2020 September 30 - چهار شنبه 09 مهر 1399
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5
کد مطلب: ٧٧٥١ تاریخ انتشار: ١٩ اسفند ١٣٩٣ - ١٠:١٣ تعداد بازدید: 2039
خارج کلام مقارن » شبهات شهادت حضرت زهرا (س)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 5

جلسه هفتاد و سوم 1393/12/19

 
 
 
 
 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم
 

جلسه هفتاد و سوم  1393/12/19

 

 

روایات دفاع حضرت زهرا از امیرالمؤمنین در کتب شیعه و سنی- بررسی خطبه فدک  

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداءالله الی یوم لقاء الله. الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله.

 

بحث ما در رابطه با شبهات شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود؛ در جلسات گذشته بحث تهدید به آتش زدن، و آتش زدن خانه حضرت را مطرح کردیم و یک روایت را مطرح کردیم و مفصل هم بررسی کردیم.

مطالعه بقیه روایات و مطالب را به خود عزیزان واگذار می کنیم. فایل مطالب به همراه تصاویر کتاب ها هم آماده شده، من خدمت دوستان تقدیم می کنم. تقریباً تصویر 280 صفحه کتاب در این فایل، ضمیمه مطالب متنی شده است.

بحث دیگری که در اینجا مطرح است، و خیلی هم در موردش مانور داده می شود، بحث دفاع حضرت زهرا(سلام الله علیها) از امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) است که در این زمینه، به روایتی از کتب شیعه و سنی اشاره می کنیم.

مسئله دفاع حضرت زهرا از امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب شیعه

مرحوم «طبرسی» نقل کرده است که:

«أَقْبَلَ فِي جَمْعٍ كَثِيرٍ إِلَى مَنْزِلِ عَلِيٍّ فَطَالَبَهُ بِالْخُرُوجِ فَأَبَى- فَدَعَا عُمَرُ بِحَطَبٍ‏ وَ نَارٍ وَ قَالَ وَ الَّذِي نَفْسُ عُمَرَ بِيَدِهِ لَيَخْرُجَنَّ أَوْ لَأُحْرِقَنَّهُ عَلَى مَا فِيهِ فَقِيلَ لَهُ إِنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ وُلْدَ رَسُولِ اللَّهِ وَ آثَارَ رَسُولِ اللَّهِ فِيهِ وَ أَنْكَرَ النَّاسُ ذَلِكَ مِنْ قَوْلِهِ ... قَالَ وَ خَرَجَتْ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ إِلَيْهِمْ فَوَقَفَتْ خَلَفَ الْبَابِ ثُمَّ قَالَتْ لَا عَهْدَ لِي بِقَوْمٍ أَسْوَأَ مَحْضَراً مِنْكُمْ تَرَكْتُمْ رَسُولَ اللَّهِ جَنَازَةً بَيْنَ أَيْدِينَا وَ قَطَعْتُمْ أَمْرَكُمْ فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ لَمْ تُؤَمِّرُونَا وَ لَمْ تَرَوْا لَنَا حَقّاً كَأَنَّكُمْ لَمْ تَعْلَمُوا مَا قَالَ يَوْمَ غَدِيرِخُمٍّ وَ اللَّهِ لَقَدْ عَقَدَ لَهُ يَوْمَئِذٍ الْوَلَاءَ لِيَقْطَعَ مِنْكُمْ بِذَلِكَ مِنْهَا الرَّجَاءَ وَ لَكِنَّكُمْ قَطَعْتُمُ الْأَسْبَابَ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ نَبِيِّكُمْ »

عمر به همراه عده زیادی از مردم به خانه علی رفتند و از آنها خواستند تا برای بیعت با ابوبکر از منزل خارج شوند! ولی آنها از بیرون آمدن خودداری نمودند. عمر درخواست هیزم و آتش کرد و گفت: قسم به خدائی که جان عمر در دست اوست، اگر از خانه خارج نشوند، خانه را با اهلش به آتش می کشم. به او گفتند: فاطمه دختر پیامبر درون این خانه است. ولی مردم این سخن را نپذیرفتند. راوی می گوید: در این لحظه فاطمه به پشت در آمد و به مردم گفت: هیچ قومی را بدتر از شما ندیدم! رسول خدا را فراموش کردید در حالی که جنازه اش هنوز در دستان ما بود؛ شما دستورات ایشان را رها ساختید و ما را به امارات خویش نخواستید و حق ما را نادیده گرفتید؛ مثل اینکه اصلاً ندانستید که پیامبر در غدیرخم به شما چه فرمود. به خدا قسم در آن روز، پیامبر ولایت را برای علی منعقد ساخت تا امیدها و طمع های شما برای کسب خلافت بریده شود، ولی شما اسباب بین خود و پیامبر خود را قطع نمودید.

الإحتجاج علی أهل اللجاج، ج1، ص80

این روایت در «دلائل الإمامة» ابن جریر طبری شیعی؛ و همچنین در «خصال» شیخ صدوق، نیز مطرح شده است.

مسئله دفاع حضرت زهرا از امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) در کتب اهل سنت

روایت دفاع حضرت زهرا دربرابر حضرت امیر، در ضمن حدیث «فواطم» در کتاب « مناقب الأسد الغالب» نوشته علامه شمس الدین ابن جزری متوفای 833 قمری و همچنین کتاب «نزهة الحفاظ» اصبهانی، نقل شده است:

«حدثتني فاطمة و سكينة ابنتا الحسين بن علي عن أم كلثوم بنت فاطمة [عن] بنت النبي صلى الله عليه و سلم و رضي عنها قالت أنسيتم قول رسول الله يوم غدير خم: من كنت مولاه فعلي مولاه و قوله أنت مني بمنزلة هارون من موسى عليهما السلام.»

فاطمه دختر حسین بن علی نقل کرده است از ام کلثوم دختر فاطمه زهرا از فاطمه دختر پیامبر که گفت: آیا فرمایش پیامبر را در غدیر خم فراموش کردید که فرمود هر کس من مولای او هستم پس علی مولای اوست و نیز فرمود: ای علی! نسبت تو به من، نسبت هارون به موسی است.

مناقب الأسد الغالب با تحقیق طارق طنطاوی، ج1، ص 14، ح 5؛ نزهة الحفاظ، محمد بن عمر الأصبهاني المديني، ج1، ص 101

لزوم توجه ویژه به خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

یکی از مطالبی که جالب است و لازم است که مورد دقت بیشتر دوستان قرار گیرد، خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) است؛ خطبه ای که به صورت یک سند تاریخی ثبت شده است. همان خطبه معروف به خطبه فدکیه.

در مورد این خطبه، و پیرامون آن، کتب زیادی تألیف شده است؛ یکی از شرح هایی که بر این خطبه نوشته شده است، شرحی است که آقای «قادری» نوشته است با نام «من فاطمه هستم» ایشان پیرامون این خطبه بسیار زیبا و به صورت احساسی مطالب مفیدی را مطرح کرده است. من به دوستان توصیه می کنم که این کتاب را مطالعه بکنند. البته نمی دانم این کتاب در اینترنت هم بارگذاری شده یا نه!

دو سؤال اساسی در مورد خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

در این کتاب آقای «قادری» که شرح خطبه حضرت زهراست دو سؤال اساسی مطرح شده است؛ یکی این که اساساً انگیزه خطبه خواندن حضرت زهرا (سلام الله علیها) چه بوده است؟ و چه عواملی باعث شد تا اینکه فاطمه زهرا بیاید و در جمع مهاجرین و انصار، این خطبه را بخواند؟

سؤال دوم این است که چرا بعد از خواندن خطبه در جمع مهاجرین و انصار، عکس العمل مناسبی در مقابل این خطبه صورت نگرفت!؟ نه از مهاجرین و نه از انصار!؟

این نکته، نکته ظریفی است که اگر در قالب یک رساله علمی سطح سه و سطح چهار، در موردش کار بشود، جا دارد و ارزش دارد!

در حقیقت این سؤال جدی مطرح بشود که انگیزه خطبه خواندن حضرت زهرا چه بود؟ و چرا هیچ عکس العملی از مسلمین در برابر این خطبه صورت نگرفت!؟

چرا حتی خواص مسلمانها هم عکس العملی نشان ندادند!؟ حداقل انتظار می رفت با توجه به تعابیری که در فرازهایی از خطبه مطرح شده است، که از یک طرف شخص «ابوبکر» را در جمع مهاجرین و انصار به محاکمه می کشاند و استیضاح می کند؛ و از طرف دیگر در حضور «ابوبکر» و دیگر خواص، حضرت زهرا بالای منبر نشسته و انصار و مهاجرین را استیضاح می کند! در حقیقت حضرت، در اینجا هر دو طرف را محکوم می کند.

نگاهی به برخی از فرازهای خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این خطبه، در ابتدا جایگاه مهاجرین و انصار را به ایشان یادآور شده و می فرماید:

«أنتُم عِبادُ الله! نَصب أمرِه وَ نَهيِه، وَ حَملةِ دينِه و وَحيه، و أُمَناءِ الله عَلي أنفُسِكُم و بُلغاؤُهُ اِلي الأمَم»

شما بندگان خدا هستید! مخاطب و مورد امر و نهي خدا هستيد، و حامل دین و وحی او هستید! و خدا شما را امين بر خودتان قرار داده است (يعني نبايد به خودتان خيانت كنيد.) و شما هستيد كه بايد دين خدا را به امتهاي ديگر برسانيد.

حضرت در ادامه با عتاب به مهاجرین و انصار و کسانی که تن به خلافت «ابوبکر» داده اند می فرماید:

«و زَعمتُم حَقٌ لَكُم، لِلّه فيكُم عَهدٌ قَدّمَهُ اليكُم وَ بَقيةٌ إستَخلَفَها عَليكُم و نَحنُ بَقیةٌ إستَخلَفنَا عَلیکُم و مَعنا کِتابُ الله»

و شما گمان مي كنيد كه اين مقامها حق شماست!؟ براي خدا در بين شما عهد و پيماني است كه آن را سابقاً به شما گفته است!؟ و براي خدا در ميان شما يك يادگاري است كه خداوند آن را خليفه شما قرار داده است!؟ این در حالی است که ما یادگاری هستیم که خداوند ما را بر شما خلیفه قرار داده است، و منحصراً کتاب خدا با ماست.

حضرت از طرفی می فرماید «زَعمتُم حَقٌ لَكُم» و از طرف دیگر می گوید: «نَحنُ بَقیةٌ إستَخلَفنَا عَلیکُم»!

عبارت «و مَعنا کِتابُ الله» اشاره به حدیث «ثقلین»؛ و یا حدیث «علی مع القرآن و القرآن مع علی»؛ و یا حدیث « قد ترکتم فیکم خلیفتین کتاب الله و عترتی» دارد.

تقدیم خبر بر مبتداء در عبارت «و مَعنا کِتابُ الله»، اشاره به انحصار دارد، یعنی کتاب خدا منحصراً در اختیار ماست. تمام کلمات بکار برده شده توسط حضرت زهرا (سلام الله علیها) در این خطبه، از روی حساب است.

حضرت در ادامه خطبه، به برخی از ویژگی های قرآن کریم اشاره نموده و می فرماید:

«...بَيّنَةٌ بَصائِرُهُ، مُنكَشِفَةٌ سَرائِرُهُ، مُنجَليةٌ ظَواهِرُهُ، مُغتَبطَةٌ بِه أشياعُهُ، قائِدٌ إلي الرِضوان أتباعَهُ، مؤد الي النَّجاة استِماعُهُ، بِه تُنالُ حُجَج الله المُنورة»

قرآن، بصيرتها و بينايي هايش واضح است، اسرار آن قابل فهم است، ظواهرش منجلي و آشكار است، پيروان قرآن، به واسطه آن، مورد حسرت هستند، قرآن، پيروان خود را به رضوان (يا بهشت) خدا رهبري و قيادت مي كند، استماع قرآن سبب نجات شما مي شود، به واسطه قرآن است كه به حجتهاي نوراني خدا دست يافته مي شود

سپس حضرت فلسفه برخی از احکام را بیان می کند و می فرماید:

«فَجَعل اللهَ الإيمانَ تَطهيراً لَكُم مِن الشِّرك، وَ الصَّلوةَ تَنزيهاً لكُم عَن الكِبر، و الزَّكوةَ تَزكيةً للنَّفس و نمأا في الرزق، وَ الصِّيامَ تَثبيتاً لِلإخلاصِ، و الحَجَّ تَشييداً لِلدّين، و العَدلَ تَنسيقاً لِلقُلوب»

پس خداوند ايمان را براي پاكي شما از شرك قرار داده است، و نماز را براي اينكه شما را از كبر منزه نمايد، و زكات را تا نفس انسان را از آلودگي پاك نمايد، و روزي او را وسعت بخشد، و روزه را براي تثبيت اخلاص بندگان خود، و حج را براي اينكه دين را محكم نمايد، و عدالت را براي اينكه دلها را با هم پيوند داده و هماهنگ كند.

نکته اساسی در خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

اینجاست که حضرت نکته اساسی را مطرح می کند و می فرماید:

«وَطاعَتُنا نِظاماً لِلمِلَّة، وَ إمامَتنا أمانَاً مِن الفُرقَة»

و خداوند قرار داد براي شما اطاعت از ما اهل بيت را، براي اينكه موجب نظم شريعت مي شود و خداوند قرارداد براي شما امامت ما را، براي اينكه از تفرقه جلوگيري شود.

حضرت زهرا در ابتدای کلام خویش این عبارت را مطرح نمی کند، بلکه ایشان برای اینکه ثابت کند اطاعت اهلبیت در ردیف نماز و روزه و زکات و حج قرار دارد، ابتدا در مورد وجوب نماز و روزه و...صحبت می کند، سپس می فرماید: «وَطاعَتُنا نِظاماً لِلمِلَّة، وَ إمامَتنا أمانَاً مِن الفُرقَة»

در حقیقت حضرت زهرا (سلام الله علیها) در اینجا، به مخالفین می فهماند که همانگونه که نماز و روزه و حج و زکات جزء ارکان دین است، اطاعت ما اهل بیت نیز جزء ارکان دین است. و این نهایت زیبائی کلام حضرت است. جا دارد که انسان ده جلسه فقط در مورد همین فراز از خطبه سخن بگوید.

عبارت «وَ إمامَتنا أمانَاً مِن الفُرقَة» یعنی اینکه در حقیقت امامت اهلبیت (علیهم السلام) برای جلوگیری و ایمن سازی از تفرقه بین مسلمین بوده است. یعنی اگر چنانچه همه مسلمین بیایند و زیر پرچم امامت قرار بگیرند، دیگر تفرقه ای در کار نخواهد بود. تمام تفرقه ها بر می گردد به جدائی از امامت.

این عبارت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، اشاره دارد به فرمایش حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله) که فرمود:

«النُّجُومُ أَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ مِنَ الْغَرَقِ، وَأَهْلُ بَيْتِي أَمَانٌ لِأُمَّتِي مِنَ الِاخْتِلَافِ، فَإِذَا خَالَفَتْهَا قَبِيلَةٌ مِنَ الْعَرَبِ اخْتَلَفُوا فَصَارُوا حِزْبَ إِبْلِيسَ»

«ستارگان امان اهل زمین از غرق شدن هستند و اهل بیت من امان امّت از اختلاف می باشند اگر قبيله و گروهي از عرب با اهل بيت مخالفت كنند، دچار اختلاف مي‌شود و اينها حزب ابليس مي‌شوند.»

المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری ج3، ص 162، کتاب معرفة الصحابة، باب من مناقب اهل رسول الله،ح 4715

شما اگر از زاویه روانشناختی و جامعه شناختی، به خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) نگاه بکنید، خواهید دید که تمام فرازهای این خطبه از روی حکمت بیان و چینش شده است. یعنی گویا چند تیم کارشناسی ادبیاتی، روانشناسی و جامعه شناسی دور هم جمع شدند و این کلمات را کنار هم چیدند.

روشنگری های شجاعانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

حضرت زهرا (سلام الله علیها) در ادامه خطبه خود، سخنان و اعتراضات تندی را بر زبان جاری ساخته و روشنگری می نماید که:

«فَلَمَّا اخْتَارَ اللَّهُ لِنَبِيِّهِ دَارَ أَنْبِيَائِهِ، وَ مَأْوَى أَصْفِيَائِهِ، ظَهَرَ فِيكُمْ حَسِيكَةُ النِّفَاقِ، وَ سَمَلَ جِلْبَابُ الدِّينِ، وَ نَطَقَ كَاظِمُ الْغَاوِينَ، وَ نَبَغَ‏ خَامِلُ‏ الْأَقَلِّينَ، وَ هَدَرَ فَنِيقُ الْمُبْطِلِينَ، فَخَطَرَ فِي عَرَصَاتِكُمْ»

چون خداوند سراى پيمبرانش را براى پيامبر خود برگزيد و جايگاه برگزيدگانش را منزلگاه او ساخت، كينه‏ها و دورويى‏ها آشكار و پرده دين دريده شد. و دين و معنويت در شما كهنه شد و گمراهان ساكت كه تا به حال بي تفاوت بودند، به يكباره به سخن درآمدند و فرومايگان گمنام به صحنه آمده و ظاهر شدند و شجاعان گروه باطل (كفار و مشركان) به صدا در آمدند.

«وَ أَطْلَعَ الشَّيْطَانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ هَاتِفاً بِكُمْ، فَأَلْفَاكُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِيبِينَ، وَ لِلْغِرَّةِ فِيهِ مُلَاحِظِينَ، ثُمَّ اسْتَنْهَضَكُمْ فَوَجَدَكُمْ خِفَافاً، وَ أَحْمَشَكُمْ فَأَلْفَاكُمْ غِضَاباً، فَوَسَمْتُمْ غَيْرَ إِبِلِكُمْ، وَ أَوْرَدْتُمْ غَيْرَ شِرْبِكُمْ»

و شيطان سرش را از مخفي گاهش بيرون كشيد در حالي كه شما را صدا مي زند پس شيطان دريافت كه شما دعوت او را اجابت مي كنيد و براي اين كه عزيز شويد (يا براي اين كه فريب خورديد)، همه به شيطان نظاره مي كنيد، آن گاه شيطان از شما خواست كه برخيزيد، پس دريافت كه شما آدمهاي سبكي هستيد و شيطان شما را تحريك كرد (و غضبناكتان نمود)، پس ديد شما غضبناك هستيد پس مشغول داغ كردن غير شترهاي خود شديد و در غير محل شرب خود وارد شديد و براي نوشيدن آب، از غير راه خودتان وارد شديد

«هَذَا وَ الْعَهْدُ قَرِيبٌ، وَ الْكَلْمُ رَحِيبٌ، وَ الْجُرْحُ لَمَّا يَنْدَمِلْ، وَ الرَّسُولُ لَمَّا يُقْبَرْ، ابْتِدَاراً زَعَمْتُمْ خَوْفَ الْفِتْنَةِ أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ فَهَيْهَاتَ مِنْكُمْ! وَ كَيْفَ بِكُمْ؟! وَ أَنَّى تُؤْفَكُونَ؟»

و اين اعمال شما در حالي است كه عهد شما نسبت به پيامبر، نزديك است و جراحتي كه به واسطه رحلت پيامبر وارد شده، هنوز وسيع (و تازه) است و جراحتي كه به ما وارد شده، هنوز التيام پيدا نكرده و رسول خدا هنوز دفن نشده بود (كه شما اين گونه عمل كرديد) خيلي با عجله اين كار را كرديد خيال كرديد (كه اگر اين كار را نكنيد) فتنه درست مي شود آگاه باشيد و بدانيد در فتنه سقوط كرده اند و همانا جهنم بر كافران احاطه دارد. پس دور بود از شما! و چه شده است شما را؟ و به كدام سوي منحرف شده ايد؟

بحارالأنوار، ج 29، ص 223؛ دلائل الإمامه، ص 113؛ احتجاج طبرسی، ج1، ص 99؛ کشف الغمه، ج1، ص 483؛ وافی، ج10، ص 1064

ساکتین و خفتگان دیروز؛ سخنوران و امیران امروز!!

همه اینها خطاب به کسانی است که آمدند در سقیفه بنی ساعده، و مِنّا امیرٌ وَ مِنکُم امیرٌ راه انداختند و حکومت را قبضه نمودند.

حضرت می فرماید «وَ نَطَقَ كَاظِمُ الْغَاوِينَ...»  یعنی کسانی که تا دیروز خاموش بودند و حرفی نمی زدند؛ در 23 سال رسالت پیامبر، عمل چشم گیری از آنها سر نزد! نه کافری را کشتند؛ نه منافقی را محکوم کردند؛ نه مشرکی را نابود کردند؛ و در همه حال خاموش بودند و در سایه زندگی می کردند!؛ اینها به یکباره آمدند و سخنگو شدند! به یکباره خطیب و بیانگر شدند!

حضرت زهرا (سلام الله علیها)در مورد عده ای چنین تعبیر کردند: «وَ نَبَغَ‏ خَامِلُ‏ الْأَقَلِّينَ، وَ هَدَرَ فَنِيقُ الْمُبْطِلِينَ، فَخَطَرَ فِي عَرَصَاتِكُمْ» که در حقیقت اشاره دارد به خفتگان و مخفی شدگانی که تا دیروز مخفی بودند و در عافیت زندگی می کردند ولی امروز میدان دار و پرچم دار مسلمین شدند!

شما ببینید کسانی که امروز پرچم دار مسلمین شدند و در مسند قدرت آرمیده اند، آیا در سه سال محاصره مسلمین در شعب ابی طالب، یک کف دست نان برای اسیران در شعب بردند؟ یک کوزه و مشک آبی برای تشنگان در محاصره بردند؟

یک تعبیری وجود دارد که ظاهراً از «طاها حسین» است، که می گوید در آن زمانی که نبی مکرم و بنی هاشم و دیگران در شعب ابی طالب بودند، خلفاء به ویژه آقای «ابوبکر»، در کنار خانواده به آسودگی آرمیده بودند! اینهائی که تا دیروز همواره در سایه بودند، و همواره در حاشیه امن قرار داشتند، امروز شدند سخنور!

حضرت زهرا از داستان سقیفه و انتخاب خلیفه در خلوت، تعبیر زیبا و البته تندی می کند و می فرماید که این کار شما در حقیقت لبیک شما به دعوت شیطان بود: «وَ أَطْلَعَ الشَّيْطَانُ رَأْسَهُ مِنْ مَغْرَزِهِ هَاتِفاً بِكُمْ، فَأَلْفَاكُمْ لِدَعْوَتِهِ مُسْتَجِيبِينَ» در حقیقت، حضرت زهرا با این تعبیر، بساط خلافت را از بیخ و بن و از ریشه زیر سؤال می برد! و هر چه لازم بود را می گوید.

کاری کرد حضرت زهرا که دیگر چیزی باقی نماند. اگر این سخنان را کسی دیگری غیر از حضرت زهرا می گفت، مثلاً اگر امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) این سخنان را می گفت، همانجا حمله می کردند و در مسجد امیرالمؤمنین را می کشتند!

زیرا مطالب به قدری تند است و به قدری پایه های حکومتی اینها را می لرزاند و زیر و رو می کند، که نه تنها امیرالمؤمنین، بلکه هر کس دیگری اگر این مطالب را می گفت، غیر از حضرت زهرا، در همان مسجد با او برخورد می کردند. ولی چون دختر پیامبر است و جایگاه ویژه ای دارد؛ و در ثانی یک زن است و نمی توانند با ایشان برخورد کنند؛ دیگر نتوانستند کاری بکنند.

قدیمی ترین مصدر اهل سنتِ ناقل خطبه حضرت زهرا

خطبه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مصادر شیعه وسنی مطرح شده است؛ قدیمی ترین مصدر اهل سنت که این خطبه را نقل کرده است، که البته در بعضی فرازها با منابع شیعی تفاوتهائی دارد، کتاب «بلاغات النسآء» نوشته «ابن ابی طاهر» مشهور به «ابن طیفور» از علمای بزرگ اهل سنت، متوفای 280 هجری است. ایشان معاصر علمائی چون «بخاری» و «مسلم» و «ترمذی» است.

علمای دیگر اهل سنت نیز این خطبه را نقل کرده اند، از قبیل «ابومخنف»، «ابوالفرج اصفهانی» در «مقاتل الطالبین»، «بزار»، «السقیفه وفدک» تألیف «أحمد بن عبدالعزيز الجوهري البصري» متوفی 323 هجری، «مناقب ابن مردویه» و... اینها خطبه فدکیه را نقل کرده و تصحیح هم کرده اند. بهترین مصدر، همان «بلاغات النسآء» ابن طیفور است.

با تتبع گسترده ای که انجام دادیم، معلوم شد که خطبه فدک با حدود 25 سند نقل شده است، آقایان هم معتقدند که تعدد طرق، مطلب را ثابت می کند. «ابن تیمیه» در این باره می گوید:

«فَإِنَّ تَعَدُّدَ الطُّرُقِ وَ كَثْرَتَهَا يُقَوِّي بَعْضَهَا بَعْضًا حَتَّى قَدْ يَحْصُلُ الْعِلْمُ بِهَا وَ لَوْ كَانَ النَّاقِلُونَ فُجَّارًا فُسَّاقًا»

همانا تعدد و کثرت طرق نقل یک روایت، یکدیگر را تقویت می کند و از این کثرت نقل، به آن مطلب علم حاصل می شود، اگر چه ناقلین روایت، فساق و فجار باشند.

مجموع الفتاوی، ج18، ص 26

اما این سؤال که چرا اصلاً حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) آمد و در مسجد، خطبه خواند؟ و انگیزه حضرت از ایراد خطبه چه بوده است؟

و اینکه چرا هیچ عکس العملی از صحابه، خصوصاً از طرف خواص صحابه در مقابل این خطبه حضرت، مشاهده نشد؟ ان شاءالله در آینده مفصل پاسخ خواهیم داد.

والسلام علیکم و رحمة الله

 

 




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده