2019 April 24 - چهار شنبه 04 ارديبهشت 1398
اذان از ديدگاه فريقين : تثويب از ديدگاه بزرگان اهل سنت (1)
کد مطلب: ٦٦٩٩ تاریخ انتشار: ٢٥ آذر ١٣٨٦ تعداد بازدید: 772
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : تثويب از ديدگاه بزرگان اهل سنت (1)

جلسه بیست و پنجم 1386/09/25

 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 86/09/25

آيا حذف «حي علي خير العمل» از اذان كار عمر بود؟

متقي هندي در كنز العمال اعتقاد به اقدام عمر در حذف «حي علي خير العمل» از اذان دارد :

اما دسته پنجم كه امروز عرض مي كنيم و آن روايتي است كه متقي هندي آن را در كنز العمال نقل مي كند مبني بر اين كه:

كان بلال ينادي بالصبح فيقول : حي علي خير العمل فأمره النبي صلي الله عليه وسلم أن يجعل مكانها الصلاة خير من النوم ، وترك حي علي خير العمل .

كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج 8 ، ص 162، اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولي، تحقيق: محمود عمر الدمياطي.

البته اين روايت مرسله است كه از نظر روائي اعتباري ندارد.

اما قصد داريم ـ ان شاء الله ـ در اين جلسه كلمات بزرگان اهل سنت را در اين باره بخوانيم تا ببينيم كه بزرگان اينها در گذر زمان چه نگاهي به «الصلوة خير من النوم» داشته اند.

عبدالرزاق استاد بخاري در كتاب المصنف، جلد 1، صفحه 474 از ابن جريج نقل مي كند كه:

سألت عطاء متي قيل الصلاة خير من النوم قال لا أدري

از عطاء سؤال كردم اولين بار در چه زماني «الصلوه خير من النوم» گفته شد؟

المصنف، ج 1، ص 474، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي.

ابن جريج تقريباً معاصر 150 هجري است و عطاء هم كه جزو تابعين و معاصر 90 و اندي است؛ يعني بعد از گذشت حدود 120 يا 130 سال مي پرسد: از كي الصلوة خير من النومدر اذان شروع شد؟ عطاء كه از فقهاي بزرگ اهل سنت و صاحب مكتب فقهي است، گفت: من نمي دانم.

سعد بن ابي وقاص اولين كسي كه در دوران عمر الصلوة خير من النوم گفت :

باز هم روايت ديگري در همان صفحه از كتاب خود نقل مي كند از ابن جريج كه:

قال أخبرني عمر بن حفص أن سعدا أول من قال الصلاة خير من النوم في خلافة عمر فقال بدعة ثم تركه وإن بلالا لم يؤذن لعمر

عمر بن حفص گفت: سعد (ابن ابي وقاص) اولين كسي بود كه در زمان عمر «الصلاه خير من النوم» گفت و سپس چون آن را بدعت مي دانست آن را ترك كرد و بلال براي عمر اذان نمي گفت.

المصنف، ج 1، ص 474، اسم المؤلف: أبوبكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي.

سعد بن ابي وقاص اولين كسي است كه در دوران عمر گفت: الصلوة خير من النوم و... اين روايت ها وقتي كنار هم قرار مي گيرند خيلي مفهوم دارند و نشان مي دهد كه اينها چطور با شريعت بازي كردند. عبدالرزاق باز روايت سومي هم از ابن جريج نقل مي كند كه:

قال أخبرني بن مسلم أن رجلا سأل طاووسا جالسا مع القوم فقال يا أبا عبد الرحمن متي قيل الصلاة خير من النوم فقال طاووس أما إنها لم تقل علي عهد رسول الله صلي الله عليه وسلم ولكن بلالا سمعها في زمان أبي بكر بعد وفاة رسول الله صلي الله عليه وسلم يقولها رجل غير مؤذن فأخذها منه فأذن بها فلم يمكث أبو بكر إلا قليلا حتي إذا كان عمر قال لو نهينا بلالا عن هذا الذي أحدث وكأنه نسيه فأذن به الناس حتي اليوم

شخصي از طاووس كه با گروهي نشسته بودند سؤال كرد: چه زماني «الصلوه خير من النوم» گفته شد؟ طاووس گفت: آن چه يقيني است اين است كه در زمان رسول خدا صلّي الله عليه و آله اين جمله گفته نمي شده است ولي بلال آن را در زمان ابوبكر شنيد كه شخصي غير مؤذن آن را مي گويد؛ لذا اين جمله را از او اخذ كرد و در اذان وارد نمود و زمان ابوبكر چندان به طول نكشيد كه عمر گفت: اگر بلال ما را نهي نكرده بود از اين چيزي كه خود احداث كرد و گويا اين را فراموش نموده است و از اين رو مردم تا به امروز به همين شكل اذان مي گويند.

المصنف، ج 1، ص 474، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي.

منظور از ابن مسلم حسن بن مسلم است كه مي گويد: مردي از طاووس پرسيد: از چه زمانيالصلوة خير من النوم در اذان مسلمان ها درج شد؟ طاووس گفت: ـ اين قطعي است كه ـ در زمان پيامبر كسي الصلوة خير من النوم نگفته است. بلال در زمان ابو بكر مردي را ديد كه الصلوه خير من النوم مي گويد ولي موذن رسمي مسجد نبود. بلال هم كه آن را شنيد و پسنديد و در اذان اضافه كرد... تا اين كه عمر به خلافت رسيد و گفت: اي كاش مي توانستيم بلال را از اين كار منصرف كنيم تا ديگر الصلوة خير من النوم نگويد و بعد از آن گويا عمر فراموش كرد كه اين را به بلال بگويد تا اين كه تا همين الآن مردم اين گونه اذان مي گويند. عبدالرزاق در المصنف، جلد 1، صفحه 475، حديث 1832 از ابن عيينه از ليث از مجاهد ـ كه از مفسرين بنام اهل سنت است ـ نقل مي كند:

قال كنت مع بن عمر فسمع رجلا يثوب في المسجد فقال اخرج بنا من [ عند ] هذا المبتدع

مي گويد: روزي با عمر بودم كه شنيدم مردي در مسحد «الصلوه خير من النوم» مي گويد. او گفت: ما را از نزد اين بدعتگذار بيرون ببر!

المصنف، ج 1، ص 1830، اسم المؤلف: أبو بكر عبد الرزاق بن همام الصنعاني الوفاة: 211، دار النشر: المكتب الإسلامي - بيروت - 1403، الطبعة: الثانية، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي ـ كنز العمال في سنن الأقوال والأفعال، ج 8، ص 167، اسم المؤلف: علاء الدين علي المتقي بن حسام الدين الهندي الوفاة: 975هـ ، دار النشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1419هـ-1998م، الطبعة: الأولي، تحقيق: محمود عمر الدمياطي.

با عبدالله بن عمر بوديم كه وارد مسجد شديم، عبدالله شنيد كه شخصي در مسجد الصلوة خير من النوم مي گويد، او گفت: ما را سريع از مسجد خارج كنيد تا صداي اين بدعت گذار را نشنوم. اين مطلب را در كنز العمال، جلد 8، صفحه 357، حديث23250 نيز آورده است. در برخي از منابع ديگر آمده است كه اين جريان در نماز ظهر و عصر بوده است يعني روايت اين طور است كه «فسمع رجلاً يثوب في الظهر و العصر في المسجد»؛ لكن اين كذب است چرا كه اهل سنت هيچگاه نماز ظهر و عصر را با هم نمي خوانند.

شوكاني ـ از بزرگان اهل سنت و به ظاهر زيدي مذهب مي باشد ولي تقريباً 75 درصد گرايش فقهي اش به طرف وهابيت است و الان وهابي ها كتاب هاي او را به طور مفصل در عربستان چاپ كرده اند ـ از البحر الزخار كه مال حسين بن احمد بن يحيي متوفاي 840 هجري است در كتاب نيل الاوطار، جلد 2، صفحه 38 نقل مي كند كه:

أَنَّ التَّثْوِيبَ بِدْعَةٌ قال في الْبَحْرِ أَحْدَثَهُ عُمَرُ فقال ابْنُهُ هذه بِدْعَةٌ وَعَنْ عَلِي عليه السَّلامُ حين سَمِعَهُ لا تَزِيدُوا في الْأَذَانِ ما ليس منه ثُمَّ قال بَعْدَ أَنْ ذَكرَ حَدِيثَ أبي مَحْذُورَةَ وَبِلالٍ قُلْنَا لو كان لَمَا أَنْكرَهُ عَلِي وبن عُمَرَ وَطَاوُسٌ سَلَّمْنَا فَأَمَرْنَا بِهِ إشْعَارًا في حَالٍ لا شَرْعًا جَمْعًا بين الْآثَارِ

تثويب (الصلوه خير من النوم) بدعتي بود كه در كتاب البحر الزخار گفته است آن را عمر ايجاد نمود و از علي عليه السلام روايت شده است كه وقتي او شنيد كه اين جمله را در اذان اضافه مي كنند فرمود: اين جمله را به اذان نيافزاييد كه از اذان نيست. سپس بعد از بيان روايت ابو محذوره و بلال گفت: اگر چنين چيزي در اذان وجود مي داشت علي عليه السلام و فرزند عمر و طاووس يماني آن را انكار نمي كرد. بر فرض هم كه مي بود براي خبر دادن و آگاه نمودن مردم بود نه به عنوان مطلبي شرعي و جمعي بين آثار.

نيل الأوطار من أحاديث سيد الأخيار شرح منتقي الأخبار، ج 2، ص 18، اسم المؤلف: محمد بن علي بن محمد الشوكاني، الوفاة: 1255، دار النشر: دار الجيل - بيروت - 1973.

اگر چنانچه حديث بلال و ابو محذوره درست مي بود معنا ندارد كه علي عليه السلام و عبدالله بن عمر و طاووس يماني آن را انكار كنند، اگر چناچه صحت اين روايات را بپذيريم براي جمع بين اين روايات بايد قائل شويم كه اين كلمه به عنوان إشعار است و از اين جهت اشكالي ندارد نه اين كه به عنوان وجوب شرعي باشد.

الصلوة خير من النوم از اذان نيست بلكه براي بيدار كردن مردم براي نماز است :

كحلاني در سبل السلام، جلد 1، صفحه 120 مي گويد:

قلت وعلي هذا ليس الصلاة خير من النوم من ألفاظ الأذان المشروع للدعاء إلي الصلاة والإخبار بدخول وقتها بل هو من الألفاظ التي شرعت لإيقاظ النائم فهو كألفاظ التسبيح الأخير الذي اعتاده الناس في هذه الأعصار المتأخرة عوضا عن الأذان الأول وإذا عرفت هذا هان عليك ما اعتاده الفقهاء من الجدال في التثويب

بنا بر اين «الصلوه خير من النوم» از الفاظ اذان كه شرعيت داشته باشد و براي خواندن مردم به نماز و آگاه نمودن مردم به دخول وقت نماز باشد نيست؛ بلكه از الفاظي است كه براي بيدار نمودن شخصي كه در خواب است در دين دخل شده است و اين مانند الفاظي است كه در تسبيح آخر اضافه شده و مردم در اين دوران اخير به گفتن آن عادت نموده اند و آن را به جاي اذان اول مي گويند وقتي اين را دانستي حال وقت آن رسيده است كه به جدال فقهاء درباره تثويب بپردازيم.

سبل السلام شرح بلوغ المرام من أدلة الأحكام، ج 1، ص 120، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل الصنعاني الأمير، الوفاة: 852، دار النشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت - 1379، الطبعة: الرابعة، تحقيق: محمد عبد العزيز الخولي.

با توجه به روايات و انكار امير المؤمنين عليه السّلام و عبدالله بن عمر و طاووس اين طور به نظر مي رسد كه الصلوة خير من النوم جزء اذان نيست اگر جائي احساس كرديم كه كسي خوابيده است در آنجا مي توانيم الصلوة خير من النوم به كار ببريم و اگر خوابيده اي وجود ندارد ديگر معنا ندارد كه اين كلمه را به كار ببريم، پس اين كلمه نيز مثل الفاظي است كه در اين اواخر (حدود سال 170) مردم به جاي اذان اول سبحان الله يا الحمد لله مي گويند. وقتي كه اين نكته را (كه الصلوة خير من النوم در صورتي است كه خوابيده اي باشد نه در همه جا) فهميديم، روشن مي شود كه چرا اين قدر فقهاي ما اختلاف دارند كه آيا اين بدعت است يا نه؟

ابن عمر با مشاهده بدعت تثويب از مردم از مسجد خارج مي شود :

ابن قدامه مقدسي متوفاي 620 در المغني، جلد 1، صفحه420 از اسحاق نقل مي كند كه:

فقال إسحاق هذا شيء أحدثه الناس وقال أبو عيسي هذا التثويب الذي كرهه أهل العلم وهو الذي خرج منه ابن عمر من المسجد لما سمعه

اسحاق گفت: اين بدعتي بود كه مردم آن را ايجاد نمودند و ابو عيسي گفت: اهل علم از تثويب «الصلوه خير من النوم» تنفر دارند. و اين همان چيزي است كه به خاطر آن ابن عمر از مسجد خارج شد تا آن را نشنود.

المغني في فقه الإمام أحمد بن حنبل الشيباني، ج 1، ص 245، اسم المؤلف: عبد الله بن أحمد بن قدامة المقدسي أبو محمد، الوفاة: 620 ، دار النشر: دار الفكر - بيروت - 1405، الطبعة: الأولي.

اين چيزي است كه مردم آن را درست كرده اند و بدعت گذاشته اند ـ كلمه احدث مرادف است با بدعت گذاشتن ـ اين همان تثويبي است كه اهل علم و بزرگان آن را كراهت مي دارند و اين همان چيزي است كه وقتي عبدالله بن عمر آن را شنيد از مسجد بيرون رفت.

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English