2019 November 13 - چهار شنبه 22 آبان 1398
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه
کد مطلب: ٨٥٠٧ تاریخ انتشار: ٣١ شهریور ١٣٩٠ - ١٠:٢٠ تعداد بازدید: 1303
سخنراني ها » وهابیت
دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه

دیدگاه وبرخورد حصنی شافعی با افکار و آثار ابن تیمیه - توسل حضرت آدم
حبل المتین 90/06/31

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 90/06/31

مجری :

با برنامه حبل المتین در خدمت شما و حضرت آیت الله حسینی قزوینی هستیم . ایام شهادت رئیس مذهب شیعه ، حضرت امام صادق (علیه السلام) را به شما عزیزان تسلیت می گوییم .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده هم خدمت همه بینندگان عزیز که در کجای این کره خاکی بیننده برنامه خودشان هستند ، سلام عرض می کنم و موفقیت همه بزرگواران را از خدای منان خواهانم . فرا رسیدن شهادت آقا امام صادق ( علیه السلام) ، رئیس مذهب شیعه و اسوه عالم تشیع ، را به پیشگاه مقدس حضرت ولی عصر (ارواحنا لترابه الفداه ) و همه علاقمندان به خاندان عصمت و طهارت ، تسلیت عرض می کنم . خداوند را به آبروی این بزرگوار سوگند می دهم ، پاداش ما را فرج مولایمان بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) قرار دهد . ان شاء الله

این دومین برنامه ای است که ما از استدیوی شبکه جهانی ولایت در شمال کالیفرنیا از کشور آمریکا با بینندگان عزیز و گرامی در سراسر جهان سخن می گوییم . ان شاء الله این برنامه ها ذخیره ای برای روزی که لاینفع مال ولا بنون ، باشد .

طبق روال برنامه های گذشته ما حدود 20 دقیقه بحث مان پیرامون سؤالاتی است که عزیزمان مطرح می کنند و بعد از آن در خدمت بینندگان عزیز خواهیم بود .

بنده از همه بینندگان عزیزی که با ما تماس می گیرند ، تقاضا دارم که دقت کنند ؛ چون شبکه جهانی ولایت ، یک شبکه غیر دولتی و فقط یک شبکه مذهبی و به دور از گرایش های سیاسی می باشد . از عزیزان تقاضا می کنیم از طرح سؤالات سیاسی خودداری کنند و هم چنین در تماس هایی که دارند ، احترام به دیگر فرق اسلامی را رعایت کنند .

 ما هر گونه توهین را به مقدسات اهل سنت و به مقدسات دیگر ادیان الهی را جرم نابخشودنی می دانیم . نه به سؤالات این افراد پاسخ می دهیم ؛ بلکه از پخش ادامه سخنان آن ها هم جلوگیری می کنیم.

مجری :

حضرت استاد ! بحث شما در جلسه گذشته پیرامون نظر علمای  اهل سنت درباره ابن تیمیه بود . امروز هم سؤال بنده این است که آقای حصنی دمشقی از علمای بزرگ شافعی ، سخنی تندی نسبت به ابن تیمیه دارد . لطف کنید و در این باره توضیحاتی را بیان کنید .

دیدگاه حصنی دمشقی در باره ابن تیمیه حرانی

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

  آقای حصنی دمشقی از علمای بزرگ شافعی و اهل سوریه می باشد که خیرالدین زرکلی وهابی ، زمانی که به شرح حال ایشان می رسد ، این تعبیر را دارد :

آقای حصنی دمشقی ، امام و پیشوایی فقیه و پرهیزگار است و دارای تألیفات زیادی می باشد . یکی از کتاب های ایشان ، دفع شبه من شبّه وتمرد است .

زرکلی ، الاعلام

آقای شوکانی از علمای بزرگ اهل سنت در کتاب البدر الطالع ، جلد اول ، صفحه 166 می نویسد :

در تشییع جنازه آقای حصنی دمشقی با این که مردم مطلع نشده بودند ، به قدری جمعیت آمده بود که آمار آن ها را جز خدای عالم ، کسی نمی دانست .

شوکانی ، البدر الطالع ، ج اول ، ص 166

آقای حصنی دمشقی کتاب مفصلی در نقد عقاید ابن تیمیه دارد و تعبیرشان در مورد ابن تیمیه که به او دریایی از علم می گویند ، این است که نه تنها ابن تیمیه دریایی از علم نیست ؛ بلکه زندیق مطلق است .

وأن إبن تيمية الذي كان يوصف بأنه بحر في العلم لا يستغرب فيه ما قاله بعض الأئمة عنه من أنه زنديق مطلق وسبب قوله ذلك أنه تتبع كلامه فلم يقف له على اعتقاد حتى أنه في مواضع عديدة يكفر فرقة ويضللها وفي آخر يعتقد ما قالته أو بعضه مع أن كتبه مشحونة بالتشبيه والتجسيم والإشارة إلى الإزدراء بالنبي ص والشيخين وتكفير عبد الله بن عباس رضي الله عنه وأنه من الملحدين وجعل عبد الله بن عمر رضي الله عنهما من المجرمين وأنه ضال مبتدع ذكر ذلك في كتاب له سماه الصراط المستقيم والرد على أهل الجحيم

وقد وقفت في كلامه على المواضع الذي كفر فيها الأئمة الأربعة وكان بعض أتباعه يقول أنه أخرج زيف الأئمة الأربعة يريد بذلك إضلال هذه الأمة لأنها تابعة لهذه الأئمة في جميع الإقطار والأمصار وليس وراء ذلك زندقة ...

بعضی از مردم او را دریایی از علم او را توصیف می کنند ، این بعید نیست که یکی از پیشوایات اهل سنت در مورد ایشان گفته : ابن تیمیه بی دین و لامذهب مطلق است . علت این که او را زندیق و ملحد می دانند ، به خاطر این است که او در کتاب هایش در موارد متعدد ، یک دسته ای را تکفیر کرده و گمراه می داند و در جای دیگر ، همان مطلبی را که مثلا شیعه یا اهل سنت را کافر دانسته ، خودش همان مطلب را به عنوان یک عقیده مسلم مطرح می کند .

کتاب های او مملو است از تشبیه خدای عالم به خلایق و جسمانیت خداوند و جسارت به نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) و حتی جسارت در حق ابوبکر و عمر و تکفیر عبد الله بن عباس که به او گفته عبد الله بن عباس از ملحدین است . هم چنین ابن تیمیه در مورد عبد الله بن عمر گفته : او از مجرمین و گمراه کننده و بدعت گذار است .

این عبارت هایی که ابن تیمیه در مورد خداوند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و دیگران گفته ، همه در کتاب الصراط المستقیم والرد علی اهل الجحیم بیان کرده است . حصنی دمشقی می گوید : من در بعضی موارد به عبارت هایی از ابن تیمیه برخورد کردم که اصلا ائمه اربعه را هم تکفیر کرده یعنی ابو حنیفه و شافعی و احمد بن حنبل و مالک را کافر دانسته .

جالب این است که گفته : بعضی از افراد گفتند : ابن تیمیه خواسته آن ساخته و پرداخته ائمه اربعه را بیرون بیاورد و با این کارش قصد داشته که گمراهی این امت را رقم بزند ؛ چون وقتی می گوید ائمه اربعه کافر هستند ، امت اسلامی هم از این چهار نفر تقلید می کنند و به مذهب این ها عمل می کنند . اگر این ها کافر شدند ، پس تمام امت اسلامی کافر هستند . به خاطر همین بیانی که داشته ، دیگر بالاتر از این بی دینی وجود ندارد .  

حصنی دمشقی ، دفع شبه من شبّه و تمرد ، ج اول ، ص 64

ایشان مواردی را در همین کتاب مطرح می کند که ابن تیمیه مطالبی را بیان کرده که بدن انسان از شنیدن آن ، به لرزه در می آید .

أن من توجه إلى قبر سيد الأولين والآخرين ص وتوسل به في حاجة الإستسقاء أو غيرها يصير بذلك ظالما ضالا مشركا كافرا

هذا شيء تقشعر منه الأبدان ولم نسمع أحدا فاه بل ولا رمز إليه في زمن من الأزمان ولا بلد من البلدان قبل زنديق حران قاتله الله عزوجل وقد فعل جعل الزنديق الجاهل الجامد قصة عمر رضي الله عنه دعامة للتوصل بها إلى خبث طويته في الإزدراء بسيد الأولين والآخرين وأكرم السابقين واللاحقين وحط رتبته في حياته وإن جاهه وحرمته ورسالته وغير ذلك زال بموته وذلك منه كفر بيقين وزندقة محققة ....

هر کس چه در استسقاء و چه در غیر استسقاء متوسل به قبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) شود ، ظالم و مشرک و کافر و گمراه است .

یعنی بینندگان عزیز ، مسلمانان جهان چه شیعه و چه سنی و حتی وهابی ها ، دقت کنید که ابن تیمیه می گوید : هر کس به هر عنوان به قبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) متوسل شود ، ظالم ، کافر و مشرک است . جالب این است که آقای حصنی دمشقی می گوید :

این سخن آقای ابن تیمیه ، بدن انسان را به لرزه در می آورد . این عبارت جسورانه ابن تیمیه را در طول تاریخ ، کسی به زبان نیاورده ؛ حتی کسی با رمز و اشاره هم نگفته و در هیچ شهری از شهرها ، قبل از زندیق حران یعنی ابن تیمیه ، چنین چیزی را نگفته است . خدا او را نابود کند .

 ابن تیمیه این انسان زندیق ، جاهل و خشک ، داستان توسل عمر را وسیله ای برای نیت ناپاک خود قرار داده که به سید اولین و آخرین و کریم ترین سابقین و لاحقین ، نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) جسارت کند و جایگاه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را که در زمان حیات داشتند ، از بین ببرد . با این که حرمت ، جایگاه و رسالت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با مرگ ایشان از بین نمی رود . یقینا این سخن ابن تیمیه که برای نیت ناپاکش بود ، کفر و زندقه و الحاد قطعی است .

حصنی دمشقی ، دفع شبه من شبّه وتمرد ، ج 1 ، ص 68

این خلاصه ای از سخن آقای حصنی دمشقی از علمای بزرگ شافعی اهل سوریه در مورد ابن تیمیه است . بنده گمان می کنم با این سخن آقای حصنی دمشقی ، اگر هزاران نفر بخواهند از ابن تیمیه تجلیل کنند ، سخن ایشان ، حرف آن هزار نفر را به باد می دهد .

مجری :

حضرت استاد ! این که آقای حصنی دمشقی اشاره کرده که ابن تیمیه داستان عمر را برای نیت ناپاک خود استفاده کرده ، قضیه آن داستان را هم برای ما بیان کنید .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

مطلبی را که آقای حصنی دمشقی اشاره کردند ، عبارت از این است که ابن تیمیه ، بخاری در صحیحش ، حدیث 1010 آورده مبنی بر توسل عمر بن خطاب و دیگر صحابه به نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) و بعد از آن حضرت به عباس ، عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) . در این روایت خلیفه دوم به صراحت می گوید :

حدثنا الْحَسَنُ بن مُحَمَّدٍ حدثنا محمد بن عبد اللَّهِ الْأَنْصَارِيُّ حدثني أبي عبد اللَّهِ بن الْمُثَنَّى عن ثُمَامَةَ بن عبد اللَّهِ بن أَنَسٍ عن أَنَسٍ رضي الله عنه أَنَّ عُمَرَ بن الْخَطَّابِ كان إذا قَحَطُوا اسْتَسْقَى بِالْعَبَّاسِ بن عبد الْمُطَّلِبِ فقال اللهم إِنَّا كنا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِنَبِيِّنَا ص فَتَسْقِينَا وَإِنَّا نَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِعَمِّ نَبِيِّنَا فَاسْقِنَا قال فَيُسْقَوْنَ

از عمر بن خطاب نقل کردند : وقتی قحطی می آمد ، برای طلب باران به عباس بن عبد المطلب ، عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوسل می شدیم . عمر می گفت : خدایا ما همواره در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله ) به او متوسل می شدیم تا برای ما باران بفرستی .

صحیح بخاری ، ج اول ، ص 342

عزیزان توجه داشته باشند که در این جا بحث توسل به دعای پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیست ؛ بلکه توسل به شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله) است . آن چه که هست ، کلمه بنبینا است یعنی به خود شخص نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) است و هم چنین می گوید : ما بعم نبینا ، به عموی پیامبر مان متوسل می شویم . نمی گوید بالعباس بن عبد المطلب . خدایا به خاطر عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) باران رحمتت را بر ما نازل کن .

جالب این است که ابن تیمیه  ، وقتی به این روایت می رسد ، می گوید :

ان التوسل المشروع ، هو التوسل بدعائه وبشفاعته لا السؤال بذاته . لم ينقل ان احد منهم انه في حياته صلي الله عليه وسلم سأل الله بمخلوق لا به ولا بغيره لا في الاستسقاء ولا في غيره .

    وقتي عمر مي گوید انا نتوسل بنبینا ، یعنی بدعاء نبینا بشفاعة نبينا . این عبارت را آقای ابن تیمیه و پیروان بی عقلشان از کجا می آورند ما نمی فهمیم .

در این جا عمر نمی گوید که ما به خود پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوسل می شویم ؛ بلکه منظورش توسل به دعا و شفاعت آن حضرت است .

در صورتی که روایت کاملا واضح و روشن است و احتیاجی به تأویل و امثال آن نیست . وقتی ما در باره آیات قرآن ، ید الله فوق ایدیهم یا در بحث نظر و غیره می خواهیم مطرح کنیم ،می گویند : خلاف ظاهر قرآن است که یک چیزی را در تقدیر بگیرید ، باید به ظاهر عمل کنید . پس چرا آقای ابن تیمیه در این جا به ظاهر عمل نمی کند ؟!!!!

ایشان در ادامه می گویند :  

ما در هیچ روایتی ندیدیم و از هیچ صحابه ای نقل نشده که در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله) کسی به ایشان و نه به غیر آن حضرت ، نه در استسقاء و نه در غیر استسقاء متوسل شود .   

ابن تیمیه ، التوسل والوسیله ، ص 66 و 67

این سخن واقعا خیلی عجیب است !!!

اما عزیزان دقت کنند که وقتی این روایت را در شبکه های ماهواره ای می آورند ، خیلی با آب و تاب بیان می کنند که اگر توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از رحلتشان جایز بود ، چرا عمر بن خطاب می گوید : ما می خواهیم به عموی پیامبرمان متوسل شویم . چرا به قبر پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوسل نشدند ؟

این آقایان به قولی چیزی یادشان آمده و هزار چیز دیگر را فراموش کرده اند . یکی از علمای بزرگ عربستان سعودی ، جناب محمد بن علوی مالکی ، یک تعبیر و پاسخ زیبا دارند . ایشان کتابی به نام مفاهیم یجب عن تصحح دارد . بنده به دوستان توصیه می کنم که این کتاب را مطالعه کنند . این کتاب در نقد عقاید وهابی ها در مکه مکرمه نوشته شده و بن باز به خاطر این کتاب ، حکم اعدام ایشان را صادر کرد و قضیه به جاهای باریک کشید تا این که خود بن علوی مالکی نزد ملک فهد رفته بود و گفته بود همان طور که بن باز مجتهد است ، من هم مجتهد هستم . نظر اجتهادی من این است و حکم وجوب اعدام آقای علوی مالکی را که آقای بن باز داده بود را خود ملک فهد لغو کرد .

همان شبی که آقای بن علوی مالکی از دنیا رفتند ، بنده در منزل ایشان بودم . ایشان انسان شجاع و نترس و آزادی بود و حقایق را مطرح می کرد . ایشان در این کتاب در صفحه 165 در چاپ اول که خودشان به بنده دادند ، می گوید :

ابن تیمیه و آقایان وهابی ، غفلت کرده و متوجه نشدند بر این که اگر چنانکه عمر بن خطاب می گوید ما قبلا به پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوسل می شدیم و الان به عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوسل می شویم ، در این جا بحث نماز استسقاء است و در این نماز باید یک نفر به عنوان امام جلو بایستد و مردم پشت سر او نماز بخوانند . زمانی که نبی مکرم اسلام ﴿صلی الله علیه و آله ﴾ در قبر هستند ، نمی توان به آن حضرت اقتدا کرد . لذا قضیه اصلا ارتباطی به این مسائل ندارد . علاوه بر این ، اگر چنانچه عمر بن خطاب بعد از رحلت پیامبر ﴿صلی الله علیه و آله ﴾ به ایشان متوسل نشد و سراغ عباس عموی پیامبر ﴿صلی الله علیه و آله ﴾ شدند ، پس این دلالت می کند که توسل بر مرده حرام است .

از کجای این مطلب متوجه شدید که توسل بر مرده حرام است ؟؟؟ آیا ترک شئ ، دلیل بر حرمت آن شئ است ؟؟؟ به چه دلیل و در کجا چنین چیزی آمده است ؟

 اثبات شئ نفی ما عدا نمی کند . فقط آقای عمر بن خطاب می گوید : ما به خدای عالم به وسیله عباس عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوسل می شویم . اما در مورد این که توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) حرام است یا حرام نیست ، ساکت است .

ما از این آقایان وهابی سؤال می کنیم : آیا توسل به عمل صالح یا توسل به اسماء الله جایز است یا جایز نیست ؟ چرا عمر بن خطاب متوسل به عمل صالح نشد و به جای آن ، به عباس بن عبد المطلب متوسل شد ؟ یا این که چرا متوسل به اسماء الله نشد ؟ پس متوسل شدن به عباس عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) دلالت می کند بر این که توسل به عمل صالح یا توسل به اسماء الله حرام است ؟

اگر چنانچه توسل عمر بن خطاب به عباس عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) دلیل بر این باشد که توسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) بعد از رحلت حرام است ، توسل به عمل صالح و اسماء الله هم حرام است و حال آن که شما این ها را جزء مسائل مشروع خود قرار می دهید .

نکته بعد که در این جا مطرح است و آقایان باید دقت کنند ، این است که وقتی عمر بن خطاب به عباس ، برای استسقاء متوسل می شود و بعد از آن باران می آید ، جناب عمر بن خطاب با یک دنیا خوشحالی می گوید :

واستسقى عُمَرَ بن الخطاب بالعباس رضي الله عنهما عام الرَّمَادة لما اشتد القحط . فسقاهُمُ الله تعالى به ، وأخصبت الأرض . فقال عمر : هذا والله الوسيلة إلى الله ، والمكان منه

وقتي عمر بن خطاب در سال الرماده ای که قحطی آمده بود ، به واسطه عباس عموی پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوسل به خداوند شد . خداوند عالم هم باران نازل کرد . عمر گفت : ای مردم ! به خدا قسم ، آقای عباس وسیله ما به سوی خدای عالم است .

آیا شما این را قبول دارید یا قبول ندارید ؟ وقتی ما در مورد ائمه معصومین (علیهم السلام) می گوییم آن ها وسیله ای به سوی خداوند هستند ، شما بلافاصله ما را تکفیر می کنید .

توجه داشته باشید که این آقایان چگونه مردم را فریب می دهند . الان دیگر زمان ابن تیمیه نیست که چند نفر انسان جاهل را دور خود جمع می کرد و مطالبی را مطرح می کرد و مردم هم به به و چهچه کنند . این ها فکر می کنند هر چیزی که کارشناسان وهابی در شبکه های خود بیان می کنند ، مردم آن را به عنوان وحی منزل قبول می کنند .

جالب این است که آقای زینی دحلان در کتاب الدرر السنیة در صفحه 40 ، مناظره فردی را با محمد بن عبد الوهاب نقل می کند :

محمد بن عبد الوهاب می گوید : وقتی عمر بن خطاب به جای این که به پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوسل شود به عباس متوسل شد ، دلیل بر این است که توسل به غیر زنده ، حرام و بدعت و شرک است . آن شخص گفت : این سخن بر علیه تو است . چون وقتی عمر بن خطاب برای استسقاء به عباس بن عبد المطلب متوسل می شود ، اعلام می کند که ای مردم ! به غیر پیامبر (صلی الله علیه و آله) هم می توان متوسل شد . یعنی با این کار خود ، می گوید : می توان به افراد صالحی غیر از پیامبر (صلی الله علیه و آله) متوسل شد ، نه این که حرمت را ثابت کند .  

جالب این بود که گفت : چگونه نظر عمر بن خطاب این بود که حرمت توسل به مرده را ثابت کند و حال آن که خود عمر بن خطاب ، قضیه توسل حضرت آدم (علیه السلام) را که متوسل به پیامبر (صلی الله علیه و آله) شد را نقل كرد ، در صورتی که پیامبر اسلام (صلي الله علیه وآله ) هنوز به دنیا نیامده بود . مگر امکان دارد که عمر بن خطاب از یک طرف بگوید : حضرت آدم چند صد هزار سال قبل از این که پیامبر (صلی الله علیه و آله) به دنیا بیاید ، به او متوسل شده ؛ ولی الان که روحش از این دنیا به عالم دیگر منتقل شده ، توسل به نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) اشکال شرعی داشته .  

زینی دحلان ، الدرر السنیة ، ص 40

مجری :

حضرت استاد ! بنده از شما تقاضا دارم داستان توسل حضرت آدم (علیه السلام) به نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) را بیان کنید .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

حاکم نیشابوری در المستدرک الصحیحین ، جلد 2 ، صفحه 672 که در چاپ های جدید شماره 4227 از قول عمر بن خطاب نقل می کند :

لما اقترف آدم الخطيئة قال يا رب أسألك بحق محمد لما غفرت لي فقال الله يا آدم وكيف عرفت محمد أو لم أخلقه قال يا رب لأنك لما خلقتني بيدك ونفخت في من روحك رفعت رأسي فرأيت على قوائم العرش مكتوبا لا إله إلا الله محمد رسول الله فعلمت انك لم تضف إلى اسمك الا أحب الخلق إليك فقال الله صدقت يا آدم انه لأحب الخلق إلي ادعني بحقه فقد غفرت لك ولولا محمد ما خلقتك هذا حديث صحيح الاسناد ...

وقتی حضرت آدم (علیه السلام ) به خاطر ترک اولیی که انجام داد و از بهشت بیرون رفت و مدت ها گریه می کرد ، خداوند به او کلماتی را یاد داد . حضرت آدم (علیه السلام) به خداوند فرمود : ای خدا ! به حق محمد (صلی الله علیه و آله) قسم می دهم که مرا ببخشی . خداوند عالم به او فرمود : ای آدم ! چگونه محمد (صلی الله علیه و آله) را شناختی با این که من هنوز او را خلق نکردم و هنوز زنده نیست . حضرت آدم (علیه السلام) جواب داد : خدایا روزی که مرا آفریدی و از روح خود به من دمیدی ، سرم را بلند کردم ، دیدم که روی پایه های عرش الهی نوشته بود : لا اله الا الله ، محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) و نام ايشان در کنار نام شما قرار گرفته ، لذا فهمیدم جز محبوب ترین خلایق تو شایستگی این را ندارد که نامش در کنار نام تو قرار گیرد و متوجه شدم که ایشان در بارگاه تو از جایگاه بالایی برخوردار است .

خدای عالم خطاب کرد : یا آدم ! درست متوجه شدی ، او محبوب ترین خلایق در نزد من است . وقتی مرا به او قسم دادی و صدا کردی ، من تو را بخشیدم . اگر محمد (صلی الله علیه و آله) نبود ، تو را نمی آفریدم .

جالب این است که وقتی حاکم نیشابوری این روایت را نقل می کند ، می گوید :

این روایتی است که از نظر سند ، کاملا صحیح است .

حاکم نیشابوری ، المستدرک ، ج 2 ، ص 672 ، ح 4227

 البته آقای سیوطی در در المنثور ، جلد اول ، صفحه 60 و آقای حسکانی در شواهد التنزیل ، جلد اول ، صفحه 101 عبارت را به صورت دیگری نقل می کند ؛ اما از عمر بن خطاب نیست ، از ابن عباس است که می گوید :

وأخرج ابن النجار عن ابن عباس قال سالت رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الكلمات التي تلقاها آدم من ربه فتاب عليه قال سال بحق محمد وعلى وفاطمة والحسن والحسين الا تبت على فتاب عليه ....

وقتی حضرت آدم (علیه السلام) از بهشت بیرون آمد ، خداوند به او کلماتی را یاد داد . حضرت آدم (علیه السلام) گفت : خدایا تو را به حق محمد (صلی الله علیه و آله) و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) قسم می دهم که گناه مرا ببخش . خداوند عالم هم توبه حضرت آدم (علیه السلام) را پذیرفت .

سیوطی ، الدر المنثور ، ج اول ، ص 60

حسکانی ، شواهد التنزیل ، ج اول ، ص 101

  لذا در روایت آقای سیوطی و آقای حسکانی ، حضرت آدم (علیه السلام) خداوند عالم را به خمسه طیبه قسم داد تا مورد بخشش و رحمت قرار گرفت .

تماس بینندگان

بیننده : شیعه از ایران

بنده از حضرت استاد یک سؤال داشتم . مبنی بر این که شما می گویید یک کتاب از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حضرت علی (علیه السلام) و یک کتاب هم به حضرت زهرا (سلام الله علیها ) رسیده . در صورتی که خداوند قرآن را نازل کرده تا همه انسان ها آن را بفهمند . ائمه معصومین (علیهم السلام) آن را فهمیدند ، حال که ائمه معصومین (علیهم السلام) نیستند ، ما چطور بفهمیم ؟ يا كتابي كه از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به حضرت علی (علیه السلام) رسیده را چگونه بفهمیم ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

برادر بزرگوار ! این حرف هایی را که شما بیان کردید ، برخلاف گفته های بنده است و روح من از این مطالب خبر ندارد . شما دوباره تکرار برنامه را ببینید و بعد از آن سؤال خود را مطرح کنید .

بیننده : شیعه

بنده یک خانم 35 ساله هستم که یک بچه دارم و همسر دوم آقایی شدم . همسر اول این آقا ، بنده را خیلی نفرین می کند . آیا نفرین های این خانم از طرف خداوند پذیرفته می شود ؟ بنده باید چه کار کنم؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

خواهر گرامی ! به هیچ وجه نفرین های نادرست تأثیر ندارد و فقط برای آن خانم گناه و معصیت نوشته می شود . اگر شما جواب او را بدهید ، ثواب شما از دست می رود . اگر چنانچه فردی به مؤمنی فحش و ناسزا بگوید و ایشان در مقابل آن شخص کار را به خدای عالم واگذار کند ، خدای عالم هم از ایشان به نحو احسن دفاع می کند . إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آَمَنُوا ... حج/ 38

خداوند از مؤمنین دفاع می کند .

اگر چنانچه گناهی مرتکب شده و مایه اذیت ایشان را فراهم کنید یا باعث شوید که شوهرتان نسبت به او بد رفتاری کند و عدالت را رعایت نکند ، مقصر هستید . اما اگر شما در وظیفه خود کوتاهی نداشته باشید ، عامل اذیت او نشوید ، هزاران نفرین ایشان فقط باد هوا است و با خود می برد .

بیننده : شیعه

بنده می خواستم از حضرت استاد تقاضا کنم که در مورد عصمت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان (علیهم السلام) صحبت کنند که این عصمت ذاتی است یا این که خداوند به آن ها الهام می کند تا آن ها کنترل شوند و گناه و اشتباه نکنند .

بیننده : شیعه

بنده از حضرت استاد داشتم . به نظر بنده مشکلی که اهل سنت با ما شیعیان دارند ، این است که آن ها بحث امامت را با بحث خلافت خلط کرده اند . در صورتی که این ها ، دو بحث کاملا جدا از هم هستند . این که امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به عنوان خلیفه قرار ندادند ، یک واقعیت انکار ناپذیر است ؛ اما این که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در آن زمان امام و جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نبودند ، اشتباهی است که آن ها می کنند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از ابتدا به عنوان امام مطرح بودند و تا ابد هم امام خواهد بود و اين كه مردم این مسأله را نفهمیدند ، خودشان ضرر کردند .

بنده از شما تقاضا دارم مسأله امامت و خلافت بیشتر تبیین شود که بحث امامت و خلافت ، با هم فرق دارند . این که کسی خلیفه باشد ، دلیل نمی شود که امام هم باشد .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

ما در این باره بارها گفته ایم که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)  می گویند : این خلافت و این امارت در نزد من ، از آب دهان بز بی ارزش تر است .

اما این آقایان بی سواد ، می گویند : علی بن ابیطالب (علیه السلام) می گوید : این امامت نزد من از آب دهان بز بی ارزش تر است . بی سوادی و حماقت هم اندازه دارد .

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می گوید : این امارت و ریاست بر شما از آب دهان بز بی  ارزش تر است .

بنده نکته ای را عرض کنم : اولا امام شؤونات و وظایفی دارد .یکی از شؤونات امام ، هدایت مردم است یعنی وظیفه امام هدایت مردم است .  در ذیل آیه 7 سوره مبارکه رعد که می فرماید : إِنَّمَا أَنْتَ مُنْذِرٌ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ . ای پیامبر ! تو انذار دهنده هستی و هر قبیله ای هم هدایت گری دارد .

وقتی این آیه نازل شد ، پیامبر (صلی الله علیه و آله ) دست بر سینه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) گذاشت و فرمود :

انا المنذر وانت الهادي بك يهتدي المهتدون من بعدي

يا علي ! من منذر هستم و تو هادی این امت هستی . بعد از این که من از دنیا رفتم ، هدایت مردم به عهده تو است .

تفسیر ابن کثیر ، ج 2 ، ص 520

سیوطی ، الدر المنثور ، ج 4 ، ص 45

فخر رازی ، ج 5 ، ص 271

حاکم نیشابوری ، المستدرک ، ج 3 ، ص 129

وظیفه دیگر امام ، مرجعیت علمی مردم است . سؤالات و مشکلات مردم را پاسخ بگویند . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در غدیر خم و در دیگر جاها ، در حدیث ثقلین فرمود :

( إني تارك فيكم الثقلين : كتاب الله وعترتي أهل بيتي ، وأنهما لم يفترقا حتى يردا علي الحوض ما أن تمسكتم بهما لن تضلوا .

من در میان شما قرآن و اهل بیتم را به جا می گذارم . این دو از هم جدا نمی شوند تا این که در حوض کوثر بر من وارد شوند . اگر به این دو تمسک کنید ، هرگز گمراه نمی شوید .

ابن کثیر ، السیرة النبوية . ج 4 . ص 416

ابن کثیر دمشقی در البدایه و النهایه ، جلد 5 ، صفحه 228 ، به صراحت می گوید :

 استاد ما آقای ذهبی گفته این روایت صحیح است .

ابن کثیر دمشقی ، البدایه و النهایه ، ج 5 ، ص 228

آقای البانی در کتاب صحیح جامع الصغیر ، جلد 2 ، صفحه 217 می گوید :

روایت صحیح است .

البانی ، صحیح جامع الصغیر ، ج 2 ، ص 217

 پس مرجعیت علمی برای مردم ، یکی از شؤونات امام است .

نکته بعد ، تبیین اختلاف امت که در روایت صحیح با شرط بخاری و مسلم داریم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود :

ان النبي صلى الله عليه وآله وسلم قال لعلي أنت تبين لامتي ما اختلفوا فيه بعدي * هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه *

علی جان ! در موراد اختلاف امت ، وظیفه تو است که موارد اختلاف را برای مردم بیان کنی . حاکم نیشابوری می گوید این روایت ، به شرط بخاری و مسلم صحیح است .

حاکم نیشابوری ، المستدرک ، ج 3 ، ص 122

نکته دیگر ، حفظ شریعت از وظائف ائمه (علیهم السلام) است . پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید :

قال ( صلى الله عليه وآله ) : " في كل خلف من أمتي عدول من أهل بيتي ينفون عن هذا الدين تحريف الضالين وانتحال المبطلين وتأويل الجاهلين ...

در هر نسلی از امت من ، افرادی از اهل بیت من را قرار داده تا شریعت را حفظ کنند و بدعت بدعت گذاران را از شریعت بر طرف کنند .

ابن حجر عسقلانی ، الصواعق المحرقة ، ص 148

نکته پنجم ، وساطت فیض است که ما در ماه مبارک رمضان در این زمینه به صورت مفصل بحث کردیم . همان طور که قرآن کریم نسبت به حضرت سلیمان دارد :

هَذَا عَطَاؤُنَا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسَابٍ . ص / 39

و روایات متعددی هم داریم که شیعه و سنی معتقد هستند که پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام ) ، واسطه فیض می باشند . توضيحات مفصل تر را در آینده بیان خواهیم کرد . اما بنده به چند مورد اشاره می کنم تا دوستان به آن مراجعه کنند . مستدرک حاکم نیشابوری ، جلد 2 ، صفحه 448 و هم چنین آقای آلوسی در ذیل آیه 57 سوره اسراء ، به صورت مفصل این مطلب را بیان کرده که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) واسطه فیض می باشد . هم چنین در کتاب فضائل احمد بن حنبل ، صفحه 189 ، حدیث 267 این مطلب را بیان کرده است.

بحث دیگر که بسیار مهم است ، وظیفه امام تأسیس حکومت و بسط عدالت و ایجاد مدینه فاضله است . خود ابو نعیم اصفهانی در حلیة الاولیا ، جلد اول ، صفحه 64 ، مستدرک حاکم ، جلد 3 ، صفحه 142 و ده ها روایت دیگر ، مفصل دارند بر این که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود :

إن تولوا عليا تجدوه هاديا مهديا يسلك بكم الطريق المستقيم

اگر شما بر ولایت و امامت علی بن ابیطالب (علیه السلام) تن بدهید ، تمام شما را به صراط مستقیم هدایت می کند و در میان شما به عدالت رفتار مي كند . همه شما جزء کسانی هستید که به سر منزل مقصود که هدایت واقعی است ، خواهید رسید .

حاکم نیشابوری هم می گوید : این روایت صحیح است و شرایط شیخین را هم دارد .

حاکم نیشابوری ، مستدرک ، ج 3 ، ص 142

         ابو نعیم اصفهانی ، حلیة الاولياء ، ج اول ، ص 64

لذا با توجه به مواردی که بیان شد ، یکی از وظائف امام ، تشکیل حکومت است ، یکی از وظائف امام ، ایجاد عدالت است ، یکی از وظائف امام ، خلافت و امارت بر مردم است . اگر چنانچه خلافت به یغما رفت و آن را غصب کردند ، صبرت وفي العين قذى وفي الحلق شجا أرى تراثي نهبا ، دیدم آن آثار ثابت مرا به یغما می برند .

لذا روی این جهت ، اگر چنانچه ایجاد حکومت برای امام مقدور نشد ، سایر شؤونات امام ، سر جای خودش است و به آن عمل می کند . امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در این 25 سال ، خلیفه نبود ؛ اما به عنوان امام ، تمام شؤونات امام را عمل می کرد . اگر چنانچه چند نفر مشورت می خواستند ، مشورتی که مربوط به حیات مسلمین و حیات اسلام است ، وظیفه امام است که در این زمینه اقدام کند . این که خلاف نیست ؛ حتی اگر یهودی هم از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (عليه السلام ) مشورت بخواهد ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در مشورت خیانت نمی کند و اين كه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) در غیر این مشورت ها ، اقدام می کرد ، دلیل بر این نیست که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (عليه السلام ) وزیر مشاور آن ها باشد و خلافت آن ها را قبول کرده است .

خودتان در کتاب صحیح بخاری ، جلد 5 ، صفحه 82 ، حدیث 4240 ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) خطاب به ابوبکر می فرمایند :

انك استبدت علينا 

تو در حق ما استبداد کردی .

صحیح بخاری ، ج 5 ، ص 82 ، ح 4240

آقایان وهابی برای ما کلمه استبدت را معنا کنند و این که می گویند : کراهية لمحضر عمر ، اميرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نمی خواستند با عمر در یک مجلس بنشیند و روي دیدن او را نداشت .

این ها را شما در صحیح بخاری نقل کرده اید . در صحیح مسلم ، جلد 5 ، صفحه 152 ، حدیث 4468 ، نظر علی بن ابیطالب (علیه السلام) در مورد ابوبکر و عمر این است که :

آن ها دروغگو ، حیله گر و خائن هستند .

صحیح مسلم ، ج 5 ، ص 152 ، ح 4468

این که مربوط به کتاب های ما نیست که بگویید شما در حق خلفاء اهانت و جسارت کردید . 

بیننده : شیعه از لس انجلس

بنده از این که شما به آمریکا تشریف فرما شدید ، بسیار خوشحال هستم و از شما التماس دعا دارم.

بیننده : شیعه

بنده می خواستم نکته ای را بیان کنم . شما شبکه های وهابی را به مناظره می طلبید و شبکه های وهابی هم شما را برای مناظره دعوت می کنند . اما بنده بعید می دانم نه شما به استدیوی آن ها بروید و نه آن ها به استدیوی شما بیایند . به نظر بنده باید یک شبکه بی طرف باشد ، نامه کتبی بنویسد و دو طرف را دعوت کند تا باهم مناظره کنند .

کاری که الان شبکه وهابی کلمه می کند این است که روایتی را از کتاب کافی یا کتاب بحار الانوار نشان می دهد که یا غلط ترجمه می کند یا این که واقعا این روایت وجود دارد ، ما که زیاد متوجه نمی شویم . همین ها باعث گمراهی خیلی ها می شود . به نظر من اگر مناظرات رو در رو نباشد ، مردم به بی راهه می روند . این دعوت به مناظره اگر به صورت کتبی و نامه باشد ، بهتر است .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

برادر بزرگوار من ! ما بارها گفتیم که هر کدام از کارشناسان شبکه کلمه که آمادگی لازم برای مناظره با بنده یا دیگر کارشناسان شبکه جهانی ولایت را دارند ، اعلام آمادگی کنند . ما هم هیچ مشکل و ممانعتی برای این که به استدیوی شبکه کلمه برویم ، نداریم . رسما هم اعلام می کنیم که آن آقایان برای ما دعوت نامه بفرستند ، استدیوی آقایان در امارات است . بنده سال قبل خواستم به امارات برویم ؛ اما آن ها ما را ممنوع الورود کردند . علت را که جویا شدیم ، گفتند : چون شما بر علیه وهابیت صحبت می کنید .

اگر آقای هاشمی واقعا می توانند برای بنده دعوت نامه بفرستند و سفارت امارات در تهران به ما پاسخ مثبت بدهند ، بنده با تمام امکانات اعلام می کنم و با افتخار به آن جا می روم و با هم صحبت و گفتگوی دوستانه می کنیم .

در مورد شبکه وصال ، ما برای کسانی که فحاشی می کنند ، اصلا برایشان انسانیت قائل نیستیم تا چه رسد به این که کلامی رد و بدل کنیم . ملازاده ای که جز فحش و ناسزا و بد و بی راه گفتن از پدر و مادرش ، چیزی به ارث نبرده ، ارزش مناظره ندارد . اما شبکه کلمه ، آقای حیدری در سال گذشته روز عید فطر ، رسما در سایت فتنه نیوز ، اعلام کرد : من شرایط قزوینی را برای مناظره می پذیرم .

الان یک سال از آن قضیه می گذرد و ما هنوز منتظر هستیم که ایشان برای مناظره آماده شود . یا اگر آن آقایان منع قانونی نداشته باشند ، به ما ایمیل یا پیامک دهند تا ما از این جا برایشان دعوت نامه بفرستیم . در این جا با هم صحبت دوستانه داشته باشیم .

اگر این هم برای آقایان امکان پذیر نیست ، آن ها در استدیوی خودشان ، ما هم در استدیوی خودمان باشیم . نصف صفحه تلویزیون را به کارشناسان کلمه اختصاص می دهیم و نصف دیگر را به کارشناسان شبکه ولایت اختصاص می دهیم . این راه ، برای هیچ کدام مشکلی ندارد . ما آماده هستیم و این امکان در استدیوی قم وجود دارد که کاملا مانیتور را با صحبت هایی که می کنند ، به آنتن دهیم . ده دقیقه آن ها صحبت کنند و ده دقیقه ما صحبت کنیم .

نکته دوم ، این آقایان از کتاب کافی یا کتاب بحار ، روایاتی را بیان می کنند . ما دیدیم که این ها حاضر به مناظره نیستند . بنده خودم و شاگردانم ، آقای ابو القاسمی و آقای یزدانی ، هر روز چند مورد از کلیپ های آقایان را پخش و پاسخ می دهیم . قضاوت را هم به عهده مردم می گذاریم . دروغ های این ها به قدری بر ملا شده که گمان می کنم  اگر بنده به جای این ها بودم ، دیگر خجالت می کشیدم روی ایر حاضر شوم .

بیننده : شیعه

بنده در پاسخ به بیننده ای که زنگ زده بود و در مورد خلافت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) صحبت می کردند و مي گفت : اگر حضرت علی (علیه السلام) خلافت عمر و ابوبکر و عثمان را قبول نداشت ، پس چرا آن ها را راهنمایی می کرد ؟ چون حضرت امامت می کردند و امامت كردن ، اخلاص دین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را می رساند که تا چه حد مخلص بودند .

تناقض دیگری که در کلام آقایان هست ، این است که وقتی به خلافت ابوبکر و عمر می رسد ، می گویند : اسلام ، مهمتر از کفن و دفن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بوده و باید بلافاصله انتخاب خلیفه صورت بگیرد . اما زمانی که به خلافت حضرت علی (علیه السلام) می رسند ، در صورتی که از ابتدا خلافت حق مسلم حضرت امیر (علیه السلام) بوده ، می گویند : قاتل خلیفه سوم مهمتر است و بايد قاتلین عثمان را پیدا کنند .

بیننده : آقای اثنی عشری از خوزستان ـ شیعه

خدا را شکر می کنیم که شعبه ای که در جهان به نام شیعه وجود دارد ، تا به حال حرف ناحقی نزده است . شما می بینید که اگر خلفا اشتباهاتی داشتند ، الان مردم متأسفانه دنبال همان اشتباهات می روند و خود را بیشتر به زور و تزویر آلوده می کنند . ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب ، در دنیا چه چیزی آورده اند ، به جز این که به شما یاد داده اند که به خود بمب ببندید و نام اسلام را بدنام کنید .

شما کی از شیعه یا یک مسلمان حقیقت جو دیده اید که به خود بمب ببندد و به ناحق عده ای را به خاک و خون بکشند .

بيننده : شیعه

بنده می خواستم دو نکته را بیان کنم . نکته اول در رابطه با توسل است که خودشان با شبکه کلمه تماس می گیرند و به آقایان کارشناس می گویند برای مریض ما دعا کنید . آیا این خود توسل محسوب نمی شود؟

نکته دوم ، کارشناس شبکه کلمه دیروز در برنامه ، خود را حق و شیعیان را ناحق می گفتند . به دلیل این که شیعیان در مورد ابوبکر و عمر چیز های خوبی نمی گویند . بنده در پاسخ به این آقایان می گویم : شما که عصمت ائمه معصومین (علیهم السلام) را زیر سؤال می برید و حرف هایی که در مورد حضرت علی (عليه السلام ) می زنید ، ظلم در حق آن عزیزان می کنید.

نکته سوم ، در شبکه وصال می گویند چرا شیعیان برای امام حسین (علیه السلام) عزاداری می کنند ؟ بنده می گویم : اگر عزاداری برای امام حسین (علیه السلام) نبود که این آقایان بعد از هفتاد روز واقعه غدیر را فراموش نمی کردند .

بیننده : شیعه

بنده از حضرت استاد تقاضایی داشتم . بنابر روایات شیعه ، بیشترین شبهات در آخر الزمان ، در مورد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) است . امکان دارد شما شبکه ای مختص به مهدویت داشته باشید ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

یکی از دوستان مقدمات تأسیس چنین شبکه ای را در قم فراهم کرده اند و به دنبال کارهای آن هستند . شبکه ای مختص به حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) می باشد .

بیننده : هادی ـ شیعه

بنده دیروز با شبکه کلمه تماس گرفتم و در خصوص روایات ضعیفی که در کتاب کافی وجود دارد و آن ها از روی قصد و مرض روی آنتن می برند ، صحبت کردم . قبل از این که این آقایان این احادیث ضیعف را روی آنتن ببرند ، علمای شیعه احادیث ضعیف را شناسایی کرده و کنار گذاشته اند . در این خصوص علامه مجلسی ، کتاب مرعات العقول را نوشته اند .

نکته دوم این که ، بنده در این شبکه عرض کردم که آقای قزوینی شما را به مناظره رو در رو دعوت کرده که قضاوت آن را مردم به عهده بگیرند . مفتی عربستان سعودی هم دعوت به مناظره کرده . حال که شما آقای حیدری قبول نکردید ، دلیل بر بطلان عقیده شما است .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

ما بارها اعلام کردیم ، فرقی نمی کند اسمش را چه می گذارید ، مناظره یا گفتگوی دوستانه . ما آمادگی داریم که با هم بنشینیم و صحبت کنیم . اگر ما اشتباهاتی داریم ، در مقابل مردم برایمان ثابت کنید تا مردم بدانند که ما اشتباه می رویم و از اطراف ما پراکنده شوند . اگر شما اشتباه می روید ، ما آن را ثابت کنیم . حداقل برای مردم روشن شوند و از این سر در گمی بیرون بیایند . این افرادی که شما با  مطالب ضد قرآن و ضد سنت را مطرح می کند و آن ها به گمراهی می کشانید ، پرونده خود و آن ها را سنگین تر می کنید و عذابشان در روز قیامت بیشتر می شود و چه بسا گناه آن ها به جایی می رسد که بشود ، ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِينَ أَسَاءُوا السُّوأَى أَنْ كَذَّبُوا بِآَيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ ، روم / 10

عاقبت منکر خداوند می شوند و فردای قیامت در جهنم خالدین فیها می شوند و تأسف بخورند که فلانی بارها به ما گفت ؛ اما ما قبول نکردیم و از خدا بخواهند که ما را به دنیا برگردن تا به حرف های فلانی گوش کنیم .

ما بارها گفته ایم که آمادگی مناظره با این شبکه ها را داریم ، به جز کسانی که زبان نادرستی دارند و جز فحش و ناسزا بیرون نمی آید . حتی اگر ترس از این را دارند که برنامه پخش زنده باشد ، ما حاضریم که این مناظره یا گفتگوی دوستانه ، به صورت ضبطی باشد و هر جایی را که آقایان خواستند حذف و هر جا را که خواستند ، پخش می کنیم .

بیننده : شیعه

 بنده از استاد قزوینی سؤالی داشتم که جدیدا در این شبکه ها مطرح می کنند و می گویند چرا رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را در غدیر معرفی کرد ، آن هم زمانی که حجاج پراکنده شده بودند . چرا در عرفات این کار را نکردند ؟

نکته دوم به این برادرانی است که سخن از مناظره می زنند . به نظر بنده حق بسیار واضح و روشن است . وقتی سه اتوبوس از زائران امام رضا (علیه السلام ) را در پاکستان به خاک و خون کشیدند ، نیازی به مناظره و بحث و گفتگو ندارد . تمام روشنفکران دنیا و تمام مذاهب دنیا بشنوند که وقتی یک بچه دوساله را در آغوش مادر می کشند ، احتیاجی به مناظره ندارد .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

برای سؤال شما ، یک جواب ساده وجود دارد و آن هم این که ، آقایان اهل سنت روایات متعدد آورده اند که به مجرد این که جبرئیل امین آمد و فرمود : يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ... مائده / 67 

ای پیامبر ! علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به عنان خلیفه معرفی کن . اگر معرفی نکنی ، رسالتت ناتمام است .

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) هم به مجرد این که در روز 18 ذی الحجه در غدیر ، آمد و این پیام را رساند ، همان جا اطراق کرد و دستور داد آن هایی که جلو رفتند ، بر گردند و آن هایی که عقب مانده اند ، برسند . در آن جا سه شبانه روز ماند و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به عنوان خلیفه معرفی کرد . آقایان می توانند به تفاسیر خودشان از جمله در المنثور سیوطی ، جلد 2 ، صفحه 298 و تفسیر واحدی ، حدیث 403 و ده ها تفاسیر دیگر این قضایا را نقل کرده اند . بهترین دلیل بر این روایت ، به تفسیر آلوسی وهابی ، جلد 6 ، صفحه 193 مراجعه کنند که از عبد الله بن  مسعود نقل می کند :

ما در زمان نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) این آیه را این گونه می خواندیم يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ( بان عليا ولي المؤمنين ) وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ...

تفسیر روح المعانی ، ج 6 ، ص 193

با توجه به این ، زمانی که این آیه نازل شد ، آقا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را به عنوان خلیفه اعلام کردند .

این که می گویند : چرا پیامبر (صلی الله علیه و آله) این خبر را در عرفات و منی ، بیان نکردند ، چون در آن مکان ها مردم مشغول عبادت و راز و نیاز با خداوند هستند و جمع کردن مردم به این سادگی ها نیست . علاوه بر این ، رتق و فتق امور به دست مردم مدینه است . این مردم مدینه هستند که تمام شهرهای اسلامی ، چشم به آن دوخته اند که هر کس را این ها به عنوان خلیفه معرفی کردند ، آن ها قبول کنند . وگرنه مردم مکه ، طائف و دیگر سرزمین های اسلامی ، نقشی در سرنوشت امت اسلامی ندارند . لذا نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) این قضایا را در میان آن ها آورده و بیان کرده است .

بیننده : شیعه

بنده مطلبی را بیان می کنم و از حضرت استاد تقاضا دارم که به بنده بگویند که این عقیده درست است یا درست نیست ؟ برداشت من این است که به واسطه این که شأن ام المؤمنین خدیجه (سلام الله علیها ) و امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و دیگر معصومین (علیهم السلام) را پایین می آورند تا شأن عمر و ابوبکر و عثمان و عایشه را بالا ببرند . آیا این مطلب درست است یا درست نیست ؟

بیننده : شیعه

بنده از حضرت استاد این سؤال را داشتم که بنده سواد کافی برای خواندن قرآن کریم را نداریم و غلط های زیادی در قرائت دارم . آیا درست است که بنده ترجمه فارسی آن را بخوانم ؟ آیا ثواب خواندن قرآن کریم را می برم ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

در روایتی از امام (علیه السلام) سؤال کردند :

یابن رسول الله ! ما قرآن را در هنگام قرائت ، غلط می خوانیم . آیا باید خواندن قرآن را ترک کنیم یا ادامه بدهیم . فرمودند : خداوند عالم ملائکه ای را موکل می کند ، آیاتی را که غلط می خوانید ، درست می نویسند .

خود قرائت قرآن ثوابی دارد که ترجمه آن ندارد . اما اگر از بنده می شنوید ، شما به جای این که هر روز ، یک جزء قرآن را بخوانید ، روزی دو صفحه قرآن را بخوانید . یک بار عربی را بخوانید و چند بار ترجمه فارسی آن را بخوانید . چون قرآن خواندن خوب است ؛ حتی اگر شما به صفحه قرآن ، به جلد قرآن نگاه کنید ، به شما ثواب می دهند . اما قرآن خواندن به این معنا است که یکی از عرفا می گوید : اگر می خواهی خداوند با تو صحبت کند ، قرآن بخوان و اگر می خواهی تو با خدا صحبت کنی ، دعا بخوان .

لذا وقتی قرآن می خوانید ، تلاش کنید این حالت باشد که الان جبرئیل امین آمده و این آیات را می خواند و از ما تکلیف می طلبد . یعنی در حقیقت این قرآن نامه خداوند به من است که نسبت به من اوامر و نواهی دارد . اگر چنین روحیه ای را در خواندن قرآن داشته باشیم ، قطعا بالاترین درجه توجه به قرآن است .

بیننده : شیعه از آمریکا

بنده از حضرت استاد چند سؤال داشتم . ابتدا به ایشان خیر مقدم می گویم .

سؤال اول این که ، چه کسی عایشه را کشت ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

مشهور است که معاویه ، عایشه را کشته است .

بیننده :

چطور امکان دارد که خال المؤمنین ، ام المؤمنین را بکشد ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

مشکل همین جا است که تا به امروز 15 قرن است که حل نشده و شما می خواهید بنده آن را در یک دقیقه حل کنم .

بیننده :

حضرت امیر (علیه السلام ) در نهج البلاغه می فرماید : اگر گوش شنوا و چشم بینا داشته باشید ، حقیقت را می بینید و می شنوید .

اما متأسفانه این آقایان هیچ کدام را ندارند .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

        محمد بن ابوبکر ، برادر عایشه را چه کسی کشت ؟ مگر او خال المؤمنین نبود ؟ مگر امام مجتبی (علیه السلام) نوه پیامبر (صلی الله علیه و آله ) و بالاتر از خال المؤمنین و ام المؤمنین نبودند ؟ مگر این است که معاویه ایشان را به شهادت رساند . مگر حجر بن عدی ، صحابه جلیل القدر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نبود ، همین معاویه او را کشت و ده ها نفر از شخصیت های برجسته صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله) را معاویه کشت .

بیننده :

اگر این آقایان دلیلی داشتند و می توانستند حقانیت خود را اثبات کنند ، به این همه کشت و کش تار و حرف های رکیک و زشت ، متوسل نمی شدند . درست است که شما این ها را به مناظره دعوت می کنید ؛ اما اگر تا آخر دنیا هم صبرکنید ، این آقایان برای مناظره نمی آیند .

بیننده : فرهاد از قزوین ـ شیعه

بنده از استاد قزوینی این سؤال را داشتم که امامان ما که دارای علم غیب هستند ، آیا می توانند از علم غیب خود بر خلاف قضا و قدر الهی استفاده کنند ؟ چون این شبکه های وهابی فکر می کنند علم غیب بر خلاف قضا و قدر الهی است .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

نه خیر ، امامان از علم غیب خود بر خلاف قدر و قضا ؛ حتی برای مسائل شخصی هم استفاده نمی کنند . مثلا امام حسن مجتبی (علیه السلام) یقین دارد که در این ظرف زهر است . امام حسین (علیه السلام ) می داند که در کربلا کشته می شود . رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می داند که در جنگ احد هفتاد نفر از عزیزانش کشته می شود . پیامبر (صلی الله علیه و آله) می داند در گوشتی که آن زن یهودی داد ، سم است . اما این علم غیب برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیهم السلام) تکلیف آور نیست .

بیننده :

حضرت استاد ! متأسفانه این آقایان فکر می کنند ، معجزه این است که باید یک اقدام فیزیکی انجام بگیرد تا مشخص شود که آیا امامان ما می توانند معجزه کنند یا نه . در صورتی که هر کس می تواند از معجزه یک فهم به خصوص داشته باشد . یکی از معجزات امام حسین (علیه السلام) شهادت آن حضرت است . امام حسین (علیه السلام) درس بزرگتر از شهادتش به ما داده و آن نیمه تمام گذاشتن حج و به سوی کربلا رفتن است ، حجی که اجداد و پدرش برای احیای آن تلاش کردند . این حج را نیمه تمام می گذارد تا به همه حج گذاران تاریخ و مؤمنان به سنت ابراهیمی بیاموزد که اگر رهبری و ولایت نباشد و عبد الملک ها و یزید ها باشند ، چرخیدن دور خانه خدا ، مساوی با چرخیدن دور خانه بت است .

كسي كه همچنان به طواف در غیبت امام حسین (علیه السلام) ادامه دادند با کسانی که حسین (علیه السلام) را در کربلا تنها گذاشتند ، برابر هستند . هر سه يكي هستند ، چه آن هایی که ابزار دست یزید باشند و چه آن هایی که در هوای بهشت ، به گوشه محراب ها خزیدند و به عبادت خداوند پرداختند و چه آن هایی که مغلوب زور شدند و خاموش ماندند ، در هر قرن و هر عصری ، حسین (علیه السلام) حضور دارد . هر کس که در صحنه او نیست ، در هر کجا که باشند ، یکی است . این است معني اصل تشیع علوی که قبول و ارزش عملی ، به امامت و رهبري و ولايت بستگی دارد .

بیننده : اهل سنت

استاد قزوینی شما که می گویید با ملازاده به خاطر این که فحش می دهد ، مناظره نمی کنید ، خودتان روزی هزار بار به همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) توهین می کنید . شما اصلا پیامبر (صلی الله علیه و آله) را قبول ندارید .

بیننده : اهل سنت

استاد قزوینی ! شما همیشه در مورد وهابیت و اهل سنت صحبت می کنید . سؤال بنده این است که آیا شما اهل سنت را با وهابیت ، یکی می دانید ؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

خیر ، ما بارها گفتیم که ما حساب اهل سنت را از وهابیت ، جدا می دانیم . به هیچ وجه من الوجوه به کسی اجازه نمی دهیم که اهل سنت را با وهابیت در کنار هم قرار داده و به یک چشم به آن ها نگاه کند . بنده نه تنها اهل سنت را با وهابیت ، یکی نمی دانم ؛ بلکه به همه وهابیت هم با یک چشم نگاه نمی کنم . اختلاف اساسی ما فقط با وهابیت تکفیری است ، وهابیتی که هم سنی ، هم شیعه را کافر می داند و امروز در پاکستان 26 نفر زائر امام رضا را به خاک و خون می کشد و بچه چشم مادر می کشد . این چه انسانیتی است ؟!!! وحشی های آمازون هم چنین جنایتی را که وهابیت تکفیری به نام اسلام می کنند ، را انجام نمی دهند .

مشکل اساسی ما با وهابیت تکفیری است ؛ وگرنه ما در میان وهابیون انسان های عاقلی هم داریم که انصاف خود را از دست نمی دهند . بنده در یک جمله بگویم که ما 15 درصد وهابیت را تکفیری می دانیم و 85 در صد دیگر وهابیت که در عربستان سعودی هستند را انسان های عاقل می دانیم . چه بسا امر بر این ها مشتبه شده و شاید اگر بحث و گفتگو صورت بگیرد ، حقیقت برای آن ها روشن خواهد شد .

بیننده : شیعه

بنده خواستم در پاسخ به آن بیننده ای که گفتند شما به عایشه توهین می کنید ، بگویم : استاد قزوینی چه وقت خارج از کتاب های شما صحبت کرده که شما چنین ادعایی می کنید . برادر من ! انصاف چیز خوبی است . استاد قزوینی غیر از کتاب های صحیح بخاری و مسلم و مسند احمد بن حنبل ، از خودشان یا از کتب شیعه ، مطلبی را بیان کرده اند . اگر فحش یا توهینی هم هست ، در کتاب های خودتان آمده .

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

اگر شما برادر اهل سنت یک مورد به خلفا یا عایشه یا حفصه ، توهین و جسارت کردیم ، اعلام کنند . اگر کسی پیدا کرد ، هم عذر خواهی می کنم ، هم یک جایزه خوب اهدا می کنم . نه تنها در شبکه ولایت ، حتی اگر آن زمان که در شبکه سلام بودم ، یک مورد جسارت یا توهین پیدا کردند ، ما جایزه می دهیم و عذر خواهی می کنیم .

بنده به یاد دارم که مجری شبکه می گفت : من نمی خواهم عایشه مادرم باشد . من ایشان را وادار کردم و گفتم این توهین به اهل سنت و مقدسات آن ها است که ایشان از بنده قبول کردند و رسما آمدند و از اهل سنت پوزش خواستند .

روش ما در  این هشت سال این گونه بوده . اما از این که ، ما از منابع آن ها ولو فحش های بدی داده باشند ، نقل می کنیم . ما نقل از کتاب های اهل سنت را فحش نمی دانیم ؛ بلکه ناگزیریم که این مطالب را برای مردم نقل کنیم . اگر فحش است یا توهین است ، خودتان داده اید .

از جمله در صحیح مسلم و صحیح بخاری ، در رابطه با عایشه عبارتی را آورده که اگر کسی به همسرتان چنین نسبتی را بدهند یا در جای دیگر همسر شما بگوید شوهرم با من فلان کار را می کند یا این که شما به مسافرت رفته اید و یک جواب مجرد به منزل شما آمده و محتلم از منزل شما خارج شده ، شما با همسرتان چه برخوردی می کنید ؟

صحیح بخاری و مسلم بدترین اهانت ها را به همسران پیامبر (صلی الله علیه و آله) کرده اند و این ها در حقیقت توهین به شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله) است . اگر راست می گویید که صحیح مسلم و صحیح بخاری ، اصح بعد از قرآن است ، این مطالب شرم آور و این توهین ها و جسارت ها را پاکسازی کنید .  

خدایا تو را قسم می دهیم به آبروی محمد وآل محمد هر چه سریعتر لباس فرج بر اندام مولایمان بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) بپوشان .

خدایا به آبروی محمد و آل محمد ما را از انصار خاص آن حضرت قرا ر بده .

رفع گرفتاری از گرفتاران بنما .

جوائج حاجتمندان روا بفرما .

مجری :

خیلی تشکر می کنیم از شما استاد عزیز و هم چنین از شما بینندگان عزیز و ارجمند که ما را در این برنامه همراهی کردید .

اللهم عجل لولیک الفرج





Share
1 | ابو خالد | , ایران | ١٣:٤٣ - ١٢ بهمن ١٣٩٤ |
خیلی زشته که نمیگید شیخ الاسلام ابن تیمیه

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
بزرگان شما گفته اند هر کس به ابن تيميه شيخ الاسلام بگويد، کافر است
أن من أطلق على ابن تيمية أنه شيخ الإسلام فهو بهذا الإطـلاق كافـر واشتهر ذلك ... )) .
البدر الطالع  ، ج2 ص 137 . وكتاب الضوء اللامع ، السخاوي ، ج9 ص 292 .
با اين وجود چطور انتظار داريد به او شيخ الاسلام گفته شود؟!!
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
 
1 |محمدزمانی||٢٠:٥٤ - ١٢ بهمن ١٣٩٤ |
1
 
2
کسانی که ابن تیمیه را شیخ الاسلام میدانند در حملات انتحاری سراسر دنیا شریک خواهند بود.
2 |سجاد||١٢:٤٥ - ١٤ بهمن ١٣٩٤ |
0
 
0
ابن تیمیه لعنت الله علیه ... این شیخ اسلام باشه باید فاتحه اسلامو خوند
2 | ابو خالد | , ایران | ١٨:١٤ - ١٢ بهمن ١٣٩٤ |
میشه بپرسم کدوم بزرگان و کدوم مذهب از فرق 4 گانه؟

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در اين خصوص به کتاب آشنايي با فرق و مذاهب کلامي نوشته برنجکار و هميچنين به کتاب استاد رباني گلپايگاني رجوع کنيد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
3 | عمر | , ایران | ٢٠:٥٣ - ١٢ بهمن ١٣٩٤ |
راس میگه...
شیخ الاسلام ابن تیمیه
باید احترام بذارید
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English