2019 March 20 - چهار شنبه 29 اسفند 1397
اذان از ديدگاه فريقين : روايت صحيح بخاري در چگونگي تشريع اذان
کد مطلب: ٦٧١٧ تاریخ انتشار: ٠٨ آبان ١٣٨٦ تعداد بازدید: 675
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : روايت صحيح بخاري در چگونگي تشريع اذان

جلسه هفتم 1386/08/08

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 86/08/08

روايت صحيح بخاري در چگونگي تشريع نماز :

قسم دوم از روايات، رواياتي است كه تشريع اذان را به پيشنهاد شخص عمر بن خطاب مي داند. در اين زمينه در صحيح بخاري روايتي داريم:

حَدَّثَنَا مَحْمُودُ بْنُ غَيلَانَ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ قَالَ أَخْبَرَنَا ابْنُ جُرَيجٍ قَالَ أَخْبَرَنِي نَافِعٌ أَنَّ ابْنَ عُمَرَ كانَ يقُولُ كانَ الْمُسْلِمُونَ حِينَ قَدِمُوا الْمَدِينَةَ يجْتَمِعُونَ فَيتَحَينُونَ الصَّلَاةَ لَيسَ ينَادَي لَهَا فَتَكلَّمُوا يوْمًا فِي ذَلِك فَقَالَ بَعْضُهُمْ اتَّخِذُوا نَاقُوسًا مِثْلَ نَاقُوسِ النَّصَارَي وَقَالَ بَعْضُهُمْ بَلْ بُوقًا مِثْلَ قَرْنِ الْيهُودِ فَقَالَ عُمَرُ أَوَلَا تَبْعَثُونَ رَجُلًا ينَادِي بِالصَّلَاةِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّي اللَّهُ عَلَيهِ وَسَلَّمَ يا بِلَالُ قُمْ فَنَادِ بِالصَّلَاةِ

وقتي مسلمان ها آمدند و در مدينه مستقر شدند، وقتي براي نماز جماعت دعوت مي شدندراهي نبود تا همه را از آن با خبر كنند. تا اين كه روزي با هم صحبت كردند و به توافق رسيدندكه براي اين كه براي نماز نداي عمومي داده شود تا مردم در نماز جماعت حضور پيدا كنند.

بعضي از صحابه گفتند: ناقوسي مثل ناقوس نصاري بگيريم و در آن بدميم تا مردم متوجه وقت نماز جماعت شوند. 

بعضي گفتند: از شيپوري استفاده كنيم مثل شيپوري كه از شاخ حيوان ساخته مي شود و يهودي ها در آن فوت مي كنند و صدا مي كند. تا اين كه عمر گفت: آيا نمي خواهيد كسي را براي خبر ساختن مردم از نماز انتخاب كنيد؟ از اين رو رسول خدا دستور داد تا بلال مردم را براي نماز خبر كند.

صحيح البخاري، ج 1، ص 219، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256، دار النشر: دار ابن كثير, اليمامة - بيروت - 1407 - 1987، الطبعة: الثالثة، تحقيق: د. مصطفي ديب البغا.

صحيح مسلم، ج 1، ص 285، اسم المؤلف: مسلم بن الحجاج أبو الحسين القشيري النيسابوري الوفاة: 261، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي.

اين روايت در صحيح مسلم هم آمده است.

اذان بدون شهادت بر رسالت پيامبر اكرم(ص) :

دسته سوم از روايات اين است كه مي گويد: ابتدا عمر بن خطاب اذان را به اين شكل آورد:

الله اكبر الله اكبر اشهد ان لا اله الا الله حي علي الصلاه

يعني: شهادت بر رسالت در اذان نبود. جناب عمر بن الخطاب به قدري علاقه مند و دلسوز و عاشق حضرت بود كه براي اعتلاي نام نبي مكرّم پيشنهاد كرد تا در كنار شهادت به وحدانيت خداوند، شهادت به رسالت پيامبر هم داده شود.

ابن خزيمه در صحيحش از عبد الله بن نافع از پدرش آن هم باز از عبد الله عمر روايت كرده است:

حدثنا بندار نا أبو بكر يعني الحنفي نا عبد الله بن نافع عن أبيه عن بن عمر أن بلالا كان يقول أول ما أذن أشهد أن لا إله إلا الله حي علي الصلاة فقال له عمر قل في إثرها أشهد أن محمد رسول الله فقال رسول الله صلي الله عليه وسلم قل كما أمرك عمر

بلال در ابتدا اين گونه اذان مي گفت: أشهد أن لا إله إلا الله حي علي الصلاة تا اين كه عمر بهآن اضافه كرد أشهد أن محمد رسول الله از اين رو پيامبر اكرم به عمر فرمود: همان گونه كهعمر تو را امر كرد اذان بگو.

صحيح ابن خزيمة، ج 1، ص 188 و 187، اسم المؤلف: محمد بن إسحاق بن خزيمة أبو بكر السلمي النيسابوري الوفاة: 311 ، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1390 - 1970، تحقيق: د. محمد مصطفي الأعظمي

گرچه بحث ما در باره بودن و يا نبودن شهادت بر رسالت پيامبر در اذان نيست، كه آن بحثي جداگانه است، ولي به عللي ما بحثمان در اين است كه آيا اين اذان كه تشريع شد به چه شكلي تشريع شد؟ اين روايت مي گويد: فقط مي گفتند: اشهد ان لا اله الا الله، حي علي الصلاه، بعد عمر بن خطاب كه سال هفتم يا بنا به نقلي سال هشتم، اسلام آورده و در اين هشت سال تمام مردم خدا را عبادت مي كرده اند و نماز مي خوانده اند و او بت مي پرستيده است ولي آقاي عمري كه سال ها مشغول بت پرستي بوده است و خيلي از مردم به خاطر ترس از او جرأت اسلام آوردن نداشتند اين قدر دلسوز شده كه در سال اول هجرت مي آيد و مي گويد: اي پيامبر! شما در كنار اشهد ان لا اله الا الله شهادت به رسالت پيامبر را فراموش نكنيد.

دريافت مستقيم اذان از جبرئيل توسط عمر بن خطاب :

از اين بالاتر دسته بعدي روايات است كه مي گويد: عمر اذان را مستقيماً از جبرئيل امين گرفت است. يعني پيامبر اكرم، عبد الله بن زيد، ابوبكر و ديگر صحابه نقشي نداشته اند. اصلاً تشريع اذان توسط عمر بن خطاب و به استناد دريافت مسيقيم او از جبرئيل صورت گرفته است. به اين روايت توجه كنيد: 

أَوَّلُ مَنْ أَذَّنَ فِي السَّمَاءِ جِبْرِيلُ فَسَمِعَهُ عُمَرُ وَبِلالٌ فَأَقْبَلَ عُمَرُ فَأَخْبَرَ النَّبِي بِمَا سَمِعَ ثُمَّ أَقْبَلَ بِلالٌ فَأَخْبَرَ النَّبِي بِمَا سَمِعَ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللهِ سَبَقَك عُمَرُ يا بِلالُ أَذِّنْ كمَا سَمِعْتَ قَالَ ثُمَّ أَمَرَهُ رَسُولُ اللهِ أَنْ يضَعَ أُصْبُعَيهِ فِي أُذُنَيهِ اسْتِعَانَةً بِهِمَا عَلَي الصَّوْتِ

اولين كسي كه در آسمان اذان گفت جبرائيل بود. عمر و بلال هر دو از جبرئيل شنيدند و عمر اين موضوع را به اطلاع رسول خدا صلّي الله عليه و آله رسانيد، ولي وقتي بلال آمد نزد رسول خدا و قضيه را به عرض رسول خدا رسانيد پيامبر اكرم فرمود: قبل از تو عمر آمد و اين خبر را اطلاع داد، تو به همان شكل كه شنيدي اذان بگو. 

مسند الحارث (زوائدالهيثمي)، ج 1، ص 245، بغية الباحث عن زوائد مسند الحارث، اسم المؤلف: الحارث بن أبي أسامة / الحافظ نور الدين الهيثمي الوفاة: 282، دار النشر: مركز خدمة السنة والسيرة النبوية - المدينة المنورة - 1413 - 1992، الطبعة: الأولي، تحقيق: د. حسين أحمد صالح الباكري

المطالب العالية بزوائد المسانيد الثمانية، ج 3، ص 70، اسم المؤلف: أحمد بن علي بن حجر العسقلاني الوفاة: 852، دار النشر: دار العاصمة/ دار الغيث - السعودية - 1419هـ ، الطبعة: الأولي، تحقيق: د. سعد بن ناصر بن عبد العزيز الشتري.

البته در اين روايت اسمي هم از بلال آورده اند تا كمي از حساسيت آن كم شود و شبهه اي در جعلي بودن روايت پيش نيايد.

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English