2019 March 27 - چهار شنبه 07 فروردين 1398
اذان از ديدگاه فريقين : نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (3)
کد مطلب: ٦٧١٠ تاریخ انتشار: ٢٣ آبان ١٣٨٦ تعداد بازدید: 601
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : نقد روايات اهل سنت در كيفيت تشريع اذان (3)

جلسه چهاردهم 1386/08/23

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 86/08/23

نقد روايات اهل سنت در تشريع اذان :

برگرديم به موضوع بحث.

بحث ما در نقد و مناقشه رواياتي بود كه اهل سنت براي تشريع اذان آورده بودند. در روايتي كه از ابو داود، جلد 1، صفحه120 نقل كرده ايم مشكلات حديث از اين جا شروع مي شود:

عمير بن أنس، عن عمومة له من انصار.

عمير بن أنس از تعدادي از عموهايش كه از انصار بودند اين روايت را نقل كرده است. حالا عموهايش چه كساني هستند، الله اعلم. و تنها روايتي هم كه نقل شده همين يك روايت بيش نيست. خود «عمومة» مجهول بلكه مجاهيل هستند. چون ما نمي دانيم اين عموهايش كه اين روايت را نقل كرده اند، ثقه هستند يا غير ثقه. وقتي كه مشخص نشد راوي ثقه هست يا غير ثقه، نتيجه تابع اخس مقدمات است، از اين رو راوي غير ثقه و ضعيف مي شود.

و خود أبو عمير بن أنس هم مسأله دار است زيرا بعضي او را توثيق كرده اند، ولي ابن عبد البر كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است، مي گويد:

مجهول لا يحتج به.

التمهيد، ابن عبد البر، ج 14، ص 360.

أبو عمير بن انس، مجهول است و رواياتش قابل استناد نيست. پس يكي از اساسي ترين رواياتي كه أبو داود براي مشروعيت اذان و استناد به خواب نقل كرده بود، گذشته از اشكال دلالي كه بعداً بررسي خواهيم كرد، اشكال سندي دارد.

روايت دومي كه از أبو داود خوانديم مي رسيد به عبد الله بن زيد. اين هم در سندش اشكالات متعددي دارد. اولاً : در سند روايت محمد بن ابراهيم بن حارث خالد تيمي است. البته در تمام رواياتي كه آقايان براي مشروعيت اذان آورده اند كه برخي از صحابه خواب نما شده بودند، اين دو سه نفر راوي مشترك است. در حقيقت اگر تلاش كرده و يك جا تكليف اين دو سه راوي را مشخص كنيم، يعني در حقيقت به اين شكل ده دوازده روايت اينها با مبناي خودشان زير سؤال مي رود.

ابن حجر عسقلاني در تهذيب التهذيب، جلد 12، صفحه 188 از قول ابن عبد البر كه از استوانه هاي علمي اهل سنت است، در باره أبو عمير بن أنس مي گويد: «مجهول لا يحتج به.»

حال سخن در باره محمد بن ابراهيم بن حارث تيمي است كه متوفاي حدود 120 هـ است. عقيلي كه كتابي دارد در ضعفاء الرجال به نام الكامل في ضعفاء الرجال، مطرح كرده است و از احمد بن حنبل كه خودش رجالي بوده و غالب نظريات ابن حجر و... كه حسابي مي خواهند يك راوي را بكوبند، از نظريات احمد بن حنبل نقل مي كنند. عقيلي وقتي از او نام مي برد، مي گويد:

في حديثه شيء يروي احاديث مناكير او منكرة.

تهذيب الكمال، ج24، ص304.

يعني احاديث او ضعيف بوده است. ايشان احاديث منكر نقل مي كند. از جمله احاديث منكر او همين خواب نما شدن آقاي عبد الله بن زيد است. كلمه منكرة، يعني اين كه ما نمي توانيم به آ ن راوي و روايتش احتجاج كنيم. البته اگر مؤيد داشته باشد، مي شود احتجاج كرد.

يكي از ويژگي هاي رجال اهل سنت اين است كه آمده اند تمام رواتشان كه ضعيف است و ضعفشان اتفاقي است، جدا كرده اند. حدود 35 جلد كتاب دارند در باره ضعفاء. خود ذهبي الضعفاء دارد، عقيلي دارد، ابن جوزي دارد و... حدود ده دوازده نفر آمده اند آنچه را كه از ديدگاه خودشان ضعيف بوده آنها را جدا كرده اند. البته در رابطه با ثقات هم دارند؛ مثلا ابن حبان كتابي دارد به نام الثقات كه 8 جلد است.

از آن گذشته، محمد بن اسحاق، صاحب تاريخ مشهور كه اساس سيره ابن هشام هم به همين ابن اسحاق بر مي گردد. از يحيي بن مَعين نقل مي كند كه نسبت به محمد بن اسحاق مي گويد:

ضعيفٌ. و قال النسائي ليس بقوي. (و در جاي ديگري دارد) سقيم ليس بالقوي.

ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج 3، ص 21 تا 24، اسم المؤلف: شمس الدين محمد بن أحمد الذهبي، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1995، الطبعة: الأولي، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود. ـ تهذيب التهذيب، ج 9، ص 38 تا 46.

آدمي است كه در مسائل روائي بيمار است و روايتش از بيماري هاي ضعف در امان نيست.

علي اي حال نسبت به ابن اسحاق صاحب سيره آقايان اهل سنت مطالب زيادي گفته اند. معمولاً روايتي كه محمد بن اسحاق در او قرار گرفته باشد، عمل نمي كنند.

نكته سوم خود عبد الله بن زيد است. خود ايشان مسأله دار است. با اين كه از صحابه پيامبر بوده و در جنگ احد هم شهيد شده است، اما در تمام عمرش يك روايت از او نقل شده است آن هم همين قضيه روايت خواب اذان بوده است كه نقل شده و غير از اين روايتي از او نقل نشده است. خود اين مسأله ما را به شك مي اندازد كه اين چطور صحابي است كه غير از اين يك مورد هيچ روايت ديگري را نقل نكرده است؟ يعني خود قليل الرواية بودن يك راوي مسأله آفرين است. البته اگر به تناسب بحث صحابه را داشته باشيم، شايد نود در صد صحابه كه آقايان اهل سنت براي آنها اهميت قائل هستند و آنها را در برابر اهل بيت قرار داده اند و حتي حديث ثقلين را نيز تغيير داده اند و كتاب الله و سنتي كرده اند و احاديث جعلي اصحابي كالنجوم را آورده اند، نود در صد صحابه يا يك روايت و يا دو روايت از صحابه آورده اند. اين نشان مي دهد كه براي صحابه نقل روايت از پيامبر جايگاهي نداشته است و اصلا اهميتي نداشته است. چطور شد از ابو هريره كه 18 ماه با پيامبر بوده نزديك 5460 روايت نقل شده است. اگر واقعاً نقل روايت ممنوع بوده، چطور شد كه براي ابوهريره و كعب الأحبار يهودي ميدان باز است.

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English