2024 July 14 - يکشنبه 24 تير 1403
كرامات عمر بن خطاب در كتب اهل سنت
کد مطلب: ٦٢٥٤ تاریخ انتشار: ١٣ فروردين ١٣٨٧ تعداد بازدید: 211762
فتنه وهابیت » شناخت وهابیت
كرامات عمر بن خطاب در كتب اهل سنت

صداي عمر از مدينه تا فسا رسيد

اين قصه آن قدر معروف است كه حتي كتاب هاي لغت نيز آن را نقل كرده اند . ما آن را از كتاب البداية و النهاية ابن كثير نقل مي كنيم :

ذكر سيف عن مشايخه أن سارية بن زنيم قصد فسا و دار أبجرد فاجتمع له جموع ـ من الفرس و الأكرادـ عظيمة و دخم المسلمين منهم أمر عظيم و جمع كثير، فرأي عمر في تلك الليلة فيما يري النائم معركتهم و عددهم فخاوفت من النهار و أنهم في صحراء و هناك جبل إن اسندوا اليه لم يؤتوا ألاّ من وجه واحد. فنادي من الغد الصلاة جامعة، حتي اذا كانت الساعة التي رأي أنهم اجتمعوا فيها، خرج الي الناس و صعد المنبر، فخطب الناس و أخبرهم بصفة ما رأي، ثم قال: يا سارية! الجبل الجبل!!! ثم اقبل عليهم و قال ان الله جنودا و لعل بعضها أن لم يبلغّهم. قال: ففعلوا ما قال عمر، فنصرهم الله علي عدوهم و فتحوا البلد.

جناب عمر بن خطاب در مدينه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه و آيات قرآن را مي خواند؛ يك دفعه سه مرتبه گفت: «يا ساريه الجبل»، همه ماندند كه چه اتفاقي افتاده؛ بعد از نماز از او پرسيدند كه چه شد وسط خطبه اين چنين گفتي؟ گفت: در حين خطبه خواندن، يك نگاهي كردم به ملكوت زمين و زمان، ديدم لشكري كه براي فتح نهاوند فرستاديم، دشمنان از 4 طرف مي خواهند محاصره كنند و آنها را از بين ببرند، فرمانده شان آقاي ساريه بود، او را صدا زدم كه بيائيد به طرف كوه و از يك طرف با دشمن بجنگيد، تا آنها از 4 طرف حمله نكنند؛ آنها هم آمدند به سمت كوه و جنگيدند. بعد از 3 ماه كه لشكر آمد به مدينه، سؤال كرديم كه آيا اين قضيه را شما هم ديديد؟ گفتند: بله، در فلان روز در بيابان نهاوند بوديم كه صداي آقاي عمر در فضا طنين انداز شد و همه لشكر هم صداي او را شنيدند و او از مدينه صدا زد: «يا ساري الجبل»، و اگر صداي عمر نبود، همه از بين رفته بوديم و اين پيروزي هم نصيب اسلام نمي شد

البداية و النهاية، ج7، ص94، قصه جنگ فسا و المغني ، عبد الله بن قدامه ، ج 10 ، ص 552 و الشرح الكبير ، عبد الرحمن بن قدامه ، ج 10 ، ص 387 و فيض القدير شرح الجامع الصغير ، المناوي ، ج 4 ، ص 664 و تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 87 و دقائق التفسير ، ابن تيمية ، ج 2 ، ص 140 و أسد الغابة ، ابن الأثير ، ج 2 ، ص 244 و الإصابة ، ابن حجر ، ج 3 ، ص 5 - 6 و تاريخ اليعقوبي ، اليعقوبي ، ج 2 ، ص 156 و الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج 3 ، ص 42 - 43 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 1 ، ص 384 و تاريخ ابن خلدون ، ابن خلدون ، ج 1 ، ص 110 و تاج العروس ، الزبيدي ، ج 16 ، ص 327 .

رود نيل تحت فرمان عمر

فخر رازي در تفسيرش از جمله مي نويسد :

الثاني : روي أن نيل مصر كان في الجاهلية يقف في كل سنة مرة واحدة وكان لا يجري حتي يلقي فيه جارية واحدة حسناء ، فلما جاء الإسلام كتب عمرو بن العاص بهذه الواقعة إلي عمر ، فكتب عمر علي خزفة : أيها النيل إن كنت تجري بأمر الله فاجر ، وإن كنت تجري بأمرك فلا حاجة بنا إليك ! فألقيت تلك الخزفة في النيل فجري ولم يقف بعد ذلك .
تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 88 .
رود نيل طغيان كرده بود و خانه هاي مردم داشت نابود مي شد. آمدند خدمت عمر بن خطاب كه اي خليفه رسول الله! به داد ما برس كه خانه هايمان رفت. جناب عمر بن خطاب گفت: يك سفالي براي من بياوريد؛ سريع براي او آوردند و با دست مباركش بر روي آن سفال نوشت :

اگر به امر خداوند جاري مي شوي، پس جاري شو و اگر به امر خودت جاري مي شوي، ما كاري نداريم هر كاري مي كني بكن.

بعد از آن، اين رودخانه ديگر طغيان نكرد و مردم از طغيان رود نيل راحت شدند.

زمين از شلاق عمر ترسيد !

فخر رازي مي نويسد :

الثالث : وقعت الزلزلة في المدينة فضرب عمر الدرة علي الأرض وقال : اسكني بإذن الله فسكنت وما حدثت الزلزلة بالمدينة بعد ذلك .

وزي در مدينه زلزله شديدي آمد و مردم ريختند بيرون و پناه آوردند به خليفه دوم، خليفه دوم شلاق خود را محكم بر زمين كوبيد و گفت: " آرام باش به اذن خدا " زمين هم آرام شد؛ بعد از آن، زمين مدينه ديگر زلزله نگرفت .
آتش ، تحت فرمان عمر!

الرابع : وقعت النار في بعض دور المدينة فكتب عمر علي خزفة : يا نار اسكني بإذن الله فألقوها في النار فانطفأت في الحال .

تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 88 .
يكي از خانه هاي مدينه آتش گرفت و سرايت كرد به بخش أعظمي از خانه هاي مدينه. مردم مانده بودند حيران و سرگردان كه خانه ها آتش گرفته. عمر نوشت : " اي آتش به اذن خدا ساكن و خاموش شو" و آن را انداخت در آتش و آتش در همان لحظه ساكت و خاموش شد .

اين نمونه كوچكي بود از غلو هاي اهل سنت در باره خليفه دوم . اگر خداي نخواسته يكي از شيعيان عين همين مطالب را در باره امير المؤمنين يا يكي ديگر از ائمه عليهم السلام نقل كند ، فوراً او را متهم به غلو كرده و فتوي به كفر او مي دهند .

آهاي وهابي ها ! شما چه جوابي به اين مطالب داريد ؟
در رابطه با غلو در مذهب اهل سنت نيست مي توانيد به لينك زير مراجعه كنيد:



Share
41 | علي دوست | | ١٢:٠٠ - ٢٦ شهریور ١٣٨٨ |
با سلام در جواب اقاي مرتضي محمد اقاي عزيز ما ميگوييم حرفي كه شما زديد درست ما شيعه ها 1 الي 2 كتاب خوانديم اما شما كه مطالعتون زياده يك سري به كتابهاي علماي خودتون بزنيد . بعد بيا در مورد امامان ما حرف بزن شما در مورد خليفتون تحقيق كردي ؟ ايا پيامبر در اخرين روزهاي عمر شريفشون نفرمودند قلم كاغذ بياريد تا بنويسم انچه به خير صلاح شماست اون وقت عمر گفت اين مرد هضيان ميگويد خواهشا شما كه مطالعه تون زياده بريد بخوانيد كتابهاي خودتون را . در همان كتابها چگونه به دنيا امدن عمر را مطالعه كنيد وبعد با اميرالمومنين <ع> مقايسه كنيد كه در خانه خدا به دنيا امده با تشكر .
42 | امين جديدي | | ١٢:٠٠ - ٣١ شهریور ١٣٨٨ |
واقعا بعد از اسكندر و چنگيز مغول عمر سومين نفري بود كه به ايران جنايت كرد و افراد بي گناهي را كشت
43 | مجيد م علي | | ١٢:٠٠ - ٠١ مهر ١٣٨٨ |
با سلام جناب اقاي امين جديدي اولي ( اسكندر ) را درست گفتي , اما اگر نبود سومي( عمر ) كه شما گفتي مطمئن باش دومي( چنگيز مغول ) هم چنين جنايتي نميكرد. تازه جنايات بزرگتري انجام داد كه بعد از ان جنايت بزرگ هرچه جنايت در جهان اتفاق افتاده تا بحال و من بعد بايد بحساب اون سومي نوشت حتي جنايات دومي و هيتلر و ,,,,,,,,,,,,,. يا علي
44 | مقداد | | ١٢:٠٠ - ٠٢ مهر ١٣٨٨ |
تورو خدا اينو نمايش بدين از فضائل عمر بله ايشان ميگويد اگر آب پيدا نكرديد غسل نكنيد. كه فدك را غصب كرده. كه دل مارو خون كرده.............!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! كه امام ما رو. بي مادر كرده. كه در خونه ي علي (ع) را آتش زده كه محسن 6 ماهه رو سقط كرده.
45 | حميد رضا | | ١٢:٠٠ - ١٢ مهر ١٣٨٨ |
به نام خدا
سلام خدمت دوستان و خادمين اهل بيت عليهم السلام
اول از همه دوستاني که در مقام دفاع از اهل بيت دليل و برهان قاطع اوردند تشکر ميکنم
دوم به دوستلن اهل سنت ميگم عزيزان ما همه مسلمون هستيم و اصولمون تو اين حرفي نيست حرف ما سر بعضي مسايل هست که بعد از رحلت رسول الله به وجود اومده که خدا باعث و بانيشو لعنت ابدي کنه ما امامت و خلافت بلافصل مولاي متقيان حضرت علي رو قبول داريم و براي اينکارمون دلايل محکمي داريم و اکثر دلايلمون رو هم از کتب معتبر اهل سنت نقل ميکنيم ولي شما دلايلي مياريد که همش نقل از اشخاص ذينفع در اين مسيله هست که تازه اينها رو هم نميتونيد ثابت کنيد شما دليلي مبني بر صحت خلافت امامانتون پيدا کنيد که که حتي در کتب اهل تسنع نقض نشده باشه دوستان ما طالب تفرقه نيستيم ولي وظيفه خودمون ميدونيم که در اين زمينه روشنگري کنيد در مورد کرامات عمر چيزهايي نوشته شده که من تا حالا نشنيده بودم و لي در ظاهر هيچ کدام از اين کرامات واقعي به نظر نميرسه الله اعلم . در مورد برتري علي بر عمر همين بس که خود عمر بارها گفته است که اگر علي نبود عمر هلاک ميشد و جايي که اعلم وجود داره تبعيت از جاهل حرام و احمقانه ميباشد در مورد دو خليفه که اصلا چيزي براي دفاع يانقد نداره وما هم ازش ميگذريم
دوستان براي راهنمايي و تحقيق بيشتر به کتاب حليه المتقين فصل مکالمات و مناظره حسنيه با علماي اهل سنت مراجعه کنيد
برا سلامتي و تعجيل در ظهور برهان قاطع امام عصر حضرت حجت عج صلوات اللهم صلي علي محمد و ال محمد وعجل فرجهم

46 | شيعه ي كه سني شد | | ١٢:٠٠ - ١٥ مهر ١٣٨٨ |
قصد هيچگونه توهين را ندارم از 1 سلگي تا 17 سالگي شيعه از 17 سالگي تا 25 سالگي که الان هست سني من خودم شيعه بودم تمام نسل من شيعه هستن اما خودم 8 سلي است که سني شده ام دليل هاي زيادي دارد که سني شده ام من پدرم از بزرگترين اخوندهاي شيعه است خوشبختانه کم کم راضيشون کردم که دين حق را بپذيره هر کس هم ميخواهد بحث هاي بيشتري انجام دهد ما با تمام وجود که راه حق را پذيرفته ام در خدمت هستم

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
مستبصر گرانقدر جناب عصام العماد مي‌فرمود اهل سنت در مناظرات ادعا كردند كه بسياري از شيعيان سني شده‌اند ؛ گفتيم چند نفر را معرفي كنيد تا با آنها مصاحبه‌اي داشته باشيم ، گفتند از جهت امنيتي ممكن نيست ! گفتيم نامه نگاري مي‌كنيم گفتند از جهت امنيتي ممكن نيست ! گفتيم آنها علت سني شدن خود را براي شما بنويسند و شما براي ما بياوريد ، تا شايد ما هم سني شديم ! گفتند باز به جهت امنيتي ممكن نيست !
اميدواريم كه براي شما ممكن باشد ادله سني شدن خود را به ما بگوييد !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
47 | حميد رضا | | ١٢:٠٠ - ٢٥ مهر ١٣٨٨ |
سلام خدمت دوستان عزيز ومديريت گرامي
ببين دوست عزيزي كه حالا سني شدي اولا سني شدن جنابعالي هيچ ربطي به تشيع نداره ودليل نميشه چون شما تو سن 17 سالگي سني شدي خيلي كار با حالي كرده باشي قرار باشه بقيه هم بيفتند دنبال شما اگه دليل داري رو كن در خدمتيم اگه يه نفر هم ادم بشه برا ما كار خودمونو كرديم
دوم اينكه عزيز ميخواي داستان تعريف كني برو چارتا كتاب بخون كه اينقدر داستانت بچگانه نباشه پدرم اخوند معروف بوده و ...
48 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ٢٦ مهر ١٣٨٨ |
جناب شيعه عمر که سني عمر شدي

بنده سوالات بسياري در ذهنم انباشته شده است. از شما جدا تقاضا دارم بنده را هدايت بفرماييد:

سوال اول آنکه اگر اکنون رياست دپارتمان علوم بيوتکنولوژي دانشگاه تهران از دنيا برود ممکن است شخصي جانشين او شود که از علوم سلولي چيزي نمي‌داند؟
اگر ممکن نيست چگونه عمر جانشين محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) که صاحب تمام علوم الهي بود، شد؟؟؟
چگونه ممکن است که شخصي که حتي حافظ قرآن نبوده است و مفسر قرآن نبوده است جانشين او شود؟؟؟؟
مگر محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) دانا به علم جامعه شناسي و مديريت انساني نبود؟ پس چگونه شخصي که از اين علوم بي‌بهره است مي‌توانسته جانشين او شود؟؟؟

آيا عمر علوم ژنتيک مي‌دانست يا نه؟ اگر نه پس چرا خود را جانشين اول عالم به علم ژنتيک محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله)‌کرد؟؟؟

سوال دوم آنکه اگر شما معتقد هستيد که خداوند صلاح بندگان را در آن ديده است که خود براي عقل کل جانشين تعيين کنند، پس چرا اکنون نمي‌توانيد يک جانشين براي عقل کل انتخاب کنيد؟؟
اکنون جاشين عقل کل کيست؟؟؟

سوال سوم آنکه مگر خداوند در قرآن نفرمود که «جن و انس را خلق کرديم تا مرا عبادت کنند».
آيا يک شخص عادي اشتباه مي‌کند يا نه؟ آيا ممکن نيست که يک شخص عادي فرماني صادر کند که بر ضد عبادت خدا باشد؟ مثلا حکم دهد که فلان دعا در نماز واجب نيست. و يا فلان غذا حلال است.
چگونه ممکن است خدايي که هدف از آفرينش ما را عبادت خود اعلان کرده است به پيروي ما از کسي راضي باشد که معصوم نباشد؟؟؟

سوال چهارم آنکه به نظر شما حضرت مهدي(عليه السلام) که تشريف بياورند نبايد سطح علمي شان از تمامي علماي روي کره زمين بالاتر باشد؟ آيا اين امر جز به هدايت خاصه الهي ممکن است؟؟


اگر به سوالات اينجاب پاسخ دهيد ممنون مي‌شوم. مگرنه بازهم که شنبه شد مطابق معمول هر هفته سني شويد.

عليا ولي الله
عليا حجة الله
عليا وصي رسول الله
49 | احمد صيام روؤفي | | ١٢:٠٠ - ٢٢ آبان ١٣٨٨ |
سلام به برادر عزيزي كه اين سايد را گردانندگي مي كني‘ واقعاَ جاي تعجب هست كه چيز هاي در باره ي اصحاب رسول ص نوشته اي اصحابي كه بهترين مردم بعد از پيامبر اند. برادر عزيزم! قهر نشوي من يك سني هستم به صراحت برايت مي گويم اگر من خاك پاي حضرت علي را بيابم آنرا سرمه چشم ام مي كنم. اگر بشنوم كه كسي به خاندان اهل بيت رسول ص توهين كره او را مسلمان نمي دانم. هميشه اهل تسنن داد مي زنند كه ما امام هاي تان را دوست داريم همه ي كسانيكه مسلمان بودند با رسول ص دوست داريم. عزيز من فضاي اسلام را غبار آلود نسازيد. اگر ما از عمر ابوبكر عثمان و علي چشم پوشي كنيم در حقيقت از شكوه و عظمت اسلام چشم پوشي مي كنيم چرا وقت خود را به حرف هاي ضايع كنيم به خدا قسم كه علي و عمر رض دوست بودند قران مي گويد محمد رسول الله والذين معه اشدا علي الكفار رحما بينهم من برايت دوستان توصيه مي كنم و هدف ام فقط رضاي خدا هست كه از مخالفت با صحابه دست بردار و گر نه خداي نا خواسته جايت جهنم خواهد بود... و ما توفيقي الا باالله خدا نگهدار

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي جناب آقاي روؤفي
آن چه در صحيح‌ترين كتاب‌هاي اهل سنت آمده است‌، اميرمؤمنان عليه السلام ديدگاهي غير آن چه شما گفته‌ايد ، نسبت به ايوبكر و عمر داشته‌اند ، براي اطلاع بيشتر به آدرس ذيل مراجعه فرماييد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=salam&id=7

در باره آيه محمد رسول الله ... به آدرس ذيل مراجعه فرماييد :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=128

والسلام علي من اتبع الهدي
گروه پاسخ به شبهات
50 | سيد مسعود حسيني | | ١٢:٠٠ - ٠٩ آذر ١٣٨٨ |
سلام چرا الکي خودتون رو ميزاريد سر کار بدبخت ها. ابوبکر و عمر و عثمان ؟؟؟ هر سه متجاوز به دين رسول خدا هستند قيامت خود را نسوزانيد. انشاءالله روح خود و اجدادتان با عمر محشور بشه به حق فاطمه زهرا (ص). مطمئن باشيد انتقام سيلي مادرم زهرا رو از همتون ميگيرم به جدم امام حسن مجتبي قسم. ؟؟؟
51 | عبدالزهرا | | ١٢:٠٠ - ١٥ آذر ١٣٨٨ |
ممنونم كه از اين لطيفه هاي جالب توي سايتتون مي ذارين آخه اسمش هم خنده داره!!! يك ??? و كرامت؟؟؟
52 | سيد احسان | | ١٢:٠٠ - ١٧ آذر ١٣٨٨ |
بيشتر از جناب عمر بنويسيد متشكر

پاسخ:
«عمر در صحاح سته اهل سنت»
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=102
موفق و مؤيد باشيد
معاونت اطلاع رساني
53 | دانيال منتظر القائم | | ١٢:٠٠ - ٢١ آذر ١٣٨٨ |
از بابت جوك هايي كه نوشتيد ممنون .
من پايه مناظره با اهل سنت هستم . هر كي خواست ايميل بده , شيعه اش مي كنم اونم با كتب خودشون !!!!!!
54 | يك سني | | ١٢:٠٠ - ٠٨ دي ١٣٨٨ |
خاك بر سرتان با اين گفته ها خودتان را كافر كرديد گرچه شيعه خودش كافر است
55 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ٠٩ دي ١٣٨٨ |
جناب يک سني
چرا عدم اعتقاد به عمر را برابر با کفر مي‌داني؟ آيا عمر اصلي از اصول دين اسلام بوده است؟

يا علي
56 | يك موحد | | ١٢:٠٠ - ١٠ دي ١٣٨٨ |
من گرايش شيعي داشتم لاكن پس از 4 سال مطالعه در قرآن و سنت رسول اكرم (ص) دريافتم نزديكترين راه يا همان صراط مستقيم قرآن و سنت رسول اكرم(ص) ميباشد و من نه سني هستم نه شيعه و نه شيوه كه بيش 90 درصد مردمي كه اسمشان را شيعه گذاشتند داراي مذهب شيوه ميباشند و چنين افرادي تنها كارشان ايرادگيري از طرف مقابل خودشان است نه اينكه امر به معروف و نهي از منكر كنند. من مسلمانم و تمام قدرت ها را از خداوند يگانه ميدانم -خداوندي كه بر همه احوال ما از خود ما نيز آگاه تر است و تمام رزق و روزي همه آفريده ها به دست اوست- اعتقاد كامل دارم و اينكه نيرويي يا قدرتي را شريك قدرتش گردانم بيزارم هر چند اين نيرو امام باشد يا خليفه يا امام زاده يا .... امامان را دوست دارم به خاطر رسول اكرم(ص) صحابه را دوست دارم به خاطر رسول اكرم(ص) و رسول اكرم(ص) از پدر و مادرم بيشتر دوست دارم و هركس به خلفا و امامان توهين كند مطمئنا دشمن من و دشمن خداست. و تعجب ميكنم از يك سري قشر فريب خورده چطور بر خودشان غره شده اند انگار بهشت برين را خريده اند و شروع به بذله گويي در مورد بزرگ مردان تاريخ مي كنند كه دستشان از اين دنياي فاني دور است هر چند كه در حياتشان نيز همينطور بود و دنيا به آنها روي آورده بود و آنها زره اي به آن التفات نداشتند كوتاسخن اين است كه سوره الحمد و آيات 255 و 256 سوره بقره را خوب بخوانيد و در معاني آن تدبر و تفكر كنيد و در ضمن آيه 18 سوره يونس و آيات 18 الي 20 سوره جن نيز با معني بخوانيد.
57 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ١٢ دي ١٣٨٨ |
جناب يک موحد
الحمد الله الرب العالمين که شما تمام قدرت ها را از خدا مي‌دانيد. ممکن است از خدمت شما چند سوال کنم؟

خداوند در قرآن به پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) مي‌فرمايد:
«ليس علَيك هداهم و لكنَّ اللّهَ يهدي من يشاء»
«إِنَّك لا تهدي من أَحببت و لكنَّ اللّهَ يهدي من يشاء و هو أَعلم بالمهتدين»

پس هدايت امري است کاملا از جانب خداوند علي و اعلي.
حال چگونه است که شما همه امور از از جانب خداوند عظيم مي‌دانيد ولي « انتخاب هادي» را از او نمي‌دانيد؟؟؟

شما به «امام هادي» آگاه تر هستيد و يا خدا؟ انتخاب «امام هادي» کار شما است يا کار خداوند؟
«و جعلناهم أَءِمَّة يهدون بِأَمْرِنا و أَوحينا إِليهِم فعل الْخيرات و إِقام الصَّلوة و إيتاء الزَّكاة و كانوا لنا عابِدين»

اي عجب!! آخر چگونه ممکن است مايي که هنوز صد در صد هدايت نيافته ايم «رهبر و پيشواي هدايت» را انتخاب کنيم؟؟؟؟
آخر مگر در قرآن نخوانده ايد که خداوند هميشه «هادي» را خود انتخاب مي‌کند؟
«...جعلناه هدًي لبني إِسراءيل»

اين است توحيد شما؟ اين است شريک قرار ندادن براي خدا؟
آخر اندکي در اين آيات نوراني دقت کنيد:
«أولآءك الَّذين هدي اللّه فبهداهم اقتده...»
«أولءك علي هدي من ربهِم»
«...فإما ياتينكم مني هدي...»

بلااستثناء هدايت را خدواند از خود مي‌داند. حال چرا شما را خود را در امر انتخاب امام هادي شريک خدا قرار مي‌دهيد؟
عجب!!! مگر شما با قرآن کريم ميانه خوبي نداريد؟
«و جعلنا منهم أَءِمَّةً يهدون بِأَمرِنا لَمّا صبروا و كانوا بِآياتنا يوقنون»
آخر شرک تا کجا؟؟؟؟ آخر «من» گفتن تا کجا؟

جعل خليفه بنا به نص صريح قرآن از جانب خداوند است:
«يا داود إِنا جعلناك خليفة في الْأرضِ فاحكم بين الناسِ بالحق ...»

چرا شما در امر جعل خليفه غير الله را شريک او قرار مي‌دهيد؟
مگر در قرآن نديده ايد که:
«وعد الله الَّذين امنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الْأَرضِ كما استخلَف الَّذين من قبلهِم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهِم أَمنا يعبدونني لا يشرِكون بي شيءًا و من كفر بعد ذلك فأولءك هم الفاسقُون»

حال چگونه ممکن است گروهي از مردم و يا يکي از آنها «من دون الله» خليفه خدا را انتخاب کند؟

زورگويي و خيره سري حد و حدودي دارد. آخر عقل من و شما مگر به مقام بالاي نبي اکرم (صلي الله عليه و آله) مي‌رسد که بخواهيم براي او خليفه جعل کنيم؟

هيچ فکر کرده ايد که يزيد ملعون چگونه به خود اجازه داد که خود را جانشين خير البشر بداند؟
او کسي نبود جز يک پيرو مذهب جعل خليفه «من دون الله».

آيا شرکي بالاتر از اين است که کسي و يا اشخاصي را شريک خداوند در جعل خليفه اش در هدايت بدانيم؟
********************
براي پاسخ به شبهات شما در زمينه قدرت و نيرو و توانايي امامان هدي (عليهم السلام) همين يک آيه بس است:
«إِنا مكنا له في الْأَرضِ و آتيناه من كلِّ شيءٍ سببًا»

يا علي
58 | ياسين عبدالهي | | ١٢:٠٠ - ١٤ دي ١٣٨٨ |
ما زمحبان علي و عمر
هيچ نگوييم ز خير و زشر

اجر محبان علي با علي
اجر محبان عمر با عمر
59 | امير علي جهان تاب | | ١٢:٠٠ - ١٥ دي ١٣٨٨ |
سلام برادران اهل سنت
خواستم بگم من سني ديدم شعيه بشه نديدم شعيه سني بشه
:درگيري رو بذاريم كنار انشا الله در قيامت مشخص ميشه كي راست كي دورغ
60 | علي | | ١٢:٠٠ - ٢٢ دي ١٣٨٨ |
من ميگم اين عمر هيچ فرقي با بني اسرائيل نداره! پيامبر اسلام كه رحلت فرمود وصيت پيامبر رو زير پا گذاشت و ابوبكر رو جانشين پيامبر كرد بني اسرائيل هم كه حضرت موسي رحلت كرد گوساله پرست شدند.
61 | وحيد عشقي | | ١٢:٠٠ - ٢٢ دي ١٣٨٨ |
سلام بهتره شجره نامه درخشان بزرگان اونها را بنويسيد تا مردم لذت ببرند اي كاش اين كسايي كه كاسه داغ تر از آش شده اند و دم از وحدت بين شيعه و اين جماعت ميزنند كمي در احوالات گذشته و حال سردمداران آنها تفحص ميكردند - هر چند اينطور به نظر ميرسد كه اينان ظاهراَ شيعه هستند ولي در حقيقيت و باطن از خود سني ها سني ترند
62 | حسين | | ١٢:٠٠ - ٠٦ بهمن ١٣٨٨ |
اينها اهل سنت مي خواهند عمر را با امام علي مقايسه کنند ما در بعضي از نبرد ها داريم که عمر از ترس جان خود شرکت نمي کرد مانند جنگ خندق که با شجاعت امام علي آن کافر گردن کلف را به هلاکت رساند .با شجاعت امام علي اسلام جان گرفت امام علي اسوه ي شجاعت .رشادت .صبر.غيرت.بلاغت...
وهمين بس لا فتي الا علي لا سيف الا ذولفقار
63 | موسي | | ١٢:٠٠ - ١٩ بهمن ١٣٨٨ |
من به شما سلام نمي گم چون لياقتش رو نداريد. و اميدوارم که در همين دنيا جزاي کارو رفتارهاي خود راببينيد...من فقط چند تا سوال از شما مسئولان اين سايت مزخرف دارم واقعا حيفه که دارم خودم رو زحمت مي دم ولي چاه اي نيست بايد بگم شايد فرجي بود..... 1-مطابق نظر شما اهل تشيع البته با کمال احترام اين است که عمربن خطاب رضي الله عنه با حمله به خانه ي امام علي عليه السلام و ضرب وشتم حضرت زهرا سلام الله عليه که حامله بودند فزند ايشون که اسمش محسن بوده رو شهيد کردند....واما سوال من از شما 1-ايا امام علي شير خدا و انساني با غيرت نبوده؟ايا واقعا امام علي ادم بي غيرتي بود ه که با اينکه مي دانسته حق خلافت با ايشون هست ولي سکوت اختيا مي کنه ؟ مي گذاره يک عده به خانه اش حمله کرده و خانواده اش را ضرب و شتم نماييند؟ ايا واقعا اين ايست اعتقاد شما ...معتقد هستيد که امام علي ادمي ترسو بوده؟واقعا براي شما متاسفم ؟اين شما هستيد که داريد به اسلام ومسلمين دشمني مي ورزيد...وقصد ايجاد تفرقه بين مسلمين چه شيعه وچه سني رو داريد چه بسا وابسته به خود يهوديت باشيد. 2-ويک سوال در مورد همين حمله ..چگونه مي شود فرزندي که هنوز فاطمه زهرا به دنيا نياورده رو اسم گذاشتيد (محسن)..ايا واقعا اين روايت دروغ محض نيست؟ 3-چرا در تقويم جمهوري اسلامي تا قبل از سال 74نوشته مي شد وفات حضرت فاطمه ولي از ان به بعد تا الان نوشته مي شود شهادت حضرت فاطمه ايا در اين موضوعات شبهاتي نيست ؟ من سوالات خيلي بيشتري دارم ولي لياقت اونرو نداريد که بپرسم چون واقعا شما نه شيعه نه سني و نه مسلمان هستيد و فقط قصد توهين وايجاد تفرقه بين مذاهب واديان الهي رو داريد...در ضمن لينک تمامي موضوعاتي رو که داديد تمام اين بلاگ ها ووبها وابسته به خودتون هست در جهت اسبات دورغيات خودتون.

پاسخ:
جناب موسي
اما ما به شما سلام مي گوئيم ؛ چون خداوند فرموده است :
وَإِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً . الفرقان/63 .
پيش از شما دوستان سني زيادي بوده‌اند كه اين سؤالات را از ما پرسيده و ما نيز جواب آن‌ها را داده‌ايم ، بهتر بود كه قبل از طرح كردن اين سؤالات از امكانات جستجوي سايت استفاده مي‌كرديد و بعد بدون اين كه مجبور شويد ، چيزي بنويسيد، سايت را ترك كنيد .
اما پاسخ سؤال اول شما :
شما عثمان بن عفان را از اميرمؤمنان و اسد الله الغالب علي بن أبي طالب برتر و بالاتر مي‌دانيد ، حال سؤال من اين است كه وقتي ياران و اصحاب رسول خدا صلي الله عليه وآله به خانه عثمان حمله و به همسر او تعرض كردند، چرا عثمان از خودش واكنشي نشان نداد؟ چرا از همسر دفاع نكرد؟ آيا واقعا عثمان بي‌غيرت شده بود؟ اگر از فرط پيري توان شمشير زدن نداشت ، آيا نمي‌توانست با زبان اعتراض كند كه اي ياران رسول خدا و از مجاهدان در راه خدا و اي سابقون الأولون ! چرا به همسر من تعرض مي‌كنيد ؟ اين همسر من است يا همسر شما ؟ مگر نه اين كه دست زدن به باسن زن نا محرم حرام است ؛ پس چرا اي اصحاب رسول خدا به همسر من دست‌درازي مي كنيد؟
آيا عثمان نمي‌توانست با گفتن اين جملات اصحاب رسول خدا را از تعرض به همسرش بازدارد؟
براي اطلاع بيشتر در اين زمينه به آدرس ذيل مراجعه فرماييد :

http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6015

اما سؤال دوم شما : اعتقاد تمام مسلمانان اين است نام رسول خدا در كتاب‌هاي پيامبران پيشين آمده بوده، چطور فرزندي كه هنوز به دنيا نيامده بوده، اسمش در كتاب‌ها درج شده است؟ لابد مي‌گوئيد كه خداوند عالم به غيب است و ... و خودش اين نام‌ها را در اين كتاب ها درج كرده است، ما هم در جواب مي‌گوئيم، همان پيامبري كه هزاران سال قبل از تولدش نامش در كتاب‌هاي آسماني بوده،‌ همان پيامبر نام فرزند صديقه شهيده را محسن گذاشته است ، همان خدائي كه نام آخرين پيامبر را به پيامبران پيشين گفته است‌، همان خدا ، نام محسن بن علي عليهما السلام را به پيامبرش اطلاع داده است .
3 . اين سؤالت ديگه واقعا ما را ضربه فني كرده !!! . براي اطلاع بيشتر در اين زمينه به آدرس ذيل مراجعه كنيد :

http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6058

والسلام علي من اتبع الهدي
گروه پاسخ به شبهات
64 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ٢٠ بهمن ١٣٨٨ |
جناب موسي جواب خوب جواب خداوند است به شما: «بسم الله الرحمن الرحيم والعصر. ان الانسان لفي خسر الا الذين آمنو و عملوا الصالحات وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر» ******************* «و من الاعراب من يتَّخذ ما ينفق مَغْرَمًا و يترَبَّص بِكم الدَّواءر عليهِم داءرة السّوْء و اللّه سميع عليم و برخى از آن باديه‏نشينان كسانى هستند كه آنچه را [در راه خدا] هزينه مى‏كنند، خسارتى [براى خود] مى‏دانند، و براى شما پيشامدهاى بد انتظار مى‏برند. پيشامد بد براى آنان خواهد بود، و خدا شنواى داناست. » کافي بود که در مدينه اندکي بلوا پديد آيد تا رفقاي کودتاچي، همانهايي که «يتربص بِكم الدواءر عليهِم داءرة السوء»، از در و ديوار مدينه بر سر مردم آن بتازند و اسلام را در نطفه خفه کنند. حضرت امير المومنين علي (عليه السلام) سکوت کردند دقيقا به مانند معلم خود جناب خير البشر محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) که در مقابل وفات حضرت خديجه (سلام الله عليها) از شدت فشارهاي اهل مکه سکوت کردند. عليا ولي الله عليا حجة الله عليا وصي رسول الله
65 | موسي | | ١٢:٠٠ - ٢٠ بهمن ١٣٨٨ |
ديديد که جوابي نداريد در جواب به سوال اول من بايد بگم که ...چطور ادمي که به قول شما صخابه و يار پيامبر صلي الله عليه واله هست به خودش اجازه مي ده که به يک زن حتي اگر مسلمان هم نباشه تعارض کنه ....پس نتيجه ميگيزيم که اينها نه تنها مسلمان نبوده بلکه يک عده منافق هستند...دوما کساني که به خانه حضرت عثمان حمله کزدند به همسرش تعارض نکردند بلکه مي خواستند که به حضرت عثمان حمله کنند که ايشون دستهاشون رو سپر کرده و زخمي شدند .. سوما در جواب به غيرت امام علي بايد بگم مگه سن مانع اين مي شه که يک نفر اونهم يکي مانند حضرت علي در برابر ظلم سکوت کنند ...نه براددر غزيز اينها همه حرفهايي بيهوده است مرگ با عزت بهتر از زندگيبا ذلت هست به خدا قسم که يک مسلمان واقعي هرگز اين را قبول نمي کند......

پاسخ:
جناب موسي
شما اگر مقالاتي را كه آدرسش را داده بوديم ، مي‌خوانديد، قطعا بارديگر نظر نمي‌داديد، متأسفم براي شما كه چشم بسته و كوركورانه قضاوت مي‌كنيد . ما در كجا گفتيم كه علي عليه السلام به خاطر سن زياد سكوت كرده است؟؟؟ اين اهل سنت هستند كه دليل سكوت عثمان را در برابر ياران رسول خدا كه به همسر او دست درازي كرده بودند، سن زياد او دانسته‌اند .
همه آن‌هائي كه اطراف خانه عثمان جمع شده بودند، ياران و اصحاب رسول خدا و اكثر آن‌ها از سابقون الأولون بوده‌اند، عمرو بن حمق خزاعي، يكي از آن‌ها بود كه بعدها توسط معاويه به همين دليل كشته شد ، چطور شد كه قاتلان عثمان همگي منافق هستند ؛ اما كساني كه با اميرمؤمنان عليه السلام جنگيده‌اند، از بزرگان اصحاب و مجتهد هستند؟!!!
تعرض از اين بالاتر كه دست به باسن زن عثمان زدند و گفتند عجب باسن بزرگي دارد؟ آيا به نظر شما اين تعرض نيست؟
براي اطلاع از مدارك آن چه گفتيم به آدرس ذيل مراجعه كنيد :

http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=6015

والسلام علي من اتبع الهدي
66 | محمد | | ١٢:٠٠ - ٢٨ بهمن ١٣٨٨ |
انشائ الله همه به راه راست هدايت شوند
67 | نرجس روح بخش | | ١٢:٠٠ - ١٣ اسفند ١٣٨٨ |
مسلمونا بس کنيداختلاف اعتقادي شيعه وسني وقتي پاک ميشه که اماممون مهدي(عج) بياد اوني که هم شيعه هم سني منتظرشه دشمنامون همون غربيهاهمون بي دينادارن ماهارو گمراه ميکنن وحدتمون حفظ کنيم مامسلمونا اميد رهبريم بياين چشممون باز کنيم به خداهممون دلهامون پاک ميترسم ماها به جاي دفاع از دينمون بجاي بالابردن عزت وايمانمون کافر شيم اينو به عنوان يه انسان مطمينم هر کي باقوه عقلش حق وراهش پيدا ميکنه (هرچشم وزباني دربرابرآنچه انجام ميده مسيوله)
68 | مجيد م علي | | ١٢:٠٠ - ١٥ اسفند ١٣٨٨ |
با سلام خانم نرجس روبخش البته و صد البته كه اختلافات در وقت ظهور اقايمان حضرت مهدي ( عج ) حل خواهد شد , اما مگر نه اينكه امر بمعروف و نهي از منكر را انجام بدهيم . ايا اينگونه سايتها براي اين نيست كه اطلاعات را بما برسانند , ايا نبايد با تحقيق و بكار گيري عقل و حكمت , راه صحيح كه همان صراط مستقيم را پيدا كنيم . چه راهي بهتر از اين . البته اگر علم داشته باشيم هرگز فريب پيروان شيطان را نخواهيم خورد . يا علي
69 | اسد | | ١٢:٠٠ - ١٨ اسفند ١٣٨٨ |
با سلام,در رابطه با جواب مدير سايت به موسي. 1-شما از کجا ميدانيد که عثمان اعتراض نکرده مگر شما انجا حضور داشتيد کساني که به زن کسي رحم نميکنند مطمعنا با ايه ي قران هم نميتوان از کار کثيفشان منع کرد. 2-جايي از شجاعت و قدرت عثمان حديث نيامده پس قدرت بدني مقابله نداشته ولي در همه جا سخن از شجاعت و قدرت علي امده... 3-شما که ميگوييد عمر بن خطاب حرامزاده بوده پس حتما نميدانيد که (حفصه)دختر عمر همسر حضرت محمد بوده است يا که (ام کلثوم)دختر حضرت علي همسر عمر بوده است ايا پيامبر و حضرت علي با يک حرامزاده وصلت ميکردند... قدري در تاريخ هم تفکر کنيد بعد نظر دهيد.اگر عمر بده پس چرا پيامبر و علي با او وصلت کردن شما خيلي ميدانيد يا پيامبر و علي؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1- اينگونه استدلال كردن يعني منكر شدن تمام مطالب تاريخي ! زيرا تا مطلبي مطرح شود مي‌گويند " آيا شما آنجا بوديد" آيا شما بعثت پيامبر را ديديد؟ آيا جنگ احد و ... را ديديد ؟ آيا به خلافت رسيدن ابوبكر و عمر را ديديد ؟

بهتر است به جاي اين استدلال ناقص ، فكري به حال منابع تاريخي بكنيد !

2- اينكه شخصي را نتوان منع كرد ، دليل نمي‌شود كه شخص از خويش غيرت نشان ندهد و چيزي نگويد ! (طبق مدارك اهل سنت خليفه تا آخرين لحظه قرآن مي‌خواند و هيچ گونه حرفي در دفاع از حريم خويش نگفته است)

3- ظاهر كلام شما اقرار به برتري اميرمومنان از جهت بدني و نيرو بر عثمان است ! البته اين مطلبي است كه برخي علماي اهل سنت آنرا انكار مي‌كنند !

4- در مورد ام كلثوم مقاله مفصلي بر روي سايت موجود است :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83

5- كسي ادعاي حرامزاده بودن همسران پيامبر را نكرده است ! البته حرامزاده بودن ، بدتر از كافر بودن نيست ! آيه قرآن مي فرمايد كه نوح و لوط با كافر ازدواج كرده‌اند !

6- علت ازدواج پيامبر با حفصه و عائشه نيز در آدرس ذيل آمده است :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1344

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

70 | اسد | | ١٢:٠٠ - ٢٣ اسفند ١٣٨٨ |
وقتي ميگوييد عمر حرامزاده بوده پس ازدواج حضرت محمد با حفصه يعني ازدواج با يک حرامزاده(البته به قول شما)يعني به حضرت محمد وحي نشده با حرامزاده ازدواج ميکند انوقت به شماها وحي شده. ثانيا حضرت محمد کاملترين دين و اخرين پيامبر ميباشد و لطفا انرا با نوح و لوط قياس نکنيد چون انها کامل نبودند ثانيا برتري بدني حضرت علي را برتري سياسي قرار ندهيد اگر اينطور است ببخشيد رستم و ارنولد هم بايد خليفه ميشدند. ابوبکر و عمر از نظر سياسي و اجتماعي بالاتر بودند مگرنه انقدر راي نماوردند و انصار و مجاهدين با انها بيعت نميکردند. ان مقاله هاي مفصل که در بالا ذکر کرديد به درد خودتان ميخورد.حضرت علي که ميگفت مرگ با عزت بعتر از زندگي با ذلت پس چرا به قول شما وقتي عمر به خانه اش حمله کرد با انها نجنگيد با همان قدرت بدني بالا.

پاسخ:

با سلام
دوست گرامي
1- فرموده‌ايد «وقتي ميگوييد عمر حرامزاده بوده»! آيا ما چنين ادعايي كرديم ؟! البته بعضي از علما ، اين مطلب را از كتب اهل سنت نقل كرده‌اند !
2- فرموده‌ايد « پس ازدواج حضرت محمد با حفصه يعني ازدواج با يک حرامزاده»! آيا اگر پدر كسي حرامزاده بود ، خود او نيز حرامزاده مي‌شود ؟! جداي از اين ،‌آيا حرامزاده بودن بدتر است ، يا كافر بودن ؟ مگر پيامبران الهي طبق آيه قرآن با كفار ازدواج نكردند ؟ ما كه در اصل ادعاي شما اشكال داريم ، اما نتيجه گيري شما نيز صحيح نيست !
3- فرموده‌ايد « ثانيا حضرت محمد کاملترين دين و اخرين پيامبر ميباشد و لطفا انرا با نوح و لوط قياس نکنيد چون انها کامل نبودند»! خداوند به پيامبر مي‌گويد «فبهداهم اقتده» و شما اينگونه در مورد آنان سخن مي‌گوييد ؟ آنچه در دين اسلام ، مخالف دين آنان است ، حرام شدن ازدواج با كفار است ، اما ازدواج با منافق و... در اسلام جايز است !
4- فرموده‌ايد « ثانيا برتري بدني حضرت علي را برتري سياسي قرار ندهيد»!
برتري حضرت علي برتري سياسي نيست ، برتري الهي است ! در همه چيز ، در علم و قدرت و ايمان و...
5- فرموده‌ايد « ابوبکر و عمر از نظر سياسي و اجتماعي بالاتر بودند مگرنه انقدر راي نماوردند و انصار و مجاهدين با انها بيعت نميکردند»! منظور شما همان بيعتي است كه با چوب و چماق و شمشير گرفته شد ؟ بهتر است نگاهي به صحيح بخاري و طريقه بيعت گرفتن با خليفه اول بياندازيد !
6- فرموده‌ايد « حضرت علي که ميگفت مرگ با عزت بعتر از زندگي با ذلت پس چرا به قول شما وقتي عمر به خانه اش حمله کرد با انها نجنگيد با همان قدرت بدني بالا»!
به همان دليلي كه پيامبر (ص) با وجود قدرت بدني بالا و شجاعت در مكه با كفاري كه به ايشان و خانواده و ياران ايشان اهانت مي‌كردند ، نجنگيد !
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات

71 | اسد | | ١٢:٠٠ - ٠٤ فروردين ١٣٨٩ |
ضمنا بايد بگويم که اگر عمر و ابوبکر نبودند و ايرانيان را در ان زمان مسلمان نميکردند(حمله به ايران در زمان يزدگرد سوم اخرين شاه ساساني)هرگز شما مسلمان نبوديد.حال شما به جاي اينکه انها را سپاس داريد به انها لعنت ميگوييد واي بر شما.خدمت بالاتر از اين که يک کشور را مسلمان کرد.
72 | اسد | | ١٢:٠٠ - ٠٤ فروردين ١٣٨٩ |
با سلام بنده يک پست ارسال کردم که شما نمايش نداديد و اصلا مهم نيست و همين که شما را ارشاد کرده باشم کفايت ميکند. در ضمن در مطلب يک که در جواب من نوشته ايد بايد بگويم که کاملا مشخص است که شما به رسالت حضرت محمد شک داريد که ميگوييد ايا شما بعثت پپيامبر را ديده ايد چون بحث ما درباره خلفاي بزرگ اسلام و حضرت علي بوده. ضمنا در کتاب نهج البلاغه حضرت علي فرموده که 2 گروه به من دشمني کرده 1)کساني که با من دشمن بوده 2)کساني که در دوستي با من زياده روي کرده اند که اين جمله اخري مصداق حال شما بوده ضمنا ياداوري کنم که من خود شيعه هستم ولي وقتي تحريفهاي شما را ميبينم مجبور به پاسخ دادن هستم خدا عاقبت همه را با کساني امثال شما بخير کند يا علي

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1- نظرات قبلي شما جواب داده شد و به ايميل شما نيز ارسال شده و علني نيز گرديد ! بهتر بود كمي صبر مي‌كرديد !

2- فرموده‌ايد «ايد بگويم که کاملا مشخص است که شما به رسالت حضرت محمد شک داريد که ميگوييد ايا شما بعثت پپيامبر را ديده ايد چون بحث ما درباره خلفاي بزرگ اسلام و حضرت علي بوده»!

قضاوت با خوانندگان ! آن طور كه شما استدلال كرديد اين پاسخ را نيز مي‌طلبيد ! شما كه مطالب ثابت شده تاريخي را تنها به بهانه نديدن قبول نمي‌كنيد ، اين پاسخ را نيز بايد بپذيريد !

3- فرموده‌ايد ما مصداق طرف دوم سخنان اميرمومنان هستيم ! آيا ما زياده روي كرده و چيزي را بدون دليل و مدرك ادعا كرده‌ايم ؟!

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

73 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ٠٥ فروردين ١٣٨٩ |
جناب اسد
جمعيت ايران در زمان عمر چقدر بوده است؟ خيلي خيلي دست کم بگيريم يک ميليون نفر.

از اين يک ميليوني که به ادعاي شما عمر آنها را مسلمان کرده است فقط و فقط يکي را نام ببريد که شاگرد «عمر» شده باشد.
از اين يک ميليون فقط و فقط يکي را نام ببريد که خدمت عمر رسيده باشد و از او بابت «مسلمان شدنش» توسط عمر تشکر کرده باشد.
از اين يک ميليون نفر يکي را نام ببريد که اخلاق و مشي خود را بر پايه اخلاق عمر قرار داده باشد.
از اين يک ميليون نفر يکي را نام ببريد که يک خط و فقط يک خط مطلب علمي از عمر آموخته باشد.
از اين يک ميليون نفر يکي را نام ببريد که خود را فدايي و جان نصار عمر کرده باشد.
*********
حتي يک مسيونر نصاري وقتي به ميان جنگل هاي آمازون مي‌رود و عده را نصاري مي‌کند حداقل يک شاگرد تربيت مي‌کند.
کجا بودند شاگردان ايراني عمر؟؟

اين چه اسلامي است که عمر به ايران آورد و حتي يکي از آن «مسلمان شده ها» از عمر بابت آن تشکر نکردند؟؟؟؟؟؟
آيا همه آن يک ميليون ايراني مسلمان شده نمک به حرام بودند؟؟؟؟

جناب اسد
«مثل الذين اتخذوا من دون الله أَولياء كمثلِ العنكبوت اتخذت بيتا و إن أَوهن البيوت لبيت العنكبوت لو كانوا يعلمون»
آيا زمان آن نرسيده است که «من دون الله» ولي براي خود اتخاذ نکني؟
آيا زمان آن نرسيده است که اولياء «من دون الله» را به درون سطل زباله بياندازي؟
آيا زمان آن نرسيده است که يک بيسواد و بي‌ريشه و جنايتکار را «ولي الله» نداني؟

يا علي
74 | (كميل) اسد بخواند | | ١٢:٠٠ - ٠٥ فروردين ١٣٨٩ |
آقاي اسد هيچ ميدوني يزدگرد در جواب نامه اي که عمر براش نوشته و دعوت به اسلام کرده چيکار کرد و چي براش نوشت؟
نوشته بوده اي عمر (که تازه مثلا مسلمون شدي) وقتي تو سوسمار ميخوردي و دخترارو زنده چال ميکردي اينجا تو ايران همه مسلمون بودن و نمازاي روزانشونو مرتب ميخوندن. پس قبل از ورود عمر به ايران اسلام رو بقيه صحابه آورده بودن.
بعدشم ما غلط بکنيم اسلام عمري رو قبول کنيم.گيرم که آورده باشه اسلام تحريف شده به درد خودش ميخوره.
75 | محب اهل بيت عليهم السلام | | ١٢:٠٠ - ٠٦ فروردين ١٣٨٩ |
اجرتون با امام زمان(عج)
از يک سني خواهشمندم درباره اصل ونسب جناب عمر بيشتر برايمان بازگو کنند و درباره دوران خلافتشان و حکمهايي که از روي ناداني انجام ميدانند و بيان ميکردند که اگر علي (ع)نبود عمر هلاک ميشدو ...
76 | سعيد حسيني )شاه اسماعيل صفوي) | | ١٢:٠٠ - ٠٦ فروردين ١٣٨٩ |
سلام

جناب ا س د

از شما سوالاتي دارم

مبناي گرايش به اسلام چيست؟
آيا اختيار است يا اجبار؟
لا اکراه في اليدن قد تبين الرشد من الغي فمن يکفر بالطاغوت . . . .

به نظر شما صرف نظر از اينکه نبيت خليفه دوم چه بوده است آيا کساني که به زور شمشير و خشونت و توحش مسلمان شده اند، واقعآ آن دين اجباري را پذيرفته اند يا اينکه پذيرش آن دين ظاهري بوده است؟؟؟
آيا يکي از دلايل نپذيرفتن قلبي دين خلفا در واقع مشاهده تناقض دين معرفي شده البته با شمشير و خشونت با قرآن نبود؟؟؟؟
قبلا در نظرات قبلي هم اشاره کرده ام پيش از عمر اسکندر مقدوني هم به قصد جهانگشائي به ايران حمله کرد و شمشيرش را ملاک قبولي دين خود قرار داد ، اما چرا ايرانيان آن زمان هم به دين وي گرايش پيدا نکردند؟؟؟!!!!
بعد از عمر هم سلاطين سني مذهب طبق مذهبشان ظلم و ستم را در ايران به حد اعلي رساندند که همانند خليفه ي دوم با توجه به اينکه مذهب خليفه را بعنوان عقيده يدک ميکشيدند و ادعاي مسلماني ميکردند. که از جمله سلاطين عثماني و مغولها و . . . در تاريخ آمده است و اين حقيقت انکار ناپذيري است.
پس شما نميتوانيد کرامتي را بر خليفه که به بهانه ي مسلمان کردن ايرانيان حمله کرده است قائل شويد، بلکه او هم همانند اسکندر و حتي با اعمال و رفتار ظالمانه ي بيشتري از او قصد جهانگشائي داشت و الحمدلله توسط يک سردار ايراني بنام ابولولو انتقام ظلمهايش تا حدودي گرفته شد.
خواهشآ اينگونه رفتار به نام اسلام تمام نکنيد. حناي شما براي ما رنگي ندارد چرا که دروغ از مباني اصلي خلفا و پيروان آنان است.
ادعاي شما اين است که عمر ايرانيان را مسلمان کرد اما ظاهرا شما نامه يزدگرد سوم را نخوانده ايد که خطاب به عمر جواب دندان شکني داده است.
اگر عمر ايرانيان را مسلمان کرده باشد اکنون بايد اکثريت ايرانيان با سني ها باشد نه اقليت.

اکنون ميخواهم شما را به ادامه اين مطلب دعوت کنم.

جواب سوالي که در بالا پرسيده ام ميداني چيست؟
اگر ايرانيان را عمر مسلمان کرد چرا اکنون اکثريت با شيعه است و اقليت با سني؟
جواب اينجاست:
آن زماني که به ايران حمله شد خيلي ها کشته و زخمي شدند و چه ظلمهائي که توسط اعراب وحشي سني مذهب بر آنان روا نشد.
و بازماندگان ايراني که اکثرآ پيرمردها و زنان و کودکان بودند به اجبار و زور شمشير زناکاراني امثال خالد بن وليد شرابخوار ظاهرا مجبور به قبول دين بدعت و مذهب خيانت گرديدند و اما همچنان ناراضي و رضايت قلبي به آن مذهب نداشتند تا زماني که حضرت امير المومنين علي بن ابيطالب ع وارد ايران شدند
و ايرانيان را محزون و مجبور به نجام فرامين دين بدعت که توسط ابوهريره ها و کعب الاحبار ها آلوده به عقايد يهود نيز گرديده ديدند و تصميم به اصلاح آن عقيده گرفتند و خطاب به ايرانيان فرمدند در دين واقعي اسلام هيچ اجباري براي پذيرفتنش نيست.
همه با شنيدن اين کلمات گهر بار شگفت زده شدند و علت آن را جويا شدند و بعد از پيگيري موضوع توسط حضرت علي ع متوجه دين واقعي اسلام شدند
و هسته ي اوليه شيعه در ايران توسط آنحضرت و با رضايت طالبان حقيقت و اعتقاد قلبي آنان بر شيعه تشکيل گرديد.
از طرفي حکومتهاي ديني هنگامي شناخته ميشوند که عقايد ديني آنان در حکومت گنجانده شده و اعمال گردد.
بهتر است به دوران غصب 25 ساله حکومت توسط خلفا نگاهي بيندازيد
ابوبکر حدود دوسال حکومت کرد و فتنه ولايت سقيفه را تا حدودي با تتميع و تهديد و دروغ و خيانت محکم کرد و با توجه به اينکه باشعار کذائي شورا به ميدان آمده بود تنها با يک وصيت که عقيده فردي خودش بود حکومت را به همدست و غاصب بعدي خود سپرد و کسي هم از وي سوال نکرد که اي ابوبکر تو که با شعار شورا به ميدان آمده اي به چه روئي عمر را به خلافت بعد از خودت معرفي کرده و براي خدا تکليف تعيين کرده و دين خدا را به دزد و ديکتاتور ديگري مانند خودت کي سپاري؟؟؟؟!!!!!!!

از طرف ديگر اعمال و رفتار خلفا را بررسي کنيد کداميک از آنان طبق نظر اسلام و سنت پيامبر ص عمل کردند در همان مدينه که مرکز حوکمت خلفا بود
ببينيد چقدر افراد ناراضي وجود داشتند که يا کشته شدند يا تتميع شدند يا تهديد شدند يا تبعيد شدند.
از جمله ابوذر غفاري که به فرموده پيامبر اسلام ص از مدارج بالي ديني و ايماني برخوردار بود.
فکر ميکنيد عمر به چه دليلي توسط سردار ايراني ابولولو کشته شد؟؟؟
ايا بخاطر نارضايتي مردم و ظلم و ستم عمر نبود؟
آيا تا بحال به اين موضوع فکر کرده ايد چرا عثمان را کشتند؟؟؟
در ايران هم ظلم حکام سني مذهب و بعد از آنهم سلاطين عثماني و مغولها که سني مذهب بودند مردم ستمديده ايران بر آن داشت تا فکر بحال اين ظلمها و ستمها بکنند ، در نتيجه هنگامي که شاه اسماعيل صفوي قيام کرد همه مردم ناراضي از مذهب بدعت با کمک همديگر ريشه ظلم را کندند و به پيروزي رسيدند و در واقع در اين قيام بزرگ از فرهنگ تشيع کمک گرفتند و به محض پيروزي تماما مذهب شيعه را پذيرفتند و همانگونه که خداوند در قرآن وعده پيروزي آنا را بر عليه کافران داده بود پيروز شدند.

جناب ا س د
حقايق تاريخ انکار ناپذير است و هيچکس نميتواند آن را پنهان نمايد
اگر اطلاعي از تاريخ و حقايق نداريد که به شما پيشنهاد ميکنم اطلاعات خود را افزايش دهيد
اگر حقايق ميدانيد و اين اراجيف را بيان ميکنيد که به قول خودت واي بر شما که به غضب الهي گرفتار خواهيد شد.

جواب ديگر سولات شما را نيز عزيزان پاسخ به شبهات بخوبي و بطور کافي و وافي داده اند.
يا علي


77 | سعيد حسيني(شاه اسماعيل صفوي) | | ١٢:٠٠ - ٠٦ فروردين ١٣٨٩ |
سلام
جناب ا س د
مطلبي را فراموش کردم که به شما بگويم

بر خلاف دوستان که مدعي شده اند صداي عمر نميتوانسته از مدينه تا فساء برسد ، بنده معتقدم که اتفاقا صداي عمر از مدينه تا فساء رسيد
اما در اينکه چه زماني اين اتفاق افتاده است مخالفم چرا که اين اتفاق در زمان جنگ اعراب عليه ايران اتفاق نيفتاد بلکه بعد از جنگ بود و آنهم زماني بود
که جناب ابولولو خليفه را به آسياب دعوت کرد و نميدانم چه اتفاقي افتاد که صداي آن از مدينه به همه ي دنيا ، نه تنها فساء بلکه تمام عرش و فرش را پر کرد و من اين موضوع را تآئيد ميکنم.

يا حق
78 | momen abdullah | | ١٢:٠٠ - ٠٧ فروردين ١٣٨٩ |
جناب محمد رشيد
تا حالا هيچ فکر کرده‌اي که چرا تا اين حد در مذهب شما تناقض و تضاد داخلي وجود دارد؟؟؟
فقط به اين کتاب يکي از شيوخ معاصر خود(محمد الصالح بن العثيمين) نگاهي بيانداز:
http://www.al-eman.com/Islamlib/viewchp.asp?BID=335&CID=22

«ومن أصول أهل السنة والجماعة‏:‏ التصديق بكرامات الأولياء»
«فمن الكرامات الثابتة بالقرآن والسنة لمن سبق قصة أصحاب الكهف.
- ومن ذلك قصة مريم رضي الله عنها، أكرمها الله حيث أجاءها المخاض إلي جذع النخلة، وأمرها الله أن تهز بجذعها لتتساقط عليها رطباً جنياً‏.‏
- ومن ذلك قصة الرجل الذي أماته الله مئة عام ثم بعثة، كرامة له، ليتبين له قدرة الله تعالي، ويزداد ثباتاً في إيمانه‏.‏
- أما في السنة ، فالكرامات كثيرة، وراجع ‏(‏ كتاب الإنبياء، باب ما ذكر عن بن إسرائيل‏)‏ في ‏"‏ صحيح البخاري‏"‏، وكتاب ‏"‏ الفرقان بين أولياء الرحمن وأولياء الشيطان ‏"‏ لشيخ الإسلام ابن تيمية‏.»
*********
ولي خوب. حال که پس از هزار و چهارصد سال از شمشير خالد خبري نيست واضح است که در برابر پرسشهاي نسل جديد شما چاره اي جز «بي‌کرامت» خواند صنم خود،عمر، نداريد.
ولي طبق عادت زشت و انزاجارآميز شما به مجرد اينکه «فضيلتي» را در عمر نفي مي‌کنيد وجود مبارک محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) را نيز فاقد آن فضيلت مي‌ناميد!!!!
*********
«اما چون عمر فاروق از ياران رسول و از سابقون الاولون و از اولياء الله است»!!!!!!
آيا در سراسر عمرت جمله اي از اين باطل تر و کذب تر توشته بودي؟؟؟؟
براستي که تمامي اباطيل دنيا يک سو و جلمه باطل تو سوي ديگر!!!!
1) فاروق: آيا عمري که فرق فرزند و برادر را در ارتباط با کلاله نفهميد فاروق است؟؟؟؟
2) يار: آيا عمر يار رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) بود و بازهم قصد جان ايشان را داشت؟؟؟
3) سابقون: اگر عمر از سابقون در ايمان بود پس چرا شرابخواري او قطع نشد؟
4) اولياء الله: اگر عمر از اولياء الله بود پس چرا با يک يهودي را به دوستي گرفته بود؟؟
«يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا اليهود و النصاري أولِياء»
******************
و اما سخن آخرت:
« مسلم امدادهاي الهي همراه ايشان بوده است »!!!!!!
عجب!!!! مي‌شود بفرماييد اين امداد الهي به عمر در زمان فرار او در مقابل يهوديان کجا رفت؟؟؟؟
جناب محمد رشيد
تا کي پرستش عمر؟ تا کجا پرستش عمر؟
«ألا لله الذين الخالص و الذين اتخذوا من دونه أولِياء ما نعبدهم إلا ليقربونا إلي الله زلفي إِن الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون إِن الله لا يهدي من هو كاذب كفار»

عليا ولي الله
عليا حجة الله
عليا وصي رسول الله
79 | محمد رشيد | | ١٢:٠٠ - ٠٧ فروردين ١٣٨٩ |
عمر ابن الخطاب كرامات نداشته و كرامات اصطلاحي ساختگي است و امري است همچون معجزه يا به قول قرآن آيه و آيه به اذن الله عز و جل به بعضي از پيامبران داده شده و شامل رسول الله صلي الله عليه و سلم هم نشده و بنابراين عمر ابن الخطاب از تهمت كرامات داشتن مبراست اما چون عمر فاروق از ياران رسول و از سابقون الاولون و از اولياء الله است مسلم امدادهاي الهي همراه ايشان بوده است همانطور كه در نبردهاي كفار و مومنين در زمان حيات پيامبر و بنا به نص صريح قرآن ملائكه به امر الله تعالي مددرسان پيامبر و يارانش و مومنان در قتال بوده اند.

80 | كميل | | ١٢:٠٠ - ٠٧ فروردين ١٣٨٩ |
چطور ميگين عمر کراماتي نداشته؟ روتون ميشه فرداي قيامت نيگاش کنين؟من خودم 100تا از اونا رو باچشم ديدم که يکيشو تعريف ميکنم.
يادمه يه بار مدينه بودم عمر صدام زد . گفتم خدايا خليفه با من چيکار دارن؟ درنگ نکردم زود رفتم پيشش . ازم دعوت کرد کنارش بشينم اولش قر دادم ولي بالاخره رفتم پيشش . ازش بوي عطر ميومد گفت اين بو خداداديه ولي من شيشه 212 و ديدم که زير عباش مخفي کرد... بگذريم.
يه چراغ جادو از تو صندوقچش ورداشت و گفت اگه دستمو روش بمالم کراماتي رو ازش ميبينم که تو عمرم نديدم... گفتم داداش بيا از خير اين کارا بگذر من ميترسم..
داشتيم بحث ميکرديم که يهو ابوبکر از در وارد شد. با ورود ابوبکر صديق چراغ جادو هم به طريقي ناپديد شد که بعدنا فهميدم فيلمشون بوده.
دو تا صحابه باهم احوالپرسي کردن و تصميم گرفتن باز از کراماتشون برام نشون بدن.چه جوري؟ عمر گفت ابو, دستتو بذار تو دستم وبه چشماي کميل خيره شو.راستش خخخخخخخيلي ترسيده بودم . فکر کنين صديق و فارق از فاصله 2متري نگاتون کنن .
بعد اتفاقايي افتاد که براي هيجان بيشتر ادامه شو به وقت ديگه اي موکول ميکنم.حالا شما هي بگين کرامات نداشتن . اگه بدونين من چيا ديدم!! بقيه شو بعدا تعريف ميکنم .
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها