2024 July 21 - يکشنبه 31 تير 1403
كرامات عمر بن خطاب در كتب اهل سنت
کد مطلب: ٦٢٥٤ تاریخ انتشار: ١٣ فروردين ١٣٨٧ تعداد بازدید: 212073
فتنه وهابیت » شناخت وهابیت
كرامات عمر بن خطاب در كتب اهل سنت

صداي عمر از مدينه تا فسا رسيد

اين قصه آن قدر معروف است كه حتي كتاب هاي لغت نيز آن را نقل كرده اند . ما آن را از كتاب البداية و النهاية ابن كثير نقل مي كنيم :

ذكر سيف عن مشايخه أن سارية بن زنيم قصد فسا و دار أبجرد فاجتمع له جموع ـ من الفرس و الأكرادـ عظيمة و دخم المسلمين منهم أمر عظيم و جمع كثير، فرأي عمر في تلك الليلة فيما يري النائم معركتهم و عددهم فخاوفت من النهار و أنهم في صحراء و هناك جبل إن اسندوا اليه لم يؤتوا ألاّ من وجه واحد. فنادي من الغد الصلاة جامعة، حتي اذا كانت الساعة التي رأي أنهم اجتمعوا فيها، خرج الي الناس و صعد المنبر، فخطب الناس و أخبرهم بصفة ما رأي، ثم قال: يا سارية! الجبل الجبل!!! ثم اقبل عليهم و قال ان الله جنودا و لعل بعضها أن لم يبلغّهم. قال: ففعلوا ما قال عمر، فنصرهم الله علي عدوهم و فتحوا البلد.

جناب عمر بن خطاب در مدينه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه و آيات قرآن را مي خواند؛ يك دفعه سه مرتبه گفت: «يا ساريه الجبل»، همه ماندند كه چه اتفاقي افتاده؛ بعد از نماز از او پرسيدند كه چه شد وسط خطبه اين چنين گفتي؟ گفت: در حين خطبه خواندن، يك نگاهي كردم به ملكوت زمين و زمان، ديدم لشكري كه براي فتح نهاوند فرستاديم، دشمنان از 4 طرف مي خواهند محاصره كنند و آنها را از بين ببرند، فرمانده شان آقاي ساريه بود، او را صدا زدم كه بيائيد به طرف كوه و از يك طرف با دشمن بجنگيد، تا آنها از 4 طرف حمله نكنند؛ آنها هم آمدند به سمت كوه و جنگيدند. بعد از 3 ماه كه لشكر آمد به مدينه، سؤال كرديم كه آيا اين قضيه را شما هم ديديد؟ گفتند: بله، در فلان روز در بيابان نهاوند بوديم كه صداي آقاي عمر در فضا طنين انداز شد و همه لشكر هم صداي او را شنيدند و او از مدينه صدا زد: «يا ساري الجبل»، و اگر صداي عمر نبود، همه از بين رفته بوديم و اين پيروزي هم نصيب اسلام نمي شد

البداية و النهاية، ج7، ص94، قصه جنگ فسا و المغني ، عبد الله بن قدامه ، ج 10 ، ص 552 و الشرح الكبير ، عبد الرحمن بن قدامه ، ج 10 ، ص 387 و فيض القدير شرح الجامع الصغير ، المناوي ، ج 4 ، ص 664 و تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 87 و دقائق التفسير ، ابن تيمية ، ج 2 ، ص 140 و أسد الغابة ، ابن الأثير ، ج 2 ، ص 244 و الإصابة ، ابن حجر ، ج 3 ، ص 5 - 6 و تاريخ اليعقوبي ، اليعقوبي ، ج 2 ، ص 156 و الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج 3 ، ص 42 - 43 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 1 ، ص 384 و تاريخ ابن خلدون ، ابن خلدون ، ج 1 ، ص 110 و تاج العروس ، الزبيدي ، ج 16 ، ص 327 .

رود نيل تحت فرمان عمر

فخر رازي در تفسيرش از جمله مي نويسد :

الثاني : روي أن نيل مصر كان في الجاهلية يقف في كل سنة مرة واحدة وكان لا يجري حتي يلقي فيه جارية واحدة حسناء ، فلما جاء الإسلام كتب عمرو بن العاص بهذه الواقعة إلي عمر ، فكتب عمر علي خزفة : أيها النيل إن كنت تجري بأمر الله فاجر ، وإن كنت تجري بأمرك فلا حاجة بنا إليك ! فألقيت تلك الخزفة في النيل فجري ولم يقف بعد ذلك .
تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 88 .
رود نيل طغيان كرده بود و خانه هاي مردم داشت نابود مي شد. آمدند خدمت عمر بن خطاب كه اي خليفه رسول الله! به داد ما برس كه خانه هايمان رفت. جناب عمر بن خطاب گفت: يك سفالي براي من بياوريد؛ سريع براي او آوردند و با دست مباركش بر روي آن سفال نوشت :

اگر به امر خداوند جاري مي شوي، پس جاري شو و اگر به امر خودت جاري مي شوي، ما كاري نداريم هر كاري مي كني بكن.

بعد از آن، اين رودخانه ديگر طغيان نكرد و مردم از طغيان رود نيل راحت شدند.

زمين از شلاق عمر ترسيد !

فخر رازي مي نويسد :

الثالث : وقعت الزلزلة في المدينة فضرب عمر الدرة علي الأرض وقال : اسكني بإذن الله فسكنت وما حدثت الزلزلة بالمدينة بعد ذلك .

وزي در مدينه زلزله شديدي آمد و مردم ريختند بيرون و پناه آوردند به خليفه دوم، خليفه دوم شلاق خود را محكم بر زمين كوبيد و گفت: " آرام باش به اذن خدا " زمين هم آرام شد؛ بعد از آن، زمين مدينه ديگر زلزله نگرفت .
آتش ، تحت فرمان عمر!

الرابع : وقعت النار في بعض دور المدينة فكتب عمر علي خزفة : يا نار اسكني بإذن الله فألقوها في النار فانطفأت في الحال .

تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 88 .
يكي از خانه هاي مدينه آتش گرفت و سرايت كرد به بخش أعظمي از خانه هاي مدينه. مردم مانده بودند حيران و سرگردان كه خانه ها آتش گرفته. عمر نوشت : " اي آتش به اذن خدا ساكن و خاموش شو" و آن را انداخت در آتش و آتش در همان لحظه ساكت و خاموش شد .

اين نمونه كوچكي بود از غلو هاي اهل سنت در باره خليفه دوم . اگر خداي نخواسته يكي از شيعيان عين همين مطالب را در باره امير المؤمنين يا يكي ديگر از ائمه عليهم السلام نقل كند ، فوراً او را متهم به غلو كرده و فتوي به كفر او مي دهند .

آهاي وهابي ها ! شما چه جوابي به اين مطالب داريد ؟
در رابطه با غلو در مذهب اهل سنت نيست مي توانيد به لينك زير مراجعه كنيد:



Share
521 | ركسانا | Kazakhstan - Astana | ١٦:٠٩ - ٢٢ خرداد ١٣٩٢ |
جناب جليليان--- اولا که برطبق فرمايش رسول اکرم ""کنکاش در نسب وافتخار به ان از عادات دوران جاهليت است."" شما فرزند هرکه مي خواهي باش درصورتيکه هدايت يافته باشي رستگار خواهي بود. دشمنان حضرت علي برهمه اشکار است که شيعيان کوفه بودند از ابن زياد گرفته تا شمر وتا عدالرحمن ابن ملجم و...... همه شيعه بودند ولدازنا بوده باشند يا نبوده باشند.متاسفم براي شما که معاويه را ولدالزنا مي دانيد چون خواهر همين ولدالزنا همسر پيامبرتان بود. کمي بيشتر در مورد اشخاص تحقيق کنيد . از طرفي خواهر شمر هم که شما اورا ولدالزنا مي دانيد همسر امام حسين بود . درمورد فاروق اعظم عمربن خطاب تحقيق کنيد نسب ايشان با نسب پيامبر اسلام يکي است. همچنين برويد درنسب حضرت صديق اکبر ابوبکر تحقيق کنيد تا يکتاپرستي تمامي خاندان ايشان هم برشما اشکار شود.

در مورد قبه الصخره اگر بناباشد ازادي فلسطين از دست مسيحيان وازادي بيت المقدس وهمچنين بناي قبه الصخره از ديدگاه شما چيزي به حساب نمي ايد شما لطف کنيد برويد الان اينها را از دست صهيونيستها دربياوريد ببينيم ....حداقل يک بناي اسلامي را براي ما مثال بياوريد که در دوران حضرت علي بناشده باشد وبراي ما مسلمانان مايه ي افتخار باشد.
522 | حسين ابراهيمي | Iran - Mashhad | ١٢:٣٦ - ٢٣ خرداد ١٣٩٢ |
کامنت 521، رکسانا!!!
1- اينقدر مثل بت پرستها دنبال چوب و تخته و بناي تاريخي نباشيد مسلمانها!!!! پس معلومه که شما به بناي تاريخي کعبه سجده ميکنيد و به اون افتخار ميکنيد. اين بنا اولين بار توسط حضرت آدم ساخته شد و پس از طوفان نوح که خراب شد در زمان حضرت ابراهيم دوباره بنا شد، پس در زمان اسلام نبوده و باعث افتخار شما مسلمانان!! نيست، پس چرا هنوز به سمت چند تکه سنگ و چوب که قبل از اسلام ساخته شده سجده ميکنيد؟!! شما هنوز فرق بين ارزش مادي و معنوي رو نميدونيد و دنبال بناي تاريخي هستين که بقول شما در زمان فاروق شما ساخته شده باشه تا بهش افتخار کنيد!! چيز ديگه تدارين که بهش افتخار کنين؟
خدارو شکر مولاي ما علي ابن ابيطالب (عليه السلام) اونقدر فضيلت برا افتخار کردن داره که فکرمون به بناي تاريخي و سنگ و چوب و بت و ... نميرسه.
2- نسبت فاميلي اشخاص دليل بر خوب يا بد بودن اونها نيست. پسر نوح پيامبر نبايد بد باشد، چونکه پسر پيامبر است!! محمد ابن ابوبکر در زمان عثمان نقش اساسي براي افشاگري عليه عثمان داشت. آيا بدليل اين کارهاش آدم بديه يا بدليل پسر ابوبکر بودن آدم خوبيه؟!!
3- در مورد اين حرفت که گفتي "شما فرزند هرکه مي خواهي باش درصورتيکه هدايت يافته باشي رستگار خواهي بود"
بله درسته، شيعه هم اينو ميگه. خود خدا هم اينو ميگه. ولي نه در مورد امام و پيشواي دين. امام من بايد يک حلالزادهء با کمالات و فرهيخته و با فضيلت باشه. امام و پيشواي من که قراره الگوي من باشه، نبايد کوچکترين خصلت رذيله اي داشته باشه. امام من بايد از هر نظر کامل باشه و خدارو شکر که مولا و امام من حضرت علي ابن ابيطالب (عليه السلام) کاملترين و با فضيلت ترين و آقا ترين صديق و فاروق بوده و هست و خواهد بود. کوچکترين خصلت رذيله اي به آقاي ما نسبت داده نشده، اولين و بارزترين خصلت آقاي ما حلالزادگي و فرزند پاک فاطمه بنت اسد بودنشه که اگه دوس داري برو تحقيق کن و در مورد تولد آقاي ما و شکاف هر سالهء ديوار کعبه در روز 13 رجب مطالبي رو ياد بگير. ما هر کسيرو لايق امامت و ولايت و خلافت نميدونيم. ما انتخاب خداوند رو به همه چيز و همه کس ارجحيت ميديم و جانشين برحق پيامبر گرامي کسي نيست جز حلالزاده و شير پاک خورده اي به نام علي ابن ابيطالب (سلام الله عليه).
4- تو که فرق بين شيعه و مشرک و ملحد و کافر و سني و وهابي و ... رو نميدوني چرا حرف خنده دار ميزني؟!! قبلا هم اين حرفهاي بيهوده و خنده دار رو زده بودي. لابد عمر ابن عبدود، ابوجهل، و حتي شيطان هم شيعه ست؟!! راستي جديدا متوجه شدم که جرج بوش هم شيعه بوده ها!!! اصلا هر کسيرو دوس نداري بگو شيعه بوده. آفرين بر تو و استدلال بچه گانه و خنده دارت. همينطور واسه خودن بگو. هر کيو دوس نداري بگو شيعه بوده. لابد تمام دزدها و قاتل ها هم شيعه هستند!!
5- اگر قرار بود جانشين بعد از پيامبر توسط مردم و شورا و رأي گيري انتخاب شود، پس خود رسول الله (صل الله عليه و آله وسلم) توسط کدام شورا و رأي گيري انتخاب شد؟ آيا خداوند از مردم عصر جاهليت مشورت گرفت؟!! آيا براي انتخاب جانشين جانشين خود بر روي زمين هم باز ميبايد رأي ميگرفت؟!!
بابا شماها ديگه کي بودين بخدا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
523 | علي | Iran - Qom | ١٣:٤٢ - ٢٣ خرداد ١٣٩٢ |
رکسانا ما درکتب خود نميگوييم در کتابهايي از شما که حديث متواتر دارد درزنا زادگي عمرفارق بدعت و در اينکه عمو ابوبکر کذب اکبر پدرش بوده شکي نيست وزنا زادگي معاويه وعمروعاص وخلفايي که شيعه قبول ندارند شکر خدا ما حتي مرجع تقليدمون هم بايد حلال زاده باشد بعد ميگزريم به قول شما انان که گناهي ندارند ننشون خراب بوده بلي ولي درابنه اي بودن عمر اگر شک داري وسني هستي ملعوني چون درکتاب مسلم امده در ضمن با اب مردان خودش رو دوا ميکرده ايا يکي بره بده وبکنه بنظر شما اشکال ندارد ما تحقيق فراوان درکتب شما کرده ايم شما بزرگانتان هم خودشان خوب ميدانند وذکر کرده اند ما چون صاحب فرزندي ميشديم چون نبوديم ونمي دانستيم حلال ياحرام زاده است نام علي را مياورديم اگر شاد ميگشت حلال زاده واگر ناراحت ميشد حرام زاده بود
524 | شمس الدين جليليان | Iran - Tehran | ٠١:١٤ - ٢٨ خرداد ١٣٩٢ |
رسوانا ! براي من متاسف نباش براي خودت متاسف باش كه حرامزاده خوانده شدن پسر هند جگرخوار را مايه ي تاسف مي داني در حالي كه در منابع اهل سنت آمده كه معاويه به 5 نفر منسوب بود .اين اذل من انعام هايي كه نام كثيفشان را برده اي شيعه نبوده اند و در كامنت هاي قبلي در باب ادعاي شما مبني بر دخالت شيعيان در شهادت امام حسين جوابتان را داده ام ولي شما جوابي نداديد . يكي از مستمسكات معروف اهل سنت براي اثبات حقانيت ائمه ي جور و پيروانشان ‘ پيوندهاي زناشويي آنها با اهل بيت است اولا خواهر شمر همسر امام حسين نبوده .به نظرم منظورتان حضرت ام البنين است كه همسر حضرت علي و مادر حضرت عباس بوده اند و بعضي به اشتباه ايشان را خواهر شمر دانسته اند به اعتبار اينكه در روز عاشورا شمر فرزندان حضرت ام البنين را خواهر زاده صدا كرد . در حالي كه شمر فقط با حضرت ام البنين هم قبيله و از قبيله ي بني كلاب بود كه نام اصلي او فاطمه دختر حزام بن خالد بن ربيعه بن وحيد بن كعب بن عامر بن كلاب بن ربيعة بن عامر بن صعصعة بن معاوية بن بكر بن هوازن است .كه به احترام حضرت زهراي مرضيه از اميرالمومنين خواست او را ام البنين صدا كند مبادا حسنين عليهما السلام محزون شوند و ... اما شمر در حرامزاده بودن و تابع خلفا بودنش شك نكن !البته در صفين جزو سپاه حضرت علي بوده نه شيعه ي علي . شمر بن ذي الجوشن واسم ذي الجوشن شرحبيل ويقال عثمان بن نوفل ويقال أوس بن الأعور أبو السابغة العامري ثم الضبابي حي من بني كلاب كانت لأبيه صحبة وهو تابعي أحد من قاتل الحسين بن علي وحدث عن أبيه روى عنه أبو إسحاق السبيعي ووفد على يزيد بن معاوية مع أهل بيت الحسين.تاريخ دمشق نسب شمر بن ذى الجوشن : ما رواه هشام بن محمّد السائب الكلبي في كتاب المثالب : انّ إ مراءة ذى الجوشن خرجت من جبّانة السّبيع ، إ لى جبّانة كندة ، فعطشت في الطريق ولاقت راعيا يرعي الغنم ، فطلبت منه الماء، فاءبى اءنْ يعطيها إ لاّ بالاصابة منها، فتمكنته ، فواقعها الراعى فحملت بشمر اللعين .همسر ذي الجوشن بسوي صحراي کنده خارج شد ودر بين راه تشنه شد و از چوپاني درخواست آب کرد و چوپان در ازاي مواقعه با وي به او آب داد و شمر محصول اين چوپان بود ! مي بينيم كه هيچ ارتباط نسبي با مادر حضرت عباس ندارد . در تفكر شيعي نسبت داشتن با انبيا و و اوليا در شرايطي فضيلت محسوب مي شود كه شخص منتسب موحد و عامل به فرايض و تارك گناه باشد در غير اين صورت هيچ فضيلتي محسوب نمي شود نمونه اش هم ابولهب عموي پيامبر و جعده بنت اشعث همسر امام حسن عليه السلام . در مورد قبه الصخره و ديگر بناهايي كه مي فرماييد علي عليه السلام در احداث آنها نقشي نداشته است بايد بگويم كه شما ديگر چه قدر بدبخت و بي منطق هستيد! اگر بناي تاريخي نشانه ي حقانيت باشد فراعنه از همه برحق تر هستند چون اهرام مصر از عجايب جهان هستند .مگر جهال و بازماندگان خلفاي ثلاثه فرصتي به علي دادند كه كاري انجام دهد ؟ اما در مورد بيرون آوردن قدس از چنگال اسرائيل لازم است بدانيد كه هروقت هم پياله هاي اسرائيل يعني ملك عبدالله ها و محمود عباس ها و تا چندي پيش مبارك ها و امير قطر و الي آخر دست از حمايت از اسرائيل و جلسات محرمانه با موساد و روابط جنسي با خانم ليوني و تامين سوخت هواپيماهاي اسرائيلي براي درهم كوبيدن و قتل عام غزه و ... برداشتند ما هم به حكم وظيفه عمل مقتضي را انجام خواهيم داد . خسته نباشيد
525 | علي،علي | Iran - Mashhad | ٠١:٥٧ - ٢٨ خرداد ١٣٩٢ |
اولا متاسفم براي اون دسته از افرادي که فحش و ناسزا ميگند.اين افراد ممکنه هرکسي باشند،ممکنه الان يکي بياد اينجا و به عمر فحش بده يا برعکس ممکنه يکي بياد و به امام علي فحش بده!100% اين افراد اسلام رو از ته دل قبول ندارند چون در اسلام هيچوقت اجازه به فحاشي و توهين به هيچ ديني نيومده. لازمه دو حالت رو براي دوستان مطرح کنم: -فرض کنيد سني حق هست،اون حرومزاده اي که حاصل زناي دو نفر هست و مياد و ميگه شيعه پدر سگ و اون عوضي که به ناموس پيامبرش توهين ميکنه و به داماد پيامبر توهين ميکنه سني نيست!يوقت دلگير نشيد که يک اهل تسنن به ما فحش داده!نخير من دوستاني دارم که عاشق امام علي و امام حسين و حتي امام زمان هستند ولي تسنن هستند!!!اون افرادي که ناسزا و فحش ميدند هدفي دارند و اون افزايش تفرقه و کشتن شيعه و سني هست!همونطور که الان حرومزاده ها در سوريه شيعه رو سر ميبرن و سني رو ميگن اگر با ما همراهي زنده اي اگر نه سر ميبريمت!جاي تعجب داره که اهل تسنن چرا همچين حرامزاده هاي وهابي و سلفي رو جدا از اسلام اعلام نميکنن!ايا واقعا چشمانشون نميبينه؟واقعا تفاوت بين خودتون و اونهارو نميبينيد؟چهره ها مانند مسخ شدگان و حرامزادگي از چهرشون ميريزه ولي اکثريت اهل سنت ايران چي؟فرقي بين اين تسنن و اون تسنن نيست؟واقعا فکر ميکنيد در مورد اين قضايا؟شما راضي ميشيد سر يک نفر رو تو ايران ببريد که چون اين شيعه هست يا سني؟؟؟؟اما اوني که واقعا اهل تسنن هست اينو ميدونه که راه دعوت به حق اجباري و با کشتار و توهين نيست!! -حالا فرض کنيم شيعه حق است ولي در دين شيعه و سني و کلا اسلام اومده هيچ کس حق توهين و فحاشي نداره!مگر اسلام نگفته فحاش جزاش چيه؟ايا گفته به کس خاصي فحش بدي گناه داره؟حالا برادراي من شما گير بديد که عمر حرومزاده بوده!خوب که چي؟الان يک اهل تسنن بياد اينو بخونه بي اختيار جبهه ميگيره و يا ميگه بله چشم شما راست ميگه آخ آخ اوني که من از بچگي قبولش داشتم حرومزاده بوده؟ اينه راه دعوت؟عزيز من شما حاضري به حرف کسي که بياد بگه علي قاتل و بهترين جلاد اسلام بوده گوش بدي؟؟؟تحمل داري؟ بعضي بحثها بيفايدست،شما اول بيايد و اعجاز قران با علم جبر و اعداد رو به بقيه نشون بديد!بگيد ايه عم يتسائلون .... با علم جبر چه معني و جوابي داره بعد که اين ها حل شد ميشه بقيه رو گفت تا جبهه اي شکل نگيره. از اهل تسنن و دوستان خودم پرسيدم،ببينيد بعضي چيزها در دنيا ثابت هست و خدا اين قوانين رو ساخته و عوض نميکنه!مثلا خوبي هميشه خوب و بدي هميشه بد و پليد ميمونه،تا حالا کدوم پيامبر و ادم با ايماني در تاريخ با هم جنگيدند؟ايا شده يکي از پيامبران(چه اولوالعزم و چه غير اولوالعزم)با هم جنگ کنند و درگيري پيش بياد؟اونهائي که چهار خليفه رو قبول دارند چطور ميشه خليفه خدا در زمين دو تا باشه؟ممکنه؟پس چرا از اول قضيه خليفه ها همه با معاويه مشکل داشتند؟چرا با معاويه جنگ داشتند؟شما که معاويه رو قبول داريد پس چرا با خليفتون جنگيده؟مگر خليفه خدا در زمين نبوده؟يکم فکر کنيد ببينيد هم شيعه و سني که ما مبينيم تحريف شده!مگر ميشه علي خوب باشه و معاويه هم خوب باشه ولي با هم جنگ کنند؟افراد هم رو بکشند؟هردوطرف جنگ شهيد بدند؟با عقل شما جور درمياد؟اينا تزريقاتي هست که به دين اسلام شده!يعني خليفه هائي که اينقدر نفهمند که کي حق هست و کي ناحق ارزش خلافت دارند؟شما با قبول داشتند معاويه و يزيد داريد به خليفه هاي خودتون توهين ميکنيد!يعني چهار خليفه! حالا يه مسئله ديگه هم هست که از هرکي پرسيدم (دوستان اهل تسننم)اطلاع نداشته و گفته ميرم از شيخمون ميپرسم!!!جالبه ما مرجع داريم و متهم به کفر ميشيم ولي تسنن ها هرچي ميشه ميگن شيخمون ميدونه و حرف اونو بي چون و چرا ققبول دارند و شرک و کفر نيست؟پرسيدم که چطور توجيه ميکنيد که دختر پيامبر از خليفه دوم سيلي خورد؟ايا پيامبر به دخترش ادب ياد نداده بود؟ايا خليفه که نامحرم بود ميخاست به دختر پيامبر خدا ادب ياد بده؟اصلا دختر پيامبر خدا دروغ ميگفت؟با خودتون فکر کرديد چرا اين قضايا اينقدر پيچ در پيچ شده و تشخيصش سخت شده؟چون تزريقات دروغ در دين زياد شده!!!چطور ميشه علي خليفه چهارم باشه و ابوبکر و عمر خليفه اول و دوم،بعد بين سه تا ادم خوب که هر کدوم خليفه خدا در زمين بودند و مومن ترين مومنان بودند،دعوا باشه؟يعني با شمشير و تهديد و ... از علي بيعت بگيرند؟ايا خليفه چهارم اشتباه ميکرده؟اخه اشتباه به اين بزرگي؟؟؟کسي که قدرت تشخيص نداره که ابوبکر و عمر ادم خوبي هستند و باهاشون بيعت نميکنه چطور مياد ميشه خليفه چهارم شما؟؟؟؟ايا عمر و ابوبکر اشتباه ميکردند؟؟پس کساني که اينقدر درک ندارند که از کسي که خليفه چهارم شده بعدا و مومن و با ايمان بوده به زور شمشير و تهديد بيعت ميگرند ادمهاي خوبي هستند؟؟؟ ببينيد ضد و نقيض زياده!درکار و قانون خدا ضد و نقيض نيست!پس تزريقاتي که به دين ماها شده باعث اين ضد و نقيضها شده!!!جالبه کتابهاي اهل تسنن رو بخونيد ميبينيد که دست باز نماز خوندن در دينشون مشکلي نداره و تمامي اهل تسنن ميتونند دست باز نماز بخونند ولي اکثريتشون نميدونند!!!!بريد کتابهاي خودتون رو بخونيد...شمائي که در زمين،در فرش يا هرچيزي سجده ميکنيد،با مائي که مثل شما در زمين و فرش و ... سجده ميکنيم چه فرقي داريد؟فقط ما براي اطمينان از نجس نبودن اون منطقه سجدمون روي مهر سجده ميکنيم!!!اين ميشه شرک؟پس شما هم فرش رو پرستش ميکنيد؟؟ ايرادي که از شيعه ميگيرند کفر نسبت به ائمه هست،من اينو قبول دارم،بارها علماي ما گفتند ائمه ما با اذن و قدرت خدا معجزه ميکردند و حاجت ميدادند!!!منتها خودم ديدم طرف مياد ميگه يا امام رضا پول بده،ماشين بده،کلي هم اويزون ضريح ميشه!آخه برادر من فلسفه حاجت خاستن شيعه از ائمه ميدوني چيه؟ فلسفه اينه که همونطور که وقتي پسري وقتي خرابکاري ميکنه روش نميشه از باباش چيزي بخاد و ميره يه واسطه مثل برادر بزرگتر و مادري چيزي مياره که وساطت کنه و از باباش بخاد ما هم چون رومون سياه هست و گناه کاريم ميريم پيش ائمه که روشون سفيده و پاکند ميگيم شما از خدا براي ما بخايد!!!حالا اين شرکه؟؟؟اگر اين شرک هست پس اکثر افراد جهان هم مشرک هستند بخاطر اينرفتارشون!!!رفتار نادرست خيلي از شيعه ها بخاطر تزريقاتيست که هم در تسنن و هم در شيعه اتفاق افتاده!شما اين تزريقات رو کنار بذاريد ميبينيد شيعه و سني فرقي نداره!!! به نظر من اينهمه کل کل و گفتن اينکه فلاني اوبي بوده يا نبوده،فلاني حرومزاده بوده يا نبوده فايده نداره چون ما هنوز قاشق اول از غدامون رو نخورديم و بعد ميخايم دسر بعد غذا رو هم بخوريم؟معلومه که نميشه.لطفا کمي بيشتر فکر کنيد و ببينيد اگر من اين حرفو بزنم روي طرف مقابل تاثير + يا تاثير - ميذاره بعد بگيد. اينم بگم بد نيست،از دوستم که خيلي صميمي هستيم پرسيدم محمد جان من چون شيعه ام اگر بميرم از نظر تسنن ميرم بهشت يا جهنم؟گفت ببخشيد ولي ميري جهنم!پرسيدم اگر کسي تا بحال اسم اسلام رو نشنيده باشه!توي قعر جنگل امازون زندگي ميکرده و نميدونه عمر و ابوبکر و پيامبر و علي و ... کي هستند بميره ميره کجا؟گفت 100% کافر هست و ميره جهنم!! جالبيش اينه در شيعه کسي که محبت پيامبر خدا و محبت ائمه رو در دلش داشته باشه و يا کسي که در همون قعر جنگل زندگي کرده و هيچي از اسلام نشنيده و بميره،خداوند اون رو جزو مستضعفين حساب ميکنه و هنگام مرگ ملائک خوب و بد رو بهش نشون ميدند اگر حق رو قبول کنه که حز مستضعفين مسلمان از دنيا ميره ولي اگر قبول نکنه مشرک ميميره!ازون جالب تر اينکه عالم زر وجود داشته و بر حسب عالم زر يکي شده پسر ابوبکر و يکي پسر علي و يکي پسر نوح!!!همينها شمارو بفکر نميندازه که بيشتر فکر کنيد؟نميگم قبول کنيد ولي فقط تحقيق کنيد کدوم دين کاملتره،کدوم ضد و نقيض کمتري داره،کدوم حق تره؟
526 | علي | Iran - Qom | ١٥:٠٢ - ٢٩ خرداد ١٣٩٢ |
درجواب دوست عزيز علي علي شايد زنا زادگي طرف بگي تقصير طرف نبوده ولي ابنه اي بودن چيزي هست که به خرابي طرف بر ميگردد و بعد از اسلام هم ادامه داشته حتي پيامبر براي دواي اين افراد سفارش کرده عريان بر کوهان شتر بنشينند تا کرم ها ازبين برود که عمر انجام نداد تاآخر عمر ابنه اي وشراب خوار بود ما اينجا قصد فحش دادن نداريم انان از عمر وابوبکر بت ساخته اند از معصوميت وکمال وصدق والقاب ومناقب علي را براي اها سنت بکاربردهاند درست است نبايد فحش داد ولي تبري از فروع دين ماست ما از کتب شيعه ياد نکرديم وگرنه ميگفتم که شيطان درجهنم از درجه پستي عمر تعجب ميکند ما از کتب صحيحه واحاديث معتبر انان ياد ميکنيم يک مفتي که نمگوييد عمر ابنه اي بوده ما بايد با مدرک ذکر کنيم تا انان در کتب خود تحقيق کند شايد نظرشان درباره دين ناقصشان عوض شود بدانيم ونگوييم ظلم است شايد ان سني نداند پس بداند خلفاي غاصب کيستند تا حجت برانان تمام شود
527 | حجت اله عرفانيان | Kyrgyzstan - Bishkek | ١١:٢٩ - ٣١ خرداد ١٣٩٢ |
به ابجد اسلام 132 + علي110+92محمد + قرآن ناطق31 = 365 روز سال قرآن ناطق 31 منظور جمع 14 معصوم +12 +5 = 31 و به ابجد جيگر ۲۱۳ +۱۱۰ علي ۳۲۳ +۲۰ محمد ۳۴۳ + ۲۳ مهدي = ۳۶۶ روز سال نازد به خودش خدا که حيدر دارد از حيبت او کعبه ترک برداردخداوند سال را 365 روز سال 52 جمعه داريم ميماند 313 روز مثل روز جمال قائم آل محمد است بخاطر 5 تنو 12 امام و 14 معصوم هر عدد ضربدر خودش جمع سه ضرب ميشود 365 روز سال بخاطر5 تن و ۱۲ امام و 14معصوم شيعه خداوند سال را 365 روز قرارداد عکس نام محمد عليست۱۸۰ درجه گردش عالم علي ميشود محمد جانشين محمد عليست ۱۸۰تقسيم بر 14 معصوم = 12 امام جانشين خاتم الانبياء ۵ تن +و ۱۲ امام +۱۴معصوم = ۳۱ قرآن ناطق۳۱ کلام حق ۳۱= ۵تن+۱۲+۱۴ معصوم = ۳۱ ضربدر ۵ تن ۱۵۳ + علي۱۱۰ =۲۵۳ +۹۲ محمد = ۳۴۵ + ۲۰حسين= ۳۶۵ روز سال به ابجد صغير اسلام 12 حق 12 ساعت 12 ماها 12 اهل 12 سني 12 معتقد به 12 امام بايد باشد به ابجد کبير اسلام 132+12 اسلام به ابجد صغير = 144 آيه وعتصمو بحبل الله جميعا"‌ولا تفرقوهم ابجدش 144 ضرب 12 امام در 12 = 144 ريسمان الهي 12 فرزندان رسول خداست اسلام به ابجد کبير و صغير 144 ميباشداسلام ۱۳۲+ابجد صغير اسلام ۱۲+۱۳۲= ۱۴۴ ضرب ۱۲ امام شيعه جانشينان پيامبر اسلام خانواده پيامبر اسلام 132 + علي110+92محمد + قرآن ناطق31 = 365 روز سال قرآن ناطق 31 منظور جمع 14 معصوم +12 +5=31 کلام حق ۳۱ قران ناطق ۳۱ از علي آموز اخلاص عمل اين ابو مکرو عمر باشند دقل مدح مولايي که در لاحوت عشق ذکر تسبيح ملائک روزو شب باشد علي اين ابامکرو عمر از علي آموز اخلاص عمل اين ابو مکرو عمر باشند دقل پاره گين را کي قرين باچشمه کوثر کنم کسي کو گفته از علمو درايت بيانات متين غير از علي نيست آئينه روي محمد عليست کسي که آئينه قلبش نشکسته باشد مولايش عليست آئينه کبرياء محمداستو جمال محمد عليست مردم ميفهمد آنقدر هم نادان نيستند اي مومنين شيعه و سني به ذات خدا شما در امتحان الهي قرار داريد نام علي ومحمد هم معجزه است به ذات الهي قسم حق با شيعيان مهدي قائم آل محمد است اهل کوفه نظر نميدهند اهل کوفه راي نداده اند اهل کوفه وهابيند 73 فرقه اند ابجد جنگ جمل73 کينه شترييند ما هزار بار ثابت کرديم حق با شيعه است شما هم سه بار ثابت کنيد اي 73 فرقه کفرببين معجزه نام علي هم محمد است يا علي تنها مقدس در عالمي يا علي به احترام نامت شيعه و سني باهم ميگويند يا علي اشهد ان عليا" ولي الله و قائمنا حجت الله قائم آل محمد شيعه ها علي در کعبه چون آمد به دنيا شکاف کعبه ميگويد همين را اين شکاف کعبه را منظور چيست عصمت زهراء با مولاء عليست بر صفحه چهره با خط لم يزلي از حاجب و عين وانف با خط جلي يک لام و دو عين با دو ياي معکوس معکوس نوشته نام دو علي علي عکس نام محمد علي...
528 | ابراهيم زاده سر | Iran - Tehran | ١٨:٥٨ - ١١ تير ١٣٩٢ |
خواهر گرامي رکسانا من کتب اهل سنت صحيح بخاري را خواندم توصيه ميکنم اگر نخواندي برويد هر چند زياد است بخوانيد مطمن هستم که خداوند کمک خواهد و راه حقيقي را نشان خواهد داد .به برخي موارد با کمال تاسف بيان ميکنم .در همين صحيح بخاري که برادران اهل سنت ان را برادر قران ميدارند امده.که عمر به پيامبر خدا در حين مرگ قلم و کاغذ ندادو او راديوانه خواند /به دستور پيامبر عمل نکردجهت همراهي سپاه اسامه / ابوبکر فدک را ام ابيها گرفت و تا روز وفات دختر رسول خدا باوي قهربود / و هزاران مطالب ديگر که کفر آنها را بيان ميکند تعصب بزرگترين دشمن انسانست .مواظب باشيم مشمول آيه ختم الله علي قلوبهم و علي سمعهم.......قرار نگيرم وگرنه بدبخت آخرت در پيشگاه حضرت حق و پيامبر و اهلبيت ع خواهيم شد.
529 | سلمان | Iran - Tehran | ٢٠:٠٦ - ١١ تير ١٣٩٢ |
كامنت526توكه عمر روابنه اي وشرابخوار دونستي واين قضيه نيازي به علم غيب امام علي نداشته ودخترش ام كلثوم را به عمر داده ميدوني نقش حضرت علي اين وسط چي ميشه؟تو مثل مرد بي غيرتي هستي كه بخواهد آبروي مرد همسايه اش رو ببره ومياد ميگه آي مردم اين مرد آدم بديه وديشب تاصبح توي رختخواب زن من بوده .بي غيرت تو دشمن علي هستي وبراي زخم زدن به عمر داري علي رو ميكشي .
530 | رحيم | Iran - Tehran | ٢٤:٠١ - ١٨ تير ١٣٩٢ |
برادر گرامي جناب آقاي سلمان کامنت 529 شما بريد تحقيق کنيد ببيند آيا اين ام کلثوم همون ام کلثوم دختر حضرت علي (ع) و حضرت زهراي اهر (س) مي باشد يا کس ديگري بعدا" نظر بده الحمدالله الذي جعلنا من المتمسکين بولايت مولانا علي بن ابي طالب و اولاده
531 | ميثم جليلي | Iran - Tehran | ٠١:٣٨ - ١٩ تير ١٣٩٢ |
درباره ي مطلب اخير پسر مرحوم علامه ي اميني کتابي نوشته اند مستقل درباره ي حديث جعلي ازدواج حضرت ام کلثوم عليها السلام با عمربن خطاب. به آن کتاب مراجعه کنيد تا ببينيد که دستگاه خلافت جور براي لکه دار کردن دامن پاک اهل بيت از نسبت دادن چنين ازدواج خفت باري چه روايات که جعل نکردند! اين مطلب زماني بارزتر مي شود که بدانيم خاندان ابوطالب در حسب و نسب بسيار زبانزد دورانشان بودند برخلاف ابوبکر و به خصوص عمر که اصل ولادتشان مورد بحث است و رذالت از آن مي بارد. تازه از اين هم که بگذريم اصلا به فطرت خود مراجعه کنيد. کسي که جرأت کرده در خانه ي حضرت زهرا را آتش بزند و با تازيانه اي که به قول شما اسلام را در شرق و غرب گسترش داده به دست و بازوي حضرتش ضربه بزند آيا چنين آدمي???است؟ مگر نفرمودند اگر نسبت به ما اهل بيت دوستي و محبتي در دل يافتيد از مادرانتان ابتدا تشکر کنيد و مگر نفرمودند شيطان با مادر کسي که دشمني با اهل بيت و خاندان اميرالمومنين داشته شريک شده هنگام بستن نطفه. آري به خدا سوگند که ما کان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضي الله و رسوله امرا ان يکون لهم الخيرة من امرهم. به آن دومي مي گوييم: ايا پيامبر و خداي پيامبر در مسأله ي جانشيني بعد از رسول الله دخالت نکردند و در غدير خم اميرالمومنين و يازده فرزندش را به عنوان خلفاي بعد از خود معرفي نفرمودند؟ که حال عمر بخواهد با آن جنگ و جدال حمله به بيت حضرت صديقه کند و وقتي با اين سؤال روبرو شود که فاطمه عليها السلام در خانه است بگويد: و اِن: اگر چه او در خانه باشد... هرکس که با حکم خدا و رسول درمورد خلافت و جانشيني اميرالمومنين مبارزه و مقابله کرده به استناد آيه از دايره ي مومنين خارج است چون شرط ايمان گردن نهادن به حکم خداست و خليفه ي دوم به اين حکم گردن ننهاد آن هنگام که به رسول خدا جسارت کرد. در صحيح بخاري اين مطلب آمده که وقتي حضرت خواستند بار ديگر وصيت کنند (بر خلافت و جانشيني پس از خود؛ چون در لحظه هاي پاياني انسان بر آن چيزي وصيت و سفارش مي کند که از همه مهم تر است و آن چيزي جز وصايت و خلافت پس از خودشان نبود که اگر بود اين همه اختلاف و تنازع ايجاد نمي شد) از روي اعتراض و اهانت به رسول خدا گفت: ان المرء ليهجر قد غلب زعليه الوجع حسبنا کتاب الله. مريضي و شدت تب بر او غلبه کرده و نمي داند چه مي گويد. ديوانه شده. کتاب خدا ما را بس است. آري کتاب خدا براي تو که در برابر مبيّن قرآن دعوي حسبنا کتاب الله مي زني واقعا کافي است چون همين کتاب مي فرمايد: و لا يزيد الظالمين الا خسارا براي ظالمين جز خسران و تباهي ثمري ندارد. و چه ظلمي از اين بزرگ تر که در مقابل رسول خدا توهين کني و خانه ي دخترش را به آتش بکشي.
532 | يكي | Iran - Tehran | ١٦:١٩ - ٢٤ تير ١٣٩٢ |
آفرييييييييين به اهالي اسلام
خدارو ول کردن، پيامبرشم همينطور، قرانم که ديگه بره خاک بخوره
همه چسبيدن به چرنديات!
آخه شماهايي که در طول روز معلوم نيس چن بار قسم دروغو نا حق ميخوريد! شماهايي که تا يه دختر تنها ميبينيد چه با حجاب چه بي حجاب چشتون 4تا ميشه دنبالش شماره و مک ميديد، شماهايي که ....
به شما چه که کي در تاريخ اسلام چه کرده و کي بوده !!! بگو به خودت که خودت کي هستي؟ ؟؟ براي اسلام چه کردي؟! فقط بلديد انگشت اشاره تونو کار بندازيد چه با حق چه بي حق. يادتون باشه 4تا انگشت ديگتون به خودتون برميگرده!!
اگر پيامبرتون حضرت محمد رو فرستاده اي از طرف خدا ميدونيد پس چرا به شان و شخصيتش توهين ميکنيد؟!! شما با کسي که زنا زادس دوستي مي کنيد که پيامبر کرده باشه؟ شما با دختر زنازاده رو به زني مي پزيريد که پيامبر کرده باشه؟ .....
واي بر مردمي که ار فکرشون استفاده نميکنن! و مثل طوطي و ميمون فقط تکرار کنندن واي بر شما...
533 | سهيل موحدي فر | Iran - Tehran | ١٨:٥٧ - ٢٧ تير ١٣٩٢ |
بنظر بنده پشت سر مرده حرف زدن كاري شيطاني بيش نيست اينو دين وامامان ما واوليا دين به كرات گفتن پس بدبختها بفكر اخرتتون باشيد اهدن الصراط المستقيم امين يا رب العالمين
534 | ليلا | Iran - Nowshahr | ٠٧:١٤ - ٣٠ تير ١٣٩٢ |
اينجا بحث همسايه سر کوچه که نيست پشت سرش حرف بزنيم گناه داشته باشه! بحث گمراهي ميليونها انسانه...
در احاديث اومده کساني که با شمشير اسلام رو به ايران آوردند روزي ميرسه که ايراني ها با شمشير اسلام واقعي رو بهشون نشون مي دن.. حالا زياد افتخار نکنن که عمر اسلام رو به ايران آورده... حتي اگه نمي آورد ايراني هاي حق پرست بالاخره به اونجا مي رسيدن... مگه اينهمه غربي که مسلمون شدن با زور شمشير عمر بوده!!
چطور ميشه آدمي که عقل و شعور داشته باشه هم از قاتل خوشش بياد هم مقتول؟! هم از عصمت و پاکي خوشش بياد هم از حروم زادگي؟! چطور ميشه هم علي مسلمون باشه و هم ابن ملجم ؟! عمر و ابوبکر و عثمان و معاويه و يزيد در کدوم دسته قرار مي گيرند؟
هر بچه اي تشخيص ميده حق با کيه منتها اينها که حاضر نيستند به حقانيت اهل بيت (ع) ايمان بيارن به خاطر تحقيق نکردن نيست به خاطر اين نيست که شيخ و مفتي هاشون اجازه تحقيق بهشون نمي دن و بايد هر چي اونا گفتن چشم بسته قبول کنن بلکه به خاطر اينه که همه از نسل اون گمراها و فاسد و فاسق و حروم زاده ها هستن... واقعيت اينه... اهل سنت اگه بهشون برمي خوره بايد راهشون رو جدا کنن وقتي امامشون حروم زاده ميشه چه توقعي ميره که باهاشون از منطق و استدلال صحبت کني! مگه نه اين که اومده هر کسي از هر کسي خوشش بياد با اون محشور ميشه؟ وقتي کسي فاسق و حروم زاده بت و امامش هست تو راجع بهش چه فکري مي کني؟ مسلمون؟ ايمان آورنده به خاتم پيامبران؟!
اهل تسنن اگر يهودي و مسيحي و بت پرست بودند خيلي بهتر از اين بود که عمر و ابوبکر مولاشون باشه... چون خليفه اونا پاک بودن اما اينا چي؟
حالا هي بيا بگو دو دو تا چهارتا.... فطرتي که عشقش زنا و حرومي هست چه توقعي ازش ميره؟!!
535 | وحيد | Iran - Tehran | ٠٩:٥١ - ٠٣ مرداد ١٣٩٢ |
...جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند ! يا علي مدد...
536 | بهرام مجددي يك وهابي | Iran - Tehran | ٠١:٣٧ - ١٠ مرداد ١٣٩٢ |
اي عمرخداقبرتوروپرازنورکنه که توتوي محراب شهيد شدي وازصدراسلام تاالآن دشمنانت دارن دسيسه ميچينن که آبروي توروببرن اللهي اگرهدايت اينهامقدرنيست بزن اينهارا .گناه سيدناعمراين بودکه اسلاموواردايران کرد؟حالاشمابراي بدجلوه دادن سيدناعمرام کلثوم رادخترسيدناعلي نميدانيدوگذاشتن نام خلفا برروي پسران حضرت علي را تکذيب ميکنيدلعنت خدابرکاذبين خداميگه تازماني که قومي خودشان هدايت نخواهندماآن هارا هدايت نميکنيم بسه بابا بهتان تاکي؟دروغ تاکي؟سرتونوزيربرف کردن تاکي؟اي جوان شيعه واست متاسفم که عقل توروآخوندهاربودند
1 |علی|Germany - Falkenstein |١٠:٢٢ - ٠٢ اسفند ١٣٩٩ |
0
 
0
شما که مدعی هستید عمر اسلام را وارد ایران کرده پس چرا ما شیعه اثنی عشری هستیم نه از اهل تسنن
این حرف کذب محض است که اسلام توسط کشور گشایی هایی بر خلاف اصل اسلام صورت گرفته است ( چون تنها کسی که می تواند دستور جهاد بدهد معصومین است که تا امروز تاریخ چنین دستور وحکمی از طرف آنها نقل نشده هرچه فرمان جنگ بوده برای دفاع بوده است )بلکه مسلمان شدن ما به دست اصحاب درجه یک و واقعی ( نه ظاهری) از جمله سلمان فارسی است.
537 | سيد وحدت هاشمي | Iran - Tehran | ٠٣:٢٩ - ١١ مرداد ١٣٩٢ |
جناب وهابي بنده هم با نظر شما در مورد اين همه فضيلت جناب عمر موافقم چون از جنگ فرار کردن که ايرادي ندارد تيمم بلد نبودن، چلپاسه خوردن،به پيامبر نسبت هذيان دادن،به ناحق حکم اعدام دادن،همه را شلاق زدن از جمله عايشه را،آتش زدن ودر نهايت شهادت دختر پيامبر ..موارد بسيار زياده ديگر که بعضي از آنها قابل گفتن نيست که در صحيح ترين کتابهاي اهل سنت آمده هم جز همين فضايل است البته براي شما که مهم نيست .اي کاش به جاي عمر خدا را مي پرستيديد
538 | مجيد م علي | United States - Los Angeles | ٠٨:٣٤ - ١١ مرداد ١٣٩٢ |
اکبر

با سلام
جناب يک وهابي تا حالا فکر ميکردم بشما وهابيون مغز خر ميخورانند .... نگو که خودتون مغزتون خره يا حتي کمتر
لبيک يا صديق الاکبر علي ابن ابي طالب
لبيک يا فاروغ الاعظم علي ابن ابي طالب
لبيک يا ذوالنورين علي ابن ابي طالب
لبيک يا علي
539 | مجيد م علي | United States - Los Angeles | ٠٨:٣٤ - ١١ مرداد ١٣٩٢ |
اکبر

با سلام
جناب يک وهابي تا حالا فکر ميکردم بشما وهابيون مغز خر ميخورانند .... نگو که خودتون مغزتون خره يا حتي کمتر
لبيک يا صديق الاکبر علي ابن ابي طالب
لبيک يا فاروغ الاعظم علي ابن ابي طالب
لبيک يا ذوالنورين علي ابن ابي طالب
لبيک يا علي
540 | شمس الدين جليليان | Iran - Tehran | ١٢:١٩ - ١١ مرداد ١٣٩٢ |
کامنت535 بهرام مجددي : اولا عمر در محراب شهيد نشد در ثاني کدام آبرو ؟ طهارت مولدش يا بت پرستيش ؟ يا شراب خوردنش ؟ نکنه منظورتان از آبرو سرپا بول کردن و عادت ناپسند قوم لوط است ؟ يا حمله ي ددمنشانه به خانه ي دختر رسول خدا ؟ خاک بر سر امام الفاسقيني که تنها دليل حقانيت او ناميدن افرادي به نام او باشد اين اراجيف در همين سايت پاسخ داده شده يکي از ياران امام محمد باقر شمربن يزيد است شما ديگر از کدام قماش هستيد ؟ در مکه و مدينه هم يک سري مزخرفات را براي اثبات حقانيت يارو به زبان فارسي به صورت کتاب درآورده اند و رايگان به زائرين مي دهند که پر است از اينگونه موارد . فلاني با فلاني ازدواج کرد . کي نامش عمر بوده . و ... وهابيها نميشه قبر عمر را هم بشکافند تا ببينند جسد کثيفش در قبر هست يا نه ؟ بعد بروند محتويات قبر را با قبور مطهري که در يک قرن اخير نبش کرده اند مقايسه کنند تا بفهمند نور در هر قبري نمي بارد ...
541 | bisetareh-علي | | ١٦:٢٦ - ١٣ مرداد ١٣٩٢ |
جناب سلمان اره من عمر رو ابنه اي ميدونم با سند هاي خودتون اگه کتب صحيحه خودتون روقبول نداريد درش رو گل بگير به ما ميگه بيغيرت غيرت شما کجارفته که زنا زاده ابنه اي خليفتونه درضمن برو ببين عمر قراربود ام اکلثوم خواهر عايشه رو بگيره بش ندادن رفت ام کلثوم ديگري رو گرفت حضرت علي هيچ وقت دخترش رو به يک زنا زاده ابنه اي بدخلق که مشرکش ميدونست نميده اينم سند ابنه اي بودن لطفا چاپ کنيد سانسور نکنيد توهين سلمان چاپ شده اينم جواب ما فکرنکنه بيجوابيم
ابن سعد در بحث استخلاف عمر مي گويد:
قال: أخبرنا إسحاق بن يوسف الأزرق و محمد بن عبد الله الأنصاري و هوذة بن خليفة قالوا: أخبرنا ابن عون عن محمد بن سيرين قال: قال عمر بن الخطاب: ما بقي في شي‏ء من أمر الجاهلية إلا أني لست أبالي إلى أي الناس نكحت و أيهم أنكحت.
يعني: عمر ميگويد:از احوال وامور جاهليت چيزي در من باقي نماند الا اينکه هنوز براي من فرق نمي کند که کسي مرا بکند يا من کسي را بکنم. (1)
بخاري در صحيح خود چاپ هند مي گويد:
کان سيدنا عمر مأبونا ًو يتداوي بماء الرجال
يعني آقاي ما عمر ابنه اي بود و با آب مردان خود را مداوا مي کرد .
ابن حجر عسقلاني در فتح الباري شرح بخاري چاپ بولاق براي توجيه اين مطلب مي گويد: ماء الرجال نبت ينبت في اليمن. يعني ماءالرجال گياهي است که در يمن مي رويد !
و جواب ابن حجر را يکي از بزرگان چه خوب داده است که:ماءالرجال نبت,ينبت بين الصلب و الترائب. و همچنين سيوطي در کتاب تصحيح لغة ابنة چاپ بولاق, و ابن اثير جزري در اغلاط القاموس به اين مطلب تصريح کرده اند.
همچنين احمد بن محمد السياري در التنزيل و التحريف مي گويد: شخصي بر امام صادق عليه السلام وارد شد. و گفت: سلام بر تو اي اميرالمومنين !
امام صادق عليه السلام ايستادند و فرمودند: همانا اين اسم تنها مختص مولا اميرالمونين علي بن ابيطالب عليه السلام و هيچ کس صلاحيت آن را ندارد. و کسي راضي نمي شود او را اميرالمونين عليه السلام خطاب کنند مگر اينکه مابون باشد! و اگر ابنه اي نباشد به آن مبتلا مي شود. و اين قول خداوند است که ميفرمايد:
إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً وَ إِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطاناً مَرِيداً (نساء/117) يعني: نمى‏خوانند جز خدا مگر منفعلها (مادگاني) را، و نمى‏خوانند مگر شيطان بيفائده را. (2)
اين در حالي است که در بسياري از روايات آمده مردم ابوبکر , عمر و عثمان را "اميرالمومنين" مي ناميدند. و ايشان نيز هيچگاه به اين مساله اعتراض نکردند و بلکه از اين لقب راضي نيز بودند !
اسناد:
(1) طبقات الکبري ج3ص289چاپ بيروت سال 1377ه ق 1957ميلادي
(2) مستدرک الوسائل ج10ص400, بحارالانوار 37/331
542 | مهدي | Iran - Tehran | ٢١:٤٤ - ٢٣ مرداد ١٣٩٢ |
شماهايي ک ادعاي داشتن اسلام واقعي را داريد بريد ي کم معني قرآن رو بخونيد بعد بيايد در مورد صحابه پيامبر حرف بزنيد.بيش از 50 آيه قرآن کريم در مورد صحابه.رض.و مهاجرين و انصاري ک حضرت ابوبکر رو براي جانشيني پيامبر انتخاب کردن براي هدايت امثال من و تو نازل شده و بر طبق آيه 100 سآره مبارکه توبه آن عزيزان و و کساني که پيرو آن عزيزان بودن و هستن وعده بهشت از طرف خدا به اونا داده شده.اهل تسنن ب غير از پيامبر،احدي از امت اسلام رو معصوم نميدونم.خدا خودش تو قرآن براي هدايت امثال من و تو ديگه که قرآن کتاب کامل و روشنيه که هيچ شکي در اون نيست.خداوند جل جلاله هيچ سخن و دستوري رو براي مسلمانان فرو گذار نکرده و حتي در مورد پشه و مگس و الاغ و چهارپايان و ...بحث کرده و به قول خدا،که خودش تو قرآن ميگه: قرآن کتابي ک ما اونو تفصيلا بين کرديم.اين همه آيه درمرد اون عزيزان نازل ش ..بيايد کمي فکر کنيم.چرا خدا يه با ر تو قرآن صريحا به جانشيني امامان قلابي شيعه نازل نکرد.آيا خدايي ک همه جا از روشني قرآن بحث ميکنه دوست داشت نزديک 85% از مسلمانان(به قول شيعه) که امامت رو قبول ندارن،گمراه کنه.خدا داناي آشکار و نهانه.اگه براساس احاديث جعل شده شيعه ها خلفاي ثلاثه حروم زاده و شراب خوار و ... بودن، چرا خداوند پيامبرواز ازدواج با دختران ابوبکر و عمر منع نکرد.چرا به عثمان دو دختر داد.چرا وقتيخدا ميدونستي دختر پيامبرش بعداز فوت پيامبرش شهيد ميکنن.چرا به پيامبر و بقيه اصحاب خبر نداد ک هشيار باشن.چرا حضرت علي 25 ساخت و حقارت رو قبول کرد.چرا گذاشت خلفا دين خدا و پيامبر تحريف کنن.اصلا چرا 25 سال پشت سرشو نماز خوند.چرا دختر با عمر داد..حضرت علي و فاطمه که به عقيده شيعه علم غيب داشتند مراقب از فوت پيامبر سپاهي رو تشکيل ندادن تا خدا هم يه آيه تو قرآن براي بر حق بودن علي نازل کن.چرا پيامبر يک حروم زاده رو براي کاتبي وحي انتخاب کرد)منظورم حضرت معاويه ست(.. .چرا حضرت حسن دودستي خلافت رو به دست يه حروم زاده داد.اين چه امامي ک دين خداروشکر اينقدر ناچيز ميدونه و امامت رو که شيعه سرودست ميکنه ثابت کن رو اينقدر ناچيز ميدونه که به معاويه ميده.شيعه چقدر ميخواد به شعور خودش توهين کن.

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي؛ تمام سوالاتي كه مطرح نموده ايد در مقالات جدا گانه جواب داده شده است مي توانيد از فسمت جستجو كمك بگيريد و مطالب را پيدا كنيد. چنانچه اشكالي داشتيد ذيل آنها مطرح كنيد تا به بحث گذاشته شود.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
543 | مصطفي | | ٠٦:١٥ - ٢٤ مرداد ١٣٩٢ |
به نام پروردگار مهدي (عج) آنها كه خدا و پيامبرش را آزار ميدهند خداوند آنان را از رحمت خود در دنيا و آخرت دور ساخته، و براي آنها عذاب خوار كننده اي آماده كرده است. (سوره احزاب آيه 57) حضرت محمد (ص) : فاطمه (س) پاره تن من است،هركس او را اذيت كند مرا اذيت نموده و هركس مرا آزاردهد خدا را آزرده است. (منابع اهل سنت : كنز العمال ج6 ص220 / فيض القدير ج4 ص421 / مسند احمد بن حنبل ج4 ص 328 / صحيح بخاري حديث 3427 و 3483 / صحيح مسلم حديث 4483 / سنن ترمذي ج2 ص 319 ) حضرت فاطمه (س) : خداوند و ملائكه اش را شاهد ميگيرم كه شما دو نفر (ابوبكر و عمر) مرا به خشم آورديد و رضايت مرا جلب نكرديد و اگر پيامبر (ص) را ملاقات نمايم در آينده شكايت شما دو نفر را به وي خواهم كرد. (منابع اهل سنت : صحيح بخاري ج5 ص26 / صحيح مسلم ج4 ص193 ) برچسب‌ها: ابوبکر, عمر, فاطمه زهرا, حضرت زهرا, حمله به خانه حضرت علي
544 | مصطفي | | ٠٦:٢٤ - ٢٤ مرداد ١٣٩٢ |
چلپاسه (مارمولک)خواري.... "قبل ازبيان اين مطلب عذرخواهي ميکنم ازبرادران اهل سنتم قصدفقط سوالي است که درذهن دوستان ايجادشده وبدنبال جواب گشتيم پيدانکرديم به همين علت درون وبلاگ قرارداديم تا دوستان نظراتشان رابگذارندشايدجوابي درست بتوان ازآن ميان بدست آورد" (1)خليف دوم: من دوست ندارم وحاضر نيستم شتران مو قرمز(گران قيمت) به من بدهند ولي چلپاسه را از من بگيرند (2)همچنين گفت: من خوردن چلپاسه را از مرغ بيشتر دوست دارم (3)پسرخليفه دوم عبدالله بن عمرميگويد:خدمت رسول خدابوديم شخصي چلپاسه خورد"رسول اکرم" نهي کردند وفرمودند:ناپاک است باتوجه به گفته خليفه دوم:بيشتراهل سنت گفته اند حلال است ولي ابوحنيفه حرام دانسته است. مالکي و شافعي و حنبلي هم حلال دانسته اند.(کتاب المغني الشرح الکبيرجلد11صفحه81 وکنزالعمال جز15 صفحه190) موضوع اختلاف بين خليفه دوم وابوحنيفه است: سوال اينجاست حنفي ها به سنت خليفه دوم عمل ميکنند يابه فتواي ابوحنيفه؟ اسناد:کنزل العمال ج8 جز15ص191 حديث417672) کنزل العمال ج8 جز15ص 191حديث 417703) المجعم الکبير (طبراني) ج 2جز 12 ص245.... برچسب‌ها: مارمولک خوردن عمر, چلپاسه خوردن عمر, اثبات کفر عمر, کنزالعمال, عمر ابن خطاب و خوردن مارمولک
545 | علي | | ١٩:١٨ - ٣١ مرداد ١٣٩٢ |
در جواب مصطفي:

رسول خداوند خوردن چلپاسه را نهي فرمودند ولي خوردن آن را حرام اعلام نكردند.به همين دليل بين امامان چهارگانه سني ها در حرام يا مباح دانستن خوردن آن اختلاف است.
546 | عبدالقادر | | ١٩:٥٦ - ٣١ مرداد ١٣٩٢ |
در جواب مصطفي...
حديث شريف: فاطمه (س) پاره تن من است،هركس او را اذيت كند مرا اذيت نموده و...
كاش وقتي شما شيعه ها از كتاب اهل سنت حديث نقل ميكنيد,حديث رو از اول تا انتهاي ان زكر كنيد...
پيامبر.ص. زماني كه حضرت علي.رض. قصد داشت سر حضرت زهرا.رض. هوو بياره و حضرت زهرا.رض. از دست ايشان ناراحت و با علي بحثش شد اين حرف را زدند .و حضرت علي.رض. بعد از اين حرف پيامبر منصرف شد...
در ضمن مراد سخن پيامبر اذيت رساندن به قصد عمد نسبت به دخترشان است.در غير اين صورت حضرت علي هم در آيه اي كه زكر كردي داخل ميشود و همه ما ميدانيم اين محال است كه علي.رض. بهشتي نباشد....
شماها كه اينقد به كتاباي اهل سنت علاقه نشون ميديد بايد اينو فهميده باشيد كه اهل سنت مطالبي رو كه از پيامبر شنيده بي كم و كاست نقل ميكنند.ما حديث داريم ك :
(هر كس به عمد سخني را به پيامبر نسبت دهد جايگاه خودش را در آتش جهنم اماده كرده است)
و اين حديث به صورت متواتر در كتابهاي حديث اهل سنت وجود دارد...
كاش شيعه هم احاديث پيامبر.ص. رو بي كم و كاست از كتاباي اهل سنت نقل ميكردند...كاش
و در آخر اگه فدك حق حضرت زهرا.رض. بود چرا وقتي حضرت علي.رض. خليفه شد فدك را به حضرت زهرا.رض. برنگردوند و همچنان آن را در بيت المال نگهداري ميكرد !!!!!!!!!!! نكنه وقتي هم خليفه شد باز از مابقي صحابه ميترسيد نكنه دين خدارو دوباره نابود كنن!!!!!!!!!!!
پس درخواست فدك از ابوبكر صديق.رض. توسط حضرت زهرا.رض. حق و سهم ايشان نبود...شيعه تا كي ميخواهد خودش را نخود هر آش كند؟!؟!؟!؟!؟!؟!

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ اين روايت در دو جاي صحيح بخاري به اين صورت آمده است:

« عن الْمِسْوَرِ بن مَخْرَمَةَ رضي الله عنهما أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال فَاطِمَةُ بِضْعَةٌ مِنِّي فَمَنْ أَغْضَبَهَا أَغْضَبَنِي.» (الجامع الصحيح المختصر ، اسم المؤلف: محمد بن إسماعيل أبو عبدالله البخاري الجعفي الوفاة: 256 ، دار النشر : دار ابن كثير , اليمامة - بيروت - 1407 - 1987 ، الطبعة : الثالثة ، تحقيق : د. مصطفى ديب البغا، ج 3 ، ص 1374 روايت شماره 3556 و ص1361 روايت شماره 3510)

چنانكه مي بينيد اين روايت ادامه اي ندارد تا جا افتاده باشد. و سخن پيامبر صلي الله عليه و آله مطلق است عمد و غير عمد ندارد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
547 | حجت اله عرفانيان | Kyrgyzstan - Bishkek | ٠٧:٤٤ - ٠١ شهریور ١٣٩٢ |
معجزه ابجد قرآني کلمه مقصر 430+عمر 310 +ابوبکر 231=971 ظالم به دست ميآيد ظالم و بر عکس مثل نام ابوبکر رکب وبا هست اگر کلمه ظالم 971- مقصر 430 کني= 541 جمع ابجد ابوبکر و عمر 541 به دست ميآيد 541- عمر کني 310= 231 ابوبکر رکب وبا ميباشد و بر عکس مثل نام عمر رمع 310 رمع يعني خيلي خيلي گوسفند تشريف داشتند مقصر 430+ ابوبکر 231=661 عثمان در ميآيد مقصر 430 منهاي 310 عمر =740احمق خائن 740 مقصر 430 +310 عمر =مقصر عمر 740 احمق خائن و يعني عمر مقصر احمق خائن بوده ابجد کبير حساب کنيد اين يک معجزه قراني ميباشد مقصر ظالم آقا يه نظر بدم اين دو کلمه مقصر ظالم را بايد با طلاء در همه جا نوشت که آبروي اين سه شيطان صفت را برده يس به ابجد قرآني شيطان 22 عمر هم 22 ملحد 22 اهرمن 22 شمري 22هذيان 22 اهرمن 22 تمساحه 22 شامپانزه 22 و ظالم به ابجد کبير 971 منهاي مقصر 430=541 جمع نام ابوبکر و عمر 541 عمر 310+ابوبکر 231=541 ابجد عمر و ابوبکر رکب وبا و ظالم به ابجد کبير 971 منهاي 661 عثمان = 310 عمر ظا لم واقعي ابو مکر رکب وبا بوده است نفاق به ابجد 231 ابوبکر 231نفاق به ابجد 231 ابوبکر 231 عصيان 231 کوره 231 پيامبر فرمود دين من بعد از من به 73 فرقه از هم ميپاشد و فقط يک فرقه به بهشت ميرود به ابجد قرآني فرقه 385 شيعه هم 385 فقط يک فرقه به بهشت ميرود ظالم کيست به ابجد ظالم 971 – عثمان 661=310 عمر ظالم بود310 به ابجد ابوبکر 231 و نفاق هم 231 ابوبکر 231 +جبل باطل ا 231 نفاق 231 به ابجد عمر 310+جبل باطل ا زاد گاه پدران عمر 310- جبل باطل ا =231 ابوبکر نفاق 231 مقصر و باطل بوده با عمر مثل بز کوهي از جنگ فرار ميکردندو کلمه ظالم را به ابجد ببينيد ظالم به ابجد 971 منهاي - مقصر 430= 541 ابجد نام ابوبکر و عمر 541عمر 310عمر +ابوبکر231=541 مقصر به ابجد مقصر430+310عمر +231 رکب وبا ابوبکر =971 ظالم 971 مقصر ظالم جمع نام اولي و دومي هر طور منها و جمع و تفريق کني نام اولي دومي و سومي در ميآيد با يک کلمه مقصر 430+عمر 310 +ابوبکر 231=971 ظالم لعنت خدا و قرآن بر مقصر ظالم عالم اين سه ظالم بوده اند مانند کفري310 عمر310 نفاق 231 ابوبکر231عصيان 231درست مثل ابجد ابوبکر231نفاق 231 و عمر310 کفري 310 ابجد صغير عمر22 شيطان هم 22 ابجد نام عمر شيطان است اين ابوبکرو عمر عثمان است
548 | سيد وحدت هاشمي | Iran - Tehran | ١٢:٠٠ - ٠٢ شهریور ١٣٩٢ |
کامنت 526 علي 527 حجت عرفانيان 534 ليلا 537 جلاليان خيلي خيلي عالي بود
549 | محمد | | ١١:٣٦ - ٠٣ شهریور ١٣٩٢ |
شيطان صفت شيعه ست که اين همه آيات قرآن رو که روشن و آشکار ميگه اونا بهشتي هستن و خدا ازشون خشنود و آنها هم از خدا خشنودند رو رها کرده و با هزار حيله با حروف ابجد ميخوان نور و سخن خداروخاموش کنن.بدبختا ايه قرآن رو بچسبيد نه حروف آبجد!!!.اين طور که شما با حروف ابجد درگيري ميترسم اثبات کني ک علي خداست.با اين روش شيطان هم ميتوان خوب بودن خودش و بد بودن خدارو ثابت کن..
لعنت خدا بردشمنان پيامبر و اصحابشان...امين)
ولي پيامبر و مؤمناني که با او هستند با مال و جان خود به جهاد ميپردازند.همه خوبي ها و نيکي ها ازان آنهاست و آنان بي گمان رستگارانند ...88 توبه)
ببينيد شيعه هاي منحرف خدا با هيچ کس تعارف و رودرويي نداره و شفاف حرف ميزنه...اون دنيا حروف ابجد جوابگوي تهمت ها و توهينهاتون نسبت به صحابه کرام نيست...خدا هدايتتون کن.اگه هم قابل هدايت نيستيد نيست و نابودتون کن...امين
550 | محمد | | ٢٤:٠٦ - ٠٣ شهریور ١٣٩٢ |
در جواب پاسخ به شبهات:
گفتي سخن پيامبر عمد و غير عمد نداره!!!!پس حضرت علي هم داخل اين حديث پيامبر ميشود...
ببخشيد يادم نبود که خون حضرت علي از بقيه صحابه رنگين تره..!!!!
شيعه سخنان و احاديث پيامبر در همه جا مطلق ميدونه ولي نميدونم چرا وقتي حرف به سخن خدا و آيه هاي قرآني ک در حق صحابه کرام و بهشتي بودنشون ميرسه اونا رو نسبي و مربوط به قبل از فوت پيامبر اکرم (ص) ميدونن!!!!
شنيدي ميگن يه بام و دو هوا !!!!
551 | خالد | Iran - Tehran | ١٨:٢٦ - ٠٨ شهریور ١٣٩٢ |
اي رحمت به اون شير پاکي که تو خوردي داش محمد گل..اميدوارم خدا توفيق بده و روزي برسه که شيعه ها هم به جاي دروغ و دغل کاري، به قرآن رجوع کنن و هدايتشون رو از خدا و قرآن بخوان و دست از احاديث دروغ و جعلي بردارند و به قرآن متمسک بشن...
انشالله
552 | شمس الدين جليليان | | ٠١:٣٨ - ١٠ شهریور ١٣٩٢ |
کامنت 548 آيه 88 سوره توبه مربوط به اصحابي است که با پيامبر هستند با پيامبر بودن به معني معاصر و هم سفر پيامبر بودن نيست بلکه همراهي معنوي و اطاعت مطلق از آن حضرت است بديهي است هرگاه اين همراهي و اطاعت به هردليلي ساقط شود از شمول مومنين خارج و به گروه فاسقين اتصال خواهند يافت حتي اگر مخالفت در اموري نظير نپيوستن به سپاه اسامه باشد !
553 | آرمان | | ١٧:٣٨ - ١٥ شهریور ١٣٩٢ |
کامنت 551 توجه کن که آيه گفته : پيامبر و مومناني که با او هستند ...
اگر ميگفت پيامبر و و مومنان .. حرف شما قابل قبول بود و شامل آييندگان نيز ميشد...
در ضمن اون قسمتي رو که خدا گفته قطعا رستگارانند رو دقت کن..قطعا- يعني حتما اين واقعه در قيامت به وقوع خواهد پيوست و وعده خدا را دگرگوني نيست..رستگارانند: براي آينده به کار رفته.پس مطمئنا اصحاب در آينده هم درمسير حق و حقيقت قرار دارند..بعلاوه خداوند انان را مومن خطاب فرموده و همه خوب ميدانيم مومنان کساني هستند که چنان ايمان قوي را دارا هستند که انحراف انان از راه حق تقريبا محاله...
554 | شمس الدين جليليان | | ٢٢:٥٨ - ١٥ شهریور ١٣٩٢ |
کامنت550 خالد(احتمالا بن وليد) چقدر از سخن داش محمد گلت ذوق زده شدي ! پيغمبر فرموده دشمن علي حرامزاده است اما شما اين دشمن علي را شير پاک خورده خطاب مي کني !
555 | شمس الدين جليليان | | ٢٢:٢٤ - ١٦ شهریور ١٣٩٢ |
کامنت552آرمان - بله کاملا صحيح است آيه فرموده پيامبر و مومناني که با او هستند . قطعا منافقاني که به ظاهر مسلمان بودند مشمول اين آيه نيستند منظورم افرادي نظير عبدالله بن ابي (سرکرده ي منافقان) و کساني که در بيعت رضوان با ديدن انعطاف مصلحتي پيامبر در مقابل قريش با شک و ترديد از همديگر سوال مي کردند که آيا به راستي محمد(ص) پيامبر خداست ؟ ! همان هايي که بعدها صديق و فاروق ناميده شدند ... .
556 | علي | | ١٨:٢٥ - ٢٠ شهریور ١٣٩٢ |
در پاسخ به آنهايي که منکر ازدواج حضرت عمر با ام کلثوم دختر حضرت غاطمه زهرا )رض( شدند:
نخست بايد ديد آيا حضرت على (رض) از حضرت فاطمه(رض) دخترى به نام ام‏كلثوم داشته است؟
دانشمندان نسب‏ شناس شيعه كه خود را از نسل حضرت على (رض)ميدانند!!!آشكارا به وجود چنين دخترى اقرار كرده‏اند. نيز مورخان معتبر از چنين دخترى خبر داده‏اند. به نظر اين جانب اين نكته از مسلمات است.
نكته دوم، اين است كه حضرت على (رض) چهار دختر داشت كه همه كنيه ام‏كلثوم داشتند:
1- ام‏كلثوم، دختر حضرت فاطمه (س)،( المجدى فى انساب الطالبين، ص 11 و 17- اصيلى، ص 56- تاريخ طبرى، ج 4، ص 118- اعلام الورى، ص 203)/ نام او را برخى رقيه كبرى،( المجدى، ص 11 و 17)/ و برخى زينب صغرى نوشته‏اند،( تاريخ طبرى، ج 4، ص 118).
2- ام‏كلثوم، كه نامش نفيسه، مادرش ام سعيد ثقفى،( مناقب، ج 3، ص 350) يا كنيز بود،( اصيلى، ص 60- انساب الاشراف، ج 2، ص 415، تصحيح محمودى). وى نخست همسر عبدالله اصغر عقيل و سپس همسر كثير پسر عباس بن عبدالمطلب و بعد از آن همسر پسر ديگر عباس شد،( اصيلى، ص 60- المجدى، ص 11- اعلام الورى، ص 240- مقتل اميرالمؤمنين، ص 123).
3- ام‏كلثوم صغرى، مادرش كنيز بود و پيش از بلوغ درگذشت،( اصيلى، ص 58).
4- ام‏كلثوم صغرى، نامش رقيه و مادرش كنيز،( اعلام الورى، ص 204- المجدى، ص 11 و 18- انساب الاشراف، ج 2، ص 414، تصحيح محمودى) يا ام سعيد ثقفى،( مناقب، ج 3، ص 350- مقاتل‏الطالبين، ص 98- تاريخ طبرى، ج 4، ص 359) بود. وى همسر مسلم بن عقيل شد و از او دو پسر داشت كه يكى از آنان «عبدالله» در كربلا شهيد شد،( المجدى، ص 11 و 18).
روايات تاريخى از همسر شدن «ام‏كلثوم دختر حضرت فاطمه (رض) با حضرت عمر بن خطاب(رض) خبر مى‏دهند. به نظر اينجانب اين قضيه در تاريخ رخ داده وحضرت عمر(رض) با دختر حضرت على(رض) ازدواج كرده است. در ميان منابع شيعه كتاب معتبر كافى،( ج 5، ص 346 و ج 6، ص 115) اثر شيخ كلينى (از امام صادق)- تهذيب‏الاحكام(ج 8، ص 161 و ج 9، ص 362) نوشته شيخ طوسى (از امام باقر) (اين دو كتاب از كتب اربعه اهل تشيع هستند)، وسايل الشيعه، اثر شيخ حر عاملى،( ج 2، ص 811) و ديگر آثار شيعه چون كتاب‏هاى نسب‏شناسى و شرح حال، همه از ازدواج حضرت ام‏كلثوم و حضرت عمر خبر مى‏دهند.

پاسخ:
باسلام

دوست گرامي؛ اين ازدواج به تفصيل در مقاله «بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر» مورد بررسي و نقد قرار گرفته است اگر اشكالي دارد ذيل آن مقاله مطرح نماييد.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

(1)
557 | مجيد م علي | | ١٣:٤٧ - ٢١ شهریور ١٣٩٢ |
الله اکبر
با سلام
جناب 555 يه سوال کوچولو ... چه کسي براي ايشان اين نام را اختيار کرد يه حديث بده ..
از اسماء بنت‌ عُميس‌ روايت‌ كرده‌ كه‌ حضرت‌ زهرا(س) فرزندبزرگوارش‌، حسن‌(ع) را به‌ خانه‌ من‌ آورد، درست‌ همين‌ لحظه‌ پيامبر اكرم‌(ص) تشريف ‌آوردند و فرمود: اي‌ اسماء! فرزندم‌ را بياور امام‌ حسن‌(ع) را در پارچه‌اي‌ زرد رنگ‌ نهاده‌بودم‌ و به‌ حضور مباركش‌ بردم‌، رسول‌ خدا(ص) فرمود: مگر به‌ شما نگفتم‌ كودك‌ را در پارچه‌ زرد رنگ‌ نپيچيد. بلافاصله‌ كودك‌ را در پارچه‌ سفيدي‌ گذاشتم‌ و به‌ حضورش‌ بردم‌. رسول‌ خدا(ص) كودك‌ را از من‌ گرفت‌ و در گوش‌ راست‌ او اذان‌ و در گوش‌ چپش‌ اقامه‌ گفت‌.
آن‌ گاه‌ از علي‌(ع) پرسيدند: اين‌ فرزند را چه‌ ناميده‌ايد؟ علي‌(ع) گفت‌: من‌ بر شما پيشي‌ نمي‌گيرم‌، رسول‌ خدا(ص) فرمود: من‌ هم‌ در نام‌ گذاري‌ او، بر خدا سبقت‌ نمي‌جويم‌. در اين‌ هنگام‌ جبرئيل‌ نازل‌ شد و گفت‌: اي‌ محمد! پروردگار سلام‌ مي‌رساند و مي‌فرمايد:موقعيت‌ علي‌ در نزد تو، مانند منزلت‌ هارون‌ به‌ موسي‌ است‌؛ با اين‌ تفاوت‌ كه‌ پيامبري‌پس‌ از تو مبعوث‌ نمي‌شود، اسم‌ فرزند را حسن‌ نام‌ گذاري‌ كن‌.
پس‌ از يك‌ سال‌ امام‌حسين‌(ع) متولد شد. پيامبر اكرم‌(ص) به‌ خانه‌ اسماء آمد و جريان‌ را آن‌ سان‌ كه‌ بيان‌كرديم‌، به‌ وي‌ گفت‌ و قصه‌ نام‌ گذاري‌ را متذكر شد تا آن‌ جا كه‌ «جبرئيل‌» گفت‌: نام‌ اين‌كودك‌ را حسين‌ بگذار.... ذخائر العقبي‌
------------------------------------------------------------------------------------------------
هنگامي که حضرت زينب (س) متولد شد، مادرش او را نزد اميرالمومنين (ع) آورده و گفت : اين نوزاد را نامگذاري کنيد!
حضرت فرمود : من از رسول خدا (ص) جلو نمي افتم.
در اين ايام حضرت رسول (ص) در مسافرت بود.
پس از مراجعت از سفر ، امام علي (ع) به آن حضرت عرض کرد : نامي را براي نوزاد انتخاب کنيد.
رسول اکرم (ص) فرمود : من از پروردگار سبقت نمي گيرم.
جناب 555 يه حديثي بيار ببينم ....
لبيک يا صديق الاکبر علي ابن ابي طالب
لبيک يا فاروغ الاعظم علي ابن ابي طالب
لبيک يا ذوالنورين علي ابن ابي طالب
لبيک يا علي
در اين هنگام جبرئيل نازل شده ، سلام خداوند را به پيامبر (ص) اعلام کرده و فرمودند : نام اين نوزاد را « زينب (س) » بگذاريد،خداوند بزرگ اين نام را براي او برگزيده است.
بعد مصائب و مشکلات را که بر آن حضرت (س) وارد خواهد شد ، بازگو کرد.
پيامبر اکرم (ص) گريست و فرمود : " هر کس بر اين دختر بگريد ، همانند کسي است که بر برادرانش حسن و حسين ( ع ) گريسته باشد.
558 | bisetareh | | ١٧:٤٧ - ٢١ شهریور ١٣٩٢ |
علي جان اولا حضرت عمر نه عمربن خطاب دوما چقدر پروييت شما صد بار گفته شده آن يک حديث ضعيف است حضرت علي عمر را کافر ميدانستند بعدشم به روايات بزرگانتان در کتب معتبرتون عمر بيماري ابنه داشت لذا حضرت علي دخترش را به همچين کسي نميدهد
559 | شنيديم ولي نديديم | | ١٥:٣٠ - ٢٤ شهریور ١٣٩٢ |
به نام الله
اميدوارم خدا هدايتان كند كسي كه نمازشو سر وقت بخونه -كسي كه نمازهايش را با جماعت بخونه - كسي كه نگاه بد به نامحرم نيندازد - كسي كه در هنگام راه رفتن قرآن بخواند همچون پيامبرش - كسي كه بد بين نباشد واخلاق حسنه ي ديگر كه سب تقويت ايمان نه تزلزل شود ميداند كه حتي توهين كردن به شيطان هم ممكنه گناه محسوب شود آنقدر در رفتار خود دقت ودر كردار خود تامل ميكند كه مبادا گناهي بكند
اين رو بدانيد واقعيت هرچه هست با ما وشما و ملايكه و... درست نميشود پس بهتر است در اين دنيا كارهاي را بكنيم كه شرمنده ي پرودگارمان نشيم
دنيا زود گذراست بر احدي جاودانگي پايدار نيست مذهب آنقدر در تلاتم امواج قرار گرفته كه تكه هاي زياديش جا مانده است و فقط قرآن مونده از رو پازل حديث قرآن واسه خودمون درست نكنيم چون ناتمام هست كسي كه معني ساده ي قران را بنگرد وروزي هزاران آيه در دل بيان كند و با زبان بگويد تا بشنود مطمن باش به راه راست هدايت ميشود آن راهي كه مكرمان دين در آن رفتند
1 |علی||١٠:٣٧ - ٠٢ اسفند ١٣٩٩ |
0
 
0
شما که حرف از نماز و روزه می زنید
واژه «الصلوة» بدون مشتقات، 61 بار و با مشتقات، 98 بار در قرآن به کار رفته ولی یکبار هم از چگونگی نحوه خواندن نماز ذکر نشده
پس چگونه شما می خواهی فقط با نگاه کردن به معنای ظاهری قران نماز بخونی؟!
طبق حدیث متواتر ثقلین از زبان پیامبر اکرم قران همیشه در کنار اهل بیت خواهد ماند و گمراه نشدن تنها راهش تمسک به هردوی آنها است
قران بدون ائمه معنا ندارم و ائمه بدون قران
560 | شمس الدين جليليان | | ٢٢:٠١ - ٢٥ شهریور ١٣٩٢ |
کامنت555 حتي اگر عمر با دختر حضرت فاطمه ازدواج کرده باشد اين مسئله دليلي بر حقانيت عمر نيست . ازدواج در صدر اسلام جزو آسان ترين امور بوده و ازدواج هاي زيادي صورت گرفته که سابقه ي دشمني خاندانهاي دو طرف از مسلمات است . مانند ازدواج پيامبر با دختر ابوسفيان و ازدواج مصعب بن زبير با دختر امام حسين و ...
  بعدی [1] [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] [13] [14] [15] [16] [17]   قبلی
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها