2020 October 20 - سه شنبه 29 مهر 1399
تحريف قرآن
کد مطلب: ٥٦٤٦ تاریخ انتشار: ٣ دي ١٣٨٦ تعداد بازدید: 18180
سخنراني ها » پاسخگویی به شبهات
تحريف قرآن

عثمان خمیس و نسبت تحریف قرآن به شیعه
پاسخ به شبهات 86/10/13

 

بسم الله الرحمن الرحيم
تاریخ : 86/10/13
  
 
بحث ما در جلسات گذشته پيرامون جديدترين شبهاتي بود كه توسط عثمان الخميس در يكي از سخنراني هايش مطرح كرده و وهابي ها اين را هم در سايت هاي خود قرار داده اند و هم به صورت جزوه در آورده اند و در سرتاسر دنيا منتشر كرده اند .
 

يكي ديگر از شبهاتي كه مطرح كرده اند بحث تحريف قرآن است . تحريف قرآن شبهه جديدي نيست و از گذشته هاي دور اين را عليه شيعه مطرح مي كردند و مي گفتند : شيعه قائل به تحريف قرآن است . من در ابتدا عبارت عثمان الخميس را مي خوانم و بعد سابقه اين شبهه را توسط ابن تيميه و محمد بن عبدالوهاب تئوريسين و بنيانگذار وهابيت براي شما بيان مي كنم تا عزيزان به عمق اين شبهه پي ببرند تا ببينيم كه اينها از اين شبهه چه نتيجه گيري هائي مي كنند و إن شاء الله در ادامه به جواب آن مي پردازيم .

عثمان الخميس مي گويد :

الشيعة يقولون بتحريف القرآن الكريم أو نقول مذهب الشيعه يقول بتحريف القرآن .

سپس از قول ابن حزم اندولسي مي گويد :

و من قول الإمامية كلّها قديماً و حديثاً أنّ القرآن مبدّلٌ زِيدَ فيه ما ليس منه و لبس من كثير و يدلّ عليه كثير .

اين از عقائد ثابت اماميه است كه قرآن موجود هم بسياري از آياتش حذف شده و هم اينكه بسياري از آيات بر آن اضافه شده است و در واقع اين كتاب موجود در بين مسلمانان آن قرآن منزَل بر پيغمبر نيست .

بعد عثمان الخميس شروع مي كند به حدود يكي دو صفحه در باره اين شبهه توضيح دادن كه مفصل ترين شبهه او در اين جزوه همين شبهه تحريف قرآن است . ايشان در ادامه عباراتي از سيد مرتضي ، سيد نعمت الله جزايري ، صاحب وسائل ، صاحب حدائق و مرحوم نوري صاحب مستدرك نقل مي كند و بعد نتيجه مي گيرد كه از عقائد قطعي و مسلّم شيعه اعتقاد به تحريف قرآن است .

ابن تيميه ــ كه وهابيت براي او ارزشي قائل است كه نه براي صحابه اين چنين ارزشي قائل است ونه براي تابعي و نه براي اتباع تابعين ، اگر روايتي از پيامبر اسلام آمده باشد و لو صحيح السند امّا مخالف با قول ابن تيميه باشد به نحوي آن روايت را توجيه و ردّ مي كنند ــ در كتاب منهاج السنه ، ج1 ، ص25 مي گويد :

اليهود حرّفوا التورات و كذلك الرافضة حرّفوا القرآن .

همان گونه اي كه يهودي ها معتقد به تحريف تورات هستند شيعه هم معتقد به تحريف قرآن است .

و همين تعبير را احسان الهي ظهير ــ كه يكي از ليدرهاي وهابي است و كتاب مفصلي دارد به نام « الشيعة والقرآن »، اصالتأ پاكستاني است وعمدهء وهابي هاي معاصر ما هم ريزه خور كنار سفرهء احسان الهي ظهير هستند ومرحوم علامهء اميني هم در الغدير يكي از عناياتي كه دارد كلمات احسان الهي ظهير را خيلي زيبا و مفصل پاسخ داده است ــ به طور مفصل در كتاب الشيعة و القرآن ، ص24 و25 دارد . آقاي آلوسي متوفاي1270 ــ كه از مفسرين بنام اهل سنت و وهابيت هست ــ همين بحث را مطرح مي كند . محمد بن عبد الوهاب مؤسّس و بنيان گذار وهابيت هم اصلاً كتاب مستقلي دارد به نام الردّ علي الرافضة كه در صفحهء 14 اين قضيه را مفصل مطرح مي كند و يك تعبير خيلي خطرناكي دارد ، مي گويد :

الاعتبار بتحريف القرآن يستلزم بتكفير الصحابه حتي عليٍّ عليه السلام .

لازمهء قائل شدن به تحريف قرآن اعتقاد به كفر صحابه است حتّي ــ نستجير بالله ــ كفر اميرمؤمنان علي عليه السلام .

اينها خيلي زياد براي ما مهم نيست آنچه كه مهم و اساسي است ــ عزيزان اين را دقت كنند ــ اين است كه فعاليت امروز وهابي ها از اين تحريف قرآن چه حربه اي براي شيعه ساخته اند ؛ يكي از مفتيان عربستان سعودي به نام شيخ عبد الله بن جبرين ــ كه شخصيت شماره دو عربستان است و جزو مفتيان تكفيري و افراطي وهابي است ــ در يك سؤالي كه از او كرده اند جواب داده و جوابش هم الان روي اينترنت هست ، مي گويد :

فالرافضة بلا شكٍ كفّارٌ لأربعة ادلة طعنهم للقرآن و ادّعائهم أنّه حذف منه أكثر من ثلثه ...

شيعيان به چهار دليل از ديدگاه ما كافر هستند اول اينكه شيعه معتقد است دو ثلث قرآن حذف شده و قرآن موجود يك سوم قرآني است كه بر نبي مكرم نازل شده است . دوم اينكه اينها بر سنت پيغمبر اعتراض دارند ، سنت پيغمبر را قبول ندارند به روايات صحيح بخاري و مسلم عمل نمي كنند چون صحابه را كافر مي دانند . دليل سوم اينكه اينها اهل سنت را كافر و نجس مي دانند و چهارم اينكه اينها دربارهء اهل بيت غلو مي كنند و به جاي « يا الله » « يا علي » مي گويند .

اين را آقايان مي توانند در سايت ويژه اي كه بن جبرين دارد و سايت خيلي مفصلي است در اينترنت ، ببينند يا كتابي به نام اللؤلؤ المكّي من فتاوي شيخ بن جبرين ، ص39 .

حتي در بسياري از مواردي كه اينها فتوا به جهاد عليه شيعه داده اند و جواز قتل شيعه را صادر كردند دليلشان همين قضيهء تحريف قرآن است . شما آخرين سخنراني ضرقاوي رهبر وهابيت عراق را ببينيد ، ايشان صراحتأ در آنجا وجوب قتل شيعه را مبتني بر اعتقاد شيعه بر تحريف قرآن مي داند . همين عبد المالك كه الان دو، سه سال است كه اعلان جنگ مسلّحانه عليه شيعه و نظام كرده ، از هر چند صباحي عزيزان ما را در منطقهء سيستان و بلوچستان به خاك و خون مي كشد ، ايشان هم در يكي از سخنراني هايش همين بحث تحريف قرآن را مطرح كرد و علّت وجوب جهاد عليه شيعه ، وجوب كشتن شيعه را مبتني بر اين كرد .

لذا عزيزان دقت كنند كه با توجه به اهميّت قضيه و عمق جنايت اينها و گسترش اين شبهه حتي به وجوب قتل شيعه يا جواز قتل شيعه ، ما بايد در اين زمينه خيلي آماده و مجهّز باشيم .

من در اينجا از شبهاتي كه اينها وارد كرده اند هفت جواب به صورت خيلي خلاصه و فشرده خدمتتان عرض مي كنم ــ ان شاء الله جزوه چاپ خواهد شد و در اختيار عزيزان قرار خواهد گرفت ــ هفت جواب مي دهيم و هفت شبهه وارد مي كنيم . بنده عرض كردم يكي از بهترين روش در پاسخ به شبهات اين هست كه ما همين شبهه را بگيريم و عليه آنها به صورت شبهه يا جواب نقضي در بياوريم . اينها اگر در جوابهاي حلّي ما بتوانند يك توجيهي درست كنند و يك جوابي آماده كنند ، در جوابهاي نقضي هيچ راه چاره اي ندارند . اگر خواستند نسبت به شبهات نقضي ما هر توجيهي كنند مي گوئيم ما هم همين توجيه را از اين شبهه مي كنيم ؛ الكلام الكلام . لذا من در ابتدا خلاصهء اين هفت پاسخ را خدمت عزيزان عرض مي كنم ــ ان شاءالله ــ جزوه در اختيارتان قرار مي گيرد و تفصيل مطلب در آنجا هست .

جواب اول : شما مي گوئيد : « ما معتقد به تحريف قرآن هستيم و دو ثلث قرآن حذف شده است » . اگر چنانچه شيعه در طول تاريخ اين پانزده قرن معتقد به تحريف قرآن بود ، آيا قرآني مطابق با آنچه كه بر پيغمبر نازل شده چاپ كرده اند و در اختيار طرفدارانشان گذاشته اند ؟ آيا يك نفر از شما در دست شيعه قرآني كه مخالف باشد با قرآن موجود در ميان مسلمين ديده يا يك فتوكپي از آن گرفته اند يا به تعبير يكي از بزرگان اهل سنت و مفكّرين اخوان المسلمين كه مي گويد:

ان شيعة الجعفريه يرون كفر من حرّف القرآن و إنّ المصحف الموجود بين اهل السنة هم نفس الموجود في مساجد و بيوت الشيعه.

شيعيان جعفري معتقد هستند كه هر كس اقدام به تحريف قرآن كند كافر است قرآني كه در ميان اهل سنت هست عين همان قرآني است كه درميان مساجد شيعه است .

اين گونه نيست كه شيعه يك عدهء قليلي باشند كه در داخل قلعه اي زندگي كنند ،يا كتاب و عقائدشان بر ديگر فِرَق و ديگر مفكّرين و ديگر دانشمندان مخفي باشد . ميليون ها شيعه در سراسر جهان پراكنده هستند ، جديدترين آماري كه از مراكز رسمي آمارگيري در اينترنت به دست آمده و تقريباً چهار پنج ماه قبل اعلام كردند حاكي از آن است كه آمار شيعه حدود 400 مليون نفر است ؛ اين 400 مليون نفر از ديوار چين و هند و پاكستان گرفته تا اروپا و آمريكا و آفريقا ، همه جا پخش هستند . آيا كسي تا به حال شنيده كه يك شيعه يا در يك مسجد شيعه بيايند و بگويند كه اين قرآني كه در اختيارمان هست غير از قرآني است كه در اختيار شيعيان است ؛ پس شيعه اگر معتقد باشد به تحريف قرآن حداقل نتيجهء اين اعتقاد اين هست كه يك قرآني در اختيار شيعيان قرار بدهند كه مطابق با قرآن منزل بر پيغمبر باشد . پس چنين چيزي نيست و شما در جامعه چنين چيزي نمي بينيد .

جواب دوم : اهتمامي كه شيعه در طول تاريخ به قرآن ، علوم قرآني و تفسير قرآن ، همين يعني قرآن موجود نزد همه مسلمين داشته شايد دو يا سه برابر اهتمام اهل سنت به قرآن بوده است . دارالقرآن كريم قم ــ كه زير نظر حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني قدس سره شريف بود ــ آمار داده اند : در طول چهارده قرن 5 هزار عنوان تفسير و علوم قرآني از شيعه ثبت شده است . آمار تعداد شيعيان يك چهارم آمار اهل سنت است ، از يك مليارد و دويست ميليون جمعيت مسلمانان چهار صد ميليون نفر ما شيعيان هستيم . اگر بنا باشد هر مذهبي به اندازهء شيعه بر تفسير قرآن اهتمام بورزد بايد علي القاعده 20 هزار عنوان كتاب در تفسير و علوم قرآني داشته باشند و حال آنكه اين چنين نيست ؛ حتي چهار مذهبشان به اندازه نصف شيعه عناويني در علوم قرآني ندارند . اين نشان مي دهد كه در ميان شيعه از مسأله تحريف قرآن خبري نيست .

جواب سوم : اگر چنانچه در گوشه و كنار ، بعضي از افراد عادي يا علماء طراز دوم يا سوم يا بخش كوچكي از شيعه معتقد به تحريف قرآن باشد ، آيا اعتقاد اين چند نفر منعكس كننده عقائد مذهب شيعه است يا اينكه عقائد هر مذهب را از كِبار و مشاهير علماء آن مذهب مي گيرند ؟ مثلاً اگر كسي بخواهد بداند مذهب شافعي در خلق و حدوث قرآن چه عقيده اي دارد به سراغ چند مولوي درجه سوم و چهارم نمي رود بلكه به سراغ مشاهير فقهاء شافعي مي رود ؛ پس قانون كلّي اين است كه نظريه كبار علماء و مشاهير فقهاء هر مذهب منعكس كنندهء عقائد آن مذهب است و ما ثابت خواهيم كرد كه كبار علماء شيعه و مشاهير فقهاء شيعه از زمان شيخ مفيد (متوفاي413هـ) تا زمان آيت الله العظمي خوئي و امام و ديگران همه ، نه تنها معقتد به تحريف قرآن نيستند بلكه عقيدهء تحريف به قرآن را مضر بر معجزه پيغمبر مي دانند ، عقيده تحريف قرآن را عقيده خُرافي مي دانند ، عقيده تحريف قرآن را عقيده مجانين و ديوانگان مي دانند كه در ادامه سخنان اين بزرگان را عرض خواهيم كرد ، اين جواب مقدمه براي جواب چهارم است .

جواب چهارم : عقائد و آراء بزرگان ما در منظر و مرأي عموم مردم است ، روي اين قضيه مانور خواهيم داد .

جواب پنجم : تعداد زيادي از علماء و شخصيت هاي بزرگ اهل سنت كه بدون تعصّب كتاب هاي شيعه را مطالعه كرده اند و اقوال علماء شيعه را ديده اند صراحت دارند بر اينكه شيعه معتقد به تحريف قرآن نيست .

جواب ششم : رأي بزرگان و علماء ما راجع به روايات و اخبار تحريف قرآن آن است كه اين روايات يا جعلي است و دشمنان شيعه به دروغ به ائمه نسبت داده اند براي اينكه موقعيت آن حضرات را در جامعه مخدوش كنند يا افرادي كه اين روايات را نقل كرده اد كذّاب بوده اند ، ضعيف بوده اند و يا اگر روايات صحيحي هم باشند مربوط به قرآن نيستند بلكه مربوط به تأويل قرآن هستند كه مشابه آنها در كتب اهل سنت چندين برابر روايات شيعه است .

جواب هفتم : اينها آمده اند نظريه مرحوم نوري را در كتاب فصل الخطاب پيراهن عثمان كرده اند و به صورت يك حربه عليه شيعه در آورده اند ؛ مرحوم نوري در كتاب فصل الخطاب ادعاي اجماع و تواتر كرده بر تحريف قرآن .

ما اين هفت جواب را مفصل بحث كرده و هفت سؤال و شبهه هم از خود اهل سنت داريم . يكي از شبهات ما اين است كه شما مي گوئيد علماء شيعه قائل به تحريف قرآن هستند ، ما هم مي گوئيم تعدادي از علماء شما نيز قائل به تحريف قرآن اند و مي گويند روايات تحريف قرآن قابل شمارش نيست ، علماء شما ــ چه از متقدمين و چه از معاصرين ــ در زمينه اثبات تحريف قرآن تأليفات مستقلي دارند ، اولين شخصيت از اهل سنت كه قائل به تحريف قرآن شد خود شخص آقاي عمر بن خطاب است ؛ ده ها روايت از طريق بخاري و مسلم داريم كه جناب عمر معتقد به تحريف قرآن بوده است ، خود ام المؤمنين عايشه ــ كه شما اين همه براي او احترام قائليد و رواياتش را بدون چون و چرا مي پذيريد ــ قائل به تحريف قرآن بوده است ، عبدالله بن مسعود كه از مفسرين بزرگ اهل سنت است معتقد به تحريف قرآن بوده است . شما از اين روايات و اقوال و كتاب هائي كه بزرگانتان در تحريف قرآن تأليف كرده اند هر جوابي داديد ما هم همان جواب را از شما ياد مي گيريم و در تحريف كتاب آن جواب را مي دهيم ؛ الكلام الكلام . به تعبير حضرت آيت الله سبحاني اين بحث ها در حقيقت كوباندن شيعه نيست بلكه ضربه بر پيكره اسلام است ؛ وقتي مسيحي ها و يهودي ها و زرتشتي ها مي بينند كه سني مي گويد كه شيعه معتقد به تحريف قرآن است و شيعه مي گويد سني معتقد به تحريف قرآن است ، نتيجه مي گيرند مسلمان ها ــ كه بر ما اين ايراد را مي گيرند و مي گويند شما تورات و انجيل را تحريف كرده ايد ــ خودشان هم معتقد هستند كه كتابشان تحريف شده است ؛ اصلاً شما با اين اين بحث ها و گفتگوها و اين القاء شبهه ها اگر چه به ظاهر شيعه را زير سؤال مي بريد ولي اگر كمي توجه كنيد دين مقدس اسلام را زير سؤال برده ايد ؛ پس بهتر اين است كه شما از اين كارتان دست بر داريد و اقوال علماء دسته دوم و سوم مان را به رخ همديگر نكِشيم . در مناظره اي كه دو سال قبل در شبكه المستقله انجام شد ــ كه از طرف وهابيت عثمان الخميس از كويت و عائذ قرني از عربستان سعودي آمده بودند و از طرف شيعه جناب آقاي دكتر موسوي و جناب اسدي ــ وقتي كه بحث به تحريف قرآن رسيد ادله شيعه را اقامه كردند به طوري كه عثمان الخميس توان جواب دادن نداشت و سي دي اين مناظره موجود است و روي سايت هاي مختلف هم رفته است ، بعد از حدود يك هفته بحث در شب آخر نتيجه گرفتند كه نه شيعه معتقد به تحريف قرآن است و نه سني . شبكه المستقله ، آقاي دكتر هاشمي براي مباركي اين امر خير يك گوسفند برياني آورد و در وسط سفره گذاشت ، شيعه و سني شروع كردند از اين گوسفند بريان خوردن ، به ميمنت اينكه نه شيعه معتقد به تحريف قرآن است و نه سني . شما ببينيد از اين قضيه هنوز يك سال نگذشته ، دوباره عثمان الخميس همه اين بحث ها را مطرح كرده است . معلوم مي شود كه اينها به دنبال شبهه نيستند ، دنبال اين هستند كه نسبت به شيعه شايعه پراكني كنند ، براي تضعيف شيعه قدم بردارند ، عقائد جوان هاي شيعه را متزلزل كنند ، جامعه را عليه شيعه بسيج كنند ، احساسات و عواطف مردم را عليه شيعه بشورانند وگرنه نوار آقاي عثمان الخميس هست و اول كسي كه به مباركي اين امر خير از اين گوسفند بريان ميل كرد خود آقاي عثمان الخميس بود . اين خلاصهء جواب .

اما تفصيل جواب ؛ من در ضمن دو سه نكته تفصيل مطلب را عرض مي كنم : يكي اينكه عرض كرديم آراء علماي شيعه در مرأي و منظر عموم مردم است و من يكي دو مورد را مي خوانم . شما ببينيد اصلاً نظرعلماي شيعه ــ قديماً و حديثاًٌ ــ درباره تحريف قرآن چيست ؟

شيخ صدوق (متوفاي380هـ ) در شرح باب حادي عشر ، ص93 مي گويد :

اعتقادنا أنّ القرآن الذي أنزله الله علي نبيّه هو ما بين الدفتين و هو ما في ايدي الناس ...

قرآني كه خدا بر پيغمبرش نازل كرده همين قرآن در اختيار مردم است ...

شيخ مفيد (متوفاي413هـ ) در كتاب اوائل المقالات ، ص54 تا56 مي گويد :

قد قال جماعة من اهل الإمامية أنّه لم ينقص من كلمة و لا من آية و لا من سورة و لكن حذف ما كان مثبتاً في مصحف اميرالمؤمنين من تأويله و تفسير معانيه علي حقيقة تنزيله

هيچ كلمه و آيه و سوره اي از قرآن كم نشده است ؛ بله ، ما معتقديم آنچه كه در قرآن اميرالمؤمنين بوده حذف شده كه عبارت بودند از مطالبي كه حضرت حقيقت تأويل و تفسير آيات را بيان فرموده بود كه مربوط به خود آيات نمي شد .

سيد مرتضي همين تعبير را دارد . شيخ طوسي در كتاب تبيان ، ج1، ص4 صراحت دارد بر اينكه اين قرآن موجود در ميان مسلمين همان قرآن منزَل بر رسول خدا صلي الله عليه و آله است . علامه حلّي در قرن هفتم و هشتم در كتاب أجوبة المسائل المعنائيه ، ص121، مسأله13 مي گويد :

لا تأويل و لا تأخير و لا تقديم فيه و أنّه لم يزد و لم ينقص و نعوذ بالله من أمّة تعتقد مثل ذلك.

... پناه مي بريم از أمتي كه معتقد به تحريف قرآن باشد .

مرحوم آقاي خوئي در كتاب البيان ، ص295 مي فرمايد :

إنّ حديث تحريف القرآن حديث خُرافة و خيانة .

داستان تحريف قرآن داستاني خرافي و خيالي است و حقيقت ندارد .

مرحوم امام رضوان الله تعالي عليه در تهذيب الأصول ، ج2 ، ص165 مي فرمايد : « كتاب منزَل بر رسول خدا همان كتابي است كه در اختيار مردم است و هيچ عاقلي نظر و توجه نمي كند به روايتي كه مربوط به تحريف قرآن ». يعني تحريف قرآن عقيده مجانين و ديوانه ها است و توجه به اين روايت از صاحبان عقول قابل قبول نيست ؛ اين عقيده و سخنان بزرگان شيعه.

جناب آقاي سبحاني در كتاب مفاهيم القرآن ، ج10 ، ص448 مي فرمايد : از اين نسبت تحريف ــ چه سني ها عليه ما داشته باشند و چه ما عليه آنها ــ جز دشمنان اسلام كسي بهره نمي بَرَد .

در جواب پنجم گفتيم كه بسياري از علماي اهل سنت كتاب هاي ما را ديده اند ، اقوال علماي ما را مطالعه كرده اند و خلاف نظريه ابن تيميه ، محمد بن عبدالوهاب ، احسان الهي ظهير ، عثمان الخميس و دكتر قفاري نظر داده اند ؛ اين موارد خيلي زياد است و من تنها به يكي دو مورد اشاره مي كنم : آقاي شيخ محمد ابو زهره ــ كه از او به امام ابوزهره تعبير مي كنند و مصري است و همه طوائف اهل سنت او را قبول دارند در كتاب الامام الصادق، ص296 مي گويد :

برادران شيعه ما هم با همه اختلاف سليقه هائي كه در فتاوا دارند نظرشان نسبت به قرآن همان نظري است كه ما اهل سنت داريم ...

باز در همين كتاب ، ص329 مي گويد :

من كتاب سيد مرتضي را مطالعه كرده ام كه مي گويد : اگر چنانچه كسي معتقد به تحريف قرآن باشد در حقيقت معجزه پيغمبر را زير سؤال بُرده است ؛ اين سخن سيد مرتضي عالِم بزرگ شيعه است .

اين نشان مي دهد كه برخي از افرادي كه در هر گوشه اي مطالبي عليه شيعه مطرح مي كنند اقوال شيعه را نديده اند .

آقاي شيخ محمد غزالي ــ كه از علماء بزرگ معاصر و پرآوازه اهل سنت است ــ تعبير زيبائي دارد ، ايشان در كتاب دفاعٌ عن الحقيقة و الشريعه ، ص117 و در كتاب الشيعه في المملكة السعودية ، ج2 ، ص414 مي گويد:

سمعت من هؤلاء يقول في مجلس علمٍ إنّ للشيعة قرآناً آخر يزيد و ينقص عن قرآننا المعروف فقلت له أين هذا القرآن ، لماذا لم يطّلع الإنس و الجنّ علي نسخة منه ...

از بعضي از اين وهابي ها در يك مجلسي علمي شنيدم كه مي گفت : شيعيان يك قرآني دارند كه نسبت به قرآني كه ما داريم برخي از آيات را ندارد و برخي از آياتي هم دارند كه ما نداريم . من به او گفتم : اين قرآني كه مي گوئيد ، كجاست ؟ چطور قرآني اين چنيني در طول چهارده قرن نزد شيعه است ولي نه انساني و نه جنّي تا به حال بر اين قرآن اطلاع پيدا نكرده است ؟ چرا اين افتراء را در ميان مردم پخش مي كني ؟ چرا چنين افترائي بر شيعه و بر وحي قرآن مطرح مي كني ؟

دكتر علي عبدالواحد ــ عضو مجمع بين المللي علم الإجتماع ــ در كتاب المصدر بين الشيعة و اهل السنة ، ص35 مي گويد :

يعتقد الشيعة الجعفرية كما يعتقد اهل السنة أنّ القرآن الكريم هو كلام الله المنزَل علي رسوله .

عقيده شيعه همان عقيده اهل سنت است كه اين قرآن همان قرآن نازل شده بر پيغمبر است.

درباره جواب ششم هم عرض كرديم كه ما رواياتي داريم ، حضرت آيت الله العظمي خوئي رضوان الله تعالي عليه در كتاب البيان ، ج1 ، ص4 صراحت دارد بر اينكه : « رواياتي كه نشانگر آن است كه به ظاهر در قرآن تحريف شده برخي از آنها جعلي و ساختگي است ، برخي از اين روايات ضعيف است و برخي مُعرَضً عنه فقهاء شيعه است ، برخي هم مربوط به تحريف قرآن نيست بلكه نشانگر آن است كه در نزد اميرالمؤمنين و ائمه عليهم السلام قرآني بوده كه مشتمل بر تأويل و تفسير و شآن نزول قرآن بوده است كه مشابه اين روايات در كتب روائي اهل سنت نيز هست » ؛

آقاي سيوطي در الدرّ المنثور در ذيل آيه شريفه يا أيِها الرسول بلّغ ما أنزل اليك من ربّك ... و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته از عبدالله بن مسعود نقل مي كند :

كنّا نقرأ في عهد رسول الله « بلّغ ما أنزل اليك من ربّك أنّ عليّاً مولي المؤمنين و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته » .

اين روايتي است كه آلوسي آورده ، شوكاني آورده ، همه شان آورده اند . آيا در قرآني كه الآن در عربستان چاپ مي شود اين طور نوشته شده است چرا كه تعبير روايت است كه « كنّا نقرء في عهد رسول الله » يعني همه ما صحابه اين گونه مي گفتيم ، مشابه اين روايات را هم ما داريم و مي گوئيم : « أنّ عليّاً مولي المؤمنين » در حقيقت تأويل قرآن بوده ، تفسير قرآن بوده ، شأن نزول قرآن بوده است ؛ ما نيز مشابه اين روايات را در كتاب هايمان زياد داريم . اينها به هيچ وجهي دلالت كننده بر تحريف قرآن نيست . لذا ما مي بينيم كه برخي از بزرگان اهل سنت مثل استاد محمد مديني ــ كه معاون دانشگاه شريعتِ دانشگاه بزرگ الازهر است ــ وقتي كه به روايات ما مي رسند مي گويند :

أمّا الإمامية يعتقدون نقص القرآن ؟ فمعاذ الله إنّما هي روايات رُوِيَت في كتبهم كما روي مثلها في كتبنا و اهل التحقيق من الفريقين قد ضعفوها و بيّنوا بطلانها ...

آيا شيعه معتقد به نقص قرآن است ؟ پناه مي بريم به خدا ، اينها رواياتي است كه در كتب آنها صرفاً نقل شده همان طوري كه اين روايات در كتاب هاي ما هم ذكر شده است و اهل تحقيق از شيعه و سني اين روايات را ردّ كرده اند و بطلان اين روايات را ثابت كرده اند و كسي از شيعه را من نمي بينم كه معتقد باشد اين روايات جزو سنت پيغمبر است . مجله رسالة الاسلام ، شماره4 ، سال11 ، ص382

تعدادي از اين بزرگان وهابيت مي گويند : نظير رواياتي كه در كتب شيعه آمده در كتاب هاي ما نيز نقل شده است و همان طور كه بزرگان ما اين روايات قبول ندارند و ردّ كرده اند بزرگان شيعه هم اين روايات را ردّ كرده اند . آقاي دكتر علي عبدالواحد در كتاب المصدر بين الشيعه و اهل السنة ، ص30 ، 31، 37 همين تعبير را دارد ، شيخ رحمت الله هندي در كتاب اظهار الحق ، تعليق دكتر احمد حجازي ، ص431 ، آقاي شيخ محمد غزالي در كتاب السلفيّة بين اهل السنة و الاماميه ، ص17 و ده ها نفر از بزرگان اهل سنت اين تعبير را دارند و به اين مطلب اعتراف كرده اند .

نكته هفتم در جواب حلّي ما كتاب فصل الخطاب است . كتاب فصل الخطاب مرحوم نوري حدود 200 سال قبل چاپ شد و در همان زمان عليه اين كتاب قيامتي بر پا شد ، مرحوم شهرستاني مي گويد : من در سامراء بودم ، وقتي اين كتاب چاپ شد مردم در جلسات خود گريه كردند ، عزا گرفتند و چاپ اين كتاب را مصيبتي دانستند ، حالا انگيزه مرحوم نوري چه بوده به اين كار نداريم ؛ ولي همين قدر مي دانيم كه شيخ محمود تهراني كتابي نوشت در ردّ كتاب فصل الخطاب و اسمش را « كشف الإرتياب عن تحريف الكتاب » گذاشت و اين جوابيّه در اختيار مرحوم نوري قرار گرفت ، مرحوم نوري فرمود :

لاأرضي أن مَن يطالع فصل الخطاب و يترك النظر الي تلك الرسالة

من راضي نيستم كتاب مرا بخواند و اين ردّيه را نخواند .

مرحوم نوري هم اجتهاد كرده است ؛ چطور شما در مورد عايشه ، طلحه و زبير كه جنگ جمل را به راه انداختند و20 هزار نفر را به كشتن دادند مي گوئيد : اينها اجتهاد كردند و در اجتهادشان خطا رفتند ، نه تنها گناهي نكرده اند بلكه ثوابي هم بُرده اند چون المجتهد إذا اصاب فله أجران و إذا أخطأ فله أجرٌ واحدٌ . معاويه مجتهد بوده ؛ 18 ماه جنگ صفين طول كشيده ، 110 هزار انسان مظلوم و مسلمان از طرفين كشته شدند با اين حال نه تنها معاويه گناهي مرتكب نشده بلكه ثوابي هم كرده است ؛ ولي اگر چنانچه مرحوم نوري كه از بزرگان شيعه است اجتهاد كرد و گفت كه من از اين روايات ، تحريف قرآن را مي فهمم ايشان كافر ، بي دين و لامذهب مي شود ؟ شما كتاب هاي وهابي ها را ببينيد ؛ وقتي اسم مرحوم نوري را مي برند با يك عبارت خيلي زننده و وقيح از او ياد مي كنند حتي حاضر نيستند اين عبارات را درباره شيطان به كار ببرند . شما به جديدترين كتاب وهابيت ، اصول مذهب الشية الامامية را كه نويسنده آن دكتر قفاري است و اين كتاب ، كتاب درسي دانشگاه مدينه است وقتي مراجعه كنيد مي بينيد كه هر كجا نام مرحوم نوري را آورده با يك القاب خيلي ركيك و زننده كه اصلاً چنين تعبيري زيبندهء نه تنها مسلمان نيست بلكه انسان عاقل چنين تعبيري نسبت به انسان ديگر نمي كند ؛ ولي معاويه و طلحه و زبير و ديگران و ديگران حتي از اين بالاتر ، ابن حزم مي گويد : عبدالرحمان بن ملجم مرادي كه علي را كشت اجتهاد كرد و در اين اجتهاد خود خطا رفت پس يك اجر براي اوست ؛ به به به اين اجتهاد . يا اخيراً وهابي ها كتاب هاي متعددي نوشته اند در مورد دفاع از يزيد بن معاويه ، يزيدي كه قاتل فرزندان پيغمبر بوده ، عزيزان پيغمبر را به اسيري گرفته ، با چوب دستي بر لب هاي مبارك و مقدس امام حسين كه تمام مورخين اهل سنت اين مطلب را دارند زده ، يزيد بن معاويه اي كه در سال دوم خلافتش دستور حمله به مدينه داد و 700 نفر از مهاجرين و انصار صحابه را كشت ، زنان مدينه را براي سپاهش مباح كرد كه مي گويند در آن سال 1000 فرزند نامشروع در مدينه متولّد شد حتي اين قضيه به قدري شور است كه خود ابن تيميه هم در منهاج السنه و مجموع فتاوا بر آن صراحت دارد ، آقاي ابن كثير دمشقي صراحت بر آن دارد ، سال سوم دستور داد خانه خدا آتش باران كردند ؛ اين آقا مجتهد است ، ابن تيميه مي گويد : درست است كه يزيد اين كارها را مرتكب شده ، ولي نهايت آن است كه اينها جزو سيئات يزيد است از كجا معلوم كه حسناتي ندارد كه اين سيئات يزيد را از ميان بر دارد چرا كه در قرآن مي گويد : إن الحسنات يذهبن السيئات . اما اگر يك شيعه بگويد : من اين مطلب را از اين روايات استفاده كرده ام كافر و مهدور الدم است ، جهاد عليه او واجب است .

جالب آن است كه در همايشي كه چند ماه قبل در رياض بود و آقاي بن جبرين و برخي ديگر از شخصيت هاي ديگر در آنجا حاضر بودند گفتند : اين حمله عليه شيعه و شيعه را در تنگنا قرار دادن و جهاد و غيره امر عبادي است و اي مردم اگر اقدامي عليه شيعه انجام مي دهيد و مي خواهيد اين واجب از گردنتان ساقط شود با قصد قربت انجام دهيد ، امر توصلي نيست ؛ جرم شيعه چيست ؟ جرم شيعه آن است كه تابع اهل بيت اند و وصيت پيغمبر را نسبت به حديث ثقلين با جان و دل پذيرفته اند ، پيام غدير را با جان و دل پذيرفته اند ، روايات مربوط به وصايت علي را با جان و دل پذيرفته اند .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

 




Share
1 | مجيد م علي | , امارات متحده عربی | ١٢:٠٠ - ٢٥ بهمن ١٣٨٦ |
با سلام حاضرم قسم بخورم كه اگر جناب عثمان خميس از موضوع گوسفند بريان خبر داشت همان جلسه اول به عدم تحريف قران بوسيله شيعه اعتراف ميكرد و بعد از صرف يك ملق هم روش ميزد
2 | يزدان | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٠ فروردين ١٣٨٧ |
ماهيت فسق و فجور وهابيت بر همه مسلمانان اعم از شيعه و سني آشكار شده است و به اين فرقه سياسي و انگليسي ضاله و فاسد نبايد اهميتي داد.
يكي از دوستان اهل سنت مي گفت خواهش مي كنم حساب وهابيت را از اهل تسنن جدا كنيد همان گونه كه حساب بهائيت از تشيع جداست. به راستي هم همين گونه است. وهابيت حتي از بهائيت نيز فاسدتر و فاسق تر است.
3 | با سلام | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٨ تير ١٣٨٧ |
پس اين همه احاديث از ائمه ما شيعيان در كتب بحار الانوار و كتب حاج شيخ عباس قمي و كليني در مورد تحريف قران توسط خلفاء و حذف نام ائمه از قران چيه ؟ لطفا در مورد اين احاديث توضيح بديد

پاسخ:
دوست گرامي سلام !
احاديث مورد ادعاي شما ، به اندازه يكدهم رواياتي كه اهل سنت در باره تحريف قرآن دارند ، نمي‌رسد . ضمن اين كه روايات تحريف قرآن در كتاب‌هاي صحيح اهل سنت آمده است و اهل سنت در صحت آن‌ها اتفاق دارند ؛ اما رواياتي كه در كتاب‌هاي شيعه آمده است ، به اتفاق علماي شيعه ضعيف و غير قابل اعتماد هستند . براي اطلاع بيشتر به آدرس ذيل مراجعه بفرماييد :

http://valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=771

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات
4 | مهسا | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٨ مهر ١٣٨٧ |
من هم با نظر يزدان موافقم همه ماهيت وهابييت رو ميدونن و اگاه هستن که اين فرقه چطوري شکل گرفته ولي لازم به تذکر است که نبايد بي خيال اين موضوع بشيم تا هر کس هر چي دلش ميخواد به شيعه و عقايد انهابگه ما هم بايد با زبان استدلال و منطق و به دور از هر گونه احساساتي با انها رودررو بشيم .و از عقايدمون که که چار چوب محکمي هم داره دفاع کنيم .راستي پيشنهاد ميکنم کتاب البيان ايت الله خويي هم در اين مورد بد نباشه حتما بخونين .متشکرم
5 | محمد و مهدي و معين | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٨ ارديبهشت ١٣٨٨ |
عالييه
6 | يك شيعه | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٦ مرداد ١٣٨٨ |
اين جوابهايي كه شما داده ايد به درد مناظرات با اهل سنت مي خورد اما براي خودمان كه شيعه هستيم اين جوابها چندان به درد نمي خورد به فرض كه اصلا تحريف قران جزء اصول مذهب اهل سنت و تمامي آنها از كوچك و بزرگ به آن اعتقاد داشته باشند.خوب ما يا من حداقل كاري با آنها ندارم و مي خواهيم آن چند حديثي كه در كتب خودمان وجود دارد يا مثلا نقد آن علمايي از شيعه كه به تحريق قرآن قائل هستند را ببنيم و نقد آنها را بخوانم چون كه در سايتهاي سني و وهابي مطالب زيادي را از قول بزرگاني حتي شيخ مفيد(ره) يا شيخ نعماني(ره) صاحب كتاب الغيبه وجود دارد يا محدث نوري(ره) كه كتاب فصل الخطاب را نوشته و در مطالب زيادي را گفته از جمله اينكه دو سوره نورين و ولايت از قرآن حذف شده يا نام ائمه از قران حذف شده.ممكن است شما بگوئيد كه اگر از نظر محدث نوري دو سوره حذف شده از نظر اهل سنت 10 يا 20 سوره حذف شده خوب همانطور كه قبلا گفتم من كاري با آنها ندارم و مي خواهم جواب حلي بگيرم نه نقضي چون من اين جوابها را براي خودم مي خواهم نه مناظرات با اهل سنت.

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
در مورد نظر مرحوم محدث نوري ، و پاسخ به ايشان در همين سخنراني پاسخ داده شده است . ظاهرا شما بدون مراجعه به اين مقاله ، تنها براي مطرح كردن شبهه خويش ، اين نظر را فرستاده‌ايد .
در صورتي كه پاسخ را به صورت بسيار مفصل مي‌خواهيد ، به كتاب البيان مرحوم آيت الله خويي مراجعه نماييد .
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
7 | behrOOoZ | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٠ شهریور ١٣٨٨ |
با سلام خدمت دوستان عزيز

ضمن آرزوي قبولي طاعات و عبادات عزيزان

وبلاگ بنده نيز با عنايات حق تعالي در جهت پاسخگوئي به سوالات و شبهات قرآني ايجاد شده است
خواهشمنديم از وبلاگ ديدن كرده و پرسش ها و نظرات و انتقادات خود را با ما در ميان بگذاريد.

التماس دعا

يا علي
8 | طهماسبي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٢ آبان ١٣٨٨ |
با سلام و خسته نباشيد از علماي اهل سنت که قائل به عدم تحريف قرآن توسط شيعه هستند ميتونيد تا ده مورد نام ببريد

پاسخ:
با سلام
دوست گرامي
بلي برخي از علماي سني كه انصاف به خرج داده‌اند، بر اين مطلب تصريح كرده‌اند :
شيخ محمد أبوزهره مي‌گويد :
القرآن بإجماع المسلمين هو حجة الإسلام الأولي و هو مصدر له ، و هو سجل شريعته ، و هو الذي يشتمل علي كلها و قد حفظه الله تعلي الي يوم الدين كما وعد سبحانه اذ قال : «انا نحن نزلنا الذكر و إنا له لحافظون» و إن إخواننا الامامية علي اختلاف منازعهم يرونه كما يراه كل مؤمنين .
الامام الصادق ، محمد ابوزهره ، ص296 .
و دكتر محمد عبدالله دراز مي‌گويد :
و مهما يكن من أمر فإن هذا المصحف هو الوحيد المتداول في العالم الاسلامي ، بما فيه فرق الشيعة ، و منذ ثلاثة عشر قرناً من الزمان ، و نذكر هنا رأي الشيعة الامامية ـ أهم فرق الشيعة ـ
مدخل إلي القرآن الكريم ، ص40_39
شيخ رحمت الله الهندي مي‌گويد :
القرآن المجيد عند جمهور علماء الشيعة الامامية الاثني عشرية محفوظ من التغيير و التبديل، و من قال منهم بوقوع النقصان فيه، فقوله مردود غير مقبول عندهم .
اظهار الحق ، تعليق الدكتور أحمد حجازي ، ص431 .
شيخ محمد الغزالي مي‌گويد :
سمعت من هؤلاء يقول في مجلس علم : إنّ للشيعة قرآنا آخر يزيد و ينقص عن قرآننال المعروف فقلت له : أين هذا القرآن ؟ و لماذا لم يطّلع الإنس و الجن علي نسخة منه خلال هذا الدهر الطويل ؟ لماذا يساق هذا الافتراء... و لماذا هذا الكتاب علي الناس و علي الوحي .
دفاع عن العقيدة والشريعة ، ص 253 ، 264 طبع مصر عام 1975 الطبعة الرابعة .
و استاد محمد المديني از اعضاي هيأت علمي دانشكده شريعت ، دانشگان الأزهر مي‌گويد :
و أما أن الامامية يعتقدون نقص القرآن، فمعاذ الله . إنما هي روايات رويت في كتبهم ، كما روي مثلها في كتبنا . و اهل التحقيق من الفريقين قد زيّفوها ، و بينوا بطلانها و ليس في الشيعة الإمامية أو الزيديه من يعتقد ذلك كما أنه ليس في السنة من يعتقده .
مجلة رسالة الاسلام، شماره 4، سال11، ص383_382.
و البهنساوي از متفكران اخوان المسلمين مي‌گويد :
إنّ الشيعة الجعفرية الاثني عشرية يرون كفر من حرّف القرآن الذي أجمعت عليه الأمة منذ صدر الاسلام ... و إنّ المصحف الموجود بين أهل السنة هو نفسه الموجود في مساجد و بيوت الشيعة .
السنة المفتري عليها، ص60 .
و مصطفي الرافعي مي‌نويسد :
و القرآن الكريم هو الموجود الآن بأيدي الناس من غيز زيادة و لا نقصان . و ما ورد من أن الشيعة الامامية يقولون بأن القرآن قد اعتراه النقص ... هذا الادّعاء أنكره مجموع علماء الشيعة الأعلام ... .
فالقرآن الكريم ـاذن‌ـ هو عصب الدولة الاسلامية ، تتفق مذاهب أهل السنة مع مذهب الشيعة الامامية علي قداسته و وجوب الأخذ به . و هو نسخة موحدة لا تختلف في حرف و لا رسم لدي السنة و الشيعة الامامية في مختلف ديارهم و أمصارهم .
اسلامنا، ص75 .
و دكتر علي عبدالواحد وافي مي‌گويد :
يعتقد الشيعة الجعفرية كما يعتقد أهل السنة، أن القرآن الكريم هو كلام الله عزوجل المنزل علي رسوله المنقول بالتواتر و المدوّن بين دفتي المصحف بسورة و آياته المرتبة بتوقيف من الرسول صلوات الله و سلامه عليه، و أنه الجامع لأصول الاسلام عقائده و شرايعه و أخلاقه، و الخلاف بيننا و بينهم في هذا الصدد يتمثل في أمور شكلية و جانبية لا تمس النص القرآني بزيادة و لانقص و لا تحريف و لاتبديل، و لا تثريب عليهم في اعتقادها .
بين الشيعة و أهل السنة، ص35 .
و در جاي ديگر مي‌گويد :
أما ما ورد في بعض مؤلفاتهم من آراء تثير شكوكاً في النص القرآني و تنسب إلي بعض أئمتهم، فإنهم لايقرونها و يعتقدون بطلان ما تذهب إليه ، و بطلان نسبتها إلي أئمتهم. و لا تصح كما قلنا فيما سبق أن نحاسبهم علي آراء حكموا هم ببطلانها و بطلان نسبتها إلي أئمتهم و لا أن نعدها من مذهبهم ، مهما كانت مكانة رواتها عندهم و مكانة الكتب التي وردت فيها ...
وقد تصدى كثير من أئمة الشيعة الجعفرية أنفسهم لرد هذه الأخبار الكاذبة وبيان بطلانها وبطلان نسبتها إلى أئمتهم وأنها ليست من مذهبهم في شئ ... .
بين الشيعة وأهل السنة : ص 37 ، 38 .

موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
9 | طرود | , ایران | ١٣:٣٠ - ٢٠ آبان ١٣٨٩ |
چرا خدايي که اينقدر تواناست همه چيز را به خوبي و خوشي نيافريدو همه رو راحت نکرد؟چر ا و چه چيز رو مي خواست به کل هستي يامثلا شيطان ثابت کنه!؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

خداوند مي‌خواست موجودي بيافريند كه در امتحانات سخت موفق باشد وگرنه بهشتي شدن بدون امتحان سخت ارزشي ندارد !

اگر انساني با وجود امتحانات سخت به اختيار خود به بهشت و خداوند برسد ، ارزش او از مليون‌ها نفر كه بدون امتحان وارد بهشت شوند بيشتر است !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

10 | اسماعيل | , هلند | ١٤:٠١ - ١٥ اسفند ١٣٨٩ |
با عرض سلام ديشب برنامة ا؟؟؟؟ را ميديدم كة اين بى دين يهودى مسلك شيعة نما در زير واقعيت قراتهاى مختلف قران ارام ارام و با احتياط تحريف قران را بة عنوان واقعيتى واقع شدة بيان كرد فهميدم هدف اين شبكة ترويج همين نظر است اما نة در لباس دشمن اشكار بلكة در لباس ا شيعة.و بسيار متاسفم كة شيعة يانى جة مخلصانة قبولش دارند و ازش التماس دعا طلب ميكنند .والسلام
11 | محمد | , ایران | ٠٨:٠٦ - ٢٠ آبان ١٣٩٠ |
کتابي را که در اين لينک هست حتما بخوانيد اين کتاب حقيقت را واضح ميکند؟؟؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

حقيقت واضح است ! وقتي عمر بن خطاب در صحيح بخاري و مسلم مي‌گويد بسياري از آيات در قرآن بوده است اما الان نيست ! وقتي عمر بن خطاب حتي سوره حمد را بر خلاف قرائت رايج مي خوانده است و...

ديگر نيازي به ا ين بحث‌ها نيست !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

12 | امير حسين | , چین | ١١:٣١ - ٢٩ آذر ١٣٩٠ |
سلام تمام ادله اي كه كفتيد خوندم ولي اين ادله هايي كه كفتيد به درد همان اجداد خودتون ميخورد كه يكي از آنها عبد الله ابن سبا هست دليل هايي كه آورديد به درد بجه دبستاني ها ميخوره جندش آوره وقتي عقلاتونو با اين طرز فكر ميبينيم!!!! ثانيا واقعا مسخرس كه ميكيد بزركان ما هم قايل به تحريف قرآن هستند شما مشكلتون اينه كه تو زمان حال داريد راجع به آون حرف ميزنيد اول بريد خوب بخونيد بعد بفهميد_ ثالثه جرا سايت هاي سني ها تو ايران فيلتره هاااان ابن سلول !!! اكه مرديد ناممو بزاريد رو سايت جواب بديد اكه مرديد؟

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

1. عبد الله بن سبا يهودي بود يا مجوسي؟ علماي شما ما را مجوسي مي‌خوانند و شما يهودي ، بهتر است قبل از هر حرفي سخن خود را يكي كنيد !

2. بهتر بود اشاره مي‌كرديد كدام بخش اين جواب ها خنده آور است ؟ حد اقل يكي از آنها را مي‌نوشتيد تا خداي نا كرده كسي گمان نكند شما مي‌خواهيد با دروغ از مذهب خود دفاع كنيد !

3. وقتي علماي شما (طبق روايات صحيح السند در بخاري و مسلم) قائل به تحريف قرآن بوده‌اند و اين مطلب اوضح من الشمس است ، براي چه منكر مي‌شويد ؟آيا خلفاي شما اعتقاد نداشتند كه در قرآن آيه «لو كان لابن ادم واديين» آمده است ؟ ايا خلفاي شما اعتقاد نداشتند كه در قرآن «آيه رجم» بوده است ؟ اين آيات الان كجا هستند !؟

4. چرا همراه داشتن كتاب‌هاي شيعه در عربستان جرم است ؟! حتي كتاب‌هاي اهل سنت بر ضد عقايد وهابيت در عربستان جرم است ! !

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

13 | مجيد م علي | , آمریکا | ١١:٢٥ - ٣٠ آذر ١٣٩٠ |
با سلام جناب عمر هصين واقعاً نامردي بود اگر نظرت درج نمي شد شش خط نوشته با شش غلط املائي و شش غلط اعتقادي . استنادت به عبد الله بن سبا ملعون واقعا نشانه خريت و حماقت علماي ناصبي شما ميباشد كه تو را تحت تاثير گذارده , راستي چيزي راجعه به كعب الاحبار يهـــــــــودي استاد ان ملعون بتو گفته اند ؟؟؟؟ برو و در مورد افراد حقيقي تحقيق كن عبدالله بن سبا سوپر من مرد عنكبوتي و مرد خفاشي افسانه است زياد بخودت فشار نياور . راستش من فقط فانت عربي استفاده چرا اشتباهات تو را انجام نمي دهم ؟؟؟؟؟ لبيك يا علي
14 | اميرحسين | , چین | ٢٢:١٩ - ٣٠ آذر ١٣٩٠ |
صبركن صبر كن تند نريد!!
اول جواب اين يارو به اصطلاح مجيد رو بدم آقاي با اعتماد به نفس كاذب من با كوشي دارم بهتون بيام ميدم اونم N73مي فهمي اين قدر بي انصاف بارتون آوردن جشماتون عين موش كور كور شده كوشي من فارسي نداره اينم برا تو!!!
حالا جواب شما كه يكو دو ميكنيد من يه كنكوريم كتاب هاي دين و زندكي دبيرستان شمارو هم ديدم خوندم همشم 19 20كرفتم حالا هم كنكور ميخوام بدم ان شاالله
كعب الاحبار،....صدها تن ديكه بافته ي خودتونه اذهان مردم را طي يه برنامه طولاني مدت تو جارجوب برنامه هاي دولت جابوندن كه تا اينجا ادامه داره همرو خوندم تحقيق كردم به خدا قسم اصلا نميشه با بيام اينا فرستاد يا حرف زد ولي بدونيد به والله قسم با تحقيق جلو رفتم اونم بدون تعصب كه به اينجا رسيدم!!!
بعدشم ديديد اشتباه كرديد آقاي شيعه آيه رجم يا اون يكه يا احاديث ديكه اكه خودتون بذاريد جاي شرايط عرب ،زمان،لفظ،طرز بيان،...ده ها مورد ديكه حتما مثل من آخرش وقتي واضح شد عرق سر و صورت رو ميكيره!!!
بعدشم ما كه نكفتيم شما يهودي يا مجوسي حالا بعضي ها هم شايد بكن مجوسي مهم اينه از اولش در اشتباه بوديد!!خدايا در روز قيامت ما را با رسول الله و اهل بيتش و صحابه ي اكرام محشور بكردان
دوباره ميكم اكه مرديد نشون بديد!!
به اميد هدايت تمام شيعيان
15 | بخت النصر | , ایران | ١٩:٤٦ - ٠١ دي ١٣٩٠ |
جناب اميرحسين
در ميان مهملاتت جمله‌اي گفته‌اي که حکايت از جهل تو به بديهي ترين امور تاريخ اسلام را دارد:
«كعب الاحبار،....صدها تن ديكه بافته ي خودتونه»
****
کعب الاحبار ساخته ذهن ماست؟ پس مفسر رسمي قرآن در دربار معاويه بن هند که بود؟
پس اينهمه حديث و مطلب نقل شده از او در کتب شما چيست؟
پس چرا عمر و معاويه شاگردي او را مي‌کردند؟
****
«حتي اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب في عين حميه ووجد عندها قوما قلنا يا ذا القرنين اما ان تعذب و اما ان تتخذ فيهم حسنا»(سوره مبارکه کهف آيه 86)
*** تفسير!! ابن کثير ****
«أنبأنا ابن حاضر أن ابن عباس ذكر له أن معاوية بن أبي سفيان قرأ الآية التي في سورة الكهف " تغرب في عين حامية " قال ابن عباس لمعاوية ما نقرؤها إلا حمئة فسأل معاوية عبد الله بن عمرو كيف تقرؤها فقال عبد الله كما قرأتها قال ابن عباس فقلت لمعاوية في بيتي نزل القرآن فأرسل إلى كعب فقال له أين تجد الشمس تغرب في التوراة ؟ فقال له كعب سل أهل العربية فإنهم أعلم بها وأما أنا فإني أجد الشمس تغرب في التوراة في ماء وطين وأشار بيده إلى المغرب قال ابن حاضر لو أني عندك أفدتك بكلام تزداد فيه بصيرة في حمئة قال ابن عباس وإذا ما هو قلت فيما يؤثر من قول تبع فيما ذكر به ذا القرنين في تخلقه بالعلم واتباعه إياه بلغ المشارق والمغارب يبتغي أسباب أمر من حكيم مرشد فرأى مغيب الشمس عند غروبها في عين ذي خلب وثاط حرمد فقال ابن عباس ما الخلب قلت الطين بكلامهم قال فما الثاط قلت الحمأة قال فما الحرمد قلت الأسود قال فدعا ابن عباس رجلا أو غلاما فقال اكتب ما يقول هذا الرجل وقال سعيد بن جبير بينا ابن عباس يقرأ سورة الكهف فقرأ " وجدها تغرب في عين حمئة " فقال كعب والذي نفس كعب بيده ما سمعت أحدا يقرؤها كما أنزلت في التوراة غير ابن عباس فإنا نجدها في التوراة تغرب في مدرة سوداء»

شما تفسير قرآن را از کعب الاحبار مي‌گيريد.
معلم قرآن شما کعب الاحبار يهودي است.
شما قرآن را آنطور که کعب الاحبار يهودي بگويد مي‌فهميد.
بالاترين مرجع ديني شما کعب الاحبار يهودي است.
دين شما دين کعب الاحبار يهودي است.
اصلا شما قرآن را بر اساس تورات تفسير مي‌کنيد!!
*********
واضح است براي حکومت اسلامي احتياج به رجوع به قرآن و تفسير آن است.
حال جناب امير حسين
آيا عمر بن خطاب مفسر قرآن بود؟
اگر بود فقط يک تفسير از تفاسير او را به ما نشان دهيد.
اگر نبود پس چرا ادعاي خلافت قلب منزل قرآن را کرد؟
چرا عمر و معاويه دين را از کعب الاحبار مي‌گرفتند؟
16 | امير حسين | , چین | ٠٢:٢٩ - ٠٣ دي ١٣٩٠ |
وووووييي!!!به خدا جه قدر جندش آوره براي آدم كه با كساي بي عقلي مثل شما حرف بزنيم واقعا برات متأسفم نميدونم تحصيلاتت جقدر ولي واقعا بجه اي واقعا!!!
بي عقل خرفت تنها حضرت عمركه قرآن رو تفسير نكرده خوب!حضرت علي و بقيه اهل بيت بيامبر هم تفسير كردند بعدشم هزاران مفسر قرآني ديكه هم داريم ما كه دينمونو از حضرت عمر يا حضرت علي يا ابوبكر يا عثمان رضي الله تعالي عنهم اجمعين نميكيريم كه فقط به اونها اكتفا كنيم!!!!
مكه ما مثل شما بي عقل و خنكيم كه دينمونو از مرجع تقليد بكيريم يا هرجي به اسم امام بهمون كفتن بكيريم ما دينمونو از قرآن و سنت صحيح رسول الله ميكيريم بقيه مسايل فقهي را ازشوراي علماي مورد تاييد علم ميكيريم شما كه شورا و مشورت نداريد اينم بكم نه حضرت عمر نه حضرت علي يا ديكر علماي بزرك عزيزمان برامون نكفتن الا بلا از ما بيروي كنيد اين ها همه بيروان دين محمد رسول الله ص بودند فهميدي دين اسلام جهانيه ولي دين تشيع تقليدي و الا بلا يي است
بعدشم اين افرادي كه ميكي،ببين مورد تاييد كتاب ابن كثير هست يا نه بعد حرف بزن فهميدي!ما علمامون نهايت امانت رو نشون ميدن و وقتي كتاب تفسيري مي نويسند هم از تشيع هم از سني ها هم بقيه فرق نقل مي كنند ولي تاييد يا رد نمي كنند مثل ابن كثير مي فهمي خنكولي ؟
مكه ما مثل شما غالي يا تفريطي هستيم؟ما امت وسط هستيم
برا ي خلافت امير مومنان حضرت عمر رضي الله عنه هم ما ادعاي من عندالله نمي كنيم بلكه بر اساس شوراي مردم و به بيشنهاد حضرت ابوبكر رضي الله عنه انتخاب شد حالا هي تو نفهمي بمونيد!!!
كعب الاحباري كه تو ذهن شما و كتاباي شماست مثل امام زمانتون وجود خارجي ندارد فقط تو خيالاتتون هست كه تو اثباتش ناتوانيد به جهانيان معرفي كنيد!!!
17 | اميرحسين | , چین | ٠٢:٣٤ - ٠٣ دي ١٣٩٠ |
آهان يادم رفت بكم اكه مرديد اون يكي بياممو هم نشون بديد به اميد توفيق روز افسون زحمت كشان اهل سنت بيامبر ص و انشا الله كه با صحابه رسول الله و بيامبر عظيم شان محشور بشيم دعام كنيد كنكور قبول بشم به اميد هدايت تمام شيعيان
18 | بخت النصر | , ایران | ١٩:١٧ - ٠٣ دي ١٣٩٠ |
جناب امير حسين اسناد و حقايق تاريخي چنان روشن و کوبنده است که تو و امثال تو، چاره‌را جز در رکيک گويي و نفي بديهيات نمي‌بينيد. اگر تو را توان اين بود که بر اساس مدرک و سند سخن گويي که اينچنين زبان به فحاشي و ياوه‌گويي نمي‌گشودي. گرچه در دين ساخت يهودي که تو پيرو آن هستي ياوه گويي و توحش جاي منطق را گرفته است. ***** «تنها حضرت عمركه قرآن رو تفسير نكرده»!! خودهم متوجه هستي که چه مي‌نگاري؟ بر انگشتان دستت تسلط داري؟ سوال ما اين بود: --آيا عمر بن خطاب مفسر قرآن بود؟ --اگر بود فقط يک تفسير از تفاسير او را به ما نشان دهيد *** پاسخ تو چيست؟ فحاشي!!! هرزه گويي!!! مهمل بافي!!! **** بالاخره اين عمر شما مفسر قرآن بود يا نه؟ بله يا نه؟ اگر بله. تفسيرش را به ما نشان بده!! اگر نه. چرا خود را خليفه و جانشين اول مفسر قرآن يعني حضرت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) جا زد. ********* اين عمر و معاويه چه کاره بودند؟ جز اميرالمومنين شما بودند؟ جز پيشواي شما بودند؟ جز رهبر شما بودند؟ بنده از کتب خودتان سند آوردم که آنها دينشان را کعب الاحبار يهودي مي‌گرفتند. امير المومنين شما دينش را از کعب الاحبار يهودي مي‌آموخت. معلم قرآن و مفسر قرآن امير المومنين شما کعب الاحبار يهودي بود!!! **** اگر خود اعتراف داري که عمر و ابوبکر و معاويه ربطي به اسلام ندارند و اسلام و توحيد احتياجي به آنها ندارد، اين خود امر ديگري است. **** ولي اگر همچنان عمر و معاويه را «اميرالمومنين» و «خليفه» مي‌داني، جز همان فحاشي هاي خودت به خودت نمي‌توان گفت!!! که اين نهايت بي‌عقلي و حماقت و بلاهت است که انسان شاگرد کعب الاحبار يهودي را امير خود بداند!! ********** گفته‌اي «ما دينمونو از قرآن و سنت صحيح رسول الله ميكيريم» منظور تو از قرآن تفاسير کعب الاحبار يهود است؟ "http://www.al-eman.com//تفسير+ابن+كثير/التين/t29&s95&p22" «{وَالزَّيْتُونِ} قال كعب الأحبار، وقتادة، وابن زيد، وغيرهم: هو مسجد بيت المقدس» منظور تو از سنت اراجيف کعب الاحبار يهود است؟ http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=shobheh&id=41 و يا شايد تجاوز و توحش لشکر عمر است؟ ********** ادعا کرده اي که عمر نگفته «الا بلا از ما بيروي كنيد»!!!!! مگر عمر ادعاي رهبري و پيشوايي امت را نکرد؟ مگر رهبر جز تقاضاي پيروي دارد؟ اين عمر شما چند هزار نفر را گردن زد تا مردم را مجبور کند از او اطاعت کنند؟ اين عمر شما مگر علي رغم جهلش در هر مساله ديني دخالت نکرد؟ **** مي‌شود بفرماييد اين موالي گري که عمر راه اندازي کرد از اسلام بود يا کعب الاحبار يهودي؟ مي‌شود بفرماييد اين اخذ جزيه از مسلمين که عمر اجرا مي‌کرد از اسلام بود يا کعب الاحبار يهودي؟ مي‌شود بفرماييد اين غارت ها و چپاولها که عمر پياده کرد از اسلام بود يا کعب الاحبار يهودي؟ ****** «فهميدي دين اسلام جهانيه»!!! کدام اسلام؟ اسلام ساخت کعب الاحبار؟ البته دين اسلام الهي است نه چون دين شما جهاني!!! اين خداوند عظيم و اعلي است که علم و حکمت و قانون و شرع و تمام اصول و فروع اسلام را معين و مشخص مي‌کند!! البته براي شمايي که عمر و ابوبکر را شريک او در جعل قوانين اسلام مي‌دانيد بايد هم دين اسلام «جهاني» باشد!!! ***** اين سخن تو چنان احمقانه و شيطاني است که خداوند متعال چنين در دهان تو مي‌زند: «وان تطع اكثر من في الارض يضلوك عن سبيل الله ان يتبعون الا الظن وان هم الا يخرصون» ******* آخر اي فرزند عائشة!!! بشر روي کره زمين در قرن 21 هنوز که هنوز از درک و فهم بسياري از آيات قرآن کريم و آيات الهي طبيعت عاجز و درمانده است. بعد چون ابلهان مي‌گويي: «دين اسلام جهانيه»!!! ******* آن حماقت و جهل و شرک و خرافات شما است که جهانيه!!! نه دين اسلام ساخته شده بوسيله الله متعال!!! **************** «بعدشم اين افرادي كه ميكي،ببين مورد تاييد كتاب ابن كثير هست» مورد تاييد ولي و امير و سرور شما معاويه و عمر بود!!! شما به فرمان معاويه و عمر به ممالک ديگر حمله مي‌برديد!! شما دين خود را منبري ها و خطبا منصوب توسط معاويه و عمر مي‌گرفتيد!!! مگر همين ابوهريره منصوب معاويه و عمر شما نبود؟ مگر شما دين خود را از غير از دستگاه ديني معاويه و عمر آموخته ايد؟ ************ «ما امت وسط هستيم» آري. وسط جهل و حماقت هستيد. ************ «كعب الاحباري كه تو ذهن شما و كتاباي شماست» مسند احمد مال ماست؟ تفسير ابن کثير مال ماست؟ تفسير قرطبي مال ماست؟ صحاح سته مال ماست؟ جفنگ بافتن را از که آموختي؟ کعب الاحبار يهودي؟ ********* «مثل امام زمانتون وجود خارجي ندارد فقط تو خيالاتتون هست كه تو اثباتش ناتوانيد به جهانيان معرفي كنيد!!!» مگر حضرت اولي الامر الهي را ما اثبات مي‌کنيم؟ مگر حضرت خليفة الله الاعظم را ما اثبات مي‌کنيم؟ مگر جانشين و خليفه واقعي محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله) را ما اثبات مي‌کنيم؟ خداوند کريم و قرآن مجيد است که ايشان را معرفي مي‌کنند. نه ما!!! هرگاه قرآن از لفظ «اولي الامر» پاک شد آنگاه روي زمين امام هادي و مهدي وجود ندارد!!! ********** در پايان به تو نصيحت مي‌کنم به جاي فحاشي و هرزه‌گويي و مهمل بافي از پرستش وهم ساقدار ساخته کعب الاحبار يهودي خودداري کني و دين اسلام را پذيرا شوي.
19 | مجيد م علي | , آمریکا | ٢٢:٣٦ - ٠٣ دي ١٣٩٠ |
با سلام

جناب عمر هصين گفتي N 73 حتماً ساخت Nokia ميباشد , بجان خودت اصلاً توي اين برنامه ها نبودم اصلاً خودم را بزحمت نداده ام كه حتي نگاهشون كنم فقط يك نصحيت ميكنم مي خواهي در كنكور موفق زياد با اين N 73 مشغول نكن .
گفتي كنكوري هستي متاسفانه نمي توانم كمك فكري بشما بكنم چرا كه اخرين كنكوري كه دادم عهد دقيانوس بود .... باقي احوالتم را نميگويم كه مبادا .......
گفتي كعب الاحبار خياله : در كتابهاي شما گفته شده :
كان كعب الأحبار حاخاماً يهودياً من يهود اليمن ، وقيل إنه من متَهوِّد وأصله من حمير ، وقصد بيت المقدس من اليمن ومر على المدينة ، فخرج الخليفة عمر لاستقباله إكراماً له واحتراماً !
وهو اكعب بن ماتع بن هيسوع وقيل هينوع (الأنساب:5/427)..
: «كان يحدثهم عن الكتب الإسرائيلية» وقال الذهبي في سيره:3 /489

ديدي كه كعب الاحبار يهودي وهم و خيال نيست حالا فرق نميكند بگو لعنت خدا بر كعب الاحبار يهودي و شاگردش منهم برايت در مورد قبولي كنكور دعا ميكنم

لبيك يا علي
20 | يلدا | , ایران | ٢٣:٣٨ - ٠٣ دي ١٣٩٠ |
آقاي اميرحسين جوري از مکاتب فقهيتون دفاع ميکنين که کاملا مشخصه بچه مدرسه اي هستين، من ليسانس سلولي داشتم و براي علاقم به تاريخ دارم ارشد تاريخ ميخونم راستش تا قبل اين به شيعه اعتقاد نداشتم ولي حالا مطمئنم اهل سنت به خطا رفتند. اون مکاتب فقهيم که شما بهش افتخار ميکنين از نقاط ضعف اهل سنته که اگه مشورت براي هرکس مجاز بود چرا درش بسته شده و به چهار نفر محدود شده؟ کي گفته اين چهار نفر فقط صلاحيت دارن؟ خدا؟ سنت؟ از اين قضيه بگذريم که شافعي و مالکي شاگرد مسلم جعفر صادق بودند، جالبه که نقطه ضعفتونو نقطه قوتتون تصور ميکنيد. من نميدونم شما کجايي هستين که بي دليل به هموطنتون توهين ميکنين ولي خوبه اينو بدونين که هر شش نفر نويسنده صحاح سته تون ايراني بودن پس اجداد ما پيروان ابن سبا نبودن جناب
21 | عليرضا ن | , ایران | ٠٧:٠٣ - ٠٤ دي ١٣٩٠ |
با سلام به آقاي امير حسين:
اول از همه آرزوي قبولي شما را در کنکور از خداوند متعال خواستارم، انشا الله.
جناب امير حسين، در مورد عبد الله بن سبا که راوي ان سيف بن عمر است، دانشمندان شما همچون طبري و اين اثير و ابن عساکر و اين کثير و ابن خلدون و ذهبي و ... به خوبي مي دانستند که سيف بن عمر متهم به زندقه است و علماي رجال اهل سنت در اينکه او دروغگو است اتفاق نظر دارند و هيچ يک از آنها او را توثيق نکرده است، و انها به خوبي از کذب و افترا و جعل او آگاه بودند و تنها بدين خاطر روايتهاي سيف را آوردند که اين زنديق با هدف دفاع از صاحبان سلطه و دفع انتقادات وارد بر آنها آراسته است، مي اوردند، مثل: آنچه که درباره انتقادات وارد بر خالد بن وليد در قتل مالک بن نويره و همبستر شدن وي با همسرش در همان شب، ساخته و پرداخته است.
حالا اگر شما اصرار داري که عبد الله بن سبا وجود خارجي دارد، اين سوال پيش مي آيد که چگونه مي توان باور کرد که خليفه سوم متوجه اين يهودي و فتنه انگيزي او نشده است؟ يعني مي خواهي بگويي که خليفه سوم، نتوانست يک نفر را که کل ممالک اسلامي را به شورش عليه خليفه تحريک کرد، دستگير کند؟ يعني يک نفر يهودي اين همه صحابه در مدينه و ديگر سرزمينهاي اسلامي را فريب داد؟ آيا اين توهين به صحابه نيست که فريب يک نفر يهودي را خوردند؟ چگونه عمار و ابوذر درباره آنچه اين يهودي بدان دعوت مي کرد و مي گفت: علي وصي رسول الله است، از امام علي (ع) سوال نکردند؟
چرا اين صحابه ها از امام علي (ع) که در کنارشان بود، سوال نکردند که آيا شما وصي رسول الله هستيد يا نه؟ چگونه صحابه از درستي گفتار اين يهودي از امام علي (ع) سوال نکردند؟
جناب امير حسين ، آيا باور کردن اين افسانه هاي خرافي، توهين به خليفه سوم و صحابه که فريب يک نفر يهودي به نام عبد االه بن سبا را خورده اند، نيست؟
جناب امير حسين در مورد کعب الاحبار کافيست که به کتاب طبقات ابن سعد و تهذيب التهذيب و الاصابه و تذکره الحفاظ مراجعه کني تا شرح احوال کعب الاحبار را مشاهده کني.
آيا مي داني که عبدالله بن عمروعاص و ابوهريره از شاگردان کعب الاحبار مي باشد.
جناب امير حسين در نظر شماره 16آنقدر تناقض وجود دارد که نمي دونم از کجا شروع کنم. يکبار مي گويي که ما دينمان را از حضرت عمر يا حضرت علي يا ابوبكر يا عثمان رضي الله تعالي عنهم اجمعين نميكيريم كه فقط به اونها اكتفا كنيم، بعد مي گويي که ما دينمونو از قرآن و سنت صحيح رسول الله ميكيريم بقيه مسايل فقهي را ازشوراي علماي مورد تاييد علم ميكيريم .
جناب امير حسين شما که بقيه مسائل فقهي را از شوراي مورد تاييد علم مي گيريد، آيا اين همان معني تقليد را نمي دهد؟
در يک حديث آمده است که ( اقتدوا بالذين من بعدي ابوبکر و عمر ) و در يکي آمده که( عليکم بسنتي و سنه الخلفا الراشدين المهديين)، در يکي آمده(اصحابي کالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم).
يکبار پيامبر مي گويد که فقط به ابوبکر و عمر اقتدا کنيد، يکبار مي گويد که يعد از من به سنت خلفاي راشدين اقتدا کنيد، يکبار مي گويد که به کل صحابه اقتدا کنيد؟ آيا اين احاديث که جعلي بودنشان واضح است، با هم ديگر تناقض ندارند؟
جناب امير حسين، همانطور که خلافت امير مومنان حضرت عمر رضي الله عنه بر اساس شوراي مردم و به بيشنهاد حضرت ابوبكر رضي الله عنه انتخاب شد ، همانطور هم امام زمانتان را انتخاب کنيد و به جهانيان معرفي نماييد؟ اصلاً آيا شما به ظهور امام آخرالزمان اعتقاد داريد يا نه؟ اگر اعتقاد داريد اين امام را چه کسي انتخاب مي کند؟ اگر به عقيده شما انتخاب امام با راي مردم است ، همانگونه که بعد از رحلت حضرت رسول صلي الله عليه و آله چنين کردند، پس چرا تا به حال انتخاب نکرده ايد تا بيايد و حقيقت را روشن کند و چه مردمي در چه زماني حق اين کار دارند وبه چه دليل؟ اگر انتخاب امام آخرالزمان با خداوند است پس چگونه بعد از رحلت پيامبر چنين نکرده اند و تکليف به اصطلاح امامان گذشته چيست؟
22 | اميرحسين | , چین | ٠١:٢٨ - ٠٦ دي ١٣٩٠ |
سلام .....
صبر كنيد صبر كنيد صبر داشته باشيد.....ان قدر با اعتماد به نفس صحبت نكيد يجوري سند مياريد انكار ما كتابامونو نخونديم.....(مكر اين در كتاب شما نيست؟مكر كعب الاحبار از مفسران شما نيست؟.....)خنكولي رافضي بذار وقت آزاد بيدا كنم كامبيوترم به اينترنت وصل بشه از ريشه مجلسي و كليني و آيات الات هاتون رو زير سوال ميبرم اون خانومه يلدا بود كي بود تو دوتا ليسانس كه هيج ده ها ليسانس داشته باشي كمراهي كمراهيه!!!!بوش و اوباما هم ده تا ليسانس دارند ولي مثل كليني و مجلسي و آيت الات اعظم....تو كمراهي آشكارند ليسانس و دكترا حجتي براي ما نيست...(خدا خودش كفته هر كي را بخواد هدايت ميكنه هركي رو بخواد كمراه ميكنه ليسانس دكترا بجه دبستاني بجه دانشكاهيو اينا نمي خواد مي فهمي من بجه ام ولي خدا نكنه از راهي كه انتخاب كردم بركردم با التماس ازش ميخوام به اين حقيقتي كه رسيدم ثابت قدمم كنه)آقايون عليرضا،مجيد،بخت النصر،....به شما هم خواهم كفت....!!!!ان شاالله اكه خدا خواست كنكور قبول شدم هديه اي بهتون ميدم دندان شكن....مرد كه نيستيد سايت هاي ما اهل سنت رو آزاد بذاريد اكه ميذاشتيد ان قدر بي انصاف نمي بوديد!!سايت هاي خودتون كه .....!!!واقعا خجالت داره بخدا مشركين مكه با محمد رسول الله اينكار رو نمي كردند كه شما مي كنيد!!!
در آخر از برادران شيعه ي منصف و دلسوز و از برادران اهل سنت خودمونم ميخوام دعام كنيد كنكور قبول شم ممنون موفق باشيد ان شا الله بر ميكردم
23 | عليرضا ن | , ایران | ١٦:١٧ - ٠٦ دي ١٣٩٠ |
با سلام
جناب امير حسين، به کجا چنين شتابان؟ به قول خاله قزي ريلکس ريلکس ريلکستر!!!
جناب امير حسين ، سوال سختي نپرسيدم ، گفتم که اگر عبدالله بن سبا وجود دارد، چرا خليفه سوم نتوانست، يک نفر يهودي را که کل ممالک اسلامي را بر ضد خليفه شوراند را شناسايي و دستگير کند؟ آيا اين نشان بي لياقتي خليفه سوم نيست؟ يا اصلاً چنين کسي وجود ندارد؟
چرا عبد الله بن سبا که تبليغ مي کرد، علي وصي رسول الله است، صحابه از امام علي (ع) که در کنارشان بود، سوال نکردند که آيا واقعاً شما وصي رسول خدايي؟
جناب امير حسين در نامه قبلي گفتيد که : كعب الاحباري كه تو ذهن شما و كتاباي شماست مثل امام زمانتون وجود خارجي ندارد فقط تو خيالاتتون هست كه تو اثباتش ناتوانيد به جهانيان معرفي كنيد!!! ؛ پس اين جمله شما ديگر براي چيست. (مكر اين در كتاب شما نيست؟مكر كعب الاحبار از مفسران شما نيست)؟
جناب امير حسين مگر خودت نگفتي که عمر بر اساس پيشنهاد خليفه اول و با مشورت مردم انتخاب شد، پس خواهشاً بر همين اساس ، امام زمان را انتخاب کنيد؟ مگر قرآن نمي فرمايد که: کارهايشان را با مشورت انجام مي دهتد؛ خب بسم الله.
بعد گفتي که : خدا خودش كفته هر كي را بخواد هدايت ميكنه هركي رو بخواد كمراه ميكنه؛ جناب امير حسين، در آيات قرآن ، اموري همچون هدايت و ضلالت به مشيت و اراده خداوند نسبت داده مي شود.( يضل من يشا و يهدي من يشا). ولي اين، به معناي اجبار بر هدايت و ضلالت نيست، به طوري که آدميان در انتخاب سر نوشت خويش هيچ گونه اراده و اختياري نداشته باشند.
بر اساس بينش شيعه اماميه ، انسانها نه آنگونه اند که در انتخاب سرنوشت خويش هيچ گونه اختيار و اراده اي نداشته باشند و نه آنچنانند که به خود واگذار شده باشند، بلکه (لا جبر و لا تفويض ولکن امر بين امرين).
به عبارت ديگر بايد گفت ، فاعليت الهي در طول فاعليت انسان است، يعني همچنان که افعال آدمي را به خود آنها نسبت مي دهيم، در يک بينش توحيدي مي توان همه آنها را به خداوند متعال نيز استناد داد، هيچ گونه فعلي در جهان هستي تحقق نمي يابد مگر به اراده تکويني الهي ، ولي اين اراده در طول اراده هاي فاعل هاي مختار است.
جناب امير حسين اگر برداشت شما اينگونه باشد که خداوند به اجبار هر کسي را بخواد هدايت يا گمراه کند، در اين صورت هدايت شونده و گمراه شونده هر دو در اصل کار مساويند، چون عمل به اراده و اختيار آنان نبوده، از طرفي نيکوکار مورد ستايش مردم قرار مي گيرد و اين را حق خود مي داند در حالي که چنين نيست و به خاطر همين پندار ، او به ملامت سزاوارتر است از گناهکار، زيرا گناهکار مورد ملامت مردم است و او خود را سزاوار اين ملامت مي داند، در حالي که چنين نيست، پس بايد به او احسان شود تا تحمل آزار و ملامت مردم را با آن جبران کند،نه به نيکوکار.
جناب امير حسين با توجه به اين ديدگاه شما، از شما سوال مي کنم که کسي که معصيت مي کند، معصيت او از آن کيست؟ آيا فاعل اين کار خداوند است و انسان در انجام آن مجبور بوده است؟ آيا خداوند و انسان با هم به مانند دو شريک در انجام و صدور گناه سهم دادند؟ آيا انسان از روي اختيار مرتکب گناه مي شود و گناه او ربطي به خداوند ندارد؟
جناب امير حسين اگر اين جوري باشد ، پس من هم از اين آيه اين جوري برداشت مي کنم:( بر آنان که ايمان آورده اند و کارهاي شايسته انجام مي دهند، در آنچه مي خورند گناهي نيست ، مادامي که پرهيزکارند و ايمان دارند و کارهاي شايسته انجام مي دهند). جناب امير حسين ، بايد طبق اين آيه مردار و گوشت خوک و شراب نيز حلال باشنند.( در حالي که اين طوري نيست).
جناب امير حسين در پايان مکتب ما نيازي به کعب الاحبار ها و تميم داري ها و ابن کثيرها ندارند، چون ما کساني را داريم که تلاوت کننده هاي قرآن و ترجمان کتاب خداوند هستند.
جناب امير حسين براي وصل شدن به اينتر نت فقط کافيست که چند متر سيم تلفن و يک کارت اينترنت تهيه کنيد و نيازي به وقت آزاد ندارد(ساده ترين روش) يا هزار تومان از جيب مبارک خرج کني و يک ساعت در کافي نت از اينتر نت استفاده کني . و همچنين اين حرف شما خنده دار است: آقايون عليرضا،مجيد،بخت النصر،....به شما هم خواهم كفت....!!!!ان شاالله اكه خدا خواست كنكور قبول شدم هديه اي بهتون ميدم دندان شكن. باشد من هم مي گويم که اگر در سال 1415 انشا الله بازنشسته شدم، هديه اي دندان شکن به شما مي دهم.
در ضمن براي ورورد به سايتهاي اهل سنت مثل ، اسلام تکس و غيره کار سختي نيست، يک مفدار تلاش کن، مي تواني.
24 | مجيد م علي | , آمریکا | ١٦:٣٨ - ٠٦ دي ١٣٩٠ |
با سلام
جناب عمير هصين مثل اينكه واقعاً زير فشار درسهاي امادگي كنكور داري ميزايي . خدا بداد برسه اگر قبول بشي بعد اخر هر ترم بايد بياي بگي چند قلو زاييدي.
بعد جناب بسته شدن بعضي از سايت سني چه ربطي بمن داره بخدا قسم اگر من مسئول بودم نه تنها اين سايتها را ازاد ميگذاشتم كه هيچ برنامه هاي تلويزونشون هم مياوردم روي شبكه صدا و سيما تا معلوم بشه كه چه ارازل اوباشي اين شبكه ها را ميچرخانند .
حالا اومدي استناد ميكني

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ( 56 ) القصص )
در حقيقت تو هر كه را دوست دارى نمى‏توانى راهنمايى كنى ليكن خداست كه هر كه را بخواهد راهنمايى مى‏كند و او به راه‏يافتگان داناتر است .

خوب خدا خيرت بده يعني همه حرفهاي خودت يعني كشك حالا برو دنبال درس خوندنت كه كنكور قبول بشي اينطوري كه تو درس ميخواني يعني همش داري با گوشي ( همراهت ) بازي ميكني , ميخواهي كامپپوترتو به اينترنت وصل كني بعد بمثل اراذل اوباش تهديد به دادن هديه دندون شكن بكني كنكور قبول نميشي بعد مياي ميگي خدا نخواست ؟؟
برو جناب درستو بخوان بعد اگر خواندي ميتوني دعاي ما را هم ضميمه اش بكني البته پيشنهاد ميكنم نذر يك زيارت هم بكن باور كن موثره .


لبيك يا علي


25 | بخت النصر | , ایران | ٢٣:٥٨ - ٠٦ دي ١٣٩٠ |
جناب اميرحسين
بازهم نهفمي و حماقت را سرمشق قرار دادي و گفتي «(مكر اين در كتاب شما نيست؟مكر كعب الاحبار از مفسران شما نيست؟.....)»!!!!

معاوية‌ بن هند امير ما بوده است يا شما؟
معاوية بن هند نزد ما خال المومنين بوده است يا شما؟
عمر بن خطاب نزد ما خليفة رسول الله بوده است يا شما؟
عمر بن خطاب نزد ما مقدس است يا شما؟
معاوية بن هند را ما اميرالمومنين و حاکم مي‌دانيم يا شما؟
****
بنده از کتب خودتان اثبات کردم که خليفه شما، اميرالمومنين شما، پيشواي شما، فرمانده شما، رهبر شما، رئيس شما، شاگرد و دوست و تابع و پيرو بزرگ بزرگان يهود کعب الاحبار ملعون بوده است!!!
خليفه و اميرالمومنين شما دينش را از يک يهودي مي‌گرفته!!
*****
علت آن را نيز ذکر کردم که همان بيسوادي عمر بن خطاب و معاوية بن هند نسبت به قرآن بوده است.
*****
«ولي مثل كليني و مجلسي و آيت الات اعظم....تو كمراهي آشكارند »

گمراه آشکار ابوبکر بود که فدک را دزديد.
گمراه آشکار ابوبکر بود که به دستور يهوديان از زکات منع و جزيه را جايگزين آن کرد.
گمراه آشکار ابوبکر بود که به خانه وحي هجوم برد.
گمراه آشکار ابوبکر بود که سعد بن عبادة را ترور کرد.
************
«مرد كه نيستيد سايت هاي ما اهل سنت رو آزاد بذاريد اكه ميذاشتيد ان قدر بي انصاف نمي بوديد»
هر کتابي که از اهل عمر بخواهي اينجا موجود است:
http://www.almeshkat.net/

هزاران جلد از کتب شما در آن سايت موجود است و به اشاره‌اي دانلود مي‌شود. ولي اين مولوها و مفتکي‌هاي شما هستند که شما را از خواندن کتب خودتان مي‌ترسانند!!!
آنها از کتب خودتان براي خودتان يک لولو خورخوره ساخته‌اند و مدام شما را انذار مي‌دهند که آنها را نخوانيد!!!

اگر مرد هستي همان کتب اصلي خود را دانلود کن و احاديث ابلهانه صحيح بخاري را به آنها نشان ده!!!
26 | يلدا | , ایران | ٠٢:٢٧ - ٠٧ دي ١٣٩٠ |
آقاي اميرحسين من نخواستم فوق ليسانس نگرفتمو تو سرتون بزنم فقط ميگم ما هزاران صفحه کتاب ميخونيم به خودمون اجازه نميديم حکم کلي صادر کنيم فکر نميکنيد واسه شما خيلي زوده؟
اگرم به هوشتون مينازيد بابا منم تيزهوشان درس خوندم به قول شما خنگول نيستم فکر نميکنم شمام ابن سينا باشيد که تو هيجده سالگي عالم شده باشين!!
ضمن اينکه با اينکه فارسي زبان نيستم ولي ميدونم نوع استفاده شما از کلماتي عين خنگول نرمال نيست يا ايراني نيستين که فارسيو بد حرف ميزنيد يا درساتونو خوب نخونيديد رو ضريب ادبيات حساب باز نکنيد!!
در ضمن اينکه شما هرکي به علي عقيده داره رو شيعه حساب کنيد ميشه مثل اينکه هر کي به امامت علي عقيده نداره رو سني حساب کنيم، اينجوري خيلي براتون بد ميشه اگه باور نميکنيد يه سري هم به تاريخ بزنيد.
کسي که بگه معاويه چون از صحابه بوده بهشتيه، منطقو تعطيل کرده بره پي کارش، ترسيده حقيقتو پيدا کنه!
27 | علي | , آمریکا | ٢١:٠٩ - ٠٥ فروردين ١٣٩١ |
سلام ذوستان
من بحثاتونو خوندم, بيش از پيش دانستم که نمي دانم.
فقط يک مورد در ذهن من غوغا ميکنه که چرا بي احترامي به نظزات يکديگر.
چرا نمي تونيم همديگر رو بفهميم .چرا به تاريخهاي گذشته که هيچ اراده اي در تغيير آن نداريم استناد به مجوز داشتن فحاشي و بي احترامي مي کنيم.الان بايد متحد باشيم.شيعه کرامت دارد همانطور که سني دارد. علي براي من کمالات و کرامت داره و عمر براي تو. من به تو احترام ميذارم و تو به من .اگر غير از اين باشه روزگار ما همينه.بحث ميکنيم که دانشمون در مورد همديگه زياد بشه نه دشمنيمون زياد بشه.حالا کعب الاحبار وجود داره يا نه .امام زمان وجود داره يا نه.ما که الان وجود داريم .ببخشيد که غاميانه حرف زدم .خب تا حالا فکر کرديد چرا 1400 سال ما هنوز در وادي اتحاد اندر خم يک کوچه ايم.
28 | Zoya | | ٠٣:١٧ - ٠٤ اسفند ١٣٩١ |
So much info in so few words. Tolsoty could learn a lot.
29 | مجتبي خدادوست | , ایران | ١٩:٣٩ - ٠٥ اسفند ١٣٩١ |
Hello Zoya
I Summarise all sentences in one sentence:
" Alii is with Right and Right is with Alii"
«علي مع الحق والحق مع علي»
30 | منصور | , ایران | ١٤:٤١ - ١٤ اسفند ١٣٩١ |
براي سني ها بهتر همانست كه نوكر آل صعود بمانند.مبادا از اين راه منحرف شوند وبدانند كه انها دراخرت شفعتتان ميكنند.و اما بعد اگر س...ها چيز مي فهميدند كه الان اوضاع شان اينجور فلاكتبار نبودكه عقب افتاده ترين ملت ها ايشانند.انشاءالله با ابوبكر و عمر وعثمان و معاويه بن چهارنفر رضي ....عنهم ويزيدبن معاويه (كه همتراز آنهاست) در قيامت همنشين شوند.
31 | محمدعلي | , ایران | ١٧:٤٨ - ٢٩ خرداد ١٣٩٢ |
نظرچندنفر ازعلماي شيعه پيرامون عدم تحريف قرآن شيخ صدوق(متوفاي381ه.ق)ميگويد:((اعتقاد ما درباره قرآن اين است که آن سخن خدا ووحي است.کتابي که باطل ونادرستي درآن راه ندارد وازجانب پروردگارحکيم ودانا نازل شده است واو فروفرستنده ونگهبان آن مي باشد.)) الاعتقادات ص93 ابوعلي طبرسي صاحب تفسيرمجمع البيان مي فرمايد:((درمورد فزوني قرآن همه امت اسلامي بربي پايگي آن اتفاق نظردارندواما درمورد کاسته شدن آن؛اندکي ازاصحاب ماوگروهي ازحشويه ازاهل سنت رواياتي آورده اند ولي آنچه ازمذهب ماپذيرفته شده وصحيح است برخلاف آن مي باشد.)) مجمع البيان ج1ص10 علي بن طاووس حلي معروف به سيدبن طاووس(متوفاي664ه.ق)مينويسد:(( نظرشيعه آن است که دگرگوني درقرآن راه ندارد.)) سعدالسعودص144 ملامحسن فيض کاشاني صاحب تفسيرصافي درباره عدم تحريف قرآن مي گويد:((عزيز درلغت به معناي شکست ناپذيراست وقرآن دراين آيه(فصلت:41و42)به عزت توصيف شده است وعزيزبودن قرآن به آن است که هيچ باطلي درآن راه ندارد وتحريف بارزترين نوع باطل است.)) علم اليقين ج1ص565
32 | محمدعلي | , ایران | ١٨:٥١ - ٢٩ خرداد ١٣٩٢ |
شيخ طوسي درمقدمه تفسيرش ميگويد:((ميان مسلمين اجماع است وظاهرمذهب مسلمانان ومذهب حقه اماميه اين است که تحريف درقرآن تحقق نيافته است.))
التبيان ج1ص3
شيخ مفيدميگويد:((روايت صحيح ازائمه وارد شده که مارا به آنچه که دربين دوجلدآمده است امرنمودند بدون اينکه به کم وزيادبودن آن اشاره کرده باشندوهمچنين گفته اندآنچه که بين دوجلدآمده است تمام آن کلام خداست.))
المسائل السروية ص79و81
قاضي نورالله شوشتري صاحب احقاق الحق ميگويد:((آنچه برخي به شيعه اماميه نسبت داده اندکه آنان به دگرگوني قرآن قائل هستندموردپذيرش همه شيعيان نيست وتنها اندکي ازآنان چنين عقيده اي دارند که درميان شيعيان به آنان اعتنا نمي شود.))
آلاءالرحمن ص25
33 | محمدعلي | , ایران | ١٩:٣١ - ٢٩ خرداد ١٣٩٢ |
نقدکتاب فصل الخطاب ميرزانوري طبرسي
ميرزاحسين نوري طبرسي درکتاب خود1122روايت درباره تحريف قرآن آورده است که815روايت آن ازسه کتاب زيررگرفته شده است
1-کتاب قراءات احمدبن محمدسياري.اوازنويسندگان آل طاهربوده وفردي بسيارضعيف الحديث وفاسدالمذهب وکثيرالارسال معرفي شده است.
الفهرست شيخ طوسي ص47شماره70ورجال نجاشي شماره190
2-کتاب التحريف علي بن احمدکوفي(متوفاي352ه.ق)که رجاليون اورا دروغگو وباطل گراخواندند.
نجاشي رجال شناس شيعه درباره وي مينويسد:((اوکوفي وازآل ابي طالب بود.درآخرزندگي راه غلو رادرپيش گرفت ومذهب اوفاسدگشت وکتابهاي زيادي نوشت.کتابهاي اوآکنده ازخطاواشتباه است.غاليان براي اين مردعظمت زيادي قائلند.))
رجال نجاشي شماره689
3-تفسيرعلي بن ابراهيم قمي
نويسنده اصلي اين کتاب شخصي است به نام ابوالفضل عباس بن محمدکوفي که خود راشاگردعلي بن ابراهيم معرفي کرده است ونکته جالب اينکه هيچ نامي ازاودرکتابهاي رجالي شيعه برده نشده است.
علمايي که برفصل الخطاب محدث نوري کتاب نوشتند
1-شيخ محمودفرزندشيخ ابوالقاسم معروف به معرب تهراني(متوفاي1313ه.ق)که درنقدفصل الخطاب کتابي300صفحه اي به نام (کشف الارتياب في عدم تحريف القرآن)نگاشته است.
2-سيدمحمدحسين شهرستاني(متوفاي1315ه.ق)کتاب(حفظ کتاب الشريف عن شبهةلقول بالتحريف)رانوشت که کتاب بسيار ارزشمنديست.
3-آيت الله شيخ محمدجوادبلاغي درمقدمه کتاب خود(آلاءالرحمن)نقدي برفصل الخطاب نوشت.
4-مرحوم آيت الله العظمي خويي درتفسيرش کتاب البيان فصلي به نام(صيانة القرآن عن التحريف)را در ردميرزاي نوري تنظيم نموده است.
34 | امير | , کانادا | ١٦:٥٢ - ٣٠ مرداد ١٣٩٢ |
نظرتون درباره اين حديث از امام صادق عليه السلام چيه( الرَّجْمُ فِى الْقُرْآنِ قَوْلُ اللَّهِ عز و جل : إِذَا زَنَى الشَّيخُ وَالشَّيخَةُ فَارْجُمُوهُمَا الْبَتَّةَ فَإِنَّهُمَا قَضَيا الشَّهْوَةَ) الكافى ، ج ۷ ، ص ۱۷۷ من لايحضره الفقيه، ج ۴، ص ۲۶ تهذيب الأحكام، ج ۸، ص ۱۹۵ سند حديث هم درسته و صحيحه !!!

پاسخ:
باسلام
دوست گرامي؛ قرآن در اينجا منظور كتاب آسماني است چنانكه اين معني در قرآن «هذا القرآن؛ اين كتاب آسماني» هم آمده و در صحيح بخاري هم آمده است كه حضرت داود عليه السلام قرآن مي خوانده است كه منظور كتاب آسماني است و چنين معنيي در صدر اسلام رايج بوده است.
موفق باشيد
گروه پاسخ به شبهات
(1)
35 | علي مهريزي | , آمریکا | ١٢:١٤ - ٣١ ارديبهشت ١٣٩٣ |
به عزيزاني که وارد بحث مي شوند توصيه مشفقانه دارم مراقب غلبه احساسات و تبديل شدن فضاي مقدس مباحثات علمي و کلامي به عرصه تاخت و تاز تعصبات و هتک حرمت ها و از ميان بردن همه زمينه هاي تفاهم و تسامح و اخوت اسلامي باشند. مناقشات درون ديني همواره در ميان همه اديان و مذاهب و نحله ها وجود داشته و در عالم اسلام و اهل قبله نيز طي قرون گذشته امري رايج شناخته شده، و علماي فهيم و مصلحان دلسوز که مهم ترين دغدغه آنان تحکيم اخوت اسلامي و صيانت از وحدت امت، و هوشياري در برابر تفرقه افکني ها و فتنه گري هاي دشمنان قسم خورده قرآن و اسلام بوده همواره سعي داشته اند که ضمن اتکا به براهين عقلي و نقلي، فضاي گفتگو را با رعايت موازين ادب و اخلاق، معطر نگهدارند. بحث و مناظره تا آنجا که براي روشن شدن حقيقت(جدال احسن) باشد امري عقلايي، برکت خيز، محبوب و مرضي خداوند متعال است و چنانچه به مجادلات حرمت شکنانه و سب و لعن و هتک حيثيات منجر شود بي هيچ ترديدي چنين عرصه اي جز محل حضور ابليس، و جشن و رقص و پايکوبي شياطين نخواهد بود و حاصلي جز تيره تر شدن فضا و تشديد خصومات و تضعيف امت و شقه شقه شدن پيکر دين و صد البته خرسندي بي حد دشمنان و نهايتا در پي آمدن غضب الهي و روسياهي و خسران ابدي براي پديد آورندگان اين وضع، نخواهد داشت(همانگونه که دردمندانه در اين روزگار، در بسياري از بلاد اسلامي مشاهده مي کنيم)فاعتبروا يا اولي الابصار.
36 | ناشناس | , ایران | ٢١:١٣ - ٢١ اسفند ١٣٩٦ |
سلام پس حرف علی بن ابراهیم قمی تو کتاب تفسیرش در مورد تحریف قرآن چی میشه

پاسخ:
سلام لطفا به این لینک مراجعه کنید:http://valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=1599
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English | پخش زنده