2020 October 20 - سه شنبه 29 مهر 1399
دانش پزشكي امام صادق عليه السلام و طبيب هندي
کد مطلب: ٦٠٠٥ تاریخ انتشار: ١٩ مرداد ١٣٩٤ تعداد بازدید: 5528
يادداشت » عمومي
دانش پزشكي امام صادق عليه السلام و طبيب هندي

بدون ترديد، علوم حضرات معصومين عليهم السلام اكتسابي نيست و آنچه از ذهن شفاف و نوراني آن بزرگواران انعكاس مي يابد، اشعه هايي از انوار الهي است كه از پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله تا معصوم چهاردهم امام زمان(عج) نسلي بعد از نسل، به يادگار مانده و زمينيان را بهره مند ساخته است. اگر غير از اين بود، مي بايست علوم آنها مقطعي و زودگذر باشد و جز در عصر خويش، كاربردي آن هم در همه زمينه ها، بدون كمترين تخلف نداشته باشد و در برخورد با شخصيت هاي علمي هم عصر خود و عالمان قرون بعد، منفعل گردد.

جستجوي مفصل اين نكته را به عهده خوانندگان محترم گذاشته و تنها مناظره زير را كه به علم پزشكي امام صادق عليه السلام اشاره دارد. نقل به مضمون مي كنيم.

روزي امام صادق عليه السلام به مجلس منصور دوانيقي وارد شد. طبيب هندي كنار خليفه نشسته بود. او كتاب هايي كه در موضوع «علم طب » نگاشته شده بود را براي خليفه مي خواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خليفه بيفزايد.

امام صادق عليه السلام در گوشه ي مجلس نشست. باراني از هيبت و ابهت از چهره حضرت مي باريد. مدتي گذشت. هنگامي كه طبيب از خواندن كتاب ها فارغ شد، نگاه اش به امام صادق عليه السلام دوخته شد. لحظاتي مشغول تماشاي سيماي حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاه اش را به سوي خليفه برگرداند و با اين سؤال سكوت را شكست:

- اين مرد كيست؟

- او عالم آل محمد(صلي الله عليه و آله) است.

- آيا ميل دارد از اندوخته هاي علمي من بهره مند گردد؟

- نگاه خليفه روي امام قرار گرفت. قبل از اين كه چيزي بگويد،امام لب به سخن گشود:

- نه!

- طبيب كه از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسيد:

- چرا؟

- چون بهتر از آنچه تو داري، در اختيار دارم.

- چه چيز در اختيار داري؟

- گرمي را با سردي معالجه مي كنم و سردي را با گرمي، رطوبت را با خشكي درمان مي كنم و خشكي را با رطوبت و آنچه را كه پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله) فرموده به كار مي بندم و نتيجه كار را به خداوند وامي گذارم.

سپس به سخن جدش رسول الله اشاره كرده، افزود: «معده خانه هر بيماري و پرهيز، سر هر درمان است.»

طبيب هندي براي اين كه سخنان امام را سبك جلوه دهد، پرسيد:

- مگر طب غير از اين ها است كه گفتي؟!

- امام فرمود:

- گمان مي كني من مثل تو اين ها را از كتاب هاي طبي آموخته ام؟!

- حتما، غير از اين، راهي براي فراگيري علم طب وجود ندارد.

- نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از ديگري نياموخته ام. اكنون بگو كدام يك از من و تو در علم طب داناتريم؟

- كار من طبابت است و حتما در طب از شما عالم ترم.

- پس لطفا به سوال هايم پاسخ گوييد.

- بپرسيد.

- چرا سر آدمي يك پارچه نيست و از قطعات مختلف به وجود آمده است؟

- نمي دانم.

- چرا پيشاني مانند سر انسان از مو پوشيده نيست؟

- نمي دانم.

- چرا بر روي پيشاني خطوط مختلفي نقش بسته است؟

- نمي دانم.

- چرا ابروها در بالاي ديدگان انسان قرار گرفته است؟

- نمي دانم.

- چرا چشم هاي انسان به شكل لوزي ساخته شده است؟

- نمي دانم.

- چرا بيني ميان دو چشم قرار گرفته است؟

- نمي دانم.

- چرا سوراخ هاي بيني در زير آن خلق شده است؟

- نمي دانم.

- چرا لب فوقاني و سبيل در قسمت بالاي دهان آفريده شده است؟

- نمي دانم.

- چرا دندان هاي جلو، تيز و دندان هاي آسياب، پهن و دندان هاي انياب (نيش)، دراز آفريده شده است؟

- نمي دانم.

- چرا كف دست و پا، مو ندارد؟

- نمي دانم.

- چرا مرد ريش دارد ولي زن فاقد ريش است؟

- نمي دانم.

- چرا ناخن و موهاي سر انسان روح ندارند؟

- نمي دانم.

- چرا قلب، صنوبري شكل آفريده شده است؟

- نمي دانم.

- چرا ريه در دو قسمت آفريده شده و در جاي خود متحرك است؟

- نمي دانم.

- چرا كليه ها مانند لوبيا خلق شده اند؟

- نمي دانم.

- چرا كاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟

- نمي دانم.

- چرا ميان كف پا، گود است و با زمين تماس ندارد؟

- نمي دانم.

- اي طبيب هندي! ولي من به فضل خداوند، به حكمت و پاسخ اين سوال ها آگاه ام.

طبيب كه چاره اي جز تسليم شدن نداشت، گفت:

- پاسخ ها را بگوييد تا بهره مند گردم.

آن گاه امام به ترتيب به يكايك سوال هاي مطرح شده، چنين پاسخ گفتند:

- به اين جهت سر از قطعات مختلف تشكيل شده و شكاف هايي برايش قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نيازارد.

- خداوند مو را بالاي سر رويانده تا به وسيله آن روغن لازم به مغز برسد و بخار مغز از طريق موها خارج شود. همين طور، پوششي براي سرما و گرما باشد. ولي در پيشاني مو نيافريده تا چشم ها مزاحمي نداشته باشند و بتوانند به راحتي نور بگيرند.

- ابروها را بالاي چشم قرار داد تا به اندازه كافي به چشم ها نور برسد و نيز از رسيدن نور زياد جلوگيري كند. چون زيادي نور، چشم را آزار داده و زمينه معيوب شدن آن را فراهم مي سازد.

- چشم ها به شكل لوزي آفريده شده تا داروهايي كه با سرمه استعمال مي شود، به آساني وارد چشم شده، چرك و مرض به آساني از آن به وسيله اشك خارج شود.

- به اين جهت بيني را ميان دو چشم قرار داده است كه بيني نور را به دو قسمت مساوي تقسيم مي كند تا نور به طور اعتدال به چشم ها برسد.

- سوراخ هاي بيني را در پايين آن آفريده تا چرك هاي انباشته شده در مغز از اين سوراخ ها بيرون شده و بوهاي معطر كه به وسيله هوا متصاعد مي گردد، از آن، بالا رود.

- لب و سبيل را به اين جهت روي دهان قرار داده است تا از ورود كثافات دماغ به داخل دهان جلوگيري كند. و نيز مانع آلوده شدن خوراكي ها گردد.

- دندان هاي جلو را تيزتر آفريده تا غذا را قطعه قطعه سازند.

- دندان هاي آسياب را پهن خلق كرده تا غذا به وسيله آنها كوبيده و نرم گردند. دندان هاي انياب را درازتر آفريده تا ميان دندان هاي آسياب و دندان هاي پيشين، چون ستوني استوار باشند.

- كف دست و پاها مو ندارند تا بتوانيم اشياء را به وسيله آنها لمس نموده، از قوه لامسه به اندازه كافي استفاده نماييم.

- براي مرد ريش قرار داده تا به پوشاندن صورت محتاج نباشد و نيز از زن بازشناخته گردد.

- به مو و ناخن هاي تن انسان روح نداده تا چيدن و بريدن آنها دردآور و ناراحت كننده نباشد.

- قلب، صنوبري شكل آفريده شده است تا هنگام آويختگي، نوك باريكش وارد ريه شده و از نسيم آن خنك گردد و نيز مغز سر از حرارت آن آسيب نبيند.

- ريه را در دو قسمت آفريده تا قلب ميان فشارهاي آن دو (هنگام باز و بسته شدن) داخل شده و هوا بگيرد.

- كليه ها مانند لوبيا ساخته شده اند، براي اين كه «مني » از كليه ها قطره قطره به سمت مثانه مي چكد. اگر كليه ها كروي و يا به شكل چهارگوش بودند، قطرات مني كه همواره در حال انبساط و انقباضند، به يكديگر برخورد كرده و در نتيجه هنگام خروج، موجب التذاذ نمي شدند.

- اين كه كاسه زانوها به سمت جلو قرار گرفته، به اين جهت است كه انسان رو به جلو حركت مي كند. سنگيني بدن انسان رو به جلو است. وقتي زانوها به عقب خم شوند، تعادل انسان حفظ شده، راه رفتن و حركات انسان ناموزون و لرزان نمي شود.

- اين كه كف پاها را گود و قوسي مانند، خلق كرده به اين جهت است كه تمام كف پاها با زمين تماس پيدا نكند. زيرا اگر تمام كف پاها به زمين تماس پيدا كند، پا، چشم و اعصاب صدمه مي بينند.

طبيب كه تاكنون سكوت كرده و به سخنان امام گوش مي داد، با تعجب پرسيد:

- اين ها را از كجا مي داني؟!

- از پدرانم فراگرفته ام؛ پدرانم از رسول خدا(صلي الله عليه و آله) آموخته اند؛ رسول خدا از جبرئيل و جبرئيل از خداوند متعال فرا گرفته است.

طبيب هندي كه چنين شخصيت علمي را در عمرش نديده بود، به فكر فرو رفت. آنگاه در حالي كه محو تماشاي سيماي امام بود، چنين لب به سخن گشود:

- تصديق مي كنم و شهادت مي دهم كه جز خداي يگانه، خدايي نيست و محمد(ص) فرستاده اوست. به خدا سوگند، تاكنون كسي را در طب، عالم تر از تو نديده ام.(1)

پي نوشت:

1- طب الصادق، تحقيق علامه عسكري، ص 21، به نقل از بحارالانوار، ج 14، ص 478/ مناظرات علمي بين شيعه و سني، ص 98، به نقل از طب الصادق، محمدعلي خليلي، ص 64.

منبع:

ماهنامه كوثر، ش 40





Share
1 | نادري | , ایران | ١٣:١١ - ١٠ آبان ١٣٨٩ |
الله يعمل حيثت يچعل رسالته.
الحمدلله الذي هدانا لهذا وما كنا لنهتدي لولا ان هدانا الله
الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه امير المومنين واولاده المعصومين
2 | صادق | , آلمان | ١٢:٠٨ - ٠٦ اسفند ١٣٨٩ |
بسم الله الرّحمن الرّحيم اللهُمّ صلّ على محمّد وآل محمّد السّلام عليكم و رحمة الله از زحمات شما نهايت تشكر را داريم. لازم ديدم اشتباه رخ داده را به اطلاع برسانم. اولا: جواب سؤال سوم امام صادق صلوات الله عليه وآله درج نشده است. ثانيا: جواب سؤال نهم امام عليه السلام اشتباهاً به در دو قسمت آمده، قسمتى از جواب را به سؤال هشتم و قسمت ديگر آنرا به سؤال نهم تخصيص داده ايد. ثالثا: در نتيجه سؤال سوم إمام صلوات الله عليه وآله بى جواب مانده است. جهت تسهيل اجازه بدهيد بگونه ايى ديگر عرض كنم : مجموع سؤالها هفده سؤال ميباشد. هفده جواب نيز آمده ، وليكن در اين بين سؤال 3 بدون جواب مانده ، و جواب سؤال 9 ، به سؤالهاى 8 و 9 تخصيص داده شده است. و جواب سؤال 3 اشتباه است. اگر توجه فرمائيد خواهيد ديد جابجائى نيز رخ داده است. اجركم عند الله والسّلام عليكم ورحمة الله

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

مقالاتي كه در بخش يادداشت، فتنه وهابيت و ... مي‌خوانيد از مقالات گروه پاسخ به شبهات نيست، از مقالات سايت‌هاي ديگر در اين بخش استفاده و منبع آن نيز ذكر مي‌شود . از اين رو ما نمي‌توانيم در مقاله تصرف كنيم .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

3 | Shadi mazloomi | , آمریکا | ٢٠:٤٠ - ١٦ اسفند ١٣٩١ |
با عرض تاسّف بالاي 95 درصد اين حرفها، کذب محض هستن. اگه اينها بودن علمي‌ که گفته ميشد امام صادق دارندش بودن، پس من ديگه شيعه نيستم. يک مشت مزخرفت بود! محض نمونه: بين پوست سر و مغز چندين لايه وجود داره که محکمترينش جمجمست!! جمجمه اجازهٔ هيچ ارتباطي‌ بين مو و بافته مغز رو نميده!!
4 | آرمين | , ایران | ٠٢:٠٩ - ٠٧ بهمن ١٣٩٢ |
امام جعفر صادق کسي است که 25 تن از دانشمندان جهان درباره اش کتاب مغز متفکر جهان شيعه رو نوشتن و از علمش شگفت زده شدند.در اون کتاب نوشته شده اوين کسي که درباره ي گردش خون سخن گفت ايشون بودند.
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده