2019 March 21 - پنج شنبه 01 فروردين 1398
اذان از ديدگاه فريقين : نقش وحي در تشريع اذان و انكار ابن كثير
کد مطلب: ٦٧١٦ تاریخ انتشار: ٠٩ آبان ١٣٨٦ تعداد بازدید: 583
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : نقش وحي در تشريع اذان و انكار ابن كثير

جلسه هشتم 1386/08/09

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 86/08/09

نقش وحي در تشريع اذان و انكار ابن كثير :

دسته پنجم: از روايات آن است كه اذان به وحي الهي مشروعيتش تصويب شد روايتي را بزار در مسند خود از امير المؤمنين عليه السلام نقل مي كند كه به زودي مي بينيم كه همين روايت نيز توسط ابن كثير انكار مي شود:

لما أراد الله ان يعلم رسوله الاذان أتاه جبرائيل عليه السلام بدابة يقال لها البراق فذهب يركبها فاستصعبت فقال لها اسكني فوالله ما ركبك عبد أكرم علي الله من محمد قال فركبها حتي انتهي إلي الحجاب الذي يلي الرحمن تبارك وتعالي فبينا هو كذلك إذ خرج ملك من الحجاب فقال رسول الله صلي الله عليه وسلم يا جبرائيل من هذا قال والذي بعثك بالحق اني لأقرب الخلق مكانا وان هذا الملك ما رايته منذ خلقت قبل ساعتي هذه فقال الملك الله أكبر الله أكبر قال فقيل له من وراء الحجاب صدق عبدي انا أكبر انا أكبر ثم قال الملك أشهد أن لا إله إلا الله قال فقيل له من وراء الحجاب صدق عبدي انا لا اله الا انا ثم قال الملك اشهد ان محمدا رسول الله فقيل له من وراء الحجاب صدق عبدي انا أرسلت محمدا ثم قال الملك حي علي الصلاة حي علي الفلاح ثم قال الملك الله أكبر الله أكبر فقيل له من وراء الحجاب صدق عبدي انا أكبر انا أكبر ثم قال لا إله إلا الله قال فقيل من وراء الحجاب صدق عبدي انا لا اله الا انا قال ثم اخذ الملك بيد محمد صلي الله عليه وسلم فقدمه فأم أهل السماء فمنهم آدم ونوح

زماني كه خداوند خواست تا اذان را به پيامبر آموزش دهد جبرائيل عليه السلام را براي آن حضرت مركبي را كه براق ناميده مي شد براي پيامبر آورد و حضرت را سوار بر آن كرد آن مركب اظهار خستگي كرد جبرائيل به او گفت: آرام باش به خدا سوگند بنده اي با كرامت تر از محمد نزد خداوند سوار تو نشده است. رسول خدا صلّي الله عليه وآله سوار بر آن شد تا آن كه به محل حجابي كه براي خداوند رحمن بود رسيد در همين حال بود كه ملكي از پشت حجاب بيرون آمد رسول خدا صلّي الله عليه وآله سؤال كرد: اي جبرائيل اين ملك كيست؟ گفت: سوگند به آن خدايي كه تو را بر حق مبعوث نمود او نزديك ترين خلق خدا از حيث مكان به خداوند است و من اين ملك را تا اين لحظه هرگز نديده بودم. آن ملك گفت: الله أكبر الله أكبر از پشت حجاب گفته شد: بنده من راست گفت، من بزرگ تر از هر چيزي هستم. سپس ملك گفت: أشهد أن لا إله إلا الله. از پشت حجاب گفته شد: بنده من راست گفت، به غير از من هيچ معبودي نيست. سپس ملك گفت: أشهد أن محمدا رسول الله. از پشت حجاب گفته شد: بنده من راست گفت، من محمد را به رسالت بر انگيختم. سپس ملك گفت: حي علي الصلاه حي علي الفلاح الله اكبر الله اكبر. از پشت حجاب گفته شد: بنده من راست گفت، من بزرگترم من بزرگ ترم و غير از من هيچ معبودي نيست. سپس ملك دست پيامبر اكرم را گرفت و او را نزد اهل آسمان از جمله آدم و نوح بودند برد.

مسند البزار، ج 2، ص 146، اسم المؤلف: أبو بكر أحمد بن عمرو بن عبد الخالق البزار الوفاة: 292، دار النشر: مؤسسة علوم القرآن, مكتبة العلوم والحكم - بيروت, المدينة - 1409، الطبعة: الأولي، تحقيق: د. محفوظ الرحمن زين الله.

نصب الراية لأحاديث الهداية، ج 1، ص 260، اسم المؤلف: عبدالله بن يوسف أبو محمد الحنفي الزيلعي الوفاة: 762 ، دار النشر: دار الحديث - مصر - 1357، تحقيق: محمد يوسف البنوري.

الخصائص الكبري، ج 1، ص 15، اسم المؤلف: أبو الفضل جلال الدين عبد الرحمن أبي بكر السيوطي، الوفاة: 911هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1405هـ - 1985م.

به خوبي مشخص است كه سناريويي درست كرده اند تا بتوانند اين قضايا را به عنوان مسائل و احكام شرعي به خورد مردم دهند.

كتاب «نصب الراية» از آقاي زيلعي كه از فقها و محدثين مشهور اهل سنت است و نيز سيوطي هم اين روايت را نقل كرده اند.

اين مطلب نشان مي دهد كه مشروعيت اذان توسط خداي عالم آن هم توسط ملكي كه جبرئيل مقرب هم او را تا به حال نديده بوده نازل شده است.

يعني اينجا ديگر نه عمر و نه عبد الله بن زيد و نه ابوبكر و نه غيره در كار نيستند، بلكه مستقيماً مي گويد: تشريع اذان توسط خداي عالم صورت گرفته است. آن هم توسط ملكي كه حتي جبرئيل هم او را نديده است.

از عبد الله بن عمر نقل مي كنند:

وعن ابن عمر أن النبي صلي الله عليه وسلم لما أسري به إلي السماء أوحي الله إليه بالاذان فنزل به فعلمه جبريل.

از ابن عمر روايت شده كه چون پيامبر را به معراج سير دادند خداوند اذان را به او وحي نمود و جبرئيل اذان را به او آموزش داد.

مجمع الزوائد و منبع الفوائد، ج 1، ص 329، اسم المؤلف: علي بن أبي بكر الهيثمي، الوفاة: 807 ، دار النشر: دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة, بيروت - 1407.

و اما در ميان آراء فقهاء اهل سنت نظر ابن كثير قابل توجه است تا ببينيم نظر وهابيت درباره وحي اذان چيست؟ ابن كثير در البدايه و النهايه به اين روايت كه مي رسد تعبيرش اين است كه مي گويد: سهيلي كه از شارحين نهج البلاغه و شارحين صحيح بخاري هم هست مي گويد:

لما يعضده و يشاكله من حديث الاسراء

اين حديث، حديث صحيحي است. صحيح و ساير روايات مربوط به معراج پيغمبر هم اين روايت را تأييد مي كند

اما با اين وجود ابن كثير مي گويد: اين روايت كه دلالت مي كند اذان وحي از جانب خداوند است روايتي منكر است.

فهذا الحديث ليس كما زعم السهيلي أنه صحيح بل هو منكر تفرد به زياد بن المنذر أبو الجارود الذي تنسب إليه الفرقة الجارودية وهو من المتهمين. ثم لو كان هذا قد سمعه رسول الله صلي الله عليه وسلم ليلة الاسراء لأوشك أن يأمر به بعد الهجرة في الدعوة إلي الصلاة.

اين حديث آن گونه كه سهيلي به صحت آن گمان برده نيست بلكه آن روايتي مورد انكار و منفرد است كه زياد بن منذر ابو الجارود تنها كسي است كه اين روايت را نقل كرده است و ابو الجارود كسي است كه فرقه جاروديه به او منتسب است. يعني: بنيانگذار فرقه جاروديه از فرق زيديه كه او از متهمين است. اگر واقعا قضيه چنين بود كه در شب معراج پيامبر شنيده بود لازم بود كه نبي مكرم بعد از هجرت مردم را دستور بدهد به اين اذان و حال آن كه اين چنين نيست.

البداية والنهاية، ج 3، ص 233، اسم المؤلف: إسماعيل بن عمر بن كثير القرشي أبو الفداء، الوفاة: 774، دار النشر: مكتبة المعارف - بيروت.

سيره نبوي ابن كثير، ج 2، ص 337 ـ امتاع الإسماع، مقريزي، ج 10، ص 122ـ الدر المنثور، سيوطي، ج 4، ص 154.

اين پنج دسته رواياتي بود كه بيان نموديم، البته ممكن است جز اين پنج دسته، روايات ديگري نيز باشد.

خلاصه اين پنج دسته از روايات اين است كه: تشريع أذان يا به خواب عبد الله بن زيد، يا به پيشنهاد عمر بن الخطاب، يا نظريه ابو بكر، يا به مشورت صحابه، يا به وحي از سوي خداوند تبارك و تعالي صورت گرفته است.

ما در آن بخشي كه مي خواهيم روايات را نقل كنيم آنجا موارد تعارض را كنار هم مي گذاريم و عرض مي كنيم كه هيچ وجه جمعي بين اين روايات نمي شود درست كرد؛ يعني تعارض به قدري شديد است كه امكان وجه جمع بين اين روايات نيست. حالا ممكن است نسبت به خواب ها وجه جمعي درست كنيم؛ گرچه آنجا هم وجه جمع خيلي قابل قبولي نيست. متن روايات و مضمون روايات عاري از وجه جمع است. يعني در همان خواب چه خواب عبد الله بن زيد كه با سندهاي متعدد آمده، چه خواب عمر بن الخطاب و چه خواب ابو بكر اينها همه از نظر محتوا تعارضش فراتر از آن است كه انسان بتواند وجه جمعي براي اين روايات پيدا كند.

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English