2019 April 23 - سه شنبه 03 ارديبهشت 1398
اذان از ديدگاه فريقين : شهادت ثالثه، بررسي آيه مودت (2)
کد مطلب: ٦٦٧٨ تاریخ انتشار: ١٨ فروردين ١٣٨٧ تعداد بازدید: 930
خارج فقه مقارن » اذان از ديدگاه فريقين
اذان از ديدگاه فريقين : شهادت ثالثه، بررسي آيه مودت (2)

جلسه دوم 1387/01/18

 
 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ : 87/01/18

دومین دلیلی که برشهادت ثلاثه ارائه کردیم  آیه 23 از سوره شوری قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى بود در اینجا باید سه مطلب در نظر گرفته شود:

اول: مَن هُم اقربَا رَسُول الله فی هذه الایه  اقربای رسول صلی الله علیه وآله وسلم در این آیه چه کسانی هستند؟

دوم : آیا این مودت قربی از روی تعصب قبلیه گی است ؟

سوم : ارتباط این اصل با رسالت نبی مکرم صلی الله علیه وآله وسلم چیست؟

نکته اول: روایات متعددی از نبی مکرم صلی الله علیه وآله وسلم  و صحابه و تابعی  هست که اقربا، یعنی  اهل بیت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم، حضرت علی علیه السلام وفاطمه علیها السلام وحسن وحسین علیهما السلام  می باشند

زمخشری درکتاب الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل ج‏4 ص220 می گوید: لما نزل قل لا اسئلکم علیه  قیل یا رسول اللّه، من قرابتک هؤلاء الذین وجبت علینا مودّتهم؟ قال: علیّ و فاطمة و ابناهما

وقتی این آیه نازل شد از حضرت سوال شد یا رسول این اقربایی که مودت آنها بر ما واجب شده است چه کسانی هستند ؟ حضرت بیان کردند این اقربا علی علیه السلام وفاطمه علیهاالسلام وحسن وحسین علیهما السلام می باشند.

بعد زمخشر وقتی این روایت را نقل می کند در ادامه می گوید:

و یدل علیه ما روی عن علی رضی اللّه عنه: شکوت إلی رسول اللّه، حسد الناس لی. فقال «أما ترضی أن تکون رابع أربعة: أوّل من یدخل الجنة أنا و أنت و الحسن و الحسین، و أزواجنا عن أیماننا و شمائلنا، و ذریتنا خلف أزواجنا» 

 وبر این اقربای دلالت می کند آنچه که از حضرت علی علیه السلام نقل شده است که حضرت به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم شکایت کردند به خاطر حسدی که مردم نسبت به ایشان.

حضرت فرمودند : پیغمبر صلی الله علیه آله وسلم فرمودند: علی جان نمی خواهی چهار تا از چهار تا باشی  و اولین کسانی که وارد بهشت می شوند من  و تو و حسن وحسین علیهماالسلام است و زوجات ما از چپ و راست و ذریات ما از پشت سر ما داخل بهشت می شوند.

وهمچنین زمخشر باز نقل می کند «و عن النبي صلى اللّه عليه و سلم: «حُرِمَت الجنةُ على من ظَلَمَ أهل بيتي و آذاني في عترتي. و من اصطنع صنيعة إلى أحد من ولد عبد المطلب و لم يجازه عليها فأنا أجازيه عليها غدا إذا لقيني يوم القيامة»

بهشت حرام است برکسی که به اهل بیتم ظلم کند و آنها را اذیت کند و هرکس کارنیکی نسبت به اهل بیتم انجام دهد اگر اهل بیتم پاداش او را در دنیاندهند من خودم فردای قیامت پاداش آنها را خواهم داد.

روی أنّ الأنصار قالوا: فعلنا و فعلنا، كأنهم افتخروا  انصار گفتند که ما فلان کار را انجام دادیم با پیغمبر عهد و پیمان بستیم در جنگها از پیامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم دفاع کردیم گویا بوی افتخار و فخر می آمد،

فقال عباس أو ابن عباس رضى اللّه عنهما: لنا الفضل عليكم، هرآنچه شما فخر کنید باز فضل برای ماست

فبلغ ذلك رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم، فأتاهم في مجالسهم فقال: «يا معشر الأنصار، ألم تكونوا أذلة فأعزكم اللّه بى»؟ قالوا بلى يا رسول اللّه. قال: «أ لم تكونوا ضلالا فهداكم اللّه بى»؟ قالوا: بلى يا رسول اللّه. قال: «أفلا تجيبونني»

قالوا: ما نقول يا رسول اللّه؟ قال: «ألا تقولون: أ لم يخرجك قومك فآويناك، أو لم يكذبوك فصدقناك، أو لم يخذلوك فنصرناك» قال: فما زال يقول حتى جثوا على الركب و قالوا: أموالنا و ما في أيدينا للّه و لرسوله. فنزلت الآية (قل لا اسئلکم علیه اجرا الاالموة فی القربی).

حضرت انصار را جمع کرد و فرمود: آیا شما در ذلت زندگی نمی کردید خدای عالم به برکت من به شما عزت داد گفتتند بله یارسول الله حضرت فرمودند آیا شما  در گمراهی به سر نمی بردید که خدای عالم به واسطه من شما را هدایت کرد گفتند بله یارسول الله حضرت فرمودند: چرا جواب مرا نمی دهید گفتند چه بگوییم حضرت فرمودند: شما ای انصار این گونه بگویید که ای رسول خدا آیا قومت تو را اخراج نکردند و ما سر پناهت دادیم و آنها تو را تکذیب کردند و ما تصدیقت کردیم و آنها زمینه خاری تو را فراهم کردند و ما یاریت کردیم و حضرت درحال سخن گفتن بود و انصار بر روی زانو نشسته اند و سینه ها به جلو ؛همگی گفتند تمام امول ما و هر آنچه که در دستمان هست همگی برای خدا و رسولش باشد؛ پس آیه نازل شد من از شما پول نمی خواهم قدرت نمی خواهم  اگه می خواهید اجررسالت مرا  بدهید فقط مودت قربا را داشته باشید

وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى اللّه عليه و سلم ‏ أَلَا مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِيداً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغْفُوراً لَهُ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ تَائِباً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَكْمِلَ الْإِيمَانِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ بَشَّرَهُ مَلَكُ الْمَوْتِ بِالْجَنَّةِ وَ مُنْكَرٌ وَ نَكِيرٌ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ يُزَفُّ إِلَى الْجَنَّةِ كَمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَى بَيْتِ زَوْجِهَا  أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ فُتِحَ لَهُ فِي قَبْرِهِ بَابَانِ إِلَى الْجَنَّةِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ جَعَلَ اللَّهُ قَبْرَهُ مَزَارَ مَلَائِكَةِ الرَّحْمَةِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ عَلَى السُّنَّةِ وَ الْجَمَاعَةِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَكْتُوبٌ بَيْنَ عَيْنَيْهِ آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ كَافِراً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَى بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ يَشَمَّ رَائِحَةَ الْجَنَّة

الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل ج‏4/ص221    

هر كه بميرد بر دوستى آل محمد شهيد مرده باشد، بدان و آگاه باش كه هر كه بدوستى آل محمد بميرد مغفور مرده، و هر كه بر دوستى آل محمد بميرد تائب مرده، و هر كه بدوستى آل محمد بميرد مؤمن مرده كه استكمال ايمان كرده باشد، و هر كه بدوستى آل محمد بميرد ملك الموت او را بشارت دهد ببهشت و منكر و نكير مبشر او باشند، و هر كه بدوستى آل محمد بميرد بطريق زفاف او را ببهشت برند همچنان كه زفاف عروس بجانب زوج او، و هر كه بدوستى آل محمد بميرد در قبر دو در بهشت را بر روى او باز كنند، و هر كه بدوستى آل محمد بميرد قبر او مزار ملائكه رحمت باشد، و هر كه بر دوستى آل محمد بميرد مرده باشد بر طريقه سنت نبوى و جماعت مصطفوى، و بدان كه هر كه بميرد بر بغض آل محمد چون بقيامت درآيد نوشته باشد در ميان هر دو چشم او كه اين از رحمت الهى مايوس و مهجور است، و هر كه بر بغض آل محمد بميرد كافر مرده باشد، و هر كه بر بغض آل محمد بميرد رايحه جنت بمشام شوم او نرسد.

قرطبی در تفسیر جامع الاحکام القرآن ج16ص21الی23 همین این مطلب بالا را نقل می کند.

و جالب اینجاست که امام المشککین آقای فخررازی در تفسیر مفاتيح الغيب ج‏27 ص595 

خود عبارت زمخشری را نقل می کند و یک تعلیقه ای زیبا براین مطلب می زند ومی گوید:

روى صاحب «الكشاف»: أنه لما نزلت هذه الآية قيل يا رسول اللّه من قرابتك هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم؟

فقال علي و فاطمة و ابناهما،فثبت أن هؤلاء الأربعة أقارب النبي صلى 
اللّه عليه و سلّم و إذا ثبت هذا وجب أن يكونوا مخصوصين بمزيد التعظيم و يدل عليه (جایگاه ویژه دارند) وجوه: الأول:قوله تعالى: إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ و وجه الاستدلال به ما سبق الثاني: لا شك أن النبي صلى اللّه عليه و سلّم كان يحب فاطمة عليها السلام قال صلى اللّه عليه و سلّم: «فاطمة بضعة مني يؤذيني ما يؤذيها»

وقتی این آیه نازل شده از حضرت سوال شده که منظور از قرابت در این آیه چه کسانی هستند حضرت فرمودند علی علیه السلام وفاطمه وحسن وحسین علیهم السلام و وقتی که مشخص شد که منظور از قرابت این چهار نفر هستند و اینها یک جایگاه ویژه ای دارند و به چند دلیل بر این موضوع می توان استناد کرد:

دلیل اول: همان آیه قل لا اسئلکم هست و دلیل دوم: اینکه هیچ شکی نیست که حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم حضرت فاطمه علیها السلام را دوست می داشتند و فرمودند:  که فاطمه پاره تن من است هرکسی او را اذیت کند مرا اذیت کرده است

و ثبت بالنقل المتواتر عن رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم أنه كان يحب عليا و الحسن و الحسين و إذا ثبت ذلك وجب على كل الأمة مثله لقوله:

 وقتی از روی احادیث متواتر ثابت شد پیغمبر صلى اللّه عليه و سلّم علی وفاطمه وحسن وحسین علیهم السلام را دوست داشتند واجب است بر هر امتی، تبعیت کردن از پیغمبر صلى اللّه عليه و سلّم به خاطر قول خداوند که می فرماید:

 وَ اتَّبِعُوهُ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ [الأعراف: 158]

و لقوله تعالى: فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ [النور: 63]

 و لقوله‏ قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ [آل عمران: 31]

مردم اگر شما خدا را دوست دارید از من تبعیت کنید تا خدا شما را هم دوست داشته باشد و یکی از مصادیق حب رسول الله صلى اللّه عليه و سلم حب اهل بیت علیهم السلام است 

 و لقوله سبحانه‏ لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ (یکی از مصادیق اسوه حسنه محبت اهل بیت است) [الأحزاب: 21]

 الثالث: أن الدعاء للآل منصب عظيم و لذلك جُعِل هذا الدعاء خاتمة التشهد في الصلاة و هو قوله اللّهم صل على محمد و على آل محمد و ارحم محمدا و آل محمد، و هذا التعظيم لم يوجد في حق غير الآل، فكل ذلك يدل على أن حب آل محمد واجب‏

«مفاتيح الغيب ج‏27ص  595 » 

و سومین دلیل : اینکه دعا برای آل محمد صلى اللّه عليه و سلم یک جایگاه خیلی بزرگی است و لذا این دعا در پایان تشهد قرار گرفته است و این بزرگی ،در غیر آل محمد صلى اللّه عليه و سلم یافت نمی شود و تمام این دلایل واجب می کند محبت آل محمد صلى اللّه عليه و سلم را.

و قال الشافعي رضي اللّه عنه:

يا راكبا قِف بالمحُصَّبِ مِن مِنى‏

و اهتُف بساكنِ خِيفِها و الناهِضِ‏

ای سوار در(محصب)کنار رمی جمره بایستد و بانگ بزن  مردمی را که درآنجا ساکن یا در رفت و آمد هستند

سحرا إذا فاض الحجيج إلى منى‏

فيضا كما نظم الفرات الفائض‏

واین بانگ زدن هم هنگام سحر باشد و آن هنگامی که حاجی ها به منا می آیند  که به مانند موج آبی که خروشان می کنند

إن كان رفضا حب آل محمد

فليشهد الثقلان أنى رافضي‏

اگر دوست داشتن آل محمد رافضی گری است پس جن وانس شاهد باشند که من رافضی هستم 

نکته دیگری که در این جا هست خطبه امام حسن علیه السلام است که با سند صحیح نقل کردند، هیثمی نقل میکند از ابوالطفیل که یکی از صحابی پیامبر ص بوده (که در زمان پیغمبر صلى اللّه عليه  و آله و سلم مشهور به شیعه علی علیه السلام بوده است) نقل است که بعد از شهادت امیر المومنین علیه السلام بالای منبر رفت و خطبه ای خواند در آن خطبه امیر المومنین علیه السلام را ذکر نمود و گفت امیر المومنین علیه السلام  خاتم الاوصیا و وصی الانبیاء است . و یکی از مواردی که صریح در وصیات دارد، خطبه امام حسن مجتبی علیه السلام است :

قَالَ: حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ بْنُ أَبَانٍ الْأَزْدِيُّ الْوَرَّاقُ عَنْ سَلَّامِ بْنِ أَبِي عَمْرَةَ عَنْ مَعْرُوفٍ عَنْ أَبِي الطُّفَيْلِ عَامِرِ بْنِ وَائِلَةَ قَالَ‏: خَطَبَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ بَعْدَ وَفَاةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ ع فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ ذَكَرَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيّاً فَقَالَ خَاتَمُ الْأَوْصِيَاءِ وَ وَصِيُّ خَاتَمِ الْأَنْبِيَاءِ وَ أَمِيرُ الصِّدِّيقِينَ وَ الشُّهَدَاءِ ثُمَّ قَالَ يَا أَيُّهَا النَّاسُ لَقَدْ فَارَقَكُمْ‏ رَجُلٌ‏ مَا سَبَقَهُ الْأَوَّلُونَ بِعِلْمٍ وَ لَا يُدْرِكُهُ الْآخِرُونَ لَقَدْ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص يُعْطِيهِ الرَّايَةَ يُقَاتِلُ جَبْرَئِيلُ عَنْ يَمِينِهِ وَ مِيكَائِيلُ عَنْ يَسَارِهِ فَمَا يَرْجِعُ حَتَّى يَفْتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ اللَّهِ لَقَدْ قَبَضَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي قُبِضَ فِيهَا وَصِيُّ مُوسَى ع وَ عُرِجَ بِرُوحِهِ فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي فِيهَا رُفِعَ بِرُوحِ عِيسَى ع وَ فِي اللَّيْلَةِ الَّتِي أُنْزِلَ فِيهَا الْفُرْقَانُ وَ اللَّهِ مَا تَرَكَ ذَهَباً وَ لَا فِضَّةً إِلَّا شَيْئاً عَلَى صَبِيٍّ لَهُ وَ مَا تَرَكَ فِي بَيْتِ الْمَالِ إِلَّا سَبْعَمِائَةٍ وَ خَمْسِينَ دِرْهَماً فَضَلَتْ عَنْ عَطَائِهِ أَرَادَ أَنْ يَشْتَرِيَ بِهَا خَادِماً لِأُمِّ كُلْثُومٍ ثُمَّ قَالَ مَنْ عَرَفَنِي فَقَدْ عَرَفَنِي وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْنِي فَأَنَا الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ ص ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ قَوْلَ يُوسُفَ ع‏ وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ‏وَ يَعْقُوبَ‏ ثُمَّ أَخَذَ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ أَنَا ابْنُ الْبَشِيرِ وَ أَنَا ابْنُ النَّذِيرِ وَ أَنَا ابْنُ الدَّاعِي إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ أَنَا ابْنُ السِّرَاجِ الْمُنِيرِ وَ أَنَا ابْنُ الطُّهْرِ الَّذِي أُرْسِلَ‏ رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ‏ وَ أَنَا مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ الَّذِينَ أَذْهَبَ اللَّهُ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهَّرَهُمْ تَطْهِيراً وَ أَنَا مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ الَّذِينَ افْتَرَضَ اللَّهُ تَعَالَى وَلَايَتَهُمْ وَ مَوَدَّتَهُمْ فَقَالَ فِيمَا أُنْزِلَ عَلَى مُحَمَّدٍ قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ وَ مَنْ يَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِيها حُسْناً وَ اقْتِرَافُ الْحَسَنَةِ مَوَدَّتُنَا

رَوَاهُ الطَّبَرَانِيُّ فِي الْأَوْسَطِ وَالْكَبِيرِ بِاخْتِصَارٍ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: لَيْلَةَ سَبْعٍ وَعِشْرِينَ مِنْ رَمَضَانَ.

وَأَبُو يَعْلَى بِاخْتِصَارٍ، وَالْبَزَّارُ بِنَحْوِهِ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ: وَيُعْطِيهِ الرَّايَةَ، فَإِذَا حُمَّ الْوَغَى فَقَاتَلَ جِبْرِيلُ عَنْ .يَمِينِهِ، وَقَالَ: وَكَانَتْ إِحْدَى وَعِشْرِينَ مِنْ رَمَضَانَ

وَرَوَاهُ أَحْمَدُ بِاخْتِصَارٍ كَثِيرٍ، وَإِسْنَادُ أَحْمَدَ، وَبَعْضُ طُرُقِ الْبَزَّارِ، وَالطَّبَرَانِيِّ فِي الْكَبِيرِ، حِسَانٌ.

«مجمع الزوائد 9/146»

امام حسن علیه السلام  بعد از رحلت حضرت امير علیه السلام سخنرانى كرد و راجع بحضرت امير علیه السلام فرمود: على علیه السلام خاتم الوصيين، وصى خاتم الأنبياء، امير صديقين و شهيدان و نيكوكاران بود.

ايها الناس! يك مردى از شما مفارقت نموده كه كسى از گذشتگان بر او سبقت نگرفته و احدى از آيندگان او را درك نخواهد كرد. پيامبر اسلام علم را بدست على ميداد و جبرئيل از طرف راست و ميكائيل از طرف چپ آن حضرت ميجنگيدند، على باز نمي گشت تا اينكه فاتح و غالب مي شد. على علیه السلام  طلا و نقره‏اى بجاى ننهاد، مگر يك چيز جزئى از براى كودكى كه داشت. از بيت المال چيزى بجاى نگذاشت مگر هفتصد درهم كه از بخشش‏هاى آن حضرت زياد آمده بود و ميخواست غلامى براى ام كلثوم خريدارى نمايد.

سپس فرمود: هر كس مرا ميشناسد كه ميشناسد، و كسى كه مرا نميشناسد بداند كه من پسر حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله ميباشم- آنگاه اين آيه را بزبان حضرت يوسف خواند: من متابعت از ملت پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب نمودم (سوره يوسف، آيه- 38) ايها الناس! من پسر بشير و نذير يعنى حضرت محمّد هستم، من پسر آن كسى ميباشم كه مردم را بسوى خدا دعوت ميكرد، من پسر آن كسى هستم كه نورى درخشنده بود، من پسر آن شخصى ميباشم كه براى مردم عالم رحمت بود، من از آن اهل بيتى هستم كه خدا پليدى را از آنان بر طرف نموده و ايشان را بنحو مخصوصى پاك و پاكيزه كرده است، من از آن اهل بيتى ميباشم كه جبرئيل بر ايشان نازل ميشد و از نزد آنان عروج ميكرد، من از آن اهل بيتى هستم كه خدا دوست داشتن آنان را واجب كرده است، و اين آيه را در اين باره برسول خود نازل نموده و فرموده: بگو: من از شما غير از دوست داشتن ذوى القرباء يعنى اهل بيتم چيزى نميخواهم (سوره شورا، آيه- 22).

این حدیث را وقتی هیثمی نقل می کند می گوید رواه الطبرانی فی الاوسط والکبیر ولی به اختصار بیان کرده است و همچنین  رواه احمد باختصار کثیر یعنی احمد بن حنبل این حدیث را به اختصار زیادی در مسندش نقل کرده است «واسناد احمد و بعض الطرق البزار و الطبرانی احسان» تمام این سندها حسن است «مجمع الزوائد 9/146»

و همچنین سیوطی از بخاری نقل کرده است از قول خلیفه اول در تفسیر آیه قل لااسئلکم علیه اجرا الاالمودة فی القربی خلیفه اول گفتپیغمبر را در مورد اهل بیتش محافظت کنید

و أخرج البخاري عن ابى بكر الصديق رضى الله عنه قال‏ ارقبوا محمدا صلى الله عليه و سلم في أهل بيته‏

الدر المنثور فى تفسير المأثور  ج‏6 ص7 ،تاریخ الخلفاسیوطی ص 98  

روایتی از امام صادق علیه السلام الكافي (الطبعة القديمة)  ج‏8 ص 93   

 مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عَبْدِ الْخَالِقِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ لِأَبِي جَعْفَرٍ الْأَحْوَلِ وَ أَنَا أَسْمَعُ أَتَيْتَ الْبَصْرَةَ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ كَيْفَ رَأَيْتَ مُسَارَعَةَ النَّاسِ إِلَى هَذَا الْأَمْرِ وَ دُخُولَهُمْ فِيهِ قَالَ وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَقَلِيلٌ وَ لَقَدْ فَعَلُوا وَ إِنَّ ذَلِكَ لَقَلِيلٌ فَقَالَ عَلَيْكَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ- ثُمَّ قَالَ مَا يَقُولُ أَهْلُ الْبَصْرَةِ فِي هَذِهِ الْآيَةِ- قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى‏ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّهَا لِأَقَارِبِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ كَذَبُوا إِنَّمَا نَزَلَتْ فِينَا خَاصَّةً فِي أَهْلِ الْبَيْتِ فِي عَلِيٍّ وَ فَاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ أَصْحَابِ الْكِسَاءِ

 اسماعيل بن عبد الخالق گويد:شنيدم امام صادق عليه السّلام از أبى جعفراحول مى‏پرسيد:

بصره بودى؟ عرضكرد: آرى، فرمود: شتافتن مردم را در اين مذهب (شيعه) و وارد شدن آنان را در آن چگونه ديدى؟ عرضكرد: بخدا آنها كم هستند و با اينكه كار هم (براى مذهب خود) ميكنند ولى آن هم كم است، فرمود: بر تو باد بجوانها (و بيشتر بآنها توجه داشته باشيد) زيرا آنها بسوى هر كار خيرى شتابانتر (از ديگران) هستند، سپس فرمود: اهل بصره در باره اين آيه چه گويند: «بگو من از شما مزدى نخواهم جز دوستى خويشاوندانم» (سوره شورى آيه 23) من عرضكردم: قربانت آنها گويند اين آيه در مورد عموم خويشان رسول خدا (ص) است، فرمود: دروغ ميگويند، و همانا اين آيه در مورد ما خاندان بالخصوص يعنى در باره اهل بيت: على و فاطمه، و حسن و حسين، اصحاب كساء عليهم السّلام نازل گشته است.

وروایات متعددی دراین زمینه است که درکتاب سبیل النجاة فی تتمة المرجعات که تقریبا 30 مصدر ازکتب ازمصادر اهل سنت نقل کرده است.

نقلی از آقای کورانی است امام صادق علیه السلام می فرمایند: 

والله لوکان جدی رسول الله قد اوصاهم بتقتیلنا ماضاقوا

اگر پیامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به امت دستور می داد که ما را به شدت تارومار کنند ، بیش از این هم

نمی کردند که الان انجام دادند.

کتاب الانتصار6/472

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English