2020 January 25 - شنبه 05 بهمن 1398
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)
کد مطلب: ٥٧٢٠ تاریخ انتشار: ١٨ دي ١٣٩٨ تعداد بازدید: 3161
سخنراني ها » نقد خلافت خلفای سه گانه
علت دفن شبانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)

دفن شبانه حضرت زهرا سند بطلان خلافت غاصبان فدک، شهادت حضرت زهرا در کتب معتبر اهل سنت، وجود امام زمان
شبکه سلام 85/04/25

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 85/04/25

 

. . .

حاكم اسلامي ـ خليفه اول ـ كه خود را از هر جهت، يك فرد شايسته براي جانشيني پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي داند، از نظر مسايل سياسي إقتضاء مي كند كه اگر او واقعا خليفه به حق پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، بايد نماز ميّت دختر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را بخواند و مراسم دفن و كفن او، توسط بالاترين مقام سياسي و اجتماعي جامعه انجام شود. لذا حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) با اين وصيتش، اين حربه را از دست اينها گرفت و وصيت كرد مرا شبانه و به صورت مخفيانه دفن كنيد. در صحيح بخاري و صحيح مسلم به صراحت آمده است كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) وصيت كرد او را شبانه دفن كنند. حتي به أبوبكر هم اعلام نكردند كه در مراسم دفن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) شركت كند.

فلما توفيت دفنها زوجها علي ليلا و لم يؤذن بها أبا بكر و صلي عليها.

صحيح البخاري، ج5، ص82 ـ صحيح مسلم، ج5، ص154

آنچه كه بر أمير المؤمنين (عليه السلام) در مراسم دفن حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) گذشت، خيلي دردآور است. ولي اشاره كنم كه أمير المؤمنين (عليه السلام) در نهج البلاغه، خطبه 202، چيزي را فرو نگذاشته است و آنچه كه بر خود گذشته را آورده است:

و من كلام له عليه السلام عند دفن سيدة النساء فاطمة (عليها السلام):

السلام عليك يا رسول الله عني و عن إبنتك النازلة في جوارك و السريعة اللحاق بك، قل يا رسول الله عن صفيتك صبري و رق عنها تجلدي، إلا أن لي في التأسي بعظيم فرقتك و فادح مصيبتك موضع تعز، فلقد وسدتك في ملحودة قبرك و فاضت بين نحري و صدري نفسك، إنا لله و إنا إليه راجعون، فلقد استرجعت الوديعة و أخذت الرهينة، أما حزني فسرمد و أما ليلي فمسهد إلي أن يختار الله لي دارك التي أنت بها مقيم و ستنبئك ابنتك بتضافر أمتك علي هضمها فأحفها السؤال و إستخبرها الحال، هذا و لم يطل العهد و لم يخل منك الذكر و السلام عليكما سلام مودع لا قال و لا سئم، فإن أنصرف فلا عن ملالة وإن أقم فلا عن سوء ظن بما وعد الله الصابرين.

سلام بر تو اي رسول خدا (صلّي اللّه عليه و آله)، سلامي از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسيده است . اي پيامبر خدا! صبر و بردباري من با از دست دادن فاطمه (عليها السّلام) كم شده و توان خويشت نداري ندارم؛ امّا براي من كه سختي جدايي تو را ديده و سنگيني مصيبت تو را كشيدم، شكيبايي ممكن است. اين من بودم كه با دست خود تو را در ميان قبر نهادم و هنگام رحلت، جان گرامي تو ميان سينه و گردنم پرواز كرد «پس همه ما از خداييم و به خدا باز مي گرديم». پس امانتي كه به من سپرده بودي، برگردانده شد و به صاحبش رسيد. از اين پس اندوه من جاودانه و شب هايم، شب زنده داري است؛ تا آن روز كه خدا خانه زندگي تو را براي من برگزيند. به زودي دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستم كاري بر او اجتماع كردند. از فاطمه (عليها السّلام) بپرس و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگاري سپري نشده و ياد تو فراموش نگشته است. سلام من به هر دوي شما، سلام وداع كننده اي كه از روي خشنودي يا خسته دلي سلام نمي كند. اگر از خدمت تو باز مي گردم از روي خستگي نيست و اگر در كنار قبرت مي نشينم از بدگماني بدانچه خدا صابران را وعده داده نمي باشد.

مرحوم كليني (ره) در الكافي و مرحوم شيخ مفيد (ره) در الأمالي و شيخ طوسي (ره) در الأمالي اين خطبه را آورده اند.

الكافي للكليني، ج1، ص459 ـ الأمالي للشيخ المفيد، ص281 ـ الأمالي للشيخ الطوسي، ص109

در روايات آمده است كه در اواخر خلافت أمير المؤمنين (عليه السلام)، روزي إبن عباس براي أمير المؤمنين (عليه السلام)، حنا تهيه مي كند. أمير المؤمنين (عليه السلام) مي فرمايد:

إبن عباس! مگر نمي داني كه ما هنوز از غصه و مصيبت زهراء، داغداريم و از هنوز از مصيبت او بيرون نيامده ايم تا بخواهيم حنا استفاده كنيم.

يعني حدود 28 سال از قضيه شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) گذشته است، ولي هنوز آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) مصيبت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را فراموش نكرده است.

اما نسبت به سؤال بعدي كه فرموديد: أمير المؤمنين (عليه السلام)، فردي شجاع بود.

چنانچه خود أمير المؤمنين (عليه السلام) هم فرمود، اگر تمام عرب، عليه من قيام كنند، من به آنها پشت نمي كنم و سابقه هم ندارد كه أمير المؤمنين (عليه السلام) در جنگ ها، به كسي پشت كرده باشد. حتي به كسي هم دو بار شمشير نزده است. شجاعت أمير المؤمنين (عليه السلام)، زبان زد عام و خاص است. حتي به نقل از إبن أبي الحديد معتزلي، عمر بن خطاب مي گويد:

و الله! لولا سيفه لما قام عمود الإسلام.

به خدا قسم! اگر شمشير علي نبود، پرچم اسلام برافراشته نمي شد.

شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد المعتزلي، ج12، ص82

الآن يكي از شبهاتي كه وهابيت، عليه شيعه مطرح مي كنند اين است:

چرا أمير المؤمنين (عليه السلام) با آن موقعيت و شجاعت، در برابر حقوق پايمال شده خودش و همسرش، صبر كرد؟

در اينجا روايات متعددي داريم و در خود نهج البلاغه و منابع متعدد أهل سنت آمده است كه آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) به خاطر اين كه ميان مردم، تفرقه ايجاد نشود و هم چنين به خاطر اين كه نيروي كافي در برابر مخالفين نداشت و رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) هم وصيت كرده بود:

إن وجدت ناصرا، فقاتلهم.

اگر نيروي كمكي پيدا كردي، با آنها بجنگ.

در روايات هم آمده است:

و الّذي فلق الحبّة و برء النّسمة! لو وجدت يوم بويع أبو بكر الّذي عيّرتني بدخولي في بيعته أربعين رجلا كلّهم علي مثل بصيرة الاربعة الّذين وجدت، لما كففت يدي و لناهضت القوم و لكن لم اجد خامسا.

قسم به كسي كه دانه را شكافت و جان را آفريد! اگر در روز بيعت ابوبكر، 40 نفر يار كه مانند آن 4 نفري كه قبول كردند و آمدند، مي يافتم، با آنها مي جنگيدم؛ ولي نفر پنجمي نيافتم.

كتاب سليم بن قيس، تحقيق محمد باقر الأنصاري، ص218 ـ مستدرك الوسائل للميرزا النوري، ج11، ص76 ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج29، ص470 ـ مصباح البلاغة (مستدرك نهج البلاغة) للميرجهاني، ج3، ص11 ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج13، ص42

در روايتي ديگر آمده است:

و أيم الله! لولا مخافة الفرقة بين المسلمين و أن يعودوا إلي الكفر و يعور الدين لكنا قد غيرنا ذلك ما استطعنا.

الأمالي للشيخ المفيد، ص155

يعني از ترس تفرقه ميان مسلمانان و كشتار داخلي و از ترس كساني كه در كمين نشسته اند مانند منافقين و يهوديان زخم خورده و از طرف ديگر، دولت روم و هم چنين دولت مجوسي ايران منتظر فرصتي بودند تا بتوانند ضربه اي بر پيكر اسلام وارد كنند. ولي أمير المؤمنين (عليه السلام) صبر كرد:

فصبرت و في العين قذي و في الحلق شجا، أري تراثي نهبا.

پس صبر كردم در حالي كه گويا خار در چشم و استخوان در گلوي من مانده بود و با ديدگان خود مي نگريستم كه ميراث مرا به غارت مي برند.

نهج البلاغه، خطبه3

در جلاء العيون علامه مجلسي (ره) آمده است كه وقتي حمله كردند به خانه حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) و اتفاق افتادن آن قضايا، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) ديد كه أمير المؤمنين (عليه السلام) نظاره مي كند، نظاره اي كه مملوّ است از قصه، فرمود:

يا علي! تا كِي مي خواهي تحمل كني كه در جلوي چشمت، ناموست را اين چنين مورد ضرب و شتم قرار بدهند؟

علامه مجلسي (ره) مي فرمايد:

أمير المؤمنين (عليه السلام) از كمربند خليفه دوم گرفت و محكم بر زمين كوبيد و روي سينه اش نشست و به حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) فرمود: كشتن اينها براي من سهل است. در همين حين، صداي مؤذن از بالاي مأذنه بلند شد: أشهد أن لا إله إلا الله، أشهد أن محمد رسول الله. أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود: زهراء جان! اگر من بخواهم در مقابل اينها بايستم، ديگر نام پدرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در بالاي مأذنه ها گفته نخواهد شد. حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) هم فرمود: من حاضرم هر مصيبت و ظلمي را تحمل كنم، ولي حاضر نيستم كه روزي نام پدرم از بالاي مأذنه ها بيفتد.

لذا أمير المؤمنين (عليه السلام) يك مبارزه منفي براي اثبات بطلان حكومت هيئت حاكمه انجام داد تا با سكوتش، مظلوميت و حقانيت خويش و غصب حقوق خويش توسط هيئت حاكمه را در تاريخ ثبت كند.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سوال:

چرا به حضرت عمر توهين مي كنيد كه فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را به شهادت رسانده است؟ اين در كجاي قرآن آمده است؟ ما به شما كاري نداريم، ولي شما به ما كار داريد.

جواب:

در مورد قسمت اول سوال ايشان، بايد بگويم كه قرار نيست تمام حقايق به تفصيل در قرآن آمده باشد. قرآن به منزله قانون اساسي است. ما از ايشان سوال مي كنيم كه 2 ركعت بودن نماز صبح يا 3 ركعت بودن نماز مغرب، در كجاي قرآن آمده است؟ ولي قرآن، يك خط مشخصي را براي ما ترسيم كرده است:

وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر/آيه7

مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ

سوره نساء/آيه80

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

سوره نساء/آيه59

و سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را هم رديف قرآن قرار داده است. در خود روايات اهل سنت هم آمده است:

إن جبرئيل كان ينزل بالسنة كما ينزل بالقرآن.

جبرئيل سنت را نازل مي كرد، همان طوري كه قرآن را نازل مي كرد.

الدر المنثور للسيوطي، ج6، ص122 ـ الإتقان في علوم القرآن للسيوطي، ج1، ص127 ـ تفسير الآلوسي، ج17، ص183 ـ تفسير الرازي، ج20، ص116 ـ تحفة الأحوذي للمباركفوري، ج7، ص354 ـ سبل الهدي و الرشاد للصالحي الشامي، ج2، ص256

بنده امشب هر چه نقل كردم، از منابع اهل سنت نقل كردم، نه از منابع شيعه. آقاي شهرستاني ـ از علماء طراز اول اهل سنت و شافعي مذهب ـ در كتاب الملل و النحل، جلد 1، صفحه 57 صراحت دارد كه خليفه دوم به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) حمله كرد و او را مورد ضرب و شتم قرار داد و محسنش سقط شد. آقاي إبن حجر عسقلاني در لسان الميزان، آقاي صفدي در الوافي بالوفيات، آقاي إبن قتيبه دينوري در كتاب الإمامة و السياسة، إبن عبد ربّه در عقد الفريد، جلد 5، صفحه 12، أبو الفداء در تاريخش، إبن أبي الحديد در شرح نهج البلاغه و بلاذري در أنساب الأشراف اين قضايا را آورده اند. از همه اينها مهمتر، تاريخ طبري است ـ تنها تاريخ معتبر اهل سنت ـ اين قضايا را در جلد2، صفحه443 مفصل آورده است. من نمي دانم كه اين عزيزان تا كِي مي خواهند چشم و گوش شان را ببندند و انگشتان شان را گوش شان قرار بدهند و اين حقايق را نشنوند. اين مسايلي است كه در تاريخ ثبت شده است. حتي اخيراً برخي ها قضيه افسانه بودن شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را مطرح كرده اند و آقايان مراجع عظام تقليد و شخصيت هاي بزرگ حوزه علميه هم در اين زمينه كتاب و مقاله نوشته اند. رواياتي كه در مورد حمله به خانه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و شهادت ايشان وجود دارد ـ چه در منابع اهل سنت و چه در منابع شيعه ـ با دلايل متقن ثبت شده است.

اما در مورد قسمت دوم سوال ايشان كه مي گويد ما با شما كاري نداريم؛ بله، با همان روشي كه مذاهب اربعه داشتند، ما با اينها اختلافي نداريم و اگر اختلافي داريم، اختلافاتي است كه در تاريخ آمده است. ما به هيچ وجه به اينها اهانت و جسارت نمي كنيم. حتي بنده بارها در صحبت هاي خودم در شبكه ماهواره اي المستقله و همين شبكه سلام گفته ام و در اينترنت هم ثبت است كه ما اهانت و جسارت به اهل سنت و معتقدات آنها را گناه نابخشودني مي دانيم. اهانت و فحش و ناسزا گفتن، نه تنها به شيعه خدمت نمي كند، بلكه فرهنگ نوراني شيعه را كه پشتوانه اش برهان و دليل قاطع است، در عرصه بين المللي زير سوال مي برد. ولي ما از اين عزيزان مي خواهيم كه مقداري به عرصه بين المللي وارد شويد تا ببينيد چه حرف هايي را عليه شيعه مي زنيد. مگر آقاي زرقاوي رسما إعلان جهاد عليه شيعه و قتل شيعه نداد؟ الحمدلله امروز هم خبر بشارت بخشي رسيد كه ايشان به همراه چند نفر ديگر به هلاكت رسيد. اخيرا هم اينها در شرق كشور جنايت هاي مي آفرينند. آقاي عبد المالك ريگي در نواري كه پخش كرده است، شيعه را كافر و محارب و قتلش را واجب مي داند. 22 نفر از عزيزان ما را در دل شب به رگبار بستند و عزيزي ديگر را سر بريدند و فيلمش را در منطقه پخش كردند. آيا اينها با ما كاري ندارند؟ اين مفتيان سعودي رسما فتوا دادند كساني كه متوسل به اهل بيت (عليهم السلام) مي شوند و يا علي و يا حسين مي گويند، مرتدّ و از اسلام خارج هستند و نبايد با آنها ازدواج كرد و ذبيحه آنها ميْته است و به فقراء شيعه نبايد زكات دارد. اگر شما به سايت هاي اهل سنت و وهابيت مراجعه كنيد، اين گونه فتاوي را خواهيد ديد. حتي شبكه قرآني إقرأ، در سالي كه انفجاري در بين الحرمين صورت گرفت و صدها عزيز شيعه به خاك و خون كشيده شد و حتي رهبران سعوي هم محكوم كردند، ولي اين شبكه ماهواره اي در همان ايام، نيم ساعت در اثبات كفر و شرك و ارتداد شيعه و وجوب مقابله با شيعه بحث كردند. الآن واقعا شيعه در عرصه بين المللي مظلوم است. ما از حضرت عالي و همه عزيزاني كه اين شبكه ماهواره اي سلام را راه انداختند، تقاضا داريم در برخوردها، احترام داشته باشيم. حتي اگر نسبت به يهودي صحبت مي كنيم، مانند تعابير قرآن باشد:

فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَيِّنًا

سوره طه/آيه44

چون ما مسلّح به برهان و دليل هستيم، كسي كه فحش و ناسزا مي گويد، معلوم است كه برهان و دليلي ندارد. با اين مسايلي كه گفته شد، آن وقت اينها مي گويند با ما كاري ندارند. در جلسه اي كه امسال در مكه مكرمه با تعدادي از اساتيد دانشگاه تهران و دانشگاه أم القري مكه داشتيم، در همانجا، من روزنامه دهم رجب سال گذشته چاپ مدينه را نشان دادم كه نوشته بود:

امروز براي عرب و مسلمانان، 3 دشمن مشترك وجود دارد: آمريكا و يهود و شيعه.

اينها با اين ديد به ما نگاه مي كنند و خون عزيزان ما را در داخل و خارج ـ افغانستان و پاكستان و. عراق ـ مي ريزند. آن وقت شما مي گوييد با ما كاري نداريد!

* * * * * * *

سوال:

دين فقط يكي است و آن هم اسلام. چرا در ميان مسلمانان تفرقه ايجاد مي كنيد؟ اينها مخالف وحدت است. چرا در مورد كساني كه بر ضد اسلام تبليغ مي كنند، برنامه نداريد؟

جواب:

من توجه عزيزان را به گفتار علامه شهيد مطهري (ره) جلب مي كنم كه هم يك متفكر اسلام شناس بود و هم براي بحث وحدت ارزش قائل بود. ايشان در كتاب امامت و رهبري، صفحه 16 مي فرمايد:

 

 

چگونه ممكن است از پيرو يك مذهب تقاضا كرد كه به خاطر مصلحت حفظ وحدت اسلام و مسلمين، از فلان اصل اعتقادي يا عملي خود كه به هر حال به نظر خود، آن را جزو متن اسلام مي­داند، صرف نظر كند؟ اين در حكم آن است كه از او بخواهيم به نام اسلام، از جزيي از اسلام چشم بپوشد.

ما خود شيعه هستيم و افتخار پيروي اهل البيت را داريم. كوچك­ترين چيز حتي يك مستحب يا مكروه كوچك را قابل مصالحه نمي­دانيم. نه توقع كسي را در اين زمينه مي­پذيريم و نه از ديگران انتظار داريم كه به نام مصلحت و به خاطر اتحاد اسلامي از يك اصل از اصول خود دست بردارند.

در اصطلاحات معمولي عرف، فرق است ميان حزب واحد و جبهه واحد. وحدت حزبي ايجاب مي كند كه افراد از نظر فكر و ايدئولوژي و راه و روش و بالاخره همه خصوصيات فكري به إستثناء مسائل شخصي يك رنگ و يك جهت باشند. اما معني وحدت جبهه اين است كه احزاب و دسته جات مختلف در عين اختلاف در مسلك و ايدئولوژي و راه و روش، به واسطه مشتركاتي كه ميان آنها هست در مقابل دشمن مشترك در يك صف جبهه بندي كنند و بديهي است كه صف واحد در برابر دشمن تشكيل دادن با اصرار در دفاع از مسلك خود و انتقاد از مسلك هاي برادر و دعوت ساير برادران هم جبهه به مسلك خود به هيچ وجه منافات ندارد.

ما موظفيم هم در برابر مخالفان اسلام بايستيم و حرف بزنيم و هم در برابر مخالفان شيعه. ما معتقديم مذهب شيعه تنها مذهب برخاسته از متن قرآن و سنت راستين پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است. ما آن چنان اسلام را در مذهب شيعه و مذهب شيعه را در اسلام مي دانيم كه هيچ امتيازي ميان شيعه و اسلام نمي بينيم و اين آيه شريفه:

الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ

سوره مائده/آيه3

كه در روز عيد غدير آمد، اين قضيه را كاملا تثبيت كرده است.

* * * * * * *

سوال:

آيا حضرت علي (عليه السلام)، قبل از حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) با أم البنين، مادر حضرت عباس (عليه السلام) ازدواج كرد يا بعد از آن حضرت؟

جواب:

حضرت علي (عليه السلام) مدت ها بعد از شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) با أم البنين (سلام الله عليها) ازدواج كردند.

* * * * * * *

سوال:

آيا در شهرهاي بزرگ ايران مانند تهران و مشهد، اهل سنت مسجد دارند؟

جواب:

اين مسايل، سياسي و مربوط به دولت مردان است و تشخيص به مصلحت بودن يا نبودن با آنهاست و به ما ارتباطي ندارد. اما ما سوال مي كنيم كه آيا در مدينه منوره با اين كه بيش از 60 هزار شيعه دارد، آيا مسجدي براي شيعيان وجود دارد؟ در مكه مكرمه هم كه هزاران شيعه وجود دارد، آيا مسجدي براي شيعيان وجود دارد؟ دولت عربستان سعودي به اين نتيجه رسيده است كه در مكه مكرمه و مدينه منوره و رياض، يك مسجد هم براي شيعيان نباشد. ولي در قطيف و أحصاء، مساجد و حسينيه وجود دارد. در تهران هم سياست دولت مردان، روي حساب است و مسايلي را در نظر مي گيرند و براي خود هم دليل دارند. ولي اهل سنت در مشهد، مسجد دارند و نماز جمعه دارند. در استان سيستان و بلوچستان، چند صد نماز جمعه اهل سنت برگزار مي شود؛ ولي حدود 12 نماز جمعه براي شيعيان وجود دارد. با توجه به موقعيت هر منطقه، سياست مداران تصميم مي گيرند و نظري مي دهند كه توجيه سياسي دارد.

* * * * * * *

سوال:

آيا واقعا امام زمان (عليه السلام) وجود دارد؟ اگر اين گونه است، چه علائم و خبري از او داريم؟ بگوييد تا ما هم آگاه شويم.

جواب:

ينده خودم در مناطق برون مرزي، بحث هاي متعددي در اين موضوع داشتم. بيش از 100 نفر از علماء بزرگ [متقدم و متأخر] اهل سنت به وجود امام زمان (عليه السلام) و ولادت ايشان تصريح دارند. حتي آقاي ذهبي ـ از شخصيت هاي بلند آوازه اهل سنت كه از او به امام الجرح و التعديل تعبير مي كنند ـ در جلد سوم تاريخ الإسلام صراحت بر وجود حضرت ولي عصر (ارواحنا له الفداء) و ولادت ايشان دارد. تشرّفاتي كه در حدود اين هزار و صد سال و اندي صورت گرفته، حتي از طرف علماء اهل سنت، چيزي نيست كه مخفي باشد. من از اين آقايان تقاضا مي كنم در يك شب چهارشنبه به مسجد مقدس جمكران تشريف بياورند و جمعيت را ببنيد كه حدود 500 هزار نفر از شهرهاي مختلف به آنجا مي روند. حتي كساني هستند كه چندين سال است هر هفته به اين مسجد مشرّف مي شوند. اگر آنها چيزي نديده باشند، قطعا برمي گردند. بنده، خدا را شاهد مي گيرم! قسم به روح رسول الله (صلي الله عليه و آله)! قسم به روح حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها)! به اندازه موي سرم از مسجد مقدس جمكران، كرامت و عنايت ديده ام. البته مسجد مقدس جمكران هم يك نواري از ما ضبط كرده است كه در صورت لازم، مي توانيد دريافت كنيد. بنده خودم هم بارها با توسل به آن حضرت، كرامات زيادي ديده ام.

* * * * * * *

سوال:

در يكي از كتاب هاي استاد علامه حسن زاده آملي به نام فصُّ حكمةٍ عصمتيّـَةٍ في كلمةٍ فاطميةٍ آمده است:

اكنون كه فهميدي بقيه نبوت و عقيله رسالت و وديعه مصطفي و زوجه ولي الله و كلمه تامّ إلهي، فاطمه (عليها السلام) حائز مقام عصمت است، پس مانعي ندارد كه در فصول أذان و إقامه به عصمت آن حضرت شهادت دهيد و مثلاً چنين بگوئيد: «أشهد أنّ فاطمة بنت رسول الله عصمة الله الكبري». يعني شهادت مي دهم كه فاطمه دختر رسول خدا، عصمت كبراي خدا است و يا نظير اين جمله از عبارات ديگر.

لطفا در مورد افزودن اين ذكر در اذان و اقامه توضيح بفرماييد.

آيا بين اذان و اقامه مي توانيم نام مبارك امام حسين (عليه السلام) را به عنوان يك ذكر مستحبي ذكر كنيم.

جواب:

عبادت توقيفي است و اگر بخواهيم مطلبي را در عبادت بيان كنيم، اگر بخواهيم به معصوم (عليه السلام) مستند كنيم، بايد يك روايت صحيح داشته باشيم. اضافه كردن يك ذكر در اذان و اقامه، اگر به قصد رجاء و ذكر باشد، نه به نيت استناد به معصوم (عليه السلام)، هيچ اشكالي ندارد. اگر شما در وسط نماز در ركوع و سجده و وسط تشهد و غيره دعا كنيد و به قصد ذكر و رجاء باشد، هيچ اشكالي ندارد. ولي اگر به قصد ورود در نماز يا اذان باشد و به معصوم (عليه السلام) نسبت داده شود، قطعا بدعت و حرام است. حتي در مورد شهادت ثالثه [أشهد أن علي ولي الله] هم نبايد به قصد جزئيت گفته شود؛ گرچه اين هم شعار شيعه شده است و بعضي از آقايان، حذف آن را حرام مي دانند. ولي بايد به قصد ذكر و رجاء گفته شود.

* * * * * * *

سوال:

آيا مرد شيعه مي تواند با زن سنّي ازدواج كند؟

جواب:

بله، از ديدگاه فقهاء شيعه ـ از زمان شيخ مفيد (ره) تا اين زمان ـ ازدواج 2 مسلمان با هم هيچ اشكالي ندارد. حرف مشترك مسلمانان، شهادت به وحدانيت خداوند و رسالت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است. فتاوايي كه اخيراً از مراجع عظام تقليد رسيده است، اين است كه فرموده اند:

ازدواج شيعه و سني با هم، اگر موجب انحراف نشود، هيچ اشكالي ندارد.

اگر يك جوان [مرد يا زن] مي داند كه با ازدواج با يك سني، مذهبش را از دست مي دهد، اگر احتمال اين كار را هم بدهد، هم چنين ازدواجي به فتواي فقهاء معاصر اشكال دارد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English