2020 May 28 - پنج شنبه 08 خرداد 1399
نكاح متعه: پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (5)
کد مطلب: ٦٥٩٤ تاریخ انتشار: ١٨ آبان ١٣٨٨ تعداد بازدید: 1246
خارج فقه مقارن » نكاح متعه
نكاح متعه: پاسخ به شبهات وهابيت در بحث متعه، از قرآن (5)

جلسه 27_تاریخ : 88/08/18

 

بسم الله الرحمن الرحيم

جلسه 27_تاریخ : 88/08/18

بحث ما در رابطه با قرائني بود كه دلالت مي كند مراد از آيه شريفه «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً (سوره نساء/آيه24)»، نكاح موقت و متعه است، نه نكاح دائم.

بعضي از قرائن را خوانديم و بحث آخر ما در قرينه چهارم بود كه در رابطه با تفسير اين آيه در لسان صحابه بود. عده اي از صحابه و تابعين، كلمه «اسْتَمْتَعْتُمْ» را تفسير كرده اند به متعه. روايات زيادي هم در اين مورد داريم و سيوطي در الدر المنثور اين روايات را تا قرن 10 جمع كرده است:

1. ابو نضره مي گويد: «قرأت علي إبن عباس: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» قال إبن عباس: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ» إلي أجل مسمي. فقلت: ما نقرؤها كذلك، فقال إبن عباس: و الله! لأنزلها الله كذلك : آيه «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً» را براي إبن عباس خواندم و گفت: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ» يعني: تا مدت معين. گفتم: ما اين چنين قرائت نمي كرديم. گفت: به خدا قسم! خداوند اين چنين نازل كرده است».

الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص140 ـ جامع البيان للطبري، ج5، ص19

آقايان اهل سنت بايد جواب بدهند و ما هم وكيل مدافع روايات اهل سنت نيستيم. اينها به ما خرده مي گيرند كه شما رواياتي دالّ بر تحريف قرآن داريد، اما در روايت صحيح از إبن عباس نقل مي كنند كه قرآن تحريف شده است. حاكم نيشابوري (المستدرك الصحيحين، ج2، ص305) اين روايت را تصحيح كرده است. شايد اين آقايان همان جوابي را بدهند كه ما جواب مي دهيم بر اين كه جمله «إلي أجل مسمي»، تبيين نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است. يعني وقتي اين آيه نازل شد، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از باب «وَ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ (سوره نحل/آيه44)» اين چنين براي مردم خوانده و هنگام كتابت قرآن فرموده است جمله «إلي أجل مسمي» را حذف كنند. جواب ديگري كه آقايان اهل سنت مي دهند، اين است كه بعضي از آيات نازل شده و حكمش مانده، ولي قرائتش نسخ شده است.

ما در ميان روايات اهل سنت، دو مورد را يافته ايم كه قاطعانه مي گويند «ما أنزل الله» همين است. يكي در آيه متعه است و ديگري هم در آيه 67 سوره مائده است كه عبد الله بن مسعود نقل مي كند: «كنا نقرأ علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ»أن عليا مولي المؤمنين «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ»».

الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص298 ـ فتح القدير للشوكاني، ج2، ص60 ـ تفسير الآلوسي، ج6، ص193

2. «في قراءة أبي بن كعب: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ» إلي أجل مسمي».

الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص140 ـ جامع البيان للطبري، ج5، ص19

3. «و أخرج إبن أبي داود في المصاحف عن سعيد بن جبير، قال: في قراءة أبي بن كعب: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ» إلي أجل مسمي».

الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص140

4. «و أخرج عبد الرزاق عن عطاء أنه سمع إبن عباس يقرؤها: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ» إلي أجل «فَآَتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» و قال إبن عباس في حرف أبي: إلي أجل مسمي»

الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص140

اين چند روايت، نشان مي دهد كه جمله «إلي أجل مسمي» جزئي از آيه است. اما هم ما و هم اهل سنت معتقديم كه قرآن، مصون از تحريف است. روايت ديگري كه مي آيد، خيلي صريح است:

5. «و أخرج عبد بن حميد و إبن جرير عن مجاهد: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ» قال: يعني نكاح المتعة : مجاهد مي گويد: معني آيه «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ» نكاح متعه است»

الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص140

6. «و أخرج إبن جرير عن السدي في الآية، قال: هذه المتعة، الرجل ينكح المرأة بشرط إلي أجل مسمي، فإذا انقضت المدة فليس له عليها سبيل و هي منه بريئة و عليها أن تستبرئ ما في رحمها و ليس بينهما ميراث ليس يرث واحد منهما صاحبه»

الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص140

7. «عن عمران بن حَصين قال: نزلت آية المتعة في كتاب الله تبارك و تعالي و عملنا بها مع رسول الله صلي الله عليه و سلم فلم تنزل آية تنسخها و لم ينه عنها النبي صلي الله عليه و سلم حتي مات : آيه متعه نازل شده است در كتاب خداوند و ما و رسول اللّه (صلَّي الله عليه و سلَّم) به آن عمل مي كرديم و اين آيه، نسخ نشده است و تا وقتي رسول اللّه (صلَّي الله عليه و سلَّم) زنده بود، ازآن نهي نكرد»

مسند احمد، ج4، ص436

8. «شعبة عن الحكم قال: سألته عن هذه الآية: «وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ» إلي هذا الموضع: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ» أ منسوخة هي؟ قال: لا. قال الحكم: قال علي رضي الله عنه: لولا أن عمر رضي الله عنه نهي عن المتعة ما زني إلا شقي»

جامع البيان للطبري، ج5، ص19 ـ تفسير الثعلبي، ج3، ص286

9. «عن جابر رضي الله عنه قال: قلت: إن إبن الزبير ينهي عن المتعة و أن إبن عباس يأمر بها، قال: علي يدي جري الحديث، تمتعنا مع رسول الله صلي الله عليه و سلم و مع أبي بكر رضي الله عنه، فلما ولي عمر، خطب الناس، فقال: إن رسول الله صلي الله عليه و سلم هذا الرسول و إن هذا القرآن هذا القرآن و إنهما كانتا متعتان علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أنا أنهي عنهما و أعاقب عليهما، إحداهما متعة النساء و لا أقدر علي رجل تزوج امرأة إلي أجل إلا غيبته بالحجارة ... : إبن زبير، از متعه نهي مي كند و إبن عباس به آن أمر مي كند. جابر مي گويد: نشر حديث رسول اللّه (صلَّي الله عليه و سلَّم) به دست ما صورت گرفته است و ما و رسول اللّه (صلَّي الله عليه و سلَّم) و ابوبكر متعه مي كرديم و وقتي عمر خليفه شد، گفت: اين رسول اللّه (صلَّي الله عليه و سلَّم) است و اين هم كتاب خدا است و دو متعه در زمان رسول اللّه (صلَّي الله عليه و سلَّم) حلال بود كه من آنها را نهي مي كنم و عامل به آن را عِقاب مي كنم. يكي از آن دو، متعه زنان است. اگر كسي با زني متعه كند، چنان او را سنگسار مي كنم كه زير سنگ ها پنهان شود»

السنن الكبري للبيهقي، ج7، ص206

قرينه پنجم

ابن حزم آندلسي مي گويد: «و لا يجوز نكاح المتعة و هو النكاح إلي أجل و كان حلالاً علي عهد رسول اللّه، ثمّ نسخها اللّه تعالي علي لسان رسوله نسخاً باتاً إلي يوم القيامة و قد ثبت علي تحليلها بعد رسول اللّه جماعة من السلف رضي اللّه عنهم، منهم من الصحابة رضي اللّه عنهم: أسماء بنت أبي بكر الصديق و جابر بن عبد اللّه و إبن مسعود و إبن عباس و معاوية بن أبي سفيان و عمرو بن حريث و أبو سعيد الخدري و سلمة و معبد أبناء أُمية بن خلف و رواه جابر بن عبد اللّه عن جميع الصحابة مدة رسول اللّه صلَّي الله عليه و سلَّم و مدة أبي بكر و عمر إلي قرب آخر خلافة عمر و اختلف في إباحتها عن إبن الزبير و عن علي فيها توقف و عن عمر بن الخطاب أنّه إنّما أنكرها إذا لم يشهد عليها عدلان فقط و أباحها بشهادة عدلين و من التابعين: طاووس و عطاء و سعيد بن جبير و سائر فقهاء مكة : متعه جائز نيست و آن، همان نكاح موقت است و در زمان رسول اللّه (صلَّي الله عليه و سلَّم) حلال بود و سپس خداوند آن را توسط رسولش تا روز قيامت نسخ قطعي كرد. گروهي از علماء و صحابه، ثابت كردند حلال شدن متعه را بعد از رسول اللّه (صلَّي الله عليه و سلَّم) و از جمله آنها: أسماء دختر ابوبكر، جابر بن عبد اللّه، إبن مسعود، إبن عباس، معاوية بن أبي سفيان، عمرو بن حريث، أبو سعيد الخدري، سلمة و معبد أبناء أُمية بن خلف هستند. در روايتي از جابر از تمام صحابه آمده است كه در زمان رسول اللّه (صلَّي الله عليه و سلَّم) و ابوبكر و اواخر خلافت عمر به متعه عمل مي شد. ... . عمر، متعه را فقط با حضور شاهدين قبول مي كرد. كساني هم بودند از تابعين كه متعه را حلال مي دانستند؛ مانند طاووس، عطاء، سعيد بن جبير و سائر فقهاء مكة»

المحلي لإبن حزم، ج9، ص519

پس اين آقاياني كه مي گويند متعه، زنا و از بدعت هاي شيعه است، اگر كسي بگويد من با اقتداء به جابر و إبن مسعود و إبن عباس و معاويه، متعه را جايز مي دانم و شما هم مي گوييد: «أصحابي كالنجوم، بأيهم إقتديتم إهتديتم»، چه جوابي داريد؟ مگر اين كه مانند ابن تيميه بگوييد: «هر آنچه كه از صحابه نقل شده و مخالف قرآن است، قبول نداريم». پس معلوم مي شود كه صحابه، بر خلاف قرآن هم نقل مي كنند و اگر ثابت شود كه صحابه، بر خلاف قرآن نقل مي كردند، حكم الأمثال في ما يجوز و في ما لا يجوز واحد و با اين حكم، كل روايات صحابه زير سوال مي رود.

مشخص شد كه هم صحابه و هم تابعين، قائل به جواز متعه بودند. إن شاء الله در بخش پاسخ به شبهات، عرض خواهيم كرد كه برخي از بزرگان اهل سنت، 70 زن متعه اي هم داشتند و اين از قطعيات تاريخ رجال اهل سنت است.

مرحوم سيد مرتضي (ره) از كساني كه در مورد متعه، عليه شيعه حرف زده اند، شعري را نقل مي كند:

قول الروافض نحن أطيبُ مولد قول أتي بخلاف قول محمد

نكحوا النساء تمتعا فولدن من ذاك النكاح فأين طيب المولد

و با شعر هم جواب مي دهد:

إنّ التمتع سنَّة مفروضة ورد الكتابُ بها و سنة أحمد

و روي الرواةُ بأنّ ذلك قد جري من غير شك في زمان محمد

ثمّ استمرّ الحالُ في تحليلها قد صحّ ذلك في الحديث المسندِ

عن جابر و عن إبن مسعود التقيّ و عن إبن عباس كريم المولد

حتّي نهي عمرُ بغير دلالة عنها فكدّر صفوَ ذاك المورد

لا بل مواليد النواصب جدّدت دينَ المجوس فأين دين محمد

مواقف الشيعة للأحمدي الميانجي، ج3، ص25

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English