2020 February 24 - دوشنبه 05 اسفند 1398
ولادت حضرت علي (عليه السلام)
کد مطلب: ٥٥١٣ تاریخ انتشار: ٠٤ تير ١٣٨٩ تعداد بازدید: 4114
سخنراني ها » امیرالمؤمنین علیه السلام
ولادت حضرت علي (عليه السلام)

ولادت امیرالمؤمنین در کعبه، افتتاح شبکه ولایت
حبل المتين 89/04/04

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

تاریخ : 04/ 04 /89

مجري برنامه: آقاي نقوي

درباره افتتاحيه شبكه جهاني ولايت، توضيحاتي را بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

همان طوري كه بينندگان عزيز مستحضر هستند، از يك ماه قبل كه لوگوي برنامه پخش شد، ما قول داديم إن شاء ا... در ميلاد أمير المؤمنين (عليه السلام) به حول و قوه إلهي اين شبكه جهاني ولايت افتتاح شود. ولي به دليل مشكلات فني، إن شاء ا... فردا حدود ساعت 10 صبح به وقت ايران اين شبكه افتتاح رسمي شود. گرچه افتتاحيه مان را در كنار آقا علي بن موسي الرضا (عليه السلام) در شب پنج شنبه شروع كرديم و شب گذشته هم حدود 5/2 ساعت با بينندگان عزيز صحبت و معارفه داشتيم. برخي از دوستان از داخل و خارج كشور زنگ زده بودند و هم اظهار خوشحالي مي كردند و هم افتتاح شبكه جهاني ولايت را تبريك مي گفتند و بعضا هم پيشنهادهايي داشتند و انتقاداتي هم از كيفيت صوت و تصوير داشتند.

اين را به بينندگان عزيز عرض كنم، كساني كه از نظر فني، آگاهي دارند، مي دانند كه راه اندازي يك شبكه جهاني، با مشكلات عديده اي مواجه است و ما هم از اين مشكلات، مستثناء نيستيم و شايد چند روزي طول بكشد تا از نظر صوت و تصوير، مشكل حلّ شود. تأخير ما در آمريكا، حدود 2 تا 5/2 دقيقه است. حال آن كه اين تأخير، حدأكثر بايد 3 يا 4 ثانيه باشد. همكاران فني گفتند إن شاء ا... تا چند روز آينده اين مشكل را حلّ خواهند كرد.

همان طور كه در جلسات گذشته عرض كردم، در بيانيه اي هم كه در لوگوي شبكه پخش شد، هدف اصلي ما، معرفي فرهنگ اهل بيت (عليهم السلام) و بازگو كردن اسلام ناب محمدي (صلي الله عليه و آله و سلم) براي جهانيان و زدودن برخي شبهات و نادرستي هايي است كه توسط برخي از معاندين يا وهابي ها يا برخي از افرادي كه عنادي ديرينه با اسلام و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) دارند، در اين روزها در عرصه اينترنت و ماهواره، عليه اسلام و قرآن و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مطرح مي شود و مذهب شيعه و چه بسا فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) را مورد تاخت و تاز قرار مي دهند و إن شاء ا... اين شبهات را از چهره اسلام و تشيع بزدائيم و طوري باشد كه اگر كسي بخواهد فرهنگ شيعه و نظر واقعي مذهب شيعه را بداند، پاي كارشناسان شبكه جهاني ولايت بنشيند. همان طور كه ما در ديداري كه با برخي مراجع عظام تقليد (حفظهم الله تعالي) داشتيم، به ما توصيه مي كردند و پيشنهاد مي دادند كه ما بتوانيم در معرفي فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام)، از آلودگي ها به برخي از سياسي كاري ها و جناح بازي ها اجتناب كنيم و از هرگونه تندي و اهانت به غير شيعه، اجتناب كنيم و آن فرهنگ اصيل و اسلام ناب را به دنيا معرفي كنيم تا دنيا بداند اسلام، دين ترور نيست و مسلمانان تروريست نيستند و مذهب شيعه، طرفدار ترور نيست. بلكه در طول تاريخ، شيعيان، اولين قرباني ترور و ترويست ها بوده اند و شهداي شيعه در طول تاريخ، بهترين گواه قرباني شيعه در مواجهه با تروريست است. إن شاء ا... اين را ثابت خواهيم كرد تا دنيا، مذهب شيعه را به آن گونه اي كه هست، بشناسند. در كنار اين هم گفته ايم كه از دانشمندان أهل سنت دعوت كرده ايم و هم اكنون هم دعوت مي كنيم آن افرادي كه با شاخصه هاي ما حاضرند بيايند در اينجا صحبت كنند. شاخصه ما هم اين است كه به هيچ وجه و در هيچ شرايطي وارد بحث هاي سياسي و جناحي نخواهيم شد و مباحث ديني مان را با ادبيات ويژه شيعه و برخاسته از از فرهنگ أهل بيت (عليهم السلام) ارائه خواهيم دارد.

ما دعوت مي كنيم از اساتيد حوزه هاي علميه و دانشگاه هاي أهل سنت در داخل و خارج كه با شبكه جهاني ولايت تماس بگيرند و هماهنگي كنند يا پيامي به ايميل مؤسسه مان، مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج) ارسال كنند و ما هم هماهنگي مي كنيم تا إن شاء ا... بيايند يا به صورت انفرادي صحبت كنند و ما هم بعد از آن صحبت هاي خودمان را بيان خواهيم كرد و يا به صورت مناظره. هم چنين از بعضي از افراد كه غير از أهل سنت هستند و مي خواهند بيايند صحبت كنند و شرايط ما را مي پذيرند، ما با آغوش باز از آنها استقبال مي كنيم.

* * * * * * *

آقاي نقوي

سؤال مهمي است كه اكثرا برادران أهل سنت تماس مي گيرند و اشكال مي كنند، اين است كه آيا قضيه ولادت حضرت علي (عليه السلام) در داخل كعبه، در كتب أهل سنت، با سند صحيح آمده است يا خير؟

استاد حسيني قزويني

اولا اين قضيه را از ديدگاه بزرگان شيعه مطرح مي كنم و سپس از ديدگاه بزرگان أهل سنت بحث خواهيم كرد.

الف) نظر بزرگان شيعه درباره ولادت أمير المؤمنين (عليه السلام) در داخل كعبه

شيخ مفيد (ره)

مرحوم شيخ مفيد (ره) (متوفاي سال 413 هجري) در اين زمينه، سخن زيبايي دارد كه مي تواند فصل الخطاب و بيان گر نظر شيعه باشد. ايشان مي فرمايد:

ولد بمكة في البيت الحرام يوم الجمعة الثالث عشر من رجب سنة ثلاثين من عام الفيل و لم يولد قبله و لا بعده مولود في بيت الله تعالي سواه، إكراما من الله تعالي له بذلك و إجلالا لمحله في التعظيم.

حضرت علي (عليه السلام) در روز جمعه، سيزدهم ماه رجب سال 30 عام الفيل در خانه خدا در بيت الله الحرام به دنيا آمد. نه قبل از ايشان و نه بعد از ايشان، كسي در خانه خدا به دنيا نيامده است. و اين تولد در خانه خداوند، فضيلت و شرافتي است كه خداوند براي بزرگداشت مقام و منزلت آن حضرت، به ايشان اختصاص داده است.

الإرشاد للشيخ المفيد، ج1، ص5، تحقيق: مؤسسة آل البيت (عليهم السلام) لتحقيق التراث، چاپ: الثانية، 1414 هـ ـ 1993 م، ناشر: دار المفيد للطباعة و النشر و التوزيع ـ بيروت ـ لبنان

ب) نظر بزرگان أهل سنت درباره ولادت أمير المؤمنين (عليه السلام) در داخل كعبه

1. حاكم نيشابوري (متوفاي سال 405 هجري)

من ابتداء نظر حاكم نيشابوري را بيان مي كنم، سپس نظر بزرگان أهل سنت را نسبت به حاكم نيشابوري عرض مي كنم. ايشان مي گويد:

فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه في جوف الكعبة.

روايات متواتري وارد شده كه فاطمه بنت اسد، أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرّم الله وجهه را در داخل كعبه به دنيا آورده است.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص550، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية ـ بيروت، الطبعة الأولي، 1411هـ ـ 1990م و ج3، ص483، تحقيق: إشراف: يوسف عبد الرحمن المرعشلي

ايشان نمي گويد روايت صحيح است، بلكه مي گويد روايت متواتر است و آقايان أهل سنت، روايت متواتر را به منزله آيه قرآن مي دانند و انكار روايت متواتر را به منزله انكار آيه قرآن تلقّي مي كنند.

شايد برخي تصور كنند حاكم نيشابوري جايگاه آن چناني نداشته باشد.

نظر علماء أهل سنت درباره حاكم نيشابوري

1. ذهبي (متوفاي سال 748 هجري)

آقاي ذهبي از استوانه هاي رجالي أهل سنت است و از او تعبير مي كنند به:

امام الجرح و التعديل.

ايشان وقتي به شرح حال آقاي حاكم نيشابوري مي رسد، مي نويسد:

الحاكم الحافظ الكبير امام المحدثين ... ناظر الدار قطني فَرَضيه و هو ثقة، واسع العلم، بلغت تصانيفه قريبا من خمس مائة جزء.

حاكم نيشابوري، حافظ بزرگ و پيشواي محدثان است. آقاي دار قطني با او مناظره اي داشت و از علم او اظهار رضايت كرد. او ثقه و مورد اعتماد است و علم بسياري است و نوشته هايش نزديك به 500 جلد مي شود.

تذكرة الحفاظ للذهبي، ج3، ص1039 ـ 1040، ناشر: دار الكتب العلمية ـ بيروت، طبعة الأولي

آقايان أهل سنت، معمولا به كسي حافظ مي گويند كه يكصد هزار روايت را حفظ كرده باشد.

2. سيوطي (متوفاي سال 911 هجري)

آقاي سيوطي هم درباره حاكم نيشابوري مي نويسد:

الحاكم الحافظ الكبير إمام المحدثين و كان إمام عصره في الحديث العارف به حق معرفته، صالحا ثقة.

حاكم، حافظ بزرگ و پيشواي محدثان است ... او در زمان خود، پيشواي علم حديث بود و آن گونه كه شايسته بود ، با علم حديث آشنائي داشت و درست كار و قابل اعتماد بود.

طبقات الحفاظ،، ج1، ص410 ـ 411، ناشر: دار الكتب العلمية ـ بيروت، الطبعة الأولي، 1403هـ.

3. أبو اسحاق شيرازي (متوفاي سال 476 هجري)

ايشان هم حاكم را اين گونه معرفي مي كند:

و كان فقيها حافظا ثقة عليا ... قال عبد الغافر: كان الحاكم إمام أهل الحديث في عصره.

آقاي نيشابوري، فقيه، حافظ، قابل اعتماد و بلند مرتبه بود ... و عبد الغافر درباره او گفت: آقاي حاكم، پيشواي اهل حديث در زمان خود بود.

طبقات الفقهاء،، ج1، ص222، تحقيق: خليل الميس، ناشر: دار القلم ـ بيروت

4. إبن خلّكان (متوفاي سال 681 هجري)

ايشان هم مي گويد:

الحاكم النيسابوري الحافظ المعروف بإبن البيع إمام أهل الحديث في عصره و المؤلف فيه الكتب التي لم يسبق إلي مثلها كان عالما عارفا واسع العلم.

حاكم نيشابوري حافظ ( كسي كه بيش از صد هزار حديث حفظ است) مشهور به ابن البيع، پيشواي اهل حديث در زمان خود بود و كتاب هاي در علم حديث نوشت كه كسي پيش از او همانندش را ننوشته بود، او دانشمند، عارف و داراي دانش بسياري بود.

وفيات الأعيان و أنباء أبناء الزمان لإبن خلّكان، ج4، ص280، تحقيق: احسان عباس، ناشر: دار الثقافة، لبنان ـ المختصر في أخبار البشر لأبي الفداء عماد الدين إسماعيل بن علي (متوفاي 732 هـ)، ج1، ص247

پس نتيجه مي گيرم كه ولادت أمير المؤمنين (عليه السلام) طبق نظر آقاي حاكم نيشابوري به تواتر رسيده است و حديث متواتر هم به منزله آيه قرآن است و انكار حديث متواتر هم انكار قرآن است و آقاي حاكم نيشابوري هم از ديدگاه رجال شناسان أهل سنت، هم مورد وثوق است و هم از او تعبير مي كنند به:

 

الحافظ، إمام المحدثين، إمام أهل الحديث في عصره.

به همين جهت، اگر كسي بخواهيد اين قضيه را انكار كند يا شبهه كند، معلوم مي شود كه يا آدم جاهلي است و خبر از تاريخ ندارد و يا اينها را ديده و عنادش نمي گذارد حق را قبول كند و به ولادت آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) در داخل كعبه، اعتراف كند.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال:

آيا شخصي به نام حيدر علي قلمداران در حوزه علميه قم تدريس مي كردند و آيا كتابي به نام در شاهراه اتحاد نوشته اند كه در آن شبهاتي را در مورد شيعه مطرح كرده است؟

جواب:

إن شاء ا... تلاش مي كنيم چند جلسه مفصل درباره حيدر علي قلمداران و برقعي و افرادي كه در بعضي از شبكه ها نام برده مي شود و تصور مي كنند اينها شيعه بودند و سني يا وهابي شدند، صحبت خواهيم كرد. اينها همه دروغ است و به اين شكل نبوده است. اينها به دليل مباحث و درگيري هايي كه داشتند، خودشان را به روشن فكري زدند. نه آقاي قلمداران سني شده بود و نه آقاي برقعي. خود آقاي برقعي وصيت كرد و ايشان را در امام زاده شعيب (عليه السلام) در روستاي كن، در اطراف تهران دفن كردند. اگر كسي مي خواهد اطلاعات دقيقي درباره اينها داشته باشد، به سايت آقاي حسيني ورجاني مراجعه كند كه 18 سال شاگرد اينها بود و متوجه فساد عقيده اينها شد. إن شاء ا... ما هم در اين رابطه مفصل بحث خواهيم كرد.

* * * * * * *

سؤال:

وقتي ما مثلا به زيارت امام رضا مي رويم، آيا در آن حالت، خود امام رضا به ما نزديك تر است يا پيامبر يا خود الله؟

جواب:

اولا:

اگر ما مي رويم سراغ امام رضا (عليه السلام)، به اين عقيده مي رويم كه امام رضا (عليه السلام) عزيز خداست و نزد خداوند اعتبار و آبرو دارد. ما نزد خداوند مي رويم توسط كسي كه نزد خداوند آبرو دارد. خودشان فرمودند:

من أراد الله بدء بكم.

هر كس بخواهد به سوي خداوند برود، بايد از طريق شما أهل بيت (عليهم السلام) باشد.

زيارت جامعه كبيره

فرق ما با وهابيت اين است كه آنها سراغ إبن تيميه رفته اند و به نام خدا، دچار شرك و بت پرستي شده اند و خداي مجسّم را مي پرستند. سراغ خدايي مي روند كه همانند بشر، هر شب از آسمان، از عرش، سوار الاغش مي شود و به كره زمين مي آيد و صدا مي زند:

أيها الناس! هر كس حاجتي دارد، حاجتش را برآورده كنم، مشكلي دارد، مشكلش را حلّ كنم.

و بعد از طلوع فجر، سوار بر الاغش مي شود و برمي گردد. خدا را اين چنين صدا كردن، يعني شرك و كفر. خدايي كه بر روي عرش مي نشيند و از هر طرف، 4 انگشت از عرش بيرون مي ماند و عرش از شدت سنگيني خداوند، فرياد مي زند. خدايي كه دوان دوان راه مي رود يا با پيامبرش مصافحه مي كند يا گرفتار چشم درد است يا مانند جوان، مو فرفري است، ما اين چنين خدايي را قبول نداريم و نمي پرستيم. اين چنين خداشناسي، عين شرك و كفر است. يعني يا الله، الله نيست، همان بت پرستيدن به نام الله است.

إن شاء ا... در رابطه با شركي كه وهابيت به نام توحيد گرفتار آن شده اند، مفصل بحث مي كنيم.

ثانيا:

اما در رابطه با امام رضا (عليه السلام)، آقاي أبو بكر، محمد بن مؤمّل (از بزرگان اهل حديث) مي گويد:

خرجنا مع امام أهل الحديث أبي بكر بن خزيمة و عديله أبي علي الثقفي مع جماعة من مشائخنا و هم إذ ذاك متوافرون إلي زيارة قبر علي بن موسي الرضي بطوس، فرأيت من تعظيمه يعني إبن خزيمة لتلك البقعة و تواضعه لها و تضرعه عندها ما تحيرنا.

اينها به زيارت امام هشتم مي رفتند و آن چنان خاضعانه و خاشعانه به طرف حرم ايشان حركت مي كردند كه هر بيننده اي را شگفت زده مي كرد.

تهذيب التهذيب لإبن حجر العسقلاني، ج7، ص339

آقاي إبن حبّان مي گويد:

هر وقت گرفتار مي شدم، كنار قبر امام هشتم مي رفتم و متوسل مي شدم و مشكلم برطرف مي شد.

عزيز من! تو بهتر مي داني يا إبن حبّان؟ تو و چند تا آخوند وهابي بهتر مي فهمند يا محمد بن مؤمل؟ از اين قضايا زياد است.

ثالثا:

اگر شما واقعا سواد عربي داريد و به اينترنت آشنايي داريد، كتاب الموسوعة الفقهية الكويتية (كه از بزرگ ترين كتاب فقهي أهل سنت است كه نظر مذاهب اربعه و وهابيت را آورده است) را جستجو كنيد و جلد 14، صفحه 156 را مطالعه كنيد كه ايشان مي گويد:

ذهب جمهور الفقهاء المالكية و الشافعية و متأخر الحنفية و هو المذهب عند الحنابلة إلي جواز هذا النوع من التوسّل، سواء في حياة النبي أو بعد وفاته.

أكثر فقهاء أهل سنت، اعتقاد به توسل به پيامبر دارند؛ چه در زمان حيات ايشان و چه در زمان ممات ايشان.

رابعا:

يكي از استوانه هاي علمي و از دانشمندان بلند آوازه أهل سنت به نام سُبْكي (متوفاي سال 756 هجري و معاصر إبن تيميه) مي گويد:

إعلم! أنه يجوز و يحسن التوسل و الإستغاثة و التشفع بالنبي (صلي الله عليه و آله و سلم) إلي ربه سبحانه تعالي.

بدان! جايز و نيكوست توسل جستن و استغاثه كردن و طلب شفاعت كردن از نبي (صلي الله عليه و سلم) به خداوند يعني آقاي سُبْكي نمي فهميد كه بايد يا الله گفت؟

در ادامه هم مي گويد:

 

و جواز ذلك و حسنه من الأمور المعلومة لكل ذي دين، المعروفة من فعل الأنبياء و المرسلين و سير السلف الصالحين و العلماء و العوام من المسلمين.

و جواز و حسن اين كارها از امور معلومي است براي هر كسي كه دين دارد. اين كار، از امور معروف انبياء و مرسلين است و سيره سلف صالح (صحابه و تابعين و أتباع تابعين) و علماء و عوام مسلمانان است.

يعني كساني كه توسل و استغاثه به پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) را قبول ندارند، از ديدگاه سُبْكي، بي دين هستند. حال ما نمي دانيم بعد از سخن آقاي سبكي، براي شماي وهابي زده، آيا عذري مي ماند يا خير؟

بعد هم مي گويد:

و لم ينكر أحد ذلك من أهل الأديان و لا سمع به في زمن من الأزمان، حتي جاء إبن تيمية، فتكلم في ذلك بكلام يلبس فيه علي الضعفاء الأغمار و ابتدع ما لم يسبق إليه في سائر الأعصار.

اين توسل و استغاثه به پيامبر را كسي از صاحبان دين، انكار نكرده است و در هيچ زماني هم شنيده نشده است كه كسي اين كار را انكار كرده باشد. تا اين كه إبن تيميه آمد و با سخنان باطل خود، أمر را بر افراد نادان و ضعيفع مشتبه كرد و بدعتي را پايه ريزي كرد كه در هيچ عصري سابقه نداشت.

شفاء السقام لتقي الدين السبكي، ص293 ـ فيض القدير للمناوي، ج2، ص170، با تحقيق احمد عبد السلام، چاپ دار الكتب العلمية، بيروت

من گمان مي كنم با اين توضيحي كه من دادم، جز براي افراد معاند، قضيه روشن شد كه اگر ما سراغ امام رضا (عليه السلام) يا امام حسين (عليه السلام) مي رويم، خداي ناكرده امام رضا (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) را در برابر خدا قرار نمي دهيم. بلكه ايشان را واسطه قرار مي دهيم تا خداوند به بركت ايشان، دعاي ما را به اجابت برساند و مشكل ما را حلّ كند. يعني ما خدا را به واسطه امام رضا (عليه السلام) مي خوانيم؛ طبق آيه قرآن كه مي فرمايد:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ

اي كساني كه ايمان آورده ايد! تقواي إلهي را پيشه كنيد و نزد خداوند وسيله و واسطه ببريد.

سوره مائده/آيه35

لذا از عزيزان تقاضا دارم نسبت به اين مسائلي كه عرض شد، دقت داشته باشند و ببينيد بزرگان درباره اين آيه چه مي فرمايند. قرآن بايد به چه زباني و بياني بگويد؟ اگر گوش شنوا نيست:

خَتَمَ اللَّهُ عَلَي قُلُوبِهِمْ وَ عَلَي سَمْعِهِمْ وَ عَلَي أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ

سوره بقره/آيه7

گناه ما چيست؟

آقاي خطيب بغدادي در تاريخ بغداد از عكرمه نقل مي كند كه مراد از الْوَسِيلَةَ:

هم النبي و علي و فاطمه و الحسن و الحسين.

خود جناب خليفه دوم، عمر بن خطاب مي گويد:

لما اقترف آدم الخطيئة، قال: يا رب! أسألك بحق محمد لما غفرت لي فقال الله: يا آدم! و كيف عرفت محمد؟ أو لم أخلقه، قال: يا رب! لأنك لما خلقتني بيدك و نفخت في من روحك، رفعت رأسي، فرأيت علي قوائم العرش مكتوبا: لا إله إلا الله، محمد رسول الله، فعلمت أنك لم تضف إلي إسمك إلا أحب الخلق إليك، فقال الله: صدقت يا آدم، إنه لأحب الخلق إلي ادعني بحقه، فقد غفرت لك و لولا محمد ما خلقتك.

وقتي حضرت آدم گرفتار خطا شد، از خداوند خواست تا به حق حضرت محمد، او را ببخشد.

حاكم نيشابوري مي گويد:

هذا حديث صحيح الإسناد.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج2، ص615

در كتاب الدرّ المنثور سيوطي هم مي گويد دعاي حضرت آدم (عليه السلام) اين بود:

أللهم إني أسئلك بحق محمد و آل محمد سبحانك لا إله إلا أنت عملت سوءا و ظلمت نفسي، فاغفر لي.

خدايا! به حق محمد و آل محمد! من به خودم ظلم كردم و گناه مرا ببخش.

الدرّ المنثور السيوطي، ج1، ص60

آقاي إبن عابدين حنفي (از بزرگان حنفي مذهب) در حاشيه ردّ المحتار مي گويد:

مراد از آيه 35 سوره مائده، بندگان خوب خدا هستند، از جمله محمد و آل محمد.

بعد هم مي گويد اين دعا از دعاهاي مشهور و ثابت است:

أللهم إني أسألك بحق السائلين عليك و بحق ممشاي إليك، فإني لم أخرج أشرا و لا بطرا ... .

حاشية ردّ المحتار لإبن عابدين، ج6، ص716، تحقيق: إشراف: مكتب البحوث والدراسات، چاپ: جديدة منقحة مصححة، سال چاپ: 1415 هـ- 1995 م، ناشر: دار الفكر للطباعة و النشر و التوزيع ،بيروت ـ لبنان

* * * * * * *

سؤال:

چرا معاويه در اسلام خليفه شدند؟ ايشان كه دشمن سرسخت پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) بودند.

جواب:

احتياجي به توضيح ندارد. مشخص است كه ايشان توسط خليفه دوم به عنوان حاكم شامات معين شد و در زمان عثمان هم امكانات عريض و طويلي در اختيار او قرار داده شد و در برابر أمير المؤمنين (عليه السلام) هم تمرّد كرد و پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) هم در مورد او فرمود:

معاويه و لشكريانش، فئه باغيه و گروه ستمگر هستند.

18 ماه با أمير المؤمنين (عليه السلام) جنگيد و امام حسن (عليه السلام) را مسموم كرد و به شهادت رساند و بعد از او به خلافت نشست.

* * * * * * *

سؤال:

چرا در تمام كتاب خانه ها و كتاب فروشي هاي شيعه، تمام كتب أهل سنت وجود دارد، ولي در كتاب خانه ها و كتاب فروشي هاي أهل سنت، كتب شيعه يافت نمي شود؟

جواب:

يكي از أدله اي كه نشان دهنده بر حق بودن شيعه است، همين است. شيعه، إبائي ندارد كه كتاب خانه هايش، مملوّ از كتب أهل سنت است و ما هر عبارتي را مي خوانيم، از كتب اهل سنت آدرس مي دهيم. ولي در كتاب خانه هاي آقايان اهل سنت، كتاب هاي شيعه يافت نمي شود. شايد به خاطر اين باشد كه آقايان اهل سنت مي ترسند جوانان و طلبه هاي شان كتاب هاي شيعه را بخوانند و حقايق براي شان روشن شود. شايد هم نظر ديگري دارند.

* * * * * * *

سؤال:

كدام سوره بود كه آقاي عمر خواست آن را حفظ كند و 12 سال طول كشيد و نتوانست حفظ كند و بعد هم يك شتر نذر كرد تا توانست آن سوره را حفظ كند؟

جواب:

سوره بقره.

* * * * * * *

سؤال:

اين كه حضرت علي (عليه السلام) در خانه خدا به دنيا آمده است، آيا امتيازش بالاتر از پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) است؟

جواب:

موضوع اين نيست. من از شما سؤال مي كنم:

آيا مقام حضرت عيسي (عليه السلام) مقامش پايين تر از پيامبر (صلي الله عليه و آله) نبود؟ قطعا پايين تر بود. حضرت عيسي (عليه السلام) يك فضيلت بزرگي دارد كه هيچ پيامبري، حتي پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) هم ندارد و آن اين است كه بدون پدر، از مادر به دنيا آمده است. آيا اين دليل بر اين مي شود كه فضيلت پيامبر (صلي الله عليه و آله) پايين تر از حضرت عيسي (عليه السلام) باشد. براي حضرت ابراهيم (عليه السلام) آتش، گلستان شد و يكي از بالاترين فضايل حضرت ابراهيم (عليه السلام) است و براي پيامبر اكرم ص، آتش، گلستان نشد. آيا اين دليل بر اين است كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) از حضرت ابراهيم (عليه السلام) پايين تر است. رود نيل براي حضرت موسي (عليه السلام) باز شد و 12 راه پديد آمد و لشكريانش از آن عبور كردند. ولي براي پيامبر (صلي الله عليه و آله) هم چنين اتفاقي نيفتاد.

اينها دليل بر اين نمي شود كه اگر فردي، داراي يك فضيلتي بود كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) آن فضيلت را نداشت، ـ نستجير بالله ـ فضيلتش بالاتر از پيامبر (صلي الله عليه و آله) است.

همين قضيه براي امير المؤمنين (عليه السلام) افتخار است و علي (عليه السلام) هم مايه فخر و افتخار پيامبر (صلي الله عليه و آله) است و خود علي (عليه السلام) مي فرمايد:

أنا عبد من عبيد محمد (صلي الله عليه و آله).

من بنده اي از بندگان محمد (صلي الله عليه و آله) هستم.

الكافي للكليني، ج1، ص90

* * * * * * *

سؤال:

آقاي مسلم نيشابوري در صحيح مسلم 7 روايت متفاوت نقل كرده است كه مثلا رسول خدا به يك زن و مرد نامحرم بالغ فرمود:

اين زن به اين مرد شير بدهد تا به او محرم شود.

آن زن بالغه مي گويد:

يا رسول الله! آيا اين مرد بالغ را بغل كرده شير بدهم؟ حضرت فرمود: باشد، شير بده تا محرم شود.

صحيح مسلم، ج2، ص1076 تا 1078

آيا اين روايات، توهين به پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟ بدعت نيست؟ من بيش از صد مورد از بدعت هاي خليفه دوم را يادداشت كرده ام.

وقتي عمر حرف مي زد و ساير انسان ها حرف مي زدند، آيه نازل مي شد مطابق قول عمر.

تاريخ مدينة دمشق لإبن عساكر، ج47، ص109

سند اين روايات را بفرماييد.

جواب:

عبارت رضاع كبير، در صحيح مسلم، جلد 4، صفحه 169، حديث 3495 آمده است. جالب اين است كه احمد بن حنبل و برخي از بزرگان أهل سنت نوشته اند:

عايشه، أم المؤمنين، هر كس را كه دوست داشت وارد بر او شود و مانند مَحْرم با او نشست و برخاست بكند، به دختر برادر و دختر خواهرش دستور مي داد تا او را شير بدهند.

فبذلك كانت عايشة تأمر بنات أخواتها و بنات إخوتها أن يرضعن من أحبت عايشة أن يراها و يدخل عليه و إن كان كبيرا، خمس رضعات ثم يدخل عليها.

مسند احمد، ج6، ص271 ـ سنن أبو داود، ج1، ص457 ـ المجموع للنووي، ج18، ص212 ـ فتح الباري شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج9، ص114 ـ عمدة القاري شرح صحيح البخاري للعيني، ج20، ص84 ـ المغني لأبن قدامة المقدسي، ج9، ص202 ـ السنن الكبري للبيهقي، ج7، ص460

البته ساير زنان پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) از اين كار إبا مي كردند.

جالب است كه عزيزان بدانند در سال گذشته، يكي از مفتيان مصر فتوا داد:

اگر زني، مردي را شير بدهد، آن مرد به آن زمن مَحْرم مي شود. اگر در بعضي از ادارات كه زنان با مردان هستند يا مردي، راننده يك زن است و هر روز او را جابه جا مي كند، اگر آن زن به آن راننده شير بدهد، با هم مَحْرم مي شوند.

همين امروز در سايت هاي خبري خواندم كه اين مسئله باعث شده زنان مصر، بيشتر مورد اذيت قرار بگيرند و رانندگان براي اين كه به أميال شيطاني شان برسند، از زنان درخواست مي كنند تا به آنها شير بدهند تا با هم مَحْرم شوند.

اين هم از فضائل و آثار اين حديث است.

در رابطه با موافقات عمر، بله، روايات متعددي وجود دارد. حتسي آقاي سيوطي، 22 مورد نقل مي كند كه ميان پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) و عمر بن خطاب اختلاف شد و جبرئيل امين نازل شد و موافق عمر بن خطاب و مخالف پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)، آيه نازل كرد. يا اين كه عمر چيزي را نيت كرد يا كاري را انجام داد و طبق نظر او يا كار او، آيه نازل شد.

هم چنين نقل كرده اند كه پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

لو لم أبعث، لبعث عمر بن الخطاب.

اگر من به نبوت مبعوث نمي شدم، عمر بن خطاب مبعوث مي شد.

الكامل لعبد الله بن عدي، ج3، ص155 ـ ميزان الإعتدال للذهبي، ج2، ص 50 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج11، ص581 ـ فيض القدير شرح الجامع الصغير للمناوي، ج5، ص414 ـ مجمع الزوائد للهيثمي، ج9، ص68

* * * * * * *

سؤال:

آقاي قزويني در رابطه با مولود كعبه كه فرمودند حاكم نيشابوري در المستدرك خودش آورده و روايت كرده، بنده رفتم نگاه كردم و ديدم نسبت حكيم بن حزام را روايت كرده است كه مادر ايشان، ايشان را در جوف كعبه به دنيا آورده است و بعد هم آن حصيري كه زيرش بود را با آب زمزم شست و فرمود:

و لم يولد قبله و لا بعده في الكعبة.

قبل از حكيم بن حزام و بعد از او، كسي در كعبه به دنيا نيامده است.

خود حاكم نيشابوري بعد اضافه مي كند:

فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه في جوف الكعبة.

كه به نظر من قطع روايت است كه آن چيزي كه در رابطه با حكيم بن حزام گفته است، در رابطه با حضرت علي بگوييم. حضرت حاكم نيشابوري اين را رد مي كند كه اين طور نيست، حضرت علي هم آمده است. البته أكثر مورّخين، حكيم بن حزام را آورده اند كه در جوف كعبه به دنيا آمد و فقط 2 نفر گفته اند كه حضرت علي در جوف كعبه به دنيا آمده است.

جواب:

شما بايد مقداري دقت كنيد. كتاب المستدرك علي الصحيحين در نرم افزار مكتبة أهل البيت (عليهم السلام)، جلد 3، صفحه 483 وقتي اين مسئله را نقل مي كند، مي گويد:

قال الحاكم و هم مصعب في الحرف الأخير، فقد تواترت الأخبار أن فاطمة بنت أسد ولدت أمير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه في جوف الكعبة.

اين قضايا از مصعب بن عثمان وارد شده است و قبول ندارم اين مسئله را. اخبار متواتري وجود دارد كه فاطمه بنت اسد، امير المؤمنين علي بن أبي طالب كرم الله وجهه را در داخل كعبه به دنيا آورده است.

يعني قول مصعب بن عثمان را ردّ مي كند. اگر شما اين روايت را كه مي گويد حكيم بن حزام در مكه متولد شد نگاه كنيد، كتاب هاي رجالي أهل سنت مانند سير أعلام النبلاء ذهبي و تهذيب الكمال مزي و تهذيب التهذيب إبن حجر عسقلاني و تاريخ الإسلام ذهبي را مطالعه كنيد، اگر ديدي درباره مصعب بن عثمان، يك نفر گفته است او آدم خوبي است، ما از جناب عالي مي پذيريم.

مصعب بن عثمان، كاملا مجهول است. مضافا كه اين روايت، مرسل است. چون مصعب بن عثمان، ده ها سال بعد از اين قضيه به دنيا آمده است. هم چنين اين روايت، ساخته و پرداخته زبير بن بكّار است كه از خاندان زبيري ها است و عداوت شان با امير المؤمنين (عليه السلام) در تاريخ ثبت شده است. اگر به سايت موسسه مان مراجعه كنيد، جواب اين مسئله را داده ايم.

* * * * * * *

سؤال:

ما كتاب هاي اهل تشيع را داريم. ولي اينها مي گويند قرآن تحريف شده است.

اگر قرآن تحريف شده است، خداوند در قرآن مي فرمايد:

إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ

سوره حجر/آيه9

لطفا اين را جواب بدهيد.

جواب:

هيچ يك از بزرگان شيعه معتقد نيستند كه قرآن، تحريف شده است. هر كس معتقد باشد قرآن، تحريف شده است، بدانيد كه او از شيعه نيست.

حضرت آيت الله العظمي خوئي (ره) مي فرمايد:

إن حديث تحريف القرآن، حديث خرافة و خيال، لا يقول به إلا من ضعف عقله.

كسي بگويد قرآن، تحريف شده است، اين سخن، خرافات و خيال است و جز آدم هاي ضعيف العقل، كسي معتقد به تحريف قرآن نيست.

البيان في تفسير القرآن للسيد الخوئي، ص259

امام خميني (ره) هم مي فرمايد:

لا ينبغي أن يركن إليه ذو مسكة.

هيچ صاحب عقلي قائل به تحريف قرآن نمي شود.

تهذيب الأصول، تقرير بحث السيد الخميني للسبحاني، ج2، ص165

علامه حلي (ره) (از علماء قرن 6 و 7 هجري) مي فرمايد:

نعوذ بالله من أمة تعتقد مثل ذلك، فإنه يوجب التطرق إلي معجزة الرسول (صلي الله عليه و آله و سلم)

پناه مي بريم به خداوند از أمتي كه معتقد به تحريف قرآن باشد؛ زيرا موجب زير سؤال رفتن معجزه پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) مي شود.

أجوبة المسائل المهناوية، ص121، مسئله13

مرحوم شيخ طوسي (ره)، سيد مرتضي (ره)، شيخ مفيد (ره) و شيخ صدوق (ره) بر اين عقيده هستند كه تحريف در قرآن صورت نگرفته است. شيعه معتقد به اين نيست. هر كس اعتقاد به تحريف قرآن را به شيعه نسبت مي دهد، دروغ و إفتراء مي بندد.

اگر مراد شما، روايات باشد، 3 ، 4 برابر كتاب هاي شيعه، در كتاب هاي أهل سنت روايت آمده كه قرآن، تحريف شده است. در خود صحيح مسلم و صحيح بخاري دليل متقن هست كه قرآن، تحريف شده است.

* * * * * * *

سؤال:

حاج آقاي قزويني در صحبت هاي خود فرموده بودند «رحلت پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)»، ولي ما شنيده بوديم كه پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) به دست دو نفر از همسرانش، عايشه و حفصه شهيد شده است.

در اين باره توضيحي بفرماييد.

جواب:

بنده خودم معتقد هستم كه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، شهيده شده است. اين كه به دست چه كسي شهيد شده است و شما گفتيد به دست عايشه و حفصه بوده، من به اين شكل قبول ندارم. ولي پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) مسموما شهيد شده است. ولي كلمه رحلت كه مي گوييم، در اصطلاح علماء و گذشتگان، كلمه رحلت را هم در شهيد به كار مي بردند و هم در وفات. اگر به كتاب هاي شيعه و سني را نگاه كنيد، مثلا آمده است:

و كان مع أخيه الحسن بعد وفاة أبيه عليهم السلام عشر سنين.

حسين بعد از وفات پدرش، 10 سال زنده با برادرش حسن بود.

كشف الغمة لإبن أبي الفتح الإربلي، ج2، ص250

يعني در مورد امير المؤمنين (عليه السلام)، واژه وفات را به كار برده است، نه شهادت را. ولي شكي نيست كه آقا امير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) شهيده شده اند. اينها اصطلاحي است كه در كتاب هاي گذشتگان بوده است.

در رابطه با امام حسين (عليه السلام)، شيعه و سني و مسيحي و يهودي و بودائي و هندو معتقدند كه شهيد شده است. ولي در كامل الزيارات إبن قولويه، اين روايت آمده است كه پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إن أمتي ستقتله، فمن زاره بعد وفاته، كتب الله له حجة من حججي ... .

أمت من، حسين را به قتل مي رسانند. هر كس حسين را بعد از وفاتش زيارت كند، ... .

كامل الزيارات لجعفر بن محمد بن قولويه، ص144 ـ الأمالي للشيخ الطوسي، ص668

اين دليل بر اين نيست كه ـ نستجير بالله ـ پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)، شهادت امام حسين (عليه السلام) را زير سؤال برده است.

* * * * * * *

سؤال:

آيا كسي كه ازدواج نكند و از دنيا برود، ناقص الإيمان از دنيا رفته است؟

جواب:

پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

النكاح سنتي، فمن رغب عن سنتي، فليس مني.

ازدواج، سنت من است و هر كس از اين سنت، إعراض كند، از من نيست.

فتح الباري شرح صحيح البخاري لإبن حجر العسقلاني، ج9، ص96 ـ كنز العمال للمتقي الهندي، ج16، ص271 ـ بحار الأنوار للمجلسي، ج100، ص220 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج23، ص244 ـ مستدرك الوسائل للميرزا النوري، ج14، ص152

اگر كسي در زندگي اش، به گونه اي است كه علاقه اي به ازدواج ندارد و ازدواج كردن يا ازدواج نكردن، تأثيري در روحيه او نمي گذارد، مي تواند ازدواج نكند. برخلاف يك عَذبي (مجرد) كه ازدواج كردن، او را از خيلي از گناهان باز مي دارد و در روايت هم آمده است:

فمن تزوج، فقد أحرز نصف دينه، فليتق الله في النصف الآخر.

كسي كه ازدواج كند، نصف دينش را حفظ كرده است و بايد در حفظ نيمه ديگر، از خدا بترسد.

الكافي للكليني، ج5، ص329 ـ من لا يحضره الفقيه للشيخ الصدوق، ج3، ص383 ـ وسائل الشيعة (چاپ آل البيت) للحر العاملي، ج20، ص17

يعني ازدواج كردن، 50٪ ايمان انسان را از خطر حفظ مي كند و از سقوط در گناه، جلوگيري مي كند.

بعضي هم هستند كه انگيزه ازدواج ندارند و غريضه شهوت در آنها مرده است. قطعا در اينها هيچ أثري ندارد و اگر بدون ازدواج، از دنيا بروند، اين گونه نيست كه ناقص الإيمان از دنيا رفته باشند.

* * * * * * *

سؤال:

چرا إبن تيميه ازدواج نكرد؟

جواب:

اين سؤال را بايد طرفداران إبن تيميه جواب بدهند كه چرا ازدواج نكرد و از دنيا رفت.

* * * * * * *

سؤال:

اين شيوه علمي نيست. شما كتاب هاي تاريخي را مي خوانيد و هر كجا را كه دوست داريد، به آن استناد مي كنيد به عنوان مأخذ أهل سنت و هر كجا را كه دوست نداريد، به راحتي ردّ مي كنيد. اين درست نيست. يا همه حرف هاي اين كتاب ها درست است و يا همه اش غلط است و نمي توان از آن گلچين كرد و جايي را كه به نفع شماست، استناد كنيد و جايي را كه به نفع شما نيست، ردّ كنيد.

جواب:

برادر عزيزم! سرورم! شما ظاهراً از فن مناظره و گفت وگو و احتجاج بي خبر هستيد. ما در احتجاجات، استدلال مي كنيم به روايات و مطالبي كه به نفع ما هست و به ضرر طرف مقابل. اين قاعده كلي در تمام گفت وگوهاست. أهل سنت هم همه مطالب كتاب هاي ما را نمي پذيرند و مطلبي را كه به نفع خودشان و به ضرر ماست، آن را عليه ما استدلال مي كنند. قاعده إلزام، از قواعد عُقلائي است كه شارع مقدس هم قاعده إلزام را إمضاء فرموده است و مي فرمايد:

ألزموهم به ما يلزمون به أنفسهم.

قاعده إلزام يعني استدلال كردن به آنچه كه به ضرر طرف مقابل است و خودش هم اعتراف دارد. مثلا اگر آقاي زيد و عمرو به دادگاه رفته اند و آقاي زيد مي گويد:

اين لباسي كه بر تن آقاي عمرو است، براي من است و از من دزديده است و لباسي كه بر تن من است، براي آقاي عمرو است.

قاضي هم حكم مي كند بر اين كه آقاي زيد، بايد لباسش را دربياورد و به عمرو بدهد. ولي حكم نمي كند كه آقاي عمرو هم بايد لباسش را دربياورد و به زيد بدهد. چرا؟ زيرا اعتراف هر كس در حق خودش نافذ است، نه در حق ديگران. آقاي زيد، يك اعتراف كرد و يك ادعا. اعتراف كرد:

لباسي كه بر تن من است، براي آقاي عمرو است.

اين اعترافش را قاضي قبول مي كند. يك ادعا هم كرده است:

لباسي كه بر تن آقاي عمرو است، براي من است.

اين فقط ادعا است و بايد شاهد و بيّنه بياورد. اگر شاهد و بيّنه آورد، قاضي حكم مي كند كه آقاي عمرو هم لباسش را دربياورد و به آقاي زيد بدهد. در غير اين صورت، خير.

* * * * * * *

سؤال:

فقط حضرت علي (عليه السلام) در خانه خدا به دنيا آمده است. جالب اين است كه مي گويند خانه خدا، بت خانه بوده است. مي خواستم بپرسم: زماني كه سپاه فيل و ابرهه حمله كرد، مگر آن زمان هم بت خانه نبود، پس چرا خداوند كاري نكرد كه اين خانه خدا از بين برود؟ اينها مي خواهند فضيلت هاي مولا علي (عليه السلام) را از بين ببرند.

در سنن إبن ماجه و شرح نهج البلاغه إبن أبي الحديد المعتزلي آمده است كه پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) در اواخر عمرش، دست به گردن علي بن أبي طالب (عليه السلام) و إبن عباس به مسجد مي آيد و مردم را جهت حضور در لشكر أسامه، ترقيب مي كند و سرباز زدن از شركت در اين لشكر را موجب لعن و نفرين خدا مي داند. اما وقتي عمر و أبو بكر از مدينه خارج مي شوند، شبانه به مدينه بازمي گردند. پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) اين كار آنها را شرّي عظيم مي داند. ولي آنها بر حضور خود در مدينه پافشاري مي كنند. در شواهد التنزيل حسكاني آمده است:

پيامبر، عايشه و حفصه را همانند زنان پيرامون حضرت يوسف، آشوب گر و فتنه گر مي داند.

اين برادران أهل سنت در اين شبكه ظلمت خود مي گويند:

أبو بكر به جاي پيامبر نماز خوانده است.

ولي در شواهد التنزيل حسكاني آمده است:

بعد از اين كه پيامبر باخبر مي شود أبو بكر به جاي او مي خواهد نماز بخواند، با تني رنجور و بيمار به مسجد مي رود و او را كنار مي زند و خودش امامت جماعت را به عهده مي گيرد.

در صحيح بخاري آمده است:

وقتي پيامبر دوات و قلم مي خواهد، آن مرد مي گويد: اين مرد هذيان مي گويد.

جواب:

در همين شبكه اي (شبكه نور) كه ايشان تعبير به ظلمت كرده است، بنده رسما اعلام مي كنم اين شبكه مربوط به أهل سنت نيست و براي وهابيت است و عقائد وهابيت را نشر مي دهد. حتي چند شب قبل با يكي از علماء و اساتيد حوزه علميه زاهدان، تماس تلفني داشتم و ايشان صراحتا گفت:

اين شبكه، هيچ ارتباطي با أهل سنت ندارد و ما هم حرف هاي اين شبكه را قبول نداريم و اعتراض هم كرده ايم. حتي عليه خود ما هم مطالبي را پخش كرده اند.

صاحب اين شبكه، آقاي هاشمي است كه فارغ التحصيل دانشگاه محمد بن سعود رياض است و افرادي را به شبكه خود مي آورند كه يا جزء ورشكستگان سياسي هستند و يا فراري هاي به لندن هستند و سخنان ركيك و ناروا و وقيح و زشتي را نسبت به فقهاء و مراجع شيعه و حكومت مطرح مي كنند يا افرادي را مي آورند كه حرف هاي دروغ و شاخ دار مي زنند و بر شيعيان إفتراء مي بندند.

إن شاء ا... در جلسات بعدي، در اين رابطه بحث خواهيم كرد. يكي از اهداف ما در اين شبكه جهاني ولايت، عبارت است از برملاء كردن دروغ ها و إفترائات اين شبكه كه به دروغ، مطالبي را از كتاب هاي شيعه نقل مي كنند و به علماء شيعه نسبت مي دهند و اهانت هايي كه به مقدسات شيعه مي كنند را يكي يكي پاسخ خواهيم داد و مشت اينها را باز خواهيم كرد و مردم قضاوت خواهند كرد كه اين شبكه، اسلامي و مربوط به أهل سنت نيست.

در يكي از برنامه هاي شان هم مي گفتند:

كعبه، يك بت خانه بود و در بت خانه به دنيا آمدن، فضيلت نيست.

آقاي باسواد! آقاي فاضل! آقاي كارشناس! آيا اين تعبير تو، توهين به خانه خدا نيست؟ اگر كسي آمد از خانه خدا، سوء استفاده كرد، دليل بر اين است كه خانه خدا، ارزش خود را از دست داده است؟ مگر همين خانه خدا كه 360 بت در آن بود و پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) سال ها روبه روي اين بيت خواند؟ همين خانه خدايي كه تا سال 8 هجري، مملو از بت بود، ولي تمام مسلمانان رو به همين خانه خدا، نماز مي خواندند. بنابراين ـ نستجير بالله ـ پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) و مسلمانان اشتباه مي كردند كه به طرف بت خانه نماز مي خواندند.

مسلّم است كه افرادي در برابر فضائل حضرت علي (عليه السلام)، يا فضيلت سازي مي كنند، يا فضائل حضرت علي (عليه السلام) انكار مي كنند. اين مسائل در تاريخ بوده و هست و خواهد بود. پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله و عترتي.

دودمان بني أميه هم حديث جعل كرده اند كه پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إني تارك فيكم الثقلين: كتاب الله و سنتي.

آقاي سقّاف (از علماء بزرگ و معاصر أهل سنت اردن) صراحت دارد و مي گويد:

أما حديث «تركت فيكم ما إن تمسكتم بهما لن تضلوا بعدي أبدا كتاب الله و سنتي» يردده الناس فيما بينهم و يقوله الخطباء علي المنابر، حديث موضوع مكذوب وضعه الأمويون و أتباعهم، ليصرفوا الناس عن هذا الحديث الصحيح في العترة.

اين حديث ... كتاب الله و سنتي كه علماء و مردم آن را نقل مي كنند و خطباء هم بر بالاي منابر نقل مي كنند، حديثي جعلي و دروغين است و كه بني أميه و اتباع شان جعل كرده اند تا مردم را از حديث كتاب الله و عترتي دور كنند.

مشابه اين هم زياد داريم كه در كنار هر فضيلتي از امير المؤمنين (عليه السلام)، يك فضيلتي هم براي ديگران ساخته اند.

جواب:

من از عزيزان خواهش مي كنم كه نسبت به مقدسات أهل سنت، ادب را رعايت كنند. همان طور كه ما نسبت به ائمه (عليهم السلام) با نظر قداست نگاه مي كنيم، أهل سنت هم همان طور نسبت به خلفاء و زنان پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) با نظر قداست نگاه مي كنند. همان طوري كه شما دوست نداريد آنها به مقدسات ما توهين كنند، شما هم بزرگواري كنيد عقيده خودتان را كه مقدس است، در سينه محفوظ كنيد و مقدسات ديگران را با الفاظ ركيك اشاره نكنيد. ما دوست داريم هم عزيزان أهل سنت پاي صحبت ما باشند و هم عزيزان شيعه.

بله، پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

إنكن صواحب يوسف.

 

صحيح بخاري، ج1، ص165 ـ صحيح مسلم، ج2، ص22

ولي تعبير آشوب گر و فتنه گر را به كار بردن، صحيح نيست.

درباره نماز خواندن أبو بكر هم إن شاء ا... يك يا دو شب صحبت خواهيم كرد. يكي از دلائلي كه عزيزان أهل سنت براي حقانيت خلافت أبو بكر مي آورند، اين است كه مي گويند پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)، أبو بكر را فرستاد تا به جاي ايشان نماز بخواند و اين دليل بر اين است كه ايشان بايد خليفه باشد. در صحيح بخاري، جلد 1، صفحه 161، حديث 664، كتاب الأذان، باب حدّ المريض أن يشهد الجماعة آمده است:

لما مرض رسول الله صلي الله عليه و سلم مرضه الذي مات فيه، فحضرت الصلاة، فأذن فقال: مروا أبا بكر فليصل بالناس، فقيل له أنا: أبا بكر رجل أسيف إذا قام مقامك، لم يستطع أن يصلي بالناس و أعاد فأعادوا له، فأعاد الثالثة فقال: إنكن صواحب يوسف، مروا أبا بكر فليصل بالناس، فخرج أبو بكر فصلي، فوجد النبي صلي الله عليه و سلم من نفسه خفه، فخرج يهادي بين رجلين، كأني أنظر رجليه يخطان الأرض من الوجع، فأراد أبو بكر أن يتأخر فأومأ إليه النبي صلي الله عليه و سلم أن مكانك، ثم أتي به حتي جلس إلي جنبه. فقيل للأعمش: و كان النبي صلي الله عليه و سلم يصلي و أبو بكر يصلي بصلاته و الناس يصلون بصلاة أبي بكر، فقال برأسه: نعم.

وقتي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) حالش بد بود و در آن بيماري، از دنيا رفت، فرمود: به أبو بكر بگوييد برود براي مردم نماز بخواند. عايشه گفت: چون أبو بكر رقيق القلب است، نمي تواند برود. رسول الله (صلي الله عليه و سلم) دوباره تكرار كرد و باز هم گفتند أبو بكر نمي تواند. رسول الله (صلي الله عليه و سلم) براي بار سوم فرمود: به أبو بكر بگوييد برود براي مردم نماز بخواند و فرمود: شما مانند دلباخته هاي يوسف هستيد كه خير و شر را نمي توانيد تشخيص بدهيد. به أبو بكر بگوييد براي مردم نماز بخواند. وقتي أبو بكر رفت نماز بخواند، رسول الله (صلي الله عليه و سلم) يك حالت سبكي در خودش احساس كرد و بلند شد و دست در گردن دو مرد (علي و عباس) انداخت و به مسجد آمد تا نماز بخواند. وقتي أبو بكر ديد رسول الله (صلي الله عليه و سلم) آمد، كنار رفت و حضرت جلو رفت و نماز خواند و أبو بكر هم پشت سر ايشان اقتداء كرد و مردم هم به أبو بكر اقتداء كردند.

پس ببينيد كه در صحيح بخاري آمده كه خود پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) نماز خوانده است، نه أبو بكر. ولي ببينيد چه بازي هايي با سنت در مي آورند. من از عزيزان أهل سنت سؤال مي كنم:

ما وجدان خودمان را قاضي كنيم؛ آيا عقل سالم مي پذيرد؟ چه لزومي دارد كه پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) برود جلو نماز بخواند، آقاي أبو بكر هم به پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) إقتداء كند و مردم به أبو بكر إقتداء كنند؟ مگر شما نمي گوييد پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) أفضل است و با وجود أفضل، نمي توان پشت سر غير أفضل نماز خواند؟ چه اشكالي داشت كه مردم به پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) إقتداء كنند؟ آيا در طول آن 23 سال سابقه داشته است كه جايي پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) نماز بخواند و يك نفر هم ميان پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) و مردم واسطه شود تا او به پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) اقتداء كند و مردم هم به او إقتداء كنند؟

به نظر من، اين كار، بازي چه قرار دادن شريعت است. بر فرض هم رفت و نماز خواند، خود إبن تيميه مي گويد:

فالإستخلاف في الحياة نوع نيابة، لا بد لكل ولي أمر و ليس كل من يصلح للإستخلاف في الحياة علي بعض الأمة يصلح أن يستخلف بعد الموت، فإن النبي ـ صلي الله عليه و سلم ـ استخلف في حياته غير واحد و منهم من لا يصلح للخلافة بعد موته، كما استعمل إبن أم مكتوم الأعمي في حياته و هو لا يصلح للخلافة بعد موته و كذلك بشير بن عبد المنذر و غيره.

اين گونه نيست كه كسي بيايد نماينده رسول الله (صلي الله عليه و سلم) شود در يك قضيه اي، تا دليل شود بر اين كه بعد از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) هم مي تواند جانشين و نماينده باشد. تعداد زيادي از صحابه بودند كه در زمان حيات رسول الله (صلي الله عليه و سلم)، در مواردي، نماينده ايشان بودند. إبن أم مكتوم (حدود 12 مورد) و بشير بن عبد المنذر به جاي رسول الله (صلي الله عليه و سلم) نماز خواندند و صلاحيت براي جانشيني بعد از رسول الله (صلي الله عليه و سلم) ندارند.

منهاج السنه لإبن تيمية، ج7، ص339

آقاي عبد الرحمن بن عوف در غزوه تبوك، به جاي پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) نماز خواند و پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) هم آمد پشت سر ايشان إقتداء كرد و نماز خواند. اگر قرار باشد نماز خواندن به جاي پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)، دليل بر خلافت باشد، بهترين كس براي خلافت، عبد الرحمن بن عوف است. چون هم به جاي پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) نماز خوانده است و هم پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) به ايشان إقتداء كرده است.

البداية و النهاية لإبن كثير، ج5، ص28

* * * * * * *

سؤال:

منظور إبن عباس از اين كه كراراً مي فرمايد يوم الخميس، چيست؟

جواب:

اين روز، همان روزي بود كه پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) دستور داد:

قلم و كاغذي بياوريد تا بنويسم چيزي را كه شما را براي هميشه از گمراهي مصون بدارد.

ولي متأسفانه به پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله)، نسبت هذيان دادند و گفتند:

إن رسول الله صلي الله عليه و سلم يهجر.

صحيح مسلم، ج5، ص76

يعني اين أمتي كه پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) 23 سال براي آن زحمت كشيده بود و از گمراهي و بت پرستي نجات داده بود، پيامبر أكرم (صلي الله عليه و آله) به بدترين از اينها خداحافظي كرد. پيامبري كه مظهر رحمت است و مفتخر است به:

وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ

 

سوره قلم/آيه4

به قدري ناراحت و عصباني شد كه فرمود:

قوموا عني.

از خانه من برويد بيرون.

صحيح بخاري، ج1، ص37 و ج8، ص161

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»

 




Share
1 | احمد عليزاده | , ایران | ٢٤:٢٩ - ٢٦ تير ١٣٨٩ |
درود خدا بر شما بويژه آقاي قزويني
2 | سيد مهدي | , ایران | ١٠:٢٨ - ٢٢ بهمن ١٣٨٩ |
در همان صحيح بخاري در باب ديات در باب شهادت پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم )مي گويد كه عايشه به پيامبر چيزي داد كه ايشان از خوردن آن اكراه داشتند.
لطفا مراجعه شود و اظهار نظر فرمائيد.
السلام علي من اتبع الهدي
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English