2019 March 18 - دوشنبه 27 اسفند 1397
اذان از ديدگاه فريقين : روايات شيعه در مورد تثويب
کد مطلب: ٦٧٠٣ تاریخ انتشار: ١٢ آذر ١٣٨٦ تعداد بازدید: 653
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : روايات شيعه در مورد تثويب

جلسه بیست و یکم 1386/09/12

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 1386/09/12

اختلاف در انتساب كتاب فقه الرضا :

اختلاف است كه اصلاً فقه الرضا منسوب به امام رضا عليه السلام است يا همان فتاواي ابن بابويه پدر شيخ صدوق است، چند سال قبل كه بنده تحقيقي در اين باره داشتم، آنچه كه براي بنده ثابت شد اين بود كه حتي يك درصد هم نتوانستم اعتماد پيدا كنم كه اين كلام امام هشتم سلام الله عليه باشد يعني اين كتاب شبيه كتاب حديثي نيست و اگر كسي با روايات معصومين أنس گرفته باشد كاملاً به اين نتيجه مي رسد كه اين كتاب مجموع فتاوا است نه روايت و در واقع لحن كتاب روائي و حديثي براي انسان كاملاً مشخص است و اضافه بر اين، عين عبارت ابن بابويه با همين الفاظ و همين تركيب و سياق در كتاب هاي شيخ صدوق و شيخ طوسي كه از ابن بابويه نقل مي كنند، آمده است. علي أي حالٍ در مستدرك، جلد 4، صفحه 26 سه روايت را ايشان نقل مي كنند.

روايات ابن بابويه در فقه الرضا پيرامون تثويب در اذان :

روايت اول (حديث 4139) اين است كه:

فقه الرضا قال بعد ذكر فصول الاذان ليس فيها ترجيع و لاتردّدٌ و لا الصلوة خير من النوم

در فقه الرضا اين گونه آمده است كه بعد از ذكر فصول اذان (اجزاء اذان) رجوع و بازگشت (به اجراء قبلي) و نيز الصلوه خير من النوم نيست

مستدرك الوسائل، ميرزاي نوري، ج 4، ص 44.

ببينيد اصلاً لحن اين عبارت خود مي گويد كه فتوا است نه روايت، اين روايت در چاپ جديد مستدرك كه آل البيت چاپ كرده در صفحه 6 قرار دارد.

الصلوة خير من النوم بدعت بني اميه است :

روايت دوم (حديث 4140) از زيد نرسي است:

عن زيد النرسي في أصله عن ابي الحسن عليه السلام قال الصلوة خير من النوم بدعة بني اميه ليس ذلك من أصل الاذان و لا بأس اذا اراد الرجل ان ينبه الناس للصلوة أن ينادي لذلك و لايجعله من أصل الاذان فإنّا لانراه اذاناً

زيد نرسي بر اساس اصول خود از ابالحسن عليه السلام روايت نموده است كه حضرت فرمودند: الصلوه خير من النوم در اصل اذان نبوده و از بدعت هاي بني اميه است. ولي اگر كسي قصدش اين بود تا به اين وسيله مردم را براي نماز با خبر سازد اشكالي ندارد تا اين جمله را بگويد ولي نبايد آن را از اجزاء اذان بداند زيرا به اعتقاد ما آن از اذان نيست.

مستدرك الوسائل، ميرزاي نوري، ج 4، ص 44.

الصلوة خير من النوم از بدعت هاي بني اميه است، ولي اشكالي ندارد كه اگر كسي خواست افرادي را براي نماز دعوت كند بگويد: الصلوة خير من النوم (يعني به قصد دعوت مردم و به عنوان كلام شخصي نه به قصد اذان) و اين را جزء اذان قرار ندهد، چرا كه ما اهل بيت آن را جزء اذان نمي دانيم. مستدرك، جلد 4، صفحه44 ـ أصل زيد نرسي، صفحه 54. اين قسمت روايت(لا بأس اذا اراد الرجل ان ينبه الناس للصلوة أن ينادي لذلك) روايت امام صادق عليه السلام را كه فرموده بود: (كان ابي عليه السلام ينادي في بيته «الصلوة خير من النوم») را بيشتر باز مي كند و مي گويد: اگر كسي الصلوة خير من النوم بگويد لكن نه به قصد اذان مانعي ندارد.

گفتن الصلوة خير من النوم براي بيدار كردن ديگران از خواب :

روايت سوم هم از زيد نرسي است كه مي گويد:

عن ابي الحسن عليه السلام: لمن أراد أن يؤذن الناس بالصلوة و ينبّههم قبل الفجر فلايؤذن و لكن فليقل و ينادي بالصلوة خير من النوم يقولها مراراً و إذا طلع الفجر أذّن.

از ابالحسن عليه السلام روايت شده است كه فرمودند: كسي كه مي خواهد قبل از طلوع فجر مردم را براي نماز با خبر سازد نبايد اذان بگويد بلكه بايد الصلوه خير من النوم را چند مرتبه تكرار كند و بعد از آن كه فجر طلوع كرد اذان بگويد.

مستدرك الوسائل، ميرزاي نوري، ج 4، ص 44.

پس اگر كسي بخواهد افراد را قبل از نماز صبح بيدار كند براي نماز خواندن، اشكالي ندارد كه چندين بار بگويد الصلوة خير من النوم و وقتي كه فجر دميده شد رسماً اذان بگويد. از اين دو روايتي كه از زيد نرسي نقل مي كنند و اگر چنانچه واقعاً كتاب نرسي همان باشد كه در عصر معصوم نوشته شده و طريق وصول اين كتاب معتبر باشد، روايت صحيحه است و اگر هم بگوئيم مشكل دارد باز هم با توجه به اين كه ما در روايات صحيح هم شبيه اينها را داشتيم از باب يؤيد بعضه بعضاً اين دو روايت مشكلي پيدا نمي كند.

عرض كرديم كه رواياتي را كه از اصول روات نقل مي كنند مثل اصل زراره يا از اصل محمد بن مسلم و يا از اصل نرسي، چون اين اصول، اصول مشهوره بوده و در اختيار عموم مردم بوده و همه با اين كتب آشنائي داشتند، طريق به اين اصول اگر ذكر هم شود از باب تبرّك و تيمن است همان طور كه در حال حاضر اگر كسي مثلاً از كافي مطلبي را نقل مي كند لازم نيست كه سلسله سند آن را بياورد چراكه كافي در اختيار همه است. علي أي حالٍ اين دو روايت صراحت دارد بر اين كه اگر كسي الصلوة خير من النوم را بدون قصد اذان بگويد هيچ اشكالي ندارد ولي در مورد گفتن آن در داخل اذان، حضرت فرمود: انّا لانراه اذاناً. با توجه به اين ببينيم روايت مرحوم صاحب جواهر مي خواهد چه بگويد؟

ادله صاحب جواهر بر عدم مشروعيت الصلوة خير من النوم :

اما ادله اي كه مرحوم صاحب جواهر اقامه مي كند بر عدم مشروعيت الصلوة خير من النوم:

اول روايتي است كه امام عليه السلام فرمود: «مانعرفه» و صراحت دارد بر اين كه ما تثويب را نمي شناسيم.

دليل دوم آن است كه رواياتي كه جبرئيل به نبي مكرم اذان گفتن را آموزش داد و معصومين خط به خط اذان را نقل كرده اند و ما آنها را آورديم، هيچ يك از اين روايات متضمن الصلوة خير من النوم نيست و امام هم در مقام بيان بوده و اگر چنانچه الصلوة خير من النوم تشريع شده بود امام بايد به آن اشاره مي كرد. سپس صاحب جواهر مي گويد:

في خبر محمد بن مسلم «كان ابي ينادي في بيته الصلوة خير من النوم» مع احتماله التقيه لا دلالة فيه علي أنّه يفعل ذلك بأحد المعاني السابقه

آنچه در خبر محمد بن مسلم (از امام صادق عليه السلام) ذكر شد كه پدرم در خانه نداي الصلوه خير من النوم مي داد احتمال تقيه دارد و دلالتي بر اين ندارد كه آن را بر اساس يكي از معاني سابق انجام مي داده است.

جواهر الكلام، شيخ جواهري، ج 9، ص 114.

يعني اضافه براين كه بوي تقيه مي آيد هيچ قرينه اي در روايت نيست كه ما از آن استفاده كنيم كه امام عليه السلام اينها را به قصد اذان مي گفته است.

سومين دليل آن است كه روايت زيد نرسي كه از امام كاظم عليه السلام نقل مي كند كه«الصلوة خير من النوم بدعة بني اميه» صراحت دارد بر بدعت بودن الصلوة خير من النوم.

اما در پاسخ به اين كه اين روايت با روايتي كه صراحتاً مي فرمود: نداء و تثويب از سنت است و از طرفي هم سنت ظهور در سنت پيامبر دارد، در تضاد است، مي گويد: اولاً فاضل هندي در كشف اللثام مي فرمايد: اصلاً ما معناي نداء و تثويب را نفهميديم كه چيست؟ و مراد معصوم از «النداء و التثويب في الاقامة من السنة» براي ما روشن نيست؛ اگر مي فرمود در اذان، باز هم قابل توجيه بود چرا كه معمولاً اذان را با صداي بلند مي گويند و همين طور «التثويب من السنة» نيز نامعلوم است. آيا به معناي دعوت مجدد است يعني بگوئيم اذان دعوت اول است و اقامه دعوت دوم و سپس دعوت ديگري با اقامه يعني الرجوع الي الدعوة من السنة؟ شيخ طوسي مي فرمايد: اين روايت حمل بر تقيه مي شود شايد كساني بوده اند كه در اقامه الصلوة خير من النوم مي گفتند و امام به جهت تقيه و حفظ جان خود و شيعيان فرموده كه اين از سنت است. سپس خود صاحب جواهر در ادامه مي افزايد: ما مي گوئيم كه نه حمل بر تقيه است و نه اين كه نفهميديم بلكه مراد از «من السنة» يعني سنت اهل بدعت است و در ادامه مي گويد:

بل ينافيه ما في المعتبر عن كتاب البزنطي عن عبدالله بن سنان عن الصادق عليه السلام إذا كنت في أذان الفجر فقل الصلوة خير من النوم بعد حي علي خير العمل و قل بعد الله اكبر الله اكبر لا إله إلا الله

بلكه اين مطلب منافات دارد با آنچه كه در كتاب «المعتبر» از عبد الله بن سنان از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه هنگامي كه اذان فجر مي گويي بعد از حي علي خير العمل بگو الصلوه خير من النوم و بعد از آن او مرتبه الله اكبر و در نهايت لا اله الا الله بگو.

جواهر الكلام، شيخ جواهري، ج 9، ص 114.

البته اين فرمايش صاحب جواهر خيلي هم محكم نيست چرا كه ما بايد ببينيم كه آيا اموي ها اين چنين سنتي داشته اند يا نه؟ كما اين كه حمل بر تقيه نيز شرطش آن است كه ببينيم در زمان امام اين فتوي در ميان مردم مشهور بوده است؟ نه هر چه را كه مخالف با فتاواي اهل سنت شد بتوان حمل بر تقيه كرد مثلاً اگر روايت امام سجاد عليه السلام با فتواي شافعي موافق در آمد نمي توان گفت كه اين روايت حضرت از روي تقيه صادر شده چرا كه امام سال 96 هجري به شهادت رسيده است و شافعي متوفاي 204 هجري و اين اصلاً همخواني ندارد. در اين مورد هم ما نمي توانيم بگوئيم كه اين از سنت اموي ها بوده چرا كه در ميان اهل سنت اصلاً تثويب در اقامه نداريم و اينها هم جائز نمي دانند. پس ما يا بايد فرمايش كشف اللثام را بپذيريم يا همان كه بنده عرض كردم كه تثويب يعني تكرار دوباره اقامه و دعوت مجدد مردم براي نماز.

صاحب جواهر نكته ديگري در باره اين روايت دارد و آن اين كه: با توجه به اين كه در اين روايت در اذان«لا إله إلا الله» يك مرتبه آمده و با توجه به اين كه مشتمل بر «حي علي خير العمل» است به اين نتيجه مي رسيم كه روايت از روي تقيه صادر شده است. سپس مي گويد: آقاي محقق در شرائع مشهور و مشهور تر درست كرده و گفته:

التثويب روايتان أشهرهما تركه لكن فيه أنّه لا شهرة عمل في رواية ثبوته و لا رواية بل هي من الشواذ أو الاخبار اللتي دسّها اهل الباطل.

تثويب دو روايت دارد كه مشهور تر ترك تثويب است لكن اشكالي كه وجود دارد اين است كه اين عمل شهرتي ميان آنها نداشته است و ثابت نشده و از موارد شاذ و نادر بوده و يا از رواياتي است مورد دسيسه اهل باطل قرار گرفته است.

جواهر الكلام، شيخ جواهري، ج 9، ص 115.

مرحوم صاحب جواهر مي فرمايد: آقاي محقق شما به چه علت در اينجا اشهر و مشهور درست كرده ايد؟ ما چندين روايت داريم كه فصول اذان را برايمان معين كرده، روايت مي گويد:«لانعرفه» و اين كه اين از سنت بني اميه است، اما شما يك روايت شاذ را اشهر و آن روايات را مشهور درست كرده ايد، اين از شما بعيد است كه در اينجا اين گونه اشهر و مشهور بسازيد!

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English