2020 April 3 - جمعه 15 فروردين 1399
تکفير اهل سنت توسط وهابيت
کد مطلب: ٧٠٧٤ تاریخ انتشار: ٠١ تير ١٣٩٣ - ١١:٤٤ تعداد بازدید: 1346
سخنراني ها » وهابیت
تکفير اهل سنت توسط وهابيت

محمد بن عبدالوهاب و تکفیر تمام فرق اهل سنت، اشعری معتزلی ماتریدی
حبل المتين 93/04/01

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاريخ : 01 / 04 / 93 

موضوع : تکفير اهل سنت توسط وهابيت

مجري :

برنامه حبل المتين که هفته يک شب تقديم شما بينندگان عزيز و ارجمند مي شود ، مباحثي دارد که به صورت سلسله وار مطالب مختلفي را تقديم حضور شما عزيزان کرده است . گاها اين مباحث بسيار طولاني مي شود و به صورت زنجيره اي اين مباحث را مشاهده مي کنيد . اخيرا به خاطر قضيه اي که در عراق رخ داده و تکفيري ها که گروه داعش را تشکيل داده و آبروي اسلام را برده اند و آن قتل و جنايت هايي است که حتي کفار هم عليه مسلمانان انجام نمي دادند ، اين مسلمان ها و به ظاهر مسلمان ها و انسان هايي که واقعا متوحش هستند و ظاهري اسلامي و انساني دارند ؛ ولي واقعا در درون گرگ هايي هستند که فقط به انسانيت واسلام توهين و جسارت مي کنند .

به خاطر اين قضيه که اتفاق افتاده ، مجبوريم مبحث مان را در اين موضوع قرار بدهيم و چهره از نقاب اين تکفيري هاي غير مسلمان ، برداريم ؛ چون اسلام به هيچ وجه اجازه نداده که جنايت و غارت بکنيم و اين ها فقط اسمي از اسلام بردند و در واقع غير اسلامي هستند .

طبق معمول هفته هاي گذشته در خدمت حضرت آيت الله حسيني قزويني هستيم . همان طور که عرض کردم مباحث ما پيرامون همين تکفيري هايي است که در حال حاضر در عراق خودش را نشان مي دهند و اين قتل و جنايت ها و ارهابي که به وجود مي آورند ، شما عزيزان در اخبار و رسانه ها مشاهده مي فرماييد .

حضرت استاد ! به دنبال مباحث قبلي از جنابعالي سؤال کرديم ، محمد بن عبد الوهاب که به عنوان امام تکفيري هاست بعد از ابن تيميه ، عموم مسلمانان را تکفير کردند . مي خواستم بپرسم علاوه بر مطالبي که قبلا فرموده بوديد ، آيا وهابي ها در کتاب هاي خود مطلبي دارند که به صراحت اهل سنت را تکفير کرده باشند ؟

حضرت آيت الله حسيني قزويني :       

 همان گونه که شما فرموديد ، امروز جهان اسلام گرفتار يک سري افراد تکفيري شده که بي مهابا و به صورت وحشيانه مسلمان ها را مي کشند و سينه مسلمان ها را مي شکافند و با افتخار به قلب يک انسان دندان مي زند و سرهاي بريده را روي آتش يا داخل ديگ يا بالاي تير برق قرار مي دهند يا امسال اين قضايا .

ما نمي دانيم کارهاي اين ها با چه منطقي قابل توجيه است . آيا وحشي هاي آمازون چنين کارهايي را با همنوعان خود انجام داده اند ؟ آن چه جاي تأسف است اين است که اين وهابي ها کارهاي خود را به نام اسلام و دين انجام مي دهند و اين اسلام گريزي و اسلام هراسي که امروز در جهان اتفاق افتاده ، به خاطر کارهاي ننگيني است که انجام مي دهند .

از همه دردآور تر اين است که يک عده از مفتيان مزدور ، کارشناسان وابسته به يهود و صهيونيسم و دشمنان اسلام ، کارهاي آن ها را توجيه مي کنند و به کارهاي آن ها مشروعيت مي دهند . به بنده اجازه دهيد تا از بعضي از آقايون گله کنم که از تريبون نماز جمعه که يک تريبون مقدس است ، استفاده مي کنند و مي گويند : دولت ها بايد حقوق اين ها را بدهند و علت اين همه کشتار و ترور را اين مي دانند که حقوق آن ها داده نشده است .

من نمي دانم که اين ها چه حقي دارند ، شايد در آخر برنامه بعضي از تصاوير و کليپ ها را پخش کنم . آن انسان جاني که از چچن آمده و مي گويد : من ششصد و چند سر را بريده ام ، آيا اين حقي دارد ؟ از حدود هشتاد کشور جهان آمده اند و مي جنگند ، از فرانسه و آلمان و غيره . اين ها چه حقي دارند که آمده اند و در منطقه مي جنگند ؟ دولت با اين ها بنشيند و چه بگويد ؟ اين ها اصلا اهل منطق هستند و منطقي است که بگوييم با اين ها صحبت کنيم ؟

به خودشان اجازه نمي دهند که آن ها را محکوم کنند و خداي نکرده مي ترسند که دلارها و ريال هايي که به ما مي رسد ، قطع شود . به جاي اين که باسمه آن ها را محکوم کنيم . اين کافي نيست ؛ بلکه آقايان بايد به صراحت به ميدان بيايند . نه اين که صداي آمريکا و مستکبرين ديگر از حلقوم بعضي ها خارج شود ، واقعا براي اين افراد متأسفيم بسيار متأسفيم که مي گويند بهترين راه اين است که دولت عراق ، يک دولت فراگير تشکيل دهد .

من نمي دانم کساني که به اين افراد اطلاعات مي دهند ، چقدر انسان هاي صادقي هستند ؟ يا اين که نه ، اين ها هم دستشان در دست کساني مثل گروه داعش آلوده به خون بي گناهان است . ما از اين عزيزان تقاضا داريم که همراه مردم و علماي شيعه و علماي بزرگ اهل سنت ، يک صدا شوند و اين ها را محکوم کنند . شما بايد دقت کنيد و دوست را از دشمن و اهل سنت را از سلفي کاملا بشناسند .

ما بارها در طول اين چهار سال گفتيم که خط اهل سنت از وهابيت و سلفيت جداست و هيچ مشکلي با اهل سنت نداشتيم و نداريم . همان شعار آيت الله سيستاني خط ما است که نگوييد برادران اهل سنت ، بگوييد عزيزان اهل سنت . افتخار ما هم اين است که در طول اين مدت تمام تلاشمان را به کار برديم که کوچکترين اهانتي مقدسات اهل سنت نکرده باشيم . حال اگر خطايي هم سرزده باشد ، خداي عالم از آن خطا چشم پوشي مي کند مگر اين که اين آقايان از خداي عالم هم سختگير تر باشند .

ما بارها گفته ايم که اگر کسي اهانتي را از ما ديدند ، اعلام کنند . ما حاضريم جايزه هم بدهيم و هم حاضريم عذر خواهي کنيم . به جاي اين که پشت درهاي بسته سخن بگويند ، علنا بيايند اين جا صحبت کنند . ما هم بر سر اهل سنت منت نمي گذاريم که به آن ها توهين نمي کنيم . اين دستور قرآن است که حتي نسبت به بت پرستان مي گويد :

ولاتسبّ الذين يدعون من دون الله ،

 به بت پرستان هم حق فحش دادن نداريد .

توصيه ائمه (عليهم السلام) و پيشوايان و مراجع ما است و به وظيفه خودمان عمل مي کنيم . حتي بنده تحدي کردم که نه در اين 15 سال که در رسانه هستم ؛ از دوران دبيرستان ، دانشگاه و حوزه ، اگر کسي سخني از من داشت که به مقدسات اهل سنت توهين کرده بودم ، ما حاضريم هم جايزه بديم ، هم عذر خواهي کنيم .

لذا بحث وهابيت و سلفي گري از اهل سنت جداست . امروز اين تکفيري ها و سلفي ها ، همان راه و روشي را که ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب بر تکفير تمام مسلمان ها رفته اند و همين کار را انجام مي دهند .

ما در جلسه قبل به صورت مفصل توضيح داديم که علماي مدينه و مکه در زير سر نيزه اعلام کردند که تمام مسلمان هاي مکه و مدينه و طائف و يمن ، کافر هستند و با آمدن دين محمد بن عبد الوهاب ، مسلمان شدند . بنده عبارتي را پيدا کردم که بسيار عجيب است حتي گفته من و اساتيدم مدتي کافر بوديم ، بعد از اين که برايمان حقايق روشن شد ، مسلمان شديم .

کتاب مؤلفات عبد الوهاب ، جلد پنجم الرسائل الشخصيه ، صفحه 270 :

من محمد بن عبد الوهاب إلى من يصل إليه من الإخوان ، المؤمنين بآيات الله المصدقين لرسول الله التابعين للسواد الأعظم من أصحاب رسول الله والتابعين لهم بإحسان ، وأهل العلم والإيمان المتمسكين بالدين القيم عند فساد الزمان ، الصابرين على الغربة والامتحان سلام عليكم ورحمة الله وبركاته ...

وقد منَّ الله عليكم بإقرار علماء المشركين بهذا كله سمعتم إقرارهم أن هذا الذي يفعل في الحرمين والبصرة والعراق واليمن أن هذا شرك بالله ...

از محمد بن عبد الوهاب به همه برادران از مؤمنين به آيات خدا و تصديق گران به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و کساني که سواد اعظم از صحابه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) پيروي مي کنند .

(البته اين ها مي گويند تقليد از سواد اعظم و اکثريت مسلمان ها بدعت و حرام است که در آينده مفصل بيان خواهيم کرد )

خداي عالم منت گذاشت به شما علماي مشرکين (علماي مکه و مدينه ) که اعتراف کردند کساني که در مکه و مدينه و بصره و عراق ... هستند ، مشرک مي باشند ....

محمد بن عبد الوهاب ، مؤلفات ، ج 5 رسائل الشخصيه ، ص 270 و 272

در کتاب الدرر السنيه في الاجوبه النجديه (مجموعه رسائل و مسائل علما نجد الاعلام از زمان محمد بن عبد الوهاب تا زمان حاضر ) جلد 1 کتاب العقائد ، صفحه 379 به بعد :

فاما بلاد النجد : فقد بالغ الشيطان في كيدهم وجد ، وكانوا ينتابون : قبر زيد بن الخطاب ويدعونه رغبا ورهبا بفصيح الخطاب ويزعمون انه يقضي الحوائج ويرونه من اكبر المسائل والولائج وكذلك عند القبر ....

ومن العجب : ان هذه الاعتقادات الباطلة والمذاهب الضالة والعوائد الجائرة والطرائق الخاسرة ، قد فشت وظهرت وعمت وطمت ، حتي بلاد الحرمين الشريفين ! فمن ذلك : مايفعل عند قبر محجوب ، وقبة ابي طالب ، فياتون قبره بالشماعات ...

في ذلك : ما يفعل عند قبره ، ميمونة ، ام المؤمنين رضي الله عنها في سرف ....

وفي الطائف : قبر ابن عباس رضي الله عنهما يفعل عنده من الامور الشركيه التي تشمئز منها نفوس الموحدين وتنكرها عباد الله الخلصين ...

كذلك ما يفعل : بالمدينة المشرفة علي ساكنها افضل الصلاة والسلام . هو من هذا القبيل بالبعد عن منهاج الشريعة والسبيل وفي بندر جدة ما قد بلغ من الضلال حده وهو قبر الذي يزعمون انه قبر حواء ...

وكذلك مشهد العلوي بالغوا في تعظيمه وتوقيره وخوفه ورجائه ...

وفي الحضرموت والشحر والعدن ويافع ما تستك عن ذكره المسامع ...

وفي ارض : نجران من تلاعب الشيطان وخلع ربقة الايمان ما لايخفي علي اهل العلم بهذا الشأن ...

وكذلك : الموصل وبلاد الاكراد ، ظهر فيها من اصناف الشرك والفجور والفساد وفي العراق من ذلك بحره المحيط بسائر الخلجان ، وعندهم المشهد ، الحسيني قد اتخذه الرافضة وثنا ، بل ربا مدبرا وخالقا ميسرا واعادوا به المجوسية واحيوا به معاهد الات والعزي وما كان عليه اهل الجاهلية .

والجملة : فهم شر تلك الامصار ، واعظمهم نفورا عن الحق ، واستكبارا والرافضة : يصلون لتلك المشاهد ويركعون ويسجدون لمن في تلك المعاهد ...

ولم يبق مما عليه النصاري سوي دعوي الولد ...

وكذلك جميع قري الشط والمجرة ... وفي القطيف والبحرين من البدع الرافضة والاحداث المجوسية والمقامات الوثنية ما يضاد ويصادم ...

فمن اطلع علي هذه الافاعيل وهو عارف بالايمان والاسلام وما فيهما من التفريع والاناصيل : تيقن ان القوم قد ضلوا عن سواء السبيل .

منطقه رياض ( آنجا همه اهل سنت هستند ) شيطان در پوست مردم رفته است . آن ها کنار قبر زيد بن خطاب ، برادر خليفه دوم ، مي روند و حوائج خود را از او مي خواهند و آن را از بزرگترين مسائل خود قرار داده اند ...

اين مذاهب باطل و اعتقادات گمراه کننده ( در اين جا مراد از مذاهب ، شيعه است يا مذاهب چهار گانه اهل سنت ) فراگير شده حتي به سرزمين هاي مکه و مدينه هم رسيده . در کنار قبر ابوطالب (عليه السلام ) احترام مي گذارند و از او طلب حاجت مي کنند. هم چنين در کنار قبر ميمونه ام المؤمنين همين کار را انجام مي دهند .

 در طائف قبر ابن عباس است که در کنار آن امور شرکي انجام مي دهند ، اموري که نفوس موحدين از آن بدشان مي آيد و قلوب بندگان مخلص خدا آن را انکار مي کنند . ( در اين جا منظور از بندگان مخلص ، محمد بن عبد الوهاب و اعوان وانصارش است )

 در مدينه مشرفه هم همين کارها را انجام مي دهند و از شريعت دور شده اند . در بندر جده اين گمراهي از حد گذشته است ...

آيا اين کار شيعه است ؟ پس معلوم مي شود اهل سنت تا قرن دوازدهم به امهات مؤمنين و بزرگان و اولياي الهي احترام مي گذاشتند و کنار قبر آن ها مي رفتند و از آن ها حاجات خود را طلب مي کردند .

در کنار قبر اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) مردم مي آيند و به ايشان احترام گذاشته و از ايشان طلب حاجت مي کنند .

اما در مصر و سرزمين هاي آن ، امور شرکي و بت پرستي و دعاهاي فرعوني به قدري زياد است که کتاب گنجايش آن را ندارد .

توجه داشته باشيد که هيچ جايي از تکفير محمد بن عبد الوهاب در امان نمانده است .

در حضرموت ، عدن ، شحر و يافع چيزهايي است که اصلا گوش توانايي شنيدن را ندارد .

در سرزمين نجران شيطان به قدري با مردم بازي مي کند و ايمان .......؟؟؟؟؟

در موصل (که حدود 90 يا 95 در صد از جمعيت آن اهل سنت هستند ) و همچنين کردستان ، اصناف شرک و فسق و فجور در آن به وجود آمده است .

تا اين اين جا مر بوط به اهل سنت بود ، از اين به بعد در مورد شيعيان است .

در عراق ، شيعيان کربلا را بت قرار داده ؛ بلکه کربلا را پرودگاري قرار دادند که تدبير امور در دست اوست .

خلاصه سخن اين که شيعه ها در برابر ائمه (عليهم السلام) رکوع و سجده مي کنند .

اين کاري که شيعيان انجام مي دهند مثل کاري است که نصاري مي کنند ، با اين تفاوت که نگفته که مثال امام حسين يا امام حسن يا اميرالمؤمنين (عليهم السلام) پسر خدا هستند .

در قطيف و بحرين و قري الشط هم چنين کارهايي انجام مي شود . هر کس از اين کارها مطلع باشد ، مي داند که همگي آن ها از صراط مستقيم خارج شدند و از دستورات قرآني منحرف شده اند .

محمد بن عبد الوهاب ، الدرر السنيه في الاجوبه النجديه ، ج 1 کتاب العقائد ، ص 379 به بعد

ببينيد اين شخص چقدر بي حيا و پست است ، چقدر از دين و ديانت جداست . ما گفتيم اگر از يک پير زن در کنار حرم اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب (عليه السلام) يا هر کدام از ائمه معصومين (عليهم السلام) بپرسيد شما حاجت خود را از اين امام بدون اذن خداوند مي خواهي يا اين که امام را خدا قرار داده اي ؟ همان پير زن که سواد بالايي هم ندارد ، با لنگه کفش خود بر دهان تو وهابي کثيف مي کوبد و به صورتت آب دهان مي ريزد و مي گويد : اين چه توهيني است که به ما مي کني ؟ اگر من به اين جا آمده ام به عنوان يک بنده مخلص به او متوسل شده ام و او را زيارت مي کنم . اين چه اشتباهي است که مي‌کنيد ؟

 شما وهابي و سلفي و وهابي زده ، مقداري حواستان را جمع کنيد ، مقداري با خود فکر کنيد . اصلا شيعه را نام نمي بريم ، همين بزرگان اهل سنت مثل ابن حبان که به حرم امام رضا (عليه السلام) مي آمد و مي گفت : من اين را تجربه كردم که هر زمان مشکلي داشتم يا گرفتاري پيش مي آمد به حرم امام رضا (عليه السلام) مي رفتم و گرفتاري هايم حل مي شود جربته مرارا فوجدته کذلک .

آيا اين ها هم امام رضا (عليه السلام) را مي پرستيدند ؟ اين هايي كه كنار قبر حضرت موسي بن جعفر (عليه السلام ) را مي پرستيد ند ؟ ان شاء الله در ويژه برنامه توسل که خواهيم داشت ، تمام مدارکي را که بزرگان اهل سنت به ائمه (عليهم السلام) متوسل مي شدند و نتيجه مي گرفتند ، نشان مي دهم .

 از اين آقايان اهل سنتي که به حرم امام رضا (عليه السلام ) مي آيند ، بپرسيد که واقعا شيعيان درمقابل امام رضا (عليه السلام) رکوع و سجود مي کنند ؟ که اين شخص چگونه به اجازه داده که چنين توهيني را به شيعيان کند ؟

اين نمونه اي از حرف هايي است که مطرح مي کند . با توجه به اين تکفير ها ديگر چيزي هم باقي مي ماند ؟

از مؤلفات محمد بن عبد الوهاب ، رسائل الشخصيه ، صفحه 186 :

من محمد بن عبد الوهاب إلى من يصل إليه هذا الكتاب من المسلمين سلام عليكم ورحمة الله وبركاته ....

... ويتبين أن الإعتقاد في الصالحين النفع والضر ودعاءهم كفر ينقل عن الملة فيقولون الناس لهم إنكم قبل ذلك جهال لأي شيء لم تأمرونا بهذا . وأنا أخبركم عن نفسي والله الذي لا إله إلا هو

قد طلبت العلم واعتقد من عرفني أن لي معرفة وأنا ذلك الوقت لا أعرف معنى لا إله إلا الله ، ولا أعرف دين الإسلام قبل هذا الخير الذي منّ الله به . وكذلك مشايخي ما منهم رجل عرف ذلك ، فمن زعم من علماء العارض أنه عرف معنى لا إله إلا لله أو عرف معنى الإسلام قبل هذا الوقت ، أو زعم عن مشايخه أن أحداً عرف ذلك فقد كذب وافترى ولبس على الناس ومدح نفسه بما ليس فيه .

نامه محمد بن عبد الوهاب است براي هر مسلماني که اين نامه به دست او رسيد ...

هر گونه اعتقاد در بندگان صالح خدا که در آن نفع و ضرري باشد يا اين انساني را بخواند مثل يا علي يا حسين ، کفر است و انسان را از اسلام بيرون مي آورد . شما که الان دم از توحيد مي زنيد ، آيا شما خودتان جاهل بوديد ؟

محمد بن عبد الوهاب از سال 1157 شروع به اين تبليغات کرده و به قول خودش مردم را به توحيد دعوت کرده است . آيا شما قبل از اين جاهل بوديد يا اين که شما هم کافر بوديد ؟

من از خودم به شما خبر مي دهم ، قسم به خدايي که جز او خدايي نيست ( البته مراد همان خداي الاغ سوار است نه خدايي که ليس کمثله شي است ) دنبال علم رفتم . قبل از اين تحقيقاتم معناي لا اله الا الله را نمي فهميدم . ( در اين جا خودش اعتراف مي کند که من کافر بودم ) قبل از اين که من اين روايت را ببينم ، اصلا اسلام را نمي شناختم و هيچ کدام از اساتيد من هم معناي لا اله الا الله هم نمي دانستند و اسلام را نمي شناختند ( کافر بودند ) . هر کدام از علما اگر بگويد که من قبل از محمد بن عبد الوهاب معناي لا اله الا الله و اسلام را فهميده بودم ، دروغ گفته و افتراء بسته و بر شيطان تلبيس کرده و خودش را موحد نشان داده در صورتي که کافر بودند .

محمد بن عبد الوهاب ، رسائل الشخصيه ، ص 186

يعني اين که تا قبل از قرن دوازدهم هر کس هم آمده ، همه کافر بودند . يک مناظره اي بين محمد بن عبد الوهاب با يک پير زن صورت گرفته بود که از مي پرسد : شما که معتقديد قبل از شما همه کافر بودند ؛ پس اين اسلام را شما از کجا گرفتيد ؟ به شما وحي شد ؟ گفت : نه . از آثار گذشتگان گرفتم . پيرزن گفت : گذشتگان که همه کافر بودند ، پس شما دينتان را مشرکين گرفته ايد .

 بنابراين يا بايد بگوييد که خداوند عالم اين دين به من وحي کرده ، با اين وحي فهميدم که اسلام چيست ؟ يعني شما منکر خاتميت باشيد . بسيار عجيب است ، من دلم به حال اين حضرات مي سوزد ؛ چون شيطان جسم و روح آن ها حلول کرده و به قول يکي از علماي اهل سنت ، مي گفت : قبل از اين که عبد الوهاب با همسرش نزديکي کند ، شيطان با او نزديکي کرده و نطفه محمد بن عبد الوهاب بسته شده . که مفصلا آن را بيان کرديم .

در کتاب دعاوي المناوئين کل کساني را که عليه محمد بن عبد الوهاب سخن گفته اند را مطرح مي کند از جمله محمد بن فيروز ، يکي از علماي اهل سنت است که محمد بن عبد الوهاب هم از او توصيفات زيادي کرده بود :

 ويصف الشيخ الامام محمد بن فيروز _ اثناء رسالته لاحمد بن ابراهيم مطوع مرات _ فيقول : (ولكن تعرف ابن فيروز انه اقربهم الي الاسلام وهو رجل من الحنابلة وينتحل كلام الشيخ ابن تيمية وابن قيم خاصة ... ) ولكن هذا الخصم _ محمد بن فيروز _ قد بلغت محاربته ومناهضته لهذه الدعوة حدا لايوصف ....

... بل لعل الشيخ يعني عبدالوهاب غفل عن مواقعة امه_ يعني محمد بن عبد الوهاب _ فسبقه الشيطان اليها فكان ابا لهذا المارد ...

محمد بن عبد الوهاب ، محمد بن فيروز را مدح و ثناء کرده و گفته : ابن فيروز نزديک ترين علماي اهل سنت به اسلام است . او مردي از حنابله و پيرو ابن تيميه و اين قيم است . ولکن به طوري عليه محمد بن عبد الوهاب سخن گفته که قابل وصف است .

 عبد الوهاب از همبستري با مادر محمد بن عبد الوهاب غافل شده و مواظب او نبوده . شيطان قبل از عبد الوهاب با مادر او همبستر شده . پس شيطان پدر او شده است .

ما نمي دانيم که قضيه چيست . اگر اين مطلب را يک شيعه نقل کرده بود ، بنده مطرح نمي کردم . حتي اگر يکي از صوفي ها يا يکي از شافعي ها آن را گفته بود ، باز هم نقل نمي کردم . در اين جا مي گويد : ابن فيروز از پيروان ابن تيميه و ابن قيم است . با اين وجود و با اين سابقه محمد بن عبد الوهاب چنين سخناني را بگويد ، هيچ دور از انتظار نيست ؛ اما اين که افرادي بيايند و از اين فرد تبعيت کنند و او را شيخ الاسلام و امام مي دانند و تازه بگويند کسي نمي تواند کلامي خلاف قرآن در کتاب هاي محمد بن عبدالوهاب پيدا کند . قرآن به صراحت مي گويد : ولا تقولوا لمن القي اليکم السلام لست مؤمنا .

در صورتي که ايشان تمام مسلمانان را در مکه ، مدينه ، طائف ، يمن ، عراق و موصل ، تکفير کرده و همه را مشرک مي داند . جالب اين است از محمد بن عبد الوهاب سؤال مي شود افرادي که سخن شما را نشنيده اند ، آيا اين ها کافر هستند يا خير ؟ به بعضي از بلادي که ما حمله مي کنيم و آن ها را مي کشيم ، قبل از کشتن آن ها را به توحيد دعوت کنيم ؟

پاسخ مي دهد : نه ، لازم نيست که مردم مکه و مدينه را به توحيد دعوت کنيد ، همه را بکشيد .

سئل ابناء الشيخ : محمد بن عبد الوهاب :   من لم تشمله دائرة امامتكم ويتسم بسمة دولتكم هل داره دار كفر وحرب علي العموم ؟

... ان اهل اليمن وتهامه ، الحرمين و الشام والعراق ، قد بلغتم دعوتنا وتحققوا انا امر نأمر بإخلاص العبادة لله .

... ومثل هؤلاء لاتجب دعوتهم قبل القتال ، فان النبي ’ اغار علي بني المصطلق وهم غارون وغزا اهل المكة بلا انذار ولا دعوة .

واما قوله ’ لعلي يوم الخيبر ، لما اعطاه الراية وقال : انقذ علي رسلك حتي بساحتهم ثم ادعهم الي الاسلام

فرزندان محمد بن عبد الوهاب سؤال کردند : اگر حوزه امامت و صداي توحيد شما به گوش کسي نرسد ، آيا آن جا دار کفر است و بايد با آن ها جنگيد ؟

پاسخ مي دهد اهل تهامه و يمن و حرمين و شام و عراق دعوت ما به آن ها رسيده و آن ها مي دانند که ما خالصانه آن ها را به عبادت خداوند دعوت مي کنيم .

اگر مي خواهيد به آن مناطق حمله کنيد و بکشيد ، لازم نيست آن ها را دعوت کنيد همين که شنيده اند که محمد بن عبد الوهاب به توحيد مي کند ، حجت تمام است . مکه و مدينه و شام و عراق ، دعوت ما را شنيده اند ، لازم نيست آن ها را دعوت به توحيد کنيد ؛ زيرا پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) بر يهودي هاي بني مصطلق هجوم آورد و حال آن که آن ها را به اسلام دعوت نکرد . هم چنين به مکه هم حمله کرد ، بدون اين که آن ها را بترساند و بدون اين که آن ها را به توحيد و اسلام دعوت کند .

واقعا نمي دانيم در باره اين شخص چه بگوييم . چگونه دروغ به اين بزرگي را بيان مي کند ، در صورتي که پيامبر بزرگوار اسلام 13 سال مردم مکه را به اسلام دعوت کرد .

اگر اين کتاب چاپ بيروت يا قاهره بود ، شايد مي گفتم که مطلب را کم و زياد کرده اند ؛ اما اين کتاب را خود آقاي آل الشيخ به من داده است .

اما زماني که پيامبر (صلي الله عليه و آله) پرچم را به علي بن ابيطالب (عليه السلام) داد و گفت : يا علي اين ها را ابتدا به اسلام دعوت کن ، اگر قبول نکردند با آن ها بجنگ . پس اين کار مستحب است .

محمد بن عبد الوهاب ، دعاوي المناوئين ،

ببيند چه تفسير ناجوانمردانه اي ! واقعا من نمي دانم که وقاحت و تسريع اين فرد را بر تکفير مسلمانان از چه تعبيري استفاده کنم . من نمي دانم که اولين چيزي که در کودکي خورده خون بوده يا چيز ديگري ! در مورد پدرش مي گويند : انسان صالحي بوده و هميشه مي گفت که اين پسر من انسان نادرستي است ، هم از دين خارج مي شود و هم مردم را از دين منحرف مي کند و هميشه مردم را از معاشرت و دوستي با او بر حذر مي داشت .

در اين جا هم امر به دعوت دليل بر وجوب است ، مگر اين که قرينه اي بر استحباب باشد . دليل بر استحباب را از کجا آوردي ؟ اين شخص هنوز از الفباي اوليه اجتهاد و اسلام خبر ندارد . اگر از يک بچه مسلمان بپرسيد که آيا پيامبر (صلي الله عليه و آله) مردم مکه را انذار و دعوت کرد يا نه ؟ آن بچه مي داند. اگر بگويي که زماني که رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به مکه حمله کرد ، مردم را به اسلام دعوت نکرد ، به تو مي خندند . اين نشان دهنده اين است که اين فرد تا چه حدي از مسائل اسلامي به دور است .

اين فرد با اين شخصيت و اين سطح علمي ، رهبر تکفيري ها شده . نکته جالب اين است که همه فرق اهل سنت از جمله شافعي ، مالکي ، معتزله ، اشاعره ، حنابله ، ماتريدي هم کافر هستند . حتي گفته اند که احناف ، يهود اين امت مي باشند . عزيزان ما مقداري دقت کنيد ، چه اين ها چه افرادي هستند .

کتاب التوحيد ، تأليف عبد الله بن محمد الغنيمان (از علماي بزرگ وهابي ها و رئيس دراسات علياي يعني مقطع دکترا در مدينه منوره است ) جلد 1 :

... وقد انتسب الي الاشعري اكثر العالم الاسلامي اليوم من اتباع المذاهب الاربعة ...

وهذا ولابد لعلماء الاسلام _ ورثة رسول الله ’ _ من مقاومة هذه التيارت الجارفة علي حسب ما تقضيه الحال ، من المناظرات ، او بالتاليف ... وقد يصل الامر احيانا الي شهر السلاح .

امروز اکثر پيروان مذاهب اربعه در جهان اسلام از نظر کلامي ، اشعري هستند .

علماي جهان اسلام بايد در برابر اين گروه فاسد و بي محتوا قيام کنند و با اين ها مناظره کنند .... اگر زير بار نرفتند ، با شمشير آن ها را اصلاح کنند .

الغنيمان ، عبد الله بن محمد ، کتاب التوحيد ، ج1

اين جا ديگر بحث رافضه و شيعه نيست ، اکثر جهان اسلام اشعري هستند . اين اشاعره هم افرادي بي عقل هستند و گرفتار باطل شده اند . با اين ها بايد بحث و مناظره کنيد ، اگر زير بار مناظره نرفتند ، با آن ها بجنگيد .

اما در مورد علماي ماتريدي که عقيده سلفي دارند که اکثر علماي شرق کشور ماتريدي هستند .

در کتاب ماتريديه (عداء الماتريدي للعقيده السلفيه ) تأليف شمس سلفي افغاني ، ج 1 ، صفحه 434

 في بيان ان الماتريدي وزملاءهم الاشعري فرقة مبتدعة كلامية من اهل القبلة وليسوا من اهل السنة المحضة .

 صراحتا بيان مي كند ؛ ماتريدي ها و شاگردان آن ها فرقه بدعت گذاري هستند که از اهل سنت محض محسوب نمي شوند .

شمس الدين سلفي افغاني ، ماتريديه ، ج 1 ، ص 434

در سايت دکتر سفر بن عبد الرحمن الحوالي ، از مفتيان شماره 2 عربستان سعودي ، مي گويد :

فتبين ان الاشاعرة ليسوا من اهل السنة والجماعة بل هم من اهل البدعة والضلالة

 اشاعره از اهل سنت و جماعت نيستند ؛ بلکه اهل بدعت و گمراهي هستند .

پس در اين جا بحث شيعه و وهابيت نيست ، بحث اسلام و وهابيت است .

اما در مورد جماعت تبليغ در ايران ، پاکستان ، هندوستان بسيار زياد هستند . تعبير و تفسيري که اين ها در مورد تکفير جماعت تبليغ دارند ، شايد دويست برابر بيشتر از شيعه به اين جماعت حمله مي کنند. که ان شاء الله مفصلا بيان خواهم کرد .

در کتاب نظره عابره اعتباريه حول جماعه تبليغ ، تأليف استاد سيف الرحمن احمد ، چاپ دار الحديث مدينه منوره :

ولقد صدق من قال ان يهود هذه الامة هم الشيعة ، وان يهود اهل السنة هم المقلدون الجامدون وخاصة بعض الاحناف امثال هؤلاء التبليغيين الدين يناصرون الجهل والتقليد الجامد وعبادة الكبراء وتعظيمهم والخضوع لهم . ويرجون البدعة في المسلمين ويوجبون علي المسلمين مالم يوجبه الله ويشرعون لهم مالهم يشرعه الله ورسوله .

يهود اين امت ، شيعه است و يهود اهل سنت هم آن هايي هستند که مقلد ائمه خود و آدم هاي خشکي هستند ( اهل تبليغ يعني شافعي ها مقلدين امام شافعي ، حنبلي ها مقلدين احمد بن حنبل ، مالکي ها مقلدين امام مالک ، حنفي ها مقلدين امام اعظم ) به ويژه بعضي از احناف ، آن هايي که اهل تبليغ هستند کساني که اسلام را تبليغ نمي کنند ؛ بلکه بدعت را تبليغ مي کنند .

سيف الرحمن احمد ، نظره عابره اعتباريه ، چاپ دار الحديث مدينه منوره

ما کليپي از اين آقايان درباره تکفير يکي از علماي اهل سنت پخش کرديم ، صداي اعتراض اين ها به آسمان هم رسيد . گفتند که شبکه ولايت و قزويني عقده داشتند و مي خواستند شبکه هاي ما را زير سؤال ببرند . آمدند گفتند که ما در مورد ملا عمر سربازي چنين سخناني گفته ايم .

جالب اين است که کارشناس آن ها مي گويد : اين ها توطئه کردند و يکي از عوامل خود را فرستادند تا از ملا عمر سربازي پرسيدند . کارشناس ما هم اشتباهي پاسخ داده است .

ما به ملاعمر سربازي کاري نداريم ، اين همه تکفير فرق اربعه اهل سنت را چه طور پاسخ مي دهيد؟ امروز اين تکفيري هاي اجاره اي تحت تأثير اين سخنان هستند و از هيچ جا خبر ندارد و نمي داند که داستان چيست . با چند عبارت از ابن تيميه و محمد بن عبد الوهاب ، سر يک انسان بي گناه را زنده زنده قطع مي کند ، گويا اين که ريشه درخت را جدا مي کند . جالب اين که الله اکبر هم مي گويد و از خدا مي خواهد اين عمل خالص را از ما بپذير .

مجري :

در يک جمع بندي که از اين مباحث مي توان داشت اين که محمد بن عبد الوهاب به عنوان امام اين تکفيري ها چه کار کرده و چگونه قاطبه مسلمانان را غير از خودشان تکفير کرده اند ، فرقي هم نمي کند که شيعه باشد يا سني . از مکه و مدينه گرفته تا يمن و مصر عراق و شام غير از خودشان را تکفير کرده اند . ان شاء الله يکي از سؤالات ما در جلسه بعد اين است که آيا به صورت صريح حنابله يا شافعي ها را به خصوصه نام برده و تکفير کرده اند ؟

استاد به صورت کلي مطالبي را فرمودند ، که مفصلا در جلسه آينده به آن مي پردازيم . اين حقايق بايد براي ما و شما و مخصوصا برادران اهل سنت روشن شود . در هر صورت اين تکفيري ها بليه اي است که جهان اسلام را در بر گرفته ، افرادي با ريش هاي بلند که سر هاي مسلمانان را مي برند و تکبير مي گويند و مي خواهند اسلام را اين گونه به جهان معرفي کند . از خداوند مي خواهيم که شر اين عده را از جهان اسلام بر طرف کند . ان شاء الله

 

تماس بينندگان

بيننده : آقاي فتح الله زاده از اروميه ـ شيعه

بنده از اين علماي وهابي چند سؤال داشتم . يک بار آقاي ملازاده گفت اگر امام زماني وجود داشت ، بايد در قرآن مي آمد . اولا اين که ما 124 هزار پيامبر داريم ، يا اين ها نيستند ؛ چون نامي از اين ها در قرآن برده نشده . يا اگر هستند ، شما چگونه ثابت مي کنيد که ما 124 هزار پيامبر داريم .

سؤال دوم اين که آقايان مي گويند : اگر ما به غير خداوند متوسل شويم ، اشتباه است . پس زماني که بيمار مي شويم ،بايد مستقيم از خداوند نخواهيم ما را شفا دهد . در اين صورت به دکتر مراجعه نمي کنيم . يا اين که خداوند به چه دليل پيامبر را در بين مردم قرار داد ، چرا خود خدا بين مردم نيامد براي اين که مستقيما مردم را راهنمايي کند .

بنده در اروميه تعدادي از دوستانم اهل سنت هستند . زماني که در مورد وهابيت با آن ها صحبت مي کنم ، مي گويند : اين وهابيت اصلا از ما نيستند .

اين وهابي ها که ما را به جرم اين که اميرالمؤمنين و امام حسين (عليهم السلام ) را صدا مي کنيم ، تکفير مي کنند . پس چگونه است که اين همه انسان بي گناه را مي کشند ، در هيچ کتابي و در هيچ مذهبي کشتن انسان ها را جايز نمي دانند .

حضرت آيت الله حسيني قزويني :

نکته جالبي را بيان کردند ، اگر چنان چه ادعوني استجب لکم باشد و فقط خداوند را صدا بزنيم ، بيمار هم که مي شوند ، فقط خدا را صدا مي زنند يا اين که به دکتر مراجعه مي کنند . زماني که گرسنه مي شوند ، سراغ غذا مي روند يا اين که خدا را صدا مي کنند ؟

اگر بنا باشد که همه جا الله را صدا کنيم ، پس اسباب کجا هستند ؟

بيننده : آقاي براهويي از زاهدان ـ اهل سنت

استاد قزويني ! به استحضار شما برسانم که تمام مردم اهل سنت شرق ايران با شما در رابطه با اين تکفيري هايي که در عراق و سوريه انسان کشي به راه انداخته اند ، هم عقيده هستند . کساني که انسان ها را مي کشند ، طبق سخن خداوند که کلمه مي فرمايد :

لا اله الا الله حصني فمن دخل حصني امن من عذابي

همه کساني که اين کلمه را بگويند ، در پناه من مي باشند .

اين توحيد خالص خداوند است که تمام مسلمين در عالم آن را مي دانند و از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) گرفته اند . در نتيجه کسي که کلمه لا اله الا الله را بگويد ، خون و جان و آبروي او در امان است . چگونه مي شود که عده اي به نام اسلام و قرآن ، شمشير مي کشند و گلوي گوينده لا اله الا الله را ببرند . اين ها هم از محمد بن عبد الوهاب سرچشمه گرفته و مقصر اصلي او است . محمد بن عبد الوهاب 1200 سال بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) آمد و اين فرقه نوظهور بد کيش را به وجود آورد.

محمد بن عبد الوهاب در قرن دوازدهم متولد شد و تحصيلات خود را در مذهب حنبلي ادامه داد و يکي از علماي فعال حنبلي بود . منتها عقايدي را به عنوان حکم قرآن و سنت اعلام کرد که بر خلاف عقايد احمد بن حنبل ، علما اهل سنت و تشيع بود . به طور مثال فتوا داد که زيارت قبور اولياء و صالحين بدعت است و واجب است که بارگاه آن ها خراب شود . او بر خلاف مذاهب اسلامي گفت : شفاعت خواهي و اعتقاد به حيات برزخي کفر و شرک است و حتي گفت که مزار و گنبد نبي مکرم اسلام (صلي الله عليه و آله) هم بايد تخريب شود .

حضرت آيت الله حسيني قزويني :

 در مانيتور بنده تصوير تروريستي است که سر 378 انسان را بريده به نام ابو وليد مسلم . به گزارش العالم که نوشته مسلم چچني که از اعضاي گروهک تروريستي النصره است . وي در سال 2012 از مرزهاي ترکيه وارد سوريه شد . اين تروريست چچني که به عنوان خشن ترين جنگجو در ميان گروه هاي شبه نظامي ، شهرت داشت . ايشان عمليات سر بريدن طرفداران نظام سوريه را در تمام مناطق تحت کنترل شورشيان به او واگذار مي شد . گاهي اين تروريست ده ها کيلومتر سفر مي کرد تا سر يک شهروند نگونبخت سوري را که به دست شورشيان و تروريست ها افتاده ، از تن جدا کند .

من از بعضي از آقاياني که مي گويند : دولت ها بايد حقوق اين شورشيان را بدهند .

ما از آن ها مي خواهيم که در همان تريبون مقدس نماز جمعه براي مخاطبين خود بگويند که اين شخص به چه حقي به سوريه آمده و به اعتراف خودش ، 378 مسلمان را سر بريده . اين شخص به چه حقي اين کار را انجام داده ؟ آيا اين شخص ارزش دارد که دولت ها با چنين افرادي حرف بزنند ؟

بياييد به صراحت بگوييد کساني که در سوريه و عراق جنايت مي کنند ، مسلمان نيستند . جالب است که در زير نويس يکي از شبکه هاي شيطاني ديدم که نوشته بود ، داعش فقط سه هزار نفر هستند ، در صورتي که دو ميليون نفر عليه اين ها جمع شده اند .

يا شما خود را به حماقت زده ايد يا اين که مخاطبين خود را احمق فرض کرده ايد . امروز جنگ در سوريه و عراق ، جنگ سه هزار يا سيصد هزار نفر نيست ، امروز سوريه با نيروهايي که از هشتاد کشور جمع شده اند ، مي جنگد . دولت هاي غربي و تعدادي از کشورهاي عربي همه گونه حمايتي از آن ها مي کنند . عراق در حال حاضر با چندين کشور مي جنگد .

به نظر شما اين تکفيري ها ، سلاح هاي پيشرفته را از کجا آورده اند ، از آسمان آمده يا اين که محمد بن عبد الوهاب به عنوان گنج براي اين ها به جا گذاشته . ما بارها گفتيم که بترسيد از روزي که مرجعيت شيعه فتواي جهاد بدهند . از همين جا اعلام مي کنم که ان شاء الله در آينده نزديک همين تروريست ها به کشورهايشان بر مي گردند و بلاي جان دولت هاي خود مي شوند .

بيننده : علي از اصفهان ـ شيعه

بنده مي خواستم چند نکته را عرض کنم و هم چنين يک انتقاد هم داشتم که شما هنوز سوابق محمد بن عبد الوهاب را براي بينندگان بيان نکرده ايد . محمد بن عبد الوهاب از پيروان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نيست ؛ بلکه از پيروان مستر همفر است . ايشان در ملاقات هايي که با مستر همفر از طريق وزات مستعمرات داشتند ، هدفي را پي ريزي مي کردند .

مجري :

شما اگر برنامه سراب وهابيت را ديده باشيد ، اين مباحث به صورت مفصل بيان شده است .

بيننده :

نکته اي هم در رابطه با کذاب بودن اين شبکه هاي وهابي بيان کنم . بنده يک سال قبل حديثي را از زبان مجري اين شبکه شنيدم که مي گفت اين حديث از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) است . جالب است که يکي دو هفته قبل همان حديث را علنا تحريف کردند و به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) دروغ بستند و حکم چنين فردي کاملا مشخص است .     

نکته اي ديگري هم در رابطه با داعش و تکفيري ها مطرح کنم مبني بر اين که بنده روايتي را در کتاب مستدرک الوسائل ديدم که از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) نقل شده بود که فرمودند : زماني مي رسد که عده اي به شکل انسان هستند ؛ اما قلب هايشان از شيطان است . مثل گرگ گرسنه خون مي ريزند و از منکري که مي کنند ، نهي نمي شوند . اگر از آن ها تبعيت کني ، شما را به شک مي اندازد و اگر با آن ها سخن بگويي ، تکذيبت مي کنند . اگر از آن ها دور شوي ، غيبتت را مي کنند . سنت در بين آن ها بدعت است و بدعت در بين آن ها سنت است . مؤمن در ميانشان ، فاسق و فاسق در بين آن ها مؤمن است . در بين آن ها خون ريختن مباح است ، در حالي که در قرآن کريم آمده :

وما ارسلناک الا رحمة للعالمين

ما تو را نفرستاديم مگر اين که رحمت براي جهانيان باشي .

 آيا کسي که رحمت براي عالميان است ، مي تواند از شريعت که بر جاي گذاشته ، خون و خونريزي برداشت شود ؟

نکته ديگري در مورد معناي مولا است که مولا در حديث من کنت مولا فعلي مولاه . غير از شيعيان بقيه مسلمانان معناي مولا را در اين جا به معناي دوست گرفته اند . در صورتي که مولا در يکي از آيات قرآن به معناي ولي و سر پرست معنا شده

 اين که خداوند ولي و سر پرست کساني است که ايمان آورده اند و کافران هيچ ولي و سر پرستي ندارند .

بيننده : ابراهيم از شوشتر ـ اهل سنت

بنده مي خواستم مطالبي را در مورد اسلام بيان کنم . بعد از اين که رسول خدا (صلي الله عليه و آله)‌ اسلام را به مسلمانان هديه کرد ، مسلمانان را دور هم جمع کرد و به آن ها تمدن را آموخت . بعد از آن تمدن اسلام در حال پيشرفت و تمدن غرب در حال افول ديديم . اما حدود دويست يا سيصد سال است که جنگ فرقه اي بين مسلمانان ايجاد شده و اين بلايي بود که به جان اسلام و مسلمانان افتاد .

من نمي دانم مسلمانان به چه عنواني به جان هم افتاده اند و به نام اسلام يکديگر را مي کشند .

حضرت آيت الله حسيني قزويني :

در حال حاضر بحث شيعه وسني مطرح نيست . اگر تاريخ اسلام را نگاه کنيد ، مي بينيد در مناطقي که اصلا شيعه وجود نداشت ، کشت و کشتارهايي به راه انداختند که شيعه و سني مطرح نبود . يا در اختلافاتي که در قرن پنجم و ششم در اصفهان ميان خود اهل سنت اتفاق افتاد ، چه کشت و کشتاري شد. در بغداد و نيشابور هم چنين اتفاق هايي رخ داد .

در حال حاضر دشمن به دنبال اين است که يک جا شيعه و سني را به جان هم مي اندازد . جاي ديگر شيعيان را به جان هم مي اندازد . در جاي ديگر هم سني ها را .

 به گفته شما اختلاف در بين امت اسلامي به هر نامي که باشد ، به نام شيعه و سني باشد يا به نام سني و وهابي باشد ، اين علماي بزرگ حنبلي که مي گويند :

قال المحدث الامام ابو حاتم بن خاموش الرازي : فكل من لم يكن حنبليا فليس بمسلم

هر کس حنبلي نباشد ، مسلمان نيست .

شمس الدين ذهبي ، تذکره الحفاظ ، ج 3 ،1187

اين مطلب را يک انسان عادي نگفته ، يک امام که به معناي بالاتري درجه علمي اهل سنت است ، که در مقايسه با شيعه به عنوان يک مرجع تقليد است ، بيان کرده است . اگر دقت کنيد ، در تک تک حروف آن ، آثار خيانت و جنايت دشمنان اسلام را مي بينيد که يک عالم سني اين سخن را بگويد که هر کس حنبلي نيست ، کافر است .

از طرف ديگر آقاي ابو القاسم بکري مي گويد :

والله ما کفر احمد ولکن اصحابه کفروا .

تمام حنبلي ها کافر شدند .

الکامل في التاريخ ، ج 8 ، ص 428

يک عالم ديگر اهل سنت مي گويد : هرکس اشعري نيست ، کافر است . عالم ديگر بالاي منبر هر چه اشعري و معتزله است را لعنت مي کند .

محمد بن موسي بن عبد الله حنفي ، يکي ديگر از علماي بزرگ حنفي مي گويد :

 اگر من قدرت داشتم ، از تمام شافعي ها جزيه مي گرفتم ؛ چون من اين ها را مسلمان نمي دانم و اين ها اهل کتاب هستند .

بدايه و النهايه ، ج 12 ، ص 187

از طرف ديگر ابا حامد محمد بن محمد طوسي ، يکي از علماي شافعي مي گويد :

من اگر قدرت داشتم از حنبلي ها جزيه مي گرفتم .

العکري حنبلي ، عبد الحي بن محمد ، شذرات الذهب ، ج 4 ، ص 224

ما مسلمانان بايد از تاريخ عبرت بگيريم ، براي آينده خود تصميم بگيريم . در بحث اختلاف بايد بگويم که :

تختلف امتي علي ثلاث و سبعين فرقة کلها في النار الا فرقة واحدة

از اين هفتاد و سه فرقه ، هفتاد و دو فرقه اهل جهنم هستند ، فقط يک فرقه اهل نجات است .

لذا اين اعلام خطري از جانب رسول خدا (صلي الله عليه و آله) است . امروز بحثي که در کشورهاي اسلامي ، بحث داغي است که مي خواهند آتش اختلاف بين شيعه و سني را شعله ور تر کنند .

حتي اگر اختلاف بين شيعه و سني هم خاموش شود ، بين شيعيان اختلاف ايجاد مي کنند يا اين که بين خود اهل سنت اختلاف افکني مي کند .

دشمن فقط به دنبال اين است که پشت پرده توطئه چيني کند تا بين مسلمانان ايجاد اختلاف نمايد. متأسفانه از آن طرف يک عده از مفتيان مزدور که به شيعه توهين مي کنند ، از اين طرف هم تعدادي از آخوند هاي مزدور شيعه اي که به اهل سنت توهين مي کنند و به اسلام و مسلمان ها ضربه مي زنند . براي ما فرقي ندارد ، هر دو دسته از نظر ما خائن هستند .

حضرت آيت الله حسيني قزويني :

خدايا قسمت مي دهيم به آبروي محمد و آل محمد فرج مولاي ما حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه ) را نزديک بفرما .

قلب مقدسش از ما راضي و خشنود بگردان .

ما را از ياران ويژه آن حضرت قرار بده .

رفع گرفتاري از عامه مسلمين بگردان .

مجري :

خيلي ممنون و سپاسگذاريم از حضرت استاد به خاطر بياناتي که فرمودند . هم چنين از شما بينندگان عزيز که همراه ما بوديد . اميدواريم که برنامه مورد استفاده شما قرار گرفته باشد .

اللهم عجل لوليک الفرج .

 




Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English