2019 April 23 - سه شنبه 03 ارديبهشت 1398
اذان از ديدگاه فريقين : تثويب از ديدگاه بزرگان اهل سنت (2)
کد مطلب: ٦٦٩٨ تاریخ انتشار: ٢٦ آذر ١٣٨٦ تعداد بازدید: 719
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : تثويب از ديدگاه بزرگان اهل سنت (2)

جلسه بیست و ششم 1386/09/26

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 86/09/26

تثويب بدعت است اما از بدعت هاي نيكو! :

ابو حنيفه در جامع مسانيد نقل كرده:

سئلت ابراهيم عن التثويب قال هو مما احدثه الناس و هو حسن مما احدثوه و ذكر ان تثويبهم كان حين يفرغ المؤذن من اذانه «إن الصلوة خير من النوم» مرتين.

از ابراهيم در باره تثويب سؤال نمودم گفت: اين از آن چيز هايي است كه مردم آن را ايجاد نموده اند و گفته اند اين از بدعت هاي خوب است و نيز گفته اند: تثويب بعد از اتمام اذان است كه مؤذن دو مرتبه آن را تكرار مي كند.

جامع المسانيد، خوارزمي، ج 1، ص 296.

يعني اين بدعتي است از سوي مردم ولي از بدعت هاي نيكو است، تثويب واقعي آن است كه بعد از تمام شدن اذان، مؤذن دو مرتبه بگويد: الصلوة خير من النوم. فتواي خود ابوحنيفه نيز همين بوده كه اين از بدعت هاي حسنه است نه از بدعت هاي سيئه.

آيا بدعت خوب هم داريم؟! :

از نكات مهمي كه بايد مدّ نظر قرار داد راجع به معناي بدعت و اين كه آيا مي توان بدعت را به احكام خمسه (واجب، مستحب، مباح، مكروه، حرام) تقسيم كرد؟ اينها آمده اند و به خاطر گفتار خليفه دوم كه گفت: «نعم البدعة هذه» برخي بدعت ها (مثل نماز تراويح) را از كلام پيغمبر كه فرمود: «كل بدعة ضلالة» را تخصيص زده و به پنچ دسته تقسيم نموده اند و حال آن كه از مواردي كه نمي توان عموم را تخصيص زد جائي است كه مشتمل بر ادوات مصرحة جمع مثل كلّ، جميع، اجمع، اكتع و غيره باشد؛ چرا كه در اين صورت تخصيص اكثر لازم مي آيد الا اين كه شارع خود، كلام خود را به طور استثناء متصل تخصيص بزند مثل «جائني القوم كلهم الا زيد» كه در اين موارد باز تخصيص مي خورد.

مسأله بدعت از مسائل مبتلابه جامعه امروز ماست و در واقع حربه اي است در دست مخالفين شيعه به ويژه وهابيت و اهل سنت داخل كشور، كه با اين حربه، مقدسات شيعه و حتي برخي از مقدسات خود اهل سنت را زير سؤال مي برند.

بدعت دانستن جشن ميلاد رسول خدا(ص) توسط بن باز :

بن باز مفتي اعظم عربستان سعودي كه چند سال قبل مُرد مي گويد:

لايجوز الاحتفال لمولد الرسول و لا غيره لأن ذلك من البدع المحدثة في الدين لان الرسول لم يفعله و لا خلفائه الراشدون و لا غيرهم من الصحابه رضي الله عنهم و لا التابعون لهم باحسان في القرون المفضله

جائز نيست كسي براي ميلاد پيغمبر يا ميلاد ديگران جشن و مراسم سرور بگيرد براي اين كه اين از بدعت هائي است كه در دين احداث شده زيرا پيغمبر براي خودش هم جشن ميلاد نگرفته است و خلفاء راشدين و صحابه و تابعين هم در آن قرون طلائي براي او جشن نگرفتند.

مسلمانان سراسر جهان در روز 12 يا 17 ربيع مراسم و محافل عظيمي براي ولادت رسول اكرم مي گيرند و تمام كساني كه آن حضرت را قبول دارند براي آن بزرگوار اين چنين جشن و پايكوبي مي كنند؛ آن وقت شما مي آييد و قداستي را كه در بين همه مسلمين به عنوان «و من يعظم شعائر الله» و يا از باب «و وقّروه و عزّروه» بوده و هست را زير سؤال مي بريد و بدعت مي خوانيد چون پيغمبر اين كار را براي خود انجام نداده است؛ اين يك نوع مغلطه علمي و در واقع يك نوع عناد است. بايد از اينها پرسيد مگر در شريعت ملاك ما فقط «عمل» پيغمبر است مثلاً پيغمبر زن خود را طلاق نداده؛ آيا بگوئيم كه طلاق حرام است؟ خيلي از احكامي را كه ما داريم پيغمبر انجام نداده است. پيغمبر با هواپيما و ماشين سفر نمي كرد آيا بگوئيم سفر كردن با هواپيما و ماشين حرام است؟ يا مثلاً اين كه شما ختم صحيح بخاري مي گيريد آيا پيغمبر يا صحابه اين كار را انجام مي دادند؟ ببينيد اينها خودشان هزاران مورد نظير اين را دارند ولي حكم به بدعت آن نمي كنند حتي خود ابن تيميه عبارتي دارد كه « اصل در اشياء اباحه است مگر آن كه خلافش ثابت شود».

جشن ميلاد پيامبر اكرم(ص) و اولياء و صالحين شرك است :

لجنه عالي فتواي وهابيت مي گويد:

لايجوز الاحتفال بمن مات من الانبياء و الصالحين و لا إحياء ذكراهم بالمواليد لان جميع ما ذكر من البدع المحدثة في الدين و من وسائل الشرك.

جائز نيست مراسم گرفتن براي روز رحلت پيغمبران و صالحين، چون اينها جزو بدعت هاي در دين است و از وسائل شرك هم مي باشد.

آيا كساني كه براي رحلت پيغمبر يا شهادت حضرت امير مراسم مي گيرند و يا در اين مراسم حاضر مي شوند ـ نستجير بالله ـ در آنجا پيغمبر پرستي يا علي پرستي مي كنند كه مي گوئيد مشرك هستند؟ يا نه پيغمبر را به اين عنوان كه پيغمبر خداست گرامي مي دارند يا علي را به اين عنوان كه خليفه پيغمبر خدا است گرامي مي دارند كه تمامي اينها باز مي گردد به الله نه به پيغمبر يا علي؟

صلوات بر پيامبر اكرم(ص) قبل و بعد از اذان بدعت است :

وقتي از اين هيئت عالي افتاء سؤال شده كه اگر كسي قبل و بعد از اذان بر پيغمبر صلوات بفرستد چه حكمي دارد؟ گفته است:

ذكر الصلوة و السلام علي الرسول قبل الاذان و هكذا الجهر بها بعد الاذان و مع الاذان من البدع المحدثة في الدين و قد ثبت عن النبي من احدث في امرنا هذا ما ليس منه فهو ردٌ و من فعل تلك البدعة و من أقرّها و من لم يغيرها و هو قادر علي ذلك فهو آثم.

يعني صلوات فرستادن بر پيغمبر قبل از اذان يا بعد از اذان و يا در وسط اذان از بدعت هاي ديني است و هر كس در دين ما چيزي اضافه كند كه جزو دين نيست مردود است... و اگر كسي كه قدرت دارد جلوي اين فعل (يعني صلوات بر پيغمبر) را بگيرد ام اين كار را نكند گنه كار است. اگر كسي در وسط اذان الصلوة خير من النوم بگويد اين بدعت است لكن از بدعت هاي حسنه و فاعل آن گناه كار نيست اما اگر كسي در وسط نماز بعد از « اشهد ان محمداً عبده و رسوله » صلوات بفرستد اين كار حرام انجام داده چراكه مرتكب بدعت شده است.

در جلسه اي كه با روحانيون كاروان ها داشتيم عرض كرديم كه ما بايد به جاي اين كه حالت تدافعي بگيريم حمله كنيم و همين مطالب را در اختيار حجاج قرار دهيم تا بفهمند كه اين وهابيت چه چهره اي دارد و اين كه اساس وهابيت براي خاموش كردن شعائر اسلامي است به نام اسلام و اينها همان سياست بني اميه و معاويه را دارند كه گفت: قسم به خدا آرام نمي نشينم تا روزي كه نام پيغمبر را زير خاك دفن كنم.

دستور محمد بن عبدالوهاب بر كشتن پير مرد نابينا به جرم صلوات بر پيامبر(ص) :

در حين مطالعه به مطلبي دست يافتم كه برايم بسيار قيمتي بود و آن اين كه«زيني دحلان» مفتي مكه ـ كه متوفاي 1305 هجري است و چندين كتاب نوشته كه در آنها حمله هاي شديدي عليه وهابيت دارد و البته روحيه اي ضد شيعه دارد و متهم به تشيع هم نيست ـ در كتاب فتنة الوهابية مي گويد:

محمد بن عبدالوهاب دستور داد كه كسي حق ندارد بر روي منبر و پس از اذان، بر پيامبر صلوات بفرستد. مرد صالح نابينائي بود كه اذان مي گفت و پس از اذان بر رسول اكرم صلوات فرستاد، او را نزد محمد بن عبدالوهاب آوردند و دستور داد اين مؤذن نابينا را به جرم درود بر حضرت بكشند و بلافاصله او را كشتند.

زيني دحلان و نقل اين گونه داستان ها :

زيني دحلان بعد از نقل اين داستان مي گويد:

و لو تتبعت لك ما كانوا يفعلون من امثال ذلك ملئت الدفاتر و الاوراق و في هذا القدر كفاية

 

يعني اگر بخواهم از اين جنايت هائي كه وهابي ها انجام دادند بيان كنم دفاتر و كاغذها پر شود همين اندازه كفايت مي كند.

 

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English