2019 March 21 - پنج شنبه 01 فروردين 1398
وضو از ديدگاه فريقين : المسح علي الرجلين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (1)
کد مطلب: ٦٧٤٢ تاریخ انتشار: ١١ آبان ١٣٨٥ تعداد بازدید: 632
خارج فقه مقارن » وضو از ديدگاه فريقين
وضو از ديدگاه فريقين : المسح علي الرجلين از ديدگاه اهل بيت عليهم السلام (1)

جلسه هجدهم 1385/08/11

 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 85/08/11

ادله شيعه بر مسح علي الرجلين

روايات دال بر مسح :

روايات متعدد است و من چهار روايت را انتخاب كرده ام كه سه تاي از اين ها صحيحه است و يكي از اين ها ضعيف است.

روايت اول :

اولين روايت را از تهذيب شيخ، ج1، ص55 نقل مي كنيم. تعبير اين است:

ما اخبرني الشيخ ايده الله.

مراد از «الشيخ» در تمام تهذيب و استبصار، شيخ مفيد محمد بن محمد النعمان است. البته در ابتداي تهذيب «ايده الله » دارد، از جلد سوم و چهارم به بعد «رحمه الله » دارد. مشخص مي شود كه در اوائل تأليف تهذيب، استادش شيخ مفيد زنده بوده است و در اوخر آن از دنيا رفته است.

عن احمد بن محمد.

احمد چون بر زون اَفعَل و غير منصرف است و جرّ قبول نمي كند فلذا هميشه احمدَ مي خوانيم؛ ولي ابن چون منصرف است به جر مي خوانيم.

عن ابيه عن الحسين بن الحسن بن أبان.

در تهذيب شايد به بيش از هزار مورد برخورد كنيد در اوائل سند به واژه احمد بن محمد و غالبا هم بعد از شيخ مفيد است. احمد بن محمد كه قبل از شيخ مفيد است و استاد ايشان است، احمد بن محمد بن حسن بن وليد است و علي التحقيق ثقه است.

عن ابيه

منظور از ابيه در اين جا محمد حسن بن وليد از اجلاء فقهاي شيعه است و از كساني است كه در علم رجال هم يد طولايي داشته است و از مشايخ مرحوم شيخ صدوق است.

حسين بن حسن بن أبان هم ثقه است، امامي است و مشكلي ندارد.

عن الحسين بن سعيد.

منظور حسين بن سعيد اهوازي است كه دو برادر بودند. حسين بن سعيد و حسن بن سعيد. هر دو از از اجلاء فقها و روات شيعه هستند و دو تايي 33 تا كتاب تأليف كردند؛ ولي از آن جايي كه حسين خوش شانس تر بوده، غالبا اين كتاب ها به نام حسين تمام شده است.

عن ابن أبي عمير.

ابن أبي عمير هم كه از اصحاب اجماع است و هم از مشايخ الثقات است. بعد در اين جا مي گويد:

عن ابن أبي عمير و فضالة، عن جميل بن درّاج.

كلمه «واو» كه در وسط هر سندي مي آيد كه از آن تعبير مي كنند به «واو هيلوله »، يك سند را به دو سند تبديل مي كند و در بعضي جاها سه يا چهار و حتي تا شش هفت سند تبديل مي كند. در اين جا فضاله را بايد به كجا عطف بزنيم؟ و از كجا به دو سند تبديل شده است.

عن جميل بن دراج، عن زراره.

در اين جا فضاله را به كجا بزنيم؟ ما علي القاعده دو تا به عقب بر مي گرديم؛ البته همه جا اين قاعده نيست؛ ولي بهترين راه اين است. فضاله را بايد اساتيدش را بگرديم، شاگردانش را بگرديم، ببنيم از ميان اساتيد فضاله بن ايوب، حسين بن أبان است يا حسين بن سعيد است يا ابن ابي عمير است يا محمد بن حسن بن وليد؟ يك جا بايد عطف بزنيم كه امكان روايت فضاله از او باشد. اين جا واو را عطف مي زنيم به حسين بن سعيد.

يعني حسين بن حسن بن أبان يك بار از حسين بن سعيد از ابن أبي عمير عن زراره نقل كرده است. يك بار از حسين بن سعيد، عن فضاله، عن زراره.

يعني در حقيقت بهتر است كه به اين شكل بنويسيم:

حسين بن حسن بن أبان، عن حسين بن سعيد، عن جميل، عن ابن أبي عمير، عن زاره.

حسين بن حسن بن أبان، عن فضاله، عن جميل، عن زراره.

فايده اش اين است كه اگر در يك سند ضعف باشد، سند ديگر جبران مي كند و ضرري به اعتبار روايت نمي زند.

حديث معلق حديثي است كه از اول سند چند راوي حذف كرده باشد، به اعتبار اين كه در سند هاي قبلي ذكر شده است و با كلمه «وعنه» تعبير مي كنيم. غالب روايت هاي وسائل معلق است.

و في الوسائل: وعنه، عن ابن أبي عمير و فضاله، عن جميل بن دراج، عن زرارة بن أعين. قال حكي لنا أبو جعفر عليه السلام وضوء رسول الله صلي الله عليه وآله فدعا بقدح من ماء فأدخل يده اليمني فاخذ كفا من ماء فأسدلها علي وجهه من أعلي الوجه ثم مسح بيده الحاجبين جميعا، ثم أعاد اليسري في اناء فاسدلها علي اليمني ثم مسح جوانبها، ثم أعاد اليمني في الاناء ثم صبها علي اليسري فصنع بها كما صنع باليمني ثم مسح ببقية ما بقي في يديه رأسه ورجليه ولم يعدها في الاناء.

تهذيب الأحكام، الشيخ الطوسي، ج 1، ص 55، 56 و الاستبصار، الشيخ الطوسي، ج1، ص58، ح171 و وسائل الشيعة (آل البيت)، الحر العاملي، جلد 1، ص392

هر جا در يك حديثي عمل معصوم براي ما معين شد، مثل وضوي پيامبر و...، از آن تعبير مي كنند به حديث بيانيه. يعني بيانگر فعل معصوم است. به قدري ظريف است كه تمام جزئيات وضو را هم مطرح مي كند. تمام ريزه كاري ها را بيان كرده است.

اين روايت صحيحه است، مشكلي ندارد. شيخ دو طريق نقل كرده است و هر دو طريق هم روات ما ثقه و امامي هستند.

روايت دوم صحيحه ابوعبيده حذاء است :

اخبرني الشيخ، عن احمد بن محمد، عن أبيه، عن الحسين بن حسن بن أبان و محمد بن يحي، عن احمد بن محمد، عن الحسين بن سعيد، عن صفوان و فضالة بن ايوب، عن فضيل بن عثمان، عن ابي عبيدة الحذاء.

در اين روايت دو «واو» قرار گرفته است كه سند ما را به چهار طريق تقسيم مي كند؛ يعني اين روايت از چهار طريق از معصوم به ما رسيده است.

محمد بن يحيي، ابوجعفر عطار القمي است كه از اساتيد مرحوم شيخ كليني است كه كليني نزديك دو هزار روايت از ايشان نقل كرده است. در اين جا دو تا به عقب بر مي گرديم كه مي شود:

احمد بن محمد بن حسن بن وليد، و محمد بن يحيي عن احمد بن محمد.

احمد بن محمد كه محمد بن يحيي از او نقل مي كند، معمولا مشترك بين دو نفر است: احمد بن محمد بن خالد و احمد بن محمد بن عيسي؛ ولي از آن جايي كه محمد بن احمد بن خالد ارتباطي با محمد بن يحيي زياد نداشت، غالبا، منصرف است به احمد بن محمد بن عيسي؛ البته ضرري به اعتبار روايت نمي زند؛ چون هر دوي آن ها ثقه هستند.

صفوان بن يحيي هم از اصحاب اجماع است و هم از مشايخ الثقات. دو باره مي گويد، عن صفوان و فضالة بن ايوب، عن فضيل. يعني محمد بن يحيي از دو طريق نقل مي كند:

احمد بن محمد عن الحسين بن سعيد، عن صفوان، عن أبي عبيدة الحذاء،

عن فضالة بن ايوب، عن فضيل بن عثمان، عن أبي عبيدة الحذاء.

فضيل بن عثمان أعور ثقه است و هيچ شكي در او نيست. ابوعبيده حذاء اسمش زياد است، زياد بن عيسي يا زياد بن أبي رجا، كوفي و امامي و ثقه است و از ائمه عليهم السلام در بارة ايشان تمجيد زياد داريم كه تعبير مي كنند به

حسن المزلة عن آل محمد (ص).

اين سندي است كه تهذيب نقل كرده است. در وسائل محمد بن الحسن باسناده عن الحسين بن سعيد.

هر كجا واژة «اسناد» ، يا «بطريقه» مي آيد، يعني در شكم بإسناده، چند رواي خوابيده است. منظور از اين مشيخه است. شيخ صدوق و شيخ طوسي كارشان اين بود كه در اصل كتاب، اول سند را حذف كرده اند؛ مثلا آمده پانصدتا روايت از زراره داشته است و معمولا روايت هايي كه از زراره داشته است، از افراد مشخصي بوده است كه اين افراد را در تمام سند ها حذف كرده است. در تهذيب صدها روايت نقل شده است كه در سند آن دارد: عن زراره، عن أبي جعفر. زراره متوفاي 150 است، شيخ طوسي متوفاي 460 هست. شيخ طوسي طبقه 12 است و زراره طبقه 4. هشت تا نُه واسطه افتاده است. در اين جا بايد به مشيخه مراجعه كرد و واسطه را پيدا كرد. مشيخه در جلد آخر من لايحضر و جلد آخر تهذيب در كتاب مشيخه هستند. درآن جا مي گويد:

كلما رويت عن زراره، فقد رويت عن...

تمام روايات واسطه هايش اين ها هستند. اگر آن ها ثقه بودند روايت صحيح است و گرنه، روايت ناصحيح است. بعضي از بزرگان آمده اند و طرق شيخ صدوق و شيخ طوسي را بررسي كرده اند و نتيجه اش را اعلام كرده اند. اول كسي كه متصدي اين كار شد علامه حلي است كه در آخر كتاب رجالش اين كار را كرده است. ابن داود هم اين كار را كرده است. هر كسي از بزرگان كتاب رجال نوشته اند، تكليف اسناد و مشيخه را معين كرده اند. مفصل ترين كتابي كه در باره مشيخه است، كتاب مجمع الرجال مرحوم قحبائي است كه در آخر جلد هفتم مفصل بحث كرده است و دليل آن را نيز ذكر كرده است. و بعد از ايشان مرحوم اردبيلي صاحب مجمع الروات اين كار را كرده است. همچنين آقاي خويي در معجم الرجال اين كار را كرده است.

172، 2 وبهذا الاسناد عن الحسين بن سعيد عن صفوان وفضالة بن أيوب عن فضيل ابن عثمان عن أبي عبيدة الحذاء قال: وضأت أبا جعفر عليه السلام بجمع وقد بال فناولته ماء فاستنجي ثم صببت عليه كفا فغسل به وجهه وكفا غسل به ذراعه الأيمن وكفا غسل به ذراعه الأيسر ثم مسح بفضل الندا رأسه ورجليه.

الاستبصار، الشيخ الطوسي، ج 1، ص 58 و ج 1، ص 69 و تهذيب الأحكام، الشيخ الطوسي، ج 1، ص 58 و ج 1، ص 79، 80 و وسائل الشيعة (آل البيت)، الحر العاملي، ج 1، ص 391

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English