2019 April 25 - پنج شنبه 05 ارديبهشت 1398
شناخت و بررسي عقائد وهابيت
کد مطلب: ٥٧٠٧ تاریخ انتشار: ٠١ آبان ١٣٨٥ تعداد بازدید: 2458
سخنراني ها » شبکه سلام
شناخت و بررسي عقائد وهابيت

شبکه سلام 85/08/01

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 85/08/01

آقاي هدايتي

وهابيت يك چوبي درست كرده اند و از اين چوب استفاده مي كنند و بر سر مخالفان خود مي كوبند و آن هم چوب تكفير است. اينها در مباحثات و تبليغات خود، آن چيزي را كه عَلَم مي كنند و مورد هجوم قرار مي دهند، تكفير است كه هر كس عقيده اينها را قبول ندارد، آن را مشرك مي دانند. سوال اينجاست كه آيا اين تكفير، خصوصيتي درباره پيروان أهل بيت (عليهم السلام) دارد يا هر مسلك و مذهبي غير از خودشان را تكفير مي كنند؟ يعني آيا فقط شيعيان را تكفير مي كنند يا تمام فرقه هاي أهل سنت هم مشمول اين تكفير وهابيت هستند؟

استاد حسيني قزويني

مبناي مان اين است كه به هيچ وجه از منابع شيعه استفاده نكنيم و گفتار بزرگان شيعه را هم مورد إستناد قرار ندهيم. من توجه عزيزان را جلب مي كنم به جمله آقاي زيني دهلان ـ مفتي مكه مكرمه كه شافعي مذهب بود و متوفاي 1305 هجري ـ در كتاب الدرر السنية في الردّ علي الوهابية جلب مي كنم كه مي گويد:

كان محمد بن عبد الوهاب إذا إتبعه أحد و كان قد حج حجة الإسلام، يقول له حج ثانيا، فإن حجتك الأولي فعلتها و أنت مشرك فلا تقبل و لا تسقط عنك الفرض و إذا أراد أحد الدخول في دينة يقول له بعد الشهادتين أشهد علي نفسك إنك كنت كافرا و علي والديك أنهما ماتا كافرين و علي فلان و فلان و يسمي جماعة من أكابر العلماء الماضين أنهم كانوا كفارا، فإن شهد قبله و إلا قتله.

روزي كه محمد بن عبد الوهاب تبليغ خودش را در سرزمين حجاز، منطقه نجد شروع كرد، به كساني كه از او پيروي مي كردند، گفت: اگر كسي قبلا حج به جا آورده، بايد دوباره حج بجا بياورد؛ زيرا قبلا در حال مشرك بودن حج را بجا آورده و قبول نيست و هنوز حج واجب از او ساقط نشده است. اگر كسي مي خواست وارد دين محمد بن عبد الوهاب شود، به او مي گفت بايد بعد از شهادتين، شهادت بدهد كه قبلا كافر بوده و با ورودش به وهابيت، مسلمان شده و شهادت بدهد كه والدينش هم در حال كفر از دنيا رفته اند. در مرتبه بعد بايد شهادت بدهد تمام علماء گذشته در حال كفر از دنيا رفته اند. اگر كسي اين شهادات را مي داد، محمد بن عبد الوهاب اسلام او را قبول مي كرد، وگرنه او را به اتهام كفر و شرك به قتل مي رساند.

الدرر السنية في الردّ علي الوهابية، ج1، ص46 ـ الفجر الصادق لصدقي الزهاوي البغدادي، ص17

پس مشخص است اين چوب تكفيري كه محمد بن عبد الوهاب مطرح كرده و به دست گرفته، اختصاصي به شيعه ندارد و اگر شيعه و سني، معتقد به عقائد إبن تيميه و محمد بن عبد الوهاب نباشند، او را كافر مي دانستند. اين تعبير را محمد بن عبد الوهاب در كشف الشبهات، صفحه 58 آورده است كه در مجموعه مؤلفات شيخ محمد بن عبد الوهاب، جلد 6، صفحه 115 نيز آمده است و صراحت دارد:

و إن قصدهم الملائكة و الأنبياء و الأولياء يريدون شفاعتهم و التقرب إلي الله بذلك هو الذي أحل دماءهم و أموالهم.

كساني كه متوسل به ملائكه و أنبياء و أولياء شوند و آنها را نزد خداوند، شفيع قرار بدهند و به اين وسيله، قصد تقرب به خدا را داشته باشند، خون شان هدر و تصرف اموال شان مباح است.

ايشان در كتاب كشف الشبهات، در حدود 25 مورد، مسلمانان معاصر خودش را كافر و مشرك نام مي برد و در حدود 25 مورد، مسلمانان را بت پرست، مرتدّ، منافق، شياطين، منكر توحيد، دشمن خدا و مدعيان اسلام مي داند. فرقي هم نمي كند كه شيعه باشد يا سني. همين تعبير را آقاي إبن تيميه در كتاب زيارة القبور و الإستنجاد بالمقبور، صفحه 156 صراحت دارد و مي گويد:

من يأتي إلي قبر نبي أو صالح و يسأله حاجته و يستنجد به مثل أن يسأله أن يزيل مرضه و يقضي دينه أو نحو ذلك مما لا يقدر عليه إلا الله عز وجل، فهذا شرك صريح يجب أن يستتاب صاحبه فإن تاب و إلا قتل.

كسي كه بر سر قبر يك نبي يا صالحي برود و از او حاجت بخواهد كه مثلاً مريض را شفا دهد يا دينش را أداء كند و مانند اينها كه غير از خداوند، كسي قادر بر آنها نيست، اين كار، شرك صريح است و واجب است توبه داده شود و إلا بايد كشته شود.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا در عصر حاضر، علماء وهابيت هم چنين نظري دارند و ديگر فرقه ها را تكفير مي كنند؟

استاد حسيني قزويني

من توجه عزيزان و بينندگان را جلب مي كنم به برخي از فتاواي علماء معاصر وهابي. از جمله، شيخ عبد الله بن جبرين ـ مفتي بزرگ عربستان سعودي ـ كه از ايشان سوال شده است:

آيا به فقراء شيعه مي توان زكات داد؟

ايشان جواب داد:

من 4 دليل دارم كه شيعيان، كافر هستند:

شيعيان معتقد به تحريف قرآن هستند.

شيعيان، به سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و سلم) و أحاديث صحيح بخاري و صحيح مسلم طعنه مي زنند و قبول ندارند.

شيعيان، أهل سنت را كافر و نجس مي دانند و با آنها نماز نمي خوانند و اگر نماز بخوانند، إعاده مي كنند و اگر با يكي از أهل سنت، مصافحه كنند، دست شان را آب مي كشند.

شيعيان، درباره علي و فرزندانش غلوّ مي كنند و صفاتي را كه ويژه خداوند است، در مورد آنها استعمال مي كنند.

آقايان اين فتوا را در سايت ها مختلف گذاشته اند و در كتاب اللؤلؤ المكين من فتاوي فضيلة الشيخ بن جبرين، صفحه 39 هم آمده است.

من در سال گذشته كه به همراه عده اي از علماء أهل سنتي از ايران به عمره رجبيه مشرّف شده بودم، با برخي از اساتيد و علماء وهابي در مكه مكرمه جلساتي داشتم. در اين 25 سالي كه من با أهل سنت و وهابيت ارتباط دارم، اين جلسات، يكي از جالب ترين جلسات بود. يكي از اساتيد بزرگ دانشگاه أم القري به نام دكتر حمدان الغامدي ـ كه حدود 30 سال است در مقطع دكترا تدريس دارد ـ همين مطلب را گفت:

شما شيعيان، أهل سنت را نجس مي دانيد.

گفتم: دليل شما چيست؟ ايشان از دو تن از علماء ما ـ حضرت آيت الله العظمي سيستاني (ره) و خويي (ره) ـ مطلبي را نقل كرد كه اينها فتوا به نجاست نواصب داده اند. گفتم: شما كه يك استاد دانشگاه هستي و در مقطع دكترا تدريس مي كني و توان تشخيص ميان أهل سنت و نواصب را نداري، ما از ديگران چه انتظاري داريم؟! گفت: براي شما فرقي نمي كند. آيا دليلي داريد در فرق ميان أهل سنت و نواصب؟ اتفاقا نت بوك همراه خودم داشتم و ايشان هم آمد كنار من و من كتاب هاي فقهي شيعه مانند جواهر الكلام را آوردم كه حكم فقهاء شيعه در مورد نواصب چيست و گفتم كه نواصب كساني هستند كه به أهل بيت (عليهم السلام) جسارت مي كنند و نجاست و كفر آنها، اتفاق ميان شيعه و أهل سنت است. ايشان گفت: عبارتي از فقهاء شيعه براي من بياوريد كه واژه أهل سنت به كار رفته باشد و حكم به نجاستش نشده باشد. من هم عبارتي از كتاب عروة الوثقي مرحوم يزدي (ره) كه حاشيه تعداد زيادي از فقهاء را دارد، آوردم كه مي شود پشت سر أهل سنت نماز خواند و ذبيحه آنها پاك است و مي شود با آنها ازدواج كرد و غيره. ايشان هم مبهوت ماند و جوابي نداشت.

جالب اين كه وقتي من به هتل برمي گشتم، پسر ايشان كه در آخرين سال كارشناسي ارشد در دانشگاه أم القري بود، گفت: من تعجب مي كنم علماء ما چرا با علماء شيعه بحث نمي كنند. من با اين سن ـ 26 سال ـ معتقد بودم كه شيعيان، أهل سنت را نجس مي دانند. ولي با توضيحي كه شما داديد و ميان أهل سنت و نواصب فرق گذاشتيد، من از اين عقيده خودم رجوع كردم.

اين قضيه براي برخي از دوستان ما عجيب بود. حتي بعضي ها گفتند: وقتي ايشان به دانشگاه مي رود و اين قضيه را براي برخي از دانشجويان و اساتيد نقل مي كند، اثر دارد.

اينها ثابت مي كند كه ما در طول تاريخ، همواره مظلوم بوديم و توان دفاع را به ما ندادند و قدرت دفاع نداشتيم. الآن هم همين طور است و در كنار بيت الله الحرام، مفتيان و بزرگان شان مي آيند و هر روز، صدها إفتراء به شيعه مي بندند و در ماهواره شان هزاران إفتراء مي زنند و به ما اجازه دفاع نمي دهند.

بن جبرين ـ مفتي طراز اول و شاخص عربستان سعودي ـ مي گويد:

اگر يكي از أهل سنت با شيعيان مصافحه كنند، شيعيان مي روند دست شان را آب مي كشند.

من هم در همان جلسه گفتم: الآن كه اين همه شيعيان از ايران و كشورهاي مختلف براي مراسم حج و عمره مي آيند، از همين گوشت هايي كه شما ذبح مي كنيد و از همين رستوران هاي شما استفاده مي كنند. اگر معتقد به نجاست شما باشند، واقعيات خارجي اين مسئله را تكذيب مي كند.

إن شاء الله اگر فرصت شد، در مورد محورهايي كه شيعه را تكفير مي كنند، چه در گذشته و چه امروز، بحث خواهيم كرد. از مفتيان سعودي و ديگران، انتظار نداريم كه بحث هاي ما را بشنوند. ولي برخي از دانشجويان و تحصيل كردگاني كه تحت تأثير تبليغات مسموم وهابيت قرار گرفته اند و تمام وجودشان، بغض و كينه نسبت به شيعيان است، ما مي خواهيم اين حقايق را مطرح كنيم كه بزرگان ما نسبت به اين قضايا، اين حرف ها را دارند و كتاب هاي ما اين چنين است.

از هيئت عالي إفتاء عربستان سعودي ـ بالاترين مقام علمي و فتوايي عربستان سعودي ـ سوال مي كنند:

حكم كساني كه يا علي و يا حسين مي گويند، چيست؟

فتوا داده اند:

إن كان الأمر كما ذكر قائل من أن الجماعة الذين من الجعفرية يدعون عليا و الحسن و الحسين و هم مشركون مرتدون عن الإسلام.

كساني كه يا علي و يا حسن و يا حسين مي گويند، مشرك و خارج از اسلام هستند.

فتاوي اللجتة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء، ج3، ص373، فتواي شماره 3008

اين فتوا توسط شيخ عبد العزيز بن عبد الله بن باز ـ مفتي أعظم عربستان سعودي ـ و ديگران امضاء شده است.

اين نشان مي دهد علماء معاصر وهابيت و بالاترين مقام علمي و إفتائي وهابيت، هنوز به آن حقايقي كه نزد شيعه و در كتب شيعه است، توجهي ندارند. اگر بنا بر اين باشد كه يا علي گفتن، شرك باشد، اولين مشرك، بايد فرزندان حضرت يعقوب (عليه السلام) باشند كه در قرآن آمده است:

قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ

سوره يوسف/آيه97

اگر يا علي گفتن شرك است، يا يَا أَبَانَا گفتن هم بايد شرك باشد. اگر اين گونه باشد، در سوره نساء آمده است:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

سوره نساء/آيه64

بايد اين هم ـ نستجير بالله ـ شرك باشد.

نمونه هايي از فتاواي اين وهابيت معاصر زياد است. بعضي از بزرگان شان، بر اساس همين بهانه هاي واهي و حرف هاي بي اساس، رسما فتوا بر لزوم جهاد و كشتن شيعه داده اند.

إن شاء الله اگر فرصتي شد، در مورد تأثيرات اين نوع تفكر در طول تاريخ و جوامع شيعي و سني بحث خواهيم كرد كه اين نوع تفكر، خيانت به جهان اسلام خدمت به دشنان اسلام مي كند و واقعا مايه تأسف است. ما از اين مفتيان تكفيري وهابي گلايه اي نداريم. از كوزه همان برون تراود كه در اوست. ولي تأسف ما از عزيزان تحصيل كرده و دانشجويان و اساتيد دانشگاه ها است كه بدون تحقيق و بررسي و بدون ورق زدن كتب شيعه و بدون اين كه در سخنراني يك عالم شيعه بنشينند، سخنان عالمان خود را كوركورانه قبول مي كنند و حملات خود را متوجه جهان تشيع مي كنند.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سوال:

اين كه نبايد غير از خدا را صدا زد و اين كار، شرك است، مربوط به وهابيت نيست. در قرآن آمده است:

قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَ لَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا

به مردم بگو كه من خداي خودم را صدا مي كنم و كسي را با او شريك نمي كنم

سوره جن/آيه20

قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا

بگو غير از خدا، كسي به من پناه نمي دهد و غير از خدا، پناهي ندارم

سوره جن/آيه22

يعني غير از خدا را صدا كردن و يا رسول الله و يا زهراء و يا علي گفتن، شرك است و اين را قرآن مي گويد، نه فقط وهابي. خدا به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) دستور مي دهد كه به مردم بگو غير از خدا را صدا كردن، شرك است.

جواب:

در رابطه با آياتي كه در قرآن آمده، اين آقايان از مصاديق اين آيه قرآن هستند:

أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ

سوره بقره/آيه85

درست است كه در قرآن آمده است:

قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّي وَ لَا أُشْرِكُ بِهِ أَحَدًا / قُلْ إِنِّي لَنْ يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ وَ لَنْ أَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَدًا

سوره جن/آيه22-21

و آيات ديگري كه مشركين مي گويند:

مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَي اللَّهِ زُلْفَي

سوره زمر/آيه3

و ده ها آيات ديگر كه در رابطه با بت ها و بت پرستان آمده و نشان مي دهد كه هرگونه بت پرستي و دعوت به آنها، از ديدگاه قرآن، حرام است.

اما كساني كه سراغ نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و أئمه (عليهم السلام) مي روند، آنها هم به آياتي از قرآن إستناد مي كنند. قرآن صراحت دارد:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

اگر اين مخالفان هنگامي كه به خود ستم مي كردند (و فرمان هاي خدا را زير پا مي گذاردند) به نزد تو مي آمدند و از خدا طلب آمرزش مي كردند و پيامبر هم براي آنها استغفار مي كرد، خدا را توبه پذير و مهربان مي يافتند.

سوره نساء/آيه64

قَالُوا يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ

سوره يوسف/آيه97

مگر اينها آيه قرآن نيست؟! چطور اين آقايان مي توانند آيات مورد نظر خود را بخوانند، ولي اين آيات را نمي خوانند؟!

نكته ديگري كه اين آقايان توجه ندارند و غفلت كرده اند، اين است كه تصور مي كنند كساني كه مي گويند:

يا رسول الله! يا علي! يا حسين!

ـ نستجير بالله ـ آنها را جداي از خدا و در برابر خدا مي دانند! اگر كسي هم چنين عقيده اي داشته باشد، ما هم مي گوييم شرك و كفر و إرتداد است. ولي كسي كه سراغ أمير المؤمنين (عليه السلام) مي رود، معتقد است كه أمير المؤمنين (عليه السلام) نزد خداوند، آبرو و وجهه دارد و مي گويد:

يا وجيها عند الله إشفع لنا عند الله.

يعني أمير المؤمنين (عليه السلام) را به خاطر آبرويي كه نزد خداوند دارد، با إستناد اين آيات قرآن، واسطه قرار مي دهد. مضافا اين كه اگر كسي مستقيما از حضرت علي (عليه السلام) طلب حاجت و حلّ مشكل كند با إستناد به آيات قرآن، هيچ اشكالي ندارد. حضرت علي (عليه السلام) در آيه مباهله، نَفْس پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و به منزله پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است. پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم قطعاً از حضرت عيسي (عليه السلام) أفضل است و حضرت علي (عليه السلام) هم كه به منزله پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است، از حضرت عيسي (عليه السلام) أفضل است. وقتي حضرت عيسي (عليه السلام) مي گويد:

أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أُحْيِي الْمَوْتَي بِإِذْنِ اللَّهِ وَ أُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَ مَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ

من از گِل، چيزي به شكل پرنده مي سازم، سپس در آن مي دمم و به فرمان خدا، پرنده اي مي گردد و به إذن خدا، كور مادرزاد و مبتلايان به برص [پيسي ] را بهبودي مي بخشم و مردگان را به إذن خدا زنده مي كنم و از آنچه مي خوريد و در خانه هاي خود ذخيره مي كنيد، به شما خبر مي دهم

سوره آل عمران/آيه49

آيا حضرت عيسي (عليه السلام) كه مي گويد من مرده را زنده مي كنم و از گِل، پرنده درست مي كنم، ـ نستجير بالله ـ كار كفر و شرك انجام داده است؟! خير، اينها همه به إذن خداوند است. اگر أمير المؤمنين (عليه السلام)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)، حضرت عباس (عليه السلام)، امام حسن (عليه السلام)، امام حسين (عليه السلام) و امام رضا (عليه السلام) هم حوائج مردم را برآورده و مشكل مردم را حلّ مي كنند، به إذن و قدرت خداوند است. ولي اگر كسي معتقد باشد كه أمير المؤمنين (عليه السلام) بدون إذن خداوند، اين امور را انجام مي دهد، كفر و شرك و إرتداد است.

ما معتقديم كه اين آقاياني كه اين شبهات را عليه شيعه مطرح مي كنند، آيات قرآن را نخوانده و نفهميده اند و بالاترين ظلم را در حق پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي كنند و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را ـ نستجير بالله ـ با بتِ بت پرستان در يك خط قرار مي دهند و قضيه حضرت يعقوب (عليه السلام) را با بت لات و هبل و عزيٰ در يك خط قرار مي دهند.

من توجه ايشان و هم فكران ايشان را جلب مي كنم به روايتي كه در صحيح بخاري آمده است. شخص جناب أبوبكر بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به مدينه مي آيد:

فكشف عن وجهه، ثم أكب عليه، فقبله، ثم بكي، فقال: بأبي أنت و أمي! يا نبي الله!

أبوبكر آمد پرده اي كه روي جنازه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) بود كنار زد و گفت: پدر و مادرم فداي تو باد! يا نبي الله!

صحيح البخاري، ج2، ص70

به نقل از زيني دحلان ـ مفتي مكه مكرمه ـ كه صراحت دارد أبوبكر گفت:

أذكرنا يا محمد عند ربك، ولنكن من بالك.

يا محمد! وقتي نزد خدا رفتي، ما را ياد كن و فراموش نكن.

اگر بنا باشد توسل به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) شرك باشد، اولين كسي كه اين آقايان بايد معتقد به شرك او باشند، شخص خليفه اول است. امثال اين مورد، بسيار زياد است در أحاديث و كتب تاريخي أهل سنت است از بلال بن حارث، بلال مؤذن، أبو ايوب انصاري و مالك بن أنس و ديگران كه مي آمدند كنار قبر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و به ايشان متوسل مي شدند.

تمام فقهاي أهل سنت ـ شافعي و مالكي و حنفي و حنبلي ـ در آداب زيارت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، همان آيه 63 سوره نساء را آورده اند و مي گويند:

هر كسي كه نبي مكرم (صلي الله عليه و سلم) را زيارت مي كند، بعد از آن بگويد: خداوند در قرآن فرموده است:

وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِيمًا

سوره نساء/آيه64

من هم آمده ام نزد تو و تو را بين خودم و خدا، شفيع قرار مي دهم و از خداوند بخواه تا گناهان مرا ببخشد.

غير از وهابيت، تمام فقهاء أهل سنت بر اين باور و عقيده هستند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English