2019 June 27 - پنج شنبه 06 تير 1398
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات
کد مطلب: ٥٥٤٤ تاریخ انتشار: ٢٥ آبان ١٣٨٨ تعداد بازدید: 4500
سخنراني ها » عمومي
روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات

پاسخ به شبهات 88/08/25

 
 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 25 / 08/ 88

استاد حسيني قزويني

در جلسه گذشته، در رابطه با روش شناسي در پاسخ گويي به شبهات، نكاتي را عرض كرديم. بخش پاياني را هم امروز عرض مي كنم.

با توجه به هجمه گسترده اي كه امروز عليه شيعه است، پاسخ گويي به شبهات، جايگاه خاصي در ديدگاه ائمه (عليهم السلام) دارد و آنها تربيت نيروهاي متخصص را هم عهده دار بودند و در بعضي موارد، خود ائمه (عليهم السلام) وارد بحث و مناظره با مخالفان مي شدند. گسترده ترين و صريح ترين مناظرات در حوزه ولايت، از آقا امام رضا (عليه السلام) است و بقيه ائمه (عليهم السلام) در تقيه بودند و آن گونه كه مي خواستند، نمي توانستد از امير المومنين (عليه السلام) و نقد خلافت خلفاء، بحث كنند. ولي آقا امام رضا (عليه السلام) با حضور در تشكيلات حكومت، اين فرصت طلائي در اختيارش قرار گرفت و خود مأمون هم كه آدم جنجالي بود، دوست داشت اين بحث ها انجام بگيرد تا يكي از اين بحث ها، به ضرر امام رضا (عليه السلام) تمام شود. ولي در هر جلسه، مسئله به نفع امام رضا (عليه السلام) رقم مي خورد. نقدي كه امام رضا (عليه السلام) از خلافت خلفاء دارد، در كلام هيچ يك از ائمه (عليهم السلام) ديده نمي شود. من تقاضا دارم مناظراتي كه از امام رضا (عليه السلام) وارد شده، حتما مطالعه بفرمايند. موسسه ما هم نرم افزاري به نام در حريم طوس را توليد كرده است و در اين نرم افزار، ضمن تهيه زندگي نامه امام رضا (عليه السلام)، موسوعه امام رضا (عليه السلام) را در 8 جلد كه 12 سال روي آن كار شده است و هنوز چاپ نشده است، داخل اين نرم افزار قرار داده ايم و بخشي را هم به نام مناظره امام رضا (عليه السلام) تهيه كرده ايم و تمام مناظراتي كه در منابع شيعه و سني بوده را در حدّ امكان، جمع كرده ايم و تك تك مناظرات امام رضا (عليه السلام) با اهل سنت، يهودي ها، نصاري و مجوسي ها آورده شده است و در اين مناظرات، مي توانيد روش و آداب مناظره را از نحوه برخورد امام رضا (عليه السلام) استفاده كنيد. البته چند مورد هم براي امام جواد (عليه السلام) فرصت مناظره پيش آمد، ولي نه در حدّي كه براي امام رضا (عليه السلام) پيش آمده بود.

نكته پنجم: راهكارهاي صحيح براي مقابله با اين تهاجم

نكته پاياني ما، راهكارهاي صحيح براي مقابله با اين تهاجم است؛ يا با پاسخ گويي به شبهات يا با مناظره و يا با حضور در اينترنت و ماهواره و رسانه ها.

جنگ امروز ما با مخالفان، جنگ رسانه اي و نرم افزاري است. در جنگ سخت افزاري، خود مخالفان ما مي دانند كه توان مقابله فيزيكي با شيعه را ندارند. جنگ 33 روزه حزب الله، عليه اسرائيل ـ سومين ارتش مدرن دنيا ـ ثابت كرد اينها در حوزه سخت افزاري ضربه پذير هستند، ولي آمده اند در حوزه نرم افزاري كار مي كنند و آمريكا سالانه ميلياردها دلار براي مقابله با فرهنگ شيعه هزينه مي كند. خودشان هم علنا مي گويند. دكتر هانتينگتون ـ بزرگ نظريه پرداز كاخ سفيد ـ در كتاب برخورد تمدن ها هم به اين مسائل اشاره كرده است و مي گويد:

آنچه كه امروز مي تواند دشمن آمريكا باشد، فرهنگ شيعه است و بايد آن را در عرصه بين المللي، يا منزوي كنيم و يا از صحنه خارج كنيم.

و چندين طرح ارائه داده است و گفته است:

دو پرچم در دست شيعه است و مادامي كه اين دو در دست شيعه است، آمريكا موفقيت ندارد: پرچم سرخ شهادت و پرچم سبز انتظار. ما بايد تلاش كنيم اين دو پرچم از دست شيعه گرفته شود.

دكتر مايكل ـ معاون سابق سازمان سيا ـ گفته است:

هر سال در ايام محرم و صفر، عزاداري هايي كه در مناطق شيعه نشين مي شود، جوانان را عليه استبداد، ظلم، آمريكا و اسرائيل تحريك مي كنند و ما بايد تلاش كنيم اين حربه را از دست شيعه بگيريم. اينها با انتظار، براي جوانان تبليغ مي كنند كه در آينده، حكومت جهاني مهدي و عدالت خواهد آمد و بساط ظلم برچيده خواهد شد و جوانان را عليه آمريكا و اسرائيل و غرب تحريك مي كنند. ما بايد تلاش كنيم اين دو پرچم سرخ و سبز را از دست شيعه بگيريم.

امروز هم در عرصه بين المللي، تنها عاملي كه دربست در اختيار استكبار جهاني است، وهابيت است. اگر قضاياي اخير در ايران، افغانستان، پاكستان و عراق و حتي در يمن را نگاه كنيد، آمريكا و اسرائيل در پشت صحنه قرار گرفته اند. امكاناتي كه در حوزه سخت افزاري و نرم افزاري براي سركوبي شيعيان انجام مي گيرد، توسط آمريكا تهيه شده است. چند روز پيش هم در سايت ها آمده بود كه كنگره آمريكا، 55 ميليارد دلار براي مبارزه با فرهنگ شيعه هزينه كرده است. لذا ما براي مقابله با اينها، چند طرح را كه به ذهن مان مي رسد ارائه مي دهيم:

الف ) تأسيس مركزي براي شناسائي و رصد كردن شبهات به روز وهابيت و دسته بندي كردن آنها

با تعدادي از دوستان عرب زبان و محققين و فضلاء و با همكاري يكي از مراكز پژوهشي، حدود 5 هزار كتاب مطالعه شد و حدود 8 هزار شبهه در 600 عنوان جمع آوري شد. ولي از اين تعداد، گمان نمي كنم كه 800 شبهه هم جواب داده شده باشد. غالب شبهاتي كه جواب داده شده، نظر قاصر ما اين است كه پاسخ هاي غير كارشناسانه است. چه بسا بعضا شبهاتي را جواب مي دهند كه خود جواب، إلقاء شبهه است و ضررش براي شيعه، بيش از نفعش است. نمونه هاي زيادي داريم. مثلا در سايت تبيان ـ با آن برنامه هاي عريض و طويل خود كه روزانه، چند صد هزار مراجعه كننده دارد ـ سوال كرده اند:

در آيات و روايات، مدحي براي خلفاء نقل شده است. ولي چرا شيعه، خلفاء را لعنت مي كند؟

جواب داده اند:

اولا: لعن خلفاء از ديدگاه تمام فقهاي شيعه، حرام است.

آيا واقعا اين طوري است؟!

ثانيا: عقلاي قوم، خلفاء را لعن نمي كنند.

يعني كساني كه لعن مي كنند، همه شان جزء مجانين هستند. در روايت كافي ـ با سند ضعيف ـ و تهذيب الأحكام ـ با سند صحيح ـ در مورد امام صادق (عليه السلام) آمده است:

سمعنا أبا عبد الله عليه السلام و هو يلعن في دبر كل مكتوبة أربعة من الرجال و أربعا من النساء.

الكافي للشيخ الكليني، ج3، ص342 ـ تهذيب الأحكام للشيخ الطوسي، ج2، ص321

تمام راويان روايت تهذيب الأحكام ثقه هستند. اين را هم توجه داشته باشيد كه امام صادق (عليه السلام) بعد از نماز اين كار را مي كردند، نه بالاي منبر و جلسات عمومي و كنار سفره و زن و بچه.

حاج آقا سيدان ـ از علماي بزرگ مشهد ـ نقل مي كرد:

چندي پيش خدمت مقام معظم رهبري بوديم و ايشان چند مسئله را مطرح كردند:

1. هر گونه تبرّي و لعن، بايد در خفا صورت بگيرد.

2. اهانت به اهل سنت، مطلقا ممنوع است.

3. دفاع از امير المومنين (عليه السلام)، حدّ و مرزي ندارد.

تبرّي، جزء ضروريات مذهب شيعه است؛ ولي معنايش اين نيست كه در صدا و سيما و ماهواره اين كار را بكنيم. آن وقت كارشناسان تبيان مي گويند:

عقلاء قوم، لعن نمي كنند.

در نامه اي كه به جناب آقاي خاموشي [مسئول سايت تبيان] نوشتم، گفتم:

در شرح حال امام خميني (ره) آمده است كه در طول عمرشان، هيچ وقت زيارت عاشوراء را ترك نكردند.

آيا ايشان جزء عقلاء قوم نيستند؟!

در شرح حال مرحوم شيخ عبد الكريم حائري (ره) ـ موسس حوزه علميه قم ـ آمده است: ايشان مقيّد بود بعد از نماز صبح، بين الطلوعين، در بالاي پشت بام و رو به حرم امام حسين (عليه السلام)، هر روز زيارت عاشوراء را با صد لعن و سلام قرائت مي كردند.

آيا ايشان جزء عقلاء قوم نيستند؟!

نبايد به بعضي از سوالات پاسخ داده شود. بعضي از سوالات هم كه جواب داده مي شود، نبايد در سايت و اينترنت و در ملأ ميليون ها انسان قرار بگيرد.

اين نمونه اي محترمانه بود و موارد متعددي داريم از شخصيت هاي طراز اول حوزه علميه قم و در يك مورد كه نظر بنده را در مورد سايت خودشان پرسيده بودند، در مورد يكي از اشكالاتش، بنده 7 صفحه اشكال نوشتم. ايشان هم به مسئول سايت نامه نوشت تا قسمت پاسخ به شبهات را از سايت حذف كنند كه اگر جواب ندهيم، بهتر از اين است كه جواب غلط بدهيم.

بنده 2 سايت را به شما معرفي مي كنم تا مشاهده كنيد چه مسائلي را مطرح مي كنند: فيصل نور: www.fnoor.com. آمار داريم كه حدود 30 هزار كتاب و مقاله ضد شيعي در اين سايت قرار گرفته است. كساني كه در كار اينترنت هستند، مي دانند كه اگر بخواهيم 50 كتاب در سايت قرار بدهيم، با آن فضايي كه داريد، هزينه هنگفتي را مي طلبد. حتي هكرهايي نمونه كشوري كه سايت اسرائيل را هك كردند، نتوانستند اين سايت را به مدت 5 ثانيه هك كنند. يعني اين قدر از مسائل امنيتي، پشت اين قضيه، محكم است. تمام هزينه هاي مالي اين سايت هم توسط امير نائب ـ وليعهد فعلي عربستان سعودي ـ تأمين مي كند. شما ببينيد در اين سايت چه مي گذرد؟

هم چنين در سايت فارسي زبان سني نيوز هم كه براي اهل سنت داخل كشورمان است، اهانت به فقهاي شيعه و رهبري و ائمه (عليهم السلام) و مذهب شيعه را از حدّ گذرانده است. چند روز پيش هم تعدادي از علماي اهل سنت زاهدان نزد ما آمده بودند و گلايه مي كردند از صحبت هاي حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي كه كارشناسي شده نبود و مطالب خلاف و دروغ را به آقايان مراجع اطلاع مي دهند و بدون بررسي، اينها را به ما مطرح مي كنند. البته گلايه اي هم از سايت شيعه نيوز داشتند و مسئول اين سايت هم جواب زيبائي داد.

[مي توانيد براي مطالعه بيشتر در مورد ديدار مولوي مرادزهي با استاد حسيني قزويني و مسئول سايت شيعه نيوز، به قسمت تازه هاي خبري همين سايت مراجعه كنيد]

پس يكي از چيزهايي كه ضرورت دارد، ايجاد مركز پاسخ گويي به شبهات است تا نيروهايي آموزش داده شوند و شبهاتي كه در سايت ها و كتاب هايي كه عليه شيعه در داخل و خارج از كشور منتشر مي شود، مطالعه و دسته بندي شوند. درست است كه مراكزي در اين راستا وجود دارد، ولي اين تعداد مراكز، در برابر آن هجمه شبهات، كاملا نابرابر است.

ب ) ايجاد مركز نيرومند پژوهشي با استفاده از اساتيد و محققان نيرومند حوزه و دانشگاه و تدوين پاسخ هاي كوبنده و قاطع به شبهات و طرح اشكالات و شبهات اساسي و مستند به مباني فكري و اعتقادي وهابيت

ما، هم بايد به شبهات جواب بدهيم و هم بايد ايجاد شبهه كنيم. يعني اگر در كنار پاسخ به شبهات، هجمه اي در كار نباشد، به نظر من ناقص است. ما بايد آموزش هاي ويژه اي در هجمه عليه وهابيت يا طرح سوال نسبت به مباني فكري و اعتقادي اهل سنت داشته باشيم. سوال كردن هم كه جرم نيست. آنها 14 قرن است كه عليه ما شبهه وارد كرده اند و فحاشي كرده اند و خون ما را هدر شده قرار داده اند. حتي أفندي پست تركيه، فتوا داده است:

زنان شيعه، جزء زنان كفار حربي هستند و تصرف در آنها براي اهل سنت جائز است.

ما هم حداقل بايد نسبت به عقائد اهل سنت، سوال طرح كنيم. سوال كردن هم گناه نيست و مي خواهيم مردم هم بدانند و دانستن، حق مسلّم مردم است. لذا، ما بايد ضمن پاسخ گويي به سوالات، حتما به فكر جواب نقضي هم باشيم و سوال طرح كنيم.

روزي در كنار بيت الله الحرام، كنار حجر اسماعيل، تعدادي از وهابي ها از من سوالاتي را پرسيدند كه شما قائل به تحريف قرآن و تقيه هستيد و مسائل ديگر. در آخر هم گفتند:

فقهاء شما، فتاواي مستهجن صادر كردند كه آدم خجالت مي كشد آن را به نام اسلام بگذارد.

گفتم: نمونه اي را بفرمائيد.

ديدم تحرير الوسيله امام خميني (ره) را مثال مي زند و گفت: ايشان فتوا داده است: لواط با همسر جائز است.

گفتم: لواط، عمل مرد با مرد را مي گويند. عمل مرد با همسرش را وطي مي گويند. اگر فقهاء ما فتوا مي دهند، فقهاء و بزرگان شما عمل مي كنند.

گفت: چرا افتراء مي بنديد؟

گفتم: در كتاب الدر المنثور سيوطي، جلد 1، صفحه 266 در ذيل اين آيه:

نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّي شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ

سوره بقره/آيه223

نام تعدادي از صحابه و تابعين را كه قائل به جواز وطي مرد در دبر همسر بودند، آورده است و مي گويد:

از مالك بن أنس ـ رئيس مالكي ها و متوفاي 179 هجري ـ سوال كردند: آيا مرد مي تواند با همسر خودش از دبر وطي كند؟ مالك، دست خود را بر سر خيس خود كشيد و گفت:

الساعة غسلت رأسي منه.

الآن از اين كار ـ وطي در دبر همسر ـ غسل كرده ام.

هم چنين گفتم: از ابن أبي مُلِيْكه ـ قاضي القضات مكه در زمان عبد الله بن زبير كه ذهبي در مورد وي مي گويد: مجمع علي ثقته : بر وثاقت او اجماع شده است ـ سوال كردند كه وطي در دبر همسر چه حكمي دارد؟ گفت:

قد أردته من جارية لي البارحة فاعتاصت علي فاستعنت بدهن.

قصد داشتم با يكي از همسرانم اين كار را انجام دهد و او اذيت شد و براي اذيت نشدنش از روغن استفاده كردم.

الدر المنثور للسيوطي، ج1، ص266 ـ جامع البيان لإبن جرير الطبري، ج2، ص536

البته در اين مورد، علماء ما قائل به كراهت هستند و اگر زن راضي نباشد، قائل به حرمت هستند.

در اين مناظرات، اگر در ضمن پاسخ گويي، از اين جواب هاي نقضي داشته باشيم، خوب است. گاهي اوقات جواب هاي نقضي كاري مي كنند كه جواب هاي حلي نمي كنند.

روزي در ماه رمضان كه در مكه بوديم، بعد از نماز ظهر كه نماز تمام شده بود، مشغول تعقيبات بودم و ديدم جواني آمد كنار من نشست. سلام كرديم و سوالاتي كرد و گفت:

آيا شما حاضر به مناظره هستيد؟ اگر براي شما حق روشن شود، آيا حاضر هستيد از آن تبعيت كنيد؟

گفتم: اين بالاترين آرزوي ماست.

ديدم به پشت سر خود اشاره كرد و حدود 15 نفر از دانشجويان ايراني آمدند اطراف ما حلقه زدند و من هم خشك و مبهوت ماندم كه اين وهابي با آن دانشجويان ايراني؟! يكي از اين دانشجويان تهراني كه ديد حال من خراب شد، گفت:

چند روز است كه ما اينجا هستيم و اين وهابي، ما را جمع مي كند و به طبقه بالاي بيت الله الحرام مي برد و شروع مي كند به حرف زدن عليه مذهب شيعه و از مذهب وهابيت تمجيد مي كند. ديروز هم گفت: تقصير شما نيست، تقصير علماء شماست كه هم جاهل هستند و هم گمراه و گفت: براي اين كه من ثابت كنم علماء شما جاهل و گمراه هستند، فردا بيائيد و من با يكي از علماء شما، جلوي شما بحث مي كنم تا براي شما اثبات شود. به خاطر همين هم امروز شما را انتخاب كرده است.

گفتم: اگر اين گونه است، شما ناراحت نباش؛ جاي خوبي آمده است.

آن وهابي، اولين جمله اي كه گفت، اين بود: شما قائل به تحريف قرآن هستيد. شما مي گوييد اين قرآن، آن قرآني نيست كه بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نازل شده است.

من هم ديدم چون آن وهابي، چند جلسه با اين دانشجويان صحبت كرده و ذهن شان مشوش شده است. من هم تلاش كردم بحث را به سوي عواطف و احساسات بكشانم، نه بحث علمي. گفتم:

آيا تا به حال در دست شيعيان، قرآني را ديده ايد كه 115 سوره داشته باشد؟

گفت: نه.

گفتم: آيا از علماء خود شنيده ايد يا در كتابي خوانده ايد اين قرآني كه ما داريم، يك آيه بيشتر از قرآن شما داشته باشد؟

گفت: نه.

گفتم: چيزي را كه نه ديدي و نه شنيدي و نه خواندي، از كجا مي گويي ما قائل به تحريف قرآن هستيم؟

گفت: عقيده شما اين است كه قرآن تحريف شده است.

گفتم: ما شاء الله علم غيب هم مي داني و عقيده شيعيان را هم مي خواني.

اين دانشجويان هم خنديدند.

گفت: از علماء شما، كساني هستند كه قائل به تحريف قرآن هستند.

گفتم: نام ببريد.

گفت: نوري در كتاب فصل الخطاب.

گفتم: اگر يك عالم شيعي گفته است قرآن تحريف شده است، آيا دليل بر اين است كه همه شيعه قائل به تحريف قرآن هستند؟

گفت: بله.

گفتم: پس دو نفر از علماء شما هم قائل به تحريف قرآن هستند: إبن أبي داود ـ از علماء قرن 4 هجري ـ در كتاب المصاحف با ادله متعدد ثابت كرده است قرآن تحريف شده است و آقاي خطيب ـ از علماء معاصر و اساتيد دانشگاه الأزهر ـ در كتاب الفرقان في تحريف القرآن ـ كه در زمان شيخ شلتوت اجازه چاپ اين كتاب داده نشد ـ قائل به تحريف قرآن شده است. اگر نوشته يك عالم، دليل بر اين باشد كه تمام آن مذهب، قائل به آن باشند، ما يك نفر داريم، ولي شما دو نفر داريد.

اين دانشجويان باز هم خنديدند و به آن وهابي گفتند جواب بده.

گفت: شما رواياتي داريد در تهذيب الأحكام و بحار الأنوار كه دالّ بر تحريف قرآن هستند.

گفتم: تازه آمده اي سر خط. اگر بنا بر روايات باشد، اولين قائل به تحريف قرآن، شخص عمر بن خطاب است.

گفت: چرا توهين مي كني و افتراء مي زني؟

گفتم: كتاب الإتقان سيوطي ـ كه در بعضي از كشورها، كتاب درسي مقطع دكترا است ـ نقل مي كند از عمر بن خطاب كه مي گويد: قرآني كه بر پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نازل شد، يك ميليون و 27 هزار حرف داشت.

الإتقان في علوم القرآن للسيوطي، ج1، ص190 ـ الدر المنثور للسيوطي، ج6، ص422

قرآني كه دست شماست، چند حرف دارد؟

گفت: نمي دانم.

گفتم: من از بزرگان شما، آمار اين قرآن را مي دهم كه چند حرف دارد. امام قرطبي ـ از مفسران بنام اهل سنت ـ مي گويد: در زمان حجاج بن يوسف ثقفي، حُفّاظ و كُتّاب و قُرّاء را جمع كردند و گفت: قرآن را بشماريد كه چند آيه و چند كلمه و چند حرف دارد. بعد از تحقيق و بررسي گزارش دادند: تمام قرآن، 340 هزار و 740 حرف دارد.

اما جناب عمر مي گويد: يك ميليون و 27 هزار حرف. پس جناب عمر اولين كسي است كه قائل به تحريف قرآن است.

شما از قول عمر و عايشه و ابو سعيد خدري و أبي بن كعب آورده ايد:

أن سورة الأحزاب كانت تعدل [أو لتعادل أو مثل أو توازي] سورة البقرة.

سوره احزاب در زمان پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به اندازه سوره بقره بود.

تفسير القرطبي، ج2، ص63 ـ الإتقان في علوم القرآن للسيوطي، ج2، ص66 ـ الدر المنثور للسيوطي، ج5، ص179 ـ فتح القدير للشوكاني، ج1، ص126 ـ تفسير الآلوسي، ج21، ص142 ـ مسند احمد، ج5، ص132 ـ المستدرك الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج2، ص415

سوره احزاب چند آيه دارد؟ پس بقيه اش كجا رفته است؟ هر وقت شما جواب اين 2 اشكال را آورديد، بنده هم در رابطه با روايات خودمان جواب مي دهم.

او معطّل ماند كه چه بگويد. برنامه شان به اين گونه است كه اگر در چيزي گير كنند، به شاخه ديگري مي پرند. سوال از ابوهريره كرد كه نظر شما در مورد او چيست؟

گفتم: شما گفتيد شيعه معتقد به تحريف قرآن است. يا جلوي اين دانشجويان، اعتراف به اشتباه خود كنيد يا جواب مرا بياوريد.

خلاصه اين كه در جواب نقضي، چيزهايي خوابيده است كه در جواب هاي حلّي نخوابيده است. با تجربه اي كه بنده دارم و بيش از 300 جلسه با اهل سنت، وهابيت، دانشجويان، اساتيد و مفتيان شان مناظره داشته ام، اينها مطالبي را به صورت نوار حفظ كرده اند و از اول تا آخر مي خوانند و باز هم به همان اول برمي گردند.

نكته ظريف اين كه در جواب هاي حلي، آنها بلافاصله توجيه مي كنند. مخصوصا وهابي ها يد طولائي در توجيه كردن دارند و هر جواب حلّي بدهيد، چندين توجيه براي آن دارند. اينها طوري تربيت شده اند كه ملكه توجيه و تأويل داشته باشند. ولي در جواب هاي نقضي، راهي براي توجيه ندارند و تار و پود فكري آنها را به هم مي ريزد. با جواب نقضي، زمينه را فراهم مي كنيد براي جواب هاي حلّي. حتي من به دوستاني كه در پاسخ به شبهات هستند، توصيه مي كنم شبهاتي را كه جواب مي دهيد، به جاي 10 جواب حلّي، يك جواب حلّي بدهيد، ولي قبل از آن، يك جواب نقضي هم بدهيد.

آقاي شيخ علي آل محسن ـ كه از علماء طراز اول منطقه قطيف و أحصاء عربستان سعودي و از مفاخر شيعه است در پاسخ گويي به شيعه ـ كتاب لله و للحقيقة را نوشته است ـ در جواب لله ثم للتاريخ (با آن نويسنده جعلي اش سيد حسين موسوي) نوشته شده و كتاب سال جمهوري اسلامي ايران در زمان آقاي خاتمي شد و يك بار هم كتاب سال ولايت شد و خيلي هم از ايشان تجليل شد ـ و كتابي زيبا و مستدل و مستند است و غالب جواب هايش مقرون به جواب نقضي است و من توصيه مي كنم كساني كه مي خواهند وارد اين مرحله [پاسخ گويي به شبهات] شوند، اين كتاب را مباحثه كنند. اين كتاب، يكي از كتاب هايي است كه در تربيت نيرو براي پاسخ گويي به شبهات، كتابي ارزشمند است.

پس بايد در كنار جواب هاي حلّي، روي جواب هاي نقضي هم كار شود. بايد در هر موضوع عقائدي شيعه ـ توحيد، نبوت، امامت، معاد و احكام و ... ـ ، چندين جواب نقضي داشته باشيم. إن شاء ا... در آينده، چند جلسه را به نمونه هايي از جواب هاي نقضي اختصاص مي دهيم. ما نيازي به فحاشي و اهانت نداريم. توحيدي كه در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است، اگر براي مردم بگوييم، از اين مباني فكري اعتقادي اهل سنت متنفر مي شوند. در صحيح بخاري آمده است:

خداوند در هر شب، از عرش به كره زمين مي آيد و مي گويد:

كيست كه مرا بخواند تا او را اجابت كنم؟ كيست از من آمرزش بطلبد تا او را بيامرزم؟... و تا اذان صبح همين گونه مي گويد. بعد از اذان صبح هم به عرش بازمي گردد.

صحيح البخاري، ج2، ص47 ـ صحيح مسلم، ج2، ص176

در بعضي از روايات هم آمده است:

خداوند سوار بر الاغ، وارد كره زمين مي شود.

شيخ مفيد (ره) هم مي گويد:

بعضي از علماي بزرگ بغداد، در پشت بام خانه شان، كاه و يونجه پهن مي كردند كه اگر الاغ خداوند آمد، به خانه آنها بيايد.

يك فيلمي را چندي پيش از سوريه براي ما آوردند. يكي از علماي اهل سنت علت شيعه شدنش را همين روايت مي داند و مي گويد در صحيح بخاري و صحيح مسلم با سند صحيح آورده اند:

خداوند هر شب به كره زمين مي آيد و بعد از طلوع فجر بازمي گردد.

در زماني كه عقائد بطلميوسي حاكم بود، اين روايات جا داشت. ولي امروز كه كرويّت زمين ثابت شده است، اگر خداوند يك مرتبه به كره زمين بيايد، در زمين زنداني مي شود و ديگر نمي تواند برگردد. چون در هر آني از شبانه روز، يك نقطه از كره زمين، طلوع فجر است. الان اينجا و چند دقيقه ديگر در شهر ديگر و چند دقيقه ديگر هم در شهري ديگر و به همين شكل طلوع فجر ادامه دارد. يا خداوند بايد قبل از طلوع فجر بيايد و برود، يا اگر قبل از طلوع فجر آمد و بخواهد بعد از آن برود، ديگر نمي تواند. و من فهميدم كه اين روايات، توسط يهودي ها و مسيحي ها ساخته شده است.

هم چنين اين روايت كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرمايد:

خداوند را در آسمان در چهره جواني زيبا و موفرفري ديدم.

اين تصويري كه از خداوند دارند، انسان حياء مي كند آن را بيان كند.

هم چنين روايتي را آورده اند:

در روز قيامت كه گنهكاران را به جهنم مي ريزند، جهنم مي گويد:

هل من مزيد؟

خدايا! اگر باز هم گنهكار داري، بيشتر بريز، من زياد جا دارم.

خداوند هم كه مي بيند هر چه مي ريزد، جهنم پر نمي شود، يك پاي خود را داخل جهنم مي گذارد و جهنم مي گويد:

قط قط

ديگر بس است، ديگر بس است.

صحيح البخاري، ج6، ص47 ـ صحيح مسلم، ج8، ص152

اما اين كه آيا خداوند مي سوزد يا نه؟ خداوند از جهنم خارج مي شود يا نه؟ نمي دانيم. اينها حرف هاي مسخره اي است كه توسط ابوهريره ها و كعب الأحبارها وارد شده و امروز، عقيده مسلّم اين افراد است. اگر ما همين ها را به صورت سوال براي مردم مطرح كنيم، كافي است.

هم چنين در مورد نبوت، در صحيح بخاري از حذيفه آمده است:

أتي النبي صلي الله عليه و سلم سباطة قوم فبال قائما.

پيامبر صلي الله عليه و سلم در كنار ديوار، ايستاده بول مي كرد.

صحيح البخاري، ج1، ص62 ـ صحيح مسلم، ج1، ص157

من به يكي از جواناني كه در كنار بيت الله الحرام بحث مي كرديم، گفتم:

اگر كسي بگويد: من پدر شما را ديدم كه در فلان جا ايستاده بول مي كند، آيا خوشت مي آيد؟

گفت: نه.

گفتم: چطور چيزي را كه حاضر نيستي به پدرت نسبت داده شود، به پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نسبت مي دهي؟ كه قرآن در مورد او مي فرمايد:

وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ

سوره قلم/آيه4

آقاي نووي ـ از فقهاء بنام اهل سنت ـ در كتاب المجموع خود مي گويد:

در شهر هرات، تعدادي از اهل سنت، سالانه يك بار ايستاده بول مي كنند، به خاطر اين كه به اين سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) عمل كنند.

زنده باد به اين سنت! ببينيد!

در صحيحين آمده است:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به مسجد مي آيد و مشغول نماز خواندن مي شود و در وسط نماز، متوجه مي شود غسل جنابتش را فراموش كرده است و نماز را قطع مي كند و از مردم عذرخواهي مي كند و مي رود غسل مي كند و در حالي كه از سر و صورتش آب مي ريخت، برمي گردد و نماز را ادامه مي دهد.

به يكي از مولوي ها گفتم: اگر هم چنين اتفاقي براي شما بيفتد يا فقط بگويي يادم رفته وضو بگيرم، آيا اين مردم، ديگر پشت سر شما نماز مي خوانند؟ پس چطور اينها را به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) نسبت مي دهيد؟

هم چنين آمده است:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) چندين مرتبه تصميم به خودكشي كردن مي گيرد و بالاي كوه مي رود تا خود را به پائين كوه پرت كند. جبرئيل مي آيد و مي گويد: اين كار را نكن، درست نيست. پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم قبول مي كند.

تعابيري كه اينها نسبت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) آورده اند، نشان مي دهد كه كسي را كه اينها مي گويند، پيامبر نبوده است، بلكه بازيگر تئاتر و سينما بوده است و هر روز، برنامه اي براي مردم اجراء مي كرد.

از أنس بن مالك آورده اند:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در يك شب، با 11 نفر از زنانش همبستر شده است.

به يكي از اهل سنت گفتم:

اگر خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين مطلب را بيان كرده است، نقص بر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) است و اگر زنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) اين مطلب را نقل كرده اند، نقص بر أمهات المؤمنين است و اگر أنس بن مالك از لاي در نگاه مي كرد، نقص بر اوست.

ما در سايت مان، در مورد اينها بحث كرده ايم و مقالاتي را ارائه داده ايم: خدا در صحاح، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در صحاح و ... .

لذا، ما دوست داريم عزيزاني كه وارد اين وادي مي شوند، حداقل بايد 200 سوال نقضي و تهاجمي در آستين داشته باشند و مانند حمد و سوره حفظ كنند تا در ذهن، ملكه شود. بايد امكانات اين را فراهم كرد و بعد وارد اين وادي شد. متأسفانه كساني هستند كه ديروز وارد حوزه شده اند و سايت و تأليف و كتاب و مقاله مي نويسند و اگر بعد از چند سال كه مقداري مسلط شدند، اگر بخواهند به همين نوشته ها نگاه كنند، خودشان به خودشان مي خندند.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
1 | فائز | , ایران | ١٢:٠٠ - ٠١ آذر ١٣٨٨ |
باسلام لطفا باتوجه به تهاجم همه جانبه وهابيت و... كتابخانه اي قوي درسايت ايجادنماييد وكتب ومقالات را درقالبهاي گوناگون قراردهيد همانطوركه وهابيت كتابخانه هاي مختلفي به زبانهاي گوناگون ازجمله فارسي ايجادنموده اند
2 | جليل حيدري | , ایران | ١٤:٠٥ - ١٢ شهریور ١٣٩٠ |
دست شما درد نكند غافلان را از خواب گران بيدار كنيد وسايت شيعه را به تمام زبان هاي زنده دنيا زنده نگه داريد
با تشكر مهندس جليل حيدري
3 | علی رجبی | , ایران | ١٩:٥٣ - ٢٣ آذر ١٣٩٧ |
احسنتم مطالب عالمانه و مستدل اند.کاش در کنار دروس اصلی حوزه در کنار هر اصل و فرعی از دین، شبهات و روش پاسخگوی آن هم تعلیم داده می شد
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English