2019 October 22 - سه شنبه 30 مهر 1398
اذان از ديدگاه فريقين : مبحث چهارم : شهادت ثالثه در اذان (اشهد ان عليا ولي الله)
کد مطلب: ٦٦٨٥ تاریخ انتشار: ٢٧ بهمن ١٣٨٦ تعداد بازدید: 1283
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : مبحث چهارم : شهادت ثالثه در اذان (اشهد ان عليا ولي الله)

جلسه سی و نهم 1386/11/27

 
 
 

 بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 86/11/27

مبحث چهارم : شهادت ثالثه در اذان (اشهد ان عليا ولي الله)

بحث اين جلسه در مورد شهادت ثالثه در اذان است؛ يعني شهادت بر ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام. يكي از شبهات وهابيت عليه شيعه، شهادت ثالثه در اذان است. مي گويند شما در اذان تصرف كرده ايد و بعد از شهادت بر رسالت رسول گرامي صلي الله عليه و آله و سلم، شهادت بر ولايت آقا اميرالمؤمنين عليه السلام مي دهيد.

در رابطه با شهادت ثالثه، در چند محور مي شود بحث كرد:

1ـ اقوال علماء و بزرگان در طول تاريخ، در اين مورد چه بوده است؟

2ـ ادله اي كه شيعه براي آن اقامه نموده است؟

3ـ جنبه شُعاري داشتن شهادت ثالثه براي شيعه.

قبل از ورود به بحث اساسي، چند نكته ضروري است كه توجه داشته باشيم:

1ـ آيا براي شهادت ثالثه، دليل يا روايت يا آيه اي داريم كه دلالت كند بر جزئيت و استحباب آن در اذان و اقامه؟

2ـ اگر چنانچه روايت يا آيه صريحي نداشته باشيم، افزودن يك جمله در اذان و اقامه به قصد رجاء يا جزئيت، كه اين دو توقيفي هستند، آيا اشكالي ايجاد مي كند يا خير؟

3ـ فرضا اگر ما دليلي براي آن اقامه كنيم، سه صورت پيدا مي كند:

الف: دليل خاص يا روايتي پيدا كنيم كه صراحتا بگويد: «أشهد أن عليا ولي الله» جزء اذان يا اقامه است، يا شهادت بر ولايت مستحب است و يا ائمه عليه السلام در اذان و اقامه شان، بر ولايت شهادت مي دادند.

ب: اگر نص خاصي نداشته باشيم، آيا عمومي داريم كه از آن عموم، شهادت بر ولايت را در اذان و اقامه استفاده كنيم، يا اطلاقي داريم كه از آن، جزئيت شهادت بر ولايت را در اذان و اقامه استفاده كنيم؟

مثل آيه: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (سوره أنفال/ آيه60) كه يك عام است. شما براي مبارزه با دشمن، هر چه توان داريد، خود را تجهيز كنيد. يك زماني بود كه مصداقش در خارج: اسب، قاطر، شمشير، نيزه و كمان بود و امروز مصداقش، تانك، هواپيما، تفنگ و بمب و... است. معمولا براي مشروعيت تهيه جنگ افزار مدرن، روايت و آية خاصي نداريم؛ ولي عموم يا اطلاق آيه اين را شامل مي شود. در مورد تعظيم شعائر الله يا رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، كلمه «وَقِّروه و عَزِّروه» در آيه «لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ»(سوره فتح/آيه9) كه مي فرمايد رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم را گرامي بداريد؛ گرامي داشتن، يك دفعه با درود فرستادن است و يك دفعه با گرامي داشتن روز ولادت و رحلت است، يا شيريني و احسان دادن و مديحه سرائي كردن است. در مورد اينها ما نص و دليل خاصي نداريم؛ ولي چون از مصاديق تعظيم شعائر است و از مصاديق توقير و تكريم نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم است، مشروعيت هرگونه مراسم ولادت يا شهادت را استفاده مي كنيم.

حال بايد ببينيم در مورد شهادت ثالثه و نسبت به امير المؤمنين عليه السّلام ، شهادت به ولايت يا حقانيت او، يا دليلي كه بايد امامت امير المؤمنين عليه السّلام را در ملأ عام اعلام كنيم، اين چنين اطلاقي داريم كه از آن استفاده كنيم يا خير؟

ج: اگر دليل خاص و اطلاق و عمومي نداريم، آيا دليل ثانوي مي توانيم بر شهادت بر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام اقامه كنيم يا خير؟ مثلا دليل ثانوي در اين مورد، اين است كه در بعضي مستحبات، روايت خاصي نداريم يا ضعيف و دروغ است، ولي حديث من بلغ يا تسامح در ادلة سنن آن را مي تواند درست كند. مثلا رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: «من بلغه ثواب من الله علي عمل عمل ذلك العمل التماس ذلك الثواب أوتيه ، وإن لم يكن الحديث كما بلغه.» (وسائل الشيعة [آل البيت] - شيخ حر عاملي، ج 1، ص 82) مثلا كسي بگويد: (هر كس سوره تكاثر را بخواند، خداوند مقام او را در بهشت به فلان مقدار بالا مي برد يا چندين حوري به او مي دهد و او هم به اين نيت اين سوره را بخواند.» رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرمايد: (اگر حديثي از من رسيده باشد و كسي به آن عمل كند، ولو اين كه آن را من نگفته باشم و حديث دروغ باشد، خداوند ثواب آن عمل را به او مي دهد.» حال بايد ديد كه در قضيه شهادت ثالثه، مي توانيم يك روايت ضعيف يا مرسل پيدا كنيم و رجاءً للثواب آن را در اذان و اقامه بگوئيم و با حديث من بلغ يا تسامح در أدله سنن اثبات كنيم استحباب اين قضيه را. آيا اين امكان در قضيه شهادت ثالثه هست يا نه؟

با توجه به اين قضايا بايد ببينيم كه عموم يا اطلاق يا دليل خاصي در اين مورد داريم يا خير؟

اثبات شهادت ثالثه در اذان از روايات خاصه :

ادله ما، تشكيل يافته از يك سري روايات خاص است، گرچه ما به سند اين روايات خاص و به صدور آن از معصوم عليه السلام يا از قول صحابه، اعتماد نداريم؛ ولي مي توانيم به كمك حديث من بلغ وتسامح در أدلة سنن، جزئيت شهادت ثالثه را در اذان ثابت كنيم.

ما دو دليل خاص داريم كه از كتاب «السلافة في أمر الخلافة» از شيخ عبدالله مراغي مصري است و از علماء اهل سنت هم هست. اين دو روايت، جزئيت شهادت ثالثه را ثابت مي كند و بحث در دلالت آن نداريم، بلكه بحث صدوري داريم.

«إن سلمان الفارسي ذكر في الأذان و الإقامة: الشهادة بالولاية علي، بعد الشهادة بالرسالة في زمن النبي (صلي الله عليه و آله و سلم)، فدخل رجل علي رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم)، قال: يا رسول الله! سمعت أمرا لم أسمع به قبل هذا، فقال رسول الله: ما هو؟ قال: سلمان شهد في أذانه بعد الشهادة بالرسالة، الشهادة بالولاية علي، فقال: سمعت خيرا».

(سلمان فارسي در زمان رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، بعد از شهادت به رسالت، شهادت بر ولايت آقا اميرالمؤمنين عليه السلام را در أذان و اقامه مي گفت، مردي رفت خدمت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و به او گفت: امروز چيزي شنيدم كه تا به حال نشنيده بودم، رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: چه شنيدي؟ گفت: ديدم سلمان در أذان، بعد از شهادت به رسالت، به ولايت علي عليه السلام هم شهادت داد، رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: خوش شنيدي».

اين تقرير رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم بر اين عمل سلمان فارسي است. شهادت بر ولايت در زمان رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم، آن هم از قول سلماني كه: «سلمان منا أهل البيت».

روايت ديگر مي گويد:

«إن رجلا دخل علي رسول الله، قال: يا رسول الله! إن أباذر يذكر في الأذان بعد الشهادة بالرسالة، الشهادة بالولاية لعلي و يقول أشهد أن عليا ولي الله، فقال رسول الله كذالك، أَوَ نسيت قولي يوم غدير خم: من كنت مولاه فعلي مولاه؟! فمن نكث، ينكث علي نفسه».

(مردي آمد خدمت رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم و گفت: يا رسول الله! ابوذر در أذان، بعد از شهادت به رسالت، بر ولايت علي هم شهادت مي دهد و مي گويد: أشهد أن عليا ولي الله، رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: قضيه همين طور است، آيا فراموش كردي سخن مرا در غدير خم كه گفتم: هركه من مولاي اويم، علي نيز مولاي اوست؟! هركس بيعت شكني كند، در حقيقت به خودش ضرر زده است».

در دلالت اين دو روايت، هيچ شكي نيست؛ يعني بر جواز شهادت بر ولايت در أذان و اقامه، و در جزئيت شهادت ثالثه در أذان و اقامه مي توانيم بدون هيچ تأملي از اين روايت استنباط كنيم. بحث در اين است كه آيا صدور اين روايت از معصوم، براي ما ثابت است يا نه؟ ما هيچ دليلي بر ثبوتش نداريم؛ نه سندي دارد كه بررسي بكنيم و نه راه ديگري كه بتوانيم آن را اثبات بكنيم، مگر از دو راه:

1- از طريق حديث من بلغ يا تسامح در أدله سنن، اين دو روايت نص صريح مي شود بر استحباب جزئيت شهادت ثالثه در أذان.

2- راه ديگر خود بر 3 قسم است:

الف: آيا فقهاي ما در طول اين 14 قرن، مشابه اين را در مستحبات و مكروهات فتواء داده اند يا خير؟ نظاير بسياري داشته ايم كه ملاك إفتاء فقهاء و مراجع تقليد ما روايات مرسل و بي سند، بوده است. اين را مي توانيم پشتوانه اين قضيه قرار دهيم و بگوئيم در مشابه اين قضيه، اين چنين فتواء داده اند و «حكم الأمثال فيما يجوز و فيما لا يجوز سيان». پس مورد خاصي نيست و اين ملاك در تمام مستحبات و مكروهات بوده و آقايان در اثبات استحباب يا كراهت شيئي، به روايت مرسل و ضعيف عمل مي كردند و ما هم به همين روايت عمل مي كنيم.

ب: راه ديگر اين كه همين شهادت ثالثه را، همين طوري به زمان هاي قبل تا قرون اوليه ارجاع دهيم، مي بينيم كه علماء و فقهاء، شهادت ثالثه را در أذان خود مي گفتند؛ نتيجه مي گيريم كه گرچه اين روايت ضعيف است، ولي سيره عملي فقهاء، ضعف سند را جبران مي كند.

ج: اين كه الان تمام متشرعين، شهادت ثالثه را در اذان مي گويند، چند قرن قبل هم مي گفتند و تا قرون اوليه اين گونه بوده؛ و مي گوئيم: گرچه اين حديث ضعيف است، ولي سيره متشرعين متصل به عصر معصوم عليه السلام، ضعف سند را جبران مي كند.

اگر ما بتوانيم از طريق يكي از اين سه راه، جزئيت شهادت ثالثه را در اذان اثبات كنيم: «ثبت ولاية علي بن أبي طالب عليه السلام»

تا اينجا بحث روي دلالت خاص بود بر جواز يا استحباب شهادت ثالثه. نوبت مي رسد به روايات عامه يا اطلاقاتي كه در اين زمينه داريم.

يكي از اين اطلاقات آيه 55 سوره مائده است:

«إِنَّمَا وَلِيكمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ رَاكعُونَ».

سرپرست و وليّ شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آورده اند همانها كه نماز را برپا مي دارند، و در حال ركوع، زكات مي دهند.

سوره مائده (5)، آيه 55

در اين آيه وقتي ثابت كرديم ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام را، همان گونه كه از آيه: «لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ» (سوره فتح/آيه9)، تعظيم نبي مكرم صلي الله عليه و آله و سلم را به عنوان يك عام و اطلاق ثابت مي كنيم و بعد مراسم بزرگداشت پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) را از مصاديق آن مي دانيم و آيه «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (سوره أنفال/ آيه60)را ملاك قرار مي دهيم براي تهيه جنگ افزار هاي مدرن روز؛ حال مي آئيم و مي گوئيم در مورد شهادت ثالثه هم نصي نداريم، ولي اطلاق آيه 55 سوره مائده اين را هم شامل مي شود.

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English