2019 December 14 - شنبه 23 آذر 1398
عبدالله بن سبأ (2)
کد مطلب: ٧٧٠٧ تاریخ انتشار: ١٦ مرداد ١٣٩٠ - ١١:١٩ تعداد بازدید: 1799
سخنراني ها » پاسخگویی به شبهات
عبدالله بن سبأ (2)

افسانه عبدالله بن سبا - دامن زدن وهابیت به این افسانه - دیدگاه علمای شیعه
حبل المتین 90/05/16

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 16 / 05 / 90

مجری :

ممنونیم که برنامه ما را برای دیدن انتخاب کردید. قصد من و همکارانم در این برنامه این است که تاریخ اسلام را یک دور، تحلیل و واکاوی نماییم و وقایعی که در صدر اسلام اتفاق افتاده که عمدتا منشأ آثار و اعتقادات برای مسلمان ها است، بررسی کنیم. عمده مطالبی که خدمت شما عرض می کنیم، از کتب اهل سنت است. در این خصوص هم قضاوتی نمی کنیم. بینندگان ما همه اهل شعور و منطق و تعقل هستند و خودشان تصمیم می گیرند و خودشان فکر می کنند.

ما ترس و واهمه ای از بیان علمی نداریم. بنده همیشه این تذکر را در ابتدای بحث بیان می کنم ؛ اما از جسارت و توهین و بی ادبی، پرهیز می کنیم. همین تقاضا را هم از شما بیننده عزیزی که تماس می گیرید، داریم.

ما در خدمت کارشناس عزیز و ارجمند برنامه، آیت الله دکتر حسینی قزوینی هستیم.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

 

بنده هم از همه بینندگان عزیز که ما را در این ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت الله،  میهمان کانون گرم خانواده هایشان قرار داده اند، سلام عرض می کنم. موفقیت همه عزیزان را از خداوند خواهانم.

همان طور که اشاره کردند، ما هر گونه جسارت و توهین به مقدسات اهل سنت را گناهی بزرگ می دانیم و از بینندگان عزیز و گرامی هم تقاضا داریم، خط قرمز ها را رعایت کنند. بنده به عزیزان اهل سنت یک عذر خواهی بدهکارم، به دلیل این که در جلسه گذشته که تکرار برنامه را دیدیم، یکی از بینندگان نسبت به عزیزان اهل سنت، مطلبی را بیان کردند که نه بنده و نه جناب آقای محسنی، متوجه نشدیم. لذا از اتاق فرمان می خواهم که اگر چنین افرادی روی خط آمدند و خواستند توهین یا جسارتی را به مقدسات اهل سنت داشته باشند، فورا تماس آن ها را قطع کنند و ما به هیچ وجهی حاضر نیستیم به سؤالات عزیزانی که ادبیات اهل بیت (علیهم السلام) و نظر مراجع تقلید را در احترام به غیر شیعه، رعایت نمی کنند، پاسخ دهیم.

آنچه ما از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) و از منطق قرآن فرا گرفته ایم، قولوا للناس حسنی، است و با مردم و دیگر مذاهب اسلامی و پیروان دیگر ادیان آسمانی با برخورد محبت و احترام و ادبیات صحیح برخورد کردن است. لذا عزیزان این نکات را رعایت کنند. شبکه ما نه شبکه سیاسی است و نه سخن سیاسی در آن گفته می شود. ما معتقدیم مکتب شیعه، مکتبی با منطق است و نیازی به فحش دادن و اهانت کردند ندارد.

شبکه های که از ابتدا تا انتهای برنامه های خود جز اهانت و فحش و ناسزا، چیزی نمی گویند، این در حقیقت نشانگر همان مکتبی است که وابسته به آن هستند. البته ما وهابیت را از اهل سنت، کاملا جدا می دانیم.

مجری :

حضرت استاد ! اگر خاطر شریف شما بوده باشد، بحث جلسه قبل ما، پیرامون عبد الله بن سبأ بود. وهابیت بر این موضوع، شبهات زیادی را مطرح کرده و می گوید : مذهب شیعه به این شخص که یهودی هم هست، وابسته است و این که صحابه از هوش و زکاوت کافی برخوردار نبوده و آلت دست این شخص یهودی قرار گرفته و مسائلی را به وجود آورده از جمله آن مسائل، پیدایش تشیع است.

بعضی اوقات شیعه را به صفویه نسبت می دهند وگاهی هم شیعه را به عبد الله سبأ نسبت می دهد. در جلسه قبل از شما تقاضا کردیم که بیوگرافی از عبد الله سبأ داشته باشیم و در بوته آزمایش و نقد خود قرار دهیم که این شخص اساسا وجود خارجی دارد یا خیر؟

اولین سؤال بنده این است که نظر علمای اهل سنت، نسبت به شخصیت عبد الله سبأ و هم چنین محل زندگی و دین او چیست؟  

 آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

از دیر باز، مخالفین مذهب شیعه، برای این که مذهب شیعه را زیر سؤال ببرند و منطق و ادله قوی و مستحکم شیعه که برخواسته از متن قرآن و منطبق با سنت راستین نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) است، زیر سؤال ببرند، به دنبال یک شخصیت خیالی می گشتند و بهترین فرد و قهرمان این افسانه را عبد الله بن سبأ، معرفی کردند و تمام وقایع صدر اسلام، تأسیس مذهب شیعه، قضیه منصوص الخلافه بودن امامت و خلافت و قضیه رجعت را به عبد الله سبأ، منتسب کردند.

همان طور که عزیزمان سؤال کردند، ما از این آقایانی که از عبد الله سبأ یک قهرمان ساختند و هر کجا به بن بست می رسند، از این حربه خیالی استفاده می کنند، می پرسیم که عبد الله سبأ، اهل کدام سرزمین است؟

 آقای طبری در تاریخ خود، جلد 3، صفحه 335 می گوید :

کان عبد الله سبأ يهوديا من اهل صنعا...

عبد الله سبأ یهودی و از اهل صنعا ( سرزمین یمن) بود. ایشان در زمان عثمان، مسلمان شد. در شهرهای اسلامی می گشت و به دنبال گمراه کردن مردم بود.    

طبری، تاریخ طبری، ج 3، ص 335

آقای عبد القاهر بغدادی که از علمای بزرگ کلامی اهل سنت است، در کتاب الفرق بین الفرق، صفحه 143 می گوید :

عبد الله سبأ اهل صنعا نبوده، ایشان اهل عراق حیره بوده.

عبد القاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ص 143

جناب آقای امام محمد ابو زهره، کتابی به نام تاریخ المذاهب الاسلامی که اخیرا خلاصه آن را در یک جلد آورده اند، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت، صفحه 38 می گوید :

عبد الله سبأ، اهل حیره عراق بوده و اسلام را ظاهر کرد.

امام محمد ابو زهره، تاریخ المذاهب السلامی، چاپ دار الکتب العلمیه بیروت، ص 38

در بین بزرگان اهل سنت، در این زمینه، با هم اختلاف دارند. اما این که مادر عبد الله سبأ چه کسی بوده، آقای طبری در کتاب تاریخ خود، در جلد 3، صفحه 335  می گوید :

کان عبد الله سبأ، امه سوداء فاسلم زمان عثمان

مادر عبد الله سبأ، سودا است که در زمان عثمان اسلام آورد که از او به ابن سودا، تعبیر می کنند.

تاریخ طبری، ج 3، ص 335

آقای اسفراینی، در کتاب التفسیر فی الدین، صفحه 124، چاپ دار العالم الکتب بیروت، می گوید :

ابن سودا، در حقیقت اشاره به عمار یاسر است. عبد الله سبأ جزء کسانی است که عمار یاسر و ابن سودا را فریب داد و در قضیه قتل عثمان، زمینه ساز قتل عثمان شد.

اسفراینی، التفسیر فی الدین، چاپ دار العالم الکتب بیروت، ص 124

این مطالب نشان می دهد که این داستانی را که آقایان درست کرده اند، نه در ابتدا و نه در انتهای داستان، باهم توافق دارند. هر کدام از آقایان مطلبی را گفته و مردم را به سرگردانی وا داشته اند. ما هم نفهمیدیم که عبد الله سبأ، اهل حیره عراق است یا صنعا یمن. این ها حتی در این مورد اتفاق نظر ندارند.

مجری :

حضرت استاد ! عبد الله سبأ در چه زمانی مسلمان شد؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

در کتاب تاریخ طبری، جلد 3، در همان صفحه 335 می گوید :

فيقوم بتحريض صحابي ابي ذر،   

عبد الله سبأ، در سال 30 هـ که مسلمان بود، وارد شام شد، عامل اصلی در تحریک ابوذر شد و ایشان را فریب داد و گمراه کرد و ابوذر مشکلاتی را برای معاویه به وجود آورد.

تاریخ طبری، ج 3، ص 335

ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 3،ص  114

آقای طبری در صفحه 368 از کتاب تاریخ خود می گوید :

عبد الله سبأ در سال 33 هـ، وارد بصره شد و در آن شهر اسلام را پذیرفت و شروع به تحریک مردم علیه حاکمین کرد. از بصره به کوفه رفت و از آن جا به مصر رفت. خلاصه این که  حاکمان کشورهای اسلامی را علیه حکومت مرکزی که در آن زمان خلافت عثمان بود، تحریک می کرد.

تاریخ طبری، ج 3، ص 368

ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 145

جالب است که آقای ابن اثیر در جلد 3، صفحه 145 الکامل خود می گوید :

زمانی که عبد الله سبأ در سال 33 هـ، مسلمان شدن خود را اعلام کرد، در سال 27 هـ، در عزل عمرو و نصب عبد الله بن ابی السرح که کاتب وحی بود و بعد مرتد شد. در زمان عثمان، به ایشان موقعیت و منصب دادند، در همان سال در حالی که مسلمان بود، تحرکاتی را در جامعه علیه صحابه داشته.

ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج 3 ، ص 88

این ها نشان می دهد که آقایان شعری گفته اند که قافیه ای برای آن ندارند !!!!

مجری :

حضرت استاد ! از نظر علمای وهابیت، تحرکات عبد الله سبأ از چه زمانی آغاز شد؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بعضی از این حضرات مثل آقای طبری در تاریخ خود، جلد 3، صفحه 378 می گوید :

عبد الله سبأ، در زمان عثمان مسلمان شد. ایشان در سرزمین های مسلمین می گشت و مسلمان ها را گمراه می کرد. ابتدا به حجاز رفت، بعد به بصره و از آن جا به کوفه رفت. سپس به شام رفت که مردم شام، مقاومت کردند و فریب عبد الله سبأ را نخوردند.

در این جا می خواهد بگوید : مردم شام از بقیه مسلمین، متدین تر و مسلمان تر بودند.

عبد الله سبأ در بین مردم، سخنانی را بیان می کرد، از جمله این که حضرت عیسی (علیه السلام) که به آسمان رفته، بر می گردد. مگر حضرت عیسی (علیه السلام) از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) جایگاه بالاتری داشتند که حضرت عیسی، برگردد و حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) بر نگردد و رجعت نداشته باشد. در این جا رجعت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) بنیانگذاری کرد و این که صدو بیست و چهار هزار پیامبر (علیهم السلام) همه وصی و جانشین داشتند، چرا رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) وصی نداشته باشد. در این جا هم وصایت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را بنیان نهاد.

تاریخ طبری، ج 3، ص 378

از طرف دیگر، آقای عبد القاهر بغدادی که از متکلمین بنام اهل سنت است، می گوید :

تحرکات عبد الله سبأ، از زمان خلافت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)، شروع شد و قبل از آن هیچ خبری از عبد الله سبأ نبود. بعد از خلافت حضرت بود که قضیه وصایت، عصمت و منصوص الخلافه بودن حضرت امیر (علیه السلام) را مطرح کرد.

عبد القاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ص 15

مجری :

حضرت استاد ! از نظر آقایان اهل سنت، عبد الله سبأ چه عقایدی داشته؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده از بینندگان عزیز تقاضا دارم که به این بحث، دقت بیشتری داشته باشند. آقای اسفراینی که از متکلمین اهل سنت است، می گوید :

انه كان يؤمن ان عليا نبي،

عبد الله سبأ، معتقد بود که علی بن ابیطالب (علیه السلام)، يك از پیامبران خدا است.

اسفرايني، التفسیر فی الدین، ص 123

آقای عبد القاهر بغدادی در کتاب الفرق بین الفرق، صفحه 15 می گوید :

عبد الله سبأ معتقد بود که علی بن ابیطالب (علیه السلام) خدا است.

عبد القاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ص 15

شهرستانی که از بزرگان اهل سنت است، در کتاب ملل و النحل، جلد اول، صفحه 172 و 149 می گوید :

این گونه نبود که عبد الله سبأ معتقد به خدایی علی بن ابیطالب (علیه السلام) باشد ؛ بلکه معتقد بود که جزئی از خداوند در روح علی بن ابیطالب (علیه السلام) حلول کرده بود.

شهرستانی، ملل و النحل، ج 1، ص 172 و 149

واقعا انسان نمی داند که به این مطالب بخندد یا این که گریه کند !!!

آقای عبد القاهر بغدادی در کتاب الفرق بین الفرق، صفحه 25 می گوید :

کان يؤمن بان عليا وصي النبي (ص)

عبد الله سبأ، اصلا به الوهیت علی بن ابیطالب (علیه السلام) معتقد نبود ؛ بلکه معتقد بوده که علی بن ابیطالب (علیه السلام)، وصی پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.

عبد القاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، ص 25

شهرستانی در صفحه 174جلد اول از کتاب ملل و النحل و هم چنین عضد الدین ایجی در کتاب المواقف، جلد 2، صفحه 679 مي گوید :

زعم ان عليا حى لم يمت ففيه الجزء الالهى ولا يجوز ان يستولى عليه وهو الذى يجيء فى السحاب والرعد صوته والبرق تبسمه...

عبد الله سبأ معتقد است که علی بن ابیطالب (علیه السلام) اصلا از دنیا نرفته و جزء کسانی است که در بالای ابر ها زندگی می کنند و رعد و برقی که از ابرها شنیده می شود، رعد، نعره علی بن ابیطالب (علیه السلام) است و برق صوت علی بن ابیطالب (علیه السلام) است.  

شهرستانی، الملل و النحل، ج 1، ص 174

عضد الدین ایجی، المواقف، ج 2، ص 679

طبری در جلد 3، صفحه 378 از کتاب تاریخ خود می گوید :

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) رجعت نمی کند، کسی که عبد الله سبأ معتقد به رجعت او است، علی بن ابیطالب (علیه السلام) است.

تاریخ طبری، ج 3، ص 378

این هم خلاصه ای از بیوگرافی عبد الله سبأ است که از آن داستان ساخته اند و این آقایان هم در شبکه های خود، دائما می گویند : شیعیان، سبئی هستند و عبد الله سبأ بنیانگذار مذهب شیعه بوده. سخنان بی پایه و اساسی که برای ما هیچ ارزشی ندارد.

مجری :

از نظر علمای شیعه، بعضی از آقایان هستند که منکر وجود عبد الله سبأ هستند و می گویند این شخص اصلا وجود خارجی ندارد. لطفا در این خصوص هم توضیحاتی را بیان کنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

با توجه به بعضی از قضایا، برخی از بزرگان شیعه معتقد هستند که عبد الله سبأ، اصلا وجود خارجی ندارد و یک وجود خیالی است. مرحوم کاشف الغطاء، فقیه فرزانه شیعه، می گویند :

ليس من البعيد رأي القائل ان عبد الله بن سبأ ومجنون بني عامر و اباهلال و امثال هؤلاء الرجال او الابطال كلها احاديث خرافة وضح القصاصون وارباب السمع والنجوم

بعید نیست که این سخن را بپذیریم، برخی گفته اند : اشخاصی همچون عبد الله بن سبأ و داستان لیلی و مجنون و دیگرانی از این قبیل، همه خرافات و افسانه هستند که توسط قصه سازان و رمان نویسان و طنز پردازان، آن را ساخته و پرداخته کردند.

کاشف الغطاء، اصل شیعه و اصولها، ص 181

علامه عسگری (ره) در رابطه با افسانه عبد الله سبأ، کتاب جداگانه ای دارد. ایشان در این کتاب به صورت مفصل اثبات کرده که عبد الله سبأ، وجود خارجی نداشته. مرحوم آیت الله العظمی خویی (ره) وقتی به ترجمه عبد الله سبأ می رسد، می گوید :

ان اسطورة عبد الله بن سبأ وقصص مشابهاته الحائلة موضوعة مختلفة اختلقها سيف بن عمر وضاع الكذاب 

افسانه عبد الله بن سبأ و داستان دروغین او، همه جعلی است. آقای سیف بن عمر که طبری از او نقل کرده به این مسئله پرداخته است.

در ادامه ایشان می فرماید :

اگر کسی قصد تحقیق در باره عبد الله بن سبأ را دارد، به کتاب با ارزش علامه عسگری که ایشان حق مطلب را در آن کتاب، ادا کرده است.

آیت الله خویی (ره)، معجم رجال الحدیث، ج 11، ص 207

علامه طباطبایی (ره) در  کتاب المیزان می فرماید :

ان هذه القصص هي من اختلاق شعيب و سيف و هما من الكذابين المشهورين الوضاعين

این قصه عبد الله سبأ، ساخته و پرداخته شعیب و سیف بن عمر است و این دو از دروغگویان و جعل کنندگان مشهور بوده اند.

علامه طباطبایی (ره)، تفسیر المیزان، ج 9، ص 260

هم چنین  علامه محمد جواد مغنیه (ره) در کتاب عبد الله سبأ و اساطیر اخری، همین قضایا را بیان کرده است. بعضی از معاصرین و از شخصیت های برجسته، مثل دکتر علی وردی، محقق و جامعه شناس در کتاب وعاظ السلاطین، صفحه 90 و 112، به صورت مفصل درمورد افسانه بودن داستان عبد الله بن سبأ، سخن می گوید.

دکتر کامل مصطفی شیبی هم در کتاب الصله بین التصوف والتشیع، صفحه 95 تا 100 به افسانه بودند داستان عبد الله سبأ، پرداخته است.

جناب عبد الله فیاض که از محققان توانمند شیعه در عصر حاضر است، در کتاب تاریخ الامامه واسلافهم من الشیعه، صفحه 95 ساختگی بودن و افسانه بودن عبد الله سبأ را مفصل بحث کرده است.

این ها بخشی از شخصیت های شیعه بود که معتقد هستند اصلا عبد الله بن سبأ، وجود خارجی نداشته و داستانش جعلی و ساخته، پرداخته سیف بن عمر است.

مجری :

از علمای اهل سنت هم کسی است که دیدگاه شیعه را داشته باشد؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده در مناظره ای که با آقای ملازاده، این شخص هتاک که انسان نمی داند، چه تعبیری را در موردش به کار ببرد، تعبیری داشتم که از آن کلیپی درست کردند.

آقایان وهابی ! توجه داشته باشید. امیرالمؤمنینی که در خطبه 209 نهج البلاغه می فرماید :

انی اکره ان تکونوا سبابين

من دوست ندارم که شما به معاویه فحش بدهید. به جای فحش دادن، افشا گری کنید.

نهج البلاغه، خطبه 209

همین امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) نسبت به سران فتنه، آن هایی که مثل این کارشناسان شبکه های وهابی، در جامعه فتنه انگیزی می کردند. چه برخوردی دارند؟

اشعث بن قیس، یکی از سران فتنه شناسنامه دار عصر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است، حضرت که در مورد معاویه چنین سخنی را بیان می کند، بالای منبر، مطلبی را بیان می کند. این شخص در پایین منبر شروع به فتنه انگیزی و اعتراض به حضرت می کند که این مطلب به ضرر تو است. امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) از بالای منبر، چشم می دوزد به اشعث  می فرماید :

ما يدريك ما علي من مالي، عليك لعنة الله و لعنة اللاعنين، حائك بن حائك، منافق بن كافر، 

 تو از کجا می دانی، چه چیزی به نفع و چه چیزی به ضرر من است؟ لعنت خدا و لعنت لعنت کنندگان بر تو، ای انسان منافق و ای فرزند منافق، ای متکبر و ای فرزند متکبر. ای منافق فرزند کافر.

یعنی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) هم خودش و هم پدرش را به باد ناسزا می گیرد. عزیزان من ! توجه داشته باشید که برخورد ها کاملا متفاوت است. همه مخالفین و همه فتنه گران با هم یکی نیستند. امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) می فرمایند :

 والله لقد اثرك الكفر مرة و الكفر اخري

تو همان زمان که کافر بودی، اسیر شدی و هم زمانی که مسلمان شدی، اسیر شدی.

زمانی که مسلمان شد، قوم خود را فریب می داد تا خالد بن ولید بیاید و همه آن ها را قتل عام کند و بعد از این که قومش به قصد شوم و خیانت او پی بردند، با این که مسلمان بود، اسیرش کردند و می گوید : همه اقربایت از تو متنفر هستند. تو تا این حد پست هستی. با این حال برای من تعیین تکلیف می کنی.

نهج البلاغه، خطبه 19

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) که رحمت للعالمین است، زمانی که به ابو لهب می رسد، می فرماید : تبت يدا ابی لهب وتب. لذا بعضی از افرادی که اصلا اهل منطق و شعور و ادب نیستند و از انسانیت بهره ای نبردند، در این عصر، مصداق آیه شریفه : فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ، می باشند. البته باید از سگ عذر خواهی کرد که چنین افرادی را به سگ تشبیه کند. هم چنین این افراد مصداق آیه، أُولَئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ، هستند.

ما برای آقای خدمتی ارزش قائلیم و از ایشان به عنوان یک عالم و دانشمند توقع داریم. اگر عالم و دانشمند مثل شما است باید بگوییم وعلی الاسلام والسلام. با این سخنان شما، ما به عقل و تدبیر شما شک می کنیم. ما کاری نداریم که یک عالم شیعه هتاکی کند یا یک عالم سنی یا یک عالم وهابی، ما این افراد را از رده اسلام، بیرون و کارشان را محکوم می کنیم و حتي اين افراد ارزشی حرف زدن ندارند.

اما در بحث علم، این شخصی را که شما ادعای عالم بودن و فاضل بودن او را دارید، به اندازه یک ناخن آن شخصی که شما از او مذمت می کنید، علم و سواد ندارد. جدای از هتاکی ها، انگشت کوچک آن شخص، از نظر علم و فضل و تسلط به مبانی شما، به اندازه صد تا از ملازاده ها است.

اما در مورد این که آقایان اهل سنت هم معتقد هستند که عبد الله سبأ خیالی است و واقعیت ندارد، شاید بیشتر از بیست مورد از شخصیت های اهل سنت را که معتقد به اسطوره بودن و خیالی بودن عبد الله سبأ هستند را نام بردم که یکی از آن ها، جناب دکتر طاها حسین، محقق پرآوازه اهل سنت، فارغ التحصیل دانشگاه الازهر و استاد تاریخ ادبیات عرب و معاون دانشگاه ادبیات الازهر است. ایشان می گوید:

اراد خصوم الشيعة ان يدخلوا في اصول هذا المذهب عنصرا يهوديا امعانا في الكيد لهم والنيل معهم

دشمنان شیعه می خواهند در اصول مذهب شیعه، یک فرد عنصر یهودی و خیالی را وارد کنند و با وارد کردن این فرد خیالی، موقعیت مذهب شیعه را زیر سؤال ببرند.

در ادامه می گویند :

این که آقایان می گویند عبد الله سبأ در جنگ جمل و در دیگر قضایا، نقش فعالی داشته، به ما بگویند که عبد الله سبأ بعد از جنگ جمل چه شد و کجا رفت؟ در جنگ نهروان این شخص کجا بوده؟ بعد از این که معاویه روی کار آمد، این شخص در کجا مخفی شد؟ شخصی که بتواند مردم را علیه خلیفه جامعه اسلامی تحریک کند، سپاه اسلام را به جان هم بیاندازد، شخص قدرتمندی است.

آقای طاها حسین می گوید :

ان ابن سودا لم يكن الا وهما

به نظر من، قضیه عبد الله سبأ جز خیال چیز دیگری نیست.

دکتر طاها حسین، الفتنه الکبری، ج 2، چاپ دار المعارف قاهره، ص 90

  آقای دکتر علی نشار، از متفکرین اهل سنت و از اساتید فلسفه اسلامی است، می گوید :

ومن المحتمل ان تکون شخصية موضوعة او انها رمضت شخصية ابن ياسر.

یا عبد الله سبأ، یک شخصیت خیالی است، یا این که عبد الله سبأ، عبارت اخرای عمار یاسر است.

دکتر علی نشار، نشأه الفکر الفلسفی، ج 2، چاپ دار المعارف قاهر، ص 39 

دکتر حامد حفنی که از شخصیت های علمی و آکادمی مصر و از اساتید ادبیات عربی در دانشکده زبان الازهر است، وقتی به قضیه عبد الله سبأ می رسد، می گوید :

یکی از بزرگترین خطاهای تاریخی و اسفناک ترین اشکالاتی که محققان و پژوهشگران با آن مواجه شدند، همین قضیه عبد الله سبأ است. 

علامه عسگری، عبد الله سبأ، ج اول، مقدمه کتاب

جناب دکتر محمد حسن کامل حسین، پزشک، عالم و فیلسوف مصری می گوید :

قصة ابن سبأ في مصر وانه بث آراء التشيع، هي اقرب الي الخرافات

داستان عبد الله سبأ، در مصر و این که بنیانگذار مذهب شیعه بوده، به خرافات نزدیکتر است تا به حقایق.

دکتر محمد حسن کامل حسین، فی ادب مصر الفاطمیه، نشر دار الفکر العربی قاهره،  ص 7

همین تعبیر را جناب دکتر حلابی، استاد تاریخ در دانشگاه ملک سعود ریاض است، دارد و می گوید:

والذي نخلص في بحثنا هذا ان ابن سبأ شخصية وهمية لم يكن لها وجود

آن چه ما می توانیم تلخیص و عصاره گیری کنیم، این است که عبد الله سبأ یک شخصیت خیالی است و وجود خارجی ندارد.

دکتر حلابی، عبد الله سبأ دراسه للروایات التاریخیه ان دوره فی الفتنه، ص 73، چاپ السحاری الطباعه قاهره

دکتر سهیل ذکار هم که محقق کتاب المنتظم ابن جوزی است، می گوید :

ان ابن سبأ لم يوجد بالمرة بل هو شخصية مخترعة

آن چه ما هم به آن رسیدیم این است که عبد الله سبأ اصلا وجود خارجی ندارد و ما نتوانستیم اثری از او در تاریخ پیدا کنیم ؛ بلکه شخصیت ایشان، یک شخصیت ساختگی است.

ابن جوزی، المنتظم، با تحقیق دکتر سهیل ذکار، ج 3،ص 302، چاپ دار الفکر للطباعه و النشر بیروت

حتی ما از مستشرقینی که تحقیق کردند، آثاری از عبد الله سبأ ندیدند. از جمله یکی از مستشرقین انگلیسی به نام دکتر برنارد لوریس می گوید :

ما اصلا نتوانستیم  در کتاب های اسلامی، رده پایی از عبد الله سبأ، پیدا کنیم.

یا یکی از مستشرقین آلمانی به نام بل هوزن، می گوید : 

ما تا به حال خبری از عبد الله سبأ، در کتاب های تاریخی پیدا نکردیم.

آقای فرید لندر، یکی از مستشرقین آلمانی است، می گوید :

عبد الله سبأ اصلا وجود خارجی ندارد

آقای تایتانی، سیره نگار مشهور ایتالیایی، همین سخن را می گوید.

احمد محمود، الامامه، ص 37

دکتر حائلی، هویت التشیع، ص 138

در این دو کتاب، مطالبی از مستشرقین بیان شده که هر چه در کتاب های تاریخی گشته اند، اثری از عبد الله سبأ پیدا نکردند.

مجری :

یک سؤال اساسی از حضرت استاد دارم که شما به عنوان یک محققی که در عصر حاضر در خدمت شما هستیم، چه تحلیلی در مورد آقای عبد الله سبأ دارید؟

 آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

عزیزان اگر توجه داشته باشند، بنده در کتاب نقد اصول مذهب شیعه قفاری، به صورت مفصل و حدود 600 ساعت کار علمی در موضوع عبد الله سبأ، انجام دادم و تمام مدارکی که از شیعه و سنی و سیری که از عبد الله سبأ و رد پای او بود، بررسی کردیم.

ما در آن جا یک نظریه جدید و نو دادیم که یکی از آقایان آیات تلفنی با بنده تماس گرفتند، گفتند : ضمن این که بنده نسبت به علامه عسگری، ارادت بسیار زیادی دارم، با خواندن کتابشان قانع نشدم. مثلا ما بگوییم که عبد الله سبأ، یک شخصیت خیالی و وهمی است و از هیچ این همه مطالب ساختند. اما من با خواندن کتاب شما ( نقد اصول مذهب شیعه قفاری) آرام گرفتم و احساس کردم که حق مطلب را ادا کردید.

در رابطه با عبد الله سبأ، یکی این که ایشان وجود خارجی دارد یا ندارد، بنده کاملا مخالف این نظریه هستم. چون بزرگان ما از جمله مرحوم شیخ طوسی، مرحوم کشی، علامه و دیگران، این شخص را به عنوان یک فرد مظنون، مطرود و ملعون، مطرح کردند. ما نمی توانیم بدون فکر، جمله ای بگوییم که این بزرگان را زیر سؤال ببریم.   یعنی طوری شده که بزرگانی مثل شیخ طوسی، نجاشی، علامه و دیگران، متوجه نشدند.

ما در کتاب های روایی و رجالی و کلامی و فرق، کاملا از عبد الله سبأ نام بردند.  اما باید چند مسئله را کاملا تفکیک کرد.

مسئله اول این که، عبد الله سبأ وجود خارجی داشته، هم در کتاب های روایی و هم در کتب رجالی ما و هم در کتب مقالات فرق، نام برده شده است ؛ اما این عبد الله سبأ که از او افسانه سازی و قهرمان سازی کردند، این ها همه دروغ است و هیچ رد پایی از او نیست.

مسئله دوم، این که گفتند : مردم را در زمان عثمان، بر علیه او تحریک کرد، صحابه و ابوذر را فریب داد، این ها دروغ است و سازنده آن، سیف بن عمر است که یک انسان متهم به زندقه است.

مسئله سوم، این که در جنگ جمل، عامل به هم ریختن سپاه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و سپاه عایشه بوده، این هم دروغ است و هر كس هم روي اين قضيه سرمايه گذاری کرده، در حقیقت مصداق خانه عنکبوت است که در قرآن به آن اشاره شده و هیچ دلیلی در تاریخ ندارد، جز دروغ پردازی های سیف بن عمر چیزی نیست.

مسئله چهارم، این که بنیانگذار مذهب تشیع، عبد الله سبأ است، این هم از دروغ های تاریخ است.

مسئله پنجم، آیا وصایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) توسط عبد الله سبأ مطرح شد یا این که ما ده ها روایات صحیح و بلکه متواتر داریم که بحث وصایت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را مطرح کردند.

لذا ما باید بر این پنج مسئله متمرکز شویم و در این جا بحث را اساسي و منصفانه انجام دهیم که این افسانه ها و اسطوره هایی که رقم زده اند، واقعیت ندارد و یک موضوع دروغ و خیالی بیشتر نیست که توسط دودمان بنی امیه، ساخته شده تا کشت و کشتار و جنایاتی که از صحابه بوده، توجیه کنند و مذهب شیعه را زیر سؤال ببرند.

همین آقایانی که در شبکه های ماهواره ای خود، می گویند : در رجال کشی و رجال شیخ طوسی عبد الله سبأ مطرح شده، بگویند این عبد الله سبأ که شما از او قهرمان می سازید و عامل قتل عثمان و عامل به هم ریختن سپاه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) و سپاه عایشه و بنيانگذار مذهب شیعه می دانید، در کجای رجال کشی و رجال شیخ طوسی است؟ در کجای بحار الانوار آمده که عبد الله سبأ عامل این قضایا بوده؟

لذا این آقایان مغلطه می کنند و همین که نامی از عبد الله سبأ در کتاب ها رجال شد، می گویند عبد الله سبأ، دروغ نیست، رجال کشی و رجال طوسی از عبد الله سبأ نام بده شده.

یا در کتاب فرق مقالات از مخالفین شیعه نقل می کنند :

 نوبختی گفته : مخالفین گفتند : بنیانگذار مذهب شیعه، عبد الله سبأ بوده.

این ها کلمه مخالفین را حذف می کنند و می گویند اشعری گفته : عبد الله سبأ، بنیانگذار مذهب شیعه بوده.

ما همه این مطالب را بررسی می کنیم و مشت این آقایان را باز می کنیم و فیلمی را که آقایان ساخته اند و هرشب، به دروغ پردازهای خود ادامه می دهند. بنده برای این آقایان بسیار متأسفم که با این مطالب دروغ، سریالی ساخته اند. ان شاء الله در آینده، کلیپ هایی از این سریال را نشان خواهیم داد و دروغ ها و تزویرهایی که در این سریال به کار بردند را به مردم نشان می دهیم

بنده به نظر مراجع احترام می گذارم و دستشان را می بوسم ؛ اما معتقدم مردم باید این سریال ها را ببینند و بدانند که چه خیانت هایی را در مقابله با سریال امام علی (علیه السلام) و سریال مختار نامه شده است. عقیده بنده این است که منفعت چنین سریال هایی، بیشتر از ضرر آن برای شیعه است.

مجری :

حضرت استاد ! برخی از کتب شیعه را که حضرت عالی به آن اشاره کردید، نام عبد الله سبأ در آن بیان شده یا خیر؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

بنده به چند نمونه اشاره می کنم. از جمله مرحوم کشی در رجال خود، جلد اول، صفحه 324، شماره 172 از ابان بن عثمان که از اصحاب اجماع است از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند :

لعن الله عبد الله بن سبأ انه ادع الربوبية في اميرالمؤمنين وكان والله اميرالمؤمنين عبد لله طاعا الويل لمن كذب علينا 

خدا عبد الله بن سبأ را لعنت کند که ادعای ربوبیت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را کرد. قسم به خدا، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بنده مطیع خدای عالم بوده. واي بر آن هایی که به ما دروغ ببندند و از این افراد به خداوند پناه می بریم.

هم چنین در همين صفحه، حدیث شماره 174 نقل می کند که ابو حمزه ثمالی روایت می کند که خدمت امام سجاد (علیه السلام) می رسد و در مقابل حضرت نام عبد الله سبأ را بردم. ایشان فرمودند :

فقامت کل شعرة في جسدي، لقد ادعا امر عظيما ماله لعنه الله

وقتی من نام عبد الله سبأ را می برم، تمام موهای بدنم سیخ می شود. او ادعای بزرگی کرد، چه مرضی دارد؟  خدا او را لعنت کند. جد ما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بنده صالح خداوند بود.

هم چنین در حدیث 171 نقل شده :

 امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به او گفت : توبه کن ؛ اما او توبه نکرد و حضرت او را به آتش سوزاند.

رجال کشی، ج 1، ص 324 و 323، ح 171 و 172 و 174

مجری :

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) عبد الله سبأ را در آتش سوزاند؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

تعبیری این گونه است فاحرقه بالنار، که مرحوم کشی در جلد اول از رجال خود، صفحه 323 حدیث 171  بیان شده. سند روایت هم به هشام بن سالم می رسد. البته بنده حضور ذهن ندارم که قبل از هشام بن سالم، سند روایت صحیح است یا خیر؟

علی ای حال، نام عبد الله سبأ در خصال شیخ صدوق، صفحه 638 و 629  بیان شده. هم چنین در رجال شیخ طوسی، رجال علامه، رجال ابن داود آمده و به صورت مفصل به عنوان فردی که مورد لعن و طعن ائمه معصومین (علیهم السلام) و علمای شیعه بوده، در کتاب های روایی و رجالی هم بیان شده است. از جمله در کتاب رجال شیخ طوسی، صفحه 75 این گونه آمده :

الذي رجع الي الكفر واظهر الغلو

عبد الله سبأ کسی است که به کفر برگشت.

رجال شیخ طوسی، ص 75

علامه حلی وقتی به عبد الله سبأ می رسد، می گوید :

غال ملعون

علامه حلی، خلاصه الاقوال، ص 372

اگر واقعا بنیانگذار مذهب شیعه بوده، باید علمای شیعه از او تجلیل کنند.

مرحوم ابن داود، متوفای 740 هـ، هم می گوید :

رجع الي الكفر و اظهر الغلو

رجال ابن داود، ص 254، شماره 278

مرحوم آیت الله خویی (ره) در معجم الرجال، جلد 11، صفحه 207 می گوید :

اما عبد الله بن سبأ فعلي فرض وجوده  فهذه الروايات تدل علي انه كفر ودع اولوهية علي بن ابيطالب عليه السلام لا انه قائل بفرض امامته.

بر فرض این که عبد الله سبأ، وجود خارجی داشته باشد، این شخص مدعی خدا بودن امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بود نه قائل به امامت و وصايت ایشان ز

آیت الله خویی، معجم الرجال، ج 11، ص 207

تحریر طاووسی، ص 346

سید مصطفی تفرشی، نقد الرجال، ج 3، ص 108

محقق اردبیلی، جامع الروات، ج 1، ص 485

این ها همه ابن سبأ را لعن و طرد و مذمت کردند، در صورتی که اگر بنیانگذار شیعه بود، باید از او تجلیل می شد. این ها نشان گر آن است که محققان اهل سنت، زمانی که این عبارات تند بزرگان شیعه را نسبت به عبد الله سبأ می خوانند، آن هایی که عقل و وجدان دارند، بگویند این قضیه غیر از این که افسانه باشد، چیز دیگری نیست. این ها دروغ ها که ساخته، پرداخته دودمان بنی امیه است، توسط سیف بن عمر، یکی از روات بنی امیه که بزرگان اهل سنت، اتفاق نظر دارند که انسان کذابی بوده و حتی متهم به زندقه بوده است. اولین بار هم این قضیه توسط طبری در تاریخ طبری، بیان شده است.

مجری :

بنده تعجب می کنم با توجه به این که ما قائل به امامت دوازده معصوم (علیهم السلام) هستیم و طبق روایت شیعه که حضرت عالی خواندید، در زمان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به خاطر کفر و الحادی که داشت، سوزانده شده و از بین رفته. چگونه امکان دارد شیعه، مذهب خود را از او بگیرد، در حالی که امامان بعد از امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بودند و ما آن ها را رها کنیم و سراغ عبد الله سبأ برویم و مذهب خود را از او بگیریم. به نظر بنده یک ادعای مضحک است که این آقایان بیان می کنند.

تماس بینندگان

بیننده : شیعه

اگر عبد الله سبأ، بنیانگذار شیعه بود، چطور قبل از این که امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به بصره بروند، لشگر مکه را جمع آوری و برای جنگ جمل آماده کرد. یعنی عبد الله سبأ دو نفر بودند که یک بار شیعیان را جمع آوری کرد و قبل از آن سپاه عایشه را جمع آوری نمود؟!!!

نکته دوم این که صحابه که ستاره ها و نجوم هدایت بودند، چگونه فریب یک شخص یهودی را خوردند؟!!!

بيننده : شیعه

بنده چند سؤال داشتم. اول این که، در یکی از شبکه های اهل سنت می گفت : آقای محمد بن حنفیه، پسر حضرت علی (علیه السلام)، از حضرت در مورد خلفا سؤال می کند و حضرت پاسخ می دهد : اول، ابوبکر. دوم، عمر است. محمد حنفیه می پرسند : حتما سومین نفر خودتان هستید. حضرت می فرمایند : نه، سومین آن ها هم، عثمان است.

دوم این که، در تفسیر آقای قمی در سوره احزاب بیان شده که حفصه از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیده که ابوبکر خلیفه بعد از پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.

سوم این که سوره ای در قرآن است که در مورد خوله نازل شده. آیا این مطالب درست است یا خیر؟  

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

این ها از روایات ساختگی و جعلی در دودمان بنی امیه بوده. اگر در کتاب های شیعه بوده، قطعا سند ندارد. اگر شما نظر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) را می خواهید، چرا سراغ محمد حنفیه می روید. شما باید به صحیح مسلم، جلد 5، صفحه 152، حدیث 4468 مراجعه كنيد که حضرت در آن جا نظر خود را نسبت به ابوبکر و عمر مطرح می کند و می گوید : آثم، خائن و... بودند.

یا این که در همین کتاب صحیح مسلم، جلد 8، صفحه 72، حدیث 3093  می گوید :

انك استبدت علينا بالامر، كراهية لمحضر عمر

تو در حق ما استبداد کردی  

صحیح مسلم، ج 8، ص 72، ح 3093

این ها نظر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) است. اما این که در تفسیر قمی است که حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) به خلافت ابوبکر و عمر، سفارش كرده.

برادر من ! بنده تصمیم به بیان این مطالب نداریم. حتی به شاگردان وطلبه های خود می گوییم روایاتی که از معصوم (علیه السلام) نيست و سند ندارد و باعث اختلاف بين سني و شيعه ايجاد می کند،  مطرح نکنید. حال این آقایان این مسائل را در ماهواره هایشان مطرح می کنند و ما هم پاسخ می دهیم.

این روایت، در تفسیر قمی، جلد 2، صفحه 175، تفسیر صافی، جلد 5، صفحه 194، تفسیر نور الثقلین، جلد 5، صفحه 367 این روایت را بیان کرده است.

اولا این روایت، از معصوم (علیه السلام) نیست. آقای علی بن ابراهیم، علت نزول آیه را بیان می کند و می گوید :

قال  علي بن ابراهيم : كان سبب نزولها ان رسول الله كان في بعض بيوت نساءه و كان مارية القبطية تكون معه....

انا افضي اليك سرا، فان انت اخبرت به فعليك لعنة الله و الملائكة والناس اجمعين فقالت ما هو قال ان ابابكر يل الخلافة بعدي ثم من بعده ابوك.

علی بن ابراهیم می گوید : پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خانه ماریه قبطیه بود که حفصه آمد. حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) به حفصه گفتند : من رازی به تو می گویم (اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می خواست از خلافت ابابکر و عمر خبر دهد، سرّ معنا ندارد. علنا روی منبر می گویند که ایها الناس بشارت می دهم که خلیفه بعد از من ابوبکر و بعد از او عمر بن خطاب است.) اگر تو خبر دهی، لعنت خدا، ملائکه و همه مردم بر تو باد.

حفصه گفت : آن خبر چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند : همانا ابوبکر خلیفه بعد از من است و بعد از او پدرت عمر بن خطاب، عهده دار می شود.

در این جا، رسول خدا (صلی الله علیه و آله)  از حقیقتی از آینده، خبر می دهد، بحث بشارت نیست. همان طور که در آیه 100 سوره اسراء می فرماید :

وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤْيَا الَّتِي أَرَيْنَاكَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَالشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِي الْقُرْآَنِ وَنُخَوِّفُهُمْ فَمَا يَزِيدُهُمْ إِلَّا طُغْيَانًا كَبِيرًا. اسراء / 100

ای پیامبر ! این خوابی که تو دیدی، فتنه برای مردم است.

امام قرطبی می گوید : این آیه خبری بود که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) از بنی امیه داد که بنی امیه همانند میمون ها از منبر می روند و چنین و چنان می کنند.

تفسیر قرطبی، ج 10، ص 283

این جا مژده ای در کار نیست ؛ بلکه پیامبر (صلی الله علیه و آله) می گوید : بعد از من خلافت را ابوبکر و عمر، عهده دار می شود.

از همه این ها مهمتر، اگر واقعا بشارت است، باید علنی اعلام کند. نه این که آن را به عنوان راز بیان کند.

نکته دیگر این که، پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید : اگر خبر دادی، لعنت خدا و ملائکه و مردم بر تو باد. از طرف دیگر، حفصه به عمر خبر می دهد ؛ پس این آیه در مذمت حفصه است.

علاوه بر این، در ذیل روایت است حفصه سؤال می کند :

من انبأك؟ قال : نبئني العليم الخبير. إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلَائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ

 چه کسی به تو خبر داد؟  رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می فرمایند : نبئنی علیم خبیر، خدای عالم به من خبر داده . اگر شما دو نفر توبه نکنید، قلب شما منحرف شده. اگر چنانچه بخواهید علیه پیامبر (صلی الله علیه و آله) قیام کنید، خدای عالم مولای پیامبر (صلی الله علیه و آله) است و جبرئیل (علیه السلام) هم مولا و نگهدار پیامبر (صلی الله علیه و آله) است.   

اگر شما بخواهید به این روایت، استناد کنید، به ضرر خلفا، امهات المؤمنین است. روایت هم مرسل می باشد و از معصوم (علیه السلام) نقل نشده، مژده ای هم در کار نیست.

بیننده : آقای حسینی از یزد ـ شیعه

چندی قبل یکی از کارشناسان وهابی، شیعه را به مگسی تشبیه کرد که روی نجاسات می نشیند. خودشان را نمی گویند که همان قسمت هایی که علمای ما قبول ندارند را انتخاب و روی آن مانور می دهند.

دوم این که، مطالب زیادی را درمورد خمس و سهم امام مطرح می کند و به مراجعی که خمس می گیرند، اتهامات زیادی را به آن ها می زنند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

 در مورد خمس هم که پرسیدند، در کتاب صحیح بخاری، صفحه 43، حدیث 87 می گوید :

ولا نَسْتَطِيعُ أَنْ نَأْتِيَكَ إلا في شَهْرٍ حَرَامٍ فَمُرْنَا بِأَمْرٍ نُخْبِرُ بِهِ من وَرَاءَنَا نَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ فَأَمَرَهُمْ بِأَرْبَعٍ وَنَهَاهُمْ عن أَرْبَعٍ أَمَرَهُمْ بِالْإِيمَانِ بِاللَّهِ عز وجل وَحْدَهُ قال هل تَدْرُونَ ما الْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَحْدَهُ قالوا الله وَرَسُولُهُ أَعْلَمُ قال شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله وَأَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ وَإِقَامُ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءُ الزَّكَاةِ وَصَوْمُ رَمَضَانَ وَتُعْطُوا الْخُمُسَ من الْمَغْنَمِ

طائفه عبد القیس نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمدند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) به آن ها خوشآمد گفت. بعد به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) گفتند : راه ما دور است و تعدادی از کفار مضر ما را محاصره کردند. به ما مطلبی را بیاموزید که به کسانی که با ما نیامدند، خبر دهیم تا آن ها با انجام آن به بهشت بروند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند :  اول این که، به خدا ایمان داشته باشند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند : می دانید ایمان به خدا چیست؟ گفتند : خدا و رسولش بهتر می دانند.

حضرت فرمود : شهادت بر وحدانیت خداوند و نبوت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، زکات دادن، روزه ماه رمضان و خمس دادن از کسب و تجارت.

صحیح بخاری، ص 43، ح 87

مغنم، غنیمت جنگی نیست و اصلا معنا ندارد ؛ چون آن ها در محاصره بودند. مغنم یعنی کسب و تجارتی که سود بر آن می آید، باید خمس آن سود را بدهید. در این جا نگفته که اگر جهاد کردید و غنائم جنگی به دست آوردید، از غنائم جنگی خمس دهید.

 ده ها روایت دیگر داریم که افرادی می آیند و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به آن ها توصیه می کند که خمس دهند.

بیننده : شیعه

این شبکه های وهابی به حدی بی حیایی کردند و مقام پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) را تنزل دادند و می گویند : پیامبر (صلی الله علیه و آله) علم غیب نداشت و شفاء فقط کار خداوند است و همه این مطالب را به آیه 49 سوره آل عمران می می فرماید :

وَرَسُولًا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآَيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللَّهِ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَآل عمران / 49

زمانی که حضرت عیسی (علیه السلام) چنین قدرتی داشته باشد، تاج سر انبیاء، حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) علم غیب نداشته باشد، خیلی سؤال بر انگیز است؟

نکته دوم این که، این مسئله را مطرح می کنند که در کجا نام علی بن ابیطالب (علیه السلام) آورده شده و چه آیه ای در مورد علی بن ابیطالب (علیه السلام) نازل شده است؟ در کتاب تاریخ خلفاء، جلد اول، صفحه 150 می گوید :

اخرج ابن عساكر عن ابن عباس. نزل في علي ثمان مائة آية

تاريخ خلفاء، ج 1، ص 150

این روایتی از خود اهل سنت است. روایت دیگری از کتاب اجحاف الصائم، آقای مناوی، جلد 1، صفحه 88 بیان می کند :

عن ابن عباس سألت المصطفی (ص) سألته  عن كلمات التي تلقاها آدم عن ربه فتاب عليه فقال سئل بحق محمد و علي وفاطمة و الحسن و الحسين رايت مكتوبا باب الجنة بالذهب لااله الا الله محمد رسول الله علي حبيب الله و الحسن و الحسين صفوة الله و فاطمة امة الله.

بيننده :

استاد قزوینی در میان صحبت های خود، چرا برای عثمان عزاداری شده؟ شما در نظر بگیرید، وقتی یک نفر می میرد، خود به خود همه اقوام و آشنایان آن شخص، برایش عزاداری می کنند. چه برسد به این که عثمان خلیفه بوده. سؤال بنده از استاد قزوینی این است که چه دلیلی دارد که نباید نشان دهند؟

مجری :

دلیل این که حضرت استاد فرمودند چرا عزاداری کردند، این است که وهابی ها این مسائل را شرک می دانند. شما اگر دیده باشید، فهد هم که مرد، چند نفر بیشتر نبود که ایشان را دفن کردند و اجازه عزاداری ندادند.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

      این سخن شما، نشان دهنده آن است که شما از کتاب های خودتان هم غافل هستید. آقایانی که در این سریال، عزاداری می کنند، برخلاف سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله)، بر خلاف قول جناب عمر بن خطاب است.

در صحیح بخاری، صفحه 251، حدیث 1287 از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل می کند :

رَسُولَ اللَّهِ (ص) قال إِنَّ الْمَيِّتَ لَيُعَذَّبُ بِبُكَاءِ أَهْلِهِ عليه...

 فلما أُصِيبَ عُمَرُ دخل صُهَيْبٌ يَبْكِي يقول وَا أَخَاهُ وَا صَاحِبَاهُ فقال عُمَرُ رضي الله عنه يا صُهَيْبُ أَتَبْكِي عَلَيَّ وقد قال رسول اللَّهِ (ص) إِنَّ الْمَيِّتَ يُعَذَّبُ بِبَعْضِ بُكَاءِ أَهْلِهِ عليه...

اگر چنانچه فردی از دنیا برود و خانواده اش بر او گریه کنند، خداوند به خاطر گریه خانواده، او را عذاب می کنند.

 زمانی که ابولؤلؤ، عمر را شمشیر زد، صهیب گریه می کرد و می گفت : ای وای برادرم عمر، ای وای رفیقم عمر. عمر گفت : گریه می کنی، در صورتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود : اگر کسی از دنیا برود و خانواده بر او گریه کنند، خداوند به خاطر گریه آن ها، مرده را عذاب می دهد.

صحیح بخاری، ص 251، ح 1287

صحیح مسلم، ح 928

اگر چنانچه این آقایان برای عثمان عزاداری می کنند و در مکه و شام ماتم سرایی می کنند، خلاف صحیح بخاری و مسلم است. وقتی یک یهودی نویسنده یک سریال باشد، بهتر از این نمی شود.

بیننده : شیعه

بنده از برادران اهل سنت خود تشکر می کنم که بعضی از آن ها با شبکه تماس می گیرند و بسیار مؤدبانه و منطقی نظرات خود را بیان می کنند. ما با برادران اهل سنت در کنار هم با آرامش و آسایش زندگی می کنیم و این آقایان وهابی نمی توانند بین ما تفرقه ایجاد کنند.

چندی قبل در یکی از شبکه های وهابی می گفتند : کسی که می میرد، دیگر هیچ ارتباطی با این دنیا ندارد. مثال هم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و دوازده امام شیعیان را نام بردند. بنده در جواب آن ها می گویم که اگر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ارتباطی با این دنیا ندارد ؛ پس سلام خطابی که ما در نماز های خود می دهیم، چه می شود؟

بیننده : از سنندج ـ اهل سنت

بنده اهل تسنن هستم ؛ اما ارادت خاصی نسبت به شما و شیعیان دارم.کاری هم ندارم که در شبکه های دیگر چه می گویند. فرزندی بیماری دارم که از شما تقاضا دارم برای او دعا کنید.

بیننده : شیعه

بنده از شبکه جهانی ولایت به خاطر روشنگری و بیان جنایاتی که خلفاء انجام دادند، تشکر ویژه دارم.

در مورد سؤالی که بیننده محترم پرسیدند که سوره، سوره مجادله است که در آن بیان شده :

قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجَادِلُكَ فِي زَوْجِهَا وَتَشْتَكِي إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ يَسْمَعُ تَحَاوُرَكُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ. مجادله / 1

این آیه، طوری که در کتب شأن نزول بیان شده، در باره خوله بنت ثعلبه و همسر  اوس بن ثابت است. لذا صحبت خولی در این جا نیست.

اصل صحبت بنده در مورد انحراف وهابیت و به شرک و کفر رسیدن توحید وهابیت است. بنده دوستی تحصیلکرده دارم که پسر دانشجویی داشت که بسیار اهل مطالعه و تحقیق بود. ایشان در یکی از عمره های دانشجویی که به مکه مشرف شده بود، تعداد زیادی از کتب وهابیت را با خود می آورد و مشغول مطالعه آن شد. بعد از مدتی پدرش می گفت : بنده و مادر این پسر دیگر نمی توانیم یک یا علی بگوییم. ایشان به ما متعرض می شود که خداوند از رگ گردن به ما نزدیکتر است و خداوند واسطه ای ندارد. به جای یا علی گفتن، یا الله بگو.

مدتی بعد که قصد زیارت کربلا را کردیم، شدیدتر متعرض شد که شما دو هزار کیلومتر مسافت را می خواهید طی کنید که در حرم امام حسین (علیه السلام) بگویید : یا امام حسین شما نزد خدایی که  از رگ گردن به ما نزدیک تر است، واسطه شو. این کار معقولی نیست !!!

زمانی که خواستیم به مکه برویم، به مکه رفتنمان هم معترض شد که اگر آن جا خانه خدا است به این معنی است که خداوند در آن جا مستقر است که این کفر است. اگر هم آن سنگ ها و پارچه های زربافت را ذاتا و فی نفسه مقدس می دانید، باز هم کفر و شرک است. خداوند به همان میزان که در کعبه خدا است، در خانه خودمان هم خدا است و از رگ گردن به ما نزدیک تر می باشد.

چندی قبل پدر این شخص با بنده تماس گرفت که با این پسر صحبت کن که این بار منکر اصل نبوت شده. می گوید : همان طور که بنده در کسب فیض از خداوند، نیازی به واسطه ندارم، به طریق اولی خداوند در اعطای فیض هم نیازی به واسطه ندارد و جلی ترین فیض خداوند، هدایت است. خداوند انبیاء را به چه دلیلی فرستاده است؟ پدرش می گوید، من گفتم : منظور شما این است که همان گونه که خداوند دو فرشته را به عنوان کاتب همراه ما انسان ها قرار داده، فرشته سومی هم با ما همراه می کرد تا منویات الهی، شرائع و هدایت را به ما القا کند؟ گفت : نه این هم واسطه است. خداوند می توانست به شیوه وکلم الله موسی تکليما، هدایت را به ما تلقین کند.

پرسیدم چرا این کار را انجام نداد؟ گفت : عقلی که خداوند به ما عطا کرده، همان است. مگر ما نمی گوییم العقل ما يعبد به الرحمن يکتسب به الجنان .  

  در نهایت اگر توحید وهابیت و ابن تیمیه ای را با همه جوانب آن بپذیریم، منکر توحید و نبوت می شویم.

بیننده : آقای مقصود ـ شیعه

نظر شما را در مورد کتاب مکتب در فرآیند تکامل، تألیف سید حسین مدرسی طباطبایی، تقاضا دارم به صورت کامل و دقیق بیان کنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

این کتاب، کتاب منحرفی است و نویسنده آن هم انسان منحرفی است و حقایق تاریخی را کاملا منحرف کرده و وارونه نشان داده است. ما هم در شبکه ولایت و هم در سایت خودمان به صورت مفصل به این کتاب پاسخ دادیم و مطالب خلاف و دروغ های این شخص را بر ملا کردیم.

بیننده :

سؤال دوم این که، نویسنده از قول شیخ بهایی نقل کرده به نقل از خیراتیه آقا محمد علی کرمانشاهی گفته است : اگر کسی در راه رسیدن به حقیقت بذل جهد کند و در تشخیص آن دچار خطا شود و دینی جز اسلام بر گزیند، چنین فردی نزد خداوند مسئول و معاقب نیست  و با وجود اعتقاد نادرست خود در آتش دوزخ، معذب و مخلد نیست.

در این باره هم نظر خود را بیان کنید.

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

اما در مورد اجتهاد، قانون کلی است و شیعه و سنی بر آن معتقد می باشد. اگر مجتهد تمام تلاش خود را به کار بگیرد و از آیات و روایات، حکمی را استنباط کند، اگر چنانچه این حکم، واقعی باشد، خدای عالم دو پاداش به مجتهد می دهد. یک پاداش به خاطر اجتهاد و تلاشش و یک پاداش هم به خاطر این که حکم واقعی خدا را برای مردم بیان کرد. 

ولی اگر خطا کرده باشد، خدای عالم به خاطر تلاشی که انجام داده، یک پاداش می دهد. البته اجتهاد این نیست که پیامبر (صلی الله علیه و آله) بگوید :

إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَمائده / 90

اما معاویه در مقابل آیه، اجتهاد کند که شراب، اشکالی ندارد. پیامبر (صلی الله علیه و آله) بگوید : جنگ با امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)، جنگ با من است. اما عایشه در مقابل سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) در برابر امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) بایستد و بگوید : من اجتهاد کردم. من سب عليا فقد سبنی، هر کس علی بن ابیطالب (علیه السلام) را سب کند، مرا سب کرده.

 اما معاویه از طرف دیگر، بگوید سبّ علی بن ابیطالب (علیه السلام) واجب است.

اجتهاد اين نيست كه در مقابل نص نبی مكرم (صلي الله علیه وآله) قد علم کنیم.  

بیننده : دکتر آذر سینا ـ شیعه

بنده تقاضا دارم در مورد شبکه اهل بیت (علیهم السلام) و آقای اللهیاری توضیحاتی را بیان کنید تا شبهه ای که بعضی ها دارند، برطرف شود.

نکته دوم در مورد ارتباط با پیامبران در زمان حیات و بعد از مرگ، دو موضوع در مورد صالح پیامبر و شعیب پیامبر (علیهم السلام) بيان مي كنم. داستان صالح که با قوم خود صحبت می کند،  آیات 77 تا آیات 79 سوره اعراف است. داستان شعیب هم آیات 91 تا 93 سوره اعراف است که خلاصه داستان این دو پیامبر این است که یاران آن پیامبران هم، از او در خواست عذاب می کنند. در آیات دوم از داستان این پیامبران، عذاب الهی فرا می رسد و قوم آن ها نابود می شود. در آیات سوم که هم مربوط به حضرت صالح است و هم حضرت شعیب این است که حضرت صالح، بعد از مرگ و نابودی آن ها، با آن ها سخن می گوید و می فرماید : من پیام های الهی را رسانیدم ؛ اما شما نصیحت گویان را دوست ندارید.

گواه روشن است که بعد از نابودی هم با آن ها، این گونه سخن بگوید. یا در رابطه با حضرت شعیب هم همین است که بعد از نابودی آن ها، حضرت از آن ها روی گرداند و گفت : ای قوم من پیام های خدا را رسانیدم و شما را نصیحت کردم، چگونه بر گروهی که کافرند، اندوه بخورم.

 این فرمایش حضرت شعیب هم بعد از هلاکت قومش بود.

نکته آخر این که، سلام هایی است که در سوره صافات از طرف خداوند، به پیامبران ارسال می شود. در صورتی که قرآن در زمان نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) است ؛ ولی در آیات متعدد سوره صافات،  سلام علی ابراهيم، سلام علی نوح فی العالمين، سلام علی موسی وهارون، سلام علی ال يس، سلام علی المرسلين.

بیننده :

استاد قزوینی ! شما چند شب قبل در مورد اصحاب کرام در جنگ حنین، آیه 25 سوره توبه، صحبت کردید. فرمودید که این ها به خطا رفتند.

آیا ما از خداوند بالاتر هستیم. شما چرا آیه 26 سوره توبه را نخواندید که سکینه و آرامش را به قلب پیامبر (صلی الله علیه و آله) و مؤمن خواند؟ مؤمن اسم خاص است یا اسم عام؟ چرا خداوند از آن ها با نام مؤمن، یاد کرد؟ همین اصحابی که در جنگ حنین خطا کردند، فرار کردند. ما از خداوند بالاتر هستیم که از آن ها با نام مؤمن یاد کرد؟

چرا بعد از سال 74، وفات حضرت فاطمه را، به شهادت تبدیل کردند؟

علمای اهل سنت را در زندان ها می کنید، اگر شما راست می گویید چرا با آن ها مناظره می کنید؟

آیت الله دکتر حسینی قزوینی :

 از کجا معلوم که آیه 26 سوره توبه، برای دوازده نفری است که با پیامبر (صلی الله علیه و آله) ماندند؟ مؤمنین، جمع است و جمع بالاتر از سه نفر می باشد. بنده می گویم آیه در مورد همان دوازده نفری است که با پیامبر (صلی الله علیه و آله) ماندند. اگر واقعا بر همه مؤمنین همراه پیامبر (صلی الله علیه و آله)، سکینه نازل شده بود، این ها فرار نمی کردند. فرار از جنگ از گناهان کبیره است.

بحث وفات را بیان کردید، ما باره این مسئله را بیان کردیم که بزرگان خودتان در مورد عثمان می گویند : وفات عثمان یا این که در مورد امام حسین (علیه السلام) مي گویند : لما بعد وفات الحسین (علیه السلام)، هر انسانی چه مسلمان و چه غیر مسلمان همه می دانند که امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. کلمه وفات و شهید، مترادف هستند. قضیه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) مربوط به ده سال قبل نیست، در کتاب کافی از امام کاظم (علیه السلام) نقل می کند : ان امنا فاطمة عليها سلام صديقة شهيدة، این که ربطی به قرن دوازده و سیزده و چهاردهم ندارد.

مرحوم شیخ مفید،متوفای سال 413 هـ است که قضیه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) را هزار سال قبل بیان کرده.

 در مورد زندانی ها صحبت کردید، هر کسی مسئول عملکرد خودش است. چه شیعه باشد و چه سنی باشد. هر کشوری برای خود قوانین و مقراراتی دارد که باید رعایت شود.

بنده از شما برادر اهل سنت توقع داریم که منطقی تر صحبت کنید نه این که آسمان و ریسمان را به هم ببافید.

خدایا تو را قسم می دهیم به آبروی محمد وآل محمد هر چه سریعتر لباس فرج بر اندام مولایمان بقیه الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بپوشان.

خدایا به آبروی محمد و آل محمد ما را از انصار خاص آن حضرت قرا ر بده.

رفع گرفتاری از گرفتاران بنما.

جوائج حاجتمندان روا بفرما.

مجری :

خیلی تشکر می کنیم از شما استاد عزیز و هم چنین از شما بینندگان عزیز و ارجمند که ما را در این برنامه همراهی کردید.

اللهم عجل لولیک الفرج.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English