2020 February 24 - دوشنبه 05 اسفند 1398
نكاح متعه: پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (3)
کد مطلب: ٦٥٩٦ تاریخ انتشار: ١٦ آبان ١٣٨٨ تعداد بازدید: 885
خارج فقه مقارن » نكاح متعه
نكاح متعه: پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (3)

جلسه 25 _تاریخ : 88/08/16

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

جلسه 25 _تاریخ : 88/08/16

بحث ما در رابطه با شبهاتي بود كه وهابيت در مورد متعه مطرح كرده بودند. در آيات 23 تا 25 سوره نساء، مواردي است كه جزء موضوع بحث ماست:

«حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَ بَنَاتُكُمْ وَ أَخَوَاتُكُمْ وَ عَمَّاتُكُمْ وَ خَالاَتُكُمْ وَ بَنَاتُ الاَْخِ وَ بَنَاتُ الاُْخْتِ وَ أُمَّهَاتُكُمْ اللاَّتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَ أَخَوَاتُكُمْ مِنْ الرَّضَاعَةِ وَ أُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَ رَبَائِبُكُمْ اللاَّتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمْ اللاَّتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلاَئِلُ أَبْنَائِكُمْ الَّذِينَ مِنْ أَصْلاَبِكُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الاُْخْتَيْنِ إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللهَ كَانَ غَفُوراً رَحِيماً»

(سوره نساء/آيه23)

«وَ الْمُحْصَنَاتُ مِنْ النِّسَاءِ إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ مَا وَرَاءَ ذَلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً»

(سوره نساء/آيه24)

«وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلا أَنْ يَنكِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِنْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ مِنْ فَتَيَاتِكُمْ الْمُؤْمِنَاتِ وَ اللهُ أَعْلَمُ بِإِيمَانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْض فَانكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَات غَيْرَ مُسَافِحَات وَ لاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَان فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفَاحِشَة فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَي الْمُحْصَنَاتِ مِنْ الْعَذَابِ ذَلِكَ لِمَنْ خَشِي الْعَنَتَ مِنْكُمْ وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ وَ اللهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»

(سوره نساء/آيه25)

توضيح

خداوند، در اين آيات سه گانه، ازدواج هاي حلال و حرام با زنان را مشخص كرده است.

آيه 23 سوره نساء و مقداري از ابتداء آيه 24، موارد حرامِ ازدواج با زنان را اعلام كرده است: «1. الأُمّهات 2. البنات 3. الأخوات 4. العمّات 5.الخالات 6. بنات الأخ 7. بنات الأُخت 8. الأُمّهات المرضعة 9. الأخوات من الرضاعة 10. أُمّهات النساء 11. الربائب التي دُخل بأُمّهاتهن 12. حلائل الأبناء 13. الجمع بين الأُختين 14. النساء المتزوجات : 1. مادران 2. دختران 3. خواهران 4. عمه ها 5. خاله ها 6. دختران برادر 7. دختران خواهر 8. مادران رضاعي 9. خواهران رضاعي 10. مادران زنان 11. دختران زنان تان (از شوهر قبلي) 12. زنان پسران تان 13. دو خواهر هم زمان 14. زنان شوهردار».

در ادامه آيه 24 آمده است: «إِلاّ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ : آن دسته از كنيزاني كه مالك آنها شده ايد». اين، مطلق كنيز نيست. بلكه كنيزاني است كه از طريق جنگ، تصاحب مي شوند و به إسارت در آمدن آنها، به منزله طلاق آنها از شوهر قبلي است. زني كه از كفار در جنگ ـ چه در جنگ باشند و چه در پشت جنگ يا در خانه باشند ـ أسير مي شود، به مجرّد إسارت در ارتش اسلام، خود إسارت، طلاق او حساب مي شود.

خداوند در آيه دوم مي فرمايد: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً». اين كه إبن تيميه مي گويد اين آيه، به مهريه نكاح دائم برمي گردد، حال آن كه مهريه نكاح دائم، در اول آيه آمده است. اگر در يك آيه، يك أمر، دو بار ذكر شود، لغو است. خداوند از طرفي فرموده است: «أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ»، از طرفي هم بفرمايد: «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً».

در اين 3 آيه، تمام حلال و حرام در مورد ازدواج با زنان، معين شده است.

اين قسمت از آيه: «أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُمْ»، 3 مصداق دارد: 1. نكاح با أجرت 2. نكاح كنيز 3. زنا

اين قسمت از آيه: «مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ» يعني: «أي أن تطلبوا بأموالكم نكاح النساء في حال انّكم تريدون العفة لا السفاح و الزنا و بذلك حَرَّمَ القسم الثالث و أنّه ليس للمسلم أن يبتغي بأمواله مباشرة النساء عن طريق السفاح و الزنا و تنحصر الحلية في القسمين الآخرين و هو نكاح الحرة و نكاح الأمة».

اين قسمت از آيه: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» اشاره به نكاح حره اي دارد كه در آيه قبل آمده بود. ما قرائني داريم كه مراد از «اسْتَمْتَعْتُمْ»، «عَقَّدْتُمْ» است، نه آن معنايي كه محمد بن عبد الوهاب گفت كه مراد از آن، دخول است تا اگر دخول صورت گرفت، «فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ».

اين را به ياد داشته باشيد كه «اسْتَمْتَعْتُمْ»، به معناي دخول و تلذّذ از زن نيست، به دلائل زير:

قرينه اول:

روايات متعددي در منابع اهل سنت وجود دارد كه آنها كلمه إستمتاع را در نكاح متعه استعمال كرده اند:

1. در صحيح مسلم آمده است: «عن جابر بن عبد اللّه، قال: كنا نستمتع بالقبضة من التمر و الدقيق الأيام علي عهد رسول اللّه و أبي بكر حتّي ـ ثمة ـ نهي عنه عمر : ما، در زمان رسول الله و ابوبكر، زنان را عقد موقت مي كرديم در برابر يك مشت خرما و آرد، تا اين كه عمر از آن نهي كرد»

صحيح مسلم، ج4، ص131، كتاب النكاح، باب نكاح المتعة

بيهقي و مالك نقل مي كنند: «أخرج مالك عن عروة بن الزبير أنّ خولة بنت حكيم دخلت علي عمر بن الخطاب، فقالت: إنّ ربيعة بن أُمية إستمتع بامرأة مولّدة فحملت منه، فخرج عمر يجرّ رداءه فزعاً، فقال: هذه المتعة لو كنت تقدمت فيه لرجمته : ربيعه بن أميه، با يك زني متعه كرد و از او باردار شد. وقتي عمر اين را شنيد، با ناراحتي گفت: اگر متوجه مي شدم، او را سنگسارش مي كردم»

الموطأ للامام مالك، ج2، ص30 ـ السنن الكبري للبيهقي، ج7، ص206 ـ كتاب المسند للإمام الشافعي، ص225 ـ التمهيد لإبن عبد البر، ج10، ص112 ـ الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص141 ـ الإصابة لإبن حجر، ج2، ص433

مشخص است كه كلمه استمتاع در اين دو روايت، همان عقد است، نه دخول و لذت بردن.

2. قرآن كه مي فرمايد: « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ»، يك جمله، شرطيه است و يك جمله هم جزائيه. يعني اگر متعه كرديد، مهريه بر شما واجب است. «فلو أُريد من الإستمتاع هو العقد لصحّ الترتب، لأنّ المهر كلّه يجب بمجرد العقد، غاية الأمر يسقط النصف بالطلاق قبل الدخول في العقد الدائم و بإنقضاء المدة قبله في المؤقت : اگر مراد از استمتاع، عقد باشد، درست است و با سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم تطبيق مي كند. زيرا به مجرد عقد كردن، پرداخت مهريه واجب مي شود ـ دخول شده باشد يا خير ـ.. نهايت أمر اين كه طلاق گرفتن در عقد دائم، قبل از دخول و با پايان يافتن مدت عقد موقت، بدون دخول، نصف مهريه ساقط مي شود».

اين اشتباه ابن تيميه است كه بدون توجه به آنچه كه در سنت آمده، عقد را با بحث طلاق، به هم آميخته است. علماء شيعه و سني اجماع دارند كه به مجرد عقد ـ با دخول يا بدون دخول ـ، مرد، مهريه را بدهكار مي شود و بايد بپردازد.

مرحوم طبرسي (ره) در مجمع البيان مي فرمايد: «إنّ لفظ الإستمتاع و التمتع و إن كان في الأصل واقعاً علي الإنتفاع و الإلتذاذ، فقد صار بعرف الشرع مخصوصاً بهذا العقد المعيّن، لا سيما إذا أضيف إلي النساء. فعلي هذا يكون معناه: فمتي عقّدتم عليهن هذا العقد المسمّي متعة فآتوهن أجورهن و يدلّ علي ذلك إنّ اللّه علّق وجوب عطاء المهر بالإستمتاع و ذلك يقتضي أن يكون معناه هذا العقد المخصوص دون الجماع و الإستلذاذ، لأنّ المهر لا يجب إلاّ بالعقد : استعمال كلمه متعه در شرع، در عقد معين است. ... و خداوند وجوب پرداخت مهر را معلّق كرده است به استمتاع ... ».

تفسير مجمع البيان للشيخ الطبرسي، ج3، ص60

در اهل سنت هم آقاي زمخشري «وقف علي أنّ وجوب المهر لا يتوقف علي الاستمتاع، عطف العقد علي الجماع و قال: فما استمتعتم به من المنكوحات من جماع أو خلوة صحيحة أو عقد عليهن : مهريه واجب است به مجرد جماع يا خلوت صحيح يا عقد بر زنان».

الكشاف عن حقائق التنزيل و عيون الأقاويل للزمخشري، ج1، ص519

يكي از قرائن را مرور كرديم و إن شاء الله قرائن ديگر در جلسه بعدي ارائه خواهيم كرد.

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English