2020 April 3 - جمعه 15 فروردين 1399
كارنامه عملي وهابيت 02
کد مطلب: ٥٧٢٧ تاریخ انتشار: ١٠ تير ١٣٨٥ تعداد بازدید: 2959
سخنراني ها » وهابیت
كارنامه عملي وهابيت 02

نابودی و محو آثار اسلامی توسط وهابیت
پاسخ به شبهات 85/04/10

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 10 / 04 / 85

استاد حسيني قزويني

تلاش ما بر اين است كه مطالب را فقط از منابع اهل سنت نقل كنيم و از ذكر مطالب از كتب شيعه، حتي المقدور خودداري كنيم. پنجمين برگ از كارنامه علمي وهابيت، انهدام ميراث فرهنگي است. حفظ تاريخ گذشتگان و صيانت از ميراث فرهنگ نياكان، نشان گر تمدن يك جامعه است و براي پاسداري از ميراث فرهنگ، ادارات ويژه اي تأسيس شده و كارشناسان ماهري دوره ديده اند و قوانين بين المللي تأسيس شده و براي كساني كه متعرض آثار فرهنگي شوند، مجازات قرار داده شده است. اگر به تاريخ اسلام نگاه كنيم، مي بينيم كه مسلمانان در اين زمينه پيشتاز بوده اند و در حفظ آثار اسلامي و ميراث باقي مانده از اولياء الهي و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و صحابه، نهايت كوشش را كرده اند. قرآن نيز در اين زمينه اشاره اي دارد و در رابطه با صندوقي كه در آن ميراث خاندان حضرت موسي (عليه السلام) و حضرت هارون (عليه السلام) بود، مي فرمايد:

وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آَيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آَلُ مُوسَي وَ آَلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلَائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآَيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ

سوره بقره/آيه248

حتي در جنگ ها و غزوات، اين آثار متبرك را به خاطر تيمّن و تبرّك و به نشانه پيروزي با خود حمل مي كردند. جلال الدين سيوطي ـ از استوانه هاي علماي اهل سنت و متوافي 911 هجري كه مي گويند با وفات او، علم حديث زير خاك ها دفن گرديد و بعد از او، مادري همانند او را نزائيد ـ در ذيل اين آيه شريفه:

فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآَصَالِ

سوره نور/آيه36

آورده است:

وقتي اين آيه در محضر رسول الله (صلي الله عليه و سلم) قرائت شد، فردي از صحابه عرض كرد كه مراد از اين خانه ها، چه خانه هايي است؟ حضرت فرمود: اينها، خانه هاي پيامبران است. ابوبكر برخاست و گفت:

يا رسول الله! هذا البيت منها؟ ـ لبيت علي و فاطمة ـ قال: نعم، من أفاضلها.

آيا خانه علي و فاطمه نيز از همين خانه هاست؟ حضرت پاسخ دادند: بله، اين خانه از برترين اين خانه هاست.

الدر المنثور للسيوطي، ج5، ص50 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص534

اينها نشان مي دهد كه خانه هاي پيامبران و صالحان و اولياء الهي از يك اعتبار و جايگاه ويژه اي از ديدگاه اسلام و قرآن برخوردار است و سير و سياحتي كه بزرگان و دانش پژوهان در ممالك اسلامي داشته اند و مطالبي را كه ثبت كرده اند، نشان گر اهتمام ويژه مسلمانان صدر اسلام در حفظ آثار اين اولياء و بزرگان بود و تا ظهور وهابيت در قرن 7 و 8، آثار صالحان و قبر بزرگان و صحابه، مورد تكريم همگان بوده است و اين همه فاتحان اسلامي و بزرگان و رؤساء كه بر كشورها مستولي مي شدند، تاريخ ثبت نكرده است كه حتي يك مورد هم از سوي مسلمين تعرضي به آثار صالحان و قبر صحابه و ديگر ميراث فرهنگي اسلامي شده باشد.

آقاي مسعودي ـ متوفاي 345 هجري ـ مشخصات كامل قبور ائمه بقيع (عليهم السلام) و اهل بيت (عليهم السلام) را در كتابش ترسيم مي كند.

آقاي ابن جُبِيْر آندلسي ـ جهانگرد معروف قرن 6 هجري كه مشرق زمين را 3 بار زير پا نهاده است ـ در سفرنامه خود به مشاهد انبياء (عليهم السلام) و ائمه (عليهم السلام) و صالحان در مصر و مكه و مدينه و عراق و شام اشاره مي كند. حتي ويژگي هاي قبر ائمه بقيع (عليهم السلام) و خصوصيات ضريح آنها را مفصل بيان مي كند.

رحلة ابن جبير، ص173

براي آگاهي بيشتر در اين زمينه به كتاب فقيه فرزانه حضرت آيت الله العظمي سبحاني وهابيت، مباني فكري و كارنامه عملي، صفحه 149 تا 179 مراجعه كنيد.

ولي متأسفانه به رغم اهتمام شديد مسلمانان به حفظ آثار اسلامي و ميراث فرهنگي اسلامي و مراقد انبياء (عليهم السلام) و اولياء و صالحان، از آن سالي كه وهابيت در عربستان سعودي داراي قدرت شد، اولين صفحات كارنامه عملي خود را با انهدام آثار صالحان پر كردند. در سال 1218 هجري كه وهابيت بر مكه مستولي مي شود، در آغاز امر، قُبّه اي را كه در زادگاه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود در بخش شمالي بيت الله الحرام، با خاك يكسان كردند. حتي قبه اي را كه زادگاه ابوبكر و علي بن ابي طالب (عليه السلام) و حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بود، همه را با خاك يكسان كردند. تمام آثار باستاني كه در اطراف خانه خدا بود و بر روي زمزم بود، از بين بردند. حتي به هنگام تخريب اين آثار، طبل مي زدند و به رقص و آوازخواني مشغول بودند.

كشف الإرتياب، ص27 به نقل از تاريخ الجبرتي

اينها كار را به جايي رساندند كه خانه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) ـ كه مدتي مهبط وحي بود و جبرئيل امين در آن خانه، آياتي را بر قلب مقدس رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل كرده بود ـ را ويران كردند. آيا گرامي تر از اين خانه هم بود؟ به ويران كردن آن هم اكتفاء نكردند و آنجا را به توالت مبدَل كردند. اگر شما به آنجا مشرف شويد، از درب خروجي مُشْرف بر مَسْعي كه بيرون مي آييد، يك دستشويي بزرگي روبروي شماست. همانجا خانه حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) بود. به تعبير آقاي رفاعي مؤلف كتاب نصيحتي لإخواننا علماء نجد ـ از علماي اهل سنت ـ كه مي گويد:

والله لم يرضوا إلا بهذا.

ايشان تعبيري دارد كه خيلي تكان دهنده است. مي گويد:

فأين الخوف من الله تعالي؟ و أين الحياء من رسوله الكريم عليه الصلاة و السلام؟

آيا احترام به رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) همين است؟! اينها بقعه اي كه رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در آنجا متولد شده بود را نابود كردند و آنجا را به بازار خريد و فروش حيوانات تبديل كردند؛ تا اينكه يك مرد صالحي پيدا شد و محل ولادت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را به كتابخانه مبدّل كرد.

آقاي رفاعي مي نويسد:

در همين اواخر، هيئت كبار علماي مكه تلاش كردند اين كتابخانه را نابود كنند و هيچ اثري از آثار مولد النبي نباشد. ولي ملك فهد در برابر اينها ايستاد و مانع پياده شدن مقاصد شيطاني اينها شد.

حتي همين الان هم حاضر نيستند مولد النبي كه به عنوان يك مكتبة و كتابخانه است، بماند. ايشان مي گويد:

فيا سوء الأدب و قلة الوفاء لهذا النبي الكريم الذي أخرجنا الله و إياكم و الأجداد من الظلمات إلي النور و يا قلة الحياء منه يوم الورود علي حوضه الشريف.

آيا با اين برخوردمان، هنگام ورود به محضر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در كنار حوض كوثر، شرم نخواهيم كرد؟

نصيحتي لإخواننا علماء نجد، ص61-59

در اطراف حرم مطهر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، تعدادي از مأمورين دولتي و آخوندهاي وهابي، پشت به قبر مطهر و رو به جمعيت ايستاده اند. اگر كسي دست به طرف ضريح مطهر بزند، محكم مي كوبند و مانع مي شوند و اگر كسي دست تضرع و التماس به قصد شفاعت و توسل به طرف رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دراز كند، بلافاصله ممانعت مي كنند و مي گويند:

هذا شرك، هذا شرك.

اگر كسي بخواهد رو به حرم مطهر دعا كند، بلافاصله ممانعت مي كنند. با اينكه خودِ پشت كردن به ضريح مطهر كه در درونش بهترين موجود هستي و أشرف خلائق و عصاره عالم وجود آرميده كه در شأن او آمده است:

لولاك لم خلقت الأفلاك.

بي احترامي است و اين چنين غير مؤدبانه با زائرين و قبر مطهر برخورد مي كنند. با اين كه خودشان در بالاي قبر مطهر نوشته اند:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ

(سوره حجرات/آيه2)

اينها به طور كلي سفر كردن به قصد زيارت كردن حرام مي دانند؛ چه از ايران و چه از خود مدينه و سفر او را سفر معصيت و شرك مي دانند. گر چه اينها در همين سال هاي اخير نيز تلاش زيادي كردند كه بتوانند جسد مطهر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را از اين مسجد، نبش كنند و بيرون بياورند و به جاي ديگري منتقل كنند. آقاي رفاعي در اين زمينه، مفصّل قلم فرسائي كرده و مي گويد:

ناصر الدين الباني ـ از محققين معاصر وهابيت و عربستان سعودي ـ در بعضي از آثارش نوشته است و خيلي تلاش كرد كه بتواند دستور بگيرد از حكومت سعودي تا قبر مطهر را بشكافند و بدن پاك رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را از آنجا بيرون بياورند، ولي ملك فهد با او مخالفت كرد.

نصيحتي لإخواننا علماء نجد، ص46

در صفحه 49 از يكي ديگر از بزرگان وهابيت به نام مقبل بن هادي مي نويسد:

ايشان نيز ـ كه در دانشگاه مدينه تدريس مي كند و نوار ايشان را من در اختيار دارم ـ خيلي اصرار مي كند بر اينكه بايد ما تلاش كنيم بدن رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را نبش كنيم و به جايي ديگر منتقل كنيم تا مردم اين چنين به طرف مسجد نبوي و كنار ضريح مطهر توسل نكنند.

واقعا زِهي بي شرمي و بي حيائي! من به عزيزان توصيه مي كنم كه اين كتاب آقاي رفاعي را تهيه كنند. اين كتاب براي وهابيت، خيلي گران تمام شد و عليه او فحاشي و سبّ و شتم كرده اند. در اين كتاب مطالبي آمده است كه غير قابل انكار است. اگر واقعا اين مطالبي كه آورده، خلاف است، جواب بدهند. جواب با فحش و ناسزا و اهانت، نشانه بي دليلي است. كسي كه دليل و حجت داشته باشد، متوسل به فحش و ناسزا نمي شود و صداي خود را بلند نمي كند. يكي از فنون مناظره اين است كه نبايد صداي خود را بر صداي طرف مقابل بلند كرد و عصباني شد. چون عصباني شدن و صدا را بلند كردن و طرف را مورد تحقير قرار دادن، نشانه بي دليلي است.

ايشان در صفحه36 نكته اي را آورده در رابطه با احترام به حرم مطهر نبوي (صلي الله عليه و آله و سلم). ايشان نقل مي كند از ابن قيّم جوزيه ـ شاگرد ابن تيميه و شايد از قرن 7 تا 12، كسي مانند ابن قيّم نداشته باشيم كه از مطالب علمي و فرهنگي ابن تيميه حمايت كرده باشد و شايد تنها شاگرد اوست كه بعد از فوت ابن تيميه، خيلي مقاوم از آراء ابن تيميه دفاع كرد ـ كه در كتاب بدائع الفوائد، جلد3، صفحه135 نقل مي كند از آقاي ابن عُقِيْل:

سألني سائل: أيما افضل، حجرة النبي أو الكعبة؟ فقلت: إن أردت مجرد الحجرة، فالكعبة أفضل و إن أردت و هو فيها، فلا، والله و لا العرش و حملته و لا جنة عدن و لا الأفلاك الدائرة؛ لأن بالحجرة جسدا لو وزن بالكونين لرجّح.

شخصي پرسيد: آيا حجره اي كه رسول الله در آنجا دفن شده أفضل است يا كعبه؟ گفتم: اگر در و ديوار حجره رسول الله را در نظر داري، قطعا كعبه از آن أفضل است. اگر حجره اي را اراده كرده اي كه بدن رسول الله در آنجاست، قسم به خدا! آن حجره اي كه رسول الله در آن خوابيده، أفضل از عرش إلهي و بهشت عدن و تمام أفلاك است. زيرا جسدي در اين حجره آرميده است كه اگر مقايسه كنيم با دنيا و آخرت، باز هم اين جسد برتري دارد.

از امام مالك ـ رئيس مذهب مالكي ها ـ نقل مي كند:

إن البقعة التي فيها جسد النبي صلي الله عليه و سلم أفضل من كل شئ حتي الكرسي و العرش ثم الكعبة ثم المسجد النبوي ثم المسجد الحرام ثم مكة.

اين بقعه اي كه اين جسد مطهر نبوي در آن است، از عرش و كرسي برتر است، بعد از آن، كعبه و بعد از آن، مسجد نبوي و بعد از آن، مسجد الحرام و بعد از آن، مكه أفضل هستند.

با اين ارزشي كه بزرگان اهل سنت و امام مالكي ها نسبت به حرم مطهر رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) ابراز مي كنند، اين وهابيت چه برخوردي دارند؟!

برگ ديگري از كارنامه سياه وهابيت را از منابع اهل سنت نقل مي كنم كه آتش زدن كتابخانه بزرگ مكه مكرمه است و يك لكه ننگي است در تاريخ كه با هيچ رنگي قابل محو كردن نيست. هنگام تسلط وهابيت بر مكه مكرمه در سال 1218 هجري، كتابخانه بزرگي در مكه بود به نام المكتبة العربية. در آنجا بيش از 60 هزار عنوان كتاب گران قدر و كم نظير بود و بيش از 40 هزار عنوان كتاب نسخه خطي منحصر بفرد كه در ميان آنها، آثار خطي دوران جاهليت و حتي قرارداد يهوديان با كفار قريش بر ضد رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و آثار خطي آقا امير المؤمنين (عليه السلام) و ابوبكر و عمر و خالد بن وليد و برخي از صحابه گرامي و حتي قرآن مجيد به خط عبد الله بن مسعود بود كه همه را به آتش كشيدند. در اين كتابخانه، انواع سلاح هاي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بود و بت هايي كه هنگام ظهور اسلام، مورد پرستش بود، مانند لات و عزي و هُبَل در آنجا بود و تمام اينها را نابود كردند.

آقاي ناصر السعيد ـ از بزرگان اهل سنت ـ از قول يكي از مورخان نقل مي كند:

هنگام تسلط وهابيت، اين كتابخانه را به بهانه وجود كفريات در آن به آتش كشيدند و به خاكستر مبدّل كردند.

تاريخ آل سعود، ج1، ص158 ـ كشف الإرتياب، ص55 ـ أعيان الشيعة، ج2، ص7 ـ الصحيح من سيرة النبي، ج1، ص81 ـ آل سعود من أين إلي أين، ص47

اين عمل را يك جوان تحصيل كرده و دانش پژوه وهابي امروز در اين عصر تشعشع طلائي و عصر اطلاعات و پيشرفت علم، چگونه توجيه مي كند؟ اين خيانتي كه كرده اند و اثرات خيلي سنگيني بر فرهنگ اسلامي وارد كرده اند، چگونه قابل توجيه است؟

يك برگ ديگر از كارنامه وهابيت اين است كه اينها در سال 1344 هجري كه تسلط كامل بر تمام حجاز يافتند، در مدينه چه كردند؟ به محض تسلط به مدينه منوره، تمام آثار صحابه را نابود كردند. زادگاه امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) را به خاك مبدّل كردند. قبور شهداي بدر را محو و نابود كردند. بارگاه ائمه بقيع (عليهم السلام) را ـ كه اكنون تصوير حرم و گنبد و بارگاهش در همه جا هست ـ با خاك يكسان كردند. بيت الأحزاني كه امير المؤمنين (عليه السلام) براي حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) بنا كرده بود در زاويه قبرستان بقيع، با خاك يكسان كردند. حتي مرقد فاطمه بنت اسد (سلام الله عليها) ـ مادر امير المؤمنين (عليه السلام) ـ را نابود كردند. حتي نسبت به قبور شهداي احد، اموري انجام دادند كه انسان از نقل آنها شرم دارد. اين نابودي آثار گذشتگان، خدمت به چه كسي است؟ آيا جز براي خدمت به آن دسته از افرادي است كه نمي خواهند آثار اسلامي در صفحه گيتي بماند؟ آيا جز خدمت به دشمنان سرسخت اسلام است كه با هر گونه ميراث و نشانه هاي اسلامي مخالف هستند؟ اگر پاسداشت از اين ميراث و آثار اسلامي شرك بود، چطور در طول اين 12 قرن، هيچ عالمي از علماي اسلامي ـ اعم از شيعه و سني، أشعري و معتزلي ـ به اين فكر نيفتادند؟! حتي هيچ مسلماني در مخيّله اش نگنجيد كه اينها را به عنوان آثار شرك و كفر از بين ببرد؟ ببينيد در هند باستان كه آثار نياكان و بزرگان و علماءشان را چطور تكريم مي كنند! حتي افرادي كه معتقد به مقدسات مذهبي هم نيستند، ميراث فرهنگي نياكان شان را پاسداري مي كنند.

نكته ديگري كه خيلي اساسي است و يكي از اساسي ترين شبهات وهابيت است و بحث امروز ماست، با ذكر مقدمه توضيح خواهم داد. يكي از برگ هاي سياه و توأم با ننگ تاريخ وهابيت، تحقير مقام انبياء (عليهم السلام) و اولياء است. اينها هرگونه تكريم قبور انبياء (عليهم السلام) و رفتن به طرف قبور انبياء (عليهم السلام) و توسل به انبياء (عليهم السلام) را نشانه شرك و ارتداد و بدعت مي دانند. محمد بن عبد الوهاب مي گويد:

اگر كسي به قصد شفاعت به يكي از انبياء توسل كند، مال و جان او مهدور است.

اينها با اين وضع، حتي مسافرت به مسجد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به قصد زيارت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را گناه مي دانند.

آقاي محمد بن عبد الوهاب مي گويد:

فمن جعل سفره الي مسجد الرسول صلي الله عليه و سلم و قبره كالسفر إلي قبور هؤلاء و المساجد التي عندهم فقد خالف إجماع المسلمين و خرج عن شريعة سيد المرسلين.

اگر كسي به قصد زيارت قبر رسول الله سفر كند، با اجماع مسلمين مخالفت كرده و از شريعت سيد مرسلين بيرون رفته است.

الرد علي الأخنائي، ص18

بنده كه متوجه نشدم اين اجماع مسلمانان يعني چه؟

در خود صحاح اينها، ده ها روايت از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است از قول صحابه كه حتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرمايد:

من حج و لم يزرني فقد جفاني.

هر كس براي حج به مكه بيايد و مرا زيارت نكند، به من جفا كرده است.

الدر المنثور للسيوطي، ج1، ص237 ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج7، ص14 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج5، ص135

آن وقت ما بگوييم كسي كه به قصد زيارت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) سفر كند، از دين اسلام خارج شده است؟!

محمد بن عبد الوهاب تعبير ديگري دارد و مي گويد:

من زار قبره او قبر غيره ليشرك به و يدعوه من دون الله فهذا حرام كله و هو مع كونه شركا بالله.

هر گونه زيارت قبر رسول الله و غير او، نشانه شرك به خداوند است.

الرد علي الأخنائي، ص25

شما ببينيد اين منطق با منطق قرآن چقدر هم خواني دارد؟! قرآن مي فرمايد:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

كساني كه بر خود ظلم كرده اند، اگر نزد پيامبر بيايند و از او طلب مغفرت كنند و پيامبر براي آنان طلب مغفرت كند، خداوند گناه آنان را مي بخشد.

سوره نساء/آيه64

اين آيه، مطلق است و مقيد نكرده است كه در زمان حيات باشد يا بعد از رحلت.

وهابيت، تمام آيات و رواياتي كه در زمينه توسل آمده است را مختص به زمان حيات پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي دانند و وقتي او از دنيا رفت، تمام شد. حتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نمي تواند هيچ حركتي از خود نشان دهد و نه مي تواند نفعي برساند و نه مي تواند ضرري برساند. يكي از وهابي ها به يكي از دوستان ما در مسجد النبي مي گفت:

شما كه متوسل به پيامبر مي شويد و از او حاجت مي خواهيد، او كه نمي تواند كاري انجام دهد. از او كاري ساخته نيست. اگر من بگويم يا رسول الله! اين كتاب را از اينجا بردار، آيا مي تواند بردارد؟ گفتم: پس ما چه كنيم؟ گفت: به خدا متوسل شويد. گفتم: شما به خدا بگو كه بيايد اين كتاب را از اينجا بردارد. پس چرا برنداشت؟ او هيچ جوابي نداشت.

دعا و توسل، شرائطي دارد و تا آن شرائط محقق نشود، دعا در خارج محقق نخواهد شد. روايات متعددي در منابع اهل سنت هست كه انبياء (عليهم السلام) در قبورشان زنده هستند و جسد انبياء (عليهم السلام) بر خاك حرام است و خاك نمي تواند جسد انبياء (عليهم السلام) را تصرف كند. روايات متعددي دارند مبني بر اينكه:

الأنبياء في قبورهم حي و يصلون.

يك روز من در مدينه منوره بودم در ماه رمضان سال 1382 ، در اولين جمعه بعد از نماز عصر، يكي از وهابي ها آمد سراغ من كه مرا نصيحت دوستانه بكند و گفت: من حيفم مي آيد به شما كه شما با اين شرك، در قيامت مشكلي براي شما درست خواهد شد. ديدم واقعا مخلصانه نصيحت مي كرد. گفتم: چه نشانه اي از ما ديدي كه مي گويي اين شرك مايه گرفتاري شما خواهد شد. گفت: اينكه در نماز، دست بسته نماز نخواندي، متوجه شدم كه شيعه هستي. گفتم: مگر شيعه بودن مساوي است با مشرك بودن؟ گفت: شماها متوسل به پيامبر و ائمه مي شويد و اين كار شرك است. گفتم: مگر قرآن از قول برادران حضرت يوسف (عليه السلام) نقل نمي كند كه از پدرشان خواستند:

يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ

سوره يوسف /آيه97

و حضرت يعقوب (عليه السلام) هم نمي گويد كه شما مشرك هستيد و مي گويد:

سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

سوره يوسف /آيه98

گفت: اينها مربوط به زمان حيات است و بعد از فوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، توسل جائز نيست. گفتم: مقام انبياء (عليهم السلام) بالاتر است يا مقام شهداء؟ گفت: مقام انبياء (عليهم السلام). گفتم: مگر قرآن درباره شهداء نمي گويد:

وَ لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

سوره آل عمران/آيه169

گفت: اين حيات، حيات برزخي است. گفتم: آيا حيات برزخي مربوط به شهداء است و غير شهداء ندارند. گفت: نه، فقط شهداء دارند. گفتم: قرآن در رابطه با آل فرعون مي گويد:

النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آَلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ

سوره غافر/آيه46

در قيامت كه روز و شب نيست. معطّل ماند و عصباني شد و گفت:

أنت مشرك، أنت مشرك.

و از مسجد بيرون رفت.

اين، آخرين ضربه اين حضرات است. در برابر دليل قرآني، اين چنين برخورد مي كنند.

بعد از او يك پيرمردي جلو آمد و شروع كرد با يك زبان تحقيرگرانه كه شماها تفسير بلد نيستيد و قرآن نمي خوانيد. گفتم: منظور شما چيست؟ گفت: آيا اين آيه شريفه:

الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَ الْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَ الطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَ الطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ

سوره نور/آيه26

را خوانده ايد؟ گفتم: بله. گفت: مراد چيست؟ گفتم: زنان پاك براي مردان پاك و زنان ناپاك براي مردان ناپاك. گفت: پس چرا شما عايشه، أم المؤمنين را لعن مي كنيد؟ مگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) از پاكان نيست؟ گفتم: اولا: من سراغ ندارم كه كسي از شيعه، عايشه را لعن كند. ثانيا: مگر حضرت نوح و لوط (عليهما السلام) پاك نبودند؟ قرآن درباره زنان آنها چه مي گويد؟ او هم همين طوري معطل ماند و بلند شد و رفت و گفت:

أنت مشرك، أنت مشرك.

اين منطق، منطقي نيست كه كاربرد داشته باشد. خدا را شاهد مي گيرم كه در اطراف ما حدود 7 ، 8 نفر جوان نشسته بودند و اين بحث ها را نظاره مي كردند. با اينكه از اهالي خود مدينه بودند، آنها از برخورد اينها مشمئز شدند و از من عذرخواهي كردند. اين كه منطق نشد! شما در برابر دليل، با دليل پاسخ بدهيد.

اين حضرات، يكي از بزرگ ترين حربه هايي كه امروز دارند، اين است كه در اولين برخورد شما با يك وهابي، قضيه مشرك بودن شيعه را به جرم توسل به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و انبياء (عليهم السلام) و ائمه (عليهم السلام) و اولياء مطرح مي كنند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English