2019 November 15 - جمعه 24 آبان 1398
فداكاري بي نظير در ليلة المبيت
کد مطلب: ٥٨٦٠ تاریخ انتشار: ٠٩ آبان ١٣٩٨ تعداد بازدید: 1237
يادداشت » عمومي
فداكاري بي نظير در ليلة المبيت

اعمال و رفتار هر فرد، زاييده طرز تفكر و عقيده او است.جانبازي و فداكاري از نشانه هاي افراد با ايمان است.اگر ايمان انسان به چيزي به حدي برسد كه آن را بالاتر از جان و مال خود بداند، قطعا در راه آن سر از پا نمي شناسد و هستي و تمام شؤون خويش را فداي آن مي سازد. قرآن مجيد اين حقيقت را در آيه زير منعكس كرده است:

انما المؤمنون الذين آمنوا بالله و رسوله ثم لم يرتابوا و جاهدوا باموالهم و انفسهم في سبيل الله اولئك هم الصادقون .(حجرات:15)

«مؤمنان كساني هست كه به خدا و پيامبر او ايمان آوردند و در آن هرگز ترديد نكردند و با مال و جان خود در راه خدا كوشيدند; آنان به راستي در ايمان خود صادقند.

در سالهاي آغاز بعثت، مسلمانان سخت ترين شكنجه ها و زجرها را در راه پيشبرد هدف تحمل مي كردند. آنچه كه دشمنان را از گرايش به آيين توحيد باز مي داشت همان عقايد خرافي نياكان و حفظ مقام خدايان و تفاخر به امتيازات قومي و طبقاتي و كينه هاي موروثي قبيله اي بود.اين موانع تا روزي كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مكه را فتح كرد، بر سر راه پيشرفت اسلام در مكه و اطراف آن وجود داشت و جز با قدرت نيرومند ارتش اسلام از ميان نرفت.

فشار قريش بر مسلمانان سبب شد كه گروهي از آنان به حبشه و گروه ديگري به يثرب مهاجرت كنند. با آنكه پيامبر و حضرت علي از حمايت خاندان بني هاشم و بالاخص ابوطالب برخوردار بودند، اما جعفر بن ابي طالب ناگزير شد به همراه تني چند از مسلمانان در سال پنجم بعثت مكه را به عزم حبشه ترك گويد و تا سال هفتم هجرت كه سال فتح خيبر بود در آنجا اقامت گزيند.

پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم در سال دهم بعثت حضرت ابوطالب، بزرگترين حامي و مدافع خويش را، در مكه از دست داد. بيش از چند روز از مرگ عموي بزرگوارش نگذشته بود كه همسر مهربان او خديجه، كه هيچ گاه از بذل جان و مال در پيشبرد هدف مقدس پيامبر دريغ نمي داشت، نيز چشم از جهان پوشيد. با در گذشت اين دو حامي بزرگ، ميزان خفقان و فشار بر مسلمين در مكه فزوني گرفت; تا آنجا كه در سال سيزدهم بعثت، سران قريش در يك شوراي عمومي تصميم گرفتند كه نداي توحيد را با زنداني كردن پيامبر يا با كشتن و يا تبعيد او خاموش سازند. قرآن مجيد اين سه نقشه آنان را ياد آور شده، مي فرمايد:

و اذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك او يقتلوك او يخرجوك و يمكرون و يمكر الله و الله خير الماكرين (انفال:30)

به ياد آور هنگامي را كه كافران بر ضد تو حيله كردند و بر آن شدند كه تو را در زندان نگه دارند يا بكشند و يا تبعيد كنند.آنان از در مكر وارد مي شوند و خداوند مكر آنان را به خودشان باز مي گرداند; و خداوند از همه چاره جوتر است.

سران قريش تصميم گرفتند كه از هر قبيله فردي انتخاب شود و سپس افراد منتخب به هنگام نيمه شب يكباره بر خانه محمد صلي الله عليه و آله و سلم هجوم برده، او را قطعه قطعه كنند. بدين طريق، هم مشركان از تبليغات او آسوده مي شدند و هم خون او در ميان قبايل عرب پخش مي شد و لذا خاندان هاشم نمي توانست با تمام قبايلي كه در ريختن خون وي شركت كرده بودند به خونخواهي و مبارزه برخيزند.

فرشته وحي پيامبر را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت و دستور الهي را به او ابلاغ كرد كه بايد هر چه زودتر مكه را به عزم يثرب ترك كند.

شب مقرر فرا رسيد . مكه و محيط خانه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در تاريكي شب فرو رفته بود. ماموران مسلح قريش هر يك از سويي به جانب خانه رسول خدا روي آوردند.اكنون پيامبر بايد با استفاده از شيوه غافلگيري خانه را ترك كرده، در عين حال، چنين وانمود كند كه در خانه است و در بستر خود آرميده است. براي اجراي اين نقشه لازم بود كه فرد جانبازي در بستر او بخوابد و روانداز سبز پيامبر را به خود بپيچد تا افرادي كه نقشه قتل او را كشيده اند تصور كنند كه او هنوز خانه را ترگ نگفته است و لذا توجه آنان فقط معطوف به خانه او شود و از راه عبور و مرور افراد در كوچه و بيرون مكه جلوگيري نكنند. اما كيست كه از جان خود بگذرد و در خوابگاه پيامبر بخوابد؟ اين فرد فداكار، لابد كسي است كه پيش از همه به وي ايمان آورده است و از آغاز بعثت، پروانه وار، گرد شمع وجود او گرديده است. آري، اين شخص شايسته كسي جز حضرت علي -عليه السلام نيست و اين افتخار بايد نصيب وي شود.

از اين رو، پيامبر رو به حضرت علي كرد و گفت:مشركان قريش نقشه قتل مرا كشيده اند و تصميم گرفته اند كه به طور دسته جمعي به خانه من هجوم آورند و مرا در ميان بستر بكشند. از اين جهت از طرف خدا مامورم كه مكه را ترك كنم. لذا لازم است امشب در خوابگاه من بخوابي و آن پارچه سبز را به خود بپيچي تا آنان تصور كنند كه من هنوز در خانه ام و در بسترم آرميده ام و مرا تعقيب نكنند. و حضرت علي -عليه السلام در اطاعت امر رسول اكرم صلي الله عليه و آله و سلم از آغاز شب در بستر آن حضرت آرميد.

چهل نفر آدمكش اطراف خانه پيامبر را محاصره كرده بودند و از شكاف در به داخل مي نگريستند و وضع خانه را عادي مي ديدند و گمان مي كردند كه پيامبر در بستر خود آرميده است. همه سراپا مراقب بودند و آنچنان وضع خانه را تحت نظر گرفته بودند كه جنبش موري از نظر آنان مخفي نمي ماند.

اكنون بايد ديد كه پيامبر اكرم، با اين مراقبت شديد، چگونه خانه را ترك گفت.

بسياري از سيره نويسان بر آنند كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در حالي كه آياتي از سوره يس را قرائت مي كرد (1) صف محاصره كنندگان را شكافت و آنچنان ازميانشان عبور كرد كه احدي متوجه نشد.امكان اين مطلب قابل انكار نيست; چه هرگاه مشيت الهي بر اين تعلق گيرد كه پيامبر خود را از طريق اعجاز و به طور غير عادي نجات دهد، هيچ چيز نمي تواند مانع از آن شود.ولي سخن اينجاست كه قراين زيادي حكايت مي كند كه خدا نمي خواست پيامبر خود را از طريق اعجاز نجات بخشد، زيرا در اين صورت لازم نبود كه حضرت علي در بستر پيامبر بخوابد و خود پيامبر به غار «ثور» برود و سپس با زحمات زيادي راه مدينه را در پيش گيرد.

برخي نيز مي گويند هنگامي كه پيامبر از خانه خارج شد همه آنان را خواب ربوده بود و پيامبر از غفلت آنان استفاده كرد. ولي اين نظر دور از حقيقت است و هرگز شخص عاقل باور نمي كند كه چهل آدمكش كه خانه را براي اين محاصره كرده بودند كه پيامبر از خانه بيرون نرود تا در وقت مناسب او را بكشند، ماموريت خود را آنچنان سرسري بگيرند كه همگي با خيال آسوده بخوابند!

ولي بعيد نيست،همان طور كه برخي نوشته اند، پيامبر پيش از گرد آمدن تروريستها، خانه را ترك گفته بود. (2)

يورش به خانه وحي

ماموران قريش، در حالي كه دستهايشان بر قبضه شمشير بود، منتظر لحظه اي بودند كه همگي به خانه وحي يورش آورند و خون پيامبر را كه در بسترش آرميده است بريزند. آنان از شكاف در به خوابگاه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم مي نگريستند و از فرط فرح در پوست نمي گنجيدند و تصور مي كردند كه به زودي به آخرين آرزوي خود خواهند رسيد. ولي علي -عليه السلام، با قلبي مطمئن و خاطري آرام، در خوابگاه پيامبر دراز كشيده بود، زيرا مي دانست كه خداوند پيامبر عزيز خود را نجات داده است.

دشمنان، نخست تصميم گرفته بودند كه نيمه شب به خانه پيامبر هجوم آورند، ولي به عللي از اين تصميم منصرف شدند و سرانجام قرار گذاشتند در فروغ صبح وارد خانه شوند و ماموريت خود را انجام دهند. پرده هاي تيره شب به كنار رفت و صبح صادق سينه افق را شكافت. ماموران با شمشيرهاي برهنه به طور دسته جمعي به خانه پيامبر هجوم آوردند و از اينكه در آستانه تحقق بزرگترين آرزوي خود بودند از شادي در پوست خود نمي گنجيدند، اما وقتي وارد خوابگاه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم شدند حضرت علي -عليه السلام را به جاي پيامبر يافتند.خشم و تعجب سراپاي وجود آنان را فرا گرفت. رو به حضرت علي كردند و پرسيدند محمد كجاست؟! فرمود: مگر او را به من سپرده بوديد كه از من مي خواهيد؟ در اين موقع، از فرط عصبانيت به سوي حضرت علي -عليه السلام حمله بردند و او را به سوي مسجد الحرام كشيدند، ولي پس از بازداشت مختصري ناگزير آزادش ساختند و در حالي كه خشم گلوي آنان را مي فشرد تصميم گرفتند كه از پاي ننشينند تا جايگاه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را كشف كنند. (3)

قرآن مجيد براي اينكه اين فداكاري بي نظير در تمام قرون و اعصار جاودان بماند، در طي آيه اي جانبازي حضرت علي -عليه السلام را مي ستايد و او را از كساني مي داند كه جان به كف در راه كسب رضاي خدا مي شتابند:

و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد . (بقره:207)

برخي از مردم كساني هستند كه جان خود را براي تحصيل رضاي خداوند از دست مي دهند; و خداوند به بندگان خود رؤوف و مهربان است.

جنايتكار عصر بني اميه

بسياري از مفسران شان نزول آيه اخير را حادثه «ليلة المبيت » مي دانند و بر آنند كه آيه به همين مناسبت درباره حضرت علي -عليه السلام نازل شده است. (4)

سمرة بن جندب، عنصر جنايتكار عصر اموي، با گرفتن چهار صد هزار درهم حاضر شد كه نزول اين آيه را درباره حضرت علي -عليه السلام انكار كند و در يك مجمع عمومي بگويد كه آيه درباره عبد الرحمان بن ملجم نازل شده است! وي نه تنها نزول اين آيه را در باره علي -عليه السلام انكار كرد بلكه افزود كه آيه ديگري(كه درباره منافقان است) درباره علي -عليه السلام نازل شده است. (5) آيه مزبور اين است:

دانشمند معروف شيعه، مرحوم شيخ طوسي، در امالي خود دنباله واقعه هجرت را كه منتهي به نجات پيامبر شد چنين مي نويسد:

شب هجرت سپري شد و علي -عليه السلام از محل اختفاي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آگاه بود و براي فراهم ساختن مقدمات سفر پيامبر لازم بود شبانه با او ملاقات كند. (6)

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم سه شب در غار ثور بسر برد. در يكي از شب ها حضرت علي -عليه السلام و هند بن ابي هاله فرزند خواهر حضرت خديجه سلام الله عليها به غار رفتند و به محضر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم رسيدند. پيامبر دستورهاي زير را به حضرت علي داد:

1) دو شتر براي من و همسفرم آماده كن. (در اين موقع ابوبكر گفت: من قبلا دو شتر براي اين كار آماده كرده ام. پيامبر فرمود: در صورتي اين دو شتر را از تو مي پذيرم كه پول هر دو را بپردازم.سپس به علي دستور داد كه پول شتران را بپردازد».

2) من امين قريش هستم و هم اكنون امانت هاي مردم در خانه من است.فردا بايد در محل معيني از مكه بايستي و با صداي رسا اعلام كني كه هر كس امانتي نزد محمد دارد بيايد و آن را باز گيرد.

3) بعد از رد امانت ها بايد خود را آماده مهاجرت كني. هر وقت نامه من به تو رسيد، دخترم فاطمه و مادرت فاطمه و فاطمه دختر زبير بن عبد المطلب را همراه خود بياور.و اگر كساني از بني هاشم خواستار مهاجرت شدند مقدمات هجرت آنان را نيز فراهم كن.(سپس فرمود:)«از اين پس هر خطري كه در كمين تو بود از تو برطرف شده است و ديگر آسيبي به تو نخواهد رسيد». (7)

فداكاري امير مؤمنان -عليه السلام در شبي كه خانه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از طرف آدمكشان قريش محاصره شده بود امري نيست كه بتوان آن را انكار كرد و يا كوچك شمرد. خداوند براي اينكه به اين رويداد تاريخي رنگ ابدي و جاوداني بخشد در قرآن مجيد (سوره بقره، آيه 207) از آن ياد كرده است و مفسران بزرگ نيز در تفسير آيه مربوط به اين واقعه به نزول آن در شان حضرت علي -عليه السلام اشاره كرده اند.و اما در اينجا دو گواه تاريخي بر آن مي آوريم

دو مطلب تاريخي گواه مي دهد كه عمل حضرت علي -عليه السلام در آن شب جز فداكاري نبوده، آن حضرت به راستي آماده قتل و شهادت در راه خدا بوده است.

1) اشعاري كه امام -عليه السلام پيرامون اين حادثه تاريخي سروده و سيوطي همه آنها را در تفسير خود (8) نقل كرده است، گواه روشن بر جانبازي اوست:

وقيت بنفسي خير من وطا الحصي محمد لما خاف ان يمكروا به وبت اراعيهم متي ينشرونني و من طاف بالبيت العتيق و بالحجر فوقاه ربي ذو الجلال من المكر و قد وطنت نفسي علي القتل و الاسر

من جان خود را براي بهترين فرد روي زمين و نيكوترين شخصي كه خانه خدا و حجر اسماعيل را طواف كرده است سپر قرار دادم.

آن شخص عاليقدر محمد بود. و من هنگامي دست به اين كار زدم كه كافران نقشه قتل او را كشيده بودند ولي خداي من او را از مكر دشمنان حفظ كرد.

من در بستر وي بيتوته كردم و در انتظار حمله دشمن بودم و خود را براي مرگ و اسارت آماده كرده بودم.

2) دانشمندان سني و شيعه نقل كرده اند كه خداوند در آن شب به دو فرشته بزرگ خود، جبرئيل و ميكائيل، خطاب كرد كه: اگر من براي يكي از شما مرگ و براي ديگري حيات مقرر كنم كدام يك از شما حاضر است مرگ را بپذيرد و زندگي را به ديگري واگذار كند؟ در اين لحظه هيچ كدام نتوانست مرگ را بپذيرد و در راه ديگري فداكاري كند.سپس خدا به آن دو فرشته خطاب كرد كه: به زمين فرود آييد و ببينيد كه علي چگونه مرگ را خريده، خود را فداي پيامبر كرده است; سپس جان علي را از شر دشمن حفظ كنيد. (9)

اگر از نظر بعضي مرور زمان بر اين فضيلت بزرگ پرده كشيده است، ولي در آغاز اسلام عمل حضرت علي -عليه السلام در نظر دوست و دشمن بزرگترين فداكاري به شمار مي رفت.در شوراي شش نفري كه به فرمان عمر براي تعيين خليفه تشكيل شد علي -عليه السلام با ذكر اين فضيلت بزرگ بر اعضاي شورا احتجاج كرد و گفت:

من شما اعضاي شوراي را به خدا سوگند مي دهم كه آيا جز من كسي بود كه براي پيامبر در غار (حرا) غذا ببرد؟ آيا جز من كسي در جاي او خوابيد و خود را سپر بلاي او كرد؟ همگي گفتند: و الله جز تو كسي نبوده است. (10)

مرحوم سيد بن طاووس در باره فداكاري حضرت علي -عليه السلام تحليل جالبي دارد و آن را به فداكاري اسماعيل و تسليم او در برابر پدر قياس كرده، برتري ايثار حضرت علي -عليه السلام را اثبات كرده است. (11)

پي نوشتها:

1- منظور آيات هشتم و نهم از اين سوره است.

2- سيره حلبي، ج 2، ص 32.

3- تاريخ طبري، ج 2، ص 97.

4- مدارك نزول آيه را در باره علي -عليه السلام سيد بحريني در تفسير برهان (ج 1، ص 206 -207) و مرحوم بلاغي در تفسير آلاء الرحمان (ج 1، ص 184- 185) نقل كرده اند. شارح معروف نهج البلاغه، ابن ابي الحديد،مي گويد:مفسران نزول آيه را در حق علي نقل كرده اند.(ر.ك. ج 13، ص 262).

5- شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج 4 ص 73.

6- اعيان الشيعة، ج 1، ص 237.

7- متن عبارت پيامبر اين است:« انهم لن يصلوا اليك من الآن بشي ء تكرهه ».

8- الدر المنثور، ج 3، ص 180.

9- بحار الانوار، ج 19، ص 39، به نقل از احياء العلوم غزالي.

10- خصال صدوق، ج 2، ص 123 ; احتجاج طبرسي، ص 74.

11- ر.ك.اقبال، ص 593; بحار الانوار، ج 19، ص 98.





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English