2019 November 11 - دوشنبه 20 آبان 1398
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت
کد مطلب: ٧٥٣٣ تاریخ انتشار: ٢٣ تير ١٣٩٠ - ١٠:١٥ تعداد بازدید: 10180
سخنراني ها » امامت و خلافت
(من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية) در کتب اهل سنت

نصب امام و حدیث مرگ جاهلیت
حبل المتين 90/04/23

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاريخ : 90/04/23

مجري :

السلام عليك يا باب الله وديان دينه ، السلام عليك يا خليفة الله وناصر حقه ، السلام عليك يا حجة الله ودليل ارادته .

در آستانه ميلاد باسعادت منجي عالم بشريت ، حضرت حجت بن الحسن العسکري (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) هستيم . اميدواريم خداوند عيدي ما را ، فرج مولايمان قرار دهد و ان شاء الله جهان را به نور خودش و به نور خدايش ، روشن بگرداند ، واشرقت الارض بنور ربها .

اميدواريم که خداوند تعجيل در فرج مولايمان قرار دهد و چشمان ما را به نور جمال امام زمان (عليه السلام) روشن کند . ممنونيم که برنامه ما را در اين ايام ميلاد ، انتخاب کرديد . ان شاء الله خداوند به ما توفيق دهد که ما منتظري براي صاحب الزمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) باشيم .

برنامه اي که تقديم حضور شما مي شود ، برنامه اي است که قصد و تلاش ما بر اين است که حقائق و علوم اهل بيت (عليهم السلام) در آن بيان مي شود . ما در اين برنامه مي خواهيم تاريخ اسلام را واکاوي کنيم . عمده مطالبي را که تقديم شما مي کنيم ، از کتب اهل سنت است . ما هم هيچ گونه قضاوتي را در باره اين مطالب نداريم ، قضاوت را بر عهده بينندگان عزيز قرار مي دهيم .

ما از بي ادبي و جسارت و توهين به ساير اديان پرهيز مي کنيم ، از شما عزيزي هم که با ما تماس مي گيريد ، خواهش مي کنم که اين گونه باشيد .

در محضر استاد عزيز و فرزانه ، آيت الله دکتر حسيني قزويني هستيم .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

بنده هم خدمت همه بينندگان عزيز که در جاي جاي اين کره خاکي ، ما را ميهمان کانون گرم خانواده هايشان قرار داده‌اند ، سلام عرض مي کنم . موفقيت همه عزيزان را از خداوند خواهانم و پيشاپيش فرا رسيدن ميلاد خجسته و مبارک ، آقا ولي عصر ، بقيه الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) ، عصاره عالم وجود و سليمان هستي را به پيشگاه همه مسلمانان و آزاد انديشان و منتظران قدومش ، تبريک عرض مي کنم .

خداوند را بر آن نازنين وجود سوگند مي دهم که عيدي ما را فرج سريع مولايمان قرار دهد . ان شاء الله .

مجري :

 چند شبي است که برنامه هاي ما کليپي شده است . شما هر چه تقاضاي مناظره کرديد ، کسي به اين تقاضا پاسخ نداد . به همين دليل مجبور شديم که آقايان را بالاجبار در برنامه بياوريم و به صورت غير مستقيم ، تکه هايي را پخش کنيم . اگر شما اجازه دهيد ، چند کليپ را در اين زمينه پخش کنيم .

کليپ 1 ) :

کار شناس وهابي :

من بنده خدا هستم . دو اصل در دين است : ا) شناخت خدا . 2 ) خدمت به خلق خدا . اين دو چيز است . شما چرا مسائل را کش مي دهيد که امام زمان را نشناخت ، به مرگ جاهلي مرده . شما چرا نمي گوييد که اگر پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) را نشناخت به مرگ جاهلي مرده . اصل خدا است و رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مبلغ دين است .

بيننده :

شما مي گوييد پيامبر (صلي الله عليه و آله) چنين روايتي را نقل نکرده ؟

کارشناس وهابي :

نه خير ، نقل نکرده

بيننده :

اين روايت هست يا نيست .

کارشناس وهابي :

 نه خير ، نيست .

بيننده :

اي داد ! واقعا که بايد از دست شما به خداوند پناه برد . شما اين روايت را منکر مي شويد !!!

کارشناس وهابي :

نيست ، اگر بود که من روي سر مي گذاشتم . ما تابع خدا و پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله)  هستيم .

بيننده :

اين همه روايت در کتاب هاي خودتان در صحيح بخاري نقل شده . ان شاء الله به حق محمد و آل محمد (صلي الله عليه و آله) شبکه ولايت از همين صحبت من و شما ، کليپي مي سازد و آدرس اين روايت را پخش مي کند و شما خواهيد ديد ...

وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ . ابراهيم / 26

ومثل سخني ناپاک چون درختي ناپاک است که از روي زمين کنده شده و قراري ندارد .

مجري :

حضرت استاد ! براي بنده بسيار عجيب است که اين روايت من مات ولم يعرف امام زمانه ، مات ميتة جاهلية ، را انکار کردند و با صراحت و قوت گفتند که اين روايت در کتب اهل سنت نيست . در اين خصوص توضيحاتي را بيان کنيد .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

بنده قبل از اين که پاسخ جنابعالي را بدهم ، چند نکته را بيان کنم . نکته اول اين که ، بعضي از دوستان مي گفتند : اين چنين مواجه دو شبکه ماهواره اي و پرداختن به اين شبهات ، شايد بزرگ کردن اين شبهات و معروف کردن يک شبکه ضد شيعي ـ وهابي باشد .

بينندگان عزيز توجه دارند که ما در طول هفته ، بيشتر از صد برنامه پخش مي شود و دو يا سه برنامه هم اختصاص به پاسخ به شبهات دارد . نمي شود اين آقايان شبهاتي را مطرح کنند يا کتاب هاي شيعه را روي آنتن ببرند و تحريف کنند . عبارت هايي را بخوانند و کلام علامه مجلسي (ره) را نخوانند يا مطالب دروغي را به بزرگان ، علما و ائمه (عليهم السلام) ، نسبت بدهند و ما احساس تکليف نکنيم. ما اين را براي خود از واجبات مثل نماز و روزه دانستيم و اين کار ما ، عمل به تکليف است . در عمل به تکليف هم ملامت کسي در روحيه ما تأثير نمي گذارد .

نکته دوم اين که ، ما بارها گفتيم که خوشحال مي شويم که اگر يک شبکه ماهواره اي متعلق به اهل سنت باشد ، بيايند و مباني فقهي ، تفسيري ، اعتقادي و تاريخي اهل سنت را بيان کنند ، ما هم به آن ها کمک مي کنيم . بنده بارها از علماي  اهل سنت خواستم به شبکه جهاني ولايت بيايند و بحث تفسيري ، فقهي از نگاه اهل سنت در اين جا مطرح کنند و مادامي که تعرضي به عقائد شيعه نباشد ؛ حتي ما آن را به نقد هم نمي کشيم .

نکته سوم ، مي گويند : چرا شما ولعنة الله علي اعدائهم اعداء الله ، مي گوييد . ما چه کنيم ؟ ما دشمنان آل محمد (صلي الله عليه و آله ) را لعن نکنيم . براي اين که به بعضي از نواصب بر مي خورد !!!

آيا اين که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در روز غدير فرمودند : اللهم عاد من عاداه ، خدايا هر کس که با علي بن ابيطالب (عليه السلام) دشمن است ، دشمن باش .

اين عبارت صحيح بخاري است که مي گويد : کيف لا العن من لعنه رسول الله ، چگونه کسي را که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) لعن کرده ، لعن نکنم .  

ما به هيچ عنوان ، مصداق را معين نمي کنيم و اين که شما مصداق معين مي کنيد ، در حقيقت منحرف کردن قضيه است . ما در همه اعمالي که انجام مي دهيم ، در نماز ها ، دعاها ، عبادات و در صلوات هايي که مي فرستيم ، غالبا مي گوييم اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم والعن اعدائهم . اين اعداء چه کساني باشند ، مصداق براي خودشان است .

نکته چهارم اين که ، آقايان مي گويند : شما مطالبي را که بيان مي کنيد ، شايد مقداري تند باشد .

برادران عزيز و سروران گرامي ! ما که کاري به کار شما نداشتيم . شما که در شبکه نور بوديد ، مباحث علمي را به صورت مؤدبانه مطرح مي کرديد . ما هم گاها مطالبي را مؤدبانه بيان کرديم . ولي شما به شبکه خبيثه کلمه آمديد و شمشير را از رو بستيد و مقدسات شيعه ، مراقد و ضرائح ائمه (عليهم السلام) را مورد هجمه قرار مي دهيد . به فقها و علماي شيعه ، اهانت و جسارت مي کنيد . به آقا ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) که مقدس ترين مقدسات 400 ميليون شيعه است ، شما در روز چندين بار ، اهانت و جسارت مي کنيد . با اين حال شما انتظار داريد که ما هيچ عکس العملي از خود نشان ندهيم .

قطعا شبکه اي که به اعتقادات 400 ميليون شيعه اهانت کند، بايد پاسخ خود را بگيرد. آن‌ها آقا ابوطالب (عليه السلام) که از صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را کافر و جهنمي مي‌کنند و عبارت هاي ركيك و وقيحي به كار مي برند . چگونه است که جناب عمر که در سال دهم بعثت ، تازه مسلمان شده و ده سال مسلمان ها را شکنجه مي کرده، از مقدسات شما شده ؛ اما آقا ابوطالب (عليه السلام) که از ابتداي بعثت از حاميان بزرگ رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بودند، کافر و جهنمي باشند . ما ده ها روايت از شيعه و سني در زمينه ايمان آقا ابوطالب (عليه السلام) و قداست ايشان ، نقل کرديم .

با اين حال شما هر روز نسبت به ايشان ، جسارت مي کنيد . انتظار هم داريد که ما آرام بنشينيم . ما که چيزي نگفتيم ، گفتيم اين مطالبي را که بيان مي کنيد ، دليل بر جهل و بي سوادي شمااست . شايد شما توقع داريد که ما بگوييم همه کارهايي که انجام مي دهيد ، عين سواد و مخالف جهل است !!!

اين کليپي که امشب پخش شد ، بيننده عزيز سؤال مي کند : من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية ، در کجا هست ؟     

پاسخ مي دهيد : چنين چيزي وجود ندارد و رسول خدا (صلي الله عليه و آله) چنين مطلبي را بيان نکردند !!!

برادر محترم ! اگر خبر نداريد ، بگوييد من خبر ندارم . شما اين روايت را بياوريد و نقل کنيد تا اين که ما اظهار نظر کنيم . نه اين که بگوييد : چنين روايتي نيست ، دروغ است ، پيامبر چنين عبارتي را نقل نکرده است .

اين دور از شأن يک کارشناس است . اگر شخصي در مسجدي يا در خانه اي در يک جلسه خصوصي ، اين حرف ها را بزند ، مسأله اي نيست . اما شما در يک شبکه جهاني که مدعي هستيد 25 ميليون بيننده داريد ، اين گونه انکار مي کنيد ، دور از شأن يک کارشناس است . ما هم که جسارت نکرديم ، گفتيم : اين کار شما از روي جهل و بي سوادي شما است . به نظر شما ، ما اشتباه کرديم يا دروغ گفتيم؟ !!

بزرگان اهل سنت مثل آقاي تفتازاني ، يکي از شخصيت هاي برجسته و ارکان اعتقادي اهل سنت است . شرح مقاصد ايشان در همان نرم افزاري که هر روز در برنامه تان نشان مي دهيد ، وجود دارد که در آن نقل شده ، رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد :

  من مات ولم يعرف إمام زمانه مات ميتة جاهلية

کسي که بميرد و امام زمانش را نشناسد ، به مرگ جاهليت مرده است .

تفتازاني ، شرح مقاصد في علم الکلام ، ج 2 ، ص  275

ايشان که مخالف شما نيست ، ايشان يک شخصيت علمي و يک شخصيت برجسته اهل سنت است.

جناب قندوزي حنفي ، در کتاب ينابيع الموده مي گويد :

قال رسول الله (ص) : من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية .

قندوزي حنفي ، ينابيع الموده

اين چيزي نيست که ما از خود مان ساخته باشيم . ما در روايات داريم که شيخ مفيد (ره ) ادعاي تواتر مي کند و مي گويد :

من مات ولم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية .

اين روايت ، از روايات متواتر است .

يا در روايت ديگري جناب ملا علي قاري مي گويد :

في صحيح مسلم من مات ولم يعرف إمام زمانه، مات ميتة جاهلية

ملا علي قاري ، الجواهر المضيعه ، ج 2 ، ص 457 

اين کارشناس محترم به ما نشان دهد که اين روايت در کجاي صحيح مسلم است . يا بايد بگوييد: ملاعلي قاري که از علماي بزرگ اهل سنت است ، دروغ مي گويد . يا اين که اين روايت در صحيح مسلم بوده ؛ اما در چاپ هاي اخير ، آن را حذف کرده اند .

آقاي ابو جعفر اسکافي معاصر شيخ مفيد (ره) بوده ، مي گويد :

عن صحيح مسلم من مات ولا امام له ، مات ميتة جاهلية .

اسكافي ، ابو جعفر ، کتاب خلاصه نقض کتاب العثماني للجاهز ، ص 29

هم چنين در کتاب الجواهر المضيئه همين مطلب آمده است . مرحوم محقق تستري و آيت الله نجفي مرعشي در ملحقات احقاق الحق ، جلد 14 ، صفحه 2 از ايشان نقل مي کند :

في صحيح مسلم من مات ولم يعرف امام زمانه ، مات ميتة الجاهلية

ملحقات احقاق الحق . ج 14 . ص 2

اين چيزي است که در کتاب هاي شما با اين تعبير بيان شده است . در کتاب صحيح مسلم که اين شخص مي گويد ، اين گونه بيان شده :

من مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مَيْتَةً جَاهِلِيَّةً

صحيح مسلم . ج 6 ، ص 22 ، ح 4686

جالب اين است که شب گذشته فرد ديگري بلافاصله با اين شبکه تماس گرفت و گفت : اين که شما منکر روايت هستيد و مي گوييد : چنين روايتي نيست ، اين روايت در صحيح مسلم است . آن کارشناس وهابي پرسيد : در کجاي صحيح مسلم آمده ؟ گفت : جلد 6 ، صفحه 22 ، حديث 4686 بيان شده . کارشناس وهابي فورا از ايشان سند خواستن را شروع کرد . بنده تقاضا مي کنم ، اين کليپ را نشان دهند تا توضيحات خود را بعد از آن بيان کنم .

کليپ 2 ) :

بيننده :

شما الان گفتيد اين حديث من مات ولم يعرف امام زمانه ، مات ميته الجاهليه ، در هيچ کدام از  کتب اهل سنت نقل نشده ؟

کارشناس وهابي :

بله ، بنده همين صحبت را کردم .

بيننده :

در صورتي که اين روايت در صحيح مسلم ، جلد 6 ، صفحه 22 ، حديث 4686 بيان شده .

کارشناس وهابي :

همين روايتي را که در صحيح مسلم نقل شده را با سند آن بخوانيد ؛ چون من در اين جا کتابي ندارم . از سند بخوان مثلا حدثني استادش

بيننده :

اين روايت در مسند حنبل که از کتاب هاي معتبر شما است در  جلد 4 ، صفحه 96 نقل شده است . در صورتي که شما گفته بوديد : اين روايت در هيچ يک از کتاب هاي اهل سنت بيان نشده است .

کارشناس وهابي :

الان صحبت ما از امام نيست و هم چنين در مورد مسائل اجتماعي نيست . من از شما مي خواهم که آن روايت را با سند آن بخوان . امام مسلم مي گويد : حدثني ... آن را بخوان .

بيننده :

من مات بغير امام ...

کارشناس وهابي :

اين را که شما مي خوانيد ، متن روايت است . سند روايت را بياوريد .

بيننده :

اين شبکه جهاني است و همه دنيا آن را مي بينند و همه مي توانند به آدرس روايت مراجعه کنند . صحيح مسلم ، جلد 6 ، صفحه 22 ، حديث 4686 . مسند احمد حنبل ، جلد 4 ، صفحه 96

کارشناس وهابي :

ما يک متن روايت داريم و يک سند روايت . سند ، راويان حديث هستند . شما لطفا سند حديث را بخوان . بعد از آن متن حديث را بخوان .

وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ . ابراهيم / 26

ومثل سخني ناپاک چون درختي ناپاک است که از روي زمين کنده شده و قراري ندارد .

مجري :

خيلي جالب بود که روي سند روايت کليک کرده بود و فقط همان را از بيننده مي خواست .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

نکته اي را در اين جا بيان کنم ، اين که يکي از کار هايي که خلاف انتظار است و براي يک عالم ديني زيبنده نيست ، وقتي روايت از کتاب هاي شيعه مي خوانند ، نه سند آن را نقل مي کنند و نه حتي توضيحي که آن عالم شيعي براي روايت بيان کرده که مثلا روايت ضعيف يا مجهول يا موضوع يا اين روايت شاذ است ، اين ها را نمي خوانند .

برادر بزرگوار ! خودتان گفتيد که ديگر زمان فريب دادن مردم گذشته . در صحيح مسلم و صحيح بخاري ، چه کسي سند خواسته که شما مي خواهيد ؟ اگر شما سند بخواهيد ، ديگر کلمه صحيح در اين بين ، به چه معنا است ؟ شما در همايش هاي زاهدان دوره هاي صحيح خواني داريد و مي گوييد : هر گونه تحقيق در مورد صحيح بخاري و غيره ، بدعت است و هر کس را که در مورد اين دو کتاب تحقيق کند را زنديق مي دانيد .

از طرف ديگر روايت از کتاب صحيح مسلم مي آورد و شما سند مي خواهيد . بر فرض که سند هم داد ، آيا بررسي سند صحيح مسلم ، دليل بر اسلوب و منهج صحيح نيست ؟ شما اسم اين را چه مي گذاريد ؟ همان اسم را به ما بگوييد که از اين به بعد ، اگر از شما دروغ يا خلاف يا از اين فريب کاري از شما ديديم ، همان اسم را در مورد شما به کار ببريم .

البته دوستان به ما پيشنهاد کردند که ما برنامه اي تحت عنوان « قضاوت با شما» داشته باشيم ، اصلا چيزي نگوييم ، فقط عبارتي را که اين آقايان بيان مي کنند ، بگوييم . سپس متن کتاب را هم نشان دهيم .

بنده کتاب صحيح مسلم ، صفحه 942 ، حديث 4686 را به شما نشان مي دهم . شما سند خواستيد ، بنده هم سند را بيان مي کنم . مي خواهم بدانم شما مي توانيد در مورد اين سند اظهار نظري داشته باشيد که ما هم استفاده کنيم .

حدثنا عُبَيْدُ اللَّهِ بن مُعَاذٍ الْعَنْبَرِيُّ حدثنا أبي حدثنا عَاصِمٌ وهو بن مُحَمَّدِ بن زَيْدٍ عن زَيْدِ بن مُحَمَّدٍ عن نَافِعٍ قال جاء عبد اللَّهِ بن عُمَرَ إلى عبد اللَّهِ بن مُطِيعٍ حين كان من أَمْرِ الْحَرَّةِ ما كان زَمَنَ يَزِيدَ بن مُعَاوِيَةَ فقال اطْرَحُوا لِأَبِي عبد الرحمن وِسَادَةً فقال إني لم آتِكَ لِأَجْلِسَ أَتَيْتُكَ لِأُحَدِّثَكَ حَدِيثًا سمعت رَسُولَ اللَّهِ (ص) يَقُولُهُ سمعت رَسُولَ اللَّهِ (ص) يقول من خَلَعَ يَدًا من طَاعَةٍ لَقِيَ اللَّهَ يوم الْقِيَامَةِ لَا حُجَّةَ له وَمَنْ مَاتَ وَلَيْسَ في عُنُقِهِ بَيْعَةٌ مَاتَ مِيتَةً جَاهِلِيَّةً

روايت بسيار عجيب و جالب است و بنده اين را از الطاف خفيه الهي مي دانم .

روايت از عبد الله بن عمر ، پسر خليفه دوم ، در رابطه با يزيد است . افرادي از صحابه ، مهاجرين و انصار که ضد يزيد در قضيه حره ، قيام کرده بودند . عبد الله بن عمر گفت : بر عليه يزيد قيام نکنيد : چون از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شنيدم که فرمودند : چنانچه کسي از طاعت امير ،( امامي مثل يزيد بن معاويه ، شارب الخمر و کسي که ميمون باز و سگ باز است و با مادر و خواهر خود زنا مي کند و قاتل فرزند رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) و قاتل هفتصد نفر از مهاجرين و انصار در قضيه حره است و هم چنين خانه خدا را به دستور او به آتش کشيدند ) بيرون برود ، فرداي قيامت بدون حجت محشور مي شود . هر کس از دنيا برود و بر گردنش بيعتي نباشد ، مرگش ، مرگ جاهلي است .

صحيح مسلم ، ص 942 ، ح 4686

در مسند احمد هم در جلد 4 ، صفحه 96 بيان شده :

من مات بغير امام ، مات ميتة جاهلية .

مسند احمد ، ج 4 ، ص 96

هيثمي ، مجمع الزوائد ، ج 5 ، ص 218

مسند ابو داود ، ص 252

طبراني ، معجم الکبير ، ج 19 ، ص 388

ابن حبان ، الاحسان ، ج 7 ، ص 49

اين ها واضح و روشن است . جالب است که در کتاب السنه ، تأليف عمرو بن ابي عاصم ، نقل شده که پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود :

من مات وليس عليه امام ، مات ميتة جاهلية .

عمرو بن ابي عاصم ، السنه ، ج 2 ، ص 503

آقاي الباني ، بخاري دوران ، به تعبير بن باز مفتي عربستان سعودي ، امام الحديث مي گويد :

اسناده حسن .

سند روايت ، حسن است . (روايت حسن و صحيح ، مورد تأييد شما است .)

عمرو بن ابي عاصم ، السنه ، ص 489، ح 1057

در کتاب صحيح ابن حبان که کاملا صحيح است (به قول اين آقا از اين کتاب هاي پيش پا افتاده نيست) . کتاب موضوعات ابن جوزي ، کتاب ضعفاي کبير ابن عقيلي نيست . صحيح ابن حبان است که مي گويد:

من مات وليس له امام مات ميتة جاهلية .

هر کس بميرد و امامي نداشته باشد ، به مرگ جاهلي مرده است .

صحيح ابن حبان ، ج 10 ، با تحقيق شعيب الارنؤوط وهابي . چاپ مؤسسه الرساله بيروت ، ص 343

خيلي جالب است که چند روز پيش بيننده اي با اين شبکه تماس گرفت و حديث خلفاي اثني عشر را مطرح کرد که پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود :

خلفاي بعد از من دوازده نفر است .

اين آقاي وهابي ، براي اين روايت پاسخي نداشت . به همين دليل يک مطلب مضحک و خنده داري را مطرح کرد و گفت : پيامبر (صلي الله عليه و آله) نفرموده : ائمه بعد از من دوازده نفر هستند ؛ بلکه فرموده : خلفاي بعد از من دوازده نفر هستند . بين ائمه و خليفه تفاوت زيادي است . در صورتي که شما معتقد به دوازده امام هستيد.

بنده واقعا نمي دانم در مقابل اين ها چه بگويم ، فقط قضاوت را به عهده مردم مي گذارم . 

آيا ما بايد پاسخگوي ضعف علمي شما باشيم؟!!! آقاي عضد الدين ايجي ، از استوانه هاي کلامي و اعتقادي اهل سنت است . ايشان در بحث امامت و خلافت مي گويد :

الامامة هي خلافة الرسول

امامت همان خلافت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) است .

ايجي ، عضد الدين ، شرح مواقف ، ج 7 ، ص 28

تفتازاني ، شرح مقاصد ، ج 2 ، ص 272

آقاي ابو الحسن ماوردي از کلاميين مشهور اهل سنت ، در کتاب الاحکام السلطانيه ، صفحه 29 همين تعبير را دارد که مي گويد :

الامامة موضوعة لخلافة نبوة

امامت براي خلافت نبوت ، وضع شده است .        

ماوردي ، الاحکام السلطانيه ، ص 29

جالب اين است که اين آقا در ابتداي بحث مي گويد : رکن و اساس دين ، خدا شناسي و خدمت به خلق است . اين مطلب يک بحث جديد بود که آقايان اهل سنت در اين جا بايد پاسخگو باشند . ما مي‌گوييم قضاوت با اهل سنت نه قضاوت با شيعه ها .

در صحيح بخاري ، جلد اول ، حديث 7 ، 8 ، 9 و 10 مخصوصا حديث 8 ، از عبد الله بن عمر نقل مي کند :

حدثنا عُبَيْدُ اللَّهِ بن مُوسَى قال أخبرنا حَنْظَلَةُ بن أبي سُفْيَانَ عن عِكْرِمَةَ بن خَالِدٍ عن بن عُمَرَ رضي الله عنهما قال قال رسول اللَّهِ (ص) بُنِيَ الْإِسْلَامُ على خَمْسٍ شَهَادَةِ أَنْ لَا إِلَهَ إلا الله وَأَنَّ مُحَمَّدًا رسول اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ وَالْحَجِّ وَصَوْمِ رَمَضَانَ

اسلام پنج رکن دارد : شهادت به يگانگي خداوند ، شهادت به نبوت رسول الله (صلي الله عليه و آله) ، اقامه نماز ، پرداخت زکات ، حج و روزه ماه مبارک رمضان .

صحيح بخاري ، ج 1 ، ص 12 ، ح 8

در صورتي که اين آقا مي گويد : دين دو رکن دارد : خداشناسي و خدمت به خلق !!! اي کاش اين آقا روايتي را نقل مي کردند ، فرقي نمي کرد اگر از موضوعات ابن جوزي هم بود ، اشکالي نداشت ، ما هم مي توانستيم از آن استفاده کنيم . به قول بعضي ها که مي گويند : عبادت به جز خدمت خلق نيست .

اين جملات در اشعار بعضي از شعرا آمده ؛ اما اين که بزرگواري به عنوان کارشناس يک شبکه ، اين فرمايشات را داشته باشند ، به نظر ما دور از شأن يک کارشناس و محقق نيست . نمي گوييم هم که شما جاهل هستيد و جهلتان را به نمايش مي گذاريد ، عذر مي خواهيم . ما فقط مي گوييم مردم ، شما قضاوت کنيد . اهل سنت شما قضاوت کنيد ، شيعيان شما قضاوت کنيد و براي کار اين کارشناس يک اسم قرار دهيد ، ما هيچ اسمي براي اين ها نمي گذاريم .

مجري :

حضرت استاد ! در جلسات قبل خانمي از اهل سنت سؤالاتي را پرسيده بودند که قول داديم در اين جلسه پاسخ دهيم . سؤال اول ايشان اين بود که کلمه امامت در کجاي قرآن آمده است ؟

کليپ 3 ) :

بيننده :

در مورد همان مناظره اي که گفتيد ، آقاي قزويني گفتند : ما بارها از آن ها خواستيم که مناظره کنيم ؛ اما قبول نکردند .

مجري وهابي :

شما به قزويني بفرماييد ما هم اعلام کرديم براي مناظره بايد بدانيم که در مورد چه موضوعي مناظره کنيم . به همين خاطر قبل از اين که وارد مناظره شويم ، يک آيه از قرآن دليل بر امامت بياورد تا وارد مناظره شويم . هنوز ما نمي دانيم که مناظره حول چه مطلب و موضوعي است ، بايد مناظره مشخص شود . براي اين که موضوع مشخص شود ، امامت از ديدگاه قرآن ، يک آيه از قرآن استاد حيدري از 25 خرداد اعلام کردند . استاد حيدري از دو سال قبل که بعد از آن مجبور شدند ، 50 ميليون جايزه قرار دهند که شايد اين جايزه در بعضي ها باعث تحرک شود ؛ اما تا به امروز يک آيه مبني بر امامت کسي ارائه نداد تا اين مناظره برگزار شود . ما هم منتظر هستيم و لحظه شماري مي کنيم . الان دو سال است که گذشته و ما منتظريم که يک آيه ارائه دهند تا اين که مناظره برگزار شود . ما هم منتظر مناظره هستيم ؛ اما چون امامت اصلي از اصول دين است ، يک آيه مي خواهد . جزئيات را اصلا نمي خواهيم و براي ما مهم نيست که چند نفر هستند ، چند ساله هستند . اين ها را نمي خواهم ، فقط کليات باشد که يک آيه از قرآن بياورند تا اين که مناظره شروع شود .

بيننده :

ايشان گفتند اصلا حاضر به مناظره نيستند .

مجري وهابي :

 حاضر به مناظره نيستند ، شما ان شاء الله قزويني را حاضر کنيد تا مناظره کنند . ما که اعلام آمادگي کرديم . شما که با آن ها در تماس هستيد ، سعي کنيد که آقاي قزويني را قانع کنيد که حاضر به مشارکت باشند .

وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ . ابراهيم / 26

ومثل سخني ناپاک چون درختي ناپاک است که از روي زمين کنده شده و قراري ندارد .

 مجري :

از پخش اين کليپ تشکر مي کنم و بايد گفت : أين الإنصاف؟ واقعا خيلي عجيب است . حضرت استاد در اين جا شبانه روز ، اعلام مناظره مي کنند . بعد اين مجري وهابي مي گويند : شما آقاي قزويني را راضي کنيد . حضرت استاد شايد تا به حال 40 بار باشد که اعلام کردند ، حتي هزينه رفت و برگشت آن ها را مي دهند يا اين که با هزينه خود آن جا مي آييم . اما اين که اين شخص با بي انصافي اين مسأله را منکر مي شود ، براي بنده بسيار عجيب است .

اين شخص پيش شرطي گذاشتند که قبلا اين پيش شرط ها را نداشتند . من احساس مي کنم تعليق به يک محال مي کنند و به زعم خود مي دانند که چنين چيزي هم اتفاق نخواهد افتاد ، بعد آن اتفاق نيافتد . مثلا مي گويند : اگر شما توانستيد شب را روز کنيد ، ما مناظره مي کنيم . چنين تعليقي مي کنند . ما در اعلام مي کنيم که حضرت استاد هر کجا و هر مکاني که شما بخواهيد که ما در خدمت شما باشيم و چه شما لطف کنيد و حضرت استاد را دعوت کنيد ، براي مناظره آماده هستند .

حضرت استاد در جلسه قبل هم بحث مناظره را مطرح کردند ، من تعجب مي کنم که اين مجري وهابي چنين سخني را مي گويند . ما يک کليپ ديگر هم داريم که بعد از آن ، سؤالات را مطرح مي کنيم.

کليپ 4 ) :

مجري وهابي :

مطمئن باشيد در اين شبکه مناظره هاي  علمي ، مباحث و موضوعات علمي با اطياف مختلف جامعه ، احزاب ، گروه ها و افکار متعدد ان شاء الله در حد توان ، برگزار خواهيم کرد .

دکتر قزويني از من خواسته ، بله ، قطعا ايشان شخص محترم و بزرگواري هستند . مطالبي ارائه دادند و تماس گرفتند و زماني که بنده در شبکه نور بودم ، خواستند که در شبکه نور مشارکت داشته باشند ؛ ولي آن وقت در شبکه نور ، متأسفانه امکانات اجازه نمي داد . من هم از ايشان خواستم که در شبکه ملي و صدا و سيماني جمهوري اسلامي ايران که متعلق به تمامي اقشار جامعه است ، اگر قرار باشد که اين قضايا را مطرح نکند ، چه چيزي را مي خواهد مطرح کند . از ايشان خواستم که زماني را بدهند که ما در شبکه هاي ملي بتوانيم صحبت کنيم . نه اين که من مزاحم ايشان بشوم که بر ايشان سنگيني کند و نه ايشان ، تشريف ببرد به شبکه ما که به نحويي شبکه ما جوابگوي فرمايشات ايشان باشد و آن سيستم هاي فني نتواند آن نياز ها را رفع کند . از ايشان خواستيم که در صدا  و سيماي ملي مناظره را انجام دهيم که متأسفانه ايشان قبول نکردند و گفتند اين غير ممکن است و من در خواست کردم ؛ اما اجازه نمي دهند .

 وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ . ابراهيم / 26

ومثل سخني ناپاک چون درختي ناپاک است که از روي زمين کنده شده و قراري ندارد .

مجري :

بينندگان عزيز شما خود مشاهده کرديد ، بنده هيچ قضاوتي نمي کنم .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

اين برادر عزيز همان طور که اشاره کرد ، بنده دو سه مرتبه تماس گرفتم و از ايشان خواستم که حداقل ده دقيقه به بنده فرصت بدهند ، بحث مناظره هم نبود . گفتم : شما يک بحث آزاد داريد که افرادي در آن شرکت مي کنند . ده دقيقه هم به بنده فرصت بدهيد . يک و نيم ساعت کارشناسانتان صحبت مي کنند ، ده دقيقه هم ما صحبت کنيم . ايشان گفتند : ما چنين امکاناتي نداريم ، بدهکاريم و مشکل داريم . من گفتم : ما که از شما يک بحث فوق العاده نخواسته‌ايم که بگذاريد . شما از اين يک ساعت و نيم دو ساعت که بحث زنده داريد ، شيعه ، سني ، وهابي . ايراني و غير ايراني ، همه مي آيند . ده دقيقه هم به ما فرصت صحبت بدهيد .  ايشان گفت : شما شاگردانتان براي صحبت بفرستيد . البته ما به يکي از شاگردانمان گفتيم و ايشان يک شب رفتند و آن ها در بين صحبت ، تماسشان را قطع کردند و به ايشان برخورد و گفت که اين ها اصلا اسلوب صحيح و عدالت را رعايت نمي کنند .

اما اين که اين مجري وهابي مي گويند : از شبکه ملي جمهوري اسلامي وقت بگيرند ، به ما ارتباطي ندارد . ايشان در آن زمان ، صاحب يک شبکه بود و ما هم از ايشان در خواست کرديم . در شبکه ملي جمهوري اسلامي ، نه ما تصميم گيرنده هستيم و نه ذي نفوذ . البته بنده اين را بارها گفتم و الان هم عرض مي کنم ، آن زمان که جناب لاريجاني رئيس صدا و سيما بودند ، خدمت ايشان رفتم و از ايشان مصرانه خواستم که جلسات گفتگوي دوستانه ميان انديشمندان شيعه و اهل سنت برگزار کنيد ، اين کار به صلاح است .  ايشان گفت : فکر مي کنيم . اما خبري نشد .

چندي قبل خدمت مهندس ضرغامي رفتم که واقعا يک جوان متدين و متعهد است . اين عقيده بنده در مورد ايشان است . از ايشان هم درخواست کردم که از انديشمندان شيعه و سني و حتي وهابي دعوت کنند که به اين رسانه ملي بيايند . با اين کار مردم از سر درگمي بيرون مي آيند . يک جواني پاي صحبت يک عالم شيعي مي نشيند و به به و چه چه مي کند . پاي صحبت يک عالم سني هم که مي نشيند هم به به و چه چه مي کند .

اگر ما اين بحث ها را در يک جلسه چهره به چهره بگنجانيم ، خيلي از قضايا حل مي شود . بنده با ايشان شوخي هم کردم و گفتم : اگر اين جريان فتنه اي هم داشته باشد ، از آن فتنه اي که کشور را به هم ريخت ، بيشتر نخواهد بود . ايشان هم وعده دادند که فکر کنند و مقدمات آن را فراهم کنند .

از طرفي شبکه ولايت و ثامن اعلام آمادگي کردند که اين مناظرات را پخش کنند .

نسبت به قضيه آقاي حيدري ، ايشان در ابتدا پيش شرطهايي را قرار دادند . شرط اول اين که مناظره عربي باشد . از کتاب باشد ، از استديوي شبکه نور باشد .

گفتيم : شما که مي گوييد از کتاب باشد ، شما که اهل کتاب نيستيد . شما مسلمان و اهل سنت هستيد . از طرف ديگر شما مي گوييد که مناظره عربي باشد ، بيننده هاي شما و ما که همه فارسي زبان هستند . اگر دلتان به حال ما مي سوزد که ما در فارسي صحبت کردن ، کم بياوريم و بيننده ها به ما بخندند ، اشکالي ندارد ، ما قبول داريم .

شما گفتيد که در استديوي شبکه نور باشد ، فعلا که ما خواستيم براي کار ضروري به امارات برويم ، گفتند : امنيت امارات شما را ممنوع الورود کرده . شما که اين هم پيش آن آقايان آبرو داريد و به شما احترام مي گذارند ، شما ممنوع الورود بودن ما را بر طرف کنيد . ما با هزينه خودمان به شبکه نور مي آييم تا اين مناظره صورت بگيرد .

يا اگر شما نمي توانيد اين کار را انجام دهيد و مشکلات قانوني نداريد ، ما حاضريم هزينه هاي سفر شما را پرداخت کنيم تا در استديوي شبکه ولايت حاضر شويد و مناظره صورت بگيرد .

اگر اين هم براي شما مقدور نيست ، همان گونه که شما از مدينه به صورت تلفني تماس مي گيريد و صحبت مي کنيد ، با شبکه ولايت هم تماس بگيريد ، فرمايشات خود را بيان کنيد . ده دقيقه يا يک ربع شما صحبت کنيد ، ده دقيقه يا يک ربع هم ما صحبت مي کنيم .

الان هم بنده و شاگردانم رسما اعلام کردند که ما حاضريم موضوع بحث ما آيات ولايت باشد . شما مي گوييد : يک آيه از قرآن براي ولايت بياوريد .

ما مي خواهيم موضوع مناظره را آيات ولايت قرار دهيم . بيننده شما برايتان روايت از صحيح مسلم مي خواند ، مي گوييد : دروغ مي گويي ، کلمه لا نيست ، کلمه نعم را در آن جا به کار برده شده .

يا اين که آن شخص مي گويد : زيد بن ارقم گفته : زنان پيامبر (صلي الله عليه و آله) جزء اهل بيت نيستند . مي گويد : زيد بن ارقم خطا کرده ، اشتباه کرده . مي گويد : قرطبي اين مطلب را در کتابش نقل کرده .

اگر ما هم ده دليل بياوريم ، چون چهره به چهره نيستيم ، شما مي گوييد : آن فرد دروغ گفته . اين کتاب ها هم کتاب هايي جعلي و ساختگي است .

ما اعلام مي کنيم که آيات مربوط به ولايت را موضوع مناظره قرار مي دهيم . کارشناس هاي شما در استديوي خودتان ، ما هم در استديوي خودمان ، نيمي از تصوير براي شما و نيمي ديگر براي ما باشد . ما رسما اعلان آمادگي مي کنيم که يا در شب جمعه آينده يا اين که در شب هاي ماه مبارک رمضان ، فرصت خوبي است که هم شما و هم ما حرف خود را بزنيم . قصد ما هم اين نيست که بخواهيم حقانيت شيعه يا بطلان اهل سنت و وهابيت را ثابت کنيم . ما فقط مي خواهيم حرف خود را بزنيم ، شما هم حرف خود را . قضاوت را هم به عهده مردم قرار مي دهيم .  

اين که شما هزاران مطالب ، شيعه صفوي ، شيعه نبوي مي گوييد . از طرف ديگر مي گوييد : اين ها خرافات دارند ، ضرائح ائمه (عليهم السلام) چنين و چنان است . مردم پول ندارند که نان بخورند ، براي ضريح امام عسکري (عليه السلام) چنين مي کنند . اين مطالب به شما چه ارتباطي دارد؟ مگر از شما گرفتند؟ يک شيعه عشق به امام عسکري (عليه السلام) يا امام حسين (عليه السلام) يا حضرت ابوالفضل (عليه السلام ) دارد و طلاي خود را هديه مي دهد يا اين از نان خود مي زند  و با عشقي که به اين عزيزان دارند ، پول هديه مي کنند . شما مي خواهيد با عشق مردم و مقدسات شيعه بازي کنيد .

علي اي حال ما اين موضوع را انتخاب کرديم ، اگر نتوانستيم آيه اي در اين زمينه بياوريم ، مردم قضاوت مي کنند . شما که نبايد از الان قضاوت کنيد . چه بسا ما نتوانستيم بياوريم و جوانان شيعه ما ، سني شدند .

آيت الله مکارم شيرازي ، آيت الله نوري همداني اعلام کردند که بزرگان وهابي براي مناظره بيايند . در شب سيزده رجب ، آيت الله مکارم فرمودند : اگر شما نمي توانيد ، خودتان بياييد ، نمايندگاني را معرفي کنيد . جناب آل شيخ مفتي اعظم عربستان سعودي ، نماينده اي معرفي کند ، آقايان مراجع هم نماينده معرفي کنند . اگر واقعا شما راست مي گوييد ، اين مناظره درستي است .

اما اين که ايشان مانور مي دهند که ما يک آيه در مورد ولايت و امامت نداريم . بنده چند سؤال از اين آقايان دارم . ما مؤدبانه سؤال مي کنيم ، اميدواريم که شهامت اين را داشته باشيد که پاسخ ما را بدهيد. آقاي ابن تيميه (ايشان که زيد بن ارقم نيست که اشتباه کرده باشد ، يا آقاي قرطبي هم نيست که بگوييم خطا کرده . اگر جرأت داريد بگوييد  ابن تيميه اشتباه کرده ، شما را زنده نمي گذارند . چون اگر به پيامبر (صلي الله عليه و آله) توهين کند ، شايد براي شما اهميتي نداشته باشد که به ابن تيميه جسارت کنيم .

ايشان کتاب به نام السياسه الشرعيه ، صفحه 365 مي گويد :

أن ولاية أمر الناس من أعظم واجبات الدين بل لا قيام للدين

 مسئله ولايت امر مردم از بزرگترين واجبات دين است . بلکه قوام دين به امامت است .

ابن تيميه ، السياسه الشرعيه ، ص 365

ابن تيميه اين مطلب را از کجا بيان کرده ؟ از کجا استفاده کرده که ولايت امر  مردم از اعظم واجبات دين است .

آقاي ابن حجر عسقلاني ، جزء سه نفري است که عيال اهل سنت از آن بزرگواران هستند . ايشان مي گويد :

وأجمعوا على انه يجب نصب خليفة وعلى ان وجوبه بالشرع لا بالعقل

نصب خليفه از واجبات شرعي است نه عقلي .

عسقلاني ، ابن حجر ، فتح الباري ، ج13 ، ص 178

اين که مي گويد : نصب خليفه از واجبات است ، در کجاي قرآن آمده که يا ايها الذين آمنوا عليکم نصب خليفه ؟!!!

 جناب عضد الدين ايجي ، از استوانه هاي کلامي اهل سنت ، مي گويد :

 نصب الإمام عندنا واجب علينا سمعا

نصب امام نزد ما واجب شرعي است نه عقلي (يعني با کتاب و سنت ) .

ايجي ، مواقف ، ج 3 ، ص 574

بنده از شما مي پرسم ، نصب الامام واجب ، در کجاي قرآن نقل شده است که اين ها استفاده کردند ؟

آقاي تفتازاني مي گويد :

نصب الإمام واجب على الخلق سمعا

نصب امام ، بر خلائق واجب شرعي است .

تفتازاني ، شرح مقاصد ، ج 5 ، ص  232

اين مورد را از کجاي قرآن استفاده کرده است ؟

آقاي ابن حزم که شما اين همه به ايشان احترام مي گذاريد . ابن تيميه به کرات در منهاج السنه از ايشان مطلب نقل مي کند . ايشان مي گويد :

 لايحل بقاء ليلة دون بيعة

هيچ کس حق ندارد سر به رختخواب بگذارد ، بدون اين که با امام بيعت کند .

ابن حزم ، الفصل في الملل والاحوال و النحل ، ج 4 ، ص 74

اين يک سؤال که از کجاي قرآن اين مطلب را استنباط کرده اند ؟

       آقايان کارشناسان شبکه کلمه ! بفرماييد که فقهاي شما فتوا داده اند : هر کس منکر خلافت ابي بکر و خلافت عمر باشد ، کافر است .

جناب فرعاني در کتاب فتاوي الهنديه ، جلد 2 ،صفحه 263 مي گويد :

من انكر خلافة ابي بكر فهو كافر

هر کس خلافت ابي بکر را انکار کند ، کافر است .

فرعاني ، فتاوي الهنديه ، ج 2 ، ص 263

ابن نجيم مصري ، متوفاي 970 هـ ، در کتاب البحر الراعد ، جلد 1 ، صفحه 611 اين تعبير را دارد . جناب محي الدين نووي در کتاب روضه الطالبين ، جلد 8 ، صفحه  215 همين تعبير را دارد .

آقاي ابن عابدين که احناف ارادت ويژه اي به ايشان دارند ، مي گويد :

 من انكر الصديق او عمر فهو كافر

هر کس خلافت ابوبکر و عمر را انکار کند ، کافر است .

ابن عابدين ، حاشيه رد المختار ، ج 1 ، ص 561

آقاي تقي الدين سبکي شافعي ، مي گويد :

 فمذهب ابي حنيفة من انكر خلافة الصديق فهو كافر وكذلك من انكر خلافة عمربن الخطاب ومنهم من لم يحك في ذلك خلافا

در مذهب ابي حنيفه است که هر کس خلافت ابوبکر را انکار کند ، کافر است . هم چنين کسي که خلافت عمر بن خطاب را انکار کند هم کافر است . اين مطالب اختلافي نيست ؛ بلکه اجماعي است .

سبکي ، فتاوي السبکي ، متوفاي 771 هـ ، ج 1 ، چاپ دار المعرفه بيروت ، ص 572

همين تعبير را ابن حجر هيثمي در کتاب الصواعق المحرقه ، جلد اول ، صفحه 138 نقل مي کند .

بزرگواران در کجاي قرآن آمده که ابوبکر خليفه است ؟

هيچ روزي نيست که اين آقايان بحث کنند و اين مسأله را پيش نکشند . اما به ما مي گويند : شما آيه اي در مورد امامت بياوريد . ما هم مي گوييم : شما يک آيه در مورد خلافت ابوبکر بياوريد که ما بدانيم طبق اين آيه فقهاي شما که اشاره کرديم ، انکار امامت ابو بکر و عمر ، کفر است .

سؤال سوم ، اميدوارم کارشناسان آن شبکه ، اين عبارت بنده را جدي بگيرند . امام قرطبي ، از شخصيت هاي اهل سنت که عموم آن ها ايشان را به عنوان امام در حوزه تفسير ، قبول دارند . تفسير آقاي قرطبي ، عصاره تفسير شش قرن اول اسلام است . ايشان در ذيل تفسير آيه شريفه :

  وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ

مي گويد :

هذه الآية أصل في نصب إمام وخليفة يسمع له ويطاع ... ولا خلاف في وجوب ذلك بين الأمة ولا بين الأئمة.

اين آيه « اني جاعل في الارض خليفه ... » اصل در نصب امام و نصب خليفه اي که از او حرف شنويي داشته باشند و از او پيروي کنند ، است .... هيچ اختلافي نيست در اين که اين آيه ، بين امت و ائمه اسلامي ، اصل در امامت است .

 يعني بين علما و بزرگان اختلافي نيست . مگر اين که شما بگوييد ما و بزرگان ما ، امت اسلامي نيستيم . 

تفسير قرطبي ، ج 1 ، ص 264

در صفحه 265 ادامه مي دهد :

وأنها ركن من أركان الدين الذي به قوام المسلمين ...

امامت ، رکني از ارکان دين است که قوام جامعه اسلامي به آن است .

تفسير قرطبي ، ج 1 ، ص 265

شايد اين آقايان کارشناس بگويند : ما امام قرطبي را قبول نداريم ، يک مصدر ديگر نشان مي دهم که آقايان قطعا آن را قبول دارند . يکي از وهابي هاي شناسنامه دار و سر شناس قرن اخير ، متوفاي 1393  آقاي محمد امين شنقيطي است . ايشان هم ، همين عبارت را در کتاب اضواء البيان ، جلد اول ،صفحه 21 نقل مي کند . جالب اين جا است که همين شخص ، که از اول تا آخر کتاب ، به شدت از آقاي ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب ، طرفداري مي کند .

بنده زماني که با خيلي از دانشجو هاي وهابي در عربستان بحث مي کرديم ، خيلي اصرار داشتند که شما به جاي استناد به فخر رازي و طبري ، از آقاي شنقيطي براي ما مطلب نقل کنيد ؛ چون ايشان حرف هاي روز ما است .

آقاي شنقيطي در جلد اول از کتاب اضواء البيان ، صفحه ۲۱ مي گويد :

 من الواضح المعلوم من ضرورة الدين أن المسلمين يجب عليهم نصب إمام تجتمع به الكلمة وتنفذ به أحكام الله في أرضه . ولم يخالف في هذا إلا من لا يعتد به

واضح و روشن است که از ضروريات دين است که بر مسلمين واجب است که امام نصب کنند . مخالفين ما در اين زمينه ، کساني نيستند که براي ما قابل اعتنا باشند .

شنقيطي ، اضواء البيان ، ج 1 ، ص 21

آقاي شنقيطي اين عبارت را از کجا آورده ؟ شما به ما مي گوييد : امامت از اصول دين است . آقاي بيضاوي از شخصيت هاي شما است که گمان نمي کنم اين ها جرأت کنند ، بگويند : ايشان را هم اشتباه کردند . آقاي بيضاوي کتابي به نام منهاج الاصول في معرفه علم الاصول در حاشيه الابتهاج بتخريج حديثه المنهاج ، صفحه 167 مي گويد :

ان مسألة الامامة من اعظم مسائل اصول الدين

مسأله امامت از بزرگترين مسائل اصول دين است .

بيضاوي ، منهاج الاصول ، ص 167 

 آقاي کارشناس ! اميدوارم آنقدر جرأت داشته باشيد که پاسخ اين عبارت را بدهيد و از کنار آن به سادگي عبور نکنيد .

جالب اين است که در کتاب الابهاج في شرح المنهاج ، جلد 2 ، صفحه 296 بعد از بحث هاي زيادي که مي کند ، مي گويد :

بخلاف الإمامة فإنها من الأصول ومخالفتها بدعة ومؤثرة في الفتن...

از اصول دين امامت است . هر کس در اين قضيه مخالفت کند ، دچار بدعت مي شود و در حقيقت اين شخص فتنه را در بين مردم منتشر کرده است .

سبکي ، ج 2 ، ص 296

 اين آقايان مي گويند : امامت از اصول دين است . فقهاي ما که چنين سخني را بيان نکردند ؛ بلکه  امامت از اصول مذهب است . حداقل مطلبي را که از شيعه نقل مي کنيد ، از ادبيات ، کتاب هاي شيعه بيان کنيد . امام راحل (ره) در کتاب الطهاره خود ، جلد 3 ،صفحه 323 به صراحت بيان مي کند :

فالامامة من اصول المذهب لا الدين ...

امامت از اصول مذهب است نه از اصول دين .

امام خميني (ره) ، کتاب الطهاره ، ج 3 ، ص 323

امام خميني (ره) ، کتاب الطهاره ، ج 1  ، چاپ طبعه الآداب نجف اشرف ، ص 85

آقاي خويي (ره) که از بزرگان فقهاي شيعه است ، ايشان هم بيان مي کنند :

نعم الولاية بمعني الخلافة من ضروريات المذهب لا من ضروريات الدين

امامت به معناي خلافت از ضروريات مذهب است نه از ضروريات دين .

آقاي خويي (ره) ، کتاب الطهاره ، ج 2 ، چاپ مطبعه الآداب نجف اشرف ،  ص 83

اين قضايا هست . اگر بنا شد به حول و قوه الهي ، وارد آيات ولايت شويم ، ان شاء الله به صورت مفصل در آن مناظره و گفتگو ، مربوط به آن چه که از روايات و آيات فقهاي ما استفاده کردند ، هم از کتاب هم از سنت ، بيان خواهيم کرد .

چند روز قبل اين آقايان روي آيه منزلت ، خيلي بي انصافي کردند . من گمان نمي کنم کسي در حق اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) اين گونه بي انصافي کرده باشد . يعني واقعا من احساس مي کنم صداي هل من ناصر آقا اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) از در و ديوار بر خواسته بود . اين ها در روز روشن ، در يک شبکه ماهواره اي مي گويد : اين قضيه حديث منزلت که اين همه بال و پر مي دهيد ، اين گونه نبوده . پيامبر (صلي الله عليه و آله) علي بن ابيطالب (عليه السلام) در جنگ تبوک ، خليفه بين خانواده اش گذاشته بود . آن ها را به دست اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) سپرده بود و خودش به جنگ تبوک رفته بود که قضيه مهمي هم نبود .

سؤال مي کنند که چرا ابوبکر را جاي خود نگذاشته بود ؟ برادر من ! اين حديث در صحيح بخاري نقل شده . چرا اين کار را مي کنيد ؟ والله نمي توانيد روز قيامت پاسخگو باشيد ؟

در جنگ تبوک همه مردان مدينه به جنگ رفته بودند ، پيامبر (صلي الله عليه و آله) به همين خاطر اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را در مدينه جانشين خود قرار داد .

 بر فرض هم براي خانواده خود ، قرار داده بود ، مورد که مخصص نمي شود . پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمود :

 أن النبي (ص) قال لعلي ألا ترضى بأن تكون مني بمنزلة هارون من موسى الا انه ليس نبي بعدي .  

اشکال مي کند که حضرت هارون قبل از حضرت موسي (عليه السلام) از دنيا رفت .

پيامبر (صلي الله عليه و آله) هم اين مطلب را مي داند . فهميدن اين روايت فهم و شعور مي خواهد. اين عبارت الا انه ليس نبي بعدي ، به اين معنا است :

يا علي همان گونه که هارون خليفه حضرت موسي (عليه السلام) بود ؛ ولي بعد از ايشان نماند ، تو مي ماني و تمام منازل هارون را تو داري غير از اين که بعد از من ديگر نبوتي نيست .

صحيح بخاري ، ج 5 ، ص 129 ، ح 4416 

 اين عبارت مي خواهد چه کار کند ؟ يعني تمام جايگاه هارون براي تو ثابت است و بعد از من هم مي ماني . فقط بعد از من نبوتي نمي آيد .

هم چنين در صحيح مسلم ، حديث 6114 ، زماني که معاويه به سعد بن وقاص دستور مي دهد به علي بن ابيطالب (عليه السلام) ناسزا بگو  . در مقابل اين روايت مي گويند : ما هيچ جا سراغ نداريم که معاويه نسبت به علي بن ابيطالب (عليه السلام) جسارت کرده باشد .

ما اين مطلب را بارها در اين شبکه بيان کرديم . اين روايت در صحيح مسلم نقل شده ، اين که ديگر کتاب کافي نيست يا اين که موضوعات ابن جوزي نيست که بگوييد در اين جا روايات جعلي آوردند .  

صحيح مسلم . جلد 7 ، صفحه 120 ، حديث 6114  نقل مي کند :

قال أَمَرَ مُعَاوِيَةُ بن أبي سُفْيَانَ سَعْدًا فقال ما مَنَعَكَ ان تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فقال أَمَّا ما ذَكَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ له رسول اللَّهِ (ص) فَلَنْ اسبه لان تَكُونَ لي وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ الي من حُمْرِ النَّعَمِ سمعت رَسُولَ اللَّهِ (ص) يقول له خَلَّفَهُ في بَعْضِ مَغَازِيهِ فقال له عَلِيٌّ يا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِي مع النِّسَاءِ وَالصِّبْيَانِ فقال له رسول اللَّهِ (ص) أَمَا تَرْضَى ان تَكُونَ مِنِّي بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى الا انه لَا نُبُوَّةَ بَعْدِي ...

معاويه به سعد بن ابي وقاص دستور داد (که ابن تيميه مي گويد : در اين جا دستورش بر سب علي بن ابيطالب (عليه السلام) بوده ) که چرا به علي بن ابيطالب (عليه السلام) فحش نمي دهي ؟ سعد بن ابي وقاص که صحابي پيامبر (صلي الله عليه و آله) است ، مي گويد : علي بن ابيطالب (عليه السلام) سه فضيلت دارد که اگر يکي از آن ها در من باشد ، از تمام ثروت هاي دنيا برايم بهتر است (البته اين ضرب المثلي بود که در آن زمان بيان مي کردند که شتر هاي سرخ موي به عنوان يک ضرب المثل و يک سرمايه به کار برده مي شد ) . از جمله اين که در بعضي از جنگ ها رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به ايشان مي فرمود : تو براي من به منزله هارون براي موسي هستي مگر اين که بعد از من نبوتي نيست .

صحيح مسلم ، ج 7 ، ص 120 ، ح 6114

علاوه بر اين ، فکر نمي کنم کتاب احمد بن حنبل را ، يک کتاب غير معتبر بدانيد . در اين کتاب ، جلد اول ، صفحه 331 ، چاپ دار الصادر بيروت ، مي گويد :       

أَمَا تَرْضَى أَنْ تَكُونَ مِنِّى بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ من مُوسَى الا أَنَّكَ لَسْتَ بنبي انه لاَ ينبغي أَنْ أَذْهَبَ الا وَأَنْتَ خليفتي

مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، چاپ دار الصادر بيروت ، ص 331

بنده از شما تقاضا دارم که به اين عبارت احمد بن حنبل توجه کنيد . از اين عبارت هم واضح تر مي توان چيزي گفت . در کجا پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، کلمه خليفتي را بيان کرده است ؟

آقاي هيثمي هم در مجمع الزوائد ، جلد 9 ، صفحه 120 روايت را توثيق کرده و گفته :

روايت صحيح است .

هيثمي ، مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص 120

هم چنين آقاي الباني ، بخاري معاصر شما ، در کتاب السنه ابن ابي عاصم ، صفحه 551 ، چاپ مکتبه الاسلامي بيروت ، مي گويد :

اين روايت ، صحيح است .

حال روايت چيست ؟

قال رسول الله (ص) لعلي أنت مني بمنزلة هارون من موسى إلا أنك لست نبيا إنه لا ينبغي أن أذهب إلا وأنت خليفتي في كل مؤمن من بعدي

علاوه بر روايتي که در صحيح بخاري نقل شده ، مي گويد :

جز اين که تو خليفه من بر تمام مؤمنين بعد از من هستي .

اگر شما مي گوييد : روايت بر سر ما است ، اين هم روايتي است که ما خوانديم .

السنه ابن ابي عاصم ، ص 551 ، چاپ مکتبه الاسلامي بيروت

 آقاي حاکم نيشابوري در مستدرک ، جلد 3 ، صفحه 133 و هم چنين آقاي ذهبي مي گويد :

روايت ، صحيح است .

حاکم نيشابوري ، مستدرک ، ج 3 ، ص 133

مگر حديث منزلت فقط جنگ تبوک است ؟!!! بنده بيست مورد براي شما مي گويم :

1 ) پيامبر (صلي الله عليه و آله) قبل از آمدن به مدينه ، بين مسلمان هاي مکه اخوت ايجاد مي کند ، حديث منزلت را مي خواند .

2 ) در خانه ام السلمه اين روايت را خوانده است .

3 ) بعد از قضيه خيبر اين را روايت را خوانده است .

و چندين مورد ديگر از منابع اهل سنت ، با سند صحيح پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) حديث منزلت را خوانده است.

آيا در روز روشن آفتاب را انکار کردن ، هنر است ؟!!!

برادران عزيز ! گذشت آن زمان که اجازه ندهند ، صداي مظلوميت حضرت زهرا (سلام الله عليها ) از خانه اش بيرون رود . گذشت آن زمان که مظلوميت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) فرا گير نشود . الحمد لله رب العالمين اين امکاناتي که براي شيعه وجود دارد ، ديگر اين ناله اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) که فرمودند :

صبرت و في العين قذي و في الحلق شجا أري تراثي نهبا .

من در طول اين 25 سال دوران خلافت ابوبکر و عمر و عثمان ، صبر کردم در حالي که خار در چشمم و استخوان در گلويم بود .

يا ابا الحسن ! اميدواريم که با اين کار هاي خود ، خار از چشم اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) خارج کنيم و استخوان از گلوي آن حضرت بيرون بياوريم . علي جان ! ديگر امروز مظلوم نيستي . امروز حقانيت تو روي آنتن هاي ماهواره ها در سراسر جهان طنين افکن است . اگر افراد واقعا از نسل بني اميه ، همان شجره ملعونه در قرآن ، در بعضي از شبکه ها به شما جفا مي کنند ، ما شبانه روز نمي خوابيم . قسم به جانت يا علي ، قسم به روحت و قسم به همسرت زهراي مرضيه (سلام الله عليها ) و قسم به جان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) تا آخرين نفس و تا آخرين قطره خود از مظلوميت تو دفاع مي کنيم و نمي گذاريم که تاريخ تکرار شود .

نمي گذاريم ناله هاي جانسوزت فقط در درون خانه يا در مسجد کوفه ، طنين افکن شود . باشد که بتوانيم اداي فرزندي زهراي مرضيه (عليها سلام ) و اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را يک در ميليارد ادا کرده باشيم .

مجري :

همان خواهرمان از اهل سنت صحبت مي کردند ، تتمه صحبت هايشان سؤالي را مطرح نمودند که در ايران مساجد اهل سنت را خراب مي کنند و علماي اهل سنت را مي کشند ...

کليپ 5 ) :

مجري وهابي :

من مطمئن هستم که تمامي عقلا مي دانند که چه اهانت هايي به صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مي شود . آيا اين مقدسات نيست ؟ چه اهانت هايي به زنان پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي شود ، آيا اين مقدسات نيست ؟ چه اهانت هايي به شعائر ديني مي شود ، آيا اين از  مقدسات نيست ؟

اجازه عبادت به بندگان خدا ، در پايتخت يک کشور که ادعا مي کنند بزرگترين کشور اسلامي جهان است ، مي خواهند فقط سر به سجده بگذارند . حتي مي توانند در پارکي يک نماز جماعت دسته جمعي بر گذار کنند ، اجازه داده نمي شود . کتاب عقيدتي خود را مي خواهند چاپ کنند ، اجازه نمي دهند .

علماي آن ها به ضرب گلوله تير باران مي شوند . اگر در ليست قتل هاي زنجيره اي نگاه کنيم ، ببينيد که چند نفر از علماي اهل سنت قرار گرفته اند .

با اين همه اهانت ، کسي حق ندارد حداقل از اين قضايا دفاع کند . اگر دفاع کرد ، به جرم وهابيت به جرم تفرقه و به جرم ايجاد خلل در نظم ملي ، اين برچسب ها بر ايشان زده مي شود . من مطمئنم که اين خاک پاک ايران ، چيزي جز پاک از او نرويد و اين فرهنگ تحميلي جبل آمل صفوي را ان شاء الله از اين خاک نهايتا پاک خواهد شد .

وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ . ابراهيم / 26

ومثل سخني ناپاک چون درختي ناپاک است که از روي زمين کنده شده و قراري ندارد .

مجري :

شتر در خواب بيند ، پنبه دانه . گهي مشت مشت خورد ، گه دانه دانه .

واقعا بعضي از اوقات سخناني را مي شنويم که بسيار عجيب است . ما صفوي و جبل آملي و نا پاک هستيم و بايد از اين خاک پاک شويم !!!!

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

البته بنده قبلا هم اشاره اي به اين موضوع داشتم . اين آقايان در مظلوم نمايي و بزرگ نمايي بعضي از کار ها ، يد طولايي دارند و اين کار را هم از مکتب ابن تيميه فرا گرفته اند . اين ها هر روز اين را تکرار مي کنند که صفوي ها اين کار را کردند و يا سخن را گفتند و از اين قبيل کار ها ...

ولي آيا يک بار هم شهامت داشتيد ، بگوييد : اين عبد الرحمن خان رذل و کثيف در افغانستان ، 62 در صد از شيعيان را قتل عام کرد و زنان و دختران شيعه را به عنوان برده و کنيز به کشورهاي آسيايي و اروپايي فروخت . آيا اين هم گفتن دارد يا ندارد ؟

در دولت عثماني طبق فتوايي که آن افندي منحرف داد که فقط در يک شهر حلب ، چهل هزار شيعه را قتل عام کردند ، اين ها گفتن دارد يا ندارد ؟

علي اي حال ، برادران عزيز در داخل و خارج کشور ، من آماري که حدود شش سال قبل در يکي از مراکز آمار دقيق ، داده بودند که حنفي هاي کشور ، 2964957 نفر هستند ؛ البته حنفي ها هم شامل ترکمن صحرا مي شود که 890000 نفر هستند و هم بلوک حنفي مي شود که 274000 نفر مي شود  . شافعي ها ، کرد شافعي ، 2897000 . تالش شافعي ، 119000 ، آذري شافعي 215313 هستند . در جنوب کشور 323 نفر ، در تهران 200000 نفر که مجموعا 3613737 شافعي در ايران زندگي مي کنند که هيچ نارضايتي هم ندارند .

بنده خيلي از اين آقايان را مي شناسم که شوهر سني است و همسرش شيعه است يا بالعکس که با هم زندگي مي کنند و اگر وهابي ها آن ها را راحت بگذارند ، در کمال امينت باهم زندگي مي کنند .

اين ها مي گويند : در ايران طلبه ها و علماي ما را مي کشند . در ايران 72 حوزه براي شافعي ها داريم با 3894 طلبه مي باشند . حنفي ها 158 حوزه علميه با 17247 طلبه ، دارند .

در ايران ده هزار مسجد براي اهل سنت است ، اين آمار براي سه سال قبل است . يعني ما هفت ميليون اهل سنت در سيزده استان ، ده هزار مسجد دارند . جالب اين است که در سيستان و بلوچستان 3546 مسجد ، در کردستان 1768 مسجد ، آذر بايجان غربي 1465 مسجد ، در هرمزگان 1032 مسجد ، گلستان 1017 مسجد ، خراسان 746 مسجد ، در کرمانشاه 341 مسجد ، در بوشهر 106 مسجد ، گيلان 79 مسجد ، وجود دارد و آن طور که در آمار نوشته شده بود ، هر 500 سني در ايران يک مسجد دارد .

اما شيعيان ، از هر 1100 نفر يک مسجد دارد . يعني آمار مساجد اهل سنت در مقايسه با جمعيت آن ها ، دو برابر شيعيان مسجد دارند .

حال اگر چند مسجد را مسجد ضرار مي کنند ، چه مسجد شيعه باشد و چه مسجد سني باشد . هر حکومتي براي خود مقرراتي دارد و بايد به قوانين آن کشور احترام گذاشت .

اين آقايان مي گويند : شيعيان در همه جهان ، مسجد دارند .

بنده از شما مي پرسم : مسجد شيعيان در مدينه ، در مکه ، در رياض کجاست ؟ در قطيف و احساء مسجد شيعيان کجاست ؟ حتي شيعيان در خانه هاي خود نماز جماعت مي خوانند ، آن ها را دستگير مي کنند و خانه را تخريب کرده اند . در بحرين اين همه از مساجد شيعه را ويران کردند و قرآن ها را آتش زدند ، صداي هيچ کدام از شما در نيامد .

هر کشوري براي خود قوانيتي دارد . ما که نمي توانيم براي حکومت ها تعيين تکليف کنيم . در مدينه در باغي که براي آقاي عمري بود ، چه تعداد زيادي شيعه ، شب ها نماز جماعت مي خواندند . بارها شده که دوستان ما هنگام رفتن، دستگير شدند ، هنگام خارج شدن ، دستگير شدند . اگر راست مي گوييد ، اجازه دهيد که شيعيان در آن جا مسجد بسازند .

آقا زاده آقاي عمري خودش به بنده گفت : زماني که ملک عبد الله به پاشاهي رسيد ، هيئتي براي تبريک نزد ايشان رفتيم و از ايشان خواستيم که به ما اجازه تشکيل کلاس آموزش قرآن دهند ، ملک عبد الله قبول کردند . با حاکم مدينه هم چندين بار صحبت کرديم ؛ اما حتي يک جلسه را هم اجازه ندادند .

اين هم عربستان شما است که اين همه به آن افتخار مي کنيد . در صورتي که در همين سيستان و بلوچستان ، در هر جمعه 256 نماز جمعه برگزار مي شود ؛ اما شيعيان در همين استان ، 11 نماز جمعه برقرار مي شود .

در استان کردستان حتي يک نماز جمعه براي شيعيان وجود ندارد . ما بايد اعتراض کنيم که چرا در اين استان نماز جمعه براي شيعه تشکيل نمي شود .

آقايان مي گويند : به مقدسات اهل سنت توهين مي شود . به ايشان عرض مي کنم ، مگر حرم هاي ائمه (عليهم السلام) از مقدسات شيعه نيست که شما بارها گفته ايد ، رفتن به حرم هاي ائمه (عليهم السلام) مانند رفتن به بتکده است . ما يقين داريم که اگر امام رضا (عليه السلام) زنده بود ، دستور به تخريب اين گنبد و حرم ، مي داد . ما نمي گوييم که آن جا بمبگذاري کنيد (در اين حرف شيطنت خود را هم نشان مي دهند ) .

آيا اين ها از مقدسات شيعه نيستند ؟ ما در پخش نماز جماعت حرم توسط آيت الله مکارم شيرازي ، تعمد داريم که حتما نشان داده شود . جمعيتي که شب ها در اين مکان مقدس ، شرکت مي کنند ، سي هزار نفر است يعني سه برابر جمعيتي که در مسجد الحرام است . ما با اين کار مي خواهيم اين آقايان را رسوا  کنيم که مي گويند حرم امام رضا (عليه السلام) بتکده شده . مگر نماز خواندن بت پرستي است .

يا در مورد حرم هاي مطهر امام حسين (عليه السلام) و حضرت ابوالفضل العباس (عليه السلام) چنين و چنان است . يا اين هم توهين و جسارتي كه به حضرت ابوطالب (عليه السلام) داشتيد ، اين ها مقدسات شيعه نيستند ؟ !!!!

 

تماس بينندگان

بيننده : آقاي منعمي از خوزستان

بنده چند مورد تناقض در صحبت هاي اين کارشناسان وهابي يادداشت کرده ام که مي خواهم پاسخ سؤالاتشان را از صحبت هاي خودشان دهيم .

در ابتدا به برادران اهل سنت اين نکته را عرض مي کنم که مقداري تاريخ زمان خليفه چهارم خود ، اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را بخوانيد . دست هايي که در اين برنامه ها قرآن را بالا مي برند ، همان نيزه هايي هستند که قرآن ها را بر آن زدند .

نکته دوم ، همين امشب اين کارشناس وهابي در مورد آيه تطهير که در شأن اهل بيت (عليهم السلام) نازل شده ، مي گفت : از کجا معلوم که اين ها مطهر بودند که اين آيه در موردشان نازل شده ؟!!! از طرف ديگر مي گويند آيه اي كه در مورد برائت از عايشه نازل شده ، دليل بر عظمت عايشه است .

از اين تناقض گويي ها در برنامه هاي اين ها زياد ديده مي شود .

بيننده : آقاي نظري

بنده از برنامه شما انتقاد داشتم که چرا دو برنامه در يک هفته کم است و به سؤالات به صورت کامل پاسخ داده نمي شود . بنده مي خواستم يکي از دروغ هاي کارشناس وهابي را بگويم . در برنامه اي اين کارشناس وهابي مي گفت : حضرت علي (عليه السلام) و زبير بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) وارد شدند و گفتند : ابوبکر يار غار پيامبر (صلي الله عليه و آله ) است . منبع آن را هم نهج البلاغه بيان کردند که کارشناس با خوشحالي گفتند لب تاپم را نشان دهيد ، غافل  از اين که بالاي صفحه شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد نوشته شده بود .

در مورد جنجالي که به راه انداختند در زمينه اين که زنان پيامبر (صلي الله عليه و آله) هم شامل آيه تطهير مي شود و هر طور که بخواهند آيه را تفسير مي کنند . در اين خصوص استدلالي داشتم که اين قضيه را رد مي کند .

وقتي پيامبر (صلي الله عليه و آله) در حديث ثقلين فرمودند :

من دو چيز را در ميان شما به امانت مي گذارم ، يکي قرآن و ديگري عترتم .

اگر ما عترت و اهل بيت را زنان پيامبر (صلي الله عليه و آله) بدانيم ، يکي از زنان پيامبر بعد از آن حضرت مرتد شد و به ازدواج عکرمه بن ابي جهل که يکي از مشرکين بود ، در آمد . چگونه است که اين ها نبايد از هم جدا شوند ؛ اما بعد از پيامبر (صلي الله عليه و آله) يکي از اين زن ها  مرتد مي شود .

شبهه ديگري را که مطرح کردند اين بود ، چون اهل بيت در قرآن مذکر است ، در آيه تطهير هم ضمير مذکر آمده . در اين خصوص توضيحاتي را بيان کنيد .

بيننده :

بنده از حضرت استاد چند سؤال داشتم . اول اين که با توجه به اين که اسلام و تشيع ، صوفيه و عرفا را منع مي کنند ، مي خواستم بدانم جايگاه افرادي مثل سيد علي قاضي در کجا قرار دارد ؟ بنده اين سؤال را از يکي از علما کردم که ايشان فرمودند : سيد ابو الحسن اصفهاني ، شهريه سيد علي قاضي و شاگردانش را به همين دليل قطع کرده بود .

بيننده : اهل سنت از سنندج

بنده در مورد صحبت هاي حضرت استاد که در پاسخ به سخنان کارشناس شبکه وهابي گفته بود ، مطالبي را مي خواستم بيان کنم . مشکلاتي را که اين کارشناس گفتند ، چنين چيزي نيست . با توجه به شرائط کشور هاي عربي منطقه ، بنده هم قبول دارم که همه در حد خودشان از جانب حکومت به اقليت مي شود . اين واقعيتي است که همه حکومت ها مي پذيرند . ما هم به عنوان اهل سنت ايراني تا حدودي در اقليت هستيم و از جهت کاري و شغلي دچار مشکلاتي هم شديم . ما بايد به کجا رجوع کنيم ، وقتي که احساس مي کنم اعتقاداتمان را نمي توانيم در ناحيه حاکميت ، ابراز کنيم .

اين مشکلات از جانب هر حکومت وجود دارد و بايد آن را بپذيريم . اما اين که ما را با شيعيان در مدينه مقايسه مي کنيد ، واقعا درست نيست ؛ چون ما ايراني هستيم و ما بايد درست باشيم .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

 برادر بزرگوار ! بنده از شما سؤالي داشتم . آيا شما اين مشکلات را به خاطر اين که سني هستيد ، داريد ؟

بيننده :

بله ، به همين دليل اين مشکلات را داريم . اگر اسم بنده را ببريد ، دوستان شما بنده را خوب مي شناسند . کساني که مسؤل گروه هاي اهل سنت هستند ، خوب مي دانند که چه مشکلاتي را براي بنده ايجاد کرده اند ؟ به علت اين که من به جلسات اهل قرآن تهران رفتم .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

کدام اهل قرآن را مي گوييد ؟

بيننده :

بنده به جلسات اخوان المسليمن و جلسات جماعت دعوت به اسلام مي رفتم .

آيت الله دکتر حسيني قزويني:

برادر عزيز ! شما خودت را رسوا کردي . در حال حاضر جلساتي که مربوط به اخوان المسلمين يا جماعت دعوت به اسلام و طباطبايي و غيره هستند ، اين ها به نام قرآن ، عليه نظام توطئه مي کنند . بنده هم کاملا از اين جريانان مطلع هستم . نه تنها جناب عالي ، اگر بنده هم چهار بار در جلسات قرآني اين آقايان شرکت کنم ، فردا روز براي خودم هم مشکل ايجاد مي شود .

هر حکومتي براي خودش خط قرمزي دارد . جلسات اهل سنت چه چيزي کم  دارد که شما در جلسات اخوان المسلمين يا جماعت الدعوه ...  شرکت کنيد .

بيننده :

حضرت استاد ! در اين جلسات کار حرامي که انجام ندادم . شما با اين جلسات مشکل داريد . اما شايد از نظر ما قابل قبول باشد .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

شما فرض کنيد در سنندج علماي اهل سنت در يکي از مناطق ، جلسه قرآني دارد . آيا کسي به شما مي گويد که چرا به جلسات اين آقايان رفته ايد ؟

بيننده : 

نه کسي حرفي نمي زند .

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

هر حکومتي براي خودش خط قرمز هايي دارد . زماني که شما در جلساتي مثل طباطبايي که به کل مقدسات شيعه ، توهين مي کند و بدترين عبارت ها را نسبت به حضرت زهرا (سلام الله عليها ) به کار مي برد يا اين که نسبت به حکومت توطئه شود ، هر حکومتي که باشد ، حساسيت نشان مي دهد .

نه تنها شما ، بعضي از جلسات مربوط به علماي شيعه مثل جلسات اين آقاي يعقوبي منحرف که روحاني و معمم است ؛ اما يک انسان فاسد و منحرف است و چه بسا مورد تأييد بعضي ها هم هست . اگر کسي از بنده بپرسد که رفتن به اين جلسات چگونه است ؟ مي گويم : رفتن به جلسات اين آقا خلاف شرع و حرام است . اين آقايان تقريبا بخشي از بابيت را رواج مي دهند .

يا تعدادي از اين آقاياني که به تازگي دستگير شده اند و به فکر به راه انداختن يک بهائيت جديد هستند . اين ها که سني نيستند ، همه شيعه هستند .

بنده در مقام دفاع نيستم و شبکه ما شبکه سياسي نيست . اما هر حکومتي براي خود خط قرمز هايي دارد که بايد به آن احترام گذاشت . اگر شما به جرم اين که سني هستيد ، براي شما محدوديت ايجاد مي کنند و شما را از شرکت در مجالس مربوط به اهل سنت ، منع مي کنند . ما به صراحت محکوم مي کنيم که اين خلاف است هم خلاف شرع و هم خلاف عقل مي باشد .

اما در حال حاضر در جلسات شما در مساجد ، علنا عقائد وهابيت تدريس مي شود . الفباي وهابيت يعني الفباي براندازي هر نوع حکومت شيعي . شما مي خواهيد به اين شکل انجام دهيد و حکومت هم هيچ عکس العملي از خود انجام ندهد؟ .

بيننده : آقاي زارعي ـ شيعه

چند روز است که در شبکه وهابي کلمه توهين ها و جسارت هاي زيادي به علماي شيعه مي شود ، بنده با اين شبکه تماس گرفتم و مي خواستم انتقاد کنم که اجازه ندادند و تماس بنده را قطع کردند .به همين دليل مي خواهم اين انتقاد ها را از شبکه شما به گوش کارشناسان وهابي شبکه کلمه برسانم .

شما کارشناس وهابي ! چند روز است که دروغ هاي شما به صورت تصوير و فيلم در شبکه ولايت به نمايش در آمد و شما را هم امر به معروف و نهي از منکر کردند که چرا دروغ مي گوييد ؟ شما اگر به يک فرد نا صالح هم تذکر دهيد که چرا دروغ مي گوييد ، آيا بايد هتاک شود يا آيا فحاش مي شود آيا بي سواد خطاب مي شود ؟ آيا شما بايد به اين شخص بگوييد ، اول عربي را ياد بگيريد . اگر توانستيد يک صفحه از قرآن را بدون غلط بخواني ، ادعاي مناظره کنيد .

شما دو روز است که بيشتر از حد و اندازه اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) را مورد حمله قرار داده ايد ؟ به چه علت اين کار را انجام مي دهيد ؟

آقاي قزويني از مدافعين حريم ولايت است و ما بايد خاک کف پاي ايشان را طوطياي چشم خود کنيم و بايد از ايشان دفاع کنيم . شما به چه علت ايشان را هتاک مي خوانيد ؟

يکي از بيننده هاي شما گفت : شبکه کلمه به کوري چشم دکتر قزويني کار مي کند .

در صورتي که دکتر قزويني چند سال پيش با شبکه اي همکاري مي کردند و چيزي که برايشان مثل نماز صبح ، مهم بود ، به خاطر اهل سنت رها کرد و نرفتند . شما اين کار دکتر قزويني را در شبکه خود اعلام کرديد ؟

ايشان در رابطه با شبکه اي که از آمريکا پخش مي شود ، بارها موضع گيري کردند .

آيا شما در مقابل شبکه وصالي که امام زمان (عليه السلام) را موهوم و خيالي مي داند ، صحبتي داشتيد ؟

آيا شما در مقابل شبکه وصالي که علماي شيعه را معممين وحش و شيعيان را وحشي گران خطاب مي کند ، مراجع شيعه را روباه مي خواند . با اين حال مدير شبکه شما مي گويد : شبکه وصال راه حق را طي مي کند . يعني مي خواهند تأييدي بر اين کلمات باشند .

آيا انصاف شما در همين حد است ؟

بيننده :

بنده جلسه قبل سه سؤال مطرح کردم که فرموديد جلسه بعد آن ها را پاسخ مي دهيم .

سؤال اول ، طبق رواياتي که نقل شده ، زماني که حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) در  حال احتضار بودند ، مي خواستند نامه اي بنويسند که عمر مانع نوشتن اين نامه شد . اين نامه را به دستور خداوند مي خواستند بنويسند يا اين که خودشان مي خواستند . چرا پيامبر (صلي الله عليه و آله) اين نامه را ننوشتند ؟

سؤال دوم ، روز غدير 110 هزار نفر در جريان معرفي اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) به عنوان خليفه حضور داشتند . مگر اين 110 هزار نفر آن روز در مدينه حضور نداشتند که شهادت به آن دهند؟

سؤال سوم ، حضرت علي (عليه السلام) چرا زماني که خلافت را به دست داشتند ، امام حسن (عليه السلام) را به عنوان امام بعد از خودشان معرفي نکردند ؟

سؤال چهارم اين که در نهج البلاغه نقل شده که مردم مثل گوسفند به در خانه ام ريختند و نزديک بود حسنين (عليهم السلام) زير دست و پا له شوند . من علي رغم ميلم ، خلافت را پذيرفتم . سؤال بنده اين است که اگر اين دستور خداوند بود ، چرا حضرت علي (عليه السلام) اين مسأله را به زور پذيرفتند ؟

آيت الله دکتر حسيني قزويني :

در مورد سؤال اول ايشان ، در مورد حديث قرطاس هم در منابع اهل سنت و هم در منابع شيعه ، روايات زيادي وجود دارد . ما هم در اين زمينه ، کليپ هايي آماده کرديم که گفتند : ابن عباس ده ساله بوده که حديث قرطاس را نقل کرد . عمر به کساني که باعث سر و صدا شدند ، اعتراض کرده . اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) هم با رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مخالفت کردند .

اين ها بدترين جسارت ها را نسبت به اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) داشتند . بنده اين مطالب را به صورت مفصل بيان مي کنم که هم در روايات شيعه و هم در روايات اهل سنت است که عباس ، عموي پيامبر (صلي الله عليه و آله) ، بعد از رفتن همه خدمت نبي گرامي (صلي الله عليه و آله) عرض کرد : يا رسول الله ! حال که اين ها رفته اند ، بنويسيد . حضرت فرمودند :

بعد ما قال ؟

بعد از اين که مرا متهم به هذيان گويي کردند ، نوشتن من فايده اي ندارد . بعد ها مي گويند : پيامبر (صلي الله عليه و آله) اين سخنان را در حالت هذيان گفته است .

اما اين که چرا پيامبر (صلي الله عليه و آله) که حکومت اسلامي در دستانشان بود به راحتي از نوشتن نامه دست کشيدند ، صحيح بخاري روشن مي کند :

پيامبر (صلي الله عليه و آله) در حال بيماري است . با اين حالت مي گويد : براي من کاغذ و قلمي بياوريد . عمر مي گويد :

قالوا : انه ليهجر

گفتند : ايشان هذيان مي گويد .  

 عُتْبَةَ عن بن عَبَّاسٍ رضي الله عنهما قال لَمَّا حُضِرَ رسول اللَّهِ (ص) وفي الْبَيْتِ رِجَالٌ فقال النبي (ص) هَلُمُّوا أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَابًا لَا تضلون بَعْدَهُ فقال بَعْضُهُمْ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) قد غَلَبَهُ الْوَجَعُ وَعِنْدَكُمْ الْقُرْآنُ حَسْبُنَا كِتَابُ اللَّهِ فَاخْتَلَفَ أَهْلُ الْبَيْتِ وَاخْتَصَمُوا فَمِنْهُمْ من يقول قَرِّبُوا يَكْتُبُ لَكُمْ كِتَابًا لَا تضلون بَعْدَهُ وَمِنْهُمْ من يقول غير ذلك فلما أَكْثَرُوا اللَّغْوَ وَالِاخْتِلَافَ قال رسول اللَّهِ (ص) قُومُوا قال عُبَيْدُ اللَّهِ فَكَانَ يقول بن عَبَّاسٍ إِنَّ الرَّزِيَّةَ كُلَّ الرَّزِيَّةِ ما حَالَ بين رسول اللَّهِ (ص) وَبَيْنَ أَنْ يَكْتُبَ لهم ذلك الْكِتَابَ لِاخْتِلَافِهِمْ وَلَغَطِهِمْ

عده اي در خانه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) جمع شده بودند که پيامبر (صلي الله عليه و آله) گفتند : قلم و کاغذي بياوريد تا بنويسم که عمر گفت : بيماري بر پيامبر (صلي الله عليه و آله) غلبه کرده و نعوذ بالله هذيان مي گويد . قرآن براي ما کفايت مي کند . در خانه بين افرادي که آن جا حضور داشتند ، اختلاف ايجاد شد . عده اي گفتند : همان تعبير عمر را تکرار کردند . عده اي ديگر گفتند : کاغذ بياوريد تا پيامبر (صلي الله عليه و آله) بنويسد و شروع به سر و صدا کردند .

اين جا ديگر بحث ، بحث اختلاف داخلي است . پيامبر (صلي الله عليه و آله) حتي در مورد عبد الله بن ابي که جنايت کرده بود ، عمر گفت : اجازه بده من گردنش را بزنم . پيامبر (صلي الله عليه و آله) فرمودند :

الناس يقولون ان محمد يقتل اصحابه

مردم مي گويند : پيامبر (صلي الله عليه و آله) اصحاب خود را مي کشد .

اين عبارت شايد در 50 جاي کتاب هاي اهل سنت نقل شده است . پيامبر (صلي الله عليه و آله) حتي نسبت به منافقين دستور به در گيري داخلي ندادند و خواستند اين حکومت نوپاي اسلامي حفظ شود .

اما همين که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند :

از خانه من بيرون برويد .

صحيح بخاري ، ج 1 ، ح 1612

اين عبارت خود کفايت نمي کند که پيامبر (صلي الله عليه و آله) در اين جا ناراحت و اذيت شد .   در مورد سؤال دوم که چرا اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) نسبت به امام حسن (عليه السلام) وصيت نکردند ، اين مطالب از دروغ هاي باور نکردني است که اين شبکه ها آن را بيان مي کنند . ابن کثير دمشقي سلفي که وهابي ها براي او بسيار ارزش قائلند ، در کتاب البدايه و النهايه ، جلد 6 ، صفحه 249 مي گويد :

 ثم بعدهم الحسن بن علي كما وقع لأن عليا أوصى إليه وبايعه ...

بعد از علي بن ابيطالب (عليه السلام) ، حسن بن علي (عليهم السلام) خليفه است . براي اين که علي بن ابيطالب (عليه السلام ) وصيت كرد که مردم با امام حسن (عليه السلام) كه خليفه بعد از ايشان است ، بيعت کنند .    

 ابن کثير ، البدايه و النهايه ، ج 6 ، ص 249

ابن اعثم ، الفتوح ، ج 4 ، ص 288

ابوالفرج اصفهاني ، الاغاني ، ج 12 ،ص 380

در اين جا ، آن چه براي ما مهم است ، سخن ابن کثير دمشقي است . در صورتي که اين آقايان بدون هيچ دليلي مي گويند : امام حسن (عليه السلام) فرموده : لا آمرکم ولا انهاکم

مجري وهابي مي گويد : مدرک آن کجاست ؟ مي گويد : در کامپيوتر جستجو کن ، پيدا مي شود . که پيدا نمي کند .

برادر من ! شما که پاسخ مي دهيد ، آدرس را دقيق بيان کنيد . همان کاري که ما انجام مي دهيم .

در مورد سؤال سوم ، که آن 110 نفر که در غدير بودند ، چرا  در مدينه شهادت ندادند ؟

ما در اين خصوص به صورت مفصل در دو جلسه قبل مطالبي را بيان کرديم . اين گونه نبود ؛ چون انصار يا بعضي از انصار گفتند : لانبايع الا عليا ، ما غير از علي بن ابيطالب (عليه السلام) با کس ديگري بيعت نمي کنيم .  

 اين کاملا واضح و روشن بود . يا مخالفيني که با ابوبکر بيعت نکردند و اين ها يک نفر دو نفر نبودند ، اين ها افراد زيادي بودند که ما اين مباحث را به صورت مفصل در جلسات قبل بيان کرديم . 

فَوَجَدَتْ فَاطِمَةُ على أبي بَكْرٍ في ذلك فَهَجَرَتْهُ فلم تُكَلِّمْهُ حتى تُوُفِّيَتْ وَعَاشَتْ بَعْدَ النبي (ص) سِتَّةَ أَشْهُرٍ فلما تُوُفِّيَتْ دَفَنَهَا زَوْجُهَا عَلِيٌّ لَيْلًا ولم يُؤْذِنْ بها أَبَا بَكْرٍ وَصَلَّى عليها وكان لِعَلِيٍّ من الناس وَجْهٌ حَيَاةَ فَاطِمَةَ فلما تُوُفِّيَتْ اسْتَنْكَرَ عَلِيٌّ وُجُوهَ الناس فَالْتَمَسَ مُصَالَحَةَ أبي بَكْرٍ وَمُبَايَعَتَهُ ولم يَكُنْ يُبَايِعُ تِلْكَ الْأَشْهُرَ

عايشه مي گويد : فاطمه (سلام الله عليها ) شش ماه بعد از پيامبر (صلي الله عليه و آله) زنده بودند . و علي بن ابيطالب (عليه السلام ) در اين شش ماه با ابوبکر بيعت نکرد .

صحيح بخاري ، ج 5 ، ص 82 ، ح 4240

فقال رجل للزهري : فلم يبايعه علي ستة اشهر ؟ قال : لا ، ولا احد من بني هاشم .

 مردي به زهري گفت : علي بن ابيطالب (عليه السلام) در اين شش ماه بيعت نکردند ؟ گفت نه ، تنها علي بن ابيطالب (عليه السلام) بيعت نکرد ؛ بلکه احدي از بني هاشم هم بيعت نکردند .

          مصنف عبد الرزاق ، ج 5 ، ص 472

ابن اثير جزري ، در اسد الغابه مي گويد :

وتخلف عن بيعته : عَلِيُّ ، وبنو هاشم ، والزُّبَيْر بن العَوَّام ، وخالد بن سعيد بن العاص ، وسَعْدُ بن عُبَادة الأنصاري . ثم إن الجميع بايعوا بعد موت فاطمةَ بنتِ رسول الله صلى الله عليه وسلّم إلا سَعْدَ بن عُبَادة فإنه لم يبايع أحداً إلى أن مات . وكانت بيعتهم بعد ستة أشهر على القول الصحيح ، وقابل غير ذلك .

ابن اثير جزري ، اسد الغابه ، ج 3 ، ص 222

قال ابن اثير وتخلف ... وطلحة عن البيعة .

 ابن اثير مي گويد :طلحه از بيعت خود داري و تخلف کرد .

ابن اثير ، الکامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 325

وتأخر ... وابان بن سعيد عن بيعة ابي بكر . تخلف ... كالعباس والمقداد ...

ابان بن سعيد ، عباس و مقداد هم از بيعت با ابوبکر تخلف کردند .

ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 2 ، ص 82

وتأخر خالد وابان عن بيعة ابي بكر . خالد بن سعيد من السابقين الاولين .

خالد و ابان از بيعت با ابوبکر خودداري کردند .

ابن اثير ، اسد الغابه ، ج 2 ، ص 459

وتخلف سعد بن عبادة عن بيعة ابي بكر .

سعد بن عباده هم تا آخر عمر از بيعت با ابوبکر خود داري کرد .

تهذيب الکمال ، ج 10 ،ص 281

اين روايات کفايت نمي کند که اين آقا مي گويند : کسي مخالفت نکرد . ابن اثير جزري مي گويد :

فقالت الانصار او بعض الانصار : لانبايع الا عليا .

کل انصار يا عده اي از آن ها گفتند : ما غير از علي بن ابيطالب (عليه السلام) با کسي بيعت نمي کنيم .

ابن اثير ، الکامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 345

تاريخ طبري ، ج 2 ، ص 443

ابن تيميه حراني مي گويد :

 كان اكثر بني عبد مناف من بني أمية و بني هاشم و غيرهم لهم ميل قوي إلى علي بن أبي طالب يختارون ولايته

اكثر فرزندان عبد مناف از بني اميه و بني هاشم و غير از آن ها ميل شديدي به علي بن ابيطالب (عليه السلام) داشتند و ولايت او را انتخاب کردند .

ابن تيميه ، منهاج السنه ، ج 7 ، ص 49

من نمي دانم اين آقايان مي خواهند چه کنند ؟

زبير بن بکار مي گويد :

 وكان عامة المهاجرين وجل الأنصار لا يشكون أن علياً هو صاحب الأمر بعد رسول الله (ص)

عموم مهاجرين و اکثر انصار ، شک نداشتند که خلافت بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) براي علي بن ابيطالب (عليه السلام) است .

ابن بکار ، موفقيات ، ص 580

اين آقايان در روز روشن ، انکار خورشيد مي کنند ، مي خواهند اين  قافله را به کجا ببرند ؟

در مورد سؤال چهارمي که اين برادر عزيز کردند ، اين سؤال را پاسخ داده ايم و باز هم خواهيم داد . اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) در 25 سال حکومتي که اين آقايان داشتند ، هر طور که مي خواستند ، عمل مي کردند ، مخصوصا در زمان عثمان که بدعت هاي زيادي در دين رسوخ کرد و تصرفات نادرست و حيف و ميل بيت المال صورت مي گرفت ، به جايي رسيد که طلحه و زبير در خانه آن حضرت با ايشان بيعت کردند تا از حضرت باج بگيرند . اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) فرمودند : من از شما بيعت نمي گيرم مگر در مسجد . حضرت به مجلس آمد و فرمودند : اگر مي خواهيد با شرايطي که با ابو بکر و عمر و عثمان بيعت کرديد ، با من هم بيعت کنيد :  

دعوني ولا التمسوا غيري

سراغ ديگران برويد و من اين خلافت را که شما به من تحميل مي کنيد ، نمي خواهم .  

شما در آينده شاهد يک سري انحرافات و اعوجاجات و مارقين و قاسطين و ناکثين مي شويد .

پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) همه اين ها را به اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) خبر داده بود .

خدايا تو را قسم مي دهيم به آبروي محمد وآل محمد هر چه سريعتر لباس فرج بر اندام مولايمان بقيه الله الاعظم (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) بپوشان .

خدايا به آبروي محمد و آل محمد ما را از انصار خاص آن حضرت قرا ر بده .

رفع گرفتاري از گرفتاران بنما .

جوائج حاجتمندان روا بفرما .

مجري :

خيلي تشکر مي کنيم از شما استاد عزيز و هم چنين از شما بينندگان عزيز و ارجمند که ما را در اين برنامه همراهي کرديد .

اللهم عجل لوليک الفرج

 




Share
1 | مجتبی | , ایران | ٢١:٥٧ - ٢٣ آذر ١٣٩٤ |
با عرض سلام و تشکر
درروایات در بحار هست که امام علی میفرمایند که محمد خاتم انبیاست و ایشان( یعنی امام علی ) خاتم اوصیا هستند.
منظور این احادیث چبست؟
مگر طبق احادیث معتقد نیستیم که ائمه ی بعد از امام علی، همه وصی هستند و خاتم الاوصیا امام زمان است؟
درپاورقی بحار اگر اشتباه نکنم، در توجیه خاتم الاوصیا بودن امام علی نوشته شده بود که، امام علی خاتم اوصیایِ انبیاست و امامان دیگر وصیِّ وصی قبلی خود هستند. که درنتیجه امام زمان خاتم اوصیای اوصیا هستند.
اما مگه ما اعتقاد نداریم که همه ائمه وصی رسول الله هستند؟
این توجیه پاورقی برطبق چه قرائن حدیثی است؟
ممنون. یا مهدی.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
اين مطلب که ائمه اوصياء پيامبر صلي الله عليه و آله هستند با آن چيزي که در خصوص حضرت علي عليه السلام امده است که خاتم اوصياء است، و در خصوص حضرت مهدي عليه السلام نيز آمده است که ايشان خاتم الاوصياء مي باشد، تعارضي وجود ندارد؛ چه اشکالي دارد حضرت مهدي (ع) وصي انبياء و وصي ائمه قبلي باشد؟
اگر در خصوص حضرت مهدي عليه السلام آمده است که خاتم الاوصياء در روايات ديگر نقل شده است که مراد خاتم اوصياء ائمه مي باشد به عنوان نمونه به چند مورد اشاره مي کنيم:
1-، و خاتم‏ الأوصياء النجباء الطاهرين صلوات الله عليهم أجمعين‏
إثبات الهداة بالنصوص و المعجزات ؛ ج‏2 ؛ صع130
2-وأنت المهدي و أنت حجة الله على‏ أرضه و أنت ولدي و وصيي و أنا ولدتك و أنت محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسى بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي بن أبي طالب ع ولدك رسول الله ص و أنت خاتم الأوصياء
الأئمة الطاهرين‏ و بشر بك رسول الله ص و سماك و كناك و بذلك عهد إلي أبي عن آبائك الطاهرين صلى الله على أهل البيت ربنا إنه حميد مجيد و مات الحسن بن علي من وقته صلوات الله عليهم أجمعين. طوسى، الغيبة ص273
با اين وجود در خصوص حضرت مهدي عليه السلام اشاره شده است که خاتم اوصياء ائمه مي باشد
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English