2019 March 22 - جمعه 02 فروردين 1398
نقد و بررسي آراء ابن تيميه
کد مطلب: ٥٦٨٩ تاریخ انتشار: ١٨ فروردين ١٣٨٦ تعداد بازدید: 3174
سخنراني ها » شبکه سلام
نقد و بررسي آراء ابن تيميه

شبکه سلام 86/01/18

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 86/01/18 

 

آقاي هدايتي

اساسي ترين اشكالي كه علماء اهل سنت نسبت به افكار إبن تيميه دارند، چيست؟

استاد حسيني قزويني

عمدتاً در 3 محور است:

1. انحراف إبن تيميه در توحيد، مانند تجسيم خداوند

2. انحراف إبن تيميه در نبوت، مانند حرمت توسل و إستغاثه به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و حرمت زيارت قبر ايشان

3. مخالفت إبن تيميه با أمير المؤمنين (عليه السلام)

علماء شيعه بيش از علماء اهل سنت، إبن تيميه را در محور سوم مورد نقد و بررسي قرار داده اند. آقاي إبن حجر عسقلاني ـ حافظ علي الإطلاق نزد اهل سنت ـ در كتاب الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة مي گويد:

و افترق الناس فيه - أي في ابن تيمية - شيعا:

فمنهم من نسبه إلي التجسيم، لما ذكر في العقيدة الحموية و الواسطية و غيرهما من ذلك كقوله: إن اليد و القدم و الساق و الوجه صفات حقيقية لله و أنه مستو علي العرش بذاته.

 

و منهم من ينسبه إلي الزندقه لقوله: النبي (صلي الله عليه و سلم) لا يستغاث به و أن في ذلك تنقيصا و منعا من تعظيم النبي (صلي الله عليه و سلم).

 

و منهم من ينسبه إلي النفاق، لقوله في علي ما تقدم ـ أي قضية أنه أخطأ في سبعة عشر شيئا ـ و لقوله: إنه ـ أي علي ـ كان مخذولا حيثما توجه و أنه حاول الخلافة مرارا فلم ينلها و إنما قاتل للرئاسة لا للديانة و لقوله: إنه كان يحب الرئاسة و لقوله: أسلم أبو بكر شيخا يدري ما يقول و علي أسلم صبيا و الصبي لا يصح إسلامه و بكلامه في قصة خطبة بنت أبي جهل و أن عليا مات و ما نسيها. فإنه شنع في ذلك، فألزموه بالنفاق، لقوله صلي الله عليه و سلم: و لا يبغضك إلا منافق.

مردم ـ صاحب نظران ـ درباره ابن تيميه، چند دسته شدند:

گروهي او را به مجسِّمه مي دانند. يعني خدا را داراي دست و پا و ساق و صورت مي داند و قائل است خداوند روي عرش نشسته است.

گروهي او را زنديق و ملحد مي دانند. چون نسبت به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) جسارت كرده و مقام حضرت را پايين آورده است و مي گويد: توسل به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بدعت و حرام است.

گروهي او را منافق مي دانند؛ چون مي گويد علي در 17 جا خطا كرده است كه مخالف با نصّ كتاب خدا است؛ چون مي گويد: علي، مرد ذليلي بود و بارها براي به دست آوردن خلافت تلاش كرد، ولي نتوانست؛ او براي رياست مي جنگيد، نه براي ديانت؛ او رياست را دوست داشت. وقتي ابوبكر مسلمان شد، مي فهميد كه اسلام چيست؛ ولي وقتي علي مسلمان شد، كودك بود و اسلام كودك صحيح نيست و ... .

مسلمانان عصر إبن تيميه گفتند: او منافق است، چون پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نسبت به علي گفته است: جز منافق، كسي تو را دشمن نمي دارد.

الدرر الكامنة في أعيان المائة الثامنة، ج1، ص154

آقاي سبكي ـ از شخصيت هاي بلندآوازه اهل سنت و معاصر إبن تيميه و متوفاي 756 هجري ـ در اين زمينه مفصل سخن گفته و مي گويد:

قد أحدث ابن تيمية ما أحدث في أصول العقائد و نقض من دعائم الإسلام الأركان و المعاقد، بعد أن كان متسترا بتبعية الكتاب و السنة، مظهرا أنه داع إلي الحق هاد إلي الجنة، فخرج عن الإتباع إلي الإبتداع و شذ عن جماعة المسلمين بمخالفة الإجماع و قال بما يقتضي الجسمية و التراكيب في الذات المقدسة و بأن الافتقار إلي الجزء ليس بمحال و قال بحلول الحوادث بذات الله تعالي و أن القرآن محدث تكلم الله به بعد أن لم يكن و أنه يتكلم و يسكت و يحدث في ذاته الإرادات بحسب المخلوقات و تعدي في ذلك إلي إستلزام قدم العالم بالقول بأنه لا أول للمخلوقات، فقال بحوادث لا أول لها فأثبت الصفة القديمة حادثة و المخلوق الحادث قديما و لم يجمع أحد هذين القولين في ملة من الملل و لا نحلة من النحل فلم يدخل في فرقة من الفرق الثلاث و السبعين التي إفترقت عليها الأمة.

إبن تيميه بدعت هايي را در اصول عقايد نهاد و اركاني از اركان عقيدتي اسلام را از بين برد . . . و به جاي اين كه دنباله رو سنت و كتاب باشد، بنيان گذار بدعت شد و از جماعت مسلمانان دور شد و با آنها مخالفت كرد و سخني گفت كه مقتضاي آن، جسمانيت خداوند و لزوم تركيب در ذات مقدس بود . . . حتي إبن تيميه از 73 فرقه اي كه رسول الله (صلي الله عليه و سلم) پيش بيني كرده، خارج شده است ... .

الطبقات الشافعية، ج9، ص253 ـ الدرة المضيئة في الرد علي ابن تيمية، ص5 ـ السيف الصقيل رد ابن زفيل للسبكي، پاورقي ص191

از اساسي ترين اشكالاتي كه بر إبن تيميه وارد كرده اند، اين مسائلي بود كه گفته شد و عاقبت هم او را به محكمه كشاندند و محكوم به زندان كردند و در سال 728 هجري در زندان قلعه دمشق جان داد و پرونده اش براي هميشه مختوم شد.

* * * * * * *

آقاي هدايتي

آيا مي توان نمونه هايي از گفته هاي إبن تيميه را در آثار پيروان او مانند محمد بن عبد الوهاب يافت؟

استاد حسيني قزويني

چندين قرن بود كه افكار إبن تيميه به فراموشي سپرده شده بود و خبري از افكار او نبود و آقاي محمد بن عبد الوهاب ـ متوفاي 1206 هجري ­ ـ با پشتيباني سلحشوران و نظاميان محمد بن سعود ـ جدّ أعلاي فَهَد و ملك عبد الله ـ افكار او را زنده كرد و عمده مباحثي كه محمد بن عبد الوهاب از افكار إبن تيميه گرفت و زنده كرد و گسترش داد، مشرك دانستن مسلمانان ـ شيعه و سني ـ بود و شرك آنان را بالاتر از مشركان عصر نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) معرفي كرد. حتي در كتاب توحيد خود ، بيش از 25 مورد، واژه مشرك را بر مسلمانان حمل كرده و به همين بهانه هم دستور كشتار مسلمانان را از اطراف منطقه نجد تا طائف، مكه مكرمه، كربلاي معلي و نجف اشرف صادر كرد.

امروز هم مي بينيم كه دنباله رو اينها در دنيا، قتل شيعيان را جائز مي دانند و مي ترسند كه اگر در چند محور با غير وهابي مبارزه كنند، شكست مي خورند. لذا دست از ساير مسلمانان برداشته اند و فقط شيعيان مورد هجوم وهابيت هستند. توسل به أنبياء (عليهم السلام) و ائمه (عليهم السلام) و أولياء إلهي، در ميان تمام فِرَق اسلامي هست و تفاوتي ميان شيعه و سني نيست؛ ولي اينها فقط شيعه را هدف قرار داده اند. فقهاي اهل سنت هم جز تعداد اندكي كه فريب وهابيت را خورده اند، توسل به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و أنبياء (عليهم السلام) و أولياء إلهي را بي اشكال مي دانند. در موسوعه كويتيه، در ماده توسل، آراء و نظريات صدها فقيه از فقهاء اهل سنت از مذاهب مختلف را با ذكر مصادر آورده كه نشان گر اعتقاد آنها به جواز توسل است.

از طرف ديگر، وهابيت در مسئله تجسيم و توحيد دچار انحراف شده اند. جديداً هم در كتاب فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء ـ كه در 20 جلد در عربستان سعودي چاپ شده ـ در جلد 3، صفحه 227 صراحتاً آمده است:

و نظراً إلي أن التجسيم لم يرد في النصوص نفيه و لا إثباته، فلا يجوز للسملم نفيه و لا إثباته.

جسمانيت خداوند، نفياً و إثباتاً در هيچ نصّي نيامده و بر مسلمانان جائز نيست كه آن را نفي يا إثبات كند.

در جاي ديگري سوال كرده اند:

كيف الردّ علي القائلين بأن الله في كل مكان و ما حكم قائلها؟

نظر شما چيست در مورد كسي كه معتقد باشد خداوند در همه جا هست؟

جواب داده اند:

من إعتقد أنّ اللّه في كلّ مكان فهو من الحلوليّة و يردّ عليه بما تقدّم من الأدلّة علي أنّ اللّه في جهة العلوّ و أنّه مستو علي عرشه، بائن من خلقه، فإن إنقاد لما دلّ عليه الكتاب و السنّة و الإجماع و إلاّ فهو كافر مرتدّ عن الإسلام.

هر كس معتقد باشد خداوند در همه جا هست، قائل به حلول خداوند در اجسام شده و بايد به چنين فردي با دليل ثابت كرد خداوند بر بالاي عرش قرار دارد و خارج از جهان و به دور از خلق مي باشد و اگر نپذيرفت، او كافر و مرتدّ و خارج از اسلام است.

وجود خداوند در همه جا، مانند روز روشن است و خداوند در قرآن صراحت دارد:

وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنْتُمْ

هر كجا كه باشيد، خداوند با شماست.

سوره حديد/آيه4

فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ

به هر طرف رو كنيد، خداوند در آنجاست.

سوره بقره/آيه115

كلمات وهابيت، خلاف صريح آيات قرآن است. هيچ بچه مسلماني را در دنيا پيدا نمي كنيم كه بگويد خداوند همه جا نيست. تمام هستي، جلوه حق است. تمام كهكشان ها و تمام كُرات و آسمان ها و عوالم، همه اش مظهر تجلي حق تعالي است. به تعبير حضرت علي (عليه السلام):

ما رأيت شيئا إلا و رأيت الله قبله و معه و بعده.

هيچ چيزي را در جهان نديدم، جز اين كه خدا را قبل از او و با او و بعد از او ديدم.

به تعبير باباطاهر عريان:

به دريا بنگرم دريا تو بينم

به صحرا بنگرم صحرا تو بينم

به هر جا بنگرم كوه و در و دشت

نشان از صُنع زيباي تو بينم

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
1 | يوسف زهرا | , ایران | ٢٠:٣٠ - ١٠ مهر ١٣٩٢ |
باسلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار
خيلي خوب در مورد اين حديث بحث كرديد اگه ميشه بيشتر ازاينم توضيح بديد.
التماس دعا
منتظرم
ياعلي

پاسخ:
با سلام

دوست گرامي

جهت اطلاع بيشتر به اين آدرس ها رجوع کنيد





موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English