2020 February 28 - جمعه 09 اسفند 1398
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3
کد مطلب: ٧٦٥٨ تاریخ انتشار: ١٦ اسفند ١٣٩٣ - ١٩:٥٦ تعداد بازدید: 2087
خارج کلام مقارن » شبهات شهادت حضرت زهرا (س)
بررسی شبهات شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) 3

جلسه هفتاد و یکم 1393/12/16

 
 
 
 
 
 
 بسم الله الرحمن الرحیم
 

جلسه هفتاد و یکم  1393/12/16

 بررسی روایت تهدید «عمر»، به احراق خانه حضرت زهرا

 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیر ناصر و معین الحمد لله و الصلاه علی رسول الله و علی آله آل الله لا سیما علی مولانا بقیه الله و اللعن الدائم علی اعداءهم اعداء الله الی یوم لقاء الله.

بعضی از آقایان اصرار داشتند که به لحاظ اینکه ما در ایام فاطمیه هستیم و شبهات فاطمیه مرتب از شبکه های وهابی پخش می شود، ما بحث شبهات فاطمیه را که شروع کردیم، ادامه بدهیم. لذا ما تصمیم گرفتیم به چند نمونه از این شبهات اشاره کنیم و فایل این شبهات هم تکمیل شد، تقدیم شما خواهیم کرد.

صورت های مختلف پاسخ به یک شبهه:

نکته ای که من بارها به آن تأکید کردم و عزیزان باید دقت داشته باشند این است که، ما در زمینه پاسخ به شبهات، هر چه قدر پاسخگوئی ما و دفاع ما مستندتر باشد، تأثیرگذاریش هم بیشتر خواهد بود. وقتی من می خواهم به یک شبهه ای پاسخ بدهم، می توانم به چند صورت عمل کنم:

صورت اول: من آدرسی از کتب اهل سنت می دهم و مثلاً می گویم: صحیح بخاری، جلد فلان، صفحه فلان، همچین روایتی را دارد؛

صورت دوم: یک وقت دیگر می گویم: جلد فلان، صفحه فلان، شماره حدیث فلان و چاپ فلان جا؛ همین که من دو گزینه به جوابم اضافه می کنم، باعث می شود که تأثیرگذاریش در مخاطب بیشتر باشد.

صورت سوم: در یک صورت دیگر جواب دهی، من خود کتاب را نشان می دهم و می گویم این صحیح بخاری است، این جلد و این صفحه مورد نظر من است. قطعاً این جواب من تأثیرگذاریش از همه بیشتر است.

لذا ما اگر در پاسخگوئی به شبهات تلاش بکنیم که مستندتر و دقیق تر مطالب را بیان کنیم، تأثیرگذاری آن به همان اندازه بیشتر خواهد شد. استفاده از نرم افزار پاورپوینت و نشان دادن تصویر کتاب و صفحه و روایت مورد نظر؛ از مهمترین روشهای ما در پاسخگوئی به شبهات است.

البته این تصویر کتاب که در این فایل هم شما ملاحظه می کنید، گاهی ساعتها وقت از ما گرفته است. دوستان ما تلاش کردند، این تصاویر را از اینترنت و جاهای دیگر اسکن کردند و در این فایل قرار دادند. لذا این تصویری که شما در یک دقیقه مشاهده می کنید، محصول ساعت ها تلاش دوستان ماست.

در زمینه پاسخ به شبهات پیرامون شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها)، ما هدفمان فقط یاد گرفتن جواب نیست، بلکه هدف این است که، دوستان روش پاسخگوئی را یاد بگیرند.

در این فایلی که شما مشاهده می کنید، ما حتی از گزینه «تحریک عواطف» هم استفاده کرده ایم. مثلاً در کنار عبارت «تهدید به آتش زدن خانه»، با رنگ قرمز و حالت شعله آتش را نشان دادیم که در حال سوختن است. این مسئله، ضمن تأثیرگذاری در روح و روان مخاطب، احساسات او را نیز تحریک می کند.

جهت اطلاعات بیشتر در موضوع شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها به لینکهای ذیل مراجعه فرمایید:

 

 

 

تهدید به آتش زدن خانه حضرت فاطمه در کتب اهل سنت:

تهديد به احراق بيت فاطمه به نقل طبري:

«حدثنا ابن حُمَيْدٍ قال حدثنا جَرِيْر عن مُغَيْرَة عن زِيَادِ بن كُلَيْبٍ قَالَ: أَتَى عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ مَنْزِلَ عَلِيٍّ وَ فِيهِ طَلْحَةُ وَ الزُّبَيْرُ وَ رِجَالٌ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ فَقَالَ وَ اللَّهِ لأُحْرِقَنَّ عَلَيْكُمْ أَوْ لَتَخْرُجُنَّ إِلَى الْبَيْعَةِ فَخَرَجَ عَلَيْهِ الزُّبَيْرُ مُصْلِتاً بِالسَّيْفِ فَعَثَرَ فَسَقَطَ السَّيْفُ مِنْ يَدِهِ فَوَثَبُوا عَلَيْهِ فَأَخَذُوه‏.»

عمر بن خطاب به خانه على آمد در حالى كه گروهى از مهاجران در آن‌ جا گرد آمده بودند. به آنان گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى‌كشم؛ مگر اينكه براى بيعت بيرون بياييد. زبير درحالى كه شمشير كشيده بود از خانه بيرون آمد، ناگهان پاى او لغزيد و شمشير از دستش افتاد، در اين موقع ديگران هجوم آوردند و شمشير را از دست او گرفتند.

تاريخ الطبرى، ج2،‌ ص443، ط: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت - لبنان.

بررسی سند روایت:

«مُحمّد بن حُمِيد»:

این راوی معرکه آراء است. بین علمای اهل سنت اختلاف هست که محمد بن حمید ثقه هست یا نیست. «عثمان الخمیس» و دکتر «سالوس» و دیگران آمدند و این روایت را به خاطر «محمد بن حمید» تضعیف کردند.

نظر «ناصرالدین البانی»:

جناب «ناصرالدین البانی» که از او به بخاری دوران تعبیر می شود، در کتاب «سلسلة الأحادیث الصحیحة» روایتی را نقل می کند – که البته آن روایت به بحث ما ارتباطی ندارد -  و می گوید در اسنادش «محمد بن حمید» است که ثقه است:

«و في إسناد البزار، محمد بن حميد الرازي و هو ثقة و فيه خلاف»

در اسناد بزار، محمد بن حمید رازی وجود دارد که ثقه است، البته در محمد بن حمید اختلاف است.

سلسلة الأحاديث الصحيحة، محمد ناصر الدين، بن الحاج نوح بن نجاتي بن آدم، الأشقودري الألباني (المتوفى: 1420هـ) الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض الطبعة: الأولى، (لمكتبة المعارف)، ج3، ص 225

همین کلام البانی برای ما کفایت می کند. اگر چه البانی می گوید در محمد بن حمید خلاف هم هست، و بعضی ها توثیقش نکردند، ولی همین که می گوید در این راوی اختلاف هست و بعد نظر خودش را می دهد و می گوید که ثقه است، برای ما کافی است.

مفصل ترین کتاب رجالی اهل سنت:

«تهذیب الکمال» مزی، کتابی با 35 جلد، مفصل ترین کتاب رجالی اهل سنت است. این کتاب توسط «ابن حجر عسقلانی» خلاصه شده است با نام «تهذیب التهذیب»، و همین تهذیب التهذیب را ابن حجر خلاصه کرده با نام «تقریب التهذیب».

من در میان اهل سنت، کتابی به تفصیلی «تهذیب الکمال» ندیدم. جناب مزی در این کتاب، وقتی اسم راوی را آورده، اولاً: مشایخ راوی را استقصاء کرده است. ثانیاً: تلامیذ راوی را نیز استقصاء کرده است و این منحصر به فرد است.

ما به غیر از «تهذیب الکمال مزی»، کتاب رجالی دیگری نداریم که بیاید در ضمن ذکر نام راوی، «روی عن»، و «روی عنه» آن را استقصاء کرده باشد. یعنی همان کاری را کرده است که حضرت آیة الله العظمی خوئی در «معجم الرجال» انجام داده است.

جناب مزی که متوفی 742 هجری هست، در «تهذیب الکمال»، وقتی اسم راوی را آورده، آمده تمام اقوال بزرگان در مورد آن راوی را نیز ذکر کرده است. چه مدح و چه ذم. همه را آورده است. یعنی شما کمتر راوی را پیدا می کنید که «مزی» آن را ذکر نکرده باشد.

چهار عالم برتر اهل سنت:

«مزی» جزء همان چهار نفری است که اهل سنت عیال کناره سفره علمی آنها هستند. «یوسف بن الزکی المزی»، «شمس الدین ذهبی»، «ابن حجر عسقلانی» و «زین الدین عراقی»، همان چهار نفر عالم برتر اهل سنت هستند.

نظر «مزی» در مورد «محمد بن حُمید»:

«حَدَّثَنَا مهران، قال: سَمعتُ أبا زُرعة يقول: مَن فاته ابن حُميد يَحتاج أن يَنزل في عَشرة آلاف حديث»

مهران می گوید از ابوزرعه شنیدم که می گفت اگر کسی به روایات ابن حمید عمل نکند، لازم می آید که ده هزار روایت را کنار بگذارد.

تهذیب الکمال، ج 25، ص 100

«ابوزرعه» از بنیانگذاران علم رجال اهل سنت است که در عصر «بخاری» و «مسلم»، زندگی می کرده است.

«مزی» در صفحه بعد از « أَبوبكر بن أَبي خيثمة » نقل می کند که می گوید:

«سئل يحيى بْن مَعِين عَن مُحَمَّد بْن حميد الرَّازِي فَقَالَ: ثقة»

از یحیی بن معین در مورد محمد بن حمید سؤال شد، گفت: ثقه است.

 تهذیب الکمال، ج 25، ص 101

و همچنین از «علی بن الحسین بن الجنید» نقل می کند که می گوید:

«سمعت يحيى ابن مَعِين يقول: ابن حميد ثقة»

از یحیی بن معین شنیدم که می گفت: ابن حمید مورد وثوق است.

تهذیب الکمال، ج 25، ص 101

«يحيى بن أحمد بن زياد» نیز می گوید:

«ذُكر مُحَمَّد بن حميد عند يحيى بن مَعِين فقال: ليس به بأس»

در حضور یحیی بن معین، اسم محمد بن حمید به میان آمد که او گفت: در محمد بن حمید اشکالی نیست.

تهذیب الکمال، ج 25، ص 102

در اینجا سه نفر از «یحیی بن معین» نقل کرده اند که «محمد بن حمید» ثقه است؛ و «یحیی بن معین» از شاخصین و از بنیانگذاران علم رجال اهل سنت است. اهل سنت مثل او را ندارند، و قول او در علم رجال منحصر به فرد است.

در ادامه «جعفر بن أَبي عثمان الطيالسي» نیز می گوید که ابن حمید ثقه است.

«مزی» در ادامه، می نویسد:

« قال يعقوب بن شَيْبَة السدوسي مُحَمَّد بن حميد الرازي كثير المناكير»

یعقوب بن شیبه گفته است که محمد بن حمید احادیث منکر زیاد نقل کرد است.

و قَال البُخارِيُّ: حديثه في نظر.

بخاری گفته است که در حدیث ابن حمید اشکال هست.

وَ قَال النَّسَائي: ليس بثقة.

نسائی گفته است که محمد بن حمید ثقه نیست.

وَ قَال إبراهيم بن يعقوب الجوزجاني: ردئ المذهب غير ثقة.

ابراهیم جوزجانی گفته است که محمد بن حمید دارای مذهب پست بوده و ثقه نیست.

تهذیب الکمال، ج 25، ص 102

شما می بینید از یک طرف سه نفر از «یحیی بن معین» نقل می کنند که «محمد بن حمید» ثقه است؛ از این طرف

یک قاعده مهم رجالی: راه حل در مورد راویان مُختَلفٌ فِیه:

ما خیلی از روات اهل سنت را داریم که وضعیت ثقه و غیر ثقه بودنشان به این صورت است. یعنی عده ای او را توثیق کرده اند و عده ای تضعیف. شما کمتر راوی را پیدا می کنید که توثیقش اتفاقی باشد، یا تضعیفش اتفاقی باشد. غالب روات اهل سنت این مشکل را دارند. در این گونه موارد ما دو راه حل داریم؛ البته این راه حل ها را شما در کتابهای رجالی نمی یابید، بلکه ما در لابلای بحث ها و مناظرات این مطالب را صید می کنیم:

1-    بررسی جایگاه علمی توثیق کننده و تضعیف کنند راوی:

همان گونه که گفتیم، «محمد بن حمید» را شخصیتی مثل «یحیی بن معین» توثیق کرده بود. کسی که «نووی»، که معروف به «مفتی الأمة» هست، متوفی 676 هجری، همان سالی که «محقق صاحب شرایع» از دنیا رفت؛ از یحیی بن معین به «امام هذا الشأن»، یاد می کند:

«يَحْيَى بْنِ مَعِينٍ إمَامِ هَذَا الشَّأْنِ»

یحیی بن معین پیشوای علم رجال است.

 المجموع، نووی، ج1، ص 172

«بدر الدین عینی» در «عمدة القاری» یک روایتی را نقل می کند و می گوید فلان راوی این روایت را «بخاری» و دیگران، تضعیف کرده اند، ولی «یحیی بن معین» او را توثیق کرده است؛ و توثیق یحیی بن معین برای ما کافی است:

«فَهَذَا ابْن معِين إِمَام هَذَا الشَّأْن وَ كفى بِهِ حجَّة فِي توثيقه إِيَّاه»

این یحیی بن معین است که پیشوای علم رجال است و توثیق او فلان راوی را، برای ما کفایت می کند.

عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج7، ص 11

این دو عبارت در مورد «یحیی بن معین»، در خیلی از جاها به دردمان می خورد. بدرالدین عینی می گوید: با وجود اینکه «بخاری» فلان راوی را تضعیف کرده است، ولی چون یحیی بن معین امام علم رجال است، به عنوان حجت برای ما کافی است. دیگران گرچه فلان راوی را تضعیف کرده اند، ولی آنها از نظر اعتبار به درجه اعتبار یحیی بن معین نمی رسند.

این یک راه حل است؛ یعنی بررسی شخصیت توثیق کننده، مسئله را حل می کند و وضعیت راوی را از بلاتکلیفی در می آورد. «محمد بن حمید»، هم توثیق دارد، و هم تضعیف؛ ولی چون یحیی بن معین او را توثیق کرده، كفى بِهِ حجَّة فِي توثيقه إِيَّاه.

2-    روایت از درجه «صحیح» به درجه «حسن» تنزل بکند.

دومین راه حل در مورد روایاتی که راوی مختلف فیه دارد، و عده ای او را توثیق کرده و عده ای دیگر تضعیف کرده اند؛ راه حلی است که «ابن حجر عسقلانی» بیان کرده است. وی در مورد فردی به نام « قَزَعَةُ بن سُويد» می گوید:

«قَالَ أَحْمَدُ بْنُ حَنْبَلٍ مُضْطَرِبُ الْحَدِيثِ وَقَالَ ابْنُ حِبَّانَ كَانَ كَثِيرَ الْخَطَاءِ... فَقَالَ عَبَّاسٌ الدُّورِيُّ عَنْهُ ضَعِيفٌ وَ قَالَ عُثْمَانُ الدَّارِمِيُّ عَنْهُ ثِقَةٌ وَ قَالَ أَبُو حَاتِمٍ مَحَلُّهُ الصِّدْقُ ... وَ قَالَ الْعِجْلِيُّ لَا بَأْسَ بِهِ...»

ابن حجر، ابتدا نظرات مختلف را در توثیق و تضعیف راوی مطرح می کند، سپس در جمع بندی این نظرات متفاوت در مورد راوی؛ جمع بندی می کند و می گوید:

«فَالْحَاصِلُ مِنْ كَلامِ هَؤُلاءِ الأَئِّمَةِ فِيهِ أَنَّ حَدِيثَهُ فِي مَرْتَبَةِ الْحَسَنِ»

نتیجه سخن این بزرگان و پیشوایان در مورد قَزَعَةُ بن سُويد این است که حدیث او در مرتبه حسن قرار می گیرد.

القول المسدد في الذب عن المسند للإمام أحمد، بن حجر العسقلاني، ج1، ص 30؛ الناشر: مكتبة ابن تيمية – القاهرة، الطبعة: الأولى، 1401

روایت «حسن» در مقام احتجاج، مثل روایت «صحیح» است

پس اگر یک راوی را کسی توثیق کرد، و دیگری تضعیف کرد، حاصل روایت او این است که روایتش می شود «حسن». آقایان هم اعلام کرده اند که روایت «حسن»، به منزله روایت «صحیح» است و هیچ فرقی نمی کند.

«نووى» مى‌نويسد:

«الحسن كالصحيح في الاحتجاج به و إن كان دونه في القوة؛ و لهذا أدرجته طائفة في نوع الصحيح»

روايت «حسن» در احتجاج همانند روايت صحيح است؛ اگرچه از نظر قوت از او پايين‌تر است، به همين خاطر طايفه‌اى اين روايت را در زمره روايات حسن آورده‌اند.»

نووي، یحیی بن شرف، «التقريب»: ج1، ص2

و ابن تيميه مى‌نويسد:

النوع الثاني. الحسن و هو في الاحتجاج به كالصحيح عند الجمهور»

نوع دوم از روايات، روايت «حسن» است. از ديدگاه جمهور علما، اين روايت در احتجاج همانند روايت صحيح است.»

ابن تيميه، أحمد بن عبد الحليم، «الباعث الحثيث شرح إختصار علوم الحديث»: ج1، ص129

«ابن حجر عسقلانی» همچنین در کتاب «تهذیب التهذیب» بعد از نقل اقوال علما در توثیق و همچنین تضعیف یک راوی، در نهایت می گوید:

«إلّا أنّه مُختلفٌ فيه فَحديثُهُ حَسنٌ»

علماء در مورد این راوی اختلاف کرده اند، بعضی توثیق و بعضی دیگر تضعیف کرده اند، بنابراین روایتش حسن است.

تهذیب التهذیب، ج 5، ص 228

«ابن حجر» در حالی می گوید «فَحديثُهُ حَسنٌ» که در ادامه در مورد راوی مُختلفٌ فیه، که حکم به حسن بودن روایتش کرد، می گوید:

«و قال ابن حبان منكر الحديث... كان يضع الحديث»

ابن حبان گفته است که او منکرالحدیث است... حدیث جعل می کرده است.

تهذیب التهذیب، ج 5، ص 228

بدترین تضعیف در مورد یک راوی، اتهام جعل حدیث است. یک وقت در مورد یک راوی می گویند کذاب و دروغگو است، آن بحث دیگری است، هرچند کذاب بودن یک راوی نیز از الفاظ تند تضعیف است، ولی وقتی در مورد یک راوی گفته شد «فلان یضع الحدیث»؛ یعنی روایت این راوی دیگر هیچ ارزشی ندارد، چون حدیث جعل می کرده است.

«ابن حجر» در اینجا با اینکه در مورد فلان راوی می گوید «کان یضع الحدیث»، ولی در جمع بندی می گوید: «إلّا أنّه مُختلفٌ فيه فَحديثُهُ حَسنٌ»

«ذهبی» هم تعبیر مشابه «ابن حجر» را در مورد «عبد الله بن محمد بن عقيل» دارد، وی نیز ابتدا نظرات علما را مطرح می کند و می گوید:

«قال ابن خزيمة: لا أحتج به ؛ و قال الترمذي: صدوق... و قال ابن حبان: ردئ الحفظ، يجئ بالحديث على غير سننه»

ابن خزیمه گفته است که به حدیث ابن عقیل نمی شود احتجاج کرد، ترمذی گفته است که وی راستگو است... ابن حبان گفته است که وی دارای حافظه ضعیفی بوده است، و حدیث را بر خلاف راه و روشش بیان می کرد.

در آخر نتیجه می گیرد و می گوید:

«قلت: حديثه في مرتبة الحسن»

من می گویم: حدیث عبدالله بن محمد بن عقیل در مرتبه حسن است.

میزان الاعتدال، ج4، ص175 و176

با توجه به این مطالب «ابن حجر» و «ذهبی»، راوی مورد بحث ما، «محمد بن حمید»، که «کان یضع الحدیث» و تعابیری از این دست در موردش نیامده است که این همه در موردش سر و صدا به راه انداخته اند و  گفته اند که روایت «ابن حمید» ضعیف است.

نه تنها روایت ابن حمید ضعیف نیست، بلکه ما از دو راه آمدیم و روایت محمد بن حمید را تصحیح کردیم، یا حداقل تحسین کردیم.

قاعده دیگر رجالی: هر منکر الحدیثی ضعیف نیست!

نکته مهمی که باید به آن اشاره کنیم این است که در عبارات «مزی» در «تهذیب الکمال» در مورد «محمد بن حمید» داشتیم که گفته بود:

« قال يعقوب بن شَيْبَة السدوسي مُحَمَّد بن حميد الرازي كثير المناكير»

یعقوب بن شیبه گفته است که محمد بن حمید احادیث منکر زیاد نقل کرد است.

تهذیب الکمال، ج 25، ص 102

در جواب این اشکال باید جواب «ذهبی» را مطرح کنیم که گفته است:

«ما كل مَن رَوى المَناكير يُضَعّف»

هر کسی که روایت منکر را نقل می کند، ضعیف نیست.

میزان الاعتدال، ج1، ص 259

«ابن حجر عسقلانی» بالاتر از کلام «ذهبی» می گوید:

«فَلو كان كُلّ مَن رَوى شَيئاَ مُنكراً استَحق اَن يُذكر في الضُعفاء لَما سَلُم مِن المُحدثين أحَد»

اگر بنا باشد هر راوی که روایت منکر نقل کرده است، اسمش در زمره راویان ضعیف قرار بگیرد، هیچ کسی از محدثین سالم نخواهند ماند.

لسان المیزان، ابن حجر عسقلانی، ج2، ص 307

به قول شاعر: «گر قصد شود که مست گیرند؛ در میان روات هر آنچه هست گیرند.»

اینها فت و فون هایی است ما در اثر مطالعه و تحقیق این مطالب را پیدا کردیم که در موارد حساس بسیار به کار می آید.

اینها جزء فت و فون هایی است که در مناظرات وقتی طرف قصد تخریب روایتی را دارد، وقتی یکی از اینها را برای او مطرح کنید، مبهوت می ماند.

طرف نیم ساعت مقدمه می چیند که این روایت ضعیف است، چرا؟ چون در مورد فلان راوی داریم که: «روی المناکیر»! شما وقتی عبارت «ذهبی» و یا «ابن حجر» را برایش مطرح کردی، طرف مات و مبهوت می ماند.

شیعه بودن راوی، گناهی نابخشودنی!

نکته مهم دیگر در مورد «محمد بن حمید»، عبارتی بود که «مزی»، از جوزجانی نقل کرده بود:

وَ قَال إبراهيم بن يعقوب الجوزجاني: ردئ المذهب غير ثقة.

ابراهیم جوزجانی گفته است که محمد بن حمید دارای مذهب پست بوده و ثقه نیست.

تهذیب الکمال، ج 25، ص 102

این کلام جوزجانی، یک خطی است برای ما؛ معمولاً اینها می آیند یک راوی را به خاطر مذهبش، روایتش را رد می کنند.

عبارت «ردئ المذهب» فقط در مورد راوی شیعه است و در مورد راوی غیر شیعه از این تعابیر ندارند. در مورد «خوارج» از این تعابیر استفاده نمی کنند.

نقل روایت «بخاری» از خوارج!

جالب است که «بخاری» از «عِمرانِ بن حَطّان» که «ابن ملجم»، قاتل امیرالمؤمنین را مدح کرده است، روایت نقل کرده است! در مورد «حَریض بن عُثمان» که روزی صد و چهل بار امیرالمؤمنین را سب و لعن می کرده، در موردش می گویند: ثِقةٌ ثِقةٌ؛

ولی اگر فردی متهم به تشیع شد، می شود «ردئ المذهب»، «منکر الحدیث»؛ هزار و یک عیب و ایراد، و در آخر هم در بعضی جاها، «کذابٌ» و «وَضّاعٌ» را هم به او می چسبانند.

جالب است که خود «ابراهیم بن یعقوب جوزجانی»، جزء «خوارج» است، جزء «نواصب» است؛ وقتی می آید و می گوید فلانی ردئ المذهب، یعنی در ولایت علی بن ابی طالب پابرجاست، یعنی در مذهب شیعه آدم قوی و توانمند است. لذا وقتی امثال جوزجانی، روایت «محمد بن حمید» را به خاطر مذهبش تضعیف می کند، اتفاقاً این از نشانه های توثیق راوی است نه تضعیف راوی.

کلام «البانی» در مورد «تضعیف یک راوی به خاطر مذهب»

ما بحث مفصلی داشتیم در مورد «تضعیف یک راوی به خاطر مذهب»، و آقای «البانی» هم تعبیر زیبائی در این زمینه دارد و می گوید:

«فإن قال قائل: راوي هذا الشاهد شيعي،... أفلا يعتبر ذلك طعنا في الحديث و علة فيه؟!»

اگر کسی بگوید که راوی این روایت شیعه مذهب است،...آیا شیعه بودن راوی یک روایت موجب طعن در روایت و از بین رفت آن نمی شود؟

«فأقول: كلا لأن العبرة في رواية الحديث إنما هو الصدق و الحفظ، و أما المذهب فهو بينه و بين ربه، فهو حسيبه»

من می گویم که هرگز این گونه نیست؛ زیرا آنچه که در نقل یک حدیث معتبر است، صداقت و حفظ روایت است و مذهب مسئله ای است بین خود راوی و خدای خود، خداوند حسابگر او خواهد بود.

«و لذلك نجد صاحبي الصحيحين و غيرهما قد أخرجوا لكثير من الثقات المخالفين كالخوارج و الشيعة و غيرهم»

به همین خاطر ما می بینیم که بخاری و مسلم در صحیح خودشان، و دیگر کتب، از خیلی از راویان ثقه ی مخالف مذهب ما، مثل خوارج و شیعه و دیگران روایت نقل کرده اند.

سلسلة الأحاديث الصحيحة، ج 5، ص262؛لمؤلف: أبو عبد الرحمن محمد ناصر الدين، بن الحاج الألباني (المتوفى: 1420هـ) الناشر: مكتبة المعارف للنشر والتوزيع، الرياض الطبعة: الأولى، (لمكتبة المعارف)

کلام «ذهبی» در مورد آثار کنار گذاشتن روایت راوی شیعه مذهب

«شمس الدین ذهبی» در جواب یک اشکال مبنی بر توثیق «ابان بن تغلب» از ناحیه بزرگان علم رجال اهل سنت با وجود شیعه بودن او؛ می گوید:

«فهذا كثير في التابعين و تابعيهم مع الدين و الورع و الصدق فلو رد حديث هؤلاء لذهب جملة من الآثار النبوية، و هذه مفسدة بينة»

بسیاری از تابعین و اتباع تابعین شیعه بودند و دین و پرهیزگاری و صداقت داشتند، پس اگر احادیث اینها به خاطر شیعه بودنشان رد بشود، مقدار قابل توجهی از آثار پیغمبر از بین خواهد رفت و این مفسده آشکاری است.

ذهبي، محمّد بن احمد (م 746)، ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج1، ص 5 تحقيق: بجاوي علي محمّد، دارالمعرفة للطباعة و النشر، بيروت، چاپ اوّل، 1382 هـ.ق.

 

و السلام علیکم و رحمة الله

 




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English