2020 August 11 - سه شنبه 21 مرداد 1399
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1
کد مطلب: ٨٥٩٧ تاریخ انتشار: ٠٥ دي ١٣٩٤ - ١٣:١٣ تعداد بازدید: 2137
خارج کلام مقارن » عمومی
بررسی جواز و یا عدم جواز احتفال و جشن میلاد پیامبر(ص) - 1

جلسه بیست و پنجم 94/10/05

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

جلسه بیست و پنجم  94/10/05

 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمدلله و الصلاة علی رسول الله و علی آله آل الله لاسیما علی مولانا بقیة الله و اللعن الدائم علی اعدائهم اعداءالله الی یوم لقاءالله.

با توجه به اینکه ما در هفته وحدت و ایام میلاد نبی مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) قرار داریم؛ برخی از دوستان پیشنهاد دادند که مسئله «احتفال» و برگزاری جشن میلاد از دیدگاه اهل سنت و وهابیت مورد بحث قرار بگیرد.

نگاه متفاوت وهابیت، به پیامبر(صلی الله علیه و آله)  و «محمد بن عبدالوهاب»

وقتی ما نگاه وهابیت را در مسئله «احتفال» مورد بررسی قرار می دهیم، می بینیم که وهابی ها وقتی به جشن میلاد نبی مکرم و یا جشن میلاد ائمه اهلبیت(علیهم السلام) می رسند، با تندی و عتاب سخن می گویند که برگزاری جشن میلاد حرام است! و کفر است! و شرک است! و بدعت است! و پیغمبر برای خودش جشن میلاد نگرفت! و صحابه جشن میلاد نگرفتند و اگر مشروع بود نبی مکرم و صحابه اقدام می کردند و...!!

ولی همین وهابی ها وقتی به مسئله «جشن ملی عربستان» و هفته «محمد بن عبدالوهاب» و... می رسند، ورق 180درجه برمی گردد و می گویند که این مراسمات اشکال ندارد! و جزء منهی عنه نیست! و احیاء نام محمدبن عبدالوهاب، احیای اسلام است!!! جشن روز ملی عربستان بر همه واجب است!! نه تنها مستحب است، بلکه واجب هم است!! و...

«ابن تیمیه»: برگزاری جشن میلاد پیامبر بدعت است!

«ابن تیمیه حرانی» در این زمینه می گوید:

«إن اتخاذ هذا اليوم عيداً، محدثٌ لا أصل له، فلم يكن في السلف لا من أهل البيت و لا غيرهم من اتخذ ذلك عيداً... وكذلك ما يحدثه بعض الناس اما مضاهاةً للنصارى في ميلاد المسيح، و امّا محبّة للنبي(صلى الله عليه وآله) و تعظيماً له... فإن هذا لم يفعله السلف، و لو كان خيراً محضاً أو راجحاً لكان السلف أحقَّ به مِنّا»

عید گرفتن روز تولد پیامبر، چیز جدیدی است که هیچ اصل و ریشه ای ندارد. نه گذشتگان و نه اهلبیت و نه دیگران، هیچکس چنین روزی را عید نگرفته اند... و همچنین اینکه بعضی از مردم جشن میلاد پیامبر را می گیرند، یا همانند کردن خودشان به نصاری است در میلاد حضرت مسیح، و یا به خاطر محبت به پیامبر و بزرگداشت ایشان است... در هر صورت صحابه سلف این کار را انجام نداده اند. اگر این کار خیر محض بود و یا شایسته بود، حتماً صحابه انجام می دادند چرا که آنها در برگزاری این برنامه ها از ما سزاوارتر بودند.

اقتضاء الصراط المستقيم ج 1، ص293 و 294؛ دار النشر: مطبعة السنة المحمدية - القاهرة - 1369 ، الطبعة: الثانية ، تحقيق: محمد حامد الفقي

«بن باز»: برگزاری جشن میلاد پیامبر بدعت و حرام است!

«بن باز» مفتی اعظم سابق عربستان سعودی، در جواب سؤالی در مورد جواز و یا عدم جواز برگزاری جشن میلاد پیغمبر اکرم می گوید:

« ليس للمسلمين أن يقيموا احتفالا بمولد النبي صلى الله عليه وسلم في ليلة 12 ربيع الأول ولا في غيرها، كما أنه ليس لهم أن يقيموا أي احتفال بمولد غيره عليه الصلاة والسلام؛ لأن الاحتفال بالموالد من البدع المحدثة في الدين؛ لأن النبي صلى الله عليه وسلم لم يحتفل بمولده في حياته صلى الله عليه وسلم وهو المبلغ للدين والمشرع للشرائع عن ربه سبحانه ولا أمر بذلك ولم يفعله خلفاؤه الراشدون ولا أصحابه جميعا ولا التابعون لهم بإحسان في القرون المفضلة. فعلم أنه بدعة وقد قال صلى الله عليه وسلم: من أحدث في أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد، وفي رواية من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهو رد»

جایز نیست که مسلمانها برای میلاد پیامبر جشن بگیرند. نه در 12ربیع و نه در روزهای دیگر. همچنین برگزاری جشن میلاد برای غیر پیغمبر نیز جایز نیست. چرا که برگزاری جشن میلاد، از بدعتهائی است که در دین ایجاد شده است. زیرا نبی مکرم در زمان حیات خود، برای خود جشن میلاد نگرفت! و دستوری هم به برگزاری آن نداد. در حالی که ایشان از ناحیه خداوند، مبلغ و مشرع دین بود. همچنین خلفای راشدون و هیچکدام از صحابه و نه تابعین ایشان هم، جشن میلاد نگرفته اند. بنابراین معلوم می شود که این کار بدعت است. و پیغمبر هم فرموده است که هر کسی در این امر دین، چیزی را ایجاد کند که در دین نیست، مردود است. و در روایت دیگری فرموده است: هر کسی کاری را بکند که دستور ما بر آن نیست، آن عمل مردود است.

مجموع فتاوى، بن باز، ج4، ص 289؛ جمع و اشراف: محمد بن سعد الشویعر؛ ادارة البحوث العلمیه و الإفتاء، دار القاسم للنشر، الریاض، المملکة العربیة السعودیة

«بن عثیمین»: برگزاری جشن میلاد پیامبر، عبادت است و حرام!!

«بن عثیمین»، از مفتیان سرشناس عربستان سعودی که بعد از «بن باز» در جایگاه دوم قرار داشت، در این زمینه می نویسد:

«فالاحتفال بمولد النبي -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- من أجل التقرب إلى الله و تعظيم رسوله -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- عبادة و إذا كان عبادة فإنه لا يجوز أبدًا أن يحدث في دين الله ما ليس منه، فالاحتفال بالمولد بدعة و محرم،

برگزاری جشن میلاد پیامبر، به خاطر تقرب به خداوند و بزرگداشت پیامبر، عبادت محسوب می شود! وقتی عبادت شد، به هیچ وجه جایز نیست. زیرا جایز نیست که در دین چیزی را که نیست اضافه کنیم. بنابراین برگزاری جشن میلاد پیامبر، بدعت است و حرام.

ثم إننا نسمع أنه يوجد في هذا الاحتفال من المنكرات العظيمة ما لا يقره شرع و لا حس و لا عقل فهم يتغنون بالقصائد التي فيها الغلو في الرسول عليه الصلاة والسلام، حتى جعلوه أكبر من الله -والعياذ بالله-

ما شنیده ایم که در این مراسمات جشن میلاد پیامبر، منکرات بزرگی اتفاق می افتد. که نه شرع و نه عقل آن را نمی پذیرد. در این مراسم، عده ای قصیده هایی در مدح پیامبر می خوانند که در حق پیامبر غلو است. حتی به اندازه ای که او را بزرگتر از مقام خداوند نشان می دهند.

ومن ذلك أيضًا أننا نسمع من سفاهة بعض المحتفلين أنه إذا تلا التالي قصة المولد ثم وصل إلى قوله " ولد المصطفى" قاموا جميعًا قيام رجل واحد يقولون: إن روح الرسول -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- حضرت فنقوم إجلالًا لها وهذا سفه»

در این زمینه از بعضی از برگزارکنندگان سفیه شنیده ایم که وقتی داستان ولادت پیامبر خوانده می شود، و به این عبارت «پیامبر متولد شد» می رسد، همه مردم بلند می شوند و می گویند که روح پیامبر در اینجا حاضر است و ما به خاطر ایشان بلند شدیم. و این سفاهت است!

مجموع فتاوی، ج2، ص 299؛ جمع و ترتيب: فهد بن ناصر بن إبراهيم السليمان الناشر: دار الوطن - دار الثريا، الطبعة: الأخيرة - 1413 هـ

آقای «بن عثیمین» در ادامه کلام خود، استدلال بسیار قویی درباره حرام بودن جشن احتفال ذکر می کند و می گوید:

«هذا الاحتفال إن كان من كمال الدين فلا بد أن يكون موجودًا قبل موت الرسول عليه الصلاة والسلام، و إن لم يكن من كمال الدين فإنه لا يمكن أن يكون من الدين لأن الله - تعالى - يقول: {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ} ومن زعم أنه من كمال الدين و قد حدث بعد الرسول -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ- فإن قوله يتضمن تكذيب هذه الآية»

این مراسم جشن میلاد پیامبر، اگر از کمال دین بود، باید قبل از مرگ پیامبر می بود. و اگر از کمال دین نبود، جایز نیست که از دین باشد. چون خداوند فرمود: امروز دین شما را کامل کردم. و هر کس گمان کند که جشن میلاد از کمال دین است، که بعد از پیغمبر ایجاد شده است، این حرف متضمن تکذیب آیه قرآن است.

مجموع فتاوی، ج2، ص 298؛ جمع و ترتيب: فهد بن ناصر بن إبراهيم السليمان الناشر: دار الوطن - دار الثريا، الطبعة: الأخيرة - 1413 هـ

این حرفها در حالی است که حتی وهابی ها هم «اصالة الإباحه» را قبول دارند. شاید در بیش از   30%، 40% احکام شرعیه، «اصالة الإباحه»، «اصالة الحلیة»، و «اصالة الطهاره» را در احکام جاری می کنند! در حالی که هیچ امری، نه در قرآن، و نه در سنت وجود ندارد!

نماز «تراویح» سنت پیامبر است یا سنت صحابه!؟

بالاتر از این مسئله، آقایان وهابی ها، در اقامه نماز «تراویح»، دست و پا می شکنند! در حالی که یک روایت ما نداریم که پیغمبر اکرم به نماز تراویح امر کرده باشد. یک روایت هم ما نداریم! نماز «تراویح» عبادت است. و «امر» لازم دارد. وهابی ها بیایند در مورد نماز تراویح، یک روایت به ما نشان بدهند.

فقهای اهل سنت همه اعتراف دارند که نماز «تراویح»، از سنت صحابه است، نه سنت پیغمبر!! ما سؤال می کنیم که آیا نماز تراویح، جزء کمال دین است یا نیست!؟ اگر جزء کمال دین بود، چرا پیغمبر ابلاغ نکرده است!؟ چرا پیغمبر دستور ندادند که مردم نماز تراویح بخوانند!؟

«عمر بن خطاب» خودش هرگز نماز تراویح نخواند!!

شما معترف هستید که خود جناب «عمر بن خطاب» از شما دین را بهتر می فهمید! ما از شما می خواهیم که یک روایت به ما نشان بدهید که خود شخص «عمر بن خطاب»، نماز تراویح خوانده باشد!!

آقاي «بدر الدين عيني» در «عمدة القاري»، در همان روايتي که ثابت مي کند که نماز تراويح از اختراعات خليفه دوم هست شرح مي زند و می گوید:

«قوله ثم خرجت معه اي مع عمر ليلة اخري و فيه اشعار بان عمر رضي الله تعالي عنه کان لايواظب الصلوات معهم.»

اين قسمت روايت که می گوید «با عمر شب دیگر نیز خارج شدم»، ثابت مي کند که عمر خودش مراعات نماز تراویح نمي کرده است. (یعنی دستور مي داده، اما خودش عمل نمي کرده است.)

عمدة القاری، ج11، ص 126؛ دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت

تعبیر زشت «عبدالله بن عمر» از کسانی که نماز تراویح می خوانند!

شما یک روایت بیاورید که نشان بدهد آقازاده جناب عمر، یعنی «عبدالله بن عمر» یک شب نماز تراویح خوانده باشد!! نه اینکه اصلاً نخوانده، بلکه اتفاقاً مسخره هم می کرده است.

آقاي «عبد الرزاق صنعانی» نقل کرده است:

«جاء رجل الي ابن عمر. قال اصلي خلف الامام في رمضان؟ قال أتقرأ القرآن؟ قال نعم. قال ... کانک حمار صل في بیتک.»

شخصي آمد پيش ابن عمر و سؤال کرد که آيا در رمضان پشت سر امام نماز بخوانم؟ گفت: آيا بلدي قرآن بخواني؟ گفت آري. گفت: چرا مي روي پشت سر امام مي نشيني و مثل درازگوش، ساکت می شوی و چیزی نمي خواني! مگر تو خری!؟ در خانه ات نماز بخوان!!

مصنف عبدالرزاق ج 4 ص 264، ح 7742؛ دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي

آقایان به اینجا که می رسند بدعت را به اقسام مختلف خوب و بد تقسیم می کنند. در حالی که خود خلیفه دوم به صراحت اعلام می کند که این نماز تراویح بدعت است:

«قَالَ عُمَرُ: نِعْمَ البِدْعَةُ هَذِهِ»

عمر گفت: این بدعت خوبی است.

صحیح بخاری، ج3، ص 45، کتاب صلاة التراویح، باب فضل من قام رمضان، ح 1906؛ دار النشر: دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفى ديب البغا

برگزاری جشن ملی عربستان جایز است!

آقایان نسبت به جشن میلاد نبی مکرم، اینگونه داد و فریاد می زنند و فتوا صادر می کنند؛ ولی ببینید که در مورد جشن ملی عربستان چه می گویند؟

در سایت «الهیئة العامة للشؤون الإسلامیة و الأوقاف» ، با عنوان «حکم الإحتفال بالیوم الوطنی» در مورد برگزاری جشن ملی  و وطنی سؤال شده است که به این صورت جواب داده اند:

«ان الاحتفال باليوم الوطني جائز شرعاً، و واجب وطني»

همانا برگزاری جشن ملی شرعاً جایز است و بلکه واجب است!

ببینید که چگونه شیطنت می کنند و با شریعت بازی می کنند:

«وإن تسمية الاحتفال باليوم الوطني عيداً جائز شرعاً بالمعنى اللغوي و ليس بالمعنى التعبدي، إذ من المقرر في علم الأصول أنه "لا مشاحة في الاصطلاح"

همانا اینکه روز ملی و وطنی را عید نامگذاری کردند، شرعاً جایز است. و این عید به معنای لغوی است نه معنای تعبدی! چرا که در اصول ثابت شده است که در مباحث اصطلاحی نباید خیلی سختگیری کرد.

أضف إلى ذلك أن العيد في الشرع يشتمل على معنيين هما المعنى الشرعي للعيد و المعنى الاحتفالي له. فالشرعي: كالصلاة وصدقة الفطر في عيد الفطر، و كالصلاة والأضحية في عيد الأضحى، و المعنى الاحتفالي: كلبس الجديد فيهما، و زيارة الأقارب و اللهو المشروع.

علاوه بر این، لفظ عید در شرع، دو معنا دارد: معنی شرعی و معنی احتفالی! معنی شرعی مثل نماز و زکات فطره در روز عید فطر و نماز و قربانی در روز عید قربان. و معنی احتفالی عید مثل پوشیدن لباس تازه و دیدار نزدیکان و نیز سرگرم شده به لهو مشروع!!

وأما العيد بالمعنى الاحتفالي الخالص فهو من المباحات في كل المناسبات، سواء في أيام العيد العبادي أو العيد العادي. وإن الاحتفال باليوم الوطني بلبس الجديد و اللهو المباح و تبادل التهاني و غيرها مشروعة و مباحة في كل المناسبات.

و اما عید به معنی احتفالی، از کارهای مباح است در تمام مناسبت ها. چه در روز عید عبادی و چه عید عادی. برگزاری جشن ملی با پوشیدن لباس جدید و لهو مباح و... مشروع است و مباح.

شما اوج شیطنت و خباثت را در این عبارات ببینید:

«أن حب الوطن أمر فطري مشروع لدى كل البشر، و لنا في رسول الله صلى الله عليه وسلم أسوة حسنة فقد كان يحب وطنه،... فمن حبه لوطنه صلى الله عليه وسلم وقف يخاطبه خطاب المحب العاشق، و يعتذر إليه عن خروجه منه بغير إرادته.

دوست داشتن وطن، امری فطری است و نزد همه مردم مشروع است. و پیغمبر که برای ما اسوه نیکوئی است، وطن خودش را دوست می داشت. در دوست داشتن پیامبر وطن خودش را همین بس که ایشان مثل یک عاشق، وطن خود را صدا می زد. و از اینکه بدون اراده و اختیار مجبور به ترک وطن شده، از وطنش عذر خواهی می کرد.

وإن الاحتفال باليوم الوطني يعزز قيمة حب الوطن الإيمانية الفطرية في النفوس... إن الله سبحانه وتعالى قد شرع لنا أن نفرح بفضله عز وجل فقال في كتابه العزيز "قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُواْ هُوَ خَيْرٌ مِّمَّا يَجْمَعُونَ" (يونس: 58)

برگزاری جشن ملی ارزش فطری وطن را در نفوس زیاد می کند... خداوند به ما اجازه داده است که به خاطر فضل او خوشحال بشویم.

قرار دادن وطن، فضل و تفضل خداوند است که باید برای آن شادی کرد. ولی وجود پیامبر فضل الهی نیست و نباید برای او شادی کرد و عید گرفت و جشن برگزار کرد. اینکه خداوند پیامبر را برای نجات بشر مبعوث کرده است، این تفضل نیست و شادی هم ندارد!؟

ببینید که وهابی ها، چگونه آیات را برای خود و به نفع خود مصادره می کنند!!

جشن صد سالگي تأسیس عربستان!!

آقای «احمد السباعی» در کتاب «تاریخ مکه» از صد سال حضور آل سعود در عربستان تعریف و تمجید می کند و آنها را عامل گسترش توحید معرفی می کند و لذا مجوز جشن صد سالگی دولت عربستان را اعلام می کند و می نویسد:

«وقد جائت فکرة الإحتفال بمناسبة مرور مائة عام علی دخول الملک عبدالعزیز مدینة الریاض و تأسیس المملکة العربیة السعودیة تأکیداً لإستمرار المنهج القویم الذی سارت علیه المملکة العربیة السعودیة... فی سبیل توحید المملکة عرفاناً لفضله و وفاءً بحقه...»

برگزاری جشن صد سالگی ورود پادشاه عبدالعزیز به شهر ریاض و تشکیل کشور عربی سعودی، در حقیقت تأکیدی است بر ادامه راه و روشی که منجر به شکل گیری کشور عربستان شد. راه عبدالعزیز در حقیقت راه توحید بود. لذا این جشن برای شناخت فضیلتهای عبدالعزیز و وفاداری از زحماتی است که او به گردن ما دارد می باشد.

تاریخ مکة دراسات فی السیاسة والعلم و الإجتماع و العمران، ج1، ص5؛ المملکة العربیة السعودیة الأمانة العامة للإحتفال، 1419ه

هفته بزرگداشت «محمد بن عبد الوهاب»!!

آقایان وهابی ها، در طول سال هفته ای را معین کرده اند به نام هفته «محمد بن عبدالوهاب»! مثل همان هفته وحدت، و ده ولایت و... که ما داریم؛ آنها نیز یک هفته ای را به نام محمد بن عبدالوهاب نامگذاری کرده اند. آقای «بن باز» مفتی اعظم سابق عربستان بیانیه ای در این زمینه صادر کرده است:

«كلمة في أسبوع الشيخ محمد بن عبد الوهاب رحمه الله:

الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على أشرف الأنبياء والمرسلين نبينا محمد وعلى آله وأصحابه أجمعين. أيها الإخوة الأفاضل: السلام عليكم ورحمة الله وبركاته. أما بعد:

فإن أعظم نعمة أنعم الله بها علينا نعمة الإسلام التي لا تدانيها أي نعمة أخرى، فلقد أكرمنا الله نحن المسلمين بهذا الدين. وجعلنا خير أمة أخرجت للناس وأكمل لنا ديننا الذي رضيه لنا يقول تبارك وتعالى: {الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا}....

بیانیه ای در رابطه با هفته محمد بن عبدالوهاب:

ای برادران بزرگوار! بزرگترین نعمتی که خداوند به ما بخشیده است، نعمت اسلام است. که هیچ نعمتی با آن برابری نمی کند. خداوند ما مسلمانها را به واسطه دین خود گرامی داشت و ما را بهترین امت قرار داد و دین ما را کامل گردانید و فرمود: «الیوم اکملت لکم...»

أيها الإخوة الكرام، إن الاجتماع لدراسة مذهب السلف الصالح ومنه دعوة الشيخ محمد بن عبد الوهاب، وتعريف الناس بها، وحثهم على الاستمساك بما كان عليه رسول الله صلى الله عليه وسلم وصحابته الكرام وسلف هذه الأمة أمر واجب ومن أعظم القرب إلى الله؛ لأنه تعاون على الخير، و تشاور في المعروف، و بحث للوصول إلى الأفضل وكثيرا ما تزول الشبه عند التقاء العلماء وبحث المسائل مشافهة وأنا على يقين أن هذا الاجتماع سيكون له إن شاء الله الآثار الكبيرة الطيبة في العالم الإسلامي كله ليجتمعوا على كتاب الله وسنة رسوله صلى الله عليه وسلم، ويبتعدوا عن البدع في الدين.

ای برادران عزیز همانا اجتماع برای آموزش مذهب سلف صالح و از جمله ی ایشان، شیخ محمد بن عبدالوهاب، و آشنائی مردم با آن و تشویق مردم به تمسک کردن به آنچه که پیامبر و اصحاب ایشان و سلف این امت بر آن بودند، امری واجب و از بزرگترین ابزار تقرب الی الله است. چرا که این بزرگداشت ها و اجتماعات، کمک بر خیر است. مشورت در امور معروف است و تحقیقی است برای رسیدن به راه بهتر. در این جلسات است که به خاطر حضور علماء و بحث و نقد و نظر در مسائل دینی، خیلی از شبهات دینی برطرف می شود. من یقین دارم که اینگونه اجتماعات، به زودی آثار زیاد و مبارکی را برای دنیای اسلام در پی خواهد داشت. تا اینکه مردم بر کتاب خدا و سنت پیامبر اجتماع بکنند و از بدعتگذاری در دین فاصله بگیرند.

مجموع فتاوی، ابن باز، ج1، ص 382

یعنی در حقیقت وهابی ها جشن هفته محمد بن عبدالوهاب را جایز، بلکه واجب می دانند ولی اگر جشن میلاد پیامبر گرفته شود و در آن جلسه، فضائل پیامبر گفته شود و دستورات و نواهی پیامبر بیان بشود، و مردم تشویق بشوند به پیروی از پیامبر و دستورات پیامبر؛ این کار بدعت است و حرام!!

این نکته که ما بارها گفته ایم که این وهابی ها، «ابن تیمیه» و «محمد بن عبدالوهاب» را بالاتر از پیغمبر می دانند، به این دلائل است. اینگونه موضع گیری ها و بیانیه ها این گفته ما را ثابت می کند که اینها به این اشخاص، بیش از پیغمبر بهاء می دهند. ببینید که این وهابیها، نگاهشان به جشن میلاد نبی مکرم چه بود؛ و از طرف دیگر نگاهشان به هفته محمد بن عبدالوهاب چه بود!

البته وقتی انسان این ها را می بینید، خیلی دلش برای اینها نمی سوزد. زیرا اینها انسانهای معاندی هستند. خودشان را پایبند این دانسته اند که فرهنگ اموی را احیا بکنند. و تا بتوانند، فرهنگ نبوی را کنار بزنند. دل انسان به حال آنهائی می سوزد که چشم و گوش بسته به دنبال اینها می روند. اینها را به عنوان ناشر دین و محیی شریعت می دانند.

آل سعود؛ خادم الحرمین یا خائن الحرمین!؟

دل انسان برای مردمی می سوزد که اینها را در حقیقت خادم الحرمین می دانند. در حالی که به تعبیر حضرت امام(رضوان الله تعالی علیه) اینها خائن الحرمین هستند:

«از اول هم اين طور بود، براى اينکه اينها چه کاره اند که آمده اند خادم الحرمين - خائن الحرمين - شده اند، کى اينها را خادم الحرمين قرار داده؟ با چه وجهى اينها اسم مملکت اسلامى را تغيير داده اند از آنى که بود، حجاز را مملکت سعودى قرار دادند؟ مملکت سعودى به چه مناسبت؟»

(صبح 1 شهريور 1366 / 27 ذى الحجه 1407 در دیدار با اعضای هيات دولت؛ صحیفه امام خمینی، جلد۲۰، صفحه ۳۷۱

« ابن عثیمین»: خداوند به واسطه محمد بن عبدالوهاب بر ما منت گذاشت!!

«عثیمین» نیز مثل «بن باز» بیانیه مفصلی در رابطه با هفته محمد بن عبدالوهاب صادر کرد که در بخشی از آن آمده است:

«أن أسبوع الشيخ محمد بن عبد الوهاب -رحمه الله تعالى- لم يتخذ تقربًا إلى الله -عز وجل- و إنما يقصد به إزالة شبهة في نفوس بعض الناس في هذا الرجل، و يبين ما من الله به على المسلمين على يد هذا الرجل»

همانا هفته محمد بن عبدالوهاب وسیله ای برای تقرب به خدا نیست! بلکه هدف از برگزاری این هفته، برطرف کردن بعضی شبهات است که در ذهن مردم از این مرد به وجود آمده است. و همچنین برای بیان منتی است که خداوند به دست این مرد بر مسلمین گذاشته است، می باشد.

مجموع فتاوی، عثیمین، ج2، ص 300؛ جمع وترتيب: فهد بن ناصر بن إبراهيم السليمان الناشر: دار الوطن - دار الثريا، الطبعة: الأخيرة - 1413 هـ

این چاپلوسی عثیمین در حالی است که جنایاتی که این محمد بن عبدالوهاب مرتکب شده است، و آدم کشی هائی که این حبیث انجام داده است، غیر قابل توصیف است. به قول شیخ الأزهر، «امروز هر قتلی و هر جنایتی در کشورهای اسلامی صورت می گیرد، ریشه در فتوای ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب دارد.»

وجود «محمد بن عبدالوهاب» منت است نه بعثت پیامبر!!!

این محمد بن عبدالوهاب، با این همه جنایات، می شود «من الله به علی المسلمین!!» و یک هفته برای او مراسم می گیرند و هیچ ایرادی هم ندارد؛ ولی این آیه که می فرماید:

(لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبين)‏

خداوند بر مؤمنان منت گذارد (نعمت بزرگى بخشيد) هنگامى كه در ميان آنها پيامبرى از جنس خودشان برانگيخت كه آيات او را بر آنها بخواند و كتاب و حكمت به آنها بياموزد اگر چه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند

سوره آل‏عمران(3): آیه 164

وجود مقدس بنی مکرم که به تصریح قرآن کریم، منتی است از ناحیه خداوند بر مردم، کنار می رود و برگزاری جشن میلاد این وجود مقدس می شود حرام و بدعت!! ولی وجود محمد بن عبدالوهاب جانی و خائن و قاتل، می شود منت بر مسلمین، و باید نه یک روز، که یک هفته باید برای او مراسم گرفته شود و از او تجلیل شود!! تفاوت نگاه ها را ببینید!

بهترین راه بیداری جامعه اسلامی!

من معتقد هستم که یکی از راه هایی که می تواند جامعه ما را بیدار بکند، مخصوصاً برخی از این جوانهای اهل سنت، که به این وهابی ها می پیوندند و دلبسته اینها می شوند؛ یکی از بهترین راهها، به تعبیر مقام معظم رهبری، «بصیرت» بخشی به جامعه است.

باید در جامعه روشن بشود که این دو نگاه و تفاوت نگاه به نبی مکرم(صلی الله علیه و آله) و «محمد بن عبدالوهاب» چرا صورت می گیرد!؟ تفاوت نگاه به جشن میلاد پیامبر، و جشن صد ساله عربستان سعودی مشخص بشود که چرا وجود دارد!

وقتی این قضایا و تفاوت نگاه ها روشن بشود، جوان سنی دیگر فریب اینها را نمی خورد. زیرا همین فریب خوردن هاست که «داعش» و «جبهة النصره» و... را به وجود آورده است.

شما اگر دقت کنید، خواهید دید که در این هفت، هشت ساله که این گروهک ها درست شده اند و بلای جان مسلمین شده اند، یک بچه شیعه به اینها نپیوسته است! یعنی ما نداریم که یک بچه شیعه، و لو ضعیف الأیمان، به این کشت و کشتارهای تکفیری ها پیوسته باشد. متأسفانه همه این ها از اهل سنت هستند که فریب این وهابی ها را می خورند.

شب میلاد پیامبر، از شب قدر با فضیلت تر است!

«قسطلانی» از علمای سرشناس قرن نهم، در پاسخ به سؤالی پیرامون افضلیت شب قدر و شب مولود نبی مکرم، می نویسد:

«بأن ليلة مولده أفضل من ليلة القدر من وجوه ثلاثة»

شب میلاد نبی مکرم به سه دلیل از شب قدر بافضیلت تر است.

المواهب اللدنية بالمنح المحمدية، ج1، ص88؛ الناشر: المكتبة التوفيقية، القاهرة- مصر

کتابی مفید در زمینه احتفال و جشن میلاد پیامبر اکرم

در اینجا من کتابی را برای شما معرفی می کنم که حلال بسیاری از مشکلات در زمینه جشن و احتفال برای نبی مکرم می باشد:

«سبل الهدی و الرشاد»، نوشته «صالحی شامی»

ایشان در این کتاب در «باب الثالث عشر» با عنوان «فی اقوال العلماء فی عمل المولد الشریف و اجتماع الناس له»؛ به طور مفصل اقوال علما و بزرگان مثل ابن کثیر، ابن جوزی و ... را بیان می کند و برکات این شب را ذکر می کند. و می گوید که چه افرادی که به خاطر همین شب مولود، از گرفتاری ها نجات پیدا کردند. آنهائی که اهل گناه و معصیت بودند، به خاطر حضور در جشن میلاد نبی مکرم، از عذاب قبر خلاصی پیدا کردند.

و یا نقل می کند که جوانی به خاطر قتل پسر پادشاه، محکوم به قصاص شده بود. آمد نذر کرد که اگر از این قصاص خلاص بشوم، در جشن میلاد پیغمبر شرکت می کنم. در زمان قصاص، به یکباره نظر پادشاه برگشت و از قصاص او منصرف شد و پرسید که چه کردی که محبت تو در دلم افتاد و از کشتن تو منصرف شدم؟ گفت من یک همچین نیت و نذری با خودم کردم. پادشاه وقتی این را شنید از قصاص منصرف شد و مبلغ زیادی هم پول به این جوان داد تا در جشن میلاد نبی مکرم، هزینه شود.

از این داستانها، این آقایان الی ماشاءالله در کتاب های خودشان ذکر کرده اند که ان شاءالله در جلسه بعد به بخشی از آنها اشاره خواهم کرد.

 

والسلام علیکم و رحمة الله

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده