2019 July 17 - چهار شنبه 26 تير 1398
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم
کد مطلب: ٥٤٦٠ تاریخ انتشار: ٠٣ بهمن ١٣٨٩ تعداد بازدید: 5764
سخنراني ها » عمومي
تحريف در صحيح بخاري و صحيح مسلم

حبل المتين 89/11/03

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

تاریخ  : 03 / 11 / 89

آقاي محسني

يك كليپي را خدمت شما و بينندگان عزيز پخش مي كنيم و سپس سؤالات را عرض مي كنيم. آقاي مولوي عبد الحميد اسماعيل زهي، امام جمعه مسجد مكي زاهدان در شبكه نور، يك سري مطالب را به صورت تلفني بيان كرده اند كه لازم است يك سري از مطالبش را نقل كنيم و از حضرت عالي پاسخش را بشنويم.

پخش كليپي از مولوي عبد الحميد، امام جمعه مسجد مكي زاهدان

مجري برنامه

«... اين توجيه را به مسلمانان برسانند كه بخاري نمي تواند مصدر دوم مسلمانان باشد و كل اين بخاري تحريف شده است». شما پاسخ تان و نصيحت تان براي اين تفكر و اين گروه از افراد چيست جناب مولانا؟

مولوي عبد الحميد

از همان قديم الأيام، حق هميشه مخالفي داشته و خورشيد به هر حال با اين درخشش هست و با اين روشنايي هست و اگر شب پره او را نبيند، تقصير خورشيد نيست؛ تقصير آن شب پره هايي است كه روز را نمي بينند و چشم شان بسته است و شب باز مي شود. اين انسان ها هميشه بوده اند، كساني كه بر حق هميشه اعتراض داشتند و اينها در گذشته بودند و تا قيامت خواهند بود. اما خورشيد مي درخشد و هر كسي كه خورشيد را نبيند، عيب مال اوست، نه مال خورشيد است. اين كتاب، به هر حال جمهور مسلمانان اتفاق نظر دارند و براي حقانيت اين كتاب و براي ثبوت اين كتاب، همين كه اكثريت قاطع مسلمانان شهادت مي دهند به صحت اين كتاب، به بلندي اين كتاب و أصح الكتب بعد كتاب الله مي دانند، كافي است. اعتراضاتي كه از روي دليل باشد كه بخاري تحريف شده يا تغيير خورده، إن شاء ا... كسي نمي تواند بياورد براي آن و بخاري، اين كتاب، بدون دستبرد، بدون تحريف، بدون تغيير، هميشه در طول تاريخ از روزي كه اين كتاب به تأليف رسيده است و أحاديث ثبت شده است، در هر دور، ميليون ها انسان اين كتاب را خوانده اند و چه بسا حفظ كرده اند و اين كتاب موجود است و إن شاء ا... تا قيامت اين كتاب دست نمي خورد و دستبرد نمي شود در اين كتاب و تغيير نمي كند. آنهايي كه به اين كتاب اعتراض مي كنند، اعتراضات شان را مطرح كنند تا جواب شان را بدهيم.

[پايان كليپ]

آقاي محسني

استاد عزيز، ما هم مانند بينندگان عزيز، اين كليپ را ديديم. يك سري ادعاها گفته شده و يك سري مطالب گفته شد. من اولين سؤالم را اين گونه از حضرت عالي مي پرسم:

ايشان مدعي شدند كه صحيح بخاري هيچ گونه تحريفي نشده است. حتي گفت إن شاء ا... تا قيامت هم همين گونه مي ماند و هست و ميليون ها انسان اين را حفظ كرده اند. ايشان گفتند كه اگر كسي ادعا بكند، ما حاضريم پاسخش را بدهيم. لطف بفرماييد در اين رابطه صحبتي بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

قبل از آن كه سؤال حضرت عالي را پاسخ بدهم، چند نكته را ناگزيرم اشاره كنم تا بينندگان عزيز ما دقت كنند:

نكته اول:

ما احترام به أهل سنت و شخصيت هاي أهل سنت و معتقدات أهل سنت و آنچه كه أهل سنت آن را مقدس مي شمارند را بر خودمان لازم و واجب مي دانيم. هرگونه اهانت و جسارت و فحاشي و ناسزاگويي به أهل سنت يا مقدسات آنها را گناه نابخشودني مي دانيم. اين عقيده هم مانع از اين نيست كه ما بحث هاي علمي و گفت و گوي علمي نداشته باشيم و به دور از نقد و بررسي علمي به دور از تنش و هياهو و اهانت نداشته باشيم.

نكته دوم:

جناب مولوي عبد الحميد اسماعيل زهي، يا همان مولانا عبد الحميد، امام جمعه محترم مسجد مكي زاهدان در همان ابتداء تأسيس اين شبكه، پيامي دادند و اين شبكه وهابي نور با پيام ايشان آغاز به كار كرد. ايشان در همان جا هم گفت كه «ما آرزو داشتيم أهل سنت يك شبكه اي داشته باشند تا صداي شان را به گوش مردم برسانند». بعد از مدتي كه ما انتظار داشتيم شبكه نور بيان گر عقائد و معارف أهل سنت باشد. ولي متأسفانه اين شبكه به عنوان زبان گوياي سعودي ها و وهابيت شد و از هرگونه اهانت و جسارت به مقدسات شيعه دريغ نكردند.

اين را من به صورت تلفني، هم به جناب مولوي عبد الحميد مراد زهي و هم به داماد محترم ايشان گفتم و حتي بعد از اين قضيه هم پيام دادم كه ما در شب دوشنبه، نقد سخنان ايشان را داريم و اگر ايشان روي خط بيايند، آمادگي داريم فرمايشات ايشان را هم در اينجا بشنويم و ايشان هم ادعا كرد هر كسي مدعي هم چنين تحريفي باشد، ما آماده پاسخ گويي هستيم. اگر امشب هم نمي توانند بيايند، در شب جمعه كه خودم برنامه پخش زنده دارم، ايشان تشريف بياورند و ما با كمال احترام، فرمايشات ايشان را در پاسخ به عرائضي كه امشب خواهيم داشت، در اختيار بينندگان عزيز قرار خواهيم داد.

من اين گلايه را از ايشان دارم كه ما انتظار نداشتيم ايشان در يك برنامه زنده كه در شب چهارشنبه هفته گذشته بود، بيايد و با يك شبكه هاي كه شمشير را عليه شيعه از رو بسته و مقدسات شيعه را با كمال وقاحت و جسارت مورد حمله قرار مي دهد، همكاري كند و برنامه زنده داشته باشد. ما همه شاهد بوديم كه ايشان عليه شبكه سلام سر و صداها و اهانت ها و جسارت هايي داشتند كه چرا شبكه سلام مثلاً به مقدسات أهل سنت اهانت مي كند. حال آن كه مطالبي كه در شبكه سلام نسبت به أهل سنت گفته مي شد، يك هزارم، بلكه يك ميلياردم جسارت هايي كه در شبكه نور نسبت به شيعه مي شود، نبود.

نمونه هايي از اهانت هاي كارشناسان شبكه نور به مقدسات شيعه

نمونه اول:

بينندگان عزيز، مخصوصاً مولوي عبد الحميد و دوستان شان اين را دقت كنند كه به عنوان مثال، در 23 شهريور سال 1388 كه من تمام اين كليپ ها را دارم و اگر لازم باشد پخش مي كنيم، كارشناس شبكه نور اين عبارت را نسبت به شيعه به كار برد:

متأسفانه بت هاي زمان جاهليت، امروزه تبديل شده به بارگاه ها و قبرهاي ائمه و أولياء و بزرگان خدا. آنها من دون الله در روي زمين عبادت مي شوند. به جاي اين كه سراغ بت ها و قبور و اين شيخ و آن شيخ برويد، مستقيم به طرف خدا برويد.

من گمان نمي كنم توهيني وقيح تر از اين هم باشد! يعني بارگاه ائمه (عليهم السلام)، از أمير المؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) تا امام هشتم (عليه السلام) و ديگران را ايشان مي گويد كه بت خانه زمان جاهليت است.

نمونه دوم:

در تاريخ 10 شهريور سال 1388 اين تعبير را دارند:

اين بارگاه ها درست شده است براي اين كه بعضي ارتزاق بكنند و اموال هنگفتي از مردم بگيرند و بتوانند با اين وضع، إمرار معاش كنند. همين ها را واسطه قرار دادن ميان خدا و بنده، شرك است. مسئله بارگاه و گنبد و امام زاده و اينها، راهي براي إحياء شرك است.

نمونه سوم:

در تاريخ 23 ارديبهشت سال 1389، همين آقاي حيدري كه دَم از مناظره مي زد و فرار كرد، اين تعبير را نسبت به اصحاب ائمه (عليهم السلام) دارند:

اصحاب ائمه شيعه، شراب خوار، خمّار، مسكر و منافق بودند و امت را به گمراهي كشاندند.

وقتي اين آدم، اين گونه در اين شبكه ياوه سرايي مي كند، جناب مولانا عبد الحميد! آيا واقعاً جا دارد كه شخصيتي مانند حضرت عالي با اين شبكه، برنامه زنده داشته باشد و او را تائيد كند و به بينندگان آن و به خود آن شبكه، دست مريزاد بگويد؟! يعني دست مريزاد كه اصحاب ائمه (عليهم السلام) را در اين شبكه، شراب خوار و منافق و عامل گمراهي امت معرفي كرديد!

چطور شد كه اگر در يك شبكه اي نسبت به اصحاب پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت مي شود، فرياد تان گوش 7 آسمان را كر مي كند، ولي اگر به اصحاب ائمه (عليهم السلام) جسارت شود، بايد به آنها دست مريزاد گفت؟! اگر كسي بيايد از گل نازك تر به شيخين سخن بگويد، مرتدّ و منافق و مهدور الدم است، ولي اگر حرم امام رضا (عليه السلام) به عنوان بت خانه و بت كده و حرم ائمه بقيع (عليهم السلام) به عنوان بت خانه و بت كده معرفي شود، بايد به آنها دست مريزاد گفته شود؟!

ما از جناب مولوي عبد الحميد اين انتظار را نداشتيم. البته ما تا به حال تلاش كرديم نسبت به ايشان، نهايت احترام را داشته باشيم و بعد از اين هم خواهيم داشت. ولي اينها مانع از اين نمي شود كه نقد هاي عالمانه و علمي را نسبت به ايشان و ديگر افراد داشته باشيم.

ايشان مثلاً مي آيد در خطبه هاي نماز جمعه، از تريبون حكومتي، شروع مي كند عليه مختارنامه سر و صدا ايجاد كردن و به دنبال او هم بعضي ديگر از ائمه جمعه خير آباد و تايباد و ديگران، سر و صدا مي كنند كه «در يك رسانه دولتي، به اصحاب پيامبر (صلي الله عليه و سلم) جسارت مي شود و ما آماده هستيم جان مان را براي اصحاب فدا كنيم». خب، شما به قول خودتان، در صورت اهانت به صحابه، آماده فدا كردن جان تان هستيد، ولي اگر كسي آمد گفت اصحاب امام صادق (عليه السلام) شراب خوار بودند و خمّار و گمراه كننده بودند، هيچ اشكالي ندارد و بايد با اين شبكه همكاري كرد و دست مريزاد و خسته نباشيد به دست اندركاران اين شبكه هم گفت و به بينندگان آن شبكه هم خسته نباشيد گفت؟!

اين دو نوع برخورد كردن و اين يك بام و دو هوا، زيبنده اين برادر بزرگوارمان نيست. ما اميدواريم كه إن شاء ا... ايشان در اين زمينه، يك تجديد نظر مفصلي داشته باشند.

اما در رابطه با اين كه ايشان مطرح كرده است كه صحيح بخاري تحريف نشده است و هر كسي مدعي باشد در صحيح بخاري تحريف صورت گرفته است، من جواب مي دهم.

اهانت ها و جسارت هاي صحيح بخاري به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)

ما إن شاء ا... در رابطه با صحيح بخاري مفصل صحبت خواهيم كرد كه چقدر در اين كتاب به مقدسات اسلامي و به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) جسارت شده است!

نمونه اول:

پيامبري كه قرآن دارد و داراي اين صفت است: «وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ (سوره قلم/آيه4)» و آن همه تجليل از ايشان مي شود، ولي در صحيح بخاري، جلد 1، صفحه 175 صراحت دارد:

وقتي پيامبر (صلي الله عليه و سلم) نماز مي خواند، متوجه نمي شد كه چند ركعت نماز خوانده است.

نمونه دوم:

يا اين كه در صحيح بخاري، جلد 1، صفحه 71، كتاب الغسل، باب 12 آمده است كه ـ نستجير بالله ـ :

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هر شب با 11 نفر از زنانش نزديكي مي كرد.

ما از جناب مولوي عبد الحميد سؤال مي كنيم:

كسي كه مي گويد پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) با 11 نفر از زنانش در يك شب نزديكي مي كرده، آيا اين مطلب را خود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل مي كرد؟ در اين صورت يك نقص است كه يك مردي بيايد مسائل خانوادگي اش را در ميان مردم مطرح كند و اين مسئله با آيه قرآن كه مي فرمايد «وَ إِنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظِيمٍ» سازگاري ندارد. اگر اين مطلب را همسران پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) گفته اند، نقص بر أمهات المؤمنين است و اگر هم خود آقاي أنس از لاي درب خانه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نگاه كرده و اين مسئله را خودش ديده است، اين صحابه زير سؤال مي رود. مضافاً اگر كسي بگويد جناب مولوي عبد الحميد هر شب مثلاً با 3 نفر از زنانش نزديكي مي كند، آيا جناب مولوي عبد الحميد با اين مسئله چه برخوردي دارد؟ هر برخوردي دارند، درباره پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) به اين شكل برخورد كنند. إن شاء ا... براي بينندگان عزيز، صفحاتي از صحيح بخاري را در همين رابطه به نمايش خواهيم گذاشت.

نمونه سوم:

هم چنين در صحيح بخاري، جلد 1، صفحه 62، كتاب الوضو، باب 60، باب البول قائماً و قاعداً آمده است:

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به صورت ايستاده بول مي كرد.

اين واقعاً جسارت و اهانت به نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) است.

آقايان أهل سنت كه نسبت به بعضي از رُوات مي گويند:

چون فلان راوي، ايستاده بول مي كرد، پس عادل نيست و نبايد أحاديثش را قبول كنيم.

الرفع و التكميل في الجرح و التعديل للكنوي الهندي، ج1، ص81

جناب عُقيلي در ضعفاء، جلد 2، صفحه 179 نقل مي كند:

أتيت سماك بن حرب فوجدته يبول قائماً، فتركته و لم أسمع منه.

چون جناب سماك بن حرب در حال ايستاده بول كردم ديدم، نقل رواياتش را ترك كردم.

چه شد كه اگر يك راوي به صورت ايستاده بول بكند، از عدالت ساقط است و روايتش قابل قبول نيست، ولي اگر ـ نستجير بالله ـ پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) ايستاده بول بكند، هيچ اشكالي ندارد؟!

جالب اين است كه آقاي نووي، از استوانه هاي علمي أهل سنت در كتاب المجموع، جلد 2، صفحه 84 نقل مي كند:

و صار هذا عادة لأهل هراة يبولون قياما في كل سنة مرة إحياء لتلك السنة.

مردم هرات افغانستان هر سال، يك بار ايستاده بول مي كنند تا سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را إحياء كنند.

شرح سنن النسائي لجلال الدين السيوطي، ج1، ص20

البته بعضي از آقايان هم آورده اند كه اينها مي خواستند مقام صحابه را به مقام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) برسانند، ولي نتوانستند و تلاش مي كنند مقام پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را پايين بياورند تا با صحابه يكسان كنند. مثلاً در خود شرح صحيح مسلم آقاي نووي، جلد 3، صفحه 166 آمده است:

فثبت عن عمر بن الخطاب رضي الله عنه و زيد بن ثابت و إبن عمر و سهل إبن سعد أنهم بالوا قياما.

ثابت شده است كه عمر بن خطاب رضي الله عنه و زيد بن ثابت و إبن عمر و سهل بن سعد به صورت ايستاده بول مي كردند.

و براي اين كه بر كار اينها صحه بگذارند، نقل كرده اند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم به صورت ايستاده بول مي كرد. الحق و الإنصاف، بعضي مطالب هست كه واقعاً انسان خجالت مي كشد از مطرح كردن آنها.

هم چنين نسبت به حضرت موسي (عليه السلام) كه قرآن از او به مخلص تعبير مي كند، آورده اند:

أرسل ملك الموت إلي موسي عليهما السلام فلما جاءه صكه، فرجع إلي ربه، فقال: أرسلتني إلي عبد لا يريد الموت، فردّ الله عز وجل عليه عينه.

وقتي عزرائيل رفت تا موسي را قبض روح كند، موسي آن چنان سيلي به صورت ملك الموت زد كه چشمش از حدقه درآمد و افتاد. نزد خداوند رفت و گفت: خدايا! مرا سراغ كسي فرستادي كه نه تنها راضي به قبض روح شدن نيست، بلكه زد چشم مرا نابود كرد.

صحيح بخاري، ج2، ص92

جالب اين است كه وقتي إبن حجر عسقلاني به شرح اين حديث مي رسد، به نقل از عزرائيل مي گويد:

خدايا! اگر مي دانستم كه رابطه موسي با تو خوب نيست، من هم مي دانستم كه چه كنم. ولي رابطه اش با تو خوب است.

ببينيد! اين قضايا نسبت به پيامبران (عليهم السلام) و نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) در صحيح بخاري آمده است. حتي نسبت به أمهات المؤمنين و خود عايشه عبارات تندي در صحيح بخاري آمده است.

إن شاء ا... به حول و قوه إلهي در سر فرصت، اگر بنا شد نگاهي بي طرف و بدون تعصب به صحيح بخاري داشته باشيم و روايات صحيح بخاري و صحيح مسلم را با قرآن تطبيق بكنيم، در آنجا شايد چند جلسه در اين رابطه با بينندگان عزيز صحبت خواهم كرد.

نمونه هايي از تحريف در صحيح بخاري

ما نمونه هايي از تحريف در صحيح بخاري را مي آوريم و قضاوت را بر عهده بينندگان عزيز مي گذاريم و از اين بزرگوار، جناب مولوي عبد الحميد هم تقاضا مي كنيم إن شاء ا... اگر اين عرائض ما را مي شوند، همين امشب روي خط بيايند و ما هم از ايشان استقبال مي كنيم و يا اگر روز ديگر هم مي خواهد بيايد، ما در خدمت ايشان هستيم. شبكه جهاني ولايت مانند شبكه هاي ديگر نيست كه به أهل سنت و مقدسات شان اهانت و جسارت بكند. حتي خودمان به خاطر اين كه به أهل سنت احترام مي گذاريم، يك سري كم مهري هايي را هم از سوي خيلي ها مي بينيم و مي شنويم.

نمونه اول:

در رابطه با فضيلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها)، 3 مورد در صحيح بخاري و يك مورد در صحيح مسلم تحريف صورت گرفته است. من ابتداء عبارت صحيح بخاري را براي بينندگان عزيز نمايش مي دهم تا اينها را ببينند و بعد هم تصريح بزرگان و شخصيت هاي برجسته أهل سنت را در اين زمينه مي بينيم.

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد:

كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء إلا آسية إمرأة فرعون و مريم بنت عمران و إن فضل عائشة علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام.

از مردان، افراد زيادي به كمال رسيده اند، ولي از زنان، فقط حضرت آسيه، همسر فرعون و حضرت مريم بنت عمران به كمال رسيده اند. أفضليت عايشه بر ديگران، همانند أفضليت آب گوشت است نسبت به ساير غذاها.

صحيح البخاري، ج4، ص131، كتاب أحاديث الأنبياء، باب 32 و ج4، ص139 و ج6، ص205 ـ صحيح مسلم، ج7، ص133

بعضي ها اين روايت را به عنوان تمسخر نقل مي كنند. ولي شايد در آن زمان، از ديدگاه نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) يا كسي كه اين روايات را درست كرده است، تصور مي كرد كه بهترين غذا آب گوشت است، نه چلومرغ و جوجه كباب و برگ و غيره.

ما خود كتاب صحيح بخاري را آورده ايم تا نگويند اين صحيح بخاري كه مي گويند، درست نيست. اين كتاب صحيح بخاري كه ما آورده ايم، چاپ مدينه منوره، دار الطرق النجاة است. در چاپ هاي ديگر صحيح بخاري هم اين روايت به همين شكل آمده است:

كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء إلا آسية امرأة فرعون و مريم بنت عمران و إن فضل عائشة علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام.

در صحيح مسلم تك جلدي، صفحه 988، حديث 2431، چاپ عربستان سعودي، بيت الأفكار الدولية هم به اين شكل آمده است:

كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء غير مريم بنت عمران و آسية امرأة فرعون و إن فضل عائشة علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام.

شما ببينيد كه ما در اين كتاب ها خوانديم پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرموده است: «از زنان، فقط 2 نفر به كمال رسيده اند». حالا ببينيم ديگراني كه اين روايت را از صحيح بخاري و صحيح مسلم نقل كرده اند، چگونه نقل كرده اند؟

تائيد تحريف در صحيح بخاري توسط علماء بزرگ أهل سنت

1. شوكاني

علامه شوكاني، از بزرگان أهل سنت مي گويد:

و في الصحيحين و غيرهما من حديث أبي موسي الأشعري عن النبي صلي الله عليه و آله و سلم قال: كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء إلا آسية امرأة فرعون و مريم بنت عمران و خديجة بنت خويلد و إن فضل عائشة علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام.

فتح القدير للشوكاني، ج5، ص257

ما از جناب مولوي عبد الحميد سؤال مي كنيم كه چرا در صحيح بخاريِ موجود، عبارت «خديجة بنت خويلد» حذف شده است؟ چرا؟ آيا أم المؤمنين نيست؟ آيا همسر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟ آيا فدايي رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نيست؟ آيا تمام زندگي اش را وقف اسلام نكرد؟ آيا يك دفعه شد كه بگوييد در صحيح بخاري، اين روايت در فضيلت حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) تحريف و حذف شده است، ولي ديگران آمده اند اين روايت را نقل كرده اند؟

آقاي شوكاني (متوفاي 1250 هجري) از علماء بزرگي است كه مورد تائيد وهابيت عربستان سعودي است.

در 3 جاي صحيح بخاري و يك جاي صحيح مسلم، حضرت خديجه كبري (سلام الله عليها) جزء اين روايت نبود. آيا تحريف از اين بدتر مي شود؟

2. متقي هندي

آقاي متقي هندي در كنز العمال، جلد 12، صفحه 143 اين تعبير را دارد:

خير نساء العالمين أربع: مريم بنت عمران و خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد و آسية امرأة فرعون (حم، ق عن أنس).

كلمه «ق» يعني اين روايت هم در صحيح مسلم هست و هم در صحيح بخاري. كلمه «حم» يعني از مسند احمد. اينها از حروف رمزي كنز العمال است. خود آقاي متقي هندي در كنز العمال، جلد 1، صفحه 6 مي گويد:

و قصدت فيه جمع الأحاديث النبوية بأسرها و هذه رموزه «خ» للبخاري، «م» لمسلم، «ق» لهما، «د» لأبي داود، «ت» للترمذي، «ن» للنسائي، «ه» لابن ماجة، «4» لهؤلاء الأربعة، «3» لهم إلا إبن ماجة، «حم» لأحمد في مسنده ... .

ما از اين آقايان سؤال مي كنيم كه اين روايت در كجاي صحيح بخاري آمده است؟ در كجاي صحيح بخاري آمده است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود:

بهترين زنان عالم، 4 نفر هستند: آسيه و مريم و فاطمه و خديجه.

3. إبن كثير

آقاي إبن كثير سلفي (متوفاي 774 هجري) مي گويد:

و في صحيح البخاري أيضا عن أبي موسي قال: قال رسول الله صلي الله عليه و سلم: كمل من الرجال كثير و لم يكمل من النساء إلا مريم بنت عمران و خديجة بنت خويلد و آسية إمرأة فرعون و فضل عائشة علي النساء كفضل الثريد علي سائر الطعام.

 

البداية و النهاية لإبن كثير، ج8، ص100، چاپ دار إحياء التراث العربي، بيروت، تحقيق علي شيري

جناب آقاي مولوي عبد الحميد! حوزه علميه دار العلوم مكي زاهدان! ما از شما تقاضا داريم به ما جواب بدهيد:

آقاي إبن كثير مي گويد در صحيح بخاري از أبو موسي اشعري اين گونه آمده است و «خديجة بنت خويلد» از زناني است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود به كمال رسيده اند. چرا عبارت «خديجة بنت خويلد» در 3 جاي صحيح بخاري و در يك جاي صحيح مسلم حذف شده است؟

آقاي إبن كثير، هم براي آقايان أحناف و هم براي حنابله و هم براي آقايان وهابي ها، جايگاه كاملاً ويژه اي دارد.

اين نمونه اي بود از تحريفات صحيح بخاري. ايشان كه فرمود:

آنهايي كه به اين كتاب اعتراض مي كنند، اعتراضات شان را مطرح كنند تا جواب شان را بدهيم.

ما اميدواريم إن شاء ا... ايشان محبت بكنند أولاً در همين شبكه جهاني ولايت بيايند جواب بدهند و ما افتخار مي كنيم كه ايشان بيايند در اين شبكه به اين سؤالات ما جواب بدهند و بينندگان عزيز ما هم بشنوند و اگر نمي توانند با يك شبكه شيعي مانند شبكه جهاني ولايت همكاري كنند كه زير نظر مرجعيت است و اين را نشانه نفاق مي دانند، همان طوري كه امام جمعه آزادشهر گفت: «هر كسي كه عيد غدير را تبريك بگويد، منافق است» و همكاري با شبكه وهابي نور را نشانه ايمان مي دانيد، اگر در آنجا هم سؤالات ما را جواب بدهيد، ما شنونده فرمايشات شما خواهيم بود.

* * * * * * *

آقاي محسني

در ادامه سؤالاتي كه داشتيم در مورد كليپ مولوي عبد الحميد كه در مورد تحريفات صحيح بخاري بود، اين سؤال را داريم كه گويا در مورد حديث «خلفاء أمتي من بعدي إثنا عشر» تحريفاتي صورت گرفته است. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

حذف روايت «إثنا عشر خليفه» از صحيح بخاري

اين موضوع را آقاي إبن تيميه مي گويد و خوب و بد، بيخ ريش صاحبش است. ايشان مي گويد:

و في الصحيحين عن جابر بن سمرة قال دخلت مع أبي إلي النبي (صلي الله عليه و سلم) و سمعته يقول: إن هذا الأمر ما ينقضي حتي يمضي منهم إثنا عشر خليفة، ثم تكلم بكلمة خفيفة لم أفهمها، فقلت لأبي: ما قال؟ قال: كلهم من قريش.

در صحيح مسلم و صحيح بخاري آمده است كه جابر بن سمره مي گويد: با پدرم خدمت پيامبر (صلي الله عليه و سلم) مشرف شديم و شنيدم كه حضرت فرمود: «اين اسلام از بين نخواهد رفت تا اين كه 12 نفر خليفه مي آيند و براي أمت اسلامي خلافت مي كنند». سپس جمله اي را گفت كه من در آن سر و صدا متوجه نشدم و از پدرم سؤال كردم كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) چه فرمود: گفت: فرمود: همه آن 12 خليفه از قريش هستند.

باز هم إبن تيميه مي گويد:

و في لفظ في الصحيحيين: لا يزال الإسلام عزيزا إلي إثني عشر خليفة.

در يك لفظي در صحيح بخاري و صحيح مسلم آمده است: عزت اسلام با 12 خليفه است.

 

منهاج السنة لإبن تيمية، ج3، ص383

هم چنين إبن تيميه (متوفاي 728 هجري) در منهاج السنة، جلد 3، صفحه 384، با تحقيق محمد رشاد سالم، چاپ بيروت به نقل از سعد بن أبي وقاص مي گويد:

كتبت إلي جابر بن سمرة مع غلامي نافع: أخبرني بشئ سمعته من رسول الله صلي الله عليه و آله.

نامه اي نوشتم به جابر بن سمره و به غلام نافع دادم تا ببرد و در اين نامه نوشتم: شنيده ام از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم چنين روايتي را.

جابر بن سمره براي من جواب داد كه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود:

لا يزال الدين قائما حتي تقوم الساعة أو يكون عليكم إثنا عشر خليفة، كلهم من قريش.

قيامت برپا نمي شود و اسلام از بين نخواهد رفت تا اين كه 12 نفر به عنوان خليفه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) بيايند و همه شان از قريش هستند.

خب، ما از اين آقايان سؤال مي كنيم:

إبن تيميه كه مي گويد اين عبارت در صحيح بخاري آمده، به ما بگويند كه در كجاي صحيح بخاري آمده است؟ به ما نشان بدهند. ما نتوانستيم پيدا كنيم عبارتي را كه آقايان إبن تيميه از صحيحين نقل مي كند. ما از جناب مولوي عبد الحميد اسماعيل زهي و هم چنين از ديگر عزيزان اساتيد و طلاب دار العلوم مكي زاهدان كه هر سال مراسم با شكوه و مفصلي به نام ختم صحيح بخاري دارند، اين را به ما جواب بدهند.

* * * * * * *

آقاي محسني

ظاهراً درباره جواز متعه هم تحريفاتي صورت گرفته است. اگر مي شود در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

حذف تحريم متعة النساء توسط عمر بن خطاب از بعضي از نُسَخ صحيح بخاري

درباره تحريف متعه توسط عمر، از بعضي از نُسَخ صحيح بخاري هم صحبت مي كنيم و اين هم شنيدني و جالب است. همين صحيح بخاري كه در دست ما هست، در چاپ هاي مختلف، اسم عمر بن خطاب را در بعضي از نُسَخ حذف كرده است.

روايت از جابر است و مي گويد:

أنزلت آية المتعة في كتاب الله، ففعلناها مع رسول الله صلي الله عليه و سلم و لم ينزل قرآن يحرمة، فلم ينه عنها حتي مات، قال رجل برأيه ما شاء.

آيه متعه در كتاب خدا آمده بود و ما و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم آن را انجام مي داديم و در قرآن هم آيه اي نيامد كه متعه را حرام كرده باشد و پيامبر (صلي الله عليه و سلم) هم از آن نهي نكرد و از دنيا رفت. يك مردي آمد و هر چه خواست، درباره متعه گفت.

قال محمد [بن اسماعيل بخاري]: يقال إنه عمر.

آن مرد كه هر چه خواست درباره متعه گفت، عمر بود.

اين عبارت در صحيح بخاري، جلد 5، صفحه 185 آمده است.

ولي در صحيح بخاري، چاپ دار طرق النجاة آمده است:

حتي مات، قال رجل برأيه ما شاء.

و اين عبارت:

قال محمد [بن اسماعيل بخاري]: يقال إنه عمر.

را حذف كرده اند. جناب آقاي مولوي عبد الحميد، نام عمر كجا رفت؟ اگر اين عبارت را آقاي بخاري نگفته است، در آن نسخه هاي قبلي كه آمده است:

قال محمد [بن اسماعيل بخاري]: يقال إنه عمر.

اين عبارت تحريف شده و اضافي است. اگر هم گفته است، پس در اينجا كه حذف كرده اند، تحريف شده است. شما هر كدام از اين نسخه ها را بگيريد، تحريف صورت گرفته است. هر دو نسخه هم چاپ عربستان سعودي است؛ دار طرق النجاة يا بيت الأفكار الدولية. در يكي از اينها آمده است:

قال محمد [بن اسماعيل بخاري]: يقال إنه عمر.

و در ديگري، اين عبارت حذف شده است.

در صحيح بخاري، نسخه سلطاني هم همين تعبير حذف شده است و فقط اين عبارت در آخر حديث آمده است:

حتي مات، قال رجل برأيه ما شاء.

و اين عبارت:

قال محمد [بن اسماعيل بخاري]: يقال إنه عمر.

حذف شده است.

إقرار علماء أهل سنت بر اين كه مراد از كلمه «رجل»، عمر بن خطاب است

آقاي حميدي (متوفاي 488 هجري) در كتاب الجمع بين الصحيحين، جلد 1، صفحه 349 مي گويد:

قال رجل برأيه ما شاء، قال البخاري: يقال إنه عمر.

يك مردي آمد و هر چه خواست، درباره متعه گفت. آقاي بخاري مي گويد: آن مردي كه هر چه خواست [برخلاف قرآن و سنت پيامبر (صلي الله عليه و سلم)] درباره متعه گفت، عمر بود.

آقايان اين را براي ما جواب بدهند كه اين جمله آقاي بخاري كه مي گويد:

يقال إنه عمر.

چرا در بعضي از نسخه هاي موجود صحيح بخاري آمده و در بعضي ها نيامده است؟ كدامش تحريف است؟ اين را براي ما روشن كنند. هر كدامش را قبول كنند، در نسخه ديگر تحريف صورت گرفته است.

* * * * * * *

آقاي محسني

ظاهراً در اين موضوع، يك روايتي هم از عبد الله بن مسعود وجود دارد. آن را هم بيان بفرماييد.

استاد حسيني قزويني

تحريف عبارت «إلي أجل» كه دليل بر متعه است، در صحيح بخاري

در رابطه با عبارت آقاي عبد الله بن مسعود كه در رابطه با ازدواج موقت است، باز هم تحريف صورت گرفته است. در تمام نسخه هاي صحيح بخاري، اين روايت به اين شكل آمده است كه عبد الله بن مسعود مي گويد:

كنا نغزو مع النبي صلي الله عليه و سلم و ليس معنا نساء، فقلنا: ألا نختصي؟ فنهانا عن ذلك، فرخص لنا بعد ذلك أن نتزوج المرأة بالثوب، ثم قرأ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ (مائده/87)».

ما به همراه پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به جنگ مي رفتيم و در آنجا هيچ زني همراه ما نبود. به حضرت گفتيم: آيا اجازه مي دهيد خودمان را آخته كنيم و از مردانگي بياندازيم؟ پيامبر (صلي الله عليه و سلم) ما را از اين كار نهي كرد و به ما اجازه داد تا با مهريه يك لباس، با زنان ازدواج موقت كنيم. سپس حضرت اين آيه را قرائت فرمود: ... .

 

صحيح البخاري، ج5، ص189

اين روايت در چاپ بيت الأفكار الدولية عربستان سعودي آمده است.

1. السنن الكبري بيهقي

آقاياني كه اين روايت را از صحيح بخاري نقل كرده اند، به اين شكل آورده اند:

ثم رخص لنا أن ننكح المرأة بالثوب إلي أجل.

با زنان ازدواج موقت كنيم و مهريه شان را لباس قرار بدهيم.

اين روايت در السنن الكبري آقاي بيهقي، جلد 7، صفحه 79 آمده و به نقل از صحيح بخاري آورده است.

اين كلمه «إلي أجل» در صحيح بخاري حذف شده است. كلمه «إلي أجل»، صريح در عقد موقت و متعه است. ولي وقتي اين عبارت را برمي دارند، اين عبارت مي ماند: «رخص لنا أن ننكح المرأة بالثوب» و منظورش ازدواج دائم مي شود.

2. تفسير إبن كثير

در تفسير إبن كثير دمشقي، چاپ مؤسسه قرطبه بيروت نقل مي كند از صحيح بخاري از عبد الله بن مسعود و مي گويد:

ننكح المرأة بالثوب إلي اجل.

سندش همان سند صحيح بخاري است و عبارت هم همان عبارت است، ولي در اينجا كلمه «إلي أجل» آمده، ولي در صحيح بخاري، واژه «إلي أجل» نيامده است.

وقتي إبن كثير اين را نقل مي كند، مي گويد:

أخرجاه من حديث إسماعيل.

و در پاورقي شماره 630 مي گويد:

رواه البخاري في التفسير، باب قوله تعالي: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ».

3. سيوطي

آقاي سيوطي هم از صحيح بخاري نقل مي كند و مي گويد:

و أخرج إبن أبي شيبة و البخاري و مسلم و النسائي و إبن أبي حاتم و إبن حبان و أبو الشيخ و إبن مردويه و البيهقي عن إبن مسعود قال: رخص لنا إن ننكح المرأة بالثوب إلي أجل.

أخرج إبن أبي شيبة و بخاري و مسلم و نسائي و إبن أبي حاتم و إبن حبان و أبو شيخ و إبن مردويه و بيهقي از إبن مسعود نقل كرده اند: پيامبر (صلي الله عليه و سلم) به ما اجازه داد تا با زنان ازدواج موقت كنيم و مهريه شان را لباس قرار بدهيم.

الدر المنثور للسيوطي، ج2، ص307

اين كلمه «إلي أجل» در صحيح بخاري وجود ندارد. آيا تحريف، شاخ و دُم دارد؟ آقاي سيوطي براي قرن 9 و 10 هجري است و متوفاي 911 هجري است. يعني حتي در زمان حيات آقاي سيوطي هم اين روايت در صحيح بخاري بوده است و در اين 2 ، 3 قرن أخير اين آقايان حذف كرده اند و ديده اند كه اگر اين را بگويند، همان عقيده شيعه مي شود كه همان عقد موقت است. گرچه آقايان اسمش را عوض كرده اند. در قضيه اي، ناصر الدين شاه گفت: «چيزي بياوريد كه من روي خود بياندازم. گفتند: چيزي جز پالان خر نيست. گفت: خودش را بياوريد، اسمش را نياوريد». اين آقايان هم نكاح مسيار و نكاح مصياف دارند و حدود 6 ، 7 نوع ازدواج درست كرده اند. مضافاً كه اين آقايان، بعضي از مطالب را در روزنامه هاي شان از بعضي از مولوي ها و بزرگان وهابي ها نقل مي كنند كه فساد اخلاقي و تجاوز به عنف، رو به گسترش است و كليپ هايش روي سايت ها رفته است. ما واقعاً خجالت مي كشيم كه از يك عالم ديني، حتي اگر وهابي باشد، كليپ هايي از فساد اخلاقي نمايش دهند!

اينها حتي تجاوز به عنف و لواط را اشكال نمي دانند و با افتخار اين قضايا را نقل مي كنند و بعضي از كليپ ها را چند روز قبل براي من آوردند كه «در مسجد، يك وهابي، يك كاري را انجام مي دهد. عكسش را هم گرفته اند و در سايت يوتوب هم گذاشته اند». گر چه شبكه جهاني ولايت را من خيلي مقدس تر از اين مي دانيم كه در اين موضوعات صحبت كنيم. ولي اين آقايان مي آيند متعه اي را كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) تا وقتي زنده بود، نهي نكرد و قرآن هم آن را جايز دانسته است، حرام مي دانند. جابر بن عبد الله انصاري هم مي گويد در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و أبو بكر و بخشي از خلافت عمر، ما با زنان، ازدواج موقت مي كرديم و مهريه شان را هم يك مشت خرما و آرد قرار مي داديم، تا اين كه عمر بن خطاب در قضيه عمرو بن حريث از آن نهي كرد:

جابر بن عبد الله يقول: كنا نستمتع بالقبضة من التمر و الدقيق الأيام علي عهد رسول الله صلي الله عليه و سلم و أبي بكر، حتي نهي عنه عمر في شأن عمرو بن حريث.

 

صحيح مسلم، ج4، ص131

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا علماء أهل سنت درباره تحريفات و اضافاتي كه در صحيح مسلم و خصوصا صحيح بخاري صورت گرفته است، مطالبي را صراحتاً بيان كرده اند؟

استاد حسيني قزويني

من يك نمونه را عرض مي كنم كه اين آقايان صراحت دارند اين مطالب را به زور وارد صحيح بخاري كرده اند.

آقاي حُمِيْدي (از أعيان قرن چهارم هجري) نقل مي كند از أبو مسعود:

أن له في الصحيح حكاية من رواية حصين، عنه قال: «رأيت في الجاهلية قردة اجتمع عليها قردة قد زنت، فرجموها، فرجمتها معهم».

أبو مسعود مي گويد: در صحيح بخاري حكايتي وجود دارد از حصين كه «در زمان جاهليت، يك ميموني بود كه بعضي از ميمون ها با او زنا مي كردند و آن ميمون را رجم كردند».

و لم يذكر في أي موضع أخرجه البخاري، فبحثنا عن ذلك، فوجدناه في بعض النسخ.

و اين روايت در هيچ جاي صحيح بخاري نيامده است و در بعضي از نسخه هاي آن، اين عبارت را پيدا كرديم.

بعد هم مي گويد:

و لعلها من المقحمات التي أقحمت في كتاب البخاري.

شايد اين عبارتي كه در بعضي از نسخه هاي صحيح بخاري است، مطالبي بوده كه به زور وارد صحيح بخاري كرده اند.

الجمع بين الصحيحين، ج3، ص490، چاپ دار السميعي، تحقيق دكتر علي حسين البواب ـ تفسير القرطبي، ج1، ص441

پس تحريف كردن كه شاخ و دم ندارد.

هم چنين مي گويد:

و ليس في رواية النعيمي عن الفربري أصلا شي من هذا الخبر في القردة.

در روايت نعيمي از فربري شاگرد بخاري، هم چنين چيزي نبوده است.

اين نمونه بارزي است است كه خود آقاي حميدي مي گويد مطالبي را به زور در صحيح بخاري وارد كرده اند. اگر اين تحريف در بعضي از نُسَخ نيست، پس چيست؟ چه كساني اين را وارد كرده اند؟ يا اگر در بعضي از نُسَخ بوده است، چرا حذف شده است؟

به نظر من، اين آقاياني كه هزينه هاي ميلياردي براي ختم صحيح بخاري مي كنند، بيايند اينها را تحقيق و بررسي كنند و اين شبهاتي كه مخصوصا در رابطه با تحريف هست را پاسخ دهند. اين بزرگواري كه مي گويد:

آنهايي كه به اين كتاب اعتراض مي كنند، اعتراضات شان را مطرح كنند تا جواب شان را بدهيم.

شايد ايشان در آنجا حضور ذهن نداشتند و اگر حضور ذهن داشتند، يا اعتراف كنند كه اين تحريفات صورت گرفته و يا يك جواب قانع كننده اي بدهند كه ما و بينندگان عزيزمان از ايشان استفاده كنيم.

* * * * * * *

آقاي محسني

آيا ما غير از قرآن مي توانيم هم چنين ادعايي درباره ساير كتب بكنيم كه تحريف نمي شود؟ ما براي هيچ يك از كتب شيعه هم هم چنين ادعايي نداريم كه رواياتش صحيح و درست باشد. چون در نُسَخي كه نوشته مي شود يا آقاياني كه با اغراض مختلفي اين كتاب ها را استنساخ مي كنند، ممكن است غرض خودشان را بياورند.

استاد حسيني قزويني

بينندگان عزيز بدانند كه شيعه مدعي است كه فقط قرآن است كه تحريف نمي شود و:

لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ

سوره فصلت/آيه42

و هيچ مطلب باطلي در قرآن وجود ندارد. غير از قرآن كريم، هر كتابي احتمال خطا و لغزش دارد؛ حتي از ناحيه مؤلفش. وقتي خودمان مي خواهيم يك صفحه نامه بنويسيم، اگر برگرديم و مطالعه كنيم، مي بينيم كه چندين غلط نوشته ايم و آنها را اصلاح مي كنيم. چه بسا يك فردي كه بخواهد هم چنين كتابي بنوسيد، چه بخاري باشد و چه مسلم، احمد بن حنبل، چه كليني (ره) و شيخ طوسي (ره)، فرقي نمي كند، اشتباه صورت مي گيرد. وقتي بشر معصوم نباشد، گرچه بعضي ها عمداً مطلبي را اضافه يا كم مي كنند، ولي نسبت به بعضي از بزرگان، حدأقل سهو و اشتباه و خطا در آنها راه دارد. در زمان سابق هم كه چاپ و حروف چيني و كامپيوتر نبود، افرادي مي آمدند پول مي گرفتند و استنساخ مي كردند و كارشان فقط استنساخ كردن كتاب بود و از اين راه روزي شان را دريافت و كسب درآمد مي كردند و همه اين آقايان هم متدين و با تقوا و دقيق و معصوم نبودند و چه بسا از كانال اينها، يك سري مسائل وارد كتاب ها شده باشد. اين طور ادعا كردن كه «بعد از قرآن كريم، صحيح ترين كتاب ها صحيح بخاري و صحيح مسلم است و هر كسي ادعاي تحريف كند، چنين و چنان هستند و بعضي ها مانند شب پره هستند و نمي توانند حقايق را ببينند و اين تقصير شب پره هاست، نه آفتاب». اين ادعاها، زيبنده يك عالم بزرگوار ديني مانند ايشان نيست.

* * * * * * *

سؤالات بينندگان

سؤال 1 :

1. در مورد بيوگرافي آقايان عبد الله حيدري و آقاي عقيل هاشمي كه مجريان برنامه تفرقه افكن نور TV هستند، توضيح بفرماييد.

2. آقاي عبد الله حيدري متأسفانه با كمال بي حيايي، دروغي را در آن شبكه گفتند: «كتاب الغدير را بردند نزد مرحوم آيت الله سيد أبو الحسن اصفهاني و ايشان گفت: من پول نمي دهم از سهم امام براي چاپ اين كتاب؛ اين يك كتاب شعر است». ايشان يك دروغ گفت و يك تهمتي به آيت الله اصفهاني (ره) زد. در اين مورد هم توضيح بفرماييد.

3. آن حديث ساختگي خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل را هم گفتند كه در كتاب علل الشرايع هستند. اين هم يك دروغ واضح است.

4. يك حديث دروغين ديگري را هم آوردند و گفتند در فروع كافي، جلد 3، صفحه 35 هست كه در مورد وضو آمده كه پاها را بشوييد.

اگر مي شود از طريق مراجع عظام تقليد، شكايت نامه اي را عليه ايشان آماده كنند و به مراجع ذي ربط شكايت كنند. اينها با عقايد 400 ميليون مسلمان بازي مي كنند. اينها از خدا و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) كه نمي ترسند و خجالت نمي كشند، لاأقل از مردم خجالت بكشند.

جواب 1 :

درباره قضيه دختر أبو جهل مفصل جواب داده ايم و اين از دروغ هاي تاريخ است. حتي در يك جلسه هم از خود آقاي هاشمي، يك كليپي را پخش كرديم كه روايتي را از علل الشرايع نقل كرد و اول و آخرش را حذف كرد كه امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد:

از جعليات و دروغ هايي كه به ما بسته اند، اين قضيه خواستگاري حضرت علي (عليه السلام) از دختر أبو جهل است.

ايشان ذيل روايت را كه امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد از جعليات و دروغ هاست را حذف كرده و آن قسمت وسط را نقل كردند.

إن شاء ا... اگر صلاح باشد، روزي اين كليپ آقاي حيدري را پخش مي كنم و از تمام شيعيان و مسلمانان مي خواهم كه نسبت به ايشان اظهار نظر كنند و به مراجع بين المللي هم شكايت كنند.

آيا گردانندگان شبكه نور، آبروي شبكه شان را هم لحاظ مي كنند يا خير؟ ايشان مي گويد:

من ديدم كه يكي از دوستان نقل كرد كه يك شيعه در مسجد پيامبر (صلي الله عليه و سلم)، [عذر مي خواهم از بينندگان عزيز] شلوارش را پايين كشيد و آلتش را به باب عثمان مي ماليد به عنوان اهانت به عثمان.

من نمي دانم اين آقايان اگر براي خودشان ارزش قائل نيستند، آيا براي شبكه شان هم ارزش قائل نيستند؟ اين طور تعابير را ايشان در ماهواره پخش مي كند و اين را رها كرده ايد و مي گوييد كه ايشان مي گويد در فروع كافي چنين و چنان آمده است و حضرت آيت ا... أبو الحسن اصفهاني (ره) چنين گفته است؟ بله، اينها نسبت به مرده ها هم چنين ادعاهايي دارند. البته برقعي هم كه الآن اينها نوارش را پخش مي كنند، به اين دليل است كه ايشان مرده است و رفته است و اگر زنده بود، قطعاً اولين مدعي عليه اين شبكه ها، خود آقاي برقعي بود. چون واقعاً پشيمان شده بود و توبه كرده بود و با وصيتي كه ايشان داشتند، راضي نبود اين مطالب از ايشان پخش شود. اگر واقعاً راست مي گويند، بيايند از زنده ها نقل كنند.

البته بينندگان عزيز به اين هم دقت كنند كه از زنده ها هم مثلاً از قول حضرت آيت ا... العظمي سبحاني چند كتاب نوشته اند در عربستان سعودي يا از قول علامه عسكري (ره) در زمان حيات ايشان كتابي نوشته اند عليه شيعه. حتي نسبت به بنده هم دوستان گفته اند كه در افغانستان كتابي از شما پخش كرده اند كه قزويني سني شده و عليه شيعيان كتاب نوشته است. ما هم گفتيم كاري با ديگر كساني كه به نام آنها كتاب چاپ شده است نداريم، ولي ما الحمد لله حيّ و حاضر هستيم و افتخارمان اين است كه اگر قبول مان كنند، به عنوان يك نوكر و خادم و سرباز كوچك آقا أمير المؤمنين (عليه السلام) باشيم و افتخار مي كنيم كه زندگي مان با غبار حرم أمير المؤمنين (عليه السلام) گره خورده است و خدا را قسم مي دهيم به آبروي أمير المؤمنين (عليه السلام)، حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) و امام حسين (عليه السلام)! تا اين افتخار سربازي و نوكري أمير المؤمنين (عليه السلام) را تا آخرين لحظات عمر از ما نگيرد و بتوانيم آن حق مادرمان حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) را أداء كنيم. نمي توانم بگويم حق فرزندي نسبت به أمير المؤمنين (عليه السلام)؛ چون اين ادعاي خيلي بزرگي است.

* * * * * * *

سؤال 2 :

من در خاطرم هست كه وقتي شما در شبكه سلام برنامه داشتيد و هم چنين در درس هاي خارج تان فرموديد: استفتايي شده است از دفتر استفتائات مكه و از بن باز سؤال كرده اند: «آيا در سلام نماز، به جاي السلام عليك ايها النبي و رحمة الله و بركاته، مي توان گفت: السلام علي النبي؟ فتوا دادند: خير، جايز نيست». أخيراً در نمازهاي جماعتي كه از مسجد الحرام به صورت مستقيم پخش مي شود، خودم ديده ام كه اين تحريف را در نماز انجام داده اند و در آنجا، امام جماعت با صداي بلند مي گويد: السلام علي النبي و رحمة الله و بركاته. در اين مورد هم توضيح بفرماييد. بنده خودم در شبكه ظلمت كه مراسم نماز را از داخل مسجد الحرام پخش مي كند، چندين بار شنيدم.

جواب 2 :

در كتاب فتاوي اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء كه 20 جلد است، در جلد 7، صفحه 8، فتواي شماره 8571 از اللجنة الدائمة للبحوث العلمية و الإفتاء ـ كه بالاترين مقام إفتاء عربستان سعودي است و از هر كجاي دنيا كه وهابي ها مسئله اي براي شان پيش بيايد، از اين گروه مي پرسند ـ سؤال شده است:

آيا ما مي توانيم در نماز، به جاي السلام عليك أيها النبي، بگوييم السلام علي النبي؟

جواب داده اند:

خير، بايد گفته شود: السلام عليك أيها النبي.

در يك روايتي هم از عبد الله بن مسعود آمده است:

آنچه كه واجب است بيان كنيم، اين است: السلام عليك أيها النبي و رحمة الله و بركاته.

بزرگان أهل سنت هم مانند إبن قدامه مقدسي، سرخسي، نووي، مالك، أبو حنيفه و شافعي و ديگران فتوا داده اند بر اين كه واجب است در نماز بگوييم:

السلام عليك أيها النبي و رحمة الله و بركاته.

* * * * * * *

سؤال 3 :

اين دوستان اهل سنت كه ادعا دارند صحيح بخاري و صحيح مسلم أصح الكتب بعد از قرآن هستند، در زمان أبو بكر كه 500 حديث جمع آوري شده را آتش زد و عمر هم در زمان خلافت خودش بخش نامه كرد كه كسي حق ندارد حديثي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل كند و اين روش حدود 120 سال ادامه داشت و كسي جرأت نداشت حديثي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل كند. سؤال من اين است كه پس اين صحيح بخاري و صحيح مسلم از كجا آمده اند؟ أحاديث را كه اينها نابود كرده بودند و أحاديثي از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وجود نداشت؟

جواب 3 :

إن شاء ا... اين را مفصل عرض خواهيم كرد. همان طور كه آقاي ذهبي در تذكرة الحفاظ، جلد 1، صفحه 5 آورده است:

قالت عائشة: جمع أبي الحديث عن رسول الله صلي الله عليه و سلم و كانت خمسمائة حديث، فبات ليلته يتقلب كثيرا، قالت: فغمني، فقلت: أتتقلب لشكوي أو لشئ بلغك؟ فلما أصبح قال: أي بنية! هلمي الأحاديث التي عندك، فجئته بها، فدعا بنار فحرقها.

عايشه گفت: پدرم دستور داد تمام أحاديث پيامبر (صلي الله عليه و سلم) را جمع آوري كردند و حدود 500 حديث شد و شب خوابيد و صبح شد و به من گفت: آن 500 حديث را بيارودم و من هم آوردم و سپس آتشي خواست و همه آنها را آتش زد.

عمر بن خطاب هم بخش نامه صادر كرد:

هر كسي كه روايتي از پيامبر (صلي الله عليه و سلم) در نزد خود دارد، آن را از بين ببرد.

اين شيوه ادامه داشت تا اين كه سال در 97 يا 98 هجري، عمر بن عبد العزيز دستور داد اين أحاديث نوشته شود و باز هم انجام نشد تا اين كه محمد بن ... (متوفاي 124 هجري) آمد و دستور نوشتن اين أحاديث را صادر كرد. اين قضيه حديث نوشتن، برمي گردد به سال 140 يا 150 هجري، يعني حدود يك و نيم قرن بعد از رحلت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، اينها أحاديث را نوشتند. وقتي هم نوشتن أحاديث آزاد شد، هر كسي شروع كرد به نقل حديث. خود محمد بن اسماعيل بخاري مي گويد:

من اين كتاب صحيح را [كه با حذف مكرراتش، 2700 و اندي روايت دارد] از ميان 600 هزار روايت انتخاب كرده ام.

مسلم هم مي گويد:

من اين كتاب صحيح را [كه حدود 7 هزار روايت دارد] از ميان 300 هزار روايت انتخاب كرده ام.

اينها مباحثي است كه إن شاء ا... اگر فرصت شود، بعداً مطرح خواهيم كرد.

* * * * * * *

سؤال 4 :

آيه 60 سوره بقره كه در مورد 12 چشمه جوشان است:

وَإ ِذِ اسْتَسْقَي مُوسَي لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ

آيا با 12 امام ما شيعيان ارتباطي دارد؟

جواب 4 :

بله، روايتي در كافي و ديگر كتب شيعه داريم كه مراد از اين 12 چشمه، 12 امام شيعيان هستند.

در رابطه با اين، روايتي را مرحوم كراچكي در كتاب الإستنصار، صفحه 21 نقل مي كند:

فقام جابر بن عبد الله أنصاري فقال: يا رسول الله (ص)! فما عدة الأئمة؟ فقال: يا جابر! سئلتني رحمك الله عن الإسلام بأجمعه، عدتهم عدة الشور و هي «اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ» و عدته عدة العيون التي إنفجرت لموسي بن عمران حين ضرب بعصاه الحجر «فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا» و عدتهم عدة نقباء بني إسرائيل، قال الله تعالي: «وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ بَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيبًا»، فالأئمة يا جابر! عدتهم إثنا عشر أولهم علي بن أبي طالب و اخرهم القائم (ع).

اليقين للسيد إبن طاووس، ص245

كه منظور از اين 12 چشمه جوشان، 12 امام هستند و اولين شان علي بن أبي طالب (عليه السلام) و آخرين شان حضرت ولي عصر (أرواحنا لتراب مقدمه الفداء) است.

* * * * * * *

سؤال 5 :

1. در اين 25 سالي كه در تاريخ اسلام مطالعه دارم، به موارد جالبي برخورد كرده ام. يكي از آنها اين است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) يك انسان بود و خداوند هم روي انسان بودن ايشان تكيه كرده بود و هم چنين ديگر بزرگان دين مان هم مانند انسان ها زندگي مي كردند و يكي از اين مسائل، شوخ طبعي اينهاست و حتي در تاريخ هم تصريح شده است و بعضي از روات هم بي سواد بودند. در بعضي از روايات آمده كه شوخي هايي ميان بزرگان دين مطرح مي شد و مانند تكيه كلمه هايي كه امروز هم ميان ما رسم است. مانند اين كه به كسي به شوخي مي گفتند «برو بمير» و قصد واقعي نداشتند. مثلاً پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) اگر به كسي مي گفتند «بأبي أنت و أمي»، منظورشان اين نيست كه واقعاً پدر و مادرم قربان شما برود. اين تكيه كلام هايي بود كه در آن روز رسم بود. به عقيده من، اين باعث يك سري سوء تفاهمات شده كه يك سري از روايات واقعاً مسئله را از بيخ انداخته است. يعني شوخي و جدي بودن اينها، جدا نشده است. مثلاً شما به ندرت مي توانيد 4 نوع از شوخي هايي كه بزرگان دين كرده اند را بگوييد؛ چون شوخي و جدي در هم ادغام شده است.

با اطلاع وسيعي كه شما داريد، اين مسئله را باز كنيد، شايد به جاهاي جالبي برسيم و شايد مقداري از اين شبهات و سوء تفاهمات از بين برود.

2. بعضي از مطالب را بهتر مي توانيد مطرح كنيد. مثلاً در مورد ازدواج موقت در مقابل يك مشت خرما، اين به خواهران برمي خورد. واقعا هدف اين نيست كه يك مشت خرما بدهي و يكي را به ازدواج موقت دربياوري. شايد در آن زمان يك مشت خرما ارزشي داشت، ولي اين را مي توان در غالب زيباتري بيان كرد تا به بعضي ها برنخورد كه آيا لياقت ما يك مشت خرما است؟

جواب 5 :

1. در مورد بحث مزاح، نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) و أمير المؤمنين (عليه السلام) و ائمه (عليهم السلام)، در ضمن اين كه وقار داشتند، مزاح هم مي كردند. حتي راوي مي گويد: «از وقار ايشان، رعب در دل ما مي افتاد». ولي اينها مانع از اين نبود كه شوخي هاي عادي داشته باشند. مثلاً در بعضي از روايات آمده است:

أمير المؤمنين (عليه السلام) با نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) خرما مي خوردند. أمير المؤمنين (عليه السلام) هر چه خرما مي خورد، هسته اش را جلوي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي گذاشت و بعد عرض كرد: يا رسول الله! شما چقدر زياد خرما خورده اي! (يعني همه هسته هاي خرما جلوي شما است) پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) فرمود: تعجب از شما است كه خرما را با هسته خورده اي!

اين طور مزاح هايي كه اهانت و جسارت در كار نباشد و ادخال سرور باشد، در اسلام ممدوح است. ائمه (عليهم السلام) هم اين كارها را مي كردند. يكي از عيب هايي كه بر أمير المؤمنين (عليه السلام) گرفته بودند اين بود كه «ايشان يك آدم بسيار شوخ طبعي بود، پس ـ نستجير بالله ـ ايشان شايستگي خلافت را ندارد».

شوخي ها دو نوع هستند: شوخي هايي كه خلاف شرع است يا در آن غيبت و جسارت مي شود، شرعاً حرام است. جوك گفتن و به دنبال اين و آن سخن گفتن، خلاف شرع است.

بحث بر اين است كه خود آقايان مراجع عظام تقليد هم مقيد بودند و توصيه مي كردند كه در نقل مطالب، ولو جوك باشد، بگويند كه مثلاً ترك كافر، شمالي كافر، قزويني كافر و اصفهاني كافر فلان مطلب را گفته اند. در غير اين صورت اگر واقعاً اين قوميت ها ناراحت شوند و مطالبي را به اينها نسبت بدهند كه مثلاً قمي ها اين گونه اند و ترك ها اين گونه اند و اصفهاني ها اين گونه اند، اين تعابير خلاف شرع است و اگر واقعاً بخواهد قصد انشاء داشته باشد، حرام است. ولي اگر در ابتداي آن جوك، كلمه كافر را بگويند و چون كافر از ديدگاه اسلام، حرمتي ندارد، مشكلي نيست. ولي در همان جا هم بايد نهايت ادب را رعايت كنيم. چون حرمت مؤمن، از حرمت كعبه بالاتر است.

2. أولاً: در خيلي از روايات به اين شكل آمده است و مراد از آنها، يك مشت آرد يا يك مشت خرما نيست. بلكه مي خواهد نشان بدهد كه با يك مهريه خيلي كم و ناچيز، ما اينها را متعه مي كرديم.

ثانياً: شما اگر بخواهيد مثلا يك خانمي را براي يك آقايي عقد بخوانيد و بگوييد مهريه شان مثلاً آموزش يك مسئله شرعي باشد، صحيح است. موضوع اصلي، مهريه يك مشت آرد و خرما نبود و اينها ارزشي نداشت. وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) مي فرمايد: «امت من به 73 فرقه منشعب مي شوند»، منظورش اين نيست كه فقط 73 فرقه مي شوند و 74 فرقه نمي شوند، خير؛ بلكه نشانه كثرت است. وقتي قرآن مي فرمايد: «إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذَلِكَ : اگر 70 مرتبه براي آنها استغفار كني، خداوند هرگز آنها را نمي بخشد (توبه/80)»، منظورش اين نيست كه اگر 71 بار استغفار كني، خداوند آنها را مي بخشد. بعضي از الفاظ در قرآن و روايات، نشان از كثرت و قلّت است.

* * * * * * *

سؤال 6 :

چند شب پيش، يكي از مولوي ها با شبكه أهل البيت تماس گرفته بود و كلاً منكر معصوميت آقا رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) شده بود. آيا كُفر از اين بالاتر؟ ديگر بحث وحدت و تقيه مطرح نيست. در اين مورد توضيح بفرماييد.

جواب 6 :

قبلاً ما اين را گفته ايم كه انكار عصمت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله)، نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) را زير مي برد و انكار آيه قرآن است كه مي فرمايد:

وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَي / إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَي

سوره نجم/آيه4

اگر پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) معصوم نباشد، اين آيه هم زير سؤال مي رود:

وَ مَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا

سوره حشر/آيه7

همه چيز زير سؤال مي رود. ترديد در عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، انكار قرآن و نبوت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) است.

البته أهل سنت در عصمت پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله)، 2 دسته هستند:

يك دسته مانند ما هستند، مانند إبن حجر عسقلاني و نووي و محي الدين عربي و ديگران كه معتقدند پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در تمام كارهايش معصوم بوده است؛ در نبوت و ابلاغ وحي و كارهاي شخصي.

يك دسته هم مي گويند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) معصوم بوده است فقط در ابلاغ وحي. حتي خود وهابي ها هم معتقدند كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در ابلاغ وحي معصوم بوده است.

اگر يك هم چنين سني اي زنگ زده است و اين چنين گفته است، خودشان بايد جواب بدهند كه جزء كدام دسته هستند.

* * * * * * *

سؤال 7 :

1. اين سني اي كه به شبكه أهل البيت زنگ زده بود و گفته بود پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) معصوم نيست، روي اين آيه تكيه داشت كه قرآن مي فرمايد:

لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ

سوره فتح/آيه2

در اين مورد توضيح بفرماييد كه آيا واقعاً اين سني، حرف درستي زده است يا خير؟

2. آيا اين حديث «من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتة جاهلية» در كتب أهل سنت وجود دارد؟ اگر اين حديث در كتب معتبرشان وجود دارد، به ما بگويند كه حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها) در هنگام شهادت شان، امام زمان شان را شناختند و از دنيا رفتند يا نشناختند؟

جواب 7 :

1. در كتاب الميزان في تفسير القرآن علامه طباطبايي (ره) كه از كتاب هاي واقعاً كم نظير يا بي نظير تفسير شيعه است، جلد 18، صفحه 254 به اين شبهه جواب داده است و مي گويد:

اين كه ما تصور مي كنيم كلمه ذنب به معناي گناه است، اشتباه است. بلكه به معناي آثار بد است در نزد فاعل يا در نزد مردم.

وقتي قرآن مي فرمايد:

إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًا / لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ

سوره فتح/آيه2ـ1

و مربوط به فتح مكه است، يعني:

به درستي كه ما برايت فتحي نمايان كرديم / تا خداوند آثار گناهاني كه بدهكار مشركين بودي (و به خاطر آن تو را مستحق آزار و شكنجه مي دانستند) از دل هاي آنان بزدايد، چه در گذشته و چه در آينده.

اين فرمايشي است كه ايشان دارد.

هم چنين بعضي از بزرگان ما مانند حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي در تفسير نمونه، شبيه اين مطلب را دارد:

تا خداوند به وسيله فتح مكه، گناهان گذشته و آينده اي را كه به تو نسبت مي دادند ببخشد.

تفسير نمونه، ج22، ص18

از أهل سنت هم در فتح الباري في شرح صحيح البخاري إبن حجر عسقلاني، جلد 11، صفحه 435 آمده است كه مراد از غفران، غفران تقديري است. يعني اگر گناه هم داشتي، همه گناهانت را مي بخشيم و اگر در آينده هم گناهي از تو سر بزند، آن را مي بخشيم. گرچه ما هم چنين چيزي را قبول نداريم.

در شرح صحيح مسلم سيوطي، جلد 3، صفحه 207 آمده است كه بحث دفع ذنب با بحث رفع ذنب تفاوت دارد. البته خود حضرت آيت ا... العظمي مكارم شيرازي هم روي اين موضوع تكيه دارند كه منظور از «لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ» دفع ذنب است، نه رفع ذنب. قبل از اين كه گناه بيايد، خداوند مي گويد: «قبل از اين كه گناهي بيرون بيايد، دفعش مي كنيم و نمي گذاريم گناهي متوجه تو شود»، نه اين كه گناه بيايد بنشيند و خداوند رفعش كند.

البته بحث، مقداري علمي است و شايد براي بعضي از بينندگان سنگين باشد. إن شاء ا... اگر درباره عصمت نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) يا أنبياء (عليهم السلام) خواستيم صحبت كنيم، اين مسئله را در آنجا بحث خواهيم كرد. اين موضوع را قبلاً در شبكه سلام هم بحث كرده ايم و فايل صوتي و متني آن در سايت مؤسسه تحقيقاتي حضرت وليعصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ـ www.valiasr-aj.com موجود مي باشد و همين آيه را در آنجا مطرح كرده ايم و پاسخ هاي شيعه و سني را از اين آيه داده ايم.

2. اما در رابطه با حديث «من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتة جاهلية»، بايد بگوييم كه اين حديث در شرح المقاصد في علم الكلام علامه تفتازاني كه از علماء بزرگ أهل سنت است و از استوانه هاي كلامي آنهاست، جلد 2، صفحه 275 آمده است:

عن النبي (صلي الله عليه و سلم): من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتة جاهلية.

پيامبر (صلي الله عليه و سلم) فرمود: هر كسي كه بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.

البته آقاي ملا علي قاري از استوانه هاي علمي أهل سنت، در كتاب الجواهر المضيئة، جلد 2، صفحه 457 مي گويد:

في صحيح مسلم: من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتة جاهلية.

در صحيح مسلم آمده است: هر كسي كه بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهليت از دنيا رفته است.

حال آن كه اين روايت در صحيح مسلم وجود ندارد و اين يكي از تحريفات ديگر در صحيح مسلم است. إن شاء ا... اگر بنا شد تحريفات در كتب أهل سنت را مطرح كنيم، اين روايت را در آنجا بيان خواهيم كرد.

حتي آقاي أبو جعفر اسكافي كه معاصر غيبت صغري بود و هم عصر آقاي جاحظ و قبل از مرحوم شيخ مفيد (ره) بود، مي گويد:

من مات و لا امام له، مات ميتة جاهلية.

المعيار و الموازنة لأبو جعفر الإسكافي، ص320

هم چنين در الجواهر المضيئة، جلد 2، صفحه 457 آمده است كه آقاي محي الدين عربي كه مشهور است و عارف (متوفاي 775 هجري) هم مي گويد:

في صحيح مسلم: من مات و لم يعرف امام زمانه، مات ميتة جاهلية.

در مورد قسمت دوم سؤال دوم، قضاوت را بر عهده بينندگان مي گذاريم و نمي خواهيم هم از طرف مدعي باشيم و هم از طرف مدعي عليه صحبت كنيم و هم حكم را صادر كنيم و هم حكم را جاري كنيم. ما فقط مدارك را با ذكر جلد و صفحه بيان مي كنيم و قضاوت را بر عهده بينندگان عزيز مي گذاريم.

* * * * * * *

سؤال 8 :

أهل سنت در نمازي كه مي خوانند، بعد از قرائت سوره حمد، «آمين» مي گويند و علماء ما هم اين نوع نماز را داراي اشكال مي دانند. ما هم وقتي در دعاي قنوت مان، دعاي امام زمان (عليه السلام) را مي خوانيم، در آخرش عبارت «برحمتك يا أرحم الراحمين» را مي گوييم و در سجده آخر نماز هم در پايان دعا مي گوييم: «آمين يا رب العالمين». آيا ذكر اينها هم در نماز مشكل دارد؟

جواب 8 :

اين موضوع را إن شاء ا... بعد از اتمام بحث وضو در درس خارج فقه مان مطرح مي كنيم و اين كه از چه زماني وارد نمازها شد و نماز پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) چگونه بود را هم توضيح خواهيم داد كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) وقتي در جمع بيش از 10 نفر از صحابه نماز مي خواند، بعد از «و لا الضالين»، «آمين» نگفته اند.

* * * * * * *

سؤال 9 :

در شبكه نور، آقاي برقعي صحبت مي كردند و در دعاي إلهي عظم البلاء تشكيك مي كردند و مي گفتند كه اين دعا وجود ندارد و خواندنش شرك است. در مورد اين دعا توضيح بفرماييد.

جواب 9 :

آقاي برقعي، فردي بود مطرود حوزه علميه و ايشان را به خاطر جسارتي كه به حضرت آيت ا... العظمي بروجردي (ره) داشتند، از حوزه علميه بيرون كردند. ايشان به تهران رفت و امام جماعت شد و در آنجا هم يك سري چرنديات را نسبت به مراجع عظام تقليد و بزرگان گفت و از آنجا هم بيرون كردند. ايشان نزديك به 35 ، 36 كتاب در تقويت عقايد شيعه نوشته است و حدود 40 كتاب هم در ردّ عقايد شيعه نوشته است. ايشان يك ورشكسته سياسي بود و اين در و آن در مي زد و با اين چرنديات و لاطائلاتي كه نسبت به شيعه مي بافت، منبع درآمدي داشت و از اين طريق مي خواست وجهه از دست رفته و آبروي به جوي ريخته اش را برگرداند. اين كه ايشان را حضرت آيت ا... العظمي مي نامند، ايشان حضرت آيت الشيطان هم نبودند. ايشان يك فرد مطرود حوزه علميه بود و حتي فقهاء ما فتوا به إرتداد ايشان دادند؛ مانند حضرت آيت ا... العظمي ميلاني و ديگران.

اين كه ايشان مي گويد دعاي إلهي عظم البلاء شرك است، ايشان چه كسي است كه استاد توحيد باشد. ايشان در اوليات اخلاقي مشكل داشتند و نسبت به مراجع عظام تقليد، فحاشي و اهانت مي كردند، آن وقت مي خواهد استاد توحيد باشد. اين كه شبكه نفاق و وهابي مي آيد هم چنين فردي را عَلَم مي كند، ما بارها گفته ايم كه ايشان يك آدم بي حيثيت، بي آبرو و بي شخصيت در ميان شيعه بوده اند. مضافاً كه ايشان در هيچ جا نگفته است كه من سني هستم تا اين آقايان ايشان را به عنوان سني قالب كنند. ايشان در آخر عمر هم پشيمان شد از رفتارهاي خود و الآن هم قبر ايشان در امام زاده شعيب (عليه السلام) كه در اطراف تهران در روستاي كن دفن شده است و وصيت كرده است مرا كنار قبر امام زاده شعيب (عليه السلام) دفن كنند. اگر واقعاً اين دعا شرك است، دفن ايشان در كنار قبر امام زاده شعيب (عليه السلام) أولي تر از شرك است.

اين دعا نه تنها شرك نيست، بلكه عين توحيد است. بنده خودم هم اين افتخار را دارم كه شايد نزديك به 30 سال است كه هر شب ملتزم به خواندن اين دعا هستم؛ مگر اين كه در مسافرت باشم يا كسالت داشته باشم يا فراموش كنم كه كمتر هم اتفاق افتاده است. من اين دعا را عين توحيد مي دانم و حتي در شبكه وهابي المستقلة كه بعضي از شيعيان آمدند گفتند: «ما خدمت امام رضا (عليه السلام) مي رويم و مي گوييم از خدا شفاعت كن تا حاجت ما را بدهد»، گفتم: اين اقوال شيعه نيست و اين آقاياني كه مي آيند در آنجا و اقوالي را مطرح مي كنند، نظرشان نظر شيعه نيست و نظر مراجع عظام تقليد شيعه نيست و نظر ائمه (عليهم السلام) نيست و فقهاء و مراجع عظام تقليد ما همگي اتفاق نظر دارند كه اگر كسي خدمت امام رضا (عليه السلام) برود و بگويد: «يا امام رضا! از خدا بخواه تا حاجت مرا برآورده كند» يا بگويد: «امام رضا! حاجت مرا برآورده كن»، هر دو اينها عين توحيد است. چون كسي كه مي گويد: «امام رضا! يا امام حسين! حاجت مرا برآورده كن»، معتقد است آن قدرت و امكاناتي كه خداوند به امام رضا (عليه السلام) داده، آن حضرت مي تواند حاجتش را برآورده كند و مانند اين است كه كسي از حضرت عيسي (عليه السلام) بخواهد: «يا عيسي! فرزند من كور مادرزاد است، او را شفا بده» يا «فرزندم مرده است، او را زنده كن». آيا اين شرك است؟ خير، بلكه منظورش اين است كه «يا حضرت عيسي! يا امام رضا! خداوند كه هم چنين قدرتي را به تو داده و به إذن خدا هم اين كارها را انجام مي دهي، اين حاجت مرا هم به إذن الله تبارك و تعالي برآورده ساز يا اين مشكل مرا برطرف كن». اين كه در اين دعا مي خوانيم:

يا محمد يا علي! و يا علي و يا محمد! اكفياني فإنكما كافيان و انصراني فإنكما ناصران.

يعني:

إكفياني بقدرة الله و بإذن الله و انصراني بقدرة الله و بإذن الله.

و اين عين توحيد است و هر كس مي گويد اين شرك است، معني شرك را نفهميده است.

* * * * * * *

سؤال 10 :

در مورد اين آيه:

لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ

سوره فتح/آيه18

در بيعتي كه اصحاب رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) در جريان سفر حج كردند، بعد از اين بيعت، لازمه اش اين است كه جمع كثيري از اصحاب با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بيعت كردند و بعد از جريان غدير خم كه ما قائل به ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام) هستيم، اين تعداد زيادي از اصحاب كه در جنگ ها شركت داشتند و عده اي شهيد شدند و گرفتاري ها ايجاد شد، بعد از مطرح شدن ولايت أمير المؤمنين (عليه السلام)، اينها به تدريج خارج شدند. با توجه به اين كه خداوند از اينها اعلام رضايت كرده است، در ادامه مي بينيم كه از اين تعداد نفرات، حدود 10 نفر مي مانند و اين لازمه اش اين مي شود كه خروج اكثر، موجب استهجان است و از نظر اصولي هم ايراد دارد كه وقتي يك جمعي به صورت كلي ذكر مي شود كه من از همه شما راضي هستم و در ادامه مي آيد اين تعداد را تحديد مي كند. اين كه خداوند مي فرمايد:

رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ

آن مؤمنين چند نفر بودند؟ آيا در اعتقادات ما فقط به همان چند نفر اطلاق مي شود؟ يا اين كه مؤمنين، جمع كثيري از صحابه و كساني كه با پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) بودند اطلاق مي شود؟

جواب 10 :

اين كه در بيعت رضوان، خداوند از اينها راضي شده است، ما قبلاً مفصل جواب داده ايم و اين رضايت، مشروط به بقاء در مفاد بيعت است:

إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَي نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفَي بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا

سوره فتح/آيه10

هم چنين برادرمان حجت الإسلام و المسلمين يزداني هم مفصل در اين زمينه صحبت كرده اند.

افرادي كه در بيعت رضوان بوده اند، در قتل عثمان شركت داشته اند. أبو الغاديه قاتل عمار بود و پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) هم مي فرمايد:

إن قاتل عمار و سالبه في النار.

المستدرك علي الصحيحين للحاكم النيشابوري، ج3، ص387 ـ مجمع الزوائد و منبع الفوائد للهيثمي، ج7، ص244

ايشان جزء بيعت كنندگان در بيعت رضوان بود. در بيعت رضوان، به تصريح صحيح بخاري و صحيح مسلم، 1400 يا 1500 نفر شركت داشتند. در قضيه غدير، 120 هزار نفر شركت داشتند. بحث اين كه تخصيص اكثر، مستهجن مي شود، مشروط بر اين است آنجا بودند. خير، در بيعت رضوان 1400 يا 1500 نفر بودند و در غدير خم هم 90 هزار تا 120 هزار نفر شركت داشتند. اين اصلا ارتباطي ندارد.

* * * * * * *

* * * * * * *

* * * * * * *

««« و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته »»»





Share
1 | tabrizi | | ٠١:٤٣ - ٠٦ فروردين ١٣٩٠ |
File-e sooti-e een sokhanrani kojast?
2 | علي | , ایران | ٠٣:٠٨ - ١١ ارديبهشت ١٣٩٠ |
سلام ممنون
3 | علي زاد | , ایران | ٠٩:٥٢ - ١٥ خرداد ١٣٩٠ |
با سلام متاسفانه ما ماهواره نداريم و نمي تونيم بحثهاي شما رو گوش كنيم خواهشمنديم اين جور برنامه ها رو حتما" روي سايت قرار بدين همچون الان.سپاسگذار تمامي خادمين اهل بيت «ع»
4 | سيد علي موسوي | , عراق | ٠٤:٣٥ - ٣١ مرداد ١٣٩٠ |
با سلام خدمت شما:
على هستم از شهر كوفه شهر امام على(ع) من با نظرات اهل تسنن موافق هستم به اين دلايل:
1- خداوند در قرآن فرمودند حق مردم را بزركان و مسؤلين بايد ادا كنند و كشت و كشتار مردم و حق كشى حرام است اما در ايران مراجع از كشت و كشتار صحبت مىكنند و مردم را مثل آب خوردن مى كشند اين در دولتهاى اهل تسنن كمتر ديده مىشود.
آقاى دانشمند و حسينى قزوينى و محسنى و... همه كافرند جون به بزركان دين جون(ابوبكر,عمر و عثمان اهانت مىكنند).
و اينها را روزانه مى توانيد در كانال ماهواره اى (رسالت فارسى)ببينيد.
5 | دوستار اهل بيت | , ایران | ١٠:٢٩ - ٠٣ شهریور ١٣٩٠ |
آقاي سيد علي موسوي : يعني مراجع ما چگونه ( كشت و كشتار صحبت مىكنند و مردم را مثل آب خوردن مى كشند) ميكشند؟ دستور ميدهند به خودشان مواد منفجره نصب كنند ومردم كوچه وبازار شهر بغداد وكربلا ونجف وبصره و....وحرم امامين عسگري و....... منفجر كنند وفورا" رسول خدا دستانش راازآسمان درازميكند وروح آن عامل انتحاري را با خودش به بهشت ميبرد!!!!!!!!!! آيا مراجع مادستور مي دهند يا مفتي هاي وهابي شما فكركنم با توجه به ساعت ( نام و نام خانوادگي: سيد على موسوى - تاريخ: 31 مرداد 90 - 04:35:56 ) ثبت نظرت يا مست بودي يا خواب آلود ويا محتلم شده بودي ويا شايد هم بزرگان دينت را درخواب ديده بودي ويا شايد ديشب ختم كتابي را كرده بوده اي ؟؟؟؟؟ واما بعد مردم مصر وتونس ويمن وبحرين وليبي و... را چه كسي دارد مي كشد توجه كن (اين در دولتهاى اهل تسنن كمتر ديده مىشود) بازهم موضوع بالا پيش مي آيد يا مست بودي يا.........../ كاشكي نه سيد بودي ونه اسمت علي بود ونه فاميلت موسوي . واي برتو از رسول خدا خجالت بكش.واز همسايه كسي كه هستي حيا كن .وفقط با نظرات رسول خدا موافق باش درواقعه غدير.تحقيق كن وبررسي .
6 | عليرضا جعفري | , ایران | ٠٧:٥٩ - ١٠ شهریور ١٣٩٠ |
سلام دوستدار اولا ممنون از شما به خاظر اين سخنراني وقراردادن ان درسايت وليعصر
سپس اقاي به اصطلاح خودت اهل کوفه اگه اينو نمي گفتي چي ميگفتي اين کاراديگه نخ نما شده من خودم با کساني که درمسنجرها هستند وجرات ندارند خودشون رو سني معرفي کنند چون مي دونن زودي از کتب خودشون محکوم ميشن پس ميگن ما شيعه هستيم وحدالامکان هم ميگن زيدي چون اکثر مردم ايران فارس زبانن رو کرديم اگر يه نگاهي ميکردي عاملين فتنه وهابي هاي هستند که جواز قتل ميليون ها مسلمان شيعي را ميدن درصورتي که از نظر شيعه نمي توان کسي راکشت مگر قصاص کسي که شخصي راکشته اون هم بايد دادگاه عادل حکمش رابدهد ما ديگه اگر امثال تورو نشناسيم بعد اين همه ملق بازي بايد بريم بميريم
7 | دوستدار اهل بيت | , ایران | ٠٧:٥٠ - ١٥ شهریور ١٣٩٠ |
آقاي عليرضا جعفري با سلام :
شما هم متن جالب وخوبي را توضيح داده ايد مخصوصا"( درصورتي که از نظر شيعه نمي توان کسي راکشت مگر قصاص کسي که شخصي راکشته اون هم بايد دادگاه عادل حکمش رابدهد ) اين اصل اساس فكر و تعقل شيعيان است ؛ چه درحرف وچه درعمل .ما شيعيان هيچوقت بازيچه چهارتا مفتي وهابي تازه به دوران رسيده كه فقط به خاطر پولهاي ودلارهاي نفتي آل سعود اين چنين فتواهاي را صادر مي كنند وبه فكر عاقبت اين حرفها وفتواها نمي افتند بازيچه نمي شويم. ومن الله التوفيق
8 | دوستدار اهل بيت | , ایران | ٠٨:٠٩ - ١٥ شهریور ١٣٩٠ |
(به گزارش شيعه آنلاين، شبکه ماهواره اي MBC چندي پيش قسمت جديد مسابقه معروف "چه کسي برنده يک ميليون دلار مي شود؟" را پخش کرد. مجري اين مسابقه "جرج قرداحي" است. او يک مجري مسيحي سرشناس در جهان عرب است.

در اين قسمت از اين مسابقه يک وهابي سعودي شرکت کرده بود. پرسشي که مجري از او پرسيد، در مورد تعداد سوره هاي قرآن کريم بود. نکته تعجب برانگيز اين بود که نه تنها اين مرد وهابي نتوانست پاسخ اين پرسش را بدهد، بلکه به صورت تلفني از پدر خود کمک گرفت اما او هم پاسخ درست را نيافت.

رسوايي اين مرد سعودي به قدري ناگوار بود که مجري مسيحي با کمال تعجب گفت: آيا مطمئني تو يک فرد مسلمان هستي؟! آيا به قرآن ايمان داري؟! آيا تا به حال قرآن خوانده اي؟! چگونه پرسش به اين آساني را بلد نيستي؟!)
اين متن را حتما" همه دوستان خوانده اند . اين سوال برايم پيش مي آيد اينان كه قرآن را نخوانده ونه ميدانند حتي پدرش هم نمي داند آيا مطالب كتب صحيح بخاري و صحيح مسلم را هم مطالعه مي كنند كه بدانند اصلا" درست هست تااينكه بفهمند آيا تحريف صورت گرفته يا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
9 | دوستدار اهل بيت | , ایران | ١١:٥٨ - ٢٣ شهریور ١٣٩٠ |
همه مي دانيم كه كتاب انجيل وتورات حضرت عيسي وموسي (ع) دست خوش حوادث شده ومتاسفانه دستكاري وپردازش مجدد شده وهمه مسلمانان چه شيعه وچه سني ميگويند كه اعتباري درآنها نيست وقبول نداريم. حال چرا آقايان با اينكه مي دانند كتب صحيح بخاري و صحيح مسلم نيز دست خوش حوادث شده ومتاسفانه دستكاري وپردازش مجدد شده چرا اينقدر پافشاري وتعصب براي اين كه اين كتاب را هم رديف قرآن كنند من اين را نميفهم ودرك نمي توانيم بكنيم اين همه اصرارچرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!! كسي هست بگويد چرا؟/
10 | مهدي خبيري | , ایران | ١٥:٥٦ - ٢٨ شهریور ١٣٩٠ |
به سيد علي موسوي (سني يا وهابي)
کمي به نوشته هايت نگاه کن!!! زماني که وهابيون بسياري از سني هاي عربستان را کشتند تا قدرت را در دست بگيرند يادتان و يادمان نمي آيد. تعداد سني هاي عربستان خيلي خيلي بيشتر از شيعيان بود. ولي آن کثافتها کار خود را کردند و سني ها را نيز بدجوري کشتند. نکنه وهابيها اولش شيعه بودند!!!
ديني که بزرگانش ابوبکر و عمر و عثمان هستند و در کتابهاي خودتان هست که در غدير از اولين بيعت کنندگان بوده اند، تعجبي ندارد که اينطور تحريف شده باشد و هر حرفي را در کتابها و شبکه هاي ماهواره هاي شان بزنند و به جاي بحث علمي با بازي کردن با احساسات مردم آنها را متقاعد کنند.

اگر مي گويند کتابتان تحريف شده است ، دليل علمي يا ديني يا منطقي و يا فلسفي و عقلي و ... بياوريد ، چرا شعر "خورشيد و شب پره" ميگوييد؟!!!

اين علماي سني مذهب در روز قيامت بايد پاسخ تحريفاتي که مي کنند را به خدا و رسول و اهل بيت بدهند. و بعد بايد پاسخ مردم سني فريب خورده اي را بدهند که سالها پا منبري آنها بوده اند و اين علما ، حقايق را از آنان کتمان کرده اند و گمراهشان کرده اند .
11 | سعيد | , ایران | ١٢:٠٤ - ١٥ آذر ١٣٩٠ |
با سلام

گويا املاي درست کلمه، لاطائلات است و شما در چندين مقاله، لاتائلات نوشته ايد
به تايپيست تان بگوييد اصلاح کند

موفق باشيد
   
* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
  

آخرین مطالب
پربحث ترین ها
پربازدیدترین ها
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو | جستجو | پیوندها | لیست نظرات | درباره ما | فروشگاه | طرح پرسش | گنجینه ولایت | نسخه موبایل | آثار و تألیفات | العربیة | اردو | English