2019 March 18 - دوشنبه 27 اسفند 1397
پاسخ به سؤالات
کد مطلب: ٥٧٠٨ تاریخ انتشار: ٣٠ مهر ١٣٨٥ تعداد بازدید: 2378
سخنراني ها » شبکه سلام
پاسخ به سؤالات

پاسخ به شبهات 85/07/30

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 30 / 07 / 85

سؤالات بينندگان

سوال:

چرا شما عايشه را أم المؤمنين مي ناميد؟

جواب:

قرآن كريم صراحت دارد:

النَّبِيُّ أَوْلَي بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ

سوره أحزاب/آيه6

همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، مادران مؤمنين هستند و بعد از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، هرگونه ازدواج با آنها حرام بود و محرم همه مؤمنين بودند. انكار أم المؤمنين بودن زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، در حقيقت، نوعي انكار قرآن است.

من 2 نكته را عرض مي كنم:

نكته اول:

در قضيه جنگ جمل، وقتي عايشه از شتر افتاد و برادرش آمد و پارچه اي روي ايشان كشيد، عمار جلو آمد و گفت:

كيف رأيت ضرب بنيك اليوم يا أمه؟

مادر! امروز ضرب شست بچه هايت را چطور ديدي؟

يعني نوعي تعريض بود كه تو به جنگ با حضرت علي (عليه السلام) و ياران حضرت علي (عليه السلام) آمده بودي و ياران حضرت علي (عليه السلام)، ضرب شستي به تو نشان دادند.

قالت: من أنت؟ قال: أنا ابنك البار عمار، قالت: لست لك بأم.

عايشه گفت: تو كيستي؟ عمار گفت: من، فرزند تو، عمار هستم. عايشه گفت: من مادر تو نيستم.

مسند احمد، ج6، ص205 - البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص272 ـ تاريخ الطبري، ج3، ص538 ـ الطبقات الكبري لإبن سعد، ج3، ص253 ـ مستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج4، ص353 - الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج3، صحابه 254 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج56، ص384 ـ تهذيب الكمال للمزي، ج22، ص185

اگر بنا باشد كه عايشه بگويد من مادر عمار نيستم و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم فرمود:

عمار مع الحق و الحق مع عمار.

الطبقات الكبري لإبن سعد، ج3، ص262 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج43، ص476 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج13، ص539

و اگر ايشان بخواهد بر خلاف آيه قرآن، چيزي را بگويد، بحث ديگري است.

نكته دوم:

ولي آنچه كه مهم است و عزيزان بايد دقت كنند، اين است كه ما به عايشه ـ نستجير بالله ـ نسبت خلاف اخلاق نمي دهيم و هر كس هم به او نسبت منافي عفت بدهد، از او بيزاري مي جوييم. اينها زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هستند. ولي اين را هم مي گوييم كه در قرآن آمده است:

ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَ امْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَ قِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ

سوره تحريم/آيه10

تمام آقايان اهل سنت آورده اند كه مراد از اين آيه، عايشه و حفصه بوده است.

زاد المسير لإبن الجوزي، ج8، ص56 - تفسير القرطبي، ج18، ص202

عايشه هم بر خلاف دستور خداوند كه فرموده بود در منزل بنشيند:

وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ و َلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ

سوره أحزاب/آيه33

به مكه آمده و عده اي را بسيج كرد و جنگ جمل را به راه انداخت كه نزديك به 30 هزار نفر از مسلمانان از طرفين كشته شدند. عايشه همواره گريه مي كرد و ناراحت بود و حتي در كتاب هاي علماي اهل سنت آمده است كه در هنگام مرگش به او گفتند:

ندفنك مع النبي صلي الله عليه و آله؟ فقالت: إني قد أحدثت أحداثا بعده، فادفنوني مع أخواتي. فدفنت بالبقيع.

تو را در كنار پيامبر (صلي الله عليه و سلم) دفن كنيم؟ گفت: نه، من كارهاي خلافي را انجام داده ام و خجالت مي كشم در كنار پيامبر (صلي الله عليه و سلم) دفن شوم. مرا در قبرستان بقيع در كنار خواهرانم دفن كنيد.

مستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج4، ص6 ـ سير اعلام النبلاء للذهبي، ج2، ص193 - المصنف لإبن أبي شيبة الكوفي، ج3، ص230

زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از حيث اين كه زن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هستند، براي ما محترم هستند. ولي از حيث اين كه خلاف قرآن و دستور پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عمل كردند و در برابر امام به حق، قيام كردند، كارشان مورد تقبيح است و من گمان نمي كنم كسي در اين زمينه شبهه اي داشته باشد.

* * * * * * *

سوال:

چرا اسامي ائمه (عليهم السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در قرآن نيامده است؟

جواب:

براي وارد شدن در اين موضوع، وقت كم است. ولي اگر ما بخواهيم مختصري توضيح بدهيم، اين است كه بنا نيست كه خداوند همه مسائل را به تصريح در قرآن مطرح كند. مثلا درباره نماز، فقط كليات نماز در قرآن آمده است و اين كه نماز صبح و ظهر چند ركعت است، نيامده است. قرآن در كنار اين آيات، آيه اي آورده كه مي فرمايد:

وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر/آيه7

و سنت و گفتار پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) را براي ما حجت كرده است و فرموده است:

وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم/آيات3-4

خيلي از كليات در قرآن آمده است، مانند كليات امامت كه قرآن مي فرمايد:

إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا

سوره بقره/آيه124

وَ جَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا

سوره أنبياء/آيه73

إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ

سوره مائده/آيه55

اگر نام حضرت علي (عليه السلام) در قرآن مي آمد، شايد مي گفتند كه مراد از علي، فرزند فلان شخص است نه علي بن أبي طالب (عليه السلام). ولي خداوند ولايت كسي را كه در حال ركوع، انگشتر به سائل داده را در رديف ولايت خويش و ولايت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) قرار داده است و تمام بزرگان اهل سنت كه حتي برخي ادعاي اجماع كرده اند كه جز حضرت علي (عليه السلام)، كسي در ركوع انگشتر را به سائل نداد و اين آيه، ولايت اميرالمؤمنين (عليه السلام) را مطرح كرده است.

بعضي از بزرگان هم آورده اند كه چه بسا اگر نام اميرالمؤمنين (عليه السلام) در قرآن به صراحت مي آمد، بعضي ها كه اين نسبت را به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دادند و گفتند:

إن الرجل ليهجر

و مانع كتابت او شدند، شايد بعيد نبود كه در اينجا هم ـ نستجير بالله ـ خود قرآن را زير سوال ببرند.

* * * * * * *

سوال:

در روز غدير خم، دو گروه از حجاج حضور داشتند: گروهي از مدينه منوره و گروهي از يمن. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در مورد خلافت اميرالمؤمنين (عليه السلام)، از چه كساني مي ترسيد كه اين موضوع را در آن جمع بيان كند؟ از كفار يا از صحابه؟

جواب:

شما مقداري مسئله را به هم ريختيد و آنها از يمن نبودند. چون راه يمني ها از مكه جدا مي شود و به طرف جنوب عربستان سعودي مي رود و مردم مدينه و شام هم به طرف غرب حركت كردند. علت اين كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) منطقه غدير خم را براي اين كار انتخاب كردند، دليل واضح و روشني دارد. هم چنين موقعيت و مكاني كه تمام مردم ـ بيش از يكصد هزار نفر ـ جمع شوند، نه در مكه امكان پذير بود و نه در عرفات و منا. چون مردم مشغول دعا و راز و نياز بودند و منطقه غدير خم، بهترين منطقه بود. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در گرم ترين وقت روز، دستور داد كه مردم رحل اقامت كنند و كساني كه جلو رفته بودند، برگردند و كساني كه عقب مانده بودند، برسند و اين مسائل در 3 شبانه روز در آنجا انجام شد و مردم بيعت كردند و در پيشاپيش بيعت كنندگان، خليفه اول و خليفه دوم بودند كه گفتند:

بخ بخ لك - هنيئا لك - يابن أبي طالب، أصبحت مولاي و مولي كل مؤمن و مؤمنة.

 

شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص203 - تفسير الرازي، ج12، ص49 - تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج8، ص284 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص221 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص386

گرچه ما بر اين عقيده هستيم كه حديث غدير - را كه بيش از 120 نفر از صحابه نقل كرده اند - از مظلوم ترين احاديث است. يعني از 124 هزار نفر ـ بنا بر نقل ابن حجر هيثمي - ، فقط 120 نفر نقل كرده اند. نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين قضايا را پيش بيني مي كرد و مسائل كاملا روشن بود. آقايان اهل سنت در روايات متعدد آورده اند:

إن تؤمروا عليا و لا أراكم فاعلين تجدوه هاديا مهديا يأخذ بكم الطريق المستقيم.

من به شما مي گويم كه علي را امام و امير خود قرار دهيد و مي دانم كه اين كار را نمي كنيد. اگر علي را امام و امير خود كنيد، او شما را هدايت مي كند و بر راه مستقيم رهنمون مي كند.

مسند احمد، ج1، ص109 ـ مستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص70 - مجمع الزوائد للهيثمي، ج5، ص176 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج5، ص799 - شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص82 - تفسير الآلوسي، ج6، ص170 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص420 - أسد الغابة لإبن الأثير، ج4، ص31 - الإصابة لإبن حجر، ج4، ص468 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص397

هم چنين:

ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك إلا من بعدي.

كينه هايي در دل اقوامي مي بينيم كه اين كينه ها را بعد از من بروز مي كنند.

 

مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص118 ـ مستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص140- مسند أبي يعلي، ج1، ص427 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص322 ـ تهذيب الكمال للمزي، ج23، ص240 ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج3، ص355 - المناقب للخوارزمي، ص65 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج13، ص176 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج11، ص61 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج4، ص107 - الكامل لعبد الله بن عدي، ج7، ص173 ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج12، ص394

خود نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم پيش بيني مي كردند و حقائق را مي ديدند؛ ولي با تمام اين قضايا، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اتمام حجت فرمودند. حتي بعد از غدير خم، احساس كرد كه توطئه هايي در كار است و دستور نوشتن داد و ممانعت كردند از نوشتن پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و دوباره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمده به مسجد و آخرين خطبه اي كه قبل از رحلتش در مسجد خواند، اين بود:

إني تارك فيك الثقلين كتاب الله و عترتي

بعد به منزل خودش مي آيد و مردم هم به عيادت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمدند و حجره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مملو بود از مردم و در آنجا هم فرمود:

قد تركت فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي، إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي

يعني آخرين سخنان نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اتمام حجت براي همه بود تا راه گريز و فراري براي كسي نباشد. آيه اكمال دين هم در غدير خم نازل شده است و بيش از 50 مصدر از مصادر اهل سنت در اين مورد، روايت نقل كرده اند.

البته يك حديث از خليفه دوم آمده كه اين آيه در عرفه نازل شده است و خود اين روايت متعارض است و گاهي مي گويد روز جمعه و گاهي مي گويد روز پنج شنبه و مضافا كه اين آقايان مي گويند بعد از نزول اين آيه، هيچ آيه اي براي احكام نيامد، با اين كه احكام ارث و غيره، به نقل از خود خليفه دوم بعد از اين آمده است. اين كه آقايان مي گويد بعد از نزول اين آيه، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) 83 روز زنده ماند، خودشان مي گويند كه رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در 12 ربيع الأول بوده و آيا روز عرفه تا 12 ربيع الأول، 83 روز بوده است؟ و ده ها اشكال ديگر. حتي خود بزرگان اهل سنت در اين كه اين آيه در روز عرفه نازل شده است، شبهه دارند. در خود صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده از سفيان ثوري نقل مي كنند:

من خودم شك دارم اين روايتي كه عمر مي گويد اين آيه در روز عرفه نازل شده است، درست است يا نه؟ چون با واقعيت تاريخي نمي سازد.

چون پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در روز جمعه در عرفه نبود؛ وگرنه در آن روز، نماز جمعه و خطبه نماز جمعه نقل مي شد و حال آنكه هيچ اثري از آن نيست.

* * * * * * *

سوال:

نظر شما در مورد كتاب ثم اهتديت، نوشته دكتر تيجاني چيست؟ آيا آن را قبول داريد؟ توضيح دهيد.

جواب:

ايشان، مدتي مالكي مذهب بودند و تحقيقات گسترده اي كردند و حتي در نجف اشرف با مراجع عظام تقليد ديدار داشتند و پس از ديدار و توضيحاتي كه حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره) و شهيد صدر (ره) به ايشان دادند، ايشان شيعه شدند و اين كتاب را نوشتند. اين كتاب به زبان فارسي هم ترجمه شده است: آنگاه كه هدايت شدم و كتاب خوبي است؛ گرچه ما به بعضي از فراز هايش اشكال داريم. البته اين اشكالات در يكي از مراكز تحقيقاتي زير نظر يكي از أعاظم، اصلاح شده است. ايشان يك عمر، مالكي مذهب بودند و كسي كه يك عمر در يك فرهنگي زندگي كرده، اگر بخواهد درباره شيعه بنويسد، قطعا نمي تواند غير متأثر از آن فرهنگ ـ مالكي ـ چيزي بنويسد. حتي در جلسه اي كه ايشان - در حدود 2 سال قبل به ايران آمدند - با بعضي از بزرگان و علماء داشتند، اشكالات كتاب هاي ايشان تذكر داده شد و ايشان ملتزم شدند كه هر كتابي را كه مي خواهند بنويسند، ابتداء به تعدادي از بزرگان و علماي طراز اول نشان بدهند و بعد اقدام به چاپ كنند.

خدمت بينندگان عزيز عرض كنم كه اكثر وهابيون مي گفتند كه تيجاني، واقعيت تاريخي ندارد و ساخته و پرداخته شيعيان است و يك اسم موهوم و خيالي است. حتي يك كتابي نوشتند به نام ثم ضللت كه روي اينترنت هم هست و بعد از اينكه ايشان در شبكه المستقله ـ كه براي وهابيت است ـ آمد و جانانه از فرهنگ شيعه دفاع كرد، وهابي هايي كه مي پنداشتند وجود ايشان خيالي و افسانه است، براي شان ثابت شد كه ايشان واقعيت خارجي دارد و نويسنده اين كتاب ها هم ايشان هستند.

* * * * * * *

سوال:

شما گفتيد كه اهل سنت، چند سالي است كه مراجع عظام تقليد را اعزام مي كنند به استان هاي ديگر. من 30 سال دارم و اهل سنت هميشه خودشان عالم داشتند. اين اهانت است به اهل سنت. شما اگر راست مي گوييد بيائيد سيستان و بلوچستان و اين حرف ها را بزنيد.

جواب:

ما نه از مرگ و نه از شهادت مي ترسيم. شيعه از روز اول، آغاز زندگي اش با شهادت شروع شده است. بنده در شهرهاي مختلف سيستان و بلوچستان بودم و اين عزيزمان اگر صدا و سيماي سيستان و بلوچستان را مي ديد، من در سال گذشته در شب عيد غدير، تنها سخنران زابل بودم و در روز عيد غدير در ميدان امام علي (عليه السلام)، تنها سخنران خود زاهدان بودم و صداي من هم از صدا و سيماي سيستان و بلوچستان پخش شد و در همايش مذاهب هم با علماي تقريبا خوب و عادل استان سيستان و بلوچستان بحث هاي متعدد و مناظراتي داشتيم.اين عزيزمان و همفكران ايشان مي توانند CD هاي اين برنامه را از صدا و سيماي سيستان و بلوچستان بگيرند.

ما هيچ إبائي نداريم و رسما اعلام مي كنيم هر كدام از عزيزان كه آماده بحث و گفتگو در يك محفل دوستانه و با صفا و صميمت و بحث علمي باشند، ما آماده هستيم. هدف ما اين نيست كه سني را شيعه كنيم يا شيعههء سني شده را برگردانيم. هدف ما يارگيري نيست. هدف ما تبيين حقائق و آنچه كه در تاريخ اتفاق افتاده و راه نشان دادن است تا براي شيعه و سني، مطالب روشن شود. وقتي اين مسير را انتخاب كردند، به عهده خودشان است.

من در غالب مناظراتم گفته ام كه شما هم بيائيد حرف تان را بزنيد و ما هم بيائيم حرف مان را بزنيم. اگر يك جوان شيعه تشخيص داد حرف شما درست است و راه شما را انتخاب كرد، ما گلايه اي نداريم و اگر يك جوان سني هم تشخيص داد كه راه حضرت علي (عليه السلام) و شيعه درست است و شيعه را انتخاب كرد، شما گلايه اي نكنيد. اين منطق قرآن است كه مي فرمايد:

فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ

سوره زمر/آيه18

* * * * * * *

سوال:

بعضي از آقايان مي گويند كه قيام امام حسين (عليه السلام) خدايي بوده و بعضي مي گويند كه حماسي بوده است. مي خواستم بدانم كه كداميك بوده است؟

جواب:

قيام امام حسين (عليه السلام) هم خدايي بود و هم حماسي. حماسي بودن منافاتي با خدايي بودن ندارد و خدايي بودن هم منافاتي با حماسي بودن ندارد. إن شاء الله اگر فرصت شد، در رابطه با قيام امام حسين (عليه السلام) و تبعات و نتايج آن، مفصل توضيح خواهيم داد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English