2019 March 27 - چهار شنبه 07 فروردين 1398
درباره جواز توسل به اهل بیت علیهم السلام
کد مطلب: ٧٠١٢ تاریخ انتشار: ٠٩ اسفند ١٣٩٣ - ١٣:٣٠ تعداد بازدید: 3684
فتنه وهابیت » شناخت وهابیت
دکتر علی جمعه:
درباره جواز توسل به اهل بیت علیهم السلام

می گویند توسل نکنید توسل نکنید تا اینکه مردم را در دین به شک و شبهه انداختند ، و این توسل را شرک می دانند

 
Get the Flash Player to see this player.
 
 
مجری:
بعضی می گویند همیشه به خدا توسل می کنم و چرا به اولیاء توسل کنم؟
 
دکتر علی جمعه:
 
آیا کسی گفته که توسل به خدا نکن ، این حرف‌ها از تبلیغات است .
 
می گویند توسل نکنید توسل نکنید تا اینکه مردم را در دین به شک و شبهه انداختند ، و این توسل را شرک می دانند. پناه بر خدا.
 
 
 
جواب می دهیم که چگونه شرک است؟ من می گویم خدایا من از تو می خواهم و درخواست دارم بحق حبیبت محمد یا امام شافعی یا هر کس دیگر ؛ یعنی این صیغه دعاست چه چیزی این صیغه دعا را در شرک داخل کرده است ؟
 
نمی توانند جوابی بدهند و جوابی ندارند.
 
مجری:
بعضی شاید بگویند که فرزندم را شفا بده
 
دکتر علی جمعه:
 
این یک قضیه دیگری است، البته این حرفی که شما می زنید وجود خارجی ندارد، اینگونه اتفاق نمی افتد، اتفاقی که می افتند این است که شخصی می آید و می گوید:
 
“سلام بر تو آقای من حسین” من مشکلی دارم فردا می خواهم بروم دادگاه و می خواهم شما برای من دعا کنی که خدا شر را از من برطرف کند یا طرف مقابل از شکایتش بگذرد.
 
این وهابی‌ها وقتی می‌بینند که کسی با امام حسین صحبت می کند به عنوان این‌که زنده است ، دیوانه می شوند.
 
آقا امام حسین در عالم ارواح است و روحش وجود دارد یا وجود ندارد؟ و بعضی از آنها می گویند که وجود دارد. همه ادیان، نه فقط دین اسلام می گویند روح باقی می ماند همه ادیان؛ ولی بعضی می گویند روح از بین رفته است این شخص مصیبتش بزرگ است؛ چون تنها با دین اسلام مخالفت کرده است.
 
پس روح آقا امام حسین (ع) وجود دارد و در عالم ارواح است ، آیا جایز است من با این روح صحبت کنم؟ همانگونه که من انجام دادم و گفتم آقای من امام حسین ! من مشکلی دارم و تو برای من دعا کن و از خدا بخواه مشکلم را حل کند.
 
از کی بخواه؟ از خدا، وقتی از خدا بخواهد آیا خدا اجابت می کند؟ بعضی وقت‌ها اجابت می کند و بعضی وقت‌ها نه؟
 
آیا من برای آقا امام حسین سجده می‌کنم؟ نه . آیا آقا امام حسین را می پرستم ؟ نه . برای او نماز می خوانم؛ یعنی او را قبله قرار می دهم ؟ نه.
 
این کار را بت پرست‌ها در زمان جاهلیت انجام می دادند و اسلام آمد و این را از بین برد؛ اما من می گویم برای من دعا کن؛ همانگونه که به شما می گویم برای من دعا کن که برای من مشکلی پیش آمده برای من دعا کن.
 
این وهابی ها پیامبر را دوست ندارند و محبت را نمی شناسند، وقتی پیامبر به رحمت خدا رفت عمر گفت: خدایا ما به پیامبرت متوسل می شدیم و الان به عموی پیامبرت متوسل می شویم و به عباس متوسل شد تا خدا باران نازل کند و عباس دعا کرد و باران نازل شد
 
وهابی می گوید: پس فقط توسل به زندگان جایز است . در جواب اینها روایت بلال بن حارث مزنی را می آوریم ، بلال بن حارث مزنی آمد نزد قبر پیامبر و گفت یا رسول الله دعا کن خدا برای ما باران بفرستد ؛ پس باران نازل شد.
 
و این روایت سندش صحیح است ، پس به پیامبر توسل کردند و باران نازل شد.
 
در ترکیه از قدیم تا الان هر وقت قحطی می شد می آمدند سراغ قبر ابوایوب انصاری و در گنبد یک پنجره باز می‌کنند و می گویند آقا ابو ایوب از خدا بخواه باران بفرستد ، پس باران نازل می شد.
 
اگر کسی از آقا امام حسین بخواهد که برای او دعا کند و آقا برای او دعا کرد و خدا اجابت نکرد این هیچ مشکلی پیش نمی آورد ، خدا در قرآن خطاب به پیامبر می فرماید:
 
برای آنان طلب مغفرت کن یا طلب مغفرت نکن و اگر هفتاد بار برای آنان طلب مغفرت کنی ، خدا آنها را نمی بخشد پس کار دست خداست.
 




Share
1 | علی | , ایران | ١٤:٤٣ - ١٣ اسفند ١٣٩٣ |
احسنت برشما شیخ علی جمعه دراین مورد!!!ای کاش این فرزندان سامری که برمنصب افتادربیت الله الحرام نشسته اندوکرکره ی عقل رابسته انداینقدردرک وفهم می داشتندومی فهمیدند که مسبب الاسباب اصلی وعلت اصلی ذات پاک پروردگاراستوتمام توسل هاواسطه قراردادن پیش اوست هیچ کس مستقلا ازمخلوق چیزی نمی خواهد،برآورنده اصلی خداست وواسطه هابه اذن واجازه ی او حاجت رابرمی آورند.ای چه بگویم کسانی که عقلشان فقط به جهادالنکاح،نکاح المحارم وجهاداللواط و...می رسد وبه خودشان رحم نمی کنند،به دین پاک اسلام رحم می کنند؟؟؟خداونداگرقابل هدایت هستند،هدایتشان کندواگر قابل هدایت نیستند ریشه شان رابکندونابودشان کند.
2 | محسن | , ایران | ٠٤:١٥ - ١٧ اسفند ١٣٩٣ |
67
 
51
پاسخ نظر
احسنت ... دمش گرم واقعا
3 | علی | , ایران | ٠٦:٤٠ - ٢٢ اسفند ١٣٩٣ |
121
 
72
پاسخ نظر
آفرین !گفتی ،اما کمی دیر ویواش گفتی!!!!سال هاپیش باید می گفتی،قبل ازاینکه تفکر ضاله ی وهابیت اینهمه توسل راشرک بداند.وای کاش،ای کاش شماعلمای الاظهر بارها درخطابه ها ومنابرتان بگویید تا سم این افعی وهابیت بی اثر شود.اما بازهم خداراشکر که خودت را به مشتی دلار نفروختی مثل بعضی مثلا اهل سنت (وهابی) های ایران که سردرتوبره ی عربستان دارند درحالی که درچمنزار انقلاب ایران خوشند.
4 | مسلمان | , ایران | ٠٥:١٩ - ٢٨ اسفند ١٣٩٣ |
شیخ علی جمعه یک " صوفی" است . مرام او تصوف است. و همه از خرافات و ضلالت های صوفیه با خبرند. و البته انتقاداتی هم به شیعه دارد که می تونید اون رو هم در سایتتون بذارید !! و فرار نکنید آقایون نسبتا محترم !!
و شما ای آقای دکتر علی جمعه ! احترام شما محفوظ ! اما خدایی که از رگ گردن نزدیک تر است به تو ، تو چه حقی داری به آقا امام حسین یا ابوحنیفه یا شافعی توسل کنی ؟ آیا خدا این اذن شرعی را به تو داده ؟ اگه روح وجود داره که داره، آیا دادن صفات خدایی یه روح شرک نیست ؟ پس چیه ؟ کی گفته هر وقت امام حسین رو " بخوانی " صدای تو رو میشنوه ؟ و همه ی زبونارو بلده ؟
اصلا چرا در روز چندین بار به خداوند واحد و قهار میگی " ایاک نستعین " ؟؟
خدا همه ی ما را به راه راست هدایت کند. آمین

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
صوفیان را اهل خرافه می دانید و حال آنکه ابوحنيفه خود استاد طريقت و صوفي گري بود
ابو علی دقاق  گويد که من تصوف وطریقت را از ابی القاسم نصر آبادی فرا گرفتم و ابو القاسم هم از معروف کرخی و او هم از داود الطائی و او هم علم وطریقت را از امام ابوحنیفه فرا گرفته وتمامی این علماء وائمه بر فضل و عظمت علم وتقوای امام اعظم ابوحنیفه اقرار کرده اند
سَمِعْت الْأُسْتَاذَ أَبَا عَلِيٍّ الدَّقَّاقَ يَقُولُ: أَنَا أَخَذْت هَذِهِ الطَّرِيقَةَ مِنْ أَبِي الْقَاسِمِ النَّصْرَابَاذِيِّ. وَقَالَ أَبُو الْقَاسِمِ: أَنَا أَخَذْتهَا مِنْ الشِّبْلِيِّ، وَهُوَ أَخَذَهَا مِنْ السَّرِيِّ السَّقَطِيِّ، وَهُوَ مِنْ مَعْرُوفٍ الْكَرْخِيِّ، وَهُوَ مِنْ دَاوُد الطَّائِيِّ. وَهُوَ أَخَذَ الْعِلْمَ وَالطَّرِيقَةَ مِنْ أَبِي حَنِيفَةَ، وَكُلٌّ مِنْهُمْ أَثْنَى عَلَيْهِ وَأَقَرَّ بِفَضْلِهِ. فَعَجَبًا لَك يَا أَخِي: أَلَمْ يَكُنْ لَك أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي هَؤُلَاءِ السَّادَاتِ الْكِبَارِ؟ أَكَانُوا مُتَّهَمِينَ فِي هَذَا الْإِقْرَارِ وَالِافْتِخَارِ، وَهُمْ أَئِمَّةُ هَذِهِ الطَّرِيقَةِ،
[الدر المختار وحاشية ابن عابدين1ص 60
در ادامه نيز آمده است که بايد از اينها که از بزرگان تصوف هستند، پيروي کرد
همچنين علامه بزرگ شیخ محمد سفارینی حنبلی از ابراهیم ابن عبد الله علانی نقل میکند که  احمد بن حنبل در مورد صوفیه گفته است: هیچ قوم وطائفه ای را سراغ ندارم که شریفتر و افضلتر باشد از این قوم ( صوفیه) با گفتند این قوم گاهگاهی فریاد میکشند و به حالت سماع واهتزاز و وجد می افتند نظر شما چیست ؟ گفت: اینها را بگذارید که با خدای خویش ساعتی شاد وخوشحال باشند
وذكر الحافظ ابن الأخضر في من روى عن أحمد في ترجمة إبراهيم بن عبد الله القلانسي قال قيل لأحمد بن حنبل إن الصوفية يجلسون في المساجد بلا علم على سبيل التوكل قال العلم أجلسهم فقيل ليس مرادهم من الدنيا إلا كسرة خبز وخرقة فقال لا أعلم على وجه الأرض أقواما أفضل منهم قيل إنهم يستمعون ويتواجدون قال دعوهم يفرحون مع الله تعالى ساعة قيل فمنهم من يغشى عليه ومنهم من يموت فقال
الآداب الشرعية والمنح المرعية ج2 ص308  الإمام أبي عبد الله محمد بن مفلح المقدسي الوفاة: 763هـ ، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بيروت - 1417هـ - 1996م ، الطبعة : الثانية ، تحقيق : شعيب الأرنؤوط / عمر القيام
امام مالک شما نيز گفته است: هرکس فقه وعلوم را فرا گیرد اما در مسیر تزکیه و تصوف نباشد عاقبت کارش فسق و فجور است.
با اين وجود يا بايد گفت تمام اينها همه مشرک و اهل خرافه هستند که در اين صورت خود شما نيز اهل خرافه به حساب مي شويد چون امامتان صوفی بوده است و يا اينکه اعتراف کنيد در اين راه و مسير دچار اشتباه شديد؟!
طبق توجيهي که شما براي آيه اني اقرب اليکم من حبل الوريد بيان مي کنيد، در اين صورت پس چرا خدا براي رساندن پيامهايش به بشر از پيامبران استفاده مي كند؟! اينکه مي گويد خدا به ما نزديك است ديگر چه نيازي به وسيله داريم بايد همه اسباب شرعي از جمله نماز و روزه را نيز نفي كرد؟! چون اينها هم اسبابند توسل هم يك سبب شرعي است با اين تفاوت كه اين سبب يك موجود معنوي به نام ولي الهي است. بنابراين اين آيات نفي قانون اسباب نمي کنند پس در ارتباط انسان با خدا هم اسباب زيادي مطرح مي شود كه بيان آن بر عهده شرع مقدس است لذا توسل هم يك امر مشروع است:
 اينکه خدا از رگ گردن به انسان نزديک تر است" اني اقرب اليکم من حبل الوريد " ، اين سخن با توسل به خدا تعارضي ندارد؛ زيرا اگر چه خدا از رگ گردن نزديک تر است اما خودش ما را امر به آوردن وسيله در درگاه خود نموده است . و در صورتي وسيله آوردن به درگاه خدا داراي اشکال مي باشد که ما براي آن وسيله يک تاثير گذاري جدا از خداوند در نظر بگيريم اما ما هيچ نوع تاثير گذاري استقلالي براي ائمه و سايرين قائل نيستيم ، لذا تاثير گذاري معصومين در طول تاثير گذاري خداست نه در عرض آن تا مشکلي به لحاظ اعتقادي پيش نيايد .
اگر واقعا مرده طبق اعتقاد شما قادر بر چيزي نيست و یا نمی شنود چرا خود پيامبر (ص) بر مرده توسل کردند آيا ايشان اين را نمي دانستند؟!! آيا حضرت مرتکب کار حرام و شرک آلودي شدند؟!!
طبراني روايتي را اين چنين نقل مي کند:حدثنا : أحمد بن حماد بن زغبة ، ثنا : روح بن صلاح ، ثنا : سفيان الثوري ، عن عاصم الأحول ، عن أنس بن مالك ، قال : لما ماتت فاطمة بنت أسد بن هاشم أم علي بن أبي طالب ، دخل عليها رسول الله (ص) : فجلس عند رأسها فقال : رحمك الله : يا أمي ، كنت أمي بعد أمي ، وتشبعيني وتعرين ، وتكسيني ، وتمنعين نفسك طيباً ، وتطعميني تريدين بذلك وجه الله والدار الآخرة ، ثم أمر أن تغسل ثلاثاً ، فلما بلغ الماء الذي فيه الكافور سكبه رسول الله (ص) بيده ، ثم خلع رسول الله (ص) قميصه فألبسها إياه وكفنها ببرد فوقه ، ثم دعا رسول الله (ص) أسامة بن زيد ، وأبا أيوب الأنصاري ، وعمر بن الخطاب ، وغلاماً أسود يحفرون فحفروا قبرها فلما بلغوا اللحد حفره رسول الله (ص) بيده ، وأخرج ترابه بيده ، فلما فرغ دخل رسول الله (ص) : فإضطجع فيه ، ثم قال : الله الذي يحيي ويميت وهو حي لا يموت ، إغفر لأمي فاطمة بنت أسد ، ولقنها حجتها ، ووسع عليها مدخلها ، بحق نبيك والأنبياء الذين من قبلي فإنك أرحم الراحمين..
زماني که فاطمه بنت اسد شد از دنيا رفتند پيامبر صلي الله عليه و اله وارد قبر شد و لحد او را با دست مبارك خود حفر كردند، و خاك لحد را با دست‏ خود بيرون ريختند، چون از كار حفر فارغ شدند، خود در درون قبر به پشت‏ خوابيدند، و فرمودند: خداست كه زنده مى‏ كند و مى ‏ميراند و اوست كه ابدا نمى‏ ميرد. بار پروردگار من، مادرم فاطمه بنت اسد را مورد مغفرت خود قرار داده، و حجت او را بزبان او القاء بفرما، و قبر را بر او وسيع گردان بحق فرستاده ‏ات و پيامبرت محمّد و پيامبرانى كه قبل از من آمده ‏اند، تو ارحم الراحمين هستى. المعجم الكبير  ج 24   ص 351
اين روايت در منابع ديگر نيز آمده و هيثمي نيز نقل کرده و درباره رجالش گويد: رواه الطبراني في الكبير والأوسط وفيه روح بن صلاح وثقه ابن حبان والحاكم وفيه ضعف وبقية رجاله رجال الصحيح. مجمع الزوائد  ج 9   ص 257.در سند اين روايت تنها روح بن صلاح ضعف داشته که آن را هم ابن حبان که از متشددين در توثيق است ثقه دانسته و حاکم نيز توثيقش کرده است
اين توسل به مرده هست يا نه؟ آيا قبول مي کنيد پيامبر نمي دانستند؟!!
در ضمن وقتی آیات قرآن سماع موتی را ثابت می کنید شما چرا بر خلاف قرآن دارید سخن می گویید؟!!
اما مطلب آخرتان درباره ایاک نستعین ، آيا شما در زندگي خود از نانوا و كشاورز و بقال و راننده و... كمك نمي‌گيريد ؟ اگر كمك مي‌گيريد آيا با «اياك نستيعن» منافات ندارد ؟ اگر ندارد ، توسلي كه شبيه كمك گرفتن از نانوا و... باشد نيز اشكال ندارد
طبق اين برداشتي که شما از اين آيه داريد اگر يک پيرمرد در خيابان از شما کمک بخواهد ، مشرک شده است ؟ چون خلاف «اياک نستعين» عمل کرده است ؟
شما َاين آيه را چگونه توجيه مي کنيد: اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ بقره وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ بقره 45 آيا اين منافات با آيه اياک نستعين ندارد؟
پس منحصر كردن استعانت به خداوند صحيح است و هرگز منافاتى با استعانت از اسباب ندارد
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
5 | علی | , ایران | ٠٣:٠٥ - ١٢ فروردين ١٣٩٤ |
می بینم که وهابی ها برای منفی زدن سنگ تمام گذاشتند. به خودتان بیایید!!!این آقا،آخوندومفتی شماست که فهمیده حق چیه وکی درست میگه.باز قبول نمی کنید.کمی فکرکنید.دوباردنیا نمی آیید.تعصب راکناربگذارید ومثل آقای حدادی،چندانی،طاطار،شیرانی و.....به حق برگردید.
6 | علی | , ایران | ٠٣:٠٥ - ١٢ فروردين ١٣٩٤ |
71
 
44
پاسخ نظر
می بینم که وهابی ها برای منفی زدن سنگ تمام گذاشتند. به خودتان بیایید!!!این آقا،آخوندومفتی شماست که فهمیده حق چیه وکی درست میگه.باز قبول نمی کنید.کمی فکرکنید.دوباردنیا نمی آیید.تعصب راکناربگذارید ومثل آقای حدادی،چندانی،طاطار،شیرانی و.....به حق برگردید.
7 | پاسخ به شیعیان و صوفی ها | , آمریکا | ٠٤:٥٥ - ١٦ فروردين ١٣٩٤ |
جناب غلی آقا و مسئول محترم تایید کامتت ها !
برای ما که معلوم شده مراد شماها از کلمه ی " وهابی " تمام اهل سنت هستند .منتها چون رودرواسی دارید از این کلمه استفاده می کنید. شاهدش اینه که ما رو وهابی خطاب کردی بعد گفتی شیخ علی جمعه مفتی و آخوند ماست!
ما نه مقلد شیخ علی جمعه ی صوفی مسلک ( و همچنین منتقد شیعه ) هستیم نه مقلد شیخ محمود شلتوت ( مخالف سرسخت توسل و قبرپرستی = به مجموعه فتاوی ایشون چاپ دارالشروق مراجعه کنید ) . شیخ محمود شلتوت و ایضا شیخ محمد عبده رحمه الله که به مراتب فقیه تر از شیخ علی جمعه بودند و شماها ایشان را روی سرتون می گذارید مخالف ضریح سازی و توسل و شرکیات شایع بین شیعیان و ضوفیان بودند. پش اونها هم وهابی بودند !! این چه منطقی است ؟؟؟
ما مقلد این بزرگواران نیستیم بلکه تابع کلام خداوند یکتا و بیهمتا هستیم. اگر او در کتابش فتوا داده بود حتمن عمل می کردیم. منتها مشکلی که اینجا برای شنا پیش میاد اینه که در قرآن چندین آیه ضد این توسل و مرده پرستی وجود دارد. ما خداوند را از رگ گردن نزدیک تر می دانیم و از او حاجت های خود را می خواهیم. شما هم بیایید تابع منطق قرآن شوید و دست از لجاجت بردارید.
البته برادران شیعه ی ما اگر منطق داشته باشند حتما این کامنت را هم تایید خواهند کرد.
در پناه حق باشید

پاسخ:
با سلام
دوست گرامی
این را شما دارید القاء می کنید که مراد ما از وهابی، اهل سنت است ما چنین چیزی را نگفتیم و از مطالب ما نیز چنین چیزی برداشت نمی شود اهل سنت توسل و زیارت قبور را مشروع می دانند لذا خود علمای اهل سنت در مقابل ابن تیمیه و محمد بن عبد الوهاب که توسل را حرام می دانستند، به مقابله بر خواسته و از عقاید خود مانند توسل و غیره دفاع کردند
دلیل توسل، قرآن و روایات است که اگر ما از بزرگان اهل سنت در تایید توسل مطلبی نقل می کنیم بخاطر این است که شما متوجه باشید که توسل از عقاید اهل سنت است و به آن اهمیت می دهند
مگر بلال در حضور عمر به قبر پيامبر متوسل نشد چرا عمر به او نگفت که کار تو شرک است؟!
آيا عمر کار شرک آلودي را تاييد کرده است؟!! مگر اینکه بگویید عمر صوفی بوده است و ما او را قبول نداریم؟!!
http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=4972
موفق باشید
گروه پاسخ به شبهات
8 | ظاهر | , استرالیا | ١٥:٣٣ - ١٨ فروردين ١٣٩٤ |
ايا سند روايت بلال بن حارث در كتب اهل سنت موجود است

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
سند  روايت را ابن ابي شيبه؛ استاد بخاري با سند صحيح اين‌گونه نقل كرده است:
حَدَّثَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ، عَنِ الْأَعْمَشِ، عَنْ أَبِي صَالِحٍ، عَنْ مَالِكِ الدَّارِ، قَالَ: وَكَانَ خَازِنَ عُمَرَ عَلَى الطَّعَامِ، قَالَ: أَصَابَ النَّاسَ قَحْطٌ فِي زَمَنِ عُمَرَ، فَجَاءَ رَجُلٌ إلَى قَبْرِ النَّبِيّ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ، اسْتَسْقِ لِأُمَّتِكَ فَإِنَّهُمْ قَدْ هَلَكُوا، فَأَتَى الرَّجُلَ فِي الْمَنَامِ، فَقِيلَ لَهُ: ائْتِ عُمَرَ فَأَقْرِئْهُ السَّلَامَ، وَأَخْبِرْهُ أَنَّكُمْ مَسْقِيُّونَ وَقُلْ لَهُ: عَلَيْكَ الْكَيْسُ، عَلَيْكَ الْكَيْسُ "، فَأَتَى عُمَرَ فَأَخْبَرَهُ، فَبَكَى عُمَرُ، ثُمَّ قَالَ: يَا رَبِّ، لَا آلو إلَّا مَا عَجَزْتُ عَنْهُ.
مالك الدار كه خزانه دار عمر بود،‌ مي‌گويد: در زمان عمر مردم گرفتار قحطي شدند مردي به سوي قبر شريف رسول خدا آمد و گفت: اي رسول خدا براي امتت از خداوند باران بخواه؛ چرا كه آنان نزديك است هلاك شوند. رسول خدا در خواب او آمد و فرمود: نزد عمر برو و سلام مرا برسان و به او خبر بده كه شما سيراب مي‌شويد و بگو نسبت به مردم بخشش هايت بيشتر باشد. اين مرد نزد عمر آمد و از اين خوابش خبر داد، عمر گريه كرد و گفت: اي پروردگار من قابل اين سلام و اكرام نبودم هر خدمتي كه از دستم بيايد از اين مردم دريغ نخواهيم كرد.
إبن أبي شيبة الكوفي، ابوبكر عبد الله بن محمد (متوفاى235 هـ)، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج 6، ص356 ، ح32002 (ج 7 ، ص 483 طبق برنامه مكتبة اهل البيت)، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1409هـ. طبق برنامه الجامع الكبير
ابن كثير، بعد از نقل روايت به صحت سند آن تصريح كرده و مي‌گويد:
وهذا اسناد صحيح.
اين سند صحيح است.
ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاى774هـ)، البداية والنهاية، ج 7، ص 92، طبق برنامه الجامع الكبير.
مراد از رجل در روايت بلال بن حارث است همچنانکه ابن حجر گويد:
 أن الذي رأى المنام المذكورهو بلال بن الحارث المزني أحد الصحابة. فتح الباري  ج 2   ص  495
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English