2020 September 25 - جمعه 04 مهر 1399
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2
کد مطلب: ٨٦٠٢ تاریخ انتشار: ٠٦ دي ١٣٩٤ - ١٣:٤٩ تعداد بازدید: 2933
خارج کلام مقارن » عمومی
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 2

جلسه بیست و ششم 94/10/06

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 جلسه بیست و ششم 94/10/06

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاءالله.

در جلسه دیروز، نکاتی را در رابطه با برگزاری جشن میلاد نبی مکرم خدمت دوستان عرض کردیم. مطالبی را از «ابن تیمیه» و «بن باز» و «عثیمین» و... نقل کردیم و گفتیم که اینها وقتی به نبی مکرم می رسند، برگزاری هر گونه جشن میلاد را بدعت، و حرام اعلام می کنند، ولی وقتی به خودشان می رسند، مراسماتی مثل جشن ملی عربستان را جایز، بلکه واجب می دانند.

روز درختکاری بدعت نیست؛ ولی جشن میلاد پیامبر بدعت است!!

در این زمینه، سؤالی از «لجنه دائم افتاء عربستان» شده است به این صورت که:

«ما هو حكم الشرع في الاحتفال بمولد الرسول صلى الله عليه وسلم، وبعيد مولد الأطفال، وعيد الأم، وأسبوع الشجرة، وأسبوع المرور، واليوم الوطني للمملكة، وأسبوع المساجد أليست بدعة؟ فلماذا تحاربون الاحتفال بمولد الرسول مع العلم أنه أعظم رجل عرفته البشرية جمعاء وهو أحق وأهل لذلك ولا تنكرون على هذه الاحتفالات الأخرى»

در رابطه با جشن میلاد پیامبر، جشن تولد کودکان، روز مادر، هفته درخت کاری، هفته نیروی انتظامی، روز ملی کشورها، و هفته مساجد؛ آیا این مراسمات بدعت نیستند!؟ چرا شما با جشن میلاد پیامبر، با اینکه می دانید پیامبر والاترین کسی بود که بشریت به خود دیده بود، مخالفت کرده و به نبرد برخواسته اید؛ ولی این جشن های دیگر را انکار نمی کنید؟

«لجنه دائم افتاء» در پاسخ می نویسد:

«ما كان المقصود منه تنظيم الأعمال مثلا لمصلحة الأمة وضبط أمورها؛ كأسبوع المرور، وتنظيم مواعيد الدراسة، والاجتماع بالموظفين للعمل ونحو ذلك مما لا يفضي به إلى التقرب والعبادة والتعظيم بالأصالة، فهو من البدع العادية التي لا يشملها قوله صلى الله عليه وسلم  من أحدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد فلا حرج فيه، بل يكون مشروعاً»

هر عملی که مراد از آن تنظیم اعمال باشد برای مصلحت عمومی مردم، مثل هفته نیروی انتظامی، سالگرد بازگشائی مدارس، و روز کارگر و امثال اینها، که در حقیقت منجر به تعظیم و تقرب و عبادت نمی شود، از بدعت های عادی است که فرمایش پیامبر که فرمود هر کس در دین چیزی را ایجاد بکند که در دین نیست، مردود است؛ شاملش نمی شود. و مشروع و جایز است.

اللجنة الدائمة للبحوث العلمية والإفتاء، نائب رئيس اللجنة ... الرئيس، عبد الرزاق عفيفي ... عبد العزيز بن عبد الله بن باز؛ ج3، ص 59؛ دار المؤید، ریاض، المملکة العربیة السعودیة

مفتیان وهابی؛ مصداق بارز این آیه قرآن هستند!

ببینید که این وهابی ها، چگونه با شریعت بازی می کنند!؟ اینها وقتی به مقدسات دینی می رسند، داد و فریاد می کنند که خلاف شرع است و حرام است و بدعت است و... در کنارش هم ده آیه و روایت هم ردیف می کنند!! ولی وقتی به مسائل خودشان که به نفع خودشان و منافع آل سعود است می رسند، به راحتی فتوای به جواز را صادر می کنند. در حقیقت اینها مصداق این آیه هستند که فرمود:

(أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‏ عِلْمٍ وَ خَتَمَ عَلى‏ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى‏ بَصَرِهِ غِشاوَةً فَمَنْ يَهْديهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُون)

آيا ديدى كسى را كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار داده؟ و خداوند او را با آگاهى (بر اينكه شايسته هدايت نيست) گمراه ساخته، و بر گوش و قلبش‏ مهر زده، و بر چشمش پرده‏اى افكنده، با اينحال چه كسى مى‏تواند غير از خدا او را هدايت كند؟ آيا متذكر نمى‏شويد؟!

سوره جاثية(45): آیه 23 ‏

 وهابی ها، مبنای کارشان هوای نفس است. هر آنچه را که هوای نفسشان می کشد، به همان شکل، آیات و روایات را تطبیق می کنند.

«بن باز»: اساساً مسلمین چنین حقی را ندارند که برای پیامبر جشن بگیرند!!

وقتی به میلاد نبی مکرم می رسند، با وقاحت تمام اعلام می کنند که اساساً مسلمین چنین حقی را ندارند که برای پیامبر جشن بگیرند!! دیروز عرض کردیم که «بن باز» در این زمینه گفته است که:

« ليس للمسلمين أن يقيموا احتفالا بمولد النبي صلى الله عليه وسلم في ليلة 12 ربيع الأول ولا في غيرها، كما أنه ليس لهم أن يقيموا أي احتفال بمولد غيره عليه الصلاة والسلام؛ لأن الاحتفال بالموالد من البدع المحدثة في الدين؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم لم يحتفل بمولده في حياته صلى الله عليه وسلم وهو المبلغ للدين والمشرع للشرائع عن ربه سبحانه ولا أمر بذلك ولم يفعله خلفاؤه الراشدون ولا أصحابه جميعا ولا التابعون لهم بإحسان في القرون المفضلة. فعلم أنه بدعة وقد قال صلى الله عليه وسلم: من أحدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد، وفي رواية من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهو رد»

جایز نیست که مسلمانها برای میلاد پیامبر جشن بگیرند. نه در 12ربیع و نه در روزهای دیگر. همچنین برگزاری جشن میلاد برای غیر پیغمبر نیز جایز نیست. چرا که برگزاری جشن میلاد، از بدعتهائی است که در دین ایجاد شده است. زیرا نبی مکرم در زمان حیات خود، برای خود جشن میلاد نگرفت! و دستوری هم به برگزاری آن نداد. در حالی که ایشان از ناحیه خداوند، مبلغ و مشرع دین بود. همچنین خلفای راشدون و هیچکدام از صحابه و نه تابعین ایشان هم، جشن میلاد نگرفته اند. بنابراین معلوم می شود که این کار بدعت است. و پیغمبر هم فرموده است که هر کسی در این امر دین، چیزی را ایجاد کند که در دین نیست، مردود است. و در روایت دیگری فرموده است: هر کسی کاری را بکند که دستور ما بر آن نیست، آن عمل مردود است.

مجموع فتاوى، بن باز، ج4، ص 289؛ جمع و اشراف: محمد بن سعد الشویعر؛ ادارة البحوث العلمیه و الإفتاء، دار القاسم للنشر، الریاض، المملکة العربیة السعودیة

ما از این وهابی ها سؤال می کنیم که آیا پیامبر هم، روز کارگر را جشن گرفته است!؟ روز پلیس را جشن گرفته است!؟ بالاتر از اینها، آیا پیامبر سالگرد تأسیس اسلام را در روز هجرت از مکه به مدینه جشن گرفته است یا نه!؟

صحیح مسلم: پیامبر روز ولادت خودش را روزه می گرفت!!

نکته مهمی که در اینجا باید ذکر شود، روایت «صحیح مسلم» است از علت استحباب روزه روز دوشنبه، که پیامبر این روز را روزه می گرفتند:

«سُئِلَ عَنْ صَوْمِ يَوْمِ الِاثْنَيْنِ؟ قَالَ: «ذَاكَ يَوْمٌ وُلِدْتُ فِيهِ، وَ يَوْمٌ بُعِثْتُ»

از روزه روز دوشنبه از پیغمبر سؤال کردند - که چرا شما روزه می گیرید؟ - فرمود: روز دوشنبه روزی است که من به دنیا آمدم و به نبوت مبعوث شدم.

صحیح مسلم، ج2، ص 819، بَابُ اسْتِحْبَابِ صِيَامِ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ مِنْ كُلِّ شَهْرٍ، ح 1162؛دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقی

بسیاری از فقهای اهل سنت، بر مشروعیت میلاد نبی مکرم(صلی الله علیه و آله) به همین روایت صحیح مسلم، استناد کرده اند.

معمولاً روزه گرفتن یک روزه خاص، به خاطر شکرانه یک نعمت است. الآن یهودی ها یک روز خاص را به خاطر غالب شدن حضرت موسی بر فرعونیان، روزه می گیرند و جشن می گیرند.

پیغمبر اکرم، روز دوشنبه را به خاطر میلاد خودش روزه می گرفتند. آیا این روزه، نشانه شادی و خرسندی نیست؟ نشانه شکرانه نعمت نیست؟

شما الآن روز عاشورا را در سراسر جهان اعلام می کنید که روزه بگیرند، چرا؟ چون بنی امیه این روز را به خاطر کشتن فرزند پیغمبر، روزه گرفتند و جشن گرفتند!! شما اگر راست می گوئید چرا اعلام نمی کنید که مردم روز میلاد پیغمبر را روزه بگیرند؟ شما مگر تابع سنت پیغمبر نیستید؟ مگر پیغمبر روز میلاد خودش را روزه نمی گرفت!؟ چرا شما نمی آئید این روز را روزه بگیرید، و به دنیا هم اعلام کنید که روز میلاد را روزه بگیرند!؟؟

اقوال علمای اهل سنت؛ در مشروعیت جشن میلاد پیامبر:

در اینجا لازم است که من در زمینه اهمیت برگزاری جشن میلاد نبی مکرم(صلی الله علیه و آله) اقوال چند تن از علماء و بزرگان را مطرح بکنم:

دیدگاه «ابن جوزی»:

«حلبی» در سیره حلبیه از قول «ابن جوزی» تعبیر جالبی را نقل می کند و می گوید:

«قال ابن الجوزي من خواصه أنه أمان في ذلك العام و بشرى عاجلة بنيل البغية و المرام»

ابن جوزی گفته است که از خواص برگزاری جشن روز میلاد پیامبر، این است که باعث امان از بلاء در آن سال می شود. و بشارتی می شود برای رسیدن به خواسته ها در زندگی.

سیرة الحلبیه، ج1، ص 137؛ دار النشر: دار المعرفة - بيروت - 1400

دیدگاه «سیوطی»:

«عِنْدِي أَنَّ أَصْلَ عَمَلِ الْمَوْلِدِ الَّذِي هُوَ اجْتِمَاعُ النَّاسِ وَ قِرَاءَةُ مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ وَ رِوَايَةُ الْأَخْبَارِ الْوَارِدَةِ فِي مَبْدَأِ أَمْرِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَ مَا وَقَعَ فِي مَوْلِدِهِ مِنَ الْآيَاتِ، ثُمَّ يُمَدُّ لَهُمْ سِمَاطٌ يَأْكُلُونَهُ وَيَنْصَرِفُونَ مِنْ غَيْرِ زِيَادَةٍ عَلَى ذَلِكَ - هُوَ مِنَ الْبِدَعِ الْحَسَنَةِ الَّتِي يُثَابُ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا لِمَا فِيهِ مِنْ تَعْظِيمِ قَدْرِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَ إِظْهَارِ الْفَرَحِ وَ الِاسْتِبْشَارِ بِمَوْلِدِهِ الشَّرِيفِ،

به نظر من برگزاری جشن میلاد پیغمبر، به این صورت که عده ای از مردم دور هم جمع می شوند و به مقداری که می توانند قرآن می خوانند، و روایات مربوط به آغاز رسالت پیغمبر را می خوانند، اتفاقات روز میلاد را بیان می کنند و سپس سفره پهن می کنند و غذا می خورند؛ این کار از بدعت های حسنه ای است که صاحب آن به خاطر تعظیم پیامبر، و اظهار شادی و خوشحالی روز میلاد پیغمبر، مأجور است.

الحاوی للفتاوی، ج1، ص 221 و 222؛ بَابُ الْوَلِيمَةِ،حُسْنُ الْمَقْصِدِ فِي عَمَلِ الْمَوْلِدِ

آقای سیوطی در ادامه، برخی اخبار و مراسمات روز میلاد نبی مکرم را نقل می کند که چه ولیمه ها و طعام هائی را به مردم می دادند. مثلاً نقل می کند که در یک مراسم، 5 هزار گوسفند بریان بین مردم تقسیم کردند!

و در ادامه می نویسد که از آقای «ابن حجر» درباره جشن میلاد پیغمبر سؤال کردند که گفت:

«أَصْلُ عَمَلِ الْمَوْلِدِ بِدْعَةٌ لَمْ تُنْقَلْ عَنْ أَحَدٍ مِنَ السَّلَفِ الصَّالِحِ مِنَ الْقُرُونِ الثَّلَاثَةِ، وَ لَكِنَّهَا مَعَ ذَلِكَ قَدِ اشْتَمَلَتْ عَلَى مَحَاسِنَ وَ ضِدِّهَا، فَمَنْ تَحَرَّى فِي عَمَلِهَا الْمَحَاسِنَ وَ تَجَنَّبَ ضِدَّهَا كَانَ بِدْعَةً حَسَنَةً وَ إِلَّا»

اصل برگزاری جشن میلاد پیغمبر، بدعت است. و از کسی از سلف صالح چنین مراسمی نقل نشده است. و لکن با این همه، این مراسم متضمن برخی محاسن و برخی مضرات است. اگر کسی به دنبال محاسن باشد و از مضرات اجتناب کند، این عمل بدعت حسنه است.

مدرک شرعی «سیوطی» برای جواز جشن میلاد پیامبر:

در آخر، جناب آقای سیوطی می گوید که من قبلاً در مورد برگزاری مراسم میلاد پیغمبر شک داشتم که آیا مدرک شرعی داریم یا نه، ولی در ادامه برای من روشن شد که «بیهقی» از «انس بن مالک» نقل کرده است که نبی مکرم بعد از اینکه به نبوت رسید، برای خودش «عقیقه» ولادت انجام داد. در حالی که جد بزرگوارشان عبدالمطلب، در روز هفتم ولادت پیامبر، عقیقه انجام داده بود؛ لذا:

«فَيُحْمَلُ ذَلِكَ عَلَى أَنَّ الَّذِي فَعَلَهُ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ إِظْهَارٌ لِلشُّكْرِ عَلَى إِيجَادِ اللَّهِ إِيَّاهُ رَحْمَةً لِلْعَالَمِينَ وَ تَشْرِيعٌ لِأُمَّتِهِ....، فَيُسْتَحَبُّ لَنَا أَيْضًا إِظْهَارُ الشُّكْرِ بِمَوْلِدِهِ بِالِاجْتِمَاعِ وَإِطْعَامِ الطَّعَامِ وَنَحْوِ ذَلِكَ مِنْ وُجُوهِ الْقُرُبَاتِ وَإِظْهَارِ الْمَسَرَّاتِ»

پس این کار مجدد پیامبر در ذبح عقیقه، نشان می دهد که پیامبر برای اظهار شکر به خاطر به دنیا آمدنش، که رحمتی شده است برای مردم دنیا و آخرت و احکام الهی را برای مردم تشریع بکند؛ این عقیقه را دوباره ذبح کردند. پس بنابراین برای ما نیز مستحب است که به خاطر روز میلاد پیغمبر، با اجتماعات خودمان و اطعام دادن به مردم، و مانند این کارها، شکرگذاری کنیم.

الحاوی للفتاوی، ج1، ص 221 و 230؛ بَابُ الْوَلِيمَةِ،حُسْنُ الْمَقْصِدِ فِي عَمَلِ الْمَوْلِدِ

وقتی «ابولهب» برای خوشحالی از تولد پیامبر، تخفیف از عذاب می گیرد!

نکته دیگر در این زمینه، داستانی است که آقای سیوطی به نقل از «شمس الدین محمدبن محمد الجزری» در کتاب «عرف التعریف بالمولد الشریف» به این مضمون نقل کرده است:

«قد رئی أبوالهب بعد موته فی النوم، فقیل له: ما حالک؟ فقال:فی النار إلا أنه یخفف عنی کل لیله اثنین و أمص من بین إصبعی هاتین ماء بقدر هذا و أشار لرأس إصبعیه و إن ذلک باعتاقی لثویبه (جاریتی) عندما بشرتنی بولاده محمد و بإرضاعها له».

شخصی ابولهب را پس از مرگ در خواب دید و حال او را جویا شد. ابولهب در جواب گفت: خداوند مرا به جهنم برد. اما به خاطر اینکه از به دنیا آمدن پیامبر خوشحال شدم و کنیزم را آزاد کردم، دوشنبه‌ها در عذاب من تخفیف داده می‌شود و مقداری آب از میان انگشتان من جاری می شود و من استفاده می کنم. این بخاطر این است که من کنیز خودم ثویبه را به خاطر خوشحالی ولادت پیغمبر آزاد کردم.

آقای سیوطی در ادامه می نویسد:

«فَإِذَا كَانَ أبو لهب الْكَافِرُ الَّذِي نَزَلَ الْقُرْآنُ بِذَمِّهِ جُوزِيَ فِي النَّارِ بِفَرَحِهِ لَيْلَةَ مَوْلِدِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ بِهِ، فَمَا حَالُ الْمُسْلِمِ الْمُوَحِّدِ مِنْ أُمَّةِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُسَرُّ بِمَوْلِدِهِ وَ يَبْذُلُ مَا تَصِلُ إِلَيْهِ قُدْرَتُهُ فِي مَحَبَّتِهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ؛ لَعَمْرِي إِنَّمَا يَكُونُ جَزَاؤُهُ مِنَ اللَّهِ الْكَرِيمِ أَنْ يُدْخِلَهُ بِفَضْلِهِ جَنَّاتِ النَّعِيمِ»

اگر ابولهب کافر (همان کسی که قرآن در مذمتش وارد شده) به خاطر خوشحالی در تولد ایشان در جهنم پاداش داده می‌شود، پس حال مسلمان یگانه پرست از امت پیامبر که در تولد ایشان خوشحالی کند و آنچه را در توان دارد در راه محبت آن حضرت خرج نماید، چه خواهد بود. به خداوند سوگند، همانا پاداش این شخص از خداوند این است که او را به فضل خودش به بهشت نعمت واردسازد.

در ادامه اشعاری نیز به همین مضمون نقل کرده است:

إذا کـان هـذا کافـرا جـاء ذمــه   بتبت یداه فی الجحیم مخلدا

أتی أنه فی یـوم الإثنیـن دائـما      یخفف عنه للسـرور بأحــمدا

فما الظن بالعبد الذی کان عمره       بأحمد مسرورا و مات مـوحدا

الحاوی للفتاوی، ج1، ص 230؛ بَابُ الْوَلِيمَةِ،حُسْنُ الْمَقْصِدِ فِي عَمَلِ الْمَوْلِدِ

کتابی کامل در اثبات مشروعیت جشن میلاد پیامبر

در زمینه جواز برگزاری جشن میلاد نبی مکرم، مطلبی را پیدا کردم از آقای «بکری دمیاطی» از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب «إعانة الطالبين». به نظر من ایشان از همه فقهاء، عالی تر وارد شده است. من در این مدت که کتاب های مربوط به میلاد پیغمبر را دیدم، از همه جالب تر، و جامع تر، کتاب آقای بکری را دیدم.

ایشان ابتدا مطالبی را از سیوطی و سبکی و ابن جوزی در تأیید برگزاری جشن میلاد، نقل می کند و سپس می گوید:

«ما في الصحيحين أن النبي - صلى الله عليه وسلم - قدم المدينة فوجد اليهود يصومون يوم عاشوراء، فسألهم، فقالوا هو يوم أغرق الله فيه فرعون، و نجى موسى، و نحن نصومه شكرا.»

در صحیحین نقل شده است که وقتی پیغمبر وارد مدینه شدند، دید که یهودیان روز عاشورا را روزه می گیرند. از علتش سؤال کرد. گفتند: روز عاشورا روزی است که خداوند فرعون را غرق کرد و موسی را نجات داد. و ما به خاطر شکر خداوند، این روز را روزه می گیریم.

دیدگاه «حسن بصری»:

در ادامه، تعبیر زیبائی از «حسن بصری» نقل می کند و می گوید:

«قال الحسن البصري، قدس الله سره: وددت لو كان لي مثل جبل أحد ذهبا لأنفقته على قراءة مولد الرسول»

حسن بصری گفته است که دوست داشتم به اندازه کوه احد طلا داشتم، تا برای مراسم جشم میلاد پیغمبر مصرف می کردم.

إعانة الطالبين على حل ألفاظ فتح المعين، أبو بكر (المشهور بالبكري) بن محمد شطا الدمياطی، ج 3، ص 414، باب النکاح؛ الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوريع، الطبعة: الأولى، 1418 هـ

دیدگاه «جنید بغدادی»:

سپس از قول «جنید بغدادی» نقل می کند که گفته است:

«من حضر مولد الرسول و عظم قدره فقد فاز بالإيمان.»

هر کس در مراسم جشن میلاد پیغمبر حاضر شود و این روز را گرامی بدارد، به یقین به درجه ایمان رسیده است.

دیدگاه «معروف کرخی»:

از «معروف کرخی»، اینچنین نقل می کند:

«من هيأ لأجل قراءة مولد الرسول طعاما، و جمع إخوانا، و أوقد سراجا، و لبس جديدا، و تعطر و تجمل تعظيما لمولده حشره الله تعالى يوم القيامة مع الفرقة الأولى من النبيين، و كان في أعلى عليين.

ومن قرأ مولد الرسول - صلى الله عليه وسلم - على دراهم مسكوكة فضة كانت أو ذهبا وخلط تلك الدراهم مع دراهم أخر وقعت فيها البركة ولا يفتقر صاحبها ولا تفرغ يده ببركة مولد الرسول»

هر کس برای مراسم جشن میلاد پیغمبر غذائی آماده کند، و برادران ایمانی خود را جمع کند و محل را چراغانی بکند و به خاطر بزرگداشت پیغمبر، لباس نو بپوشد و عطر بزند و خود را بیاراید، خداوند در روز قیامت او را با انبیاء نخستین محشور می کند و در بهشت در بالاترین درجه ها جای می گیرد.

و هر کس مولودی پیامبر را بر مقداری سکه بخواند – چه سکه طلا و چه نقره -  و آن سکه ها را با سکه های دیگر مخلوط کند، خداوند به مال او برکت می دهد. و صاحب این پولها نیازمند نمی گردد و به برکت میلاد پیغمبر، دستش خالی نمی گردد.

دیدگاه «یافعی یمنی»:

در ادامه، از «إمام اليافعي اليمنى» نقل می کند که گفته است:

«من جمع لمولد النبي - صلى الله عليه وسلم - إخوانا وهيأ طعاما و أخلى مكانا و عمل إحسانا و  صار سببا لقراءة مولد الرسول بعثه الله يوم القيامة مع الصديقين والشهداء والصالحين ويكون في جنات النعيم.»

هر کس برای مراسم میلاد پیامبر، برادران خود را جمع کند و غذائی آماده بکند و مکان خاصی را برای منظور آماده کند و کارهای شایسته ای در آن انجام بشود که سبب قرائت مولودیه پیامبر باشد، خداوند او را در روز قیامت با صدیقین و شهدا و صالحین محشور می کند و جایگاه او در بهشت پرنعمت خواهد بود.

دیدگاه «سری سقطی»:

و همچنین از «سري السقطي» نقل کرده است که:

«من قصد موضعا يقرأ فيه مولد النبي - صلى الله عليه وسلم - فقد قصد روضة من رياض الجنة لأنه ما قصد ذلك الموضع إلا لمحبة الرسول و قد قال عليه السلام: من أحبني كان معي في الجنة»

هر کس تصمیم بگیرید که در مراسمی که برای جشن میلاد پیغمبر است شرکت کند، در حقیقت تصمیم گرفته است که در باغی از باغهای بهشت قرار بگیرد. زیرا آن تصمیم را به خاطر محبت به پیغمبر گرفته است. و پیغمبر هم فرموده است که هر کس که مرا دوست داشته باشد، در بهشت با من خواهد بود.

اینها دیدگاه اهل سنت است. علمای اهل سنت بر این عقیده هستند. و اینها سنی واقعی هستند. نه کسانی که فتوای به حرمت و بدعت می دهند مثل بن باز و ابن تیمیه و...!

دیدگاه جالب «سیوطی»:

در ادامه از قول آقای سیوطی در کتاب «الوسائل في شرح الشمائل» می نویسد:

«ما من بيت أو مسجد أو محلة قرئ فيه مولد النبي - صلى الله عليه وسلم - هلا حفت الملائكة بأهل ذلك المكان و عمهم الله بالرحمة و المطوقون بالنور - يعني جبريل و ميكائل و إسرافيل و قربائيل و عينائيل و الصافون و الحافون و الكروبيون - فإنهم يصلون على ما كان سببا لقراءة مولد النبي - صلى الله عليه وسلم - قال: و ما من مسلم قرئ في بيته مولد النبي - صلى الله عليه وسلم - إلا رفع الله تعالى القحط و الوباء و الحرق. و الآفات و البليات و النكبات و البغض و الحسد و عين السوء و اللصوص عن أهل ذلك البيت فإذا مات هون الله تعالى عليه جواب منكر ونكير»

هیچ خانه، یا مسجد و یا محله ای نیست که در آنجا مولودیه پیغمبر خوانده شود، مگر اینکه ملائکه الهی آنها را دربر می گیرند و خداوند رحمت خود را شامل آنها می گرداند. و ملائکه الهی یعنی جبرائیل و اسرافیل و... برای کسانی که در جشن میلاد پیامبر شرکت کرده اند، درود می فرستند. هیچ مسلمانی نیست که برای پیامبر جشن مولود بگیرد مگر اینکه خداوند قحطی و وباء و آتش سوزی و آفات و بلیات و بغض و کینه و چشم زخم و دزدی را اهل آن خانه برطرف می دارد. و هر زمان که بمیرد، خداوند جواب نکیر و منکر را بر او آسان می کند.

إعانة الطالبين على حل ألفاظ فتح المعين، أبو بكر (المشهور بالبكري) بن محمد شطا الدمياطی، ج 3، ص 415، باب النکاح؛ الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوريع، الطبعة: الأولى، 1418 هـ

دو حکایت جالب در مشروعیت جشن میلاد پیامبر:

ایشان در ادامه، دو داستان زیبا را هم در مشروعیت برگزاری جشن میلاد نبی مکرم(صلی الله علیه و آله) نقل می کند که جالب است:

حکایت اول:

(وحكي) أنه كان في زمان أمير المؤمنين هارون الرشيد شاب في البصرة مسرف على نفسه وكان أهل البلد ينظرون إليه بعين التحقير لأجل أفعاله الخبيثة، غير أنه كان إذا قدم شهر ربيع الأول غسل ثيابه و تعطر و تجمل و عمل وليمة و استقرأ فيها مولد النبي - صلى الله عليه وسلم - ودام على هذا الحال زمانا طويلا، ثم لما مات سمع أهل البلد هاتفا يقول: احضروا يا أهل البصرة واشهدوا جنازة ولي من أولياء الله فإنه عزيز عندي، فحضر أهل البلد جنازته و دفنوه، فرأوه في المنام و هو يرفل في حلل سندس واستبرق، فقيل له بم نلت هذه الفضيلة؟ قال بتعظيم مولد النبی»

نقل شده است که در زمان هارون الرشید، جوان گناهکاری وجود داشت که مردم به خاطر اعمال زشت او، به چشم حقارت به او نگاه می کردند. ویژگی خاص این جوان گنهکار این بود که وقتی ماه ربیع الأول می شد، لباسش را می شست و معطر می کرد و خود را می آراست و ولیمه ای تدارک می دید و مردم را برای جشن میلاد پیغمبر دعوت می کرد. مدت زیادی به همین روال گذشت تا اینکه وقتی از دنیا رفت، مردم آن شهر صدای هاتفی را شنیدند که می گفت: ای مردم! در تشییع جنازه یک ولی خدا شرکت کنید! همانا او نزد من عزیز است. مردم هم جمع شدند و جنازه او را تشییع کردند و دفن نمودند. بعد از مدتی او را در خواب دیدند که لباس های حریر و استبرق پوشیده است. پرسیدند از کجا به این مقام رسیدی؟ گفت: به گرامی داشتن روز میلاد پیغمبر.

حکایت دوم:

(وحكي) أنه كان في زمان الخليفة عبد الملك بن مروان شاب حسن الصورة في الشام، وكان يلهو بركوب الخيل فبينما هو ذات يوم على ظهر حصانه إذ أجفل الحصان وحمله في سكك الشام ولم يكن له قدرة على منعه فوقع طريقه على باب الخليفة فصادف ولده ولم يقدر الولد على رد الحصان فصدمه بالفرس وقتله، فوصل الخبر إلى الخليفة فأمر بإحضاره، فلما أن أشرف إليه خطر على باله أن قال إن خلصني الله تعالى من هذه الواقعة أعمل وليمة عظيمة وأستقرئ فيها مولد النبي - صلى الله عليه وسلم –

فلما حضر قدامه ونظر إليه ضحك بعدما كان يخنقه الغضب، فقال: يا هذا أتحسن السحر؟ قال لا والله يا أمير المؤمنين.فقال عفوت عنك، ولكن قل لي ماذا قلت؟ قال: قلت إن خلصني الله تعالى من هذه الواقعة الجسيمة أعمل له وليمة لأجل مولد النبي - صلى الله عليه وسلم -. فقال الخليفة قد عفوت عنك، وهذه ألف دينار لأجل مولد النبي - صلى الله عليه وسلم -، وأنت في حل من دم ولدي. فخرج الشاب وعفى عن القصاص وأخذ ألف دينار ببركة مولد النبي

نقل شده است که در زمان عبدالملک بن مروان، جوان خوش سیمائی بود که به اسب سواری علاقه وافری داشت. روزی که از بازار عبور می کرد، از مقابل درب خلیفه رد می شد، اسب را نتوانست کنترل کند و با پسر پادشاه برخورد کرد و او را کشت! خبر به خلیفه رسید و او آن جوان را احضار کرد. جوان با خود گفت اگر من از مصیبت خلاص بشوم، یک ولیمه بزرگی را تهیه می کنم و مردم را به مراسم میلاد پیغمبر دعوت می کنم.

وقتی زمان احضار او رسید، خلیفه تا نگاهش به آن جوان افتاد خندید. گفت: ای جوان! تو سحر می دانی؟ گفت: به خدا قسم که نمی دانم! خلیفه گفت: تو را بخشیدم. فقط بگو ببینم که قبل از آمدن به اینجا چه گفتی؟ گفت: با خودم گفتم که اگر خداوند مرا از این مصیبت سخت، خلاص کند، یک ولیمه ای برای پیغمبر تهیه کنم و مراسم میلاد او را بگیرم. خلیفه گفت: تو را بخشیدم و این هم هزار دینار برای مراسم جشن میلاد پیغمبر! از خون فرزندم گذشتم. جوان به برکت میلاد پیغمبر، از قصاص رهائی پیدا کرد و هزار دینا هم پول گرفت.

إعانة الطالبين على حل ألفاظ فتح المعين، أبو بكر (المشهور بالبكري) بن محمد شطا الدمياطی، ج 3، ص 415، باب النکاح؛ الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوريع، الطبعة: الأولى، 1418 هـ

این دو داستان را اگر یک عالم شیعی نقل می کرد، می گفتیم که روی عشق و علاقه به پیغمبر اینچنین گفته است و خیلی مهم نیست. ولی ببینید که یک فقیه سنی، این دو داستان را نقل کرده است. فقیهی که یک عالم عادی هم نیست، یک عالم بزرگ، که می آید این مطالب را در کتاب فقهی خودش نقل می کند. کتاب فقهی هم، یک کتاب فتوائی و استدلالی است.

دیدگاه «قرضاوی وهابی»:

در میان علمای سرشناس اهل سنت، که حکم به جواز برگزاری مراسم میلاد نبی مکرم را داده اند، می توان به «ابوشامه شافعی»، «ابن الحاج»، «ابن جوزی»، «سیوطی»، «قسطلانی» و «صالحی شامی» اشاره کرد. جالب این است که حتی از خود «يوسف قرضاوي» در مورد جشن میلاد نبی مکرم که پرسیده می شود، می گوید:

«إذا انتهزنا هذه الفرصة للتذكير بسيرة رسول الله صلى الله عليه وسلم، وبشخصية هذا النبي العظيم، وبرسالته العامة الخالدة التي جعلها الله رحمة للعالمين، فأي بدعة في هذا وأية ضلالة

اگر ما این فرصت جشن مولود را غنیمتی بدانیم برای ذکر سیره رسول خدا، و به ذکر شخصیت والای نبی مکرم، و به بیان رسالت جهانی و همیشگی ایشان، که خداوند او را رحمت عالمین قرار داد؛ کجای این کار بدعت است؟ کجای این کار گمراهی است؟

منبع: سایت دکتر یوسف قرضاوی

دیدگاه علمای «الأزهر مصر»:

در این میان، نظر الأزهر نیز جالب است که سایت «الأهرام» روز جمعه، 7ربیع الأول 1437؛ در بررسی نظرات علمای مصر به مراسم جشن میلاد نبی مکرم می نویسد:

«تؤکد دارالإفتاء ان الإحتفال بالمولد النبوی الشریف، یعد تعبیراً عن الفرح و الحب للنبی و من اصول الإیمان، استناداً الی قول النبی: لایؤمن احدکم حتی اکون احب الیه من ولده و والده والناس اجمعین»

دارالإفتای مصر تأکید دارد که جشن میلاد پیامبر، از مصادیق شادی و دوست داشتن نبی مکرم است. و همچنین از اصول ایمان است. چرا که پیامبر فرمود: کسی از شما به من ایمان نمی آورد مگر اینکه من را بیشتر از فرزند و پدرش و تمام مردم دوست داشته باشد.

در ادامه می نویسد:

«و ما اعتاده الناس من شراء الحلوی و التهادی بها فی المولد الشریف امر جائز فی ذاته لم یقم دلیل علی المنع منه...»

آنچه که امروز من به آن عادت کرده اند که در روز میلاد پیغمبر شیرینی می خرند و در روز میلاد از مردم پذیرائی می کنند، جایز است و هیچ دلیلی بر منع آن وجود ندارد.

این سایت در ادامه مطالبی را از برخی اساتید دانشگاه الأزهر در تأیید جواز جشن میلاد نبی کرم، نقل می کند که جالب و خواندنی است. مثلاً از «شیخ ابراهیم حافظ» نقل می کند که گفته است:

«اما عن شراء الحلوی و القول بأنها بدعة... هل رکوبنا للطائرات الآن بدعة؟ و هل استخدامنا للمیکرفون فی الأذان بدعة؟»

اما اینکه می گویند خریدن شیرینی در روز میلاد پیغمبر بدعت است چون ایشان و صحابه اینچنین نکرده اند؛ باید بگوئیم که آیا الآن سوار شدن ما بر هواپیما هم بدعت است؟ آیا استفاده از میکرفون در اذان نیز بدعت است؟

منبع: سایت الأهرام

دیدگاه «صالحی شامی»:

نکته پایانی این بخش را اختصاص می دهیم به کلام زیبائی از «صالحی شامی» در کتاب «سبل الهدی و الرشاد» که می نویسد:

«أن التحريم فيه إنما جاء من قبل هذه الأشياء المحرّمة التي ضمت إليه، لا من حيث الاجتماع لإظهار شعار المولد، بل لو وقع مثل هذه الأمور في الاجتماع لصلاة الجمعة مثلاً لكانت قبيحة شنيعة، و لا يلزم من ذلك تحريم أصل الاجتماع لصلاة الجمعة وهو واضح. و قد رأينا بعض هذه الأمور يقع في ليال من رمضان عند اجتماع الناس لصلاة التراويح فلا تحرم التراويح لأجل هذه الأمور التي قرنت بها... كذلك نقول: أصل الاجتماع لإظهار شعائر المولد مندوبٌ و قربة. و ما ضمّ إليه من هذه الأمور مذموم و ممنوع»

برخی ها گفته اند به خاطر وجود برخی مسائل خلاف شرع و حرام در مراسم جشن میلاد پیامبر، اصل جشن میلاد حرام است! که باید گفت: حرام بودن، به خاطر وجود برخی اعمال حرام است نه به خاطر اجتماع مردم برای بیان جشن مولود پیامبر! مثلاً اگر هین امور ناپسند در اجتماع نماز جمعه اتفاق بیافتد، این امور را ناپسند معرفی می کنیم ولی اصل نماز جمعه را حرام نمی کنیم. و این خیلی روشن است. ما برخی از این امور زشت را در نماز تراویح می بینیم که برخی نمازگزاران مرتکب می شوند، ولی هیچگاه اصل نماز تراویح را به خاطر این مسائل تحریم نمی کنیم... لذا می گوئیم که اصل اجتماع مردم برای جشن میلاد پیامبر جایز و مستحب است ولی اعمال خلاف شرعی که احیاناً در این مراسمات پیش آید، ممنوع و مذموم است.

سبل الهدی و الرشاد، ج1، ص 370 و 371؛ دار النشر : دار الكتب العلمية - بيروت - 1414هـ ، الطبعة : الأولى ، تحقيق : عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض

والسلام علیکم و رحمة الله





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده