2019 March 27 - چهار شنبه 07 فروردين 1398
امام هادي؛ مشعلدار هدايت
کد مطلب: ٥٨٩٥ تاریخ انتشار: ١٨ اسفند ١٣٩٧ تعداد بازدید: 4561
يادداشت » عمومي
امام هادي؛ مشعلدار هدايت

امام هادي عليه السلام پس از شهادت پدر بزرگوار خود، در محيطي بسيار سخت و در وضع بسيار دشوار مي زيست و هم عصر حكومت «متوكل » بود كه به دشمني با امام(ع) و تعقيب ياران وي و در هم شكستن پايگاههاي او زبانزد بود و هر روز در اينگونه اعمال پيشتر مي رفت و در دستگاه حاكم نيز اين بد رفتاريها گسترش مي يافت تا آنجا كه متوكل خطر بحران حكومت خويش را احساس كرد و بر آن شد تا با دو روش توأمان در يك اقدام،از بحراني تر شدن وضع جلوگيري كند.

1- حمله بردن به ياران امام(ع) و پايگاه هاي او و آزردن آنان و از ميان برداشتن آثار شيعيان، تا بيش از پيش آنان را دچار وحشت كند و خوار گرداند. او به اين اعمال دست زد و تا بدانجا پيش رفت كه قبر امام حسين(ع) را ويران ساخت و آثار آن را از ميان برد. (1)

2- امام(ع) را از پايگاه هاي او دور ساخت تا مقدمه آواره ساختن و پراكندن پايگاه هاي ايشان باشد، و سازماندهي آن را از بين ببرد و آنان را از پيروزي نا اميد گرداند. متوكل دريافت كه اگر امام هادي(ع) از مراقبت او دور باشد يعني در مدينه بماند، براي دولت او خطر بسياري خواهد داشت. پس دستور داد آن بزرگوار را به سامره بياورند تا حركات و سكنات ايشان را تحت نظارت داشته باشند.

متوكل به امام(ع) نامه اي نوشت و او را دعوت كرد كه با هر كس از خانواده و دوستان خود كه بخواهد به سامره بيايد. متوكل به نحوي به اين اقدام دست زد كه امت بر او نشورد. اين روش همان بود كه خليفگان پيش از او نيز عمل كردند. مامون نيز با حضرت رضا(ع) همچنين با حضرت جواد(ع) به همين روش اقدام نمود و كوشيد آنان در محيط دستگاه دولت به سر برند تا زير نظر نگاهبانان قصر باشند.

متوكل به وسيله يحيي بن هرثمه، يكي از فرماندهان ارتش خود، نامه اي به امام فرستاد و سپاهي با يحيي همراه كرد تا به مدينه روند و فرمان داد تا خانه امام را بازرسي كنند و در پي مدركي باشند كه امام را محكوم به توطئه و اقدام عليه دولت او كند، سپس او را به سامره آوردند.

وقتي مردم مدينه از موضوع آگاه شدند، سر و صدا راه افتاد و عمل «پسرهرثمه » را محكوم داشتند تا جائي كه ابن هرثمه كوشيد آنان را خاموش سازد و نزد آنان سوگند ياد كرد كه دستوري كه متضمن آسيب رسانيدن به امام(ع) باشد ندهد. (2)

اين امر دليل آگاهي مردم مدينه از سوء نيت حكمرانان نسبت به امام بود.

«ابن هرثمه » گويد:« سپس سراي او را بازرسي كردم و در آن جز تعدادي قرآن و دعا و كتب علمي چيزي نيافتم."(3)

امام هادي (ع) همراه فرزند خود«عسكري » نوجوان، با ابن هرثمه، مدينه را به سوي سامره ترك كرد. يك روز پس از رسيدن به سامره، متوكل، امام(ع) را دعوت كرد و ياران متوكل به استقبال امام رفتند و متوكل نيزشرايط تعظيم و تكريم بجاي آورد و احترامات خود را به امام(ع) ظاهر داشت؛ سپس او را به منزلي فرستاد كه پيشاپيش براي وي آماده كرده بود.

متوكل با اين روش مزورانه، خواست برنامه سياسي و دشمني ديرينه خود را با امام(ع) زير پوشش قرار دهد. متوكل با احضار امام(ع) وي را به اقامت اجباري ملزم ساخت و واداشت تا زير مراقبت شديد كاخ، زندگي كند.


امام هادي(ع) تحت مراقبت

هدف متوكل از احضار يا دعوت امام (ع) به سامره نزد خود و يارانش، محو كردن او در حاشيه دربار خلافت بود، تا چيزي از امور ايشان از وي مكتوم نماند.

امام با خويشتنداري در برابر آنان تظاهر به اين مي كرد كه آنچه درباره وي عمل مي كنند مورد قبول اوست و به هرحال با سياست دولت عباسيان موافق است. دعوت به ضيافت را از طرف آنان مي پذيرفت و بر خوانشان - سر سفره- مي نشست و در مجالس و مراسم آنان شركت مي جست. (4)

اين موضع امام (ع) در برابر دولت، مسامحه يا چشم پوشي يا فروتني نبود. زيرا چنين چيزي با شخصيتي مانند شخصيت امام(ع) مطابقت نداشت.

هر گونه فروتني امام هادي (ع) در برابر دستگاه به اين معني بود كه بر ضد مصالح عالي اسلام رفتار كرده است. اگر دولت احساس مي كرد كه ايشان از مواضع خود چشم پوشيده است، بالاترين مقام و موقعيت و جاه و جلال را تقديم وي مي كرد، بي آن كه وي را وادار به اقامت اجباري و مراقبت شديد كند.

امام(ع) توجه داشت كه سياست ستمگرانه حكومت نسبت به او روز به روز تندتر و بيشتر مي شود تا جايي كه متوكل در پايان حكومت خود به علت سعايت ها و خبرچيني ها بر ضد امام(ع)،او را زنداني كرد. آن اخبار، متوكل را هوشيارمي كرد و شك را در او بيدار مي ساخت و وادارش مي نمود تا خانه امام(ع) را در مراقبت شديد قرار دهد تا از صحت و سقم آن اخبار آگاه گردد.


افتراها و خبر چيني ها با شكست روبرو گرديد

1- همه خبرها و افتراها هميشه با شكست روبرو مي شد، بي آن كه از نظر كشف اطلاعات درباره حقيقت كار و فعاليت هاي امام (ع) به نتيجه برسد.

جاسوسان خليفه،هميشه وقتي باز مي گشتند تاكيد مي كردند كه در سراي آن بزرگوار(ع)، چيزي كه مايه شك باشد وجود نداشته است. (5) اين خبر به متوكل آرامش مي داد و نسبت به حضرت امام(ع)، قدرداني و احترام خاصي ابراز مي داشت.

امام هادي(ع)، هر بار كه خانه اش مورد بازديد قرار مي گرفت، موفق مي شد آنچه را كه مشكوك بود پنهان سازد زيرا پولها و نوشته هايي به حضرتش فرستاده مي شد كه لازم بود از نظر دولت پنهان ماند. هر گاه مي خواست كاري را كه آشكار شدن آن از نظر دولت براي او(ع)، محظوري داشت پنهان دارد، روش رمز به كار مي برد. (6)

2- هر گاه سراي امام(ع) مورد بازرسي قرار مي گرفت، با نهايت آرامش، خود را به بي اعتنائي مي زد و به پاسباناني كه براي تجسس مي آمدند كمك مي كرد تا ماموريت خود را انجام دهند. براي آنان چراغ مي افروخت و اطاق هاي خانه را به آنان نشان مي داد تا براي ماموران ايجاد شبهه نشود كه او فعاليت غير عادي دارد.

اگر امام(ع) جز اين، موضعي اتخاذ مي فرمود، با رفتار خود شك حكمرانان را در مورد فعاليت هاي خويش برمي انگيخت. بارها خانه امام مورد بازرسي قرار مي گرفت و آن در اثر سخن چيني هاي « بطحاني » نزد متوكل بود كه مي گفت امام داراي پول و اسلحه مي باشد و متوكل بي درنگ به « سعيد»حاجب، فرمان مي داد به خانه امام(ع) حمله برد و پول و اسلحه ها را بيابد و نزد او ببرد.

يك بار«سعيد» به وسيله نردباني از خيابان وارد پشت بام خانه امام(ع) شد و در تاريكي از نردبان پائين آمد و نمي دانست چگونه وارد اتاق ها شود. امام(ع) با كمال آرامش او را ندا در داد و فرمود:«اي سعيد بر جاي خود باش تا شمعي برايت بياورم. » سعيد گفت: بر جاي ماندم تا شمع آوردند، و در نور شمع پائين رفتم. او را ديدم، عبائي پشمين بر تن و كلاهي از همان جنس بر سر داشت و سجاده او كه از حصير بود در برابرش گسترده بود و روي به قبله داشت.

پس به من گفت:«اين اطاق ها.» و من وارد آن اطاق ها شدم و بازرسي كردم و چيزي نيافتم.

سعيد كوشيد از امام پوزش طلبد و عذر مامور بودن خود را بخواهد اما امام(ع) اين آيه را تلاوت كرد:

و سيعلمون الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون.( زود است كه ستمگران بدانند به چه گرفتاري دچار خواهند گشت.) (7)

در رويدادي ديگر به متوكل خبر رسيد كه از شهر قم كه يكي از مراكز طرفداران امام(ع) بود، اموالي به حضرت فرستاده اند. متوكل به وزيرخود « فتح بن خاقان » دستور داد كه مراقب اوضاع باشد و نتيجه را به او خبردهد. (8)


نقش امام(ع) و موضع وي در حوادث

امام در سامره زير نظر جاسوسان متوكل شب و روز مورد مراقبت بود و مي كوشيد كارهاي خود را در آن محيط سخت انجام مي دهد. فعاليت هاي ايشان در آن دايره پر تشويش محدود مي شد و حتي الامكان مي كوشيد برخوردي روي ندهد. امام(ع) با توجه به فشار و مراقبت شديدي كه متوجه خود و يارانش بود، حركت خود را در دو زمينه آغاز نمود:

الف- آگاه ساختن امت و نشان دادن مواضع علمي خود به صورت پاسخ گفتن به شبهه ها و جواب به پرسشهائي كه خليفه از او مي كرد، تا آن امام را در تنگنا قرار دهد و نتواند از عهده حل آن بر آيد. مثلا متوكل از«ابن سكيت » خواست مساله اي پيچيده و دشوار در حضور او مطرح كند و از امام(ع) جواب آن را بخواهد. «ابن سكيت »، برخي مسائل را كه سخت دشوار مي دانست ازامام پرسيد و امام در آن مبارزه و مباحثه پيروز گرديد.

«يحيي بن اكثم »، متوكل را گفت:«دوست ندارم پس از پرسش هاي من از اين مرد چيزي پرسيده شود زيرا وقتي آشكار گردد كه او دانشمند است رافضيان تقويت مي گردند.» (9)

امام(ع) پاسخ سوالات را مي داد و شبهه هاي كفرآميز را كه در اجتماع او رايج بود رد مي كرد. (10)

ب- پشتيباني از پايگاه هاي خود و توجه داشتن به آنها، تا در حد امكان، نيازشان را برطرف سازد و كوشش در آموزش آنان و تقويت ايمانشان.

امام با كوشش خستگي ناپذير و فراوان، وقت خود را براي تجديد فعاليت پيروان خود مصروف مي داشت. هر وقت فرصت اين كارها دست مي داد و امكان فعاليت پيش مي آمد، پايگاه هاي خود را با هر روشي كه امكان داشت تقويت مي كرد تا در برابر مشكلات، نيروهاي پايدار و مجهز آماده داشته باشد.« براي امام هادي(ع) از راه هاي پنهاني و آشكار، و در هر صورت ممكن، پولهاي سرشار از قبيل خمس و زكات و خراج مي رسيد و آنها را درمصالح عمومي اسلام به مصرف مي رسانيد تا جنبش فرو ننشيند. اين فعاليت ها البته دور از چشم حكمرانان و مركز حكومت عباسيان بود. (11)


موضع عباسيان در برنامه ريزي امام(ع)

حكمرانان عباسي براي به دست گرفتن كارهاي امام(ع) و عاري نمودن برنامه امام از هر گونه تاثير به روشهاي زيرعمل مي كردند:

1- صف آرايي در برابر امام(ع) و به مبارزه طلبيدن ايشان(ع) از نظرعلمي.

در اين مورد، نقشه هاي آنها با شكست روبرو گرديد زيرا چنانكه گفتيم، امام(ع) پاسخ پرسش ها و استفتائات آنان را مي داد.

2- كوشش در جلب امام و كشانيدن ايشان به طرف خود و نزديك ساختن امام به دربار، تا افكار وي بي ثمر و بي تاثير گردد و از پايگاههاي توده اي خود دور افتد. مي توان موضع امام(ع) را در پذيرفتن و اظهار موافقت براي حضور يافتن در سامره و همراهي با آنان چنين تفسير كرد:

الف: حمله و فشار و اجبار تا مرز مرگ پيش رفت و مخالفت و امتناع آشكار امام از حضور در مجلس متوكل به اين نتيجه منجر مي شد كه حكومت را بر ضد خود تحريك كند. ولي سياست امام باعث شد كه دولت به اهداف خود نرسد.

ب: امام(ع) مي خواست از طرف سخن چين ها و افتراهاي بعضي از جاسوسان كه خواستار گرفتاري و آزردن ايشان بودند، در امان باشد. امام(ع) مي خواست در برابر حكام طوري حركت كند كه شك و بيمي در دلها ايجاد نكند تا شايد بتواند فرصتي به دست آورد و در زمينه هاي لازم به فعاليت پردازد و تحرك و كوشش را دوباره آغاز كند.

ج: امام(ع) شايد با زيستن در محيط طبقات حاكم و با نفوذ دولت مي خواست به اين امر توفيق يابد كه در ميان آنان سخن حق را رايج گرداند واز موضع عادلانه خود دفاع كند و محبت، احترام و توجه آنان را به خود جلب نمايد.

د- امام در آن هنگام اين مساله را مي دانست كه اساساً حكومت عباسي، بر حسب و نسب مبتني است و نسبت ها و پيوندهاي خانوادگي و مصالح شخصي و واسطه ها، پايه آن است. امام انديشيد كه مي توان از اين واقعيت به سود اسلام بهره جست و كوشيد تا از فشار و ستم نسبت به مردم خود كاسته و خطرهايي را كه متوجه پايگاه هاي مردمي امام مي شد را از آنها دور كند.


قيام هاي علويان و دعوت براي رضا از آل محمد(ص)

يكي ديگر از نگراني ها و وحشت فرمانروايان، شورش علويان برعليه آنان بود. از اين رو عباسيان در برابر آن، موضعي قاطعانه مي گرفتند تا پيش از آن كه رشد يابد و گسترش پيدا كند، آن را در نطفه خفه كنند و بقاياي آن را تعقيب نمايند تا از دست آن آشوبها رهائي يابند. بديهي است كه اين چاره جويي و جلوگيري، با همه وسايل قهرآميز و سركوبي وحشيانه صورت مي گرفت.

در اين نظرگاه كينه آميز نسبت به علويان، ( يعني حركت ضد علوي)، بين خليفه و فرمانده و وزير و تركان كه در آن اوقات در سامره پايتخت عباسيان حضور پررنگي داشتند، تفاوتي وجود نداشت. چنانكه طبقه ذي نفع و برخوردار از همه امتيازهاي طبقاتي و همه فرماندهان و متنفذان كه اعلام صلح و جنگ در دست آنان بود نيز در آن حركت ضد علوي مانند ديگران بودند.

در آن هنگام، دولت عباسيان به علت سياست ظالمانه خود دچار ناتواني و پاشيدگي و گسيختگي شده بود و از اندك جنبش علويان به وحشت مي افتاد و از سايه آنان نيز به هراس گرفتار مي آمد. از اين روي، در مقابل آنان روشي خشن پيش گرفته و شورشيان بر عليه خود را به بدترين عقوبت مي آزردند.

انقلابيون علوي اگر در خود احساس قدرتي مي كردند و پيرواني فراهم مي آوردند، در مي يافتند كه بايد برنامه اي تهيه كنند و نقشه اي طرح نمايند تا بر ضد حكمرانان فاسد و منحرف خروج كنند. در بيشتر شورشها با شعار-« رضا از آل محمد»- مردم را فرا مي خواندند و منظورشان از آن شعار، بهترين شخص از آل محمد(ص) بود و به اعتقاد آنان كسي بهتر از حضرت امام هادي(ع) وجود نداشت.

انقلابيون با آن شعار همه گير و گسترده، روش جنگي جالبي به كارمي بردند تا بتوانند نام امام را پنهان دارند تا اگر انقلابيون شكست خوردند،امام در برابر دستگاه حاكم، در موضع اتهام و گرفتاري قرار نگيرد. و خوب مي دانستند كه امام(ع) زير نظر جاسوسان و خبرچينان دولتي قرار دارد و اگر بر ضد حكومت، به ايجاد عصيان و تمرد، متهم گردد ممكن است به قتل برسد.

شايان ذكر است كه امامان عليهم السلام، مبارزه مسلحانه و رويارويي مستقيم با حكام جور را به انقلابيون علوي محول مي كردند تا وجدان و اراده امت را برانگيزند و آنان را بر ضد انحراف دولت به مقاومت آموخته كنند. آنان با فداكاري مستمر مي كوشيدند تا وجدان و اراده اسلامي را از سقوط نگاه دارند. و اين يكي از راههاي مبارزه با ظلم و جور سمتگران عصر آنان بود. امام هادي عليه السلام نيز از اين قاعده مستثني نبودند. ايشان نيز ضمن اين كه تحت مراقبت شديد عباسيان بود ولي از مبارزه با دستگاه ظلم و جور غافل نشده و از انقلابيون و بيداران امت در اين امر مهم استفاده مي كردند. اما چون حكومت قدرت و سلطنت خود را در خطر ديد؛ امام را به شهادت رساندند و بدين وسيله براي مدتي بيشتر، سلطنت خود را حفظ نمودند.


پي نوشت ها:

1- كامل الزيارات، ج 5، ص 304.

2- مروج الذهب، مسعودي، ج 4، ص 84.

3- تذكره ابن جوزي و موسوعه، ص 93.

4- تاريخ غيبت، ص 142.

5- همان.

6- همان.

7- شعرا،227/ ارشاد، ص 310/ فصول مهمه، ص 296.

8- مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 515.

9- مناقب، ج 3، ص 507.

10- احتجاج، ج 2، صص 251-260.

11- مناقب، ج 3، ص 512.





Share
1 | علي سيفي | , ایران | ١١:٠٤ - ٢٣ آبان ١٣٩٠ |
خيلي عاليه
2 | علي كريم زاده | , ایران | ٢٣:٣٢ - ٢٩ مهر ١٣٩٢ |
با سلام و خسته نباشيد
داشتم زيارت جامعه کبيره را ميخوندم که به اين جمله بر خوردم (( و مَهْبِطَ الْوَحْيِ )) منظور از اين جمله چيست ؟ مگر وحي بعد از پيامبر قطع نشد ؟
2- با توجه به قطع شدن وحي بعد از پيامبر امام بعدي چگونه انتخاب ميشد ؟

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

همانگونه كه پيامبر صلي الله عليه وآله دريافت کننده و مبلّغ وحي است، بايد با عالم ربوبيّت در ارتباط باشد تا مصون از خطا در اخذ وحي و تبليغ آن باشد، ائمّه‌ي اطهار عليهم السلام نيز كه مبيّن وحي هستند، بايد با عالَم ربوبيّت در ارتباط باشند تا مصون از خطاي در تبيين وحي باشند. ولذا ملائكه كه پيام آوران خدا هستند، بر آن بزرگواران نازل مي‌شوند، بلكه بر حسب روايات، فرشته‌ي وحي حضرت جبرئيل(ع) مستقيماً بر حضرت فاطمه‌ي زهرا(ع) نازل مي ‌شد و با آن‌حضرت سخن مي ‌گفت. البتّه نکته اي که بايد به آن توجه داشت اين است که اين نوع وحي مربوط به تشريع نبود بلكه اَسراري بين خدا و ايشان بود و همين ارتباط با همه‌ي ائمه(عليهم السلام ) نيز هست. لذا خود ائمه عليهم السلام مي‌فرمودند: الهاماتي كه از عالم بالا به ما مي ‌رسد، گاهي به‌ صورت (نَقْرٌ في الاسماع)؛ است كه «صدا به گوش مي‌رسد» و گاهي (نَكْتٌ في القلوب)؛ است كه «در قلب القا مي‌شود»

بنابراين همان طور كه رسول خدا(ص) مهبط وحي تشريعي است ، ائمّه‌ي اطهار عليهم السلام نيز مهبط وحي هستند امّا نه به عنوان تشريعي و لذا مختلف الملائكه هستند؛ يعني، فرشتگان بر آنها نازل مي‌شوند و حقايق و اسراري را كه مربوط به تبيين وحي است از جانب خدا به آنها القا مي ‌كنند

اما در خصوص سؤال دومتان بايد به اين نکته توجه داشت که انتخاب امام بعدي دست امام قبلي نيست که بگوييم او چه کسي را انتخاب کرد؟! تمام ائمه عليهم السلام از جانب خداوند انتخاب شده اند و وظيفه پيامبر صلي الله عليه و اله فقط معرفي بود که اين کار را در زمان خود انجام داده و تمام ائمه (ع) را به اسم معرفي کرده اند همچنين هر امامي نيز وظيفه دارد که امام بعدي را به مردم معرفي کند نه اينکه انتخاب کند

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
3 | فریباخانم | , ایران | ١١:١٦ - ٠٩ دي ١٣٩٥ |
هزاران درود برشما
ضمن تشکر کاش مقاله مفصلتر بود.مثلا مباحث علمی که گفتید امام پاسخ دادند دقیق بیان میشد یا مبارزات ایشون باغالیگری و صوفیگری. خیلی دوست داشتم بدونم چرا اون برهه زمانی این همه فرقه منحرف به وجود اومد؟
یاعلی
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English