوید دو تا از اعضایتان را بشویید صورت و دست. و دو عضوتان را هم مسح کنید ولی مردم زیر بار مسحتین قرآن نمی روند. خب ما اینجا بارها گفتیم روایت نماز پیغمبر را جلو صحابه دارند می خوانند امیرالمؤمنین وضو گرفته پیغمبر وضو گرفته دیگر صحابه وضو گرفتند این مشخص است واضح است برادر بزرگوارم!

ما اصلا هیچ الزامی نداریم. در اینجا ما نمی گوییم شما اگر چنانچه آمدید پایت را شستی وضویت باطل است. پشت سر تو نماز نمی خوانیم. نه، امام صادق فرمود:

«مَنْ صَلَّى مَعَهُمْ فِی الصَّفِّ الْأَوَّلِ فَکَأَنَّمَا صَلَّى مَعَ رَسُولِ اللَّهِ، فِی الصَّفِّ الْأَوَّل»

هر کس پشت سر اهل سنت در صف اول نماز بخواند، گویا پشت سر پیغمبر در صف اول نماز خوانده است.

الهدایة شیخ صدوق، ص53؛ کافی، ج3، ص380؛ امالی شیخ صدوق، ص449؛ من لا یحضره الفقیه، ج1، ص382؛ وسائل الشیعه، ج8، ص299-300

با اینکه می دانیم وضوی ایشان با توجه به عقیده خودمان وضوی درستی نیست ولی آن آقایان می گویند چون شیعه وضویش نادرست است ما پشت سرش نماز نمی خوانیم!

مجری:

حالا استاد! ما دو نفر از عزیزانمان پشت خط هستند چون آقای عبدالحمید یک نکته ای را گفتند آقای محمد آقا هم به آن اشاره کردند، من می خواهم این را خیلی مختصر بفرمایید این دوست داشتن تنها کافی است؟ چون ایشان اشاره کردند اینکه اهل بیت را دوست را دارند امیر المومنین را دوست دارند. این دوست داشتن تنها کفایت می کند؟

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ببینید دوست داشتن کار خوبی است. ببینید خود محبت یک سرمایه ای است خدا به هر کس نمی دهد. این نواصب و این وهابی ها از دوستی اهل بیت محروم هستند. که بابا می گوید که من از قبر شش گوشه متنفرم!!

به درک اسفل! به قبر پدر و مادرت که متنفر هستی! تو اگر متنفر نباشی ما باید تعجب کنیم! خب این یک دفعه هست. یک دفعه هم یک عزیز اهل سنتی است که خب عزیزان شما مشرف شدید چقدر از اهل سنت می آیند آنجا امام حسین که هیچ نسبت به آقا قمر بنی هاشم (سلام الله علیه) ارادت فوق العاده دارند. همین جا حضرت معصومه می آیندحضرت امام رضا اهل سنت می آیند.

 اینها محبت است. خداوند می فرماید:

«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏»

بگو من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم در خواست نمی کنم جز دوست داشتن نزدیکانم

سوره شورى آیه 23

ولی ببینید بحث محبت یک شیء است بحث عمل به گفتار ائمه یک شیء دیگری است. پیغمبر اکرم که می گوید من دو چیز گران بها گذاشتم میان شما می روم. کتاب خدا و اهل بیت من. نمی گوید کتاب خدا را دوست داشته باشید یا اهل بیت را دوست داشته باشید می گوید «ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی» اگر به اینها تمسک کردید یعنی به دستور قرآن عمل کردید به دستور ائمه عمل کردید گمراه نمی شوید.

بحث عمل کردن به دستور قرآن و دستور ائمه (سلام الله علیهم اجمعین) است. این ملاک است. باز هم دارم عرض می کنم محبت توفیقی است و نعمتی است خدای عالم این محبت اهل بیت را عذر می خواهم به هر بی سر و پایی نمی دهد. در هر قلبی محبت اهل بیت را قرار نمی دهد. یکی کسی که نطفه ناپاک داشته باشد قطعا محبت اهل بیت را در همچنین قلبی جای نمی گیرد. شیعه باشد یا سنی باشد فرقی نمی کند.

مجری:

بسیار خوب! خیلی متشکرم استاد! کامل و جامع فرمودید برای این دو عزیزی که آمدند روی خط ارتباطی ما و همه بزرگواران و عزیزان شیعه واهل سنت که به هر صورت تکلیف کاملا روشن هست.

اما بیننده بعدی ما آقای موسوی از استان البرز در کرج تماس گرفتند که خوب خیلی وقت پشت خط بودند آقای موسوی سلام به شما.

آقای «موسوی» از استان البرز (شیعه):

السلام علیکم وقت حضرت عالی بخیر!

مجری:

خیلی متشکرم ممنونم آقای موسوی جان بفرمایید.

بیننده:

اولا هم خدمت شما و همه کسانی که زحمت می کشند در شبکه ولایت صمیمانه تشکر می کنم و از جناب آقای استاد متشکرم که یک مدتی است الحمد الله رب العالمین مردم را از نظر میل به حقیقت و پیدا کردن راه حق کمک می کند. امیدوارم خدا که هم به شما هم به همه کسانی که در آن شبکه زحمت  می کشند اجر دنیا و آخرت عنایت کند انشاء الله.

عرض محضر شما، یک مطلب من اول در پرانتز عرض کنم راجع وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و این داستان فدک این صحبتی که بود اهل سنت مثل اینکه نظرشان بر این است حدیثی که یکی از خلفا گفتند که از رسول الله رسید که از پیامبر چیزی به ارث نمی رسد این اهل سنت خوب است یک سوالی را راجع این حدیث از خودشان بکنند!

چون اولا بعد از این که پیغمبر مکرم اسلام رحلت فرمود این منزلی که ایشان در آن سکونت داشت آیا ما ترک رسول الله بود یا نبود؟ اگر ماترک رسول الله بود به عنوان ارث پس باید به کسی نمی رسید! به چه کسی رسید بعد از وجود مبارک حضرت پیغمبر اکرم چه کسی درمنزل پیغمبر سکنی داشت؟

مطلب دوم اینکه داستان فدک اصلا ارث نیست. این زمین و این قطعه و این باغ در زمان پیغمبر تعلق گرفته به حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) مثل این می ماند الان بنده زنده ام در حیات خودم یک باغی دارم این باغ را به یک کسی می بخشم بعد از مرگ من یک دولتی پیدا بشود بیاید این بخشش من را از طرف پس بگیرد و به نفع دولت غصبش کند!! و یا اینکه به کسی دیگر بدهد.

این مطلب عقلانی است که قبل از وفات پیامبر این فدک بخشیده شده به حضرت فاطمه زهرا وقتی رسول اکرم رحلت فرمود این از اموال فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بود آن مطلب را در پرانتز خواستم عرض کنم و اما اصل مطلب اصل صحبت من این است که داستان عالم داستان تقابل حق و باطل است.

خدا بارها و بارها در قرآن ما را امر کرده که ما به سوی حق برویم به سوی حق برویم یعنی به سوی باطل نرویم. باید اول باطل را بشناسیم آیا باید اول حق را بشناسیم یا نباید بشناسیم؟

یک زمانی بود که تلویزیون نبود. ماهواره نبود. اینترنت نبود. دستگاههای ارتباطی جمعی نبود. انسان می توانست بگوید من از نظر فکری مستضعف هستم. دستم به جایی نمی رسد. تحقیق نمی توانم بکنم. لذا در همین دینی که دارم ایستادم و بر همین دینی که الان هستم آن چیزی را می  شنوم عمل می کنم. بعد از اینکه مُردم انشاء الله در آخرت خدا با من به عطوفت رفتار می کند.

 الان شبکه های مختلفی هست اهل سنت هم شبکه ولایت را گوش می کنند می بینند هم شبکه های اهل سنت را می شنوند و هم شبکه هایی که مربوط به وهابیت پلید است را می بینند!

عرض محضر شما، من مدتی است این سوال در ذهنم ایجاد شده که این کسانی که اهل سنت هستند و این شبکه ولایت را می بینند، شبکه وهابیت را می بینند و یا سایر شبکه ها را می بینند چطور در ذهن اینها یک جرقه ای ایجاد نمی شود؟ یک تلنگری به اینها نمی خورد که نکند این راهی که می رویم حقیقت نباشد!؟

مدتهای بسیار طولانی این شبکه ولایت از کتب معتبر خود اهل سنت احادیث روایات نوشته هایی می آورد که اگر من خودم اگر اهل سنت بودم و این مطالب را می شنیدم اصلا شالوده فکری من نسبت به دین و مذهب خودم به هر کدام از فرق اهل سنت واقعا به هم می ریخت چون مسائلی در کتب اینها هست احادیث و روایاتی در کتب اینها هست اصلا نمی گذارد این بنیان هیچ کدام از این مذاهب و فرق اهل سنت بر یک پایه ای استوار بماند همه پایه ها را بنیانها را خراب می کند چطور اهل سنت به فکر فرو نمی روند چطور در ذهنهایشان این سوال پیش نمی آید که براستی حقیقت چیست و حقیقت در کدام راه هست!؟

مجری:

بسیار خوب ممنونم آقای موسوی! خیلی لطف فرمودید تشکر از هر دو نکته ای که بیان فرمودید. انشاء الله که پیروز و سربلند باشید. با متانت و آرامش کامل مطالبتان را گفتید و ممنونم از شما. انشاء الله تاثیر خودش را هم شما به سهم خودتان داشتید داشته باشد. با شما خدا حافظی می کنیم و برویم به عراق بیننده بعدی ما آقای شیخ چنانی اگر اشتباه نگفته باشم از عراق آقای شیخ چنانی سلام به شما!

آقای «شیخ چنانی» از «عراق» (شیعه):

سلام علیکم و رحمة الله و برکاته. حال شما چطور است؟ خوب هستید انشاء الله؟ به حق محمد و آل محمد. من مختصر و مفید از «ابابکر» سه تا سوال می پرسم:

 یک: می گویم اگرقطع داری ای ابابکر! که فدک ملک پیغمبر و ملک فاطمه زهرا (علیها السلام) نیست، پس چرا بیّنه می خواستی؟ و اگر قطع نداری چرا حاکمیت بدون قاطعیت انجام دادی بر علیه فاطمه زهرا؟ و اینجا خلاف عدالت است ای ابابکر!

دوم: ای ابابکر! اگر قطع داری که حکم خدا در اموال پیغمبر غیر منقول است که باید بر می گردد به بیت المال؛ چرا بینه می خواستی؟ بینه معنا ندارد در برابر حکم خدا! اگر واقعا حکم خداست

سوال سوم: ای ابابکر! اگر قطع داری که اموال رسول خدا باید به بیت المال برگردد و حق تصرف جایز نیست چرا اجازه دادی به عایشه به خانه پیغمبر تصرف بکند؟ عجب دختر پیغمبر اجازه ندارد به حق تصرف اما همسر پیغمبر اجازه دارد؟

مطلب اخیر: به کدام اجازه وصیت دادی که قبر شما و عمر نزدیک قبر پیغمبر باشد؟ و خداوند می گوید (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُم)

باید برای ورود به خانه های پیغمبر باید اجازه داشته باشی با کدام اجازه؟ اگر می گویی به اجازه عایشه؛ می گویم عجب عایشه اجازه تصرف دارد اما فاطمه اجازه تصرف ندارد ببخشید طولانی شد.

من از اهل تسنن می پرسم می گویم آی اهل تسنن! مگر نمی گویید «علیکم بسنتی و بسنة الخلفاء من بعدی» به سنت عمر به سنت ابابکر عمل می کنید. خب بیایید ببینید سنت عمر و سنت ابابکر چکار کردند؟ در اعتقاد به قبر اولین نفر در امت اسلام عمر و ابوبکر که اعتقاد دارند که قبر فوائد دارد والا چرا وصیت کردند که قبرشان نزدیک قبر پیغمبر باشد؟ مگر زمین نیست و گوش کنید ای اهل تسنن که عمر و ابوبکر اولین قبوری در امت اسلام اولین نفرها که اعتقاد دارند قبر فائده دارد و مصالح دارد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

خیلی متشکرم آقای شیخ چنانی از عراق. انشاء الله که موفق و پیروز و سربلند باشید. به هر صورت اگر به همین زودی ها توفیق داشتید که به حرم آقایمان مولایمان امیر المومنان علی (علیه السلام) در نجف اشرف مشرف شدید سلام گرم ما را به محضر آقا برسانید. موفق شدید به حرم ائمه عزیز ما در کاظمین در سامرا و کربلای عزیز و در کنار حرم سید الشهدا و آقا اباالفضل رفتید، انشاء الله دعا گو و نائب الزیاره ما باشید.

یک سؤال اساسی از برادران اهل سنت!

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

یک نکته ای که امثال آقای عبدالحمید باید بیایند جواب بدهند که اگر واقعا این خانه هایی که در اختیار همسران پیغمبر بود، اگر پیغمبر اینها را بخشیده، خب بینه بیاورند دلیل بیاورند حالا یک روایت ضعیف موضوعه بیاورند که پیغمبر این حجرات را بخشیده! و اگر نه نبخشیده این مربوط به عموم مسلمانهاست! خب باید بعد از رحلت پیامبر باید تمام اینها از حجره ها بروند بیرون! چون برای عموم مسلمانهاست.

همانطوری که فدک به تصرف حکومت در آمد، آن هم باید به تصرف حکومت در آید. و اگر نه، این خانه ها ملک پیغمبر بوده، خب هر کدام از اینها از ملک آن هم، از اعیان نه، عرصه یک هشتم می برند! حالا هشت یا نه تا پیغمبر زن داشته هر کدام از اینها یک هشتم از یک نهم یا یک دهم دارند!!

خب اگر یک فرد عادی از دنیا می رود مثلا یک فرد عادی آقای زید از دنیا می رود، این خانمش که در این خانه هست این خانه متعلق به وراث آن است یا اینجا می خواهد بنشند باید از وراث اجازه بگیرد یا نه این به وراث منتقل بشود نسبت به اعیانش قیمت بشود و یک هشتم آن در اختیار آن قرار بگیرد که اگر وارث راضی نباشند تصرف اینها در آنجا تصرف عدوانی است.

و همین نکته نکته خیلی ظریفی است که ایشان گفتند شاید یک مقداری هم تلخ باشد برای عزیزان اهل سنت. ولی یک سوالش که حالا این ادبیاتی که این عزیزمان بکار بردند یک مقداری خیلی لخت و عور بود شاید چون به زبان فارسی هم نمی توانستند خوب صحبت بکنند این بود. ولی اگر کسی این را خیلی دوستانه سوال بکند که اصلا این قضایا چه بوده و اینکه اینها آمدند از خود عایشه اجازه گرفتند در آنجا دفن بشود شما که می گویید پیغمبر می گوید «لا نورث»! دلیلی هم که ندارید پیغمبر بخشیده باشد، خوب چطور شد همسر پیغمبر «تورث» ولی دختر پیغمبر «لا تورث»؟ 

مجری:

بله خیلی عالی متشکریم از آقای شیخ چنانی عزیز از عراق. ما دو نفر بیننده دیگر دوستان اسم به من دادند که انشاء الله این دو بزرگوار مختصر مطالبشان را بگویند که انشاء الله هر دو بزرگوار را بتوانیم صدایشان و مطالبشان را بشنویم

 آقا مجید از ساری به شما سلام می گویم

آقا «مجید» از «ساری» (شیعه):

 سلام علیکم خسته نباشید. با سلام و درود فراوان به شما و آقای قزوینی. عرض به حضورتان به خاطر اینکه فرمودید خیلی کوتاه، من خیلی کوتاه من یک سوال کوچکی دارم از خدمتتان می پرسم و مرخص می شوم و از طریق تلوزیون گوش می کنم.

با توجه به اینکه بنده خودم در یکی از کتب خودمان شیعیان خواندم که بزرگترین خیانتی که به اصطلاح «صحابه» که همان عمر و عثمان و ابوبکر باشند به تشیع و به پیامبر و مسلمانها کردند این بوده که در زمان خلافت فکر می کنم «عمر» بود من خواندم ایشان دستور داده بود در دارالخلافه کلیه احادیث و قرآنهایی که به جا مانده را جمع کنند. ایشان با شگردی درخواست کرده بوده می خواست جمع آوری بکند و چاپ کند و تمامش را آتش زده و دوباره آنچه که هست چاپ شده این می خواستم صحتش را بدانم.

مجری:

خیلی متشکریم حالا آن کلمه را بکار نمی بردید آن کلمه ابتدایی شما به هر صورت ما بنایمان هست که اینجا هر آنچه که می گوییم در نهایت ادب و احترام به عزیزان اهل سنت و مقدساتشان هست ای کاش سوالتان را به شکل دیگری مطرح می کردید با شما خداحافظی می کنیم.

آقای «خلیلی» از «تهران» (شیعه):

سلام علیکم. عرض سلام و خسته نباشید دارم خدمت دکتر قزوینی و آقای اسماعیلی عزیز من اول می خواستم صمیمانه خالصانه و عاشقانه از شما تشکر کنم به خاطر اینکه فقط به خاطر اینکه شما داریداصول گفتگو را رعایت می کنید. ببینید من با مذهب و دین و این چیزها هیچ کاری ندارم فقط این را می خواستم خدمتتان عرض کنم مثلا شما الان می خواهید بروید کاندا، بروید آنجا صحبت کنید وقتی می خواهید صحبت کنید اصول گفتگو را شما رعایت نکنید اصلا نمی گذارند شما حرف بزنید.

ما اگر بخواهیم یک مکتبی را همین طوری تبلیغش بکنیم مثلا من می خواهم بروم ژاپن می خواهم این مکتب اسلام را تبلیغ کنم آنجا. اگر با این وضعیت با تعصب  و فحش و با پیروی از هوا و هوس بخواهم دین را تبلیغ کنم واقعا نمی توانم شکست می خورم.

و بهترین روش همین روشی که شما دارید انجام می دهید. که اصول گفتگو را دارید رعایت می کنید. من فقط تماس گرفتم فقط به خاطر همین موضوع از شما تشکر کنم. و به تمامی هم نوعان و برادران توصیه کنم قبل از اینکه بروند تحقیق دینی بکنند و این چیزها، اسلام را بشناسند، اول بروند اصول گفتگو را یاد بگیرند رعایت کنند.

اگر این موضوع درست بشود تمام موضوعات حل می شود. چون دیگر از باء بسم الله تا سین ناس آخر قرآن دیگر همه چیز مشخص است. واقعا مشخص است. یعنی هیچ چیزی هیچ عقده ای هیچ گره ای وجود ندارد. که ما بخواهیم سر آن دعوا بکنیم هیچ دعوایی وجود ندارد. همه چیز مشخص است. نورانی اصول گفتگو را ما رعایت بکنیم هیچ مشکلی وجود ندارد این را من می خواستم توصیه بکنم و می خواستم خالصانه تشکر بکنم.

مجری:

بزرگوارید آقای خلیلی ممنونم از شما با شما خداحافظی می کنیم التماس دعای خیر داریم استاد! فقط خیلی مختصر مفید در خصوص از بین بردن احادیث نکته ای را بفرمایید.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

ببینید بحث ایشان بحث احادیث نبود. بحث قرآن بود. یعنی زمان خلافت خلیفه دوم نبود، برای دوران خلافت عثمان بود. قرآنهای که نوشته شده بود بعضاً به خاطر اختلافی که در بعضی از آیاتی که بوده و برداشتهایی که صحابه داشتند و اینها، ایشان دستور داد تمام کسانی که قرآن در اختیارشان بود آوردند و همه را سوزاند!!

فقط یک قرآن آن هم با یک اعراب و با یک قرائت در میان مردم منتشر کردند. خب ایشان نظرشان این بوده که این قرائت های مختلف باعث می شود برداشت های مختلفی باشد و برداشتهای مختلف هم موجب اختلافهای زیاد می شده. در رابطه با روایات هم زمان خود آقای ابوبکر ایشان احادیث را که روایات متعددی ما قبلا هم آوردیم که از قول عایشه است آقای ذهبی در «تذکرة الحفاظ» نقل می کند که:

«جَمَعَ أَبِي الْحَدِيثَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وََ كَانَتْ خَمْسَمَائَةِ حَدِيثٍ، فَبَاتَ لَيْلَةً يَتَقَلَّبُ كَثِيرَاً، قَالَتْ : فَغَمَّنِي، فَقُلْتُ : تَتَقَلَّبُ لِشَكْوَى أَوْ لِشَيْءٍ بَلَغَكَ ؟ فَلَمَّا أَصْبَحَ قَالَ: أَيْ بُنَيَّةُ هَلُمي الأَحَادِيثَ الَّتِي عِنْدَكِ فَجِئْتُهُ بها فَدَعَا بِنَارٍ فَأَحْرَقَهَا»

روزی پدرم احادیث پیامبر را جمع کرد که به پانصد حدیث رسید، شب که خوابید مدام این طرف و آن طرف می چرخید، نگران شدم پرسیدم چیزی تو را ناراحت کرده است؟ وقتی صبح شد به من گفت: دخترم احادیثی که پیش تو هست را بیاور، من احادیث را آوردم و پدرم آتشی خواست و همه احادیث را سوزاند.

تذكرة الحفاظ؛ اسم المؤلف: أبو عبد الله شمس الدين محمد الذهبي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة : الأولى؛ ج1، ص 5

این قضیه ارتباطی به زمان خلافت آقای «عمر بن الخطاب» نداشته که این عزیزمان جناب آقای آقا مجید از ساری مطرح کردند. ما اینها را مفصل قبلا هم توضیح دادیم در سایت ولی عصر هم مراجعه کنند آنجا بحثها مفصل بحث شده است.

مجری:

خب خیلی متشکرم از تک تک شما دوستان بیننده که همراه بودید با برنامه زنده حبل المتین از «شبکه جهانی ولایت» افتخار می کنیم که تلاشمان و کوششمان بر این هست که روشمان منشمان مطابق با روش و منش آقایمان مولایمان علی (علیه السلام) و اهل بیت عصمت و طهارت و نبی گرامی اسلام باشد.

انشاء الله شما هم در حق ما دعا بکنید ما هم در حق شما دعا می کنیم. در این امر بتوانیم موفق باشیم و انشاء الله دعای حضرت استاد هم حسن ختام ما باشد.

آیة الله دکتر حسینی قزوینی:

خدایا تو را قسمت می دهیم به اسماء حسنایت و به اولیائت به ویژه به آبروی حضرت زهرا (سلام الله علیها) هر چه سریعتر فرج مولای ما امام زمان نزدیک بگردان. و ما را از یاران خاص آن بزرگوار قرار بده. قلب مقدسش با ظهورش مسرور بگردان. بر تمام بیماران بویژه بیماران مورد نظر به آبروی زهرای مرضیه شفای عاجل کرم فرما.

رفع گرفتاری از همه گرفتاران بنما مخصوصا عزیز ما در عراق در سوریه گرفتار وحشی های داعش در یمن گرفتار وحشی های آل سعود هستند و همچنین در بحرین در خود عربستان سعودی در میانمار و جاهای دیگر که گرفتارند خدا به آبروی زهرای مرضیه از همه گرفتاران رفع گرفتاری بفرما.

حوائج حاجت مندان روا نما. حوائج ما حوائج دست اندر کاران شبکه جهانی ولایت حوائج بیننده گان عزیز بویژه عزیزان ولایت یاور خدا به آبروی زهرای مرضیه برآورده نما. دعاهای ما را به اجابت برسان.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

مجری:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ممنونم از تک تک شما دوستان خوب بیننده خانم ها و آقایان محترم خواهران و برادران ایمانی خودم که همراه بودید با شبکه جهانی ولایت.

تقریبا نزدیک 120 دقیقه برنامه زنده تقدیم حضور شما شد. امیدوارم که پیروز و سر بلند باشید حالا از حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) برای شما گفتیم ولادت با سعادت این بانوی بزرگوار هم در پیش رو هست که به هر صورت روز زن و روز مقام و منزلت مادر هم نامگذاری شده فرصت بسیار خوبی است برای تجلیل از مادران عزیزی که از عشقشان از ارادتشان از محبتشان مایه گذاشتند در دلهای ما گذاشتند این عشق و ارادت و محبت را و مادرانی که ما را در آغوش خودشان با عشق امیر المومنین بزرگ کردند. از شیره جانشان به ما دادند تا ما محب و رهرو راه آقا امیر مومنان علی (علیه السلام) باشیم یادمان باشد که حتما قدر دانشان باشیم با نام امیرالمومنین شروع کردیم و حسن ختام برنامه امشب ما نام زیبای نبی گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله و سلم) باشد و یک ذکر نورانی صلوات.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

خیلی متشکرم التماس دعا یا علی مدد. 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English