2019 March 20 - چهار شنبه 29 اسفند 1397
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
کد مطلب: ٥٥٤٦ تاریخ انتشار: ١٨ آبان ١٣٨٨ تعداد بازدید: 2802
سخنراني ها » عمومي
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات

پاسخ به شبهات 88/08/18

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 18/ 08/ 88

استاد حسيني قزويني

مقدمه

نكته اول...

اين كامپيوتر كوچكي كه مي بينيد [اشاره به نوت بوك خويش]، نزديك به 120 هزار جلد كتاب را در خود جاي داده است. اگر دنبال مطلبي بگرديد، حتي فرصت 2 ثانيه معطل شدن را به شما نمي دهد. در كمتر از 2 ثانيه، جواب مي دهد و آدرس مطلب مورد نظر خود را با جلد و صفحه به شما مي دهد. اين چنين امكاناتي در گذشته در اختيار بزرگان ما نبود. الان بعضي دوستان از كشورهاي مختلف، سي دي هايي را در اختيار ما قرار داده اند كه بيش از 60 هزار جلد كتاب را در خود جاي داده است. در سايت هاي مختلف هم ميليون ها جلد كتاب وجود دارد.

نكته دوم

هجمه اي كه امروز عليه شيعه است، در تاريخ سابقه ندارد. مخالفين و دشمنان ما، در رأس شان وهابيت، در راستاي مخدوش كردن فرهنگ شيعه از تمام امكاناتي و ظرفيت ها استفاده مي كنند. كتاب هايي كه عليه شيعه نوشته مي شود، يك پانصدم آن، عليه كفر و مادّي گري و صهيونيسم نوشته نمي شود. گويا در كشورهاي اسلامي، خطر تشيع از خطر كفر بيشتر است. در كشورهاي خليج فارس و عربستان سعودي و سوريه و لبنان و اردن كه داعيه اسلامي دارند، ببينيد چقدر كتاب عليه شيعه نوشته اند و چقدر كتاب عليه كمونيست و مادّي گري و صهيونيسم نوشته مي شود.

نكته سوم

ما در طول اين 15 قرن، به ويژه در اين 30 سالي كه فرصت طلائي در اختيار ما قرار گرفت، آن گونه كه انتظار مي رفت، براي اهل بيت (عليهم السلام) كار نكرديم و نيروي ورزيده اي كه بتواند در برابر مخالفين مقاومت كند و پاسخ گو باشد، تربيت نكرديم.

دو سال قبل، از يكي از شبكه هاي ماهواره اي شناسنامه دار وهابي و ضد شيعه به نام المستقلة كه عمدتا از طريق عربستان سعودي ساپورت مي شود، رئيس شبكه، آقاي هاشمي به من زنگ زد و گفت ما مي خواهيم در رابطه با امام صادق (عليه السلام)، رئيس مذهب شيعه، مناظرات ماهواره اي برگزار كنيم و وهابي ها، چند نفر را معرفي كردند و هر كس را كه حوزه علميه قم صلاح مي بيند، معرفي كند تا ما چند جلسه در رابطه با آثار امام صادق (عليه السلام) و حيات و تراث ايشان بحث داشته باشيم. من هم خدمت حضرت آيت الله العظمي سبحاني آمدم و مطلب را گفتم كه هم چنين فرصتي پيش آمده است و رسما از ما درخواست كردند نيرويي به لندن بفرستيم تا با وهابيت در رابطه با امام صادق (عليه السلام) مناظره داشته باشيم. ايشان هم استقبال كرد. گفتم آنها براي برگزاري مناظره، هزينه اي حدود هفتاد ميليون هم از ما خواسته اند. وقتي با بعضي از دوستان صحبت كرديم، در مدت يك هفته، آن هفتاد ميليون تومان را آماده كرديم و به حضرت آيت الله العظمي سبحاني گفتم پولش آماده است و آماده كردن نيرويش با شماست. با حضرت آيت الله ميلاني جلسه داشتيم و حضرت آيت الله العظمي سبحاني و كوراني و ديگران هم بودند و يكي از اساتيد عرب زبان را انتخاب كردند و بنده هم رفتم بليط رفت و برگشت سفر به لندن را به مبلغ800 هزار تومان خريدم. حضرت آيت الله العظمي سبحاني فرمودند قبل از اين كه اين بزرگوار برود، ما بايد با ايشان صحبت بكنيم و ببينيم آيا مي تواند؟ ما هم در اين زمينه تلاش كرديم و تمام سوالاتي را كه آنها مي خواستند در اين مناظره بپرسند، آماده كرديم و در اختيار آنها قرار داديم. به منزل حضرت آيت الله العظمي ميلاني رفتيم و ايشان هم چند سوال از اين بزرگوار كردند و ديديم نسبت به ايشان سرد شدند و فرمودند استخاره كنيم و اگر كسي را نفرستيم، بهتر از اين است كه ايشان را بفرستيم و آبروي حوزه برود. استخاره كرديم و خيلي بد آمد. ما هم با يك دنيا بغض و چشماني اشك آلود، رفتيم بليط ها را پس داديم.

عزيزان! اين مصيبت و مشكل ماست.

روزي حضرت آيت الله العظمي سبحاني منزل ما بود و پخش زنده شبكه المستقلة را مي ديديم كه يكي از وهابي ها را از رياض فرستاده بودند كه پاسخ گويي به شبهات ابن تيميه داشته باشد. يك نفر زنگ زد و شبهه را مطرح كرد و آن وهابي هم با ذكر نام كتاب و جلد و صفحه، سوال را زيبا پاسخ داد. نفراتي ديگر از آمريكا و بغداد و بحرين زنگ زدند و جواب داد و خيلي حضور ذهن دقيقي داشت و با ذكر جلد و صفحه، پاسخ مي داد. حضرت آيت الله العظمي، محكم روي زانوي خود زد و به من فرمود:

آيا ما توانسته ايم در حوزه، مانند ايشان را تربيت كنيم كه در ماهواره، به اين شكل از اهل بيت (عليهم السلام) دفاع كند.

من، آن لحظه و احساسات حضرت آيت الله العظمي سبحاني را به هيچ وجه فراموش نمي كنم كه با يك احساساتي اين تعبير را فرمودند كه رگ هاي من به لرزه افتاده بود.

لذا، عزيزان! اعتراف به كوتاهي، خودش نوعي شجاعت است. توجه داشته باشيد كه در طول اين 30 سال، حتي در مراكز تخصصي هم نيروي توانمندي كه بتواند در عرصه بين المللي و ماهواره و اينترنت، از اهل بيت (عليهم السلام) دفاع كند، نتوانسته ايم تربيت كنيم يا به فكرش نبوديم. اگر كسي به صورت خودجوش، مسائلي را انجام داد، مربوط به خودش بود. وگرنه، برنامه ريزي اي كه بتوانيم نيروهاي ورزيده اي را براي بحث و مناظره و پاسخ گويي به شبهات مطرح كنيم، اين چنين مركزي را در طول اين 30 سال، بنده نشنيده ام كه داشته باشيم و خبر ندارم.

نكته چهارم

كساني كه از برنامه هاي بنده آگاهي دارند، بنده اين افتخار را دارم و خدا را از اين تفضلش شاكرم كه اولين روحاني شيعي و ايراني بودم كه در شبكه المستقلة، چندين جلسه وارد بحث و مناظره شدم و آخرينش در ماه شعبان سال گذشته در رابطه با شهادت حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) بود و حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي خودشان بزرگواري كردند با بنده تماس گرفتند و فرمودند به نظر من بر شما تكليف است در اين مناظره شركت كنيد. من هم به مدت 3 شب وارد اين مناظره شدم كه به صورت صوتي و تصويري و متني و عربي و فارسي در سايت مان قابل دسترسي است. 3 نفر وهابي در يك طرف و بنده هم در يك طرف. با گفتن يك يا زهراء، رفتيم و در شب سوم، دكتر ابو شوارب ـ از اساتيد دانشگاه اسكندريه مصر ـ رسما اعتراف كرد و اين تعبير را داشت:

فلاني در اين 3 شب، ثابت كرد كه هم حضور ذهن خوبي دارد و هم در فن مناظره، مسلّط است و هم مؤدبانه با مفاهيم اهل سنت برخورد مي كند و در رجال تخصص دارد.

در آخر هم اين تعبير را داشت:

مع الأسف إن سيد القزويني قد جعل ابا بكر و عمر في قفس الإتهام.

گفتم اين گناه من نيست. من در اين 3 شب، يك روايت هم از كتاب هاي شيعي نياوردم و همه اش از كتاب هاي اهل سنت با بررسي سندي بود. يك روايت كه علماي اهل سنت آن را ضعيف بدانند، نياوردم. شما مشكل خودتان را حل كنيد. اين كتاب هاي شما، مورد تائيد شماست و اين روايات را بزرگان شما از قرن دوم و سوم آورده اند، مانند ابن سعد متوفاي 230 هجري در طبقات الكبري و طبري متوفاي 310 هجري و بعد از اينها، اگر مشكل داريد و مي خواهيد ابوبكر و عمر را از قفس اتهام بيرون بياوريد، كتاب هاي خودتان را اصلاح كنيد.

امسال هم شبكه المستقلة حدود 5 نامه براي من نوشت و متن عربي و ترجمه فارسي غالب آنها را هم در سايت گذاشته ايم كه از ما براي شركت در مناظره دعوت كردند. ما هم با بعضي از مراجع بزرگوار مشورت كرديم. آخرين نامه شان هم اين بود كه ما حاضريم شبكه المستقلة را تا يك ماه، شبي دو ساعت، براي نقد وهابيت يا معرفي شيعه در اختيار شما قرار بدهيم. ولي يك شرط دارد كه شما يك ساعت صحبت كنيد و ما هم يك ساعت، تلفن ها را باز بگذاريم تا مخاطبين ما از سراسر جهان كه زنگ مي زنند و سوال مي كنند، شما جواب بدهيد. به ذهن من، اين فرصت طلايي بود براي ما. با بعضي از بزرگان تماس گرفتيم و بعضي گفتند به صلاح است و حتما از اين فرصت استفاده كنيد و بعضي گفتند به صلاح نيست. با بعضي از مراجع مشورت كرديم و وقتي ديديم اختلاف است و فردا دچار مشكل مي شويم، ما هم نرفتيم.

هدف ما هم در اين جلسات، اين نيست كه بيائيم براي شما روضه خواني كنيم و شما هم گوش بدهيد و خوش تان بيايد. بلكه هدف ما اين است كه در كنار بحث مان، تعدادي از شبهات موجود روز را مطرح كنيم و تعدادي از سايت ها و فيلم هايي را كه در ماهواره شان پخش مي كنند، نمايش بدهيم و بگوييم كه در اين ماه، اين شبهات، روي آنتن رفته است و شما بايد جواب بدهيد. اين شبهات جديد كه در سايت هاي وهابيت آمده، اين گفت وگو و مناظره، در فلان شبكه انجام شده و بايد جواب بدهيد. ما تلاش مي كنيم به حول و قوه الهي از پرده نمايش استفاده كنيم تا إن شاء الله عزيزان هم به صورت صوتي و تصويري استفاده كنند.

* * * * * * *

روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات

نكته اول: گسترش تهاجم در عصر حاضر

در عصر حاضر، شيعه با چه مشكلاتي مواجه است؟

در اين رابطه، عزيزان تا حدودي مستحضر هستند هجمه اي كه امروز متوجه شيعه است، در آماري كه حضرت آيت الله العظمي سبحاني در كتاب جوان شيعه پاسخ مي دهد و در سايت WWW.ISL.ORG.UK آمده است، حدود 40 هزار سايت اينترنتي وهابيت، الان مشغول فعاليت است.

دكتر موسي موسوي ـ نوه حضرت آيت الله العظمي سيد ابو الحسن اصفهاني (ره) كه 3 سال قبل از به علت سرطان از دنيا رفت و نزديكانش حتي جرأت مراسم ختم گرفتن براي او را نداشتند و از وجود كثيفش متنفر بودند ـ كتاب الشيعة و التصحيح را نوشته است كه در سال 1386 در 8 ميليون نسخه چاپ و در سراسر كشورهاي اسلامي به صورت رايگان در اختيار مردم قرار گرفت و خود حضرت آيت الله العظمي سبحاني مي فرمود من خودم از راديو شنيدم كه صدام گفته بود:

اگر 8 سال جنگ ما عليه ايران، هيچ فايده نداشت جز اين كه اين كتاب چاپ شود، براي ما بس است.

در ايام حج سال 1381 بنا به نقل مجله ميقات، شماره 43 به نقل از روزنامه عكاظ، در يك ماه، 10 ميليون و 685 هزار جلد كتاب به 20 زبان زنده دنيا كه غالبا ضد شيعي بود، توسط دولت عربستان سعودي ميان زائران خانه خدا توزيع شد. بنده هم دو سال پيش كه مشرف بودم، روز 11 ذي الحجه كه در منا بوديم، معمولا در چادرهاي ايراني، هر روز يك خبرنامه فارسي در 8 صفحه پخش مي شد و من هم آن خبرنامه را با خودم آوردم. وزير فرهنگ [وزير إعلام] عربستان سعودي در مصاحبه اي گفته بود:

در اين چند روزي كه از حج گذشته، نزديك 11 ميليون جزوه و سي دي و كاست رايگان در اختيار بيت الله الحرام قرار داده ايم.

90٪ آنها عليه شيعه است و آورده اند كه شيعه، كافر و مشرك است و قتلش واجب است.

بن جبرين ـ از شخصيت هاي برجسته عربستان سعودي و شخصيت شماره دو عربستان سعودي به شمار مي رفت و حدود 3 ماه قبل، سرطان گرفت و روي تخت بيمارستان هاي آلمان، به جايي رفت كه بايد مي رفت و إن شاء الله خداوند به آن گونه كه شايسته است، با او رفتار كند ـ در سايت خود كه يكي از پُر بيننده ترين سايت ها وهابي است، صراحتا مي گويد:

بدون شك، شيعيان به 4 دليل كافر هستند:

1. اعتقاد به تحريف قرآن 2. اعتقاد تكفير اهل سنت و به نجاست آنان

3. اعتقاد به تكفير صحابه 4. اعتقاد به غلو در حق حضرت علي (عليه السلام) و فرزندان او

اللؤلؤ المكين من فتاوي فضيلة الشيخ بن جبرين، ص39

عربستان سعودي، دو گروه علمي دارد كه وابسته به دولت عربستان سعودي است و اعضاء آن را خود پادشاه عربستان سعودي معين مي كند:1. اللجنة الدائمة للإفتاء 2. اللجنة كبار العلماء.

اللجنة الدائمة للإفتاء كه همان شوراي إفتاء است و در رأسش مفتي أعظم عربستان سعودي، شيخ عبد العزيز بن عبد الله آل شيخ است كه 4 سال پيش، بنده با ايشان در طائف مذاكره داشتم و آن را ضبط كرديم و در سايت هم گذاشته ايم. اين شورا، در فتاواي شان رسما اعلام كرده اند:

شيعياني كه يا علي و يا حسين و يا حسن مي گويند:

فهم مشركون مرتدون عن الإسلام

هم مشرك هستند و هم مرتد.

فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء، ج3، ص373

زرقاوي ـ رهبر جهادي افراطي تكفيريون عراق ـ در آخرين سخنراني كه 20 روز قبل از به درك واصل شدنش گفت و در سايت هاي مختلف هم هست، اين مطلب را گفت:

شيعيان، افعي ها و دشمنان در كمين نشسته و عقرب هاي حيله گر هستند. تشيع، ديني جداي از اسلام است. شيعيان، قبرها را مي پرستند و در اطراف قبور أئمه طواف مي كنند و ياران پيامبر را كافر مي دانند ... . كساني كه گمان مي كنند شيعيان مي توانند ميراث تاريخي و كينه سياه خود را فراموش كنند، در توهم به سر مي برند و اين همانند اين است كه اين افراد از مسيحيان بخواهند صليب كشيدن مسيح را فراموش كنند.

شيخ عبد الرحمان برّاج ـ كه موقعيت ممتازي در عربستان سعودي دارد و بعد از فوت بن جبرين، ايشان شخصيت شماره دو عربستان سعودي شد ـ رسما اعلام كرده است:

اگر اهل سنت و وهابيت داراي دولت مقتدري باشند، اولين كاري كه مي كنند اين است كه اعلام جهاد عليه شيعه و قتل عام همه شيعه است.

در تاريخ 5 شهريور 1386 در رياض، شخصيت هاي برجسته وهابي، همايشي تشكيل دادند و نتيجه اش اين شد:

ما بايد از ورود شيعيان به مساجد اهل سنت جلوگيري كنيم. چون شيعيان مشرك هستند و مشركين نجس هستند و مساجد را متنجس مي كنند. شيعيان حق آمدن به زيارت بيت الله الحرام را ندارند. چون قرآن صراحتا اعلام كرده است كه مشركين نجس هستند و نبايد اجازه بدهيم كنار بيت الله الحرام بيايند.

من با يكي از سران دانشگاه أم القراي مكه كه بحث كردم، مي گفت:

يكي از اشكالات اساسي ما به دولت عربستان سعودي اين است كه به شما اجازه مي دهيم به مكه بيائيد. شما اهل مكه نيستيد و مشرك هستيد و آمدن شما به مكه، خلاف شرع است. شما مي آييد اينجا تا با ما مسلمانان جنگ كنيد.

از قول ملك عبد الله اعلام كردند:

ما در جنگ عراق عليه ايران، 20 ميليارد دلار هزينه كرده ايم. براي نجات كويت از حمله و تصرف صدام، 40 ميليارد دلار هزينه كرده ايم. آماده هستيم براي جلوگيري از نشر فرهنگ شيعه و سقوط دولت شيعي نوري المالكي در عراق، 250 ميليارد دلار هزينه كنيم.

اين، بخشي از عرائض ما بود تا بدانيم امروز در جهان و اطراف ما چه مي گذرد. اگر بخواهيم در اين زمينه با دوستان بحث كنيم، مثنوي هفتاد من كاغذ نه، هفتصد من كاغذ مي شود.

نكته دوم: پيشگويي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) از مظلوميت حضرت علي (عليه السلام)

با اين كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در طول 23 سال دوران نبوت، بالاترين دغدغه اش اثبات خلافت و جانشيني امير المومنين (عليه السلام) بود، از اولين لحظه اي كه آيه انذار نازل شد، در آن مجمع 40 نفري قريش، شانه حضرت علي (عليه السلام) را گرفت و فرمود:

هذا أخي و وصيي و خليفتي فيكم

شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد، ج13، ص211 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج13، ص114 ـ تاريخ الطبري، ج2، ص63 ـ الكامل في التاريخ لإبن الأثير، ج2، ص63

و در آخرين سال زندگي اش هم در همايش 120 هزار نفري غدير، حضرت علي (عليه السلام) را به عنوان جانشين معرفي كرد. در آخرين لحظه حياتش هم فرمود:

هلموا أكتب لكم كتابا لن تضلوا بعدي

صحيح البخاري، ج5، ص137 ـ صحيح مسلم، ج5، ص75

در ذيل همين حديث قرطاس، ابن حجر عسقلاني در فتح الباري و قسطلاني در ارشاد الساري في شرح صحيح البخاري و آقاي نووي در شرح صحيح مسلم آورده اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم):

أراد أن يصرح بأسماء الخلفاء من بعده.

مي خواست اسامي خلفاء و أئمه بعد از خود را تصريح كند تا جامعه دچار اختلاف و گمراهي نشود.

شرح مسلم للنووي، ج11، ص90 ـ عمدة القاري للعيني، ج2، ص169

از خود خليفه دوم هم روايتي است كه به ابن عباس گفت:

إن رسول الله أراد في مرضه أن يصرح بإسم علي و منعت من ذلك.

شرح نهج البلاغه لإبن أبي الحديد، ج12، ص21

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) با همه اين قضايا، پيشگويي كرد كه مردم به سخنان او عمل نخواهند كرد. ده ها روايت داريم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

احمد بن حنبل ـ متوفاي 241 هجري ـ مي گويد:

و إن تؤمروا عليا رضي الله عنه و لا أراكم فاعلين، تجدوه هاديا مهديا يأخذ بكم الطريق المستقيم.

اگر علي را حاكم خودتان قرار دهيد، گرچه مي دانم اين كار را نمي كنيد، او را هدايت گر و هدايت شده خواهيد يافت و شما را به راه مستقيم هدايت خواهد كرد.

مسند احمد، ج1، ص109 ـ أسد الغابة لإبن الأثير، ج4، ص31 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج7، ص397

در بعضي از منابع آمده است:

و إن تستخلفوا عليا و ما أراكم فاعلين، تجدوه هاديا مهديا يحملكم من المحجة البيضاء.

اگر علي را خليفه خودتان قرار دهيد، گرچه مي دانيم اين كار را نمي كنيد، ... .

كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص630 ـ حلية الأولياء لإبو نعيم، ج1، ص64

در بعضي ديگر آمده است:

إن تولوا عليا و لن تفعلوا، تجدوه هاديا مهديا يسلك بكم الطريق.

اگر علي را ولي أمر خود قرار دهيد ...

المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص70 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص612 ـ شواهد التنزيل للحاكم الحسكاني، ج1، ص83 و 84 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص421

[و إن وليتموها عليا فهاد مهتد يقيمكم علي صراط مستقيم.

اگر علي را ولي أمر خودتان قرار دهيد، علي، هم هدايت گر است و هم هدايت شده و شما را به راه مستقيم خواهد رساند.

هذا حديث صحيح علي شرط الشيخين و لم يخرجاه.

المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص142]

ما حدود 30 روايت به اين مضمون داريم.

روايت صحيح داريم كه حاكم نيشابوري فرمود:

إن مما عهد إلي النبي صلي الله عليه و آله أن الأمة ستغدر بي بعده.

از جمله وصيت هايي كه پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) به من فرمود، اين بود: أمت من بعد از من، در حق تو حيله و خيانت مي كنند و حق مسلّم تو را پايمال مي كنند.

هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه.

المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص140 ـ البداية و النهاية لإبن كثير، ج6، ص244 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج4، ص107ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج6، ص216 ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج11، ص216 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص447 ـ تذكرة الحفاظ للذهبي، ج3، ص995

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود:

ضغائن في صدور أقوام لا يبدونها لك إلا من بعدي.

كينه هايي در سينه مردم است كه بعد از من، ظهور و بروز خواهد كرد.

مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص118 ـ مسند أبي يعلي، ج1، ص427 ـ المعجم الكبير للطبراني، ج11، ص61 ـ شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج4، ص107 ـ الكامل لعبد الله بن عدي، ج7، ص173 ـ تاريخ بغداد للخطيب البغدادي، ج12، ص394 ـ تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج42، ص322 ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج4، ص480

حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) هم در خطبه مشهورش كه براي مهاجرين و انصار قرائت كرد، مي فرمايد:

و ما الذي نقموا من أبي الحسن عليه السلام؟! نقموا و الله! منه نكير سيفه.

الإحتجاج للشيخ الطبرسي، ج1، ص147 ـ منال الطالب في شرح الطوال الغرائب لإبن الأثير الجزري، ص504ـ501

يعني همان:

احقادا بدريّة و خيبريّة و حنينيّة و غيرهن.

كينه هاي جنگ هاي بدر و خيبر و حنين و ساير جنگ هاست.

نكته سوم: رهنمود أئمه (عليهم السلام) در برخورد با مخالفان

امروز اگر بخواهيم در دفاع از اهل بيت (عليهم السلام) در عرصه بين المللي موفق باشيم، با زبان تند و الفاظ گزنده و اهانت آميز نمي توانيم. چون با اين كار، حتي دوستان ما هم از اطراف ما پراكنده مي شوند؛ چه رسد به دشمنان ما. يكي از الطافي كه خداوند در حق اين جانب داشت و توفيق داشتم با شخصيت هاي برجسته وهابي ديدار داشته باشم، اين بود كه من تلاش مي كردم نسبت به صحابه و مقدسات اهل سنت و خلفاء، مؤدبانه حرف بزنم. حتي آقاي دكتر غامدي كه عليه ما كتاب ـ الحوار الهادي ـ نوشته است، در مقدمه اش نوشته است:

فلاني آمد اينجا و بحث داشتيم و يكي از امتيازاتش اين بود كه نسبت به صحابه با ادب بود و لذا بحث را با ايشان ادامه داديم.

اگر بخواهيم امروز كار بكنيم، چه در منبر و چه در ماهواره و اينترنت، هيچ راهي نداريم جز اين كه ادبيات شايسته اهل بيت (عليهم السلام) را رعايت كنيم.

امير المومنين(عليه السلام) مي فرمايد:

من نام لم ينم عنه.

كسي كه به خواب رفته، ديگران (دشمنان) از او غافل نيستند.

نهج البلاغه، نامه62 ـ ميزان الحكمة لمحمد الريشهري، ج3، ص1848

هم چنين مي فرمايد:

من نام عن عدوه، إنبهته المكايد.

كسي كه از دشمن به خواب رفته و غافل شده است، كيدها و حيله ها او را از خواب بيدار مي كنند.

ميزان الحكمة لمحمد الريشهري، ج3، ص1848

لا تستصغرن عدوا و إن ضعف.

اگر چه دشمن شما ضعيف باشد، ولي او را كوچك مشمار.

ميزان الحكمة لمحمد الريشهري، ج3، ص1848

إياك و ما يستهجن من الكلام. فإنه يحبس عليك اللئام و ينفر عنك الكرام.

بپرهيز از كلام زشت و خشن. زيرا پست فطرتان را بر تو سوار مي كند و به تو حمله مي كنند و افراد نيك و خوب از تو دور مي شوند.

ميزان الحكمة لمحمد الريشهري، ج3، ص2734

در روايتي از نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آمده است:

إياك أن تتكلم في غير أدب.

بپرهيز از صحبت كردن غير مؤدبانه.

التبليغ في الكتاب و السنة لمحمد الريشهري، ص132

امير المومنين(عليه السلام) مي فرمايد:

و لا تتكلموا بالفحش، فإنه لا يليق بنا و لا بشيعتنا.

سخن ناسزا نگوييد كه نه زيبنده ما است و نه زيبنده شيعيان ما.

مستدرك الوسائل للميرزا النوري، ج12، ص82 ـ جامع أحاديث الشيعة للسيد البروجردي، ج13، ص432

كسي ناسزا مي گويد كه حرفي براي زدن نداشته باشد. شيعه افتخار مي كند كه مذهبش برخاسته از متن قرآن و منطبق با سنت راستين نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است. چه نيازي به فحش و اهانت داريم؟!

دو هفته قبل كه در مشهد بودم، يكي از علماء مي گفت:

در ماه رمضان به پاكستان رفته بودم. در يكي از مساجد كه منبر مي رفتم، حدود 200 نفر از علماء، پاي منبر من حاضر مي شدند و جلسات خوبي هم بود. استقبالي كه سني ها از اين جلسات داشتند، بيش از شيعيان بود. در يكي از شب ها، مسئولين مسجد، يك كليپ از دانشمند اصفهاني پخش كردند و اين باعث شد تمام سني ها از مسجد خارج شوند و تا آخر ماه رمضان به مسجد نيايند و شيعيان هم از ترس ترور و انفجار، هميشه بعد از نماز، مدتي صحبت مي كرديم و سريعا از مسجد خارج مي شديم و مسجد را مي بستيم. اين كليپ باعث شد زحمات ما در اين شب ها هدر برود و تمام شيعيان را در معرض ترور قرار بگيرند.

من نمي دانم اين آقايان با اين فحش ها و اهانت ها، كجا را فتح كرده اند؟ البته اين كليپ آقاي دانشمند، براي 20 سال پيش است. چند شب قبل هم ايشان با آقازاده آقاي كافي (ره) در منزل ما بودند و ايشان گفت:

من به اين نتيجه رسيده ام كه روش گذشته ام كاملا اشتباه بود و الان هم هر كجا منبر مي روم، مي گويم اشتباه كرده ام.

ولي وهابي ها، امروز همان كليپ يك دقيقه اي ايشان را در ماهواره ها و سايت ها و موبايل ها منتشر مي كنند. حتي چند روز قبل در شبكه ماهواره اي رنگارنگ، آقاي ملازاده كه يكي از وهابي هاي شاخ دار ضد شيعي است، يك كليپ درست كرده كه يك دقيقه اش از آقاي دانشمند است كه فحش و ناسزا به اهل سنت مي گويد و يك دقيقه اش از بنده است كه مي گويم اهانت به اهل سنت را گناه نابخشودني و خيانت به شيعه مي دانيم و اهل سنت برادران ما هستند. بعد هم مي گويد: اي مردم! ببينيد كه علماي شيعه با هم اختلاف دارند. ببينيد از چه روشي استفاده مي كنند! لذا امير المومنين(عليه السلام) مي فرمايد:

و لا تتكلموا بالفحش، فإنه لا يليق بنا و لا بشيعتنا.

هم چنين روايتي را مرحوم شيخ صدوق (ره) در كتاب اعتقادات خود آورده و مي گويد:

و قيل للصادق (عليه السلام): يا ابن رسول الله! إنا نري في المسجد رجلا يعلن بسب أعدائكم و ـ يسبّهم و ـ يسميهم. فقال: ما له؟ لعنه الله! يعرض بنا! و قال الله تعالي: وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ.

سوره انعام/آيه108

به امام صادق (عليه السلام) گفتند: يا بن رسول الله! يكي از دوستان شما در مسجد نشسته و دشمنان شما را سبّ و لعن مي كند و نام آنها را ذكر مي كند. حضرت فرمود: او را چه شده است؟ خداوند او را لعنت كند! با اين كارش، متعرض ما شده است. خداوند در قرآن مي فرمايد: ... .

الإعتقادات في دين الإمامية، الشيخ الصدوق، ص107 ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج71، ص217 ـ التفسير الصافي للفيض الكاشاني ، ج2، ص148

يعني اگر به مقدسات و ائمه و بزرگان آنها فحش بدهيم، شما را فحش نمي دهند، بلكه ائمه شما را كه ما هستيم، فحش مي دهند.

نكته اساسي اين است كه مرحوم شيخ صدوق (ره) اين روايت را در كتاب الإعتقادات في دين الإمامية آورده است.

البته اين را هم توجه داشته باشيد كه واژه هاي سبّ و شتم و لعن با يكديگر فرق دارند. لعن، واژه قرآني است و حدود 38 مورد در قرآن ذكر شده است در مورد لعن شيطان، يهود، نصاري، كفار و ظالم، حتي لعن دروغ گو و غيره. چون لعن، طلب دعا از خداوند است كه رحمتش را از كسي دور كند. در روايات داريم كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) عده اي را لعن كرده است. حتي در خود صحيح بخاري و صحيح مسلم است كه زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) جلوي چشم ايشان، از اين الفاظ بيان مي كردند و خود عمر و ابوبكر و عثمان هم تعدادي از صحابه را لعن مي كردند. واژه لعن، يك واژه قرآن و اسلامي است. ولي شتم و سبّ، فحش و ناسزا هستند كه كار اوباش و اراذل است. در تمام قرآن، فقط يك آيه درباره سبّ آمده است و آن هم نهي است:

وَ لَا تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ

(سوره انعام/آيه108)

امير المومنين(عليه السلام) در مورد معاويه و يارانش كه در سال 8 هجرت، در فتح مكه مسلمان شدند، مي فرمايد:

فوالذي فلق الحبة و برأ النسمة! ما أسلموا و لكن استسلموا و أسروا الكفر، فلما وجدوا أعوانا عليه أظهروه.

نهج البلاغه، خطبه16

ولي وقتي مي بيند به ايشان فحش مي دهند، امير المومنين(عليه السلام) مي فرمايد:

إني أكره لكم أن تكونوا سبابين و لكنكم لو وصفتم أعمالهم و ذكرتم حالهم كان أصوب في القول و أبلغ في العذر و قلتم مكان سبكم إياهم.

من دوست ندارم كه حتي به معاويه، فحش و ناسزا بدهيد. به جاي آن، جنايات و اعمال او را براي مردم بگوييد كه هم گيراتر است و هم آنها نمي توانند شما را متهم كنند.

نهج البلاغه، خطبه206

در اين زمينه، روايات متعددي داريم. راوي مي آيد خدمت امام صادق (عليه السلام) و مي گويد:

كيف ينبغي لنا أن نصنع فيما بيننا و بين قومنا و بين خلطائنا من الناس ممن ليسوا علي أمرنا؟ قال: تنظرون إلي أئمتكم الذين تقتدون بهم، فتصنعون ما يصنعون، فوالله إنهم ليعودون مرضاهم و يشهدون جنائزهم و يقيمون الشهادة لهم و عليهم و يؤدون الأمانة إليهم.

برخورد ما با اهل سنت چگونه باشد؟ حضرت فرمود: به ائمه تان نگاه كنيد كه چه رفتاري انجام مي دهند، شما هم همان را انجام بدهيد. به خدا قسم! از مريضان آنها عيادت مي كنند و به تشييع جنازه آنها مي روند و اگر لازم داشته باشند، در دادگاه، له يا عليه آنها شهادت مي دهند و امانت آنها را به خودشان برمي گردانند.

الكافي للشيخ الكليني، ج2، ص636

يكي از حضار:

در مقابل اين روايات، روايت صنمي قريشي است.

استاد:

صنمي قريش كه سند ندارد. اگر شما براي اين روايت، سند صحيح بياوريد، من يك ميليون تومان به شما جايزه مي دهم. ما روايات زيادي داريم كه عده اي از عمال بني اميه و بني عباس، كارشان اين بود كه مطالبي را از زبان أئمه (عليهم السلام) در جامعه پخش كنند و مردم را نسبت به أئمه (عليهم السلام) بدبين كنند. در كتاب كافي، روايتي از قول امام صادق (عليه السلام) آمده كه نهي مي كند از معامله با كردها و مي فرمايد:

لا تخالطوهم، فإن الأكراد حي من أحياء الجن، كشف الله عنهم الغطاء، فلا تخالطوهم.

با كردها معامله نكنيد، چون آنها گروهي از أجنه هستند كه ... .

الكافي للشيخ الكليني، ج5، ص158

يكي از اساتيد در منزل ما بود و گفتم: همين روايت را در سنندج در بالاي منبر مي گوييد؟ گفت: اگر بگويم، در بالاي منبر گردن مرا مي زنند.

اخلاق أئمه (عليهم السلام) دست ماست. اينها رحمة للعالمين هستند.

لا فخر للعرب علي العجم و لا للأبيض علي الأسود إلا بالزهد و التقوي.

اينها بهترين عامل به قرآن هستند. آن وقت اين گونه بگويند:

لا تخالطوهم، فإن الأكراد حي من أحياء الجن، كشف الله عنهم الغطاء، فلا تخالطوهم.

با كردها معامله نكنيد؛ چون ... .

لا تناكحوا الزنج والخزر فإن لهم أرحاما تدل علي غير الوفا

با شمالي ها ازدواج نكنيد؛ زيرا ... .

وسائل الشيعة للعاملي، ج14، ص55

و لا تساكنوا الخوز و لا تزوجوا إليهم فإن لهم عرقا يدعوهم إلي غير الوفاء.

در خوزستان زندگي نكنيد و با آنها ازدواج نكنيد؛ زيرا ... .

وسائل الشيعة للعاملي، ج14، ص55

نسبت به هر كدام از قبائل، يك روايتي را نقل كرده اند. مرحوم مامقاني (ره) در رابطه با روايت أكراد، در مورد يكي از راويانش مي گويد:

او عامل بني اميه بود و روايت جعل مي كرد و از قول امام صادق (عليه السلام) در ميان مردم منتشر مي كرد تا مردم را به ايشان بدبين كند.

ما از اين روايات زياد داريم. لذا امير المومنين(عليه السلام) مي فرمايد:

إذا حدثتم بحديث فأسندوه إلي الذي حدثكم، فإن كان حقا فلكم وإن كان كذبا فعليه.

هر حديثي كه نقل مي كنيد، سندش را بيان كنيد، اگر حق بود ... .

الكافي للشيخ الكليني، ج1، ص52

هم چنين مي فرمايد:

همة السفهاء الرواية و همة العلماء الدراية.

همت سفهاء، نقل روايت است و همت علماء، حديث شناسي است.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج2، ص160

اين، تندترين روايت در شناختن حديث است.

مضافا كه ما نمي خواهيم بحث تبرّي را ردّ كنيم. به تعبير حضرت آيت الله العظمي شبيري زنجاني كه مي فرمايد:

بدون تبرّي، تولّي محقق نمي شود. اگر لا إله نگوييد، إلا الله معنا ندارد.

مگر مشركين مكه، الله نمي گفتند؟:

وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّي يُؤْفَكُونَ

(سوره عنكبوت/آيه61)

آنها هم الله مي گفتند. ولي در كنارش هم بت ها را مي پرستيدند:

مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَي اللَّهِ زُلْفَي

(سوره زمر/آيه3)

وَ يَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ

(سوره يونس/آيه18)

لذا، بحث تبرّي و تولّي، بحثي است كه اگر بالاي منبر و در ماهواره يا در اينترنت بخواهيم بيان كنيم، نبايد به مردم بگوييم كه چنين و چنان كنند. امام صادق (عليه السلام) هم اگر لعن داشت، مخفيانه بود. در كافي با سند ضعيف و در تهذيب الأحكام با سند صحيح آمده است:

سمعنا أبا عبد الله (عليه السلام) و هو يلعن في دبر كل مكتوبة أربعة من الرجال و أربعا من النساء.

الكافي للشيخ الكليني، ج3، ص342 ـ تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج2، ص321

يعني بعد از هر نماز، نه در همه جا.

امير المومنين (عليه السلام) در قنوت خود، معاويه و عمرو بن عاص را لعنت مي كرد، نه در بالاي منبر.

بنده هم خودم قبل از بحث ها و مناظرات، 100 صلوات براي حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) مي فرستم و آن تبرّي مشهور را انجام مي دهم و سپس وارد بحث و مناظره مي شوم و هيچ شبهه اي هم در موفقيت ندارم. اينها در جلسات خصوصي ما است. گمان نمي كنم هيچ سني اي مخالف با تبرّي از أعداء اهل بيت (عليهم السلام) به طور كلي باشد. چون بحث مودّت اهل بيت (عليهم السلام) و تبرّي از أعداء اهل بيت (عليهم السلام)، مسئله قرآني است و مودت اهل بيت (عليهم السلام)، أجر رسالت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) قرار داده شد است.

امير المومنين (عليه السلام) در خطبه شقشقيه هم فحاشي ندارد. همه قضايا را مطرح مي كند و بيان مي كند كه خلفاء، چنين و چنان كردند.

البته امير المومنين (عليه السلام) با افراد خشن، برخورد تندي دارد، ولي باز هم برخورد با آنها، شاخصه هايي دارد كه از اين باب است:

فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ

(سوره توبه/آيه12)

در روايات متعددي داريم كه امير المومنين (عليه السلام) نسبت به خلفاء و بعضي از صحابه، انتقادات تندي دارد، ولي فحاشي ندارد.

نكته چهارم: ارزش پاسخ گويي به شبهات از ديدگاه أئمه (عليهم السلام)

در اين مورد هم روايات متعددي داريم. مثلا امام حسين (عليه السلام) مي فرمايد:

فضل كافل يتيم آل محمد المنقطع عن مواليه الناشب في رتبة الجهل يخرجه من جهله و يوضح له ما اشتبه عليه علي فضل كافل يتيم يطعمه و يسقيه، كفضل الشمس علي السها.

كسي كه يتيم آل محمد را از شبهات رهايي دهد و او را از جهالت خارج كند، ارزشش بالاتر است از كسي كه يتيم ها را آب و غذا مي دهد و همانند برتري خورشيد بر ستارگان كم نور است.

الإحتجاج للشيخ الطبرسي، ج1، ص7

مشهورترين روايت، روايت امام صادق (عليه السلام) است كه مي فرمايد:

علماء شيعتنا مرابطون في الثغر الذي يلي إبليس و عفاريته، يمنعونهم عن الخروج علي ضعفاء شيعتنا و عن أن يتسلط عليهم إبليس و شيعته و النواصب، ألا فمن انتصب لذلك من شيعتنا كان أفضل ممن جاهد الروم و الترك و الخزر ألف ألف مرة، لأنه يدفع عن أديان محبينا و ذلك يدفع عن أبدانهم.

علماء شيعيان ما، مرزباناني هستند كه از حدود عقائد اسلامي و شيعي، پاسداري مي كنند. ... ، كسي كه متصدي پاسخ گويي به شبهات ابليس و عفريت ها باشد، ارزشش يك ميليون برابر بيشتر از رزمنده اي است كه در ميدان حق عليه باطل تلاش مي كند. زيرا علماء از اديان محبين ما دفاع مي كنند و آن سربازان از بدن هاي آنها.

الإحتجاج للشيخ الطبرسي، ج1، ص8

امام عسگري (عليه السلام) وقتي مي شنود اسحاق كندي ـ فيلسوف عراقي ـ نسبت به قرآن، شبهاتي دارد، به افرادي كه با او مرتبط هستند، مي فرمايد:

أما فيكم رجل رشيد يردع استأذكم الكندي عما أخذ فيه من تشاغله القرآن؟

آيا در ميان شما، جوان رشيدي نيست تا اين شبهات استادتان را نسبت به قرآن جواب بدهد؟

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج10، ص392

چه جمله تندي؟! اگر با اين هجمه هاي شديد، آقا امام زمان (عليه السلام) اين گونه به ما خطاب كند، چه جوابي داريم؟

بعضي وقت ها خود أئمه (عليهم السلام) هم متصدي پاسخ گويي بودند. روايات متعددي در اين زمينه در كافي و رجال كشي و كتاب هاي ديگر داريم. يك نمونه اش اين روايت است:

... بلغني أنك عالم بكل ما تسأل عنه فصرت إليك لأناظرك. فقال أبو عبد الله عليه السلام: فيما ذا؟ قال: في القرآن و قطعه و إسكانه و خفضه و نصبه و رفعه. فقال أبو عبد الله عليه السلام: يا حمران! دونك الرجل، فقال الرجل: إنما أريدك أنت لا حمران! فقال أبو عبد الله عليه السلام: إن غلبت حمران فقد غلبتني، فأقبل الشامي يسأل حمران حتي ضجر و مل و عرض و حمران يجيبه، فقال أبو عبد الله عليه السلام: كيف رأيت يا شامي؟! قال: رأيته حاذقا ما سألته عن شئ إلا أجابني فيه. فقال أبو عبد الله عليه السلام: يا حمران! سل الشامي، فما تركه يكشر. فقال الشامي: أرأيت يا أبا عبد الله أناظرك في العربية، فالتفت أبو عبد الله عليه السلام فقال: يا أبان بن تغلب! ناظره، فناظره فما ترك الشامي يكشر. قال: أريد أن أناظرك في الفقه، فقال أبو عبد الله عليه السلام: يا زرارة! ناظره، فما ترك الشامي يكشر. قال: أريد أن أناظرك في الكلام، فقال: يا مؤمن الطاق! ناظره، فناظره فسجل الكلام بينهما، ثم تكلم مؤمن الطاق بكلامه فغلبه به. فقال: أريد أن أناظرك في الإستطاعة، فقال للطيار: كلمه فيها، قال: فكلمه، فما ترك يكشر. فقال: أريد أناظرك في التوحيد، فقال لهشام بن سالم: كلمه، فسجل الكلام بينهما ثم خصمه هشام. فقال: أريد أن أتكلم في الإمامة، فقال لهشام بن الحكم: كلمه يا أبا الحكم، فكلمه ما تركه يرتم و لا يحلي و لا يمر. قال: فبقي يضحك أبو عبد الله عليه السلام حتي بدت نواجده. فقال الشامي: كأنك أردت أن تخبرني أن في شيعتك مثل هؤلاء الرجال؟ قال: هو ذلك.

مردي شامي خدمت امام صادق (عليه السلام) مي آيد و قصد مناظره دارد. حضرت مي فرمايد: در چه موضوعي مي خواهي مناظره كني؟ گفت: در رابطه با ادبيات عرب. حضرت به حمران بن أعين مي فرمايد بلند شو و با او مناظره كن. مرد شامي اعتراض مي كند كه مي خواهد با ايشان مناظره كند، نه با سايرين. حضرت مي فرمايد: اگر بر حمران غلبه كردي، بر من غلبه كرده اي. حمران در همان اوائل بحث، مرد شامي را مغلوب مي كند. مرد شامي مي گويد: مي خواهم در لغت عربي مناظره كنم. حضرت به أبان بن تغلب مي فرمايد بلند شو و با او مناظره كن. أبان با او مناظره مي كند و مغلوب مي كند. مرد شامي مي گويد: مي خواهم در فقه مناظره كنم. حضرت به زراره مي فرمايد بلند شو و با او مناظره كن. زراره با او مناظره مي كند و مغلوب مي كند. مرد شامي مي گويد: مي خواهم در كلام و عقائد مناظره كنم. حضرت به مومن الطاق مي فرمايد بلند شو و با او مناظره كن. مومن الطاق با او مناظره مي كند و مغلوب مي كند. مرد شامي مي گويد: مي خواهم در استطاعت مناظره كنم. حضرت به طيار مي فرمايد بلند شو و با او مناظره كن. طيار با او مناظره مي كند و مغلوب مي كند. مرد شامي مي گويد: مي خواهم در توحيد مناظره كنم. حضرت به هشام بن حكم مي فرمايد بلند شو و با او مناظره كن. هشام بن سالم با او مناظره مي كند و مغلوب مي كند. مرد شامي مي گويد: مي خواهم در امامت مناظره كنم. حضرت به هشام بن حكم مي فرمايد بلند شو و با او مناظره كن. هشام بن حكم با او مناظره مي كند و مغلوب مي كند و چنان عرصه را بر او تنگ مي كند كه مرد شامي حتي توان فرو بردن آب دهان را هم ندارد ... . مرد شامي به حضرت مي گويد: آيا مي خواستي اينها را به رخ من بكشي كه اين چنين نيروهايي داري؟ حضرت مي فرمايد: بله.

بحار الأنوار للعلامة المجلسي، ج47، ص407 ـ رجال الكشي، ص275، شماره474

ببينيد حمران به كجا رسيده است كه اگر بر حمران غلبه شد، مانند اين است كه بر امام صادق (عليه السلام) غلبه شده است. آيا ما توانسته ايم خود را به اين مرحله برسانيم كه آقا حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) به وجود ما افتخار كند و وقتي پرونده ما به دستش مي رسد، كارهاي ما را ببيند و قلب مقدسش مسرور شود؟

من از دوستان تقاضا داريم اين روايت را چندين مرتبه مطالعه كنند تا بدانند امام صادق (عليه السلام) چه كرده است؟

اين مرد كه آمده با امام صادق (عليه السلام) مناظره كند و خبر پيروزي خود را براي مردم شام نقل كند، آخرين جمله اش اين است:

فقال الشامي: إجعلني من شيعتك و علمني؟ فقال أبو عبد الله عليه السلام لهشام: علمه، فإني أحب أن يكون تلماذا لك.

مرد شامي مي گويد: آيا مي توانم از شيعيان و شاگردان شما باشم تا از علم شما استفاده كنم؟ حضرت به هشام بن حكم مي فرمايد كه او را آموزش بده ... .

اگر ديده باشيد، بعد از بازي فوتبال، مربي فيلم بازي را براي بازيكنان نمايش مي دهد و عيوب و اشتباهات و نقطه ضعف و قوّت افراد را ذكر مي كند. امام صادق (عليه السلام) هم بعد از مناظره، به تك تك شاگردانش تذكر مي دهد كه در فلان جا اشتباه كردي و بايد اين كار را مي كردي و وقتي به هشام مي رسد، اين تعبير را دارد:

يا هشام! ... مثلك فليكلم الناس، إتق الزلة و الشفاعة من ورائك.

مانند تو بايد با اينها مناظره كند. برو جلو كه دعاي خير ما پشت سر توست.

خدا مي داند كه وقتي انسان اين را مي خواند، مي خواهد بال در بياورد و اشك شوق از چشمش سرازير شود.

اين روش أئمه (عليهم السلام) بوده است.

إن شاء الله در جلساتي آتي، براي بيان روش هايي كه در پاسخ گويي به شبهات و آداب مناظره به ذهن مان مي رسد، در خدمت تان هستيم.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
1 | فرامرز سروشان | , ایران | ١٢:٠٠ - ٢٩ آبان ١٣٨٨ |
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: من از زحمات شما كمال تشكر و قدرداني را دارم و اگر نزديك شما بودم حتما به خدمتتان مي رسيدم تا از سخنان شما استفاده حضوري كنم.
2 | صابر طباطبائي يزدي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٢ آذر ١٣٨٨ |
سلام
واقعا متشكرم از بابت اين اطلاع رساني
شيعيان و تمام پير و جوانش از غصه بميرند رواست
كه ما داريم هزينه مي كنيم كه همديگر رو تكفير و تفسيق و ... كنيم
اونها دارند تلاش مي كنند زيرآب اسلام رو از بيخ بزنند
هر كسي به نوعي در غفلت است
اونها كانال راه انداختند و خودشان زنگ مي زنند و سوال مطرح مي كنند
ما فكر مي كنيم حضور ذهن قوي دارند
حتي عالم ديني ما هم گول اين صحنه سازي ها را مي خورد
اينجاست كه قدرت رسانه معلوم ميشه

مناظرات اونها رو با كانال سلام ديدم
مناظره هيچ چيزش از قبل معلوم نيست.
اونجا مشخص مي شد كه كيا چي بلدهستند.
اونها حتي با يه بچه شيعه ي بي سواد پامنبري هم توان بحث و مناظره ندارند
ديگه چه برسه به ميلاني و قزويني

همين آقاي قزويني تقريبا هر شب در شبكه ي سلام بود


بدبختي ما اينه كه با هم متحد نيستيم

اين همه امام داد زد وحدت كلمه

وگر نه كانال اينترنتي و تلويزيوني زدن از دست حوزه بر مياد
تا وقتي اختلاف هست هيچ كاري نمي شه كرد
اگر علامه مطهري ها و طباطبايي ها و قاضي ها و خميني ها زنده بودند تابحال مژده ي : "آمدن نفس قدسي ما" رسيده بود
3 | سيد ظفر علي شاه نقوي | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠٧ ارديبهشت ١٣٨٩ |
سلام ا عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: من از زحمات شما كمال تشكر و قدرداني را دارم.بنده از کشور پاکستان هستم .ومرتبا مقلات شما را در سايت شما مطالعه مي کنم واز انها کمال استفاده در راه دفاع از تشيع مي کنم .سوال بنده اين هست که ايا شما براي مهارت در پاسخ گويي در ماهوراه و... برنامه ريزي فرموده ايد ؟وما که خيلي مبتلا به اين مسايل هستيم چطور مي توانيم از جناب حجه الاسلام قزويني به طور خاص استفاده کنيم لطفا در اين زمينه ما را ياري فرماييد

پاسخ:

با سلام

دوست گرامي

ان‌شاء الله به زودي شبكه‌ ماهواره‌اي ولايت ، در تمامي دنيا پاسخگوي شبهات خواهد بود .

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English