2020 August 14 - جمعه 24 مرداد 1399
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)
کد مطلب: ٨٠٤٩ تاریخ انتشار: ٠٥ مهر ١٣٩٤ - ١١:١٤ تعداد بازدید: 1430
خارج کلام مقارن » عمومی
نکاتی پیرامون مسئله «غدیر» (1)

جلسه هشتم 94/07/05

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جلسه هشتم   94/07/05

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

از آنجائی که ایام «غدیر» نزدیک است، و در رسانه های وهابی، بحث ها و شبهات غدیری مطرح می شود، امروز نکاتی را در این زمینه خدمت دوستان تقدیم می کنیم.

حضرت ولیعصر(عج)، «هشام بن حکم» می خواهد!

وهابی ها تلاش می کنند که از واقعه مهم «غدیر»، یک افسانه بسازند! یکی می گوید:«اصلاً غدیری در کار نبوده است!». دیگری می گوید: «غدیر یک جای خشک و بیابان لم یزرعی بوده است که انسان نمی تواند حتی مدت کوتاهی در آنجا بماند!» و یکی می گوید: « غدیر جای سرسبز و خوش آب و هوائی بوده است!» و تناقضات زیادی از این دست، در عبارات و سخنان این وهابی ها مشاهده می شود.

حتی بعضی از این وهابی ها، تعبیر سخیفی درباره «غدیر» دارند و می گویند: « غدیر، سیاه ترین روز تاریخ اسلام است!» که ما قبلاً عرض کردیم که برای فرقه ضاله وهابیت، سیاه ترین روز تاریخ، غدیر است، زیرا غدیر، تمام تار و پود فکری آنها را به هم ریخته است! و تمام دروغ ها، و افتراهای وهابیت را، و در حقیقت ماهیت پلید وهابیت را روشن ساخته است.

در این راستا، آنچه که مهم است، این است که حضرت ولیعصر (عجل الله تعالی فرجه) به دنبال نیروهایی است که مثل «هشام بن حکم»، امروز بیایند و در این جنگ تمام عیار رسانه ای، پاسخگوی این شبهات و این مباحث باشند.

تمجید عجیب امام صادق(علیه السلام)، از «هشام بن حکم»!

مرحوم کلینی در کتاب شریف کافی، روایت عجیبی را درباره «هشام بن حکم» از وجود مقدس امام صادق (سلام الله علیه) نقل می کند. روایت بسیار زیباست. این روایت از آن دسته از روایاتی است که انسان اگر صد بار هم بخواند، مثل آیات نورانی قرآن کهنه گی ندارد. این روایت، صحیحه هم است از «یونس بن یعقوب» که از اصحاب خاص امام صادق (سلام الله علیه) است که می گوید:

«كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ فَوَرَدَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ صَاحِبُ كَلَامٍ وَ فِقْهٍ وَ فَرَائِضَ وَ قَدْ جِئْتُ لِمُنَاظَرَةِ أَصْحَابِكَ...

من در نزد امام صادق نشسته بودم که مردی از شام بر ایشان وارد شد و گفت: من کسی هستم که در کلام و فقه و واجبات، متخصص هستم و الآن آمده ام تا با اصحاب تو مناظره کنم.

این جریان ملاقات مرد شامی با امام صادق (سلام الله علیه)، در موسم حج و در منطقه «منا» صورت گرفته است. البته در آن زمان، «منا» این قدر ناامن نبوده است! افراد ناباب و نااهلی مثل این «آل سعود» (آل یهود) که اینگونه در حق مسلمین جنایت می کنند، نبودند. دیشب یک سری تصاویری را دوستان برایم فرستاده بودند که خیلی برای من دردآور بود. وهابی ها در جریان فاجعه منا، وقتی دیدند که دیگر نمی توانند با آمبولانس، جنازه ها را منتقل بکنند، با «لودر» این جنازه ها را بر می داشتند و داخل کامیون می ریختند!!

البته همه هم نمرده بودند. بعضی ها زخمی بودند، شاهدان عینی می گفتند که بعضی از اینها داد می زدند، و کمک می خواستند، ولی متأسفانه اینها، همه را با هم می ریختند داخل کامیون و می بردند! حتی در غسالخانه هم، اینها به داد زخمی ها نمی رسیدند. یک بنده خدائی می گفت من به یک ترفندی وارد غسالخانه شدم، دیدم همینطور اجساد را روی هم ریخته اند. حتی بعضی اجساد در حال حرکت بودند، با دست و سرشان اشاره می کردند ولی هیچ کس نبود که به داد اینها برسد!

درحقیقت برای این وهابی ها، به هیچ وجه جان انسان ارزشی ندارد. یعنی وحشی ترین ارتش دنیا، نسبت به دشمنان خود، اینچنین برخوردی نمی کند، که این وهابی ها با زائرین بیت الله الحرام انجام دادند!

فاجعه منا، یک جنایتی بود که شاید در این 1400سال سابقه نداشت. شاید این خون بی گناهان «یمن» بود که خواست دودمان آل سعود را در سطح بین الملل رسوا کند! با به وقوع پیوستن جنایت یمن، یک رسوایی و یک ننگی برای آل سعود ایجاد شد که با هیچ رنگی قابل پاک شدن نیست! و شاید این مقدمه ای باشد برای اینکه اداره حرمین شریفین به دست مسلمانها بیافتد. و این نااهلان از اداره حرمین شریفین کنار گذاشته شوند. گر چه برداشت ما این است که آل سعود (آل یهود) در حال سپری کردن روزهای آخر عمرشان هستند! چرا که الآن هم، اینها به جان هم افتاده اند.

«فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ يَا يُونُسُ لَوْ كُنْتَ تُحْسِنُ الْكَلَامَ كَلَّمْتَهُ قَالَ يُونُسُ فَيَالَهَا مِنْ حَسْرَةٍ... ثُمَّ قَالَ لِي اخْرُجْ إِلَى الْبَابِ فَانْظُرْ مَنْ تَرَى مِنَ الْمُتَكَلِّمِينَ فَأَدْخِلْهُ قَالَ فَأَدْخَلْتُ حُمْرَانَ بْنَ أَعْيَنَ وَ كَانَ يُحْسِنُ الْكَلَامَ وَ أَدْخَلْتُ الْأَحْوَلَ وَ كَانَ يُحْسِنُ الْكَلَامَ وَ أَدْخَلْتُ هِشَامَ بْنَ سَالِمٍ وَ كَانَ يُحْسِنُ الْكَلَامَ وَ أَدْخَلْتُ قَيْسَ بْنَ الْمَاصِرِ وَ كَانَ عِنْدِي أَحْسَنَهُمْ كَلَاماً...

امام صادق به من فرمود: ای یونس! اگر تو در علم کلام متخصص بودی، با او بحث می کردی! یونس بن یعقوب گفت: حسرت می خورم که علم کلام نمی دانم! سپس امام به من فرمود: برو بیرون ببین کسی از متکلمین را می بینی تا بیاوری با این مرد شامی مناظره بکند؟ من رفتم و حمران بن اعین که متکلم خوبی بود را آوردم. ابوجعفر احول (مؤمن الطاق) را آوردم که متکم خوبی بود. و هشام بن سالم نیز که در کلام متخصص بود را آوردم. و همچنین قیس بن ماصر که به نظر من در علم کلام از همه اینها باسوادتر بود را نیز آوردم.

فَأَخْرَجَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ رَأْسَهُ مِنْ فَازَتِهِ فَإِذَا هُوَ بِبَعِيرٍ يَخُبُّ فَقَالَ هِشَامٌ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ قَالَ فَظَنَنَّا أَنَّ هِشَاماً رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ عَقِيلٍ كَانَ شَدِيدَ الْمَحَبَّةِ لَه‏ قَالَ فَوَرَدَ هِشَامُ بْنُ الْحَكَمِ وَ هُوَ أَوَّلَ مَا اخْتَطَّتْ لِحْيَتُهُ وَ لَيْسَ فِينَا إِلَّا مَنْ هُوَ أَكْبَرُ سِنّاً مِنْهُ قَالَ فَوَسَّعَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ وَ قَالَ نَاصِرُنَا بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ...»

امام صادق در این هنگام سرش را از شکاف خیمه بیرون کرد و دید که فردی از دور سوار بر شتر می آید. حضرت در این هنگام فرمود: به خدا قسم که هشام است. امام به هشام بن حکم، محبت زیادی داشت. او هنوز موی صورتش در نیامده بود و هر کس که در مجلس نشسته بود، از او بزرگتر بود. وقتی هشام وارد خیمه امام صادق شد، حضرت به او جای داد و فرمود: هشام، با قلب و زبان و دستش یاور و یاری گر ماست.

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص171

دوستان توجه داشته باشند که تمام علوم قداست دارند، علم «فقه» قداست دارد، علم «تاریخ»، «تفسیر» و... همه این علوم قداست دارند؛ ولی آن علمی که امروز ما در جهان معاصر نیاز داریم و ضرورت دارد که عزیزان طلبه ما در این حوزه علمی، خودشان را خوب مجهز بکنند، علم «کلام» و یا به معنای عام کلمه، «پاسخگوئی به شبهات» است.

ما امروز نیاز یه طلبه هایی داریم که مصداق این کلام امام صادق (سلام الله علیه) باشند که به هشام بن حکمِ جوان، که هنوز موی صورتش درنیامده، فرمودند: «نَاصِرُنَا بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ». این تعبیر در حق هشام در حالی است که «زراره» با تمام قداستی که دارد، و افقه الأولین است، یا «محمد بن مسلم»، و «جمیل بن دراج» و... هیچکدام چنین تعبیری در حقشان، از امام صادق وارد نشده است!

وقتی چشم حضرت به «هشام بن حکم» می افتد، می فرماید که بخدای کعبه قسم که «هشام» دارد می آید! این کلام حضرت در حالی بود که افرادی مثل «هشام بن سالم»، «حمران بن اعین» و «مؤمن الطاق» که از قهرمانان بحث و مناظره هستند، در مجلس حضور داشتند. ولی گویا امام منتظر کس دیگری بودند!

چگونه می توان، ناصر امام زمان (سلام الله علیه) بود؟

ما امروز نیاز داریم به یک چنین افرادی که با قلب و زبان و دستش، ناصر و یاور امام زمان باشد. یعنی وقتی امام زمان (سلام الله علیه)، چشمش به یک طلبه ای می افتد، بفرماید که فلان طلبه «نَاصِرُنَا بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ»!

و این مستلزم این است که اولاً: ما دشمن را بشناسیم و قدرت دشمن را شناسی کنیم، و حربه آنها را نیز بدانیم. و ثانیاً: جواب حربه ها و شبهاتشان را بدانیم، روش غلبه بر دشمن را بیاموزیم و مطابق با امکانات و توانمندی های دشمن، وارد میدان مبارزه بشویم.

در حقیقت، در صحنه مبارزه علمی با دشمن، هم باید علم باشد، و هم روش بحث و مناظره! وقتی این دو فاکتور مهیا شد، باید وارد میدان مبارزه شد. و در این میان، شبکه های ماهواره ای وهابی، یکی از این میدانهاست، بلکه بزرگترین میدانهای نبرد است!

شبکه های ماهواره ای وهابی ها، فرصتی مغتنم!

من بارها گفته ام که امروز، این شبکه های ماهواره ای وهابی ها، اگر چه از طرفی تهدید است، ولی از طرف دیگر، فرصت خوبی برای نشر فرهنگ اهل بیت هستند. لذا من معتقد، طلبه ای که امروز در حوزه علمیه کار می کند،باید از وضع حاضر و آنچه در این سایت ها و شبکه های ماهواره ای بر ضد شیعه و مکتب اهل بیت می گذرد، آگاه باشد، تا بتواند مطابق برنامه های دشمنان اهل بیت، وارد عرصه کارزار بشود.

من بارها به دوستان گفته ام که این شبکه های وهابی مثل کلمه، نور، توحید و وصال، روزی هفت، هشت ساعت برنامه زنده دارند. این بهترین فرصت حضور من و شما در این شبکه هاست برای متزلزل کردن عقاید وهابیت و در مقابل، ترویج مکتب اهل بیت (علیهم السلام). ولی متأسفانه طلبه های ما به این میدان ورود پیدا نمی کنند! در مقابل، عده ای از مردم عادی وارد می شوند که نه سواد دارند و نه قدرت دفاع. لذا یا نمی توانند دفاع بکنند و علی رغم نیت خوبی که دارند، خرابکاری می کنند و یا اینکه وقتی به این شبکه های وهابی زنگ می زنند، شروع می کنند به فحاشی کردن.

همین دو، سه شب پیش، یک بنده خدائی زنگ زد به «ملازاده»، و شروع کرد به فحش رکیک ناموسی به ایشان دادن! «ملازاده» هم متأثر شد و شروع کرد حق حق گریه کردن! گفت کسی تا به حال، فحش ناموسی به من نداده بود و... ملازاده با این مظلوم نمایی، که نتیجه حماقت و دیوانگی آن خبیث به ظاهر شیعه بود، ضربه ای به شیعه زد که اگر ده سال تلاش می کرد، نمی توانست همچین ضربه ای به شیعه بزند!

لذا من معتقدم که امروز، حضور در این رسانه ها، برای طلبه های ما یک واجب عینی است! یعنی باید طلبه های ما این شبکه ها را رصد بکنند، روشهای تبلیغی اینها را یاد بگیرند و با علم و آگاهی و داشتن روش در بحث و مناظره، وارد میدان بشوند.

البته کم و بیش دوستانی هستند در قم و مشهد و... که با ما هم مرتبط هستند، و بعضاً به این شبکه های وهابی، ورود پیدا می کنند و با یک دقیقه صحبت کردن، تمام دو ساعت تلاش و صحبت مجریان و کارشناسان برنامه آنها را به باد می دهند! زیرا آنها حرفی برای گفتن ندارند. مثل یک بادکنکی است که اینها دو ساعت شروع می کنند به باد کردن! فقط در این وسط، نیاز یه یک مرد هست که یک سوزنی به این بادکنک بزند و آن را بترکاند.

البته آن کس که می خواهد وارد بشود، هم باید سوزن داشته باشد و هم باید سوزن را آنچنان بزند که بلافاصله، باد این بادکنک خالی بشود! به عنوان نمونه، چند وقت پیش بنده خدائی زنگ زد به «ملازاده»، و گفت: آیا درست است که شما می گوئید «مولا» در جمله «من کنت مولاه فعلی مولاه» به معنای محبت است؟ گفت: بله، مولی به معنی محبت است! پرسید: آیا علی بن ابی طالب در طول عمرش، یک بار فرموده است که پیغمبر در روز غدیر، محبت مرا به مردم معرفی کرد؟ ملازاده معطل ماند که چه بگوید! چند ثانیه متحیر شده بود که چه بگوید! یک نگاهی به دوربین می کرد، یک نگاهی به پایین می انداخت! اینگونه سؤال کردن را می گویند هنر! بعد برگشت گفت: نه، من ندیدم جائی استدلال کرده باشد!

چرا «عایشه»، جزء آیه تطهیر نیست!؟

مثل این سخن آقایان که می گویند «عایشه» هم جزء «آیه تطهیر» است! همین جواب این بیننده را می دهیم که آیا یک روایت ضعیف داریم که  عایشه به این مسئله اشاره کرده است؟ آیا در یک روایت ضعیف وارد شده است که عایشه گفته باشد من جزء آیه تطهیر هستم؟ هرگز نداریم. بالاتر اینها، قرآن به صراحت می گوید:

]فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُما[

دلهای شما ازحق منحرف گشته است.

سوره تحريم(66): آیه 4

آیا واقعاً کسی که از حق منحرف گشته است، ]لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ[ شامل او می شود!؟ یا مثلاً قرآن کریم می فرماید:

]ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَ امْرَأَتَ لُوطٍ كانَتا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبادِنا صالِحَيْنِ فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً وَ قيلَ ادْخُلاَ النَّارَ مَعَ الدَّاخِلين[

خداوند مثلى براى كسانى كه كافر شده‏اند زده است، مثل به همسر نوح، و همسر لوط، آنها تحت سرپرستى دو بنده از بندگان صالح ما بودند، ولى به آن دو خيانت كردند، و ارتباط آنها با اين دو (پيامبر) سودى به حالشان (در برابر عذاب الهى) نداشت. و به آنها گفته شد: وارد آتش شويد همراه كسانى كه وارد مى‏شوند.

سوره تحريم(66) : آیه10

اکثر مفسرین اهل سنت گفته اند که این آیه، کنایه و تعریضی است به «عایشه» و «حفصه» هسران پیامبر، به خاطر برخی اعمالی که داشتند.

تفسیرکشاف، ج4، ص 575؛ فتح القدیر شوکانی، ج5، ص 255؛ زاد المسیر ابن جوزی، ج8، ص 314؛ تفسیر قرطبی، ج18، ص 202؛ تفسیر کبیر، ج30، ص 44

آیا می شود کسی درباره اش آیه «تطهیر» نازل شده باشد، ولی خداوند او را تشبیه بکند به همسر حضرت نوح و همسر لوط !؟ لذا دوستان توجه داشته باشید که ما باید آیاتی که در مذمت همسران پیامبر، خصوصاً عایشه و حفصه نازل شده است را، همیشه در ذهن داشته باشیم.

در بحث ها و مناظرات علمی، داشتن علم در مورد یک موضوع، یک طرف قضیه است، و داشتن روش بحث و مناظره، طرف دیگر قضیه است. ممکن است که یک سازنده اتومبیل، دهها ساعت در مورد اتومبیلش توضیح بدهد ولی نتواند رانندگی بکند! در مباحث علمی، ما به دنبال راننده ای می گردیم که هم از قسمتهای مختلف ماشین سر در بیاورد، و هم رانندگی بلد باشد!

اساسی ترین مسئله غدیر!!

در رابطه با مسئله «غدیر»، با توجه به اینکه به ایام عید غدیر نزدیک می شویم، نکاتی را به دوستان توصیه می کنم. در سالهای گذشته، ما از بینندگان «شبکه ولایت»، که با برنامه تماس می گرفتند، چندتا سؤال می کردیم. به عنوان نمونه می پرسیدیم که:

حديث «غدير»، چگونه بر امامت و خلافت حضرت علي (علیه السلام) دلالت می كند؟

این مسئله، اساسی ترین مسئله غدیر است! دوستان ما باید بتوانند به راحتی دلالت حدیث غدیر بر امامت و خلافت امیرالمؤمنین را بیان بکنند. ما به حول و قوه الهی، داریم یک جزوه صد صفحه ای را آماده می کنیم که در آن جزوه، آیات و روایات دال بر خلافت و امامت امیرالمؤمنین، خصوصاً حدیث «غدیر» را به صورت مفید و مختصر بیان کرده ایم که برای حفظ، بسیار مناسب است. یعنی اگر کسی مطالب این جزوه را حفظ بکند، می تواند به درصد بالایی از شبهات وهابیت پاسخ بدهد.

البته این جزوه، در اصل برای همایش مشهد مقدس آماده شده است که این اهل سنتی که از سایر شهرها و حتی از «افغانستان» و «پاکستان» به مشهد مهاجرت کردند و در حاشیه شهر ساکن شدند، یک سری مسائلی را ایجاد کرده است. یک جلساتی ما در آنجا در خدمت دوستان هستیم. حدود پانصد، ششصد نفر از طلاب خارجی را از هشتاد، نود کشور جهان دعوت کرده اند که ما درخدمتشان باشیم. همچنین صد و پنجاه نفر هم از ائمه جمعه و جماعات مشهد و حاشیه مشهد را دعوت کرده اند که دو، سه روزی در خدمت این عزیزان باشیم.

ما در این جزوه، آنچه که ضرورت دارد که یک طلبه مثل حمد و سوره حفظ بکند، و نه فقط مطالعه، در این جزوه آورده ایم. حتی تصویر کتابها را نیز بنا شد که در این جزوه بیاوریم تا یک بسته کاملی باشد.

ما در این چند روز، در حد خودکشی کار کردیم تا این جزوه آماده بشود. من دیروز بعد از نماز صبح، یکسره مشغول بودم تا حوالی ساعت نه و نیم شب، به قدری خسته بودم که چشم هایم باز نمی شد! ان شاءالله این جزوه آماده شد، تقدیم دوستان خواهیم نمود.

 

                                                                                                                          والسلام علیکم و رحمة الله


 




Share
1 | دلسوخته | , ایران | ١٨:٢٥ - ٠٩ آذر ١٣٩٤ |
با سلام
ان شاء الله اين جزوه كه حاج اقا قزويني فرمودند اماده شده باشد؟ اگر هست ادرس بفرماييد"""ما در این جزوه، آنچه که ضرورت دارد که یک طلبه مثل حمد و سوره حفظ بکند، و نه فقط مطالعه، در این جزوه آورده ایم. حتی تصویر کتابها را نیز بنا شد که در این جزوه بیاوریم تا یک بسته کاملی باشد."""
ممنون

پاسخ:
 با سلام
دوست گرامی شما می توانید با مراجع به لینک زیر جزوه مورد نظر را مطالعه و یا دانلود بفرمائید!
در ضمن شما می توانید برای دریافت اصل جزوه، در صورت حضور در شهر مقدس قم، به مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولیعصر واقع در خیابان شهداء، کوچه ممتاز، فرعی هفتم، پلاک 39 مراجعه کنید. و یا برای خرید اینترنتی، به فروشگاه اینترنتی سایت مؤسسه مراجعه بفرمائید.
با تشکر
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده